سال نو مبارک

 

                                                     بسم الله الرحمن الرحیم

(پس خداوند دعایشان را مستجاب کرد وگفت من عمل هیچکدام ازشمارا چه مردباشدچه زن ضایع نمی کنم شما همنوع هستیدوازجنس یکدیگر.پس آنها که در راه خداهجرت کردند .درحالیکه ازخانه هایشان رانده شده بودندودرراه من سختی و آزاردیدندوجنگ کردندوکشته شدندبدونتردیدتمامی گناهانشان رامحومی کنم دوآنهارادربهشت هایی که نهرها درآن جاری است واردمی کنم .این پاداشی از جانب خداونداست وبهترین پاداش ها نزدخداست .جولان دادن پیروزمندانه کافران درشهرها تورانفریبد.این بهره ناچیزوچندروزه دنیاست .پس ازآن جایگاهشان جهنم است .وچه بدجایگاهی است این جهنم. اماکسانی که حرمت اوامر پروردگاررا نگاه داشتندبرایشان بهشت هایی است که نهرهادرآن جاری است وآنهاهمیشه مهمان خدایند.وبدانیدانچه درنزدخداست برای نیکان بهترین است ونیزازاهل کتاب (همه ادیان الهی) کسانی هستندکه به خداوندوآنچه برشمانازل کرده ایم وآنچه برآنها نازل شده است ایمان دارندوآیات خدارابه بهایی اندک نمی فروشند پاداش آنهانزدپروردگارشان محفوظ است بدون شک خداوندحسلب هارا سریعا رسیدگی می کند .ای همه کسانی که ایمان آورده اید صبرپیشه کنید ودرمقابل دشمنان استقامت داشته باشیدوهمواره آماده باشیدوحرمت خدارانگاه دارید امیدآنکه رستگارشوید) سوره آل عمران آیات صدونودوپنج تا دویست

*عیدجهانی نوروز برخانواده گرانقدر شهیدان سبز

 و زندانیان بیگناه زنداهای ایران وجهان  و حق خواهان درکشور ستمدیده سوریه ودراضعاف بحرین

                                                                                    وهمه حق طلبان درسراسر جهان مبارک وخجسته باد

 *ای( الهه اصل ولایت فقیه ) وای خواص ایران ما

( بدان که باطل رفتنی است.)آنچه شما به آن دل بسته اید فقط یک ( فریب ) است.

(بدانیداین دنیاجزبازیچه ومجموعه ای ازخواهش ها وهوس های سرگرم کننده نیست درحالیکه زندگی جاویدبرای کسانی که حرمت خدارانگاه میدارندبهتراست. چرا عقل تان را به کارنمی اندازید؟)سوره انعام آیه سی ودو

اسفندماه نوروزی.خوزستان محروم وفراموش شده. منتظری درانتظارنور

قاب وارونه ( ارتداد ومن  =شیطان)


/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}     بسم الله الرحمن الرحیم ( آنچه را ازقرآن پروردگارت به تو وحی شده است تلاوت کن. هیچ چیزکلمات قدرتمنداوراتغییر نمی دهد وهرگز پناهگاهی جزاونخواهی یافت) سوره کهف . آیه بیست وهفت                                                  *****************                                                بسم الله الرحمن الرحیم (بگوای اهل کفر.آنچه را که شما عبادت می کنید عبادت نمی کنم . شمانیزآنچه رامن عبادت می کنم عبادت نخواهیدکرد .پس من پرستنده چیزی که شما پرستش می کنید نیستم .شمانیز پرستنده آنچه که می پرستم نیستید.  پس دین شما برای شما.ودین من برای من) سوره کافرون                                                *****************   (این قرآن فقط پندنامه ای برای جهانیان است وخبرحقانیت آن رابعدازمدتی درخواهیدیافت)  سوره ص .آیات هشتادوهفت وهشتادوهشت                                                                              قاب وارونه ( ارتداد ومن  =شیطان)  درادامه قاب وارونه ارتداد بامن همراه هستید. (وقرآن راتلاوت می کنم پس هرکس به راه خداهدایت شداین هدایت به نفع اواست. وهرکس گمراهی پیشه کردبگو من فقط یک هشداردهنده ام.بگو ستایش مخصوص الله است وبزودی(زمان زمان) آیاتش رابه شما نشان خواهد دادتا آنها رابشناسید وبدان که پروردگارت ازعملکردتان غافل نیست)سوه نمل آیات نودودو ونودوسه در قبل از این مطلب آورده شد که انتخاب نقش عمده ای درسرنوشت نوع انسان وجن دارد. سنت قرآن برآنست که چرایی انتخاب اکنون ما رادر زندگی مستقیما به انتخاب ملائک وابلیس در عرش و آدم وحوای س بهشتی عودت می دهد.باتوجه به آنکه بعداز انتخاب جن ملک که اساس شیوه وراه مجموعه ای از شیطان وملک  وانسان را شامل میشود وبعداز هبوط آدم برزمین زیرمجموعه این گروه هاجبرا در دنیا به ادامه بقای خوادامه خواهندداد تا پایان زمانی که به ان (مهلت) وعده داده شده گفته میشود این مهلت با پایان دنیا همزمان است  (پروردگارت به فرشتگان گفت می خواهم برای شما  بشری ازگل بیافرینم. پس هنگامی که قامت اورا ساخته وپرداخته کردم ازروح خویش دراودمیدم گفتم اکنون *همه سجده اش کنید.*همه فرشتگان به سجده افتادند) سوره ص آیات هفتادویک هفتادو دو. وهفتادوسه دراین آیات به تشکیل امت واحده قبل ازهبوط آدم س ودرجهان ماوراءاشاره میشود لازمه ساختن امت واحده حضور الله .پیامبرومخلوقات در تسلیم محض به توحیداست .امابعدازعصیان ابلیس این امت درآفرینش با بدعت الله به مسیر انتخاب وآزمایش تغییرمسیرپیدامیکند (خداگفت ازاینجاواین مقام بیرون شو که تومطرودی بدان که تاروز قیامت  نفرین من برتوباد. ابلیس گفت پس لا اقل تا روزقیامت به من مهلت ده . خداگفت تواز مهلت داده شده گانی ولی تا روز وزمان معین) ( ابلیس گفت به عزتت سوگندکه همه آدمیان را گمراه خواهم کردمگر آنهاکه ازبندگان خالص تواند )  سوره ص آیات هشتادودو وهشتادوسه  روزبرخاستن .روز قیام کردن.روز ایستادن وروزتسلیم مجدد به یکتا خالق جهان هستی الله .روز وعده داده شده خلق میشود .این روزقیام قرینه اعراف است( آیه صدوهفتاد دو).ودرموقعیت باش آینده؟ نه آینده ای برای گروه شیطان وپیروان انس وجن او رقم نمی خورد. هرزمان که انسان وجن دچارجنون وبیماری ارتداد بشوند زمان برای آنها درتوقف خواهدشد . وعده قول جبری انتظار برای رسیدن مهلت .ادعای مدعیان دیانت؟  رابرای تشکیل امت واحد مذاهب مختلف ابعادنگاه  انسان وجن دردنیارابه شکل باورنکردنی درتزایدسوآلات  پرازتردید قرارمیدهد اکنون ودرزمان ما باوربه موقعیت باش الله دربعدزمان که کلمه روزقیامت نشانه پایان وعده مهلت است وخواهدبود این باش دربیان الله دروحی الله درگفته الله درتقارن قرارمیگیرداگرچه یقیین ایجاب می کندکه انسان باوربداردکه گفته الله دچارتزلزل  میشود تغییرنمی پذیردو مردودنمیشود. واینک بیشتراز هرمقطع تاریخ بشری همه مادرمسیرشتاب بسوی زمان وعده داده شده درچرخش زنجیره هستی به هم نیاز داریم تا بتوانیم از این فرصت ممکن یکدیگررا بسوی نورهمراهی کنیم.  برهمه دینداران است که با گزینش انتخاب برترخود درزندگی امروزحداکثر استفاده رابرای ابلاغ دین توحید بعهده بگیرند. دراکنون ما آنچه به نام دین توحیددرجهان جعل میشود تنهانشانه ای زشت ازگستردگی ارتداددردین الله است. بی شک زیبایی دین توحید درقتل عام همنوعان نیست .کمال دین توحیدگذشتن ازهنجارهای حقوق بشری نیست . آرمان دین توحید تجاوز به عنف وتجاوزبه محدوده اندیشه وعقایدانسانهانیست .دین توحید دین هیچ (حکومتگری) نیست. دین توحید دین بشارت به انسانهاست .دعوت است به تغییر کالبد فرسوده ومرده پیشینیان که طی قرون متمادی به ما به ارث رسیده است .این کالبد اکنون ازآن ماست . گذشته و حال وآینده ما زندانی این کالبداست .برای بسیاری گذشتن ازعاداتی که به ارث برما تحمیل شده است بسیارسخت است آزاردهنده است . اما من ایمان دارم که مامی توانیم ازکالبد مرده پدران خویش انسانهایی زنده وبیدار را بسوی آینده دعوت کنیم .آینده فقط ازآن کسانی است که به دین توحید ایمان بیاورند اغراق وتفریط درمادیگرایی وتکاثرمذاهب گوناگون ساخته وپرداخته شده بشر دیروزاکثریت جهان انسانی امروز را از دین توحید دورکرده است .من از شما دعوت می کنم که قرآن را کتاب بزرگ آخرین پیامبر ادیان توحیدی را که مکملی است ازگفته ها وقول های الله درکتب دیگر الهی مطالعه کنید وشایدکه ازخود بپرسید اکنون شمادراین جهان بزرگ روسوی کجاکرده اید؟                                         ******************************        قبل ازاین خواندید درتبیین داستانی واقعی درقرآن در بالاترین مکان دربلندترین مکان .دربعدمکانی اوجی به نام عرش ابلیس به تنهایی درمقابل الله ازحق (گفته الله) رویگردان میشود وطغیان میکندو قبل ازاین گفته شدکه ملائک نیز از پدید آمدن مخلوق ویژه ای به نام آدم درتردید ودوگانه اندیشی زبان به اعتراض می گشایند. ما با نگاه دقیق به وقایع آمده درعرش با دوگروه در دوحالت کفر وناسپاسی کامل .یک ( ابلیس) و ملائک یا جن درخطر ارتدادازصداقت در( پیش گویی آینده مخلوق انسان.آنها درالقاء وتلقین اوامرالله به بندگان محتمل است که  دچارلغزش بشوند)ودرگروه دوم انسان که با مسئولیت و تعهد آدم به اهمیت توبه در توحید را در زمین دنبال می کنیم.  (ابلیس گفت به عزتت سوگند که همه آدمیان راگمراه خواهم کرد مگرانها که بندگان خالص تواندخداگفت قسم به حق و آنچه می گویم حق است که جهنم را از تو وازتمام کسانی که ازتوپیروی کنندپرخواهم کرد.)  سوره ص.آیات هشتادودو.هشتادوسه . هشتادوچهار آیاتی که دربالاخواندید داستانی است واقعی وجبری که قبل از این درقابی جداگانه درباره ارتداد ملائک وهشدارالله به انها گفته شد بعداز هشدار عذاب است که سرنوشت ابلیس درمسیراین ارتداد به عذاب الله ختم میشود اودرعناصرخوددچارازهم پاشیدگی میشود (باید دانست این داستان همانگونه که درعرش نکته به نکته از زبان الله الله الله گفته میشود همزمان اتفاق می اقتد ودرموقعیت جبرقرارمیگیرد.ودرجمله ای آسان هرآنچه  گفته میشوددرموقعیت باش قرارمیگیرد و نوشته میشودوازان زمان تا اکنون همچنان  درموقعیت باش قرارداردآنچه درزمان ما واقعی میشود  قرنها وقرنها قبل تبدیل به اراده موجودشدن کلمه دراراده ( باش ) الله  شده است .هرپدیده ای که خلق میشود درموقعیت باش درجبری همزمان مکتوب میشود (هیچ مصیبتی درزمین ودرمال وجانتان** نخواهدرسید مگرپیش ازآنکه زمین را بیافرینیم آن مصیبت درکتابی ثبت شده باشد.بدانیدکه این کاربرخداسهل و آسان است) سوره حدیدآیه بیست ودو (بدانیدهیچ مصیبتی جزبه فرمان خدابه کسی نمی رسد پس اگربه خدا ایمان بیاوردقلب اورا به راه نجات وآرامش هدایت می کند بدانیدکه خدابرهرچیزی آگاه است)سوره تغابن آیه یازده کلمه .گفته (قسم به حق وآنچه من می گویم *حق است).باعلم به این جمله تنها حق درمکتوب جبرمیشود باش میشود میماند. تغییرناپذیراست وحاکم است . وقران کتابی زنده است که مکتوب  باش درآن متعلق به زمان آغازین آفرینش نوع  جن .بشر و البته موجودنوظهوریا بدعتی دروغین به نام شیطان است . برای زمان گذشته .حال و آینده قرآن همواره در موقعیت باش جبری دراختیارخواننده خودقرارمیگیرد.تاکید برآیه (هیچ مصیبتی درزمین درمال وجانتان نخواهدرسید) نیز تنها یک سخن ازالله نیست . مهیمن و مامنی است برای فرصت بازگشت .آیه بیست ونه سوره تکویر یک یاداوری ماناوبدون تغییراست . ( بدانیدشما همان چیزی رامی خواهیدکه خداوندآن پروردگارجهانیان اراده می کند) چون ما مصیبت وبلا می خواهیم اراده باش الله برآن حاکم میشود. وتاکبدبرفعل (شده باش)د هم نشانه ای است از عملی شدن خواسته ما.درکتابی ثبت شده است انچه اکنون ما می خواهیم . نچه ما اکنون می خواهیم د آن ( خداوندآنچه بخواهدخلق می کندزیرابرهرکاری تواناست) سوره نورآیه چهل وپنج   خواسته الله همانا اراده باش الله  است .رداین گفته حق ارتداد است ورویگردانی ازحق .اما ما می توانیم با تغییر درخود وبازگشت به گواهی خوددراعراف سرنوشت خودرا دیگرگون کنیم. (آن روز حق است پس هرکس بخواهد می تواندراهی بسوی پروردگارش برگزیند) نباء آیه سی ونه  توبه آدم درعرش بسیار اهمیت دارد هرکس که بتوانداین تغییر رادرخودبوجودبیاورد ایمان داشته باشد که ژن آدم س را بسلامت باخود داردواگرتوبه نکند او دچارکفروشرک است وازسهم شیطان. توبه علامت زیبایی است از سلامت جسم وروح وآدم موجودی سالم وتوانابوده است ) که قبل ازارتکاب به طغیان آدم س وحواس دربهشت بین الله وشیطان درعرش به حق یاقول جبری یاوعده تغییرنیافتنی درسرنوشت نوع انسان وجن بدل شده است .شیطان دربهشت موفق نمیشود که آدم وحوارا ازسهم خود( جهنم)کندچون الله طریق  توبه را به آنها می آموزاند. درقابهای گذشته  گفته شد که درزمانی فراترازتصور جهان ما جز از آب نبوده است. این آب همواره در جزر ومدوچرخش جبری ( طواف برگردالله)بوده است عرش الله بر روی این آب ثابت بوده است. (انسان موجود بی ثبات وضعیفی است).( هرکه برروی زمین است فانی است .  .هرچه ازعنصرخاک است. نابودشدنی است   فقط الله ثابت است ودرثبات یکی است.(وفقط وجه پروردگارصاحب جلال و گرامی ات باقی میماند.سوره رحمن) (اوکسی است که آسمانهاوزمین رادرشش روزخلق کرد درحالیکه عرش او*بر روی آب بود تاهمه شماراامتحان کندومشخص شود کدامتان عملکردبهتری دارید.ای پیامبراگربگویی همه شمابعدازمرگ زنده خواهیدشدبی شک بی ایمانان می گوینداین جزجادویی آشکارنخواهدبود)سوره هود س.آیه هفت   دراین آیه ازنافرمانی بی ایمانان گفته میشود که باحضورپیامبرنیز آیات الله را انکار ومردود می دانند . یکی از اوهام این گروه نفی روز قیامت یاترس از باور زندگی مجدد است . ( واهل کفرگوینداین چیزعجیبی است آیاوقتی مردیم وخاک شدیم دگرباره زنده خواهیم شد؟ این چنین بازگشتی بعیداست) سوره ق قسمتی ازآیه دو و آیه سه ( اما ماآنچه را زمین ازبدن آنها می کاهدمی دانیم. زیرادرنزدماکتابی است که همه چیزدرآن محفوظ است.آنها هنگامی که حق بسراغشان آمدآن راتکذیب کردندوبه همین خاطر در امورپریشان خودمتحیرند) سوره ق آیات چهاروپنج براستی چه چیزی ازبدن کافران کم میشود که تکذیب آیات منجربه آن میشود؟آیااین باعث حیرت نیست که یک انسان با رد گفته معنوی الله درمادیت جسم خود درخطرابتلا ء به تغییر وتخریب قراربگیرد ؟ (وبیادآرهنگامی که پروردگارت ازپشت بنی آدم همه فرزندانش رابرگرفت وخطاب کرد. آیامن پروردگار شما نیستم ؟ همه گفتند آری هستی و ما گواهی می دهیم.این کارراکردم تاروزقیامت نتوانید بگویید مااز آن بی خبر بودیم وحتی نگوییدکه پدران ماپیش ازاین مشرک بودندومابعدازآنها آمدیم وتومی خواهی به جرم اهل باطل مارامجازات کنی) آیات صدوهفتادودو وصدوهفتادوسه  ازسوره اعراف در این آیه اشاره شده است به خلقت جبری کل انسانها قبل ازآغازدنیا و گواهی امت واحده ای  ازنوع بشرکه به یکتایی الله گواهی داده اند. الله ازهمه ما پرسیده است که ( آیامن پروردگار شما نیستم ؟) وما پاسخ داده ایم( آری هستی وماگواهی می دهیم.) درواقع همه ما مردم جهان یک قول از گفته الله یا یک کلمه ازکلمات جبری اورا درموقعیت باش پذیرفته ایم کلمه ای که تغییرناپذیراست .جبرا نباید تغییرپیدا بکند . وهمه مابه جبراین کلمه ایمان آورده ایم . ایمان به حق و قولی که درجبراست نباید تغییر پیدابکندنمیشودآنرا تغییرداد .ونمیشود آنراتحریف کرد .نمیشود آنرا تجزیه کرد . نمیشودآنرا ردوانکار کرد. (وهنگامی که سخن می گویید(می گویید.می گویید.ببینید دراین آیه الله بندگانش راهشدارمی دهدکه هرگاه گفته ای را بیان می کنند درموقعیت باش قرارداده میشود انسانها آنگاه که جبررا برگفته خودبه اراده تبدیل کنند جبرانباید ازان روی برگردانند)عدالت را رعایت کنیدحتی اگربه ضررنزدیکانتان باشدوهمواره به پیمانی که باخدابسته ایدوفاکنید این چیزی است که خداوند شمارا به آن وصیت می کند شاید پندگیرید) سوره انعام قسمتی ازآیه صدوپنجاه ودو (ای اهل ایمان چرا چیزی رامی گویید که به آن عمل نمی کنید این نزدخداوندگناه  بزرگی است که چیزی رابگوییدوبه آن عمل نکنید) سوره صف آیات دووسه. ماجبرتسلیم دربرابری دربرقراری نظم یک عدالت جبری را پذیرفته ایم آیه . قول حق وجبری که باهمه استعدادها وتواناییهای خاص بشری ازتغییروتحریف وتجزیه آن ناتوانیم. دراین آیه همه انسانهابه  جبریک قول یا حق ( قسم به حق و آنچه میگویم حق است) آگاهی پیدامی کنند .همه *میدانند .همه* می شنوند همه می بینند .درک دارند چون به حق عاقلانه تسلیم شده اند.ودر تسلیم شدن  جبری نوع انسان به گفته جبری الله همه وحدت کلمه دارند. باتوجه به آیات سوره صف هرگاه انسان در وعده با الله  تعمدا وغیرعامدانه دچارخلف درعمل بشود استغفارلازم است دراین زمان هنوز آدم درعرش ساخته وپرداخته نشده است وابلیس به طغیان  اقدام نکرده است بهشت برای نوع بشر بیگانه است .عرش وبهشت. دوزخ .دنیا هنوز تبدیل  به کلمه نشده اند ودرموقعیت کلمه ( باش) قرارداده نشده اند.  یک امت واحدازمسلمانان (همه گفتندآری هستی) یاهمه مردم جهان .دربی نهایت  فاصله جبری زمان  امت های متفاوت برای انسان .برای جن ملک .برای نوع وحش  تشکیل شده است وهمه به یکتایی ویگانگی الله گواهی داده اند توچطور ای اصل ولایت ؟توچطور؟آیا توبه پیمانی که با الله بسته ای وفاکرده ای ؟ شما چطورمجالس چندگانه ایران ما؟ وشما چطور؟پس چرا شیطان را می پرستید؟ (بی شک خدا ازپیمانی که با اوبسته اند همه آنهارا بازخواست خواهدکرد) سوره احزاب قسمتی از آیه پانزده یکی ازسوآلات جبری از همه ما پاسخ به این پرسش است (چرایی  پیمان شکنی) . گواهی نوع بشر درسوره اعراف را هیچ انسانی نبایداز یادببرد. (ای پدرم .شیطان را پرستش مکن شیطان نسبت به خدای رحمان نافرمان بوده است ) سوره مریم آیه چهل وهشت این آیه از زبان ابراهیم س در دعوت  پدرش آذربه دین توحید آورده شده است همه ما می دانیم که مردمان وخواص زمان این پیامبر بت پرست بوده اندوپدر ابراهیم س یک بت تراش بوده است .دراین آیه ابراهیم  س صریحا بتها را شیطان می خواند ( وآنهاراازآن دسته پیشوایانی قراردادیم که مردم رابسوی آتش دعوت می کنندودر روزقیامت یاری نمی شوند)  سوره قصص آیه چهل ویک این آیه خطاب به فرعون (امام درآیه عربی قرآن  فرعون امام خوانده میشود) امام یا پیشوای جهنمیان آمده است .درسوره ق مااز شیطان فرستاده شده (یا قرین .قعید .عتید )گفتیم همانطور که بت در سوره مریم  س از نوع شیطان است فرعون نیز از انواع شیطان است .ولی زمینی . شاه .امون . وگوساله طلایی.قوانین و..همه از انواع شیطان هستند درپرستش آمون یا بت ما بایک موجودغیرزنده روبروهستیم .همانطورکه ابراهیم س .محمدص ودیگرپیامبران وایمان آورندگان  دعوت کننده مردم به بهشت هستندانواع واقسام شیاطین . وانس زمینی ولی.شاه .فرعون و..... دعوت کنندگان مردم به جهنم هستند (ابلیس گفت اکنون که مراگمراه وحیران کردی برسرراه راست تو به کمین آدمیان می نشینم) سوره اعراف آیه شانزده   . شیطان موجودی است که ازدیدن شنیدن .درک و احساس وعقلانیت درافول است.درنفی زندگی  است. همه مظاهرنعمت وبرکت دراوسوخته است .فرعون نیز چنین کسی است .به انسانها درقرآن ودرسوره ناس هشدارداده میشودکه ازشر وسوسه های شیاطین انس وجن به الله پناه ببرید.مگرمخلوق  انس چه فرقی با انسان  با ایمان دارد؟در پناه الله مگرچه چیزی است که بدن مومن (=ایمنی بخش)را ازاستهلاک نجات می دهد؟     ( آیا ازغیب خبردارد؟یاعهدوپیمانی از خدای رحمان گرفته است ؟( می گوید می گوید فعلی برای زمان حال .رد جبر وموقعیت باش در گفته  اومکتوب میشود وانسان  خودمختارآنچه می گوید درجبر باش میگیرد . می گوید می گویدنماز وروزه دراولویت حکومت اونیست  وهیچکس نمی پرسد چرا؟. شیطان انس می گوید لازمه ورودبه بهشت همراهی با حکومت اوست وهرگاه انسان چنین بگوید درموقعیت باش شیطان قرارمیگیرد آنچه می گوید در ردگفته الله است  رد مالک بودن بهشت .رد وقف موجودیت انسان . در آیه( نماز من وتمامی عبادت من و زندگی ومرگ من از ان الله آن پروردگار جهانیان است) وقتی پیامبرچنین میگوید آنچه می گوید مکتوب میشود باش میشود واقعیت پیدا می کندو اگاهانه تسلط الله را می پذیرد. وهمواره درعذاب گرفتارش می سازیم وچیزهایی را که به آن دل بسته است( دلبسته است)از اومی گیریم تا تک وتنها نزدما بیاید زیرا آنها خدایانی به غیر الله اختیارکرده اندتا به گمان خودمایه عزتشان باشد ) سوره مریم س آیه هفتادوهشت تاهشتادویک ( وابلیس گفت. به عزتت سوگندکه همه آدمیان را گمراه خواهم کرد مگرآنها که بندگان خالص تواند) سوره ص آیات هشتاد دو وهشتادوسه وشیطان به این سوگندعمل میکند وآدم س وحواس را تشویق به عصیان میکند وانهامرتکب به سرکشی از امرالله می شونداین سرکشی آدم س وحواس برای شیطان یک پیروزی است اوبخت خودرا برای سوزاندن و تغییرهویت دربندگان الله می آزمایداینست که این وهم دراوایجادمیشودکه حاکمیت جهان وعام مخلوقات ازان اوست واومی تواند  آنهارابه عنصرخوداتش تبدیل کند.ودراینجا برای شما ازتشابهات می آورم درزندگی معمولی ازعنصرآتش جزآن انواع که ازبلایا ونعمات آسمانی والهی است مثل رعدوبرق ( توجه کنید به ایمنی رعدوبرق اگرالله بخواهدموجب بارش باران میشودواگرالله نخواهد؟).رخدادآن تحت حاکمیت الله است اما انواع دیگرآتش بوسیله انسانها تولیدمیشوندیعنی اقتدارانسان بالاتر است ازاقتدارآتش برخودش .یعنی انسان می تواندشیطان را تحت تسلط خودش دربیاورد. ومعدوددراقلیت انواع آتش که جزو بلایای آسمانی میشوند را ما می توانیم ارسال شیاطین به حساب بیاوریم زیرا انسان دربرابرجبر ظهورآنها ناتوان است. ای خدایگان مجالس چندگانه ایران ما متلاشی کردن امتی که وجود الله رابا ایمان به ( امام آتش =اصل ولایت فقیه) ردمی کنندبسیارآسان است .واکنون زمان برای شما درتوقف است وپشت سرشما آینده شماست .پشت سر . همان گذشته ای که درآن شیطان جامانده ورانده شده از قافله ملائک تنهارها شده است.وکافران ومشرکان وظالمان ازآن جهنم اوهستند .چرابیدارنمی شوید؟چرا از الله نمی ترسید؟  آیه (صدوهفتاد ودواعراف)زیباترین شکل بیان تشکیل امت واحده رانشان میدهد.می بینیدکه فقط در صورت ایمان ویقیین همه انسانهاو تمامی گروه جن به یگانگی الله  میشود که امت واحده توحیدی یا اسلامی (اسلام = تسلیم محض بودن)تشکیل بشود. این قاب اختصاص داده شده است به مطلب مهم تشکیل امت واحده یا مدیریت کلی جهان اما شایسته است که اشاره بشود که هیچ جامعه ای درجهان ( فراموش نکنید دین توحید یک دین جهانی است)بدون دین قادربه ادامه حیات نیست اگرجامعه ای اکنون هست باید گفت که دین بازدارنده ومانع مرگ ان جامعه بوده است. فرزندان بنی آدم س در قبل ازآغازطلوع دین محمد ص همه درجبر پذیرش مرگ(همه گفتند آری هستی سوره اعراف آیه صدوهفتادودو)ازراه بلایای زمینی وآ سمانی بوده اند. درامت واحده فقط وتنها ایمان آورندگان ازمرگ جبری این بلایا مستثنی بوده اند تنها بازماندگان ونجات یافتگان از بلایا مومن ومتقن به دین بوده اند. (پس چرادرمیان مردمانی که قبل ازشمابودند به جزعده اندکی که آنهارانجات دادیم خردمندانی نبودند تامردم را ازفسادوتباهی نهی کنند؟ بدانیدکسانی که *ظلم کردندبه دنبال لذت های دنیوی رفتند وگنه کارشدند وپروردگار توهیچ شهری را که مردمش مصلح اند به ستم نابود نمی کند* نمی کندبازهم زمان ازگذشته تا به اکنون  ادامه دارد)  سوره هود س آیات صدوشانزده .صدوهفده (مامردمی راکه قبل ازشمابودند. بودند؟چون *ظلم کردندوبه پیامبرانی که بادلائل روشن بسویشان آمدندایمان نیاوردند نابودکردیم. بدانیداین چنین مجرمان را مجازات می کنیم (مجازات می کنیم . دقت بکنید به زمانی که ادامه دارد مجرمان اکنون هم نابودمیشوند تجزیه میشوند میمیرند .مجرمانی باچشمان کبود.در دیگرشدن به آتش .درکهریزک حرام درخلوت درانزوا وشیطان موجودی همیشه گریزان ازجمع است وطعمه خودرا همواره رهامی کند  منزوی است ملول است بیماراست.)سوره یونس س آیات سیزده وچهارده (سرانجام پیامبرانمان واهل ایمان رانجات می دهیم ( نجات می دهیم؟ازفرمان به جمع نجات دهندگان می گوید نجات دهندگان درتسلیم موقعیت باش قراردارندواین فرمان دربعدزمان محصورنمیشود هیچکس نمی تواندمانع ودافع باشد از انجام جبری که درموقعیت باش الله قرارگرفته است )زیرا نجات اهل ایمان برما حقی واجب است)   سوره یونس  س آیه صدوسه وظالم.درقرآن همانا کسی است که آیات الله را.حقایق راوکلمات الله را چون پیشوای خودشیطان مردود میداندوانکارمی کند. ظالم مخلوق بودن خودراردمی کندو به خودش ستم می کند. دیدن. شنیدن .درک درست رابرخود حرام می کند خودرا باطل می کندبا تغافل جسم خودرا رها می کند. به خودفریبی ابلیس درعرش برمیگردیم نتیجه تغافل او خودکشی یک ملک است وتبدیل شدن اوبه عنصرآتش .کافر.مشرک .گمراه و کل گروه ارتداد درواقع خودکشی می کنند اگرچه دیگرکشی نیزاز اعمال این گروه نباشد.تبدیل شدن انسان به آتش همانا مرگ انسان ونیستی است . وعجیب نیست که چنین موجودجدیدی دراوج حقارت حکومت ولذت  بودن دردنیا را برواجبات دین الله دراولویت می داند .حلال را حرام وحرام راحلال می بیند .چنین کسی علاوه برعدم تشخیص حق ازباطل لاجرم گنه کارهم خواهدبود (آیه سوره هودس دربالا)مقایسه کنیدکه ابلیس وجودعنصرخودرا دربرتری بر آدم خاکی می دانست .این نسل انسان  نابودی وجود خوددرا درهمراهی باابلیس ودرموقعیت قعید بودن نمی داند.انسان محتاج است به قیام . برای ماندن .برای ادامه حیات (الله گفت  دوگانگی درپرستش راکناربگذاریدزیرا او خدای یکتاست  تنهاازکیفرمن بترسیدآنچه درآسمانهاو زمین است متعلق به اوست حتی دین ازاوست اگرمی فهمید چراازغیرخداخوف دارید)سوره نحل پنجاه ویک   دراین آیه الله اشاره می کندبه کسی که ازغیرالله می ترسد .وازاوبه نام مشرک یا دوگانه پرست یادمی کند . الله باورچنین کسی راهم بخوبی زیرسوآل می برد. دوگانه پرستان آسمانهاوزمین را ازآن الله نمی دانند. چنین کسانی ابداع کننده ادیان موهوم میشوند وآنها آگاهانه به اینکاراقدام می کنند .درلابلای پنهان پندارهایی که بیان می کنند وجودالله را قبول دارند اما درتضاد باچنین اوهامی بازالله ازآنها می پرسد(اگرمی فهمیدچراازغیرخداخوف دارید)یعنی انکه این گروه نمی فهمند . ترس از غیرالله ولی .شاه .فرعون .علامت اینست که به مرحله یقیین دریکتابودن الله  نرسیده اند      (ازمردم نترسید ازمن هراس داشته باشیدوآیات مرا به بهای اندک دنیا نفروشیدوبدانیدهرکس که براساس آیات خداحکم نکند ازکافران خواهدبود) سوره مائده آیه چهل وچهار درپشت سنگرمذهب . مسجد. بیت المقدس. کربلا. حتی در لحظه طواف مسلمانان در لحظاتی که هیچ مرزی بین انسان وانسان وانسان والله قرارندارداونومیدانه  درسنگری ازوهم پناه میگیرد. مسجد وسجده گاه مکانی نیست که اورا امنیت و آرامش ببخشد ورهاشدن دروهم به دلیل ترس اوست . ازواقعیت ازچیزی که نمی بیند .نمی شنود . نمی تواند. حس کند درک کندبفهمد.بپذیردمی ترسد . اینست که  اجازه خودرا براجازه الله اولویت می دهد. به آیه وگفته الله تجاوز میکند اجازه خودرا جایگزین اجازه الله می کند .با وهم باجنون میگویدمردان جدا وزنها جدا طواف بکنند چون می ترسد.اویک فراموش شده است . می ترسد فراموش بشوداین فراموشی ناشی ازفراموشی القائات شیطان درون است که به سبب روی گردانی ازحق به جبر الله با اوهمراه شده است. بیت المقدس و ضرار.مسجدپیامبر(بدانید مساجدازآن الله است سوره جن ومساجددراین آیه منظورکلیت مساجدجهان است وکنیسه ها .معابد کلیساهاو..راشامل میشودشیطان نمی تواندبرآن مسلط بشوداما انس می تواند ؟این آیه یک هشداراست نه انس هم بنده شیطان است.)کدام یک از این مساجدبایدازآن اوشود؟واما کعبه یا بیت الله الحرام یک مسجداست وازآن الله است اما اوبازنمی فهمد . مساجد وقف الله هستندهمانطورکه پیامبروپیامبران وایمان آورندگان همه وقف الله هستند.علی .حسن. حسین  و...... همه ایمان آورندگان وقف الله هستنداما اوبازهم نمی فهمد .هرکس پنداری جزاین داشته باشدارتداد می ورزد.به الله ومقام پیامبروبه مقام جمع ایمان اورندگان توهین واهانت کرده است ازمرزحق پارافراتر گذاشته است.ازتومی پرسم آیا مسلمانی هست که  بتواند الله .پیامبران را وایمان آورندگان را فراموش کند. درحالیکه انکار الله . پیامبران وایمان آورندگان نیزنشانه ای است ازوجودانها.تصرف کشورهای اسلامی بوسیله بعضی از اهل کتاب مذاهب مختلف در زمان ما درحالی اتفاق می افتدکه درکتاب الله (گفته) شده است که (فرمانروایی آسمانها وزمین ازان خداست ) سوره فتح  قسمتی ازآیه چهارده ( بدانیدلشکریان آسمان وزمین همه ازآن خداست وخداحکیم واگاه است) سوره فتح آیه چهار یعنی درصورت دستیابی به  سرزمینی خاص در واقع هیچ نقطه ای ازاین سرزمینها تحت تملک بعضی اهل کتاب  وکافران محسوب نخواهندشدواز نظرالله مالکیت آنها مردوداست . دردین توحیدبایدباورداشت همه سرزمینها همه خاک دنیاکه تحت حاکمیت انسانهاقراردارند درواقع ازان الله هستند.جای سوال است که انها چگونه ازمشروعیت ؟ حکومت خود می گویند چگونه از کشور( من) می گویند؟  بیان چنین سخنانی نشانه ارتداد گوینده سخن است بایدبدانیم آنچه ما می گوییم ومی خواهیم چون گفته های الله درجبرموقعیت باش هستند . اگراز حق الله بگوییم اراده باش یک ایمان اورنده را برخودجبرمی کنیم . واگر از باطل .حرام ومردودبگوییم خودرا بسهولت دراختیار شیاطین قرارداده ایم . هرچه الله ( بگوید) جبراخلق میشود گفته او موجودمیشود نابودی آن .تجزیه گفته الله  مردود میشود وهرگفته ای که انسان( بگوید) براوجبرمیشودودرموقعیت  باش گفته های فردیت انسان قرارمیگیرد به آیات دو وسه در سوره صف توجه کنید الله از گناه عمل نکردن به گفته ها توسط انسان می گوید .وقتی انسان میگوید( آری توپروردگار من هستی) گفته اودرجبر ودایره ایمان آورندگان مکتوب میشود  وانسان هرعمل دیگری که درتضاد با این گفته مرتکب بشود اورااز دایره ایمان آورندگان خارج میکند. مانند سامری که یک ایمان آورنده بود اما تبدیل به طاغوت شد.آیه پنجاه ونه سوره نساء هم همین نکته را می گوید .جداشدن ازدایره ایمان آورندگان یعنی در معرض انشقاق وانفطار و تجزیه قرارگرفتن( انفجارماده راتسریع کردن).یعنی فرارشدن .شیمیایی شدن . یعنی ازگردونه خاک خارج شدن.حیرانی وسرگردانی گفته شده درآیات قران درواقع پراکندگی و خارج شدن نظم همه عناصر در آفرینش است علی الخصوص انسان ارتدادانسان مجموعه عالم هستی را که ازعناصرگوناگون درحالت  ترکیب وانسجام بوده است دچار اختلال و پراکندگی می کند. .توجه کنید الله مکررازدین معنوی خود  می گوید اما آیه می آوردکه ( هرانکه در زمین و آسمانهاست ازآن اوست)یعنی جبرمعنویت او برجهان ماده حاکمیت وفرمانروایی می کند.( بابرکت است کسی که فرمانروایی مطلق به دست اوست واوبرهرکاری تواناست سوره ملک آیه یک) . (ما شمارابه وقوع عذاب بزرگی هشداردادیم.روزی که هرکس به دستاوردش می نگرد وکافرگوید کاش *خاک بودم) سوره نباء آیه چهل ( درآن روز کسانی که در زندگی کافروناسپاس بودندواز فرمان پیامبر سرپیچی کردندآرزو می کنند که ای کاش با خاک زمین یکسان می شدند زیرا هیچ سخنی را از خداوند پنهان نتوانندکرد)سوره نساء آیه چهل ودو سخن .گفته ها .خواسته ها. اراده ها و باش هایی که تقدیرمارا رقم می زنند.کافرمی گویدکاش خاک بودم .ویاای کاش باخاک زمین یکسان می شدم .پس اوچیست؟                                                       ************** دراینجا شایسته است که به ترجمه ای از کتاب قرآن که توسط مترجمان کشورمان دراختیار عموم مردم ما قرارداده شده است بپردازیم یکی از مشکلات پیروان ادیان دیگرتوحید ی برای حضرت محمد ص پذیرش پیامبری وکتاب اوبوده است  .پیامبران ادیان توحیدی دیگر با آنکه از آمدن وابلاغ دین توحید توسط حضرت محمد به پیروان خوداگاهی داده انداما تردید ورددین محمد توسط  بعضی اهل کتاب ( بعضی اهل کتاب مدعی اسلام هستنداما به دین خودایمان نیاورده اند)درمسیر رسالت او همواره سختی هایی رابرایشان تحمیل میکرده اند .  درآیه سی وسه سوره توبه وبه زبان عربی چنین می خوانید (هوالذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق لیظهره علی دین کله ولوکره المشرکون) ترجمه یک (اوست خدایی که رسول خودرا باهدایت ودین حق فرستادتا انرا برهمه ادیان برتری دهد هرچندمشرکان وکافران ناراضی باشند)  ترجمه دو( اوکسی است که پیامبرش راهمراه با هدایت ودین حق فرستاد تا آنرا سرآمد همه ادیان کند هرچندمشرکان از این حقیقت ناخشنودشوند) ترجمه سه(اوست خدایی که رسولش راباهدایت خلق و بلاغ دین حق فرستادتاآن راهرچندمشرکان مشرک خوش ندارندبر همه ادیان عالم غالب گرداند)                                                          ***** (هوالذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق لیظهره علی دین کله وکفی بالله شهیدا) ترجمه یک( اوست که رسول خودرابه هدایت ودین حق فرستاد تا آن دین را برهمه ادیان ( غالب) گرداندوهمین که خداگواه است کافی است) ترجمه دو( اوست که فرستادرسولش راباهدایت ودین حق تاغالب سازدش بردین همه اش وکافی باشدخدا ی شاهد. ) ترجمه سه(اوکسی است که پیامبرش راباهدایت ودین حق فرستادتاسرآمد همه ادیان دیگرگرداندوبرای این نکته شهادت خداوندکافی است) این دوترجمه از کتاب قرآن برگردانده شده به فارسی برای شما آمده است . مادرآیه عربی قرآن از(دین الحق لیظهره علی دین کله ) می خوانیم . اداء جبر لیظهره اشاره است به دینی که برای ظهورحق آمده است برای آشکارشدن حق آمده است .( قسم به حق وآنچه می گویم حق است)اما درهمه ترجمه ها بطورکلی ( لیظهره)اینگونه ترجمه وتعبیر میشود( تا انرابر همه ادیان برتری بخشد) ودرترجمه دو ( تا انرا سرآمد همه ادیان کند) .( برهمه ادیان غالب گرداند) چرا باید مترجمان ما اینگونه نااگاهانه دین محمدص را ازادیان قبل ازاوکه همه ازادیان توحیدی هستند تفکیک کنند این دین فقط برای اثبات وصداقت  در باش وعده پیامبران قبل از حضرت محمدآمده است .تحکیم  صداقت درگفته الله که از زبان پیامبران توحید برای پیروان نقل میشود .که بارها وعده ظهور  دین محمد ص رادرآینده بدانها داده بودند .این آیات ازموجودشدن وخلق ظهور وعده الله درموقعیت باش می گویدوشهادت الله قبل از ظهور دین محمدص  ازپیامبران دیگر توحید ابلاغ شده است . آیا این گونه ترجمه باعث ایجادوهم ودشمنی بین پیروان ادیان  الهی نمیشود ؟ آیا ترجمه شما ردگفته الله برجبرتوحیدی بودن ادیان دیگر الهی نیست ؟ردپیامبران دیگر الهی نیست؟ ردکتب الهی دیگرنیست؟آیا از(خودبرتربینی) جنون آمیزپنهان دراوهام شمانیست؟آنچه شما در ترجمه  قرآن بیان کرده اید همانا تاکید است برتشکیل امت واحده ای که حاکم برادیان دیگری الهی میشود . گفته هایی که با تحریف قران به زبان فارسی اعمال میشود اکنون برپیروان ادیان دیگر در ایران ما تحمیل میشود.آیا خواسته شما ازالله همین است؟ درحالیکه درقران آمده است که الله پیامبررااز تشکیل امت واحد دینی نهی میکندچرا شما چنین اراده ای رابه خواننده قرآنی که کلمات گویای الله است القامیکنید؟تفرقه وایجاددشمنی وکینه بین ایمان آورندگان به توحید تنهاهدف شیطان است . (وکسانی که به آیات ماپرداختند تا اثرات آنهاراخنثی کنند بی شک برای اینان عذابی بد ودردناک است) سوره سباء آیه پنج ( آنان که در ردوتخریب آیات ما تلاش می کنند همه شان گرفتارعذاب خواهندبود) سوره سباء آیه سی وهشت (واگرخدامی خواست همه شماراتبدیل به یک امت واحدی میکرداماخدامی خواهدشمارا درآنچه تقدیم تان کرده است امتحان کند) مائده آیه چهل وهشت ایاالله در آیه چهل وهشت سوره مائده ازحاکمیت یک دین برادیان دیگر الهی دفاع می کند؟آقایان باید بدانید باید بپذیرید این یک جبراست که  اساس اسلام  بروهم نباشد وبرحق باشد.و اسلام  مذهب شیعه شما نیست . مذهب تسنن  دیگران هم نیست . کاتولیک .پروتستان . ارتدکس و دیگرمذاهب وفرق گوناگون ساخت بشرنیست دین اسلام فقط دین توحیداست .واسلام یعنی تسلیم شدن دربرابرتوحید.حاکمیت فقط از ان الله است . وبعدازپیامبران احدی نمی تواند مسئولیت اداره امورمسلمانان ادیان توحیدی راعهده داربشود جبرالله اینگونه حکم می کند این امانت  به جمع ایمان آورندگان سپرده بشود ومابایدبه  جبراین آیات تسلیم باشیم..هرمذهب یا فرقه ای که مسئولیت اداره امورمسلمانان را به فردیت بسپارد مرتد است .و اقتداءبه شیطان کرده است  این جبراست  وحق است وهراراده  باطلی را بااقتداربرای تحمیل حاکمیت فردی برمردم نابودمی کند    ( آنان که در ردوتخریب آیات ما تلاش می کنند همه شان گرفتارعذاب خواهندبود) سوره سباء آیه سی وهشت                                                           ***************  (آری شمااین دنیای زودگذررا دوست داریدوآخرت را رهاکرده اید) سوره قیامت آیات بیست ویک وبیست ودو  آیا چنین نیست؟ آنها *می گویند قیامت وجودندارد اما بازانکارش می کنند . ( بگو این مرگی که شماهمواره ازآن می گریزیدشمارا ملاقات خواهدکرد) سوره جمعه قسمتی ازآیه هشت  پس( *بگو از اولین گرفته  تا آخرین همه درمیعادگاه در روزمعین جمع خواهیدشد)سوره واقعه.آیات چهل ونه وپنجاه ( روزی که همه شما راجمع نمایدآن روز روز مغبون شدگی خواهدبود) سوره تغابن آیه نه براستی چرا قیامت را انکارمی کنید ؟ چرا ( می گویید) قیامت یک توهم است . ( آیا پیش از اینکه عذاب واقع شده است ایمان می آورید؟)قسمتی ازآیه پنجاه ویک سوره یونس س (آن روز محقق میشود. روزمحقق شدنی کدام است؟)سوره حاقه آیات یک ودو هربارکه کافران ومشرکان در نفی حق می گویند(فقط بگویید . می گویند= دراراده باش شیطان قرارمیگیرند)و درمقابل گفته های کافران ومشرکان الله به پیامبران امر می کند ( بگو)شاید که گوش شنوایی دراراده باش الله قراربگیردو بشنود. پدری از نسل وذریه ای که اکنون در دنیای ماهست وتا اکثریت بر روی خاک دراکثریت هستند قیامت ظهورنخواهدکرد.زمین ما تنها میراث ایمان آورندگان خواهدبود.باید گروه کفروارتداد از روی زمین محو ونیست بشوند تا زمین به این گروه اولی الامربرسدو قیامت درجبر به وقوع بپیوندد .به اکنون فکرکن . ( هرکس که *خواهان عزت است بداندکه تمامی عزت وشوکت ازان خداست سخنان پاکیزه بسوی خدابالا می روندواین *عملکردخوب است وانهایی که فریبکارانه دست به کار زشتی ها می زنندبرایشان عذاب سختی مهیاست. حال آنکه فریب کاری اینان نابودشدنی است) سوره فاطر آیه ده توجه داشته باشید به (خواستن ) با ابراز سخنان و فی الفور تبدیل شدن ان به عملکردخوب ( اراده باش)برای انسان . انچه ما می خواهیم الله اراده می کند.انکارقیامت چرا؟ ایا رد قیامت  سخن بسیاری از ما نیست  .آیا الله آن را به جهانیان ابلاغ نکرده است پس چرا سخن الله را ردمی کنیم.؟رد قیامت هم دربیان وسخن دراراده باش قرارمیگیرد ونتیجه آن در سرنوشت ما جز قربانی شدن انسان  به فریبی نیست . فریبی که مارا به (گذشته) برمی گرداند به شیطان . به جهنم.وعذاب.در( گذشته ) گان . ( پیش)ینیان . انها که می سوزند و شعله های انها هرروز دربرابردیدگان ناتوان مابه حریم  انسانهانزدیک ونزدیک ترمیشود . گاهی به ققنوسها نگاه کن .شعله های چاههای نفت وگاز .تورا ازماندن ترا دراسارت  در. گذشته درگذشته گان هشدارنمی دهد؟.  وسبز را مرده می پندارد وانکارش می کند. انکار قیامت .انکارسبز یعنی که هست یعنی که تردید داردکه نیست؟ انکار حقیقت همیشه هدف بیان باور شخصی جامعه یا افرادنیست .حق راباوردارند پس انکارش می کنند گاهی درلباس مذهب گاهی در(مواد) قانون .اینگونه دیدن خاص شیطان انس است. (الله پروردگارحقیقی شماست وبعدازمرزحق فقط گمراهی است) سوره یونس آیه سی ودو ترس ازغیرالله .ازعلائم دورشدن ازحق ( حق گفته جبری است زنده است)است یکی از علائم جنون است.آیامیشودبا اوهام با چشمانی بسته با گوشهایی کر.با کم عقلی .با ؟ با زنده ای که حاکم  ومسلط برماست جنگید؟ (ای ایمان آورندگان ازخداونداطاعت کنیداز پیامبرخدااطاعت کنیدواز صاحبان راستین ( اولیای برتر)در امورخودتان اطاعت کنیدواگردر چیزی اختلاف کردیدبرای داوری آن رانزد خداوپیامبرمطرح کنیدچنانچه به خداوروز حساب رسی ایمان دارید. این کاربرای شما خیروعاقبتی نیکوداردآیا نمی بینی آنهایی راکه گمان می کنند به آنچه که برتووقبل ازتو نازل شده ایمان دارند(قبل ازمحمدص؟موسی س؟ عیسی س؟ و..نازل شده ایمان دارند؟)درحالیکه  می خواهند (اراده باش سوره تکویر را به یادبیاورید) قضاوت وداوری را به طاغوت واگذارند ) آیه پنجاه ونه وقسمتی از آیه شصت سوره نساء  (اطیعوا) اطاعت کنید.پیروی کنید دنباله روی کنید تبعیت کنید .اطیعوا امربه فعل اطاعت می کند.امربه تسلیم می کند در(موقعیت ) همه زمانها . نمی گوید ای اولیای برتر در امور مسلمانان همه ادیان  ایمان آورندگان را اجبار به اطاعت از خود کنید . این چنین اجباری را الله مردودمی داند ( الله الله )اجباردر دین توحید منفور است. (برخداست که راه درست ونجات بخش را نمایان کند بدانیددرمیان راهها راهی انحرافی است واگر خدا صلاح می دانست می توانست همه شمارا به اجبار هدایت کند)سوره نحل آیه نه ( نوح گفت ای قوم من اگرمن ازجانب پروردگارم دلیل روشنی داشته باشم واومرا رحمتی داده باشدکه شما از دیدن آن عاجزید.چگونه می توانم شمارابه پذیرش حق اجبارکنم درحالیکه ازآن کراهت دارید؟)سوره هودس آیه بیست وهشت (بدان که اگر خدا *بخواهدهمه مردم روی زمین به حقایق ایمان می آورندآیاتو می خواهی ؟ مردم به اجبار به ایمان بیاورند. هیچکس وارد فضای ایمان نمیشودمگربه اذن خداوندبزرگ. وبدانیدخداوندپلیدی رابرکسانی که عقل خودرا بکار نمی اندازند مقررکرده است)سوره یونس س آیه نودونه وصد اگر الله بخواهد( بخواهدپس میشوداراده ای حاکم برعمل)میشودآیا تونیزمی خواهی ؟واین سخن خطاب به محمدص است .مستقیما به پیامبرامرمی کند چون من نمی خواهم مردم به اجبار به من ایمان بیاورند پس برتوست که این راازانها نخواهی . والله ازتسلط خود بر بندگانش می گوید چه ایمان بیاورند وچه اورا انکارکنند..این جبراست که  پیامبردرانتخاب بربندگان الله مسلط نمیشود .این یک جبراست که فقط الله انتخاب می کند اما صلاح اراده ( باش) الله برکافران ومشرکان تقریری جبری است . آنچه در آیه پنجاه ونه سوره نساء امده است  جامعه پیشنهادی برای تشکیل امت واحده ازتمامی ادیان الهی (ونه یک دین خاص)است . ودراین آیه چنانچه می خوانید حاکمیت* تحمیلی جمع ایمان آورندگان برتر را برایمان آورندگان مردود می داند.و انتخاب را برایمان آورندگان مشروط به قبول یک اصل یاقانون مرده نمی کند .الله تنها این چنین جامعه ای را می پذیرد وهرجامعه دیگری را درمسیررشدوتعالی انسانها مردودمی داند .هر دین توحیدی نیزمی تواند چنین جامعه ای را تشکیل بدهدو این چنین جامعه ای انتخابی سمبلی ازتسلیم به پذیرش یک جبراست تحت حاکمیت خاص الله قرارگرفتن است .دراین جامعه تنها الله ولی است . (اگرمردم بواسطه دنیاطلبی کفارتبدیل به یک امت واحدگمراه نمی شدندماسقف خانه های تمامی کافرانی راکه خدای رحمان راانکارمی کنند ازنقره می ساختیم وبرای آنهانردبانهایی قرارمی دادیم تا از آن بالا روندوبرای خانه هایشان درها وتختهایی قرارمی دادیم که برآن تکیه کنند.همچنین انواع زیورآلات راعطایشان می کردیم اماتمام اینها متاع ناچیز زندگی دنیاست .حال آنکه حیات جاودان درمحضرپروردگارت خاص کسانی است که حرمت خداوندرانگاه می دارند)سوره زخرف آیات سی وسه.سی وچهار. وسی وپنج  در جامعه ایده آل توحیدی پیروان ادیان زیرمجموعه هایی ازامتهای کوچک اسلامی( تسلیم)راخواهندساخت که ازآسیب  ورویگردانی ازحق مصون خواهدبود.براین جوامع یا امتهای کوچک فقط الله حاکمیت دارد .شاه .ولی . فرعون قارون .نمرود همه ازکافران خواهندبود.امامشرکین همان بعضی اهل کتاب هستند که دردین خود دچارارتدادشده اند. بعضی اهل کتاب با تکیه به مذهب حاکمیت بر اکثریت مردم را عهده دارمیشوند. خواننده خوب اکثریت یک نماد است .وقتی الله می گوید اکثریت نمی فهمند اکثریت نمی بینند و....... بطورغیرمستقیم اشاره داردبه اینکه اقلیت مردم به دین راستین الله ایمان می آورند این اکثریت درواقع بیانگرحکومت یا رهبری  موردقبول آنهاست که بر باطل وحرام تکیه دارداین اکثریت درواقع اکثریت خاک زمین را به نابودی وتباهی خواهندکشید.باید دانست که مابرای زندگی اقلیت سهم بزرگی ازکره خاک را برای ایمان آورندگان نباید متصوربشویم . کره زمین ما کوچک خواهدشد .اکثریت در آیات قرآن مرتد.کافرومشرک هستند پس حمایت و جانبداری اکثریت ازیک حکومت یا رهبری دلیل مشروعیت ومقبولیت آن حکومت یا رهبری از نظرالله ورسول نخواهدبود. زیرا اکثریت  مردم نافهمند اکثریت مردم درک ندارند.اکثریت مردم نمی دانند واکثریت مردم کورندو......واما نمونه ای از طرز پندارمشرکان درآیه پنجاه ویک سوره نساء امده است ( آیانمی بینی (نمی بینی؟) کسانی را که بهره ونصیبی از کتاب آسمانی ( انجیل تورات .قران و..) به آنهاداده شده است اما به ساحران و طاغوت ( ولی .شاه .فرعون .بت .قانون و....)ایمان می آورندودرباره کافران می گویند که راه آنهانسبت به راه اهل ایمان به هدایت نزدیک تراست)   فردکافرکاملا وجود الله را مردود می داند امافردمشرک  درسرگردانی  وتردیددردوگانه پرستی قراردارد.این دوگروه کافرومشرک وجه مشترک عمده ای که دارند انست که همواره در*مقابل الله. پیامبران وایمان آورندگان برتر قرارمیگیرند. ودراین آیات  الله مجددا از کسانی میگوید که درجبرند درصورت مصلحت الله درموقعیت باش قراربگیرند ایمان آورندگان درنظرالله کسانی هستندکه فقط ازالله اطاعت کنند فقط الله را (ولی) مطلق بدانندوالله ولی کسانی است که حقایق راگفته های الله را آیات الله را مردودندانند انکارنکنند وبه حقایق تسلیم باشندوبه کسانی که ازصف ایمان خارج شده اندازمرزحق رد شده اند ارتداد ورزیده اند ودنیارا برآخرت رجحان داده اند رجوع نکنند.تکیه نکنند.اقتداءنکنند. ازمرزحق تجاوزنکنند اجازه الله رانادیده نگیرندو اجازه خودرا تثبیت نکنند.وهرکس جزاین بپنداردمرتداست وجزو امت واحده کفر خواهدبود آنچه درسوره زخرف می آید از اکثریت دنیاطلبان می گوید کسی که ادعای ولایت وحاکمیت برهمنوعان خود دارد ادعا دارد می تواند گروه اکثریت را با خودهمراه کند. درحالی که انکه اوراتابع  محیط و اکتساب از مکان می کندانسان نیست شیطان است .الله درباره منشاء باورکفردربین اکثریت می گوید( مگرابلیس که تکبرکرد وازکافران شد)سوره ص آیه هفتادوچهار و ابراهیم درباره شیطانی که دلیل کفرخواص ( آه خواص .خدایگان تبعیض طبقاتی )ومردم روزگاراوست می گوید (پروردگارا آن بتان بسیاری ازمردم راگمراه کرده اند پس هرکس ازمن تبعیت کرد ازمن است وهرکس از دعوت من سرپیچی نمودپروردگارا تو آمرزنده وباگذشتی)سوره ابراهیم س آیه سی وشش درسخنان ابراهیم س رازخودکشی پسر نوح س( گونه ای  زمینی ازمرگ ابلیس که برپایه ارتداد است قتل .خودکشی انتحار .اعتصاب غذانیزدراین گروه هستند )گفته میشود پسری که از ایمان وابلاغ پدرش به دین الله اطاعت نکرد .(پس هرکس ازمن تبعیت کنداز من است) مابازمی گردیم به آیه چهل وهشت ازسوره نساء ( بدانیدخداوندهرگناهی رابه غیرازشرک به خودش را در موردهرکه بخواهدمی آمرزدوعفومی کند)  در سوره ابراهیم س این پیامبرازجایگاه خودش بهشت می گوید وپدرش را چون مشرک است از اهل بهشت نمی بیند دراین آیه هم درکمال اسف ازدلیل شرک درمیان بعضی اهل کتاب آمده است (مردزناکارجزبا زن زناکاریامشرکه ازدواج نمی کندوزن زناکارراجزمردزناکاریامشرک به ازدواج درنمی آوردوهمه این مواردبرای اهل ایمان حرام است) سوره نورآیه سه ( بی شک ماشیاطین را *اولیاء( اولیاء) کسانی قراردادیم که ایمان نمی آورند ) آیه بیست وهفت اعراف (کافر= ناسپاس.  انسان یاجن که چون ابلیس ادعای برتری بکند)ویک اصل باطل ویا یک وهم رابه جانشینی الله بشنا ساند .سکوت قانون آزادانه استفاده از موادمخدر هم یک نوع تحمیل سکوت است . ازدواج همجنس گرایان را در قاب قانون اعمال کردن نیزتحمیل سکوت است . سیصدوپنجاه میلیون تومان به عنوان؟ نیزتحمیل سکوت است .اپیدمی حمل اسلحه هم نشانه ای ازمرگ(گویایی)است .نه دی هم افشاگرتحمیل سکوت است.ای سکوت بگو .موادمخدردوست (ای دوست؟ باورشیطانی تو دارد ایرانی را می کشد). یارانه های اقتصادی وفقرهای مصلحتی. پهبادها کبوتران پیغام برواسلام امریکایی  حکومتگران درکشورما هرروز قربانی میگیرد.                                                    ************** طرح هدفمندی یارانه نیز ازگروه تحمیل فقیرانه معانی سکوت است اما (آنگاه به مردان خودگفت اجناسی که بابت خرید غله داده اند دربارشان بگذارید) قسمتی ازآیه شصت ودوسوره یوسف (وهنگامی که کالاهایشان رابازکردنددیدنداجناسی که درمقابل غله داده بودندبه آنهابازگردانده شده است) سوره یوسف س آیه شصت وپنج در زمان یوسف س درمدت هفت سال پیاپی درهای رحمت الله برمردمان بسته میشود و مردم مکلف میشوند بصورت پایاپای  از حکومت مصرغله برای خوراک خانواده ها تامین بکنند. چنانچه درآیات بالا می بینید برای مبارزه با قحطی بهترین شکل مبادله غله با اجناس مردم بوده است .دراین دوآیه ازنوع وجنس کالا یا شیء که به حکومت داده میشود نام برده نشده است اما آنچه درزمان یوسف س عامه مردم بدان احتیاج واجب داشته اندهمانا غلات بوده است یعنی نان (درخوابی که به یوسف س گفته میشودازنام گندم آمده است) پس غله یا نان دراولویت برتری بوده است نسبت به کالاهایی که بدل از غله ازمردم  ستانده میشده است  متقابلا ارزش کالایی که حکومت آن زمان از مردم می پذیرفته است دراولویت دویا سه و.... بوده است وارزش شیءیا اجناسی که به حکوت درازاء غله داده میشده است هرگز قابل قیاس با بهای غلات نبوده است .برطبق رویای یوسف س این جبر بوده است که حکومت درآن سالهای سخت روش مهربانی رابامردم درپیش بگیرد واز سررافت  بامسئولیت وتحمل جبر مردم را درگذرازجبرفقر وبلای نازل شده بسلامت همراهی کند . قحطی یک بلای الهی است وجبری.این داستان تکان دهنده  راهی است برای ابلاغ دین توحید بین الله وپیامبرودعوت مردم به توحید.وتعهد یوسف س سالهای قحطی درمصرسراغازی شدکه درایران ما  اینگونه بر مردم القاء شودکه این طرح یک طرح اسلامی و متعاقب آن یک روش مبارزه مشروع وواجب در روزهای بحران جعلی اقتصادی درایران ما است با تاکیدبرآنکه ازشیوه پیامبران بوده است .بدعت نبوده است .ما همه می دانیم که زیاده خواهیهای خواص حکومت درخاصه بخشی وهزینه از بیت المال ودومین دلیل هم ساخت وتولید انرژی هسته ای( انرژی هسته ای ازنوع مفیدومضرآن در دین توحید حرام است)که باعث تحمیل تحریمهای بین المللی شد گوشه ای از مسائل پدیدآورنده فقروناتوانی اقتصادی وتورم وگرانی رایج درکشورما شد.اما درنگاه دین این دو دلیل مادی هرگز ازجبر الله نبوده اند و مردم نیزجبرا مقیدبه تحمل عواقب آن نیستند چون جبرا ازطرف الله نیست وشرع نیست واجب نیست. والبته همگانی نیست(خواص وثروتمندان طبق معمول؟ به زندگی حرام و پرزرق وبرق خودمشغولند).درضمن بهایی که مردم در قبال دریافت یارانه ها به حکومت  پرداخت می کنند بسیار اسف باروویرانگراست. برای طبقات آسیب پذیر جامعه ماغیرقابل تحمل است .  سوال برانگیز است که چگونه شخص اول مدعی حکومت ایران که مدعی اولی الامر بودن درامور کشوررا دارد طرح هدفمندی یارانه ها را ازعدالت محوری وعدالت پروری می خواند؟آیامگرما مسلمان به دین توحیدنیستیم چرانبایددراجرای این امور عام  ومردمی اجماع بین ایمان آورندگان تشکیل بشود وبا اجازه رای وحکم شرعی به اجرادرآید؟ کشورما تابع (مذهب) است چگونه است که هیچکدام از روحانیون دارای اجتهاد وفقاهت  زشت ترین .بدترین شکل گناه کبیره قانونی  یعنی ( ربا) را دراجرای طرح  هدفمندی یارانه هانمی بیند.؟  سوآل برانگیزاست که ازهمه روحانیون پرسیده بشود با استنادبه کدامین آیه از کتاب قرآن به خوداجازه داده اند یک فقیه را برراس امورمسلمانان به حاکمیت ومشروعیت منصوب کنند؟ کسی که تشخیص نمی دهد حق از باطل چیست ( نمی داندقحطی یک معضل وبلای جبری ازسوی الله است (وعدالت برهمه بطور یکسان عارض میشود) و حیف ومیل بیت المال  توسط  نورچشمی ها و تحریمهای اقتصادی ازبلایای الهی نیستند ودررد وتحمل عوارض آنها مردم ملزم درجبربه انتخاب هستند .این فقط یک نفر(اصل ولایت فقیه)چگونه به خوداجازه می دهد که زندگی حال و آینده میلیونها نفر ایرانی رادر زیر قانون طرح هدفمندی یارانه هابه منجلابی ازفسادبکشاند؟                                                       *************** ای سکوت بزرگترین جنایت توآنست که هیچکس تورا نمی شنود. وشماآقایان خواص جبرا بایدبدانید حکومت در دین محمد ص ودرهمه ادیان توحیدی پس از ابطال جواز حکومت درمیان قوم بنی اسراییل بر همه انسانها حتی برمحمد ص حرام شده است واین یک جبر الهی است (ما به بنی اسراییل کتاب آسمانی وحکومت و نبوت عطا کردیم. وازنعمتهای پاکیزه روزی شان دادیم وآنهارابرجهانیان برتری بخشیدیم . ودلائل روشنی ازامر خداراعطایشان کردیم و آنها در آنها اختلاف نکردندمگرآگاهانه واز روی ظلم وستم .) آیه شانزده وقسمتی ازآیه هفده سوره جاثیه وشما اکنون شما با تحمیل حکومت فردی بدعت بزرگی در دین توحید ابداع کرده اید آیاشما نمی دانید درمقابل جبرالهی قدعلم کرده اید؟. براستی شما این مذهب را ازکدامین دین موهوم خلق کرده اید؟دینی که مردم را به نشستن ونشستن وفرو رفتن در فقروفساد اجبارکرده است؟ حصرخانگی آزادیخواهان ایران.کشتن ترانه ها .سهرابها .ستارها نیز ازعلائم  تحمیل  بی جواب سکوت است . دعوت به آرامش مردم ایران توسط روحانیون ناآگاه و ترویج  خط مشی سکوت درمقابل ظلم نیز تحمیل سکوت است .دعوت مردم به تکثیر زاد وولد نیز ازآدات سکوت است. اختیارات مطلق  چندین میلیون نفر انسان را به یک نفر دادن نیز از آزادی حق بیان وفریاد نیست از خفقان است. اسلام آمریکایی ؟؟؟. منافق . گوساله بزغاله. خبیث . فتنه .خس وخاشاک . زندان . باطوم. شکنجه .تجاوز .آلودگی هوا. اختلاسها . معرکه گیری برای هیچ . سکوت خواص مرده سربه( تو)هم ازمحاصره مردم در سکوت است. سکوت.دریک کشوراسلامی؟ به شصت دختربچه تجاوزمیشود هیچ روحانیی دم نه نفس هم  نمی زند؟ حتی خودش را به زحمت نمی اندازد ادای مردم کشور هندرا دربیاورد.هندوهایی که مرتب تف ولعنت می شنیدنداکنون؟ بیگناهان را سالها در زندان  درتبعید در؟آوارگی .درحصرازاجتماع ایرانیان دورنگاه می دارند اما هیچ فقیه عالم ومعظم . مکرم و آیت الله ؟ی نمی آیدبگوید مگربرای مدعی حق شدن هم باید جریمه پرداخت؟ آقایان چگونه به حلا ل بودن نانی که می خوریداعتمادمی کنید؟ای خاک ای دنیا درتومعنا وتعبیر دامن زدن به کلمه سکوت نیز دعوت به ترس از سکوت است .بگویید ای خواص که چگونه عوام را درفقروفلاکت دوست داشتن نیزاز اعمال جابرانه سکوت است . ای حکومتگران دنیا پرست به قربانیان ظلم وجورسیاستهای حقوق بشری و قربانیان مذاهب استبدادی بگویید پاسخ بدهید چه کسی درسکوت عوام آزاداست ؟ راحت است؟چه کسی؟                                                                             .************* (وبه یادآوریدهنگامی که ازبنی اسراییل (پیمان)گرفتیم که جزخداوندبزرگ را پرستش نکنید وبه پدرو مادروخویشان و یتیمان ودرماندگان نیکی روا دارید وهرگاه بامردم سخن می گویید بهترین کلام رابرگزینید ومتواضعانه نماز گزاریدوزکات اموالتان را پرداخت کنید اما جز(اندکی)ازشماهمگی ازفرمان خداسرپیچی کردید ومغرورانه روی گردان شدید؟  ویادآرید آن هنگام را که از شما( پیمان) گرفتیم که خون همدیگررا نریزید وهمدیگررا از خانه ودیار خویش آواره نکنید.وشما به چنین گواهی اعتراف کردید وخودگواهید.اما ( اکنون) این شمایید که همدیگررا (می کشید )وعده ای را از خانه وکاشانه شان آواره (می کنید) وبرعلیه آنها متجاوزانه وبه ناحق (متحد میشوید) ؟ وهرگاه به اسارت شما(درآیند)برای آزادیشان فدیه طلب (می کنید)(حال )آنکه ازاساس بیرون کردنشان ازسرزمینشان برشما( حرام بود) آیافقط می خواهید به بعضی آیات کتاب خداعمل کنید؟ وبرخی دیگررا انکار(می کنید) بدانید جزای کسی که این چنین (عمل) کندچیزی جز خواری وذلت دردنیا (نیست)بدانید خداوندبزرگ ازعملکردتان غافل نیست .اینان همان کسانی هستندکه زندگی دنیارا به بهای ازدست دادن آخرت خریدندوبه خاطراین (تجارت) زیان بارهیچ عفوی شامل حالشان نمیشودوکسی توانایی نجات شان را ازعذاب ندارد) سوره بقره آیات هشتادوسه تا هشتادوشش    این گذشته وحال ثابت شده فرزندان اسراییل است. سوره بقره ازسوره های آغازین قرآن بزرگ است دراین سوره ومتعاقب آن درسوره اسراء عملکرد گذشته واکنون قوم بنی اسراییل درارتجاع  متاثراز انتخاب ( گذشته ) پدران و پیشینیان بدون تغییر مانده است .دراکنون هویت کشور جدیداسراییل با افزایش قربانیان این تجارت  دنیایی زیر سوال رفته است . مادراین آیات از نشانه های کفروشرک وارتداد ریشه دار دربین این مردمان می خوانیم .می بینید که اگر ارتداد در شکل هدف و ایده آل یک امت تحمیلی دربیاید قربانیان آن بی شمارانسانهای بیگناه خواهندبودو نیزباتوجه به آنکه همه ایات الله درجبر باش قراردارند آورده شد که آینده ظالمان. کافران مشرکان .گمراهان درحال متوقف میشود اکنون هم روال باش اشاره شده درقرآن که اشاره به حکومتگران کشور اسراییل دارد  بدون تغییر بدون تبدیل بدون هیچ پرده پوشی گرفتارجنون وارتداد است ( بین مرگ وزندگی است .اینگونه حالت زندگی شیطان .مشرکان وکافران است  زنده دردنیانیستند وبطورکامل مرده هم نیستند). اما درسوره اسراء با یک مهلت برای این کشور روبرو میشویم . سوره اسرا در تاریخی نزدیکتر به زمان اکنون ما امده است .من به عنوان یک ایمان آورنده ایمان دارم که اگر کشور اسراییل برصلح وپیمان جدید که با مسلمانان کشور فلسطین بسته است پای بندی نشان بدهد آنرا مردودنداند( پیمان و گواهی فی مابین مسلمانان ادیان توحیدی درواقع پیمانی مشترک  بستن با الله وپیامبران ادیان الهی است) ازسرنوشتی که دچارسکون درزمان حال به آن مبتلاءگشته است رهایی خواهدیافت .امید دارم که آنچه دراین وبلاگ اورده میشود بتواند سهم خودرا ازموفقیت این پیمان با مسلمانان همه ادیان توحیدی باخوشنودی جشن بگیرد .    (ودرآن کتاب به بنی اسراییل اعلام کردیم که شما دوبار در زمین فسادوتباهی خواهیدکرد( خواهیدکرد= درمکتوب عملی شده است خواسته آنان دراراده باش قرارگرفته است)وسلطه جویی بزرگی را مرتکب خواهیدشد .هنگامی که نخستین وعده (وعده .هرآنچه گفته میشود قول وعده است پس میشود)تحقق یافت گروهی ازبندگان خویش را که جنگاورانی قدرتمند بودندبرشما مسلط کردیم . تابرای پیداکردن  مجرمان حتی خانه هارا جستجوکنند.واین وعده عملی شد. سپس شمارابرآنهامسلط کردیم وبه واسطه اموال وفرزندان یاریتان نمودیم. ونفراتتان را زیادکردیم. بدانید ( اگر) نیکی کنید درحقیقت به خودنیکی کرده اید و( اگر) مرتکب بدی شوید باز به خودروا داشته اید .بدانید(( اگر)) وعده دوم فرارسدکسانی رابرسرتان خواهیم فرستاد(اراده باش درعمل = تغییرنخواهدکرد نمیشود انرا تحریف کرد یک قول است حق است و( وآنچه من می گویم حق است .نمیشود این قول را انکارکرد )که آثارغم واندوه درچهره هایتان نمایان شود واز وحشت به مسجدالاقصی پناه خواهیدبرد(مسجدمکانی است که وقف خداست.آیا شما می دانیدچه می کنید؟) همچنانکه باراول پناه بردید بدانیدانها هرچه را به زیرسلطه خودبگیرند نابودمی سازند) سوره اسراء ایات چهارتاهفت مسجدالاقصی اشاره خوبی است به وضعیت متزلزل در میان مسلمانان دین توحیدی . مسجدازان الله است وشما بعدازظلمها وجنایاتی که انجام داده اید واز ترس به مسجدیا درواقع به الله پناه برده اید .بدانیدمکتوب  سرنوشت مشترک شما باشیطان بعداز رویگردانی و فرستادن پیروانش به جهنم جزبا یک جمله ختم نمیشود (شیطان از حرف خودبرگشت وگفت من از شما بیزارم زیرا چیزی می بینم که شما نمی بینیدهمانا من ازخدامی ترسم خدایی که مجازاتش سخت و طاقت فرساست) سوره انفال آیه چهل وهشت ای حکومتگران بعضی اهل کتاب یهود هنوزبرای بازگشت فرصت هست . شما اگربخواهید ازمرگ نجات بیابید درنزدالله اراده میشود آنچه که می خواهید وآیا شما زیباتراززندگی برای انسانها مگرچیز دیگری (می توانید) ازالله طلب کنید. (ای بنی اسراییل به یادآورید آن نعمتی راکه عطایتان کردم پس وفاکنیدبه عهدی که بامن بسته اید بی شک من نیز به عهد شماوفادارخواهم بود وشمارا ازاینکه  پیمان شکنی کنیدبرحذرمی دارم.پس حرمت این قرآنی که تورات شماراتایید می کند نگاه دارید وبه آن ایمان بیاوریدوخودرا به اولین منکراین کتاب تبدیل مکنید وشمارا برحذرمی دارم ازاینکه آیات مرا سوداگرانه به بهای اندک بفروشید) آیات چهل وچهل ویک ازسوره بقره من هم بعنوان یک ایمان آورنده از شما حکومتگران قوم بنی اسراییل می خواهم  حرمت واجب به آیات الله را باعمل بدان به جهان اسلام ثابت کنید.                                                   **************** درآیات سی وسه .سی وچهار وسی وپنج سوره زخرف در بالا آمده است .اگرکافران(ببینیدیک ایمان اورنده که دست به سرقت اموال مردم نمی زند)بر بیت المال مسلمانان دست درازی نکنند .  الله برای آنها خانه هایی باسقفی ازنقره خلق میکرد. نردبانی قرارمیداد تابرتمامیت دنیا نظارت داشته باشند وزیورآلات عطایشان میکرد.بله الله برای آنها معجزه ها می ساخت .واین یعنی آنچه ولی (می خواهد)شاه(می خواهد).فرعون (می خواهد)قارون می (خواهد) یعنی  آرزوی اراده  داشتن حاکمیت بردنیا. اما درجبرالله آخرت از سهم هیچکدام از گروههای ارتداد نخواهدبود. این مطلب را باید همه دنیا طلبان بدانند .و پذیرش این  گفته وقول الله برای جهان یک جبراست .جبر.عده ای نمی بینند چرا؟ عده ای نمی شنوندچرا عده ای از حاکم بودن الله بر سرنوشت انسانها نمی دانند؟ می گویند می خواهند وعمل میشود عملی که سرنوشت سازمیشود .هربارکه می گویند هربارکه می خواهند یک حق را رقم می زنند یک قول را رقم می زنند . حق حاکم الله را.  قول حاکم الله رابر زندگی خود جبرمی کنند.؟آنها می گویند آنچه آنهامی گویندفقط دردنیاست والله می گویدوشماخوب میدانیدالله چه می گوید.  .آب .ژن .پدران مشرک. زنان زناکار.پدران زناکار وزنان مشرک درتشدیداین معایب بیماری زا دخیل هستند .ونتیجه ندیدنها .نشنیدنها و...مبنای اختلاف درعقاید اکثریت مردم کره خاکی مامیشود. (بگوای پیامبرآیاآنهاکه حقایق را می دانند باآنهایی که ازآن بی خبرندیکسانند ؟فقط خردمندان ازاین نکته پندمی گیرند) زمرآیه نه (وازمیان مردم کسانی هستندکه همتایانی برای خداوندقائل میشوندو آنهارا به اندازه پروردگار دوست می دارند.اما آنهاکه باتمام وجودحقایق راباوردارندخدارا بیش از هرچیزدیگری دوست می دارندوهنگامی که  گستاخان ستم پیشه  عذاب را ببینند درک خواهندکردکه تمامی قدرت دراختیارخداونداست وعقوبت خداسخت وطاقت فرساست. آنگاه که رهبران و رقم درشت ها عذاب رابنگرنداز*هواداران و*فرمانبران خودبیزاری می جویندواین چنین پیوندبین آنها گسسته خواهدشد)سوره بقره آیات صدوشصت وپنج وصدوشصت وشش دراین دوایه ما با دوگانه پرستی در دوبعد زمانی حال .آینده مانند دیگر آیات کتاب الله برخورد می کنیم. چنانچه می خوانید حال  آن زمانی  است که یکی از اشکال کفروشرک درجریان است (زمان  *حال در همنوع پرستی سلطان پرستی به میان اعراب میرود . درمصر ابلاغ آمرانه  فرعون پرستی رانشان می دهد ویااصل ولی پرستی رادرایران ما وشاهان  طلایی زندانی وملکه های منزوی بازمانده از افسانه های کهن پدران مارا به نقدمی کشد درقسمت دوم زمان مابابعد زمانی آینده درهمین زمان حال درآخرت روبرومیشویم .لازم است به گفته مومنی که درزمان رسالت موسی س مردم را از گذشته ای که درآینده ؟ زمانی که آنها می پندارند وجودداردومنتظرآن خواهندبود آگاهی میدهد اشاره بشود اومی گوید (ای قوم من ازآن روزی که یکدیگررابه فریادرسی بخوانیدبیمناکم .آن روز که به *عقب برگشته و*بازمی گردید درحالیکه هیچکس شمارا دربرابرعذاب خداوندحفاظت نخواهدکرد)آیه سی ودو سوره غافر دراین جمله حال جبرا فانی است(آنچه  درنزدشماست نابودشدنی است)اما آینده یا آخرت جبرا ماناست  ومومن از آن می گوید .جهنم وبهشت ماندنی است هرگز نابود نمیشود فقط آنچه درنزدماست نابودمیشود .حتی مساجد حتی مقبره امامزاده ها ( بدانیدانچه بنا کرده اند پیوسته مایه تردید قلبهایشان خواهدبود مگرانکه قلبهایشان پاره پاره گردد .بدانیدخداونداگاه وحکیم است)سوره توبه ایه صدوده این ایه در پاسخ به سوال ساخت مسجد توسط دوشخص . کسی که به نیت خشنودی الله مسجدرامیسازدو شخص دیگری که اساس ساخت مسجدرابرلبه پرتگاه سست ( اوهام) بنانموده است آورده شده است اگرچه زیارتگاه امام حسین مسجدنیست مسجدجمکران میعادگاه مهدی نبوده است . اما به عنوان سجده گاه نیز اقامه نمازدر آن صورت میگیرد . امادر ایه صددوده به نیت اهمیت داده شده است تردید . تردید وشک یا ارتداد. پاسخ این سوآل ایه صدوده سوره توبه است . .ایمان درعمل مفیددرآخرت  بهترین گواه است اگر انسان باورداشته باشدکه دنیاوهرانچه درنزدماست نابودشدنی است.واین باور باورهمه ایمان اورندگان از جمله حسین بن علی  ازجمله مهدی بوده است وآیا با این تفاسیرساختن گنبدی ازطلا دردین توحید از بدعت نیست؟عملکرد میماند وآنچه درنزدماست هرگز مانع ظهوراخرت نمیشود .وچه طلاهایی درآتش ذوب خواهدشد .آیاحسین خواهدگفت  طلا ازآن من است؟ نه اوخواهدگفت هرانچه هست ازان الله خالق است. حسین هم ازان الله است .  توجه کنیداین ایمان اورنده ازچه اتفاقی می گوید(وقتی به عقب برگشته وبرمی گردید).این *عقب درواقع آینده جبری حکومتگران ( فراعنه . شاهان. سلطانها .ملکه .ولی ها و..) است که دائم درحالت ارتجاع وبازگشت است به عقب .مادر قرآن ازپشت سرظالمان .دروغگویان متکبرخواندیم والله درآغازازجهنم گفت.   (هرگاه به بعضی آیات ما آگاهی یابندانرامسخره  می کنند بدانیدبرای آنها عذابی خوارکننده است .*پشت سرآنها جهنم است ودستاوردشان هیچ به دردشان نخواهدخوردوکسانی که را که به جای خدا بعنوان تکیه گاه برگزیده اند هیچ نفعی به آنها نمی رساندوبرای انها عذابی بزرگ است) سوره جاثیه آیات نه وده جمله مومن راستگورا مجددا بخوانید اوازهمزمانی اکنون و مجازات درعقب ( پشت سر =یا آینده ای که گمراهان درانتظارآن هستند)می گویداو علاوه برآنکه سرنوشت وجایگاه آنهارامی داند اززمانی که دراکنون مجازات براین حکومتگران وهوادارانشان در آن مقطع زمانی رخ خواهددادنیز می گوید.همه چیز برای آنها متوقف مانده است قومی که دچار وهم جبری است تکیه گاهی که وجودندارد . ( آیا نمی بینی که ماشیاطین را بسوی منکران حقیقت فرستادیم تاشدیدا آنهاراوسوسه کنند) سوره مریم س آیه هشتادوسه برای آنان پشت سر فقط زمان گذشته یا( درزبان عامیانه معمول)همان آینده گمراهان .گناهکاران .مشرکان .کافران .رهبران گمراهی و.... را نشان می دهد (آینده ایمان آورندگان فقط در پیش یا جلوی آنها خواهدبود)تعیین خواهد شد. چون خلیفه آدم که ازگذشته آمد وزنده به آینده وآخرت خواهدرسید. اماچراایمان آورنده مومن ازبازگشت به عقب می گوید؟ عقب . ماباز باید به عرش برگردیم .ابلیس ملک درعرش دچارناسپاسی و ارتدادمیشود وازتاثیر ارتدادتبدیل به عنصرآتش میگردد.اودرهمانجا وعده وقول ورودجبری رابرای خودوپیروان انس وجن به جهنم را از الله میگیرد ( خداگفت قسم به حق و آنچه می گویم حق است که جهنم را از *تو وکسانی که ازتو پیروی کنند پرخواهم کرد)سوره ص). قسم به جبر باش درقول الله گویای اینست که درهمان لحظه که این قول یاگفته به باش درعمل تبدیل میشود جهنم ساخته وآماده میشود .برای آتش که شیطان است وپیروان شیطان . درقرنها پیش از ورود آدم به زمین و توالدوتکاثرانسانها تکلیف وارد شوندگان وسرنوشت تلخ انها رقم می خورد.باش جهنم واتش و شیطان درآغازاین قول الله است امادراکنون که مومن به دین موسی س ازآن میگوید در بعدمکانی سکونت آینده این حکومتگران قرارمیگیرد. گفتنی است قبل ازقیامت وقتی که این حکومتگران فرصت زندگی مجدد راپیدامی کنند درجبرباش تسلیم به یکتا بودن .خالق بودن وتوحید اقراربه اسلام می کنند( گواهی وتسلیم درآغاز معارفه در اعراف بین کلیت مردم جهان والله وقبل از ورود آنها به دنیا انجام میگیرد سوره اعراف آیه صدوهفتادودو) واین اقراربه تسلیم با توبه یا بازگشت به دین توحید بدون تغییر درتکراراست اماچون این توبه  باآشکار شدن واقعیاتی که دردنیا آنرا انکارمی کرده اندمترادف میشود الله توبه آنهارامردودمی شماردو مشمول عذاب خواهندشد (آیا پس ازاینکه عذاب واقع شده است ایمان میآوریداکنون فرارسید عذابی که شتابانه طلب میکردید سپس به کسانی که ظلم کرده اندگفته شود بچشید عذاب جاودانه را مگربه چیزی غیراز دستاوردتان مجازات می شوید؟ )  سوره یونس آیات پنجاه ویک وپنجاه ودو  ما همه درصفیم اگرچه در اکنون هیچ نمی دانیم اماقران می دانداین کتاب بزرگ می داند که قتل ها .کشتارها .تمسخر پیامبران . سوزاندن آیات الله .نقاشیهای شیطنت آمیز وساختن فیلمهای توهین آمیز از پیام آوران مبلغ وداعی به زندگی ابد چه عاقبتی جبری را برای پیروان شیطان  رقم زده است .تا مهلت زمانی که تا مرگ آخرین نفراز اکثریت برای کره زمین ما محفوظ میماند همه ما مهلت داریم برگردیم دراکنون بگردیم .اکنون زمان مقدری است برای همه انسانها که به طور عادلانه وبرابرازمهلت داده شده برای انتخاب  آینده سود بجویند.  براستی شما درآن روز بزرگ که در ظهورآن تعجیل وتاخیری نیست چه کسی را به فریادرسی خواهید خواند؟درآیه سوره ص جهنم درهمان گذشته خلق میشود وجوددارد ..( جهنم راازتو وکسانی که از توپیروی کنند پر*خواهم کرد)خواهم کرد .الله عمل می کند.به یک جبر که ما برای خود رقم می زنیم ما می خواهیم.. چه پیمان محکمی .چه قول بی برگشتی . جبر .( پرخواهم کرد) (جهنم را از تووکسانی که از تو پیروی کنند .) .جبرپرشدن جهنم مشروط میشود به جبر پیروی ازشیطان .(باش)ی در تسلط( باش)ی دیگر .موقعیت باش گفته ای در موقعیت باش گفته ای دیگر. این گفته ها تغییرنمی پذیرند. تحریف را مردودمی کنند.چون مکتوب شده اند .الله می گویدباش پس موجود میشود تجزیه آنها اما واگرهارا کنارمی زنند .حاکم فقط الله است .جهنم قبل ازانتخاب در ارتداداکثریت انسانها خلق شده است .چگونه میشودقیامت را انکارکرد؟ هیچ اکثریتی نمی تواند درمقابل باش الله بایستداگرجنون شیطان بر ما تسلط پیدانکرده است  پس چرابرای درک مفاهیم حق الله ( گفته های الله)قیام نمی کنیم؟ (بگومن شمارا به یک چیزموعظه می کنم وآن اینکه دونفر دونفر ویاتک تک برای درک حقایق الهی قیام کنید وسپس بیندیشید تا بفهمید که این دوست شما پیامبرهیچگونه جنونی ندارد اوبرای شما فقط یک شداردهنده ازنزول عذاب شدیدالهی است)سوره سباء آیه چهل وشش
ادامه نوشته

قاب وارونه ارتداد ومن


/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}                                                     بسم الله الرحمن الرحیم (ما هیچ پیامبری راپیش ازتونفرستادیم مگر آنکه به او وحی کردیم که ابلاغ کند*هیچ معبودی به جزمن نیست پس فقط مراپرستش کنید) سوره انبیا .آیه بیست وپنج                                                       ************** (بگو از خداوپیامبراطاعت کنید.چنانچه از حقیقت روی برگردانیدبدانیدکه پیامبرمسئول اعمال خویش است وشمانیزمسئول اعمال خودتان هستید اگراورا اطاعت کنیدبه راه نجات و آرامش هدایت می یابیدوبدانیدکه وظیفه پیامبرفقط ابلاغ روشن وشفاف است) سوره نورآیه پنجاه وچهار (من مامورشده ام که پروردگار این شهررا عبادت کنم شهری که حرمتش راواجب گردانیده است .بدانیدکه همه چیزازآن خداست ومامورشده ام ازمسلمانان باشم. و*قران راتلاوت کنم .پس هرکس به راه خداهدایت شداین هدایت به نفع اوست وهرکس گمراهی پیشه کرد *بگو من فقط یک هشداردهنده ام.) سوره نمل آیه نودویک .نودودو (اگرپیامبر راتکذیب کنید بدانیدملتهای قبل ازشما نیز تکذیب کرده اندوبرپیامبروظیفه ای جز یک ابلاغ روشن نیست) سوره عنکبوت آیه هجده (چه قسمتی از آنچه وعده داده ایم به تونشان بدهیم خواه قبل از آن تورابمیرانیم.بدان که تو فقط مامورابلاغ وحسابرسی برآنها هستی.) سوره رعد آیه چهل (چنانچه *کافران ازتوروی برگرداندندبدان که تورا به عنوان *نگهبان آنها نفرستاده ایم وظیفه تو *فقط ابلاغ روشن است)قسمتی ازآیه چهل وهشت سوره شوری  (ای پیامبراگرازحقیقت روی گردان شدندباکی نیست. وظیفه تو *فقط یک ابلاغ روشن است) سوره نحل آیه هشتادودو                                                          ************ (ماتورا به پیامبری نفرستادیم مگرانکه برای تمامی مردم جهان بشارت دهنده وهشداردهنده باشی هرچنداکثرمردم درک نمی کنند) سوره سباء آیه بیست وهشت (ای پیامبرماتوراهم به عنوان شاهد وهم به عنوان بشارت دهنده وهشداردهنده فرستاده ایم) سوره احزاب آیه چهل وپنج (ماتورا به عنوان پیامبری شاهدومژده دهنده وهشداردهنده فرستادیم) سوره فتح آیه هشت (این قرآن نازل شده ازسوی آن قدرتمندبارحمت است.تامردمی راهشداردهی که پدرانشان هشدارداده نشدندوخودازحقایق غافلند)سوره یس آیه شش (آیامیگویندقرآن دروغی است که پیامبربافته است ؟نه قران حق است وازجانب پروردگارت آمده تامردمی راکه قبل ازتوهیچ هشداردهنده ای نداشته اندنسبت به دستاوردشان هشدار دهی شاید به راه نجات هدایت شوند.) سوره سجده آیه سه (چه شنواوبیناشده اندآن روزی که دوباره نزدمامی آینداماامروزظالمان درگمراهی آشکارند.آنهارانسبت به آنروز روزحسرت آمیز هشدارده آنگاه که کارپایان پذیردآنهاهنوزدرغفلت وبی ایمانی بسرمی برند.) سوره مریم ایه سی ونه (بگومن فقط بواسطه وحی به شماهشدارمی دهم اماآنهاگوشهایشان کراست وازاین هشدارهانمی ترسند) سوره انبیاء آیه چهل وپنج (پیش ازاین ماهیچ کتاب آسمانی رابه آنهانداده ایم که آنرابخوانندهمچنین قبل ازتوهیچ پیامبرهشداردهنده ای رابرایشان نفرستادیم)سوره سباء آیه چهل وچهار                                            *********** *قبل از آغازمطلب قاب وارونه (ارتداد ومن)شایسته است  ضمن آرزوی سلامتی وموفقیت برای آقای بان کیمون که زبان گویای مردم ایران دراجلاس سران کشورهای جنبش غیرمتهعدها بودندفراوان تشکرکنم. *بانزول آیات بالا بر پیامبران و ایمان آورندگان ادیان الهی واجب میشودکه از حق (آیات یا گفته الله ) پیشی نگیرندو ازگفته های الله تجاوز نکنند .درآیات بالا به نسبت نزول هرسوره  ما به موقعیت مکانی پیامبران پی می بریم. واز موقعیت زمانی رسالت هر پیامبروکتاب او آگاهی می یابیم .دراین آیات به خوبی از وظیفه وتکلیف واجب  یک پیامبرو پیروی ایمان آورندگان ادیان الهی از خط مشی ء توحید دردنیا که جز ابلاغ ودعوت وتبلیغ نیست گفته شده است . نتیجه نازل شدن کتب الهی برای ممانعت ازافراط وتفریط انسانهاست . ابلاغ ودعوت و هشداربا حاکمیت درتضاداست حاکمیت وولایت برانسانهارا مردودمیسازد اگرتوجه بکنید به بعضی ایات از وحی به عنوان وسیله هشدارتوسط پیامبر استفاده میشود و هدف پیامبر رابا تحمیل از طرق رایج درمیان حکومتهاودول مختلف درتقابل  روشن قرارمیدهد .  وحی یک اسلحه نیست  کاسه توالت زندان  نیست .کهریزک نیست . گوانتانومو هم نیست .حق وتونیست  .باطوم .گازفلفل نیست . کاریکاتورمضحک افشاگر ازنمای درونی گمراهان نیست .قصه هزار ویک شب دروغین برای پیامبران دروغین نیست .سیگار یک زندانبان دیوانه نیست. اطوی داغ دردست دن کیشوت سرد ومرده نیست .پابند ودست بندنیست .موادمخدرنیست .قرص اکس هم نیست . چهارصدوپنجاه میلیون تومان هم نیست .رای قاچاقی هم نیست.اصل سرامد هیچ بی قانونی هم نیست.    وحی یک گفته حق است از سوی الله .الله رحمن ورحیم  برای همه انسانهاو برای تحقق فرصتی برابردردعوت به معجزه باش است . امایک توضیح داده بشود درمو ردمطلب مهم ظهور عیسی س ومهدی ع . خواننده خوب ورییس ...؟ایران ما در تایید اثبات ظهور امام شیعیان مهدی ع وظهور پیامبردین توحید عیسی س برما باید و واجب است که به قران مراجعه کنیم و جبرا باید آیات الله ( گفته های الله )را بپذیریم وبدان تسلیم بشویم .درقرآن بزرگ همانطور که به یک اصل یاولایت یاحاکمیت  فردی بر عام انسانها اشاره نشده است به ظهور مسیح س ویامهدی ع نیز اشاره نشده است . قران کتاب آیات است وتسلیم شدن و ایمان آوردن به آیات از اوجب واجبات است وبا استناد به قرآن دردین محمد ص ولایت انسان یاحاکمیت فردی ویا مسئله ظهور اکیدا وجودندارد و می بینیم دردوگانگی واختلاف درمذهب ( تشیع) مابا  دیدگاه ولایت فردی یا ظهور مهدی ع برخورد می کنیم ودرمذهب تسنن این امرازنگاه پیروان این مذهب مردودمیشود.گفتیم که دومذهب تشیع و تسنن از نشانه های انحراف دردین است.چه بابدعت دردین وهم ظهوررا دردین توحید تداخل داده باشند ویا وهم حاکمیت انسان برانسان را باارتداد وبدعت به عمل دربیاورند وچه این دو مسئله رامردودبدانند  .باید پذیرفت دیداربا موسی س . ظهور مسیح س .ظهور مهدی ع ازنشانه های بدعت دردین و همانندسازی شبهات عقاید مذاهبی است که بواسطه دخالت ونفوذمنافقین  درلباس بعضی اهل کتاب ( اهل کتاب کسانی هستندکه به زبان میگویندبه یگانگی الله اسلام اورده انداما ایمان به قلب انهاواردنشده است می گویند الله یکی است اما برایش جانشین میسازندو تسلیم بودن به حاکمیت نایب وجانشین را برحاکمیت الله واطاعت از پیامبر برترمیدانند . بعضا میگویندالله یکی است اما تسلیم بودن  به قوانین  را اولی بر تبعیت از الله ورسول میدانند ) در میان جوامع اسلامی ترویج شده است .برخلاف آنچه بایداکثریت بعضی اهل کتاب در میان مردم پیش آهنگان مذاهب هستند .  (بدانیدکه ماپیامبران را بدنهایی ندادیم که به غذانیازنداشته باشند.همچنین *در دنیاآنهارا جاودانه نکردیم) سوره انبیاء آیه هشت پیامبران اولی ترین مخلوقات الله هستند اماباتسلیم شدن به این آیه ما درجبریم که بپذیریم  تمامیت پیامبران درجبرهستند که چون انسانهای دیگر درعدالت وبرابری مطلق بمیرند ومجددا زنده بشوند (اماحرمت نگاهداران حریم الهی درجای امنی هستند.)سوره دخان آیه پنجاه ویک (درآنجا مزه هیچ مرگی رانمی چشندمگرهمان مرگ اول را وخداوندآنهاراازعذاب جهنم حفظ می نماید) سوره دخان آیه پنجاه وشش پس چگونه است که عده کثیری ازماباآگاهی ازاینکه همه پیامبران وایمان آورندگان دردنیامرده اند مدعی میشویم یک پیامبریا ایمان آورنده که الله ازمرگ جبری  او چون همه انسانهای دیگرمیگوید وجبرا فقط با وعده الله درقیامت زنده میشود میتواندمجددادردنیا ظهورکند؟ این چگونه است که پیامبر( عیسی س موسی س. نوح س .ایوب س. ابراهیم س .محمدص)به چنین معجزه ای ( عمرجاودان دردنیا دردنیا؟) نائل نمیشود اما تشیع باپیشی گرفتن از کلام حق الله ورد وحی تبلیغ شده همه پیامبران با ردشدن ازآیات  مدعی میشودکه یک ایمان آورنده ( مهدی ع) به عمرجاودان دردنیا دست یافته است و درانتظارظهور اوهستند. خواننده خوب گذشتن از مرز دنیا( دنیا یک بعدمکانی گسترده خاکی است و هرآنچه از خاک است مستلزم  آنست که  مرگ وانفطارراتجربه کند. (ای اهل ایمان هنگامی که خداورسولش شمارابه چیزی می خوانندکه مایه حیات وعزتتان است اجابت کنید بدانیدکه خداوندبین آدمی وقلبش حائل است وهمه بسوی اوگردخواهیدآمد.) سوره انفال .آیه بیست وچهار  یک انسان عصرجدیدنیزنمیتواند از فضاوخلاء اطراف زمین بدون امکانات ویژه حیاتی بگذرد وحتی بابهره بردن از امکانات خاص نمی تواند درانجا بطوردائم زندگی بکند .نیروی جاذبه زمین مانعی بزرگ در رسیدن به این آرزوی بزرگ بشری است .  از شرط جبری  یکتاپرستی ویگانه پرستی  است که  مسلمانان ادیان الهی به اطاعت از الله ورسول اقتداءوقیام کنند وهرعقیده ای جز این ازشرک است مردوداست باطل است تکیه واقتداء به (ولی.شاه . فرعون . و.......)برای پیشبرد دین ورسیدن به اهداف الهی تمسک به تقیه (ریا)است وتقیه در دین محمدص حرام است واز امورمردود وباطل ونشانه ای ازشرک است . (وواقعاستمکارترازکسی که شهادت وگواهی خودرا از خداپنهان می کندتصورمیشود؟ بدانیدکه خداوندبزرگ نسبت به عملکردتان غافل نیست) سوره بقره آیه صدوچهل رد آیات الهی ازدلایل ورود کافران ومشرکان به عذاب الهی دردنیا است .تولد ومرگ ورستاخیز روزقیامت .ورود به جهنم یا بهشت انتخابی برای همه مخلوقات الله دراوج برابری بوقوع خواهدپیوست این گفته حق الله است وتغییروتبدیل آن یاتحریف آن از ارتداداست . قران بطور صریح بیان می کند که زمین  قبل ازنابودی ومتلاشی شدن ازآن مستضعفان خواهد شد .ونیز باتوجه به آیه ( اطیعواالله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم......از سوره نساء آیه پنجاه ونه) زمین توسط جمع ایمان آورندگان اداره خواهدشدپس مسئله ظهورمجدد مهدی ع وعیسی س درزمانی مجهول بر ایمان آورندگان در زمین منتفی خواهدبود . الله حاکمیت فردی نوع بشررابرجمع ایمان آورندگان ردمی کند(توجه داشته باشیدبا یادآوری ازگذشته دردین یهود = هادو =هدایت شدگان .کسانی که رداشدن از آیات و امرالله برانان حرام بود= کسانی که هدایت برانها بطور کامل ومثال زدنی عرضه شده است  پیامبران این دین  با ادعای (خدایی)نمودن یک تغییربزرگ درسنت الله بوجودآوردند .و حاکمیت پیامبران ونوع انسان هدایت شده  ازسوی  الله بدیع  حرام وباطل ومردودشدوبعدازاین مقطع زمانی دردین توحید جبرا رسالت باحکومت دردنیادرتضادمیشود واین جبرتا پایان دنیا تغییرناپذیروغیرقابل بازگشت است برای پیامبران وهمه ایمان آورندگان وایمان اورندگان همه ادیان الهی مکلف هستند ودرجبرهستند که از الله وپیامبراطاعت کنند و حاکمیت و فرمانروایی بر نوع انسان وجن را ازارتدادوشرک بدانند . رد آیات الله بدانند .سلطنت وولایت و حکومت را مردودبدانند وتسلیم باشند به برابری در نظم ومساوات تمامیت نوع بشر درتوحیدوپنداری جزاین از جنون است  .مادرمذهب تشیع می بینیم که ائمه نیز هرگزدر راس حاکمیت قرارنمیگیرند زیرا حاکمیت پیامبرو ائمه برامورمسلمانان از امورجبری وواجب دردین توحید نیست .رسالت یک امرمعنوی است که خاک و دنیا را به زندگی و فطرت (بازگشت به ماهیت واقعی) می خواندودرواقع چون دین از الله است پس می تواند برخاک  احاطه داشته باشد الله خالق جهان است  دین توحید چون ازطرف الله است این قدرت وتوانایی جبری را دارد ومی تواند برجن وانسان مخلوق الله حاکمیت پیداکندامادرصورت تسلط حکومت نوع بشریاجن وضعیت ارتدادبر دنیای خاکی  تحمیل میشود وانسان درحکومت ( ولی .شاه . فرعون  و....)نمی تواندبر دین توحیدوبردنیا مسلط بشود . عدم تسلط و ضعف  انسان  بر دنیا در دین توحیدوانحصاری کردن دین الله یکی از روشن ترین دلایل ازمجموعه ( نه )هایی است که آرزوی تشکیل امت واحده را دربین ادیان توحیدی به سراب وتوهم تبدیل می کند (آنگاه که زمین به شدیدترین وجهی به لرزه درآیدوبارهای سنگین خودرابیرون بریزد .درآن حال انسان گوید زمین راچه شده است؟درآن روز زمین اخبارش را بازگو می کند.زیرا پروردگارت به او وحی کرده است) آیات یک تاپنج ازسوره زلزله انسان  مدعی دین در تئوری (حاکمیت  انسان برانسان) که دین توحیدآنرا مردود میدانداز تحمیل دین برنوع انسان عاجزمیشود .نمیشود .حکومت انسان برانسان  مردوداست وجبرا ادعای دین انسان درحکومت نیزمردودمیشود فقط یک مشرک وکافرچنین وهمی را می پذیرد.  و تسلط برای تصرف ودخالت دراشکال حکومت بر ایمان آورندگان حرام است.برابری انسانها درنزد الله .عدالت جبری و تداوم نظم جبری درروند آفرینش مانع است درتسلیم شدن ایمان اورندگان برچنین تفکرمادیگرایانه . وازآنجاکه وعده الله حق است وجبری و اراده اوهمواره درموقعیت ( باش) قراردارد حاکمیت اوبر مخلوقات همواره زنده وغیرقابل انکاراست وهرگزتغییروتبدیل وتحریف پیدا نمی کند.تجاوز( اجازه دادن .جواز دادن ) یا شریک قراردادن عقاید بشری که با بینش برتری جویانه نوع بشر بر حق یاگفته الله اراده حاکمیت وقدرت نمایی داشته باشداز ارتداداست مثل عقاید حکومتگران ایران ما که به خوداجاز می دهند باگذشتن از آیات الله نماز وعبادات (امورحلال)را مردودکنند و امور باطل را درلباس دین ؟ برمردم القاء کنند. بدیهی است در توهمات این حکومت دین توحید جایی ندارد زیرا انسان برحاکمیت انسانها مرکزیت پیداکرده است  الزایمر(طبیعت بی ثبات خاک). و وضعیت متزلزل عقاید به جامانده متحجراز (ذریات) در این حکومت درحدافراط دیده میشود .عجیب است که این حکومت انرژی هسته ای را حق (مسلم  =حق تبین شده تسلیم درحالت جبر. سلام = من تسلیمم =من اسلام اورده ام = آنچه از اسلام است.گفته الله است )یک (مسلمان = تسلیم شده انتخابی) می داند.این حکومت انعکاس هرگونه سوآلی را توجه به هرهای وهوی را ازجانب مردم وبرمردم (حرام )می داند .      (بدون تردیدما وارث زمین وهرکه برآن هست می باشیم وهمه بسوی ما باز گردانده خواهندشد)  سوره مریم.آیه چهل (آفرینش آسمانهاوزمین وجنبنده های مختلفی که درآنهاپراکنده است ازنشانه های اوست واوهرگاه اراده کندقادربرجمع آوری انهاست )سوره شوری آیه بیست ونه (ای جماعت انس وجن اگرمی توانید؟ازمرزهای زمین و آسمان بگذریدولی *هرگزقادرنخواهیدبودمگربانیروی الهی.) آیه سی وسه سوره رحمن (شماهرگزنمی توانیدازقدرت الهی فرار کنیدوغیراز خداوندبرای شماولی ویاوری نیست)  سوره شوری آیه سی ویک  همه مخلوقات از آن الله هستند . آیا تعبیر ومعنای این آیه جزاینست .که جهان  مانا نیست .انسان فراراست.زمین فراراست .حیوان. گیاه .دریاها .آبها .کوهها زندگی فرارند.همه برمیگردندجبرابرمیگردند .می شنوی؟هیچکس حاکم نیست مگر واحداحد.کاش ولی ها .شاهان .فرعونها .قانونگرایان با تسلیم به این آیات می دانستندکه حاکمیت چیست ؟ وحاکم چیست؟نه نمی دانند.(همه =انسانها وجن هابسوی ما بازگردانده خواهندشد)مگرانهاکه باارتداد مردندو رفتند هنوزبسوی الله برنگشته اند؟ نه انها نمیتوانند ازجبرجاذبه زمین ردبشوند.دنیا یک زندان است .زندانی که درجبر استمرار زمان درجبراز نابودی است ( مپندارکه کافران راه گریزی در زمین خواهند داشت.آنهاجایگاهشان اتش است وچه بدجایگاهی است آتش ) سوره نورآیه پنجاه وهفت زمین جایگاه خاص کافران است کسانی که ازجبر مقام خود پاراازحق فراتر گذاشتند وانسان بودند امامدعی شدندکه درنوع خود (برتر) هستندو با تکیه بروهم ودرجنون به بیراهه های گمراهی رفتند. واما بعدازمرحله بازگشت و رستاخیز جهانی الله  ورودبه بهشت را برایمان آورندگان واجب کرده است پس آنها قبل از پایان دنیا به بهشت مهاجرت خواهند کرد و عمرجاودان خواهندیافت ازاین زاویه نیز ادعای کسانی که باوهم می پندارند زمین مرکزی خواهدبودبرای حاکمیت اوهام و حاکمیت یک بشرفناپذیر و محتاج نیز رد آیات الله است از ارتداداست . من ازدریچه این قاب از یکایک مدعیان ظهور عیسی س پیامبرمی پرسم چرا هیچکس بعداز غیبت این پیامبر راندیده است ؟چراعیسی س اکنون نمی آید؟ چرا مسلمانان مذهب تشیع دراثبات سخنان خود از رویت و ظهورمهدی ع  آیه قران نمی آورند ؟عجیب است پندارها وعقایدبیمارومالیخولیایی آنهاازقرنها پیش تاکنون درحالی تداوم داشته است که قران رادرکتب خانه ها در مدارس و موسسات عالی از دروس واجب برای تدریس قرار داده اند قران بعداز رسالت حضرت محمدص دائمااز رستاخیز وقیامت می گویداما حتی یک جمله و آیه از ظهور مسیح س ومهدی ع ویا دیداربا موسی س نمیآورد. .دراینجا بازهم تاکیدمی کنم تامادام که یک کتاب آسمانی از مواردی چون اصل ولایت یا ظهور ایمان آورندگان آیه نیاورده است نمیتوان به هیچ روایت یا حدیثی تمکین کرد. فقط آیه های قرآن وکتب الهی می توانند (صراط مستقیم) را مشخص کنند واین امر از حیطه قدرت ودخالت .تحریف .تبدیل ویا تغییر وتجزیه انسان وجن  خارج است. تداخل عامدانه احادیث وروایاتی که باعث شده اند انسان باوهم آیات وگفته الله رامردودکند وبعضا درسری مطالب قاب وارونه بدان پرداخته شده است معدودنیستند. خوانندگان خوب رویای صادقه ظهور مهدی ع یک توهم جاهلانه وخودفریبی است برای دور انگاشتن روزقیامت .برای زیر سلطه بردن و خاموش کردن ندای ابلاغ ودعوت پیامبر به قیام ایمان آورندگان که باید او بیاید وما خلاص بشویم ؟ ازچه ؟ازمیراث پدران .نیاکان .پیشینیان .آباء .اجداد .ذریات .ذریاتی که از سنگواره های ارتداد برای فرزندان خودساخته اندوبارویگردانی ازحق خود ونسل بشری را باطل کرده اند و هیچ دور نیست که روز؟قیامت *بزودی بدون هیچ انتظاری  ودریک چشم برهم زدن به واقعیت بدل شود .اکنون زمان زیبایی است اگربه آزادی ازاین وهم واحتجار بزرگ قیام کنیم  مادرمقابل باطل شدن و تباه شدن نسل آینده خود وفرزندان آینده خودمسئولیم .   *ای پیروان ادیان الهی برشما واجب شده است با آگاهی سخن بگوییدسخنانی که در حیطه دیانت برآن اصرار می ورزید گواه  کفرودین الهی شما هم هست .  ( ای پیامبر اگربندگانم ازتو درباره من سوآل کنند ( کنند؟به زمانهادر این آیه توجه کنیدتکرار زمان زنده )بگومن بسیار نزدیکم .ندای کسی که مرا می خواند( می خواند؟)پاسخ می دهم( می دهم ؟) پس انها نیز باید ( باید یک جبراست ردآن ارتداد است باید تسلیم بود باید پذیرفت باید ایمان آورد) به ندای من ( ندای من تومی شنوی ؟)پاسخ دهند وباورکنندمرا.امید( امید؟) آنکه به راه رشد وتعالی درآیند.) سوره بقره آیه صدوهشتادوشش شرط گرفتن جواب ازسوی الله درموقعیت پاسخ فقط یک جمله است پذیرفتن دعوت یعنی باورکردن الله .آیاتوصدای پیامبر را( اکنون )می شنوی . ؟توچطور؟.تو که با اهانت وفحاشی به پیامبران دیگر وعده الله را برزبان عیسی س جاری شده است رامردودمی دانی؟ توکه با جنون رسالت عیسی س را ردوانکارمی کنی؟ توچطور؟آیا عیسی س ازآمدن پیامبری به نام احمد ص برای تونمی گوید ؟.احمد یعنی کسی که شایسته  دراوج  مدح وتحسین یا(ترین) درتسلیم است توجه کنیدو این جمله از زبان پیامبر الهی عیسی س درقران آمده است وقتی عیسی س چنین ازبرتری احمد ص می گوید درواقع اوجبری بودن  گفته حق الله درمورد محمدص را تبلیغ می کند یعنی که احمدص درتسلیم از عیسی س برتراست .عیسی س پیامبری مسلمان (تسلیم محض) بوده است اما ما می دانیم که اواز مادر فرزند یک مخلوق خاکی است واز سوی دیگرمخلوقی از کلمه حیات بخش ( موجودشویا باش.الله ) توسط روح است  .(سوگندبه حق و انچه میگویم حق است.سوره ص) محمدص یک بشرخاکی است کاملا خاکی . وقبل از این گفته شدخاک ماهیتی داردکه ذاتا مهاروکنترل ان بسیار مشکل است . گفتیم که نوع انسان درعرش ازدم یانفس الله جان میگیرد وجه تمایز احمدص  برعیسی س نیز ازسویی تحت تاثیر نوع آفرینش انسان خاکی است وازسویی دیگرباید پذیرفت تسلیم شد به جبر درتولد عیسی س که ازارسال جبر ی(کلمه باش یاموجودشو الله) به شکل معجزه وار صورت گرفته است و ماهیت عیسی س همواره تحت الشعاع تسلیم محض درآفرینش روح بوده است . روح دقیقا کلمه ای را برمریم س می دمدکه از زبان الله خارج شده است . ومریم س با مسح یا کشیدن این کلمه (که گویابرحنجره پاک ایشان دمیده میشود)به تولد عیسی س  کمک می کند.واین بدان دلیل است که دراین مدت ( بعدازرسالت موسی س) شخص خاصی با صلاحدیدالله برگزیده نشده است .پس عمل روح  انتقال حاکمیت گفته ( اسم یا کلمه)جبری الله برزمین است در ضرورت واجب زمانی.برای شناخت روح من به نوشته کتاب ( المنهج القویم لتعلم لغه قرآن الکریم) مراجعه کردم که گویاترین تعریف است برای شناخت یک موجود فرازمینی که درقران روح خوانده میشود ( افعالی که به فاعل مشخصی نسبت داده شده است فعل معلوم وافعالی راکه فاعل آنها در جمله حذف شده است فعل مجهول می نامند.وبه مفعول که جای فاعل راگرفته است ومرفوع شده نایب فاعل می گویند) وقران در باب روح به محمدص چنین می گوید (ازتودرباره روح سوآل می کنند.بگوروح نشات گرفته از امرپروردگارمن است وبه شما ازعلم و آگاهی اندکی بیش نداده اند) سوره اسراء آیه هشتادوپنج ( روح نشات گرفته ازامر پروردگارمن است) نشات *گرفتن ازامر الله. یعنی اراده ای در( باش)به کسی داده شده است به شی ء به جسم به یک جاندار؟ فقط یک کلمه می تواند اوراخلق کند کلمه .دم . نفس . الله احتیاج به هواندارد.(گرفته شده) زمانی در گذشته که دامنه آن اکنون را دراستمرار پاسخ برای یک سوآل قرار می دهد .( گرفته شده) فعلی است برای نشان دادن واثبات یک مفعول( =عمل ) درگذشته .این سوآل دائم درحال تکراراست ( می کنند) وقران پاسخی را که برمحمدص واجب بوده است در باب این سوآل  به زمان گذشته عودت می دهد ما علم واگاهی درباره روح نداریم ( نداده اند) به شما ؟ به مجموعه پیامبران وبه عام مردم در زمانهای متوالی .واکنون برما نیز واجب است که بپذیریم  وجود روح یک جبراست واقعا هست. وشما از روح چه می دانید ؟آیا پروردگارشما روح را درموقعیت باش قرارداده است ؟براستی پروردگارتوکیست؟ (سزاوارهیچ انسانی نیست که خداوندبااو سخن بگویدمگرازطریق *وحی یا ازورای حجاب ویابه اذن خدا بواسطه فرشته ای آنچه را که *بخواهد وحی می نماید زیرااوبلندمرتبه وحکیم است واین چنین روحی راازامرخودبه تووحی کردیم حال آنکه توپیش ازاین نمی دانستی کتاب چیست وایمان کدام است ولی ماآن رانوری قراردادیم تا بواسطه آن هرکس ازبندگانمان راکه صلاح بدانیم راهنمایی کنیم بدان که تومردم را به راه راست ودرست هدایت می کنی) سوره شوری آیات پنجاه ویک . پنجاه ودو درآیه پنجاه ویک سوره شوری الله می گویدکه هیچ انسانی را مستقیما مورد خطاب سخنانش قرارنداده است . دراینجااز چندروش  برای مکالمه با الله دربرابر همه زنان ومردان اعم از پیامبر وایمان اورنده آمده درقرآن آورده شده است الله دوروش  درحجاب و وازطریق وحی را مستقیما از طرق صحبت با مخاطب خودذکر می کند وروش  فرستادن ملکی که حامل وحی قرارمی گرفته است را دردرجه سوم قرارمی دهد.که این روش اکثرادر زمین بوسیله ملائک برپیامبران ( بصورت وحی) وایمان اورندگان ( بصورت القاء)ارائه میشود  ماباتاکیدبرآیات قرآنی موسی س راکلیم الله می خوانیم دراینجااز مکالمه غیرمستقیم این پیامبربا الله خالق آگاه می شویم اما ما درایه پنجاه  ودو از روحی می خوانیم که باعث هدایت وراهنمایی بندگان موردانتخاب الله میشود.  روح موجودیت یک کلمه القاءکننده است . سخنان الله را بربندگان خاص تلقین می کند . روح القدس . همراهی با روح ضامن درستی وراستی راه یا  رفتن بسوی صراط مستقیم است. آنچنان که الله می خواهد ( باش). ما میدانیم روح آورنده موقعیت باش بوده است در زمین برای تولدمسیح کشیدن یک کلمه برخاک مسح یک کلمه باخاک خاک پاک مریم س. پس فعل یاعمل اوبرماروشن است  اما از روح درزمان انجام ماموریتش فقط از این عمل می دانیم .توجه داشته باشید که ما درباره آفرینش عیسی س بایدبدانیم فاعل واقعی  دمیدن دم یانفس یاکلمه الله است وروح فقط مفعول است برای این عمل و درانجام یک کاریاماموریت ازسوی الله است.روح ازیک سومفعول است وازسویی دیگر فاعل کلمه باش در دنیا.پس او میتواندجانشین در دنیا وزمین باشدو دمیدن یا ارسال کلمه الله را در زمین انجام داده است . اونایب است . اوهمراه بافرشتگان به دنیاواردشده است والله در راس برهمه مانظارت و حاکمیت دارد . دراینجا بایدبر ارتداد اکثریت تشیع که می پندارند پیامبران؟نواب ویا جانشین الله در زمین هستند و امامان شیعه ؟جانشینان پیامبردر زمین هستند واکنون نیزمیشود که ولی؟ فقیه جانشین ونایب الله برزمین باشد تاسف خورد. پیامبر یک فرد تمامیت خواه نبود وایمان اورندگان نیز اینگونه نمی اندیشیدند .که اگر پیامبران ویا ایمان آورندگان درباره حاکمیت دین بر جهان بدینگونه می اندیشیدند هرگز دچار بحران های تحریم . جنگ جمل . یاچندگونگی احزاب نمی شدند . زندانی کردن مخالفان. شکنجه کردن وقتل عام مخالفان در دین توحید مردود است .دردین توحیدجنگ در وضعیت امنیت و آرامش نیزازارتداد است مگر به قصد حفظ جان ودفاع ازجان باشد (واجازه داده شدتاباکسانی که به جنگ باشمابرخاسته اندبجنگیداما تجاوزکارنباشیدزیرا خداوندبزرگ تجاوزکاران رادوست ندارد) سوره بقره آیه صدونود دراینجااجازه  انسان رادراجازه الله  دخالت دادن . از حدوحدودیک مرزحق با تمسک به وهم خارج شدن است.افراط کردن در اجازه خود برای اعمال پاراازحق فراتر گذاشتن  باحدس وگمان پارا از گلیم ( حق)خود بیشتردرازکردن . دزدی کردن . به بیراهه رفتن . عدل دراین آیه مستنداست به تسلیم بودن  مرز حق( گفته وقول الله) .با اطاعت ازخواسته یااطاعت ازنفس  خود درجنگ یا امری از گفته  جبری الله ردشدن که عملکرد ظاهری آن سرانجام  برای (حق = گفته الله)شریک ساختن را تداعی میکند .اجازه داه میشود با کسی که اراده جنگ دارد بجنگید. اما برای جنگیدن با دشمن اجازه نداریداز وهم اطاعت کنید درجبرهستیدکه از قول الله اطاعت کنید ردشدن از اجازه الله تجاوز است خواه درمیدان جنگ باشد خواه در رعایت امورشرع باشدنمیشود که وهم یا اوهام را به نام دین ودرکنار دین ابلاغ کرد. تجاوز به خوداجازه دادن.    کشتندبکشید .توقف کردند بایستید . این جنگ برای تصاحب ثروت نیست که به عنف مردم بانگاه ثروت شخصی نگاه بشود . این جنگ برای سیطره بر خاک یا تخت وتاج نیست که کسی به فکر( تسخیر ) یک کشور بیفتد. این جنگ جنگ باگوساله ها وبزغاله هانیست که کسی به خوداین اجازه رابدهد وبپندارد که صاحب گوساله ها وبزغاله هاست ومی تواند برپیشانی انها ( داغ) مالکیت بزند (این تعجب اورنیست که روش حکومتگران ایران درقتل عام مردم معترض در سال هشتادوهشت بسیار شبیه است به عملکرد ابن سینادردرمان گاو .گاو ای گوساله ای  که بزرگ شده ای فقط برای ذبح اماگوساله های هشتادوهشت ادعای انسان  بودن میکردند).جنگ منافع یک نظام مرتدومشرک هم نیست . در این جنگ انسان خودرا وقف الله کرده است .وهرگونه شک دراین مورد ازارتداد است.هرکس هرچیز درجای خودبه نظم درمیآید.وبالاترین عدل دردین توحید درزمانی است که به احدی اجازه داده نشود که ازحق شرعی ودینی خودپارافراتر بگذارد.کسی نمی تواند دراجازه ای که الله حکم می کند امرکرده است اجازه خودیا دیگری را دخالت بدهد .این از شرک است که مسلمان ( تمامیت ادیان توحیدی) در زمان اختلاف وجنگ درتضادبا گفته  الله عمل کند.عمل متجاوز مردوداست . والله اورا دشمن میدارد( =دوست ندارد)                                                                     ************   مسیح پیامبری است که از مسح کلمه الله باخاک که روح انتقال دهنده انست  دربطن یک انسان زمینی خلق میشود . توجه داشته باشید که عیسی س میخواهد والله اراده می کند درغیر این صورت هیچ موقعیت خاصی که عیسی س خواهان آن باشد به تحقق نمیرسد.اراده الله است که برای ایجادموقعیت یک باش امروز ایمان آورندگان دین عیسی س را به اکثریت بعضی اهل کتاب سوق داده است.این توهم که عیسی س در زمان خود بتواند موجودی را حیات وزندگی ویا سلامتی ببخشد .ویاازراز نهان دیگران آگاهی بدهد باعث شده است که این تصور بوجودبیایدکه کسی که غایب شده است مجددا *می تواند اراده بازگشت به زمین را به تنهایی محقق بکند .واین وهم از شرک است .  یک کلمه یک دم یانفس ازالله که خاک را مسح کرده است وبدل به انسانی میشود که محکوم به بازگشت است .خواننده خوب سرنوشت و جبرچگونه (بودن) همه ما قرنهاقبل نوشته شده است وبه مرور زمان درموقعیت باش قرارگرفته است .پس گریزازان غیرممکن است مگرآنکه الله بخواهد.توآیانمی خواهی؟ وعیسی س عین یامصداق یا باش ( آنکه درجبراست وبایدباشد) یک کلمه  الهی است .بزرگترین امرمهمی که به او فرصت میدهدکه اینگونه باش را در زمین به عمل بدل بکند روحیه تسلیم محض این پیامبراست (ویادآوریدکه آن هنگام فرشتگان به مریم گفتند ای مریم خداوند تورابه *کلمه ای ازخودش که نامش مسیح عیسی س پسرمریم است بشارت میدهداوکسی است که دردنیاوآخرت آبرومندوازمقربین درگاه الهی است )سوره آل عمران آیه چهل وپنج دراین جمله از زبان ملائک بیان میشودکه الله عیسی را مسیح نام گذارده است واو جبرا فرزندمریم س خواهدبود    مامیدانیم که درعرش اولین نوع انسان امروزی  آدم س مستقیما این موقعیت امری ( باش ) رادریافت میکند موقعیت آفرینش اوبا دم یانفس الله به تحقق میرسد.وهیچ موجودفرازمینی در  امر خلقت آدم س تداخل ندارد.آدم یک انسان کامل وبی نقص است واوبعداز طی مراحلی به دنیا پا میگذارد. چون ازخاک است باید به خاک عزیمت کند درغیراینصورت مرگ براو جبرنمیشود. وعیسی س نیز در دنیا متولدمیشود اونیزدرجبراست از دنیابرود .مهدی ع نیزجبرا دردنیا بایدبماندبمیردمگر؟.....الله بخواهد اما وعده الله وقول اوبارها درقرآن تکرارمیشود وازمرگ انسان وجن و جمع شدن دوباره انهادر روزی که برما مجهول است  میگوید پس باوهم نمیشود در باره ظهور دوباره انهاسخن گفت وباردآیات الله ارتدادورزید. کلمه .کلمات الله .مسیح .و؟ماباید کلمات الله را باورکنیم بدان تسلیم بشویم .هرچه ازخاک است محکوم ودرجبراست که انشقاق . انفطار وتجزیه را تجربه کند چون دنیا ی ما محکوم ودرجبراست که این اتفاق بزرگ را متحمل بشود .مرگ دنیا ومرگ انسان یک امرجبری است . درآغاز سوره مریم س ما ازدعای زکریای پیامبر س می خوانیم.او درزمان کهولت سن از فرزندمحروم است واز الله طلب فرزندمی کند .الله دراجابت دعای او می فرماید ( ای زکریا *ماتورابه تولدفرزندی به نام یحیی بشارت می دهیم نامی که قبل از اوبرکس دیگری ننهاده بودیم گفت پروردگارا چگونه می توانم فرزندی داشته باشم درحالیکه همسرم نازاست ومن نیزپیروفرتوت گشته ام گفت پروردگارت این چنین *گفته است ؟ که چنین کاری برمن آسان است نمی دانی که خودت قبلا چیزی نبودی ومن تورا آفریدم )آیات هفت تانه ازسوره مریم س درایه هفت این سوره از ضمیرجمع ما استفاده میشود این ضمیر(ما) را درآفرینش مسیح و درآیه هفده مریم س می خوانیم. اما برای یادآوری  به تولد زکریاس که ازهیچ خلق شده است از ضمیرمفرد(من)استفاده میشود.مادرآیات بسیاری از دخالت ضمیر (ما )درخلقت  می خوانیم .اما برای مثال درتولد آدم س ویا تولد زکریا س یاتولد موسی س  فقط از ضمیر(من)استفاده شده است .به این آیه توجه کنید (ای پسرمادرم ریش وموی سر مرا رهاکن من ترسیدم وقتی میآیی بگویی توبین بنی اسراییل تفرقه انداخته ای وبه توصیه من اهمیتی ندادی) ایه نودوچهارازسوره طه عجیب نیست که هارون س به موسی س بگوید ( ای پسرمادرم)؟ وتولد یحیی س نیزچون تولدعیسی س شگفتی ساز است . به این جمله توجه کنیدماتورا به تولد فرزندی به نام یحیی بشارت می دهیم. نام مشخص است مادروپدرمشخص است وآمدن این بشارت یاگفته یاآیه ( که باتوجه به آیه پنجاه ویک سوره شوری در بالا وحی الله است)  درواقع انتقال القاء *باش است به مادریحیی س. این ایه حق ( یک گفته الله)است وباید تلقین بشود پس اتفاق می افتد این یک جبراست ( رسولان مابرای ابراهیم مژده آوردندوسلام کردند. ابراهیم نیز سلام گفت وچیزی نگذشت که گوساله ای بریان آورداماهنگامی که دید آنهادست به غذا نمی برنداحساس بدی به اودست دادوازآنها ترسیدبه اوگفتندنترس مارسولان عذاب الهی هستیم  که بسوی قوم لوط می رویم ) سوره هود آیات شصت ونه وهفتاد (آن رانزدیک آنهاگذاشت وگفت چرانمی خوریدازآنهاترسی به دلش افتاد.گفتندنترس واورا به تولدفرزندی دانا بشارت دادند.دراین هنگام همسرش جلوآمدودرحالیکه ازخجالت برروی خودمیزد بلندگفت من پیرزنی نازاهستم . به همسرابراهیم گفتند.پروردگارتو این چنین *گفته است .)  سوره ذاریات آیات بیست وپنج. بیست وهفت .بیست وهشت  .بیست ونه وسی ملائک  غذارا نمی خورند وابراهیم س می ترسد.راز بی نیاز بودن ملائک از غذای خاکی دراین آیه امده است. ملائک به احتمال زیاد ازگروه جن غذانمی خورنداما شیطان درحدافراط خاک می خورد. به آتش دقت کنید اودرخوردن خاک ( هرچه ازخاک است ) حریص وسیری ناپذیراست .خوردن خاک بر ملک( غذا) و خوردن خاک ازطریق مستقیم برانسان حرام است اما شیطان ان را می خورد محدوده حرام یا حلال را تشخیص نمی دهد رباخوار .زمین خوار. متجاوز به عنف . دزد .متقلب در اعمال ضدارزشهای اجتماعی .( پروردگارتو این چنین گفته است) گفته است زمان گذشته را نشان میدهد گفته است ازحق می گوید از موجودشدن از باش یک کلمه یا دم یانفس میگوید.این امر اتفاق افتاده است چون الله گفته است.این گفته تغییرناپذیراست. مردودناشدنی است . دخالت دراین گفته ازحیطه قدرت انسان وملک خارج است.    انسانی که به مرحله کوری .کری برسد آتش را نمی بیندکه به حرام خواری افتاده است درواقع خودش را نمی بیندکه چه آرام( چون نمی شنود) چه ناپیدا چون نمی بیند ذره ذره خورده میشود  . اوحتی نمی اندیشدکه چرا الله شیطان را بزرگترین دشمنش را از عنصرآتش خلق کرده است. (وکسانی که آنچه را خداونددرکتابش نازل کرده کتمان می کنند وحق را بیان نمی کنند تاسوداگرانه بهای اندکی بستانند خبرندارنددرشکمهای خودآتش انباشته می کنند) سوره بقره قسمتی از آیه صدوهفتادوچهار خوردن مال حرام. لقمه حرام .تجاوز=به خوداجازه دادن بیش ازحدمجاز0 ادغام اجازه خود با اجازه الله (شرک ).دزدی.  انکار حق( گفته قول الله) تقیه وریاکردن است اگر دریک جامعه آگاه به دین رخ بدهد.اهل کتابی که خودرا نایب الله برزمین می داند و برثروت وسرزمینی ظالمانه حاکم میشود به نام دین ریاکرده است .کسی که خودرا مسلمان به ادیان الهی میداند مرتکب به اعمال مردود وباطل میشود ریاکرده است این اسلام مردوداست .اماچراشکم ؟چرا دست؟ چراچشم .چرا گوش . چراجسم؟چراخاک؟  آیات بالانمونه ای دیگراز دخالت مجازملائک در سرنوشت پیامبران است .گفتن ازضمیر جمع ماو از مصاحبه جمع ملائک در زمین جز نشانه ای از حق مشورت و همفکری در پدیدآوردن یک انتخاب نیست . الله خالق است مدیرومدبرو صانع است اما از مخلوقاتی که درمقام پایین تر از الله هستند نیز برای ساختن وپرداختن موقعیت باش در دنیا استفاده می کند .درعرش از ملائک سوال می کند توضیح می خواهد اگرچه ملائک باارتداد به سوآل الله پاسخ می دهند ( چرا ارتداد؟ ملائک وظیفه کلی برعهده دارند وآن القاء گفته های الله است نباید دچار لغزش زبانی بشوند هرملکی که درالقاء وانتقال گفته مربوط به وظیفه خوداشتباه وخطابکند پارااز حق فراتر گذاشته است دچار شرک وارتدادشده است اونباید از حق ( گفته الله ) تجاوز بکند آنچه را می پندارد به عنوان گفته حق الله ابلاغ بکند القاء بکند). ما می بینیم که الله  در دنیا وزمین انسانهایی را درموقعیت باش این گروه قرارمی دهد که با طرز تفکروعقیده آنها همسانی و شباهت زیاددارندانسانی که مرتکب خونریزی نشود . در زمین فسادوتباهی به راه نیندازد.. عمل ملائک اطاعت .تبعیت بی قیدوشرط یاتسلیم است درقران ما از القاء خلق پیامبرانی باچنین روحیه ای توسط ملائک آگاه میشویم .  (شما همان چیزی را می خواهیدکه خداوندآن پروردگار جهانیان اراده می کند) آیه بیست ونه  سوره تکویر در این آیه که برای گروههای برتر از جمع مخلوقات الله ( انسان وجن)آمده است ما نزدیک ترین تعریف قران را به موقعیت اراده باش درانتخاب  ملائک می خوانیم . ( بگو این حق است واز سوی پروردگارتان آمده است هرکس بخواهدایمان می آورد ویا انکار می کند) سوره کهف .آیه بیست ونه اگرچه این آیه به گونه ای به دفاع ازاراده  انتخاب انسان ( درخیروشر) آمده است (قرآن وکتب الهی برای گروه جن وانسان آمده است) اگرانسان نوررا انتخاب کند الله مسیرنوررابه اونشان خواهد داد وبالعکس . (هرکس از یادخدای رحمان روی بگرداندشیطانی را بسویش می فرستیم. که همواره قرینش باشد) سوره زخرف آیه سی وشش می فرستیم .یک فعل جمع است .اراده جمع دراین آیه نیزمشهوداست. (تسلط شیطان فقط برکسانی است که دوستش دارندوبواسطه اوشرک می ورزند) سوره نحل آیه صد  شیطان را می خواهند دوستش دارندپس اراده باش درشرک برآنها جبرمیشود ( بگوحجت کامل ازآن خداست واگرمی خواست همه شماراهدایت میکرد) انعام آیه صدوچهل ونه اما درآفرینش انسانهایی با آنچه ملائک  تمایل به اراده درخلق اورا دارند وبهترین انتخاب جمع ملائک است ما عیسی س را می توانیم ذکر کنیم .ملائک درخواست کردند و الله مخلوق دلخواه آنهارا درموقعیت واراده باش قرارداد  .شمااگر به سخنانی که از زبان عیسی س درانجیل آمده است ( البته من افتخارمطالعه انجیل را پیدا نکرده ام وبا استفاده از سخنانی که از مسیح در قران بزرگ آمده است دراین باره داوری می کنم.) همواره از تسلیم می گوید( سلام = من تسلیمم ) ازمهربانی کردن به مادر وازدادن زکات ...... سخن می گوید این روحیه مهربانی درمسیح شباهت بسیاری به روحیه مهربان ملائک عرش دارد . می خواهم دراینجا ازمدعیانی که فکرمی کنند که هیچکس حق نداردهیچکس نمی تواند درمقابل یک انسان به نام ولی فقیه ( وشاید شاه .سلطان . فرعون  ......)زبان به اعتراض بگشاید ویادرخواست سوآل ومحاکمه اورا بکند بپرسم آیا اورا پیامبری می دانند که با نوری از سوی الله هدایت میشود؟ آیا اوانسانی چون پیامبر ویا ایمان آورنده ای است که با نوری درپیش عمل می کند ؟آیابراستی باور آنها این چنین است ؟ ( روزی مردان وزنان اهل ایمان راخواهی دیدکه نوروجودشان پیشاپیش آنهاودر سمت راستشان حرکت می کند) سوره حدید قسمتی ازآیه دوازده (شما بهره های دنیوی می خواهیداما خداوند آخرت را اراده کرده است. وخداوندمقتدروحکیم است) قسمتی از آیه شصت وهفت سوره انفال چه آیه زیبایی .  وهم دنیا طلبی. برتری در قدرت طلبی . درحکومت طلبی .درتصرف ثروت . ملک . آیا این چنین خواسته ای  می تواند از جبر استهلاک در زمین وازمرگ بگریزد .قبول وپذیرش  ولایت یک انسان . حکومت شاه.فرعون ویا تعبیر دروغین ار الله با نام بت از نشانه های مرگ هستند . از ارتدادو از تاثیر ریشه های جنون درسرنوشت انسان وزمین می خوانیدباهمراهی کتاب بزرگی که اراده کرده است  که می تواند.   ( ودراموالشان برای سائل و محروم حقی معلوم بود ) سوره ذاریات  فکرمی کنم برشما واجب باشدکه بدانید که ثروت هنگفت بیت المال رادر دسترس عده ای خاص ( خواص)قراردادن از ارتداد است .درداستان راستان نوح خواص محکوم میشوند به هلاکت ومرگ جبری. این یک نشانه است که هرطبقه اجتماعی که به شکل خواص درجامعه انسانی  بوجودبیاید ارتداداست ومحکوم است به رفتن . مبارزه ابراهیم پیامبربا طبقه خواص . مبارزه نوح با طبقه خواص . مبارزه محمدص با طبقه خواص یک پیشگویی است برای آینده ای که دراستمراراست برای تباهی نسل خواص . درقرآن می خوانیم که مادرزبورقبل ازتورات مقررکردیم که وارث زمین بندگان شایسته ام خواهندبود)  سوره انبیاء آیه صدوپنج وازسویی دیگر درسوره قصص می فرماید ( مااراده کرده ایم که برمستضعفان نعمت دهیم و انهارا پیشواووارثان زمین قرار دهیم) مستضعفان بندگان شایسته الله هستند . وهمانا آنها وارثان زمین خواهندشد .باتوجه به این آیات  شما خواص وحکومتگران  قربانیان ارتداد ورویگردانی از حق خواهید بود .اراده کرده ایم این آیه نشانه درخواست مستضعفان است مستضعفانی که در سیاستی که عین دیانت مرتدان است ودر دیانتی است که قربانی سیاست مرتدان است روزی به پیروزی خواهندرسید وچه زیباست روز خوب پیروزی . ای خواص ایران ما ازمیان خودتان چندنفر رادر انظار عمومی قطع ید کرده اید؟ چندنفر را زندانی کرده اید؟ شکنجه داده اید؟ بیضه اش رابا ته سیگار سوزانده اید؟ سرش رادرکاسه توالت پراز نجاست فروکرده اید؟ کدام را درانظار عمومی بالای دار ؟ برده اید؟ کدام را قصاص کرده اید؟ کدام را؟چرا این (من ) شما بایدو فقط به تحمیل آنچه شما (می خواهید) بر سرنوشت مردم سلطه پیداکند ؟ای خواص وای روحانیون ایران ما چرابیدارنمی شویدشما مگرازآتش نمی ترسید؟چراارتکاب به هرکار حرام وباطلی ازسوی شماحلال است یک حق است درحالیکه سوآل ازشما از ارتداداست ( حرام )است .چه شده است که انسان دریک طبقه خاص حتی از الله بالاتر رفته است که با ارتداداز آیات الله درسرنوشت  ناس طبقات اجتماعی را بدعت می گذارد. ؟(از جبر مکالمه الله با ایمان آورندگان  واز سوآل الله  ازملائک درزمان خلقت آدم س باید برای شما خواص وروحانیون جاهل مسلک کتاب نوشت) گاهی ازخودتان بپرسید این حق شماست که از خودتان بپرسید که شما این دین زشت سیرت وبدنهاد و بدترکیب را ازکجا آورده اید؟درحالیکه قران پاسخ آن را به روشنی داده است.آیه بیست ونه سوره تکویر وهمچنین (مردزناکارجزبازن زناکاریامشرکه ازدواج نمی کندوزن زناکارراجز مردزناکاریامشرک به ازدواج خوددر نمی آورد وهمه این موارد برای اهل ایمان حرام است.)آیه سه ازسوره نور (نوح گفت پروردگاراهیچ کافری را درزمین زنده باقی مگذار. اگرآنها را زنده بگذاری بندگانت را از راه حق گمراه می کنندوجز فرزندان فاجر وکافربدنیا نخواهندآورد) سوره نوح آیات بیست وشش .بیست وهفت ذریات .باقیمانده های شرک وکفر. که هرگز ازجبراین سرنوشت مکتوب گریزی ندارند.بیماری نهفته ای که درمان نیافته است نسل به نسل تقلیل نیافته است . پدران .آباء اجداد ناقل بیماری شرک وکفرهستند پدران کور . کر. بی عقل . بدون احساس . این بیماری شوم جزبا ایمان به توحید جز تسلیم شدن به نورالله درمان نمیشود خاک ما جسم ما درتاریکی میسوزدای  پدران ما اجدادما چرا این آتش دیوانه را رهانکردید؟ تومی دانی؟ (حکایت آنهامثل کسی است که آتشی می افروزدتابانورآن پیرامونش راراببیند اماچون اطراف روشن شودخدا آن نور را ازآنها میگیرد ونابینادر ظلمات رهایشان می کند )سوره بقره آیه هفده به سخنان نوح س توجه بکنید اواز آینده سرنوشت گروهی خاص میگوید .آینده نگری .آگاهی از آینده را به روشنی درکلام یک پیامبر می بینید . وموقعیت باش برای اکثریت کفروشرک که ازقرنهاقبل رقم خورده است . زمین ما. زمین ما قرن به قرن با آتش سوزان اجسام فسیل شده اکثریت همراه میشود .ومداوما چاههای نفت وگاز کشف میشود اتشفشانها فوران می کنند زوایای انکارنشدنی ارتداد در زمین ظهورپیدا می کند و عقایدپدران بی ارزش میشود. پروردگارا هیچ کافری را در زمین باقی مگذار. انحراف ازحق  نتیجه اش نسل امروز است که دررنج ازبیماری جنون قانون را بر نجات انسان برتری می دهد . قوانینی که نمونه ای هستنداز فرسایش عقایدانسانهایی که ناآگاهانه و به مرور درارتداد از روی زمین حذف میشوند.وزمین نیز ذره ذره از دایره آفرینش حذف میشودمیسوزد.یک فرجام بد .و گوشهایی که می شنوند .چشمهایی که می بینند .قلبهایی که ادراک دارند وعقل و هوشیاری که توهم را ردمی کند .شرط ایمان و پذیرش القاء  میتوانند تحقق معجزات بزرگ را برای انسان تسلیم رقم بزنند . تکیه آیات الله بر درک آیات قیام و اصراربرشنیدن .دیدن و استفاده از عقل در تشخیص حق ازباطل . بودن یانبودن .فقط وفقط به منظور استفاده ازاین نعمتها نیست یک روش وتدبیردر آماده کردن انسان است به  گریز ازعنصر اتش شدن .  حتی بردستها .دستهای ما واجب است که این آیات رابشنوند.دستهایی که دست محمدص نیست .دست یوسف س نیست .دست توست دست من است دست تدوینگران قوانین خاکی دنیاست .دستهایی که براصل بودن ولایت دروغین یک انسان  صحه میگذارند. دستهایی است که قرنهاست خون درآنهامرده است وهدیه ازسوی نیاکان ماست نیاکان .پیشینیان .اجداد ی که بدون دست زندگی کرده اند . ( خداگفت ای ابلیس چه چیزباعث شد تاموجودی راکه با دستم خلق کرده ام سجده نکنی ؟آیاتکبرکردی؟یامقام بلندداشتی؟) سوره ص آیه هفتادوپنج (توقبل ازقرآن هیچ کتابی نخوانده ای .وبه دست خودآن راننوشته ای مبادا اهل باطل شک وتردیدکنند)  سوره عنکبوت آیه چهل وهشت (ن والقلم ومایسطرون)ن قسم به قلم وقسم به آنچه می نویسند .مینویسند؟ ( و آن زمان که ازگل مجسمه ای به شکل پرنده ساختی وبه اذن من درآن دمیدی) قسمتی ازآیه صدوده سوره مائده ( ای موسی دردست راستت چیست ؟ گفت این عصای من است به ان تکیه می کنم )  قسمتی از آیه هجده سوره طه ( دستت را درگریبان خودفروبرتا بی هیچ عیبی سفید ودرخشنده بیرون آیداین هم یک معجزه دیگر) سوره طه آیه بیست ودو (تبت یدآ ابی لهب وتب) دستان ابولهب بریده باد . جبربریده باد امربه بریدن می کندوبرای بریدن دست تاکیدزمان به زمان آینده  عودت داده میشود . (وبعنوان یک مجازات الهی دست مردوزن دزدرابه علت دست درازی به اموال مردم قطع کنیدوبدانیدکه خداوندمقتدروحکیم است) سوره مائده آیه سی وهشت (وکاش می دیدی هنگامی که این ظالمان درشدائدمرگ فرورفته اندوفرشتگان قبض روح دستهایشان راگشوده اندومی گویند جانتان را بالا بیاوریدکه امروزبه خاطردروغهایی که به خداوندنسبت داده ایدوتکبری که نسبت به آیاتش داشته ایدجزایی خوارکننده انتظارتان رامی کشد) سوره انعام آیه نودوسه البته باید دانست که درامروحکم قطع دست توبه . ومعادل دیه یک دست سالم و.... تاثیرگذاراست والزاما این حقیر( دردرگاه الله) فقط به دلیل آگاهی شما این آیه را آورده ام.درقسمت پایانی این آیه الله از اقتدار وحکمت خودمیگوید یعنی اگرشما این کاررا نکنید من اینکاررا می کنم. واومی تواند این یک جبراست که در زمان آینده بوقوع خواهدپیوست .در آیات بالا از دست خوب ودست بدوزشتکار می خوانید . دست نور ورحمت ودست طعمه تباهی وفساد . همین گفته کافی است  که برماواجب است ومادرجبریم که حق را بپذیریم .دست یک نعمت الهی است برای عام مردم  اما کدام دست ؟آیا شما می دانید که شیطان بعداز طغیان وتمرد از تسلیم شدن به گفته حق الله از داشتن دست محروم شده است؟ هردستی که دردنیا ازحق تمردبجوید برعلیه حق بکشد . شکنجه بدهد . وبرباطل گواهی دهد . دزدی بکند. برای ترویج شرک وکفرقانون بنویسد. ازهیچ قانون حقوق بشری که ضامن حق راستین یک انسان باشد دفاع نکرده است؟این دست به خودش ظلم می کند.به خودش خیانت می کند.وای کاش پرده های بین ما وحقیقت بالا برود وجهان شاهد دستهای خونمرده ای باشد که به حق الله گواهی می دهند؟چراما ازدشمنی با خود برنمی گردیم؟ چراباورنمی کنیم که الله هست.ونمیشودنمیشودکه یک اولی العزم با دیگرانسانها در زندگی ومرگ و ره آورد قیامت متفاوت باشد0این امریک جبر الهی است. ردآن ازشرک است ( بگو پروردگارمان همه مارا گردمی آوردسپس به حق میان ماداوری می کندزیرا اوداوری آگاه است) سوره سباء ایه بیست وشش همه برمی گردیم مثل روز اعراف . روزی که همه فرزندان بنی آدم جمع شدند وبه یکتابودن الله سوگندیادکردند وروز دیگری درانتظارماست درانروزبازخواست خواهیم شد که دردنیا چنین سوگندی را فراموش نکرده ایم. این سخن پیامبرماست پیامبران نیزد درجمع ما خواهندایستاد .می ایستند چون مادرجبرخواهیم بودتا قیام کنیم . (وهم اینکه گفتندمامسیح.عیسی س پسرمریم پیامبرخداراکشتیم درحالیکه نه اورا کشتند ونه به صلیب کشیدندبلکه امربرآنهامشتبه شدوکسانی که درموردمسیح اختلاف می کننددرشک وتردیدندوبه حقیقت ماجرا آگاهی ندارندوجزازظن وگمان خودپیروی نمی کنند بدانیدیقینامسیح را نکشته اند . بلکه خداونداورابسوی خویش بالا بردوخدامقتدری تواناست وهراهل کتابی سرانجام به حقیقت مسیح ایمان خواهد آوردهرچنددرلحظه قبل ازمرگش ودرروزقیامت مسیح شاهدوگواهشان خواهدبود) سوره نساء آیات صدوپنجاه وهفت وصدوپنجاه وهشت وصدوپنجاه ونه ما درهنگام ظهور روح ودرتولد مسیح درآیه هفده مریم از جمع ما می خوانیم اما درآیات بالا ازسوره نساء الله از بالا بردن عیسی س به سوی خودش می گوید .دراینجا ما آگاه میشویم جمعی  روح وملائک که در تولد عیسی دخیل بوده اند درکنارالله نیستند ملائک بین زمین و آسمان زندگی می کنند وبه همین جهت روح قادربوده است به زمین بیایدوماموریت باش را به انجام برساند. (ای اهل کتاب دردینتان غلو نکنیدودررابطه با خداجز حق نگویید بدانیدکه مسیح عیسی س پسرمریم فقط **پیامبر خداست وکلمه ای است که به مریم القا کرده است وروحی متعالی ازاوست)قسمتی ازآیه صدوهفتادویک سوره نساء القا کردن یک کلمه . روح انتقال دهنده است انتقال دهنده تلقین وباوریک کلمه است به مریم خاکی. (هرگز مسیح ابایی ندارد که بنده خداباشدحتی فرشتگان مقرب نیز اینگونه اند)  قسمتی از آیه صدوهفتادودوسوره نساء این آیات درپاسخ به اوهامات عده ای ازاهل کتاب امده است که پاراازحق فراتر گذاشتند وعیسی س را خدا نامیدند وهشدار به این اکثریت اهل کتاب نیز دراین آیه بصراحت امده است الله مسیح عیسی س پسرمریم را بنده خودمی خواند یعنی که هرکس جزاین بپندارد شرک ورزیده است.درایاتی از سوره نساء  ما می خوانیم که مسیح به قدرت الله زنده از میان از زمین به جهان ماوراء برده میشود واهل کتاب دراوهام خویش رهاشده اند الله *می گویدکه مسیح را به قصدنجات بسوی خود ( عالم غیب ) برده است وازسویی دیگر اورا بنده خودمی خواند یعنی آنکه بندگان همگی در تولدومرگ وبرانگیخته شدن درنهایت عدل ونه ظلم ازدنیاخواهندرفت (همه کسانی که درآسمانهاوزمین هستندبندگان خدای رحمانند)سوره مریم ایه نودوسه آیات روشن وصریح . چراماهمواره فراموش می کنیم که  فقط الله حی جاودان است وهرچه می آفریندمیرا هستند (سپس پرده ای میان خودو آنهاکشید.آنگاه ماروح خودرابصورت یک انسان کامل بسوی او*فرستادیم) سوره مریم آیه هفده به این ایه توجه کنید وبه این جمله خاص (ما)روح خودرابصورت انسان کامل بسوی او فرستادیم الله ازجمع ما میگوید ما نازل کردیم ما پایین فرستادیم.ما روح خودراارسال کردیم .رسول .مرسلات . روح مفعول که امری براو جبرمیشود.این روح متعلق به یک جمع است ؟الله نمیگویدروح خودم میگویدروح خود را . ( آیانمی بینی که ماشیاطین رابسوی منکران حقیقت فرستادیم تاانهاراشدیداوسوسه کنندپس درمورد آنهاعجله مکن ما( ما) تک تک اعمالشان را مدنظرداریم . دران روزی که حرمت گزاران اوامرالهی را بسوی خدای رحمان گردآوریم ( آوریم ؟)سوره مریم آیات هشتادوسه .هشتادوچهاروهشتادوپنج   طریقه  ارتباط  شیطان باانسان وملک وروح با انسان با نازل شدن یاپایین امدن ( شیطان ازگروه جن ملائک بوده است)صورت میگیرد . واماروح هم یک کلمه یا دم یانفس زنده الله است که درموقعیت باش به یک مخلوق بدل میشود یک دم خالص وپاک است ازالله ( الله .الله ) .  دمیدن جبری کلمه معجزه  انسان  مسیح ( باش) پس میشود .همانگونه درآفرینش آدم  کلمه یادم الله باعث خلق اولین نوع انسان زمینی میشودومریم آن خاک پاک است که دم دراو معجزه تولد مسیح را در دنیا تثبیت می کند. (ونیزمریم دخترعمران را مثال می زندکسی که پاکدامنی خودراحفظ کرد وما نیز از روح خودمان در آن دمیدیم. مریم کلمات و کتابهای پروردگارش راتصدیق کرد زیرا اواز فرمانبرداران الهی بود) سوره تحریم آیه دوازده   کلمات . آنچه تبدیل به موقعیت باش میشود ازعقیده من است که آنچه را که الله کلمه می نامد همان دم یا نفس یا اراده موقعیت باش  ازسوی الله است که توسط ملائک در زمین خلق میشود.یحیی . اسماعیل .عیسی س. و......... خواننده قرآن را به جمع ما یعنی اشتراک ملائک در اراده بوجودآوردن موجودی که الله اراده کرده است را درآیه بالا جلب می کنم. می خواهی مشرک باشی ( باش) می خواهی مومن ( مومن = ایمنی بخش فاعل بوجودآورنده سرای آرامش وامنیت است این یک جبراست که با ایمان یک انسان  امنیت. ایمن شدن درایمنی بودن درامان بودن جامعه ای بسوی امنیت تمایل نشان بدهند به ارامش تعلق پیداکنند به حق به گفته الله تسلیم بشوند ایمن شدن ازشرجن وانس از قدرت نیروی اراده باش ) به توحید باشی ( باش) ما بسیار درقرآن از اراده کلمات الله در خلق هویت انسانهای جدید و پیشینیان  می خوانیم.  درآیه خطاب به پیامبر توحید حضرت محمدص از خواسته  سابقون سابقون .سابقون اولئک المقربون ( می باشند) درمی یابیم که گاها آینده یک کلمه ( موقعیت باش )ازقبل تعیین میشود (فرشتگان وروح بسوی او عروج می کنند در روزی که مدتش پنجاه هزار سال است) سوره معارج آیه چهار بازگشت  مجددملائک وروح به ماورای مکان خاکی.این آیه  مدت زمان فاصله ملائک وروح با الله را قبل از ظهورقیامت به ما میگوید وانسان ؟  ملائک مخلوقاتی هستندکه القائات کلمات اراده باش( آنهابا انسانهای معمولی مستقیما حرف نمی زنندودرجهت ارتباط ازنیروی اراده الهی و ذاتی القاء خود بهره میبرند گفتیم که القاء نیز به نوعی شبیه به وسوسه است امادرتضادباآن )رادرمسیرنوع بشر قرارمیدهندفرمانهایی که از سوی الله است و بر انسانهای ایمان اورده القاء میشود ووحی نیستند.اگرملائک در ارسال فرامین الله به دروغ متوسل بشوند ارتدادورزیده اند ودرالقاء خود به انسان معلوم نیز باارتداد عمل خواهندکرد.وحی خاص پیامبراست وعملا مکتوب میشودوحی گفته یا قول یاکلام زنده الله است .و وحی گفته شده الله جبرازنده ابدی است اگرچه ما آنرابصورت نوشته درقران .انجیل وتورات و زبور و..می خوانیم وحی هرگاه خوانده بشود تسلیم شنونده بدان واجب میشود.خواننده خوب احادیث و روایات متعدد که به مرور زمان به سنت های دینی بدل شده اند ازسوی اهل تسنن وتشیع. هرگز وحی خوانده نمیشوند . ملائک  از دیدبشرمعمولی پنهان هستند اما روزی که انسانها بتوانند آنهارا ببینند آن روز روز قیامت خواهدبود (روزی که فرشتگان راببینند آن روز قطعابرای مجرمان خوشایندنخواهدبودوبیدرنگ خواهندگفت به ما امان بدهید ) سوره فرقان آیه بیست ودو (مافرشتگان راجزبه حق نمی فرستیم اما وقتی بیاینددیگربه آنها مهلتی داده نمیشود) سوره حجرآیه هشت ظهورملائک آغاز پایان مهلت است رسیدن روز کیفر وبازخواست است   درسوره طه سامری درپاسخ به سوآل حضرت موسی س چنین می گوید (وتوای سامری این چه کاری بودکردی ؟ سامری گفت من چیزی دیدم که انها نمی دیدند من قسمتی از آثار *رسول را گرفتم  ودران انداختم نفس من این کار رادرنظرم آراسته ساخت) سوره طه آیات نودوپنج ونودوشش چرا سامری که درایمان برتربوده است باید اسیرنفس خاکی خودبشود.اوتوانسته است ظهوریک معجزه راتجربه بکند . اما. برتری دادن پندارخاکی بر(حق وگفته الله )از او نسلی از گروه معتدین یا تجاوزکاران را در میان قوم بنی اسراییل بوجوداورد. برعلیه دین توحید با نظرمادیگرایانه ( آزادی بیان) سخن گفتن.فیلم ساختن . نقاشی کشیدن . داستان ساختن  .ترانه ساختن قضاوتی شرک آلوداست ارتداد است .برتری دادن نظریات مادیگرایانه است بر گفته حق الله که گریز ازآن محال است وتسلیم شدن بدان جبری است .   درقران از دیدار ابراهیم س با ملائک می خوانیم از وعده ملائک به دیدار پیامبر دیگر لوط س می خوانیم امکان ظهورملائک فقط درموقعیت باش بر پیامبر عرضه میشود عجیب نیست آنها باپیامبران وبامریم س باخواهرموسی س مادرموسی س و مادرمریم س سخن می گویند. ( درقرآن از سلام برعیسی س .سلام برموسی س . ابراهیم س ودیگرپیامبران می خوانیم ومادربیان احترام واجب براین پیامبران سلام راباحرف س موکدمی دانیم ونیز از طرف الله جبرشده است برایمان آورندگان که محمد را صلوات بخوانیم ص حرف اول این امرواجب احترام به این پیامبراست به عقیده من حرف اول ص درآغاز بعضی سوره قرآن نیز از نشانه تاکید جبری ازسوی الله می بوده است که روح می بایست در زمان عرضه وحی برپیامبر صلوات بگوید) اماقرآن در زمان مبارزه و جنگ ویاری ملائک با جمعیت کفر وشرک از ظهور انها دربین افرادمعمولی نمی گویدهیچکس جزپیامبران  از چگونگی نحوه مبارزه آنها نمی داند البته درقران از کمک این مخلوقات در رساندن وحی و نابودکردن ریشه وذریه کفروشرک بارها آمده است . وعیسی س پیامبری ازکلمه باش در زمین متولدمیشود معجزه آسا حرف می زند . بابروز معجزه های گوناگون ازنبوت خوددفاع می کند عیسی س همانند روح نفس ودم ( کلمه واسم ) الله را بر مرده منتقل می کند ومرده را زندگی می بخشد . روح بی اراده می تواندغیب بشود وعیسی س غیب میشود هردوتحت جبر حاکم  و اراده قدرتی استثنایی قراردارند ونمی توانند از این جبر بگریزند زیرا تسلیم بدان شده اند . ( نمازمن .عبادات من و زندگی ومرگ من از آن الله .پروردگار جهانیان است) این آیه معیاری است ازنهایت عمومیت تسلیم برای پیامبران است  وعیسی س یک پیامبراست . تشابهات روح وعیسی س پیامبر صلح ودوستی را باهم جمع کنید . روح نیز در زمین قدرت اراده اعمال خودمختارانه درمقابل انسان ندارد  زندگی نمی بخشدو نمی تواند انسان رابکشد حتی شیطان هم که روزی ازجمع  ملائک جداشده است چنین قدرتی ندارداگرچه نیروی او ( سماجت به وسوسه )ازسوی الله درجهت نابودی نوع بشر دوگانه پرست قرارمیگیرد . خیانت کاران .ظالمان نیزقربانیان کفروشرک خودکه دردنیا انتخاب کرده اند خواهندبود( آنچه خواسته اند) ونه قربانیان شیطان. وهرکس دین  کفروشرک وارتداد را بپذیرد درواقع نابودی خودرا رقم زده است .و اما مخلوق یک کلمه الله (روح) همراه با ملائک بر آدم خاکی سجده می کند . وعیسی س می گوید احمدص موجودخاکی که سرتر است درتسلیم دراسلام درسلام سرامد است .  ای ازنسل ارتداد پس چرا تو نمی شنوی؟0چرابرنمی گردی؟ و احمدص درمیان پیروان خود محمدص نام میگیرد .ازاو سوره می اید به نام سوره محمد ص والله  درحاشیه رسالت محمدص به انسانها وعده می دهد ازظهور اولئک المقربون .ذریه ای برتر که در اینده خواهندآمد.وبر سابقون وسابقون وسابقون برتری خواهند داشت .دردین توحیدی محمد ص هرچه از ستایش وتحسین در اسلام ودین توحید است متمرکز نمیشود درمحمد ص  ودرانحصار گروه خاصی درنمی آید میشود که برتراز سابقون .سابقون وسابقون نیز بیایند نمازوعبادات زندگی ومرگ همه ما انسانها متعلق به الله است وبه هیچ ولی یا شاه یا فرعون یا موجود برتری جویی ویاقانون یاطرح متحجرانه ومرده ای تعلق ندارد.ما ازانسانی می گوییم که توانایی واستعداد والایی از امتیازات برتر داردکه از حذف تاثیر معنویت دینی او از  بعدعقاید مادیگرایان خارج است ناممکن است واین ازجبراست . این حق ازحقوق برابروعادلانه همه مخلوقات است . نماز عبادات زندگی ومرگ همه انسانها متعلق به الله است ( چه به این آیه تسلیم بشوند وچه آنرا ردکنند)هیچ انسانی نمی تواند مارابنده وبرده خودبداند هرکس بپندارد که می تواند بربندگان الله مسلط بشودحاکمیت بکند همانا اومشرک وکافربه توحیدویگانه پرستی است. آن کس که تواورا پیامبر خوانده ای یک بیماراست . وباتوجه به آیه بالا پیامبر با بعدمکان بیگانه است .این عجیب است که یک مسلمان به ادیان الهی چنین انسانی را متجاوز به عنف . هتاک ویا درارتکاب به عمل سنگساربه تصویربکشد. آن کس که ازاو پیامبر ساخته ای اوکیست؟ (کسانی که دوست دارنددرباره اهل ایمان اتهامات زشت شایع شود هم دردنیا وهم درآخرت گرفتارعذاب دردناکندخداوندنسبت به همه چیزآگاه است درحالی که شما آگاه نیستید) سوره نورآیه نوزده (زندگی دنیا برای اهل کفرزینت داده شده جلوه می کند همانهایی که اهل ایمان را مسخره می کنند امابدانید آنهایی که پرهیزکارندفریب زینت دنیارا نمی خورندودرروزقیامت در مرحله ای بالاتر ازناسپاسان قرارگرفته اند وخداوندبزرگ هرکس را صلاح بداندبدون حساب به اوبرکت وروزی می بخشد) سوره بقره آیه دویست ودوازده اگرچه از حق توست ولی من نمی دانم توچرا دنیا را زیبا می بینی؟ امامی دانم چرا اهل ایمان را انسان نمی بینی ؟ پیامبر را علی ع را حسن ع را. تقی ع را نقی ع را ؟ ازخودت پرسیده ای که چراآنهارا مسخره می کنی؟ ( مردم ازیک ریشه وامتندوخداوندبسوی آنهاپیامبرانی بشارت دهنده وبرحذردارنده مبعوث کردوهمراه آنان کتاب حقی فرستادتا آن کتاب میان مردم درموردآن چیزهایی که اختلاف می کنندداوری کنداما جزحسودانی که قبلا صاحب کتاب شده بودند وحقایق برایشان روشن بود با آن مخالفت نکردندوخداوند بزرگ اهل ایمان را درموردحقایقی که اختلاف می کردندبه فرمان خود رهنمون کرد. واین چنین است که خداوندهرکس را صلاح بداندبسوی راه درست ومتعالی هدایت می کند) سوره بقره آیه دویست وسیزده می بینی که توهم مثل همه ساکنان کره زمین در طول زمان از دین پیامبر وکتاب محروم نبوده ای. همه ما از ابلاغ ودعوت وهشدار بهره برده ایم هیچکس در کره زمین نیست که بتواندمدعی بشود از دین نمی داند ( سوره اعراف آیه صدوهفتادودو )یادآوراین نکته است که  همه ما انسانهاقبل از حضوربرخاک سیاره زمین بر دین ویکتابودن الله گواه بوده ایم ای کاش که قبل از ساختن وپرداختن به یک کتاب یا یک کاریکاتور یا نقاشی ویا یک فیلم کتاب مارا می خواندید . شایداز حسادتی که روح شمارادر رنج قرار داده است به الله پناه می بردید ای کاش می دانستی که درنزدالله ایمان توبه دین عیسی س یا موسی س فقط درتسلیم به دین محمد ص پذیرفتنی است .محمدص می داند بین دین ما وشما اختلافی وجودندارد. ( بدانیدهرکس براساس آیات خداحکم نکند زشتکاروبدنیت است) سوره مائده آیه چهل وهفت می بینی که آزادی بیان .آزادی آنچه که تو ازان رنج می بری از نیت بد و از زشتکاری در پندارودرعمل توست . من بعنوان یک ایمان آورنده به توحق می دهم که بگویی بنویسی . اما ایمان تورا بعنوان یک ایمان اورنده در نوشتن .فیلم ساختن . وداستان سرایی مردودمی دانم. ماهمه از یک امتیم. یک امت یکتاپرست . یگانه پرستی . یکتاپرستی دین مشترک بین همه انسانهای کره خاکی ماست اگرچه بعضا انرا انکارمی کنند.ارتدادمی ورزند. به خودخیانت می کنند به خودظلم می کنند ..ما اکنون در زندانی به نام دنیا گرفتارهستیم .دریک زندان جزو آواز رهایی هیچ نجوایی زیبا شنیده نمیشود . هیچ فیلمی نمی تواند یک نظم کلی بیافریند هیچ نقاشی نمی تواند زیبایی اندیشه هارا ازما بگیرد . هیچ داستان هجوگونه ای نمی تواندانسان بودن مشترک مارا نیاز مشترک مارا به همدیگرباطل کند . تویک بیگناهی .آدم .آدم . پدران ما .پیشینیان مابا دنیا طلبی مارا در دنیا زندانی کرده اندامامگر زندان زیباست؟ ازتودعوت می کنم برگردی بسوی الله همان که اراده دارد تورا به راه راست ودرست رهنمون کند . ازتومی خواهم یک بار به زندانبان ( پدران .پیشینیان . اباء واجداد) خودت نه بگویی .سهم آنها ازدنیا جز اتش نبوده است چرا تو به دنبال سهم خودت نمی گردی ؟ شاید سهم تو درکتاب ما باشد .شاید.           .واکنون ما ازریشه های یک امت درمسیرزمان وعده شده ازسوی الله قرارگرفته ایم و  من هم مثل همه شما مسلمانان ادیان الهی در انتظارم .درانتظارم از بندگانی که بر سابقون .سابقون .سابقون برتر هستند نامی یا نشانی در زمان بیابم.  خواننگان خوب رویاهای صادقه با مطالعه متن نوشته های من . با شنیدن وخواندن کلام الله . قران بزرگ . کتاب زنده درزمان  که برای شما آورده میشود اکنون برشماواجب میشود که به الله ورسول اقتداءکنیدودرقیام به آیات الله جهادکنید *اکنون  الله به ضرورت زمان ومکان  .نسل به نسل برگزیدگان خودرا می طلبدهمانطورکه روزی عیسی س را طلبیدو اورسالت محمدص را گواهی داد.این سخن من نیست این سخن یک دوست است.                    (کافران چون تورا ببینند فقط مسخره ات می کنند ومی گویند آیا این همان کسی است که درباره خدایان شما سخن می گوید؟ حال انکه خودشان یاد خدای رحمان را انکارمی کنند) سوره انبیاء آیه سی وشش (بدان که پیامبران قبل ازتورانیزمسخره می کردنداما سرانجام آنچه رابه بادتمسخرمی گرفتنددامنگیرشان شد) سوره انبیاء آیه چهل ویک ( چون پیامبران شان  بادلایل روشن بسراغشان آمدندبه دانش وعلم خودشان دلخوش بودند ورسالت پیامبران رامسخره میکردند تااینکه حقایقی راکه مسخره می کردندمحاصره شان نمود؟ )سوره غافرآیه هشتادو سه در آیات ( چهل ویک سوره انبیاء وهشتادوسه سوره غافر) سرانجام وسرنوشت نیاکان پدران . آباء و پیشینیان برای تو آمده است برای تو شایدکه امروز بشنوی  وفردا را ببینی .درآیات بالا ازذریه ای می خوانیم که نسل درپی نسل ( زمان می کنند ومی گویند.سخن میگوید .انکارمی کننددرآیه سی وشش  گویای زمان حال مکرر ومداوم است ومیکردند .می گرفتند دامنگیرشان شد زمان وسرنوشت گذشته نسل سابق این ذریه را برای نسل امروزتبیین می کند) ذریه ای که درطی تاریخ دین پیامبران ( حق )را مردود خوانده است . وامروز نسل این ذریه که درسراسر جهان پراکنده شده اند درکمال تعجب باهمان روش قدیم آباء واجدادی  به تمسخر پیامبران سرگرم ومشغول هستند. دراین دو آیه حقیقت ارتداد این نسل باقیمانده زیرخاکی  بعدازقرنها مجددا  تکرارمیشود و این نوع روش برخورد با پیامبریک دین الهی را نمی توان ( آزادی بیان ) نامید .این رفتار ازعلائم بیماری جنون است وجنون یک بیماری موروثی است.والبته طریق  درمان جنون هم فقط رویگردانی و بی اعتنایی وتبلیغ و دعوت وهشداراست ونه کشتار همنوعان.                                                       ************* (سلام بر روزی که متولدشدم .وروزی که میمیرم .و  روزی که زنده برانگیخته میشوم. )  سوره مریم  آیه سی وسه  به الزامی بودن (س) یا سلام برعیسی س وروزتولدو مرگ اوو اخرت او دراین آیه توجه کنید . از تسلیم شدن عیسی س مسیح (جبراحیا مردگا
ادامه نوشته

ادامه قاب وارونه ارتداد ومن

درسوآل ملائک به اینکه آیاآدم  می تواند قاضی باشد؟ موجودی که به ناحق خون خواهدریخت فساد وتباهی را ترویج میکند .میشودکه عادل باشد به دانایی وعلم حکمت کند.درحالیکه جایگاه ثابت آدم زمین است خاک است . با استناد به آیه بالا خلیفه را الله منصوب می کند.ونیزانچه را خلیفه میخواهد پس اراده الله برآن حاکم میشود .حتی ملائک  درتغییروتبدیل دراین انتصاب عاجزند.الله از چنین برگزیده ای مومن ومتقی و مطیع نسل برتریا انسان کامل را طلب می کند.هیچکس هیچ احدی نمیتواند درجبروتقریرووعده به این آیه تبدیل وتغییرایجادبکند .انتصاب فقط ازسوی الله عرضه میشودتحقق می یابد واعلان میشود.هرکس که بعداز الله وپیامبران به نام ولی .فرعون یا شاه و..... وبه شکل فردی ازسوی اشخاص خاص ویاقومیت ویاپیروان دین ومذهب الهی به عنوان خلیفه یا شخص برگزیده الله خوانده بشود ازسهم شیطان است برخلاف گفته وگفته ها( حق وحقایق عملکرده است) اودردین توحید مردوداست.یک مرده یک باطل محسوب میشود. اومجنون است .معاند بادین الله است محارب با پیامبراست .آزاردهنده الله وپیامبر است . درگمراهی است .برهیچ بشری واجب نیست که ( جانش را فدای اوبکند.) می بینیدکه اگر اراده الله برانتخاب شخصی برای ابقاء واحیای دین حاکم باشد گروه جن .گروه ملائک انجیری . وحتی آدم بعنوان شخصی که این اراده براو واجب گشته است ویک منتخب است ناتوانند ازآنکه اراده خودرا درتغییروتبدیل این رای وحکم حق دخالت بدهند وبایدکه به حق وگفته الله سجده بکنند وتسلیم بشوندوبالعکس .

*ای خواص  نفرین شده ایران ما شما آیا چشمهایتان باز است  وشهامت آن را دارید تا فردی که به عنوان نایب ویا جانشین  پیامبر برگزیده اید مستند به آیات قران قراردهید درحالیکه قرآن صریحا انتصاب چنین فردی را مردود میداند ؟.

خلیفه کسی خواهدبود که برملائک واجب است  براو سجده بکنند . خلیفه حق تقدم دارد برملائک .نسل او در زمان حی خواهدماند زنده وجاودان خواهدبودآینده دارد

( آدم وحواگفتند.پروردگارامابه خودمان ظلم کردیم واگرما رانیامرزی بدون تردید(درعملکردخود شک نداشتند) اززیان دیدگان خواهیم بود. وخداگفت همه تان (همه تان؟ الله اکنون تنهاست؟زیرافقط او احداست قل هواالله احد وانسانها بیشمارند گیاهان ومخلوقات بیشمارند فقط الله تنهاست)ازاین مقام پایین ( پایین .بالا .سقوط .زمین .)رویدکه ازاین پس دشمن یکدیگرخواهیدبودودرزمین بمانیدتابموقع تکلیف تان روشن شود.)

آیات بیست وسه وبیست چهارسوره اعراف

درعرش ودربهشت  درآن هنگامه همه ازمقام خلع میشوند .ملائک آبی .جن اتش ودومخلوق خاکی .هیچ تبعیضی درنظرگرفته نمیشود وقضاوت الله شامل خواص یاعوام نمیشود.که این قضاوت نفرین شدگان است وبس.هیچکس زندانی نمیشود .شکنجه نمیشود . به زشتی متهم نمیشود . درحالی ازارتدادمیخوانیم که درکتاب بزرگ قران ما جوانب مختلف ارتداد را در عمل( توسط آدم وحوا)ودرقلب توسط ابلیس وبه زبان توسط ملائک انجیری برای آگاهی ما بصورت آیه تبیین شده است . همه درعمل به رویگردانی مردودندوشامل لطف وبخشایشی به نام توبه .واماهیچکس  مجازات نمیشود. اعدام نمیشود.هیچکدام ازاین مخلوقات نمیتوانند به محدوده اختیارات ویاحقوق مشروع یکدیگرتجاوزکنند.یکدیگرراتحریم کنند .وازمجازات نیروهای متقابل با خودناتوانند  این رویا نیست  ازبایدها ونبایدهای واقعیت دین مادردنیانیزهست .درعرش باامروحکم الله  همه آنها از نزدیکی الله به تبعید رانده میشوند وچنان که درسوره جن آمد تارسیدن پایان مهلت هیچکس نمی تواند به دنیای بالا ( جهان ماوراء)نزدیک بشود  .دراینجا اعمال اقتداربه ارائه عدل درحاکمیت الله به زیبایی جلوه گرمیشودوآدم به خواسته واراده الله به زمین می آید درهبوط به زمین ما ملائک وجن راهم ازهمراهان آدم وحواخواهیم دیددراینجا میتوان نتیجه گرفت هم درگروه ملائک وهم درگروه جن خاک وجود دارد .اگردرملائک خاک وجودنمی داشت انهاهرگزدرآفرینش آدم ( ادم بی ثبات .دائم درحال رویگردانی ازحق  ویا بازگشت وتوبه)دچارشک وتردید نمیشدند ودردنیا سهمی نداشتند.وبرای آینده این گروههای علاقمندبه احرازبرتری میشودتصورکرد که همه آنها دردنیانیزهمواره در حالت رویگردانی وبازگشت سیرخواهندکرد. همه این مخلوقات ممکن است درزمین مجدداو بارها دچارشک وتردیددراعمال اجرای حقایق(گفته های الله)بشوندتوجه داشته باشیدکه بیان هرقول الله مترادف خواهدشدبا عمل به گفته الله.الله اراده می کندو میگوید باش پس موجودمیشودآنهانیز بایدتسلیم به این اراده بشوند شک دراصل مرحله عمل باعث میشود که آنهادچارارتدادبشوند ودرانچه (میخواهند)اراده خودرا دخالت بدهندمسیرخودرا در تسلیم تغییربدهنددرحالیکه حکم آیه وحقایق همچنان ثابت وبرقراراست ودر بعدزمان دربعدمکان برای همه انسانها به یکسان عرضه  میشود.اما دریک کلام الله درداستان عرش که درقرآن تعمدا آمده است به همه مامیگویدکه حدود دخالت انسان در مقابل کنش ارتداد  نباید ازمرزرویگردانی و تبلیغ ودعوت فراتر برود .هرکس مسئول اعمال خوداست.

(بگوازخداوپیامبراطاعت کنیدچنانچه ازحقیقت روی برگردانیدبدانیدکه پیامبرمسئول اعمال خویش است وشمانیزمسئول اعمال خودتان هستیداگراورا اطاعت کنیدبه راه نجات و آرامش هدایت می یابیدوبدانیدوظیفه پیامبرفقط ابلاغ روشن است) سوره نورآیه پنجاه وچهار

وظیفه یک پیامبر جاودانه فقط ابلاغ روشن می باشد ودیگرهیچ . محدوده اختیارات همه مخلوقات درعرش وبهشت  نیز برخلاف تصور محدودومعین است ( حتی آدم وحوا)وحاکمیت الله بر این مخلوقات نیزجبری است همه آنها مستحق هستند برآنها تحمیل شده است جبرشده است که فقط وفقط به الله پاسخ بدهند والله تنها نیروواراده ای است که قدرت بازخواست  ازمخلوقات رادارد.پس ایه میآورد وموقعیت مکانی هرانسان را محدود به آیات می کند . این آیات درواقع بازتاب باش وشدن هستند ( باش پس موجودمیشود) .نمیشوداز شدن گذشت .اراده وقدرت گذشتن از این آیات ازانسان سلب شده است .هرکس بگذردمیمیرد باطل میشود .مردود ومفقودمیشود .از زمان زنده محروم میشودمیمیرد .هرکس باشدکه انسان هست پس میماند موجودمیشود آدم .ای آدم خلیفه شو. پس میشود ودیگرهیچکس.موسی ساخته میشود وعیسی .اوانتخاب میکنداراده میکند .میشود وچنین موجودی که می پذیرد وروی برنمی گرداند .ایمان میآورد .ردنمی کندانکارنمی کند تحریف وتجزیه نمیکند وقیام میکند. پذیرفته میشود . ردنمیشود .انکارنمیشود ..نابودنمیشود.متلاشی نمیشود .تجزیه نمیشودبه خاک تبدیل نمیشود.موجودمیشود زنده میشود.خاکی که میشود شکافته بشودمیشودکه بسوزد.

 درعرش الله به ملائک ابرازمی کندکه درگفته شان صداقت داشته باشند وراست بگویند. واین طریق گویش الله  ارتداد زبانی این گروه رانشان میدهد. ( یعنی برخلاف اراده خودشان ویا برخلاف ماهیت وجودی خود رای ندهند)درمورد آدم پدرانسان امروزین نیز الله توبه وتردید اورا می پذیردمی بخشد تصورش رابکنیدآدم همزمان چندگناه کبیره راانجام داده است یک به وسوسه شیطان پاسخ مثبت داده است (حکم الله رارد کرده است یعنی گفته  مخلوقی را به جای الله پذیرفته است ردنکرده است .امان ازتوای فرعون ای ولی .ای شاه ای قانونگزار.ای ولی ) دوبه مالکیت الله بردرخت خاص دست انداخته است سه ازخودش غافل شده است  یعنی *منی ( این من همان تکیه به فطرت است) که ازاوخواسته شده است فراموش میشود.این *من استثنایی درنهایت فراموشی نادیده گرفته میشوداگرچه گفتیم که خلیفه جبرا زنده است ومیتواندکه درآینده خودرا بازیابی کند. فکر یا پنداراینکه ازقول الله ردبشودنیزازارتداد است ( آتش طعمه اش را به آرامی گرم میکند)چهار لقمه حرام خورده است .پنج عریان شده است .عریان شدن همان توجه واهمیت دادن به مادیت جسم آدم یا توجه به تعلقات جسمی است که به تناسب معنویت برای آن میزان قرارداده شده است و( افراط وتفریط ویا اسراف که هرسه از ردشدن ازآیات نشات میگیرند ببینید حتی در زندگی مادی ما برای بسیاری از ما به دلایل بیماری و.... افراط وتفریط درثروت . غذا. دراستراحت حتی درفقر.آه فقر.ویا وسواس ازافراط وتفریط است که این مواردنیزازارتداداست پس می بینی عریان شدن نیزازارتداد است و آدم ارتداد ورزیده است که عریان شده است نمیشودکه درظواهرجسمی هم افراط بشود ان هم ازگونه عریان شدن این افراط است وافراط در دین توحید باطل است مردوداست.). آدم س درعمل عصیان  تمامیت جوانب واشکال ارتداد درزمین رانشان داده است.به این آیات توجه بکنید

(برای آنهابهشت هایی مهیاست که نهرهادرزیرپایشان جاری است درحالیکه به دست بندهای زرین آراسته میشوندولباسهایی از حریر نازک وضخیم می پوشند و....) قسمتی ازآیه سی ویک سوره کهف

(آنهابه بهشت های جاودان داخل میشوندودرانجابادست بندهایی ازطلا ومرواریدآراسته  میگردندولباسشان ازحریراست) سوره فاطرایه سی وسه

 آدم وحوا عریان دربهشت .مادراین دوآیه ازجنس لباس آنهاوازمحل مکان این نوع لباس پوشیدن آگاه میشویم.وقتی شیطان آنهارا وسوسه می کندبه ملائکه شدن برای رسیدن به عمرجاودان درحالیکه قران بطور روشن ازعمر جاودان بهشتیان میگویدوآنها درغفلت  یافراموشی فریب میخورند.ببینیدوقتی شیطان اصرار می ورزد که انهادرصورت خوردن لقمه حرام یامیوه درخت ممنوعه به مقام ملائک خواهندرسید انها تعمداخودرا فریب میدهند با وهم  خودرا به فراموشی میزنند (آدم به واسطه ازخاک بودن یک یادآوری است از سجده اگاه درزمین )اما می بینیم درتضاد باگفته شیطان آنهاعریان میشوند)یعنی یک ناهماهنگی بوجودمیآید برای کسانی که عریان هستند درجا ومکانی که همه لباس پوشیده اند . یک نوع تفاوت داشتن درانظاربرای مشاهده شدن برای دیده شدن برای ابراز برتری  درزمانه ما .یک نوع جنگ یک نوع ستیزعملی درملاء عام یک نوع نمایش تضاد باجمع چرااینگونه میشود .ببینید این نشان میدهد گروهی که درجمع عریان میشوند( آدم وحوا) باید درمکان دیگری باشند مکانی که همه عریان هستند . اگرتوجه بکنیدآنها ازشیطان فرمان بری کرده اند وبرای لحظاتی از الله روی برگردانده اندپس درمحل زندگی شیطان همه عریان هستند چون شیطان چنین امری راحرام نمیداندباطل نمی داند ازعریان شدن درجمع پروایی ندارد.آنهاگروه جن (ودرکل ملائک) لباسی از*آب داشته اند اما اکنون ازگروه جن فقط شیاطین عریان هستند.وامااگربخواهیم به آیات استنادبکنیم برای شناخت گروهها یا افرادی که عریان شدن راحق خودمیخوانندمیتوان درهمین دنیا ازجایگاه انها درآخرت آگاه شد .رویگردانی ازحق در عمل  توبه تبدیل میشودبه رویگردانی از باطل وحرام وتوبه اونیز باید با عمل همراه بشود.عملی که زندگی بخش است واما توبه اگربه قبول توبه هم با دیده روشن نگاه بشود درمقابل عصیانی با این عظمت درکنارالله فقط ازتوبه نام برده میشودهیچ مجازات دیگری درنظرگرفته نمیشود.این رای الله است .ارجحیت پذیرش توبه رانمایش میدهد.  خیلی اهمیت دارد که ماتوبه را درمقابل هرمجازات دیگری برای فرزندان آدم به عمل تبدیل بکنیم . اعدام . شلاق و...... در مقابل چنین عملکردی دراولویت قرارداده نمیشود. اولویت با عمل توبه است .ومامی بینیم که الله چگونه به آدم وحوامی آموزدکه توبه کنند برگردندموجبات رضایت الله را تامین بکنند چرا؟ مادرعرش وبهشت( درهمه جا هرجا آدم هست)موجوددیگری هم به نام شیطان داریم که او همانا دشمن آشکارآدم است الله باپذیرش توبه آدم وحوادرواقع شیطان را شکست میدهد چون الله ازشیطان روی برگردانده است الله آدم توبه کاررویکرده به حق راازنابودی نجات میدهد الله باپذیرش توبه آدم به همه انسانهامی آموزاند که مرگ وقتل هرانسان بیگناهی یاری رساندن به شیطان است .وقتی آدم وحوا توبه می کنند والله توبه ان دورا می پذیردآدم وحوا پاک وبی گناه محسوب میشوند ودرمورد شیطان طاغی وعصیان گراورا (رها شده )میخواندوجالب است یادآوری بشودکه به گفته الله همه پیروان شیطان هم اکنون درمیان ما ازرهاشدگانند.همه رهاشدگان اختلاف درعقاید خودرا به روش  خاص خود نشان میدهند باموجه کردن با تقیه . باریا .باپوشاندن حق .باقربانی کردن حق با تجزیه وتحریف حق.براستی اگر سرنوشت وتقدیر زندگی آدم دردست شیطان بوداورا با این گناهان آیا جزبه آتش دعوت میکردآیامقام دوستدارانش راجزبه مقام جهنمیان تنزل می داد؟

درعرش ملائک وآدم شاهد ماجراهایی خاص در جهان ماوراء هستند ازبین رفتن آب را در ابلیس به چشم می بینند کورشدن ابدی .کرشدن ابدی . تحلیل ادراک وفهم اورا و تحریم اورا ازهمه نعمتهای الله چون لذت بردن ازحس و بینایی .شنوایی . حضورقلب . دانایی . کرامت و..... را تجربه می کنند. درآنجا درعرش *زندان وجودندارد.همه این بایدها ونبایدهای عرش یک کلیت است به عملی شدن چنین آینده ای درزمین( این عجیب نیست که درزمین زندانی بشوی وبعددرهمانجا هم زندان بسازی؟اگربه تاریخی که قران از ادوارگذشته ارتداد میگوید توجه کنیم وهمچنین به عصرجدیدمتمدن؟زندان توسط کافران .مشرکان ومادیگرایان ساخته میشودوقران نیزآن راتاییدمیکند

(مپندارکه کافران راه گریزی در زمین خواهند داشت آنهاجایگاهشان اتش است وچه بدسرنوشتی است آتش سوره نورآیه پنجاه وهفت .اه ای *اصل ولایت فقیه ازکدام اسلام می گویی؟ازکدام دین؟) که همه این مخلوقات دائم با ان سروکارخواهند داشت درزمین نیز شیطان هست ملک هست آدم هست وحوا نیز. سرای امنیت و آرامشی که درعرش است همان اراده الله درمسیرهدف پیامبران الهی می باشدبرای تحقق مجدد تکامل انسانی چون انسان نخستین  یا آدم برگزیده درزمین خاک. امت واحده انسانی چونان که در داستان عرش میخوانیم  فقط زمانی حاصل میشودکه همه  انسانها پیامبرگونه ومومن عمل کنندوبه توحید ویگانگی الله ایمان بیاورند ودرطول ادوارتاریخی دین توحید الله  امتهای ایمان آورنده را مادام که اراده میکرد با نزول بلاهای آسمانی چون سنگسار .بادهای مرگ اور . بارانهای مرگبارو بانابودی گروههای کفروشرک وارتداد درزمین برای قدرت بخشیدن به پیامبران یا حاکمیت وفرمانروایی پیامبران یاری رسانده است وازان جمله است تاکیدبرفرمانروایی قوم بنی اسراییل که بعدها با ارتداد وتفرقه دربین زیرمجموعه های دین انها( بوجودامدن اکثریت اهل کتاب) این موهبت نیز ازبعضی پیامبران وذریه  آنهاگرفته میشود نقطه ضعف همه زیرمجموعه های معدودی ازپیامبران دردین قوم بنی اسراییل درآیه زیرآمده است .

(هیچ بشری راسزاوارنیست که خدابه او(کتاب وفرمانروایی ونبوت )عطاکندآنگاه به مردم بگویدبندگان من باشیدنه بنده خدا.درحالیکه سزاواراست مردمی الهی باشیدهمچنانکه کتاب خدارامی آموزیدو درس می گیرید.)سوره انعام .آیه هفتادونه

ببینید دراین ایه یک حقیقت بزرگ مخفی است . این آیه بازمیگردد به آیه پنجاه ونه سوره نساء . به آیه معروف اطیعواالله واطیعواالرسول.... وقتی الله حکومت وفرمانروایی را از پیامبریک دین  پس میگیرد بدان وپمعنی است که ایمان اورندگان همه ادیان الهی دیگر هم نمی توانند چنین امتیازی داشته باشندعمومیت داشتن آیات همه کتب الهی درموردهمه ایمان اورندگان یکسان است . وقتی الله نه میگویدبرهمه پیامبران واجب میشود که نه بگویندوبرهمه ایمان آورندگان نیز واجب میشودکه به پیامبر اقتداء بکنند . هرکس که از این آیه ( هفتادونه سوره انعام) رد بشود وپارا از حق ( حق =آنچه الله میگوید)فراتر بگذارد از دایره دین توحید خارج واز سهم شیطان شده است . پس حکومت بر انسانهای هر زمان بعداز پیامبران بنی اسراییل ( که حکومت برانسانهاازآنها گرفته شد) حرام وباطل است . وهرکس به این آیه تسلیم باشددرواقع اطاعت از الله ورسول کرده است .پس می بینید که حاکمیت ولی فقیه حاکمیت شاه . حاکمیت فرعون وحتی حاکمیت قوانینی که ازدایره دین توحید خارج هستند حرام وباطل است وازارتداد است. اینست که هیچکس نمی توانداصل ولایت فقیه رابرمردم ادیان توحیدی تحمیل کند وبا وهم انرا به نام تسلیم به واجبات در دین داخل کند.هیچکس نمی تواند سنگسار را به نام دین برمردم تحمیل کند.هیچکس نمی تواند  ساختن انرزی هسته ای راکه از ارتداد است ودر دین توحیدحرام است واجب کند وتحریم ناشی ازساختن چنین انرژی مخربی را برمردم وایمان آورندگان به ادیان توحیدی ازحقانیت حکومت خودبداندوآنرابرمردم  تحمیل کند وقثی پیامبری مدعی خدایی بشود( که حاکمیت فقط ازآن الله است) واگرایمان آورنده ای ادعای حاکمیت وسلطنت بر مسلمانان بکند ذریه ونسل بعدازاو نسل  آینده او باطل میشود ومشمول عذاب الهی میشود. . ودلیل تفرقه دربین  پیروان ادیان اسلامی نیزدرهمین تفرقه وپراکندگی عقاید است نسلهای پراکنده دردایره ارتدادیا( ذاریات ذروا)ی مردود محکوم هستندبه باطل شدن .به مردن به خونمردگی .به تجزیه.وجبراست که همه انسانها نیز باحداکثرسعی خودازاختلاف درعقایدخود برای رسیدن به چنین سرایی امن وآرام چشم پوشی کنند ودرغیراین صورت جوامعی بوجودخواهدآمدکه از امتهای کوچک مومن .کافر .مشرک و...دراقلیت تعدد ایمان آورنده تشکیل شده است .وما اکنون  درجهان خود با چنین امتهایی روبرو هستیم . درحالیکه بعضی اهل کتاب دراکثریت کفروشرک  دراصول و زیربناهای فکری وعقیدتی خود درگوناگونی درکنارهم زندگی می کنند وما تصویر دقیق زندگی درعرش گوناگونی نظرات در باره آفرینش را اکنون درزمین درحال عملی شدن می بینیم. جبراست  درزمین مانیزچون عرش وبهشت به دلیل انشعابات زیاد بوجودآمده درمیان پیروان ادیان و تزاید اختلاف درعقیده اهل کتاب ازارتداداست مکانی به نام زندان درزمین وجود داشته باشد .احکام درمواردشکنجه .آزارو درمضیقه قرار دادن  ساکنان عرش که براساس توان فکری  وضعف دراستعدادها وتواناییها ی خود سخن می گفته اند عمل میکرده اند خیال (شیطان)میکرده اندهرگز عملی نشده است ودرموقعیت استضعاف قراردادن طالبان حق درعرش هرگز امرجبریی نبوده است واین کلیت است که قران به ما می آموزاندکه چنین روش مخالف با رای الله( شکنجه وقتل و زندان دیگراندیشان .بعضی اهل کتاب امثال آقای نظرمحمدی وبی گناهان جنبش سبزایران . قربانیان سرزمین فلسطین . مردم بی گناه سوریه و مظلومان کشوربحرین .این طرزتعامل با اکثریت به روش نسلهای مرده تاریخ از ارتداداست ) درزمین نیزاز ارتداداست .مردوداست باطل است ازشرک است وبراهل زمین نیزحرام است .

وازارتداد است اگرکه چنین باشدکه هست .شیطان ضعیف شد درقدرت درمخالفت باحق اما کشته نشد آدم گناه کرد درحالیکه اگرالله می خواست می توانست چنین بکندکه آدم درگناه نلغزد درحالیکه باتوجه به آیه بالادرسوره تکویر اقدام وارتکاب  به عمل عصیان خواسته آدم بوده است پس الله آن خواسته راعملی میکند وهمچنین است تکیه واقتداءبه توبه ان نیزازحق وخواسته آدم بوده است والله می توانست  اورا به جرم سرپیچی ازیک امرواجب ( گفته خودش) کیفری سخت بدهداما اراده این کار رانکرد.ملک دربرابرجبر آفرینش آدم به اعتراض سخن می گویدو می بینیدکه ازملک تا شیطان وآدم همه ازسوی الله بازخواست میشوند اماهرگزکسی مجازات نمیشود وهمه دعوت به یک عمل واحدیعنی توبه وبازگشت به خودیارجوع به  فطرت میشوندوعده مجازات شیطان بصورت عملی با پایان مهلت آورده میشود .اگرچه همه ازتاثیراینگونه عملکرد درخشم الله وخالق خودآگاه بوده انداماتوبه را برای بازگشت دوباره تنها راه  درست یافته اندمگرابلیس که به خودظلم کرد.واگر به طریقه و ارائه روشهای مجازات مجرمان وگناهکاران درقرآن توجه بشود درواقع این روشها واحکام همانا طریق تنبیه وکیفرشیطان وتحقیراو است ونه نابودکننده انسان که الله خودگفته است بعدازهرقصاص بنده خودرا می بخشد واو راپاک وبری میداند.ودرحق اوظلمی روانمیدارد.

سوآل پیش می آید که چرا باید درزمین زندان توسط قوم فرعون ساخته بشود ومدعیان ادیان توحید درجهان نیزاز همان روش برای اداره جامعه اسلامی استفاده کنند ؟این چگونه است که ما حتی وقتی قرآن اززندانی کردن یوسف س درزندان توسط فرعونیان آیه میآورد باخود نمی اندیشیم که پس جای ما درمیان تفاوتها درکجاست ؟ درکنار فرعونهای زمان وشاهان هستیم یا درمسیرحق؟ طبق آیات قرآن  قتل .تجاوز .شکنجه شخص مرتد وکافرپذیرفتنی نیست .مردوداست والله به پیامبرخودمحمد ص میگوید که زمانی خواهدتوانست درزمین ( اسیر) بگیردکه توانسته باشدتمام کره زمین را به سلطه دین خود درآورده باشد( ای بعضی اهل کتاب همه ادیان الهی  پیامیرما نتوانست شما اماآیا چگونه می پندارید که میتوانید؟) .پس می بینیم که دردنیا قتل .حبس وبدنام کردن دیگراندیشان .وتجاوزبه  مخالفان توحید نیزازبدعت است واین بدعت درمیان بعضی اهل کتاب شیوع دارد.اگرچه چنین عملکردی ازدایره اختیارات هیچکدام ازاین مخلوقات نیست . اعلان جنگ به الله وپیامبران محسوب میشود

*دردایره وچهارچوب ادیان توحیدی تنها وتنها دردومورد جنگ علنی اگرمخالفان یا دشمنان دین یا بصورت عمدوغیرعمد در زندگی روزمره به قتل مسلمان  دینی اقدام کرده باشند میشودقاتل آنهارا به کیفرقصاص رساند که درزبان عامیانه دفاع ازنوع انسان است  ودرغیراینصورت نمیشود وباطل است ومردوداست که به قتل افرادی ازگروههای بعضی اهل کتاب اقدام کرد.

                                                    *************

واماآنچه درقضاوت اسلامی؟ حکومتگران ایران ما برای مجازات مجرمین وگناهکاران به عنوان رای وحکم الهی مرسوم شده است ریشه در احکام جزایی بعضی اهل کتاب وهمچنین حکومتهای مشرک وکافر دارد  ازانجمله است سنگسار.ازآن جمله است اعدام مجرمان با دار.ویا اجرای عمل حکم جزا درملاءعام.وزندان.

(جواب دادندشنیده ایم جوانی که به او ابراهیم میگوینداینکارراکرده است.گفتنداورا نزد*انظارعموم بیاورید تا*مردم شاهدمحاکمه اش باشند) سوره انبیاء آیات شصت وشصت ویک

ازشما ای قضات ایران ما می پرسم گروهی که می خواستند ابراهیم را درمیان مردم محاکمه کنند از کدام گروه انسانهای طاغوتی تاریخ بوده اند؟ چراباید شما مقلد این گروه باشید پاسخ وحکم شرعی شماچیست؟آیا شما درطی سی واندی سال حاکمیت ( اصل ولایت فقیه) ازشیوه مجازات رایج دربین اهل کفروشرک تقلیدنکرده اید؟

( ای دویارزندانی من یکی ازشماساقی شراب اربابش خواهدشد ودیگری به داراویخته میشودوپرندگان ازمغز سراوخواهندخوردآنچه ازمن سوآل کرده بودید جوابش چنین مقدرشده است) سوره یوسف آیه چهل ویک

این آیه هم علاوه برآنکه نشانه  بدعت رایج تاریخ خاص زمان پیامبربوده است نشانه بدعت  دیگر یعنی روش اعدام باداراست که این مورد هم درملاء عام انجام میشده و درزمان فرعونیان برای مجازات مجرمان متداول بوده است .وسخنان بین یوسف ودوزندانی درمحلی است به نام زندان .که اگربه زمان تاریخی این مراوده پیامبر بامردم تامل کنیدمی بینید زندان نیزاز روشها و آیین کافران وطاغوت فرعونی است .می بینیدکه انسان در زندان جایگاه انسانی خودرا ازدست میدهد . تبدیل به سنگواره میشودنابودمیشودمرگ تدرجی راتجربه میکند همانطورکه بعضی اهل کتاب درسنگسار انسان را یک شیطان بالفطره قلمداد می کنندیک زندانی را از زمره انسانها طرد می کنند  . همانطورکه دربالای دار گناه اورا جرم کرده وناکرده او را از نوع انسان دورمیدانند درحالیکه اوفردی است از جامعه انسانی ورد او.رد وانکارانسان است رد سپاس ازالله است .. این نوع نگرش هم برمیگردد به نگاه شیطان که انسان را مردودمی دانسته است .ونیت سلطه براورا یک آرزومیدانسته است در جامعه وامتهای اسلامی ازادیان الهی روش کیفر مجرم وگناهکار مشخص است و ردشدن ازآن از ارتداد است.  و شما هم ای قضات ایران دردنباله روی از نسلی مردود نسلی مرده  برای بسیاری احکام اعدام ازهمین روشها استفاده می کنید.

( آنهاگفتندماشمارا بدیمن وبدشگون می پنداریم اگرازسخنانتان دست برنداریدهمه شماراسنگسارمی کنیم وازما به شماعذاب سختی خواهدرسید) سوره یس .آیه هجده

(سرانجام جادوگران درروزمعین دروعده گاه جمع شدند.وبه مردم گفته شد آیاهمه تان درجمع خواهیدشد؟تااگرجادوگران پیروز شدندازانها تبعیت کنیم؟)سوره شعراء آیات سی وهشت .سی ونه وچهل

جمع کردن مردم .انظارعمومی درمقابله با پیامبری ورسالت حضرت موسی س.که این هم ازطرق رایج در زمان فرعون همزمان با این پیامبر است. اگر به این آیات با تیزبینی نگاه بشود ازتلاش نسل تمامیت خواه درابراز برتری حاکمیت می گوید.جادوگران خودبازیچه حکومت بوده اند وفرعون قدرت مطلق خودرا دراینجا برهمه تحمیل می کنداگر الله بخواهد .

باید گفت که اجرای عمل سنگسار( قبلا آورده شدکه این روش  برای درمان ویا اذیت وایضاء پیامبران توسط بعضی اهل کتاب مرسوم بوده است .روشی تحقیرکننده درمقابله با پیامبرانی که برای هدایت ودعوت مردم امده بوده اندو بعضی اهل کتاب  ویاحکومتهای کفروشرک برای حفظ منافع وبه مصلحت قدرتها ی حاکم آنها رامجنون وجادوگرخوانده بوده اند ) ومی بینید سنگسارازارتداد است واما قتل به طریق سنگسارکه روش مرسوم شما قانونگزاران ایران ما بوده است نیز چنانچه می بینید میراث بعضی اهل کتاب وحکومتهای کفروشرک است که شما در اجرای قوانین شرع؟؟؟؟دین محمد ص ازان استفاده می کنید براستی شما کیستید؟باقیمانده ها . ذریات . ذره ها .ژن های بازمانده ازنسل پیشینیان دراتش نیستید؟

                                                       ******   

 دراینجاجاتامل است که به یک مسئله ازمیان احکام اسلامی ؟ که درایران برای مجازات ازان به عنوان حکم درمجازات شرعی استفاده میشود پرداخته بشود.

اقدام به اعدام دربالای دار ( ای یوسف داستان زندگی تو در زندگی برای همه انسانهاست اگربدانند) کسی که به نوشیدن مشروبات الکلی بطوردائم اقدام بکند که این موردهم ازارتداد است ولو شخص مسلمان به دین محمدص باشدولواو مسلمان به دیگرادیان توحیدی باشد شخص خورنده  دائم مشروبات الکلی اگرازمیان ادیان توحیدی باشددراین صورت او از( بعضی اهل کتاب )محسوب خواهد شدبه گفته قرآن بعضی اهل کتاب متاسفانه از ارتکاب به اعمال زشت رویگردان نیستند اما درحتی دراین صورت نیز نمیشودکه آنهارا محکوم به قتل کرد. ودرصورت شرابخواری آنهافقط  ازمردودین دردین توحیدهستند .اگرچه نمازبخوانند.روزه بگیرندوبه اعمال دینی بپردازندواما حکم ورای به کشتن واعدام بعضی ازاهل کتاب مادام که به قتل دیگرمسلمانان ادیان توحیدی اقدام نکرده انداز اعمال باطل وحرام است. به آیه صدوبیست وسه سوره نساء درزیرتوجه بکنید

*( این نه خوشایندشماست ونه خوشاینداهل کتاب که کسی  راکه عملکردزشت وپلیدی دارد به سزایش برسانیم آن هم درروزی که به غیرازخدا هیچ دوست ومددکاری نمی یابد) آیه صدوبیست وسه سوره نساء

 شخص زشتکار درصورتی که به الله شرک نورزد مجازات براو مشروعیت ندارد وشما ای قضات ناداورچگونه ازآیات حق ردمیشویددرحالیکه  تسلیم به ( اصل ضدشرع ولایت فقیه) میشویدواینگونه با ادعای علم واعلمیت دردین حکم به قتل اهل کتاب میدهید؟درحالیکه الله درقرآن صریحا میفرماید

*(بدانیدخداوندهرگناهی را به غیرازشرک به خودش را درموردهرکه بخواهدمی آمرزدوعفو می کندزیراکسی که برای خداوندشریک وهمتایی قائل شودحقیقتا افتراوگناه بزرگی رامرتکب شده است )

سوره نساء آیه چهل وهشت

درآیه بالا ( صدوبیست سوره نساء) الله بطور روشن به مشخصات ( اهل کتاب ) اشاره میکند اهل کتاب کسانی هستند که برای هدایت آنها کتاب آسمانی چون قران . تورات .انجیل وزبور و.....آمده است این گروههای دینی  دراکثریت هستند وتامل کنیداگرقرار باشدهمه این گروهها درصورت ارتکاب به گناه وزشتکاری به مجازات برسند کره زمین با حداقل جمعیت انسانی و یا بحران درکمبود جمعیت روبرو خواهدبود .وایه چهل وهشت سوره نساء اورده نشده است که ما خودرافراموش کنیم بلکه آمده است که چون الله قضاوت کنیم. وجای تعجب دارد اگرالله به شخصی که می خواهد درحال مستی نمازبخواند به مهربانی میگوید مادام که توجه به گفته های خودندارند بااو صحبت نکنند.

( ای کسانی که ایمان آورده ایددرحال مستی نمازنخوانیدتازمانی که بدانیدکه چه میگویید)

قسمتی ازآیه چهل وسه سوره نساء

براستی این قضاوت شما خودرا ( فراموش) کرده اید وآیادلیل براین نیست که دارید به جای الله حکم می دهید ؟الزایمریا فراموشی نیزازجنون است

 (هیچ فردبا ایمانی مجازنیست فرد با ایمان دیگری رابه قتل برساندمگراینکه از روی خطا مرتکب این امرشده باشد.پس اگرکسی فردبا ایمانی رااز روی خطا به قتل برساندباید به کفاره آن یک برده آزادکندوخون بهای مقتول رانیزبه خانواده اش پرداخت کندمگرآنکه آنها خون بهارا ببخشند واگرمقتول مومن ولی ازجماعت وقومی باشدکه دشمن شماهستندفقط برده مومنی را آزادکندواگراز هم پیمانان شما هستندهم برده مومنی را آزادکندوهم خون بهارا به خانواده اش پرداخت نمایدوچنانچه برده ای نیافت به نیت توبه دوماه پی درپی روزه بگیردبدانیدخداوندبزرگ آگاه وحکیم است وامااگرکسی از روی عمداهل ایمانی را به قتل برساندجزای او جهنم است ودرآن جاودانه خواهدبودوخدابراوخشم میگیردونفرین میکندزیرا برای اوعذابی بزرگ مهیاکرده است ) سوره نساء.آیات نود ودو .نودوسه

این آیه قرآن است درقضاوت .آیا شما ای قضات ایران ما فکرنمی کنید تعمدا دارید انسانهایی راکه حکم  اعدام آنها از دین خارج است به قتل می رسانید؟آیا شما تعمدا  آیات مهلت وفرصت دادن را برای بازگشت از شرک وگناه وجرم راکه الله به بندگان خود ارزانی بخشیده است رد نمی کنید؟انکارنمی کنید؟آیا شمابا ردشدن ازآیات کتاب الله اکنون ازشیطان پیروی نمی کنید آیا شما اکنون که ازآیات الله وگفته های الله ردمیشوید ان را باوهم مردود می پندارید مشرک نیستید؟ براستی درنظر شما مشرک کیست؟فقط اکثریت اهل کتاب یا  روحانی یهودی الاصلی است که  درغیاب پیامبر دینی خود پیروان دین موسی س  را برای رسیدن به مادیات دردنیابه انجام هرکارزشتی دعوت وتشویق می کند ؟ ویا برای رسیدن به مقاصد شوم خود از انحراف درآینده یک جنین سوء استفاده می کند؟آیا مگرشما اصل (الهه ولایت فقیه )را برای حفظ نظام وحکومت خواص برخودواجب نمیدانید درحالیکه همین اصل برای ماندن تحمیلی خود ایات حق الله را یعنی  گفته حق الله را باطل می کندپایمال می کندو ازان میگذرد وبنا به مصلحت دنیاییش  واجب است درمقابل الله بایستد وبرای چندصباحی حکومت کردن ازانجام  زشت ترین کارها رویگردان نیست  مگرطرح هایی که دردانشگاهها . مدارس.دانشگاهها وجدیدا مهدکودکها برای فرزندان این آب وخاک تدارک دیده اید جدای ازاصول وهدف شما در پذیرش وتحمیل حاکمیت بی قید وشرط اصل ولایت فقیه است برهمه آشکاراست ان طفل معصومی که در مهدکودک قرآن می خواند قرآن او هرگز شهامت نخواهد داشت ازخط قرمزحاکمیت فردی حکومت شمافراتربیندیشد. اوانسان مشرک . باطل ومرده ای خواهدشد که هرگز نخواهدتوانست درمقابل شما ازحق بگوید ازچرایی واجب بودن نماز وروزه وعبادات الله بگوید تامادام که حکومت شما ازخطر سوآلات معقولانه  اودرحاشیه امن نباشد.شماهم قدم به قدم در اقتداء به شرک وکفربعضی اهل کتاب پیش رفته اید .اگرچه خودان را انکارمی کنید وبا بازی گرفتن دیانت این مردم انها را از دین توحید دورمی کنید . جای تعجب وتاسف دارد که شما حتی دشمنی دیگر کشورهای ( بعضی اهل کتاب )راباخود به دلیل اسلام؟ می دانید درحالیکه قران ازدشمنی دربین اهل کتاب وگروههای شرک وکفرآیه ها آورده است .نه آقایان دلیل دشمنی و عداوت شما با دیگر کشورهایی که به بعضی اهل کتاب معروفند فقط وفقط به دلیل انست که همه شما ازآیینه ها می ترسید شماهرکاری را برای ثبات حاکمیت فردی ومشرکانه خودانجام می دهید  ولو قتل بیگناهان باشد .یا تجاوز به عنف باشد . ولو زندانی کردن وشکنجه بیگناهان ؟باشد ولوکمک به ظالمان ومستبدانی که مردم شهرهای خودرا بی امان به قتل می رسانندباشد؟ یا استفاده از طرح قانونمندیارانه هاباشد یا ساختن انرژی هسته ای باشد .مقایسه کنید متولی دین مشرکانه خودرا( اصل ولایت= همان گوساله طلایی است یک تکه کاغذمرده یک گوساله طلایی بیجان)را با سامری رویگردان ازدین که متولی اهل کتاب دردین موسی س شده است هردوبا بدعت وفتنه دردین توحید درمسیر دنیا ومادیات به بیراهه وانحراف میروند وازمعنویت بسیاردورشده انداگرچه شما آقایان(دراینجا الهه اصل ولایت وپیروان روحانی بعضی اهل کتاب منظوراست) اگرچشم بصیرت می داشتید وکتاب دین خودرا بخوبی مطالعه میکردید درمی یافتید ادراک میکردید وآگاه می شدید که نه باتمهیدات انحراف در جنین در شکم مادرش برای بوجودآوردن نسلی درتقابل با نسل آینده ونه با اجباری کردن دین ویاقانونی کردن اصل ولایت فقیه ونه با اجباری کردن حجاب ونه با ترویج  شنیداری قرآن دردوران بارداری وتکلیف قراردادن قرائت قران  درمهدکودکها  واولویت دادن به هیچ حکومت دنیایی نمیتوان که یک دین جدید یک مذهب جدید وباعقاید فردی رابه نام دین توحید بردیگران تحمیل کردوقادربود آن راچون ادیان الهی زنده نگاه داشت  .زیرا که قران پاسخ همه توهمات شما وآرزوهای باطل شمارا دراین آیه داده است

(مردزناکارجزبا زن زناکاریامشرکه ازدواج نمی کندوزن زناکارراجزمرد زناکاریامشرک به ازدواج خوددرنمی آوردوهمه این مواردبر*اهل ایمان حرام است)سوره نورآیه سه

می بینیدکه احتیاجی نیست هزینه ای برای انحراف درآینده هیچ  جنین انسانی  پرداخته بشوداحتیاجی نیست که یک اصل غیرشرعی برمردم تحمیل بشود احتیاجی نیست که این همه مردم درعذاب وفشار ناشی ازاختلاف درعقایدخودقراربگیرنداحتیاجی نیست هیچ زندانی ساخته بشود تابیگناهی مجرم خوانده بشود گناهکارمحارب .معاند .برانداز.فتنه گر.اه گوساله بزغاله .میکرب نام بگیرد هرباطلی درجای حق بنشیندوهر حقی باطل بشود.وهرحرامی به نام حلال  ترویج بشود هرحلالی با وهم  حرام بشود زیرا خداوند نسل وژن فردمشرک  را مجددا باطل میکندمشرک میکندزناکارودزدو قاتل می کند ددمنش وپست میکندو ژن مرد مشرک به جبراراده الله فرزندمشرک یا زناکاررا به خاک هدیه میکند؟نمی کند؟ توجه بکنید که الله شمارا چگونه بازیچه شیطان قعیدساخته است زندانی وهم وجنون ساخته است وچنین سرنوشتی جبری است وگریزی ازان نیست .

( زنان ناپاک برای مردان ناپاکندومردان ناپاک برای زنان ناپاکند زنان پاک برای مردان پاکند ومردان  پاک برای زنان پاکندآنها ازاتهاماتی که درباره اشان میگویندبری هستندوآمرزش الهی و رزق ارزشمندبرای انهاست) سوره نورآیه بیست وشش

چه لزومی دارد که چشم خودراببندیم آیا کسی که  پدرش ومادرش نسلش پاک است مگرتجاوزبه عنف می کندمگردستوربه ساختن (خانه عفاف) میدهد؟.کسی که نسل اوپاک است مگرآیا ادعای خدایی میکند به الله وپیامبرخیانت می کند؟با ساختن وتولیدموادمخدر وپخش آن نسلی از تاریخ انسانی را بیمارمی کند؟ مگرحتی با اجرای برنا مه های ( انحراف درشخصیت جنین انسانی قبل ازتولد. واجب دانستن حاکمیت  فردی( اصل ولایت فقیه)  .توطئه شیطانی تشکیل امت واحده شرک وکفر(ونه اسلامی) و.......)بااشاعه توهماتی زشت ونازیباخودرامجازمیداندکه به خاک دیگری تجاوزبکند؟یا نسل کشی می کند؟یا ازبیت المال مسلمانان سرقت میکند؟ویامدعی میشودکه انسان میتواندهمه مخلوقات الله را خلق بکند؟ما از تاثیر ژن وذریه درمرگ اکثریت نسل باطل شرک وکفروارتداد ومتقابل آن ازتداوم بقای نسل ایمان اورنده می گوییم 

باتوجه به ایات فوق  احتیاجی نیست هیچ مهدکودکی هیچ دارالقرآنی ساخته بشود که نشوددرآن از الله وپیامبر دفاع کرد.زیرا ژن .ذریه و نسل باطل شده باقیمانده ازپدران مشرک وکافرومرتد بدون آب ودراتش بادردست گرفتن قران نیز زنده نمیشوند مگر آنکه الله بخواهد . مگرالله اراده کند.مگرالله صلاح بداند.چرا شما به قدرت واراده بی همتای خالق آفرینش ایمان نمی اورید؟

(کسانی که آیات ماراانکارمی کنند کران وکوران رهاشده درتاریکی اندخداهرکه را صلاح بدانددرگمراهی وحیرانی می گذاردوهرکه را صلاح بداندراه درست ونجات بخش رابراونمایان می کند)آیه سی ونه ازسوره انعام

(بدانیدما رحمت خودرا به هرکس که صلاح بدانیم عطامی کنیم وپاداش نیکوکاران را ضایع نمی کنیم) سوره یوسف قسمتی ازآیه پنجاه وشش

می بینیدکه در زندگی ما جای پای شیطان بسیار دیده میشود و

ای خواص ایران ما مثل سوگند الله به خورشید مثل سوگندالله  به قلم  مثل سوگند الله به تین وانجیر بر ما روشن است برای شما خودرا شکستن کارسختی است اماای کاش می دانستید  شکستن هر آیینه ای هم برای شما مجازنیست خودفریبی است جنون است و برتری جویی است ازنوع حرام آن ازنوع مردود وباطل آن.

.شکافته شدن .شکافتن .انفطار به فطرت ثابت انسانی برگشتن منفطر.فطر.فطریه.فطرت.ورمضان برای همه به یکسان نزدیک است

 وامادر تجدیدیک یاداوری .

هرگونه مجازات شرعی ودینی ازجمله اعدام درملاء عام  ازارتداد است وما درداستان یوسف س  اجرای اعدام درملاءعام را از سوی فرعونیان به صراحت می خوانیم.واگر به داستان زندگی ابراهیم خلیل  الله هم با نکته سنجی دقت بشودعمل  سوزاندن او یا مجازات او قرارمی بوده است که درانظارعمومی اجرابشود یا سنگسارحضرت موسی س  وسنگسارنوح س توسط اشراف وخواص زمان این پیامبرنیز ازانواع مجازات درمیان مردم خوانده شده است . برای من به عنوان یک منتظر ایمان آورنده سوآل برانگیزاست  که این دین را شماازکجاآورده اید؟ واجب است که  بدانیم درهیچکدام ازاحکام شرعی که درقران امده جز درمورد جاری کردن حکم برای زناکاردرمیان مردم( ان هم به تعدادمعدود) آیه ای نیامده است وجالب است اگر به داستان عرش رجوع بشود که  مرگ  بدترین موجودجهان یعنی شیطان( تبدیل او به آتش ) ویا پیروان اودردنیاازسوی الله فقط با پایان مهلت اعلان میشود.ودرعرش ودر انظار ملک وانسان عملی نمیشود.وانظارعمومی .به داستان عرش برمیگردیم .درانجا حاکم فقط الله است .اوبازخواست میکنداو تاوان میدهد الله قدرت بی همتا وواحداست برای  همه نمونه های مخلوقاتی که ممکن است  درمسیرارتدادواردبشوند.آدم درواقع یک موجودی است که درعام کلمه درموضع برتری است .درعرش ابلیس طغیان میشود رسوامیشود بازخواست میشود توجه بکنید درچه جایگاه بزرگی این تمردصورت میگیرد درهرصورت شیطان موجودکوچکی است با تکیه براوهامی بزرگ اودرعرش درمقابل الله می ایستد درجمع رانده میشود درجمع پست میشود.اوملک بوده است تبدیل به هیچ میشود.سوگنداو با نابودی انسان تحقق پیدامیکند .این انسانی که در زمین ما درملاء عام تحقیرمیشودنابودمیشودهمان آدم است که او تحقیراورامیخواهداوراپست می خواهد.توجه بکنید به این قرینه متضاد در عرش ودردنیا.درجهان ودرماوراء.درعرش ( عرش هم یک ملاء عام است توجه کنید به گوناگونی مخلوقات برترالله درعرش) هیچ اتفاق مهمی درمقابل طغیان آدم روی نمیدهدامادرزمین ؟ وبالعکس شیطان ازآب محروم میشود ازتکثیرنسل زنده از ذریه باطل میشود..الله ازاوروی برمیگرداند مخلوقات عرش ازاو روی برمیگردانند او شکست میخورد درملاءعام .ودر زمین .این شیطان است که حکم میدهدرای میدهد به تحقیرانسان به سرکوب ونابودی نوع انسان( آه ای شهیدان چرادرخیابان؟خیابان یعنی ملاء عام)وشیطان به ارضاء نیروی برتری جویی خود میرسد با طعمه هایی به نام مشرکین .مرتدان.کافران و.....اوهمواره برای تحقق اوهام یعنی جانشینی الله طعمه می طلبد وانسانها؟انسانهایی که با اوهام شیطان همراه میشوند درملاء عام رسوامیشوندتوسط شیطان.انسانهایی که جنون برتری جویی برانسانهای دیگر آنها را جزوجبر گروههای رهاشدگان قرارداده است .چنانکه می بینید محاکمه ومجازات واجرای حکم شرع؟ درملاء عام یادر انظار عمومی یک عمل مردوداست ازارتداد است . داستان عرش بیان صریح  باورهاو رازهای گفته وناگفته برای همه ما انسانهاست چرابرنمی گردیم؟ 

                                                             ******

*واما چندی پیش ازیکی ازرادیوهای بیگانه ما با موردی ازفتوای یک مرجع شرع ( ازکشورمصر)که مدعی شده است که بعداز مرگ همسر ویا زوجه انجام عمل مقاربت امکان پذیراست آگاه شدیم .بایدگفت این عمل مقاربت با متوفی یامیت نیزازارتداد است .شخص مرده به محض وفات بر زندگان حرام میشود . حتی دست زدن ودیدن وخیره شدن به اونیز حرام است .انسان درصورت مرگ تجزیه میشود وبه خاک تبدیل میشود وازخاک زمین محسوب میشود آیامیشود که با زمین مقاربت انجام بشود؟ درصورت مقاربت با میت این عمل نبش قبر یا کندن دوباره قبر(زمین برای مقاربت؟)خواهدشد که درشرع عملی حرام وباطل است. بعدازمرگ هرگونه محرمیتی بین زنده ومرده انسانی باطل میشود .چرا این مفتی باید چنین حکمی را ابلاغ بکندجای تعجب دارد                                                ******

 ما ازجهانی از معنویت ازکتاب بزرگ  قرآن در زمین زندگی می کنیم  تا آنچه الله در عرش به پیامبر خود آموخته است عملی کنیم ونه درمسیر مخالفت با آن شیطان رادرزمین یاری کنیم.زمان هرگز در انتقال خاک .آب وآتش تغییر نمی کند زنده است فقط کسی که برخلاف سیر طبیعی این انتقال حرکت بکندمی میرد .باطل میشود.حرام میشود ازاب دورمیماند تجزیه میشود  درعنصراو تغییر پیدامیشودتبدیل به آتش میشود .حق است که در عمل .درقلب ودر اندیشه ما در ادراک ازآیات الله تبدیل وتغییری ندهیم تا بتوانیم ازعذاب دورو ازکفروشرک وارتداد درآتـش دوربمانیم . تسلط برانسان آرزو وخواسته ای که شیطان بوضوح درمقابل الله به زبان می آورد جزبه مرگ زمین ختم نمیشود .جزبه قطع نسل انسان منجر نمیشود .ترویج جهل .تحمیل جهل تنها راه رسیدن شیطان است درگمراه کردن انسانهای خاک اگرما به خودظلم کنیم.

(ابلیس گفت به عزتت سوگندکه همه آدمیان را گمراه خواهم کرد.مگرانهاکه ازبندگان خالص تواند)

 سوره ص آیات هشتادویک وهشتادو دو

این آیه آرزوی بزرگ شیطان یعنی حاکمیت بر انسانها رانشان میدهد.وبرای رسیدن به چنین آرزوی محالی چه طعمه ای لذیذتراز انسان که خورده بشودتجزیه بشود . به مرگ تدریجی رضابشود.

 درحالیکه ایات قران هیچ گفته ای دلیل بروسوسه ملائک توسط جن را نشان نمیدهداما محتمل است که  ملائک مجادله کننده دربحث آفرینش خلیفه زمین نیزاز گروه جن بوده باشند

.وخاک  درزمین تغییرپذیراست به شکل جامد.گاز ومایع درمیآید ( نفت وگازهمان عصاره وجودی پیشینیان هستند.انسان با خاک ازدیادنسل میکند وانسان میتواندبه شکل آب هم ابقاءبشود .اگرچه گردوخاک همواره درزیر سلطه آب است .چرخش ریزگردهاوجزرومد آب راقبل ازآفرینش انسانها فراموش نکنید ماهمین گردوخاک را بصورت مایع درنفت وگاز هم درحال سوختن مشاهده می کنیم آه ای پیشینیان ای اکثریت چرادر آتش؟). انسان موجود ومخلوقی عجیب است ومی بینیم که درعرش حتی ملائک نیز ازتصورقدرت وماهیت چنین موجودی عاجزند.سرنوشت انسان با سرنوشت زمین و آنچه ما ازچرخه های طبیعی عمرزمین میدانیم شباهت زیادی دارد.

(اوکسی است که انسان را ازآب آفریدوبرای اونسب وسبب قرارداد.بدان که پروردگارتوتواناست)

 سوره فرقان آیه پنجاه وچهار

( این خداست که که هرجنبنده ای را ازآب آفرید.) قسمتی ازآیه چهل وپنج سوره نور

( آیامنکران حقیقت  نمی دانندکه روزی درهای آسمانهاوزمین بسته بود وما آنهاراگشودیم وازآب هرچیزی را  حیات وزندگی بخشیدیم.؟ آیابازهم حقایق را باورنمی کنند؟) سوره انبیاء آیه سی

 انسان ازآب خلق شده است .وما اکنون نیزاورا مایع درفورانی ازاتش ( نفت وگاز.ققنوسها) می بینیم . این واقعیت سرنوشت اکثریت کفروشرک وارتداد است .

( اوکسی است که شما را ازخاک آفرید آنگاه به لخته خونی تبدیل کرد.و...)

قسمتی ازآیه شصت وهفت سوره غافر

.آب وژن .آب و خاک .خاکی  معلق اندرون آب.درجزر ومد .درهای آسمانها وزمین .(در).هرچه جانداراست ازآب است.زندگی ازآب است.این آب باید محفوظ بماندوبه آینده گان منتقل بشود. اگرمحفوظ بوده است .اگر زنده مانده باشد.این آب عامل بازشدن درهای آسمان وزمین است .آب .زندگی وبقاء همیشه درجبرجاذبه خاک .مفتون چرخش دائم وجبری خاک وزمین.درهای بسته آسمان ها؟ وزمین.باوروایمان به حقایق .گفته ها .آیات یا اقوال الله .باعث زندگی است .باعث وجودآب است .چراباور نمی کنیم؟چرا؟ ای انسان میشود این از حق الله است به توای انسان میشود ازدرهای آسمان گذشت .باآب این آیه ازکلام دعوت الله است .میتوانی بسوی من برگردی. اگرازنسل وژن خلیفه باشی.پست سرت زندگی باشد آب باشد.نورباشد ایمان باشد.برابری وعدل باشد صداقت و مساوات باشد .شرک نباشد پرستش خدایگان ولی .شاه . فرعون والهه ها نباشد.خلیفه .پیامبر وایمان اورنده را فقط الله انتخاب می کند.بهشت راالله برایش مهیامی کند .این ازجنون است که یک انسان؟ با تحمیل حاکمیت ماهیت شیطانی خود مدعی بشودکه میتواند انسانهای دیگر را به بهشت بفرستد.

ازارتدادمی گوییم .ارتداد دربین ما انسانها .ملائک انجیری .وملائک رانده شده از بهشت باعنصرآتش به درجات متفاوت دیده میشود اکنون نیز ملائک در بین ماهستند .درکنارما .جن نیز ازدسترس انسان دور نیست . وجودشیطان نیز درکنارما یک پدیده جبری است وتاسفباراست که بایدباوربداریم که ما انسانها اورا دعوت به همزیستی با خودمی کنیم هرگاه انسان اورا درعبادات با الله شریک بخواند در نجواها درخلوت ودرنیازشیطان عتید شیطان قعید بصورت جبری برای همراهی اوارسال میشود. اینکه کسی شاه میشود درواقع علامت همراهی شیطان با اوست اینکه کسی ولی یافرعون .تجاوزگر به حقوق مردم .دزد . شکنجه گر .قاتل و.... میشودیعنی آنکه اوشیطان را دعوت به همراهی خود کرده است حاکمیت بر نوع انسان شدن یک انسان ازعلامات ظهورعذاب دردنیاهستنددرعرش دیدیم که همه مخلوقات درصورت ارتداد دریک سطح قرارخواهندگرفت ودرصورت توبه وارد یک آزمون بزرگ خواهندشد پس اگرانسانی از آیات واقوال وگفته های الله ردبشود نمازوروزه را حرام بداند برای حفظ منافع وحاکمیت انسانی؟خودش اونیز ازبرتری ساقط خواهدبود. باید ایمان آورندگان از او دوری کنند ازچنین فردی روی بگردانند .شیطان با چنین فردی همراه وهمنشین است اگربه آیات الله ایمان داشته باشیم پس باید درعمل نیز ثابت قدم باشیم. براستی درعرش آدم می توانست فرمان به شکنجه ملائک وشیطان بدهد؟ میتوانست آنهارا زندانی بکند؟می توانست اراده خودرا بر مخلوقات دیگر عرش ولو حوا ؟ تحمیل بکند؟ازعلامات تجزیه خاک ومردن بشردردنیایا مرگ تدریجی .خونمردگی .کبودشدن وتجزیه زودرس انسان گمراه شده دربیراهه های دورازحق است.

ای مرده در( اصل ولایت فقیه)خواص ایرانیان اکنون ازتومی پرسم آیا پذیرفتن وافتخاربه عذابی که برتو نازل شده است (ولایت)نشانه ای ازبلوغ  بصیرت است چرااقتداءوتمکین به  اصل ولایت باطل رایک امتحان الهی ونزول عذاب الهی نمی دانی؟وقتی  الله در رای وقضاوت  آدم  را وملائک را.برتر ازشیطان نمیداندو آنها را ازمقام خود نزول میدهد از نور خود دورمیکند ازآنها روی برمیگرداند وبه زمین تبعیدمیکند.اکنون بعداز قرنها وقرنها توچگونه ازبرتری خود میگویی؟

( بگوای پیامبر . نماز من .عبادات من وزندگی ومرگ من همه ازآن الله آن پروردگارجهانیان است)

سوره انعام  آیه شصت وسه

مگر زندگی انسان جان او نیست فرزندش نیست .مالش نیست؟ پدرش مادرش وکسش نیست ؟ مگر عبادات وعملکردانسان نیست  اگرپیامبر ما چنین میگوید برهمه ما واجب است که چنین باشیم وهرکس ازاین قول و آیه بگذرد ردبشودمرتداست .مشرک است برای الله جانشین انتخاب کرده است به شیطان اقتداء کرده است .سهم شیطان شده است.آیاما بیداریم؟پیامبرازهیچ نمیگویدازهمه چیز میگوید.علی نیز حسن نیز .حسین نیزو.... واین ازجنون است که کسی باخودپندار حاکمیت برخلق بکند وخودرا متدین به دین توحید بداند هیچکس نمیتوانددرلباس دین برانسانها سلطنت وحکومت بکند وچنین حکومتی از شرک وارتداداست.یا دنیا یا الله .یا دنیا یاآخرت؟ میانگین ندارد هرخیالی را ردمی کند .خلیفه در زمان نمیمیرد وهمیشه زنده ومتعلق به آینده است.

به نام خداوندبخشاینده مهربان

وقسم به زمان. که انسان در زیانکاری است مگرکسانی که  به حقایق ( گفته های الله )ایمان بیاورندوعملکردی نیک داشته باشند ویکدیگررا به حق  و صبر سفارش کنند .

زمان زمان.مهلت .فرصت . برگشتن .چرا انسان با پرداختن به اموردنیا زمان را ازدست میدهد . درحالیکه نتیجه دست یابی به دنیا وهمی بیش نیست اما دست یابی به زمان از نشانه تحقق وعده عمرجاودان است .به اکنون بیندیش خواننده خوب. اکنون بازگشت توواجب شده است .زمان .زمان نمیمیرد اما مکان فناپذیراست .و اکنون بامن بیا می خواهم تورا در زمان زنده و جاودان رویاهایم شریک کنم .من همه شما خوانندگان خوب را .همه حکومتگران ایران و جهان را به دین زنده  توحید دعوت میکنم . دین نوح س دین ایوب س دین یعقوب س. دین  الیاس س و دین ابراهیم .دین عیسی س دین موسی س دین محمد ص  ودین همه پیامبران الهی  ودین واقعی وراستین  علی ع وحسین ع و........مهدی ع . ودین اکنون من منتظری درانتظارنور .  ایمان داشته باشید که ازحق شماست که هروقت اراده کنید بتوانید در زمان ( باش)زندگی کنید .  

                                             *****************************

ورویا .رویای صادقه(اندازه)

* من بزرگم بسیار بزرگ . ایستاده ام . زنده ام . خودم را می بینم . آنجا خوابیده ام . درسیاهی که دراوج آسمان است . زمین مرا به بالا فرستاده است تصورش رابکنید بر روی یک تخته سنگ یا یک سکوی بسیار بلندتراشیده زیبا وبزرگ که به سقف آسمان نزدیک است ودرتاریکی مطلق خوابیده ام . زمین می تواندمرا به بالا بفرستد وفرستاده است . چشمهایم بسته اند هواهم خنک است .من درخواب آرامم .ما نفس نمی کشیم . هوای خنک آنجاباعطرخاصی که همراه با حسی آشنا داردآنچنان است که گفتی آنجامال ماست.

  ومن که درخاک زمینم .اینجا خوابیده ام . روی زمین آنهارا می بینم . انگار دارم آنهارا ازیک پنجره ای که وجودندارد نگاه می کنم .من هم خنکی هوایی که آنها را درآنجا می بینم حس می کنم. دارم خودم را از نیم متر بالاتر نگاه می کنم . خودم را می کاوم . شایدنگهبانی اورامی دهم( ان من دیگر)هرچه هست تمام جسم من خنک است .خنکی هوای ان بالا درمن اثرگذاشته است .سبکم . واز زمین بسیاردور .

 همه جاسیاه است .من که درخوابم جز این نمی بینم.فکرمی کنم که میشود تکه ای ازآسمان سیاه رابا دستم مچاله کنم. آسمان تاریک به من نزدیک است اما به اوکه درکنارمن است( آن من دیگر) ومرتب مرا بازدید میکند ازاوچندمتردوتا سه متر بالاتراست. اگرچه هردوما درکنارهم هستیم. نمی دانم شایداو ازمن جداست .مثل ان من دیگرکه ازدور دارد مارا دررویا می بیند.همه جاتاریک است .من آن بالا خوابیده ام .ناگهان سیاهی کنارمیرود وهمه جاروشن میشود آسمانی نیست .ان من دیگرهم که درکنارم بود دیگرنیست شایدبامن یکی شده است بعیدنیست اما اگراوهم توانسته باشدبه من برگردد من درخواب بوده ام. چشمهایم را باز می کنم .با یک حس شادی . یک نشاط عجیب .  میگویم (((تویی)))؟او همه نگاه روبروی مرا ازان خودکرده است  من روشنم . او یک لبخند میزند لبخندی که نفس خنک هوای انجارا دلچسب ودلپذیرمی کند لبخندی که تمامی مکان روبروی مرا پرکرده است . من کنجکاوم میخواهم اندازه بزرگی صاحب این لبخندرا بدانم دستهایم را ازدوطرف بازمی کنم انقدربازمیکنم که ازمن دورمیشوند ازمکان آنجا فاصله میگیرند ودرتاریکی خلاء تادورهارها میشونداما باز درآغوش دستهای من جانمیگیرد . محو میشوم دیگرخودم را نمی بینم با الله و آسمان یکی شده ام .اومرادرآغوش گرفته است.آرام باش ای من توروزی اورا اندازه اورا در واقعیت خواهی دید. .

کسی پتورا از روی من ( ان من که در زمین درخواب است)کنارمی کشد . همه جاروشن است .صبح شده است .درخواب تکانی میخورم .باخودم میگویم هواروشن است .صبح شده است .پس بایدبیداربشوم.

*وبیدارمیشوم صبح است وصبح امروز برای من روز زیبایی خواهدبود .با دلتنگی ازاوگله کرده بودم که اگربه من نزدیک است پس میخواهم که باز ببینمش واوخواسته مرا اجابت کرد.دررمضان انسانها به آسمان نزدیک ترند.    

                                                 ******

رویای صادقه( مشت نه)

*درخوابم. خودم را می بینم آنجا هستم .انجا که هوا روشن است . مردان وزنانی دارند می دوند .دارند برگرد کسی می چرخند دارند طواف می کنند با لباسهای روشن و بعضا بلندبا یک عجله خاص . من دارم نگاهشان می کنم .مکانی که بسوی آن می دوند نامعلوم است . آه انها دارندبرگردالله طواف می کنند من هم می خواهم بروم من هم با عجله بطرف مسیروراه آنها حرکت می کنم .هوا هوا خنک است .اما نه هنوز تکان نخورده ام که یک مشت کوچک که صاحبش را نمی بینم اما مشت میگوید که شاید متعلق باشد به یک پسربچه یا دختربچه هشت یانه ساله .هرچه هست اندام او از اندام من کوتاهتراست زیرا مشت اواز پایین بسوی من آمد. ودرست برقفسه سینه ام کوبیده شد .من دردی حس نکردم .حتی حس نکردم که مشت به من برخوردکرده باشد . وصدایی درحین آنکه مشت آن دست کوچک به من برخوردبکند گفت ((نه ..تونمیتوانی)). من نمیتوانم اوچه میگوید .من نمیتوانم باآنهابروم .چرا ؟یک حس عجیب یک پایان مهلت شمارش معکوس گذشت زمان . من هنوزایستاده ام .زمان دارد تمام میشود پشت به خودم ( آن من که دردنیا خواب است) ایستاده ام غرق درسکوتم . کسی ازپشت سر زمزمه آرامی میکند . صداهایی می شنوم .بهت زده ایستاده ام .می خواهم برگردم .

*برگشته ام .صبح است .دارد وقت نمازبسرعت تمام میشود . من صدای نه اورا می شنوم .باید بشنوم . بله من نمیتوانم باآنهابروم واو این را می دانست.

                                                       **********

 رویای صادقه ( اشتباه )

مطلب قاب وارونه را که نوشتم باخودفکرنکردم که اشتباهی کرده باشم که دررویا از ان باخبرشوم

*درخوابم . مدام درحال رفت و آمدم . آنجا شلوغ است ومرتب مردانی درحال رفت و آمدند مردانی که لباس روشن برتن دارند .حرف می زنند دادمی زنند همه تاکید این رفتارشان هم با من است مگرمن چه کرده ام . یک لبخند خاصی میزنم . من می دانم که انها چه می گویند . من اشتباهی کرده ام .که قبل ازانکه انها به من بگویند حالا دانسته ام . پشت به خودم دارم. به ان منی که در دنیادر خواب است و من را می بیند. انهارا نگاه می کنم که با یک لذت خاصی دارند قدم زنان به من غرمی زنند . ازمن ایرادمیگیرند . من با آنها خوشحالم. درکنارآنها حس اطمینان پیدامی کنم حسی که من را سبک می کند بی نیاز می کند .گفتی ازخاک نیستم. می دانم که آنها راکمی عصبانی کرده ام .گاهی بطرف تاریکی می روند با اوحرف می زنند . آنها وظیفه اشان را انجام می دهند . اوکه درتاریکی ایستاده است گاه چند قدم بطرف روشنایی می آید ومن این قدمهایی را که بطرف روشنایی میآید از تعمد در رفتارش میدانم .او محمدص است . اما او آرام است گویی هیچ بحثی درآنجا نیست هیچ حرفی مکرر تکرار نمیشود .من ازاو آموخته ام که ازحق (بگو)یم. دانستم. و آرام آرام برمیگردم.

* بیدار شده ام . صبح است . صبح نماز ومن امروز دانستم که چه باید بنویسم.من بایداز تشابه دوغیبت بنویسم. وبنویسم که ایمان آورنده حتی درچگونگی مرگ نمی تواند از پیامبر پیشی بگیرد.

                             

                                                    ***********

منتظری در انتظارنور

                                           به نام خداوند بخشاینده مهربان

شما ای گناهکاران ومجرمان امروز کنارروید .ای آدمیان آیابا شما پیمان نبستم که شیطان را عبادت نکنیدزیرا او دشمن واقعی شماست. اینکه فقط مرا عبادت کنید این راه راست ودرست ونجات بخش است. شیطان عده زیادی ازشمارا ازراه امن الهی گمراه کردآیا درآن موقع عقلتان را به کارنمی گرفتید.این همان جهنمی است که بدان وعده داده شده بودید. امروزبخاطردستاوردکفرآ لودتان در آن داخل شوید.امروز زبانهایشان را می بندیم تا دستهایشان با ما سخن بگویند وپاهایشان شهادت دهندکه از دنیا دستاوردآنهاچه بوده است . اگربخواهیم می توانیم نورچشمان آنهارابگیریم. پس چگونه خواهندتوانست باشتاب به پیش روندوقتی که جایی را نمی بینند.اگربخواهیم آنهارادرسرجایشان مسخ می کنیم تا نه بتوانندقدمی جلوبروندونه قدمی به عقب بگذارند.بدانیدهرکه را عمردراز بدهیم دوباره به ناتوانی اولیه اش بازمی گردانیم چرادراین موارد اندیشه نمی کنند .این آیات شعارنیستندومابه پیامبرشعرآموزش نداده ایم اصلا شعرسزاوارکسی چون اونمی باشداین کتاب فقط یادآوری حقایق وقرانی روشنگراست .تابواسطه آن هرزنده دارای فهمی راهشداردهدوحق برمنکران ثابت گردد ) سوره یس آیات پنجاه ونه تا هفتاد

شهریور .

درکشور سوریه نسل کشی مسلمانان ( اعم ازتشیع وتسنن)همچنان ادامه دارد . یک بیمارسلطه طلب وکشورهای شرق وغرب وهمچنین شما ای حکومتگران وخواص  بعضی اهل کتاب ایران  مدعی تشکیل امت واحده ومدیریت جهانی در اوضاع فلاکت بار این کشور ازسهم اسلام ؟خود بدعت وحقوق بشررا هزینه می کنید . آیا توصیه  پیامبران ادیان توحیدی است که ظالمان رادرظلمشان یاری کنید؟

 ایران ما (خوزستان).اصل ولایت فقیه یک اصل مرده است وبایدوواجب است که باطل بشود . ازشما حکومتگران وخواص ایران ما می پرسم . آیا آنچه که شما ازدنیا وازیک اصل باطل می خواهید همانا اراده حق الله است؟واما کشور عزیزما ایران دراین روزهای پرتکاپودرانتظار ورود مهمانان خارجی ازکشورهای مختلف شرکت کننده دراجلاس جنبش غیرمتعهدها ست . همراهان سبزمن ازعده ای ازاین مهمانان درخواست کرده اندکه درطی این سفر یاد و دیداری ازفراموش شدگان زندانها ورهبران سرفراز این مرزوبوم به عمل بیاورند من هم بنوبه خود محترمانه ازاین مهمانان درخواست دارم که خواسته واحدما ایرانیان را دراولویت هرگفتگوی خارج از این اجلاس قراربدهند .

                                                    باتشکرازشما    

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


قاب وارونه ارتداد ومن

 

 

 

                                                   بسم الله الرحمن الرحیم

 

(وکسانی که به حقایق کافرشده اند میگویند توپیامبرنیستی .بگوخدا وکسانی که که علم به قرآن دارندبرای گواهی دادن به حقانیت رسالت من کافیست) سوره رعد آیه چهل وسه

                               

                            ******           *************            ******

(ای مردم هرچه ازحلال وپاکی درروی زمین است برای بهره مندی شماست مواظب باشیدوپاجای پای شیطان مگذاریدکه او دشمن واقعی شماست)سوره بقره آیه صدوشصت وهشت

(آیاآنهایی را که بهره ای ازکتاب داشتندندیدی؟همین که دعوت شدندتاکتاب خدادرمورد آنهاقضاوت کندعده ای ازآنهاآگاهانه روی گردان شدندوازحکم خداسرباز زدند.واین به خاطر آن است که مغرورانه گفتند.فقط چندروز محدودی درآتش خواهیم بودواین دروغ وخودفریبی باعث گستاخی آنان دردین شان شد وچه حالی خواهند داشت وقتی آنهارا درروزی که درآمدنش هیچ تردیدی نیست گردآوریم وپاداش عملکردهرکس بی کم وکاست داده شودبی آنکه ستمی به کسی رواگردد.) آیات بیست وسه وبیست وچهاروبیست وپنج سوره آل عمران

(وهرکس غیرازتسلیم بودن دربرابرخداوند دینی برگزیندهرگزازاوپذیرفته نخواهدشد وقطعا اودرآخرت اززیان دیدگان خواهدبود) سوره آل عمران آیه هشتادوپنج

(کسانی که ایمان آورده اندایمان خودرابه شرک وظلم آلوده نمی کنندزیرا امنیت وآرامش برای آنهاست و آنان به راه نجات ورستگاری هدایت شده اند) سوره انعام . آیه هشتاد ودو

                                         **************************

                                                 قاب وارونه ارتداد ومن

همچنان درادامه بحث مبارزه با شرک وکفروارتداد با من همراه هستید

همانطورکه قبلا آمدهمه اشکال ونمادهای شرک وکفرازعرش ومتعاقب آن ازبهشت آغازشده است .

                                                   ( به نام خداوندبخشاینده مهربان)

(بگوپناه می برم به پروردگارمردم.مالک وفرمانروای مردم.خدای مردم .ازشروسوسه گری که ازنام خدا *می گریزد.همان که درسینه های مردم وسوسه به پامی کند.چه جن باشدچه انسان .سوره ناس)

دراین سوره ما از چگونگی به وجودآمدن شرک وکفر منجربه جنون که ازتاثیر وسوسه یا بیماری وسواس است آگاهی پیدامی کنیم. پس ابتلائ  انسان به بیماری وسواس درمجموعه اکثریت بانشانه های کفروشرک نمودپیدامی کند .گفته شدکه بطور ژنتیک یاوراثت جنون یاجن زدگی ازتاثیر( وسواس مزمن) ازنسلی به نسل آینده  انتقال پیدامیکند.تنها راه نجات ازاین بیماری هم بازگشت به وعده ای است که در(آیه صدوهفتادودودرسوره اعراف آمده است).دراینجا واجب است که به مترجمان کشورمان از اشتباه در ترجمه این آیه خاص نیز آگاهی داده بشود متاسفانه این حقیر( فقط دردرگاه الله ) نیز با مطالعه این آیه دچاراشتباه درتشخیص جنبه مورد نظر الله در یک انسان شده بودم وان نیز مربوط میشود به اشاره درسخن الله به تمیزوتشخیص جنبه فطری انسان با جنبه نفسانی انسان برای خواننده این آیه است.

*( به یادآرهنگامی که پروردگارت  ازپشت بنی آدم همه فرزندانش را برگرفت =جمع کردوخطاب کرد شمارا بر *درآیه اشاره به نفس میشود نفس بعد خاکی انسان است وجود وظاهر انسان  است  جسمی است که نفس می کشدفقط با این طریق میتواندباشد . اما مترجمان کشورمان در برگردان این آیه نفس را به فطرت ترجمه کرده بودند .پس الله  ظاهرانسان ها را. بعدخاکی  اورا یا جنبه ناتوان وضعیف یا بی ثبات اورا. وجود نابودشونده وجسمی را که دردائم درجبراست بسوی متلاشی شدن وتجزیه را یادآورمیشود.واشاره او به  فطرت شاخص و ارزش درانسان نیست و انسان را به آنچه  گرایش بیشتری بدان داردیعنی مادیات وجاذبه های خاک متذکرمیشود  .

گفته شدارتداد.کفروشرک درتسریع نابودی نوع انسان ونابودی کره خاکی مادخیل است .

(وابلیس گفت  اکنون که مراگمراه وحیران کردی برسرراه راست تو( ابلیس آگاهانه ازتضاد راه خودسخن میگویداین یک اشاره است به همه انسانها وگروه جن که اگاهانه بر ضدیت راه راست عمل می کنند)به کمین آدمیان  می نشینم  وچنان با وسوسه هایم از *روبرو وازپشت سر وازچپ وراست برآنهایورش می برم تاتو اکثرآنها راناسپاس  بیابی )سوره اعراف آیات شانزده وهفده

ناسپاسی ازسهم خودراضی نبودن .ازخلقت خود ناراضی بودن . ازخودجداشدن باتوسل به وهم.مثل ابلیس که جسم خودرا رهاکرد .( رهاشدگان) درحالی که درعالم واقع جبرا نمیشود بیش ازآنچه هستی ویاکمترازانچه می اندیشی ( افراط وتفریط) موجودیت خودت را باورکنی . راهی جز پناه بردن به وهم ندارد .درموردابلیس  وقتیکه اوازتحمل تسلیم به حق خودرادرعجز می بیند گوشهایش را می بندد والله اورا ازگوش محروم می کند چشمهایش را می بنددو الله چشمهایش رااز اوپس میگیرد(مثل انسانهایی که درنهایت تجاهل ازشنیدن ودیدن حق پرهیز دارند) . نفی واقعیت درزمان برای او به قیمت ازدست دادن هزاران نعمت تمام میشود .برای او این تنها راه رسیدن به آن چیزی است که ردشدن ازآن ارتداد است ومانمونه ها ونشانه های طرزنگاه اورابه جهان دراکثریت انسانها می بینیم. .من اگرچه انسانم اما ازانسانهای دیگر برترم .انسان خلقت خودرا زیرسوآل میبرد همان عکس العملی که ملائک عرش  به محض آگاهی ازتصمیم *باش  توسط الله درمقابل خلق آدم ازسوی خودنشان دادند . آنهاهم می پنداشتندکه درآفرینش برترندچون الله رابه شکل عادت گونه می پرستنداماسخنان آنها اینگونه ثابت میکندکه ملائک فقط الله را می پرستیده اند عظمت الله راباورنداشته انددرحالیکه باورالله جبری است باور.یقیین .ایمان بریک ایمان آورنده تحمیل نمیشوداواینگونه نگاه راانتخاب میکند. ملائک با تضادی که درپرستش ازخودنشان می دهند دربرابر انکاری که درماهیت آدم ازخودنشان می دهندواز ارتداد است وردالله است .ردخوداست رد آدم است رد ایمان راستین ملائک است  درگروه مخلوقاتی که بایدتابع زمان وموعد مهلت و آزمایش قرارمیگیرند.می بینیدکه ارتداد همه مجموعه آفرینش خلایق برتر رادربرمیگیرد.

وامادرآیات قران ما ازپایان زندگی کره زمین و انتقال مالکیت زمین به ایمان آورندگان میخوانیم این پایان یک پایان جبری است هیچ نیرو وهیچ قدرتی نمی تواند از پایان  زنجیره یا اکوسیستم زیست درزمین ممانعت بکند اما همین پایان اگربا ارتداد وکفروشرک نوع انسان خاکی همراه بشودنابودی زمین درزمان (بزودی) رادربرخواهدگرفت .تشویق مردم به ازدیاد جمعیت وتوالدنسل مادام که جامعه عامدانه درتحمیل جبر شرک وارتدادباشد (چون ایران ما .حکومتگران ایران ما نظام خودرابا تعریف کلی .دیانت ما عین سیاست ماست وسیاست ما عین دیانت ماست تبیین می کنند اگربه این نظام ازدیدگاه قران نگاه بشودکه اداره امورمسلمانها را طبق  آیات زیر ارائه وتبلیغ میکنددرخواهیم یافت که اصول وقوانین این نظام باچشمهای بسته وبانااگاهی کامل مجالس چندگانه قانونگزار طرح شده است وعامدانه بارویگردانی وبی اعتنایی کامل به آیات حق الله  به اجرادرآمده است .توجه به مراجع قضاوت درادیان توحیدی بعداز دعوت به رسالت  نبی و انبیاء مراجعه است بعدازآنها به یک مجموعه از ایمان آورندگان متدین و تسلیم به آیات ونشانه های الله واقتداءبه نبوت پیامبران .

(ای کسانی که به حقایق ( گفته هاواقوال الله)ایمان آورده ایدازالله اطاعت کنید از پیامبرالله اطاعت کنید وازاولیای امور راستین (منظورایمان آورندگان  است) درمیان خودتان اطاعت کنید واگردر چیزی اختلاف پیداکردید برای داوری آن را نزد الله وپیامبرمطرح کنیدچنانچه به الله وروز حساب رسی ایمان دارید این کاربرای شما خیروعاقبتی نیکو دارد .آیا نمی بینی آنهایی راکه گمان می کنند به آنچه که برتو وقبل ازتو نازل شده ایمان دارند درحالیکه میخواهندقضاوت وداوری را به طاغوت واگذارندحال آنکه به آنهاامرشده بودکه به طاغوت کافرشوندبدانیدکه شیطان میخواهدآنهاراگمراه وحیران کرده وبه بیراهه های دورازحقیقت بکشاند)سوره نساء آیات پنجاه ونه وشصت.

طبق این آیات  سوره نساء .ایمان آورندگان با ارتداد برای اداره امورمورد سوال واختلاف شان یا به یک فردازمیان خود که درمقابل آیات و نشانه های الله  عصیان وطغیان کرده است  اقتداء می کنند( مثل اقتداء پیروان دین موسی که به سامری  متمایل شدند)  ویا به فردی خارج از دایره ایمان آورندگان که طاغی است ونسبت به آیات و نشانه های الله رویگردان است  رجوع میکنند.که درایران ما این گرایش درهر دومورد متذکرشده آیات بالامصداق  پیدامیکند واین درحالی است  که  مورداول( طاغوت خارج شده ازدایره ایمان آورندگان.ولی . شاه .فرعون . و...) تحت  تسلط طاغوت دیگری قراردارد ازمیان بعضی اهل کتاب موردقبول  بااهداف ومنافع  منافقین درقران اورده شده است .منافقین  دردین محمدص  درواقع همان ذریه ذوب شده  از بعضی اهل کتاب دین محمدص که درعقاید متمایل ووابسته به بعضی اهل کتاب ادیان دیگرهستندمی باشند.منافقین  درطی تاریخ بانفوذ به دایره ایمان آورندگان که به طاغوت تکیه کرده اند سرنوشت بعضی اهل کتاب دین محمدص را تحت تسلط وحاکمیت القائات انحرافی خودقرارداده اند ازنشانه های این نفوذ ومرعوب شدن دربعضی اهل کتاب دین محمد  ص توسط این گروه استفاده ازروش سنگسار. زندان .  ونمونه جدیدونوین ارتداد ساخت تسلیحات کشتارجمعی و تولید انرژی هسته ای( مفیدومضر) است وهمچنین لازم دانستن وتاکیدبر جانشین قراردادن انسان به جای الله ویاپیامبراست .که مادرزبان  قانون به آن اصل ولایت میگوییم . طبق آیه بالااطاعت از رسول برهمه مسلمانان واجب است اما نمیشود که برای ادامه ثبات دین به *فردی  غیراز رسول اقتداء کرد. یک ویژگی خاص  فقط درمسئولیت رسول دیده میشود وان وصل بودن به جهان نادیدنی است . بعداز رسول هیچکس چنین ویزگی را نخواهدداشت اومعجزه می آورد. وبعداز پیامبر کس دیگری توان انجام  چنین امورخارق العاده ای راندارد اگرچه نام اوعلی ع باشد .حسن ع باشد .حسین ع باشد .  وخواه مهدی ع باشد .با استنادبه این آیه بالا هیچکس نمیتواندبگوید علی ع جانشین محمدص بوده است . هیچکس نمیتواندبگویدحسن ع.یاحسین ع جانشینان محمد ص بوده اند . به دلیل ناتوانی انها ازدسترسی به وحی. .حتی اگرما ایمان اورندگان صالح را ازگروه کسانی بدانیم که عمرجاودان خواهندداشت آنها دردرجه ومقام فقط یک ایمان اورنده اند . برای مثال ایمان آورندگان دین موسی س نمیتوانندچون پیامبران بنی اسراییل حکومت کنند .و ایمان اورندگان دین محمدص نمی توانند چون محمدص ازالله حکم وآیه  برای اثبات حقانیت  خود بیاورند .وحتی ایمان آورندگان امروزی دین محمد ص نمی توانند التزام به حکومت ولی فقیه  رابرمسلمانان این دین  واجب کنندنمی توانند ویانمی توانند برای حفظ مادیات واموردنیوی یک گروه ویاقشرخاص نمازوعبادات الله را از اولویت ساقط کنند ویا تجاوزبه مسلمان وغیرمسلمان  راحلال کنند ایمان اورندگان؟نمی توانند بطورانحصاری به سرمایه وثروت مردم ( بیت المال ) دسترسی داشته باشند . نمی توانند به مردم بگویند که چون حکومت وقت برای ارضای حس قدرت طلبی اش به انرژی هسته ای محتاج است برانهاست به تحریم رضا بدهند تسلیم باشند قانع باشند وباثروتی که متعلق است به عامه مردم آنها رابه خوردن(اشکنه) تشویق وترغیب بکنند ولواز مجتهدین و اعلم به اموردین باشند. وعجبااگر گروه اقلیتی از ایمان آورندگان دین محمد ص بانام خواص ( که ما میدانیم برتری در دین توحید براساس ایمان وتقوی سنجیده میشود ونه با ثروت) ازمردم  درمحرومیت بخواهندکه از خواص غرق در نعمت اطاعت وفرمانبری داشته باشند . این از تحجراست که یک حکومت دینی چنین بپندارد آیات ونشانه های حق الله با یک فتوی .تغییرمیکنند وباارتداد ورویگردانی از آیات حق.جبر حاکم در آیات الله نیزدر زمان تبدیل می پذیرنددرحالیکه زمان ومکان وجهان آفرینش همه درجبر هستندبرای موجودیت یافتن در موقعیت خاص باش انچه تحت اراده الله است.یک ایمان آورنده وظیفه اش دعوت وتبلیغ و هشداراست ودیگرهیچ . وتسلیم بودن به اجرای آیات .احکام ونشانه ها واین گونه تسلیم ( اسلام ) که خودنیز یک دعوت است  ودراینجا لازم است  آورده شود که حاکمیت درقوم بنی اسراییل تامادام که پیامبران انها مدعی خدایی نکرده بودند پابرجا ووراثتی بوده است اما بعدازآن این قدرت ازآنهاگرفته میشود.آنچه در اکثریت  بعضی اهل کتاب شایع است ردو باطل شدن این سنت الهی است که متاسفانه هیچکدام ازگروههای بعضی اهل کتاب همه ادیان الهی آنرا باورندارنددرحالیکه این یک جبراست که الله بران حاکمیت دارد .اکنون هم ما با واقعیت رداین اکثریت روبروهستیم .انها درطول زمان باتکیه به وهم  برتری واشراف یا سلطنت وحاکمیت برپیروان ادیان دیگرالهی راازحق خودمی دانند(خدایگان زمین.؟ محتاج والبته بیمار) .همین طرزپندار وقتی وارد بعضی اهل کتاب دین محمدص بشودجایش را به لباس پیامبری . ولایت .ودربعد مادیگرایانه اش درقوانین جهانی؟حق وتو . حق اعمال درسرنوشت انسانها یاحق دخالت اعضا یک سازمان عریض وطویل با رابطه های خاص در سرنوشت غیرقانونی؟کشورهای دیگر( ناتو)ویا خون بازی و........ میدهد . نفوذو قدرت  بعضی اهل کتاب ادیان دیگر درمیان بعضی اهل کتاب دین توحیدی محمد ص غیرقابل انکار است .اگرچه در وسعت عام دین و قرآن به آیه بالا نگاه بشوددین توحید هرگونه ولایت وسرپرستی از جمله شاهنشاه . ولی .فرعون و اشراف .خواص .الهه ها و انواع اقسام ولایت انسانی را برسرنوشت انسانهامردود وباطل میداند .

اگردر دوآیه بالا باتامل ودقت توجه کنیم  وباوربداریم وایمان بیاوریم که اطاعت ازالله ورسول وجمع ایمان آورندگان جبری است وانتخاب ما درردوانکاران بی تاثیراست درمی یابیم اکنون خواص ایران جمع ایمان اورندگان را رهاکرده اند وبه طاغوت یا فردیت تکیه واقتداء کرده اندفردی که همه انسانهارا برابرنمی داند عبادات ونمازو مرگ وزندگی انسان را ازان الله نمی داند عبادات ونمازوروزه وزندگی ومرگ خودرا وقف الله نمی کند وآنرا وقف حکومتی مقطعی کرده است......امان ازتو  ای فخارفخرفروش.درواقع این شخص درمقابل الله طغیان کرده است . طاغی موردنظرقرآن ایات الله را مردودمیداند و سخنان وحرافی های وهم انگیزودروغین خودرا شاخص دیانت وسیاست قلمدادمی کند طراحان بدعت وفتنه دینی با قانون قراردادن اصل ولایت فقیه  این آیات  وتمامیت کلام حق الله رابه صراحت مردود وانکارکرده اندآنها ازجمع ایمان اورندگان خارج شده اند وبه یک مرتد تکیه کرده اند .مرتدی که تحت نفوذ شدید درگذشتگان بعضی اهل کتاب است .درحالیکه اطاعت ازاین آیه یک جبراست وواراده واختیارانسان دررد .انکار بطلان وتغییروتبدیل وتحریف آن مردوداست.طبق آیات قران وبا توجه به سجده جبری درعرش برآدم اقتداء به هر فردی بعدازپیامبربرای انسان وجن ملک  مردوداست نمیشودکه پیامبر ( آدم) را رهاکردوبرای زندگی دردوروز دنیا به شیطان واوهام اوتکیه کرد  .اطاعت وتکیه تمکین واقتداء به اصل ولایت نیز که منشاء فردی داردمردوداست توجه کنید به هشداری که درآیه بالا آمده است *شیطان میخواهدآنهارا گمراه وحیران کرده وبه بیراهه های دورازحقیقت (حقیقتت .؟)بکشاند. حق  ((و انچه من میگویم حق است این جمله الله است درسوره ص ))وکافریعنی ناسپاس .الله جبرا از مخلوقات خودمیخواهد که شاکرومتکی به طاغوت نشوندبه رجوع  طاغوت راضی نشوند .ازدایره ایمان آورنددگان پارافراترنگذارند وباتمسک به وهم خودفریبی نکنند.برآنها واجب کرده است هرطاغوتی را ازمیان خودطردکنند.

میشودانواع  نشانه های طرز پندارطاغوتی راکه قران بصراحت ازآن سخن میگوید درایران با جملات انها نیز شناسایی کرد .طاغوتی که میگوید نمازوروزه او اوجب واجبات نیست حفظ  نظام وحکومتش اوجب است . یا طاغوتی که میگوید *مردم هیچ حقی درمقابل تخطی یک ( فرد )درجامعه تابع در دایره وچهارچوب دین توحید  ندارندحتی حق خلع اورا؟حتی حق محاکمه اورا؟ درحالی که الله بصراحت آیه میآوردکه ازچنین نفرین شدگانی روی برگردانید.وعجیب ترانکه مخالفان چنین فردی راهم بعنوان محارب با الله به محاکمه می کشند.عجبا.

( قل اعوذ به رب الناس )بگو پناه می برم به رب مردم .  بگوپناه می برم به رب یا الله که پناه برای مردم است.مال همه مردم است .خودراوقف مخلوقاتش کرده است. پناه می برم به الله ازشرکسی که حق رانمی بیند .پناه می برم به الله ازشرکسی که برای حفظ منافع دنیایی  خود درمقابل نماز وعبادات مسلمانان ایستاده است.ازشرکسی که چون قوم مشرکین برای مردم زندان ساخته است .گوساله طلایی ساخته است .ازشرهمان او که خائن به عفت نوامیس مردم است .خائن است به رای مردم است . ازشرکسی که (بیضه های.)زندانیان رامیسوزاند . ازشرکسی که بیگناهان؟ را به جرم ( ز نا .لواط .دزدی؟)به  شلاق می بندد ازشرکسی که با دست بردن به  بیت المال دست او درجبرحق سزاوارکیفر قطع دست است .ای پناه  ای آخرین پناه همه مردم ای مال همه مردم ای رب به تو پناه میآورم.ازشرشیاطین درلباس انس.

 افسوس .افسوس که  قضاوت برای برتری انسانها درزمان حال معلوم نمیشود وبه پایان مهلت وعده داده شده  متصل است بارها ومکرر آورده شد نظامی با تکیه برولایت انسان باارتدادازآیات حق الله  علنا دیانت درتوحیدرا ردمی کند .برتری الله را انکارمیکند با خیال پردازی تکیه به اوهام جبر درپذیرش آیات ونشانه های الله را ردوانکارمی کند من برترم این همان جمله معروف شیطان است .قرآن را درآغاز می خوانند ودرآخرادعا میکنندکه انسان می تواند همه مخلوقات الله را خلق بکند؟ .این همه عصیان .این همه انکاردریک جامعه نشانه پندارو وهم برتری جویانه مسئولان آن جامعه است واماگفتن از خواص بعنوان ملاک برتری ازجنون است ازارتداد است

برتری یک صفت ویاویژگی خاص است وفقط ازان الله است و درعرش شیطان تنها کسی بودکه درمقابل الله ازبرتری خودگفت .مقابله انسان با الله .برای همه ایمان آورندگان اطاعت ازآیات الله جبری است  .دراینجا همان (نفس) نقش خودرا نشان میدهدنفسی که از طبیعت خاکی پیروی میکند . جهان ازخاک است .تکیه برمادیات ومادیگرایی درجملات خواص وحکومتگران ایران بیداد میکند.تکیه به فرد به یک فرد همراه با شیطان قرین وعتید که میسوزاند . خاک رامیسوزاند .گرم میکند . شعله ورمیکند.زندانیش میکند. زندانی شعله ها .اگربدانند.بله درسوره اعراف تاکید برنفس انسانی است .

 کسی که جبرا درانسان بودن باهمه انسانها برابر است(واگرازپیامبران به عنوان انسان کامل نام برده میشود وپیامبران با مصلحت وانتخاب الله به این مقام رسیده اند به دلیل آنست آنها با تسلیم وقیام دین الله را یاری رسانده اند )انسانی که  نیازمنداست به جبر نابودشدن  .نفسش متلاشی میشود چگونه میتواند ازهمه انسانهای خاکی (برتر)باشد.جسم همه انسانها در جبراست که تجزیه را تجربه کند .

ببینید وقتی آیه ونشانه ارسال شده ازسوی الله برانسان وجن یک جامعه تبلیغ میشود جبراست تا انسان وجن بدان تسلیم بشوند اگرتسلیم به امرالله  درشک وتردید ردبشوددرواقع شکاف . تکه تکه شدن( انشقاق) ومتلاشی شدن بعدمادی انسان آغازمیشود او باطل میشودواوازشیطان سیاه .شیطان کثیف .خونمردگی را به ارث میبرد.

(حکایت آنهامثل کسی است که آتشی می افروزد تابانوران پیرامونش را ببینداماچون اطراف روشن شود خداآن نورراازآنهامیگیردونابینادرظلمات رهایشان میکند .نوردیدن حقیقت برآنان حرام است)

سوره بقره آیه هفده

 دراین آیه آن اتش شیطان است اما بدون روشنایی قرمزش .بدون هیچ نشانه ای.ونابینایی وظلمات ازنشانه های شیطان است که سیاه است .به رنگ قسمتی ازبدن شخصی که دچارخونمردگی شده است توجه کنید تاریک است نیلی است سیاه است وآن قسمت درحالت تجزیه است درحالیکه شخص رازنده می بینی. انچه ازسیاهی است با جسم انسان عجین میشود . مسخ میشود.هرآیه ازآیات الله همه مارابه بیداری میخواند..

شکافته شدن ومتلاشی شدن (انفطاربه فطرت الهی برگشتن )درهمه ما درروزقیامت جبرا اتفاق می افتدامادرشخص مرتد.کافرومشرک متلاشی شدن و تجزیه زودهنگام وسریعتر ودرزمانی که راه میرود حرف می زند .می خندد .می گرید وازکشتی نجات میگوید وازبهشت ؟ میگوید.وزندگی؟ می کند این تحول وتغییر جبری صورت میگیرد نیمه جانی سراپاکبود . نیمه مرده ای درمیان زندگان . وافطار زمان شکافته شدن ومتلاشی شدن بعدخاکی و ظهور فطرت  همه انسانهاوهمه مخلوقات آفرینش است یک امرجبری است .این زمان مقارن است بااولین  دمیدن درصور. همه خواهدمرد وقیامت باید بیاید همه ما نسل بنی آدم س متلاشی ونابودمیشویم خاک میشویم تجزیه میشویم . نفت میشویم گازمیشویم .بعد دوباره درصوردمیده میشودوما زنده میشویم . بعدازتجزیه شدن مرحله انفطاراست . نمایش زیبایی از قدرت الله .ازعظمت الله .ازحقی که الله مکرر ازان میگوید وردآن ازارتداداست.ودر ان روز فطرت ما گواهی بریگانگی الله خواهدداد  جسم مامجددا ازتسلیم به الله خالق آفرینش می گوید؟

                                                             *******

ازارتدادمیگوییم .قبل از این گفته شدکه یکی ازنشانه های ارتداد درجسم انسان که به باطل شدن نسل او می انجامد ایدز است ودیگر اعتیاداست به موادمخدر که ما بدان مرگ تدریجی میگوییم . شایدبرایتان جالب باشداگربدانید استفاده از طلاجات برای آقایان نیز ازارتداد است . و درتجارب پزشکی جدیدی که توسط پزشکان به اثبات رسیده است باطل شدن نسل ویا ناباروری مردان دراثراستفاده از طلاجات  تایید شده است .

 به این آیات توجه بکنید.قرآن درقرنها وقرنهاقبل این مورد از ارتداد را یادآوری میکند .

(آیا من برترم یا این مرد خواروذلیل که حتی درست حرف زدن نمی داند ؟چرا براو دست بندهایی از طلا آویزان نشده است؟)سوره زخرف آیه پنجاه ودو وپنجاه وسه

 این سخنان از زبان فرعون آورده شده است که مخاطب اوحضرت موسی س است .اوموسی را شخصی می بیندکه اززیورالات طلا استفاده نکرده است پس غیرمستقیم به ما میگوید من (فرعون) برترم به دلیل آنکه از طلاجات استفاده می کنم .  وامروزبرما ثابت میشود که مردودنیست که فرعون  ازتاثیر استفاده ازجواهرات طلا نمی توانسته است صاحب فرزندبشود . استفاده ازطلاجات ازنشانه های ارتداد آقایان است.

                                                        ******

رمضان .سحر دوباره بیدارشدن وباز خوابیدن وصبح صبح بیدارشدن ( سلام ای صبح .یارب من تسلیمم ).این سخنان همه مخلوقات برترآفرینش است درصبح تغابن. واین سلام وتسلیم درسوره قدرآمده است ده شب لیالی عشردرسلام و دوستی. درزمان انفطار.

. ودرقران بطور غیرمستقیم  آمده است که صبح زمان واقعی رویداد رستاخیزاست .هرمرده ای درجبراست که قیام کند .پس ازمتلاشی شدن.وانسان درروزفطربه معمای گمشده خودبرمیگردد.به فطرت  پنهان خود که همواره تسلیم محض است واواز چنین ماهیتی درتغافل بوده است فطرت انسان .جسم انسان همواره درجبراست تا ازحق سخن بگوید درآن روز با عمل به حق همه آسمانها .سیارات وموجودات آفرینش ازحق خواهندگفت .مخلوقاتی ناتوان از ارتداد.       

قبل ازاین برای شماآمدکه الله درآیاتی مدت زمان آفرینش برون ودرون زمین وآسمان را اعلان میکند

(اوکسی است که آسمانهاوزمین را درشش *روز خلق کرد درحالیکه عرش او برروی آب بود)

سوره هود آیه هفت

درمدت زمان شش روز . الله جهان انچه ظاهر و پنهان درجهان است راخلق می کند ودرهمین مدت نیزهمه انچه را درظاهروپنهان خلق کرده است می شکافد .تکه تکه می کند . متلاشی می کند پودرمی کند کوههاراچون پشم زده می کند . خورشیدراخاموش .ماه را بیفروغ .وستارگان راناپدیدمیکند .درطی این زمان همه جهان  بایدبه وضعیت آغازین خودبرگردد  هرانچه را انسان می بیند ونمی بیندومی تواندازخاک باشد.واین شش روز ازشب بیست وسوم ماه رمضان  شروع میشود درزمانی مقارن ومعاصر .درزمانی به نام اکنون .ازبیست وسوم رمضان تا عیدفطرهمه چیززنده میشود تسلیم میشود برای بازگشت. وصبح فطرمیرسد صبحی خاص برای همه کسانی که ایمان دارند به انفطار بازگشت انسان به فطرت الهی اش. ایمان دارندبه مرگ وقیامت . زمان زنده عیدفطر همان نقطه آغازین زمانی اعتراف همه فرزندان بنی آدم  به توحید ویگانگی الله است که درسوره اعراف ( آیه صدهفتادودو)آمد . بعدازقرنها رویگردانی .بازگشت تردید .انکار برگشت ورویگردانی انسان برمیگردد به تسلیم به حق .  ودران صبح انسان اعتراف به فطرت  حق خود میکندتسلیم محض فطرت میشود .سلام .من تسلیمم .نوع انسان تسلیم است همانطورکه در سوره وآیه صدوهفتادودو اعراف درقضاوت برتربود .رمضان سرتاسر شگفتی واعجازاست اگرما الله را باور بداریم وزکات هرآنچه است ازدنیا که برای آخرت هزینه کرده ایم .

 آیاشماای حکومتگران وخواص  نفرین شده ایران ما ای مدعیان دین محمد ص چرا شما چون محمدص ( نمازوعبادات وزندگی ومرگ خودرا وقف الله آن پروردگار جهانیان نکرده اید؟)چرا سرمایه دنیای شماحفظ حکومت چند روزه دنیاست؟

 سخن گفتن از توالدوتناسل جبری دریک جامعه توام باشرک وکفر فقط  یک وهم است .وامر(تکثیر انسانها)ازاراده انسان خارج است .چنین گمانها وسوءظن در ترویج این وهم ویا تبدیل وتغییردراعمال اراده وقدرت الله حتی ازسوی پیامبران نیز مردوداست .  یک ایستادگی و قیام است بر علیه  حکم وامرالله که مارا بارها درکتابهای آسمانی بدان وعده است . الله مارا به قیام به اقتداء وتسلیم به  آیات ونشانه هایش می خواند ازنشانه های  الله همانا کوچک شدن وفرسایش جبری زمین ونقصان جمعیت کره زمین بطورغیرارادی وجبری  است اما ( بعضی اهل کتاب ) متاسفانه دچاروهم (برتری جویی)با تحمیل برنامه هایی چون تشویق مردم به توالدوتکاثرجمعیت ناآگاهانه نقش ارتداد رادرظهورنشانه های الله مردودمی شمارند انکارمی کنند آنها مرگ خودراانکارمی کنند .زندگی دردنیا وزمین یک وهم باطل است یک فریب بزرگ است اگر بدانند                                  

 

                                               *******

واما آنچه ازسوی بعضی اهل کتاب دین موسی س به آینده ای بی سرانجام ختم خواهدشد ردیگانگی الله جرم وگناه .کشتارانسانها ی بیگناه برای رسیدن به وهمی است که هرگز محقق نخواهدشد انتظار رویت مجدد این پیامبر در صحرای سینا هرگز میسرومقدورنخواهد شدهرکس پنداری جزاین داشته باشدارتداد ورزیده است . به  دلیل ادامه تجزیه . وتبدیل شدن انسان میرابه خاک درطی زمان بامرگ وپایان مهلت . به دلیل آنکه مرگ وزندگی وتمامیت عبادات ما درحیطه انتخاب ومصلحت الله است .اراده ما فقط یک نیروی باطل درمقابل مصلحت وانتخاب الله است. موسی س نبی هرگز بازنخواهدگشت تا طبق قول الله روز رستاخیز برقراربشود..  اجحاف وستمی که تحت عنوان انتظار برای زیارت موسی س ویا ظهور مهدی ع از سوی بعضی اهل کتاب برمردم جهان روا میشود فقط ازسوی بعضی اهل کتاب  متکی به گروههای مرتدازجمله منافقین اشاعه و ترویج شده است  زیرا تنها بهانه ومستمسک میتواندباشد برای القا حس برتری وحکومت کردن بر دیگرادیان توحیدی. ای بعضی اهل کتابی که با تفرقه درتلاش برای تسخیر وارعاب ادیان راستین توحیدی هستید آیا زمان اکنون برای اجابت بازگشت شما زمان زیبایی نیست؟ .این تنها راه نجات نوع بشراست برای تداوم بقا . پیشرفت انسان در ساخت تسلیحات مرگ زا.زلزله ها  زلزله ازعلائم قیامت است.ورانش زمین .سیل .(دررستاخیز  وقتی سراسر زمین راآب فراگرفت انسانهایکایک برمی خیزند) پس سیل نیز از علائم قیامت است . وهم . ارتداد جنون همه از عوامل نابودکننده انسان . زمین دنیای خاکی هستند.

                                                    ********

 آدم پس ازتوبه دربهشت به همراه ( گروه جن یاهمان  ملائک جن وشیطان) وملائک (باید گفت این ملائک ازنوع درخت انجیرند)که تابع محض تسلیم به الله هستندبه دنیا واردمیشوند  توجه داشته باشید که شیطان روزی ازگروه ملائک بوده است. جن ها همه ازگروه ملائک هستندمادرسوره جن با چگونگی هدایت انها ( نوشاندن آب فراوان ) درصورت  ابتلاء به بیماری ارتداد دردنیا راقبل از این خوانده ایم .نوشاندن آب بدانها نیزجبراست .آب تنها وجه تمایز درماهیت  جن ملک است که اورا ازهم گروه اتشین مزاجش شیطان جدامی کند .مکرر آمدکه ملائک درآغازبا مجادله درآفرینش انسان لب به اعتراض می گشاینداماعاقبت تسلیم به حکم و امرالله میشوند اما ازهمین گروه ابلیس به تسلیم اقدام نمی کندوما اورا درزمان تسلیم به فرمان سجود غایب می بینیم

(ویادارهنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت میخواهم بر روی زمین خلیفه ای بیافرینم .(خلف .کسی که ازنسل خود آینده دارد. همان اونیزپشت سرداردیعنی درگذشته  عقبه ودنباله دارد.نسل اومستمر وزنده در زمان اکنون است زمان خاصی که زنده است برای تسلیم شدن به حق .درهرزمان وبرهه ای ازنسل اوگواه وشاهدی درقیام است. ادم اولین  بشری است که ژن دارد آب داردانتقال دهنده آب است وازجنس خودش باقیمانده داردوچه کسی خلیفه است وآینده دارد.؟کسی که یگانه پرست است .ووجودخودرا وقف الله کرده است.تسلیم به دین الهی است وبه جبرالله اومیتواند درزمان زندگی کند زمان برای اوزنده است انسانی  ازگذشته واما متعلق ودرمسیر آینده .ودرمقابل اوکسی قرارمیگیرد که مرده است درظاهروباطن باطل است ووجود خود ومابقی نسل خودراازسهم شیطان کرده است او نمی بیند.نمی شنود.عقلانیت دراومرده است احساس او قربانی شده بلاهت وجنون است چنین مخلوقی هماناکافراست مشرک است مرتداست ظالم است کسی است که به زبان وعمل  نعمت رابرخودحرام می کند.میگوید نمازدرمقابل حکومت دنیایی  اوجب نیست.درحالیکه درتوحید قوانین مادیگرایانه درکل (و اصل باطل ولایت انسان یافرد) درهرمقطع ازبعد زمان ومکان مردوداست دراینجا باید به ازدست دادن آب درجن ابلیس اشاره بشودکه به گونه ای متلاشی شدن . براوجبرا صورت میگرد آب از اتش جدامیشودودر جریان این اتفاق تجزیه ومتلاشی شدن  نعمت .خیر وحق ازاوجدامیشودچشم وگوش . قلب و عقلانیت ازاو جدامیشود . متلاشی شدن . تکه تکه شدن . وتجزیه وانفطار ( به فطرت رسیدن) درپیروان وپرستندگان اونیز روی خواهد داد.اوازفطرت تسلیم به حق دورمیشود. خواننده خوب بایدآگاهی داشت بعدازهر کفرانی بعدازابرازهرعقیده مادیگرایانه ای که معنویت راانکاربکند.مردود بخواند وتکیه بدان رامحدود به تاریخ مقطعی خاصی بکند هرنعمتی برانسان حرام میشودلقمه حلال براو حرام میشودعبادات اوباطل میشود مرگ وزندگی او مردودمیشود ذریه او نسل اودرزمان باطل میشود میمیرد . اینکه گفته بشودکه الزاما پول حرام یا مال حرام موجب حرام خواری است فقط یک بعد ظاهری  است برای اثبات درجرم . علاوه براین موارد هر گفته ای که برعلیه حق الله ( گفته الله) بیان بشود به محض ابرازان گوینده نیز از نسل باطل خواهدشد عبادات اوباطل میشود مال اوحرام میشود خوراک اوخواب او زندگی او مرگ او باطل وحرام میشود .به دلیل رویگردانی الله نور از باطل. ازشر. ازتاریکی وظلمات .هرگونه حقی از زندگی واقعی حقی که در زمان جاری است وخاص ایمان آورندگان می باشد بر شخص گوینده حرام میشود مردودمیشود باطل میشود. اگرچه کسی که به زبان این لغویات را میگوید درعمل نیزنمی تواند شخص مومن و امانتداری باشد.انسان تنها موجودی است که عمل .اندیشه اش وزبانش درارتداداوتاثیرگزارهستند.   

واما در سوره کوثربطورغیرمستقیم می خوانیم که محمدص یک ( یک بشردنباله داریک انسان سازنده الگوهای زنده درزمان است بایداگاهی داشت مشرک یاکافرازگروه شیطان هستند انها درزمان ذوب ونابود شده اند زمانی که ما می بینیم . زمان دنیایی . ساعت ها .دقایق .روزها .فقط دراین زمان که باشتاب می گذرد انسان نیز به گفته الله موجود عجولی است پس قدرت مقاومت و قیام را در دنیا واستهلاک خودش را درتعلقات دنیا زودازدست میدهد وقتی اوجذب خاک میشود جذب دنیامیشود .خون مردگی این گروهها در روز قیامت هم به دلیل جذب شدن انهاست به خاک .دنیا مداوم درحال مرگ است کوچک میشود حقیرمیشود اونیز میمیرد. او بازیچه جبرانتخابی نوع انسان است .دل بستن انسان  به دنیا اورا همواره از معنویات وحق دورمی کند .اورامتکی به قوانین میکند .قوانینی که چون از جنس دنیاهستند پس درعجله اند برای نابودشدن .برای فرسودن خاک و درمتلاشی شدن از شکافته شدن گفتیم دنیا باید متلاشی بشودباید شکاف ایجاد بشود بین هرچه از جنس دنیاست  تابشود بسوی وجودپر قدرتی که ماناست برگشت .

درهرصورت  برخلاف ایمان آورندگان که برزمان احاطه دارند .گروههای شرک وکفر درجبرازدانش تداوم درحیات وزندگی خود ناتوانند چون آب راازدست میدهند تجزیه میشوند وریزش وبازگشت به خاک درانها مرحله به مرحله دراوج بی ارادگی وناتوانی انجام میشود بیماران مبتلا به  ایدز.گاو ابن سینا اگرشفانیابد.

 مرحله سقوط انسان رابه خاک قران درآیاتش به زیبایی بیان می کندهرچه قدرانسان از انسانیت دور میشودازالله دورشده است ومتمایل به ماهیت وخواص خاک میشود.خاک عصیانگر. گردوخاک .اگربدانیم *ادم س یک خلیفه است .اوهمان نوع مخلوق ایده آل آفریدگاراست که آینده ازان اوست  پس ازخلف بودن اهمیت زیادی دراحیا معنویت ودین توحید دارد.)

( انها گفتند ای خداوندبزرگ آیامی خواهی موجودی رادرزمین *خلیفه کنی تازمین را به فساد وتباهی کشدوبه ناحق خون بریزد حال انکه ماخودمان تورابه حکم ستایش ( حکم ستایش یعنی به انها امرمیشود که الله را تسبیح ومدح کنند. یک امرجبری ولایتغییر)تسبیح می گوییم وهرلحظه تقدیست می کنیم وخداوند داناگفت من چیزهایی می دانم که شماازان بی خبرید.خداتمام  اسماءهستی رابه آدم تعلیم دادآنگاه فرشتگان را خطاب کرد وگفت اگر راست میگویید نام های این حقایق(حقایق ؟.وآنچه میگویم حق است  ازسوره ص ) را برایم بیان کنید.فرشتگان گفتندای خداوند پاک وبی نقص مابه غیر ازآنچه خودبه ماآموخته ای آگاهی دیگری نداریم.این تویی که دانای حکیمی .آنگاه خداوندبه آدم گفت ازاین اسماء آگاهشان کن وچون آدم ازهمه اسماء آگاهشان کردخداوندبه فرشتگان گفت نگفتم که نادیده های آسمان وزمین را می دانم.وآگاهم ازآنچه آشکارمی داریدوآنچه پنهان می کنید)سوره بقره آیات سی وسی ویک .وسی ودو.وسی وسه

یک لحظه تردیددرجبرآفرینش آدم ازسوی ملائک عرش وخلسه وتجزیه نابهنگام ابلیس وستیزاوبا آب با تغییراشکال مختلف ازمخلوقات  زنده آب وملائک( به درخت بیندیش او همیشه درجبرطلب آب است) ملائک تسلیم شدنداما ابلیس تسلیم رانپذیرفت وفرصت باآب بودن را ازدست داد تبدیل به اتش شدو تاروزموعود یاروزی که به آن (مهلت)وعده داده شده میگوییم  آیافرصت زیادی است؟می بینیم که بنابراستنادبه این آیات درملائک نیز رویگردانی ازحق یاارتدادتغییردر ماهیت آنها نیز غیرممکن نیست.

شک وتردیدملائک  درماهیت مخلوقی که الله اراده کرده است برای احیاء وبقاءخاک  بیافریندتصویری است ازتضاددرپندارآنهاکه جبرا جزبه مهربانی وتسلیم محض نمی اندیشند. انها مخلوق آینده را موجودی میدانندکه نمی تواندبطورمداوم  همسان آنها به اسلام محض قادرباشد.خودرا وقف الله بکند( این جمله نیزازپندارووهم برتری ملائک برآدم میگوید امافقط به زبان )این تضادفکری انها درواقع  شک است به قدرت واراده وتصمیم الله .شک است به اینکه موجودی بتواند انچه را الله اراده کرده است بخواهد وبتواندازملائک برترباشد.ملائک از القاءکنندگان وحی واوامر الله هستند درجهت راست . شیطان نیزالقاکننده است اما القاءکننده پندارها واوهام باطل خودش.شیطان  موجودی است که نمیتواند خودراباوربکندجن بودن خودش رابپذیردخودرابرترمیداند.بنابراین قران اوراناسپاس میداندهرموجوددیگری که به اوتکیه کندوخودرا ازسهم او بداندنیزناسپاس یاکافرخوانده میشود کسی که کافرنیست خودرا ازدایره حق خارج ومجزا نمی پندارد .درحالی که الله برهمه موجودات احاطه داردو انهارا درموقعیت باش خلق کرده است این ناسپاسی زیر سوال بردن قدرت الله می باشد.جبراست که همه موجودات به امرباش (درآفرینش خودودیگرمخلوقات)تسلیم باشند.این خواسته الله است واماملائک ازتسلیم بودن به تسبیح وسپاس الله میگویند( یعنی به باش خودبه مخلوق بودن خودویاچگونگی سرنوشت خودقانع هستندپس نمی توانند کافرباشند)درحالیکه الله تنهاانجام این امرراکافی نمیداندوبه آنهامیگویدکه صداقت زبانی هم درانچه بدان تسلیم شده اند داشته باشند. ملائک بایدبرادم سجده کنندآنهادردرجه ومقام ازآدم پایین ترند وشیطان خلقت خودراباخودفریبی مردودمی دانست درموردملائک نیز درعرش ارتدادبه گونه ای دیگراتفاق می افتد.اما انها سریعابه توبه وبازگشت روی میآورند.ازآیه بالا این چنین برمیآید این یک جبراست که درعرش ارتداد ملائک فقط درابراز زبانی خلاصه بشودوبه مرحله عمل وماندگاری یامرحله جنون نرسد وقتی الله انهارااگاه میکندکه دارند از مرز صداقت ودرستی دورمیشوندانها فی الفوربه تلقین وقبول قول وحق الله برمیگردند ما درعرش درموضع ایمان برخلاف زمین با اکثریت ایمان آورندگان روبروهستیم وابلیس تنهاست .واماآدم درعمل ( جرم وگناه) ارتدادخودرانشان میدهداماارتدادملائک ازچهارچوب یک بیان ساده فراترنمیرودودرعمل همیشه درتسلیم ثابت هستند.    

به این آیه توجه بکنید

(بدانیدشما همان چیزی را می خواهیدکه خداوندآن پروردگارجهانیان اراده می کند)

 سوره تکویرآیه بیست ونه

 این یک پیام  به عام انسانهایی است که بایدانتخاب بکنند اما درعرش خلقت  آدم س یک موقعیت خاص  میشودبرای حکم امر وفرمان(تو میخواهی واومیگوید باش=پس موجودمیشودآنچه تومیخواهی.این شکل کلی برای آفرینش است از روی جبرازروی بی اختیاری مسئله مصلحت آنچه الله میخواهددرهمه مواردزندگی منتخب او یاخلیفه حاکم است)که چنین مخلوقی جبرا ساخته میشودودر آزمایش وعمل بایدانتخاب بشود  بعدازاولین خلیفه ماباموارددیگری از نمونه هایی برخوردمی کنیم که جبراست برای  مردم ادوارتاریخ که آنهارابپذیرندانتخاب بکنندبرای الگوسازی .برای توسل جستن برای تقلید. برای زنده ماندن یک تاریخ ازنسل انسانی.می بینیم که  موسی س نیزانتخاب میشودتوسط الله ( ای موسی س من تورا برای خودم ساخته ام)عیسی س نیزبا نزول روح که جایگاه خودرا یافته است به دنیای آفرینش قدم میگذارد.واماادم س باید بتواند آنچه را آموخته است( یادرواقع ازاوخواسته  شده است) در زمین پیاده بکند اونمی تواند از این ایمان یا تسلیم جبری برگردد به این نکته توجه کنیدکه پیامبر درعمل ( پیامبرعلی الخصوص  حضرت محمدص ونه یک انسان معمولی) درآفرینش خودمطیع وتسلیم است چون ملائک .همین الگوهای بزرگ درزمین انسانهای بزرگ وکامل راخواهندساخت. آیه بیست ونه سوره تکویر ازبعدانتخاب برای انسانهای درگذراز تاریخ می گوید اگر آنها* بخواهندازدین  پیامبران برگردند و ازدین توحیدرویگردان بشوند ومشرک وگناهکارویامجرم بشوندالله برایشان اینگونه مقدر میکندکه کافربشوندمشرک بشوند.ارتدادبورزند. اگربخواهنددرطاغوت کفرومادیات مطلق دردنیا زندگی بکنندالله برایشان چنین زندگانی ؟راتقریرمیکندوگروههای شرک وکفر را باشیطان قعید باشیطان عتیدهمراه میسازد.

یا اگربخواهندکه مومن وتسلیم به الله وپیامبر باشندالله به همینگونه آنهارا یاری میرساند .می بینیدکه انتخاب انسان مسیر زندگی اورا نیزتعیین میکند.می بینیدکه الله همه مارادرانتخاب آزاد گذارده است دنیارابرای دنیاطلبان اراده می کند و آخرت را برای کسانی که به آسانی ازدنیامیگذرندومی خوانیم که درسوره ق* قرین چنین میگویداز وضعیت اسفبار طعمه خود دردنیا

(قرین اوگویدپروردگارا من اورا به طغیان وسرکشی وادارنکردم خوداودراعماق گمراهی بود)

سوره ق آیه بیست وهفت 

ویادرمورد ایمان اورندگان چنین ایه ای نازل میشود

(اماکسانی که به حقایق ایمان اورده وعملکردی نیک وشایسته دارندوبه قرآن حقی که ازجانب پروردگارشان برمحمدنازل شده ایمان دارندخداوندگناهانشان رامی پوشاندوکارهایشان رااصلاح می کند) سوره محمدص آیه دو

درآیات بالا سوره بقره آنچه  آمده است بدان معناست که ملائک  به  برتری  ماهیت (آدم)با شک وتردیدنگاه می کنند.واین پندارآنها ازارتداد است .اماآنها هرگزازموقعیت مقام خود وبعدنزدیکی به نور تغافل نمی کنند.این ازبرتری آنهاست .آب ازآنهاحفاظت میکند.دراینجامی پردازیم به ارتدادی که ازتاثیر مذاهب ودر مذهب شیعه مرسوم ودرطی قرنهابر مسلمانان تحمیل شده است. وان هم مسئله ( غیبت ) است قبل ازپرداختن به مطلب غیبت .غیبت مهدی ع بایدبدانید مذاهب تسنن وتشیع( اصلاح طلبی و اصول گرایی ) دردین محمدص و مذاهب دیگرادیان الهی چون ارتدکس .پروتستان .کاتولیک و...یاگروههای سیاسی واقتصادی جدید.جمهوریخواهی وسوسیالیست بودن ویا دموکرات بودن و.....قانونگرایی جهانی( تابعیت تمامی کشورهای جهان ازیک قانون مشترک)  ازارتدادواز انحراف دردین توحید است .

                                                               *********

و مهدی ع یک ایمان آورنده است اینکه گفته بشود که اوروزی میآیدوباشمشیرخود کافران ومشرکان ومرتدان را ازروی زمین پاک خواهدکرداز ارتداد است واین چنین پنداری برخلاف دین توحیدی محمدص است وظیفه یک ایمان آورنده چون پیامبرهمانا روش دعوت وتبلیغ وهشداراست  .ایشان چه درغیبت باشندچه وفات یافته باشندهرگز ظهورنخواهندکرد مهدی ع گمشده ساخته وپرداخته تشیع است که احتیاج به همانندی دارد .یک مذهب کوچک که درمسیرگمراهی است درتشیع به رقابت با دین الهی توحید  عیسی مسیح س ایستاده است. وعیسی س اوقرنها قبل از آنکه اسلام محمدص دستخوش بیماری ( اکثریت)بعضی اهل کتاب بشود به  رسالت  رسیده است وغیبت اونیز قرنهاقبل روی داده است . پس برای بعضی اهل کتاب بسیارسهل و آسان بوده است که به شبیه سازی این تاریخ بپردازند وعجیب است که انها ظهور ؟ مهدی را با دیدار مجددا عیسی س ویاظهورمجدداورا همزمان می دانند . شبحی از توهمات ونفاق  بر سرنوشت بدفرجام تشیع بدینگونه سایه می اندازد.

(وهراهل کتابی سرانجام به حقیقت مسیح ایمان خواهدآورد هرچنددرلحظه قبل ازمرگش ودرروزقیامت مسیح شاهد وگواهشان خواهدبود) سوره نساء آیه صدوپنجاه ونه

عیسی س(هراهل کتاب منظورایمان آورندگان کتب الهی است ونه بعضی اهل کتاب)راقبل از مرگش می بیند.چرا؟ به دلیل آنکه بامرگ ما تبدیل جسم به خاک آغازمیشود .این مراحل مرگ درهمه انسانها مشترک است .و در لحظه آغازمرگ اوما رامی بیند.چون او زنده است اورامی بینیم وهمچنین درروزقیامت .ببینید به زمان مرگ تا آغاز پایان دنیا توجه بکنید این زمان مطمئنا انقدرطولانی هست که مارا تبدیل به ذرات ریزخاک بکند توجه بکنیدکه عیسی س قرنها قبل ازمیان انسانها غیب شده است حال به زمان آغازمرگ اولین پیرو دین توحیدی اودرزمان حیات او  تا آخرین زمان مرگ اخرین پیرواو رامحاسبه کنید قرنهابه درازامی کشد بعدتعمیم دهیدهمین زمان را به پایان مهلت که همه مخلوقات انس وجن مجددا زنده ازخاک برخواهندخواست واین دیدارنیز مجددا تکرارمیشود قرآن دیدار باعیسی را مقارن میداندباآخرالزمان .یعنی الله آیه بالا را هرگز تغییرنمیدهد ردنمیکندانکارنمیکند وباید وجبرا این رویداد رخ خواهد داد . انسانی مافوق انسان میرا.

وبه این آیه نیز توجه بکنید این آیه از زبان عیسی س آمده است

( پس سلام برروزی که متولدشدم وروزی که میمیرم وروزی که *دوباره زنده برانگیخته میشوم .)

سوره مریم آیه سی وسه

روزی که میمیرم . آیامگر عیسی س مرده است .نه؟ قرآن مرگ عیسی را یک وهم ازسوی دشمنان الله میداند.پس چرا عیسی ازمرگ خودمیگوید. اشاره عیسی س درواقع اشاره است به متلاشی شدن جسم انسان .تجزیه جسم انسان وانفطار.قبل از این گفته شدکه با شنیدن صدای صور آخرین نسل ازانسان ومخلوقات بازمانده دیگرجبرا میمیرند یعنی مرگ آنهابایداتفاق بیفتد ووبا شنیدن مجدد صور همه انسانها مجددا زنده میشونداین اتفاق هم جبرا باید روی بدهد .عیسی نیز با بیان این جمله خودرا تسلیم میداند به برابری حیات ومرگ جبری همه انسانها بدون هیچ استثنایی . همه میمیرنداوهم میمیرد .درحالیکه قران ازغیبت اومی گوید ببینید حتی عیسی س به مرگ تسلیم ازسوی الله  است به زندگی دوباره تسلیم است وسلام .سلام .من تسلیمم مترجم خوب کشورمان این سلام معنایی جز سلام متعارف دربین ما انسانها دارد پر از راز است . سوره قدر . سلام از سوی روح وملائک تا آغاز فجر رایادآورمیشوم . سلام ودوستی .عیسی س مظهر تسلیم ودوستی درزمان حیات خود بوده است .او پیام خودرا قبل از غیبت اینگونه بیان میکند. من تسلیمم. به گذشتن از بعدمکان.ازاسمان به زمین واز زمین به آسمان . ازغیب آمده است وبه غیب میرود.واوتسلیم است . به تجزیه وتبدیل شدن به خاک . این یک جبراست اراده انسانی نمیتواند مسیروطی این مراحل را تغییر وتبدیل کند هرگونه وهم وپنداری جزاین از ارتداد است وعیسی این را بخوبی میداند. اوغیب شده است . یک معجزه اتفاق می افتد که انسان مادی از درک آن عاجزاست .اومثل ما نمرده است غیب شده است .اما حتی غیبت او  مانع نمیشوداز تغییر وتحول درجسم او درزمانی که درغیبت است . غیبت هم یک نوع مرگ است؟ اماهرچه باشد  هرکس خواه پیامبرباشد خواه ایمان آورنده باید مرگ را تجربه کند.ومرگ برای همه انسانها درطی مراحلی خاص روی خواهد داد.

(وکسانی که امیدواعتقادی به دیدارماندارند گویندچرافرشتگان برمانازل نمیشوند؟چراپروردگارمان را نمی بینیم ؟ حقیقتا خودرابزرگ پنداشته اند وگستاخی را از حد گذرانده اند . روزی که آنهافرشتگان را ببینندآنروزبرای مجرمان قطعا خوشایندنخواهدبودوبیدرنگ خواهندگفت به ما امان بدهیدوازما صرف نظرکنید)

 سوره فرقان آیه بیست ودو

(او مسیح نشانه فرا رسیدن رستاخیز است هرگز درآن تردیدنکنیدوازمن تبعیت نکنید که راه راست ودرست همین است ) سوره زخرف آیه شصت ویک

باتامل دراین دو آیه ازدوسوره قران ما به یک راز بزرگ اززندگی عیسی س پی می بریم . ای اهل کتاب دین محمد ص آیا طریقه آفرینش عیسی س شباهتی با طریقه آفرینش مهدی ع داشته است که شما  وهم ظهور مجدد مهدی ع رادر طول سالیان متمادی از فروع دین ؟ ویا از تعصبات خاص درمذهب تشیع قرار داده اید؟ براستی شما خودتان باورتان میشودکه کسی که قرنهاپیش مرده است  نیاز به نایب وجانشین دارد؟ چه کسی به شما القا کرده است که برای کمک به ظهور  مهدی ع ؟ شما می توانید بدعت سلطنت وحکومت را در دین اسلام وارد ونسبت به حقایق ارتداد بورزید؟عیسی س دارای قدرتهای خارق العاده بوده است برای گذشتن از مرز مکان دنیا باید قسمتی ازآنچه که درقیامت رخ خواهد داد دردنیا نیز بوقوع بپیوندد تا اواز بعد مکان دنیا به جهان ماورآء برگرددواین اتفاقات جزو معجزات الهی است که ایمان آورندگان را شامل نمیشود..اگرچه همه ما اکنون می دانیم که نیرو وقدرتی الله که حاکم است بر ابعاد زمان ومکان برهمه تغییرات دنیا اشراف دارد

( بدانیدما درجات هرکس را بخواهیم بالا می بریم وهمواره برفراز هردانایی داناتری هست)

 سوره یوسف آیه هفتادوشش    

وعیسی س باز اززندگی مجدد میگوید اوبه قیام غیرارادی همه انسانها نیز اسلام آورده است..  

( وهنگامی که درصوردمیده شودناگهان ازقبرهابرمی خیزندوبسوی پروردگارشان رهسپارمیشوند.گویندای وای برما چه کسی مارا از خوابگاه مان برانگیخت؟این همان وعده خداوندرحمان است وپیامبران راست گفتند) سوره یس آیه پنجاه ویک

می بینید که مرگ و برانگیخته شدن  انسانها( زنده شدن مجدد) یک اتفاق  جبری همگانی است وپیامبران نیز ازاین جبرمستثنی نخواهندبوداگرچه  سخن بالا ( آیه سی وسه سوره مریم )که قرنهاقبل اززبان عیسی س گفته شده است خودیک پاسخ زیرکانه است به بعضی اهل کتاب دین مسیحیت  که باارتداد ورویگردانی از ایمان به کتب پیامبران می پندارند که عیسی فرزندالله است .

  خواننده خوب رویاهای صادقه اکنون نیز من به اجابت حق ازارتداد میگویم. ازبرگشتن از یک وهم که قرنها ازعمرپیشینیان و سالهای بسیاری از عمرماباتکیه به این وهم که او روزی ظهورخواهدکرد به ارتدادگذشته است . اوهرگز در زمان دنیا ظهورنمی کند . اونمیتواند اینگونه باشد که در اذهان مردم قرنهای متمادی جای گرفته است پذیرفته شده است اونمی تواندبرترازپیامبر باشد این ازجنون است ازارتداد است که پیامبر مازنده باشد اما اورامرده بخوانیم و یک ایمان اورنده بتواند برای نجات مسلمانان ازشرظالمان ازاوپیشی بگیرد چنین پنداری ازارتداد است .درآیه بالا  که از  زبان پیامبری بزرگ عیسی س آمد( ازعیسی میگویم به دلیل تشابه غیبت عیسی س و عقیده بعضی اهل کتاب دین محمدص که مهدی ع را درغیبت کبری می دانند) اوعیسی س ازمرگ خودمیگوید او از بازگشت مجدد به دنیانمی گوید او دیدار خودش را بااهل کتاب موکول به روز قیامت ذکر می کند .غیبت او مصادف میشود بامرگ ایشان .این واجب است که ما با بیان چنین آیه ای مرگ هرکس دیگری را چون ایشان مرگ ایشان بدانیم.اما چرا دیداربا عیسی س ازعلائم رخداد قیامت است؟

 واجب است که  بگویم که حضرت مهدی ع هم با استناد به این آیه از این قاعده جبری (مرگ )مستثنی نیست او نیز مرده است وجهان اسلام محمد ص بایدوواجب است که  درمقابل آیه حق الله تسلیم باشدهمانگونه که عیسی س تسلیم بوده است . او آیه بالا رادر زمانی بیان میکندکه درمیان انسانهای زنده ؟ بوده است .یعنی او ازآینده ای میگویدکه اودرآن مرده خواهدبود . تاریخی که جزبه آخرت ختم نخواهدشد ووماهیت خاکی او به این آیه وحکم الله که همه جهان روزی به پایان خواهدرسید تسلیم است .می خواهم بگویم اساس وهم ظهور مردی به نام مهدی ع جز یک افسانه جزیک وهم نیست. مااورا درقیامت خواهیم دید همانطورکه همدیگر راخواهیم دید. هرکس گمانی جزاین داشته باشد آیه قران را ردکرده است وحقایق راردکرده است حقایق ( = گفته ها.وآیات ونشانه های الله)اوهمانا مرتدخواهدبود. مهدی نیزهمانندهمه انسانهای دیگردرجبر قدرت الله وحاکمیت غیرقابل انکارالله انشقاق وانفطار پیداکرده است . تبدیل به خاک شده است. چرا جهان شیعه اینگونه باید بازیچه اوهام وجنون بشودکه بادردست داشتن قران بزرگ و آیاتی چنین گویا وفصیح از ارتداد آگاهی نداشته باشد. سلام یارب . من تسلیمم به روزی که میمیرم .همه ما باید تسلیم باشیم .ما بایدتسلیم باشیم به انکه انسانها میتوانندازجهان خاک عبورکنند در زمان دائم به ماوراء برسند وعمرجاودانه داشته باشند .

 خواننده خوب رویاهای صادقه افسانه ظهور مهدی ع یک بدعت است یک فتنه بزرگ است انحراف میان پیروان دین محمدص است..واگرایه اطیعواالله واطیعواالرسول و.....همچنین آیه شصت ویک سوره نساء را به یاد داشته باشیم  درخواهیم یافت که چنین وهم بزرگی از سوی منافقین در مذهب تشیع واردشده است واگربا نگاهی دیگر به این آیه نگاه بشود میتوان دریافت که الله بخشنده همه نعمات .همه کرامات همه خیر همه حق وهمه نور است اگر الله مرگ را در پیامبر بدانگونه که درقرآن آمده است به جبر اعمال کند پس از ارتداد خواهدبوداگر ما بپنداریم که مرگ در مورد ایمان آورندگان به حقایق به گونه ای دیگر حادث خواهدشد . ( نمازمن .وعبادات من و زندگی ومرگ من ازآن الله آن پروردگارجهانیان است) زندگی من یعنی زندگی بیشمار انسانها . ونماز وعبادات من یعنی نمازوعبادات مشترک همه انسانها ومرگ من .مرگ من .این دو زندگی ومرگ  برای همه بصورت یکسان وبا عدالت رقم خورده میشود ویک ویژگی جبری وغیرارادی دارداما ما درقرآن از یک انتخاب درمرگ نیز می خوانیم .یک زندگی جاودان دربهشت ودیگری استفاده اززندگی در نیمه جانی مستمردرجهنم . اما نماز وعبادات میتوانندکه مرگ مارا هم تحت تاثیرخودقراردهند .از تجزیه اهالی شرک وارتداد گفتیم دردنیا . این خودنوعی مرگ است . نشنیدن .ندیدن . عدم درک زمانی یا الزایمر .بی عقلی یا جنون ازآثارشوم مرگی است که نمازوعبادات یا تسلیم به حق تاثیرواصالت خودرا ازدست داده است .واما آیامیتوانیم دراین انتخاب با پیامبر برابر بشویم . پس می بینید هیچ ایمان آورنده ای نمی تواندکه درچگونگی زندگی وانتخاب چگونگی مرگ  وایمان ویقیین  به حق اینگونه تسلیم وارعمل کند . واماسوره منافقین را بخوانیدگروهی که ایمان آورندگان را تشویق می کنند به رجوع به طاغوت به فردیت درحکومت درحالیکه حکومت فردی یک روش باطل ومردود درادیان توحیدی است . دراین سوره باذکرنام شهرمدینه اشاره میشود که آنها همان نازپرورده ها وتن آسان های شهرنشین هستندکه همه هم وغم انها سلطه بر بیت المال وثروت مسلمانان است وبس .رویگردانی ازحق( اطاعت نکردن از الله ورسول وجمله ایمان آورندگان ) تنها راهی است که آنها می پندارندمی توانند اعمال وزشتکاری های خودرا توجیه بکنند و  ازشما می پرسم  ای که همراه منی در زمان اکنون ثروت مردم مسلمان ایران دردست کیست؟ متاسفم. بسیارمتاسفم.

                                                    **********


 

قاب وارونه ارتداد و من (شیطان)


بسم الله الرحمان الرحیم                                                  (به نام خداوند بخشاینده مهربان) (وازسمت راست کوه طورموسی راخطاب نموده وبه خود نزدیک کردیم تااسراری رابااودرمیان بگذاریم وازروی رحمت بیکرانمان هارون راکه اوهم پیامبربوددراختیارش قراردادیم.دراین کتاب ازاسماعیل یادکن که اومشهوربه وفاداری وفرستاده ای پیامبربودکسی بودکه اهلش راهمواره به اقامه *نمازوپرداخت* زکات امرمیکردوبی شک اوموردرضایت پروردگارش بود دراین کتاب ازادریس یادکن زیرا اونیزبسیارراستگوبود وبدین سبب اوراجایگاهی رفیع عطا کردیم.همه انهاکسانی هستند که خداوندنعمت خویش راشامل حالشان کرده است.همان پیامبران وفرزندان آدم وهمه کسانی که بانوح سوارکشتی کردیم..فرزندان ابراهیم واسراییل وهرکس دیگری راهدایت کردیم وانتخابشان کردیم .آنهاتا* آیات خدای رحمان را شنیدند به سجده افتادند وگریه عاشقانه سردادند.اما کسانی بعدازآنها جانشین شان شدندکه * نمازرا متروک گذاشتند وبه دنبال شهوات خویش رفتند بزودی مجازات دستاوردشان را خواهند دید مگرکسانی که ازگذشته زشت خویش توبه کنندوبه خدای بزرگ ایمان بیاورندودست به کارنیک زنند بدون تردیدآنها به بهشت واردخواهندشدوهیچ ستمی برآنها نخواهدرفت.آن هم به بهشت های جاودانی که خدای رحمان به بندگانش وعده داده است هرچندآن راندیده انداما بدانندکه وعده اوتحقق یافتنی است. درآنجاجزسخن ازصلح وسلام وامنیت هیچ کلام لغووبیهوده دیگری نمی شنوندورزق وروزی شان هرصبح وشام آماده است این چنین بهشتی متعلق به بندگانی ازماست که *حرمت اوامرخدارا نگاه دارند .ومافرشتگان جزبه امرپروردگارت فرود نمی آییم آنچه پیش روی ماوپشت سرماوحتی دراین میان است ازان خداست .بدان پروردگارت هیچ چیزی را فراموش نمی کنداوپروردگارآسمانهاوزمین وآنچه میان آنهاست می باشد.پس فقط اورا بپرست وبراین پرستش صبرواستقامت داشته باش آیا حتی همنام همطرازی برای او می شناسی ؟)آیات پنجاه ودوتا شصت وپنج سوره مریم.ازسخنان ملائک که برموسی س نازل شده است .                                            ***************************** قاب وارونه ارتداد ومن( =شیطان)                                                 درایات بالابه اهمیت(آیه اطیعواالله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم  ....)یااطاعت ازالله ورسول وایمان آورندگان وازرجوع به طاغوت که  بعدازآنهامردم را از راه پیامبران به انحراف کشانده انداشاره شده است .اگرتوجه بکنیدبه آیات بالاازآنچه دراولویت واجب ادیان توحیدی ودردین اسلام محمدص هم موردتوجه قرارگرفته است همانا بزرگداشت نمازاست وحرمت (= احترام واجب)به اوامرالله وهمچنین راستگویی وتعهدبه دین حق است که اگراین شرائط اطاعت ازالله ورسول ویا جمع ایمان آورندگان درجامعه اسلامی (توجه داشته باشید که امت اسلامی هرگزبعدازپیامبران تشکیل نخواهدشد)دیده نشود(باتوجه به انجام اعمالی که برای مثال واجب درآیات بالا آمده )اطاعت وتسلیم واقتداء وتمکین مسلمان(همه ادیان الهی)به چنین حکومت وجامعه ای واجب نیست واین حکومت وجامعه ازطاغوت شمرده میشودودردین توحیدمردود ومرتدمحسوب میشود.ومااکنون نیزمی بینیم شرک مفرط با رجوع به طاغوت وحکومتی نامشروع درجامعه ایران ترویج ورشدیافته است واماتوجه به این نکته که پیامبران همه ادیان توحیدی انجام واقامه نمازوپرداخت زکات تا تسلیم بودن به آیات کلام الله وتحسین کردارهای پسندیده راستگویی و متعهدبودن بودن به وظائف وتکالیف شرع رسالت ( تبلیغ ودعوت وهشدار)راکه برآنها واجب می گشته است همواره سرلوحه دعوت پیروان وایمان آورندگان قرارداده اند وواجب بودن اقامه نمازونیزپرداخت زکات به آنها همزمان بااحترام به اوامرووحی الله را برای به دست آوردن رضایت الله برخودلازم الاجرامی دانسته اندردوانکارعبادات (نماز.زکات حج.روزه که پس ازان برنامه زکات بایدوواجب است انجام بشودوحرمت واحترام بی چون وچرا وبدون تردید آیات حق الله)ازهرشخصی خواه مسلمان ( دین محمدص ویا ادیان دیگر) باشدازارتداداست.مرتدبه آیات الله هرگز پیامبرنمیشودوهرگزازایمان آورندگان وازجانشینان دردیانت نخواهدبود زیرا ازالله اطاعت نکرده است واین شخص باتبعیت نکردن ازپیامبران درواقع ازالله اطاعت نکرده است.بله اقتداء به فرد ویاجمع مسلمانی که آیات وقول حق الله را انکارنمایند ومادیات ودنیارابرآن اوجب بدانندحرام است.وعبادات واعمال حسنه  وصالحه شخص را باطل می کند. (خداگفت ای ابلیس.چه چیزباعث شدتاموجودی راکه با دستم خلق کرده ام سجده نکنی ؟ آیاتکبرکردی یامقام بلند داشتی؟) سوره ص آیه چهل وهفت واجب بودن سجده برآدم س ازنگاهی دیگرتاکید بربیعت نیزهست  .دست موسی س که به دستی سفیدونورانی بدل میشد .دست عیسی س که به پرنده جان میداد.دست داوود که آهن را چون موم نرم میکرددست محمد ص که قرآن را بدون قلم می نوشت (توقبل ازقرآن هیچ کتابی رانخوانده ای وبه دست خودآن را ننوشته ای .مبادا اهل باطل شک وتردیدکنند) سوره عنکبوت آیه چهل وهشت ودست دست بیعت با خاتم که نشانه تسلیم است به دین همه پیامبران وتسلیم شدن به اولین مبداء معنویت ومرکزی برای سجودهمه کائنات ورد این سجده درعرش وزمین بطورغیرارادی سرآغاز ومنشاء واساس ارتداد دربین نوع بشرمیشود.    .این ازجنون است که کسی تجاوزبکند به نوامیس وحرمت مسلمانان ویا درمقابل این بدعت دردین الله سکوت بکند ویا دزدباشد ویا ناظروشاهدبردزدی ازبیت المال مسلمانان باشد وخودرامقیدنداندکه درچنین امری ازپیامبران اطاعت بکند وازارائه واجرای حکم بردزد ممانعت بکند ویا درمقابل قتل عام مسلمانان سکوت کند وبا سکوت خود ظالم رادرظلمش برمظلوم یاری برساندو خودرا ازایمان آورندگان ومومنان وازپیروان پیامبران بداند اومرتداست .نمیشود خودرا مسلمان وباایمان دانست واز سویی دیگر عبادات الله را اوجب ندانست واجب  ودراولویت  دانستن حکومت یا اموردنیوی واعمال سلیقه مصلحتی برآیات وحقایق دین واجب دین توحید یک نوع جنگ زبانی وعملی برعلیه الله وپیامبراست .رد دست بیعت رسول است ارتداداست ازجنون است.اطاعت از شیطان است . بابحث ومجادله با قران با من همراه شده اید راهی که به نقل ازقران جهاد بزرگ خوانده میشودوگام نهادن دراین جهادمطمئنا جزبا آگاهی وصبرواستقامت وامیدبه یاری الله به پیروزی ختم نخواهدشد. (ازمنکران حقیقت اطاعت مکن بلکه بوسیله قران جهاد بزرگی راعلیه شان آغازکن) سوره فرقان آیه پنجاه ودو گفته شد که مسئله ارتداد وکفربا نابودی زمین و نابودی نوع بشرومخلوفات دیگر آفرینش رابطه مستقیم دارد . (فساد وتباهیی که درخشکی ودریانمایان شده است نتیجه عملکردانسانهاست خداوند میخواهدجزای بعضی ازعملکردهایشان را به انها بچشاندشایدبه راه حق برگردند)سوره روم آیه چهل ویک  باید دانست که هرکس گمراه بشودهرکس ظالم بشودهرکس ازآیات الله رویگردان بشودهرکس به مبارزه علنی بادین معنوی توحیدبرخیزددرواقع ازآغازاین انتخاب ورویگردانی تمامی عملکرد اومادام که توبه نکند براوحرام میشودواورا باید مرده دانست (ازنظرهویت وماهیت انسانی). وبگوآغازمیشود درمدتی تدریجی  ویکنواخت .پیامبرمیگوید ودرطول این زمان همراه با تانی ودرنگ هرکس که ازدین روی برگرداند تدریجا میمیرد . بیست وسه سال اززندگی پیامبرما توام میشود به بیان یک امرواجب .بگوای پیامبر بگو . قران چون باران رحمت برساکنان زمین می بارد امااین باران هیچ مرتدی را زنده نمی کند هیچ کافری را ازبیراهه برنمی گرداند فقط ایمان اورندگان را زندگی میبخشد .درچنین برهه ای اززمان برمرتدوکافرومشرک انسان بودن حرام میشود کم کم ذره ذره (اوجبرادچاریک نوع تغییردرآفرینش خاکی خودمیشود)دراینجابایدلزومااشاره شود به اینکه انتخاب درست ویا نادرست سریع اتفاق می افتداماراه مبارزه باان زمان براست.به کسی که دچاربرق گرفتگی شده باشد ومرده باشد فکربکنید شخص گمراه هم مانند چنین شخصی است فقط به دلیل اوجب بودن دادن مهلت وفرصت برای احیاء مجددما اورا درظاهرسالم خواهیم یافت .اواگرتوبه کندبه زندگی بازخواهدگشت .ویاکسی که دراثرسوختگی بشدت کریه شده باشد این شخص راهم مادرمسیرگمراهی معنوی درظاهرسالم می بینیم .آسیب شیطان ازلحاظ جسمانی غیرقابل درمان است .امادرمورد این شخص نیزبنابروعده حق الله که برشیطان و پیروان اوداده است وما انرا (مهلت وعده داده شده) می خوانیم اودرمیان ما بصورت نیمه زنده( نیم آتش نیم انسان =جسم) حضورخواهد داشت مخلوقاتی باظاهرانسانی واعمال شیطانی.درمسیرگذرازاین مهلت این گروهها (مرتد مشرک وکافروبعضی اهل کتاب یا اکثریت انسانها)بتدریج ازسهم شیطان خواهندبود وآنهانیزتابع همان وعده وقولی هستند که الله درعرش به شیطان داده است وهمراه باشیطان وارد جهنم خواهندشد .ندیدن .نشنیدن . عدم درک وفقدان عقلانیت با فراموشی یا ازخود بیگانگی دراین دوره سرگردانی برانسان حادث میشود هرچه در شیطان است اعم از غفلت یا فراموشی و .... درانسان نیزبروز پیدامیکند.ازخود دورشدن .ازخود جدابودن یا الزایمر یافراموشی درزندگی اورا از ایمان اورندگان مجزامی کند گفتیم که درآیه صدوهفتاد ودوسوره اعراف انسان گواهی وشهادت می دهد به ایمانی که دردنیا انرا با صبر واستقامت تا روزجزا یا قیامت محفوظ خواهد داشت .وجنون ازخودبیگانگی (وازنوع انسان دورشدن)اززمانی با اوهمراه خواهدشد که انسان گواهی آغازین خودرابه شهادت مخلوق بودن وخالق بودن الله را که فطرتا درنهاداوبه ودیعه گذارده شده است باغرق شدن دراوهام (و تردید) ازدست بدهد انسان بوده است بیمارشده است متمایل به جنسیت جن شده است خودش را نمی شناسد با تکیه بروهم قضاوت میکند و ادعا می کند خداست؟برانسانهای دیگر اشراف وبرتری داردوحفظ نظام دنیایی او بر دین الله واجب تراست .می پندارد انسان میتواندخالق همه چیزبشود یابرسرنوشت عام انسانها حاکمیت پیداکند این انسان سرگردان وگمراه  همان زندانی اتش است .                                                               ************************                                        ( ای همه کسانی که ایمان آورده اید پاجای پای شیطان مگذارید هرکس ازاوتبعیت کند بداندشیطان فقط امربه زشتکاری ومنکرات می کنداگرفضل ورحمت الهی برشمانبودهیچکدام ازشماهرگزروی پاکیزگی وطهارت رانمی دید اما خداهرکس را صلاح بداندپاکیزه میگرداندکه خداشنواوآگاه است)سوره نورآیه بیست ویک درآیه بالا ازصلاح یا انتخاب الله گفته میشود پس می بینیدکه پاک بودن ازجرم وگناه یک امرجبری درانتخاب صالحان است ( هرکس انتخاب بشودجبرا پاک وطاهرمیشودیک هدایت جبری). والبته مخاطب این آیه همانا ایمان آورندگان هستند .ما درقران کریم مرتب ازهشدارو ازنهی شدن به تبعیت واطاعت ازشیطان می خوانیم (اصراربرامرواجب تکراربگو.بگواین یک نوع تقویت از درون است به گوینده که باوربدارد راه را درست انتخاب کرده است ویک نوع تعارف یک نوع هشداربه شنونده است). این آیه گویای اینست که (تردید وشک)مسئله ای نیست که فقط خاص افرادی بشود که وارد شونده به جهنم هستند ایمان اورندگان هم  ممکن است درزمانی مقطعی دچارچنین حالتی بشوند( مانندآمدن آیاتی ازسوره فصلت که درحضرت محمدص ایجادشک نمود  یا ارتکاب قتل موسی س یا نوعی تعلق به دنیا درسلیمان س یا داوری ناکام داوود س و......درهرحال الله درقرآن به ایمان اورندگان وبه پیامبر تاکیدمیکندکه خودرا بیگناه ندانند)اما وقتی الله به همین پیامبران امرمیکندکه دچارخطانشوند زشتکاری نکنند جرم وگناه نکننداستغفارکنند به الله پناه بیاورندو به حکم وآیه الله تسلیم میشوندو بدون هیچ مجادله ای ویاتردید ی برمیگردند .این تسلیم بودن مستلزم صبرواستقامت هم هست پس امرساده ای نخواهدبود که انسان همواره دریک صراط مستقیم برهدفی که فطرت اورابه آرامش وامنیت می رساند باقی بماند . (وبه یادآرهنگامی که پروردگارت ازپشت بنی آدم همه نسل اورابرگرفت وخطاب کرد شمارابرفطرتتان گواه میگیرم آیا من پروردگارشما نیستم همه گفتند آری هستی وگواهی می دهیم .این کاررا کردم که تاروز قیامت نتوانیدبگویید ماازان بی خبربودیم .وحتی نگویید که پدران ماپیش ازاین مشرک بودند وما نسل بعداز آنها هستیم وتومیخواهی به جرم اهل باطل مارامجازات کنی) سوره اعراف آیات صدوهفتاد ودو .صدوهفتادوسه همه اعتراف کرده ایم که الله تنهاپروردگارماست همه ما ازآدم تا اخرین نسل ازانسانهایی  که درمرگ جبری به نقطه پایان دنیا نزدیک تراست .این آیه از شرک پدران در زمین میگویدوفرزندان مشرک که مدعی خواهندشدکه پدران آنهاراگمراه کرده اند چرادراین انسانها (من = شیطان)اجازه می یابد همیشه ابرازبرتری کند؟ .ودرآن وعده گاه هیچکس نبود که پدرش همراهش باشد وگمراهش کند هیچکس نبودکه فرزندش با او باشدواورا ازیاد الله غافل کند درآنجا هیچ تختی نبود تاجی نبود الهه ای نبود لیلی نبود؟ مجنون نبود؟ ولی نبود؟سامری نبود ؟ هیچکس ازعوام نبود ؟وازخواص نیز نامی نبود؟آنجا همه باهم برابر بودندهیچکس نگفت که آمدن بدانجا مشروط است به تبعیت از شیطان وهمه بودند.هیچکس از امانگفت واینکه میشود طاغوت را به جانشین الله کرد.ازآدم س تا آخرین انسان درجبرند که چون با دین آمدندمی دانند می آیندکه بمیرند. تصدیق این گواهی ازآدم س تاآخرین بشرخاکی همواره با او مانا خواهدبود دردنیا ودراخرت . (موجودباش پس میشود) همه ایمان داشتند همه گواهی دادند. *والله این چنین به روح ما الهام بخشیده است که ازان او باشیم .وقتی ازگواهی میگوید یعنی که مادرجبریم همیشه دریک زمان زندگی کنیم یک بعد یک هدف وهرگز برنگردیم . نمازمان را عباداتمان را زندگی ومرگ  خودرا ازان الله بدانیم وبس.روزه .نماز.قرائت قرآن وفطر.عیدفطر.انفطار .منفطر.شکاف .شکافنده وفطریه سهمی ازدنیاست  که روزه دارواجب است که  ببخشد وانفطاربرای شکاف انداختن بین دنیا وآخرت خودش .بین انسان وشیطان .شکافنده زمین وآسمان.شکافنده باطل ودنیاهرچه شیطان بدان حریص است باید نابودبشودوافطارزمان آنچه باید شکافته بشودهرچه ازحرام است برای آمدن حق.یک اصل یک هویت حقیقی ازمیان تمامیت باطل برانگیخته میشود الله وقتی ازجهنم میگویدوقتی ازبهشت میگوید درواقع ما را به طرد آگاهانه دنیا تشویق میکند دنیا جای انسان کامل نخواهدبود .فاطرآمربرشکاف است جبراست که این شکاف بوجودبیایدوبوجودمی آید بین خیروشر.بین حق وباطل .بین وآخرت .فطرت ازهمان ذریه =نسل اولیه ادم .اورا بسوی الله می خواند ودرمقابل جاذبه گریزان ازماندن بربندگی خالق هستی دعوت میکند اورا دراراده پرستش تثبیت نگاه میدارد (دنیای خاکی همواره بسوی نابودی پیش میرود.انسان دررسیدن ودرخواست عذاب عجول است .انسان موجودی بی ثبات وضعیف است) .فاطر=فطرکننده.شکاف دهنده .نام الله  فاطراست.یک ماه رمضان .بدون آب بدون غذا.امازنده .زنده ترازهمیشه.فقط با الله این یک تمرین وممارست است بسوی والا شدن الله نمی نوشد.نمیخورددراین ماه بی نیازی الله را بخشندگی وپاکی اورا می سنجی .خودرا بااوقیا س می کنی .میشوی زنده ای بدون خاک. فاصله ها دراین ماه بین مخلوق وخالق کم میشود وبین حق وباطل بیشترمیگردد . بین کافروالله زیادمیشود وبین مومن والله کمتر.روزه .نماز.قرآن میشودراهی بسوی نجات .تنها حبل برای پرکردن شکاف وفاصله .دنیا آسمان وزمین روزی ازهم شکافته خواهدشد اراده انسان میتواند این شکاف را به تاخیربیندازد .اگرچه یک روزبرای توفطراست اما اوفاطرجاودان است .اوفطرت بخشنده را به تو داده است . پس ایمان داشته باشیدکه اولین کسی که دردین محمدص نیز خودرا موظف به اجرای نماز وپرداخت زکات و.... احترام وحفاظت ازآیات حق الله می داند همانا اواز الله وپیامبراطاعت میکند وخودراموظف به تبعیت ازاین امرواجب می داند.وبالعکس کسی که خود را به دلایل نامعلوم درمرکزیت دین میداند؟ وبرای حفظ حکومتش دین الله وعبادات واجب حق را بنا به مصلحت منافع متروک ومطرودمیدارد همانا اوازاطاعت کنندگان ازشیطان است ای حکومتگران ایران ماچگونه توانستیداصل (ولایت فقیه)راازدین وتوحیدبخوانید؟ عجیب است که یک مسلمان آگاهانه باآیاتی چنین صریح پای جای درگذشتگان خود بگذارد..این چنین است  که همه ما باید تابع آن گواهی بشویم که درسوره اعراف آمده است (الذاریات ذروا) ازنسل انسان مسلمان که پراکنده شده است درزمین چرابایداکثریت کفروشرک بوجودبیاید؟ . ذره .ژن وذریه وانتقال .دوران جنون گاهی رویگردانی گاهی برگشت .گفتن وتامل ازانحراف اکثریت انسانهای مردود نشان میدهدکه سالهای تباهی سالهای باطل درزندگی بشرنامحدودبوده است .درزمان ولحظات باطل درایام باطل ودرسالهای باطل ازگذردوران باطل فرزندان باطل به دنیامی آیند .ارتداد وشرک وکفرازهرزاویه ای که مورد بحث ومجادله قراربگیرد بی نهایت مسائل زندگانی دنیا و آخرت را درگیر با امرمکرروواجب (بگو)میکند ودرمقابله با گرایش حکومتهای پوشالی به شرک وکفرویاقوانین فرسوده انسانهایی که به وهم دل بسته اند من جزابرازتاسف چه می توانم گفت بگویم پیامبرسامری نبودکه با وهم خود (ببینید الله بعد مادی نیست ازمعنویت است نمیشوداورا بت کرد )بسازد بگویم علی ع مسئول درامورفقط یک شهرازعراق بود وازترس ازالله برچاه میگریست زیرا تصویراوسایه ای شده بودازتقدس متوهمانه انسان .بگویم حسن ع فقط برای بقاء اسلام ناب صلح راپذیرفت .بگویم حسین ع رجوع به طاغوت را باشهادت خودمردودکرد ویا......همین بس که آموخته ام که بارهابگویم با یاری ازقرآن باشرک وکفروباطل می جنگم .وبه پیروزی دراین راه ایمان دارم (به یکتاپرستی وتسلیم شدن دربرابرحق روی بیاوراین فطرتی است که خداوند انسانهارا برآن آفریده است و آفرینش خداتبدیل نگردد این دین پابرجاست هرچنداکثرمردم ارآن بی خبرند.بسوی اوبازگردید وحرمتش نگاه دارید ونمازبجای آورید وازمشرکان نباشید) سوره روم آیه سی وسی ویک      فطرت تسلیم وتوحید یا ذریه الهی یا ذاتی که اصل است باطل شدنی نیست نابودشدنی ومردودشدنی نیست وانسان چه اوبخواهد وچه نخواهدتغییرنمیکندوتا ابدهمانگونه با اوخواهدبود باوراینکه انسان بتواند آنرا تغییربدهد شرک وکفررا جایگزین تسلیم به توحید بکند ارتداد است ازجنون است دیوانگی است.فطرتا واجب است برانسانها وباید که دردنیافقط به دین توحید تسلیم باشندهرگونه تغییرهرگونه سرکشی .هرگونه عصیان درمقابل این گرایش فطری موجب شکستن وشکاف درهویت وموجودیت وماهیت انسانی اوخواهدشد .نمیشود که به ذات انسانی تحمیل کردکه تجاوزبه عنف ازدین است .نمیشود به ذات  فطری انسان تحمیل کرد که میشود یک انسان خاکی  را جایگزین الله دانست نمیشود به اوتحمیل کردکه میشود که قتل کردوتوبه نکرد تجاوزکردوتوبه نکرد و..نمیشود نمازرا بردنیا اولویت داد فطرت انسان ارتداد را ردمی کندچون الله همواره ودرجبرعصیان از وحی وقول ونشانه هایش را مردودمیشمارد. فطرت انسان یگانه پرست با تحریف وتجزیه گفته های الله درتضاد کامل است روی برمیگرداند بی اعتنایی میکند( قابل توجه مدعیان شعرای عدالت و صداقت و ......تحریف وتجزیه قرآن .تورات .انجیل . زبور و..کتب پیامبران خلاف ومغایربا دین توحیداست وقتی فطرت به یگانگی الله وتوحید گواهی داده است واین کلام قران است اگرما یک ( اصل ) به نام اصل ولایت رابراوتحمیل کنیم درواقع توحیدرا که انسان پذیرفته است تجزیه کرده است .بدعت را دردین تداخل داده است درحالیکه قران صریحا میگویدکه سنت الله . آیات الله تغییروتبدیل ناپذیراست .ازیک سو مردم را گواه میگیرند که دین اسلامی دارند وازسویی دیگر آنها را با اوجب خواندن دنیا (حکومت)گمراه می کنند . ویادیده میشود قانون سنگساردردین توحیدمردوداست اما آنهابه نام  قانون انراعملی می کنند ویا در حکم شرعی  سرقت .دست عوام را قطع می کنند ودست خواص را ازقطع شدن معاف می کنند می بینید که در حکومت فردی انسان برانسان که اسلام آنرا رد میکند تجزیه قران بصورتی عملی وعینی صورت میگیرد ازسویی حکم را می نویسندابلاغ می کنند وازسویی دیگرآگاهانه حکم قران را مردود می کنند آن را دچارمحدودیت درسیطره افکارظالمانه خودقرارمی دهند .حکومت جاهلانه دنیایی درمقابل توحید. قانون درمقابله با دین ؟.دنیا درمقابل معنویت .مگرآیا نمی دانند بایدوواجب است حرمت اوامر الله دریک جامعه توحیدی بزرگداشت بشود؟ .اطاعت از الله برای فطرت انسان کامل با اطاعت ازرسول بقا می یابد .ادامه می یابدوایمان آورندگان یاریگرمیشوندکه حریم آن درهمه ارکان جامعه  اسلامی محفوظ نگاه داشته بشود.حاکم فقط الله است .هیچ انسان خاکی نمی تواند خودرا جایگزین الله بداند این چنین گرایشی  برضد فطرت انسانی است .ضدیت انسان برعلیه انسان است .ستیزودشمنی پنهان انسان برعلیه خودش است . (وکسانی که برای رد آیات ونشانه های حقیقت تلاش می کنند بدون شک اهل جهنم اند) سوره حج ایه پنجاه ویک (حال انکه به آنان دستوری داده نشده بودبجز انکه خداوندرا عبادت کندودین شان را برای اوخالص گردانندوشرک نورزند ونماز به پادارندوزکات پرداخت نمایندواین چنین دینی با ارزش است بدون شک کافران اهل کتاب ومشرکان درآتش جهنم اندودران جاودانه خواهندبودزیرا آنها بدترین موجودات اند) سوره بینه آیات پنج وشش مجهول الهویه است ونمازراردمیکند چون مشرک است حج را ردمی کند روزه را ردمیکندوبهشت راازان خودمی دانددوگانه پرست است وغیرمستقیم میگوید من خداهستم من حاکم هستم .من آفریدگارم اما آیا او آنچه را میگوید باوردارد .اوازاهل جهنم است.کسی که از جهنمیان باشد با جنون به آنجا میرودبا خیالات واهی .با هیچ درگیراست. همه ضدیت های کلامی او.اعترافی است  ازاوبادشمنی  که با ذاتش داردو با الله دارد باحق داردبا حاکمیت مطلق الله  دارد همانند ابلیس د رعرش و چه دنیای تاریکی دارندبندگان او بردگان او .هیچ نمیشنوند .هیچ نمی بینند .نمی فهمند که به کجا میروند .درک نمی کنند که ازکجاامده اند وباید که به کجابروند راه را گم کرده اند.به نظرشما چرا؟زیرا که شیطان دراصل گوش ندارد .چشم ندارد .قلب ندارد حس ندارد اوپس ازارتداداز بسیاری نعمات الهی محروم میشودوشماباید دراینجابدانید چرا انسان مشرک ومرتدبا چشم سیاه درقیامت ظاهرمیشودچشمهایش وگوشهایش دردنیا ازاوگرفته میشودودرآخرت فقط برای چشیدن عذاب می بیند می شنود دنیای مطلوب آرزوهایشان .اوهامشان برآنها تحریم میشود .آنها سهم شیطان هستند وبه تبعیت ازشیطان با تحریم نعمتها  برخودظلم می کنند آگاهانه وباچشمانی باز. درطی مراحل ارتدادانسان اگر بهترین امور زندگی خودرا برروال دین توحید اجرا بکند درست سخن بگویدعدالت را اجرابکند نمازبخواند.روزه بگیردحج برودازجمله اعمال وکردارورفتار باطل اوشمرده میشوداعمال.کردارورفتارهای باطلی که درتجزیه جسم اودخیل است دراستهلاک آب وخاک ونابودی تدریجی زمین تاثیرگذاراست .  (مابه تو سوره حمدوقرآن بزرگی داده ایم.هرگزچشمت به دنبال نعمت های دنیوی که به دیگران داده ایم  نباشدوغصه انهارامخور وبرای اهل ایمان نهایت احترام راقائل شو.بگومن هشداردهنده روشنگرم.مابرمنکران حقیقت عذاب می فرستیم) همچنانکه برتجزیه کنندگان قران عذاب می فرستیم.)سوره حجرآیات هشتادوهشت وهشتادونه ونود (آیادرانتظارچیزی غیرازسنت پیشینیان نشسته اند (آنهاموردعذاب واقع شدند)درسنت الهی نه تبدیلی خواهی یافت ونه تغییری) سوره فاطر آیه چهل وسه                                                      *********************** (سوگندبه آسمان باراههای روشنش .که شمادرعقاید مختلفیدهرکه ازقبول حق سرباززندازحق منحرف شده است) سوره ذاریات آیات هفت. هشت  ونه درآیه (هشت ذاریات = ذریه .ذاریات . نسل ها.ژن ها.باقیمانده ها)هم به جبری بودن اختلاف وگوناگونی عقاید درنسلهای انسانها اشاره میشوداختلاف وتفاوتهایی که انسان نمی تواند ونباید آنراردکند واجب است بدان تسلیم باشد وبدان ایمان بیاورد رداین آیات نیزازشرک است . الله میگوید(درعقایدمختلفید. یعنی درزمان حال اختلاف وجود دارد .به زمان توجه کنید این زمان حال مرتب دراستمراراست و نمی میرد. الله برمااینگونه حکم میراندوصلاح میداند.هرچه در آیات وحقایق قرآن بدان اشاره میشودبواسطه آنست  که این گفته ها زنده انداز زبان موجودی زنده مداوما تکرارمیشود برای آدم تااخرین نسل ازانسان. پس زمان زنده بودن برای این آیات محفوظ است نمیشود آنها را درزمانی دیگرتغییر داد الله میگوید درعقیده مختلط هستید یعنی آنکه تا ابددراختلاف عقیده هستیدناچارید بدینگونه باشید چون ( الله =من ) میگویدواگربه زمان دقت کنیم ازاکنون نیزمیگویدواگرتاریخ توحیدرا مطالعه کرده باشیم وازنمونه های ارتداد دربین پیروان ادیان الهی درگذشته آگاه شده باشیم وتوجه به مسائل ومعضلات آشکاروپنهان دربین پیروان ادیان الهی داشته باشیم بطورصریح مارامتوجه انتقال گسترده این اختلاف ازنسلی به نسل دیگرهم می کند ودریک قضاوت به ما میگوید اگاهی میدهد هشدارمیدهد هرکس ازآیات ردبشود اوازدرجه ایمان ساقط شده است. می بینید که با ذکراین آیه هرگونه تفکرومددازاراده واختیاربرای تغییروتبدیل یک امرواجب ویا حرام ازابتدای آفرینش انسان تا کنون ازما سلب شده است برای ابد.هیچ اراده ای جزاراده الله نمی تواند این جبررا منفعل ویاازمسیرخود خارج بکند واگرماامروز انرایک حق طبیعی وازحقوق بشرمی دانیم ازحق خودمی دانیم که نکته معنوی آنرا نادیده بگیریم وازآن ردبشویم .و قانون پناهگاه .بهانه و استدلالی شده است برای فرارازدین فرارازآفرینش خود فطرت خودودرغبارقراردادن یک سرنوشت تعیین شده واجب الاجراکه هیچکس را ازآن گریزی نیست وما می بینیم اما ایمان نمی آوریم . جبری گریزناپذیرکه بشردرآن مثل یک بازیگرنقش بازی میکندامانقشی واقعی والبته مسئله ساز.درجهان مادرکشورهایی که حکومتگران هرانتخاب ویاهرسازمخالفی را محکوم ومردود می دانند ودرمقابل ظهوروبروزاین عقاید درمقابل خودبشدت می هراسند وباتهدیدبه سلاح وایجادخفقان دربرابرآن ازخودایستادگی نشان میدهندانها بایدبدانند روش ظالمانه انهادرمقابل جبرالله (جبری بودن یاحق آزادی وگوناگونی درعقایدمردم) ازارتداداست عصیان درمقابل قول الله است مقاومت درمقابل تیره ای ازگروه انسانی است که نسل آنهاپی درپی درتزایدبوده است ودربرابراین گروهها جزتسلیم هیچ سلاحی کارگرنمی افتد.مردم ازطرف الله درجبرند که دراختلاف عقیده زندگی کنند .آزادباشند .این همان مانع بزرگ برسرراه تشکیل امت واحده است وبه همین دلیل هم الله مخالف با اراده  تحمیل تشکیل امت واحده توسط هردین توحیدی یاجامعه کفرمی باشد.( آیه ای که ازورود بسیاری از انسانها وگروه جن میگوید اشاره داردبراختلاف درعقاید .آزادی تفکرات وجهان بینی انسانهادردایره بزرگ اکثریت ).مهم است بدانیم کوچکترین شک وابهامی درقبول یا ردآیات حق الله انسان را درحیطه دایره اکثریت قرارمیدهد دین اورا به شرک وارتداد می کشاند .جای تعجب دارد که زندانهای ایران ما از افرادبیگناهی پرشده است که همه درانواع تفکرات مختلفندامادریک مورد با هم اشتراک عقیده دارندمبارزه با ظلم .مبارزه با قدرتهای قهقرایی وحکومت ایران محدوده حرمت آیات وگفته های حق الله را برای حفظ مصالح ومنافع فقط( آه ای الهه  ای این فقط یک نفریا ولی فقیه) با ارتداد انکارمی کند. باوراینکه مردم درعقاید دراختلافندودراین حق مختارند برای بسیاری ازحکومتهای خودکامه یا انسانهای مردود غیرقابل قبول است .دراین آیات می بینید که الله حاکمیت  وتحمیل هرگونه عقیده بربندگان خودرا به هربهانه ودلیل مردود وردمی کند .درادامه تکرارمکرردعوت مابازهم باید به ماجرای آفرینش آدم س وحواس وطغیان شیطان  درعرش برگردیم رازپنهان این همه گمراهی وبلا تکلیفی بشرخاکی با تاثیرفراموشی ابلیس درآدم تداوم پیدا میکند ودربهشت به اوج خودمیرسد وامادرزمین آدم وحوا با جاذبه زمین ( نیروی جاذبه زمین توجه به آنکه قرآن قرنها پیش ار چنین نیرویی برای انسان میگویداعجاب اوراست) بازهم فریب میخورندشیطان درسجده گاه دریک دوره فراموشی ( شوک خاموش یاعالم هپروت .خودشیفتگی .خودفریبی.وکماکه درمیان انسانها ازعوارض سکون ومرگ مغزی است وانسان جبرا ازجسم خود سوامیماند رهایش میکند غافل میشود شیطان هم درحالت اغما وبیهوشی یا فراموشی ازعنصرآتش ودرتغافل ازهویت جنسی وجسمی فریب میخورد.)وما اورا درمیان ملائک گم می کنیم جسم اوازمیان ملائک بخاروحذف میشود.   (وهرکس دعوت کننده الهی را اجابت نکند هیچ راه گریزی درزمین نخواهد داشت وغیرازالله هیچ ولی وپناهی برای اونیست واین چنین افرادی درگمراهی هستند) سوره احقاف آیه سی ودو (مپندارکه کافران راه گریزی درزمین خواهندداشت) قسمتی ازآیه پنجاه وهفت سوره نور  گریزازنیروی جاذبه زمین ممکن نیست این آیه هم بیانگرجبری دیگربرای موجودات خاکی است .توجه داشته باشید که همه موجودات دنیا درخلقت خودازخاک برخوردارندحتی شیطان اما درجه خاک درجامدات بیش ازانسان ومخلوقات زنده است. ناتوانی ازفرارازخاک بودن .درخاک ماندن دائم. ناتوانی درمقابله با نیروهای مادی ازنشانه های شرک کفر هستند این نیروی عجیب خاک بی ثبات انسان بی ثبات را اسیرخود میکند.کسی که دنیارا دوست بدارد دنیااورا رها نخواهدکردبراستی  نمی تواندازآن بگریزد. نمی تواند با عالم غیب رابطه برقرارکند.اوظلمات را برنورترجیح داده است .خاک تمام نیروی اوست وبا خاکی که بواسطه تحلیل آب مداوما درحال نابودشدن وکاهش است چگونه میتوان به جنگ نوررفت(دراینجا عظمت نیروهای الهی برنیروهای کفروشرک وارتدادبخوبی نشان داده میشود) ودرجهان ما دیده میشود که تعددجمعیت روبه کاهش می رود.رفاه اقلیت ازمیان اکثریت دائم قربانی میگیرد .توالدنسل کمتر صورت میگیرد.سن ازدواج بالا میرود.وهیچکس نمی داندچرا؟ارتداد اکثریت را ازسیرطبیعی عمرزمین بدون اراده واختیارحذف میکند باطل می کندوزمین باازدست دادن بخشی ازخاکش کوچک وکوچک ترمیشود.باارتداد انسان آب وخاک نیزبه تدریج براوحرام میشودنسل اوازبقا ساقط میشود(چشمانی کبود.خونمرده) درقیامت اوبه پایان وهم میرسد. (اوخدایی است که همه شمارا ازیک تن آفریدوهمسرش را نیزازجنس اوقراردادتا درکنارش آرام گیرد.پس هنگامی که با او آمیزش کرد حملی سبک برداشت تاازکارروزانه اش وانماند و آنگاه که حمل سنگین شد هردواز پروردگارخود خواستند که اگربه ما فرزندی شایسته عطاکنی بدون تردید ازشکرگزاران خواهیم بود. وهنگامی که فرزند صالحی به انها عطا کردبه او شرک ورزیدند ودراین نعمتی که به آنها بخشیده بود شریکانی قائل شدند بدانید که خداوند بلندمرتبه تراست ازآنچه همتای او قرارمیدهند)سوره اعراف آیات صدوهشتادوهشت وصدوهشتادونه این آیات درارتباط با آغازشرک درزندگی آدم س وحواس درزمین امده است . اینکه آدم س فراموش می کند( دچار بیماری اغما .کما.تغافل میشود)که ازخاک آفریده شده است ودراو دم الله دمیده شده است سوآل برانگیز است .اگرچه این آیات هم نمانگر کلیتی است برای تمامیت نوع بشر. بشری که درشرک وکفروارتداد نمی تواند خودرا ازانسانهای دیگرمستثنی بداند . (واوکسی است که از آسمان بارانی فرستاد وبوسیله ان انواع گیاهان را رویاندیم وازآن شاخه های سرسبزی بوجودآوردیم متعاقب ان دانه های انبوهی رانمایان کردیم ونیزاز شکوفه های درخت نخل خوشه هایی سرفرودآورده پدیداوردیم وباغهایی از تاک وزیتون واناربرخی شبیه هم وبرخی غیرمتشابه خلق کردیم پس به میوه آن وطرز رسیدنش بنگرید که دران نشانه های قدرت وعظمت خداوندبرای اهل باور است . اما انها برای خداشریکانی ازجن قراردادند درحالیکه جن را خداخلق کرده است وازروی نادانی برای خدا دختران وپسرانی قائل شدند حال آنکه اوپاک وبی عیب است وازانچه می پندارندفراتر.چگونه میشودآفریننده زمین وآسمانها فرزندی داشته باشد درحالیکه همسری نداشته است بدانید اوهمه چیزراخلق کرده است وبه همه چیز آگاه است ) سوره انعام آیات نودونه .صدوصدویک قبل ازاین گفته شدکه زمین واسمانهادرچهارروزخلق شده است امادربعضی آیات به کل زمان دقیق ترآفرینش همه مخلوقات اشاره شده است که درطول شش روزخلق شده اند ازجمله آفرینش های الله دردوروزدیگرهمین بارش باران وپدید امدن نادیده ها ی گیاهی وحیوانی است که تا پایان جهان هستی انسان باان نادیده ها سروکارپیدا میکند وبتدریج ازوجودانها آگاه میشود .دراین آیات به آفرینش بهارتوجه شده است برای آدم س وحواس که درفضای سبز بهشت زیسته اند اما مسئله مهم نهفته درایات بالا چگونگی ارتداد این دومخلوق بعدازتوبه است . اینکه آدم به پندارخود(وهم یا جن زدگی) ایمان می آورد وخودرا خالق می بینددرارتباط با وهم آدم س ما بعدازآن دونفر آدم را ودیگری جن را می بینیم. شریکی ازجنس جن که باآدم س وحواس همراه میشود(همان شیطان قعیدیا همراه وهمنشین)ادم س وحواس یا انسانهایی که ما می بینیم وجنی که دیده نمیشوداما پرستش میشود(جنی که تبدیل به نوعی گاز یابخارشده نفت .گاز.). پرستش میشودامادرگمان درخیال دروهم اگرچه انسان آن موجودرا ازمصلحت وبصیرت ویامحافظه کاری خودمی پندارداما اوفقط یک همراه است یک همراه شر.انسان درخیال خودش را می ستاید می پرستد اما  انسانی که درگمراهی است نمیتواند فراترازاین بیندیشد.ببیندوباورکند.بفهمد.ادراک بکند .آتش نمی گذارداتشی که با اوست اما دیده نمیشود.خواننده خوب هرچه دردین همه پیامبران توحیدحرام است باطل است نابودشدنی است وهرچه درحیطه حاکمیت حق است مانا وابدی است همه جهان هستی درتحت این حکم لایتغییردرجبرند به تسلیم بودن و ایمان آوردن به این سرنوشت که ازان هیچ گریزی نیست خودفریبی است که انسانی بتواند درپناه انسانی دیگربه آرامش وامنیت برسد وازاین سرنوشت محتوم بگریزد. (هرکس خواهان عزت است بداندکه تمامی عزت وشوکت ازآن خداست.سخنان پاکیزه بسوی خدامی روندواین عملکردخوب است که انهارابه اوج الهی می رساندو آنهایی که فریبکارانه دست به کارزشتیهامیشوندبرایشان عذاب سختی مهیاست.حال آنکه فریبکاری اینان نابودشدنی است) سوره فاطرآیه ده (حکایت آنهامثل کسی است که آتشی می افروزدتابانورآن پیرامونش راببینداماچون اطراف روشن شود خداآن نوررا ازآنها میگیرد ونابینا درظلمات رهایشان می کند)سوره بقره آیه هفده  خوانده اید که ازوعده حق وجبری  الله است به شیطان و اطاعت کنندگان به وسوسه های شیطان که(قسم به حق وانچه میگویم حق است که جهنم را ازتووازتمام کسانی که ازتوپیروی می کنند پرخواهم کرد) سوره ص آیات هشتادوچهاروهشتادوپنج. این آیه هرگز مردودنمیشود وهیچکس وهیچ قانونی نمیتواند آنرا ردبکنداین ازجبراست .این قول وآیه لایتغییراست مردود نمیشودتبدیل نخواهدشد.ردشدن ازآن انکارخوداست  .واجب میشود که اینگونه اتفاق بیفتد وهیچ قدرت واراده ای نمی تواند چنین قولی راتغییربدهد.توجه بکنید به آیه بالا(سوره بقره آیه هفده).آتش که آماده شد الله نورآنرا ازاومیگیرد الله دراین آیه نمی گوید آتش را ازاومیگیردمی گوید نورراازاومیگیرد .مابا یک موقعیت مجهول یا زمان حذف شده باطل شده درزندگی انسان گمراه درصورت تحریم آتش آشنامیشویم که بعدازآن  این زمان یا دوره ظلمات خوانده میشود.خواننده خوب آتش حریص است تاثیر زمان دراو ازبین رفته است زمان را گم کرده است سریع عمل میکند داغ است ومرگش زودرس.زودخاموش میشود طعمه اش را فقط باید بسوزاند .برق گرفتگی  ممکن است فی الفورطعمه خودرا بکشد یااتش گاز.نفت .شیطان نیزدریک زمان کوتاه شخص کافرویامشرک ومرتدویامجرم وگناهکار رامیکشدزمان رسیدن  این مرگ برایش بسیارسریع است توجه کنیدسرنوشت همه عمرانسان خلاصه میشود درهمین زمان اندکی که اتش طعمه اش را نابودمیکندانسان کافرومشرک ومرتد نیز زمان راهمینگونه طی میکند چون درحال سوختن ممکن است فرصت فکرکردن به زندگی برای همیشه ازکف برود .لحظاتی دردنیابوده است .داردخودکشی میکند با اتش با تسلیم شدن واقتداء به شیطان درحالیکه شایدتمامی عمرخودرا بهترین شخص وایمان اورنده بوده است امااین تمامی عمر دراین زمان کوتاه باعث نجات اونخواهدشدو آتش اورا روانه جهنم میکند.فاصله به دنیا آمدن تامرگ میشودپوچی وهیچ.اینست که شخص زمان دردنیابودن را کوتاه می داند.  وآتش موردنظردرآیه بالا یک اشاره است به وجوداتشی که بدون نوربه سوختن ادامه می دهد وکارخودرا انجام میدهد وانسان گمراه درظلمات رها شده خواهدماند.گفتن ازافعال می افروزد .ببیند. روشن بشود ویااشاره به جمله (الله آن نور راازآنها میگیرد) ورهایشان می کند اشاره به تداوم همین جبراست برای نسلهای متوالی وموقعیتهایی که مداوما انسانهابا آن روبروخواهندشد هیچ تغییری درمسیراین جبردیده نمیشود اینگونه باید باشد واگرنشود ؟با تاریکی  با وهمی به نام شیطان  که بدون آب (وقتی آب ازشیطان گرفته بشوداو نوررا نخواهد دید) مواجه خواهدشدگاهی با ایمان گاهی مشرک همواره درتردید وشماتوجه داشته باشید به اینکه رنگ شیطان واقعا سیاه است اینست که درظلمات درسیاهی دیده نمیشود تا مهلت وقول وعده داده شده به اوبه اتمام برسد واشاره شیطان به ازجنس اتش بودن اووفرزندانش دردنیا فقط درصورتی  برای ماقابل رویت  خواهد بودکه مابتوانیم به مقام ایمان آورندگان برسیم(ابراهیم وسنگ) وجهنم تنها مکانی است که رنگ آتشهای رنگین وسوزان رویت خواهدشدالبته برای جهنمیان.شاید برایتان جالب باشیداگربدانید وقتی الله به حضرت محمدص امرمی کند که از گمراهی دیگرانسانها ناراحت وغمگین نشودویا تاسف نخورد. این اشاره است به غم ورنج وتاسف درونی گمراهان والبته شیطان . وقتی از شادمانی ایمان اورندگان وبهشتیان گفته میشود مارا ازغمگینی وتاسف درونی غیرقابل تغییردرمادیگرایان وکافران ومشرکان  آگاه میکند.زمینی که بسوی نابودی میرود آیامیتواندازمرگ خودشادمان باشد ؟ انسانی که آگاهانه بسوی آتش میرودآیا قلبا ازچنین انتخابی شادمان است مسلما چنین نخواهدبود نا امیدی .جنون .یاس .تاسف .بی ثباتی .راسخ نبودن همه جسم را بسوی تضعیف می کشاند. واما جسم انسانی که تدریجا به جنون مبتلاء میشود دردنیا به رنگ سیاه گرایش پیدامیکند مرگ دراو مشاهده میشود اما این رنگ هم تا پایان آخرین لحظه مهلت دردنیا دیده نخواهدشدودرقیامت ان چنانکه بعداخواهیم خواند دید این حقیقت عریان میشودواوسوزان واتشین به جهنم جاودان روانه خواهدشد .انسانی که قسمتهایی ازوجودش مرده است سیاه شده است باطل شده است تجزیه شده است زندگی براوحرام شده است بیمارگونه می بیند .مردودمی شنود. خاکی درک میکندومادی قضاوت می کند. چون جامدات ازدرک وازحس عاجز میشودازدیدن. شنیدن .اوهمواره درجبرازتاثیرجاذبه خاکی خودقرارمیگیرد برای تبدیل شدن به خاک عجول است بابدنی که بی ثبات وضعیف است(این مشخصات درانسان وخاک زمین مشترک است)به خودشیفتگی وبرتری جویی  بیمارگونه مبتلاء خواهدشد همه این حالات اوکه ازتغییرمیگویدازخارج شدن از اعتدال درآب وخاک  اندام انسان میگوید ازغرق شدن درظلمات(سیاهی واقعاسیاهی) ودورشدن ازحق میگوید علامات جنون یا جن زدگی یا دیوانگی است به بیمارابن سینافکرکنیدآیامگراوگاوبود؟نه انسان بود پس نمی بایست به مرحله ماهیتی دیگر( گاوبودن )می رسید . من فکرمی کنم شفای این بیماربصورت تدریجی میسرشده است .ابن سینا حیوانات زیادی (به جزگاوزیرا باعث خشم بیمارمیشد)را توسط افرادزیادی درجلوچشمان بیمارخود سلاخی کرده باشد تا نوبت به بیمارخودش که ازجسمش غافل شده است رسیده است .(ولی) حاکم برانسان مشرک .مرتدوکافرفقط شیطان است . انسان هم شیطان نیست ولی نیست .گاونیست .می تواندبکشد.بیگناه راهم بکشد گوساله وبزغاله بی صاحب راهم بکشد بعدبگوید من مظلومم .بگوید من ازالله می ترسم..انسان ذاتش ذریه اش برماهیت انسانی است وباید ازخودش بداند که چرابیمارشده است مشرک کافرومرتدشده است .درحال تحمیل چه تغییری درجسم وروح خودش است .و چرا ازمن میگوید سخنان شیطان را ابرازمیکند؟جانشین شیطان شده است ؟.اوبایدبداند معنویت ونوروخیروبرکت براو حرام نبوده است وبواسطه جنون براو تحریم میشود .انسانی که مدعی است گاو شده است درواقع جانشین گاوشده است.چرایک انسان بیاید جانشین شیطان بشود؟چرا؟ چراکه قاضی درخیروشراوشیطان بیماراست (انسانی بابصیرت بیمار .عدالت بیمار. صداقت بیمار؟.بیان واستدلالی بیمار وفناپذیر وجن زده ای بیمارکه به یک بیماری مشترک درانسان وشیطان مبتلاءشده که شایدهرگزدرمان نخواهدنشود.مثل تاثیربیماری جنون مشترک درگاووانسان). انسانی دراطاعت ازآتش درحالیکه هیچ را نمی بیند حتی آتش را. حتی خودش را.وقتی نور نباشد ظلمات خواهدبود. چشمهای نابینا .چشمهای کبود .چشمهای خون مرده درقیامت .عمق فاجعه اطاعت ازشیطان دراین آیه آمده است .وخواندید ازخورشیدخاموش .ماه بی فروغ .اوج زیبایی دنیا برای کفروشرک وارتداد  سیاهی است نا امیدی وجنون است خودکشی است( تن دادن به اطاعت ازاوهام است). الله جبری را که برانسان مشرک روامیدارد اینگونه شیوا ورسا بیان می کندانسان ضعیف وبی ثبات است دراراده درهدایت وکنترل  نفس ودرایمان به دلیل ازخاک بودن راسخ نیست. این یک جبراست که عمروحجم خاک(زمین) به پایان برسد وسهم شیطان ازسهم الله ازهم تفکیک بشود .ازجنون میگوییم از بیماری که  بی مناسبت نبوده است که درزبان عامیانه ازا نواع بیماریهای ادواری خوانده شده است.ایمان آوردن به وهم تبعیت ازآتش است  نام دیگراتش شیطان است .عجیب است که برخی ازمادردنیا اورا نمی بینیم اما اوراباورمی کنیم.وبرخی ازماالله را نمی بینیم اما اورا انکارمی کنیم ؟اگربه قران مراجعه کنید بعضی اهل کتاب برای حفاظت ازقدرت ومصالحشان ازجنون پیامبران ویا رویگردانی ازمومنین می گویند درحالیکه خودبا عامدانه وآشکارا ارتداد می ورزند .زیرا شیطان واقعا نمی شنود .نمی بیند . نمی فهمد . درک نمی کند ازنورگریزان است .خدایگان کوچک .الهه های سیاهی .آمونهای شکستنی.همان انسان زندانی وهم است . بیماراست وچون ازخاک است چون الله نیست واینراباورندارد ( اودرمحاصره وسوسه هاست باخودمی پنداردبهتراست که هیچ چیزی را باورنکند ونمی کند)این تلقینی است که بخود میکندمن خالق هستم ( فرعون). من ولی هستم. من خداهستم. من برترم ازآدم .ازمیلیونها انسان . من سفیدپوستم پس برترم ازسیاه پوست .من مسلمانم پس برترم از ؟من آریاییم پس برترم..من برترم.من عجمم .من عربم من یهودی ام بنی اسراییلی ام پس برترم.؟؟؟؟ موجودخیالاتی که ناگزیراست که آنچه فطرتش برآن اصرار می ورزد مداوما انکارکندو ظالمانه درمقابل آب وامنیت وآرامشی که جسم اوبرای ادامه بقا جاودان بدان نیازمنداست بایستد ..فرشته است ازملائک است  نمی تواند آدم را ببیند .اگرچه اوهم ازالله می ترسد  واما  ازتضاددردین است که کسی بگوید فلانی .فلان خواننده .فلان نویسنده .فلان نقاش مرتداست اما خودرا مسلمان بدانددرحالیکه علنا برعلیه دین الله ازعدم واجب بودن عبادات الله میگویدودرزیرچترقانون ازردشدن علنی دیگران ازحق حمایت میکند.درظاهرمکرر الله را گواه میگیرندومی دانند اوحرف نمی زنداما ازهشدارهای اودرتغا فلند طریقه عملی کردن احکام دین توسط آنها مثل رویکرد شیطان است  که ادعادارد ازالله می ترسداما بازمصرانه درتضاد ودشمنی با اوعمل میکند.خواننده خوب. نقاشی کردن مضحکانه همه پیامبران یا به نقدکشیدن مشرکانه شخصیت پیامبران توسط بعضی اهل کتاب دین یهود ویابه طنزکشیدن درخواستهای نامعقول یک خواننده ازیک ایمان آورنده ارتداد محسوب میشود وبایدوواجب است که ایمان آورندگان ازاین گروههای مرتد روی بگردانندوبه آنها بی اعتنایی کنند.وبایددانست کیفراین نوع ارتداد مرگ واعدام ویا قتل نیست فقط رویگردانی است وابلاغ  این یک حکم واجب است ازروحانیونی که چنین حکمی رابرای ارتداد این گروههای مشرک داده اند می پرسم وقتی درسوره جن  توسط کافران به پیامبرخاتم تهمت جنون زده میشود ویا به نوح س یا به موسی س و...آیا انها تهمت زنندگان رامی کشند حکم به قتل آنهادرقرآن میآید؟اشخاصی چون ابولهب .سامری که گوساله طلایی را الله میخواندویا اهل کتابی که برای تضعیف دین محمد ص مرتب درحال تسلیم به دین محمدص ویا رویگردانی ازآن بوده اند( دین خودرا تغییرمی داده اند)ویاکسانی که پیامبردین خودرا کشته اند ودرتقابل با دین پیامبری دیگربه محاربه می پرداخته اند آیاپیامبران جدید پیروان کفروشرک رابه قتل می رسانند . (بگوازخداوپیامبراطاعت کنیدچنانچه ازحقیقت روی برگردانید بدانیدکه پیامبرمسئول اعمال خویش است وشمانیزمسئول اعمال خودتان هستیداگراورا اطاعت کنیدبه راه نجات وآرامش هدایت می یابیدوبدانیدکه وظیفه پیامبرفقط ابلاغ روشن وشفاف است) سوره نورآیه پنجاه وچهار این آیه خطاب به مسلمانان امده است ازهمه ادیان الهی . و ولی وشاه و خواص وعوام و نماینده و رئیس جمهورو قانون و.... نویسنده وشاعرو سپاه ونظالمی رانمی شناسداین دعوت برای همه یکسان آمده است وهمه هم باید وواجب است درمقابل ان یکسان رفتارکنند هیچ انکاروشکی پذیرفته نیست. راه درست نشان داده شده است.ردشدن ازان ارتداد است درسوره کافرون ما نتیجه ردشدن ازاین آیه را می خوانیم (به نام بخشاینده مهربان .بگوای اهل کفرآنچه راکه شماعبادت میکنیدعبادت نمی کنم .شمانیزانچه را من عبادت می کنم عبادت نخواهیدکرد.پس من پرستنده چیزی که شما پرستش می کنیدنیستم .شمانیز پرستنده انچه که من می پرستم نیستید .دین شما برای شماودین من برای من .)ردشده است مردوداست ازنسل باطل است بایدازاوردشد .واجب است که ازاو روی برگرداند .هرکس به آیات واقوال ونشانه های الله پشت بکند باید بداند از دین خودگذشته است اواگرولی هم باشدنماینده ویا ازاعضاء مجالس چندگانه مشرک نظام ( مقدس؟) هم باشد ازسادات باشدمفسرومترجم قرآن باشد از خواص باشداز عوام باشد  سهمی ازدین توحیدندارد چه رسد که یک خواننده یا نویسنده باشد که عقاید خودرا با شعرونوشته اعلان کرده است اما همانطور که شماهم می خوانید پیامبراز حکم قتل ویا اعدام این اشخاص نمی گوید .بالعکس دین آنها رامردود اعلام میکند .آنها رامجنون می خواند.همانطور که درسوره بقره نیزدین اهل کتاب را که به تحقیراسلام  محمدص می پردازند ومرتب دین خودرا تغییرمیدهند پذیرفته نمیداند.هیچکس نمی تواندآگاهانه حکم به قتل کسی بدهد که مرتکب قتل نشده است .اگربه این عمل اقدام بکند قصاص براوواجب میشودویاباید بنده آزادکند.حق استفاده ازمهلت وفرصت بازگشت برای همه بعضی پیروان اهل کتاب محفوظ است  . باید بدانیم کسانی که درجنگ برعلیه پیامبرحضورداشته اند هم اینهااگراقدامات به طنزکشیدن چهره پیامبر ویا .... رادرجامعه ودربین مردم انجام بدهند محکوم هستندبه مرگ ..اما وقتی فقط به یک جنبه از ضدیت برعلیه اسلام( همه پیامبران) مثل کشیدن کاریکاتورویا.... اقدام بکنند یقیین بداریدکه حکم شرعی برای آنها قتل یااعدام نخواهدبود.قتل مسلمان مستوجب قصاص است .ودرجنگ قتل یک کافرومشرک حکم دفاع ازخودرادارد.همینطوراست حکم تغییردین تامادام که شخص دین قبل را مردود ندانسته باشد وبه جنگ ومبارزه برعلیه پیروان ان دین اقدام نکرده باشد مرتدنخواهدبود. عدم آگاهی حکومتگران وخواص ایران ما ازسرانجام ردشدن ازآیات الله وحقایق قرآنی که مترادف با انکار قول وآیات حق الله وورودبه آتش جاودان است وعمل نکردن به آیات وحقایق دین توحید درحرف وعمل باعث شده است که متاسفانه روحانیون ما از اهمیت امرواجب ابلاغ ودعوت وهشدارناتوان وعاجزبمانند . پیامبران برخودواجب میدانند که  به تبلیغ به دعوت وهشدار خودادامه بدهند این وظیفه یک انسان کامل است .اعدام حکم مشروع برای کسی است که عامدانه و آگاهانه مسلمانان را به قتل برساند بزرگترین خیانت بزرگترین روش آزار پیامبروالله همانا ردشدن وانکارآیات حق الله است روحانی که نداند با تصویب قانونی به نام سنگسارعامدانه قتل انجام میدهد وخودرامعاف ازقصاص بداندوازسویی دیگرخودرا قاضی درحق بدانددراجرای حکم اعدام به دلیل ارتداد یک خواننده یک نویسنده ویا یک نقاش ازاوانتظاری بیش ازاین نمی رود براستی مگرمرگ چیزی جزندیدن است نشنیدن است نفهمیدن یا اغماءعقلی وعدم درک اززمان ویا خونمردگی وتجزیه است؟) لطفا نگویید من برترم .چون لباس پیامبر؟برتن دارم .چون روحانی ام . این جمله یک انسان نیست جمله ابلیس است درعرش ( اوخودرا فرشته می دید ومی پنداشت مقام فرشته درعرش درلحظه واجب بودن تسلیم وسجده از آدم برتراست ودربهشت به آدم وحواتوصیه میکندکه اگرمیخواهید تبدیل به فرشته بشوید ازمیوه حرام درخت ؟بخورند). دراین جمله هرچه هست نیاز است به خودرا برتردیدن وقبول وتکیه به این وهم( یعنی شیطان)وازارتداد است .این وهم رد الله ورد انسان است . یک نوع خودکشی مرموزاست .انسان خودراقربانی شیطان میکند .انسان دوست میدارد برترباشد ودرواقعیت چنین خواسته ای یک امرمحال است .پس به اوهام پناه میبرد.فکرمیکندسکوت دیگران میتواندبرای اوحاشیه امن بشود.( درحالیکه امر*بگو یا امرواجب است یک نیرویی  کمک کننده است برای استفاده ازفرصت بازگشت .خرداد.خرداد.برای شما یک هشداربوداگربدانید) . ژن دوران رویگردانی که به نسل بعدی منتقل میشوددرانسان عامل میشودتا اوهم بیمارگونه خیال کند که برتر است .ژن پیشینیان .ژن  پدران مشرک .کافرومرتدبه فرزندان .وبازفرزندانی مشرک .کافرومرتد .همه حرام همه باطل شده مرده .کبود.خاک برآنها حرام است آب برانها حرام است زمین وانچه ازخیروبرکت ونور است فقط برای مخلوقات تسلیم به نورالله آفریده است ونه برای شیاطین وپیروان انها.فقط ایمان آورندگان . . .جن دیده نمیشود اما انسان خاکی همان افکاروهمان واکنشی راکه همراهش جن(فراموش نکنید طبق آیات قرآن زندگی وهمراهی مشرک وکافرومرتد باجن عتید یک حکم جبری است) دوست میدارد ازخودبروزمیدهد اودرواقع با دوست داشتن اوهام شیطان خودکشی میکندو خودکشی درادیان توحید حرام است . زندگی حرام خواب حرام فرزندحرام . خوراک حرام .؟رهاشدن انسان درظلمات ( آیه بالا)تکیه بریک عمل حرام است که  اوراوارث جهنم میکندوازارتداد است.دراینجا دیگرفرزندآدم دیده نمیشود.ازجنس خاک نیست میشود سهم جن میشوداتش. واوهام میشود شالوده اساس وتکیه گاه ( دیوار)شرک اودرعقیده اش .هرانسانی یک  سمبل وبت برای ظهوریک وهم میشود باعث تولدیک الهه ازجنس جن میشود همه این تصورات درخیال انسان ساخته وپرداخته میشودوباورفطری اورا متزلزل میسازد. این انسان فراموش میکندانسان است ( ازجسمش غافل است)وانسانها با هم برابرند. نابرابری انسانها نیزازوهم برتری جویی شیطان دربین ملائک ریشه میگیرد(شیطان قرین برابر. هم سنگ.با همراهی ازجنس انسان) انسانی که خودرا دراومی بیندوشیطان باید مخلوق برترازخودش را نابود بکندتا برجای اوبنشینداما..  .وخدایان مجنون(انسانی)  که اجبارا باجن زندگی میکنندوهیچ را نمی بینندحتی خودرا همه جا تاریک است ظلمانی است .ومابین انها وحقیقت اتش ایستاده است. فرزند انسان میشودفرزندجن.(توجه کنیدخاک تبدیل به اتش شده است)وهردم ماهیت طبیعی اتش به گونه ای دیگرتغییرمی کند (گاهی سرخ است گاهی آبی گاهی سبز است گاهی.... همه ما انواع رنگهای آتش را دیده ایم)واین قابلیت عجیب شناخت وهم ازحقیقت رامشکل ومشکل ترمیسازد وجای تامل است  که امروزبه رازسخن وآیه حق الله ایمان بیاوریم درموردآیه ( السابقون السابقون السابقون اولئک المقربون که از مبارزه انسان مومن تر وبا استقامت ترباشیطانی قوی ترازنسلهای پیشین جن میگوید ویک میزان است انسانی که برنسل قبل ازخودبرتری دارد) آمده است و اگر آدم به شرک خوداگاه بشودکه میشود واگرتوبه کند فرزندی که بعدازدوران توبه نیزبه دنیا میآید حامل  ژن شرک وارتداد نخواهد بود .درایاتی ازقرآن الله اشاره می کندکه (ما آدم را مخلوق راسخی نیافتیم) ببینیداین آیه گواه آنست که این رویگردانی ازحق .ویا بازگشت درانسان مداوما درحال افراط وتفریط است پس می بینید که یکی ازفرزندان اوقابیل میشود که درهمین جاباتوجه به آیه بالامیتوان نتیجه گرفت که قابیل فرزندارشدآدم نبوده است واوبه قتل برادربزرگترخود که ازصالحان بوده است (چون دعای آدم وحوابرای داشتن فرزندی صالح ازالله مستجاب میگردددراینجاهم لازم است به جنبه سمبلیک نام قابیل که درتشبیهات قاتل وظالم را به اومانند می کنند درابیات ودیکلمه های بعضی ازاشخاص اشاره بشودکه استفاده ازنام قابیل بعنوان مخلوقی ضدانسان ومردود ازارتدادمحسوب میشودچون اونیز چون موسی س بعداز ارتکاب به قتل هابیل توبه می کند) اقدام میکند .ما همین ارتکاب به قتل انسان صالح یا مومن یاپیامبران را درمیان پیروان ( بعضی ازاهل کتاب ) نیزدرقرآن می بینیم . قتل انسان بوسیله انسان . شیطان ناتوان شیطان عتید وسوسه هایش کارگر میشود آدمی فرزندبیگناه آدم را می کشد؟انسانهادرلباس قانون درلباس دین قاتلان پیامبران میشوند.و قاتلان ایمان آورندگان وحق باوران .قاتلان علی ع وحسن ع وحسین ع و .و.....نیزازوارثان  ارث شوم ( ژن کفروشرک) باقیمانده ازاولین نسل انسانهای کره خاکی هستند.واین ارتداد درمیان پیروان  ادیان توحیدی ( یابعضی اهل کتاب)عمومیت دارد. همین قاتلی که امروز درایران ما اقدام به قتل یک حقگو میکند بایدبدانداوازنسل قاتلان علی ع وحسن ع وحسین ع والبته از باقیماندگان قاتل هابیل س دردوران ارتداداست اگرچه نام شیعه یاتسنن راباخود یدک بکشد. اگرچه بگوید من عیسوی ام .یا ازبنی اسراییل هستم .یاازسادات آل عبا؟( چرا عبا) هستم.  (مردزناکارجزبا زن زناکاریامشرکه ازدواج نمی کند وزن زناکارراجزمردزناکاریامشرک به ازدواج خوددرنمی آوردوهمه این موارد براهل ایمان حرام است)سوره نورآیه سه به اینگونه فرزندمشرک بوجودمیآید واین جبربدون هیچ اراده انسان براوتحمیل میشود .وژن آتشین اوبه نسل بعدی منتقل میشود .نسلی همیشه زندانی آتش . وچنین ازدواجی برای اهل ایمان رخ نمی دهد . توجه کنید نسلی که باقیمانده است ازنسلهای سابقی که باطل شده اند شامل میلیونها وشایدمیلیاردها نفس انسانی میشود بنابه قول الله گروه مرتدومشرک وکافردراکثریت هستندمحاسبه کنید که این نسل فزاینده چه مصیبت بزرگی را بر زمین اعمال کرده اند وقسمت اعظمی ازآب وخاک را نابودکرده اندباعث فرسایش زمین وکم شدن حجم کروی آن شده اند.یک قول گریزناپذیر .هرچقدرتعدد درمیان گروههای رویگردان ازحق بیشتر وحداکثری باشد متوازن با این تضاداستهلاک آب وخاک بیشترخواهدبود.انسانهایی باطل شده .مرده اکنون درمیان ما در حال تحرک هستند این انسانهای متحرک ازخاکند خاک باطل شده را باهمراه دارند آنها قبل ازمرگ مردن را آغازکرده اند.هراستنباط یا وهمی که انسان را درمقابله با الله قراربدهدازشرک وکفروجنون است این وهم نسل ویا نسلهایی ازانسان را بیمارمیکند که چه بخواهند وچه نخواهند درزندگی تابع این جبرخواهندبود مگر آنکه......باتوجه به آیه بالا یک حرام زاده (نسل  مشرک مترادف نسلی اززناکاران بوده است وخواهدشد) هرگز فرزندحلال نخواهدشد. این رای.این آیه غیرقابل تغییراست.درآخرت ازآنهاپرسیده میشوداز همین اکثریت که چه زمانی در زمین زندگی میکرده اندو آنها ازسپری کردنزمان دریک مدت خاص (لحظات)دردنیامی گویندببینیدوقتی انسان از نسل گروههای مردود ( اکثریت) باشدتابچه است هیچ نخواهد دانست ووقتی هم بزرگ بشودنیزهمینگونه خواهدبود نمی داند او نمی بیندنمیشنود این بچه این کودک درروز آغازین تولدنیزازباطل شدگان است این پیش بینی سرنوشت برای  تمامیت کسانی که ازدین توحیدروی گردانده اند یکسان است جبری است .ازاغاز نیاکان آنها پیشینیان انها پدران و... مرده وازگردونه چرخش زمین خارج شده اند. سهم خاک وآبی که ازآنها انسانی ساخته است نیزازکره زمین کاسته شده است .اینست که آنها زندگی نمی کنندوفقط از زمان لحظه یادمی کنند.مطمئنا ویقیینا این لحظات هم متعلق است به کوتاه زمانی که گرایش به حق داشته اند.هرکس که به حق اقتداءکند هم اوزنده خواهدبود. کودکی گم شده .جوانی گم شده وپیری گم شده نماز وعبادات   وزندگی ومرگ درمسیرگمراهی.ای خواص وای حکومتگران ایران ما مرگ هفتادوپنج میلیون نفر .باطل شدن هفتادوپنج میلیون نفرومتعاقب آن باطل شدن نسلهای آینده شما این فاجعه راچگونه توجیه می کنید ؟ آیات حق الله با سرکوب.با سکوت .با زندان . باشکنجه وبا جاروجنجال .با بازی کردن با زندگی این مسئول وان مسئول واین کشوروان کشورتبدیل نخواهدشد تغییرنخواهدکرد       (آیادرزمین سیرنمی کنندتا ببینندعاقبت کسانی که قبل از آنها زندگی میکردندچگونه بوده است. آنها ازاینان نیرومندتربودندهیچ چیزی درآسمانها وزمین وجودنداردکه خدارا ناتوان کندزیرا اوآگاه وقدرتمنداست.)سوره فاطرآیه چهل وچهار کسانی که پیامبران را تهدیدبه سنگسارمیکردندآنهارامجنون می خواندندتا مردم دراطراف انهاجمع نشوند ودین حق  درتحت حاکمیت سکون وتحجر نابودبشود .با حرام کردن حلال مردم را گمراه می کردند وباحلال کردن حرام انها راازراه الله دورمی کردند .خدایان جعلی میساختند گوساله ها وبزغاله ها را درقربانگاه ذبح میکردند .ازنورمی ترسیدند .هرگز ازخودنپرسیدند هرگز ندانستند که نمی توانند خدارا ناتوان کنند .نمی توانندچون فرعون برجی بسازند.به الله برسند.نمی تواننداز زمین خاک جدابشوند (ما یقیین داریم که نمی توانیم خداوند رادرزمین عاجزکنیم وازدست او بگریزیم) سوره جن آیه دوازده  این سخن یک جن است. اما انسان هنوزکه هنوزاست بعدازقرنها طلوع حق هنوزازادراک .فهم و تعقل دراین سخن عاجز ودرمانده است .ماراچه شده است؟ اوکه ادعامیکند (ولی و یافرعون خدا) است باید بداند که الله هیچ حق طلبی راهیچ دیگراندیشی ویا مسلمانی را مادام که به قتل اقدام نکرده است نمی کشدمگرالله درعرش و آدم دربهشت به قتل شیطان اقدام کرد. که شیطان هابیل راکشت ؟ هرانسان قاتلی اگر بعدازقتل توبه نکند دراحاطه اتش خواهدماند.نسل ولی وفرعون نیزوارث  نسل اولیه انسانی ازنسل قابیل  است وبراو واجب است که توبه کند. دین وارتداد مسئله مهمی است باخون ما با ماهیت وهویت فطری والهی ماارتباطی خاص دارد.  آدم دربهشت با وسوسه ابلیس وتقبل طغیان درواقع قتل نفس میکند  . برعلیه خودش برعلیه  جسم خاکی خود به ابلیس میدان میدهدتسلیم شدن به یک نوع مرگ برای خاک زنده که با شروتاریکی وظلمات اورا بسوی اتش می کشاند. عملکردشرک وکفرکه انسانها درزمین درنهایت جنون جسم خودرا می کشند اما ماتاپایان مهلت وعده داده شده ازان هیچ نمی دانیم.اگرچه دربعضی ازموارد چون زلزله . رانش زمین . ایدز و.... مرگ جسمی افرادرامیتوانیم به عینه ببینیم . تبعیت ازاوهام ازوسوسه های شیطان مفتون جاذبه های خاکی زمین که به عشق خاک به زمین میآید درواقع جنگ انسان گمراه است  باخودش وبا یک نسل که بایدوارث زمین باشد .واینست که الله درنمازازبندگانش می خواهدکه ( بگویند الله نه زاده شده است ونه می زاید شایدکه انسان ازاوهام خود لحظه ای دوربشود وازبیراهه برگردد وبه خاکی بودن خود آگاهی یابد.)نماز یک امر واجب است . ( اوست که شمارااز خاک( زمین ) خلق کرد وخواست تا انرا آبادگردانیدپس ازخداآمرزش بخواهید وبسوی اوتوبه کنید) قسمتی از آیه شصت ویک سوره هود با اگاهی از این آیه است که آدم وفرزندانش دائم در حالت رویگردانی وبازگشت به بقای خودادامه میدهند واما آبادکردن زمین .قبلا نیز گفته شدکه شرک کفروجرم وگناه.....دریک کلام رویگردانی ازدین حق باعث نابودی پیشرس انسان وزمین خواهدشد این یک کلیت است تا دین توحید دراکثریت بماند وهرجا آب باشد آبادانی . وزندگی وخیروبرکت مانا خواهدبود.واز آتش دور . این یک امرواجب ویک آگاهی والزاماهشداری است که برماست که به بقای عمرزمین کمک کنیم بارویگردانی ازباطل .حرام . شروتاریکی .ازشیطان. دراین آیه به یک امرمهم اشاره میشود ادامه حیات ابدی نوع انسان که فقط درگروآبادکردن زمین است .آبادکردن زمین هرگز با رویگردانی ازدین .تسلیم نبودن به چهارچوب بایدها ونبایدهای ادیان توحیدی با.ساختن سلاح وبمبهای ویرانگر.قتل وجرم وگناه میسرنمیشود .ونجات زمین .زمین بی ثبات .زمین بیدفاع جز به یک عزم واراده پاک الهی مقدورنخواهدبود. دراینجا بازهم برخود واجب میدانم  که شماخوانندگان مطالب رویاهای صادقه را درایران وهمه کشورهای دارنده  انرژی نفرت انگیز(هسته ای) را به حرام بودن .باطل بودن ومضربودن انرژی هسته ای ازنوع (مفید ومضر)آن هشداربدهم . ساختن این انرژی دلیل به پایان رسیدن علوم برای درمان بیماریها وپایان اراده انسان برای تکامل علوم نیست مطمئنا برای درمان بسیاری بیمارها روشهای درمانی دیگری هست که از نادیده های جهان ما هستند .نادیده هایی  که تنها ایمان به وجودانها می تواند پیدایش وکشف وابداع آنهارا ممکن کند.همه ما اشتباه می کنیم  همه ما بعضاگناه می کنیم وبعضا مرتکب جرم هم میشویم در قضاوت اشتباه می کنیم .امامسلما قاتل نیستیم .ساختن انرژی هسته ای هم مانندمصرف  مشروبات الکلی ( الکل یک نوع سوخت و اتش است) .مانند مصرف موادمخدر( کاهنده جسم وروان .یادآوری میشودکه حجم زمین مداوما درحال کاهش است).مانند خوردن ذبح حرام (هرآنچه ازحرام است ازآتش است کاهنده خاک وآب وزمین است)حرام است نشانه ارتدادازدین است. تبعیت ازوهم وباطل سوزاننده جسم خاکی ما( خودکشی است) ونابودکننده زمین بزرگ است انتخاب اتش بواسطه انست که انسان درجبردرمحاصره اتش است در ظلمات رها شده است توبه نمی کند برنمی گردد.       (ای اهل ایمان خودوخانواده تان راازآتشی که هیزم ان ازمردم واز سنگ است صیانت کنید آتشی که مسئولیت ان به فرشتگانی داده شده  که خشن وسختگیرندوهرگزنافرمانی خدانمی کنند وپیوسته کاری را انجام میدهندکه برآن مامورشده اند) سوره تحریم آیه شش  وسنگ ؟ همان سنگی که  واجب است برشیطان رجیم  ( بررجیم = رجم. سنگ پرتاب بشود)وپرتاب میشودو سنگسار شایدکه بمیرد شایدکه برگردد.وظالمان . ظالمان سنگ شده .جن همراه باانسان گمراه قرین .قعید .عتید درجهنم نیزهمراه اوباقی خواهدماند .هم اوهیزم وسنگ را اتشین وسوزان می کند.ظالمان ومردم هیزم .                                          ************************************* (درصوردمیده میشودوتمام کسانی که درآسمانهاوزمین هستندمی میرندمگرآنهاکه خدابخواهد سپس دوباره درصوردمیده میشودناگهان همه برمی خیزند ومنتظرحسابرسی میشوند درآن روز زمین به نورپروردگارش روشن میشودنامه های اعمال راپیش می نهندوپیامبران وگواهان را می آورندومیان مرد م بحق قضاوت میشود حال آنکه به کسی هیچ ظلمی نخواهدشد)سوره زمرآیات شصت وهشت وشصت ونه دراین آیه ازانتهای زمان دنیاگفته میشود حتی درپایان دنیا اگرزندگانی درکره زمین باشند با صدای صورمیمیرند(ودراینجا یک مستثنی هم هست کسانی که زنده قیامت را تجربه خواهندکرد)وباز ندای صورمردگان زنده میشوند ودراوج تاریکی زمین ما نورالله را خواهیم دید. دراین آیه نیزمی بینید که تا مرگ آخرین نفر ازنوع بشر زمین بدون یخبندان درچرخش خواهد بود. زمین کوچک با وارثان زمین به حیات خود ادامه میدهد .تا صدای صور به گوش انها برسد اماوارثان زمین هم انها هستند که با ایمان خودزمین را ازفرسایش جبری نجات میدهند  . ( اینست هدایت خداوندهرکس ازبندگانش راصلاح بداندهدایت می کند ) قسمتی ازآیه هشتادوهشت.سوره انعام (ما اراده کرده ایم که برمستضعفین نعمت دهیم وآنها را پیشواووارثان روی زمین قرار دهیم) سوره قصص آیه پنج (مادرزبورقبل ازتورات مقررکردیم که وارث زمین بندگان شایسته ام خواهندبود.دراین نکته ابلاغ روشنی برای مردم خداپرست وجود دارد) سوره انبیاء آیه صدوپنج وصدوشش مستضعفین انها که به جبرقدرت ظالمان ازحق زندگی در دیارخودمحروم شده اند که به جبر حکومت جابران از انتخاب و اختیاربرسرنوشت خویش محروم شده اند زندانی شده اند فقررا تجربه کرده اند . شکنجه شده اند اماهرگزازایمان خودبه دین حق الله رویگردان نبوده اند .می بینید آنها که درسوره زمر اراده الله بر زنده بودن آنهاست همان هدایت شدگان سوره انعام ووارثان سوره های انبیاء وقصص هستند .                                  ( روز حسابرسی مردم نزدیک شده است اما آنها همچنان درغفلت خویش حیرانند) سوره انبیاء .( بگوچه تصورمی کنیداگرخداوندشب تاریک رابرشماتاروز قیامت طولانی کند کدام خداغیرازالله می تواند به شمانوربرساند چراحقایق رانمی شنوید.؟بگوچه تصورمی کنیداگرخداوندروزرابرشما تاروزقیامت طولانی کند کدام الله بغیرازالله می تواند شب راشما ارزانی کند تا درآن آرامش یابید ؟ چراحقایق را باور نمی کنید؟)سوره قصص آیات هفتادویک وهفتاد ودو قیام انسانها درروزاتفاق می افتد صبح بیدارمیشویم . مثل دنیا. به جای خورشیدخاموش نوررالله را می بینیم . دراینجا هم یک کلیت برای همه نافرمانیهای انسان از(حقایق .قول .گفته ها ی الله )آمده است منشاء همه این نافرمانیها عصیانها و طغیانها غیر ازالله است ناتوان است نمیتواند هیچ تغییری درجبرالله انجام بدهد .روز وشب. شب وروز.نور تاریکی .تاریکی نور. تو مگرآیا می توانی؟.پس چرا می کشی؟چرا ادعامی کنی دنیا با یخبندان به پایان خواهد رسید؟چگونه میگویی علی ع برای حکومت خلق شده بود؟پس چرا ازخلق علی ع قرن ما ناتوانی ؟چرا از(اکنون) می گریزی؟ ( وقتی دروازه عذاب سخت را برروی آنها بگشاییم دیگرازهمه جا ناامیدمیشوند.)سوره مومنون آیه هفتادوهفت عذاب سخت .واما عذاب درقرآن آمده است که برانسان دوعذاب نازل میشود یک عذاب است دردنیا ودیگری درآخرت .یکی از این عذاب ها همان رویگردانی وبی اعتنایی ازحق است که انسان دراین وضعیت  تجزیه میشود.سیاه میشود. بعضی هم به عینه عذاب را تجربه میکنند مثل ( ولی ) بودن یا شاه شدن و.....که خودجبرا عذاب را براین افرادواجب میکند ویامثل ایدز مثل ازدست دادن عزیزو....یاقطع دست .اعدام .ودیگر عذاب هم درقیامت روی میدهدو نتیجه آن ورود به جهنم جاودان است.. ( آیا رویاهایشان آنهارا به اوهام می کشاند یا اینکه مردمی طغیانگرند آنها میگویند قران را به خدا نسبت می دهداگرراست میگویند سخنی همانند آن بیاورند.آیاآنهاخودبخود پدیدامدند ویا اینکه خودشان خالقند؟ شایدهم زمین و آسمانهاراخلق کرده اند؟ نه آنها به *حقایق ایمان ندارند )سوره طور آیات سی ودو تا سی وشش (آیا به خزائن آسمانها دست یافته اند ؟ویابرچیزی مسلط شده اند ؟آیا نردبانی دارند که به آسمان بالا می روندووحی واسرار الهی را می شنوند؟ اگرکسی چنین ادعایی دارد دلیل روشنش رابیاورد. آیابرای الله دختران است وبرای شماپسران؟ شایدتوازآنها مزدی می طلبی که آنها توانایی پرداختش راندارند.؟ شایدهم علم غیب می دانند ومی نویسند؟ آیانقشه ای کشیده اند؟ اما خودکافران گرفتارحیلت اند.آیاخدایی غیراز الله دارند؟ منزه است خداازهرچه شریکش میسازند .چنان غرق در باطلند که حتی اگرقطعه ای ازآسمان بیفتد می گویندابری متراکم بود .پس انهارارهاکن تاروزمرگشان راببینند. ) سوره طور آیات سی وهفت تاچهل وپنج  انواع واقسام  رهاشدگان دراین آیات آمده اند .کسانی که ارتداد می ورزندازبیت المال مسلمانان بدون اجازه می بخشند ازبانکها که از ان مردم است اختلاس می کنند .بی حساب میدزدند .باج می دهند . سمندطلایی و کامیون اسلحه ودلار صادر می کنندگویی این همه ثروت راخودشان خلق کرده اند.ازنفت ازگاز واز.....ثروت  مردم مواد مخدروارد می کنند وبه مردم میفروشندواین یعنی نسل کشی انسان . سوزاندن خاک بوسیله شیطان آتش . واماچرابعضی باوهم  فکرمی کنند دختران فرشته مانندند دختران رام . آرام. چه شباهتی به انجیر دارند؟چراآنها را فرشته میخوانید وبا ملائک مقایسه می کنیم ملائک انجیری چه شباهتی با دختران خاک دارند این نوع درک ازعالم بالا نیزازارتداد است . وچه خوب است ایمان بیاوریم که ایجاد تغییربرای اداره زمینی آباد وآزاد جزبه تغییرحکومت مداران ختم نمیشود (دگرگونی پادشاه زمانه را متغیرکند)ازسخنان حضرت محمدص ازکتاب زندگانی حضرت محمد ص نوشته حاج شیخ عباس قمی                                                                                                          ********************************** رویای صادقه( منظم) ساعت زنگ می زندکوک ان را می بندم *درخوابم هواخنک است هوایی خاص نیمه روشن که بوی باران میدهد اگرچه بارانی نباریده است مرطوب است ایستاده ام خودم را ازپشت می بینم . انجا راانگاه می کنم .به فاصله چندمترآن طرف ترپیرمردی درپشت میزی روبروی من ایستاده است با کسانی حرف میزندکه من نمی بینم. بعدمتوجه حضورمن میشود عینک دارد کت وشلواری با رنگ قهوه ای بسیار روشن پوشیده است بسیارپیراست اما سنش پیرتر از ان انسانی نشان میدهد که می بینم. من اورا می بینم اوکه تاریک است پشت به من کرده است ودارد ان پیرمرد را خیره نگاه می کند.من بزرگم گویی دارم از مکانی بالادرجایی مثل یک گودی یادره  یک آدم کوچولویی را نگاه می کنم که بااو نفس می کشم بااوهستم وبااواین رویا را می بینم .اوهم متوجه من هست اما کمی خودرای است مستقل است .پیرمرد ولباس عجیبش که باانکه تمیزاست واطوخورده اما گویی برتنش آویزان شده است تنش ازاین لباس جداست مثل ان میماند که بانگاه کردن درایینه خواسته باشد لباس را امتحان کند ونه باپوشیدن .اگرچه لباس برتن اوبود. مرتب میآید ومیرودومحدوده قدم هایش شاید دومترنمی شدیک پیرمردمعمولی نه چاق ونه لاغر.نه کوتاه ونه بلند اما پرحرارت حرف می زند گاهی پشت میزش می ایستد بعد دوباره بطرف من میآید فقط چندقدم وباز برمیگردد. یک لحظه خیال کردم اورا لمس کنم واینکار راهم کردم نرم بود مثل باد کنک.فقط حس کردم نرم است.بافشاردستم جمع میشد. من اینجا که اورا (آن من دیگر) رادررویا نگاه می کنم گاهی بالاتر میروم به اونزدیک ترمیشوم وباز برمی گردم بدن آنکه پرواز کنم گفتم که من دربالا بودم .برای یک لحظه حس کردم وشایدکه نه بادودستم اورا بلندکردم ازسرکنجکاوی .می خواستم بدانم اوکیست ؟ چیست؟بعدبه جای خودم برگشتم .احساس خوبی دارم. اوهنوزحرف می زندمن کنجکاو به حرفهایش توجه نمیکردم؟اما این بارآمد مستقیم ایستاد روبرویم .نه این منم که بزرگترمیشوم وبه اونزدیک ترمیشوم .می ایستم خیره به اونگاه می کنم احساس می کنم اوهم مثل من زنده است .اومی گوید (( انسان موجودبی نظمی است)) .حرف اورا باخودم تکرار می کنم .( انسان موجودبی نظمی است)؟انسان کدام انسان؟ به خودم نگاه می کنم سراپای خودم را نگاه می کنم هیچ نمی بینم . یک حالت عجیبی پیدامی کنم اوکیست؟اوچیست؟بطرفش میروم همانجا دربین زمین وآسمان انقدرسریع به او نزدیک میشوم که دریک لحظه به اومی خورم . یک برخوردسریع.اوبلند قدشده است انقدربلندکه فکرمی کنم سرش میخواهدبه سیاهی آسمان بخورد. اما یک مرتبه ازاومی گذرم از وسط او .ازقسمت بالای بدن او .همه جاسیاهی است هیچ نمی بینم حتی اورا.در یک خواب عمیق . همه چیزهمه جا فقط سیاهی می بینم .نمیدانم چه مدت میگذرداما یک خنکی خوشایند وچهره امرا که باطراوت است می بینم اوداردمثل یک ماهی ازآنجابرمیگردد میان اسمان بالای سراوست .اه ان منم برگشته ام ودرست روبروی اوقرار دارم .دارم به اونگاه میکنم .آرام شده ام .حرف اومراعصبانی کرده بود اماحالا آرامم. باز حرف می زند .؟من مرتب هستم پس اوچه می گوید .چرابه من می گویددوطرف آنجایی را که ایستاده ام نگاهی می اندازم اماجزهواهیچ نیست اما اوازبی نظمی انسان می گوید باید ازکسی بپرسم .هواخنک است .من دراوجم .اورا ( آن من دیگر)رامی بینم هنوزپشت به من درآنجاست اگرچه کوچک است به خودم نگاه می کنم ازخودم می پرسم(من موجودبی نظمی هستم؟ )آه من چه کردم که بی نظم هستم ؟.دارم از پشت کشیده میشوم یک نیرویی بی اراده داردمرا جمع می کندتا می کند وازپشت باخودش بطرف تاریکی می کشد اگرچه من نمی بینم کیست ؟حس خوبی دارم .من تسلیمم .همچنان ازدوطرف به سوی بالا کشیده میشوم . وغیب میشوم .اودیگرآنجا نیست دستهایی دارندمرا به عقب می کشند دستهایی که دیده نمیشوندوبسیار بزرگند دودست بزرگ ازسمت راست ودودست بزرگ چپ مرا به عقب می کشنددستانی که تانیم تنه من قراردارند.وتاریکند نه درتاریکی قراردارند ازدنیا هستند .جایی که من برمیگردم *بیدارشده ام ساعت شش است صبح است . اینجاهم فقط هواست نیمه تاریک وخنک. اما نام اینجا زمین است ورویا نیست .برگشته ام به موقع تا از اوبیاموزم که گذشتن از اجابت ازوعده او گذشتن از خط قرمزی به نام رویاست وبی نظمی ؟ درقاب وارونه ارتداد ومن یک بی نظمی را دربین فرزندارشد آدم وفرزند کوچک او برای تو آورده بودم که ازعالم بالا به من بدینگونه به من آگاهی داده شد ونیزآیاتی که درزیرنویس مطالب این قاب برای تو آورده شده بود.اما نرمی وجودآن پیرمرد راهنوزدردستهای خودم حس می کنم .                                                   ***********************                                                 رویای صادقه با (دیگران) * درخواب .درانجا نشسته ام .پشت یک میز . میزی که بطرف آشپزخانه قراردارد. من تنها نیستم دردوطرف من یک آقای میانسال نشسته است ودر طرف دیگرم ( سمت راست) دخترکی نحیف ولاغر که صورتش را نمی بینم نمی توانم ببینم دخترکی که موهای بلند وروشن دارد. مرد باکت وشلوار قهوه ای درطرف راست من نشسته است.میانسال است وخوش صحبت .ویک خانمی هم باموهای بلند مشکی روبروی ما سه نفر آن طرف میزایستاده است غذایش را پخته ومیخواهدازما پذیرایی بکند. دخترک دخترک خیلی کوچک است به گونه ای که فقط موهایش رامیتوان دیدونیمه تن او پاندارد. نمیدانم چگونه روی صندلیش نشسته است اما موجودخیلی آرامی است .صورتش را نمی بینم .شایدصورت ندارد.زن ومرد مدام باهم حرف می زنند .نمیدانم آنجا چکارمی کنم به حرفهایشان دقیق نمیشوم .من اصولاموجود کنجکاوی هستم ( فقط دررویا)بیش ازآنچه به انسانهای اطرافم دقیق بشوم به مکان وهوا وزمان اهمیت میدهم . خوب یک جمله هم بدنیست که بشنوم .آن زن روبه مردمیگوید((می بینی اینجاکه ماهستیم نمیشودنفس کشید )) بعد بینی اش را بالا میکشدومیخواهدنفس بکشدامانه نفسش بالا نمیرود. یک حس نفس تنگی وقتی طرزنفس کشیدن زن را می بینم به من دست میدهد. من هم نفس عمیقی می کشم؟ نه هوارااصلا نمیشودحس کرد.احساس خفگی به من دست میدهد. امامن می توانم انجا بمانم.هنوز نشسته ام منتظرم برایم غذا بیاورندان آقا ودخترک عجیب هم آماده اند غذایشان را از دست ان زن بگیرند . مرد بلند میشود دردستش یک بشقاب  بشقاب؟ این بشقاب اول رنگ ورویی نداشت اما توجه وکنجکاوی مرا به خودش جلب کرد بلند شدم بالا رفتم .میان هوا بدون آنکه بال بزنم بدون آنکه حس سنگینی بکنم خیلی سبکم. درست بطرف بشقاب رفتم . چه رنگ آشنایی دارد فنجانها .لیوان .چقدربزرگ شده ام وروشن . عجیب است ان دخترک عجیب وغریب  کوچولوهم کنارصورت من درهوابالای سرآن آقاآمده است صورتش را حالا می بینم چه شاداب است یک لبخند شیرین هم برلب دارد.بشقاب من هم دوست دارم روزی ازغذای این بشقاب بخورم . دوست دارم این بشقاب مال من باشد . زن بشقاب را ازدست مرد میگیرد هردوما من ودخترک بطورغیرارادی برروی صندلیهایمان برمیگردیم بدون آنکه بال بزنیم ازعقب وازپشت یک حس یک نیروی عجیب مارابرسرصندلیهابرمیگرداند حالا من نشسته اما همه چیزدارد ازمن فاصله میگیرد آنها همه دارند کم کم محومیشوند . عجیب است من غذاخورده ام خیلی سیرم .میگویم ( باید بروم بایدبرگردم.) خداحافظی میکنم وبلندمیشوم وآرام وقدم زنان بطرف درآشپزخانه که دیده نمیشد میروم .من تنها نیستم یکی ازفرزندانم نیز بامن است .اوکجا بودنمی دانم .اما حالا هست ومهم اینست که با اوازآشپزخانه خارج میشوم .درحالیکه میروم اشپزخانه راوراندازمی کنم آشپزخانه بزرگ وکم نوری است .ودارم بیرون میروم جلوی خودم را نمی بینم هیچ چیزی دیده نمیشود.بیرونی که نمی بینم چندمتراز آنجا بندتراست. *آه صبح است من بایدبیدار بشوم ازقبرآمده ام و به اوکه به من دراین رویا وعده ای دیگرداده است سلام می کنم.سلام ای رب                                                      ********************** رویای صادقه( افسوس) * درخوابم .دریک سینی دوظرف گذاشته ام دوظرف بلور با چلووخورشت .هردوظرف لبریز است.دارم انرا به زنی گدا میدهم زنی که چادرمشکی پوشیده است وصورتش کمی پیداست .سینی را ازمن میگیرد .وقتی سینی را به اومیدهم آهی آرام میکشدبرمیگردم به ظرفها نگاهی می اندازم .عجیب است که هردونیمه خالی است ظرف خورشت هم فقط آبگوشت هست ویک تکه گوشت نیم سوخته.بوی بدوتلخ سوختگی خورشت رامیشوددرهواحس کردغذایی که خوب پخته شده بودحالا باید به این شکل باشد؟چه میشودکرد.آه اواینجا چه میکند ؟ فرزندم را میگویم برگشته است به دوران کودکی اش.بچگی اش.این طرف وآن طرف میرود باحرکاتی شبیه بزرگترها.مرتب وتندتندحرف می زند.ناگهان آهی بلندمی کشدومی گوید( من هرگز یادم نمیرود که تو مرا ازان غذا ندادی .من تورا نمی بخشم).میدانم دارد لاف میزند. ازاینکه این چنین حرفی زده است ناراحت نمیشوم وافسوس هم نمیخورم .فقط به اومی گویم (بلندشو بلندشوبرویم .باید برگردیم). *وصبح بامن است با زمان رفته ام وبا زمان برمیگردم .من جای صبح را پیداکرده ام                                                ************************** رویای صادقه(ازدور) *درخوابم . درآنجا ایستاده ام وباصدایی بلندحرف میزنم.چه صدای گوش آزاری دارم . باچه کسی حرف میزنم؟بایدببینمش.می چرخم میان زمین وآسمان دریک یادومتری بالای زمین درحرکتم.آن من دیگرانجا درخشان وروشن پشت به من ایستاده است.شاید دومتربلندی قداوست (آن من بزرگ است)اما من کوچکم وتاریک .ونرم وسبک.اودارد باصدای بلند باکسی جروبحث میکندآمرانه حرف میزند.درحال حرکت دربین زمین وآسمان میروم بطرف اومیخواهم بدان با چه کسی حرف میزند . ببینیدخواننده خوب هرجا که من کنجکاومیشود البته دررویا سریعا بدون انکه حس بکنم به سمت شی یا شخص یاموجودی که مرابه خودجلب کرده است کشیده میشوم .وانقدربه آنچه مرابه خود کشیده نزدیک میشوم که تنگی یاگشادی چشمانم را درست درچندسانتی متری ظرف می بینم .یعنی منی که رویارا می بینم ودرخوابم انچه در رویامرابه خودجلب کرده است همزمان با اوکه درمتن رویاست ازنزدیک می بینم.والبته چشمان کنجکاواورا.حرکات او را.و..دریک حالت بی وزنی خاص .او بالای سرشخصی ایستاده است که چمباتمه زده است وخیال نداردهیچ عکس العملی درمقابل آن من دیگرکه بلندقدهم هست ازخودش نشان بدهد.سرش را وسط دوزانویش قرارداده است وآرام نشسته است شایدجانی نداشته باشد؟ امانه اوزنده است امافقط جسمش به رویای من امده است گویا جمله ای رابرزبان آورده است که باعث خشم وعصبانیت من شده باشد.حالا ما دوتا ( هردوی ازمن) باهم یکی شده ایم .بازدادمی زنم ومرتب میگویم( تواشتباه کرده ای)نمی فهمد  دلیل مرا نمیپذیرد.این درک من است.افکارمادرضدیت باهم است اومرداست ومن یک زنم .دلیلش اینست؟هنوز بالای سرش ایستاده ام ( یک یا دومتربالاتر) به اومی گویم( پس کی می خواهی عوض بشوی ؟)اما اوسرش رابلندنمی کند حالا سرش را ازوسط دوزانویش بیرون آورده اما بازهم سرش رابلندنمی کند.فکرمیکنم .شایداو آنجانبوده است با این فکر یک حس به من میگویداودیگرآنجانیست.پس اوکیست؟ سرش راکمی  بلندمی کند من به چهره اش دقیق نگاه میکنم .او صورت ندارد .صورتش چون ماه می درخشد.یک نیروی عجیب هم دارد که ازشدت حسی مثل بی حسی من نمیتوانم به صورت اودقیق بشوم .چه مدتی بایدبالای سراوبایستم شایدحرکتی بکند.ناچارم اما یک صدامی شنوم ازفاصله ای دور.ازقرنهای دورگذشته ازسمت راست است. من بالاتر رفته ام این صداها درزاویه صورتم ردمیشود وبه گوشم میرسد مثل یک موج که عمدا درهوا به گوش کسی رسانده بشود صدای اذان است .چندین موذن باهم دارند اذان می گویند صداهرلحظه بلندتر وبلندترمیشودگوشهایم را آزارمیدهدازشدت درد چشمهایم را می بندم. کمی بعدمسیر صدارا نگاه می کنم .من هنوزبالای سرآن شخص درمیان آسمان ایستاده ام .اوسرش را بلندنکرده است .یک حس با من است شمارش شروع میشود .هوا خنک است روح افزاست.صدامرا رهانمیکند.دارم ازآن بالا جایم را تعویض میکنم .به خودم نزدیک ونزدیکترمیشوم .هواخیلی خنک است .باشد آمدم.آمدم *آرام برگشته ام بروی زمین سخت .وصبح نماز است .من با زمان به صبح برگشته ام.آیازمان صبح تغییرمی کند؟. *وبازرویا وبازرویایی دیگر.این خواب نیست برای من معجزه است.من اراده کرده ام که ان روز. روزبزرگ معادنیز برگردم.امابا رویایی که هرگزبرای من خوابی ابدی نبوده است . (آنان که دین شان را به بازی وسرگرمی گرفته اندوزندگی دنیاآنهارافریب داده استامروزنیزمافراموششان می کنیم همچنانکه آنهادیدارچنین روزی رافراموش کردند و آیات مان راانکارنمودند.)سوره اعراف آیه پنجاه ویک                                              ******************************                                             منتظری درانتظارنور                                    (به نام خداوندبخشاینده مهربان) (خداگوید چند سال درروی زمین زندگی کرده اید؟گویند یک روز ویاکمترازکسانی که هوش وحواس شمردن دارندسوآل فرما.خداگویدجزلحظاتی اندک دردنیانبوده ایدالبته اگربتوانید درک کنید.آیا پنداشته اید که ماشمارابیهوده خلق کرده ایم وهیچگاه برای حسابرسی بسوی مابازنمی گردید بلندمرتبه است خدایی که فرمانروای حق است هیچ معبودی جزاونیست وپروردگارعرش کریم است هرکس با الله خدایی دیگررا بخواند نسبت به ادعایش هیچ برهانی نداردوحساب اعتقادوعملکردش نزدپروردگارش موجوداست بی شک منکران حقیقت رستگارنمیشوند وبگوپروردگارا مرا ببخش وبرمن رحم کن که توبهترین رحم کنندگانی) آیات صدوشانزده(می بخشید انسان موجودبی نظمی است) آیات صدودوازده تاصدوهجده سوره مومنون خردادو بازماه خردادوتمامیت خواهان ایران و(فوبیای) خردادکه ظالمان رابه زانودرخواهدآورد (ایران ما)خوزستان   یادم هست که بیگناهان درزندان شماچه سالهای زیبایی ازعمرشان قربانی جهل شمامیشود یادم هست چه خانواده هایی بابیرحمی ازهمسر. پدر وفرزند دورشده اند.یادم هست که روز ولادت مردی سرفراز را به همه خانواده سبزایرانیان و به همه خانواده های شهیدان وبه همه زندانیان بیگناه زندانهای شما تبریک بگویم . یادم هست که بگویم علی ع مردی بود که به شرک وکفروظلم نه گفت .یادم هست که دردنیا مسافران باایمان کشتی موهوم شما راهرگزندیدم ودربهشت شماآزادی وامنیت وآرامش راهرگز تجربه نکردم. یادم هست که حق را هرگزازدشمنش طلب نکنم .یادم هست که الله یکی است وقانون (اصل ولایت) دین شما افسانه دروغینی بیش نیست ..یادم هست ......اما شماهم یادتان باشدکه ایمان بیاورید که هرگاه حق بیاید باطل درجبراست تا برود. مدن ملائک برایمان اورندگان به امرالله گواه حقانی

قاب وارونه ارتداد و من (شیطان)


                بسم الله الرحمن الرحیم                                                                                                                      به نام خداوند بخشاینده مهربان                                                                                           (بگودرزمین سیاحت کنیدوببینیدعاقبت تکذیب کنندگان حقایق چه بوده است؟ بگوآنچه درآسمانها وزمین است ازآن کیست؟ بگوازآن خدایی است که رحمت وبخشش را برخودش واجب کرده است) قسمتی ازآیات یازده ودوازده سوره انعام (وهنگامی که اهل ایمان سوی تو آمدند بگوسلام برشما .پروردگارتان برخودش رحمت وبخشش را واجب کرده است) قسمتی ازآیه پنجاه وچهارسوره انعام ************************                                                   قاب وارونه ارتداد ومن ( شیطان)                                                (به یکتاپرستی وتسلیم شدن دربرابرحق روی بیاوراین فطرتی است که خداوندانسانهارابرآن آفریده است و آفرینش خداتبدیل نگردد.این *دین پابرجاست هرچنداکثرمردم ازآن بی خبرند) سوره روم آیه سی                                                    (سوگندبه آسمان باراههای روشنش .که شمادرعقاید مختلفید.هرکه ازقبول حق سرباززندازحق منحرف شده است .) سوره ذاریات آیات هفت .هشت ونه  به یقیین انسانهادرعقاید متفاوت می اندیشند می بینند . درک شان ازدنیا و آخرت درانواع است وعقلانیت انهادرطول زندگی هرگز دریک تعادل  قرارندارد.اما همه زنده اند راه می روندحرف می زنند میخورند.مینوشند میآیند ومیروند وانتخاب می کنند.احدی از نوع بشرنمی تواندانسانهارا برای انتخاب عقیده مطلوبش زیرسوآل ببرد .زندانی بکند . شکنجه بدهد مورد بی حرمتی وتحقیر قراربدهد هیچکس نمی تواند که اگر کسی بایدمی توانست همانا اوخالق تمامیت هستی بود. واگر کسی انسانهارا برای انتخاب در محدودیت قراربدهد زیرسو آل ببرد درواقع ایه بالا را ردوانکارکرده است ارتداد ورزیده است . همه ما به دلیل حق انتخاب خود بدون آنکه *بدانیم درزندگی درافراط وتفریط درپیروی ازعقاید ازبعدآفرینش و دین ومعنویت نگاهی متفاوت داریم . می پذیریم .می شنویم .نمی خواهیم .....تایید می کنیم ویا روی برمی گردانیم درحالت معنوی اگر انسان دائمادر رکود وسکون انتخابهایش باشد وهرگونه پاسخ وعکس العملی را نسبت به دعوت یا هشداری را برای تغییردرعقیده  درست با تغافل ردکند مابا یک بیماری به نام جنون روبروهستیم که دین الهی آنرا به دلیل حق را کتمان کردن وانحراف می داند  نااگاهی اکثریت انسانها یی که ( پارا ازحق فراتر) می گذارند با ( منیت) شکل میگیرد وبا اوهام اوج میگیرد.وواکنشها ی مربوط بدان درانواع متفاوت ازبیماری جنون گریبان گیر شخص وجامعه  میشود.وطبیعی خواهدبودکه باتسلط اوهام ومنیت (درون گرایی) انسان ازانسانیت خوددوربشودو درحق انتخاب خود برای خارج شدن ازاین حالت درسکون محض بی ارادگی در تصمیم به مادیت گرایش پیدابکند درواقع مادی گرایی دست آویزی است که شخص برای پنهان کردن ناتوانی درادراک  وشناخت عیوب خود به آن پناه می برد. وما این دوره خاص خلاصه شده درجنون رافراموشی یا الزایمر می گوییم .   ********************************                                         درآغازاین قاب شایسته است که به مسئله سوآل برانگیز(سنگسار=رجم)ازنوعی دیگر نگاه بشود ( ودین چه کسی  زیباترازدین کسی است که سراپای وجودش تسلیم خداوندشده است؟ درحالیکه نیکوکاراست وازآیین یکتاپرستی ابراهیم پیروی می کندواین چنین است که خداابراهیم را به عنوان دوست برگزید) سوره نساء آیه صدوبیست وپنج *ازتسلیم به الله می گوییم.درحالی که به آیات او قول به حق او ایمان نداریم .( من ) راوانتخاب خودرا نگاه خودرا . شنیده های خودرا . طرز تفکر ناقص عقلانی خود را .درک عجولانه خودرا وقوانین ساختگی خودرا بر کلام او برتری می دهیم وآنرا بر  نماز خود .زندگی وعبادات خودو مرگ خود برتری می دهیم  (زیرااگرآن قوم *ناسپاس شمارا بیابندبی درنگ سنگسارتان خواهندکرد ویا اینکه مجبورتان خواهندکردتابه دین و آیین آنها برگردیدکه دراین صورت هرگز روی رستگاری رانخواهیددید ) سوره کهف آیه بیست *درآیه بالا که مخاطب آن یاران کهف یا ایمان آورندگانی است که به دلیل تسلیم به دین الهی بایستی به سنگسارمحکوم بشوندآنها بعدازبیدارشدن ازخواب شگفت انگیز سیصدونه ساله به قرن دیگری واردمیشوندآنها درزمان وعصرخود یا بایدارتجاع ( دین پدران)رامی پذیرفتندویادربرابرکسانی که دین پدران خودرا رهانکرده اند بایستند. ( واگرمرا محکوم به سنگسارکنیدبدانیدکه من به پروردگارخود وشما پناه برده ام) سوره دخان آیه بیست *این هم پاسخ موسی س است به بندگان وبردگان فرعون که گویای اینست که  قوم فرعون مجازات سنگساررادرمقابله با کسانی که به دین دیگر گرایش پیدامیکنندوتغییر دهندگان دین جدیدرادرمیان خوددیوانه یا جادوگرمی دانسته اند درپیش میگرفته اند این پیامبر هم باجدیت درمقابل رای آنهامی گویدکه من به الهه شما خدای موهوم شما فرعون .(ولی .شاه .بت). پناه نمی برم وجایگاه حق الله را به آنها نشان می دهد فقط الله است که مرا ازشر خدای شما درحفاظت دارد خدای انان مشتی خاک است . (چگونه وازکجا به چنین حقیقتی دست یافتند درحالیکه پیامبرآشکار بسویشان آمده بود ؟ اما ازاو روی برگرداندندوگفتند دیوانه ای تعلیم داده شده است) سوره دخان آیات سیزده وچهارده (اشراف کافرقومش گفتند این نوح چیزی نیست جزبشری مثل شمابااین حرفهامیخواهدبرشمامسلط شوداگرخدا میخواست پیامبری بفرستد حتمافرشتگانی رامی فرستادتابه حال چنین چیزی را حتی ازپدرانمان نشنیده ایم .نوح فقط مردی است که به او دیوانگی عارض شده است چندصباحی به او مهلت دهید(شایدخوب شود ویا بمیرد)سوره مومنون آیات بیست وچهاروبیست وپنج به آیات توجه بکنید قوم کافر از خدا می گوینداین دلیل برآنست که این قوم نیزبروجودالله آگاهندواز اهل کتاب هستند (آنگاه فرعون رو به اطرافیانش کردوگفت آیا نشنیدید؟.گفت پروردگارشما وپروردگار نیاکان شما.فرعون گفت پیامبری راکه برای شمافرستاده اند دیوانه است ) سوره شعراء ( اوفرعون باتمام توان از حق اعراض کردوگفت موسی یاجادوگراست یادیوانه ) ذاریات سی ونه پیامبری دیگر برای مبارزه با شرک ظهورکرده است وباز اورامجنون می خوانندمخالفان  این پیامبرهم مشرک هستند ومی بینیدکه بنابرسنت پیشینیان فرعون راالله می دانند . (بدینسان هیچ پیامبری برآنهایی که قبل از اینان بودندفرستاده نشد مگرآنکه گفتندیاجادوگراست یا دیوانه آیا یکدیگر را به چنین جوابی وصیت کرده بودندنه آنهامردمی طغیانگرند.) سوره ذاریات . این سخن یک یاد  آوری است از الله قهاربه آخرین پیامبر جهان هستی حضرت محمدص از حقیقت رسالت پیامبران قبل از او اقوام واشراف قریش نیز درآغاز رسالت حضرت را دیوانه وجادوگرخوانده بودند (به آنهاپندوتذکرده زیرابه لطف نعمت پروردگارت نه کاهن هستی ونه دیوانه.) سوره طور آیه بیست ونه ( اهل کفر هنگامی که قرآن را شنیدند نزدیک بودبا چشم ونیت پلیدشان تورا به ورطه هلاکت اندازند وادعا می کنندکه اودیوانه است)سوره قلم آخرین آیه (بگومن شمارابه یک چیزموعظه می کنم و آن اینکه دونفردونفر ویاتک تک برای درک حقایق الهی قیام کنید وسپس بیندیشید تا بفهمیداین دوست شما هیچگونه جنونی ندارداوبرای شمافقط یک *هشداردهنده ازنزول عذاب شدیدالهی می باشد) سوره سباء آیه چهل وشش قیام یا بلندشدن برای استنباط ودرک  درست ازحقایق ( آیه ها قول ها وگفته های الله) نشانه آنست که شخص جنون ندارد ( غیر مستقیم انها را دعوت به دین خود می کند غیر مستقیم به آنها میگوید هرکس قیام نکند هم او دیوانه ومجنون و ازسهم شیطان است  غیرمستقیم به آنها می گویدهرکس قیام نکند درمقابل حقایق الله ودرمقابل من ایستاده است )محمد ص با ذکراین آیه نگاه ونظر شخص شنونده آیه را به اشتباه بزرگی که دربرابر دین حق الله  ازخود نشان داده است معطوف می کند و*هم آنکه به آنچه  که می بینندوباور آنکه محمدص به آیات حق یک قیام کننده است و قرآن این گفته را تاییدمی کندبه تقلید ازاوبایدکه به قیام او اقتداءکنند .دراین آیه اشاره میشود به کلمه هیچگونه جنون .که ابتلاء به انواع واقسام جنون را محمدص به شنونده وخواننده القا می کند که منشاء انواع جنون  ازتاثیر نشستن .یا قیام نکردن به توحید ویگانگی الله است ومحمدچون قیام کننده است پس مبتلاء بودن خود را به دیوانگی رد میکند.حقایق همانا گفته ها . قول ها وعده ها ( وعده ها .مهلت ها .قیامت . بخشش .رحمت .نجات مومنین .عذاب کافران .بهشت وجهنم .عمرجاودانه و...... می باشند)پس هرکس از درک این حقایق عاجز باشد او مجنون است . اوهمان قعیداست . تابع جن شیطان است .می باشد ودر لحظه ای که حق بایداجابت بشود واوازحق سرباز زندیعنی که اومجنون است. امروز نیز محمد ص دوستدارکسی است که به حقایق ایمان بیاورد . پیامبری زنده از حقایق وقول الله زنده میگوید حتی اکنون زندانی شدن دروهم به بیراهه های گمراهی رفتن( با وهم خیال می کند با زمان میرود) درحالیکه همواره نشسته است .برابرخاک است .مرده است .مدفون شده است وزنده نیست .زمان اورا ردمی کند قعید همان مرتداست ..اما قیام کننده به حق درهمه زمانها زنده است میتواند به قرنها ی قبل از عصر خودبرود(یا به معراج برود) ویا به آینده سفرکند . پس می بینید وقتی از قرنهای آینده گفته میشود محمدص در قرنهای آینده نیز زنده است تصور اینکه زمین می چرخد هرچه از خاک است می چرخد زمان می چرخد درمورداراده باطل نشستگان یا قاعدین درتضاد است .قعید با حذف زمان ودر صورت ادامه جنون خود تبدیل به خاک میشود تجزیه میشود .بی آبی .فرسایش خاک او. روانه آتش میشود .سرنوشت قعید نسل اورا میمیراند زمین را دچاربی آبی می کند.عدم تعادل آب وبقا ء موجودزنده  کره خاک را دچار مرگ زودرس می کند.زمین لحظه به لحظه کوچکتر وزمان کوتاه ترمیشود وقیامت نزدیکتر. شعیب .نوح . موسی ابراهیم .محمد .و...پیامبران دیگر الهی .همه  پیامبران به جنون متهم شده اند وچون سخنان آنها از روی حق بوده است وتاثیر گذار بعضا به جادوگری نیزمتهم شده اند وبه سنگسارتهدید می شده اندالهه آنها با الله این پیامبران فرق می کند آنها الله موسی  س را عیسی س را محمدس را و..... رابا الله خودشان مقایسه می کنند عجیب است که شخص خودش را نبیند اما درخیال  فکربکندکه دیگری براوبرتری دارددین توحید انسان را به برابری در آفرینش دعوت می کند همه انسانهاباهم برابرند .وقتی پیامبر کافران ومشرکان را دعوت به قیام می کنددرواقع هشدارمیدهد که آنهافقط دراینصورت با پیامبرخود برابرند ( یک اشاره می کند به پیامبران قبل از خودکه انها نیز برای ادراک حقانیت آیات الله قیام کرده اند ومجنون نبوده اند دراینجا نیز پیامبرتاکیدمیکند این آیه را وآیات بیشماری که از حق وباطل میگویند واز نشستگان .ظالمان .مجرمان ... تاریخ که درقران ازانها نام برده شده است ومهر تاییدی است برجنون مخالفان دین درتمامیت پیام آوری انبیاء)وقبلا گفته شدکه شیطان انسان را به نشستن و سکون وسنگ شدن یا تحجر وسوسه میکند ونشستن عملی است متضاد برقیام. (گفتندیا شعیب بسیاری ازچیزهایی که میگویی نمی فهمیم ماتورادرمقابل خودناتوان می بینیم واگرقبیله ات نبود بی درنگ توراسنگسار می کردیم وبدان که هیچگاه برما پیروز نمی شوی) سوره هودآیه نودویک *دراین ایه هم ازتهدید شعیب پیامبربه سنگسارگفته میشود.این گروه هم حرفهای شعیب را نمی فهمندتصویر ایده آل الهه های آنهادرروزمرگی های دنیا حک شده است تبدیل به سنگ شده است الله آنها پنداروهمی بیش نیست اما تنها راهی که شیطان آنها را بدان می خواند همین تکیه بروهم است. اما مادرقران با گونه ای دیگر ازنزول بلای آسمانی چون سنگسار روبرومیشویم (وهنگامی که فرمان ما رسیددیارشان را زیر وروکردیم وبارانی از سنگ سجیل پیوسته بر آنها باریدیم سنگهایی نشان شده که از جانب پروردگارت آمدندبدان که این سنگها از هیچ ظالمی دور نیستند) سوره هودآیات هشتادودووهشتادوسه سنگ ویا باران سنگ این هم گونه ای سنگساراست اما فاعل وکننده آن یک موجود زمینی نیست اوصاحب اراده است  این آیات بازگویی ازیک معجزه است.باران سنگ برانسانهایی سنگ شده خاک سخت شده .ظالمان اکثریتی که از شدت ظلم برخود سنگ شده اندمرده اند مگر سنگ با دعوت با ابلاغ  باهشدارزنده میشود انسان میشودتغییرمی کندنرم میشود؟ پس برای خوردکردن سنگ مرده فقط سنگ می تواند کارساز باشد. شبیه ترین نوع سنگسار ظالمان .منکوب کردن آنها توسط ظالمان قوی تر دردنیاست که درقرآن آمده است . چراما سنگ را فقط در دست انسان می بینیم.؟ ( واگرخداوندعده ای را بوسیله عده ای دیگر منکوب نمی کردبدون شک دیرها وصومعه هاومعابدیهود ومسیحیان وبسیاری مساجدی که نام الله درآن برده می شود.اکنون ویران می شد) قسمتی ازآیه چهل سوره حج دراین آیه هم از زبان حال گفته میشود با فعل میشود .یعنی این نوع هلاکت ظالمان قبلا هم بوده ویک راه برای نجات مظلومان است که اراده الله برآن حاکمیت دارد.اگرچه ما نمی بینیم وباز پیامبری دیگر( گفتند پروردگارمان آگاه است که ما بسوی شمافرستاده شده ایم وما وظیفه ای جزابلاغ حقایق روشن نداریم.آنها گفتند ماشمارابدیمن وبدشگون می پنداریم. اگرازسخنانتان دست برندارید همه شمارا سنگسارمی کنیم .ازمابه شماعذاب سختی خواهدرسید) سوره یس آیه هجده   *.بازهم دعوت به حق وبازهم تهدید به سنگسارسه پیامبردعوت کننده به دین توحید دراین آیات دیده میشود.ازطرف قومی که خدایان مختلف را می پرستیده اند .توجه کنید که این مخالفان  پذیرش دین آورده شده از سوی الله را ظلم برخود می دانسته اندآنها با بدیمن وبدشگون خواندن این پیامبران آشکارادین حق را انکار می کنند ودرواقع دعوت به توحید را ردمیکنند.توجه داشته باشید وقتی مسئله ازدست دادن مادیات . پایین آمدن ازحکومت . صرف نظرکردن ازقدرت وثروت درمیان باشد این را از دیوانگی می دانسته اند که تابع یک اقلیتی بشوند که دائم ازمعنویات می گفته اند. درآیه بالا از وظیفه یک پیامبر هم گفته میشودابلاغ حقایق روشن ونه تحریف .یا تجزیه وتبدیل آن پس اهل کتاب این پدیده مغایر با مصالح ومنافعشان را برای خود خطری بالقوه می دیده اند .به یاد بیاورید که دوسال واندی پیش حکومت ایران همین موضع اهل کتاب را درمقابل مردم ایران که به حق خواهی و به اعتراض به خیابانها ریختند انجام داد.  گویا این حکومتگران وظیفه یک ایمان آورنده به نام محمد یا علی یا حسن یا .....را نمی دانستند که به کشتار انسانهای بیدفاع مباهات می فروشند .حقایق روشن با اسلحه رد نمیشود با دروغ و بزرگ نمایی  سخنان فلان وبهمان ..نمیمیرد .هرکس چنین بپندارد همانا او مرتد است. (گفت ای ابراهیم آیاازخدایان من بیزارشده ای ؟ اگرازاین کار دست برنداری قطعا سنگسارت می کنم ( می کنم)فعلا برای مدتی طولانی ازمن دورشو.) سوره مریم آیه چهل وشش (گفتندای نوح اگر از این حرفهادست برنداری  بدون شک سنگسار می شوی) سوره شعراء آیه صدوشانزده وهمچنین است سنگسار جن ازسوی الله درآیه نه ازسوره جن (مادرجاهایی که شنیدن اسرارعالم بالا ممکن بودمی نشستیم اما اکنون هرکه بخواهدگوش دهدشهابی چون تیررادرکمین خودمی یابد) و (آیا ندیدی که پروردگارت با اصحاب فیل چه کرد؟ آیا نقشه اشان راتباه نکرد؟ برسرآنها پرندگانی را گروه گروه مسلط کرد.پرندگانی که آنهارا با سنگهای *سجیل می زدندوسرانجام خداآنهارا چون کاه نیم خورده نمود) سوره فیل ویک هشدار (آیا به آسمان وزمینی که روبرویشان وپشت سرشان قرارداردنگاه نمی کنند تاعظمت هستی و آفرینش راحس کنند اگرمابخواهیم آنهارادر زمین فرومی بریم ویا پاره ای ازشهاب سنگهای آسمانی رابرسرشان فرودمیآوریم ودراین عبرتی برای هربنده توبه کارخواهدبود) سوره سباء آیه  نه دربعضی ازآیات بالا می بینید که پیامبران یااولین ایمان آورندگان یااولین  مسلمانان (اهل تسلیم به ادیان توحیدی مسیحیت ….دین محمد) درآغاز تبلیغ دین الهی درمقابله با کفر وشرک به سنگسارتهدیدمی شده اند واما در آیه آمده از سوره جن ازپرتاب شهاب سنگها یی ازجهان ماوراء بسوی جن آمده است (ابلیس گفت .اکنون( گفت زمان گذشته را به ما یادآور میشود واکنون زمان زنده تا زمان مایعنی  زمان انسان معاصر را. پس شیطان از گذشته تا اکنون زنده است .مهلت او تمام نشده است کفروشرک وبی ایمانی هنوز ادامه دارد. از عرش تا اکنون. اکنون زمان دائم همواره دراستمرار .زمان نمی میرد برای کسی که برقول الله باشد این عجیب نیست که ابلیس اینگونه ماموریت می یابد که با الله همراهی بکند درصورت رویگردانی انسان ازدین الله  زمان برای او متوقف میشوداگرچه اودرظاهر زندگی می کندنفس می کشداما زمان را برای ادامه بقای واقعی را ازدست داده است اوسهم شیطان خواهدبوداگر به دین الله بی اعتنایی کندو از دین الله روی بگرداندوشیطان ازجنس آتش است وانسان اب وخاک را قربانی اوکرده است وتبدیل گشته است به آتش .هیزم.مهلت وفرصتی هم که به او داده میشود ازگونه فرصت ومهلتی خواهدبودکه به شیطان داده میشود اما برای ابلیس اینگونه نخواهدبود اوفقط به آب نیازمند است تا به ماهیت خودبرگردد ماهیتی که آن را باور ندارد .اینست که دائم خودرا فریب میدهد.اوخودرا برتراز انسان میداندوبرتراز انسان فقط الله  صادق است وقول اولایتغییر)جان مرا مگیر وتاروز قیامت به من مهلت بده .خداگفت تواز جمله  کسانی هستی که به آنها مهلت داده ایم)سوره اعراف آیات چهارده وپانزده  این آیات بصراحت به ما میگویند که گروه جن ازمهلت داده شدگانند یعنی آنکه می توانند دردنیا بمانند  توجه داشته باشید دردنیا ونه درخاک ودر حیات خودمختارند به انتخاب سهمی از اکثریت انسانها برای دعوت به آتش ( مادام که نوع بشر برخاک زندگی کند گروه جن بااو همراهی خواهندکرد ودرقیامت نیز( درصورت اطاعت از شیطان) در جهنم جاودان اورا رها نخواهندکرد به همین سادگی ابلیس از الله مهلت میگیردواین مهلت در صورتی به اوداده میشود که او دیگر از وجود اب بهره نمیبرد وفقط عنصر خالصی از آتش است .پس اتش همواره خواهد بود .عجیب است که در سوره ای از قرآن الله به پیامبراکرم می گوید ( قبل از تو ما هیچ بشری را زندگی جاودان ندادیم .عجبا انها می پندارندتوپیامبرهستی هرگاه بمیری آنها جاودانه خواهند بود بدانیدهرکس مزه مرگ را می چشدوماهم شماراهم به امورخیر وهم به امورشرامتحان می کنیم آنگاه با دستاوردتان بسوی ما باز خواهیدگشت) سوره انبیا آیات سی وچهار وسی وپنج . بشری ازجنس خاک خاک میرا.خاک بی ثبات وضعیف عمرجاودانه راازالله میگیرد اینجا هم یک اشاره کلی میشود به آیه  اطیعوا الله واطیعواالرسول .یعنی هرکه از الله ورسول  اطاعت کند هم اونیزعمرجاودان میگیرد .)  بینیم که  پیروان تشیع وتسنن بدون آنکه به این آیه حق که پیامبری با عمرجاودانه دارند ایمان بیاورند همه به دنبال جانشین برای اومیگردند .می کشندو  شکنجه میدهندو فریاد برتری دردین توحیدرا سرمیدهند باید بدانیم رد شدن از این آیه ارتداد است  توجه نکردن عامدانه بدانکه الله صریحامیگوید به محمدص عمر جاودانه داده است نیزرد آیات قرآن وانکار عملی آن واز ارتداد است انتخاب جانشین نیز برای اوو ایمان آورندگان به اطاعت از الله ورسول نیزارتداد می باشد. اینکه علی را از ایمان آورندگان به حقایق ( کلام الله ) ندانیم یعنی آنکه اوعمر جاویدان را از الله نگرفته است ردکردن آیاتی است که الله از وعده دادن عمر جاودان به مومنین .ذاکرین .شهدا .صادقین محسنین ....و میگوید اینکه باطلی ( باطل یعنی مرده . شخص یا چیزی که در دین وجوندارد . نعمت .خیر ونور وبرکت براو یا چیز حرام شده است . مگر میشود با یک مرده که در دنیا نیست هم زندگی کرد ؟ رای باطل .مگرارزش دارد.؟ نماز باطل مگرارزش دارد؟فقط حق زنده است .)را با وهم وبه نام قانون وبه نام جانشین نایب و.... بر مردم نیز تحمیل بکنیم . یک مرده را یک اصل مرده را به نام دین ؟وارد دردین توحید کنیم؟ این پندار نیزرد این آیه است  .قانون رابر آیات حق الله برتری دادن وارجح دانستن از ارتداد است  برتری دادن مادیات یا نظام یک حکومت برمعنویات دین الهی  هم ارتداد است زیرا الله مارا به معنویات ودین خوددعوت می کند نه به حکومت وزانوزدن در برابر مظاهردنیای فانی عجبا .عجبا .شماتوجه بکنید به این آیات گویا تعمدا محمدرا علی را .حسن را و.... وکلیت ایمان آورندگان را *مرده می خواننددرسوگ ؟ آنها زاری میکنند نوحه سرمیدهند و ..تا بتوانند چند صباحی دردنیا به بازی وسرگرمی مشغول باشند .این هم یک کلیت را به ما می رساند که دشمنان دین فکرمی کنند پیامبرمیمیردودراین صورت آنها عمر جاودانه خواهند داشت این طرز اندیشه رد قیامت را نشان می دهد و بلندای عمر ظلم وشرک وکفر را. وعجیب تر انکه بی هیچ  پروایی . با اوجب خواندن حکومتشان در عمل در مقابل الله می ایستند .برمی گردیم به ماجرای پرتاب شهاب سنگها بسوی جن که درفراسوی دنیا ( درسوره جن آمده است)که برای دورکردن وراندن جن شیطان( مگرنام شیطان رجیم= رانده شده نیست؟) آمده است.در آیات سوره سباء وهود وفیل  الله ازاراده قتل عام ظالمان وکافران میگوید  با روش سنگساربرای نجات انسان کامل یا پیامبرگونه اراده ای خارج از سیطره توان انسانها . گفته شد که بی ثباتی .و کاهش حجم زمین خاکی و عجله وشتاب  درنابودی ان نیز نمادهایی است گویا بر ضعف بزرگ از عنصرخاک بودن نوع بشر واز سویی دیگرالله نیزدرقران انسان مخلوق خود را ضعیف بی ثبات وموجودی که قابل ذکر نیست می خواند به قاب وارونه مربوط به شیطان قرین قعید برگردیددرانجا شما شیطان را همراه وهمنشین انسان می یابید یک همنشین دائم همسان .دقیقا چون دوقلوهای به هم چسبیده چه خوب شعله آتشی را تجسم کنید که تکه ای چوب را چگونه میسوزاند چگونه به چوب چسبیده است یا وقتی که انسان دچار برق گرفتگی میشود برق تا اعماق جسم شخص نفوذ می کند( برق هم ازنوع آتش است)  دراین رابطه تحمیلی از یک سوشیطان از فریب او خرسند است واز طرف دیگر انسان نمی تواند در سرنوشت جبری انتخابی خود اورا ازخود براندانسانی که حق را رد کند انکار بکند بشدت نیازمند .ترسو ودرمانده است همچون شیطان . درسوره مومنون ما گفته ای را می خوانیم که دقیقا مترادف با وعده الله است به شیطان اما از زبان شخصی که از دین توحیدآگاهی ندارداویک کافراست   (نوح فقط مردی است که به او دیوانگی عارض شده است چندصباحی چندصباح؟ به اومهلت دهیدشاید ( خوب بشودیا بمیرد) خوب بشود یا بمیرد؟ گفته شد که مشرکین زمان نوح درآغاز پیامبری به او تهمت جنون .جن زدگی زده اند. حال اگر ما  بخواهیم  برای درمان جنون مجنون واقعی درمانی بیابیم . باید به عمل رویگردانی یا بی اعتنایی که درقرآن بدان تاکید شده باید استناد بکنیم به همین روشی که *مخالفان دین توحید درمقابله با نوح انجام می داده اند یعنی درمقابله بامخالفان ازروش رویگردانی وبی اعتنایی به باطل وکفروشرک تبعیت بشودایمان آورندگان در مقابل بی اعتنایی ورویگردانی کافران ومشرکین ازحق ازخود رویگردانی وبی اعتنایی نشان بدهند  ( یک رفتارمتعادل ومتقابل دربرابررها شدگان ) تا مادام که درآنها تغییری حاصل بشود واز شرک وکفر برگردند وتوجه کنیدکه کافران برنگشتن حضرت نوح از عقاید زنده اش را برخلاف آنچه باید مرگ او می دانسته انداگراواز افکارش برمی گشت زنده بود درحالیکه درتمامی ادیان توحیدی آیات  حق درتضادبا این نوع تفکراست . دردین توحید در صورتی که مخالفان به نبرد اقدام نکننداین روش رویگردانی وابلاغ و.. ادامه دارد تا آنها یاحق را بپذیرند ویا درکفرخویش بمیرند.درمورد جن شیطان نیز این مهلت داده میشود تا یااز کفروبرتری جویی برگردد ویا بمیرد .در سوره جن از سیراب کردن جن  بی ایمان باآب فراوان گفته میشود پس امکان اینکه  گروهی ازشیطان نیز توبه بکند دوراز انتظار نیست . مدت زمان ارائه روش بی اعتنایی ورویگردانی و گفتن ازامر وحکم بگو( اشاره است به مجادله با قرآن)و تبلیغ دعوت هشداروتاکید بر زمان اکنون .که ادامه دار است این  همان مهلت آمده درقرآن برای انسان وجن است .اگر انسان برگردد جن شیطان همراه اونیز برمیگردد وبه آب می رسد این انسان برگشته  از طریق باطل و جنون میشود پیامبر ی به نام موسی .میشود محمد. نوح .ایوب .میشود سلیمان.داوودو..... عصرخویش واومقام اولیه آدم را درعرش ابقاء می کند .ودرمقام برتر از جن به تبلیغ ودعوت وهشدارمی پردازد تا الله ( گناهان گذشته و آینده اورا ببخشاید) بله یا انسان مجنون در صورت بازگشت به آب می رسد ویافرصت ومهلت تمام میشودکه درآنصورت شیطان پیروز شده است انسان را روانه جهنم خواهدکرداین راز ( تکرار دعوت وتبلیغ وهشداروبگواز هم اکنون بگوبوده که ازعرش آغاز شده) است .این قول ووعده مهلت برای بازگشت نیزعلاوه برانسان  برکلیت وتمامی گروه جن صدق میکند پس جنگ واجباربرای قبولاندن دین توحید دراین نوع دعوت مردود است وهرمسلمانی (همه ادیان)که دین توحیدرا بر شخص یا اشخاص باجنگ ویا اجبار تحمیل بکند همانا اومرتداست وارتداد ورزیده است .دین یک نیازواجب است برای ایمن ماندن ازجنون اماانتخابی است وجبری نیست.   درضمن جن شیطان  هم عامل  وحتی آمرهم نیست انسان را اجبار به ورود به سهم خود نمی کندبه گناه اجبارنمی کندبه شرک وکفروارتداد دعوت نمی کند فقط اورا وسوسه می کند یعنی شیطان قتل نمی کند زنا نمی کند دزدی نمی کند فقط وسوسه کننده به شر(باطل .زشتی وبی آبی) است .شیطان به حق انتخاب انسان تسلیم میشوداگردین حق را ردکند اورا دوست خود می بیند ( مجنون)و واردمیدان میشود واگرنه ..... (شیطان قرین اوگوید پروردگارا من اورا به طغیان وادار نکردم خوداودراعماق گمراهی بود) سوره ق آیه بیست وهفت آنچه مادرکعبه بعدازظهوراسلام ابراهیم شاهدهستیم وحرکت نمادین ازپرتاب سنگ بسوی قدمگاه شیطان است بی تردیدبه آیه سوره جن مربوط است وروش ابراهیم پیامبراطاعت محض درانجام رجم همانا تقلید ازپرتاب سنگ ازسوی ساکنان عرش بسوی گروه جن است واما پیامبران درجوامعی ظهورکرده اند که همه تحت شرایط خاص رویگردانی ازادیان گذشته بوده اند وتمکین به دین پدران خواه بت پرستی ویا جانشین (فرعونهاو..) ویا الهه هایا اوهام (خرافه پرستی شیطان پرستی و....)رابردین جدید ترجیح می داده اند. ( کافران چون تورا ببینند فقط مسخره ات می کنند و( خطاب به مشرکین)می گویند آیا این همان کسی است که درباره خدایان شما سخن می گوید *حال انکه خودشان یاد خدای رحمان راانکار میکنند.انسان عجول وشتابکارآفریده شده است عجله مکنیدبزودی نشانه هایم را برایتان بیان می کنم) سوره انبیاء آیات سی وشش وسی وهفت دراین آیه از عکس العمل عمومی انسانهامی گوید  نسبت  به دین یکتاپرستی درزمان پیام آوری پیامبران دین توحید واما درمورد نابود کردن اقوام کافروناسپاس تا قبل از ظهوردین اسلام محمد .اگر به آیات قرآن  مراجعه کنید قبل از ظهوردین اسلام محمداقوامی در تاریخ نابود می شده اند که درصدد نقشه چینی وجنگ با پیامبران نوظهوربوده اند ودرآیات بالا نیزخواندیدکه *یکی ازطرق نابودکردن این اقوام سنگساربوده است  باید بدانیم واجب است که یک مسلمان  بداند مخالفان دین الله مادام که اعلان جنگ نکرده اند اجازه ومهلت برای ادامه  زندگی  وبقاداشته اند.واین هم روشی است که حضرت محمد درمقابل مخالفان دین توحید بدان اقدام میکرد هرگاه به جنگ برمی خاسته اند اوهم به جنگ برمی خاسته است ودر صورت وضعیت آرام که مسلمانان درامنیت بوده اند فقط به تبلیغ ودعوت وهشدار والبته بربی اعتنایی ورویگردانی ازمخالفان دین الله ادامه میداده است واینکه گفته بشود که حضرت خودبه جنگ بر علیه دشمنان ومخالفان متعهدبه رعایت حقوق جمعی اقدام میکرده است درواقع رد آیات  ابلاغ ودعوت وهشداراست .رد گفته الله است ارتداد است وقرآن سند زنده ای است برتوجه دین توحید به حفظ حقوق انسانها ومرزها ی فی مابین آنهاونمیشود با وهم استدلال آورد که  برای پیشبرددین توحید جنگ یک راه حل است .زندان جواب میدهد.درواقع این طرز بینش  انکارآیات است رد گفته الله است ارتداد است .. درموردجن توضیح داده شد محل زندگی جن در بالا (ماوراء) یادر کره زمین نیست .مکانی است مابین این دو .ودر سوره جن هم که بخوبی میتوانیدتجسم کنید که با استنادبه گفته جن امر شده است به تبعیدجن مخلوق آن هم به اراده الله ازمکان مسجد (خواننده خوب مسجد یادریک کلام سجده گاه نمادی است خاص دین الله یعنی  محال است ونمیشود ونمی توان حکم یا امری جز حکم وامرالله را در دین واردکرد نمیشودکه مسلمان بودواز کارها واداب مشرکین ویاکافران تقلیدکرد.دراین صورت از شیطان وطاغوت تبعیت کرده است .او مجنون است .دیوانه است هرکس که از این آیه تمرد بجوید ( بدانیدکه مساجدازآن خداست همراه با خدا کس دیگری را مخوانید.)آیه هجده.  پس بدعت های انتخاب جانشین برای الله وپیامبروایمان آورندگان ( ولایت ساختگی) در دین توحید .یاعمل سنگسار .تجاوزبه حقوق وعفاف انسانها .ربا.  قتل وزندانی کردن بیگناهان وتحریف .تغییر وتبدیل آیات کتب الهی به نام دین الله از جنون است رد گفته های الله است .ردگفته های همه پیامبران الهی است رد همه آیات کتب پیامبران است ورد روز قیامت است .ازان جمله است واردکردن حرام در حلال .واردکردن باطل در حق که نمیشود ونمی توان به استناد بعضی روایاتی که مغایر باآیات الله هستند باوهم آنها را در اموردین الله واردکرد وبانیت قلب یا القا ء وهم راجانشین آیات قرآن قرارداد. این عمل ارتداد است بهانه کردن دیدگاه فقهاء مصلحت اندیشی . واختلاف انداختن گفته های ایمان آورندگان( علی .حسن و..... ) با گفته الله وپیامبرنیز از ارتداد است آنچه از مراجعه به فقه واجتهاد ومرجعیت وکتب معتبر دینی وهمچنین وروایات واحادیث برای حل مشکلات ومعضلات یک جامعه توحیدی ازآن استفاده میشود باید با راه و حکم ورای درکتاب قرآن برابر باشد( کپی برابر اصل باشد)   در برنامه ای تلویزیونی جوانی از جناب روحانی ؟پاسخ دهنده به سو آلات پرسید .قرآن ولایت فقیه را ردمی کند.وازچرایی نیامدن چنین آیه ای دراین مورد پرسید. این آقای روحانی؟ به جوان سو آل کننده پاسخ نداد وفقط با یک جمله ( آن هم با دستپاچگی ) گفت که باید برای یافتن پاسخ این سوآل به فقه مراجعه بشود؟ دراینجا من از سیمای جمهوری؟ ؟ می خواهم که برای روشن کردن واحترام گذاشتن به اذهان عمومی ایرانیان لطف کنیددر مورد واجب ترین واصلی ترین مسئله  دین توحید. فقه را بهانه نکنید .با دین  وایمان مردم ایران ما بازی نکنید. این بعیداست که رای وحکم وآیه ای که الله وپیامبرآن را بصراحت برای ما بیان کرده اند با چند جمله فقهی .با مراجعه به چند روحانی . با آوردن احادیث از کجا؟ رد بشود انکار بشود تغییر پیدا بکند تبدیل بشودباطل بشود خائنانه لوث و از قرآن طرد بشود.براستی چرا برای ورزش  چندین ساعت وقت میگذارید برای تشویق مردم به انتخابات ؟ روزها وقت مردم را با سخنان ضدونقیض پرمی کنید . با کوچکترین صدای های وهوی سیاهی لشکری از روحانیت؟ به خیابانها می ریزنداما هیچکس نمی تواندازباید یا نباید یک اصل مرده وباطل در دینش ودرمذهبش سخن بگوید یا دلیل آن رابداندکه چرا در آیات حق الله  ولایت مردود وباطل میشود ؟ ازنشانه های جنون است ؟ ازعلامات اقتداء به شیطان است نوعی شیطان پرستی است ؟ازتاثیرالزایمر است؟ ایستادن درمقابل الله وپیامبراست؟ نشست در برابر فرمان قیام  واجب از سوی اله وپیامبر وایمان اورندگان است؟شمارا چه شده است که به نشستن عادت کرده اید؟ عجبا که این اصل جعلی قوانین دنیایی  شما(ولایت فقیه)چون خدایش همیشه درزندانی ازمحدودیت هاست؟ جزدروهم وجودندارد.هیچ کتابی الهی آن را تایید نمی کند .وشما براستی که حرمت ماه حرام .حرمت انسانهایی چنین آگاه رابسیار بی رحمانه  شکستید. .( آیه اطیعواالله واطیعواالرسول و...از سوره نساء آیه پنجاه ونهم را فراموش نکنید. بعداز اطاعت از الله ورسول وجمع برتر ایمان اورندگانی که به اطاعت از الله ورسول خوشنامند  اقتداء به هرمرجع ویاگواه ویا روایتی ویا رجوع به طاغوت یا کافر یا مشرک ومرتد حرام وباطل است ارتداد است  .نمیتوان با القاء اوهام آیات الله را مردودکرد نمیشود .نمیشود .آه ای نظام الهه ها نفرین الله وپیامبرش برشماباد.).عجبا حتی جن شیطان هرگز نخواهدتوانست از فرمان الله سرپیچی کند. اودردایره ای ازجبر( بی ابی واتش) گرفتاراست پس همانطورکه با وهم خودرافریب داده است با وهم و وسوسه اعمال عمل می کند.  جن فقط در زمانی میتواند به زمین بیاید که ماهیت خودرا به شیطان یا جنی که فاقد آب است تغییر داده باشد .وما می بینیم که اقوام مسخ شده توسط جن در برابر نیروی الله محکوم هستندبه نابودی وهلاکت .درگذشته تاریخ  واجب بوده است که اقوامی نابود بشوند تا دین الله برقراربماند.و عذابی که از سوی الله برآنها وارد می آید یک عذاب فراگیراست مثل بالا آمدن آب در زمان رسالت نوح س .یا غرق شدن قوم فرعون در دریا . یا باران سنگ مرگ آوردر زمان لوط س نبی و.... یا بادمرگ زا برای منکران رسالت شعیب س. اینکه چرا اقوام مختلف درمقطع ودوران مختلف درمقابل رسالت انبیاء ازعمل سنگساراستفاده میکرده اند به دلیل قدرت داشتن بعضی ازاهل کتاب درمیان این جوامع بوده  وچیره شدن وابستگیهای مادی بر معنویتی است که اقلیت ناخواسته  دراوج غفلت آنراپذیرفته اند (ظالمان به دنیا تکیه می کنند نسبت به توانایی خود در درک حق . دیدن حق ازحق شنیدن  تفکردر حق . تدبیردرحق به مانند سنگ عمل می کنند مثل بت ها عمل می کنند بت ها سنگها مرده اند .ظالمان نیزمرده اند .ماهیت سنگ برای شنیدن دیدن .تفکر ساخته نشده است .آنها با تکیه بردیواریا دنیا .بین خود ودین الله از خود چون سنگ واکنش نشان میدهند .سنگ. سنگسار.نمایشی است از احتیاج مبرم درونی آنها به شکستن انجماد اندیشه ها .به تغییر. اما بنا به موقعیت زمانی ومکانی نامطلوب دررسیدن به رشد  نیازآن را درتضادعملی نشان می دهند محرومیت ازآنرا پنهان می کنند .ازحق می ترسند به عرش برگردید چرا شیطان به الله می گوید که فریب خورده است؟سنگسارکننده در زمان پیامبران همین را میگوید من فریب شیطان را خورده ام .من از نشستگانم اینست که بندگان الله را به نشستن دعوت میکند میزند تا بنشیند .شکنجه می دهد تا بنشیند . اورا میکرب .فتنه گرو.... می خواند تحقیرش میکند از زندگی  انسانی دورش میکندتا بنشیند. تا بشود اختلاس گر میایاردی .بشود دیپلما ت  تافته جدا بافته .بشودیک دیکتاتور که مسلمانان را مثل علف هرز؟ درو می کند.اوجبراوبی اراده  میگوید من درمقابل حق چون سنگم .)واماآگاهی گروهی ازاهل کتاب ازاهمیت  پرتاب سنگ بسوی جن درسنگسارموثربوده است. وامافاعل ویا اجرا کننده سنگسار درواقع به نوعی بیماری الزایمرازگروه جنون مبتلا ست .اوهم دین خودرا فراموش کرده است وانکار میکند ( سوره اعراف آیه صدوهفتادودووصدوهفتادوسه)وهم نسل خودرا نابودمیکند نادانسته قتل میکندامادرقالب دین عمل باطل انجام میدهد ودرچهارچوب دین  او دیگر یک مسلمان ( همه ادیان) نیست نمیشود که اقرار به مسلمانی بکند نمی تواند.اوتابع شیطان است . به سوره جن برمیگردیم از جهان ماورا بسوی جن سنگ پرتاب میشود بسوی جن ونه بسوی انسان . اما انچه ما در واقعیت می بینیم انسانی است که شیطان براو اراده وحاکمیت پیداکرده است وغرق درجنون بسوی انسان سنگ پرتاب می کند کاری مغایر با حکم الله وپیامبرش ابراهیم . عملی برضد الله وپیامبر یعنی آنکه او از الله وپیامبر اطاعت نکرده است او مرتداست وارتداد ورزیده است .اودچارفراموشی شده است . ما با یک روش مشابه با سنگسار که برای درمان الزایمر هم به کارمیرود در طب ایرانیان توسط ابوعلی سینا ( سینا ؟ آیا ابن سینا رانمیشود خواند پسرچینی ؟سینا درزبان عربی برگردان چینا یا کشورچین است؟ یک مسلمان ازچین ؟ طب چینی؟ یا رازی را که یهودی الاصل بوده است و به دین اسلام محمد ص ایمان می آورد چرا ما ایرانی می خوانیم .بعضا اسامی باما حرف می زنند از آزادی تفکر وامنیتی که دران زمان برایران ما حاکم بوده است سخن می گویند . از اینکه اسلام تامرزهای چین گسترش داشته می گویند وازنگاه مثبت حکومت مداران آن زمان برای یادگیری و آموزش علوم پنهان نیز میگویند و......) برای درمان فردی که فراموش کرده است انسان است وخودرا گاو می پنداردنیز آگاه شده ایم .بیماراین پزشک ایرانی با دیدن لبه تیز چاقو به یادمی آورد ( دربرگشت به حافظه خود به یادمیآورد) که گاو نیست انسان است . حیوان نیست شیطان نیست انسان است .جنون انسان را از حق خود( انسان بودن ) دورمی کندتا جایی که فراموش میکند انسان است ووهم حاکم بودن بر همه موجودات . ولی بودن شاه بودن فرعون بودن برای او دردرک ودیدن وشنیدن وتدبیردرتکیه بر عقلانیت در جوانب واقعیات وحقایق  سایه  می اندازد.وقتی ما به کتب پیامبران مراجعه می کنیم نامی از ولایت فقیه یا مرجع و..... یا کشتی نجات درحالیکه هیچ آیه ای بر نزول بلا برمردمان آن سرزمین نیامده است یا آنکه در آیه ای از قرآن انجیل . تورات و.... گفته بشود حفظ وحراست از یک حکومت دنیایی بر نماز وعبادات مسلمانان اوجب است یا اینکه شخصی آیه بیاورد که از سوی مراجع یا فقها ادیان الهی میشود به جای الله ومحمد ص وایمان ؟آورندگان جانشین تعیین کرد وانسانها ازسوی الله مجازندکه درآیات کتب الهی نسبت به احتیاج زمان یا مصالح مسلمانان تغییریا تحریف صورت بدهند درخواهیم یافت که درعصرجدید هم باگونه های متفاوت جنون در بین اهل کتاب دین محمد ص نیزروبروهستیم . ای خواص وحکومتگران نفرین شده ایران ما .بعداز سالها (انقلاب؟) ایران ما امروز شاهد است که توسل به عمل سنگساربرای مجازات یک مجرم یاگناهکار عملی مردودبوده است چند سال دیگر شما به این واقعیت غیرقابل انکارخواهید رسید که ( اصل ولایت فقیه ) هم یک وهم وازنگاه دین الله مردود وازارتداد است؟ چندسال دیگر به این نتیجه خواهید رسید که بفهمید نماز وعبادات وزندگی ومرگ یک مسلمان ( همه ادیان) ازآن  الله اوست ؟ چندسال دیگر؟اکنون چرانه ؟ اینست که ما می بینیم الله نیزمرتبا به پیامبران خود ازامرمهم ابلاغ .دعوت و هشدار آیه می اورد بایدگفت اقدام به عمل ابلاغ .دعوت وهشداردرواقع همان اثرعمل سنگسارشیطان توسط ابراهیم وتاثیرلبه تیزچاقوی ابوعلی سینا رابرای فردمبتلا به مجنون وبیمارالزایمر انجام می دهد .روش دین توحید یک  نوع روش درمان معنوی ودرونی است وروش ابن سینا یک نوع درمان برای نوع مادی انست .   (تنهاوظیفه من ابلاغ دعوت الهی است ورساندن رسالات اوست پس هرکس نافرمانی خداوپیامبرش نمایدآتش جهنم ازآن اوست وجاودانه درانجا خواهدماند)سوره جن بیست وسه نافرمانی از الله وپیامبر یک وضعیتی رابرای انسان بوجودمیآورد که از سوی الله شیطانی برای هدایت انسان بسوی آتش مامورمیشود.واین یک جبراست وخلاصی ازآن نیست.( قبلا از شیطان قعیدگفته شد)مکان .جایگاه ومقام این شخص راه نجاتی برای رهایی اواز این بن بست نیست.زمان برای اومرده است هرچه کارخیربکند باقیات وصالحات .بصیرت . سپاهیانش را بهانه بکند درتغییر سرنوشت او بی تاثیر است مگرآنکه به دین الله برگردد. برگرددبه هنگامی که درجمع فرزندان بنی آدم به یگانگی الله گواهی داده  است سوره اعراف آیه صدوهفتادودو. بعد ازآمدن به دنیا هرگونه انتخابی جز انتخاب دین توحید ارتداد است   .وقتی یک پیامبر بیاید واز دعوت وتبلیغ و هشداربگوید خوب عکس العمل این اکثریت بعضی از اهل کتاب که سالها  درکفرو اوهام زندگی کرده انددر مقابل چنین پیامبری روشن واضح است .برتری جویی ریشه دار وافسارگسیخته اکثریت درمقابل اقلیت مهلت می طلبداگر باتوجه مریز به آیات آمده در بالا دقت بکنید در بعضی از این دوران سنگسارراه وعملکردی برای قتل یا کشتن مخالفان .گناهکاران و...نبوده است مثلا در زمان فرعون قطع دست وپا واعضاء بدن وسیله نابود کردن مخالفان بوده است . ودر زمان ابراهیم زنده سوزی ودر زمان عیسی به صلیب کشیدن ودر زمان یوسف اعدام بالای دار.... از اشکال مجازات محکومان بوده است وقتی برای اولین بارابراهیم درخلوت با پدراز اسراروازتغییردردین خودمیگوید پدراوازسنگسار فردی می گوید پدرش نمی خواهد جامعه انروز که دربت پرستی شهره بوده اند از گفته های پسرش آگاه بشوند وپسر اورا مجنون بخوانند مجنون .پدرش ازسنگسارمی گوید پدروپسر ودیگرهیچکس. دراینجا طالب دین با شرک در نهایت برابری تصویرمیشود. آیا یک پدرفرزندخودرا می کشد؟  اومیخواهداین راز پنهان بماند ونه شایدکه پسرش بدست حکومتگران(نفرین شده) کشته بشود  در سنگساراز نوع دینی فردرا به زعم آنکه دیوانه شده است  آگاهانه اجبارمیکرده اند از چیزی که میگویدویا میخواهد برای محفوظ  ماندن مصالح ومنافع جمع ( برگرددولو اگرانچه می خواهد انچه میگوید حق باشد ) اما ابراهیم یک پیامبراست و دین  با بگو وابلاغ ودعوت وهشدار یک رابطه دیرینه وفرامرزی دارد پس راز ابراهیم افشامیشود آیا حکومت ان دوره ابراهیم را سنگسار می کند نه اورا به زنده سوزی  محکوم می کند. او فرزند یک بت تراش است ( بت تراش). واگرچه روزی این نسبت برای او امتیازبود لیکن دراین موقعیت  برای او یک ذلت است  حکم زنده سوزی برای اینکه اورا بکشند .پس این نتیجه را میتوان گرفت هر پیامبریا ایمان آورنده ای که با تهدید به سنگسارازعقیده وگفته هایش برنگردد ( که هیچکدام برنگشتند)حکم بعدی برای او مرگ بوده است وعقیده من براینست که سنگساردرمقطعی از دوران تاریخ بشرازسوی عده ای فرصت طلب وتمامیت خواه  بعنوان راه حلی نجات دهنده برای تثبیت ماندن دریک حاشیه امن وبه زعم بعضی ازاهل کتاب  القا ء نوشدارویی شفادهنده وروشی درمانی بوده است برای درمان جنون . وقتی تحجر دریک جامعه همه گیر وعادی بشود حاکمان ومردم فرورفته دراوهام ودر خرافات ظهوریک عقیده جدید را جدی نخواهندگرفت نمی توانند تحمل بکنند وانرا به دیوانگی یاجنون ویا رسوایی  حواله می کنند وآنرا به محدوده خارج از هنجارها وارزشهای انسانی رایج ومقبول اکثریت ارجاع می دهندحتی اگر آنچه راازخودمی رانند مستندی زنده از اطاعت ازدین الله باشد   ( آنرا بدعت می دانند فتنه می خوانند محاربه  وقانون ستیزی قلمداد میکنند درواقع  سنگسار هم مانند اصل ولایت فقیه ویا قوانین ومقررات حقوق بشری . حق وتو و...قرآن سوزی .یک حربه است یک بهانه است برای اکثریت وبعضی اهل کتاب برای رویگردانی ازحق.بااطاعت از منبع ومنشا یی که جنون برآن سلطه یافته است درآیات بالا مخالفان دین وبعضی ازاهل کتا ب ازکشتن پیامبران نمی گویند .نمیگویندتورا ( ای پیامبر؟) سنگسارمی کنیم تا اینکه درآخربمیری .دراینجا به آیات بالا که الله از قتل عام مخالفان بادین خودگفته است می پردازیم الله رحمان ورحیم  تاقبل از ظهوردین محمد الله جمع یا اکثریت کافران ومشرکان ومرتدان را قربانی اقلیت پیامبران و ایمان آورندگان خودکرده است پس فقط الله مختار است وصاحب اراده است که یک جمعیت رانابود بکندویا نکند اما بعداز دین محمد این پیامبر بزرگ می تواند با حکم وفرمان الله که بصورت آیه براونازل میشود با دشمنان برخاسته به جنگ با دین توحید بجنگد .ببینید موسی س ازطریق دریا ازفرعون وسپاهیان او(جمع جن زده)دور میشود.لوط س بااقوام نزدیکش از شهرودیارخود که گروه بزرگی ازفریب خوردگان شیطان درآنجا بوده اند دورمیشود نوح س نیز بابالا آمدن آب درخشکی (سونامی) ازقوم مجنون خود جدامیشود وسرنوشت قوم شعیب س نیز با بادی مرگ باراز پیروان کفروشرک جدامیشود می بینیم که فقط الله حاکم براین نقل وانتقالات وبایدهاونبایدهاست اما بعداز آغازرسالت پیامبراکرم  اومی تواندبا دشمن دین توحید دریک میدان بجنگد(یک مسلمان در برابریک کافر یا یک مشرک)دین اسلام محمد س دین برابریهاست زیرا تمامیت اقوام  مسلمان  درگذشته تا قبل از دین محمد س درانتخاب مرگ مخیرنبوده اندواما بعدازظهوردین محمد س دیگر بلا یا عذاب مرگبار که برای نابود کردن مشرکان .کافران و...و به یکباره نازل بشود وجودندارد واین از نشانه های رحمت الله است.سونامی .رانش زمین زلزله . طوفانهاو بادها خسوف وکسوف کم شدن حجم زمین . سونامی یاپیشروی آب درخشکی که همه نشانه هایی از آمدن بلاهایی آسمان درکره خاک هستند .   واما عمل سنگساردرمیان مدعیان  پیرو دین محمد؟یا مذاهبی که با تفرقه درامت واحده بوجودآمده اند (خداوند همان دینی را که به نوح سفارش کرده بودبرای شما تشریح کردوآنچه به تو وحی کردیم وبه ابراهیم وموسی وعیسی سفارش نمودیم اینست که *دین را به پاداریدبه آن عمل کنیدودرآن فرقه فرقه نشوید( تفرقه ایجاد نکنید)بدانید پذیرفتن حقایقی که مشرکان را به آن دعوت می کنید برایشان سخت وسنگین است وبدانید خداهرکه را صلاح  بداندبرای انجام رسالت خودبرمی گزیندوهرکه روسوی اوکند هدایت می کندو آنهافرقه فرقه نشدندمگربعداز آنکه آگاهی بسراغشان آمده بود واین تفرقه جویی باعث سرکشی از*حق بود واگرقول ومهلت پروردگارت نبودکارشان تمام بود بدین سان حتی کسانی که کتاب الهی را بعدازآنهابه میراث برده انددرباره آن به شک وتردید افتاده اند) سوره شوری آیات سیزده وچهارده سنگساردردین محمد س درزیرمجموعه مذاهب مختلف آن که درگروه بعضی اهل کتاب قرارمی گیرند با ارتداد برای جاری کردن حکم بر زناکار و.. بکار میرود. واین علامت درستی و صداقت کلام حق الله در سوره شوری از شیوع تفرقه وارتداد می باشد .بعضی اهل کتاب دین محمدس نیزچون درگذشتگان  خودوبا ارتداد ازحقایق کتاب دین خود ازمذاهب متفرقه بعضی اهل کتاب تقلیدمی کنند .دراینجا هم اگر دقت بشود زناکاراگرتوبه نکند یک مشرک است چون به وسوسه شیطان زنارا انجام داده است یعنی از تاثیرجنون اقدام به زناکرده است .سنگ زدن به جن زده درمیان این مذاهب  ساختگی رجوع داده  میشودبه پرتاب سنگ بسوی جن توسط ابراهیم یا اشاره جن به پرتاب شدن شهاب سنگها؟ آیا مگرتکلیف دعوت وهشداربه زناکارابلاغ نشده است؟ آیا حکم شلاق  امده درقرآن برای محاکمه او کافی نبوده است ؟ این بعضی اهل کتاب هم پارا ازحق فراتر می گذارند وخودرا محق  می دانند که چون الله ومحمد ص ودیگرپیامبران برمحکومان حکم جاری کنند انها هم از شیطان پیروی می کنند .شیطان دشمن انسان است وآنها انسان را می کشند درحالیکه به آیات الهی واقفندحق را ردمی کنند.درهرصورت درتمام موارد ارتداد صورت گرفته است .متاسفم متاسفم .    پیامبریک برگزیده است اما در میان انسانهایی که از شنیدن .دیدن .درک وعقلانیت در ضعف و عجز هستند ان پیامبردیگر یک ایمان آورنده یا مسلمان نیست که می گوید الله جانشین ندارد . الله یکی است  الله خالق است .الله انسان نیست .بت نیست شاه نیست ولی نیست گوینده این جملات درچشم آنها( گوساله است بزغاله است.یک موجود خبیث .کثیف .ویروس .میکرب و شاید که یک مجنون است دیوانه است .این پیامبر ویا ایمان آورنده خواه موسی س باشد وقتل کرده باشد یک انسان ویا یک مسلمان است  اوشیطان نیست جن نیست  وحدی که برای حکم قتل ازسوی الله آمده است مسلما سنگسارنخواهدبود .یک مسلمان دین محمدس حتی اگرباوسوسه جن (چه فرق میکند همه پیروان ادیان توحیدی درکتاب قران مسلمان خوانده میشوند) اگر زناهم بکند بازهم مسلمان است و حدوحکم کیفرومجازات یک مسلمان نیزسنگسارنیست در قرآن به صراحت آمده است واین ازارتداد است که مابه یک روایت یا داستانی که دران گفته شده است حضرت محمد س(امان ازاین همه توهین ازاین همه آزارپیامبران)مجرمی را سنگسارمیکرده است البته ناگفته عیان است که اساس وریشه این روایت ساختگی نیزجزازانحراف دردین الهی  ویا تقلیدکورکورانه ازمنحرفین  بعضی اهل کتاب ساخته وپرداخته نشده است (هرکه از قبول حق سر باز زنداز حق منحرف شده است) آیه نه سوره ذاریات سنگسارمسلمان وغیرمسلمان عملی حرام است عملی باطل است .تحریف وتغییر کلام  (اطیعو ا الله واطیعواالرسول واولی الامر است) نافرمانی از الله وپیامبراست ( که الله وپیامبرش ابراهیم بسوی جن وشیطان سنگ پرتاب میکنند) ازافراط است .ازارتداد است . توجه بکنید به آیات بالا که درمقابل اجراکنندگان عمل  ورای سنگساردر جامعه انسانی متحجر پیشینیان ( پدران) یک مسلمان به دین الله قدعلم کرده است یک پیامبر ایستاده است .این همان برداشت  نا گاهانه از آیات است چون صریحا درآیه نیامده است که سنگسار حرام است  آیا مسلمان باید در این مسئله بلا تکلیف بماند .وقتی از سنگسار پیامبرتوسط کافران وبعضی اهل کتاب  آیه آورده میشود این خود گواه است که بی هیچ شکی سنگسار از اعمال مردود است ودر دین توحید رد میشود .آیه نمی گوید پیامبران می خواسته اند بعضی اهل کتاب را ویا کافران وحتی مجرمان وگناهکاران را سنگسار بکنند می گوید پیامبران محکوم به سنگسار میشده اند .توجه دادن خواننده آیات است که هرکس اقدام به سنگسارانسان بکند مجنون است یاکافراست یا مشرک است ویا شیطان. عمل سنگسار یک بدعت است دردین الله .( وخواص وحکومتگران ومراجع ما این بدعت غیر قانونی و غیر شرعی رادر قانون اساسی بعنوان حکم شرع اسلام؟ با رای ونظر مجالس چندگانه به تصویب رساندند؟بدعت غیرقانونی یعنی چه ؟ بدعت قانونی یعنی چه؟شمانباید به مردم از چرایی اجرای قوانین برمردم وازمنشاءبدست آمده کسب این قانون به مردم توضیح بدهید ) سنگساربعنوان راه مجازات مجرمین امری است شیوه پیروان آیین شیطان .وقتی مخالف باپیامبر عمل سنگسار راانجام بدهد در نگاه ورای اول اویک انسان را وبعدازان یک پیامبر را سنگسارکرده است .پس اواز شیطان فرمان میبرد .ومرتد است .وقتی یک مسلمان دین محمدهم کورکورانه ازاو پیروی بکند اوهم مرتداست.وازاهل کتاب خواهد بود واین مورد در همه امور زندگی وعبادات و.... صدق می کند .  یک مسلمان زناکرده مجرم درنزد الله حرمت  دینی دارد وبا قصاص یا توبه یا جاری کردن حکم الهی ویا قبول دیه (بعنوان بدل ازعضوقطع شده)پاک ومبری خواهدبود.            ***************                                                          ازقیامت یا روزقیام جبری انسانها باید بگوییم ودرنتیجه به رد تئوری مادیگرایان می پردازیم .تئوری که از نگاه قران مردود است .رد نظریات  ساختگی بشردرمورد مخلوقات الله همواره ردخواهدشد واین یک جبراست . وهم وپندارهیچکس نمی تواند سرنوشت کره زمین وانسانها را زیرحاکمیت خود قراربدهدآنچه اراده الله است خواهدشد ولو انکه قوانین وپندارهای انسان  درچهارچوب قوانین هزاران ساله برانسانها اعمال وحاکم شده باشد. آنچه زیباتراست باور ناتوانی ماانسانها وقبول  تسلط یک قدرت بی نهایت عظیم بر همه مخلوقات جهان آفرینش است به نام الله .   ( روزی که درصوردمیده شودهرکس که درزمین واسمان است وحشت زده میشود مگرآنکه خدابخواهدهمه شان درذلت وخواری بسوی اوروانند.وکوههارامی بینی ومی پنداری جامد وثابتند حال انکه بسرعت ابروباددرحرکتندآفرینش خدااینگونه است که همه چیزرامتقن وحساب شده آفریده است *بدانیدکه اوازعملکردتان آگاه است) سوره نمل آیات هشتادوهفت وهشتادوهشت کوههای جهان ما دنیای ما .هیچ چیزپایدارنخواهدماند. درشتاب به سوی نابودی ورفتن هستند .الله انسان را عجول وبی ثبات افریده است .توجه بکنید به دومشخصه دو مخلوق بی جان وجاندار که هردواز عنصر خاک هستند .کوههای جامدوبی ثبات .انسان بی ثبات .عنصر خاک عمرجاودان ندارد مگردرکنارآب . (انسان عجول وشتاب کارآفریده شده است بزودی نشانه هایم را برایتان نمایان خواهم کرد) سوره انبیا آیه سی وهفت (وروزی که درصوردمیده شودمجرمان رادرحالیکه ازشدت ضعف چشمانشان کبودگشته است گردمی اوریم. به اهستگی به یکدیگرمیگویندگویی شمابیش از ده روز در برزخ نبوده اید.مابه انچه  می گویند آگاهتریم بویژه وقتی روشن بین ترین آنها اظهارمی داردشمابیش از یک روز درنگ نکردیددران هنگام از کوهها می پرسند بگو خدا انهارامتلاشی کرده بربادمیدهد. سپس زمین را بایر وبی گیاه رها میکند بطوریکه دران هیچ پستی وبلندی نخواهی دید)آیات صدودوتاصدوهفت همه چیزدرعجله برای رفتن مثل ابروباد مخالف ودرقرینه متضاد با روز آغاز آفرینش دنیا .ده روزیا یک روزدربرزخ؟ . برزخ کجاست؟ (امکان ندارد که شمابتوانیدازخداوند بگریزید نه در آسمان ونه درزمین وجزخداوندهیچ یارویاوری نخواهیدداشت) سوره عنکبوت آیه بیست ودو   نه درآسمان ونه درزمین . این ایه آشکارابه مامیگویدکه برزخ جزدردنیانمی تواند باشد از اماکن مجهول وماورایی نیست وبرای گرد آوردن مجرمان    زمان ان نیز از روز میگویدواز شبانه روز نمی گوید از شب وروز نمی گوید  در(صدودوتاصدوهفت)یک وقت  مشخص برای عام می گوید روز. وگفتن از زمان ده روز ویا یک روز برای انتظاردرعالم برزخ ازمعیاروسنجش زمان رایج در دنیا وزندگانی می گوید  ومانند فرصت ماندن دردنیا  برای زمان بودن دربرزخ نیز مهلت داده میشود.درآنجاهم انسان مقهوراراده الله خواهدبود .درآیه ای ازقران از تقسیم (چهارروز) معین درسرنوشت زمین آمده است.چهار روز دوروز برای آفرینش زمین .دوروز برای خلق آسمانها(دراینجا باید به اشتباه جمله نارسا درمطلب قبل قاب وارونه اشاره بشود که باید می خواند در اولین لحظات از پایان چهار روز آدم به عنوان  اولین موجود کره زمین به خاک قدم گذاشته است) . اما در قیامت  همه آنچه که در این چهارروز خلق میشود دریک چشم برهم زدن نابودمیشود ووقتی گفته میشود روشن بین ترین آنها گفته است شما بیش از یک روز در برزخ نبوده اید میشودگفت تمامی انچه باید ونباید اتفاق بیفتد تا روز قیامت برسد در زمانی کوتاه شاید(بیش از یک روز)روی می دهد.پوشیده شدن تمامی خاک ازآب جوشان . برباد رفتن کوههای چون پشم زده شده  .جمع شدن وحوش . زنده شدن مجدد انسانها . و..... همه وهمه در شاید یک روز؟  وشدت ضعف چشمان مجرمان  ناتوان شده از دیدن دردنیا . وحاضرشده با چشمانی کبود ( وچرا کبود) خواننده خوب کبود رنگ سیاه شیطان است در دنیا که درآخرت به آتش تبدیل میشود . اشاره به چشمان کبود قسمتی از اعضاء را نشان میدهد که در دنیا مرده است وباید درآتش سرخ بشود بسوزد)در روزحسرت  ازکوهها می پرسندو این عجیب نیست .اگر مطلب قبل ازقابهای وارونه را مطالعه کرده باشید . نتیجه مطلب را من به گروهی ازمدعیان دین تشیع که عقیده داشته اند که قسمتهایی از زمین ( کوهها بواسطه بلندی وارتفاع )در زمان آفرینش خارج از آب وبر زمین قرارداشته است وعین پندارخودرا درترجمه نهج البلاغه آورده بودندعودت داده ام دراین آیه شما این افراد را می بینید با چشمانی کبود که از کوهها می پرسند.می بینیدکه درقیامت اندیشه  ثابت ودائم بودن کوه در وهم این مجرمان کم کم محو میشود وجای خودرا به *حق میدهد.زمین صاف ومسطح . این همان زمینی است که قبل از هبوط آدم باید به بهشت گونه کوچکی تبدیل بشودومادراین آیه ازان می خوانیم.زمین بدون گیاه .بایر .بدون هیچ ناهمواری. فقط خاک خاکی که از ردپای آب وبعداز گرفتن آب درجزر ومد ازدنیای ما به جا مانده است  همزمان با  آدم وحوادروقتیکه عصیان می ورزند وقول الله رافراموش می کنند وعریان میشوند اب از زمین گرفته میشود وخاک محلول ( گردوخاک .ریزگردهای محلول )دران نیز عریان میشود آب کنارمیرود وخاک نمایان میشود.آب یک حفاظ است برای جلوگیری ازنابودی خاک یافرسایش آن ویک ماوای امنی است برای ادم وحوا ونوع انسان .در کل جهان هستی ( دنیا)خاک از همراهی با آب وشراکت درجزر ومد مکررخویش بازمیماند .درواقع یک نوع تعبیراز آیه بالا نیز برماعیان میشود( آیه نه ذاریات ) همین  پندار کافی است که عقیده شخص را درمورد دنیاو آخرت درتردیدو تحجرقراربدهد.قسمتی از آب که این گردوخاک ویا ریزگردها دران شناوربوده اندبرا ی آفرینش گیاهان) و ...... در زمین فرو میرود( شاید به اندازه وزن آب درانسان ) وبقیه؟ جنبندگان بایداز این آب وخاک ساخته وپرداخته بشوند .مستثنی کردن کوهها از مغروق بودن درآب ( کوه هم از خاک است)موجب این وهم میشود که هرچه  شخص می پندارد قابل تامل است ( بگو در زمین سیرکنید وبنگرید که خداچگونه مخلوقات رامی آفریند سپس آخرت را ایجادمی نماید بدانیدکه خداوندبرهرکاری تواناست) سوره عنکبوت آیه بیست (به یادارهنگامی که پروردگارت ازپشت بنی آدم همه فرزندانش را برگرفت وخطاب کردشمارابرفطرت تان گواه میگیرم آیا من پروردگار شما نیستم همه گفتندآری هستی وگواهی می دهیم .این کارراکردم تاروزقیامت نتوانیدبگوییدماازان بی خبربودیم) سوره اعراف آیه صدوهفتادو دو (چون وعده راستین قیامت نزدیک گردددرآن هنگام چشمان منکران حقیقت مات ومبهوت خواهد مانددرحالیکه می گویندای وای برماکه درغفلت بسرمی بردیم وظالمانه زندگی میکردیم .) سوره انبیا آیه نودوهفت ظالمانه . به خودظلم کردن .به خویش بخل ورزیدن .رویگردانی ازحق .از درست دیدن ازدرست شنیدن ازشان عقل ودرک وفهم دورشدن . با بخل حق را ازخود دورکردن .دراینجا واجب است گفته شودکه دعاهای ایمان اورندگان نیزدرکسی که ازحق روی بگرداند بی اثراست  دعابر اوحرام است.هرکس که از الله روی بگرداند خواه دعاکننده پیامبرباشد خواه علی.اگرالله نخواهد نمیشود ودعاردمیشود.ایمان اورنده از الله میخواهد امید میجوید ازبرای کسی که خودرا ازحق. نعمت وخیرمحروم کرده است . برخودظلم نموده است.یک رویگردان از حق هم در اجابت دعای خودازالله ناامیدخواهدگشت .پس کفروشرک وارتداد مانع ازدعای سوآل شده برای رسیدن به خیروفرج است . ابراهیم برای پدرش دعا  می کند اما می داند که الله عذاب را براو واجب کرده است ( دعا بی اثراست).الله از خواسته نوح برای نجات فرزندش روبرمیگرداند. ومحمد (طسم اینهاآیات کتاب بیان کننده حقایق است گویی از شدت اندوه بخاطر اینکه انها ایمان نمی آورند میخواهی جانت را از دست بدهی) سوره شعراءآیات یک تاسه  ( برای آنها ( اندیشه وعملکردآنها) اندوهگین مباش وازنقشه هایی که می کشند خودرا درتنگنا مبین ) سوره نمل آیه هفتاد ( وبدان ای پیامبر آنچه برتونازل کرده ایم برکفروطغیان  بسیاری ازانها می افزاید وهیچگاه برقوم کافروناسپاس تاسف مخور) سوره مائده .آیه شصت وهشت با قرآن درادامه بحث ومجادله مسئله بسیارمهم ارتداد به پیشبازتو آمده ام اکنون زمانی است که توهم می توانی مکان خودت را دریابی .اکنون. آیا آیات کتاب قرآن را باورداری؟ چشمهای توچه رنگی است کبودنیست؟  به رنگ ظلمت نیست؟ ( اما کسی که نامه اعمالش ازپشت سربه اوداده بشودخواهدگفت وای برمن( من) که نابودشدم وبه آتش میسوزد زیرا اودر دنیا نزدکسانش شادمانه درگناه بسرمیبردومی پنداشت که هرگز زنده برانگیخته نمیشود )  سوره انشقاق آیات ده .یازده ودوازده وسیزده وچهارده *این قاب همچنان ادامه دارد **************************************                                                      رویاهای صادقه                                                        رویای بیداری ( پیامبراول)                                                      (گفتند پروردگارمان آگاه است که ما بسوی شما فرستاده شده ایم وما وظیفه ای جزابلاغ حقایق روشن نداریم آنهاگفتند ماشمارا بدیمن وبدشگون می پنداریم.اگرازسخنانتان دست برندارید همه شمارا سنگسارمی کنیم.ازما به شما عذاب سختی خواهدرسید)سوره یس آیه هجده این آیه درمورد ایمان آوردن سه پیامبراست که محکوم میشوند به سنگسار. سه پیامبرهمزمان .این آیه درمن تاثیر زیادی گذاشت ودرفکرم مردم آن دوره را در یک خوشبختی مطلق می دیدم.سه پیامبر یاهم بیایند ودرمیان انسانها زندگی بکنند .حرف بزنند .راه بروند وچه انسانهای خوشبختی خواهندبود آن مردمان. اما چرا سنگسار ؟ گفتنی است که من قبل از اینکه به مسئله سنگسار بپردازم دلیل سنگسار را نمی دانستم )ودراین خیالات شیرین بود که من ناخودآگاه جمله ای را با صدای بلند گفتم( آنها پیامبران را سنگسار کرده اند چون فکر میکرده اند دیوانه اند) دیوانه اند؟ از خودم پرسیدم اینکه ازسر بی فکری یک چنین جمله ای گفته ای تومرتدهستی اگرنتوانی آنرا ثابت کنی .شوخی نیست مسئله  ارتباط پیامبر است باالله .و...... *هنوز در فکرم . یک حس .حس سبکی .مثل اینکه دما و وزن زنده بودن را ازدست بدهی. یک چیزی مثل این .آه .آنجا یک پیامبری ایستاده است وشانه به شانه او در طرفی که فقط دورنمایی ازاندام پیامبردوم را بشوددید ایستاده بود اندام پیامبر اول بلندتروقوی تر بود.ودیگر پیامبر هم آمد .هرسه آرامند یک آرامشی که فقط میشود نرمی آن را حس کردونه خنک بود ونه سرد با نوری که میشودگفت زنده بود حس میکردم زنده است . میشود آنرا با دست لمس کردوزنده بودن آن را حس کردمثل آنکه نور ملایم ولطیف بردست من بلغزدبه لطافت کرک خیلی زنده.بخواهد به جسم انسان تماس پیدابکند.خواننده خوب این حس به من می گویدکه جسم من دارد از دنیا به جایی دیگر میرود .به جایی که قرنها با ما فاصله دارد اما من ان را نمی فهمم فاصله را فقط در ظاهر میدیدم اما در زمان هرگز.گویی من هم انجا بوده ام یا شایدکه .....وزن وزنده بودن نور را حس میکنم اما نورتکان نمیخورد.  . آنها از من دورند بسیار دور.من آرامم .آرامش آنهامرا هم سبک کرده است.آنجا که آنها هستند روشن است ازآن نورزنده پیامبری که در روبرو ایستاده است با حرکت ملایم سرش به من اشاره می کندکه به اینجا( بیا).بروم من تاریکم و آنها روشن پس بین من وآنها فاصله هست .من دیگر چیزی نمی بینم هرچه هست روشنایی است .نور من از مزه نور برایت گفته ام همان حس اکنون مرا احاطه کرده است هیچ چیز نمی بینم .آه آنجایم .کوچک وتاریک .از یک محلی چون وسط دوکوه که سایه برآن افتاده است می گذرم بی هیچ ترسی . دارم میروم . چقدرسبکم . حتی نفس نمی کشم .سایه تمام شده است فکرمی کنم فقط دویست قدم با آنها فاصله دارم .کنجکاوم که ببینم که آنها به کجانگاه می کنند. آنها هرسه ایستاده اند وبه یک چیزی شاید شیئ خیره شده اند ازآن فاصله فکرمیکردم یک موجودی سیاه مثل ما انسانها اما ترسناک  روی زمین هوول میخورد ژولیده است .کثیف است وسیاه چهره اش زشت .لباسش سیاه .به او ذل زده ام مرتب پرخاش می کند چنگ می اندازد  من باید بروم آنرا ببینم ؟. تمام شد من دیگرتاریک نیستم من فقط فکرکردم که باید به نزدیکی مکان آنها بروم اما اکنون درنزدیکی آنها ایستاده ام.آنها از بالا به آن موجود نگاه می کنند اودر یک گودال بزرگ افتاده است خودش به تنهایی آنجاست . موجودسیاه .مرتب سروصدامی کند پرخاش می کند التماس می کند دستش را درازمی کندکه اورا بیرون بیاورند .هرچهارنفرما داریم اورا نگاه می کنیم .(یعنی می خواهند اورا سنگسار بکنند)این سوآل از ذهن من گذشت اما پیامبر ی که درکنارمن ایستاده بود با اشاره آرام سرش انچه من درفکرم بود تاییدکرد.همه جا پراز نور است  من به آنها نگاه می کنم اماچهره او را نمی بینم( ودلیل آنرا میدانم)چهره شان از نوری عجیب به سفیدی می زند آرامند .با لباسی روشن که نوردارداما نورنمی تاباند.آن دو پیامبردیگر خندانند .من می توانم دراین لحظه بفهمم کدام یک به  انسان زمینی وخاک نزدیک ترند.گودال . هنوزهست گودالی که شاید به تعداد ده نفروشایدبیشتر بشوددرآن رهاکرد.او نباید بتواند از گودال بیرون بیاید مرتب درگودال به این طرف و ان طرف وبالا وپایین حرکت میکند اما گودال بقدری گودوعمیق است که اودرهربار تلاشش دوباره به گودال لیز می خورد . باید برسراو آن قدرسنگ ریخته بشود که در زیر آواری ازسنگ مدفون بشود . به آنها نگاه می کنم بویشان را بوی زنده بودنشان را حس می کنم . میشود درکنارآنها نفس کشید . من اینجایم دارم اورا نگاه می کنم آن من دیگر را اودرکنارآنها ایستاده است .من اورا پیداکرده ام . انها روی تکه ای زمین که از سطح زمین گودال بلنداست ایستاده اند من هم ایستاده ام . گویی آن تکه زمین درهوا قرار دارد وفاصله آنها که بران ایستاده اند مرتب از زمین واز گودال بیشتر وبیشتر میشود.من روشنم .منی که از دور می بینم انهارا . اما. اینجا نشسته ام درهمان حالت قبل .یک لحظه گذشت ودراین یک لحظه  حس می کنم جواب سوالم راازآنها گرفته ام آن موجودی که درگودال بودشیطان بود. خواننده خوب من با یک نوربطرف آنها برده شدم . نوری که اراده ماندن را ازمن گرفته بود این نوربا سرعتی عجیب بطرف آنها میرفت درحالیکه من نه بال میزدم ونه حرکتی داشتم دریک حالت تسلیم بودم.درآغاز بالا می رفتم ودر رویا درسطحی برابر با مکان آنها قرار داشتم ودرنهایت هم که گفته شد با تکه ای از زمین به همراه آنها به سمت بالا رفتیم . آیا آنها پایین ترازمکان دنیا قرارداشتند؟به گمان من باید اینگونه باشد.درضمن من با چگونگی انجام عمل سنگساردر عصرودوره آن پیامبران آشنا شدم . رویای صادقه ( کاسه) مرتب دارم حرف می زنم باکی ؟یک پیرمرد .چه خوش روست چنان با سرزندگی به حرفهای من گوش میدهد که مرا سر ذوق آورده است که مرتب حرف بزنم .هردوی ما درهوا هستیم ظاهرا نشسته ایم اما من جای نشستن خودمان را نمی بینم فاصله او بامن سه چهارمتربیشترنیست .پس من باید به آرامی صحبت بکنم .نمی دانم چقدر حرف زده ام که مرتب می گوید . توباید بروی .نمی خواهی بروی . اما من هرچه حرف می زنم سیرنمیشوم .بعداز چه زمانی نمی دانم اما او می گوید( به جای این که این قدر به این کاسه بچسبی بلندشوبرو.) کاسه؟ کاسه؟ من به کاسه چسبیده ام . کجا؟ به دستهایم نگاه می کنم . من یک کاسه را در دستهایم گرفته بودم هیچ دران کاسه نبود رنگش هم نیلی بود کوچک بود اما با نگاه کردن من کاسه تغییر رنگ داد روشن شد روشن تر وبزرگ تر . کاسه  این کاسه ان قدربزرگ شدکه اطراف مرا گرفت اما خودش دیگر دیده نمیشد فقط نورش بود. نور *صبح شده است .هواروشن است اما فرصتی هست تا با اوکه مرا با نورخود خوانده دیدارکنم .کاسه همان زمان بود .زمان سلام بودکه من خودم را درآن دیدم سلام یارب.( سلام دراینجایعنی من تسلیمم) رویای صادقه(طواف) *درآنجا هواروشن است . دسته ای از مردان با لیاسهای سفید بلند درحال دویدن هستند همه باهم به یک سمت می دونداما من مقصدآنهارا نمی بینم.ایستاده ام وصف طولانی آنها رانگاه می کنم چندنفرچندنفر از مقابل من ردمیشوند.هواروشن است . فکرکردم من هم همراهشان بروم  اکنون درمیانشان هستم باهرفکری که در رویا بسراغ من میآید آن فکر فورا عملی میشود خیلی راحت یک صدا یک زمزمه آرام از دور مرا دریک جا میخکوب می کند .می ایستم دیگران هنوز می دونددرمسیرخودشان . مکث .تردیداین صدا مرا مشغول وجذب به خودکرد. این صدا بامن حرف میزند. آه ان منم در بالای سرآنها در آسمانم ان صدا کم کم آنقدر کش دار میشود که گوشهایم راآزارمی دهد .یک سماجت عجیب دران صدامرا درآن بالا ازهر حرکتی غافل کرده است .نمی توانم .آنها هنوز میدوند.سرم درد می کند چه مدت آن بالا بی حرکت ایستاده بودم آن بالا تاریک است اما کمی . صدا ازکجاست؟ باید آنرا پیدا کنم .گویا از سمت مخالف آن عده ای که همچنان می دوند بایدباشد پس آرام میروم . آه ای من تو با این صدا اذیت شدی؟این صداتورا رها نمی کند .تورا عاصی کرده است .آرام آرام تر ای صدا. چه زیبا می گوید این صدای گوشخراش . چه آرام شده است . .او آن من دیگر که درآسمان است مرا نمی بیند .من اینجایم درگوشه ای  ایستاده ام تاریکم .فقط اورا تماشا می کنم .چه باید بکنم حس یک هوای خنک . که دارد مارا یاری میدهد.آن صدا ی آرام صدای اذان است .من واو یکی شده ایم . صدادارد میرود وما هم با هم محو می شویم   بیدارمیشوم . صبح است .وماهمدیگر راپیداکرده ایم . رویای صادقه(لبخند) *درخوابم . ایستاده است   .با چادری که ازنور می درخشد با لبخندی که از دور می بینمش  درمیان جمعی است که همه درحال رفت وآمدند .نگاهش می کنم .من تاریکم . در هوایم آن بالا روبروی او در بالای سرهمه درتاریکی .من پرواز نمی کنم اما نمی افتم . صورت او روشن است .من تاریکم . این را به خودم می گویم . اوچه شاداب است دلیلش راخودش می داند من نمی دانم .اما گمانم اینست که شاداست چون در رویاست .چهره اش چون ماه می درخشد .به من لبخند می زند .همه لباسهای روشنی پوشیده اند .دررفت و آمدند .امامن همچنان ایستاده ام . ان من دیگر را می گویم . می خواهم بروم با او . می روم از بالای سرش رد میشوم اما او بامن همراه نمیشود .در انجا ان بالا نمی توانم جلوتر هم بروم انگار که یک دیوار نامریی که وجوندارد نمی گذارد من از بالای سراو رد بشوم. بگذرم . همانجا بالا درست بالای سر خودم ایستاده ام . اوهمچنان لبخند می زند . من تاریکم واو چون ماه روشن . حس می کنم یکی از ما دارد محو میشود او ؟ من؟ یک صدا .صدای یک نفس .نفس . * من بیدار شده ام .رویای شیرینی را ازدست داده ام .اما سبکم . او مرا صدا زده است . زمان بامن مهربان است . ***خواننده خوب شاید برای تو درک اینکه کسی بتواند با رویا به آسمان برود وبا رویا به صبح برسد یک تازگی داشته باشد شایدهم باورنداری که چنین محالی ممکن باشداما من ایمان دارم که کسی در زمان با من همراه است والبته منتظر من است .من صبح کوک ساعت را می بندم وبا تصوراینکه کسی بیدارم خواهد کرد یا یک لحظه یاد اوری از یک زمان خاص مثلا شش . پنج یا یک ساعت معین کمی بیشتر کمی کمتر می خوابم ورویاهایی را درخواب می بینم که تواکنون می خوانی .   رویای صادقه ( وضو)  درخوابم .جمعیت زیادی را می بینم .. بعضی هم درحال رفت وآمدند من اما فقط ایستاده ام . انها که دوروبرمن هستند مدام از من سوآل می کنندچه می پرسند. من باید کاری بکنم .؟محمد ص هم هست .مرتب درحال قدم زدن است .غرق درفکر است .دستهایش را از پشت قفل کرده است وهیچ نمی گویدمی رود وتند تندبرمی گردد. آن منم پشت به من آن من دیگر. دارم اورا می بینم آن خودم را . زارزار گریه می کنم . ودرحالت گریه مرتب می گویم من باید دست وصورتم را بشویم .می دانم . مطمئنم که این کاررا میکنم اماچرامدام این حرف راتکرارمیکردم نمی دانم . دستهایم را جلو صورتم گرفته ام .دارم با چشمانی غمگین به آنها نگاه می کنم .من دست وصورتم را خواهم شست.این دست وصورت من باید پاک باشد.  حضرت محمدص ایستاده از دور مرا نگاه می کند. درچندمتری پشت سر درسمت چپ من. هوا دراینجا تاریک است .اما من هنوز به دستهایم خیره شده ام یک بی حسی . یک نرمی مثل حل شدن مثل آب شدن برنمی گردم تاحضرت را نگاه کنم همه آنها که دراطرافم بودند رفته اند . دستهایم دارند روشن میشوند . سبک میشوند . دارند بسوی آسمان می روند .من به آنها نگاه می کنم . خوشحالم که دست من روشن است . من احساس خنکی می کنم . دارم  بی حس میشوم . بومی کشم .چشمهایم را می بندم .بی حسی مرا سبک کرده است .من دارم ازانجا می روم.به سوی آسمان کشیده میشوم . *باز صبح .حس زیبای غرق شدن درصبح حل شدن درنورهنوز با من است این رویا هم پاسخی بوده است به یک سوآل . ************ منتظری درانتظارنور ( به نام خداوند بخشاینده مهربان) ( ای مردم.اگردرمورد زنده شدن دوباره درشک وتردیدید توجه داشته باشید که مادرابتداء شمارا ازخاک آفریدیم وآنگاه نطفه کردیم سپس لخته خونی شدیدوبعدپاره گوشتی بصورت تمام یا ناتمام .این کارهاراکردیم تاقدرت خودرابرشما آشکارکنیم.ودر رحم ها آنچه را صلاح بدانیم تا مدتی معین حفظ می کنیم سپس شماراچون کودکی بیرون میآوریم.تابه رشد وتکامل خویش برسید برخی ازشما می میرند وبرخی دیگربه سن سالخوردگی برده خواهندشدتاجایی که ازفرط پیری هرچه خوانده ودانسته است فراموش کند حتی زمین رادرابتداء خشک ومرده وبی گیاه می بینی اماهنگامی که باران را نازل کنیم بحرکت درآمده جان میگیرد ومتعاقب آن انواع گیاهان زیبا وشاداب می رویاند.همه اینها دلیل آن است که او حق است اوست که مرده را زنده می کند وبرهرکاری تواناست قطعا روزقیامت آمدنی است هیچ شکی درآن نیست .ویقیینا الله مردگان گوررا زنده برمی انگیزد) سوره حج آیات پنج تاهفت اردیبهشت ماه خاکی رنگ وشرکت درانتخابات .قلم درهمه ادیان توحیدی حرمت دارد.حرمت قلم را برای احیاء باطل هزینه نکنیم . ایران ما .خوزستان می آید .می رود سفیدرنگ است باعجله وباسرعت راهش رابازمی کند جاده شلوغ است اما او به سرعت حریص است یک آمبولانس دو آمبولانس چندتا برای رساندن یک بیمار یک مجروح وشاید یک زائودرترافیک روزهای عید درجاده ها ویلان است . یکی میآید دوتا می روند . احیای زندگی دراستان ما احتیاج به فرصت دارد وزحمت کشان صبور اورژانس این را بخوبی دریافته اند . دراین هوای پرازگردوخاک خوزستان که مسکن شده است برای گریز از همه فقرومحرومیتی که سالهاست بااین استان انس گرفته است .ازجاده های ما سمند طلایی رد نمیشود کامیونهای پراز طلا ودلار رد نمیشوند که اگررد بشود همه خواهند فهمید که صدای آن  کفشها صدای پای  لولو بوده است که نفت ما رانیزبه غارت برده است . ای عمو یادگارازجاده های ما خسته دلانی ردمیشوند که بااسترس واضطراب دارند ازمرگ فرارمی کنند . درمیان ولوله فقروگرانی  کسی نمی پرسد که چرانفت ما سمند طلایی میشود وکامیون دلار وطلا واسلحه  میشود اما برای  شهر زیدون خوزستان بیمارستان نمیشود. کسی نمی خواهد بداند که چرا مادرهمه ایرانیان خوزستان بشدت ازجنگ گریزان است ؟حتی نماینده اش ؟ قبل ازاین انقلاب درحالیکه جمعیت شهرمان زیرسی هزارنفربود بیمارستان دولتی داشتیم .اما اکنون کسی نمی پرسد که چرابرای سلامتی مردم این استان هیچ امنیتی نیست؟جاده ها یش عتیقه شده اند و. . هیچکس نمی پرسد برمیگردیم این جاده چه پاک است چه مقدس است . آمبولانسها میگویند .هنوزمی روند می آیند .بیمارمی برندزخمی می برندوبرمی گردند .مردان نستوه خوزستان درسرمای پرسوز زمستان درگرمای تفت زده این استان محروم دورازخانواده با هزاران دغدغه زخمی می برند بیمارمی برند . آمبولانس ها با سرعت می آیند می روند.ومن فراموش کردم عید است.فراموشم شدکه بهاراست ومرگ حریصانه به دنبال همه ما میآید. یادم رفت برای بچه ها ویفر خارجی . پیراهن خارجی . کفش و... گرفتیم . یادم رفت برای استان ما بهار نیزغمگنانه می بارد. یادم رفت که خاک استان ما( نفت ما) بی ارزش است وبا کامیون باکشتی روانه کشورهای دیگر میشودوبرایشان امنیت میآورد . بیمارستان میشود. اسلحه میشود .کارخانه میشود دانشگاه میشود   عمویادگارخوابی یا بیدار .زخمی می برند جاده به جاده . شهر به شهر. دیار به دیار؟ و ...........انقدر بی ارزش است که برای این استان بیمارستان نمیشود .مترونمیشود .فرودگاه نمیشود .دانشگاه نمیشود .فقط پیغام آور فقر وملودی ناهنجارمحرومیت میشود .. ای خواص وحکومتگران ایران ما مردم خوزستان به سخنان پرحاشیه به جنجال وهیاهوهای مسموم کننده شما .به ادعاهای عجیب وغریب شمااحتیاج نداریم.ما به فردااحتیاج داریم.نمی توانید این استان را بهترازاین اداره کنید چرا به این استان حق خودمختاری نمی دهیدومی گویند دیلم نیزو....هم.هم هم..                                                                                                  

قاب وارونه ارتداد ومن ( شیطان)


                                                         بسم الله الرحمن الرحیم (او پروردگارآسمانها وزمین و آنچه میان آنهاست می باشدپس فقط او را بپرست.وبراین پرستش استقامت  وصبر داشته باش . آیا حتی همنام همطرازی برای او می شناسی ؟) سوره مریم.آیه شصت وپنج (این چنین است الله پروردگار شما .هیچ معبودی جزاونیست خالق همه چیزاست پس اورا پرستش کنیدوبنده او باشید زیرا او حافظ ونگهبان همه مخلوقات است هیچ چشم تیزبینی اورا درک نمی کنددرحالیکه او چشمهاو صاحبانش را می شناسد واوآگاه ولطیف است) سوره انعام. آیات صدودو .وصدوسه  (ای اهل ایمان اگرحرمت خداوندرا نگاه داریداوبه شما *قدرت تشخیص حق از باطل را عطامیکندوگناهان شمارامی پوشاندوشمارامی آمرزدبدانیدخداوندصاحب فضل وکرمی بزرگ است ) سوره انفال آیه بیست ونه (وهنگامی که آیات روشنگرمابرآنهاخوانده میشودکسانی که به دیدارما امید واعتقادی ندارندمیگویند.یک قرآنی  بغیرازاین بیاوریا به چیزدیگری تبدیلش کن .بگو( بگوای پیامبر)سزاوارنیست که من خودسرانه آنرا تغییربدهم .زیرافقط ازآنچه که به من وحی میشودتبعیت می کنم واگرنافرمانی کنم ازعذاب روز بزرگ هراسانم) سوره یونس آِه پانزده (آیاحال وروزی را همانند آنچه برگذشتگان رفته است انتظاردارند بگوشماانتظاربکشیدمن نیز پابه پای شماانتظارمی کشم سرانجام پیامبرانمان واهل ایمان را نجات می دهیم زیرا نجات اهل ایمان *برماحقی واجب است) سوره یونس آیه صدوسه                                                           *********************** با قاب وارونه ارتداد بامن همراه هستید .ما با اکنون  که یک زمان دائم  وابدی است برای دعوت به توحیدآغاز کردیم ودراینجا بحث ومجادله با کمک از قران را بایاری الله ادامه خواهیم داد. اکنون  بهترین زمان برای هشدار است برای اندیشیدن برای ایجاد چاره جویی درانتخاب .انتخاب گروهی که از متن جامعه توحیدی جدامیشوندشایدکه  روزی بیدار بشوند. از اباکردن ابلیس گفته شد که اساس ارتداد از همین عصیان یا بدعت آغازمیشود وباعواقب  تعیین کننده آن زندگانی دنیا برای انسان هدفمند میشود وباجدا شدن شیطان ازعنصرآب ورانده شدن جبری اوازعرش وازبهشت ما با مبارزه دائمی  خیر وشر . حق وباطل یا آب وآتش زمین را همواره دستخوش جنگ وتغییر ودر تلاطم اتفاقات غیرمنتظره خواهیم دید.جای هیچ شکی نیست که  بعدازرانده شدن شیطان از تقرب به آب اومرده خوانده میشودواین درواقع کلیتی ازمفهوم مرده دانستن دوستداران شیطان در ادیان توحیدی صاحب کتاب به عناوین مرتد مشرک وکافرگرفته میشود که مادرقرآن انهارا اکثریت میخوانیم  .ومی بینیم   بعداز طغیان جن ندیدن .نشنیدن . درک نکردن .نفهمیدن . نزول عقلانیت یا الزایمرازویژگی خاص اومیشود اوکه نوررا گم کرده است .این نقائص نشانه هایی ازاجرای فرمان الهی است درمورد این اکثریت که شامل عذاب آخرت خواهند شد . یک علامت واضح درمورد اهل جهنم جاودان(کسانی که فرمان پروردگارت درمورد آنها تحقق یافته است ایمان نمی آورند.) سوره یونس .آیه نودوهفت فرمان پروردگاردردنیا . این آیه پررمزورازاست . توقف اکنون برای همه مشرکان .مرتدان وکافران دردنیا اجرایی میشود (وخداوند حق راتوسط  کلمات قدرتمندش تثبیت میکندهرچندکه مجرمان راخوش نیاید) سوره یونس آیه هشتادودو وقتی الله میگوید حق می ماند پس شک نکنید که حق ماندنی شده است وهرگاه میگوید باطل رفتنی است شک نکنید باطل از بین رفته است .زمان .زمان .هیچکس نمیتواند این اراده را تغییر بدهد .اراده الله درحرف یا قول خلاصه نمیشود . جزاین نیست .جز این نخواهد شد هر انکاری ازوهم است هر تلاشی شکست خورده خواهدبود . تداوم ظلم خواهد بود . حکم حکم الله است یعنی که فقط الله حکم میدهد واین حکم جاری شده است .درهمان لحظه که حکم آمده .حکم نیزمحقق شده است .اراده باش دراین جمله آشکارا دیده میشود .بدبخت او که جز این بیندیشد  درمیان انسانهاهرآنکس که به شیطان نزدیکترباشد ازتمامی عیوب بالا آنچه را که دین وعقایدمعنوی اورا تحت تاثیرقرار بدهد تاروزمعاد باخود به همراه خواهدداشت. این  آیه و حکم هرآنچه که ظالمان شاهان ولی ها .فرعونها . بخواهند از مردم وناس  ودردنیاو اخرت مخفی نگهدارند آشکار ورسوا میکند . وهرشکی را درمورد تفاوت انسان با انسان ازبین میبرد .زیرا فقط الله می داند. از سرونجواها .ازنگاهها .ازنقشه ها .از اوهام وازجنون  که با تظاهر و ریا نمیتوان آنها راپنهان کرد ..توجه کنید ما در این قاب ازمبارزه ای میخوانیم که شیطان در یک سوی آن با نام دنیا ومادیات خودنمایی میکندبواسطه ماهیت بی پروایی خاک که درهمه جادیده میشود ودرسوی دیگر الله حی است وپیامبران زنده او که درسوی  ابعاد اعتقادی معنویت ودنیا تواما(دنیا =بعنوان وسیله برای توجیه اندیشیدن وبرانگیختن درک وعقلانیت) دریک نظم جبری قرارمیگیرند (وانتخاب حدوسط بین دنیاو معنویت بعنوان هدف پذیرفتنی نیست) .الله درقرآن مکررگفته وقول خودراحق میخواند). قسم به حق وآنچه میگویم حق است سوره ص)وبرماواجب می کندتا بپذیریم که اگرایمان داریم که بسوی اوبازخواهیم گشت بایدباور بداریم که دنیای ما نیزروبه نیستی وزوال پیش میرود ودر شتابی معکوس به روزی به نام موعودیامعاد یاقیامت بازمیگرددو وعده به بهشت وجهنم حقی راستین است.در قران آمده است ازقول حق الله که انسان موجود عجولی است بی ثبات است و موجودی قابل ذکرنیست . مشخصات انسان ازجمله ضعیف بودن و عجول بودن وبی ثبات بودن واینکه موجودی قابل ذکر ( مثال زدنی)نیست درواقع مشخصات دنیاست . مشخصات خاک است .ببینید قرآن درچندسوره بر ازآب بودن جنبندگان  اشاره میکند جنبندگان زنده ای که ازخاک موجود درآب خلق شده اند و آنکه انسان بدون آب امکان ادامه چرخه حیات خودراندارد  این وجه مشترک ( بقاوزندگی ازآب) درجانداران ودنیای( خاکی)به ما این فرصت را میدهد تا بیاموزیم که آنچه در دنیا تحت اختیارجبری ما انسانها قرارگرفته است با نبود آب رفتنی است وقابل مالکیت نیست . نابودشدنی است .چون انسان عصیان گریا پیرو شیطان با تحلیل تدریجی وفقدان  آب نمی بیند نمیشنود . نمی فهمد( این حالات به مرگ انسان شباهت خاصی دارند) ووچون مردگان به خاک تبدیل میشود اما دنیا با نقصان در تملک به چنین ضرورتی که اراده در حفظ یانابودی آب را داشته باشد متکی نیست  مسلط نیست  وبه شتاب نابود شدنی است چون ازخاک  بیجان است روح دراودمیده نشده است وهرآنچه ازخیرونعمت ونوروحق (وآب که یک نعمت است)ودرکلام الله به راه وطریق حق تعبیرمیشودوازطرف الله برای انسان وبقای دائم او ضرورت واوجب شمرده میشودتحت شرایطی درزمان بیشتری نیزمیتواندبرای انسان  فانی مانا باشدودرتحت عملکردانسان درادامه هستی اوبصورت ابدی یازندگی جاویدان بصورت حبل تاثیرفراوان داشته باشد رشد دهنده باشد واورا به معراج وکمالات عالی انسانی یا انسان کامل برساند. جای توجه است که آب موجود دردنیا نیز با اراده انسان بر سرنوشتش میتواند در نقصان یا درتزایدباشدبا استناد به دارابودن دو صفت عجول بودن وبی ثباتی درآفرینش انسان  به بیان قرآن نوع بشررویگردان ازحق در نزدیک کردن ابعادمکان وزمان  به روز موعودیا نابود کردن فرصت بیشتردر دنیا درعجله ای اغواکننده درمسیرتعادل طبیعی وبقای زمان وماده اثرگذاراست واگربادیده مریزبه سخنان مرتدان .مشرکان وکافران که درقرآن آمده توجه کنیم همواره انها براین اصرارهستندوازپیامبردرخواست می کنند که ازالله بخواهد که اگر مرگ ازالله اوست پس از الله بخواهد که مرگشان را نزدیک کند یا ازبلایایی که برگذشتگان یا پیشینیان اکثریت یادآورمیشوند برآنها نیزحادث بشود.که این آیه فقط در طی رسالت محمدص موردنظرواقع نشده وهمه پیامبران دین توحید باچنین خواسته ای ازسوی مخالفان ودشمنان دین الله روبرو بوده اند (گفتندآیابسراغ ماآمده ای که فقط الله را بپرستیم وخدایانمان را رهاکنیم ؟اگرراستگوهستی عذابی راکه به ماوعده  میدهی بیاور) سوره اعراف آیه هفتاد که برای قوم نوح س مثال آورده شده است. (پس شترالهی راکشتندوازدستور پروردگارشان سرپیچی کردندوگفتند.ای صالح س  اگرواقعایک پیامبرهستی آن عذابی راکه به ماوعده میدهی بیاور.)اعراف آیه هفتادوهفت   طلب عذاب وتحقق زودرس وعده عذاب الهی ازروی ابرام ازسوی مشرکان.کافران.مرتدان درمقابله با تداوم دعوت  به دین توحیدکه برجنون وواکنش برتری جویی آشکارآنها بیان میشود عموما ازاصراربرتکیه بردنیا نشات میگیرد آنهابا تکیه بر *ولی ها شاهان .بتها ووقانون .سلاح و... سماجت بر ادعاهای موهوم  خوددارند وعجیب نیست اگر که بازتاب چنین خواسته ای با همراهی وهمکاری خودشان درمسیرزندگی شخصی شان روی بدهد.بلا ومصیبتی که از دنیا آغاز شده است وگریز ازآن ناممکن است. انسانی همواره درطغیان.ناآگاه از تعجیل خوددرغفلت  ازوقوع روزیکه آنروز.جزمنجر به روزبرخاستن اجباری همه مخلوقات نخواهدشد.پیشرفت درکفر.وشرک هماناموجب ومسببی نامیمون وشوم است برای تحمیل جربه یک اتفاق یک فاجعه ومرگی پنهان ودرعاقبت آگاهی ازسرانجام  انتخابی برای اکثریت علی الخصوص اکثریت بعضی اهل کتاب که *اسلام آورده انداما ایمان هرگزبه قلبهایشان واردنشده است                                                       ******************************** مادرادامه بحث ارتدادبا طرز تفکرعده ای که قسمت زیادی اززمین را زیرآب می دانسته اندو*قسمت کمی اززمین ما راخارج از آب می دانسته اند ودرترجمه نهج البلاغه حضرت علی ع نیز اقدام به تلقین این گمان به خوانندگان این کتاب بزرگ کرده اند ودیدگاه دیگرمادیگرایان که سرانجام ونتیجه نهایی ازکمیت وکیفیت زمین  به* کره ای سرد وسراسر یخبندان را بعنوان یک امرحتمی وقانونی به قانون درباورهای علمی عصرما بدل کرده اندباهم همراه هستیم .واین حقیر ( فقط دردرگاه الله) این قاب رابهانه ای قرار داده ام برای روشن شدن جمله ای که درکتاب چهارده معصوم برآن تاکید شده است درنظر این مرحوم آمده است که *جبراییل برای بردن خاک زمین از زمین درخواست خاک کرده است . اما مادرادامه قاب وارونه ارتداد خواهیم دیدکه این قاب هردواین نظریات  ونظریه علامه بزرگ شیعه آقای مجلسی را مردود میشمارداگربه ردشدن این دیدگاه ها ازطرف کتاب قران توجه کنیم باید یقیین بداریم که الله این نظریات  رادرجمع نظریات مادی اکثریت  بعضی ازاهل کتاب مرتدومشرک در زمان اکنون  به مامعرفی کرده است . (اوکسی است که آسمانهاوزمین رادر شش روزخلق کرد درحالیکه عرش اوبرروی آب بود تاهمه شمارا امتحان کندومشخص کند کدامتان عملکردبهتری دارید .ای پیامبر اگربگویی همه شما بعدازمرگ زنده خواهیدشد بی شک بی ایمانان می گوینداین جادوی آشکاراست ) سوره هود آیه هفت   (بدانیدمثل زندگی دنیاچون *بارانی است که ازآسمان نازل می کنیم تاگیاهانی خوردنی برای انسان وچهارپایان سبزشودوهنگامی که زمین به این نعمات آراسته شدومردم گمان کردندکه کاملا برآن مسلطندفرمان ما شب هنگام ویاروزچون صاعقه ای فرا میرسدوچنان همه چیز را ازبیخ وبن برکنیم که گویی دیروز چنین چیزهایی وجودنداشته است بدانیدمااین چنین آیات ونشانه هارابرای متفکرین شرح می دهیم.) سوره یونس آیه بیست وچهار (برای آنها مثال بزن که زندگی دنیاچون بارانی است  که ازآسمان فرومیریزیم وبواسطه آن گیاهان زمین می رویندوسپس خشک میشوندوباد آنهارامی پراکند.بدانید این خداست که برهرکاری  قدرت دارد) سوره کهف .آیه چهل وپنج می گوید زندگی دنیا و نمیگوید زندگی عرش.زندگی عرش از زمان نیست تا زمان هست دائمابرقراربوده است. رویش گیاهان  با آب ودرعاقبت خشک شدن آنهادر زمین  بدون تداخل اراده بشری بدون خدایگان ساختگی قربانی رنج وهم و جنون .بدون آنکه برابر سلطه داشته باشد .بدون آنکه بر زمین ماندگار باشدآنرا خشک  کندزنده  کند امید ببخشد سبز کند( ای سبز ای بهارزمین را رهامکن) بمیراند وباد را بران حاکم کند باد. بادسرنوشت ویا یاتداخل دست انسان برای حفظ وادامه وضعیت مثبت آن .دنیا سیارات .ستارگان . خورشید؟ ماه؟ زمان؟مکان؟دنیا  .انسان .حیوانات. گیاهان .زمین و آسمان؟ شب وروز؟هرچه هست برما ارزانی شده است  وبدون آب می خشکد بتواند موقعیت آنرا در گذراززمان در سکون نگاه دارد.چراآب ازدنیاگرفته میشود؟ دراینجا اشاره به باد میشود .باد ابرها را می آورد تا ببارند وگیاهان سبز بشوند ودر سرانجام بخشکند وباز بادآنهاراباخودخواهدبرد .چه مثال عجیبی  چه نشانه عجیبی .. باد همه را ازبیخ وبن خواهدکند دنیا را. دور را نزدیک را .پایین وبالا راحتی کوه را.حتی زمین را. باد .باد یعنی سرنوشت .جبر .بی ارادگی محض .تسلیم محض بودن به نیستی. انسان .باد.گردوخاک . ریزگردها . غبارهای زمین دائمادرجستجوی آب محتاج به حیات درالتماس ازبرای ماندن .گم کرده راهان .گمراهان. پیشینیان .انسانهای متحرک اکنون که سوار بربادند اما ( نمی دانند). .ای  سیاره افسون از طلسم خاک ای زمین چرا بازی با آتش. (درآن هنگام ازکوههامی پرسند. *بگوخداوندآنهارامتلاشی کرده وبربادمیدهد.سپس زمین را یکدست بایروبی گیاه رهامیکندبطوریکه درآن پستی وبلندی نخواهی دید ) سوره طه آیه صدوپنج .صدوشش وصدوهفت (آنگاه که آسمان ازهم شکافته شودوآنگاه که دریاهامتلاطم شده به هم بپیوندد وآنگاه که قبرها زیرورو گردند.هرکس دستاورد ش را میداندای انسان چه چیز تورا نسبت به پروردگارگرامیت مغرورکرده است)آیات یک تا پنج سوره انفطار  از قیامت می خوانیم درکتابی که خاتم بر کتب پیامبران الهی است ازکوههایی که متلاشی میشوند وتبدیل خواهند شد به خاک و همانگونه که چون خاک  باباد به زمین آمدند وباآب عجین شدندهمانگونه نیز چون خاک با باد از زمین کوچ خواهندکرد.آغازظهوردریاهای متلاطم و به هم پیوسته نشان ازاتفاق غرق شدن زمین درآب دارد واین آیه نشان میدهد که درآغاز آفرینش ما ببینید  این یک اشاره کلی است به خاک ودریک کلام خاک زمین که قبل از تغییر زمین وتبدیل خاک آن به انسان هویت واقعی غیر زنده داشته است وازآب جان میگیرددر آن روز .آن روز پنهان درهنگامیکه قبرها زیرورومیشوندو خاک زمین  یا همان انسانها دراجابت به تسلیم وپیروی ازیک جبر وبشکل لایه لایه ازروی زمین برداشته میشودقبل ازآن ماباآب سبز شده ایم زنده شده ایم ( اوست که شمارا از زمین  خلق کرد .قسمتی از آیه شصت ویک سوره هود)  یک تاریخ زندگی انسان دراین روزخاص روزحسرت روزندامت  مجددابا آب جان میگیرد قبرهایی که ازجنس خاکندزیرورومیشوند ومتعاقب آن ما ازآب زنده میشویم بایدکه آب دریاها به هم بپیوندند تااب مجددا به مردگان قرنها تاریخ بشر حیات ببخشدقبرهایی  که آب دریاها روی آنهارا می پوشاندو درزیرآب ناچاراست به زنده شده (مثال . مثل باران که زمین راسبزمیکند)و آب دریاها مابین این لایه های اجسادانسانی جاری میشود ووقتی آسمان که بصورت محفظه ای جهان را درون خود جای داده است  نباشد(  توجه کنیدتمام آسمان درجبراست از شکافته شدن ونه فقط قسمتی ازآن  ازهم شکافته میشود) .آیا به نظرشما میزان بلندی آب دریاها و تلاطم موجهایشان بالاترازسطح خاک نمیرود؟وتا کجامیرود ؟ما ازموجوداتی به نام جن هم گفتیم .از ملائک گفتیم آیا آنها ازجمله موجوداتی نیستند که ازآب خلق شده اند؟اگرچه قرآن در سوره نور از ( جنبندگانی ) می گویدکه ما( می بینیم) اما به مشرکان این وعده راهم میدهد که اگر ملائک برآنها نازل بشوند( کار برهمه آنها تمام شده است) دراینجا ما به از آب بودن ملائک ومتعاقب ان گروه جن پی میبریم ( توجه داشته باشید به اینکه شیطان قبل از انسان خلق شده است وملائک قبل از شیطان )وشیطان روزی در زمره ملائک عرش می بوده است اما این گروه اگرچه ازآبند اگر ما آب را دربرگیرنده از انواع خاک .گچ وآهک یاموادمعدنی بدانیم پس آنها هم قبل از اینکه ماهیت آتش آنها بر ماهیت آبیشان غلبه کند از خاک نیز بهره مند بوده اند .اما اکنون از خاک نیستندوجن مومن نیز از قاعده تغییر این ماهیت مستثنی میشوند( به سوره جن برمیگردیم و دادن مقدارفراوان به جن را مستندقرارمی دهیم برای تثبیت ایمان جن پس جن هم خاک را به مقداری که عاملی برای کثیر نوع ونسل او بشودداراست درصورتی که ابلیس بعداز عصیان برعلیه خاک برمیخیزد و درواقع درآغاز خاک خودرامیسوزاند .وقتی خاک بسوزد آب هم تبخیرمیشودواوتبدیل میشود به شیطان ببینید اصطحکاک خاک و آتش را که از کجاشروع میشود ازعرش) وعرش الله برروی آب  بوده است ( بود=گذشت زمان را یادآورمیشودواست زمانی است برای اینک یعنی حتما جزاین نمیشد وحتی اگر امروز نیز شما آزمایش وامتحان میشدید نمیتوانستید بر جایگاه او دست پیدا کنید فقط الله بر بالای آب بوده است بر بالای آب بودن تعبیردیگرش آنست که الله بر ملائک برتری دارد. وجن نیز ازملائک بوده است برتری الله بر شیطان وما می دانیم هر حکم وآیه ای که بیاید در همان لحظه در زمین اثبات میشود واقتدار پیدا میکند فقط کافی است که ما به این آیات ایمان بیاوریم می بینید که بسیاری ناممکن ها .میسرمیشود)وما کجا (بوده ایم) قبل از آفرینش ؟ یادآورمیشوم که قبل از تجربه  همه ما انسانها قبل از ورود به دنیا قران از تجمع همه انسانها وگواهی انها به توحید میگوید (وبه یادآرهنگامی که پروردگارت ازپشت بنی آدم همه فرزندانش را برگرفت وخطاب کرد شمارابرفطرتتان گواه میگیرم آیا من پروردگارشمانیستم همه گفتند آری.هستی وگواهی میدهیم) قسمتی ازآیه صدوهفتادودو اعراف (اوست که شمارااز زمین خلق کردوخواست تا آنراآبادگردانیدپس از خداآمرزش بخواهیدوبسوی اوتوبه کنیدزیرا پروردگارمن نزدیک است ودعاهای شمارا اجابت می کند) سوره هود قسمتی ازآیه شصت ویک   ( شایدپروردگارم به من چیزی ارزشمندتراز باغ تو عطاکندغافل مشوشایدخدااز آسمان برآن باغ بلایی نازل کند وآنرا به زمین بی گیاه ولغزنده ای بدل کند یا شاید آب آن به اعماق زمین فرو برود وتوهرگز نتوانی به آن دست یابی) سوره  کهف آیات چهل و چهل ویک *این سخنان یک ایمان آورنده است که نشانه هایی از روزقیامت را بیان میکند که موجب نابودی یک باغ (باغ درواقع یک الگوی کوچک است ازهمان سرنوشت زمین سبزبی اراده)راازانکاروکفرمیداند.ایمان آورنده ای قرنها پیش ازما اززمین بی گیاه وفرورفتن آب درزمین میگوید.زمین بی گیاه ازبی آبی مثل زمین وخاک شهرهای دورازآب دربنادرجنوب ایران یادرکویر طبس *وزمانی خاک بدون هیچ ماهیت انسانی وزمین یاکره کنونی قبل ازآفرینش آدم س بطورکامل در زیرآب بوده است .توجه کنید به آیه  یک تاپنج سوره انفطاروغرق شدن کره زمین درآب و زیروروشدن قبرهادر روزقیامت  که علامت ونشانه خوبی است برای آگاهی ازغرق  بودن خاک  درمبداء وآغاز آفرینش .وهمواره درچرخش  بی اراده بودن خاک دریک زنجیره ثابت  همراه باآب( شبیه به بالا وپایین آمدن آب دریاها .جزرومددریاها.خوابیدن وبرخاستن . نشستن وبلندشدن .) .خاک محلول درآب . به فضای بدون آب وبه فضای وجو که دراطراف ماست توجه کنید زمانی این فضای اطراف ماغرق درآب بوده است . وخاک بصورت ریزگرد دراین آب مداوما شناور ودر چرخش بوده است . آنچه ما از چرخش زمین یاخاک وزمان درمی یابیم این است که روزی خاک در درون آب جهان ما درچرخش بوده است . و آب جاری آب روان که  حافظ تحلیل وفرسایش خاک بوده است درتعدیل این چرخش و به دلیل نزدیک بودن به منباء نور( یعنی الله که دراوج بوده است) دچار جزرومدهایی  غیرارادی می شده است وآب همراه باجزرومد خود خاک راهمواره باخود به سطح زمین میبرده است وپایین می آورده است .به اشکال مختلف آب درحالت  مایع وبخاریاگازدرآب توجه بکنید این دوشکل از حالات آب در انجام جزرومدو بالا و پایین آمدن خاک موثربوده اندچرا جزرومد. مگرالله درعرش نیست .مگردرامروز جهان هستی خورشید در راس نیست . این جزرومد آب درامروز درانعکاس دوری ونزدیکی از خورشید ونوردر واقع تعبیری ازهمان است که روزی است که آب در مقابل الله بی اراده انجام میداده است خاک درون این  دنیای پرازآ ب هم بالا میرفته است وپایین می آمده و آرام میگرفته است ( الله خاک  را با بالا آمدن آب میگیرد و آن را بشکل انسان میسازد ودرکالبدآدم س می دمد به اوجان می بخشد. ازآدم س مخلوق ساکنان عرش  برای او شریک وهمسرمیسازد بعد انها.را به بهشت میفرستد .بهشت هم به گفته  قرآن  دربی نهایت وسعت مثال زدنی است والبته سبز و خنک . سبز بودن این مکان علامت وجودخاک دراین سرزمین پنهان  و خنک بودن هم نشانه وجودآب درانجاوحتمی بودن نزدیکی به نورالله است درست همان حالت اولیه دنیا البته بدون حجم زیادآب دربهشت. بهشت درآب غرق نیست اما بهشت هم بایدتابعی از زنجیره چرخش خاک را داشته باشدمثل زمین ما.بهشت هم ازخاک است و به دورالله می چرخد .چرخش خاک .طواف انسان . چرخش زمین .بالا آمدن آب . دربالا از به هم پیوستن دریاهاگفته شدوماگفتیم که آب قبل از آفرینش آدم تمامیت دنیای اطراف ما رادر خودگرفته بوده است و چون الله درعرش بوده است با نزدیک شدن الله به آب . تمامیت آب دنیا بسوی بالا حرکت میکرده است با حرکت مارپیچی بی اراده .خوب باید دراینجاگفته شود بالا آمدن آب از درون زمین وبهم پیوستن آب آنها به دلیل نزدیک شدن الله است به زمین چون که خورشید وماه  خاموش وبیفروغ شده اند پس دربالا امدن آب زمین بی تاثیرخواهند بودودلیل بالاآمدن آب از درون زمین همان است که گفته شد(دربهشت  با وسوسه های شیطان آنها ازمیوه درختی که لقمه آن برآنها تحریم شده بود میخورند.مادراینجابا یک اتفاق دیگر روبرومیشویم. باآفرینش آدم س ورانده شدن شیطان ازعرش و درکوتاه زمانی بعدازآن تبعید انسان ازبهشت  به زمین که براثرارتداد روی داد زمین غرق درآب نیزدچارجابجایی آب وتغییرات چشمگیرمیشودو زمین به شکل گردوکروی درمی آیددریکی ازقابها اشاره شد به همسانی سرنوشت انسان خاکی وزمین خاکی . جنین انسان غرق  درآب بعداز تولد تغییر شکل میدهد ودراخر بصورت خوابیده از دنیامیرود .زمین نیز درعاقبت دچار این تغییر میشود از شکل کروی خودخارج میشود .توجه به دو عنصرسازنده آدم داشته باشید آب وخاک. آب اززمین گرفته میشود وزمین پس از بی آبی تبدیل به صحرایی خشک  گسترده .هموار وصاف ومسطح  میشود. دراینجا شکل جهان هستی نیز تغییر می یابد. .آب ( دوسوم بدن انسان) یک سوم خاک ودو سوم آب این سهم انسان از شکل غریب آبی بوده است که ماروزی بصورت خاک درمحلول آن رهاشده بودیم .هرآنچه در زمین یک ویژگی بوده است درآدم س نیز نماد پیدا میکند  محلول این ترکیب تشکیل دهنده جسم آدم س نباید شکل واقعی خودرا ازدست بدهد نه به دلیل آنکه واجب است وباید که یک سوم از جسم زنده ما  دائم ازخاک ثابت بماندنه  بلکه ماباکمک آب بایداز شتاب نابودی زمین وانسان به سوی روزموعودواز جبر سهیم شدن دریک فاجعه عظیم بکاهیم مسئولیت ابلاغ دعوت وهشدار و تکرار(بگو) از موقعیت حساس اکنون میگوید( می پرسند) پس بگو . . اگربه تجزیه موجودات زنده پس ازمرگ دقت بشودوتبدیل تدریجی جسم مخلوقات را به خاک باور بداریم به تغییرمعکوس جسم انسان وبازگشت به  پودر بودن اولیه خاک بدن خودنیزواقف خواهیم شد.وبایدکه آدم به زمین بیاید . آدمی که درعرش ساخته وپرداخته شده است ونه دردنیا . خاک اواز از آبی عظیم به شکل انسان درآمده است .زمین اما خشک است . خروار خروار خاک که چون پشم زده است توسط باد به زمین آورده میشود وکوهها  خلق میشوند خورشید نورانی وماه مهتابی به زمین آورده میشوندو......  باران می آید زمین سبزمیشودآب برسطح زمین جاری میشود و قسمتی ازاین آب  به زمین فرومیرود بهار به زمین آمده است (ای بهار روزت مبارک) به میمنت ورودآدم زمین اولین لحظات از *یک روز خودرا( درقران آمده است مابرای زمین چهارروزراقرارداده ایم) باحضورآدم تجربه میکند.این آدم .به خاک گرایش میکندوگرایش اوبه طبیعت خاک دراین آیه بخوبی آمده است آیا نهی کردن مردم ازجشن آغاز بهارارتداد نیست؟ آیا نوروزنمی تواند یک جشن دینی باشد درحالیکه قدمت حکومت پادشاهان مانا نیست؟). (آیاخدایی که * تورا از خاک وسپس از* نطفه آفریده وعاقبت تبدیل به مردی کامل کرده است انکارمی کنی؟) سوره کهف آیه سی وهفت ( تو) را اول از خاک آفرید سپس ازنطفه یک انسان بادو نوع سرنوشت مقدرشده بدون اختیاری اما درمسیر یک انتخاب . خاک گرفته شده از آب همان آدم عرش است واسپرم درون آب .تخمک درون آب تبدیل به انسان خاکی میشودباکمک آب این انتقال نیزصورت میگیرد.( توسط آب خاک به عرش میرود). دقیقا بیان همان مطلب بالا است که آب خاک را به سطح زمین آورده است والله این خاک را تبدیل به موجودی کامل به نام آدم می نماید. آدم خاکی نیز همواره در چرخش است وناگزیرازبالا وپایین رفتن است (مثل خلقت عیسی نزدخدا وند چون خلقت آدم است ازخاک .آن هنگام که به اوگفت *باش وبیدرنگ*موجودشد) سوره آل عمران آیه پنجاه ونه  خاک آدم س.خاک عیسی س.از آب گرفته میشود .اما بادوسرنوشت متفاوت .که برهمه ما روشن است.چرا؟چرا درسرنوشت عیسی آب باید به زمین آورده بشود؟حنجره روح .حنجره مریم .خوردن نوشیدن ؟آیا آدم س نیز ازحنجره الله دم ونفس را دریافت کرده است. ( اوکسی است که انسان را از آب آفرید وبرای او نسب و سبب قرارداد.بدان که پروردگارتو تواناست) سوره فرقان. آیه پنجاه وچهار.  (اما ما آنچه رازمین ازبدن آنهامی کاهد می دانیم زیرا نزدما کتابی است که همه چیز درآن محفوظ است) سوره ق آیه چهار .زمین چه می کاهد چه را فرومیبرد که ازجسم ماست .خاک را آب را.واکنون  سیاراتی که ماهیت آنها همه ازجنس خاک است  در*چرخش درآسمانهابرمدارخود*می چرخند هیچ قدرت ونیرویی نمیتواند ازچرخش جهان خاکی مانع بشود.مگرالله .الله گردوغبار. گردوخاکی که در خلایی از بی آبی در چشم اهل زمین دیده میشود.  گویای  خاک محلول درآب اولین روز برای زمین است  قبل ازآفرینش آدم س . ببینیند چگونه  بالا میرود وباز آرام پایین میآید این ویژگی دانسان هم هست چه ازنظر جسم وچه از نظر معنویت  انسان بالامیرودپایین میآید. انسان ایمان میآورد. برمیگردد( چرخش) بی ایمان میشودنشانه بی ثبات بودن اراده انسان درایمان به الله هستی بخش .این بی ثباتی کمی وکیفی خاک وآب در آدم س وانسان امروز که ازقول الله درقران آمده است هم در زمان قبل از خلق شدن او درآب چنین بوده وهم درکره زمین وهم در زمانی که بصورت گردوخاک ویاحتی در زمانی که بصورت آتش ( چاههای نفت وگاز) اعلام وجودمیکند . آتش  از زیرخاک به سطح خاک میرودبالا میرودمیسوزد .خاکسترمیشودواین خاکسترودوده  به زمین برمیگردد. (امکان ندارد که شما بتوانیداز خداوند بگریزید نه در آسمان ونه درزمین.وجز خداوندهیچ  ولی ویاوری نخواهیدداشت)  سوره عنکبوت آیه بیست ودو. خاک .دوده .آب .گردوغبار .گردوخاک .وهرچیزی که از زمین است به زمین برمیگرددحتی جن حتی.آتش  ( به سوره جن مراجعه شود)زیرا روزی همه جنبندگان به قدرت الله ازخاک زمین که بصورت محلول درآب درجزرومد وچرخش بوده است خلق شده اند.خلق شده اند.پس باید به آن برگردند ودریاها به هم بپیوندد وباز.... دراینجا گفتنی که ما بدانیم که ملائک از ان قسمت از آب که درآغاز آفرینش خلق شده است خلق میشود که آب  آن زلالتر .ونسبت به نزدیکی به عرش روشن تر .نورانی تر و البته محیطی پاک تر داشته اند . بعدازآبی که به سطح نزدیک بوده وملائک از ان خلق شده اند  آب متعلق به گروه جن  قرار میگیرداین آب دراصطحکاک وبرخورد زیاد با آبی که آدم یاانسان از آن خلق میشود بوده است.وما می بینیم که سرنوشت ما قرنها وقرنها قبل از تولد در زمین رقم خورده است . اقتدار .عظمت . حکمروایی .حکم فرمایی  همه از خالق برتراست ( این  برداشت باتوجه به گفته جن که می گوید مانمی توانیم در زمین از اعمال قدرت الله بگریزیم استنباط شده است وشما برای اولین باراز چنین مطلبی آگاه میشوید.در ضمن باتوجه به همین جمله وباتوجه به ( آیه چهل وپنج سوره کهف)میتوان خشک شدن زمین دراثر بی آبی و گرفتن آب از جن را در نتیجه همان همجواری آب جن ( وخاک.او) با آب آدم س ( وخاک او)در زمان خلق این دوموجو دانست .ودرهمین جمله به توانایی آمدن جن به زمین نیز اشاره میشود) واما    زمین می چرخد سیارات می چرخند .حتی کوههای جهان ما مرتب درحال جابجایی وحرکت هستند( به قران مراجعه بشود) زمین  در شکل واقعی خودآنچه ما می بینیم  نیزازدرون  آب فراوان بالا رفته است ازاب خارج شده است بزرگ شده است کوچک شده است وروزی باید آرام در زیرآب غرق بشود( روزقیامت ) در زیر آب دریاها .مثل ماانسانها .یک سرنوشت مشترک گریزناپذیر.خاک زمانی نیزدرآب چون گردوخاکی محلول می چرخید.این گردوخاک محلول درطی بالا رفتن وپایین آمدن به سطح آب نزدیک هم میشده است .دراینجافرصتی است تا نظرعلامه مجلسی را ردکنیم .وقتی عرش الله برروی اب می بوده امکان دسترسی به خاک سیار برای الله آسان بوده است وتوجه بکنید به اراده( باش )الله که هرچه بخواهد همان بشود وبنظر این حقیراین علامه نیز کره زمین امروز را از روز اول آفرینش به همین شکل می پنداشته است .اگرچه اگر به آیاتی که درقرآن درباره زمین وکاهش حجم ان آمده است و..... دیگرتوجه میشد مطمئنا این گونه درباره زمین وافرینش انسان برداشت نمیکردند . (ما اینها وپدرانشان راازنعمتهای زندگی بهره مند کردیم وعمری طولانی دادیم با این وجودآیا درک نمی کنند که ما عمر زمین راازجهات مختلف کم می کنیم . آیاانها برامور مسلط اندیاما؟ ) سوره انبیاء آیه چهل وچهار همانطورکه گردوخاک  .گردوغبار اطراف مابر روی زمین میچرخد وفقط درمکان جریان آب آرام وقرارمیگیرد.همه اشکال خاک درجبرندبه پذیرش یک سرنوشت مشترک. دراینجاازشما می خواهم به سرنوشت مشترک انسان وزمین توجه کنیدوحتی به حرکت این دونوع عنصرمخلوق از خاک که تامادام که در نظم ومنفعل از یک جبروزیرتسلط یک قدرت برترندعاجزازتبعیت از سرنوشتی دیگرهستند انسان نمیتواند ازمرگ وپیری مانع بشود وزمین نمیتوانددر زمان نیستی خود تغییری بدهد.واین خاک این گردوخاک در زمان در چرخیدن وچرخیدن گاهی مومن .گاهی بی ایمان وروی برگردانده. گاهی روبه سوی الله وگاهی پشت به الله .گاهی درشب گاهی در روز.گاه شرک .گاه روبسوی الله. خاک  زمین زمانی در حالت اولیه خود درزمانی که محلول درآب بوده است مداوما درحالت طواف به گردالله بوده است باآنکه خاک بیجان است واراده تغییردرانتخاب وسرنوشت ازاوسلب شده است دراو وجودندارد وطبیعت ذاتی  آب براو مسلط بوده است آب خنک .آب گوارا  آب آرام . آب با وقارهمواره دراین جریان بی اراده .با حرکت گردوخاک آب بالا وپایین میرفته است .( هرجزرومدمقام نزول واوج  انسانیت را نشان میدهد)هرکجاخاک برودآب قبل ازآن باید آنجا باشد.چرخش زمین ما نیز با کمبود آب شدیدتر وسریعتر خواهد شد.زمین بدون آب کوچک وکوچکترمیشود( وجود دریاها قبل از زیرورو شدن  قبرهای خاکی انسان سوره انفطارآیات یک تاپنج . یعنی آنکه دریا و آب نیز قبل ازخاک آفریده شده است .ملائک .( وجن که درعرش بوده اند )قبل از خاک خلق شده اند صداقت آیات الله که می فرماید(پروردگارت به ملائک گفت میخواهم بشری از گل بیافرینم سوره ص)ملائک که ازعنصراب( انجیریا گیاهان) هستند قبل ازآفرینش انسان درجهان می زیسته اند پس خاک یاآدم ص در کنار ملائک درامنیت و آرامش بوده است .مثل خاک درکنارآب.مثل خاک غرق درآب که نشان زندگی است .چرخیدن خاک زمین قبل ازآفرینش ودرزندگی معمول ودرطواف  درانسان علامت اجتماعی بودن ذاتی درعنصرخاکی اوست ونیزمسری بودن بیماری که دراکثریت دیده میشود(جنون) که در اجتماع  بصورت کثرت  دیده میشودازمشخصه خاص خاک.عدم تغییر غیرارادی درچرخه یا زنجیره طبیعی آفرینش یا آمدن ورفتن خاک حتی درزمانیکه درجسم یک انسان (خاک وآب) وتبدیل شدن آن به آتش است . او فقط باهمراهی آب قادربه حیات خاکی است بدون آب او یک مجنون است جن زده است ( کافراست مشرک است چون جایگزین برای آب انتخاب کرده است به نام شیطان)چون گردوغبار.گردوخاک نیزمیآیدومیرود. درظاهرمحومیشود وزمانی دیگردر مکانی دیگربر زمین می نشیند.عامل بی ثباتی انسان در همین خاک اوست که گرم میشودسردمیشودفراموش میکندکه قبلا گرم بوده است سردبوده است. .چون گردوغبار اوج میگیرد فراموش میکندکه سرگردانی اوازبی آبی است.ودرکنارآب به آرامش میرسد .آلوده میشود وبا*آب و آفتاب پاک میشود وباز فراموش می کند .از زیرآب به عرش میرود بالا میرود زنده میشود( الله براو می دمد) وبیدارمیشود. اوج میگیرد( موجودبرترعرش میشود) به بهشت میرود کمی پایین میآیدوبه زمین میآیدومی خوابد .میمیرد. میمیردوباز باید ......اما این آغاز تجربه سرنوشتی دیگربرای اوست دستاورد زندگی خاکی در زمین بهشتی شدن ویا ازجهنمیان بودن است .وما می دانیم فقط الله بدعت گزار است دراینجا سیر طبیعی رفتن وامدن خاک گردوخاک انسان با جزر ومد ویا بالا رفتن وپایین آمدن آب دیگرتنها به آرامش نمی انجامد وپیوستن دریاها برروی خاک وزیرورو شدن قبرها که از رسیدن آب به مردگان وبدعت دادن زندگانی مجددبه آنهادر روزقیامت است بیانگر همین قدرت  الله احد می باشد.  . ( پس چه کسی ستمکارتر ازکسی است که به خدا افترا ببندد و آیاتش رادروغ بپندارد؟ آنها سهمی راکه برایشان مقرر شده دریافت خواهندکرد) سوره اعراف . قسمتی ازآیه سی وهفت اگربه کتاب رسالات مراجع نیزمراجعه بشود غسل .ووضوبا آب آلوده امری باطل وازارتداد است آب وخاک .خوردن خاک( ولودرآب باشد) نیزحرام است وباید به زمین برگردد این یک جبراست ومعنویت امانت رامتجلی میکند.پس چراقتل ؟ چرا تجاوز؟ چرادزدی ؟چرا شکنجه ؟ انچه ازخاک است برما حرام است وباید به خاک برگردد الله همه چیز را تقسیم میکند بهشت را جهنم را خیر راشررا. حق را باطل را .مشرک را مومن را . جبرانتخاب دراینجا بیش از هرزمان دیگری مشخصا به انسان سود وزیان دنیارا بازگومیکند .بیایید قرآن را زیبا بخوانیم .  ( این خداست که هرجنبنده ای را از آب آفریده واکنون بعضی ازآنهابرشکم خودمی خزند. و*بعضی بر روی دوپاراه می روند.....)سوره نور قسمتی ازآیه چهل وپنج  انسان  خائن به الله وپیامبر.انسان ستم کارکافرمشرک .مرتد.مجنون.همان آنهاکه  (کسانی که خداوپیامبرش را آزارمیرسانند خداوندآنهارا دردنیا وآخرت نفرین  کرده( نفرین شدگان)وبرایشان عذاب خوارکننده ای تدارک دیده است.کسانی که مردان وزنان با ایمان را بی هیچ گناهی  آزارمیرسانندبارتهمت وگناهی آشکار را به دوش میکشند) سوره احزاب آیات پنجاه وهفت وپنجاه وهشت.  منکرایات حق الله .کلام حق الله ونشانه ها. نشانه ها بادلبستن از دنیا ازدرک آن دور مانده است . شایدکه اوصدای جبراییل را درقران نمی شنودوحی الله رانمی خواند .شاید قران رافقط برای سوزاندن دوست میدارد .شاید قرآن را.تورات را. انجیل را زبور را برای ( ردشدن) می خواند ونه برای قبول شدن.درسیاهی وهم خود گمان میکند که الله دندان دارد .گوش دارد . ابرو .مژه دارد .پس میشودیک انسان .یک پیامبر رافرزند الله خواند .( دم ونفس روح برحنجره مریم نیزازآب است؟ آب درگردش خاک درگردش) بشرطالب دنیاحتی درپیدا کردن وشناخت  شباهت های انسان والله هم به دنبال تفکروچاره جویی نیست . شایدبا خود سودای حاکمیت بر مخلوقات الله  را دارد و می پندارد الله حاکم  نیزچون پیامبرانش ازجنس خاک است و ازنسل آب است بشرامروزباید بداند براو واجب است که  باوربدارد الله تنهازنده ابدی است وقیم نمی پذیرد.شایدهم فکرمیکندمیشود باورداشت که پیامبر مرده است واومیتواند ادعای جانشینی اورا بکنددرحالیکه پیامبر ولی نبوده است وبشری مثل همه ما بوده است .ومن می پرسم از آنها که مگر پیامبر زنده امام زنده قیم می خواهد؟( بگو.بگو زمان حال ابدی  برای زنده ابدی است) واین عجیب نیست  که اوبرای نشان دادن حقانیت خود ازحکم علی ع برای مبارزه با فتنه میگویداما علی ع در محراب نماز می ایستد وکشته میشود؟ وبا شهادت(دراینجابایدگفت گواهی) خودنمازخود .روزه خود به او تودهنی میزند که من صاحب ومالک نمازم را وعبادتم را( =الله  را) برحکومت برخلق دنیااوجب میدانم اما ما می بینیم اوهام اورارهانمی کنند  (ولی مطلق امر) می پنداردکه رای علی ع با رای محمدص ورای محمدص با رای الله به مرور زمان  تغییرمی کند . میشود به جهنم رفت وبعداز عذاب به بهشت رفت ؟ویا با ترویج تخیلات اینگونه القاءکرد که میشود به عنوان یک مسلمان یا ایمان آورنده به یک ( مشرک.فتنه گر. کافر)تجاوزکرد .نه نه راه بازگشت دراکنون است ما این زمان را باخودبه جهانی دیگرخواهیم برد ودنیا؟. نه شاید اوباید بداند هرکسی میتواند اولی بشود مقرب بشود حتی اگر لباس انحصاری روحانیت بر تن نداشته باشدوازخواص نباشد شایدمی پنداردمیشود با ( پارا ازحق فراترگذاردن) .آیا حق  نجات او برالله واجب میشود .  چه کسی به او وحی کرده است  که میشود انسانها رامسلمانان را حقیر دید وتحقیرکرد ؟چرااو* نمیداندما انسانهابه ایجاد فاصله و تفاوت احتیاج نداریم ماهمه ازخاک یک  آبیم والله برجسم همه  ما دم یا نفس خودرا دمیده است وهمه به دنیا آمده ایم ودرجبریم که ازدنیا برویم.هرکس می پنداردکه متفاوت ازدیگرانسانهاست بارد شدن ازایات الله به ایمان و حقوق ایمان آورندگان ارتدادمیورزد .دین توحید دین برابریهاست.دین الله یکی برای همه انسانهاست..هیچکس نمیداند آن روز بزرگ روزجدایی چه کسی بیداراست؟چه کسی زنده است؟ ( آن روز بزرگ .همان روزی که مردم دربرابر پروردگار جهانیان می ایستند.) سوره مطففین . آیات پنج وشش (آنگاه که خورشید درهم پیچدوخاموش گرددوانگاه که ستارگان بیفروغ شوندوکوهها به حرکت درآیندوشتران آبستن رهاگردند.آنگاه که وحوش دریک نقطه جمع گردند.آنگاه که دریاها آتش گیرند .آنگاه که انسان باهمسان خودقرین شود . انگاه از دختران زنده بگورشده پرسیده شود.به کدامین گناه کشته شده اند هنگامیکه نامه های اعمال گشوده شوند وپرده آسمان بازشودو انگاه که جهنم شعله ورگرددوبهشت نزدیک شودهرکس میفهمدچه چیزحاضرکرده است قسم به ستارگانی که بازمیگردند.همانهایی که میروندوناپدیدمیشوندقسم به شب که تاریک میگرددوقسم به صبح که نفس زنان طلوع میکند)سوره تکویرایات یک تا هجده  خورشید خاموش . ستارگانی که  بازمیگردند ومیروندوناپدیدمیشوند. وقتی وحوش جمع میشوند دریاهایی که به هم پیوسته اند آتش میگیرند . دریاها .انسانها .حیوانات  قرین  وتومیدانی قرین کیست)  به جمع بودن  ستارگان .کوهها .وحوش .دریاها . نامه ها  .از جمع می آید .جمع همه مخلوقات خاکی وقرین . از مبداء آفرینش تا پایان .اکثریت .  ودریاهاهمه دراتش ؟ توقف زمان . توقف شمارش اعمال درزمان اکنون دقیقا در زمانیکه انسان به حق پشت میکند روی برمیگرداند وبه کفر وشرک وجنون افتخارمیکند. ای ماه زیبا .ای خورشیدتابان. (ابراهیم ابراهیم)ای دنیا درروزآتش چرا ما رارها می کنید؟وانسان انسان دورازحق به دریای سراسراتش برمیگردد؟ مثل روزآغازین.؟ (اوست که خورشیدرا نورانی خلق کردوماه رافروغ بخشیدومراحلی برایش تعیین کردتا شما بواسطه آن شمارسالهاوحساب کارهارا بدانیدوخداوندهمه اینهارا جزبحق خلق نکردبدینسان آیات ونشانه هارابرای اهل دانش شرح میدهد)سوره یونس آیه پنج  .اما آنچه دراین آیه به شکلی  جالب آمده است تغییرزندگی ماانسانهاست تا روزمعاد برگشت انتقالی ومجدد به دوران اولیه یا مبداء تکامل انسان جبری زندگی انسان دیده میشود وودر آیه بالا ( سوره تکویر)شترنشانه ای ازبازگشت مجدد ما وانسانهای قرنهای آینده به زندگی ساده پیشینیان است.درتوقف زمان رهاکردن شترها نشانه ای است از همه نشانه های روزقیامت وبایدگفت که درآن زمان زمانی که اکنون ما میدانیم چگونه خواهدشد  آنچه که بزرگان اندیشه وتفکر مذهبی ازآن بعنوان جن زدگی که با تکرار وادغام زندگی نوع بشر با معضل ماشینیسم  یاتکنولوژی بوجودآمده دیگر رونقی ندارد بسیاری ازوابستگیهای ناشی ازجنون از تسلط بر زندگی انسان به جبر روبه نابودی میرود .میزان اعتمادواتکاء کاذب انسان به آنچه اورا از واقعیت وحقیقت مادیت درجهان ما ازمعنویت دورکرده است  اکنون واجب است وبایدبه او القاء بشود.همان درس  بزرگی که شیطان درعرش الله از آن غافل ماند هرجاکه حق است همانجا دنیا مرده است . با بیان این آیه نتیجه میتوان گرفت که هرچقدر پیشرفت در طی این قرنهای گذشته تابه امروزحاصل شده است همه سیر بازگشت را مثل بازگشت زمین خاکی مثل انسان ( انسان فیلسوف ؟انسان فقیه؟ انسان باهوش؟ وانسان ...خواص .عوام آه ای عوام) راتجربه خواهندکرد زمین بزرگ کوچک میشود(هرقدر زمین به پایان جهان نزدیکترمیشود کوچکترمیشود یعنی آنکه انسان گمراه ازمقام عزت و بزرگی سقوط میکند) زمین درآتش است .ودرآن لحظه پشت سرظالمان درآتش است .وبهشت ؟ جداست ونزدیک میشود؟وکافرومرتد ومشرک درآتش و در زمین ؟میسوزندبهشت نزدیک میشود .اما ما چطور؟این هم یک نوع اشاره است همانطور که الله نزدیک است پس بهشت هم به انسانها نزدیک است قید نزدیک یک وجه یک مشخصه  مشترک برای ابعادزمان ومکان باهم.الله درعرش است دراوج است امادر زمان حضوردارد ( الله درهمین نزدیکیهاست). دراین آیه  وجود مکان  باطل است دنیامترادف نیستی است .دنیا مرده است .پس ما فقط ( زنده) را می بینیم الله را به زیبایی.ازنزدیک .نزدیک . دنیا چیست ؟ زیباست اما وهم است ؟ هست اما نیست؟ چراکوهها درطول شبانه روزمیچرخنداما ما نمی بینیم ؟چرا بعدازمرگ ازما پرسیده میشود که ماهمدیگرراچندباردیده ایم ؟ (روزیکه خدا همه رامحشورکندچنان احساس می کنندکه گویی *بیش ازساعتی  ازآن روز دردنیا نبوده اند.آن هم  به اندازه ای که فقط یکدیگررادیده باشند.حقیقتازیان کردندکسانی که دیدارالله راانکارکردندوهدایت نیافتند)سوره یونس . آیه چهل وپنج دنیا .دنیافقط ایده ومطلوب خواستنی شیطان است .هرکس به شیطان نزدیک ترباشد دنیارا زیباترمی بیند دنیارا بهترمی بیند .دلبسته اش میشود.جادویش میشود.زندانیش میشود. مجنون میشود. جن زده میشود .مثل شیطان..درآیات بالا نشانه هایی از نابودی کره زمین و خورشیدوماه را که درآیات قران بران اصرار شده است خواندید . کابوس شیرین اقتدارتسلط برکره زمین نیز به همینگونه نابودمیشود( سوره یونس آیه بیست وچهار) .    خواننده خوب دین توحید هرگزمنحصربه عده ای خاص نیست هرکس چنین ادعایی بکند ارتداد ورزیده است مرتدمحسوب میشود.دراتش است. چرا یک انسان که مختاردرانتخاب اوجب است وازحق میگوید باید محصور در( زندان) بشود ؟ باتوجه به آنکه دنیا مکانی باطل است وخواهنده آن دوست شیطان است پس هرچیزی که شیطان ازمالکیت آن لذت ببرد وبشودکه درآتش بسوزد( آه ای مشرک ای کافر ای مرده) بر انسانهای زنده انسان حقگو انسان حق طلب حرام است و آنچه بر مشرک وکافرومرتد حلال وواجب است زندانی به نام جهنم است .  شیطان یک موجود واقعا دیوانه است .مسئله ساز است . دشمن آب. دشمن زمین .دشمن انسان ووقتی شیطان با انسان همراه بشود دشمن الله هم است .الله . الله وزندان دردین توحید یک وهم یک دروغ بزرگ است ازسوی ظالمان وازسوی اهل باطل برای استضعاف انسانها .زندان فقرمی آورد فحشاء میآورد. فسادمیآورد .تبعیض طبقاتی .محرومیت وتضادهای اخلاقی وطبقاتی میآورد.  ....ومانع خیراست   آیامگرجزالله درهمین نزدیکیهاست پس این چه نوع قضاوتی است که زندان علاج وراه حل مشکلات جوامع متشوش جهان ما شده است .                                                        ****************************** (این بازگشت تنهابایک  صیحه بزرگ انجام میشود.ناگاه همه درصحرای بزرگ ظاهرخواهندشد)سوره نازعات آیات سیزده وچهارده.ظهور صحرای بزرگ بایک صداوانسانها و*ناگاه زمان سریعترین وازبیخبری میگوید والله چه نزدیک است به همه انسانها به خاک به صحراچرا صحرا؟.گردوخاک .؟. زمین اولیه زمانی که الله از مخلوقات پدیدامده از آب گواه گرفت بر یکتایی وخالق بودن خود بدون هیچ پستی وبلندی دیده میشود .والله .الله.توجه بکنید به همزمانی حضور خورشیدخاموش ازنور وپدیدارشدن ستارگان بی فروغ.مگرمیشود؟ فقط دریک صورت میشودکه زمین شکل کروی خودرا ازدست بدهد قابیل نیز از طریق دفن کردن برادرش هابیل واز یک کلاغ آموخت که بعداز مرگ انسان روزی زمین صاف خواهدشدوانسان یکی از دو عامل آن است پس توبه کرد.همانگونه که موسی س  پس از ارتکاب به قتل توبه کردوالله پذیرفت. صاف کردن زمین وتبدیل آن به صحرا از سوی انسان ارتداد است پس قتل از ارتداد است . مرده را درخاک مدفون نکردن از ارتداد است توبه نکردن از ارتداد است وردتوبه نیزاز ارتداد است  حکومتگران نفرین شده ایران ما آیا پس ازگذشت دوسال قتل بیگناهان جنبش سبزمردم ایران توبه برشما واجب نشده است؟. (ازچه سوآل می کنندازآن خبربزرگ همان خبری که درموردش اختلاف دارند.این چنین نیست بزودی حقیقت را خواهند فهمید.) آیات یک تاپنج سوره نباء خبر.آیاانسان معاد را ردکرده است ؟آیا دوزخ وبهشت را ردکرده است .بایدانسانها حقیقت را بدانند وبزودی. بزودی مدت  وزمان سرعت نابودی دنیا را نشان میدهد .بسرعت نیست میشود.و چرا بزودی ؟زمان به همه انسانهاوعده وقوع  رسیدن  به یک پاسخ نزدیک را میدهدماتجربه خواهیم کرد زیرا همه باهم قیام خواهیم کرد پس زمان برای همه ما مشترک است مانند آن(هنگام)که همه ما به یکتایی الله گواهی دادیم و ان (هنگام )برای همه ما یک زمان مشترک بوده است چه فرق میکند چه کسی ودرچه زمانی ازتاریخ ازجهان رفته است (بدانیدکه روزداوری میعادگاه شماست .همان روزیکه درصوردمیده میشودوهمه شما گروه گروه خواهیدآمد.روزی که آسمان همچون درهایی بازمیشود.روزی که کوهها چون سرابی به حرکت می افتندحقیقتا جهنم درکمین است که محل بازگشتی برای طغیانگران است)سوره نباء آیات هفده تابیست ودو.  کوهها نیزازعنصرخاکند . این حرکت (بشکلی سراب گونه)دردنیانیزمداوما وجوددارداما ماهرگزبه حس آن نمی رسیم .وحرکت کوهها درفضای بدون آب کنونی چون حرکت همان گردوخاک گردوغبار محلول دراب درقبل از آفرینش آدم س است .مثل چرخش زمین خاکی .درظاهر همیشه دریک جا ساکن امادرجبراست برای چرخیدن حتی آب با او می چرخدآب نیز در زمان جاری است  مداومادر یک زمان محدود به چهارروز دراکنون . که هیچکدام ازروزهای آن شبیه به هم نیست .تمامیت آسمان بازمیشودقرار است همه در مقابل او بایستنداوکه آسمان به اراده او چون پارچه ای خاکسترشده آتش فرومی افتد.انسانهاایستاده  درمقابل الله .برای دومین بار. روز آغاز .روز پایان  برای آب ؟ فقط فضا فقط خلاء. (که آنچه به شماوعده داده شده محقق خواهدشد.آن هنگام که ستارگان بی فروغ گردند.و آسمان شکافته شودآن هنگام که کوهها ازجا کنده شود.و آن هنگام که زمان شهادت پیامبران معین گردد. این کارتا چه روزی به تاخیر می افتد تاروزداوری)  سوره مرسلات . آیات هفت تا سیزده دراین آیات هم از کنده شدن کوهها گفته میشود.کوههای درحرکت درخلاء .رهاشده درفضابدون داشتن جانشین ازجنس آب ازهم متلاشی خواهندشد. (زیرا آدمی درآینده نیزاراده برانجام گناه دارد.حال آنکه می پرسدروزقیامت چه وقت است. هنگامی که *چشمها خیره بماندوماه تاریک شودهنگامی که خورشیدوماه دریک نقطه گردآیند.درآنروزفریادزند.راه گریزکجاست ؟هرگزراه گریزوپناهگاهی وجودندارد.قرارگاه همه تنهانزدپروردگارت است) سوره قیامت آیات شش تادوازده تاریکی وجمع شدن  همزمان ماه وخورشید( شب وروز)دریک نقطه  .زمین خاکی انسان خاکی ماه ازخاک خورشیدازخاک همه دریک بن بست . راه گریز مگرایاجزراه اوست که درهمین نزدیکی است . همین نزدیکیها همین زمان حال ماست . در زمین برای همه ما دیدن آشکارای این تاریکی تجربه خواهدشد ..تاریکی ؟دنیا نشانه تاریکی است . بهترین نشانه برای کسانی که دنیا را انتخاب کرده اند تاریکی. طالبان دنیاتاریکی را از دنیا باخودبه آن *هنگام خواهندبرد .دنیا وخاک ( انسان ) میراست عجیب نیست که ماه نمی تابد. خورشید بیفروغ است .انتخاب تاریکی یعنی انتخاب ماه خفته خورشیدخاموش. هرچه ازنور و نعمت و خیراست براو(= گناهکار.مرتد.مشرک .کافرظالم. مجرم )حرام شده است .مال او ازآن او نبوده است که باخود همراه داشته باشد ( زیراهنگامی که درصور دمیده شودآن روز. روزسختی است وبرکافران آسان نخواهدبودومراباکسی که تنهایش آفریدم واگذار)سوره مدثر آیات هشت تایازده (زیرا زنجیرهاو اتش جهنم نزدماست.باغذاهایی گلوگیروعذابی دردناک .روزی که کوهها وزمین بشدت به لرزه درمی آیند کوههابه تپه هایی از ریگ نرم تبدیل میشوند) سوره مزمل آیات دوازده سیزده چهارده ( اگرکافرشویدچگونه درآنروز سختی که حتی کودکان را پیرمیگرداند درامان خواهیدبود؟ روزی که آسمان شکافته شودووعده الهی تحقق یابد) سوره مزمل.آیات هفده وهجده ریگ نرم .کوههایی که چون پشم زده میشوند . کوههایی که متلاشی میشوند وبربادمیروند وگردوخاک یاگردوغبارمیشونددقیقاگویای رویداد آن وضعیت خاکی است که ماهم اکنون نیز دردنیا می بینیم . آغازانقلاب رستاخیز.از دنیا شروع میشود شروع شده است اماما نمی بینیم دنیا داردباطل میشودبرما حرام میشود وجود خاک ( دنیا دیوار )بعنوان تکیه گاه برانسان حرام میشود . ریگ نرم کوههایی که منفجرمیشوند تونلهایی که ساخته میشود زمینهای کوهپایه ای که برای کشاورزی هموارمیشوند .این تعبیر درست کلام قرآن است که از نشانه های قیامت است  خورشیدخاموش .ماه بیفروغ خسوف وکسوف همه ازنشانه های روزقیامت است .خواننده خوب درتفهیم وتشریح این آیه میتوان گفت مادر زمان ودرواقع بطورناآگاهانه وجبری درزمان ومکانی چون  دنیا هستیم همه چیزدر ورای این اتفاقات ساده دنیا شروع میشوددراینجااز تومی خواهم که از سوره مزمل شروع کنی ومتعاقب آن به نوبت آیات بعدی وبعدی را که به آغازمطلب ختم میشودبخوانی .مطمئنا توهم متوجه خواهی شد که ماهمه در رویداد قیامت سهیم هستیم . قیامت هم(اکنون) نیزآغازشده است .همه مادرزمان درجبرصاف کردن و هموارکردن زمین وتبدیل ان به کره ای خشک و بی آب وتحمیل اراده خودبه  صحرا شدن آن همراه هستیم .واکنون نیزمی بینیم وباید باوربداریم که زمینی که به مرزصحراشدن رسیده است ازنشانه های روز موعوداست  . آب کم کم داردمارا ترک میکند براستی چگونه است که ما اکنون  ازناگزیری این جبر پیرنمیشویم؟چون درعین زنده بودن نمی بینیم؟ چون نمی شنویم ؟ حس نداریم ؟ ویادرک نمی کنیم؟تکامل پیدانکرده ایم .چون دراوهام به دنبال پوچی میگردیم. وقتی زمین ازآب خالی میشود هماناانسان خالی شده است واماده سوزاندن .ماازآب گریزانیم .آب فقط با اشاعه دین توحیدبه بقای خودش ادامه میدهد زمین را رها نمیکند هیچ ولی . هیچ شاه .یافرعونی ویا هیچ حاکم یا خالق ازنوع بشر نمیتواند تضمین کننده تام الاختیار اراده انسان بروجود دائم آب باشد زیرا ازجنس خاک است ازجنس دنیاست و خاک ( زمین .انسان جنبندگان)فقط از آب خلق میشود. ( کسی درخواست عذابی کردکه واقع شدنی است.حال آنکه برای اهل کفر کسی نمیتواند آن را دفع کندآن هم دربرابر خداوندی که صاحب جایگاهی بلنداست فرشتگان وروح( روح)بسوی اوعروج می کننددرروزیکه مدتش پنجاه هزارسال می باشد پس صبری زیبا پیشه کن آنها آن روز رادور می دانند وما آنرا نزدیک می بینیم .روزی که آسمان چون فلزگداخته شودوکوهها چون پشم زده گردند هیچ دوست صمیمی ازدوستش نپرسد.) سوره معارج آیات یک تاده ( اکنون رهایشان کن تادراوهام خودفروبروندوسرگرم باشندتازمانیکه روزملاقاتی راکه به آنها وعده داده شده است ببینند همان روزیکه باشتاب ازقبرهاخارج میشوندگویی بسوی بتهایشان شتابانند.چشمهایشان وحشتزده است وذلت سراپایشان رافراگرفته است این همان روزی است که به آنها وعده داده شده بود)سوره معارج. آیات چهل ودو. چهل وسه .چهل وچهار ( آن روزمحقق میشود.روزمحقق شدنی کدام است؟ وتوچه دانی روزتحقق یافتنی چیست ؟)آیات یک تاسه سوره حاقه (آن روزی که ازوحشت ساق پاهایشان برهنه گردد ازآنها دعوت میشودتاسجودکنند اما قادربه آن نخواهندبود وحشت از چشمهایشان می باردوذلت وخواری سراپای وجودشان را فراگرفته است پیش ازاین نیزآنهارادرحالیکه سالم و تندرست بودند به سجود فراخوانده بودند اکنون مرا باآنها که این سخن را تکذیب می کنندواگذارماآنهارا ازجایی که نمی فهمند تدریجابسوی عذاب می بریم) سوره قلم . آیات چهل ودو تاچهل وپنج برما واجب شده است زمین راآبادکنیم . اما شیطان زمین وآب ودنیا را ازان خودمیداندپس  آنرا از جنس خودش می پسنددآتشین وسوزان.وقتی آتش باشد خاک میسوزد . آب میجوشدوبخارمیشود این آب از کجاآمده است ؟ آبی که می جوشد ؟ این آب  متعلق است به کالبدظالمان .کافران مشرکان ومرتدان .عرق انهاست ادرار آنهاست آبی است که در طول زندگی سراسر جنون خود در دنیاوارتکاب به  گناه آلوده کرده اند .خون ونجاست جسم آنهاست که درست از زمانی که ازحق روی برگردانده اند تا قبل از توبه ویا عدم توبه انها به زمین فرورفته است وچون آنهابنده شیطان شده اند پس این عرق .ادرار .خون و...... را قبل از رفتن خود به روز قیامت فرستاده اند اکنون هرکس با این بلا با این مصیبت وبیماری دست به گریبان باشدناخوداگاه میتواند ازپیش اب جوشان را که در آیات قرآن نیزآمده است ازان آینده خود بداند .چون این کافران ومشرکان  دیگرخاصیت حیاتی  و زنده بودن خودرا ازدست داده اند هرچه هست باطل وحرامی واجب و آتشین است درحالیکه روزیکه درزیرآب وازخاک بودآن آب خنک وآرامش بخش بود براو مسلط بود واکنون درروز معاد آن اب جوشان است درحالیکه آنها بایدجبراازقبرها بیرون بیآیند مایه عذاب است برای سنگ برای هیزم؟.برای دریایی از اکثریت ها.  پشت سر ظالمان .مشرکان کافران . وقتی به دین توحید پشت می کنند روی برمیگردانند پشت سرشان که حق آنهارا می خواند دیگر برای آنها نعمت نیست . دنیا نیست جهنم است. رویگردانی  بی اعتنایی به آیات ونشانه های الله و دعوت پیامبران  برای خالدین به جهنم کوهها .آسمان . خورشیدوماه همه چیزهمه چیز باید تبدیل به نیستی بشود .چگونه است که درکمال ناباوری اکثریت این نشانه های گقته قول الله را که درآیات بالا آمده است را باورندارند. به اراده الله این فاجعه محقق میشود .اما اکنون  درزمان ما اکثریت تکذیب کننده انداشکال تکذیب آیات الله درگروههای اکثریت متفاوت است همین اشکال  تکذیب در اعتقادات بعضی از اهل کتاب نیز دیده میشود مثلا تکذیب آیه ( آبادکردن زمین که دربالا آمد) استفاده است ازشکنجه .قتل بیگناهان .وحتی ساخت انرژی هسته ای .که ماکاربردوعمل به این موارد را در نزد حکومتگران سلطه طلب جهان امروز بسیارمی بینیم وعجیب است که توجیه کاربردمعمول  این اعمال به نام  حفظ وحراست ازدین (یا مسجدیا سجده گاه ) و حمایت ازحقوق انسانها صورت میگیرد.مبارزه انسان با انسان.به نام دین  به نام قانون. آنچه از ارتداد دراکثریت بعضی از اهل کتاب به دست میآیداز انشعاب درادیان ترویج شده است انشعاب دردین توحید به نام مذاهب تشیع .تسنن ارتدکس .پروتستان و.......وبسیاری ازمذاهب از قول حق الله ( بیراهه های دوراز حق)  خوانده شده است .وآنهانمی فهمنداز کجا به سوی عذاب میروند.این حقیر(دردرگاه الله) به آنسوی ارتداد رایج در ادیان دیگرمذاهب آگاهی ندارم ولزومافقط آنچه را قران یادآورشده است دراین مطالب آورده ام اما دردین توحید از موارد تسلیم به یگانگی الله یاتوحید. پذیرش پیامبران پذیرش کتبی که آورده اند وپذیرش وجودملائک و ایمان به روز معاد هرگز نباید تحت تاثیر این انشعابات قرار بگیرد این یک واجب کلی است برای آنکه ایمان اشخاص ایمان اورده ممحک بخورد .  انشعاب  ادیان که زمینه ارتداد را درنسل پیرو دین توحیدواسلام محمد ص نیزبوجود آورده است  ازعوارض  بیماری جنون شمرده میشودونتیجه این بیماری آنست که انسان ازمقام خود پایین بیایدنزول بکند ودرنتیجه همراه باقرین شیطانی بشود. (بدانیدکه خداوندمیخواهدبرشما آسان بگیرد چراکه انسان ضعیف آفریده شده است) سوره نساء . آیه بیست وهشت  انسان ضعیف  خاک بی ثبات سرگردان که بافراموش کردن آب وغرق شدن دراوهام احساس قدرت میکند الزایمرمیگیرد وضعف خودرا فراموش میکند.فکرمیکندکه او میتواند بدون اطاعت ازالله و پیامبرمانا بشود .برتر بشود .حرامی را حلال و حرامی را حلال بکند.باطلی را اوجب و حقی را باطل بکندوبا این جنون زمین را آبادکند( انسان راتکامل ببخشد) گمشده ای دردنیایی از جنون . وبهترین راه گمراه کننده برای براورده کردن وارضاء این بیماری پناه گرفتن در وراء دین توحیداست .مسجداست . کلیسا ست و... به گفته باطل شیطان که برای فریب آدم وحوا درقران بصراحت آمده است برمیگردیم . (اما شیطان به هدف اینکه آنچه دربدن نهان دارند برایشان آشکارکندآنهاراوسوسه کردوگفت .خداوند شمارا از این درخت منع کردتا مبادا تبدیل به دوفرشته شویدوبه زندگی جاوید دست یابید) سوره اعراف آیه بیست همه راز مشرکان وکافران ومرتدینی که درپناه مسجد .وعبادتگاهها و.پیامبران وایمان اورندگان  به فریب انسانها می پردازنددرهمین آیه نهفته است .اکنون زمانی است برای بهترین فرصت که هرکس راه وصراط حق الله را دریابد.شیطان درعرش . مشرک در سجده گاه مسجد فقط از عارضه جنون وارتداد است.وماهیت بعضی ازاهل کتاب ودخالت انسان را در دین نشان میدهد .فرشته شدن .بهشتی شدن از راهی جز راه الله.خداشدن برای  پیروان مذاهب انشعاب یافته اسلام عیسی س . ولی شدن برای پیروان مذاهب انشعاب یافته دراسلام محمدص. ( خدافرشتگان را  همراه باروحی که ازامراونشات گرفته برهرکدام ازبندگانش که صلاح بداندنازل میکندتامردم رانسبت به دستاوردشان هشداردهندکه .جزمن خدایی نیست پس فقط ازمن پروا داشته باشید. کسی که آسمانها وزمین را بحق خلق کرده است .بدانیدخدابلندمرتبه ترازشرکی است که می ورزند.خدایی که انسان را ازنطفه ای بوجود آورده  واکنون اویک دشمن آشکارشده است) سوره نحل آیه  سه وچهار (خدافرشتگان را همراه با روحی که از امراونشات گرفته برهرکدام از بندگانش که صلاح بداند نازل میکند= نازل کردن ببینید شیاطین هم  برانسان نازل میشوندوفرشتگان دونوع موجود متضاد درآفرینش باهم . آتش و آب و هرکدام از بند گان  ونمیگوید کدام بنده . مشخصه خاصی ندارد .دارنده هیچ (اصلی )نیست . ازسپاه وسلاح اونمیگوید .ازبصیرت او نمیگوید از عدالت او نمیگویدازولی بودن اونمیگوید چون اورا می شناسد با تفهیم این آیه ماهم بایداورا بشناسیم .اوتنها کسی خواهدبودکه واجب است مارا از خدابترساند به ما هشداربدهدونه از یک انسان .نه از پیاده شدن ازکشتی موهوم .ونه از ندانستن زبان عربی(همه چیز دروغین شما رفتنی است.) در دنیامارا بترساند از چیزی که وجود ندارد قرنهاقبل مرده است همراه با شیطان مرده است  نه اومارا ازباوربلایای طبیعی دردنیا نمی ترسانداومارا از زندان نمیترساند ازسیاهی لشکری دربندگی ازقانون و یک اصل گمراه کننده نمیترسانداز( نظام.نظام .سواره پیاده امارسوا) زشت دنیایی نمیترساند اومارا از الله احد صمد.نور.حسیب ومجیب میترساند . همان او از فرشتگان وهمراهی یک روح مارا به تولی الله احد میخواند همان او میتواند درمقابل شیطان بایستد.همان اوکه میداند وباوردارد الله واحداست وزنده است .درحجاب است . حجاب . وانسان ؟ آشکاراست .ودشمن آشکارالله. ( الله پروردگارشماست وبعدازمرزحق فقط گمراهی است .روسوی کجاکرده اید؟) سوره یونس آیه سی ودو                                              ************************************ وتک رویایی ازمیان رویاهای صادقانه من .اگرچه خواننده خوب می بخشی که به دلیل طولانی شدن مطلب قاب وارونه من از آوردن رویاهایی که شاید درانتظارخواندن آن باشی معذور خواهم بود                                                      رویای صادقه( برخورد) *درخوابم . خودم را نمی بینم . کجاهستم دنبال خودم میگردم . وبه من می رسم . او انجاست . دارد پشت به من درخواب که اورا می بینم به عده ای نگاه می کندکه در حال رفت و آمد دسته جمعی هستند .او( آن من )ایستاده است بی حرکت ومن صورتش را نمی بینم . پشت سراو من هم میان زمین وهوا می ایستم .بالای سرش هستم درارتفاع شاید نیم متری فکرمیکنم اگربخواهم تکان بخورم حتما به او برخوردخواهم کرد چاره ای نیست باید اوراهمراهی کنم .من به کنجکاوی های او عادت کرده ام  .(من درخواب هردوی آنها رانگاه می کنم) این افرادچه می کنند در این فضای تقریبا تاریک شب. هوا کمی گرم است اما آزاردهنده نیست .آنهاکه بیشترشان مرد هستند باهم حرف میزنند . من دقیق نمیشوم به حرفهایشان . لباس سپیدرنگی برتنشان است .چهره هایشان آرام است حس می کنم دردنیا هستم امانیستم .انقدر صورتهایشان برایم زنده وواضح است که این شک به من دست میدهد که میتوانم لمس شان کنم .اما انها نمیتوانند به من برخوردکنند .آنها دران فضای کم نور درطوافند. کجامی روند نمی بینم . مسیرشان دیده نمیشود بر بالای سرآنها یک تکه از سیاهی است چون آسمان شب. و او الله دارد می آید بر زمین نیست ودر بالای سر آنها که می چرخندبربالای آن سیاهی است . دارد نزدیک میشود . ای به من نزدیک کجابوده ای .الله روشن است و روشن تر نزدیک میشود .من زنان را دیگر نمی بینم  ومردانی که بسیار آرامند همه روبه ایستاده ومرا نگاه می کنند چه نگاه های مسروری .شایدآنهامی خواهند ازعکس العمل من بدانند گویا آنها می دانند من درانتظار دیدن الله دلتنگم.الله .الله الله .به من نزدیک ترمیشود بالای سر من است .مردان دیگر نیستند .من .خودم راهم نمی بینم .  ناگهان ان سیاهی آسمان می ایستد بالای سر من .حرکت نمی کند نمیرود . درست بالای سرمن .او روشن است.نورانی است .ازجنس نوراست. آنها همان آنها که لباس سپیدی پوشیده اند اطراف من جمع شده اند . چیزهایی میگویند حال که برای تو این رویا را می نویسم بخوبی به خاطرنمی آورم که چه سخنانی می گفتند. اما تکیه کلامشان را بخاطردارم .و آن چیزی نبود جز اینکه می گفتند تو می توانی. تودرست انتخاب کرده ای.  من چه را بایدانتخاب میکردم ؟ که انها از آن راضی بوده اند؟ سرم را بطرف بالا میکنم   آه الله شادمان دارد مرانگاه می کند ومن چقدر به او نزدیکم .آغوش او بسوی من باز است ومن دیگر خودم رانمی بینم دلم نمی خواهد نفس بکشم .دوست دارم زمان درهمان لحظه بایستداگرچه من از دنیایم. آن منم .چشمانم برق عجیبی میزند الله رفته است  ومن زنده ام دیگر پشت به خودم ندارم فقط منم .من رویا . اوکه بربالای سرم بود دیگرنیست .حس می کنم دارد خوابم میبرد.اما همچنان بیدارم .خنکایی عجیب مرا آرام کرده است احساس خنکی وشادابی می کنم  .آرامشی که من به آن نیاز دارم. آنها را دراطرافم می بینم مردانی ازمیان رویا هنوز در کنارم ایستاده اند. یک لحظه همه مرا تنها گذاشتند .چرانفهمیدم . آه آن منم .در آنجا افتاده ام .درحالت رضایت مطلق . نهایت خواستن  برای خوابیدن وناگهان دستی ازمیان آن آسمان پایین می آید فکرش را بکنید که آسمان بتواند به من نزدیک بشود تا دستی به اندازه یک مترونیم از درون آن خارج بشود.  . وآن دست کشیده است وبی عیب. مشتش را جمع کرده است وفقط انگشت اشاره اش را بطرف من در خواب نشانه گرفته است . آرام آرام آن دست پایین می آید نوک انگشت اشاره اش را روی قلبم میزند .وبازچندباردیگراین کار راتکرارمیکند اما من  درخواب فقط متوجه احساس همان ضربه اول انگشت اوشدم وضربه های دیگر گویی با نیرویی از ان من شد. حس نمیکردم انگشت او به قفسه سینه ام برخوردکند .یک بار دوبار.نرم نرم و....... *بیدارشده ام روبه آسمان . انجا که انگشت او مرا طلبیده است و ساعت ساعت .صبح نفس خودرابر زمین دمیده است صبح زنده .برای زندگان دعوت به نور می کند . من روزی بیدار خواهم شد .رویاهایم به من گفته اند ورویای بالا پاسخی است به سوآل من  که آیا من میتوانم ؟حامی من دران روزموعود( همان روح نشات گرفته از الله)خواهدبود.آن روزی که برهمه مخلوقات وعده ان داده شده است  من در روز موعود  ( چون جنبنده ای )اززمین برخواهم خواست وگواهی خواهم  دادکه شما ظالمان .شما حکومتگران نفرین شده ایران  وجهان دردنیا هرگز به حقایق  ایمان نیاوردید.من دراینجاهمه شمارا دعوت به توحید ویکتاپرستی میکنم .اکنون زمانی است که از آن شماست اگربخواهید.                                                       *********************************                                                     به نام خداوندبخشاینده مهربان ( کسانی که به حقایق کافرشدند ومردم رااز راه نجات بخش الهی باز داشتندخداونداعمالشان راباطل میکند.اماکسانی که به حقایق ایمان آورده وعملکردی نیک وشایسته دارند وبه قرآن حقی که از جانب پروردگارشان برمحمد نازل شده ایمان دارند.خداوندگناهانشان را می پوشاندوکارهایشان را اصلاح می کند واین به خاطر آنست که اهل کفراز باطل پیروی می نمایند.خداوند این چنین حقایق زندگی مردم را برایشان توصیف می کند) سوره محمدص . آیات یک تاسه اسفند. بیست ونهم اسفند . ای حکومتگران وخواص ایران ما. اگردرمیان شما دوگانه پرستی نیست .اگردرمیان شما طبقه (خواص) نیست اگردرمیان شما زندانی نیست .اگردرمیان شماکسی درحصرنیست .اگردرمیان شما کسی اختلاس نمی کنداگردرمیان شما کسی دزدی نمی کند .تقلب نمی کند .اگردرمیان شما کسی بیگناهان را نمی کشد .اگردرمیان شما کسی  هنوزگوساله نشده  وبزغاله هم نبوده ا ست اگردرمیان شما کسی به نام خس وخاشاک وجودندارد.اگردرمیان شما مرد؟(نامردی) وجودندارد.اگردرمیان شما قاضی بی انصافی  نیست .اگردرمیان شما همه به عدالت وآزادی وحقوق  (مشروع) انسانهااحترام میگذارند .اگردرمیان شما کسی یک زن را به جرم حق گویی نمی سوزاند .اگردرمیان شما متجاوز به عفاف وحرمت زنان ومردان وجودندارد.اگرشما جزبه رهبری جهان اسلام نمی اندیشید.اگرشما با رواج مواد مخدروفحشاءوفقر درمبارزه اید.اگر فتنه گرومنافق وبدعتگذارنیستید .اگر گردوخاک شایع درکشورما برای شما بحران نیست واگر شما برهمه نژادها واصلها ونسبها به سبب ایرانی بودن برترید.اگر مختاررا یک قربانی دنیا نمی دانید.اگر کشتی نجات  شما درانتظارمسافرانش درناکجا آباد دنیا پهلوگرفته است.واگر واگر و..... پس چرا اصل ( ولایت فقیه ) را باطل نمی کنید. ؟چرادین توحید را برمردم حرام کرده اید؟مردم  مظلوم ایران ما باید بدانند دین توحید با دین ( نظام ) شما در تضادونبرد است.    (ایران ما)خوزستان . بهاررا به همه ایرانیان بیگناه درزندانی ودرحصروبه خانواده های بزرگوارشهیدان سبزوهمه کسانی که  در سرتاسرجهان خودرا در شادی بهارانه مردم ایران سهیم می دانند صمیمانه تبریک میگویم .            منتظری درانتظارنور.                          

قاب وارونه ارتداد ومن


بسم الله الرحمن الرحیم قاب وارونه ارتداد ومن                                                                                                     ( الله گفت دوگانگی در پرستش را کنار بگذاریدزیرا او خدای یکتاست پندبگیریدوتنهاازکیفرمن بترسید.آنچه در آسمانهاوزمین است متعلق به اوست حتی دین از اوست اگر می فهمیدپس چرا ازغیرخدا خوف دارید؟) سوره نحل آیات پنجاه ویک وپنجاه ودو  ( بگو ای اهل کتاب بیایید زیر چترکلمه وباوری که بین ما وشما مشترک است و آن چیزی نیست جز آنکه غیرخدارا نپرستیم وهیچ شریکی برایش قائل نشویم وبرخی ازما برخی دیگررا سوای خداوند به پرستش نگیرند واگر از این هم رویگردان شدند شما  بگویید گواه باشید که ماتسلیم خداوند شده ایم) سوره آل عمران .آیه شصت وچهار **************************************************************                     ( ما انسان را خلق کرده ایم وکاملا از وسوسه های نفسانی اش آگاهیم زیرا مااز رگ گردنش به اونزدیکتریم. به یاد داشته باشید   آن دو فرشته موجود درچپ وراست انسان عملکردهای اورا ضبط می کنند)                                                            سوره ق . آیات شانزده وهفده *در آیات بالا ازحضوردوفرشته در دوسمت( چپ وراست )انسان گفته میشود واز اینکه آن دوفرشته مامور ودخیل بر اعمال نفسانی یانفسانیات یا آنچه از نفس یا نفس کشیدن و ازظواهرجسمی ونهاد آن از طبیعت خاک است  بطوردائم درارتباط هستند ورفتارهای انسان را ضبط ( ازضابطه می آید آن شکل والگویی که باید طبق شرع وحکم الله اتفاق بیفتد وتمردازآن طغیان و داخل دردایره نفسانیات وتعلقات مادی است)میکنند .در زبان اصلی وعربی قران دراین آیه  از متلقیان  گفته میشود ومترجم به پندارخود متلقیان رافرشته خوانده است .واما قبلا گفته شد که روح نفس نمی کشد پس نفسانیات بعدجسمی وخاکی انسان را در برمیگیرد معمای مجهول  در حراست وجلوگیری از بروزحاکمیت خواهی نفسانیات(یاتعبیر دنیایی خاک مرده ) بر سرنوشت انسان البته معنویت و ادراک وتعقل است . هرچه بیشتر از معنویت وادراک و عقلانیت در زندگی انسانی کاسته بشود جنون مادیگرایی بیشتر خودرا نشان میدهد.  عدم تعادل وبی نظمی انسان  که با طبیعت خاک درآفرینش او عجین شده است را میتوان  مشابه با بی پروایی خاک که بصورت گردوخاک یا طوفان شن  دیده میشود عنوان کرد که مادرزیرمجموعه های متشابه با آن رفتارهای افسارگسیخته ای مثل تجاوز رامیتوانیم معادل ان قرار دهیم البته آنچه گفته شد از متشابهات است برای اینکه بدانیم که ترکیبی که به نام انسان از خاک آفریده شده است در احا طه ای غیر قابل تغییر اما کنترل شونده  ازنمادهای طبیعی وذاتی خاک قرار دارد.مهمترین ضعف خاک آنست  که میسوزد اگرچه آب تعادل را در خاک برای حفاظت از انسان مانا بوجودمیآورد.دو مورد جبرواختیارهمواره در کنار این طبیعت  خاک گونه اجتماعی  دیده میشود به مناطق مختلف کره خاک توجه کنید وبه طریق زندگی .فرهنگ ها ی آیینی وحتی عقاید دینی .که باهم دراختلافند. سوختن خاک با اتش یا مخلوط شدن خاک باآب برای شروع یک تولد وباز پس گیری آب دراثر تجزیه پس از مرگ یک ویژگی است برای نمایش بعد اجتماع پذیری جنس بشر . و آیه بالاازجنبه معنوی رشدیافتن وگرایش پیدا کردن  به آب برای ابقاء حیات انسان پس ازمرگ وبا مددجویی ازموجود آبی سرنوشت خودش باملائک ویا هم نشینی وهمراهی باآتش یا شیطان میگویدکه درکره ماهمه جاخاک است حتی درقعر آقیانوسها.خاک نماد اجتماع درآفرینش انسان است .  پس آتش و آب همواره در مسیر سرنوشت  برای رسیدن به هدف غایی انسان دریک اشتراک  سهیم هستند.آنچه از آیه بالا ادراک میشود چون مورد صحبت ازنفسانیات است  پس برخلاف تصور آنها آن دوموجودی که فرشته خوانده شده اند نمی توانند ازملائک  باشند ملائک ازحق ( وحق یعنی فقط الله )ومعنویت محافظت می کنندآنها نمونه تسلیم محض هستند نسبت به یگانگی الله .انها در ایمان ثابت هستند و درمقایسه با انسان نیازمند به ثبات هستند برخلاف خاک .واماعجیب نیست که خاک با گرایش اجتماعی چنین قوی تحت تسلط  وزندانی آتش بشود نقصان درخاک .ببینید گفته شد که خاک درهمه جاهست حتی درموقع لزوم دراسمان پس خاک همه چیز را می بیند اما درحریم انسانی که هم نشین اتش شیطان است این بینایی دائما در تنزل است .وقران میگوید اکثریت نمی بینند خاک درهمه جاهست حتی درقعردریاها پس همه چیز را می شنود اما همین  خاک وقتی که درجسم یک انسان گمراه بخواهد خودنمایی بکند متاسفانه از شنوایی قابل ملاحظه ای برخوردار نیست .خاک نوررا می بیند اما آنچه خمیرمایه  است درخلقت انسانی که ازسهم شیطان میشود آنچه دراو می بینیم دراثرمحاصره اتش ناتوان از دیدن است .همراهی جبری سرنوشت آتش با سرنوشت انسان گمراه جنون یا جن زدگی را سبب میشود. (حکایت آنها مثل کسی است که آتشی می افروزدتابا نورآن پیرامونش را ببینداما چون اطراف روشن شودخداان نوررا از انها میگیرد ونابینا در ظلمات رهایشان می کند *نورودیدن حقیقت برآنها حرام است)سوره بقره آیه هفده (یاحکایت آنها مثل کسانی است که درشبی بارانی وتاریک وپررعدوبرق ازخوف صدای رعب انگیز صاعقه های مرگبار انگشتان خودرا درگوشهافروبرده اند*تاشایدمفری پیدا بیابند حال آنکه خدابرهمه ناسپاسان چیره ومسلط است)سوره بقره آیه نوزده (توگویی برق آسمان میخواهددیده هایشان راکورکندهرگاه رعدوبرقی برمی جهدبی اراده بسویی میروندوچون ازغرش می افتدحیران وماتمزده می ایستندوخطررابا تمام وجودحس می کنندواگرخدامیخواست کروکورشان میکردزیرابرای خداهرکاری شدنی است) بقره آیه بیست توجه کنید درحالیکه اطراف انسان با افروختن اتش روشن باشد .اوناتوان ازدیدن الله است.او عاجز است که این نور را بر قدرت نور الله تحمیل مپکند .اسیر در دنیایی از اتش . آتشی که خودافروخته است. چون نابینایان عاجزازدرک نوراست  .دراین ظلمات انسان نومیدانه می بیندفقط اتش را میبیند خودرا نمی بیند الله رانمی بیند .او آتش سو زان رابرافروخته  وبدون حامی . بدون تکیه گاه  رها شده است رها شدگان . همه چیز درتسلط خیال ووهم قرار میگیرد انسوی اتش چه خبراست؟تاریکی .درتاریکی مگرمیشود دید؟مگر اتش میگذاردکه انسان نوردیگری را ببیند ؟دلبستن به وهم باعث میشود که انسان لذت درک هرحقیقتی را ازدست بدهد دراینجا ماانسانی را می بینیم که ازتاثیر تاریکی به وهم پناه برده است گوشهایش را تعمدا می بندد واین را ه حل میداند که راه نجات او محسوب میشود .مفر؟. به شرایط بالا توجه کنید منشاء این اتفاقات .رعدوبرق . غرش ابرها .همه چیز در تحت یاری واراده الله است اما او نومیدانه  ترین واحمقانه ترین راه را انتخاب میکند فرار از حقیقت. همین او ست که از هر ( های وهوی) میترسد می ترسد که می کشد می ترسدکه تجاوز می کند .می ترسد که خیانت می کند می ترسد که مدعی ولایت میشود می ترسد که خودرا جانشین پیامبرمیداند .می ترسدکه در لباس تقوی به مسجدپناه میبرد .یارانه را به غایبی که درمیان ما نیست نسبت میدهد اینگونه توجیه میکند که برای هر کار زشتی هر نیت بدی باید ارکان دیانت خود را لوث کند او  می ترسدکه از یک دیکتاتوروقاتل مسلمانان  حمایت می کند می ترسدکه انرژی هسته ای راازحق خودمیداند .میترسدکه نماز وحج وعبادات الله .معنویات را از اوجب واجبات نمی داند  او می پندارد انسان میتواند جانشین الله بشود پس میگوید انسان میتواند همه مخلوقات الله را خلق بکند .مطمئنا اوباورندارد که الله بر همه ناسپاسان چیره ومسلط است حتی درقلمرو دین .حتی در پناه قانون ( یک اصل) .حتی درمسجددربالای منبر .حتی درکنارمردم فلسطین مظلوم ...... (بگوای پیامبر. نمازمن وعبادات من وزندگی ومرگ من از آن الله پروردگار جهانیان است )اما اوخودراچون  پیامبرمتعلق به الله نمی داندزیرا اواز شنیدن ودیدن نورحق الله عاجز است  قربانی آتش است..آه ای جن .ای شیطان توچرا اب رارهاکرده ای؟ .بخوانیدآنچه را درآیات بیست وچهارتابیست ونه سوره ق آورده میشود ( فرشته قرین او گوید این  نامه اعمال اوست که آماده کرده ام.خدا گوید تمام کافران لجوج را به جهنم افکنیدهمان کسانی که مانع خیربودندوتجاوز پیشه کردندوهمواره درمورد حقایق درشک وتردیدبسرمیبردند .همانکه با خداوند خدای دیگری قائل شد پس اورا به عذاب سختی درفکنید .فرشته قرین اوگوید پروردگارا من اورا به طغیان وسرکشی *وادارنکردم خوداو در اعماق گمراهی بود. خداگوید نزدمن مجادله نکنیدقبل ازاین درباره مجازات ها با شما سخن گفته بودم *حرف من تغییر نمیکند حال آنکه به بندگانم نیز ظلم روا نمی دارم .) *الله ازمجازات عادلانه تمام کافران میگوید ( منظورجمع جن وانس است)از جمعی که  ما انها را اکثریت میدانیم .اکثریت مجنون . ببینید خواننده خوب در آیه هفده در آیه عربی ازقرآن از متلقیانی گفته میشود که در سمت چپ وراست انسان *قعید هستند متلقیان به کسانی گفته میشودکه بدل ازکار القاء می کنند مامور هستند به استفاده از نوع وروشی مشابه القاء توسط ملائک . آنچه باید بدانیم درسوره مرسلات ازماموران القاء یا  فرشتگان  بعنوان ملقیات نام برده شده است . وما در این آیه از متلقیان می خوانیم .قعید هم که مشخصه خاص گروه جن است  یک همراه نشسته(= قرین قعید) عامل سکون و مانع  برای بوجودآوردن هرگونه تغییر .در بعضی از قرآنهای ترجمه شده ازهمین سوره ازشیطانی به نام   (عتید )هم گفته میشودیعنی ازدو شیطان که انسان گمراه را همراهی می کنندنام برده میشود . با توجه به آنکه الله از وجود یک شیطان درهمنشینی با انسان رویگردان از حق می گوید پس در ترجمه این قرآنها اشتباهی بزرگ صورت گرفته است  درآیه سی وشش وسی وهفت سوره زخرف فقط از فرستادن یک شیطان بسوی انسان گمراه سخن امده است ونام بردن ازدوشیطان ارتداد وغلو وزیاده گویی است ونشانه انحراف است از یقیین وتسلیم به آیات حق الله وارتداد..  ما در قران فقط با یک شیطان آشنا میشویم همان  شیطانی که هم معتداست ومرتب با وسوسه هایش به انسان حمله می کندوحمله هایش گاه آنی است و انسان عکس العمل بسیار غیر طبیعی مثل قتل .یا تجاوز و دزدی.... راازطریق القائات او مرتکب میشودو هم اونیز شیطان قرین است قرین راه نجات را برانسان می بندد اورا زندانی ومحدود  میکند .مخلوق بیمار  یا طعمه ای که  برای سوق دادنش بسوی جهنم به ان احتیاج دارد( توجه بکنید به گفته های ابلیس وقولی که به الله میدهد او وعده میدهد که انسانهای گمراه را سهم خودیا اتش میکند).وقتی قرین همیشه  همراه انسان بی ایمان  باشد قبح اعمال زشت درباوراو ازبین میرودوزشتکاری بصورت عادت در میآید ازتوبه خبری نیست شخص بیمار شده است وجنون یاجن زدگی دراو ساکن شده است  در بعد اجتماعی ما انسان را یامجرم می بینیم یا یک گناهکار و اینجاست  که الله ازلزوم ونیاز به  تغییر میگوید درانسان  زندانی وهم و آتش .واگرانسان بتواند این تغییر را بوجود بیاورد توبه را بازگشت را راه علاج بداند سرنوشت خودرا نیزمیتواند دراختیاربگیرد ودربرداشت ازآگاهی درایجاد تغییریا عدم تغییر نیز ما می توانیم تغییر عملکرد اورا بصورت جرم وگناه در جامعه شاهد باشیم زیراصحبت فقط وفقط ازخاک است وگفته شد که سهم شیطان ویاعنصر مطلوب  ازطرف شیطان برای حاکمیت برانسان  نیز جسم یا کالبد ماست .کالبدی که نیازمنداست نفس می کشد . قید یا حالت موجود قعید که  از الزام وجبردرموجودیت می آید برای  شیطانی به نام قرین  وازنشستن دائم موجودی همسان با ماهیت اوکه نمی تواند جهد بکند نمی تواند قائم بشود بلند بشود اشاره دارد. موجودی که خود پذیرفته است به آفریدگارخود تمردبورزد اوهرگز نمی تواندو این یک هشداراست. قعید شیطان وانسان گمراه هردو بعنوان طعمه و صیاد زندانی یکدیگرند به آیه بالا توجه کنید از جبر فرستادن شیطانی برای همراهی انسان گمراهپس قرین درجبر یک اطاعت بی چون وچرا از فرمان الله قرارمیگیرد وانسان مخیر وانتخابگر خود راه سرگردانی وتاریکی را بدون اراده می پذیرد.اگرالله بخواهد .اگر الله صلاح بداند .این یک امر اصولی است برای افتادن در دامن ارتداد. .اگر انسان برگردد خودآزاد شده است واگر شیطان برگردد خود آزاد شده است اما آزادی شیطان مشروط به سیراب کردن اواز اب فراوان است اگر ایمان بیاورد.همانطور که انسان گمراه به اب نیازمنداست تا بعنوان یک انسان بادو عنصر آب و خاک والبته روح  بتواند زنده بماندزندگی. زیستن  وزمان اکنون برای هردو انها متوقف شده است .زمان اکنون اما دائما در استمرار است برای پیامبران زمین . شهیدان . ایمان اورندگان که زندگان جاویدانند .امااگر الله نخواهد .الله صلاح نداند واراده  باش نکنداو همواره با قرین خواهدبود تا لحظه ورود به جهنم .. قرین  به خاک مخلوق انسانی که هویت خودرا تغییر داده است ( آب راپس زده است)مسخ شده است مجنون است مسلط است و قرین قعیددائم امربه سکون میکند  اما ذاتا قدرت اجباراز اوسلب شده است نیرو وتوان اوفقط دروسوسه کردن است او تشویق به تجاوز میکند .وسوسه به ارتکاب قتل میکند القاءبه ......اما عملا خودرا در هیچکدام ازمواردجرم وگناه شریک نمیداند . حال تصورکنیدآن انسان ؟ راما درجامعه چگونه می بینیم . گفته شدکه شیطان قبل از عصیان  یک فرشته بوده است درجمع ملائک انجیری یا آبی مقام داشته است .عالیترین مقام درعرش .اگر مااین واقعیت را به آنچه که درجهان مادرحال وقوع است تعمیم بدهیم شما تصور بکنید چه کسانی درصورت تمرد وارتداد ازمجموعه همه گروه اکثریت خطرناک ترودرتضادبا دین الله شناسایی میشوند. روحانیت .علما .مبلغین ادیان الهی .ایمان اورندگانی چون سامری .ققنوسهای اتشفشانی . گناه انها ارتداد انها زمین را به اتش خواهد کشید .ای پاپها .ای کشیش ها .ای خاخام ها .ای روحانیون ایرانی .ای.......ای الهه نظام (من) ما مسئولیم چرا بسوی مرگ ؟  یاد آور میشوم که قائم از اسماء الله می باشد و جن برخلاف ادعایش درعرش هرگز نمی تواند الله باشد یک نوع نفی وانکار جن شیطان توسط الله احد الله واحداین واقعیت امر یک جبر است ردآن از ارتداداست . انسان با ایمان هم از جهدوجهاد بهره میبرد کسی که می تواند برخیزد جهاد بکند واین موجود( فرشته ؟ قرین)نیزعاجز از تلاش وجهد است والبته همیشه همراه ؟  .  سو آل پیش می آیدکه چرا دراین آیه گفته شده است  فرشته قرین به الله می گویداوعملا ازعمل اجباردر انسان به اعمال باطل استفاده نکرده است .ببینید وقتی قرآن می گوید که این موجود ( ؟یا فرشته قرین )به الله میگوید من اورا به طغیان وادار نکرده ام  .از یکسو نمیتوان آیه الله را ردکرد واز سویی دیگرنمیتوان سخن گوینده این جمله را ردکردباتوجه  به آنکه آنچه که میخوانیم یک آیه وقول الله در کتاب مرسل  است شک وتردیددر پذیرش سخن این موجود( قرین) از ارتداد است .ازپیام  این آیه است که  از اختیار انسان می گوید از انتخاب انسان می گوید از اینکه انسانی که اکنون سزاوار اتش وعذاب است از گروه اکثریت است  وخودوقبل از همراهی باقرین  موجودی  کور بوده است .کربوده است از اندیشه وادراک واستفاده از عقلانیت بی بهره بوده است و اما سخن زیبای الله که از عدم تغییر درآیه وقول خود می گوید واز اینکه به بندگانش ظلمی روا نمی داردجای تامل دارد حال توجه شما را به  آیه یازده از سوره رعد جلب میکنم (هرانسانی به دستورخداوندفرشتگانی داردکه  از* روبرو وپشت سر اوراازحوادث غیرحتمی محافظت می کنندبدانید خداوند سرنوشت هیچ قومی راتغییرنمیدهد مگرآنکه آن قوم خودرا تغییر بدهندواگر خداوند بخواهد آسیبی به گروهی برساندهیچ دفع کننده ویاوری بجز خودش وجودنخواهد داشت) *در این سوره از حضور وجایگاه فرشتگان در* روبرو وپشت سرانسان گفته میشود .اما در اصل زبان قرانی از معقبات نام امده است  .نگهبانان . عقبه .دنباله .ونه فرشتگان . اینجاهم یک نوع دیگر از تعبیر و استفاده از سلیقه شخصی درترجمه قرآن صورت گرفته شده است . وقتی الله بعداز محافظت از تغییر میگوید .پس همین معقبا ت توانایی ان راخواهند داشت که به انسان آسیب  هم برسانند( درهردو صورت محافظت و آسیب.  انسان اراده ای در دفع حوادث  ندارد همه اراده وقدرت حاکم براو از سوی الله اعمال میشود)پس محتمل  به نظرمیرسدکه آنهااز ملائک باشند اما تایید هم نشده که ازچه گروهی از موجودات جهان ماوراء هستند وازانجا که جن اتش هم روزی از فرشتگان بوده است بعید ومعلوم نیست که معقبها که لزوما *ات ( برای شنتسایی) هم به جمع نام انها اضافه شده است ازچه عنصری از ساکنان عرش هستند  ودرهرصورت ملقیات متلقیات ومعقبات همه از مرسلات هستند .خواننده خوب این آیه وجود فرشتگان (درسوره ق درچپ وراست انسان) راصریحا رد میکندبراستی دو موجودی که در چپ وراست انسان ( این یک کلیت است برای *همه انسانها وبرای  پیروان همه ادیان اسلامی ورد آن ازارتداد است )با انسان تا روز موعود زندگی میکنند کیستند؟بخوانید (هرکس از یاد خدای رحمان روی بگرداند شیطانی را بسویش می فرستیم که همواره قرینش باشد وآن شیاطین آنهارااز راه نجات بخش الهی باز می دارنددرحالیکه می پندارند هدایت شده اند تا آن هنگام که نزدما بیاید وبه *شیطان ابراز کندکاش بین من وتو فاصله مشرق تا مغرب وجود داشت حقیقتاچه بد هم نشینی هستی . امروز این حرفهابرایتان سودی ندارد زیراظلم کرده ایدو*همه تان درعذاب شریک یکدیگرهستید ) سوره زخرف آیات سی وشش سی وهفت وسی وهشت .وسی ونه *دراین آیات ما به هویت موجودی که در سوره ق بعنوان فرشته  خوانده شده است پی می بریم . از شیطان  متلقی قرین  گفته میشود واز شیطان دیگر یا  متلقی دیگر گفته ای نمی آیدچون درواقع  گفتن ازموجودیت ثانوی از شیطان  هویتی حقیقی ندارد  امااز اعتراف غیر مستقیم ( قرین ) از وسوسه ها یا القائاتی که به انسان گمراه ارائه کرده است ودلیل  جهنمی شدن انسان گمراه را  ( اصولا)تبعیت از وسوسه هایش نمی داندآگاه میشویم . وما سبب وعلت اصلی تاثیر وسوسه هارا درآغاز آیه  می خوانیم  الله از رویگردانی *( هرکس  که به آیات الله بی اعتنایی کند آنهارا ردکند یا تحریف کند )   میگوید ودراین آیه یاد آوری میشود که رویگردانی وبی اعتنایی به حق  درانسان را  شیطان نیزمی شناسد وانهارا می آزمایدشیاطین نیز با انسانها به جهنم افکنده میشوند ودر سوره زخرف   به نحوه عمل شیطان نیزاشاره شده است و( از شباهت نوع القاء و پندار میگوید) جمع دراین فعل *می پندارند ازشیوع عدم تشخیص  از بسیاری ازافراد ورواج اوهام دربین اکثریت میگوید چون کامل نیستند .اکثریتی که نمی بینند .نمی شنوندودرک درست ندارند ازفهم واستفاده ازعقلانیت  محرومند و....... ( وریشه  اکثریت نیز ازعرش آغازمیشود وقتی ابلیس تنها درمقابل الله طغیان می کندوابراز به برتری خود  این وهم دراو بوجود میآید که اونیز یکی است درحالی که در طی سیر دردنیای ارتدادما  شیطان رامداوما با گمراه کردن اجنه وانسانهاودرکثرت می بینیم پس فردیت در میان گروه جن نیز وجود ندارد مثل ماانسانها .مثل ملائک و... فرد وتنها وتک ویکتا ویگانه احد واحد فقط خاص الله است اما بایددانست همواره سهم شیطان از سرایت بیماری جنون دراکثریت بیش ازالقا ء اوهام درانسانهای با ایمان خواهدبود.به دنیای اطراف نگاه کنید ما بیش ازآنچه فکرمی کنیم با نیروهای اتش .از جمله گاز نفت .برق .بمب  .تلویزیون .کامپیوتر. موبایل . تلفن . رادیو . باطری حتی باطری اتومبیل . ووو.....درارتباط هستیم واین یک تشابه است به هشداری که ما دراحاطه انواع واقسام اشکال اتش یا شیطان قرارگرفته ایم آتش . اتش حتی درقطارها .درهواپیماها و....) این آتش میراث پیشینیان ماست .ققنوسهایی که هرگز متولد نشده اند . وهمواره دراتش میسوزند  امان از پدران ما نفت وگاز که به نسل کشی فرزندان خود کمین کرده اندپدران فرزندخوریک پدرمشرک هرگز فرزندی معنویت گرا یگانه پرست نخواهد داشت . برای اوزمان مرده است مردن یک تیره از یک نسل مشرک یا زناکار برای ابد .زمانی به نام اکنون نیز برای او وجودنخواهد داشت. شرک وکفر ازجنس آتش . مشرکین .زنا زادگان . چه فرق میکند که مقام این پدرکیست ؟عادل ترین قاضی جهان است ؟ راستگوترین فرددنیاست ؟ کیست این باطل شده.این مردود .این آتش ؟ او برای فرزند خود فقط یک ارث به جامیگذارد باطل بودن .حرام زادگی . فرزند مرده متولد شده ازژن بیمار مشرک . می خواهد از سادات باشد میخواهد علوی باشد . دراینجاهم توجه   شمارا به یک نکته مهم جلب می کنم و ان اینست که در قرآن بزرگ علوی ویا سادات و اموی همه در انواع واقسام گونه های ارتداد به یک چشم نگاه میشود دوگانگی پرستی حرام است حتی برای انکه خودرامنسوب به پیامبر میداند .ودر صورت ارتداد ودوگانه پرستی ( مثل تمکین به اصل ولایت ) این رگه یا ریشه ای که این شخص مرتد خودرا بدان منسوب میکند قطع میشود ودراکنون مرده محسوب میشود اوهرگز نمیتواند حضرت فاطمه س را مادر خودبخواند یااصالت خودرا به امامان معصومین ویا پیامبر وپیامبران منتسب بگرداندودادن وپرداخت خمس وزکات وصدقات رایج مسلمانان نیز به این گروهها نیز ارتداد است .ارزش تقوی ارزش دارا بودن ایمان واقعی . یقیین به توحید دراینجا نیز در قطع کردن ریشه های ارتداد بیش ازهر زمان دیگری موثر ودر سرنوشت انسان دخیل می باشد .مضحک است اگر فردی از سادات؟ بیاید وادعای ولایت ویا حاکمیت  براهل تسلیم  بکند وخود تیشه به ریشه نسل سادات بزندویاخودرا ازمسلمانان دین محمدص  سرزمین کربلا ونجف . فلسطین .و.... بداند وادعای دوگانه پرستی بکند مطمئنا این اشخاص ارث شرک را قبل ازتولد ازپدران ( پیشینیان) باخود داشته وبه نسل بعدازخودانتقال میدهند .می بینید که مسئله شرک وارتداد مسئله ای بسیار بسیار جدی است  .   (زنان ناپاک برای مردان ناپاکندومردان ناپاک برای زنان ناپاکندو زنان پاک برای  برای مردان پاکندومردان پاک برای زنان پاکند)                                                 سوره نور آیه بیست وشش   درمطلب قبل از ازدواج نامتعادل  وجبری ازدواج زن مشرکه بامرد زناکار( یامردمشرک) وازدواج  مردمشرک بازن زناکار( یازن مشرکه) گفته شد واز اراده الله درامر این ازدواج نامیمون که  امرازدواج برای این گروهها حتمی است .آنها حتی اگر بخواهند به جبر وقدرت اراده الله نمیتوانند با زن مومن و زنان پاک یا مردمومن ویامردان پاک ازدواج کنندالله نمیگذارد .نمیشود.والله از (نمی کند )می گوید یعنی زمان برای ابد بدینگونه ادامه خواهد داشت وما دراینجا به یک نقطه می رسیم به جهنم ..زمان برای این مردگان وباطل شدگان همواره درتوقف خواهدبود(درسوره منافقون تشبیه گروهی از آنها به چوبهای خشک نیز بیانگر باطل شدن عمرآنها ویامرده دانستن این اکثریت در توحید پیامبران است).دروسط آتشی که روشن کرده اند راه گریزی نیست (امکان ندارد که شما بتوانیداز خداوندبگریزیدنه درآسمان ونه درزمین وجزخداوندهیچ یارویاوری نخواهید داشت)سوره عنکبوت .پس باید بدانیدکه  نسلی که خودرا منتسب به یک امام معصوم ویا یک پیامبر میداند در صورت ارتداد وشرک  از ادامه بقا وتوالد درنسل محروم میشود .ونیزباید دانست قبل ازآنکه شرک یک معضل وبیماری زمانی باشد یک امرژنتیک هم هست اگر پدران این اشخاص دردوگانگی .گمراهی ازدنیا بروند پس فرزندان ایشان نسلهای پیاپی بعداز این اشخاص نیز در ارتداد وشرک خواهند بودمگرآنکه الله صلاح بداند که انها را به اطاعت ازآیات حق یقیین وایمان به نور دعوت بکند.   واما قرین هرگز نمیتواند اراده خودرا بر شخص  بیمار تحمیل بکند پس تبعیت ازوسوسه والقا ئات قرین هم امری  اجباری نیست .وشخص همواره وتا فرصت هست مختاراست به ایجادتغییر. قرین انسان را امربه معروف نمی کندکه  زشتکاری خودرا رهاکندوبالعکس اورابه ابطال  حق به خیال پردازی . به پوچی. به دنیا مشغول وسرگرم می کند ایجاد وهم درتلقین  برتری دنیا تنها اسلحه شیطان است .( به یاد بیاورید زمانی راکه دربهشت شیطان برای تشویق آدم وحوا به گناه به آنها وعده فرشته شدن را میداد مثل مسافران کشتی خواص وولایت ایران ما که به آنهاوعده داده شده  است که درصورت اقتداء به اصل دروغین ولایت فقیه میتوانند به بهشت ومن نمیدانم کدام بهشت مراجعت بکنندوعجیب است که درآنجاهم فقط میتوانندبه زبان عربی صحبت بکنند.نه ای خوش خیالان غرق دراوهام هیچکس صاحب اراده درنمازوعبادات وزندگی ومرگ خودش نیست چه رسد به تداخل درسرنوشت دیگران) والله درپایان این آیه ازعذابی مقرر میگوید . از ارتداد میخوانید که راه مبارزه باان نیز بی شک از طرف الله فقط استفاده از قرآن وکتاب دین توحید خوانده شده است و استفاده از آنرا در راه مبارزه با شرک وکفر وارتداد جهاد با قرآن بزرگ خوانده است .ترجمه آیاتی از کتاب الله را برای تو ای مترجم کشور عزیزمان ایران آورده ام تا سهم  کوچک خودرا نسبت به آنچه از ارتداد می دانم واز حق واجب تومی دانم که از آن آگاهی پیدا کنی ادا کنم .امیدوارم چنین برداشتی اشتباه در ترجمه قرآن فقط ازناآگاهی محض باشد ونه از نقصان آگاهی از کتاب بزرگی به نام قرآن زنده  که قرنهاست دربین ما مسلمانان دست به دست میگردد.برما واجب است بدانیم که هرگونه تحریف .هرگونه تغییر وهرگونه مغلطه درترجمه  یا تقلید از پیشینیان در ترجمه از آیات الله از ارتداد است جای تعجب دارد که کتاب قرآنی که از شبیخون ارتداد بی زهر چشم نمانده است از موسسه فرهنگی قدر ولایت ؟حق چاپ وتکثیر گرفته است؟  دراینجا پرسش پیش میآیدکسی که  مدعی بصیرت است وویاادعا دارد یارانه ؟مردم از جانب مهدی ع مدیریت میشود  چگونه نتوانسته است از چنین اشتباه بزرگی درترجمه کتاب قران اگاه بشود. بعضی ازاهل کتاب گمراه کامل نیستند وبه درستی نمی بینند و ..... القیا. القیا ببینید الله از روش صحبت با کافران دراین آیه پرده برمیدارد (القیا . به آنها القا کنید تمام کافران لجوج را به جهنم افکنید)سوره ق آیه بیست وچهار دراین آیه قرآن ازامر در زمان *بگو نمیگوید الله زنده نمی گوید به جهنم وارد بشوید بلکه امر به القا به این واقعه تلخ میکند امر میشود القیا . القیا . زمانی برای صحبت معین نشده است . بعداز راندن شیطان از عرش نوراز شیطان رویگردان شده است . برابری وعدالت در عمل . شیطان .کافران .مرتدان رویگردانی میکنند الله .پیامبر نیزازانهاروی میگردانند .سخنی از شلاق .زندان .نیست بلکه سخن ازتمام شدن فرصتهاست والله هرگز با کافران وجهنمیان صحبت نمی کند .چرااین کتاب ازوزارت  فرهنگ وارشاد اسلامی؟ حق چاپ گرفته  است ( اوهمان کسی است که قرآن رابرتو نازل کرد کتابی که هم دارای آیات محکم است (با حکمی روشن وواضح)که این قسم اصل قرآن است وهم دارای آیات متشابه است ( که ازنظر معنی وجوه مختلفی دارند) بدینسان آنها که قلبها ونیاتشان منحرف است بخاطر ایجادفتنه وارائه تفسیری نادرست به سراغ متشابهات میروند درحالیکه عمق ومعنای ناب آنهارا کسی جز خداوند بزرگ نمی داندو آنان که در راه علم ثابت قدم واستوار هستندمیگویند ما قران را باور کرده ایم تمام ان از جانب پروردگارمان است واین نکته را کسی جزاندیشمندان درنمی یابد.) سوره آل عمران . آیه هفت    *********************                                           واما زمین . خاک .روزی درزیر آب بوده است. والله                               ( اوکسی است که آسمانهاوزمین را در شش روز خلق کرد درحالیکه *عرش اوروی *آب بود تاهمه شمارا امتحان کند ومشخص شودکدامتان عملکرد بهتری دارید ای پیامبر اگربگویی همه شما بعداز مرگ زنده خواهید شد بی شک بی ایمانان میگوینداین  جزجادویی آشکارنخواهدبود ) سوره هود آیه هفت گفته شد که بعداز گناه آدم وحوا که با خوردن لقمه حرام منشاء وآغاز تبعید آنها  وهمچنین شیطان از بهشت شد خاک وهرچه ازنوع خاک بود ازعرش رانده شدازجمله آدم .از جمله حوا واز بهشت نیز ( بی اعتنایی ویا رویگردانی  نسبت به حق یاقول الله . باعث بی اعتنایی یا رویگردانی الله ازانها شد تنهاراه اثبات حاکمیت وولایت الله بر مخلوقاتش )وهمچنین هرچه از جن و شعله های رنگی خوانده میشد به زمین یا دنیا تبعید شدند .آیه بالا را به دقت بخوانید  . عرش الله روزی بر روی آب بوده است . و زمین و خاک زیر آب بوده اند.جامد درون مایع .مخلوط .مخلوط.همانگونه که انجیر با اب دائمادر اختلاط است  . الله خاک را گرامی میدارد از آب وخاک آدم وحوا را می آفریند خاک کجابوده است زیر آب .زیر آبی که عرش الله بر بالای آن قرار داشته است توجه کنید که چگونه انسان از *زیر به  بالا به اوج به عرش میرود کرامت پیدا میکندو در درگاه الله مقام خاک بالاتر از ملائک  اعلان میشود.واما زمین ما روزی پودری از خاک بوددر زیر آب. وآفرینش  انسان جبرا  خاک را از پودربودن به انسان شدن .به زمین شدن تبدیل کرد( بودن وشدن . بودن در زیر وشدن درعرش .وهمه چیزدر موقعیت باش قرارمیگیرد این یک امر جبری است .اگر در خاک بمانی خاک مرده ای بیش نیست ودر نزد الله یک باطل است اما انسان .انسان باش یک موجود زنده است .اواز آب زندگی می یابد .مکان زندگان .توجه کنید به این نشانی پنهان که الله غیرمستقیم به بشرمیگوید که تو فقط درکنار من زنده ای ودرکنار لیلی . فرهاد . ولی . شاه فرعون .شیطان شیطان تومرده ای بیش نیستی.یقیین در این معادله بعداز مرگ اثبات خواهد شد ودراین جبر فقط اراده یک انتخاب .توبه میتواند انسان را ازگذرازآتش یاری کند.دراینجا می بینید ویژگی خاک در گردوغبار یا تجاوز یاعامل ویرانی بودن یا نادانستن .همه ازنقش بی ارادگی است وانسان تولدیافته ازخاک و آب می تواند  صاحب اراده واختیاراست وباهرعملی که الله انجام میدهد با دستهای معجزه گرش با مخلوط آب وخاک . خاک وآب زیرعرش اونیزهمان عمل راغیر مستقیم وبدون اراده  تسلیم وارمی پذیرد تسلیم محض به آن میماند که همزمان دعوت به باش به خاک وانسان داده بشود.این دستها سرنوشت انسان زنده وزمین مرده را رقم می زنند دستهای عیسی س از خاک پرنده میسازد واوبا نفس خود به پرنده جان می بخشد عیسی س درواقع یک شبیه یا مقایسه  است برای آنکه آفرینش وخلاقیت الله را مردم باور بدارند وازعظمت واقعیت وحقانیت آن رد نشوند . والله در آیاتی یادآوری میکندکه انسان را عجول وبی ثبات یافته است اورا موجودی قابل ذکر نمی دانسته است .توجه بکنید آدم شکل می پذیرد وزمین شکل می پذیرد . وزمین متولد میشود همانگونه که آدم خلق میشود .عرش دیگر بر روی آب نخواهد بودو آنچه آب نام داشت تبدیل به خلاء میشودواز تسلط وحاکمیت انبوهی ازئیدروژن خارج میشود اما شهابها باز میسوزند .این یک جبراست .ما غسل میگیریم . زمین ما( جسم ما) شاداب میشود این ازحق زمین است.وبرماواجب. باران می بارد وزمین شاداب میشود زمین روزی زیر آب بوده است وما چرایی بودن اورادر آب در نمی یابیم.این خاک این جسم ما همواره در جبراست که پاک بماند.تا روزی که قیامت برسد.قیامت روزی خاص برای برخاستن  قعید . قعید یا زندانیان وهم بدون هیچ توجیهی  همیشه درترس ازبرخاستن هستند.  برای شناختن قعید آیه پنجاه ونه سوره نساء یک آیه گویا است (ای کسانی که به حقایق ایمان آورده ایداز خداونداطاعت کنید ازپیامبرخدااطاعت کنید از*صاحبان راستین درامورخودتان یا مسئولین* ترین *یا اولی درایمان ازمیان خودتان اطاعت کنیدواگردرچیزی اختلاف کردید برای داوری آن را نزد*خدا وپیامبر مطرح کنیدچنانچه به خدا وروزحسابرسی ایمان دارید اینکاربرای شما خیر وعاقبتی نیکو دارد .)  اطاعت از الله .اطاعت از پیامبرالله( کدام پیامبر؟ نام خاصی از این پیامبر دراین آیه ذکرنشده است پس واجب آنست که یادآوری نام پیامبر رابه همه پیامبران صاحب کتاب عودت بدهیم وگرنه ارتداد ورزیده ایم وچرا پیامبر ؟همان او که زنده است؟)ودرکناران  اطاعت از جمع  ایمان اورندگان  واجب شده است .ببینید ازاطاعت وپیروی ایمان آورندگان ازمجموعه ای از ایمان آورندگان دراینجا خواسته شده است تسلیم بودن به اطاعت ازیک  فردرها شده است باطل شمرده شده است  درقرآن مستندومنحصر به اطاعت ازیک نفر بطورجبری ممنوع شده است.وجبر یعنی واجب یعنی حرام مطلق با حق الله. دراینجابطورخلاصه از تاثیر ژن جنون شرک که از جن شیطان به انسان منتقل شده است باید گفت .همه چیز ازعرش آغاز شد .الله آدم راخلق میکند امرمیکند به همه فرشتگان که آدم را سجده کنید همه امرسجده را اجابت کرده اند مگر ابلیس . که از یکسودرمقابل قول الله  که (حق) بوده است تمردمیجوید .از طرف دیگر سجده را ادا نمی کند وخودرا برتر از آدم میخواند که اگر به عمل سجده بخوبی توجه بشود الله به فرشتگان که برترین مخلوقات عرش بوده اند این امر را ابلاغ میکند وبرتر ازآدم در آن روزهمانا الله  است اما شیطان نادانسته خودرا برتر از آدم میداند بدینگونه مستقیما با الله وارد یک مبارزه عقیدتی میشود .واززاویه دیگر شیطان تمام نیروی خودرا بسیج (آه  بسیج .ای شر ؟ ) می کندتا خاک یاآدم را به سوی خود بکشد ( به قرارگاه شیطان یعنی جهنم) دراینجا ما با نبرد برای حاکمیت بر خاک یا زمین روبرو میشویم .وبطور آشکاردخالت شیطان دردین یا عقیده معنوی رابرای تسلط بر خاک  یا دنیا یا همان سیاست حاکمیت برزمین یا مدیریت جهان و ولایتمداری قانون ( دین بایدقربانی دنیا بشودتا شیطان پیروزبشوداما کدام دنیا. دنیایی ازوهم) دنبال میکنیم .معنویت الهی درمقابل مادیات دنیا قرارمیگیرد درحالیکه الله همواره برحاکمیت بردنیاو آخرت مخلوقات می گوید ( سخن پیامبر رامرورکنید)اما باز شیطان مدعی میشود که  اکثریت بندگان الله یاخاک را از سهم خودمیخواند ودراین ادعا نیز اگرچه تمرد صورت میگیرد واراده الله بر انتخاب مخلوقات نادیده گرفته میشودجبر در اقتدار اراده الله توسط شیطان همواره ( اکنون) نفی میشود دراینجامیشودکه  اراده شیطان رابرای به  واقعیت رساندن قول ووعده اش تخمین زد وازتولد اولین فرزند آدم اتفاق وراثت  دوگانه پرستی یا شرک درنسل بنی آدم توسط شیطان درزمین آغازمیشود.  درادامه آیه  سوره نسا ء اشاره به اطاعت از پیامبر یا رسول =فرستاده شده است  که اطاعت از یک پیامبر الزاما اطاعت ازهمه پیامبران است واطاعت ازفردیت در میان این جمع مردود است نمی توان خودرا مسلمان به دین محمدص خواند و پیامبر دیگری چون عیسی س وموسی س را ردکرد درچنین صورتی نیز ارتداد ورزیده ایم پس مسئله امامت و جانشینی آدم حتی درفرد در نظر الله مقبول نخواهد بود شرط اصولی  بوجودامدن امت واحده توحیدی پذیرفتن همه ادیان اسلامی است وبس. واکنون که  همه پیروان ادیان اسلامی از عقاید وافکارموهوم تاثیر گرفته اند ودچارپراکندگی درابتلاء به بیماری و آفتی به نام جنون  شرک وارتداد شده اند عملا تشکیل امت واحده  ناشدنی  است .باید باور داشت که ردهر پیامبر یاکتاب واسلام توحیدی ازارتداد است. درتوحیدماباید تسلیم به مجموعه بزرگ ایمان اورندگان تسلیم( =پیامبران چرا پیامبرا زیرا پیامبران از زندگان جاویدانند) باشیم .پس در توحید این فقط یک نفر هرگز نمی تواند بصیرت وقضاوت داوودس را داشته باشد نمی تواند برهان یوسف س را بفهمد. نمی تواند حس وادراک عیسی س را در عمل نشان بدهد .نمی تواند شهامت ابراهیم س را درتسلیم به معنویت (برخلاف دنیا) اعتراف بکند. ونمی تواند کلام شیوا وقلب مهربان محمدص رادرتسلیم در راه توحید اثبات کند چون خود را ملزم به اقتداءواطاعت از یک پیامبرمی داند..هرکسی جز پیامبر چنین ادعایی از برتری  رابکند همانا اوسهم ابلیس است . یک نمایش از انحراف و طغیان از نوع وجنس طغیان ابلیس در این آیه مطرح شده است ومی بینیم الله درعاقبت از روزمعادمی گوید همانطور که در سوره ص الله بعداز مجادله با  شیطان ابراز می کند اسلام لازمه اش ایمان به یگانگی الله . پذیرش ملائک .اطاعت ازهمه پیامبران وکتب آنهاو همچنین ایمان به روز حسابرسی است . (قسم به حق و آنچه میگویم حق است که جهنم را ازتوو ازتمام کسانی که از تو پیروی کنند پر خواهم کرد) همین هشداردرپایان آیه پنجاه ونه سوره نساء نیزآمده است .هشدار به شیطان هشدار به ایمان آورنده ای است که می پندارد درمیان پیامبران توحید از فرد یا فردیتی از پیامبران می شود اطاعت کردوازدیگر پیامبران هرگز. در اینجا قابل تامل است که همه ایمان آورندگان الهی از همه ادیان توحیدی واجب است .ومسئولند در مقابل چنین کسی بایستنددر مقابل چنین کسی وهرکسی که خودرا صاحب اختیار ودخیل  وصاحب در تحریف وتغییر یا بدعت در امور پیروان ادیان الهی بداند .فردیت در دین توحید برای  ابلاغ ودعوت و هشدار و حاکمیت دین وشرع  بر انسانها مردود است . چون ادیان الهی همه سلسله واربه هم پیوسته اند . هرکس خودرا اعم از( انسان  وجن ) ولی = یاخدا بخواند درواقع خودراتعیین شده  ازطرف همه پیامبران الهی اولی یا برتراز دیگران ( یا ولی وخدا)خوانده است( لزوم اطاعت از الله اطاعت از پیامبرالله است واین وهم ازشرک است ارتداد است.یک انسان یک شیطان مخلوق بیمار .مرده .باطل شده .فسیل شده هرگز نمی تواندالله باشد حانشینی منفرد از سوی الله باشد ونماینده ای از سوی یک پیامبر زنده باشد . عدد یک یک عدد استثنایی است وفقط وفقط عددیک خاص حکومت الله است .همتایان پیامبر نمی تواند یک نفر باشد می تواند جمعی از ایمان آورندگان باشد ( اولئک المقربون )زندگان جاویدان قیم وسرپرست . جانشین وبدل نمی پذیرند . الله صلاح نمی داند الله نمی خواهد اراده نکرده است .انراحرام دانسته است   وقتی مخلوق انسانی خودرا درمیان انسانهای دین محور برتر بداند وحاکم مطلق ونه امانتدار برجان وناموس انسانها بپندارد وضعیت اسفبار شرک برجامعه تحت حاکمیت اوتدریجا قربانی میگیرد.وازان جمله است زندانی کردن مخالفان سیاسی وعقیدتی به نام ضدیت با اسلام . (بدین سبب تومردم رابه پذیرش حق ( وتومی دانی حق چیست آنچه الله میگوید)دعوت کن ودراین راه استقامت بورز .همانگونه که مامورشده ای وهرگزاز خواهشهای نفسانی آنها پیروی مکن و*.بگوبه هرکتابی که  خدانازل کرده ایمان دارم ودستوردارم میان شما عادلانه رفتارکنم .الله پروردگار ما وشماست( ودیگر هیچکس) پس اعمال ما برای ما .اعمال شما برای خودتان .هیچ خصومت شخصی میان مانیست .بدانیدکه خداوند همه را ( همه را) جمع خواهدکردوسرنوشت ها بسوی اوختم میشود) شورا . آیه پانزده.دراین ایه به خواهشهای نفسانی یا طبیعت نهادینه خاک اشاره میشودانسان  هرچه بیشتر از نفسانیات پیروی کند خطر مردن او ( خاک مرده است).تبدیل شدن او به خاک بیشترمیشود.بازگشت تحجر .ارتجاع .وخاکی که از فرط تشنگی میسوزد .آب.   دراین زمان که خواص ایران مابر مسندامور مسلمانان ایران تکیه کرده اند مردم را به جرم حق خواهی  حق گویی به زندان میفرستند ودراوج بیگناهی شلاق می زنند با بی شرمی حد شرعی را براو جاری میکنند .حبس می کنند وثیقه میگیرند آیامگر این آیه را نخوانده اند .که خصومت شخصی را بایداز مسائل شرع ودین جدا دانست .؟خصومت شخصی .بسیاری ازاعمال شخصی درجرمهای اسلامی * مشروعیت ندارد . کیفر وحکم شرعی ندارد . چگونه قضاوت می کنند . وقتی پیامبربرای توسعه دین و ایجادوحدت خصومت شخصی را در راه اطاعت از دین ودیانت قربانی میکند و میگوید که اعمال شما برای خودتان .یعنی که من در اعمال شما قضاوتی نمی کنم اجبار بر دخالت ندارم .انتخاب باخودتان است پس جبرا عدل الله اوجب است ونه دخالت در دین مردم تفکرات مردم وسلطه طلبی  وتجاوز به مرزهای شخصی دیگران  انتخاب مردم .حتی اگر خصومت مسئله ساز باشدپیامبر عدل خودرا ارائه میدهد دین را تبلیغ میکندونه نظام ها وحکومتهای  دنیایی را.ای پیامبر زنده  ما بگو بگو بگو چرا باید دیانت مردم  ایران ما قربانی بقای   حکومت مشرکانه وظالمانه ( اصل ولایت) بشود؟ همانها که ادعای تحمیل تحریم وجنگ پیامبرگونه در بدر وخیبرمیکنند درحالیکه بعداز قرنها همچنان مستاصل از شناخت حق وباطل ناتوانند. گفتنی است هرآنچه که چنین حکومتی( نظام ولایت فقیه) به نام  وظیفه شرعی برمردم تکلیف می کنداز جمله شرکت در انتخابات حرام است .حتی شرکت در نمازهای جمعه .و...... الزاما واجب است که برای حفظ دین توحید بعداز اطاعت از الله وپیامبران به *جمعی از ایمان آورندگان اقتدا وتمکین بشود .اگر انسان از حق پارا فراتر بگذاردازخیروعاقبت نیکو محروم خواهدشد . و سزاوار آتش جهنم . توجه کنید ابلیس هم (یک )فرد است واز امروحکم الله اطاعت نمیکنداو هم از پیامبر اطاعت نمی کند واین جمله فقط گویای وسعت ابعاد شیطانی پیروی واطاعت از غیر الله است (بدانیدکه مساجد ازآن خداست همراه با خدا کس دیگری رامخوانید) سوره جن آیه هجده در مساجد آنجا که حق باید اعمال بشود بایدبرحق سجده کرد بایدتسلیم بود بادجز ازحق نگفت . بایدکه برحق نبوداطاعت ازهرکسی غیراز الله  که مدعی است حکومت اوبر حاکمیت الله و برتسلیم به آیات حق الله در اولویت و از واجبات است باطل وحرام است . بله مساجد پناهگاه خوبی برای ظالمان . مشرکان .وکافران نخواهد بود .نمیشود که انسانی مشرک  بود وبر اریکه حکومت الله تکیه کرد وخودرا برحق خواند.نمیشود شیطان بود وکافربود وطاغوت بودیا ولی بود یاشاه بود یافرعون بودوبرجایگاه الله حکم رانی کرد.نمیشود این یک جبراست سرپیچی ازآن بدعت است .فتنه است .ارتداد است ( مثل انتخابات سال هشتاد وهشت ) تسلیم شدن یا اسلام  به دین الله لازمه اش  پذیرش دعوت پیامبرالله است  وقتی الله امر به سجده بر پیامبرش میدهد درواقع  اطاعت واجب ازدستورخودرا امر واجب خودرا علنی می کند وارتداد را درزمره  اعمال خالدین به جهنم میخواند و آتش جاودان.هیچ کس فقط یک الله وجلویش بینهایت صفرهای توخالی.نام های توخالی.کجاهستند مشتی خاک رابردار به هوا پرتاب کن چه میبینی؟  روز قیام روزقیامت .برخاستن آنکه از الله اطاعت نکرده است از پیامبر اطاعت نکرده است از (یک) نفر. یک( الهه). (یک) وهم .(یک )بت (یک) طاغوت.( یک )شاه( یک) ولی (یک )ولی یک خدای باطل  اطاعت کرده است .به مقابله یک نفر یک الله یک بت یک ......... با جمع الله پیامبر .ایمان آورندگان توجه بکنیدجز یادآور مقابله ابلیس در عرش با الله پیامبر و ملائک که همانا از ایمان آورندگان هستند نیست  .یک جنگ علنی .هر (کس ) که از این وهم اطاعت بکند قعیداست .جنزده است . الله حتی فقدان ایمان آورندگان را برای ادامه حیات دین یادآور نمیشود .الله هرگزکمبودایمان  آورندگان را درنبود پیامبریادآور نمیشود .فقط یک راه درست وروشن اقتداءبه  جمع ایمان آورندگان که تسلیم محض به حکم وامر واجب الله وپیامبرش هستندرا بیان میکند می پذیرد ورد نمی کند بله همین جمع فقط براساس حق الله وپیامبرمیتوانند قضاوت کنند همان حکم  همان آیات واقوال الله درقرآن . ازتخطی دردین .از نفوذ بدعت در دین الله .ازهشدار دربروز رویدادی  بی بازگشت ازپارا ازحق فراتر گذاشتن . ازارتداد میخوانید. .درآیه فوق هرگز *یک نفر جانشین  الله نیست .چون نمی تواند هرگز نباید . نمیشودفقط  الله یکی است . دردین توحید هرگز یک نفر اصل نیست وازباطل است دروغ است این یک نفرهرگز جانشین پیامبرهم نیست نمیشود نمی تواند ونباید.همیشه وبرای ابد  فقط الله یکی است والله پیامبران( ببینید جمع پیامبران) را برای تبلیغ ودعوت وهشدار گفته های حق خود انتخاب می کند. این یک نفرجانشین مجموعه ای از ایمان اورندگان هم نخواهد بود او در اینجا هم فقط یک نفر است وباز نمیشود وهرگزنمیتواند آیات حق الله چون  ( نه هایی قدرتمند) مانع از ورود اوبه آتش  هستند اگر بشنود ببیند .بفهمد و...وفقط الله یکی است . اوکه خودرا می فریبد باوهم با ندیدن نشنیدن وو....همان طاغوت است . پس می بینیم که (اصل یاقانون) قراردادن  فردیت وولایت یا برتری یک شخص دردین توحیدبرای اصلاح و پیشرفت امور مسلمانان ادیان الهی وهم است بدعت است . ارتداد است پاراازحق فراترگذاشتن است جنون است. پشت یک قانون و( اصل) پنهان شدن  راهی ظلمانی وباطل برای شانه خالی کردن از روز سو آل و ناتوانی درپذیرش تقصیر درانتخاب درخیروشردنیاست .در حالیکه پیامبرما زنده است .مدعی میشوند که باید جانشین داشته باشد و تحقق این باید یعنی ارتداد . (پس چرا درقرآن اندیشه نمی کننداگرقرآن از سوی غیر خداوند آمده باشد باید دران اختلاف فراوان می یافتند . وچون  امری که باعث  ایمنی یاترس به انهابرسد منتشرش می کننددرصورتیکه اگرآن را به رسول وصاحبان امر رجوع میدادند هماناازمیان انها کسانی اند که می توانند ان را دریابندواگرنه این بود که فضل خدا شامل حال شمامیشودهمانا جز *اندکی همه( اکثریت) شیطان را پیروی میکردید.) سوره نسا ء . آیه هشتاد و دو وهشتاد وسه در قرآن شکی نیست .ودراین آیه  برای  ایمان آورندگان تکلیف معین میشود باز به مراجعه واطاعت از پیامبر وجمع صاحبان امر . مسئولین برتر درایمان که قدرت تشخیص برتر یا بصیرت دارند اشاره میشود . در این( آیه هشتاد وسه)فردیت در تسلط بر امور مسلمانان ادیان الهی نفی میشود.مردود میشود هرگزنمیشود .هرگزنمیتوانید پاراازحق فراتر بگذارید  .این یک حکم واجب است وپاسخی جز تسلیم نمی طلبد.ورد ان ازارتداد است . ودراین آیه اشاره به  جمع صاحبان حکم یا مسئولین امور یا اولیای متقن ومومن از اهمیت خاص وویژه ای شده است .  چرا خواص ایران ما با حاکمیت  یک فرد به نام ولی فقیه احساس امنیت می کنند ؟می پندارند راه رایافته اند؟ شایدترس دلیل آن باشد .شک در کتاب الله . سرپیچی از رجوع به اولیای برتر میتوانداز تفرقه بین مسلمانان ادیان الهی مانع بشود.آیا جز وهم میتواند انسان را از درک  این واقعیت دور کند؟آیا این آیه ازقرآن بزرگ نیست؟ آیا ردشدن ازاین آیه ازارتداد نیست؟ آیاما بیداریم ؟دراین آیه ما نقش قعید ( قرین)رادر مقابله با الله و آیات حق الله بخوبی می بینیم . شیطانی که انسان را به تحجربه عقب به ارتجاع به آیین عصرجاهلیت ( بت پرستی .دیگرپرستی)به نشستن ودائم نشستن به باطل کردن یک حق واجب به مردن به سکون به مرگ گوشها .چشمها .عقل .ادراک و... دعوت می کندهرگزقیام نکن .هرگزتا آن روزبرسد روزقیامت روز قیام توخواهدبود که قیام جبرا بر تو تحمیل میشود.چرا ما برخود واجب نمی دانیم که به آیات الله تسلیم باشیم ؟ ازخودنمی پرسیم چرا علی ع می ایستد و کشته میشود ؟ چرا حسین ع *می ایستد و کشته میشود ؟ چرا به مهدی ع قائم می گوییم ؟ ای حکومتگران نفرین شده ایران ما . اصل ولایت فقیه بایدوواجب است که از قانون ما مسلمانان دین محمد ص حذف بشود اشاره به فعل امر بگو برای همه زمانهاست یعنی درهر زمان پیامبر موظف است که بگوید .زیرا محمدص زنده است زمان زنده حال . وقتی کسی زنده است قیم ووکیل نمی پذیرد .امر اوواجب الاجراست هیچکس نمی تواند حکم وامر و گفته حق اورا تغییر بدهد این حکم وامر در همه زمان وبرهمه مکان تسلط دارد .حاکم است .گفتن از علی ع به عنوان یک ایمان آورنده و  امام وپیشوا برای  ادامه هدایت وادامه بقای اسلام برای او اهمیت پیدا میکند ونه به دلیل آنکه امرشده است حاکمیت ؟ازجانب محمد ص به اوسپرده بشودیا قدرت مطلق بردنیای مردم به اوداده بشود .محمد ص برهمه زمان  وبرهمه مکان رسالت میکند ونه حاکمیت. حاکمیت ازان الله است وبس. وتمرداز این بگو ارتداد است مرده خواندن حضرت محمدص است . وطبق ایه بالا واجب است سرنوشت ایران ما به جمعی ازبرترین ایمان آورندگان این آب وخاک سپرده بشودایمان آورندگانی که فقط بررای وحکم حق الله کشوررااداره کنند.اگر شما خواص ایران چنین فکرمی کنید  که معرفی کردن علی ع برای دادن حاکمیت به او تحقق یافته است بایدگفت شما ازمعنویت دور شده ایدوالبته  چون شیطان دنیارا باورکرده اید .حاکمیت برامورمادی مسلمانان همانا به مصداق حاکمیت بردنیای انسانهاست ونه راهی بسوی آخرتی که از اراده وخواست الله است.اگرشمایان زیرسوآل واقعا وبه یقیین به الله و روزمعادایمان داریدبایدآ نچه را قران میگوید واجب بدانید نه حفظ یک حکومت بردنیا رابه اولویت بپذیرید .قعیدهمان شخصیت گمشده گمراهان طالب دنیاست .ماهیت وهم انگیزاو چون شیطان درعرش فقط اقتداروتسلط بردنیا .خاک وانسان است آیا آنچه مادرایران ما می بینیم جزاینست؟چراازآخرت خود غافل شده اید؟   ( به یاری الهی خداوند هرکه را صلاح بداندیاری خواهدکرد واوقدرتمند وبارحمت است.این وعده الهی است وخداوندهرگزاز وعده خویش تخلف نمی کند ولی اکثرمردم نمیدانند انها فقط ظاهری اززندگی دنیارا درک میکنندواز اخرت غافل وبی خبرند . ایا انها باخودفکرنکرده اند که خداوند اسمانها وزمین و آنچه رامیان آنهاست جزبه حق خلق نکرده است؟ ان هم تازمانی معین .بدانید که بسیاری ازمردم به دیدارپروردگارشان کافرند .) سوره روم .آیات پنج شش. هفت وهشت *************************************                                                ( از تودرباره زمان وقوع  قیامت می پرسند بگو.آگاهی ازآن فقط در نزد خداونداست وتوچه دانی شایدکه قیامت نزدیک باشد) سوره احزاب آیه شصت وسه  ( ازتودرباره زمان وقوع قیامت سوآل می کنند بگو آگاهی ازآن نزد پروردگارم است هیچکس جزاو نمی  تواند زمان وقوع آنرا ابراز کندقیامت حتی بر آسمانها وزمین سخت وپراهمیت است وجز ناگهانی به سراغ شمانمیآید باز سو آلشان راتکرارمی کنند گویی تو از زمان وقوع آن خبر داری .بگو آگاهی از آن خاص خداوند است هرچنداکثرمردم نمی فهمند) سوره اعراف آیه صدوهشتاد وهفت بگو بگو اکنون بگو زمانی ثابت برای گفتن از یک واقعه بزرگ است . ببینید از وقوع قیامت چگونه سخن به میان میآید اکنون ممکن آن روزبرماوارد بشود در جلو چشمان یکایک ما .درزمان حال . انتقال زمان . مثل یک رویاست برای ایمان آورندگان  .واجب بودن تحمیل ورود زمانی در زمان اکنون ما .این یک جبراست.پایان انتخاب آدم با یک جبر به پایان دنیا میرسد.بگو .بایدبگویی و این حق بایداجابت بشوددورازانتظارنیست که اکنون قیام در زمان ما به وقوع بپیوندد .  (سرانجام وقتی شمارادرروز قیامت اززمین فرابخواند همه تان ازقبرها خارج میشوید) قسمتی ازآیه بیست وپنج سوره روم ( خداوند مخلوقات را می آفریندودوباره در قیامت انها را زنده برمی انگیزدسپس همگی بسوی او بازخواهید گشت. روزی که قیامت برپابشودمجرمان درغم واندوه فروروند. هیچکدام از معبودهای دروغینشان بعنوان شفیع برایشان کارساز نخواهدبود وسرانجام باورشان رانسبت به انها از دست میدهند. روزی که قیامت برپابشوددران روز مردم ازیکدیگرجدامیشوند.)                                                                                                               سوره روم.آیات یازده .دوازده .سیزده وچهارده                                                                     (هنگامی که روزقیامت برپاشود مجرمان قسم می خورندکه چندساعت بیشتردرگورها نبوده اندهمینگونه نیزازحق منحرف میشوند وکسانی که به انها علم ودانش داده شده میگویندشماطبق کتاب خداتاروزقیامت درگورهابوده اید اماشمادرک نمیکردیدوامروز روزقیامت است دراین روزمعذرت خواهی کسانی که ظلم کرده اندسودی نبخشدوتوبه شان پذیرفته نشود) سوره روم ایات پنجاه وپنج .پنجاه وشش وپنجاه وهفت     (آری هنگامی که جان به گلوبرسد وگفته شودآیاکسی هست که این محتضر رانجات دهد .یقیین میکند که روز جدایی اوازدنیا فرا رسیده است .ساق پاها ازشدت جان کنده به هم می پیچد. ان روز روزی است که همه بسوی پروردگارت روانه میشوند .اوصادقانه ایمان نیاوردونماز نخواند ولی حقایق را تکذیب کردواز آن روی برگرداند) سوره مدثرآیات بیست وشش تا سی ودو همین سوره (آیاخبرهولناک قیامت وبلیه عالم گیر محشر به تو رسیده است ؟ درآن روز رخسار گروهی ترسناک وذلیل باشدکه عمل کننده *خسته هستند .به اتش فروزان دوزخ درآیند واز چشمه جوشان جهنم آب داده شوند وطعامی غیر ضریع یا علف بدبو وبد طعم برای انها نیست .که نه فربه میکند ونه سیرگرداند ) سوره غاشیه آیات یک تاهفت ( این وعده الهی است وخداوندهرگز ازوعده خویش تخلف نمیکندولی اکثر مردم  نمی دانند . انها فقظ ظاهری از زندگی دنیا را درک می کنند وازاخرت غافل وبی خبرند . آیا آنهاباخودفکرنکرده اندکه خداوند آسمانها وزمین و انچه رامیان آنهاست جز به حق خلق نکرده است ؟ ان هم تا زمانی معین .بدانید که بسیاری از مردم به دیدارپروردگارشان کافرند) سوره روم آیات شش .هفت وهشت (روزی که درصوردمیده بشود هرکس که در آسمان وزمین است وحشت زده میشودمگر*آن که خدا بخواهد همه شان با ذلت وخواری بسوی او روانند کوهها را می بینی ومی پنداری جامد وثابتندحال انکه بسرعت ابروباد درحرکتند آفرینش خدااینگونه است که همه چیز رامتقن وحساب شده آفریده است .بدانیدکه او از عملکردتان آگاه است.)  سوره نمل آیات هشتاد وهفت وهشتاد وهشت (وروزی که درصوردمیده شود مجرمان را در حالیکه از شدت ضعف چشمانشان کبودگشته است گردمیآوریم.به اهستگی به یکدیگرمیگویند.گویی شما بیش ازده روز دربرزخ نبوده اید .دران هنگام روشن بین ترین انها اظهار میدارد شمابیش از یک روز درنگ نکرده اید .درآن هنگام درباره کوهها می پرسند.بگوخداوند آنها را متلاشی کرده وبر باد میدهد سپس زمین رابایر و بی گیاه رها می کند بطوریکه دران هیچ پستی وبلندی نخواهی دید ان روز که همه از دعوت کننده الهی پیروی کنند صدایشان از عظمت خدای رحمان خفه شده است واز کسی جز صدای پایی چیزی نخواهی شنید)  سوره طه . آیات صدو دو تا صدوهشت * کوههای متحرک خاک .گردوغبار . طوفان انسان متحرک . ماهیت خاک اینگونه می طلبد که عاقبت پودر بشود . همه چیز باید برگردد .تسویه حساب. روز حساب .روز قیام اجباری . بودن وزیستن در برزخ بیش از یک روز؟به گمان من فقط اکنون . همه چیز دریک زمان محدود خلاصه میشود زمان اکنون .اینست که الله مکرر به پیامبرمیگوید بگو .همه چیز در زمان اکنون زمان بگو خلاصه میشود .دنیا. جهان .برزخ . برخاستن .با  متلاشی شدن کوهها .تبدیل شدن به خاک .به گردوغبار . طوفان . بعدزمین صاف .وقتی انسان میمیرد باید از کلاغ بیاموزد که در زیر خاک  چگونه باید خوابید و زمین نیز اورا درخود پنهان خواهد کرد زمین صاف .انسان مرده را ناپیدا خواهدکرد در زیرخروارها خاک .به یاد بیاورید درقبرستان بقیع که زمین چه صاف وهموار است .کوهی نیست . چرا درنمی یابیم که پیامبر بعداز مرگ خودبا ما میگویداز زمان بگو زمان حال .زمان لایتغییر. زمان در زمان دعوت زمان در زمان واکنون بگو از هشدار بگو تبلیغ کن .الله احد است الله صمداست الله واحداست والله دندان ندارد .الله نفس نمی کشد اوصمداست اومی بیند .او میافریند توای ولی خواص ایرانیان توپس چرا از بگو نمیگویی نمیگویی که من هم بنده ام . نیازمندم . برترنیستم . ولی نیستم .الله ولی است .چرازهشدار نمیگویی؟.دراکنون زندگی نمیکنی؟ ******************************* ورویاهای صادقه من رویای صادقه( دیوسپید) *درخوابم . وتاریک . ( گفتن ازتاریکی اشاره است به جسم و به دنیا). درآسمان زمینی نیست. که ببینم . انجا افتاده ام.میان آسمان سیاه .ستاره ای نیست تا ببینم . من اما حتی انجا نجای بلند ودور بزرگم. او میآید سپیداست وبزرگ باخودم میگویم قبل از این بارها اورادیده ام . بالای سرم می ایستد  به من نگاه می کند .مثل آنکه بخواهد ازمیان خیلی فقط کسی را پیدا کند که به دنبال او میگردد . چشمهایش برق عجیبی می زند لبخند ملایمی بر لبانش است ..باخودم می اندیشم شاید ؟نه اوباید روح  باشد.من فقط اورا چند برابر می بینم ومن باهمه بزرگی درمقابل او کوچکی بیش نیستم . بطوری خوابیده ام که در طول اندام او تا نیمه بدن او دیده میشوم پاهایش رانمی بینم . من درعرض واو درطول . با اعتماد به اونگاه می کنم .احساس آرامش می کنم. وامنیت . اگرچه هواخنک نیست اما موجی از روشنایی که  به روزی ابری ودرمه میماند دراطراف من دیده میشودهنوز نگاهم میکندمن اورا می بینم وبانگاهم مسیر توجه اورا کنجکاوانه نگاه می کنم .من اراده برخاستن ندارم .من درخوابم اما با چشمانی باز .عجیب نیست که سنگینی ورخوت خواب تمام اعضاء بدن انسان را فلج کنداما نفس بکشد ببیند  من روشنم فقط چشمهایم بیدارند .ای من .ای من .او بطرف چپ من می آید به طرف چپ من که در اوج بلندی آسمان تنهایم .احساس می کنم جسمی سنگین روی دهانم افتاده است . من درخوابم .نمی توانم بلند بشوم . ناگهان چشمهایم می بینند دستهای اورا که روی دهانم را به سختی فشارمیدهند می بینم .ولحظه به لحظه فشار دستهایش بیشتر میشود باورم نمیشود آن موجود سپید اینگونه بردهان من فشار بیاورد .نفسم کم کم دارد بند می آید.دارم خفه میشوم چرا او اینکار را بامن می کند؟دارم تاریک میشوم . چشمهایم بسته اند. اما آن من دیگر بیداراست .اوبامن است آن مه روشن وچون مه.بلند میشود نگاه میکندمردی را می بیند که چون انسان است .چشمهایش چون ستاره می درخشد اما من نمی توانم به آن چشمها خیره بشوم .اراده خیره شدن به چشمهایش مرا ناتوان میکند.او میگوید ((او شیطان است))آه آنکه با دستهایش دارد دهان مرا خفه میکند شیطان است؟ پس چرا سپیداست. ازاو می ترسم.از او متنفرمیشوم ومی خواهم که از او فاصله بگیرم .دارم غرق میشوم .زیر چیزی مثل آب شاید هم آبی که من دران غرق میشوم دمایش ان قدر با دمای جسم من برابر باشد شاید که من از اب دورم اما ناچارم درآن غرق بشوم .من در رویایم امااین رویا به کابوس میمانددارم در ان شبیه به آب فرومیروم وان شبیه به روح دارد مرا خفه میکند با دستهایش وتا نزدیک آرنجش توانسته است  مرا درآب فرو کند.کم کم  چهره او محو میشود وفاصله او بامن بیشتر وبیشتر اما دستهایش مرا رهانمی کنند  .دستهایش .وشرارت وبد جنسی چشمهایش را در زیرآب هم میشود دید .سرش را به اطراف میچرخاند وقهقهه ای با صدای بلندسرمیدهد و انعکاس صدای او تا بلندای آسمان می پیچد و برمیگردد. من باید از شر شیطان رهابشوم .بایداز شر دستهایش رها بشوم . از زیر آب ناله ای سرمیدم .آب بامن مهربان است نه درگوشهایم نفوذ میکند ونه دردهانم .به من فرصت میدهد ناله ام را از دهانم بیرون بدهم و کم کم با صدای بلندتری اه بکشم وکمک بطلبم . ومن عاقبت توانستم از زیر آب برگردم به بالای آب برنگشتم از زیرآب به پایین برگشتم .به زمین *بیدارشده ام صدای ناله وفریادهای من همه را بیدار کرده است .اکنون که این رویا را برای تو می نویسم آگاهم که شیطان هرگز نمی تواند مرا بکشد آنچه اومی کشد جسم من است واو هرگز مرا نخواهد دید. این رویا را بعد از نوشتن مطلبی انتقادی از مترجمان کشورمان که در کار ترجمه   قران  به زبان فارسی هستند  دیده ام و آرزو می کنم که انها هم هرگز شیطان را نبینند .  ************** رویای صادقه بیداری ( ماندن) *ساعت زنگ زده است بیست دقیقه قبل از اذان بیدار شده ام .با خودم می گویم تا زمان اقامه نماز فرصتی هست میشود که مثل زمانهای دیگر صبحهای دیگر خوابید وباز بیدارشد .اما آنها که در زمان حضور دارند در چپ من ایستاده اند .سایه هایی که درتاریکی زمان را پاره می کنند ودر مکان حضور می یابند .آنها به زمان اکنون وارد شده اند مکان من که تغییر پیدا نکرده است .بالای سرم ایستاده اند . انها که نرمند مهربانند با من من مه رنگ وروشن می توانند تماس پیدا بکنند . خواننده خوب من و انها در یک حس مشترک با هم شریکیم. درست پشت سر من ایستاده اند . رویم را به طرف انها برمیگردانم . آنها را از پهلونگاه می کنم می گویند(( تو نباید بخوابی تو باید بیدار بمانی ))هیچ صدایی ازدهان انها خارج نمیشود اما بامن حرف می زنند همیشه همینطور است نگاهشان می کنم باچشمانی خواب آلود .من هم بی انکه حرفی بزنم می گویم(بله می دانم باید باشما بیایم)وفی الفور از جابرمی خیزم .صدای اذان تاریکی شب را به بیداری دعوت می کند .من هم باید بروم وبا انها نماز بخوانم .با انها که در ایمان ثابتند چون درخت انجیر.وتومی دانی که نام آنها چیست . ***************** رویای صادقه (شکستن زمان ) *در خوابم . آنجا هیچ چیز نیست هیچ جایی نیست .من نمی بینم فقط تاریکی است من نیستم هواهم خنک نیست که اگر خنک بود بایدحس میکردم همه جاسیاهی است . یک لحظه یک صدا . صدای یک ضربه صدای یک زنگ به من خورداین صدا درست به من خورد فکر کردم با ضربه آن چند تکه شده ام ودوباره ..... اه ناگهان خودم را دیدم .ان منم سرگردانم . من بایدبروم اما به کجا؟ بایداورا پیدایش کنم . آن من دیگررا. همه جا تاریک است .من دراوج اسمان ناگهان ممکن است به سقف آسمان برخوردکنم یک حس سرد گویی دستی بالای سرمن است ونمیگذارد بالاتر بروم . اورا می بینم آن من دیگر تنها نیست . با چندنفردیگر است . چون ماه می درخشد لباس بلندی پوشیده است لباسی که فکرمی کنم روی زمین؟نه روی زمین نیست آنجااز جنس نوراست ترد است نرم است ( مثل سجده گاه لطیف است).اوازمن بالاتر است .من درآسمان در تاریکی هستم .بال نمیزنم .پروازنمیکنم .همراه دونفردیگر همه مثل هم لباس پوشیده اندازجنس نور . مثل ماه روشن است .احساس خنکی میکنم .یک لذت دلخواه .پشت آنها به من است دارند میروند و از مرز زمان می گذرند . هرسه باهم .من نگاهشان می کنم من بایداورا باخودم یکی کنم .آن من دیگررا.آنها دارند وارد یک دیوار نورانی میشوند وشاید .اما من دری نمی بینم . همه روبروی آنها روشن است .آنجا روشن است . صدای زمزمه ای آرام می شنوم اما صاحب صدارا نمی بینم .من دراوجم . نمیدانم آن من دیگرمن چگونه ازحضورمن دانست . که آرام صورتش را بدون ذره ای انحراف به جای دیگری به من دوخت . او از نیم رخ مرا نگاه می کند چشمهایش چون دوتکه از ماه می درخشدبدون آنکه  تمام اندام خودرا به طرف من برگرداند .نگاهی به پشت سرم برمیگردانم نگاهی که گفتی با شنیدن یک صدا به دنبال من دیگر میگردد. به من نگاه میکند به من روشن  ..ما ازهم دوریم او پایین تراز من دارد مرا نگاه می کنداوتاریک است چشمهایش در تاریکی  می درخشدزنده اند آن چشمها. ..من محتاج به او هستم .عجله دارم .من باید زمان را بشکنم . واز انجا خارج بشوم.من خنکم .اوبامن یکی میشود ومن بزرگ میشوم وبرمیگردم از پشت برمیگردم .مثل ماهی که درآب شناکند *بلندمیشوم اوراازدور به دنبال خودم می کشم بامن یکی میشود من بیدارم اما  اورا می بینم .چگونه ؟ انجا گوشه اتاق نشسته ام درتاریکی . آرام . آرام یکی شدن من دیگر تاریکم را با من دیگر در اوج نور را نگاه می کنم شاید که منتظر آنها نشسته ام . **بیدار شده ام پله هارا با سرعت پایین می آیم مسافری از راه دور پشت در ایستاده است از اومی پرسم چندبار زنگدر را زده است؟ می گوید یکبار.      رویای صادقه ( فرار) *درخوابم آشفته ام .وتاریک .همه جا سیاه است شب است ودلگیر.عصبانی هستم .نمیدانم چرا؟درام به اونگاه میکنم که داردمرا میبیند . اومرا می بیند که اورا هراز چندگاهی به خودم جلب می کنم .می ایستد ومستقیم نگاهم میکند گویاازچرایی تماشای او باان نگاهی که از فاصله دور اورا کنجکاوانه وخیره می بیند هیچ نمی فهمد .فقط میداندکه یکی که ازاو تاریک تراست با چشمانی باز وزنده حرکات اورامی پاید . اوخیلی شلوغ است و تلخ. با همه سردعوا دارد . چه کنم ها یش اورا کلافه کرده است . بالاخره هم دعوایش میگیرد در آنجا که من نمیتوانم به اوکمکی بکنم . گویا خیلی سبکم چون یکی ازآنها که زنی است ومن اورا عصبانی کرده ام مرا مثل بچه ها به پشت می خواباند ومرتب ومحکم به پشتم میزند .یکبار نه چندبار . من دیگرنمیتوانم تحمل بکنم درحالیکه کتک میخورم به او که ازدورها مرانگاه میکند نگاهی کوتاه می اندازم .دارند آن من دیگراز مرا محکم میزنند من منی که کتک میخورم باید کاری بکنم باید فرار کنم؟ من میتوانم از زمان خارج بشوم از آنجابیرون بیایم . آه دارم از هوا ی آنجادچارتنگی نفس میشوم و..... *بیدارشده ام  نغمه اذان صبح دارد به زیبایی نم نم باران بر فراز شهرما می بارد .من به این آهنگ گوش دل می سپارم.من درکنارآن وجودخالقی که به من امنیت می بخشد تکیه کرده ام اوکه مرا درهمین نزدیکیها می بیند **********************************                                      منتظری درانتظارنور به نام خداوندبخشاینده مهربان ( هنگامی که منافقان نزدتو می آیند .می گویند شهادت می دهیم که تو پیامبر خداهستی . خدامیداند که تو پیامبرش هستی اما خداوند شهادت می دهد که منافقان دروغگویند). چرا منافقان دروغ می گویند .برای آنکه نماز وحج را اوجب واجبات نمی دانند به جای اطاعت از الله وپیامبراز آیات الله ردمیشوند . دردین توحید بدعت می کنند فتنه درست می کنند .خصومتهای شخصی خودرا در دین توحید تداخل می کنند .برای آنکه  تملیک مادیات رااز اوجب واجبات می دانند. (آنها قسم هایشان را سپرکرده اندومردم را از راه نجات بخش الهی بازمیدارند زیرا آنها عملکردشان بد وپلید است) عملکرد .رهاکردن دزدان خواص .امر به تجاوز در زندانها .قتل بیگناهان .امربه زندانی کردن معترضان به باطل شدن حق شان .دیگرچه ای خواص پردردسراین چه راهی است که قربانی آن فقط حق است؟ (این بدان خاطراست که آنها ایمان آوردند وسپس کافر شدند( کافر)درنتیجه قلبهایشان ازدرک حق عاجز شدو آنها هیچ حقیقتی را درک نمی کنند) هنگامی که آنهارا می بینی ظاهرشان مورد پسند؟تو.واقع میشودوچنانچه سخن بگویند وتوبه سخنانشان گوش فرا دهی خواهیدیدکه آنها چوبهای خشکی اندکه به دیوار تکیه زده اند هر فریادی؟را علیه خود می پندارند.پس از آنها *حذر کن خدابکشدشان  که چگونهازحق منحرف میشوند) چوبهای خشک علامت مرگ است  چوب سبز علامت زندگی است آب .آنها ازآب محرومند.درآتشند.خدابکشدشان . ( وهنگامی که به آنهاگفته بشودبیاییدتا پیامبر برایتان طلب آمرزش کندسرهایشان رااز روی غرور تکان می دهندمی بینی که آنها از حق روی برمیگردانندوتکبرمی کنند) تا مادام که درکابوسهای آنها تکیه گاهی به نام الله ظهور نکند آنها از حق روی برمیگردانند . اماتکیه گاه آنها دیوار است .ودیوارازدنیاست . انرژی هسته ای است .زندان است .باطوم است قانونی کامل فقط با حاکمیت یک اصل است ودنیا یک سداست برای برگشت آنها. (چه برای آنهااستغفاربکنی وچه نکنی هردویکسان است خداوندهرگز آنها رانمی آمرزدزیراخداوندبزرگ فاسقان رابه راه نجات هدایت نمیکند آنهاکسانی هستندکه میگویند به اطرافیان پیامبر خداچیزی ندهیدتا اینکه ازپیرامون اوپراکنده شوندحال آنکه خزائن آسمانها وزمین ازآن خداست امامنافقان درک نمی کنند)   نماز وحج اوجب نیست .غسل برای آن خانواده ناتوان از پرداخت زکات واجب نیست چه میگویید فقط دنیا از الله دنیارا طلب کرده اید؟سهم الله نماز وعبادات است شما به مردم میگویید نمازو حج و... برای شما اوجب نیست . وچه خوب است وچه حق است که نمازما وعبادات ومرگ وزندگی ما از ان الله است ودنیای باطل  شما برای آتش.چه خوب است.چه حق است . (میگوینداگربه مدینه بازگردیم صاحبان عزت ذلیلان رااز آن جابیرون میکنندحال آنکه تمام عزت از آن خداوپیامبرش واهل ایمان است.امامنافقان نمی فهمند.ای اهل ایمان مراقب باشیدکه پرداختن به اموال وفرزندانتان شمارااز یادخداغافل نکندزیراکسی  که اینگونه رفتارکندبی شک از زیانکاران است .ازآنچه روزیتان کرده ایم دیگران را بهره مندکنید قبل از آنکه مرگ یکی ازشما فرارسدکه خواهد گفت پروردگاراچرامرگ مرا کمی به تاخیر نینداختی تاصدقه دهم .وازنیکوکاران باشم. هنگامی که اجل کسی فرارسدخداوندهرگز مرگ اورا به تاخیر نمی اندازد بدانید خداوندبه عملکردتان آگاه است) چرامردم ناتوان باید به شما زکات بپردازنددر حالیکه خودآنها برای دریافت زکات بر شما واجب ترند ؟چه کسی گفته است که شما برعوام.برگوسا له ها .بزغاله ها .بر خس وخاشاک بر  .....شرف وعزت دارید؟چه کسی گفته است شمابایدازطبقه خواص باشید ومردم از طبقه عوام؟چه کسی؟ سوره منافقون کتاب فرقان.قران بزرگ ای بهمن .ما همچنان درانتظاربهاریم ایران ما .خوزستان .قربانی بی همتای اختلاس ها .دزدیها. درآمدهای؟ خواص .اماهمچنان درفقر.محروم و......باهزاران چرا؟               .             

قاب وارونه ارتداد ومن

بسم الله الرحمن الرحیم                                                  

قاب وارونه ارتداد ومن                                                    

(دعوت پیامبر رادرمیان خودتان همچون دعوت بعضی ازشما ازبعضی دیگرتصورنکنید(دعوت او دعوت به انجام احکام الهی است) خداوندازآنهایی که پشت سردیگران  پنهان میشوندتایکی پس ازدیگری (برای امتناع ازاجابت به این دعوت)فرارکنند بخوبی آگاه است کسانی که ازدستورپیامبرتخلف میکنندبایدازاین بترسندکه مبادا فتنه ای ویا عذاب دردناکی گرفتارشان کند.آگاه باشیدکه هرچه در زمین وآسمانهاست ازآن خداست موقعیت شمارامیداندودر آن روزکه همه بسوی او بازمیگردندبی شک از عملکردشان آگاهشان خواهدکردوخداوندبزرگ برهرکاری آگاه است)سوره نور آیات شصت وسه وشصت وچهار

*********************************                                      

خواننده خوب این قاب درراستای مبارزه با شرک وکفروارتداد وبا کمک از قرآن برای تو آمده است بحث ومجادله با کافران ومشرکین ومرتدان با استناد به این کتاب بزرگ برای پیامبر ما یک تکلیف شمرده شده است .می بینید من هم بعنوان یک ایمان اورنده ازکمک ازاین کتاب درمبارزه با آنچه ارتداد خوانده میشودکمک می طلبم  

( هرکس از قرآن روی بگرداندتاروز قیامت بارگناهی رابدوش خواهدکشید وهمواره زیراین بارخواهد ماند .بدانیدکه بدباری را درروزقیامت بدوش می کشند) سوره طه .آیات صدو صدویک

*******************************                                            

  دین زنده اسلام برروش تبلیغ ودعوت وهشداربه جهان معرفی شده است پس فقط زمینه ساز تغییر وانقلاب دربینش وسنتهای رایج مردم نیست بلکه ابعاد دعوت آن  جبرا نیروهای مسلط بریک جامعه منجمله حاکمیت رادربرمیگیرد  پس نمی توان گفت که دین از سیاست جداست  واین پنداراز ارتداد است.نقد ومجادله باقرآن ومقایسه آیات آن برتاریخ رایج وریشه دار سنتهاو آیینهای درگذشتگان و آنچه درامروز ما بانام تمدن ومد نیت در کره خاک خوانده میشودمارا با شکلهای جدیدی ازارتداد آشنا میکند اما آنچه بانام اکثریت در کتاب قرآن آمده از مجموعه ها وزیرمجموعه های شرک وکفر وارتداد تشکیل شده که برخی از این نوع رد دین . نفی دین الهی در متن ادیان اسلامی رشد یافته است ما این گروه مجزا که ادعای دینداری نیز دارند( گروه بعضی ازاهل کتاب ) بازخواهیم شناخت .این گروههای مدعی دین توحید نیز در میان مسلمانان از اکثریت برخوردارند( بخش بزرگی از مسلمانان را شامل میشوند) . درنتیجه ما خواهیم دانست که تعدد دینداران واقعی در میان مسلمانان دراقلیت خواهد بود این بعضی از اهل کتاب نیزاز خانواده مشرکین هستند درهمه ادیان . ومرتد خوانده میشوند . اگر به قرآن مراجعه کنیم این گروههای مدعی اسلام نیز در آخرت از عذاب الهی گریزی نخواهند داشت.

  بعضی از اهل کتاب در ایران ما سالهاست ازاسلام می گویند.ازمعنویت  وعدالت می گوینداماآنچه میگویند خودنیز انراباورندارندوناداورانه  برای گریز ازرعایت حق مردم  ازانحراف دردین ؟و ظهور فتنه ومبارزه با منافقین ومحارب ؟ میگویند  برای حفاظت ازاوجب واجبات خود یعنی حفظ نظام ( ولایت فقیه) که یک اصل دروغین وضدالهی است  در مقابل دیانت مردم به هر وسیله ای متوسل میشوندگویا آلزایمر تاسرحدجنون آنهارااز هدفی  که مدعی( صدور) آن هستند غافل کرده است . قضات وروحانیون وقوانین آنها آگاهانه  ازآیات حق الله که درباره مجازات دزدان وزناکاران است ( رد) میشوند عوام مجرم را به کیفرمی رسانند وزشتکاری وجرم خواص را پنهان می کنندوبدینگونه شرک وتبعیض طبقاتی وارتداد درجامعه  را تقویت می کنند .ایه زیر مصداق عملکرد  حکومتهای مردود در دین  الله رانشان میدهد

 (آنهاکه حقایق راباور دارنددرراه خدامی جنگنداماانها که کفروناسپاسی وجودشان را گرفته درراه طاغوت وبتان *واهی پیکارمی کنندپس بجنگید باهواداران شیطان .بدانیدکه نیرنگ شیطان ضعیف است) سوره نساء آیه هفتادوشش

برای توجیه  چرایی ماندن خودشان ازآرزوی دست نیافتنی  امت واحده  میگویند( چون الله نمیخواهد پس این امت واحده تشکیل نخواهد شد)  وبرای شبیه سازی آنچه از معنویت ودین توحید ندارند از اجرای احکام قصاص در انظار عمومی  سرسختانه دفاع می کنند.برای تغییر در دین توسط مردم  حکم  بی رحمانه اعدام  و برای حد مجرمان  درامورسیاسیشان حکم شلاق  وبرای حد زناکار سنگساررا قانون کرده اند؟ومیزان عدالت معنوی والهی  را با عدالت جعلی طرح وقانون هدفمندی یارانه ها می سنجند.

پیروان  دین ما دین اسلام محمدص باید بدانند در اسلام محمدص ودرکلیت ادیان الهی  پذیرش وتسلیم  به (ولایت) دینی به نام .بت پرستی . شاه پرستی . فرعون و...... باطل وحرام است واین نظام مشروعیت ندارد وتمکین بدان تکلیف شرعی نیست همراهی با ارتداد .شرک وکفروظلم است. در توحید پیامبران الهی تبعیض طبقاتی به نام خواص وعوام  ازارتداد است وبیعدالتی است. حتی طرح هدفمندی یارانه اشان نمایشگر غرق شدن این خواص در ارتدادووهم است (به دلیل بوجودآمدن فقر اجباری وتحمیلی و استفاده ازاین روش اقتصادی باید توجه بشود). در آیه بالا خواندید فرار از حق فرار از دعوت توحیدخوداز عوامل   بوجود آمدن فتنه است ( دعوت پیامبر همان دعوت الله است واکنون درمیان ما کتابی است مرسل که پیام دعوت  حضرت رسول را مداوما ابلاغ می کند رد هرکدام ازآیات این کتاب رد دعوت پیامبر است ارتداد است اجباری کردن دین . اجباری کردن حجاب سنگسار. و...... بی شمار قوانینی که در ایران ما به عنوان دین توحیدبر مردم ما تحمیل میشود از انواع فتنه وبدعت در دین است چون مردم را از دینداری دور میکند وازارتداد و از شرک است)این بعضی اهل کتاب دین محمدص  از کتاب قرآن آیه نمی آورند برای این مردم  که چراباید اجرای احکام شرع ودین توحید لزوما درانظارعمومی جاری بشود.آنچه مسلم است بعدازاجابت ازایمان آوردن  واطاعت از رسول کتاب او یعنی قران بایدوواجب است  که آیات آن پذیرفته بشودوهمه  باید بدان ایمان بیاورند امااین گروه  ایمان با اعمالی که درجامعه ترویج میدهند آیات را نفی ودیانت خودرا انکارمیکنندارتداد می ورزند وبرای عوام فریبی حق را بازیچه اوهام و مصلحت  بقائ نظام خود قرارمیدهندوبارد آیات قرآن اجابت دعوت به توحید را مصلحت نمی دانند

وامایکی از احکامی که  درقرآن صریحا بدان اشاره شده است مجازات در اسلام محمدص  حکم شلاق برای  گناه زنا* است که میشوددرمیان (گروهی از ایمان آورندگان ونه درانظار عامه مردم) صورت بگیرد واین را قران بصراحت بیان می کنداما حکومتگران وقضات ناداور ایران ما از هر فرصتی برای پرده برداری از آنچه جاری ساختن حکم شرع؟ می خوانند برای اصراربرعدالتی که با ان بیگانه اند استفاده وسودمیبرند.ودر پشت این عدالت؟که اعمال احکام آن  برعوام واجب وبر خواص مباح شناخته شده است از اجابت به فرامین ودستورات حق الله در مجازات گناهکاران ومجرمان شانه خالی می کنند

(مرد وزن زناکار رابه هریک صدتازیانه بزنیدودرانجام اجرای احکام دین نسبت به آن دو محبت کاذب شمارافرانگیرد.اگربه خدا وروزقیامت ایمان دارید حتی *گروهی ازاهل ایمان شاهداین مجازات باشند)سوره نورآیه دو

درلباس روحانیت هستند اما آیا میدانند کسی که به  اصل ( ولایت فقیه)تمکین بورزدچون دروهم خود برای الله شریک ساخته است و آیات واحدبودن الله را ردمی کندواطاعت از الله واطاعت از رسول رادر اسلام محض ردمیکند  (دلیل ان هم ناتوانی از صرف نظر نمودن  ازدنیاواز مادیات یازیاده خواهی است)دچارجنون و شرک شده است ومرتد خوانده میشودوجبرا جهنم براو واجب است  ولباس روحانیت  برچنین گروهی حرام است  دادن خمس وزکات به شخص مرتدومشرک و.. حرام است . وهرآنچه از مادیات  درتحت تملک انهاست  باید به بیت المال مسترد بشود . آنچه قرآن برآن تاکید دارد عکس العمل متناسب  است  دربرابرکسی که ازآیات الله روی برمیگرداند وکافر به دین توحید شده وواجب است که ایمان آورندگان درمقابل بی اعتنایی . رویگردانی ویارد اطاعت از الله واطاعت از رسول ازشخص کافر یامشرک روی برگردانند ودرغیر اینصورت طغیان کرده اند وارتداد ورزیده اند والبته دراینصورت اموال مسلمانان دیگر ادیان الهی برشخص مشرک وکافرحرام است.تحت پوشش هرلباس ومقامی درجامعه دیده بشود

*(ای قضات وای روحانیون مومن به اصل ولایت  شماچگونه می توانید برای  حل مسائل اجتماعی وسیاسی به نام مجتهد و...فتواوحکم شرع در دین محمدص را تبلیغ بکنیددرحالیکه با توجه به آنکه الله در قرآن واززبان جبراییل و رسول خود ایمان به ولایت مخلوق بر بندگانی که الله برآنها تسلط کامل دارد رامردود وازشرک وکفروارتداد میداند اکنون عملکردوحکومت شماازاساس منفوروسزاوار آتش است ودادن هرگونه پاسخ به سوآلات دینی برشماحرام است وشمابرباطلید)اگربدانید

 اموال بیت المال مسلمانان به عنوان دستمزد یاکمک ومساعده و.... برشخص مرتد باطل وحرام است .ازعقل واز شرع است که ای آقای محترم ای خانم محترم ازهرشغل ومنبع درآمدی که مبداءومنشاء آن درحاکمیت  شرک وکفر تداخل داشته باشد  مثل تمکین بی قید وشرط به اقتداء به ولایت یک مخلوق وحفظ وحراست از یک نظام مادی ازجمله  شاغلان درامورهسته ای . سازندگان بمبهای ویرانگر .طرح هدفمندی یارانه ها.شکنجه گران متجاوزان در زندانها.قاتلان . وهمه این مشاغل ودرآمدها ی  بامنشاءومبداء باطل وهرآنچه مستقیم یاغیرمستقیم عایداین اشخاص بشوداز باطل وبراوحرام است واین را(خواص) بخوبی میدانند وهرکدام از این افرادوگروهها اگر درراه عقیده اشان *تمکین واقتداء به اصل ولایت کشته بشوندمتاسفانه شهید محسوب نمی شوند وبه دین شرک وکفر مرده اند قرآن مکررا می گوید بعضی ازاهل کتاب از خرد وعقلانیت بهره ای ندارند .

*مردم ما بایدبدانند هرپدرومادری .دین کفر ( مادیگرایی مطلق یادین ولی نظام دریک کلمه دین شرک  )را که بعداز ایمان آوردن به توحید  می پذیرندیعنی دین الله را ردکرده اندارتداد ورزیده اندو بعداز انتخاب  دوم ( دین کفروشرک ) نسلی که بعدازتمرددر دین  از این خانواده متولدمیشود با استناد به آیات قرآن ودر دین شریعت وتوحید  آیندگانی مرده ونسلی باطل شده است . اگرچه میلیونها فرزند ازآنها به خاک بپیوندد وهرآنچه از نماز وعبادات وزندگی ومرگ آنهاست سهم شیطان است وباطل است.ندیدن نشنیدن .درک نکردن . عدم توان تشخیص عقلی در شکل جبری آن در مسیر تغییر به سوی آتش بطور وضوح در این تیره انسانی خودرانشان خواهد داد . حال با بصیرت به سطح توقعات یک مرده بیندیش این نوع جدید انسانی که راه میرودوحرف میزند .میخوردو...... درواقع مرده  است در نهایت ناچاری و مداوما وجبرا وبا تسلط الله  تغییر وتبدیل شدن به خاک را می طلبدوتجربه میکند اودر زمانی که دردنیازندگی کرده است نمی دیده است ونمی شنیده است آنچه را که از نور  وخیر ونعمت  ومعنویت می بوده است اونادانستهوشایدآگاهانه آن زمان هم که نفس می کشیده در حال تجزیه وتبدیل به خاک بوده است  این یک هشداراست وما انسانهادرجبریم که به پایان مهلت بیندیشیم . تصورش را بکنید مگریک مرده زنده چه می خواهد ؟در عین زیستن محفوظ باشد درتاریکی قبر ( جسم).سکوت وسکون متضاد آنچه دراوهام اوست که هیچ نبیند .هیچ نشنود .هیچ نیندیشد چون مجبوراست بدینگونه درجبر زمان گم بشود.برای مثال یک زناکارهیچ دوست ندارد که از این عمل زشت وقبیح نهی بشود یا به اوگفته بشود که عمل تو مستحق آتش جهنم است به همین دلیل خودرا عامدانه زندانی اوهام میکندبرای خود دلیل می آورد وعمل خودرا موجه میداند به همین سادگی.  وقتی عمل او به شکل جرم عریان میشوددر جامعه اسلامی اودیگر یک وهم زده نیست . اویک مجنون =جن زده)است .سهم شیطان است ودر دین الله مرده ومردود و از اهل باطل است این فقط یک نوع شکل از میلیونها شکل طغیان وارتداداست.

قبل از این آوردم ازکتاب قرآن بزرگ که خروج از دایره ایمان آورندگان ورجوع به طاغوت( طاغوت از طغیان می ایدبا ذکر کننده آن  طاغی به اولین طغیان کننده مخلوق درکل جهان هستی که  برعلیه الله  خودرا علنا قربانی وهم کرد ونام اونیز ابلیس بوده است ( سوره نساء آیه پنجاه ونه ).هرکس که از حق( گفته های الله درزمانی که امر استجابت وپاسخ به الله واجب میشود به  یازمان  اکنون( این اکنون زمان خاصی است از آغاز آفرینش آدم وداستان عرش که برآدم ومخلوقات ابلاغ میشود ودر میان پیامبران الهی دست به دست به زمان سپرده میشودو تا زمانی که جهان آفرینش به پایان مهلت وعده داده شده برسد همچنان  درآغازو استمرار است) پارا فراتر بگذارد واز آیات کتب الهی روی گرداند( سوره ص) هرکس که از گواهی دادن به یکتایی الله تمرد بجوید ( سوره آل عمران )یعنی که ولایت الله را انکارونفی کرده است . وقران ( یاتورات .زبور . انجیل . و....)همان اقوال الله یا مرسل است قول  لایتغییر وگفته حق الله است در فقدان پیامبر . واجب است درهر زمان با اطاعت ازقران  به توحید اقرارکنیم درحرف وعمل . پیامبر و قران زنده را مارسول ( مرسلات)می خوانیم . ودر قرآن  منکران حقیقت برای  پنهان کردن تضاد پندارهایشان باآیات حق الله در میان  *اکثریت با  ایجاد بدعت وفتنه از ساختن ولایت انسانی ومخلوق   سودمیبرند

 پشت سر این مخلوق ایستادن= تولای  به اودرواقع تولای به دوستداردنیاست  اطاعت از الله .اطاعت از رسول در دایره ایمان آورندگان واجب است حتی در صورت بروز اختلاف ودر فقدان پیامبر .  رجوع به قران در فقدان پیامبر واجب است و تمکین به ایمان آورنده در فقدان پیامبر وردشدن از آیات قرآن ارتداد است .خودفریبی خودرا به فراموشی زدن  براساس تبعیت ازشیطان برای دورشدن از معنویتی بزرگ دورشدن از الله ( بخاطربیاورید که در قابی ازقابهای گذشته  درآیه ای گفته شدکه جهنم درپشت سر ظالمان قرار دارد ).ویا درپشت این بت  .انسان .یاوهم قرارگرفتن برای رسیدن به آنچه دربعد مکان *دنیا نامیده است است( دنیا حداکثر ایده آلی است که اوبا چشمهایی که نمی بیند .گوشهایی که نمی  شنوند . درکی که  واقعیت وحقیقت رانمی پذیرد و عقلی که اورا دریک نابرابری بسوی حق هدایت نمی کند انتخاب کرده است ). ارتداد شمرده میشود .دریکی از قابها از تلاش مشرکین .کافران ومرتدان  برای تسلط وحاکمیت  برمساجدگفته شدبرای رسیدن به منافع دنیایی که حضرت علی ع آنرامعادل  بدعت وفتنه در دین توحید می داند مسجدنیز(خانه الله) میتواند یک مخفی گاه بشودبرای کسی که وهم تسلط بر ایمان ودنیا ی مردم اورا دچارجنون ساخته است .این هم یک نوع مبارزه با حق است این گروه بعضی از اهل کتاب نیز باسکونت درمساجد تضاد بین پندارهایشان با باور توحیدی را بدینگونه نشان می دهند این هم یک قسم دیگر از ارتداد دربین بعضی از اهل کتاب است . زمان .مکان یازمینی که پس ازماموریتش باید برگردد به چهره واقعیش هرگزازآن انسان باقی نخواهد ماند پس الله مکرردرقرآن و درکتب دیگرتوحید  بیان میکنددلیل می آورد که همه چیز یادنیا جبراازبین خواهد رفت ودرگذشتگان وپیشینیان وشهرهایشان واقتدارانها را برای مثال یادآورمیشود .دنیای ماروزی  باطل خواهد شد ( دراینجاهم شمارابه شباهت سرنوشت زندگی انسان وزمین و دنیا جلب میکنم  انسان هم جبرا باید بمیرد)وبا آنکه درقرآن ازمستضعفین (آنها که از احقاق حق خود در موضع ضعف وناتوانی اجباری قرارگرفته اند درعاقبت وراث زمین خواهند بوداما در انتها ودرسرانجام یاموعود  ازکره ای به نام زمین به شکل امروزی اثرونشانه ای نخواهد ماند  .با این همه دوراندیشی که الله برای ما آشکارا بیان میکند  چگونه  به حاکمیت خواهان بایدگفت  که سهمی از شیطان شدن باپیروی محض از یک اصل؟  قانونی که درمقابل شرع  از اهمیت بیشتری برخورداراست درواقع برعلیه الله ایستادن است  شرک کفر وارتداد است رد آیات الله است ورد اقوال الله است  انسان امروز باید آگاهی بیابددر صورت ارتداد هرآنچه از نماد خیر و نور ونعمت و از بهترینهاست و روزی حلال است براو حرام وباطل  میشود بدلیل رویگردانی از آیات قرآن همان  گفته های  حق الله؟  قدر مسلم آنست که  خواص ایران ماسالهاست عامدانه وباتوسل  به مکر خودرابه تجاهل زده اند . درچشم آنها  حق با( لباس روحانیت دینی) درجامعه شناخته میشود چه فرق میکند این لباس چه شکلی است بر تن کیست ؟.درمقابل  ارتداد وتابعیت محض ازوهم وجنون تمکین واقتداء به اصل ( ولایت  چه فرق میکند نام ولی خاص  منسوب به کیست باتمکین  واقتدای محض از ولی اوجبرا وبی اراده از حق ونوردورمیشود) درهرموردحق ونور وخیر ونعمت  آن لباسی که نمادی از مظاهر دین درمیان مردم شمرده میشود با تمرداز الله ورسول وآیات قرآن برانسان  حرام وباطل میشود .وعدالت قانونی *الفی شوم متولد شده بی روح قرن جدید یارنگ ولعاب طرح وقانون هدفمندی یارانه ها  نیزاز ارتداد است .مقایسه کنید ناتوانی بشر را برای مهارواستفاده  حداکثری ازطبیعت واختیاراتش در مقابل الله قادر  و منشاءومبداء فقر وبحران اقتصادی که امروز جهان  ما باان روبروست تسلیحات .جنگ . تحریمها) انسان را بوسیله قانون شرطی کردن .تخمین زدن اجباری عدالت  جعلی برای حصارکشیدن .بربایدها ونبایدهای یک ماشین به نام انسان .الفی همان انسان است . این ماشین عاقبت آتش میگیردویا ذوب میشودمثل گوساله سامری . دراین طریق جن زدگی نفس کشیدن هم دراختیارانسانها نیست همانطورکه پیمانه ها.نیازها وتوانایی اقتصادی از اراده انسان نیست.ازحاکمیت قانون است . این ماشین باید کنترل بشود .شارژ بشود وبیش از خودش نخواهد .طریق دیگری ازجنون .مردن باطل شدن مرتب دروسواس کم شدن زیادشدن دنیا بودن از هرچیزی باید ردشدحتی ازانسانیت .عجیب است که دراین بدعت جدید خمس وزکات مطمئنا سرجای خودش است نمیدانم خمس وزکات یک ماشین را ازچه کسی بایدگرفت؟نمازاومتعلق به کیست؟ عبادات اوچطور .وقتی زنده است که مال خودش نیست وقتی مردچه کسی صاحب او خواهدشد. وقتی آتش گرفت چه کسی بایدجواب بدهد؟ . وقت وزمان برای همه ماشینها یکسان خواهدبود آنها که حفظ نظامشان را اوجب واجبات می دانند می گویند که این بدعت نامشروع  را یوسف برایشان سرمشقی برای روزها سختی  قرار داده است . اما کدام یوسف؟آن یوسفی که آنها به جهان معرفی میکنندمجنون وار درمیان بتها؟ به دعوت مردم مشغول است وفراموش کرده است که چرا متولدشده است  گویا به دنیا آمده است تا یارانه هارا به ما بسپارد ومارا بفرستد دنبال نخود سیاه وشایدهم قراربوده است بگوید در( اکنون) تاریخ آنهافقط  از یک زن میشودآموخت که چگونه بت را باید شکست .(بله  زنهای اکنون ما بت را شکستند ترانه ها . نداها. سیده ها ......سلام اکنون مابرشمایان باد) این یوسف آنها خودش را گم کرده است وکسی که در دنیا گمشده چگونه میتواند برای آنها ازچنین طرحی  برخواسته  ازعدالت  خواهی؟ به نام هدفمندی ( یارانه)  بگویددرحالیکه خروارهاگونی اسکناس را در جیب یک نفر می ریزند چگونه؟این یوسف خودش یک مدل از قانون است .پیامبر نیست جنسش از دین توحیدنیست .همان الفی ماشینی بی روح است که فقط تماشا میکند تا قانون براوحکم کند ونه الله ) .این هم  گونه ای استفاده ازالقا یک باور شیطانی  است که  میشود؟ پیامبری معصوم دریک رویای واقعی بودو درکنار ولی یا بت یا فرعون یاشاه هم الله را پرستید وزندگی کردوفقط برای اومرد .جای سوآل است که این پیامبرقانونی  چرا چون پیامبران دین اسلام نمی گوید ( نماز من وتمامی عبادات من وزندگی ومرگ من از آن الله پروردگارجهانیان است ) شک نکن  یوسف آنها هم چون (ولی) چون شاه .چون فرعون بیماراست وگرفتاردرارتدادودرروزمرگی ندیدن نشنیدن .اوهرگز تسلیم محض آیات الله نیست

.همه چیز درمسیرجعل ازتاریخ دین توحید است درشکل دنیاییش به شیوه ای مضحک . مصلحت دنیایی این خواص ایجاب می کند که اکثریت معنویت الهی را تحت سلطه اولویتهای دنیایی قرار بدهند  افسانه  عدالت محوری دروغین را قانون کرده اند برایشان سنت شده است که هربدعتی رادر کمال بی رحمی به رسمیت بشناسند

 * حکومتگران نفرین شده ایران وجهان برای رد این آیات شما چه قانونی راچه طرح ویا چه بسته پیشنهادی رامصلحت  میدانید

( خداهرکس را صلاح بداندمجازات می کند وهرکس را صلاح بداند مشمول رحمت می نماید *بدانید که همگی بسوی او بازمیگردید امکان ندارد که شما بتوانید از خداوند بگریزید نه در آسمان ونه در زمین وجز الله هیچ ولی و یاوری نخواهید داشت)

سوره عنکبوت آیات بیست ویک وبیست ودو

( هنگامی که قیامت فرارسدجنبنده ای را برای آنان از زمین خارج می کنیم تا بامردم سخن بگوید که این مردم به آیات ما یقیین نمی آوردند) سوره نمل آیه هشتادودو

به زمان فعل درآیات سوره های قرآن  دقت کنید . بداند. میکند . می نماید .نمی دانند . و....همه این افعال ازمشخصه ووضعیت درزمان حال میگویداز زمان زنده اکنون دردنیا که ادامه دارد اکنونی برای ابدووقتی بطورنهی ازفعل  مپندارمیگوید یعنی انکه جایز نیست و نمیشود با تعلل با درنگ وباشک آیات قرآن راپذیرفت *باید با یقیین وتسلیم محض  به آیات ایمان آورد .جای هیچگونه سوآل . تفکربه عقب . محافظه کاری وفریبی نیست انسان هرگز  نباید اینگونه بیند یشد واجب است که بداند که آنی تردید . ذره ای شک  درحجاب بین او والله یارابطه بین ایمان آورنده وقران یا گوینده حق را مردود میسازد اینست که الله به پیامبرمیگوید به سوآل کنندگان از الله بگوید که الله در همین نزدیکیهاست هرچه یقیین وایمان به گفته ها .آیات .اقوال . مرسلات و...حتی رویاهای صادقه ( یوسف س.ابراهیم س. محمدص )در شخص قویتر وسریعتر مورد اجابت قرار بگیرد شخص به الله نزدیک تر خواهدبود اوهمزمان در حجابی از نوردرمحافظت  الله وبی نیازی از دنیاخواهدبود .

(مپندار که کافران راه گریزی در زمین خواهند داشت.آنها جایگاهشان درآتش است وچه بدسرنوشتی است آتش.)

 سوره نورآیه پنجاه وهفت 

(اینها به آن دلیل بودکه  متکبرانه در زمین ازاوامر حق سرکشی کردند ونیرنگ های بد ی طرح ریزی کردندبدانید که نیرنگ های بد وناحق *فقط به اهل خودش میرسدآیا در انتظارچیزی غیرازسنت پیشینیان نشسته اند؟(آنهامورد عذاب الله قرار گرفتند)درسنت الهی ( قوانین ومقرات الهی = آیات الله اقوال الله .گفته های حق الله که تبدیل به اراده در زمان شده اند)نه تبدیلی خواهی یافت ونه تغییری)سوره فاطر آیه چهل وسه

این آیه را مجددا بخوانید .هرعملی  درمخالفت باحفظ حق .ممانعت از صیانت از حق وهرگونه دخالت و خدشه ای به این آیات باعث عذاب فرد جسارت کننده ومجنون  میشود یک قدرت عظیم که بر آسمان وبر زمین وبرسرنوشت انسان حاکم است هر حیله ای هرمکری را به خاک  وبه فرد دنیاطلب یرمیگردانددراینجا همان آینده ای که در عرش برای درپیش گرفتن چنین راهی از سوی الله پیش بینی شده است یعنی دربیراهه های گمراهی از حق دور شده است 

*قربانی اصل دروغین  میگوید نظام من ( ولی فقیه) از اوجب واجبات است اما هرگزنمیشود الله نمی خواهد .الله منتظراست  بنده اش به الله رجوع کند اما(من )مرتد.(من )مشرک .(من) مجنون دردنیا با قرارگرفتن در تاریکی اجبار میداندکه بندگان الله  فقط از این (من )بگویند.بگویدمن*  چون ابلیس .

امانمیشود هرگز بدینگونه نخواهدشد این یک جبراست واختیاری درآن نقش تعیین کننده دارد که ( برگردد =توبه کند)

الله نمیخواهد نمیشودکه بنده دراین انتخاب مختار بشوددرتردیدباشد سزاوار نمی داند که بنده اش از گفته هایش  ردبشود له اش کند مردودش بخواند این من هم یک ( من)دیگر قربانی  است مثل ابلیس  که نباید و نمیتواند بگویدمن.  همه چیز تحت حکمروایی واقتدار وحاکمیت یک واحد احداست یک زنده جاودان است یک باطل کننده شرو تاریکی وظلمات است  

به این آیه توجه کنید(مرد زناکار جزبا زن زناکاریا مشرکه ازدواج نمی کند*بازهم ازتودرخواست می کنم به زمان این آیه دقت کنی .( نمی کند=همان زمان حال است زمانی شرطی در یک حالت جبری بر کننده تحمیل میشود بدون اراده واختیاروزناکار کسی است که عمل قبیح  زنابرایش عادی شده است وفعل نمیکند .نشانه جبراراده الله است بر فرد یعنی انکه الله نمی خواهد الله صلاح نمی داند  هیچ گریزی ازان نیست )ودنباله آیه .وزن زناکار راجز مردزناکاریامشرک به ازدواج خود درنمی آورد وهمه این موارد برای اهل ایمان حرام است)سوره نور آیه سه 

 خواننده خوب  گفتن از مفهوم و شرح صریح این آیه برای من بسیار سخت ورنج آور بوده است .پیام این آیه بسیارتکان دهنده است .ازچندنگاه میشود انرا تشریح کرد.از یک سو آیینه است برای زناکاران ومشرکان که همدیگر را در نگاه  ماورایی وحق الله یکی بدانند .زناکار با مشرک درنزد الله  هردومردودند هردو یکسانند فرقی باهم ندارند هردو سزاوار جهنمند واین آیه چه  میگوید؟ میگوید که یک روحانی مشرک یک قاضی مشرک یک ولی که دچار جنون شده اند با زناکاران در یک سطحند دریک میزانندیعنی شخص مشرک هرکه هست زناکارخواهد شد؟ زناکار هم میشود؟زناکارهم یک مشرک است ؟ فرزندان مشرک فرزندان زنایند؟وفرزندان زناکاران مشرک به دین الله هستند؟میزان وعدل درنگاه مهربان وحق الله در جامعه شرک امروزما اکنون ما . چرا ؟چرا؟ ایران ما؟ از اینجا رابطه زنا وتجاوز با شرک گسترده در میان مردم مانیز روشن میشود.زنا وتجاوز در جامعه مشرکان .کافران زیاد است واکنون نیز زیاداست ( توجه به این مطلب بکنید که زن ومرد در نظر الله هم کفو وکامل کننده یکدیگرند زن مشرکه .مردزناکار ومشرک ......) وزمان فعل ازدواج نمی کند ازجبراست اگر زن گناهکار همسر پیامبری به نام لوط هم باشد بایداز پیامبر جدابشود یا همسر فرعون مصر ( آسیه) باشد باید ازاوجدا بشودو مشرک کافر باید هلاک بشود زیرا یک پیامبر درمقابل او ایستاده است .مسئله رویگردانی خودش را دراینجا عملا نشان میدهد .مخالف الله وپیامبر از نعمت زندگی . نور وحق و .... باید محروم بشود .واگر الله بخواهد که این آیه را تصدیق بکند.مطمئنا قادراست .واما ببینید که الله چگونه از تشابه ناتوانی مشرکان( بعضی ازاهل کتاب که خودرا مسلمان واز پیروان دین میخوانند)  وزناکاران در تشخیص حلال وحرام میگوید برای یک مردی که دچاربیماری  جنون است ( مشرک)تشخیص زن پاک با زن ناپاک ویازنی که  اوهم دچار ومبتلاء به جنون است تشخیص مرد پاک وناپاک مقدور نیست میخواهد مشرک باشد می خواهد  زناکارباشد .قدرت تفکیک وعقلانیت ازاو سلب شده است اینست که ما می بینیم حکومتگران ایران ما بجای اسف خوردن برفاجعه  تجاوزات در  زندانهای ایران شاکیان را سرکوب می کنند در حصر وزندان قرارمی دهند . زناکار ومشرک .کافر در یک وجه اشتراکی باهم قراردارند به نام جن زدگی وبه دلیل.این عدم تشخیص و تمیز درگروه اکثریت قرارمیگیرند . اگرچه ما می گوییم .زناکار .الواط .دزد .مرتد.. دروغگو . کافر .مشرک . قاتل .و...... اما همین گروههایی که در چند دستگی قرار گرفته اند با آنکه مرتب همدیگر را به نقد می کشند اما هر کدام از این افراد در گروه خودش راحت است زندانی است .به سخنانی که درروزمرگی هایتان ( می شنوید) دقت کنیدافرادی در طبقات مختلف یک ساختار اجتماعی از مجموعه یک نظام اگرچه همدیگر رامرتبا می کاوند اما همه انها در یک نقطه کورکه همواره ثابت است  ناگزیرندبه تحجر .سنگ شدن ارتجاع( رجوع ) به نسل اولیه سنگ بودن. از زنده شدن ( ایمان به الله)  بدون آنکه بخودشان فرصت بدهند وقادرباشند  ازحق بشنوند.یانوری ازحق را که آنها را درحجاب خودقرارداده است را ببینند برمیگردند به سرگذشت پیشینیان  میمیرند وباانها دفن میشوند . نه آنهانمی توانند بیشتر ازآنچه مقدورشان است ازحق بشنوند  نورراببینند .ارتجاع بازگشت  سرنوشت خودرا عودت دادن به گذشتگان باطل  واین یک جبراست که الله برایشان صلاح دیده است .آنهادرنهایت عجز عقلی برای انتخاب  چگونه زندانی شدن خود خطوط قرمز می کشند.اینها هرگز به دیگر شدن نمی اندیشند بالعکس همواره در سقوط ازمقام انسانیت عجول هستند. . در قابهای وارونه قبل از برتری جویی وزیاده خواهی ابلیس که درمیان کافران ومشرکان ومرتدان نیز دیده میشود گفته شد . این دو ویژگی منفی وانفعالی شیطان آنها راچه بخواهند وچه نخواهند در زندانی ازموهومات قرار میدهد .ازانها مرده میسازد وقتی تواناییهای  شنوایی . بینایی ازانها گرفته میشود.آنها از جمع بینایان .شنوایان  وانسانهای صاحب درک وفهم  و تمیز سوامیشوند .

(ومحققا جماعتی از شمارا که درروز شنبه عصیان ورزیدند شناختید پس آنهارا گفتیم باشید بوزینگانی خاموش و ذلیل.)

سوره بقره آیه شصت وشش

(آیا می خواهیدشمارا ازکسانی که موقعیتشان نزدالله بدتر است اگاه سازم کسانی که الله نفرینشان کرده وموردخشم قرارداده وازانها میمونها وخوکهایی ساخته که طاغوت وبت عبادت می کنند.آری موقعیت آنهابدتراست ونسبت به راه درست گمراه تر وحیران ترند) سوره مائده . آیه شصت

شرک . وعصیان انسان را ازمقام انسان به شان حیوانی نزول میدهد . اگر به صفات میمون توجه کنیم میمون به آسانی شرطی میشود و از خود انچه را انسانهای دیگر انجام میدهند تقلید می کند.گمراه میشودکه میمون است یاانسان  .کسی که نمی شنود .نمی بیند چگونه حرف میزند از چه حرف می زند ؟ویا خوک از حیوانات حرام گوشت است .حیوانات حرام گوشت . فرزندان زنا.انسانهایی که الله آنهارا به حیوانات تشبیه میکند .

در اینجا باید از ( چشم برزخی ) هم گفته بشود که از انواع وگونه های ارتداد است . این بیان که انسان میتواند انسانهای دیگر راکه در میان ما به زشتی در اعمال شناخته شده اند را میشود حیوان ویادر چهره حیوان ببیند جز یک وهم نیست .یک برتری جویی  فردی است برعامه انسانها . آنچه الله اراده کند فقط همان اراده شدنی است واگر انسانی مدعی بشودکه میتواند انسان را در شکل حیوان ببیند باید گفت او بدعت وشرک راتواما دنبال میکند . مدعی چشم برزخی مبتلاء است به جنون وسواس . که هر که را می بیند باخود متصور است که میتواند در باره درون او قضاوت بکند. شخص وسواس از دیگران وتجربه انها گریزان است و فقط آنچه را خود تجربه میکند می پذیرد وبه آن ایمان میاورد.تکرار وعادت زشتی پندارهایش واوهام  قدرت تمیز وتشخیص را از او سلب کرده است او جبرا نمیتواند بشنود ببیند .درک کند .بفهمد وعقل خودرا قاضی کند  .برزخ  مکانی است که برهمه ماپوشیده است وبعدازمرگ انسان اقامت درانجا راتجربه می کند . این چگونه است که شخص  میتواند با چشمهایی که نمی بینند از دیدن نور عاجزند فاصله بین خود ودیگران را با مرزحیوان بودن  وانسان بودن مشخص کند .عجیب آنکه دیگران راحیوان وخودرا انسان می بیند؟در آیات بالا از مکان وشان بدترینها در نزد** الله آمده است بایدگفته شود  احدی نمیتواند خودرا در مقام الله قراربدهد ونسبت به اعمال دیگران خودرا درموقعیت (برتری ) قرار بدهد .پرستندگان طاغوت .ولی شاه فرعون وبت و دیگر پرستان . همجنس بازان . مجنونهای بی نیاز به لیلی درزندگی . مردگان .همه از نفرین شدگان هستندو درگمراهی وبیراهه های دوراز حق گام برمیدارند اگر شخص مدعی که خودرا دارنده چشم برزخی میداند راوارددراین گروههای اکثریت ومشرک بدانیم او جز به معبودهای خودایمان ندارد .دراینجا ارتباط با روان انسانها که ریشه ای علمی وروان شناختی دارد وبرای درمان بکارگرفته میشوداستثنا ازموارد فوق جداست .خودرا با الله همتا دانستن . باادعای داشتن چشم برزخی . با ادعای ولایت . باادعای حاکمیت تام بر انسانها داشتن .پاراازحق فراترگذاشتن وارتداد ورزیدن  باعناوینی چون  شاه .فرعون .ولی .خواص . اشراف . روحانیت .و.....ازخود بت  میسازند. نگاهشان به زندگی رنگ دنیایی میگیرد .این گروههای بیمار را مادرقران به نام مردگان وآنهاکه عبادات وزندگی ومرگشان باطل شده است می شناسیم . فرزندان  این گروهها ادامه بقامیدهند نیز نسل باطلی خواهندبود .وهرنسلی که باطل بشود زمین کوچک وکوچک تر خواهد شد زیرا  خاک انها از آن آتش  میشود . واتش خاک را میسوزاند( شیطان سهم خودرا به آتش می کشد).ومتاسفانه در آیه بالا خواندیم که این شیوه مجازات از آغاز از جبراست .

واما  اینکه حکومتی بیاید یک انسان مخلوق را در کنار الله قرار بدهد . موجودیت اورا یک اصل اجباری قرار دهد متاسفانه نمی تواند ادعا کند که مجازات قاتلان . مجرمان وگناهکاران ازتاثیر ایمان به الله است بواسطه شرکی که ازدوگانه پرستی برای بقا نظام خود بدان معتقداست پس می بینید که  عملکرد چنین  حکومتی ازمجازات مجرمین . گناهکاران و... بجای انکه در دین توحید حکم شرع نامیده بشود از جمله اعمال باطل  محسوب میشود. آیه نمازمن وعبادات من زندگی  ومرگ  من ازآن الله  پروردگار جهانیان است نیزبدان جهت آمده  که مشخص کننده وبیانگرباشدبرای تمیزهمین دوگانه اندیشی که بصورت عادت درباورمیان مشرکین است آیه بالا را بخوانید زن مشرکه  یازن زناکار.مردمشرک یامردزناکار؟ فزونی شرک یک جامعه انسانی را با  آمارزناوتجاوز به عنف دران جامعه میتوان تخمین زد وزنا نیز شاخصی است که میتوان درباره سلامت دین یک جامعه از ان سودبرد.پس اگر یک جامعه مدعی بشودکه زنا در ان اشاعه زیاد دارد اما اسلامی هم هست باید  اسلامی بودن ان جامعه

را ردکرد ای حکومتگران نفرین شده ایران ما .چگونه  توانستید با تحمیل ورسمیت بخشیدن به یک اصل جعلی (اصل  ولایت)با دیانت وشعور ایرانیان بدینگونه با بی رحمی رفتار کنید و مقام آنها راتاشان (زناکاران مشرکان)  نزول بدهید؟  ای خواص ایران ما چراباورندارید که خدای قوانین شما بسیارکوچک است

  *****************************                                              

قابل ذکر است درقران هیچ اشاره ای به استفاده از مکانی به نام زندان توسط پیامبران وایمان اورندگان برای مجازات مرتدان؟ کافران؟ مشرکان؟ نشده است واستثنادر یک مورد زندانی کردن حضرت یونس در دهان ماهی گفته شده است.می بینیدکه الله چون نمازوعبادات و زندگی ومرگ پیامبرش رااز آن خود میداند براین کار مسلط است ومی تواند .می تواند یک فرشته ( ابلیس ) را ازعرش بیرون کنداخراج کند می تواند آدم را به تبعید بفرستد ویونس س را..... اما درهیچ آیه ای  ازطرف  الله به پیامبر گفته نشده است که میتواند کسی را زندانی کند فقط درمورد به اسارت گرفتن دشمنان دین  درجنگ .بله درجنگ علنی که درآخرنیزاسراء یاباید تعویض بشوندیابا فدیه آزادبشوند سخن به میان آمده است وهمانطور که درهیچ آیه ای نیامده است که ایمان اورندگان (گناهکاران ومجرمین) را سنگسار میکرده اندومن قبل ازاین آیه آورده ام که عاملان سنگسارهمه از معاندان دین توحید بوده اند . سایه های شوم وهم وجنون مادیگرایی فرصت اندیشیدن به تشخیص وانصراف ازارائه هرقضاوت اشتباه و هرطغیانی را از خواص ( ایران ماوجهان)گرفته است .

(آن گروه دیگر را نیز به آب نزدیک کردیم .آنگاه موسی و تمام کسانی راکه بااو بودند نجات دادیم ودیگران را غرق کردیم در این ماجرا عبرتی است زیرا اکثرشان به حقیقت ایمان نیاوردند) سوره شعراء آیات شصت وپنج .شصت وشش وشصت وهفت

(سرانجام ما نوح وهرکس رابااو دران کشتی مملواز موجودات بود نجات دادیم. وبقیه راغرق کردیم)

سوره شعراء

(سرانجام شتر راکشتندسپس پشیمان شدندپس عذاب الهی انهارا گرفتارکردبدانیدکه دراین ماجرا عبرتی است زیرا اکثرشان حقایق را باورنکردند) سوره شعراء آیات صدوپنجاه وهفت وصدوپنجاه وهشت

  ( دیدی که سالها در زندگی دنیا ازنعمتهابرخوردارشان کردیم.وبالاخره عذاب الهی که به آنها وعده داده شده بود گرفتارشان کرد ) سوره شعراء آیات دویست وپنج .دویست وشش

( سرانجام هودرا تکذیب کردندومانیزهمه شان راهلاک کردیم.بدانید که دراین ماجرا عبرتی است زیرا اکثرشان به حقایق ایمان نیاوردند) سوره شعراء .آیه صدوسی و

 در زمان اتفاق این بلایا پیامبران درمیان  اکثریت  بوده انددر این آیات درکمال بلاغت ازمفاهیم  مردن .باطل شدن در دین الله ورای حق الله در مقابل مشرکان .کافران ومرتدان گفته میشود یعنی هرکس ارتداد بورزد در نزد الله مرده است .(هلاک کردیم اشاره به جبری بودن این مرگ است) یعنی هرکس که به الله کفر بورزد مستحق عذاب است وجبرا اومرده است .یعنی هرکس که شرک را آیین خود کند اورا غرق می کند می کشد جبرا اورا می کشد صلاح اینست که او بمیرد باطل شود .خاک شود اتش شود .اینست که قران مرتب از ناتوانی ونقصان مشرکان .کافران ومرتدان در انتخاب می گوید در عدم تشخیص درست وراست می گوید .مگر کسی که در زندگی ( مرده ) است می تواند مثل زندگان بیندیشد عقلانیت خودرا در بین انتخاب خیروشر بکاربرد . این  آیه حق  الله  بلا ی هلاکت . مردن .کشتن جبری.  هم اکنون نیزاز سوی الله در زمان اکنون ماهم برمشرکان .مرتدان وکافران جاری میشود اما نمی دانند .مهلت وفرصت بازگشت برای بازگشت به زندگی برای همه بطور یکسان محفوظ است اگر درک کنند .بلایا .هلاکت .کشتن علنی دشمنان دین توحید قبل از آمدن دین محمد امری مرسوم بوده است سنت بوده است واکنون نیز ادامه دارد اگر ببینند. باید گفت کامل بودن آخرین کتاب توحید قران بزرگ این نیازانسانی  را برآورده کرده است تا مابتوانیم با کمال دقت وانتخاب مسیر راه رشدوتعالی خودرا پیدا کنیم .از ظهورآدم تا تکبر شیطان وازهمه آنچه سرگذشت پیشینیان نسلهای قبل ازمابوده است آگاهی بیابیم . بدانیم که دلیل رویداداین بلایا چه بوده است وچیست؟ برای همه ما قابل تامل است که بدانیم کتاب قرآن با آیاتی که میتوان ازهر کدام ازانها کتابی نوشت  توانایی ان را دارد که چون مرسلی مارا از خیر وشر . بدوخوب .حق وباطل . تاریکی وظلمات . مردن ویاماندن ابدی ویا مارا در مقابله با  دشمن قدرتمندی چون شیطان در مسیر آنچه الله  برای همه مخلوقاتش اراده دارد یاری کند.به گمان  من گفتن از .جنون . باطل شدن ومردن .سهم شیطان شدن پیشگوییهایی است که جانشین مجازاتهای الهی در زمان حضور پیامبران شده اند و اگر ما چشمهایمان رابرقرآن ببندیم وگوشهایمان را از شنیدن قرآن بی بهره کنیم دچار حماقتی بزرگ به نام جنون شده ایم و یک سوآل بزرگ که فکرمرا مشغول به خودکرده است اینست که چرا الله در زمان رسالت رسول اکرم هرچه از شرک وکفر والحادبود نابودنکرد تا بهترینها بتوانند درزمین ازدیاد نسل کنند ؟ 

(خداوند هیچ قومی رابعدازآنکه هدایتشان کرد گمراه *نمی کند( گمراه نمی کندهر عملی را عکس العملی هست اینزمان هم چون اکنون مادام العمر بر زمین حاکم است بعد مکان فقط در سه صورت عرش . بهشت و جهنم خلاصه میشود وزمین باید قربانی بشود ) مگرانکه برایشان بیان کند از چه چیز بپرهیزند زیراخداوندبرهرچیزی آگاه است) سوره توبه آیه صدوپانزده  

****************************                                                  

رویای صادقه(برهان)                                                      

گاهی درآیات قرآن به اعمالی اشاره میشود که اندیشه مرامشغول بخودمیکند. تفکرمداوم  به داستان سنگ زدن ابراهیم س به شیطان یا رمی جمرات ویا دیدن برهان توسط یوسف س این بار مرا با خودبه رویامیبرند شیطان کیست؟ چه شکلی است ؟چه رنگی است یک پادارد مثل پای ملائک مکعب شکل وازدورچون پرچمی درآسمان میماند که همه جاباآنها همراه است؟برهان درچیست؟وشایددرکیست؟.

**خودم را می بینم . آنجا در خوابم روبه آسمان .همه جاروشن است اطراف  خودم رامیگویم . آن من دیگرمن  آرام نفس می کشدبسیار بزرگ است.چندبرابر اندازه جسم من.  من تنفس اورا می بینم .همه جارامی کاوم دربالای سرمن واو غرق در سیاهی ظلمات است هیچ ستاره ای را نمیشد دید.حالا من تاریک در پهلوی چپ اونشسته ام .نگاهش می کنم نمیتوانم آرام باشم بالای صورت او(من دیگرکه روشن است و به روشنی نورمیماند)آنقدر به اونزدیک شده ام که نفسم به صورت او میخورد برمیگردد بطرف خودم ومن خنکی نفس اورا بخوبی حس میکنم ونفسی عمیق میکشم من این خنکی  هوارا می شناسم

من روشن  چون نوروخنک چشمهایم را باتردید بازمی کنم زیرچشمی به روبرویم نگاه می کنم . مردی جوان رامی بینم که لباس مخصوصی پوشیده است .مرتب است وکلاهی دودی رنگ(کلاهی شبیه به کلاه  فیلمهای قدیمی مکه قرمز رنگ بودند احیانا بایدکلاه مصریان باشد) تمیزوبا بشاشت خاصی آن روبروی من ایستاده است درسمت چپ من با فاصله ای حدود دومتر .

من به اونزدیک میشوم .من روشن وچون مه ان بالا میروم .به کلاهش دقیق میشوم .در یک لحظه یک نگاه بر کلاهش نگینهایی از جواهرات در خشان می بینم .چه کلاه زیبایی .منهم پرواز نمی کنم .اما یک نیروی عجیب مرا از او دور می کند . گویا نیرویی از ان من روشن ودر خواب مرا از پشت بسوی خودش بکشد ومن بی اراده به اوبرگردم . اوچون مردگان افتاده است چشمهایش هم بسته است

من بزرگ وروشن هنوزدرخواب هستم . او من مه رنگ نیز بامن  است . باز از زیرچشم به آن مردنگاه می کنم میگوید ( توبودی که می خواستی شیطان را ببینی )؟

من روشن.من درخواب بدون آنکه لبهایم تکانی بخورند در حالیکه چشمهایم بسته اندازدرون جواب می دهم .( بله .من بودم که می خواستم شیطان را ببینم .) وباخودم میگویم او اینرا میداند پس چرامی پرسد؟.من تاریکم که در سمت چپ من بزرگ وروشن ودر خواب نشسته ام دارم به دقت همه چیز را می بینم گویا قرار است به سرعت از یادمن برودودر حالیکه به مردنگاه میکنم غیب میشوم.

حالم بداست نفسم گرفته است نمی توانم براحتی نفس بکشم . چشمهایم باز نمیشود وجز سفیدی .دود سفید هیچ نمی بینم .سعی می کنم از حالت خوابیده به بالا بروم اما هر تلاشی می کنم نمی توانم بالاتر بروم حبس شده ام . درنفس تنگی این منم  من روشن من بزرگ اما عاجز . نمی توانم هیچ کاری بکنم . در فشار تحمل ناپذیری قرار دارم او هم نیست شیطان هم نیست . دستپاچه وپشیمان شده ام از آنچه می خواستم .دارم میمیرم. .ما سه نفر من تاریک .من مه مانند و خودمن درخواب حالا باهم هستیم .یکی شده ایم ونمی توانیم این نیرو وفشار را که در فضای روشن وسفید رنگ هست تحمل بکنیم. کم کم رنگ من تاریک میشود .  آرام گرفته ام ؟ در خوابم .زیر چشمم را باز می کنم واورا می بینم .همان مردجوان که در سمت راست من ایستاده است به من نگاه می کند .میگوید بالحنی  معنی دارکه می دانم توبه ان چیزی که می خواهم بگویم آگاهی 

بعدمی گوید(تواگر بخواهی شیطان را ببینی میمیری .) .بله دانستم این جمله را من از درونم گفتم بدون حرکت لبهایم . نسیم خنکی بسویم می آید من روشنم .همه جاروشن است وبیدارمیشوم

*تا صبح هست انتظارنیز هست زندگی هم جاری است والله  درهمین نزدیکیهاست .وچه زیباست وقتی که شب وتاریکی را فراموش می کنی صبح از راه برسد.

 

*****************                                                               

                                  .رویای صادقه ( سایه ها)                                                                               

**در خوابم .اورا می بینم به کجامیرود .وزنی ندارد به سبکی یک پروانه در حال رفت وآمداست پروانه ای که بر روی زمین است . هوای تنفس هم به او نمیرسد هواسبک است واو سبک.هرچه را دید خیره نگاه می کند باولع خریدمی کند هرچه راخواست برمیدارد ازآن خودش است؟ اویک چادر می خواهد .چه تیز نگاه می کند .بانگاهش به اوچادر میدهند .همه جاروشن است او هم روشن .آن منم .می ویم من که خودم چادر دارم  بویش می کنم اگرچه خنک است امامن بوی چادر خودم را می خواهم باید از هرکجا از دیوار از آدمها چادر من به من برسد آنجاست ان چادر من است .برمیدارمش ؟ نه . آن مرد مرد بلندقد ( توکه می دانی مرد بلندقددر رویای من نشانه چه موجوداتی است)چادرم را به من میدهد.

اوراآن من دیگر را می بینم اوکه در خواب است بین من واو یک جاده از روشنایی است .من هم اورا می بینم من دیگر راکه در رویا ایستاده است وچادردر دست دارد .شایداز خودش می پرسد من . منی که اینجا هستم دیگر کیست؟یک حس عجیب چشمهای اورا بطرف من می کشاند چشم به کوچه می افتد چه خوب است که من هم بتوانم بر روی خاک کوچه وبه آنجا بروم . کوچه از نور می درخشد . اما من سنگینم .ناتوانم .من در خوابم. چه سروصدای عجیبی دراطراف او ست همان او که چادردر دست دارد آنرامی پوشد چادر را بدسرکرده است یک طرفش آویزان ان طرفش تا روی دستش افتاده است .اه من بایدخوادم را درآینه نگاه کنم یک چادر مشکی میآورند با بی میلی آنرا کنارمیزنم .می گویم چادر خودم را سرمی کنم . .چادر را درست پوشیده ام .چه سبکم . چه شادابم . خنکم از تنفس هوای آنجا . اورا نگاه می کنم اوکه مرا می بیند من ازاو بسیاردورم .دور چون یک پرنده ازپرنده ای در زمین خاک .درمسیر نگاه ما باهم هیچ چیز نیست هیچکس نیست همه اسیر سیاهی شب هستند . لحظه ها ثانیه ثانیه محو میشوند یک حس غریب مرا باخودمیبرد .همه جاتاریک است ومن چشمهایم را می بندم .

  *بیدارمیشوم کوک ساعت را می بندم وباخودم میگویم زوداست بیدار بشوم ومی خوابم

**این من در خواب که دردنیایم همه جارامی کاوم جز تاریکی چیزی رانمی بینم .سیاهی است تا اوج آسمانها . آه آن منم .من تاریک در خواب که روی پهلو خوابیده است او بسیار بزرگ است آنجا هوا تاریک است .

این منم در خوابم تاریکم هیچکس اینجا نیست .اوهم (من) تاریک که همه جارا می کاویدنیز بامن نیست .ناخودآگاه بیدارشده ام چرا؟باید بدانم.

 هنوز برپهلو خوابیده ام  چهره ام به آن طرف است  اما من آنها را می بینم در میان سیاهی غلیظ چون سایه هایی پایین میآیند بسوی من می آیند دستهایشان را بر نیمه بالایی جسم من می گذارند . دستهایشان ( همانها که مرا بعداز بیعت آرام وبا مهربانی بر زمین  گذاردند)را آرام برنیمه جسم من گذاردند وگفتند(( تو نمی خواهی بیدار بشوی))رویم را برمیگردانم دستهایشاندر سیاهی گم میشود ومن فقط می توانم سایه های مات شان را باچشمهایم بدرقه بکنم و

*صبح است و انها در اوج آسمانها منتظرند که نیایش صبحگاه مرا نگاه کنند توچطور خواننده خوب من آیا به خودت این فرصت را میدهی گاهی با آنها باشی؟

رویای صادقه ( نیازوصبح)

 این شب را من بسیار دلتنگم .حس می کنم از او دور شده ام این دلتنگی این  تنهایی مزاحم  زبان رنجورمرا به شکوه وگلایه واداشته است اگرچه اودراین نزدیکیهاست اما من می خواهم مطمئن باشم که در لحظات ودر زمان بامن است من به این با او بودن محتاجم و.

** او آنجاست دوروبرش شلوغ است سروصدازیاداست شب است اما رنگ زیبای شب ونور معجونی از زیبایی را دراین رویا باخود به شب من آورده است به هرکجاسرک می کشم بیقرارم .ومنتظر. نه قراراست بیکارنباشم خودم رامشغول کرده ام ومرتب درموردهرچیزی نظرمی دهم . از غیب . شی یاوسایلی را به من میدهند ومن نظرم رامیگویم .می پسندم وبله ازان قلبم میدانم .هرچه را که چشمگیر ببینم حواله قلبم میکنم .اطمینان دارم ازآن من است . وعجب حریصم من به این همه اشیاء زیبا .اگرچه هرچه را به قلبم می سپارم از دیدگانم غیب میشوند ومحومیشوند ودیگر هیچ. انگا که قرار است هرچه از زیبایی مال من بشود ومیشود .قلبم این رامیگوید. قلبی که نمی بینمش . در میان این همه آدم که نمی دیدم واشیایی که میدیدم .دیگر از سر خستگی درآنجا نشسته ام . زمان میگذردومن افسرده ام .جاده  ای است زیبا وروشن میان شهر. برتخته سنگی نشسته ام .با چادری که تا به حال ندیدمش . دارم از فرط تنهایی اورا نگاه می کنم اورا داردمرا از فاصله ای بسیار دور نگاه می کند وبرای رسیدن به او باید پرواز کنم . همان من دیگر از من که در دنیا درخواب است ومرانگاه می کند . هردویکدیگررا نگاه می کنیم هیچکدام حرفی نمی زنیم .من از اوکه دردنیاست دورم .آنجا در کوچه غمزده نشسته ام همه جا روشن است وباخنکای سکرآور که عطش  بودن درآن فضامرا راضی نکرده است .درمانده ام .چه غوغایی است ومحل پر رفت وآمدی است اما من هیچکس را مشخصا نمی بینم .ناگهان از تاریکی این شب خوشرنگ زنی باچادر بیرون میآید میگوید ( شیر نمی خوری)؟ چه زن بلندقدی است ؟  تعجبم نمیگیرداز بس که همه چیز را ازان خودم میدیدم . با خودم میگویم ( شیر .شیر) چیزی  راباید بخاطربیاورم ؟ به سینی که دردست آن زن است نگاه می کنم درآن فنجانهای زیادی درکنار هم چیده شده اند .باید این فنجانها لبالب از شیر باشند از بیرون اینگونه پیداست حتی بعضی ازآنها از شیر ی که لبریز شده خیس هستند . به فنجانها نگاه می کنم چه فنجانهای عجیبی . فنجانهای کاغذی که با نقوش زیبایی طراحی شده انداما خالی به نظرمیرسند دیواره فنجانها به حدی نازک است که میشد  محتوای داخل آنهارا هم دید.یکباره دیدم که جنس لیوانها تغییرکردند.جنس فنجانها دریک لحظه درخاطرمن یک چیزی مثل خیال مثل رویا را زنده کرد فنجانها .لیوان .لیوان بزرگ بسیار بزرگ.من این لیوان راجایی دیده ام این فنجانها هم به ان لیوانها شبیه هستند.شیری که هست اما دیده نمیشود .شکل آنها؟ ته شان تنگ ولبه هایشان گشاد بود .فنجانهای کوچکی پراز شیر برای من ؟دهانم آب افتاده است اما اراده اینکه از آنها بردارم راندارم . بی میلم از بیقراری لبهایم خشک است

اودارد به من نگاه می کند منی که دردنیا درخوابم  اسیرم وناتوان ازپیوستن وهمراهی او که دلتنگ وافسرده است .ما همدیگر رانگاه می کنیم . من باید به آن زن بگویم که شیرنمی خورم .اگرچه میدانم وقلبم میداند که همه ان شیرهای توی فنجانها مال قلب من است .شیر .شیر من ناشتا شیر می خورم.باید بروم آب دهانم را قورت میدهم وبا عجله بلند میشوم .(ما )به هم نزدیک ونزدیکتر میشویم.

بله صبح از راه رسیده است و هیچ ستاره ای نمی افتد . ماه آنجا آرام گرفته است .شب خاموش ودر خواب است .چه زیباست در خواب در شب .دربیداری در روز با او بودن فقط اگراو( بخواهد )

 

*************                                                         

رویاهایی که تاکنون تحت عنوان رویاهی صادقه خوانده ایدهمه واقعی است . شبهای رویا بسیار از زمین ما دورند  تاریکند سیاهند وفقط  وجود بزرگ با عظمتی به نام الله  بانور و روشنایی  خاص خود آنجا را چون روزی که من همواره انتظارآنم خواستنی و نورانی کرده است . زنان بلند قد . مردان بلند قد را من همان ملائکی میدانم که در آن دور دورها منتظر پیوستن من وتو به آن مکان خنک درانتظار به سرمی برند . دنیا مکان داشتنی  نیست .دنیاهرگز جای خواستنی نیست دنیا یک بهانه است .وای کاش ما همه ما می توانستیم از آن هدیه از آن دم زیبا از آن نفس پاک که درکدامین زمان  آرامش وامنیت پیدامی کند؟

     *******************************************************************                   

منتظری در انتظار نور                                            

    به نام خداوند بخشاینده مهربان                                         

( هیچ دیاری نیست مگرآنکه قبل از وقوع قیامت نابودش کنیم .ویا به سبب عملکردگناه آلوشان به عذاب شدیدالهی گرفتارشان سازیم وهمه اینها سطربه سطردرکتاب الهی نوشته شده است.) آیه پنجاه وهشت از سوره اسراء

(حال آنکه می پرسد روز قیامت چه وقت است؟ هنگامی که چشمها خیره بماند .وماه تاریک شود .هنگامی  که خوشیدوماه در یک نقطه گرد آیند.)سوره قیامت .آیات شش .هفت هشت  ونه

( آن هنگام که ستارگان بی فروغ گردند. و آسمان شکافته شوند . آن هنگام که کوهها از جاکنده شود .) سوره مرسلات . آیات هشت ونه ده

(آن کوبنده ویرانگر. چیست کوبنده ویرانگر وتوچه دانی که کوبنده ویرانگر کدام است روزی که مردم چون پروانه هاپراکنده اند .روزی که کوهها از هم گسیخته چون پشم زده   شده اند) سوره غاشیه آیات یک تا پنج

( آنگاه که زمین به شدیدترین وجهی به لرزه درآید وبارهای سنگین خودرا بیرون بریزد .درآن روز زمین اخبارش را بازگو می کند زیراپروردگارت به او وحی کرده است .درآن روز مردم درگروههای مختلف ازگورها خارج میشوند تا عملکردشان را به آنها نشان دهند پس هرکس به قدر ذره ای نیکی کرده باشد آن را می بیند وهرکس به قدر ذره ای بدی کرده باشد آن را می بیند) سوره زلزله .بطورکامل

پیشگویی آینده برای انسانهای اکنون .شایدکه زمان اکنون ناگهان از راه برسد.

دی .داستان گوی شبهای سرد

( چنانچه دوگروه ازاهل ایمان به جدال بایکدیگر پرداختند بین آنها صلح و آشتی برقرارکنیدواگریکی از آنهابردیگری ستم کرده است با ستمکاربجنگیدتا اینکه به فرمان خدا درآید واگر به فرمان حق درآمدعادلانه بین آنها صلح برقرارکنید همواره باعدالت رفتارکنید زیراخدا عادلان را دوست دارد. بدانیدمومنان برادران یکدیگرند پس بین برادرانتان صلح وسازش برقرارکنیدوحرمت اوامر الهی رانگاه دارید امیدآنکه مشمول رحمت الهی واقع شوید. ) سوره حجرات آیات نه وده

  *چگونه از آیات حق الله  ردمیشوند ؟ چگونه؟

ایران ما .خوزستان. سرزمینی دراقتدار ققنوسها پیشینیان قربانی وهم وآتش              

        

 

 

 

                                      

قاب وارونه ارتداد ومن (من =شیطان)

 

                                                                  بسم الله الرحمن الرحیم

                                                         قاب وارونه ارتداد ومن (من =شیطان)

(بگومن بدعت گزار پیامبران دیگرنیستم . ونمی دانم  که برمن وشما چه خواهد رفت من فقط از آنچه بسویم  وحی میشودتبعیت می کنم ومن چیزی جز یک پیامبر هشداردهنده آشکار نیستم) سوره احقاف آیه نه

(جزاین نیست که مردم بردوصفتندیک.پیروقانون شرع.ودویا بدعت گزاروپیرو بدعت که با او هیچ برهان قانونی و روشنایی دلیل ازخداوند وجودندارد) ازسخنان حضرت علی ع ازکتاب نهج البلاغه

 

                                                                     ************************                                                         

(آیا درزمین سیرنمی کنندتا ببینند عاقبت  کسانی که  قبل ازآنها زندگی کرده اند چگونه بوده است؟. آنها نیرومندتر بودندوزمین را دگرگون کردندو بیش ازآنچه اینان آباد نموده اندعمران ساختند وپیامبرانشان  هم بادلایلی روشن بسویشان آمدند بدانید که خداوند به آنها ظلم نکردبلکه  این خود آنها بودند که به خویشتن ستم روا داشتند.عاقبت سوء سرانجام کسانی بود که عملکرد بدی داشتندزیرا آیات خداراتکذیب کردند) سوره روم آیات نه وده

    (بگودرزمین سیر کنیدوببینیدعاقبت گذشتگان که اکثرشان مشرک بودند چه بوده است؟) آیه چهل ودو سوره روم

(آیادرزمین سیرنمیکنندتاببینندسرنوشت کسانی که قبل ازآنهازندگی میکردندچگونه بوده است؟ آنهانیرومندترازاینان بودندحتی آثاری که درزمین بجای گذاشتندبیشترازاینان بوداماخداوندبخاطرگناهانشان همه راگرفتارعذاب کردبطوریکه هیچکس دربرابراین مجازات الهی نگهدارنده آنهانبود.این عذاب بخاطرآن بود که پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدنداماآنهاحقایق را انکارکردندوخدانیزهمه انهاراگرفتارعذاب کردزیرااوقدرتمندوعقوبتش سخت وطاقت فرساست)سوره غافرآیات بیست ویک وبیست ودو

( آیا در زمین سیر نمیکنند تاببینندعاقبت کسانی که قبل از آنها زندگی میکردند چگونه بوده است ؟ آنها هم نیرومندترازاینان بودندوهم آثاری در زمین بجای گذاشتند بیشتر بوده است امادستاوردشان باعث نجاتشان نشد.چون  پیامبرانشان با دلایل روشن بسراغشان آمدندبه علم ودانش خودشان دلخوش بودند ورسالت پیامبرانشان را مسخره کردند) تا اینکه حقایقی راکه مسخره میکردند محاصره شان نمود) سوره غافر آیات هشتاد ودو وهشتاد وسه

(آیامردم در زمین سیر نمیکنندتا ببینندعاقبت کسانی که قبل ازآنهازندگی میکردندچگونه بوده است؟خداوند آنهاراهلاک کرداهل کفرنیزعاقبتی آنچنان خواهندداشت.)سوره محمدآیه ده 

در آیات بالا از انتخاب گفته میشود وراز نابودی ومرگ دائم در بین اهل کفروشرک وارتداد (باطل بودن .ندیدن .نشنیدن .نفهمیدن .درک نکردن .ندانستن و..........دقیقا علائمی هستند ویژه افراد برتری جو ودنیاطلب که با مشخصات مردگان همسان است بنابراین قرآن آنها رامرده می خواند). اما باتوجه به معرفی گروههای بالا  الله  یک نکته دیگررا دائما برای خوانندگان وشنوندگان آیات قران گوشزد می کند وآن سخن گفتن ازبندگانی است که آنهارادعوت به خودکرده استو این بندگان گل چینی از انتخاب خود اوست .الله انتخاب میکند .ومی بینیم انتخاب یک حق واجب است برای الله وانسان والبته گروه جن .

(هرکس از شمابتواند به دیدارخداوندمتعال نائل گرددبادستی پاک از خونهای مسلمانان واموال آنان وبا زبانی سالم از اهانت به نوامیس مسلمانان به سوی چنین دیدار حرکت نماید ) نهج البلاغه.از علی ع

 

 با توجه به آیات قرآن می توان نتیجه گرفت ملائک ازحق انتخاب محرومند به دلیل ثبات دائمی که درتغییرناپذیری درجه ایمان ویقیینی که نسبت به احد یت الله دارند

( خداگفت قسم به حق و آنچه می گویم حق است .که جهنم را ازتو ( جن ابلیس یا شیطان ) واز تمام کسانی که ازتوپیروی کنند پرخواهم کرد ) سوره ص .آیات هشتادوچهارو هشتادوپنج

( همان که در سینه ها ی مردم وسوسه بپا میکند چه جن باشد چه انسان) سوره ناس آیات پنج وشش

در این آیات ودیگر آیات قرآن که ازوارد شدن اکثریت انسانها و شیاطین به جهنم  میگویند یاداوری به نام ملائک نشده است.

توجه به زندگی  گیاه انجیر می تواند راهنمای خوبی باشد برای چگونگی این ناتوانی جبری بر ملائک.واراده الله بطور ثابت  براراده آنها حاکمیت دارد.اما در قرآن آیاتی را می خوانیم که الله ازنقش حاکمیت غیرمستقیم خود بر سرنوشت انسان وشیطان میگویدو گویاترین وصادقانه ترین نماداین حاکمیت واراده  مستقیم الله  بر تولد ومرگ و آمدن روز معاد یا قیامت است که نه انسان ونه گروه جن در زمین از آن گریزی نخواهند داشت اما اراده غیر مستقیم الله با جملاتی یاری دهنده بیان میشودوپیام کلی آنست که  ما در هر ضرورت احاطه مکان وزمان برسرنوشت خودفقط الله را در سرنوشت خویش ولی ویاور خواهیم دید

( این چنین  نیست .بدانید که این قرآن پند واندرز است برای هرکسی که بخواهد از آن پندگیرد. وکسی پند نمیگیرد مگر آنکه خدا صلاح بداند او شایسته این است که حرمتش نگاه دارندهمچنانکه اوشایسته آمرزش بندگان است) سوره مدثر آیات پنجاه و پنجاه وچهار وپنجاه وپنج وپنجاه شش

( شما بجز آنچه خداخواسته چیز دیگری نمی خواهید .بدانید خدا آگاه وحکیم است .هرکس راصلاح بداند به رحمت بیکرانش  واردمی کند حال آنکه برای ظالمان عذاب دردناکی مهیاکرده است)

سوره انسان آیات  سی وسی ویک

آنچه ما در انتخاب  ودرراه رسیدن به رشد وتکامل  راه ومقصدی  که باید بخواهیم جبراباید بپذیریم وازحق خود بدانیم تسلیم و قبول حاکمیت واراده الله یا توحید است.آیه ای کامل .گویا واشاره به جبری که ما در سرنوشت خود باید بدان تمکین وتسلیم باشیم .والبته دررد وانکارآن جبرا ناتوانیم انتخاب شخص ممتاز از جمعیت بی شمار انسانها توسط  الله است که از میان  مخلوقاتش.اراده کند دوستداران خودرا دریابد وقتی الله با تحکم از موقعیت ( باش ) می گوید هیچ اراده ای نمی تواند از غلبه شدن این نیرو و قدرت مانع بشود. اینست که پیامبربه شیوایی  از زمان متوالی پیام می دهد ومیگوید زندگی من .عبادات من ومرگ من از آن الله است تسلیم محض بودن .از* من  گذشتن است.  وقتی الله انتخاب میکند باید که مخلوق به این دیگر شدن تسلیم باشد. وتردید ورداین انتخاب ظلم واز ارتداد است آیه اطیعواالله واطیعوا الرسول واولی الامرمنکم نیزاشاره محض داشتن به این انتخاب است توسط ایمان آورندگان . ایمان آورنده ای که توسط الله انتخاب شده است نمی تواندازمسئولیت جدید وماهیت جدید(که میرا نیست) ازاین انتخاب الهی خارج بشود.یک پیشنهاد جبری برانتخاب شخص مومن برای رسیدن به مقام بلندبهشتیان با نظر وخواسته الله حق دراین آیه *الله سریعا اشاره میکند به پیامبروایمان آورنده که (من جدید)فقط من می توانم و(میخواهم). ازارتداد میگوییم با تکیه به کتاب قرآن اولین و آخرین  کتاب از کتب ادیان توحیدی  که به دست نوع بشرنوشته شده است وتوجه به اینکه کتاب پیامبران دیگر توحید به دست پیامبران نوشته نشده اند ما را آگاهی میدهدازشخصیت برجسته وناب ترین انسانی که از خاک به معراج رفته است ازخاک تکامل یافته ای است ازنسل انسانهای کامل .موجودی انسانی که ازنطفه خلق گشته است دیگرهیچ مخلوق آسمانی درتکوین وخلق اونقش نداشته است  تولدانسانی کامل (هویت  فبل ازاین بودن باطل است وجود ندارد ).

(خداوندبزرگ کسی را که به اوشرک بورزدنمی آمرزداما هرگناهی پایین ترازآنرانسبت به هرکه صلاح بداند می بخشدزیراکسی که برای خداوند همتایی قائل شودبدون تردیدبه بیراهه های گمراهی وحیرانی افتاده است.)سوره نساء صدوشانزده (او کسی است که درمیان مردم  درس ناخوانده پیامبری ازمیان خودشان برانگیخت تابرآنهاآیاتش را تلاوت کندوپاکیزه شان گرداند وکتاب وحکمت تعلیمشان دهد هرچند پیش از این درگمراهی واقعی بوده اند .همچنین بر* دیگرانی که هنوز به آنها نپیوسته اند بدانیدخداوندقدرتمند وحکیم است این فضل الهی است که به هرکس صلاح بداند عطا میکند بدانید خداوند صاحب فضل بزرگی است)سوره جمعه . آیات دو .سه .وچهار

( زیرا نمی توانستند شاهد این باشند که خداوند فضل وکرمش را به هرکدام از بندگانش که بخواهد می دهد . وبدین سان خشمی مضاعف آنها راگرفت. ) قسمتی از آیه نوداز سوره بقره

انسان معجزه گری که روحش ( عبادت ومعنویتش )جسمش ( تولدومرگش)ازالله است  شیطان هیچ سهمی وتسلطی براو ندارد. زمانی رسیده است که ما میتوانیم بیان صادقانه این آیه را در زندگیمان احساس کنیم ببینیم .بشنویم . رد این آیه از ارتداد است .رد تک تک آیات قران .ودیگر کتب اسلامی وتوحیدی از ارتداد است انتخاب پیامبروایمان آورندگان اگر از سوی نوع بشرردبشود ازارتداد است. باتسلیم شدن به این آیه انتخاب یک مخلوق به عنوان ( ولی) ارتداد محسوب میشود.نشانه ها .مرسلات و آیات سندی بر این انتخاب هستند . انتخاب یک مخلوق به جانشینی پیامبرکه فقط از سوی الله باید برگزیده بشود ازارتدادوجنون است.رها کردن بتها در اطراف محل هدایت یک پیامبرنیزازارتداد است هرگز نمیشود درمیان بتها زندگی کرد ودر ادامه رسالت  به الله تکیه کرداین نوع زندگی زندگی نابینایان .کوران و.... است کاش ما انسانها خودرا پیامبر نمی دانستیم وچه خوب است که انسانها نمی توانند الله باشند .پیامبربیافرینند( جای سو آل است  که فیلم یوسف پیامبر درایران ما پخش وتکثیر میشود وهیچ روحانی  مختصر ایرادی هم به این فیلم نگیردکورچشمی ازتاثیربیماری جنون است )

احدی نمی تواند به یک پیامبر تهمت شرک بزندواورا به تصویر بکشددرحالیکه ازتاثیرشرک نمی بیند.نمی شنود.ازدرک ایمان راستین عاجزاست عقلانیت اوبه زوال رفته است واورا درکنار بتها پذیرفته است .

*(زمانی برای مردم پیش می آید که از قرآن جز نقشی واز اسلام جز نامی نمی ماند.مساجدشان درآن دوران دارای ساختمانی آباد.ولی از نظر ارشاد وهدایت خراب است ساکنان و آبادکنندگان مساجدبدترین مردم روی زمین هستندکه فتنه و آشوب از آنان بیرون می آید وخطا وانحراف به سوی آنان پناهنده میشود.هر کسی را که ازآنگونه فتنه هابرکنار شود به همانجا برمی گردانند وهرکس را که از آنها عقب افتاد به همانجا می رانند .خداوند سبحان می فرماید(به خودم سوگند برای اینگونه مردم فتنه و آشوبی برمی انگیزم که بردبار را درحیرت فروبرد) وخداوند بزرگ این کار رافرموده است وما بخشش از لغزش غفلت را ازخدا مسئالت داریم)                                                                          ازسخنان حضرت علی ع از کتاب نهج البلاغه

 خواننده خوب اگرچه این قاب باتکیه به قرآن برای تو آمده است اما تعبیرونگاه زیبای حضرت ع از مفسده ( فتنه) دقیقا شرح حال مردم روزگار کشور ما را بیان می کند .توجه داشته باشید که علی ع پیشوایی  است که امامت وهدایت مسلمانان را تجربه کرده است .او وقتی از چنین وضعیتی در آینده خبرمیدهد مردم را محوروباعث چنین فاجعه ای از سوی خود قرارنمیدهد که مردم همواره قربانیان منفعل سیاستهای دنیایی حکومتهای جابر بوده اند واشاره سخن علی ع تلنگری است  به روش و آیین  زمامداران آینده مسلمانان و در تقارن تاریخی با سلطنت و حاکمیت درایران ما .؟ او ما را به پرهیزازغفلت( بیداری) و طلب بخشش ازالله فرامی خواند .فتنه را علی ع اینگونه بی پرده عریان میسازد . چه سخن صادقانه ای. مساجدرا زیبا ساختن .امامزاده های جدید کشف کردن وبرای آنها آرامگاه هاساختن .تلاش برای حاکمیت بر مساجدی چون کعبه معظمه . قدس شریف. زیبا سازی آرامگاه امامان معصوم نه برای نزدیک کردن قلوب مسلمانان به یکدیگر بلکه برای اندیشه مسموم  اینکه حکومت شما الهی است وموجه ومشروع و با عوام فریبی حفظ آن واجب است برای تمام مسلمانان جهان .مقدس مآبی را ترویج کردن ودرخفا همین واردشدگان بدین مساجد دراسارت شیطان به نوامیس مردم تجاوزکردن .قتل بیگناهان رامرتکب شدن .دزدی وارتشاء را امرمعمول جلوه دادن را مقدس بدانند مبارزه با شرک وارتداد بخوانند وهرعمل واندیشه باطلی را حلال کردن وهر حرامی را بر خود واجب دانستن . روسای جمهور .تک وتوک نمایندگان وخدمتگزاران فرهیخته جدا شده ازخود رابه روشهای متجرانه مختلف درفشارقراردادن ( د راینجا از شما حکومتگران؟میخواهم که آقایان موسوی وکروبی وهمسرانشان وبی شمار بیگناهان زندانیان سیاسی عقیدتی را اززندانهای ؟ آزادکنیدچراازخشم الله نمی ترسید).آنها رامورد هجوم انواع اتهامات وتحقیرهاقرار دادن.وبا وهم خودرا مالک همسران حلالشان دانستن وآنهارا برهمدیگر حرام دانستن  به قصد جذب دوباره آنها به قصد همراه کردن آنها درحاکمیتی که بدعتگزاراست ومشروع نیست منشاء فتنه است بله آنچه آمدازعلائم ونشانه های فتنه موردنظرحضرت علی ع هم است .درنظراین گروه مسجدزیبا بطور سمبلیک مظهر ایمان میشود وهرکس وارد آن بشود خودرا مطهرمیداند ودرمسئولیت اوست که انواع واقسام تهمت وفحاشی رابر مسلمانان روابدارد؟. بهترین پناهگاه  امن برای کسانی که در خدمت شیطان هستند سهم شیطان هستند .

    ازسخن علی ع اینگونه برمیآید هرعاملی خواه فرد انسانی باشد خواه هرچیزبیجان (مثل بت .مثل یک قانون یا اصل مثل ترس.یاوهم)فرد را در فاصله وموقعیت زمانی ومکانی متفاوت دروضعیت شک وارتداد قرار بدهدبدعت  وفتنه است. فتنه حاصل قدرت طلبی وعوام فریبی یاجنون است ونتیجه آن نوع بشر را از الله وازحق دورکردن است .عامل فتنه درانسان هم مثل بهانه شیطان برای عصیان برتری طلبی است خودرا با خودفریبی برتر دانستن است .مادیگرایی محض است .خالی شدن تدریجی ازمعنویت است .تحمیل نیروی شیطانی است بر سرنوشت بشر به وسیله انسان .وعجیب است که این چنین افرادی دراکثریت باشندچهره ای زشت از کفرانسان و از شرک و ازارتداددرمیان بعضی اهل کتاب مسلمانان ادیان الهی .تصورکنید فردی نبیند .اما خودرا برتر از بینا بداند .فردی نشنود اما از سمع وشنوایی دیگران را انکار کند . نفهمد.نداند.درک نداشته باشد از موقعیت وناتوانی خود وادعای بصیرت کند.ادعای خدایی کند ادعای ..... . از ارتداد (می گویم) .بیماری همیشه درتردیدبودن .گاه  خود رامحتاج الله دیدن .گاه خود را غنی از شیطان دیدن بی اراده در تردد بودن  بین دوراه نور وتاریکی. خیروشر. حق وباطل آمدن با چشمهایی که نمی بینند . گوشهایی که نمیشنوندودرکی که  ازقضا ووت عاجز است . موجودی که نمی فهمد . اراده ایکه  دائم در شک  بین دوراهی است .عقل ودرایت توانایی که از تاثیر عدم تعادل اعضاء بدن با روح دچار جنون شده است.در مسجد الله را خواندن وزندگی  را فدای مخلوقی  کردن .غلبه جنون.تضاد در تفکروعمل .عدم تشخیص خیر وباطل نوروتاریکی. سامری را جانشین موسی س و ولی را جانشین پیامبردانستن نفی نمودن آنچه نمی توانی ببینی .نمی توانی از او کلامی بشنوی. گرایش بیمارگونه به دنیا به مادیات به مادیگرایی.سرانجام این فتنه بزرگ است . 

واماقرآن بزرگ اینگونه از فتنه می گوید

(ماه حرام درمقابل ماه حرام .بدانید که شکستن حرمت ماههای حرام قصاص دارد پس هرکس به تجاوز برحریم شما برخیزد به اندازه همان تجاوز با اوبرخورد کنید واز خدا بترسید و......) سوره بقره آیه صدونود وچهار

( ای پیامبردر باره جنگ در ماه حرام از تو می پرسند بگو ( بگو) جنگ در این ماه گناه کبیره است اما باز داشتن مردم از راه نجات بخش خدا ودامن زدن به کفر ونا سپاسی وجلوگیری از ورود مردم به مسجدالحرام  وبیرون راندن مردمش نزد خداوند گناهی بزرگتر است وفتنه مضرتر از قتل است آنها با شما می جنگند تا شمارا از دین آرامش بخشتان دورکنند .بدانید هرکس از شما از دینش برگرددوبا بی ایمانی بمیردهمانا کافر است ) سوره بقره آیه دویست وهفده

.شکستن حرمت ماه حرام برای حکومتگران ایران یک سنت است . شکستن ماه حرام در موسم حج یک فتنه بزرگ بود که اگر بوقوع می پیوست جزدامن زدن به اختلاف فی مابین مسلمانان نتیجه ای نداشت.گفتنی است  محمدص باعملکردخود  با عوامل فتنه در مسجدضراربصیرت خودرا نشان داد و ازتغییر سجده گاه مسلمانان از بیت المقدس به مکه مکرمه برای درامان ماندن وممانعت از اقامت دشمنان دین  وازیک فتنه دیگر که محتمل است که عملکردآن در زمان ما رویت بشود جلوگیری کرد.قبلا درآیه ای از سوره جن خواندیم که ( مساجد خانه خداست)ودر آیه دویست وهفده سوره بقره نیز از ممنوعیت ورود به مسجدالحرام گفته میشودتوسط دشمنان دین الله  ونیز بیرون راندن مردم ازمسجدالحرام نماد امنیت است برای پیروان همه ادیان الهی .آنچنانکه می بینید تسلط ودرانحصارگرفتن مساجدنیز از جریان واقع درعرش آغازشدکه شیطان سجده برآدم توسط ملائک را از آن خود می دانست نشات گرفته است ومنافقین .وفتنه گران دردوعصرمشابه در زمان محمد ص واکنون در زمان ما برای دردست گرفتن سجده گاه یا مسجدادیان الهی  برای آنکه خودرامحق  ومنتصب به قدرت وعظمت الله  جلوه بدهند از هیچ عوام فریبی وزشتکاری رویگردان نیستند . درجهت مخالف دین ادعای برتری در مقام هدایت وپیامبری بر دیگرمسلمانان دارند

 گردهمایی وطواف انسانهادر مسجدالحرام نماد بطلان و ناتوانی هرعقیده مشرکانه ای است که مدعی تشکیل امت واحده باشد.هیچ دین الهی وغیر الهی نمی تواند درمکه ودر زمان برپایی مراسم حج از تشکیل امت واحده خودبگوید . که اگر بگویدارتداد نموده است . خانه ای که فرد فرد انسانهااز همه پیروان الهی می توانند در ان لبیک گویان به جمعیت بزرگی از همه ایمان آورندگان بپیوندند .خلاصه  دین عیسی س دین موسی س. دین ابراهیم س.دین محمد ص در آنجا فقط یک دین است دین توحیدوهمه این مسلمانان درمسجد .کعبه تحت حمایت الله قرار میگیرند  . پس چرا درکشور ما برای  تک تک پیروان ادیان دیگر نبایستی امنیت باشد؟چراای حکومتگران خودمحور شمااین چنین خدایی نمی اندیشید ؟چرا تمامیت ایران ما نباید مکان امن برای همه مسلمانان باشد؟ همه پیروان از همه ادیان الله می توانند در کعبه به وحدت برسند. وهمه با هم سجده تسلیم را ادا کنند . پس چرا درکشورما هیچکس جرات نمی کند از حق بگویداز وحدت توحیدی  بگوید؟

  وقتی الله می گوید ( سوگند به حق و آنچه می گویم حق است)  باید دانست ورود همه مسلمانان از ادیان مختلف به  مسجدالحرام در واقع اشاره به تمکین حق است توسط مردم. درهرنقطه از این کره خاکی که امر به اداء سجده بشود همانجا قبله خواهدشد همانجا مسجد ومحل تجلی حق خواهدبود.در این آیه بطور آشکاربیان میشود ورود مردم برای نجات از ظلم .بیعدالتی وستم حکومتگران به حق به حق خواهی درواقع ورود به خانه الله محسوب میشود وباید حقگویان وحق طلبان  درهر کجای این خاک که هستند همچون زمان اقامت در مسجدالحرام در امنیت و حمایت قرار بگیرندوچه کسی قدرتمندتر وعظیم تر از الله ازحق دفاع میکند .این مکان می خواهد ایران ولی پرست باشد می خواهد آمریکای فاتح وقربانی منافع مهلک باشد می خواهد انگلیس بازیگر باشد می خواهد سوریه باشد می خواهد بحرین باشد می خواهد پشت دیوارهای یخزده کرملین باشد ویا سرزمین مصرتوفانی باشد ویامی خواهد فلسطین باشد . ( آه ای فلسطین .ای سجده گاه  بیگناهان) در دین توحید وقتی از حق مردم سخن به میان می آید آن مردم بی اختیار وناآگاهانه تحت حفاظت الله نور قرارمیگیرندگویی  الله  آنها را دربهترین مکان دنیا یا مسجدالحرام (سجده گاه) داخل کرده است واین آیه چون دیگرآیات قرآن کلیتی برای همه زمانها ومکانها رادربرمیگیرد.احدی نمی تواند مانع دستیابی آنها به این حق بشود وهرکس آنها را ازحق خودشان دورکند فتنه ایجادکرده بدعت وارتدادورزیده است

درمیان مردم کسانی هستندکه همواره بدون علم و آگاهی وبدون راهنمایی وکتاب روشنی به مجادله درموردخدا می پردازند .باتکبروگردن کشی  می خواهند مردم را از راه نجات بخش الهی منحرف کنندبی شک درهمین دنیا رسوامیشوندودر روز قیامت نیز عذاب سوزان رابه انها می چشانیم .) سوره حج آیات هشت ونه

(به غیرازالله چیزهایی را میخوانندکه هیچ سودوزیانی برایشان ندارد.بدانیدکه این از اعماق گمراهی است.)سوره حج .آیه دوازده

سوره حج اهمیت حفظ مساجدبرای  جلوگیری ازنفوذافکار سلطه طلبانه نشان میدهد .این سوره شامل میشودبرمشخصات گروهی که از افکارمالیخولیایی برای ساختن یک طبقه خاص اجتماعی وحکومتی از دست زدن به هرکارضدالهی پرواندارند.اگرعبادت حج را مظهر بزرگداشت از مساجد وامنیت برای تمامیت مسلمانان  در این اماکن بدانیم وارتکاب به شکستن ماه حرام در مکه را که قصاص ان واجب است توسط عمال حکومت ایران در سرزمین وحی به نقد بکشیم به نیات شوم وانحصارطلبانه آنها بر سرنوشت مسلمانان همه ادیان الهی پی خواهیم برد.انحصاری نمودن مساجدنه برای دعوت وتبلیغ به دین الله . بلکه برای تایید اوهام ضدالهی خودشان .برتری جویی برمسلمانانی که الله را می پرستند به وسیله کسانی که یک مخلوق رامی پرستند . وراز بقای این دین خاکی نیز جنگ با الله حق است پیامبر است .قرآن است .صداقت است .ازمفسده ای به نام فتنه میگویم گروهی که خودرامحق میدانند به حکومت درحالی که حکومت وجبراین چنینی بر زندگی مردم .عبادت مردم ومرگ مردم  دراسلام محمد ص ازسوی فردی خاص حرام است  مردود است وچنین تفکری ازارتداداست. چه کسی می تواندباورکند که عده ای اراذل واوباش  حکومتی ؟پیام آورتبلیغ ودعوت وهشدارباشند؟

در قرآن مداوما از بی اعتنایی ورویگردانی از کافران .مشرکان ومرتدین گفته میشود همان روش متقابلی که کافران ومشرکان ومرتدین در برابر حضرت محمد ص در آن موضع ایستادگی میکردند.رویگردانی وبی اعتنایی. و برای مبارزه وشکستن این حربه الله به پیامبر پیشنهادمیدهد که برای مجادله بااین گروهها از قرآن ونقدآن استفاده کند . واگر رویگرداندند .بی اعتنایی کردند .محمدص نیز مکلف است که از آنها روی بگرداند وبه آنها بی اعتنایی کند . ودر حین این بی اعتنایی از دعوت وتبلیغ وهشدار آنهارا محروم نسازد . اشاره است به دادن مهلت .به دادن فرصت همان امرمهمی که الله در عرش  قول وعده آنرا به شیطان داده است مجددا در دین محمدص تجلی واقعی پیدا میکند .توجه داشته باشید که الله محمدص را هرگز ترغیب به جنگ بااین گروهها نمیکند وبلکه نهی میکند مگرانکه آنها اقدام به جنگ مسلحانه بکنند و آغازگرجنگ با اسلام باشند.درانصورت دفاع و حمایت از دین امری واجب است .درتاریخ ایران ما ودر زمان کوروش خدایگان پیشینیان ما ایرانیان نیز سپاهی به همین جهت ( تبلیغ .دعوت وهشدار ) به ایران ماآمدنداما متاسفانه خدایگان در طبقات مختلف این پادشاهی قانون خودراهم زیرپاگذاردند و این سپاهیان را قتل عام کردند و این اعلان جنگ با آمدن وظهور اسلام محمد ص درکشورما به پیروزی منجرشدکه درکمال صلح خواهی به وقوع پیوست . این جنگ باعث وهمی بزرگ در بسیاری از متفکران دینی و اکثریت حکومتداران دینی شده است که اساس پیشرفت اسلام بر جنگهای مداوم است با کشورهای دیگر.که این تفکرازارتداد است وهمچنین درباور وهم انگیزاین قشر از روحانیت واندیشمندان دینی اینگونه برداشت شده است که خودشان را موظف میداننداز روش جنگ برای پیشرفت دین اسلام محمدص  میتوان مسلمانان ادیان دیگر راتحت تسلط دین محمدص درآورد که این ایده نیزاز ارتداد است . اگرچه همین باور غلط که قران از آن به نام تشکیل امت اسلام ویاکفر نام میبرد در همه ادیان بوسیله (گروههای بعضی از اهل کتاب) که متاسفانه دراکثریت تعدد هستند قرنهاست که بر مردم  کره خاک به بهانه های مختلف تحمیل شده است ازجنون است ووهم است وارتداد.

 دین محمدص مردی بوده است تسلیم محض به حقایق به آیات الله .به نشانه ها ومرسلات و هرگز حامی جنگ برای پیشبرد وانجام رسالت الهی  خود نبوده است معصومین ماهم به همچنین در اوج تسلیم به شهادت رسیده اند در اوج موفقیت در تبلیغ ودعوت وهشدار . اگرشماچیزی غیراز این می اندیشید باید بگویم دچار جنون وارتداد شده اید .                        

  *خواننده خوب روی سخن من در چند جمله بالا به مسلمانانی بوده است که باناآگاهی از اقدام به جنگ برای پیشرفت اسلام                                                  نام میبرند ونه حکومتگران ایران ما .که من آنها راهمان می بینم که خودشان به جهان معرفی کرده اند اوجب دانستن نظام خودشان بر دین ومعنویت  الهی ولو ادیان دیگرالهی باشد با اتکاء به هرروشی .تجاوز . دزدی . قتل . شکنجه و آبروی مسلمانان را بردن والبته جنگ و......این چهره واقعی حکومت ایران است ونتیجه دلخواه انها هم فقط دردورکردن مسلمانان راستین ازحقانیت دین الله  در زندگی .عبادات ومرگشان خلاصه میشود وجمله حضرت علی ع درواقع انتقال هشداراست از سوی معصومی به آنها که به حقایق ایمان آورده اند.                                                                                           

                                                     ***********************   

ما دیدیم که تاریخ عاشورای ایرانیان را مردم ایران نوشتند حکومتگران وخواص سرمست از پیروزی  ارتداد ورزیدند ومبارزه  را در مقابل حق مردم انتخاب کردند وسپاه بصیرت برآنها شورش بردند زدند کشتند در حالیکه همه چیز در مقابل چشم جهانیان عریان بود آنها حرمت ماه حرام را با کشتن مردم بی دفاع شکستند وارتداد ورزیدند آنها در زمانی که سجده بر حق واجب بود  چون شیطان عصیان ورزیدند. آنها از قصاص برای مجرمان به گناه کبیره قتل نگفتندوارتداد ورزیدند .ومردم رابا فتنه بزرگ برای تحمیل رای باطل به دامان کفر وناسپاسی راندند وبازارتداد ورزیدند.به مردم گفته اند فتنه گرند اما من معتقدم که انها فقط سبزند وبایدحکومت این واقعیت ونعمت بزرگ را محترم بشمارد

 ای حکومت گران نفرین شده ایران ماای پیشینیان مرده قرنهای دور ای سنگواره ها که درمیان ماراه میرویدو فقط حرف میزنید کورید کرید .ونمی دانید که درک زمان ومکان وعقلانیت در شما با تسلط  جنون به زوال رفته است آیا با آگاهی شما از باطل بودن اصل ولایت  ؟ چگونه است که قانونی کردن  این  اصل  راتحمیل شرک وکفر بر مردم این آب وخاک نمی دانید؟ آیا این قانون دورکردن مردم ازدینشان وبه گفته قران فتنه بزرگ نیست؟ ارتداد نیست؟خالی کردن ایران ما از معنویت الهی نیست؟آیا رد آیات بالا نشانه کفر وشرک شما نیست ؟.وقتی می گویید ( بودن وحفظ نظام شما) بر نماز وروزه وحج  الله اوجب است . برشما واجب است که بدانید وقتی  الله به پیامبر خویش می گوید ( ای پیامبربگونمازمن  وتمامی عبادات من وزندگی ومرگ من همه ازان پروردگارجهانیان است)سوره انعام آیه صدوشصت ودو  اشاره الله به امربگو(که یک زمان ابدی را نشان میدهد ) بر پیامبرواجب شده است  اینرابگوید به مردم مسلمان همه قرنها که من خالق (الله) می خواهم که نماز وعبادات وزندگی ومرگ تمامیت مسلمانان (ازهمه ادیان الهی ودراینجا نیز به مقام بلند مسلمانان نیز اشاره می کند)مال من باشدانسانی برای الله وتسلیم محض اراده الله درزمین  آدم س. گاه نام این انسان موسی  س است گاه وجود او برای  انتخاب الله .عیسی س است درکنار دریایی ازمهر.ویا مریم س است بانویی که پیامبرگونه زکریا(س)های زمان خویش را به بیداری خواندویا نام اوابراهیم س  میشود که عاشق الله است و زندگیش نوردیده اش را ازآن الله می داند .وشاید نام او حسین ع است که درکنار آب نماد آب میشود وتومیدانی آب چیست ؟.و شما چگونه از حسین ع میگوییدکه حسین ع قربانی مظلوم یک فتنه یک فریب .یک تبانی است دورکردن مردم برای بیعت با او بی شباهت به انقلاب سبزو انتخابات بی سرانجام ایران ما نیست  حسین ع هرگز برای رسیدن به حکومت وولایت .یا تشکیل امت واحده با دشمنانش جنگ نکرد بلکه او را فریب دادند و او ناچارشد که با دشمنان  بجنگد .حسین ع از آیات قرآن آنچه راکه  در راه مبارزه با شرک وکفر وارتداد باید انجام بدهد آموخته بود . اومی دانست تا مادام که دشمنانش  به جنگ تن به تن اقدام نکرده اند وظیفه او فقط  رویگردانی وبی اعتنایی ودرمرحله بعد تبلیغ .دعوت وهشدار است شما چگونه توانستید پاراازحق فراتربگذارید وارتداد بورزید ومردم بی دفاع ایران را قتل عام کنید . مطمئنا شما سخنان مرا خوب می دانید وآگاهید که اکنون برمردم ایران قصاص شماواجب است 

گویا درانتخاب الله حسن ع است که  موظف است از آب مراقبت کند ویا سجاد ع  که مارابه همصدایی می خواند ویا..... هرچه هست رد پای این آب از فاطمه س است همان او  فاطمه س که در محاصره ظلم حق رسیدن  به فدک را برای همه مسلمانان به یادگارمیگذارد. ای حکومتگران نفرین شده ایران ما شماناچارید که  بدانیدو باید ببینید باید بشنویدباید درک کنید .باید بفهمید .......ناچاریدوواجب است که باورکنیدوتسلیم باشید به حکم الله  درراه جبریی که از سوی الله  برای انتخاب  همه مخلوقات ممتاززمینی تعیین شده است  حق همه مردم رادرزندگی وعبادات  ومرگ ازآن الله بدانید .

ای حکومتگران  نفرین شده ایران ماآیا شما وقتی می گویید که  بقاء نظام شما بر عباداتی که متعلق به مردم نیست  ومتعلق به الله است در اولویت است می دانید که چه می گویید ؟ باید بدانید آگاه بشوید دیانت شماریشه درشرک داردوالبته سیاست شما هم.مگر دین دنیاطلبی  هم سیاست میداندکه چیست؟ سیاستش هم توخالی است

آیا شمابرایستادن  ومحاربه علنی  خوددر مقابل  الله واحد الله حسیب الله قادر الله خالق واقف هستید؟( الله .آه ای الله مارادریاب) آیا شما خواص .شما وزراء . نمایندگان واعضاء مجالس چندگانه وشما سپاهیان باطل  ازتضاد درعقاید خود آگاهی دارید؟مگر میشود با تکیه بردنیا با بندگی بریک اصل(اصل باطل .که من آنرا باعث وبانی  فتنه قرآنی می دانم )با حمایت  یک مخلوق ناتوان وعاجزیک مخلوق درمقابل الله خالق ایستاد ؟.

 (وهنگامی که علی ع شنید عماربن یاسردر باره سخنی به مغیره بن شعبه مراجعه نموده است به عمار فرمود *اورا به حال خود بگذار زیرا مغیره از دین چیزی را نگرفته است مگر اینکه اورا به دنیا نزدیک بسازد اوبر مبنای (عمدو آگاهی) واقع را برای خود مشتبه میسازد تاامور ابهام انگیز را برای پلیدیهای خود عذری قراربدهد)

این هم سخنی دیگراز علی ع است (عجیب اینکه امام اول شیعیان درهیچکدام ازخطبه ها وسخنان فصیح به یاد مانده ازایشان خودشان را ولی  یا مولا نمی خوانند ) امارنجی که او از جنون در مغیره بن شعبه بیان میکند دقیقا آثار آن را ما درحکومتگران وخواص دنیاطلب ایران ما می بینیم  نگویید که دنیا طلب نیستید که همانا شما برای حفظ نظامی مردم را به قتل رساندید که آیات الله را دلیل برواجب بودن عبادات ردمیکند. وبامصلحت اندیشی باطل می شمارد قضاوتی بالاتر از الله درمورد اموردنیاو آخرت مردم می کنید.چگونه است که شما وهم را به نام بصیرت بهامی دهید؟ گویاعلی ع  همانگونه ازفاجعه فتنه میگوید نویدبرتری در پایداری  درحق را برای همه حق طلبان که امید به پیروزی ندارند در قرنها پیش برای اکنون ما زمزمه کرده است

(هرکس با حق گلاویز بشود حق اورا می افکند)

از ارتداد میگوییم.قبلا گفته شده است هیچکدام از انواع ارتداد مستوجب مرگ زندان ویا اعدام نمیشود مگر یک مورد که مرتد علنا وبا سلاح به جنگ با مسلمان اقدام بکند .پس زندانی کردن ویا اعدام کسی که دین الهی خودرا تغییر داده است یا از دایره دین الله خارج شده است تخطی ازاحکام الهی محسوب میشود وارتدادو یا پارا فراتر ازحق نهادن است .

( بدانیدای بندگان خدا.شخص باایمان چیزی را درسال حاضر حلال می شمارد که در سال اول  هم ان را حلال شمرده بود وحرام می داند درامسال  چیزی را که در سال اول هم آنرا حرام می دانست و آنچه مردم بدون سابقه *شرعی ایجادکرده اندآنچه برای شماتحریم شده بود حلال نمیکند زیراحلال همان است که خداوندآن را حلال نموده وحرام همان است که خداوند آن راتحریم کرده است.)ازسخنان حضرت علی ع .بله هر*چیزی که مارا ازحلال وحرام الله دورکندبدعت دردین و منشاء ارتداد است.

 ( آری این چنین خداوندهرکه را صلاح بداند در گمراهی میگذارد وهرکه را صلاح بداند به راه نجات هدایت میکند بدانیداین نکات جز پندواندرزی برای مردم نیست ) سوره مدثر قسمتی از آیه سی ویک

وتوبه . یونس س بعدازآنکه توبه کرد(اما سرانجام  پروردگارش اورا انتخاب کردودرزمره صالحان قرارداد)سوره قلم .آیه پنجاه

توبه آدم س . توبه عیسی.س توبه ایوب س نقش توبه درانتخاب برای قبول شدن انسان (که زندگی اوعبادت او وانتخاب او) فقط برای الله باشدوالله درقران به شیوایی بیان می کند که توبه کنندگان را بسیار دوست میدارد.باید در اینجا بگویم که جنبش سبز مردم ایران یک اتفاق ساده وگذرا نبود ه است یک هشدارباش یک بیدارباش به  کلیت یک نظام بوده است .                                                                                  **********************                **************************                              *******************                                                 

                                                         ورویای صادقه ( مرزبالا)                                                     

در خوابم . همه جا آرام است. آن منم . آن من تاریک . انجا نشسته ام توی آسمان . هیچ نمی ترسم . گفتی بر روی زمین سخت نشسته ام . دارم نگاه می کنم .لحظه ای از آنجا میروم .چشمهایم را می بندم ودیگر خودم را نمی بینم . آه ان چیست . ان منم؟ روشنم به روشنی نورمثل یک طناب که با ظرافت تابیده شده است تا بالا رفته ام من خیلی خیلی بلند وباریکم شاید به اندازه بلندی زمین تاستاره ها . هوا تاریک است سرم نیست . صورتم نیست . پاهایم را نیز نمی بینم . دارم با لذت این من نورانی رانگاه می کنم .مگر آرزوی من جز اینست ؟ یک لحظه در یک چشم برهم زدن از آنجا می روم. بومی کشم.دنبال خودم می گردم .من صورتم را کجا جا گذاشته ام ؟آه این منم .من شاداب وتا انجا که آرزوی دیدار الله را بشود در رویا دید . انجا من صورت به روشنایی رسیده ام .دارم نگاه می کنم .از آسمان گذشته ام . خیلی بلندتر از آسمان هم رسیده ام .نورانی و با عشق . در این لحظه تحمل هیچکس را در کنارم نمی توانم داشته باشم .از حسادت خواهم مرد. به بالا نگاه می کنم کم کم دارم حس خنکای مهر اورا باتمام چهره ام بو می کشم . اما .یک لحظه مکث .یک لحظه ای که مرا به خودم برگرداند.من باید بروم .او رامی بینم که از خود می پرسد بایدبرود؟من تاریکم واو روشن . من حسرت زده ام واو شاداب .سرمست .اما مرا می شناسد صورتم .صورتم دارد غرق میشود .در یک چیزی مثل آب اما سنگین مثل روغن .صورتم دارد تاریک میشود .کمی نفسم میگیرد یک حالت مثل شنا در آب وقتی سرت را با امتناع زیر آب بکنی. صورتم درآنجا غرق میشود پایین می آید یکباره ما پایین را نگاه می کنیم . آه زمین آغوشش را باز کرده است وبا دستهایش پاهای مراگرفته به پایین می کشد منهم .منهم .زمین تاریک است .آه ان منم ان من تاریک در آسمانم دارم پایین رانگاه می کنم  در ارتفاع نزدیک نه وشایدده متراز زمین بال ندارم.ایستاده اممیخواهم کوچه را ببینم اما من که اینجاروی زمینم ودارم به نگاه میکنم دیگر به اومهلت نمی دهم .اوزمین وکوچه راندید.

**چشمهایم را باز می کنم . ساعت دو وبیست دقیقه باید باشد . باکنجکاوی گوشهایم را تیز می کنم . صدای پاهایی می شنوم .کسی دارد به در خانه نزدیک میشود . می ایستد . با گوشی همراهش حرف می زندآوه اوپسر کوچکم است ازعزاداری عاشورا برگشته است .می خواهد بداند برادرش کجاست .چقدرازاو دور است وآیادرخانه است که دررا برایش بازکند .من که می دانم برادرش بیرون از خانه است با سرعت از پله ها پایین می آیم.و...................                                                                   *آنچه برایتوباید توضیح بدهم  .در رویاهای من معمولا سه شخصیت ازحضور ( من) وجود دارند .منی که خواب می بینم ( درخوابم) اما چشمهایم حریصانه رویا می بینند ودرمیان رویاهمیشه تاریکم .مثل تصویر یک انسان در شیشه ای بسیار مات وکدر.و منی که چون مه روشنم  واورا کمتر در رویا هایم می بینم او بسیار آرام است نگاهش همیشه حالت پرسش دارد ومنی که شبیه به انسانی از جنس آبی براقم امادرقالب انسان وهمراه غالب من تاریکم . ما همدیگر رادرآسمانهای بسیارتاریک پیدامی کنیم ویکدیگررا می کاویم .ازرنجها وشادابی های یکدیگر آگاه می شویم .آگاهانه وبراحتی حضور الله را حس می کنیم .او هم مارا می بیند .مانگاه اورا مزه وجوداورا باخنکایی عجیب باخود به زمین می آوریم . به جسم خاکی منتقل می کنیم .در رویای بالا الله مرا قبل از آنکه پسر خانواده زنگ بزند . بیدارکرد او می داند وقتی من به یکباره وناآگاهانه از خواب بپرم بیدار بشوم تا مدتها از حس دوری از دیدارش بی تاب وبیقرارخواهم بود.دومین مورداز توضیح من سوآل کردن از الله است درمواردی که دین بدان اهمیت میدهد ازجمله موردارتداد . در رویای ( مسح) من از الله پرسیدم که آیا حکم  آقایی که ازدین محمد ص به دین مسیحیت گراییده  چیست؟ آیاانچه از قرآن دربابت حکم ارتداد به شما ارائه داده ام صحیح است ؟ و اگراین رویا را خوانده باشید .می خوانیدکه از دست زدن من به زمینی ویاخاک روشن انسانی چون من زنده شد واین دست زدن برخاک چندبارتکرار شد .بله حکم اوهمچون من زنده حق حیات  وادامه زندگی بودومن باید چند بار وشایدچندین باردرروشنگری دراجرای این حکم بنویسم این مسئولیتی بود که من در رویای خود بدان مکلف شده ام. خوانندگان خوب رویاهای صادقه بیایید به الله نزدیک بشویم . همه ما می توانیم  طعمه ای خواستنی برای انتخاب الله باشیم.

                                                    *************************                                                 

منتظری درانتظارنور                                                       

                                       ( به نام خداوند بخشاینده مهربان)

( آیاداستان قیامت به تورسیده است ؟ چهره هایی درآن روزسرافکنده اند.کارکردند وخسته شدندولی نتیجه ای عایدشان نشده است .به آتش سوزان واردشوند.ازان چشمه سوزان سیرابشان کنند غذایی به جزخارتلخ ندارندغذایی که نه چاقشان می کندونه گرسنگیشان را رفع می نماید چهره هایی درانروز باطراوتنداز تلاش وسعیشان راضیاند دربهشتی عالی جای دارند. که دران هیچسخن بیهوده ای نمی شنونددرآنجا چشمه ها جاری است درآنجاتخت های بلند قراردارد وقدح هایی آماده درکنار. وپشتی هایی مرتب ومنظم .وفرشهایی گسترده آیا به آفرینش شتر نمی نگرندکه چگونه خلق شده است ؟وبه آفرینش آسمان  که چگونه برافراشته است ؟ وبه آفرینش کوههاکه چگونه در جای خوداستوارگردیده اند وبه آفرینش زمین که چگونه گسترده شده است ؟ پس جهانیان راتذکرده.زیرا تو *فقط تذکر دهنده ای . *زیراتوبرآنها مسلط نیستی که مجبور به ایمان آوردنشان کنی مگرآنکه به حقایق پشت کنندوانکارکنند چنین کسی را **خداوند به اشد مجازات می رساند زیرابازگشت همه شان بسوی ماست. وسرانجام حساب عملکردشان برعهده ما خواهدبود. ) سوره غاشیه بطورکامل

دراین سوره ازتسلط الله برمخلوقات آیه آورده شده است .شمامیتوانیدتنهایکی از هزاران مورد  تضاد واقعی تفکروپندار حکومتگران ایران را با دین اسلام محمدص دراین سوره به زیبایی بخوانید .

دی .ای اصلاح طلبان حتی باد هم به این سرعت تغییر مسیر نمی دهد.جنبش سبز ازاراده الله به ظهور رسید تا همه بدانند که می توانند بخواهند آنچه را که الله اراده کرده است

 *وعیسی بن مریم آمد تا زنگار فتنه را عبادتگاهها وکنیسه هابزداید

زیبا روز ولادت پیامبرعشق ودوستی را به همه مسلمانان ادیان الهی تبریک وتهنیت میگویم .

                                                                                                                  ایران ما ( خوزستان)   

 

   قاب وارونه ارتداد ومن ( من در اینجا یعنی شیطان)

Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
                                                  بسم الله الرحمن الرحیم                              قاب وارونه ارتداد ومن ( من در اینجا یعنی شیطان)                                                                                                                                                      )وما انسان را از گل خشک و لجن بدبو آفریدیم . وجن را پیش ازاین ازآتش گرم وسوزان خلق کردیم . ویاد آرهنگامی راکه پروردگارت به فرشتگان گفت .*می خواهم بشری را ازگل خشک ولجن بدبو بیافرینم . وچون آفرینش اورا تمام * کردم وازروح خود دراودمیدم به فرشتگان گفتم همه اورا سجده کنید .همه فرشتگان سجده کردند مگرابلیس که ابا کرد ازسجده کنندگان باشد)   جملات بالا ازگفته حق الله است وجملات  زیراززبان جبراییل بر پیامبر نازل میشود (خدا گفت ای ابلیس .چراتو همراه دیگران آدم را سجده نکردی ؟ گفت نمی خواهم بشری را سجده کنم که اورا از گل خشک ولجن  بدبو آفریده ای .خداگفت از میان فرشتگان بیرون رو که از درگاه ما رانده شده ای وتا ابد نفرین برتوباد .گفت پروردگارا تا روز قیامت مهلتم ده خدا گفت  تواز مهلت یافتگانی .البته تاروزیکه وقتش معلوم است .گفت پروردگارا به خاطر اینکه *مرا فریب دادی .در روی زمین بدیها را درنظرشان زیبا جلوه گرکنم وهمه آنها را گمراه سازم . مگرآن بندگانی که کاملا مخلص و تسلیم توهستند .خدا گفت  .این راه راست وتسلیم حق بودن .راه درستی است که به من میرسد .توبر بندگان من هیچ تسلطی نداری مگربر کسان گمراهی که از تو تبعیت کنند .)  سوره حجر . آیات بیست وشش تا چهل ودو بیرون رفتن جن از گروه ملائک درآغاز کوری .کری .ناتوانی از درک وفهم جنون واراز نظمی بوده  است  که در بین ساکنان عرش حاکم می بوده است .وناتوانی از برخورداری ازاستعدادها و ویژگیهای ثابت در یک انسان کامل را باتسلط شیطان  ودر تضاد با راه الله در بین اکثریت  وبعضی از اهل کتاب همه ادیان می توان دید. راه د رست . راه تسلیم تنها راه خاص رسیدن به الله است  شک در نظم . شک در ولایت وحکمروایی الله یکتا خالق انسان را دچار آشفتگی می کند واما ملائک که قبلا گفته شد ملائک به گروهی اطلاق شده است که در مخلوقات خاص الله دلالت بر ثبات واراده را تقویت میکرده اند یاری انسان در اراده شنیدن  ودیدن درست. درست فهمیدن.درک حس بی نهایت صادقانه. بصورت القاء از راه دور.با روشی تقریبا نزدیک به عمل وسوسه شیطان اماازطریق وروش مثبت آن . تفاوت بین روش ملائک با روش وسوسه شیطان در اینجا ازتضاد ویژه ای برخوردار میشود توجه داشته باشیم که ملائک وشیطان هردو درعرش دریک گروه قرارداشته اند .یک گروه یک دست ومطیع   .و می بینیم که نفی ورد وحرام دانستن یک واجب باعث از بین رفتن متعادل پیروی از روش منظم تسلیم محض  میگرددو در بهشت وزمین سرنوشت دو موجود انسان وابلیس  را دستخوش تغییر می کند . ملائک وشیطان  هردوازیک روش القا و وسوسه دردو جهت متضاد ومخالف استفاده می کنند . آب همچنان مبدا ء ومنشاء حیات عاقلانه و ثابت درماهیت ملائک میشود تلاشی بی وقفه برای تشویق  انسان به گوش کردن به گفته الله حق یا حجابی نامریی . ما درقرآن می خوانیم  که ( سابقون )یا گذشتگان وگذشتگان . وگذشتگان ( این آیه را می توان در چند نگاه معناوتشریح کرد.این آیه از تسلیم محض  سه نسل ازایمان آورندگان می گوید وبه این نکته توجه داشته باشید که این الله خالق است که رسول را ببینید رسول خود را ازمقام برتری در بین انسانها ی آینده بر گذشتگان مومن نیز آگاهی میدهد ) نسل آینده باید ازیک نظم پیروی کند که عدم رعایت آن باعث بدعت وارتداد از آیه فوق می باشد اگرچه هرآیه ای از قرآن که توسط ایمان اورندگان نفی وانکاربشود در واقع چهارچوب توحید وکل  آیات  قران را نفی ومردود کرده است واین ایه ازیک نظم جبری  حاکم بر همه مخلوقات برای نزدیک شدن به الله  می گوید واختیار درآن هیچ نقشی ندارد وما می بینیم این بدعت وطغیان بصورت کفر ازعرش آغاز میشود توسط ایمان آورنده ای که قبل ازخلقت آدم ازجمع ملائک بوده است .و عجیب است  که ملائک ازجنس انجیر یا عنصرآب و گروه جن با شاخصه عنصر آتش در یک  گروه بوده اند در کنارهم اما با دو ماهیت عملکرد ذاتی مخالف و در تضاد باهم .  جن ابلیس از درکنار بودن وهمجواری با گروه همتای خود انجیر با عنصر آب برای در بارگاه الله بودن سود می برده است .آب نمادی برای رسیدن به آرامش وامنیت او در عرش بوده است . درهمینجا می توان نتیجه گرفت که گروه جن نیز چون انسان به یاری ملائک آبی محتاج ونیازمندند . وجن دراثر فقدان استفاده  ازآب بصورت دائم ** خواهد مرد . مرده ای که باید ببیند امانمی بیند .باید بشنود اما نمی شنودو..... شیطان بدون آب موجودی مردود است . وقتی می گوییم که یک مشرک یک کافر ویامرتد باطل  است یعنی آنکه مرده است مثل شیطان .هرانسانی که مطیع شیطان بشود از تاریخ وادوار تکامل حذف شده است  تصورش را بکنید که او وبقایای نسل او در آتش خواهند سوخت . ما جن وشیطان را نمی بینیم .نمی توانیم ببینیم . درجهان خاک آنهارا رویت نمی کنیم این شخص هم همین حالت را در ادامه زنجیره تاریخ انسان پیدا می کند این یک نظم جبری است.او از آب دور شده است مثل شیطان آتش . جن لاجرم برای  زیستن در زمان متوالی ودائم  در کنار مقام بزرگ عرش ودراوج الله حی به آب نیازمند است  اما درعمل نیاز به آب را ردکرده است.خودرا فریب داده است اوازملائک ( ایمان آورنده) تابعیت نکرده است .آیه پنجاه ونه سوره  نساء از تابعیت نکردن از درجه برتر ایمان در بین ایمان آورندگان می گوید وضعیت ابلیس در عرش مصداق معنا و تعبیر این دوآیه است باید دانست که شیطان درصورتی به گروه ملائک بازخواهد گشت که مثل انسان مثل ملائک  انجیری وآبی بهره منداز آب باشد. آب به شکل نمادین ازنمایش  ایمان درمخلوقات بینا . شنوا. فهیم . با قدرت ادراک وعقلانیت بالا وبرترمیگوید. در آیه بالا می خوانیم که الله می گوید جن را قبل از آفرینش انسان خلق کرده است .از آفرینش آدم از گل خشک و لجن بدبو می گوید .گل خشک .لجن بدبو .وبه این آیه توجه کنید  (این خداست که هر جنبنده ای را از آب آفریده واکنون بعضی از آنها برشکم خود می خزند وبعضی روی دوپای خودراه می روند وبرخی بر چهارپا .خداوند آنچه بخواهد خلق می کند زیرابرهرکاری تواناست) سوره نور آیه چهل وپنج جنبندگانی برروی دوپا . چهار پا راه می روند ویابرشکم می خزند.شکل ظاهری موجوداتی که انسان (می بیند ).وزن دارند . جا اشغال می کننداز مادیت خاکی هستنداما ملائکه انجیر وجن آتش؟آنها بر روی خاک نیستند انسان قدرت واراده دیدن آنها راندارد. الله هرجنبنده ای را ازآب خلق کرده است زندگی بخشیده است یعنی اگر آب را از موجود خلق شده اش بگیرد پس اورا از ادامه حیات تحریم کرده است . گل خشک . خاکی مشابه خاک رس یا سفال از اعماق آب مثل آجر که بسرعت خشک ویا داغ میشودو گل ولجن ازقعرآب آبی که روزی زمین را مغروق  ساخته بوده است . از روی زمین غرق دراب به عرش برده میشود . بعد از خلقت آدم اولین عصیان انسان به نام شرک روی میدهد . با گناه آدم وحوا دربهشت زمین بدون هیچ اراده واختیاری ازمیان آب خارج میشود . توجه کنید که  وقتی که کفر شیطان اثبات میشود واوازآب محروم میشود به دلیل رویگردانی  وبی اعتنای حق  .نور . خیر . صدق  و...می باشدو در کلیت  همه گروه جن زنده ازآب  مورد بی اعتنایی  ومحروم از نور حق ......به عنصر اصلی خود آتش برمیگردند وازعرش خارج میشوند و وقتی آدم وحوا در بهشت  تحت وسوسه های مداوم شیطان به شرک مبتلا میشوند  به دلیل  رویگردانی حق ونور وخیر ونعمت و.... از او ومخلوقات مرکب از خاک واز جمله زمین از آب خارج وتبعید میشوند .اما توبه عاجزانه آدم موقعیت استفاده از آب را تا روز موعودبرای انسان مهیا می کند .و آب در خدمت انسان قرار میگیرد بطور مستقیم .رودخانه ها .دریاها و.... وبطور غیر مستقیم .با بارش باران (غدیرخم) وحفرچاه و...... جوشش چشمه ای برای مریم س این حضور آب نشانه ایمان است زندگی است ونه مرگ ونه آتش .تاآنجاکه هر نسلی به سجده خاک خودرا با حبل الله پیوند بزند در کنارآب به امنیت خواهد رسید. اما شیطان معلق میشود بین زمین و آسمان وآدم  ( ببینید در قرآن ما با دو چهره از نسل خود رابطه برقرارمی کنیم . آن آدمی که در عرش ساخته وپرداخته شده است با گل خشک ولجن بدبو. وانسانی که ازبعد از تولد اولین انسان با آب جهنده ویا منی واز خاک زمینی که همواره در خطر خشک شدن و آتش است تناسل وتوالد خودرا ادامه میدهد. (این خداست که شمارااز خاک ( خاکی که ازآب گرفته شده است ) آفرید وسپس از نطفه. آنگاه شمارا همسران یکدیگر قرار دادبدانید هیچ ماده ای باردارنمیشود ووضع حمل نمی کند مگر به علم خداوهیچ انسانی عمر طولانی نمی کندوهیچکس از عمرش کم نمیشود مگر آنکه در کتاب علم الهی نوشته شده باشد .بدانید این امور برای خداوند آسان است) سوره فاطر و آیه یازده ( او دانای نهان و آشکار است  واو قدرتمندبارحمت است .کسی است که هر چیزی را به بهترین وجه ممکن خلق کرد و آفرینش انسان را ازگل آغاز نمودسپس بقای نسل اورا در عصاره . آبی بی مقدارقرارداد.بعد قامت اوراموزون ساخت واز روح خودش دراودمیدوبرای شماگوش وچشم ودل آفرید.شکرگزاریتان چه اندک است.) سوره سجده آیات شش .هفت .هشت ونه آدم س از لحاظ محیط زندگی وابستگی بیشتری به آب داشته است.وکمیت وکیفیت آب در زمین بر ما انسانها نیز تاثیر مستقیم دارد( این برای من عجیب است که مسلمانان دین عیسی  س مسیح  وموسی س از مشروبات الکلی استفاده می کنند در حالیکه حرام وحلال در دین الله تا ابد یکسان است؟) پس ما نسل زمینی در خطر بیشتری از فقدان ویا محرومیت از آب هستیم در قرآن آمده است که آفرینش عیسی س. یحیی.س چون آدم بوده است آیا عجیب نیست که  باتولد عیسی  س ما در یک آن آب را در محل ولادت او می بینیم . *(به نظر شما چه زمانی اولین انسان به دنیا آمده است؟برای پاسخ به این سوال به آفرینش حوا ی مادر از پهلوی آدم فکر کنید وبه این فکر کنید که حکم الله لایتغییر است وحرام الله تا ابد حرام است وحلال الله برای ابد حلال خواهد بود وحد وسطی برای اندیشیدن به پاسخ این سوال وجود ندارد خلقت نوع بشر از آدم شروع میشود.وفقط پسران آدم  پس فرزندان آغازین نسل بشر همه مذکر بوده اندوبعداز خلق حواها از پهلوی این پسران آنها  نسل جدیدی را  که به خاک وماهیت خاک نزدیک تر است به جهان تقدیم می کنند که با ازدواج با فرزندان  آدم وحواهایی  که از هرتوالد نسل به دنیا آمده اند می توانند ازدواج کنند پسر عمو . دختر عمو.پسر خاله و....  یکدیگرند الی بعد) آدم بر خاک هبوط می کند  .سرنوشت زمین بعد از خروج از آب تداعی زندگی جنین انسان  که در کیسه آب شناور است وبعداز آب خارج میشود رابیان می کند وباید بعداز آن در فضای قابل تنفس خاصی زندگی بکند. زمین روزی کودک بوده است . انسانها باتوالدوتناسل زمین را بزرگ کرده اند انسانها ی اکثریت . مثل فرزند نوزاد انسان که  مایه حیات خورا از خاک میگیرد وبزرگ میشود ودر مجموعه اکثریت رشد میکند انسان از خاک تغذیه می کند وزمین انسان را می بلعد.و با هم مرگ را تجربه می کنند هر انسان کافر ویا مشرک ومرتدی که به خواب ابدی میرود در واقع مرگ زمین را تسریع می کند اوتا زنده است مهلت بازگشت دارد.. هرچه از باطل است واز شکل طبیعی خود خارج شده است چه از جامدات وسیالات باشد وچه از نوع مخلوقات برتر الله مثل انرژیهای هسته ای .زندگی درکفر وشرک وارتداد . قتل بیگناهان . بلایای طبیعی مثل زلزله . رانش زمین . آتشفشانهاو........جنگها .بمبهای ویرانگر ویا اصرار بر تشکیل امت واحده که پیروان ادیان توحیدی راتهدید به نابودی می کنندویا برتری دادن وولایت  قوانین بشری بر ادیان الهی وهر گونه انکار ورد آیات ونشانه های واضح الله که اساس آن بر ارتداد کفر وشرک  محاسبه بشود زمین را به سوی نابودی سوق می دهند ( در اینجاحق آنست که گفته شود در همه ادیان الهی هرکس اقدام به تولید . فروش . واستفاده از بمبهای ویرانگر ویا انرژیهای هسته ای از نوع مفید ومضر آن بکند وبا این تفکر واندیشه که آن را حق مسلم ؟ نوع بشر فرض کرده باشد از دنیا برود به دین شرک  ومرتداز دنیا رفته است  کسی که معتقد باشد به  نظام حکومتی که انسانی را جانشین الله ویا پیامبربداند وبا این تفکر از دنیا برود به دین کفر از دنیا رفته است .به خاطر داشته باشید که الله شرک وکفر را برای نوع  انسان مردود می داند گناهی بدین وسعت خشم وغضب الله را برمی انگیزاندنور وحق ونعمت و...وهرچه از الله است را از مشرک ومرتد و کافر دور می کند)  آب را ازنوع بشر دور می کند آب نجات بخش است قرآن بزرگ  نقش آب را در زندگی  ایوب س پیامبر برای بازگشت به زندگی  بخوبی نشان میدهد( اگر انسان متقی ورستگار می تواند عمر جاودان پیدا بکند درواقع یک اشاره است که ما می توانیم با ترویج دین و دوری از آنچه باطل خوانده میشود زمین را برای توفیق در دست یابی به عمر ابدی یاری کنیم .وعجیب است که در جهان ما هر کار وعمل زشتی را انسانها زیبا می بینند  دزدی ها . تجاوز .تهمت بستن به بیگناهان شکنجه .حبس حق خواهان و..... آیا شیطان جز به این عهد وقول پایبند است؟ شیطان با ایجاد وسوسه انسان را تشویق به اعمالی می کند که انجام وارتکاب بدان در دین الله  زشتکاری ومردود ومنفورگفته شده است .ای وزراء. ای روحانیون مدعای ملبس به لباس پیامبری؟ ( آه ای خواص)ای شما رهاشدگان که درهای مجالس ؟چندگانه را بروی حق بسته اید آیا شما بیدارید؟از شما می پرسم .کلام آیات  حق الله را با یک اشاره قربانی کردن . حق را باطل دانستن  با زیاده خواهی و تعلق به دنیا  کار زیبایی است ؟.  بیت المال را تاراج کردن عمل زیبایی است؟  تاییدورضایت از قتل عام مسلمانان دیگر کشورها. وشکنجه وقتل بیگناهان کار زیبایی است؟گمان من این است که شما با تابعیت از( اصل ولایت فقیه) از کشتی نجات نظام او چون برجی که فرعون برای دیدن خدای موسی س ساخت به بندگی دنیا دلخوش کرده اید .از شما می پرسم آیا فرعون توانست الله را ببیند ؟ ) (فرعون گفت  ای درباریان غیراز خودم خدای دیگری را برای شما؟نمی شناسم  ای هامان .آتش کوره رابرخشت های خام بیافروزوبرجی بلند برایم بسازتا ازآن بالا روم وازخدای موسی اطلاع یابم هرچند که اورا ازدروغگویان می پندارم)  سوره قصص . آیه سی وهشتن آن بالا روم واز خدای موسی اطلاع یابم  هرچندکه اورا از دروغگویان می پندارم لقبیقیبببلبزببآن بالا روم واز خدای موسی اطلاع تتتتتتتتتتتتتالبیسشثفممممم   واما اکنون در عصرما زمین روبه پیری گذاشته است هردم از حجم واندازه زمین کاسته میشود زمین بتدریج  تبدیل میشود به آن شکلی که تولد یافته است . مثل انسان که بزرگ میشود ودر پیری دوباره کودک میشود  وقرآن می گوید (بدانید هرکه را عمردرازدهیم دوباره به ناتوانی اولیه اش بازمی گردانیم (مثل دوران کودکی) چرا در این موارداندیشه نمی کنند) سوره یس. آیه شصت وهشت                                                      ویا میگوید (اماما آنچه را زمین ازبدن آنها می کاهدمی دانیم .زیرادرنزدما کتابی است که همه چیز دران محفوظ است)سوره ق آیه چهار  زمین خاک  انسان را می بلعد.پس چرا زمین کوچک میشود؟ آتش خاک را میسوزاند. انسان با عملکردزشت ونادرست خویش حق حیات وبقا دائمی را از خود میگیرد . اکثریت  انسانهابا کفر . شرک وارتداد خاکی که در آرامش آب زندگی کرده است به سهم شیطان می سپارند واو...شیطان فقط به خاک ظاهری آدم به زیبایی خاکی او حسادت می ورزد .وبا وسوسه هایش به انسان می آموزاند که خاک زیباست  خاک پرستیدنی است . وانسان دائم خاک می خوردحرص می خورد غذا .طلاجات .خانه ها . ثروت زیاد وزیادتر . او باید مثل شیطان  دیوانه بشود جنون بگیرد وخاک بخورد(تاخودرا بسوزاند) وکره ما دچار حقارت وکوچکی بشود . در قرآن آمده است  که انسانهای رستگارهرگز نمی میرند . خاک آنها در جوارآب در بهشت به حیات ادامه میدهدآب به رستگاران ایمنی می بخشد .بارش باران را در مشهدالرضا  در زمان حیات حضرت رضا ع پس از دعای باران باید نشانه چشمداشتی از سر مهر الله دانست. نشانه خیر .نور .نعمتی که مردم آن زمان علاج ان را نمی دانستند .معنویت واستغفاردعا برای بارش باران آکنده از نور .خیرونعمت وبرکت  است برای نوع انسان. اماانسانهای نفرین شده در جبر هستند به زندگی در آتش وخاک میسوزد هرچه داشته باآن رشد کرده تغذیه کرده از حرام . باطل ومرده با او خواهد سوخت . این سرنوشت جبری اوست ..هماناانسان زمین را کوچک می کند دنیای او کوچک است پست است و چرا خاک ما در قبر تجزیه میشودو چرا زمین کوچک میشود. یک سرنوشت است برای همه ساکنان خاک که ازآن گریزی نیست.در قرآن آمده است  روزموعود زمین واقعی را زمینی که روزی غرق در آب بوددر شکل واندازه اصلی مشاهده خواهیم کرد  ( آیانمی بینندکه ما پیوسته عمر زمین را ازهر طرف کم می کنیم ؟ این خداونداست که جاودانه حکومت می کند هیچکس توانایی  جلوگیری از حکم اورا ندارد واو کسی است که سریعا به حسابها رسیدگی می کند ) سوره رعد آیه چهل ویک هشدار.به پایان دنیا و محاسبه اعمال با تفکر به چرایی کم شدن حجم کره زمین .    واما بعد از اتفاقات واقع شده در عرش در مقام برتر انسان ودر مقام شیطان نزول خاصی داده میشود و نظم برتری مخلوقات ( سابقون .سابقون .سابقون)در عرش با آغاز هبوط آدم ورانده شدن شیطان آشفته میگردد. آن هم در زمانی که انسان یا آدم وحوا بایداز لحاظ ایمان بر سابقون  برتری داشته باشند ودر گروه واصحاب اولئک المقربون  قرار بگیرند .   درعرش هر بار که گروهی از مخلوقات  ممتازخلق میگردند گروه قبلی به  برتری گروه جدید ایمان می آورند .این یک قانون الهی است  اما جن . جن ابلیس  زیبایی آدم را نمی تواند بپذیرد . اوفقط می تواند جسم او را  ببیند اماچون او مستقل نیست و وابستگی واتکائ او به آب زیاد است ( درگروه خودملائک)نفس یا دم دمیده شده ازالله  در جسم انسان را غیرعامدانه رد وانکار می کند (باوهم  خودرا فریب می دهد) اودر حالی طغیان می کند که هم گروه او ( ملائک آبی ) به گفته حق الله ایمان می آورند نظم اولئک المقربون در عرش با این انکار ونفی به هم ریخته میشود وما می بینیم که رویگردانی خیر ونور و نعمت .بی اعتنایی حق ازاین رانده شده از عرش و تحریم  آب  که ازبرکت  خیر ونور ونعمت است اورا تبدیل به موجودی ازآتشی کامل می کند  که تامعاد در مکان وزمانی به نام مهلت یافرصت بازگشت در حال ابقای  عهد خویش در عرش است . همه برجستگیها اعم از دیدن شنیدن . درک شعورو حس مثبت جای خودرا به ماهیت انفعالی ویژه ومنفی  میدهد واین یعنی ناتوانی یعنی تنزل و مرگ . اوبراساس این شخصیت  باید بصورت عادت ومستمر با الله که در عظمت حی وتوانا ودانااست در ستیز باشدیک بار ندیدن .دو بار ندیدن برای ابد ندیدن و یک بار نشنیدن .دوبار شنیدن وهیچوقت نشنیدن اورامدیون اوهام و عاجز از هر درک وفهم درستی می کند.  اگرچه شیطان در آیات بالا وهمچنین در آیات سوره ص اعتراف می کند  که اوهم به روز موعود یا معاد وپایان مهلت ایمان دارد.اما او به برتری الله ایمان ندارد به برتری گروهی که ازآنها طرد شده است ایمان ندارد( واگرنه خودرا ازانها جدا نمی ساخت). وبه مخلوق جدیدی که الله از برتری او میگوید نیز بی ایمان است اما موعود یا معاد را می پذیرد این یک نکته است برای کسانی که موعود را قبول دارند ومدعی بهشت وجهنم ساختگی خیالی نیزهستند  اما ایمان آنها نسبت به قدرت الله . نسبت به پذیرش ملائک ویا قبول گزینش  پیامبراز سوی الله درتضاد است( در این باره نیز می توان به اصل ولایت فقیه اکتفاکرد که عده ای جمع شده اند وخودشان برای الله نایب وبرای پیامبر جانشین ساخته وپرداخته کرده اند درمحاسبه آنها رای الله مردود شناخته شده است ویک انسان می تواند با یک اصل ادعایی بالاتر از پیامبر را داشته باشد شرک و ارتداد در ایران ما بیداد می کند)این اکثریت بعضی از اهل کتاب خودرا  در قضاوت وحاکمیت برتر از الله می پندارند (وادعا کردند که هیچکس به بهشت خداوند وارد نمیشود مگر آنکه یهودی یا مسیحی باشد .این آرزوی آنهاست .به آنها بگو اگر راست می گویید دلایلش را بیاورید. )سوره بقره آیه صدو یازده اگرچه این آیه برای بعضی از اهل کتاب اسلام موسی س و اسلام  مسیح س آمده است اما قابل ذکر است که بعضی از اهل کتاب  اسلام محمد نیز درایران ما وهم ( اکنون) مدعی چنین ادعای شرک آمیزی هستند  توسط فردی که خود را رهبر اعظم جهان اسلام محمدص می داند؟ بدبختانه این شخص اولین نفری است که  عامدانه از صدر اسلام محمد ص تا کنون بدعت ولایت انسان بر انسانهای خاک و ادعای امت واحده نظام ؟را مطرح می کندازحق مردم ایران ما است که  بدانند دوستداران او( آه  ای خواص ای خواص)و همچنین فرزندان این نسل از دوستداران این شخص؟( ولی  نظام من) ازهر دین الهی که باشند درصورت ایمان به  مخلوق الله درصورت مرگ به دین کفروشرک از دنیامیروند اودر یک کلام تکرار کفر شیطان وارتدادرا بصورت فراگیر وگسترده  برای مردم یک کشور موجب شده است واز مقام انسان به مقام شیطان ( جنی که روزی ابلیس نام داشت .وآب  که یک نعمت بوداز اوگرفته شد ونام اوتبدیل گشت به شیطان ) شیطان باطل .شیطان  موجود مرده ای که ازنور وخیر وحق وبرکت وفضل   نزول یافته است . این شخص زنده کننده واحیاء کننده  دین حرام . دین  باطل است که  دین توحید  آنراقرنهاست مرده  خوانده است باطل دانسته است واین عصیان وطغیان بر علیه دین توحید توسط انسان یعنی ارتداد .یعنی انسانی مردود شده . یک موجود مرده ابدی درمیان سابقون گذشته .اکنون وزمان آینده.بر اوست و باید و واجب است اونیزدراکنون ازنظم دیگر ایمان اورندگان پیروی کند قرآن به مدعیان چنین وهمی می گوید (به آنها بگو اگرراست می گویید که بهشت خدا وحیات جاویدان فقط ویژه شماست نه مردم دیگر. پس آرزوی مرگ کنید تا زودتر به وصال خویش برسید وهرگز آرزوی مرگ نمی کنند زیرا دستاوردشان زشت وپلید است وخدا ستمکاران را خوب می شناسد وقتی شخصیت شان را تحلیل کنی خواهی دید که آنها حریص ترین مردم به زندگی در دنیا هستند حتی حریص تر از مشرکان .برخی  از این ناسپاسان خودخواه طالب عمر هزار ساله اند اما حتی این عمر دراز آنهارا از عذاب الهی مصون نخواهدکرد وخداوند نسبت عملکردش بیناست) سوره بقره آیات نودوپنج .نود وشش . جنون وارتداد  در بین  این گروه از بعضی از اهل کتاب  وگریزان ازعقلانیت ومعنویت غیر قابل انکار است این گروه طاغی همواره با عدالت ونظم الهی دردنیای اوهام در رد وانکارواقعیات سیر می کنند .درآیات پنجاه ونه سوره نساء  به بعد قرآن از آشفتگی درنظم کلی رشد وتعالی می گوید که   باید و واجب است که مداوما وحدت  درایمان  در میان ایمان آورندگان جایگاه ویژه ای داشته باشد بقرآن گریزاز دایره ایمان در بین ایمان آورندگان را  با طغیان ابلیس ایمان آورنده درعرش  مترادف می داند. طغیان سامری  دربین ایمان آورندگان قوم موسی  س پیامبر از نمونه نزول از مقام در بین زمینیان است می بینیم که این نسل جدید به سادگی دچار گمراهی میشوند اگرچه بایدجبرا بر نسل قبل ازخود ( آنها قبل از ایمان آوردن به دین موسی س پیرو کفر وشرک فرعونیان بوده اند)درمقام ارجحیت  واولا تر باشند. سامری نیز در زمانی طغیان می کند که پیامبری از سوی الله برای این قوم مظلوم مبعوث شده است اونیز چون شیطان  می تواند به نسل برتری تعلق بگیرد که به دین الله متکی است  او.گم کرده راهی  است در بین سابقون . درست مثل زمان انتخاب آدم بعنوان برگزیده در عرش که  باعث شد ابلیس  از دایره ایمان آورندگان خارج ومطرود بشود درحالیکه هم گروه او ملائک آبی اکنون در قربت نور زندگی میکنند و اگر ما این آیه را این نظم کلی رارد کنیم ارتداد ورزیده ایم .در بعضی ازاهل کتاب این آیه با رد ادیان یا دین جدید بازیچه قرار میگیرد بازگشت به  آیین نسل مرده یا باطل واتکاء به دنیا جز موجب غبن واسف نخواهدبود .هرچه ماانسانها به خاک وابسته تر بشویم  در  نابینایی . کوری .کری . درک نادرست از فرامین الله  راخودخواسته  نافرمانی  شیطان راتایید کرده ایم اینست که شیطان می گوید من کارهای زشت را در چشم آنها زیبا جلوه خواهم داد .اعتراف شیطان به داشتن نیروهای خارق العاده منفی وقدرت نفوذ آتش در خاک را درآیه بالا می توان  آشکارا دید ( او کسی است که انسان را ازآب آفرید وبرای اونسب وسبب قرار داد (تا باعث ازدیادشان شود)بدان که پروردگارت تواناست) سوره فرقان آیه پنجاه چهار                                                 *******************************************.  دراینجا قرار است به پاسخگویی به یکی از نظرات خوانندگان رویاهای صادقه که در نظر خود نوشته ای در باره  وجودتشابهات ملائک  رابا انجیر ( اراجیف ) خوانده بودند بپردازم .این خواننده پیشنهاد داده بودند که من به کتاب نهج البلاغه حضرت  علی ع مراجعه کنم .من هم همین کار را کردم در مجموعه سخنان ایشان در باب چگونگی ظاهر ملائک اشاره کرده بودند به پاهای ملائک که به پرچم میمانند اما به عقیده من حضرت علی ع ملائک را از فاصله زیاد دیده باشندیاتعمدا نخواسته است از انچه دیده است بیش ازاین بگوید .من هم بیشتر از این نمیگویم و برمی گردم به قسمت حذف شده ای از یک رویا .که من متاسفانه نام آنرا به خاطر ندارم اما می دانم برای همه خوانندگانی که به رویاهای صادقه می آیند خالی از جذابیت نیست واما قسم حذف شده رویا ** در خوابم . به ناگاه احساس می کنم که پای کسی به پایم خورد  . زیر چشمی نگاهی به پای آن کس که  پایش به پای من خورده است نگاهی می کنم همه جا روشن است . روشن تر از روز .روشن تر از نور.دارم نیم خیز بشوم که بهتر ببینم . اما از وحشت نفسم رفت . حس اینکه آنچه می بینم چقدر وحشت آور است جز در کابوس نمی آید. از ترس هیچ چیزی نمی بینم پاهایی به شکل ریشه در خت . که چون پرچمی با رگهایی از ریشه درخت  که بسیار زیبا و  یکسان بریده شده اندقوی و زنده اند .من حتی زنده بودن آن را حس میکردم . تمیز ند وپاک سفیدند. ایستاده اند ومثل پاهای ما بر زمین تکیه دارند زنده اند وفاصله کم با اومرا بیشتر می ترساند شاید پنجاه سانت . ... من می ترسم .من هیچ نمی بینم . خودم راآن من دیگرهم اوکه خوابیده است را نمی بینم .احساس می کنم بالاتر رفته ام از جایی که خوابیده ام در رویا . جسمم را رها کرده ام . جسمم را گم کرده ام . هیچ چیزی نمی بینم . نفس نمی کشم .اما من لاجرم باید به جسمم برگردم  .نمی دانم چه مدت در این حالت دوری از جسمم هستم .در تنه خودم احساس سنگینی میکردم مثل آن میماند که مرده باشم .برمی گردم. من اورا جسمم را نباید رهاکنم . زمان رهایی او نرسیده است .من هنوز مهلت دارم با اوباشم. برای اولین بار دارم خودم را گول می زنم . آن هم در رویا . نه او امام آخرین در غیبت است . دوباره به او نگاهی می اندازم .لباس بلندی به رنگ کرم پوشیده است .اما من پاهای اورا نمی بینم .این لباس انقدر بلند هست که پاهای اورا دیگر نمی بینم . و..........) بله من درباید اینجا از این خواننده  خوب تشکر کنم که به من پیشنهاد دادند تا سخنان حضرت علی ع را در باره ملائک مطالعه کنم وبه راز بزرگی که در رویای خودم که برای من تجربه بزرگی بود آگاه بشوم . گاهی فکر می کنم هیچکدام از رویاهای من سهوا رویت نشده اند بلکه هرکدام ره آوردی از آشنایی با جهان کائنات و پاسخ به سوآلات و خواسته های من را باخود دارند .پاهایی به شکل پرچم که بر زمین راه می روند همراه با یک بوی خواستنی . مثل بوی زندگی   یا بوی برگ انجیرواما                                                                رویای صادقه( بازگشت) آقای منزل به سفر رفته است  ومن منتظر بازگشت اوهستم اما  خواب مرا با خود میبرد . ساعت از دو ونیم گذشته است *درخوابم ونمی دانم چرا. صدای در می آید . آقای خانه وارد حیات میشود . منتظرم کلید در قفل در ساختمان بچرخد  . صدای کلید می آید که در قفل می چرخداما نه . هیچ خبری نیست .نیم بیدارم گوشهایم را تیز می کنم  نه .نه  انتظار بی فایده است *باز می خوابم هیچ  اراده ای ندارم که بیدار بمانم . صدای در حیات می آید .آقای خانه وارد میشود البته حس میکنم که وارد میشود . من درخوابم گوشهایم تیز میشوند که صدای چرخیدن کلید در ساختمان را بشنوند .صدا ی کلید را می شنوم که درقفل میچرخد امانه .بیدار میشوم . نه .خبری نیست . *باز خواب مرا با خود می برد . در حیات بازمیشود بسته میشود . آقای خانه در حیات است .من درخواب منتظرم در ساختمان با چرخش یکباره کلید باز بشوداما نه .همه جا تاریک است .من در خوابم .کسی دارد با یک شی به در ساختمان میزند .  من بیدارمیشوم سریع پایین می ایم .اوست آقای خانه . دارد با کلید به در می زند . در را باز می کنم .او میگوید کلید در ساختمان را ندارد. عجیب نیست سه رویا مداوما تکرارمیشوند .ودر رویا من همه چیز را می بینم . نظر تودر باره این رویا چیست ؟ آیا من از قبل می دانسته ام که او کلید را باخود نبرده است ؟ که نمی دانستم . ویاکه در دو رویا به من گفته شد که اوکلید را ندارد ومن متوجه این نکته  نمیشدم .                                                                            ****************************                                                      رویای صادقه (دوست سرد) *  در خوابم اما جسمم را حس می کنم . می توانم بفهمم .که از او دور نیستم .در رویا گاها وقتی به زمان بیدار می رسم چنین حسی را دارم .صدای همهمه ای می شنوم . صداهایی از بالا می شنوم . اما جز پرده ای از تاریکی هیچ نمی بینم . دورند اما دوری انها فقط در فاصله نزدیک است . دارند با هم صحبت می کنند مگر ساعت چند است . یک خنکی یک هوای خاص به من میگوید آنها آشنایند .اراده  می کنم بلند بشوم اما جسمم بامن نیست . سنگین است . نه باید کمی دیگر اورا در خواب تحمل کنم . گوش می دهم به همههمه ای که از آن هیچ نمی فهمم . چه خنکای عجیبی .به من حس آرامش . حس امنیت کامل می بخشد ..من در خوابم   آن خنکی لطیف کم کم جایش را به یک سرمای خواستنی میکند یک موجود یک نفس زنده با جسم لطیف خودش به گونه چپ من خودش را میمالد .نرمش  سرد اوبرگونه چپ من مثل یک شی پشمی شاید بالی به لطافت کرک میماند که قصد زحمت ندارد اماهمین تماس نفس مرا وجسم مرابه آرامی با خود می برد..من  باید بیدار بشوم ؟و جسم من گویا همین را می خواست . شی سردبعد ازکشیده شدن بر صورتم با نرمی روبه بالا می رفت.صورتم سرد شده است . آن موجود زنده سردهم به سوی بالا کشیده شد آرام . من واو ( من دیگر) باید از خواب بیداربشویم .  *اکنون بیدارم صبح زیبای تازه نفس ازراه رسیده است ومن بر زمین کوچکم که چون من کوچک است عجیب ترآنکه ای خواننده خوب باطری ساعت تمام شده است من از آن دوست که دراین نزدیکیهاست .و آتش را بر من سرد نگاه داشته است  جز این نمی پسندم جز این نمی خواهم که مرا رها نکند .                                                            *************************                                                           رویای صادقه(شرم ) *در خوابم آنجا کجاست .تاریک است  هرجا هست زمین مانیست .بالا ست یک جایی که دور است از جسمی که از خاک است . ان منم خودم را می بینم در حال قدم زدن هستم . در میان زنان زیبارویی که در دو طرف من در حال قدم زدن هستند .حرف می زنند شادابند . من تاریکم سرم پایین است در ظاهر به حرفهایشان گوش می دهم .نمی دانم چرا؟ گویا باید اینگونه ممکن باشد.احساس وزن می کنم .تاریکی من هم می گوید من با جسمم در آنجا هستم . آه این اوست که می آید او که دست معجزه گرش قرآن را نوشته است . بین من و ان زنان زیبا ودر سمت راست من می ایستد واو هم شروع به قدم زدن می کند .می ایستد .من هم می ایستم .آن زنان هنوز صحبت می کنند . ایستاده حرف می زنند . حضرت محمد ص  با یک نوع لحن سردی که نشان میدهد از طولانی شدن صحبت آن زنان راضی نیست  می گوید(( اوباید برود رهایش کنیدتابرود))سرمن هنوز پایین است من تسلیمم به آنچه او می گوید .آن زنان هرکدام به سویی میروند .او هنوز ایستاده است . می خواهد برود به من نگاه می کند وبعد پشتش را به من می کند .در یک لحظه من بر زمینم وبیدار زمانی است که باید بیدار بشوم . ساعتی از همه بودنها برخاک که جزو زندگی خوب من است .واین تقدیر از هیچ بشری دور نیست اگر اراده کند .                  *************************                                                      رویای صادقه (بیعت) گاهی روزها یک شک یک سو آل در کنار روزمرگیهای ماباعث تجربه یک شگفتی و یا معجزه میشوند  ما درایران زندگی می کنیم ایرانی که مردمان آن هرگز به ظلم ظالمان روی خوش نشان نمی دهند ما در ایرانی زندگی می کنیم که مردمان آن به سر سپردگی هیچ بشری پاییند نیستند. که تاریخ ایران ما در طی این تغییر وتحولاتی که ازرد ظالمان وحاکمان به خود دیده است خاطرات به یاد ماندنی  زنان ومردان این مرزوبوم را به آیندگان خواهد سپرد.  جانی که مال خودشان نیست برای کسی که جز نامی ندارد از کل هستی  فدا می کنند .برایش  گلادیاتور میشوند وقتل می کنند .درحالی که  خودنمی شنوند به همنوع خود فحاشی می کنند و.به آنچه که از خود نمی بینند تجاوزمی کنند با وهم وهذیان آنچه در دین محمد ص باطل است  بی رحمانه برخودودیگران روا می دارند؟ گاهی روزها با خودم می گویم .این یک کابوس است یا که نه واقعیتی است که ازآن گریز ی نیست . این روزها تعهد شیطان را برادعایش بیش از هر زمانی احساس می توان کرد .براستی چرا جهل در جامعه مابه این شکل گسترده قربانی میگیرد؟در حال قرائت قرآن هستم .آیاتی در قران هستند که مارا از بعد زمان در یک قرینه قرار میدهد  درتقابل با جنون ورنجی که در دوری از نور ما انسانها انرا ناآگاهانه تحمل می کنیم .این رنج  درونی مرا باخود می برد ان قدر که فکر می کنم ان نوری که در قرآن است در اتاق جاری است . زنده در کنار من است .سرم  کمی گیج میرود نمی توانم مقاومت کنم .خواب دارد مرا باخود می برد من این حس را بخوبی می شناسم . می دانم او دارد مرا صدا می زند وقرار است رویایی را تجربه کنم که اهمیت خاصی باید داشته باشد و خواب . مرا با خود می برد حتی تنفس من به گونه ای دیگر شده است . نمی دانم آیا مزه نور .بوی نور را می شناسید .این لحظه من با این تنفس از زمین به ماوراء سفر می کنم . به مکانی که جز ایمان آورندگان نمی توانند به در ک این بعد از بودن برسند. جسمم را می بینم اما ** در خوابم . آنجایم . آنجا یک مکانی را می بینم که آرام وخاموش است .  عده ای مرد را با لباسی خاص ( لباسی که روحانیت ما مدعی است لباس پیامبر است؟ ومن نمی دانم چرا؟) ایستاده اند در یک ردیف . پشت سر آنها تاریک است . من آنهارا از پشت می بینم . چند نفرند چهار نه پنج نفرند . ایستاده اند .ولی خواص ایران در وسط آنها ایستاده است. آنها روبرویشان را نگاه می کنند . اما مگر ان روبرو چیست ؟در مقابل انها روشنایی است . اما هیچکس نیست . من به آنجا میروم . باید بدانم کجارانگاه می کنند ودرست در روبرویشان قرار میگیرند . حالا آنها از من دورند . من ان بالا هستم . بالای آنجا . انجا که اورا می بینم . آن محمدص است بر زمینی ایستاده است که در سطح از من و ان نفرین شدگان پایین تر است وزمین مثل یک آسانسور بالا می آید . بطوریکه هم سطح انها قرار میگیرد من نگاهی به حضرت رسول می اندازم . بعد . آنجا هستم .رفته ام در آن قسمت که از زمین بالاتر است در هوا هستم .براستی من پرواز نمی کنم اما براحتی به هر کجا میروم .چهره او بی تاب از اطمینان  به خوداست رنگ  لباس اوهم روشن است باید در اینجا اشاره کنم که لباس او هیچ شباهتی به لباس مدعیان دین مشرکانه  نظام من ندارد .   ینده آیندگان      او روبروی آن پنج نفر ایستاد. با فاصله زیاد .شاید بیست متر .من نزدیک چهره اش شدم نگاهی به او انداختم . وبعد؟ من دوباره همانجایم در هوا در سمت چپ حضرت دارم اورا نگاه می کنم .او دستش را دراز کرد . دست راستش را . وبا انگشت اشاره اش آنهارا نشانه گرفت .دست اومستقیما بسوی ولی خواص ایرانیان قرار داشت .من مسیر دست اورا با کنجکاوی دنبال کردم . بسوی او بود ان کسی که  همه حق الله را بر خود واجب می داند .حضرت به او گفت (( تو مشرک هستی .تومشرک هستی )به چهره او نزدیک میشوم به چهره حضرت . او در عصبانیت وخشم است .چهره اش پراز خشم است .من فریاد اورا می شنوم . فریاداورا.. به دست پیامبر نگاه می کنم دستی که مسلط و با قدرت چون کمانی به سوی آنها اشاره دارد.سرم را آرام بر روی دست او گذاشتم من کوچک با آن روح نگران در آن لحظه به آرامش رسیده بودم . تصورش را بکنید که یک انسان دست مبارک اورا بگیرد . سرش را روی دست  اوبگذارد و چشمهایش را ببندد . مثل یک عروسک نرم ومومی از آن آویزان بشود. از دست مردی که جهانی را به نور می خواند . یک نور یک تماس با یکی از انگشتان ایشان که سرد بود بر پیشانی خودم حس کردم .  انگشت سردی که نور داشت .آه آن منم . دارم به اونگاه می کنم می خواهم بدانم نظرش چیست .چه می گوید؟ چهره اورا پر ازدرد دیدم . پر از رنج یافتم . حالا بر دستش می خوابم اما چهره اورا و حرفهای اورا می شنوم . به نظر تو ای خواننده خوب حضرت چه می گفت؟ فقط همین برای تو کافی که اواز رنج من که ازرواج شرک وکفر بر هموطنانم وساکنان خاک تحمیل میشود آگاه بود . وتنهایی مرا در تحمل این مبارزه و مجادله با قرآن با مشرکان وکافران برای من کاری سخت و رنج آور می خواند . چشمهایم بسته است بر دست او خوابم برده است . گویا نمی خواستم اورا رهاکنم نه نمی خواهم. سبک شده ام . شاداب هستم . خودم را از خاک نمی دیدم . . آنها هنوز ایستاده اند .ولی وچند نفراز خواص که لباس روحانیت ؟ پوشیده اند . بسویشان میروم . بالای سر آنها در هواهستم . نگاهی بدانها می کنم . عجیب است چشمهایشان بسته است . .  ولی؟ اما اوهم در خواب است . مثل مجسمه ای خشک شده است از یک موجود انسانی . سالهاست او خوابیده است .اما هنوز بر پای خود ایستاده است .آنها هم که دردو طرف او ایستاده بودند هنوز ایستاده اند. نزدیک میروم آن قدر نزدیک که چشم( ولی )را از پشت عینکش بخوبی می بینم . پلک نمی زند. نفس نمی کشد .فقط ایستاده است  آن اوست محمد ص.دست  معجزه گرش که  روزی قرآن رانوشت را می بینم .اورا نگاه می کنم روبرویش در هوا هستم. به چهره او نگاه می کنم . تنفسم زیاد میشود . یک فشار خاصی روی سرم حس می کنم . حالت ضعف ورعشه دارم . در چهره حضرت یک نیرو یک حس یک نوع جذبه خاص بود که باعث شد من دیگر توان نگاه کردن به چهره اش را از دست بدهم یک فشار خاص یک نیروی از بیرون از خواب باعث شد توان ماندنم را در آنجا از دست بدهم . نمی توانم نگاه کنم .نمی توانم به چهره اش خیره بشوم .دارم صدتکه میشوم .دارم بزرگ میشوم آن قدر بزرگ که در خواب نباید بمانم دارم بالا میروم پرواز می کنم اما بالی ندارم . . نفسم دارد می برد . یک نوع کرختی را در سرم همراه با فشارزیاد حس میکردم . سنگینی . تاریکی . ناتوان از نفس کشیدن  و آنها مرا به آرامی بر زمین رهاکردند مرا روی زمین گذاشتند .من با چشمان خودم دیدم که مرا  از یک حریم از یک حجاب به نرمی مرا روی فرش اتاق گذاشتند .چشمان من بسته است . ان یکی ان من دیگر است توی اتاق نشسته است بافخر وشادی مرا نگاه می کند .از زیرچشم می بینمش.  اکنون من براحتی نفس می کشم . من وزن خودم را سنگین نمی بینم . .آن اورا می بینم نمیدانم بگویم زمان پاره شد. اتاق پاره شد هوا پاره شد هرچه بود اورا آرام ونرم بر زمین گذاشتند .من دستهایشان را دیدم که چه مهربان مرا بر زمین گذاشتند. اکنون من بیدارم  آن نور عجیبی که ازمیان ورق های  قرآن در اتاق واطراف قران جاری بود هنوز در چشمان من موج می زند .اطرافم را روشن می بینم . دستم را بر زمین تکان می دهم .سختی زمین را هم می فهمم . بله زمین جای سختی است ومن افسوس می خورم ..                                                       ***************                                                          رویای صادقه( پرده) درخوابم. . آه آن منم آنجا خوابیده ام نه نه آن من دیگر من در خواب با صدای همهمه ای بیدار شد . صدا از بالا می آید من اما هیچ نمی بینم فقط یک صفحه یا پرده خاکستری رنگ را می بینم که همه جای آن بالا را گرفته است . صدا از پشت آن پرده می آید . می شناسمشان .من به آنها به خنکی وجودشان عادت کرده ام .برای لحظاتی آنها را از پس پرده می توانم ببینم . ایستاده اند ونجوا می کنند . من به آن بالا نگاه می کنم دارم به پرده نزدیک میشوم .از زیر آن دارم خیره به آن نگاه می کنم . هوا خنک است .من سبکم . با خودم میگویم اگر بالاتر بروم به آن پرده برخورد می کنم .وشاید روزی من با دستهایم  آن پرده که همه آسمان را گرفته است بگیرم وآنرا پاره می کنم.هوارا چون مه می بینم .حس سرما مرا خنک کرده است هنوز آن پرده را خیره نگاه می کنم دارم بالاتر می روم . واز خواب بیدار میشوم . صبح است . ومن در دیداربا او که به من رخصت داده است که در کنارش به آرامش برسم باید برخاک بیفتم .                                                  **************                                                         رویای صادقه ( سنگ)  *در خوابم . دراز کشیده ام وچشمهایم خیره زنی رانگاه می کنند که هیچ اشتراکی در طریق زندگیش با خودم  دراونمی بینم .مرتب حرف می زند .نمیدانم چرا بی اراده به حرفهای اوگوش می دهم . من تاریکم . دراز به دراز وروی دست  چپم خوابیده ام .در جسمم .تنفسی که  زندگی وحرکت را نشان بدهد حس نمی کنم. می رود برمی گردد وباز حرف می زند . من هم گویی به سنگینی خواب زنجیرم.آه هوش من دارد کار می کند دارم می فهمم که او این صحبتهای مداوم را تعمدا انجام میدهد .من باید کاری بکنم  . خسته شده ام تکان می خورم سرم را اینجا و آنجا می چرخانم . کسی نیست . آه باز امد .سوال می کند . فکرمی کنم غیراز حرف زدن و سو ال کاری نمی داند . مگراو نماز نمی خواند؟باز بلند شد ورفت .من باید کاری بکنم باید از شراو خلاص بشوم . وقتی آمد قبل از اینکه بنشیند چند گروه از سنگ جلوی پایش بود . من بادو دستم یک بسته از سنگهارا برداشتم ودر مشتهایم جمع کردم .حالا ایستاده ام .کجابروم . به آن طرف نگاه می کنم طرف چپ همه جا تاریک است اما شاید بتوان از آن طرف فرار کرد .توی تاریکی آنجا راه می افتم که بروم . حس کرختی دارم .  صبح درانتظار من است .هوا تاریک است اومرا صدا زده است که با او نجوا کنم که الله یکی است ومن هیچکس دیگری را جز اونمی خوانم آورده ام که شاید از این خواب گران بیدار شوند . آورده ام که حق انسانی خودم را به الله که مرا انتخاب کرده است به ملائکی که مرا یاری میدهند . وپیامبرانی که راه درست را با دستهای معجزه گرشان به من نشان داده اند و قرآنی که از انتظار می گوید از روز محاسبه میگوید و رویاهای مرا از کوچکی زمین به اوج بی نهایت نور برای دیدن وشنیدن  نوربه من ارزانی داشته است وبرای همنوعانم که زنده هستند بگویم وباز بگویم وچون محمدص بگویم .بگویم .بگویم .بگویم وباز.....من هم ازپیامبرم آموخته ام که هرگزخودرا بیگناه ندانم .در پناه حق باشید.                                               *************************************                                                                                           منتظری در انتظار نور                                                    به نام خداوند بخشاینده مهربان ( به او بگویید که به ما وحی شده است عذاب الهی شامل کسی است که حقیقت را انکار کند واز آن روی بگرداند .فرعون گفت ای موسی پروردگار شما کیست؟ موسی گفت پروردگار ما کسی است که به هر مخلوقی آنچه را که نیاز داشت عطاکرد سپس در مسیر هستی ( هستی؟ خواننده خوب) رهنمونش شد .گفت پس آنها که پیش از این می زیسته اند چه حال وروزی دارند ؟گفت آگاهی از آنان در کتابی نزد خداست .پروردگار من نه گمراه میشود ونه چیزی را فراموش می کند اوکسی است که زمین را برای شما محل آسایش قرار داد وراههایی در آن پدید آورد ولاز آسمان بارانی فرستاد وبوسیله آن انواع گیاهان را رویاندیم وپرورش دادیم .از این نعمتها بخورید وچهارپایانتان را در این سبزه زارها به چرا برید وبدانید که در همه اینها نشانه هایی برای خردمندان وجود دارد.ماشما را از زمین خلق کردیم وبه زمین باز میگردانیم وباردیگر زنده از آنجا بیرون خواهیم آورد.)                                     سوره طه آیات چهل وهشت تاپنجاه وپنج آبان .در آبان عاقبت باران بارید  الله  کارون را سیراب می کند. ایران ما.(خوزستان محروم .مظلوم)  ای مسئولان قبل از این از وضعیت اسف بار در بیمارستان شهید زاده بهبهان گفته ام .فقط همین بس که اگرقادر نیستید اگر نمی توانید .مجبور نیستید این کشور را اداره کنید .          

   قاب وارونه ارتداد ومن ( شیطان)

                                                       بسم الله الرحمن الرحیم

                                                 قاب وارونه ارتداد ومن ( شیطان)

(بگو (در زمان حال بگو.در زمان پایدار ومستمر وامری حال بگو .زمانیکه دربعدمکانی عرش یا بهشت ویا خاک محصورنمیشود وشامل اکنون مانیزمیشودشاید بدان دلیل باشدکه دین الله درزمان ادامه دارد وبودن دربعدمکانی بدون دخالت حق انتخاب ماوبطورجبری تاروزرسیدن به روز معادبه آسانی ازدست میرودودرروز معاد انسانها ساکنان عرش . بهشت وزمین آتشین راخواهند شناخت .اگربه کلام حق الله و آیه اطیعواالله واطیعو االرسول ایمان داریم پس اقتداء به الله ورسول برما واجب میشود که ازاراده الله برای هدایت انسانهادرمقابل خدایان فنا پذیر زمینی درزمان اکنون بگوییم .زمانی که نمیمیرد.بگو پروردگارمن(آخرین پیامبردراین آیه نمیگوید پیامبر قبل ازمن وبااستفاده از ضمیر شخصی من اشاره به نام هیچکس دیگری رادراینجا قابل ذکرنمی داند) مرابه راه درست هدایت کرده است.آنهم به دینی پابرجا(اینجا او دین خودراازادیان شرک وکفر و مکاتب مادیگرایی که نابود شدنی هستندمجزا میکند). به آیین ابراهیم تسلیم خدا .تسلیم خدا واو هیچگاه ازمشرکان نبوده است . ( به زمان توجه کنید پیامبراز زمان هیچگاه وزمان استمرار*نبوده است می گوید .سخن همه پیامبران زنده (بعداز ظهوردین ابراهیم)دراستمرارزمان گذشته تازمان اکنون که تمکین به لایتغییر بودن کلمه نه به شیطان را گواهی می دهد)بگو نمازمن وتمامی عبادات من وزندگی من .مرگ من همه از آن خدا آن پروردگار جهانیان است.هیچ شریکی برای اونیست وبرای تجلی این*معنی(از حرف به عمل.حرف مساوی عمل)مامورشده ام ومن سرآمد تسلیم شدگانم.بگو چرا غیرازالله را بعنوان پروردگاربجویم.؟درحالیکه او خودپروردگارهمه چیز است.بدانیدهرکس کیفردستاوردخودرامی بیند وکسی بارگناه دیگری را به دوش نمی کشد عاقبت بازگشت تان بسوی پروردگارتان است واو شما را نسبت به آنچه مورداختلافتان است آگاه خواهدکرد)آیات صدوشصت ویک.صدوشصت ودو.صدوشصت وسه وصدوشصت وچهار

 وقتی پیامبر ازهدایت خود به راه راست ودرست از سوی الله می گوید.غیر مستقیم به همه انسانهایی که دین توحید را پذیرفته اندمی گویدکه من هیچکس جز الله را قادر به اراده انجام چنین امری نمی دانم . هیچکس وهیچ حاکمیتی نمی تواند.قدرت ندارد ویادرنظام خلقت و آفرینش خارج از اراده انسان است که کسی بتواندبر زندگی ومرگ دخالت بکند.می بینیدکه دراین آیه پیغمبر ازانتخاب خود یعنی دین معنویت دفاع میکند اگرچه دخالت الله را عامل این انتخاب می خواند . ودرکلیت آیات هیچکس نمی تواندو قدرت معنوی عظیم آنرا ندارد(قدرت معنوی بر اساس رابطه ای نامریی.از طریق وحی و القا وارسال مرسلات (مکالمات الله درغیب درعرش .ازاولین اقدام به هبوط وپیوستگی ظهور پیامبران وکتب.مکاتباتی که هیچ موجودخاکی ازچگونگی ارسال آن اگاهی ندارد) که مردم را با تمسک به شبهات وموهومات به دین(کفر .شرک)ومکاتب مادی مطلوب خود اجبارکند.و این گفته حق گواهی است بدانکه  الله خود پیامبران وبندگان خاص را برمی گزیندبا توجه به این آیات هرکس اینگونه مدعی نظارت برانسانهای زمینی رابکندهرکس درانتخاب دین انسانهادخالت بکندولو اگرازمومنین باشدازدایره دین الله خارج شده است وجنون او اثبات ودردین الله مرتداست(همانندشیطان که دربهشت به دخالت درباورهای آدم وحواپرداخت ونظم ورونددرست آفرینش راکه الله حاکم برآن قادربودتغییرداد)وعبادات اوخیرات.حسنات.صدقات وهمه اعمال شخص مرتدکافریامشرک درزندگی باطل ومردوداست وچگونگی مرگ اونیزبابندگان خوب الله تفاوت دارداگرنتواندبه مقام یقین دردین برگردد.

(بدانیدکه هریک ازشما ازدینش برگرددوبا بی ایمانی بمیرد همانا کافراست وبدون شک دستاورد واعمال چنین افرادی دردنیاو آخرت تباه شده است وجاودانه درآتش خواهندبود)بقره آیه دویست وهفده

دراین آیه ما به اهمیت انتخاب پی می بریم .به دین گریزی کافران برخورد می کنیم .درآیین تسلیم تاییدهر آیه از قران بطورمجزا واجب است وردهرکدام از آیات در واقع ارتداد ازکل آیات الله است .نمیشود آیه الله راکه تاکید بسیاربرصبر وصلوه (نماز) داردپذیرفت بعد اقرار کرد که تشکیل امت واحده  دینی یا حکومت نظام ولی یاحکومت شاهنشاهی.یاحکومت پارلمانی  ..براجابت آیه الله در وجه صبر ونماز اوجب است .دراینجا گره کورسیاست دررقابت با دیانت الهی محکوم به بن بست نابودی و شکست است . پس جدایی دین از سیاست نیز مردود است واز ارتداد است ازقدرت ونیروی ایمان آورندگان گفته شد که آنها انسانهای کاملی هستند و دشمنان دین الله جبرااز لحاظ قدرت معنوی دچارماهیتی ضعیف هستند که قرآن برای محاسبه نیروی دشمنان دین توحید آنها را نصف قوای ایمان آورندگان خوانده است لازم است که بدانیم ازارتداد است که ما این آیه را ردکنیم .گفتیم که دشمنان دین یا اکثریت کافران ومشرکین ومرتدان همه انسانهایی معیوبند به دلیل جنون .یا جن زدگی یا تسلط جن. بعضی کورند .بعضی کرند . و....دربینش .درجهان بینی.درانتخاب اگرچه این گروه . مجموعه بزرگ اکثریت را میسازند اما در مقابل حق همیشه در تزلزل و ناتوانی هستند.آنها در مقابل خالق خود ایستاده اند. خالقی که به ضعفها وتواناییها و... انها بخوبی آگاه است پس شکست آنها نیزتوسط خالق نیزآسان خواهد بود.این گروهها ازدرک مرسلات عاجزندبواسطه آنکه آگاهانه به کسی پیوسته اند که از این درک ناتوان است آنها.ازفهم آنچه از الله بربندگان صالح ومومن نازل میشوند ناتوانند. نمی بینند.نمی شنوند.عقلانیت درآنهادر اوج پریشانی است وجنون آنهارا با حق بیگانه کرده است اینست که با استناد به این همه ناتوانیها وضعف خوددر وهم برای خود *خدا جعل می کنند.ولی را خدا می دانند.از فرعونها ازشاهان .ازقدرتها بتهایی برای پرستش میسازند وهیچکدام اززیرگروه این مجموعه بزرگ اکثریت .توانایی وقدرت اقرار به ضعف خودرا ندارندبه دلیل اینکه خودرا دربرتری می بینند.بگو هرکس مسئول اعمال ودستاوردخود است واین آیه وهم نیست.خیال نیست اگرچه تبلیغ است اماازحق است آغازانجام رسالت برای مردی بزرگ است.تجلی وجود الله تسلیم محض محمد ص به آیات و نشانه های او ازجمله مرسلات است .محمدص همه چیز خودرا ازآن الله می داند.

 ولی ؟ ایرانیان می پرسدچرا ازتاریخ بعداز اسلام چیزی نوشته نشده است.در باورمن بعدازحمله اسلام محمدص به ایران.کشوما تازمان اکنون ازبیماری اکثریت ( جنون)رنج برده است. کشورماهرگز مزه شیرین دین الله را تجربه نکرده است وهمیشه دردوگانه پرستی وچندگانه پرستی خدایان زمینی ازمفاهیم وپیام دین الله درغفلت بوده است .اسلام محمدص هرگز به ایران ما نیامده است ومادام که  خدایگان مختلف .شاهان. ولی هاو سلسله های گوناگون با نشان وبی نشان براندیشه . آزادی وعدالت مردم  حاکمیت می کنند ازدین مبارک محمد ص درکشورما اثری نخواهیددیدو تاطعم تلخ ارتداددرمتن جامعه ما رونق دارد بعد مکانی ایران ما نیز در زیرگردش جبری تاریخ محو خواهد شد.

 سهم چشمانی که نمی بینندوسهم گوشهایی که نمی شنوندقلبهاو عقلانیت وادراکی که تحت تسلط وهم باشدازآن شیطان است وقتی الله ازحاکمیت وقدرت نظارت خودمیگوید یعنی هرکس از مخلوقات چنین ادعایی را بکند مجنون ومرتداست سهم شیطان است. از ارتدادبا کمک از قرآن مرسل و ازخطای انتخاب دراکثریت می گویم.درادامه بحث ومجادله ای که به خواسته. پیشنهادو؟ آخرین معصوم غایب درمیان ما شما را نیزدعوت به همراهی میکنم من بعنوان یک ایمان آورنده منتظرمسلمان به دین محمدص درمقابل اجابت این خواسته مسئولم.دربحث ومجادله با قرآن ما از اصرار الله برتکراربرتبلیغ ودعوت درمقابل مشرکین وکافران بهره خواهیم برد.بایدگفت وبرهمه مسلمانان دین محمد واجب است که بگویند.عبادات ما.زندگی ما مرگ ما ازآن الله است.این یک هشداراست.پذیرش وایمان آوردن وتمکین به این آیه مانند دیگر آیات الله یک جبراست وبا انکاراین آیه ازسوی شاهان وولی ها این جبر مردودنمیشودونفی کنندگان منکران آیات الله  هستند که همواره باطل و مردودخواهند شد         

(عبادات من(پیامبر) زندگی من.ومرگ من برای خداست واین جمله جای تامل دارد چون به عبادات که ابعاد معنوی دارندقبل از زندگی ومرگ پیامبر اولویت داده شده است برتری معنویت وبرتری آنچه ماآنرا رابطه با غیب می دانیم بر زندگی ومرگ که ابعاد مادی دارند را بخوبی میتوان ازدیدگاه وبینش الله وحضرت محمد ص دراین جمله خواند این جمله یک جمله دستوری است از ملائکه وحی به پیامبرکه از سوی الله به او گوشزد شده است یعنی الله می گوید که عبادات تو برای من است زندگی ومرگ تو برای من است چون من تورا انتخاب کرده ام . این آیه تفکیک انسانهای مومن راازگروههای مختلف کفر وشرک نشان میدهد.این انتخاب الله جبری است.پیامبری برای رسالت.برای تبلیغ ودعوت. اویک مرسل است .کسی که ارسال براو وارد شده است.مثل موسی س. مثل عیسی س.مثل ابراهیم س مثل نوح س.مثل فرشتگان وحی رسان .مثل وحی مثل تلقین کلام الله ازغیب بر بندگان انتخاب شده وارسال برآنان اعمال شده است.می بینیم که مقام رسالت راهی به سوی انتخاب ندارد امادیگر انسانها درانتخاب دین الله وکفرمختارنداگرچه اراده الله بندگان خاصی راشامل فضل وکرم خود میکند.   

(ویادآرهنگامی که پروردگارتو به *فرشتگان وحی کرد .من با شما هستم .شما اهل ایمان را در آنچه * می خواهند ثابت قدم دارید و.......) سوره انفال  قسمتی از آیه دوازده

وحی نمودن الله به فرشتگان را پیامبربه چشم خود دیده است در این آیه اشاره شده است که جمع ملائک می توانندبا الله سخن بگویندوحامل وحی باشندو مجددا جبراییل یاد آوری می کند که فرشتگان  درتثبیت اراده انسانها ی مومن دخیل هستندوپیامبرمی نویسدفرشتگان از سوی الله مامور به راهنمایی ایمان آورندگان هستنداما گویاحاکم جعلی اصل ولایت هیچگاه این آیه را ندیده است  براستی چرا انسانی بااین همه بلاهت بایدادعا کند که به تنهایی میتواندمردم را به بهشت یا جهنم بفرستد .مگرابتلاء به جنون وارتداد اومغرض باشد. از نقش انتخاب آدم س درآیات زیرمی خوانیم.

 (ویادآرهنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت.می خواهم برروی زمین جانشینی بیافرینم.آنها گفتند.ای خداوند بزرگ آیا می خواهی موجودی را خلیفه قرار بدهی تازمین را به فساد وتباهی بکشد وبه ناحق خون بریزد.حال آنکه ما خودمان تورا به حکم ستایش تسبیح می گوییم وهر لحظه تقدیست می کنیم.وخداوند دانا گفت .من چیزهایی میدانم که شما ازآن بی خبرید وخدا نام تمام کلیدهای فهم هستی رابه آدم تعلیم داد. آنگاه فرشتگان را خطاب کرد وگفت .اگرشماراست می گویید نامهای این حقایق را برایم بیان کنید .فرشتگان گفتند ای خداوند پاک وبی نقص ما به غیرازآنچه خودبه ما آموخته ای آگاهی دیگری نداریم.این تویی که دانای حکیمی.آنگاه خداوند به آدم گفت از این نامها آگاهشان کن . وچون آدم از نامها آگاهشان کرد خداوند به فرشتگان گفت نگفتم که نادیده های آسمانها وزمین را می دانم و آگاهم از آنچه آشکار می دارید و آنچه پنهان می کنید. وهنگامی که به فرشتگان گفتیم آدم را سجده کنید*بی درنگ (فورا .سریعا) همه سجده کردند مگر ابلیس که متکبرانه از فرمان خدا سرباز زدو با این *تمرد از ناسپاسان شد )سوره بقره آیات سی تا سی وپنج

آیات بالا از یک سوتوجه به مقام بالای ملائک دارددرعرش که بهترین و پاک ترین مخلوقات بوده اندواز لحاظ تسلیم سرآمددرطریق پرستش قبل از خلقت آدم ومی بینیم که شیطان نیزکه از گروه جن بوده دراین جمع از ملائک محسوب شده است  پس با توجه به آیه دوازده سوره انفال مخلوق ایمان آورنده درعرش که دردرجه ایمان همیشه یکسان وتسلیم در فرمانبری او نیز آشکار بوده از ملائک خوانده میشده وجنسیت این مخلوق مطرح نبوده است واگر به آیه بیست از سوره اعراف مراجعه بشود می خوانیم(اما شیطان به هدف اینکه آنچه در بدن نهان دارندبرایشان آشکار کندآنها راوسوسه کرد و گفت خداوند شمارا از این درخت منع کردتامباداتبدیل به دو فرشته شوید وبه زندگی جاوید دست یابید)

رازاین آیه درتوجه مفرط به آنچه داریم وآنچه نداریم باتاثیرگرفتن ازوسوسه شیطان.توجه به جسم.به خاک وغفلت ازآنچه داریم(مقام آدم برتر ازملائک است)دنیاپرستی عامل موثر موثردرجنون والزایمراست

شیطان دراین آیه اقرارمی کند از روی آگاهی وآن هم اقراراست به توانایی انسان وامکان رسیدن به زندگی در عرش که دراراده آدم بوده است(می توانسته به عرش رفت و آمد بکند)واقراردیگرآنکه ملائک از عمری جاودانه برخوردارندعجیب است که آدم اینگونه ساده لوحانه گول می خورد درحالیکه درعرش برتری خود را بر ملائک بانمایشی از سجده زیبا از سوی ملائک و ساکنان عرش تجربه کرده است آیا می توان نتیجه گرفت که آدم از اینکه روح خودرا از طرف الله به هدیه گرفته است آگاه نبوده است؟ .به اقرار آیات الله  هیچکدام از مخلوقات الله این روح یا دم یا نفس یا زندگی را ازالله نگرفته اندجز آدم واین روح ودم یا نفس مقام بلندی به دلیل در یافت مستقیم ازسوی الله برای انسان درمیان مخلوقات عرش به همراه داشته است.بی ثباتی وعجله و حسرتی جاودانی برای بازگشت به عرش حاصل این وهم وغفلت استبرای فرزندان آدم. خطای جسمانی .گناه جسمانی آدم وحوا روح آنها را در موقعیت  جبری یک مبارزه قرارمی دهد با دشمن آشکار انسان .در اینجاازراه اشتباه آدم س گفته میشود (بیراهه های دور ازحقیقت سوره ص)برای تصاحب مقامی که برای او در واقع نزول از برتری از مقام بهشتیان بود . دراین جمله شیطان این حقیر (دردرگاه الله) شباهتی می بینم با سخنان ولی فقیه ؟ ایرانیان خاص که مدعی بود هرکس سوار کشتی نجات نظام او؟ بشود اورا وارد بهشت می کند وهرکس نخواهد سوار این کشتی اوهام او بشود او ازاهل جهنم میشود واقعامضحک است که دراین جمله شیطان جن وهمچنین ولی فقیه ایرانیان خاص (به عنوان انس)هردو برای اینکه مردم را وارد بهشت بکنندازآنها طلب به وهم ونادیده گرفتن وجودالله وطلب عصیان وطغیان برعلیه الله رامی کنندوبه وهم این دوشخصیت  گناه کردن یا تحت فرمان بودن آدم وحوا که درظاهر برای رسیدن به هدفی درست است (واردبهشت شدن=سوار شدن به کشتی موهوم)سرپیچی ازفرمان.حکم و آیه وگفته حق الله نخواهدبود.(اصل) ولی فقیه همان ولایت دروغین شیطان است باوسیله قراردادن نام دین وبا تسلط قدرت شیطان انس. واهی است وجوه شرعی ندارد مردم فریبی است و هیچ کتاب الهی آنراتایید نمیکند مگر یک نفر . وآن یک نفر هیچکس نخواهد بود جزشیطان. فریب عوام وسوء استفاده ازجهل مردم عامل بقای جلوه های گوناگون دین شرک وکفرشده است.به چشم بندی میماند.ترویج گناه .فقر.دروغگویی .دزدی .اعتیاد .فساد.فحشاء با توجه بیمارگونه بی اما واگربه یک جنبه آفرینش به نام مادیات.علاقه ای بیمارگونه به دنیا.برای تضعیف قدرت دین الله درروزمرگیها وازجمله سیاست .دراین(التهاب)دنیایی زمان زیبای اکنون برای ظهورحق هرگز واجب نخواهد بود که به واقعیت بدل وبه انجام برسد.اجابت بشود.الله  توحیدهمیشه دراولویت دوم است .درحاشیه است .وسیله است برای رسیدن به آخرین پله وآخرین راه برای افتادن برای سقوط دردام حسرت ابدی.بگو یک اعتراف به بودن در زمان حال که حق که فقط الله می تواند( لا اله الا الله ) وقرآن  از ما می خواهد که بگوییم  ومی گویدالله چنین می خواهدوپیامبر ما می خواهد که ما تسلیم باشیم به توحید (اکنون)که هرلحظه تکرار میشود وازابراهیم س تاکنون درحال گذرازمیان میلیاردها ومیلیاردها انسان مخلوق تا رسیدن به موعود فرصت زنده است برماانسانها که این حق ادا بشود مستجاب بشود چرابرای این گروه اکثریت سو آل برانگیز نیست ؟عجیب است که مفسرانی قرآن دردست .تورات خوان . انجیل دان و....الله راگم بکنند .

دعوت شیطان ابلیس از آدم وحوای برگزیده نزول از مقام برترین به مقام جن پست ترین بود و

   دعوت ولی فقیه ایرانیان دعوت نزول است ازمقام انسان برتر که بهشت حق اوست به تلاش بیهوده برای ماندن ابدی در آتش با توسل به حصارهایی به نام کشتی .وبهشتی دروهم وابتلاء به جنون ارتداد .راه اشتباه(طغیان) راهی است که شیطان بر آدم وحوا عرضه کردواما اگرچه شیطان راه رسیدن آدم وحوا را طولانی می کندوبر خلاف گفته ( حق الله ) آنها را راهنمایی می کنداما با توجه به این آیه ما می توانیم به راز چرایی بودن ابلیس واجنه در میان ملائک عرش پی ببریم واماهمانطور که خواندید دراین آیات نامی ازحوا دیده نمیشودآن هم درموقعیت حساس گفتگوی الله با ابلیس که ابلیس ادعای حاکمیت بر مخلوقا ت را دارد. دمیدن روح  به کالبد بیجان آدم و تولد یک انسان خاکی دیگربه نام حوا باید قبل از این معارفه صورت گرفته باشد.در قرآن آیه آمده است که الله تکرار میکند که *من انسان را تنها آفریدم و ازخلقت حوااز پهلوی آدم نیز می گوید. دم یا نفس یا روح الله . مقام بلندی را برای جسم خاکی  آدم به ارمغان می آورد.می بینیم این مقام  نه به دلیل جنسیت او ازخاک است بلکه به علت روحی است که می تواند بدون جسم ومستقل  *مجرد از خاک ( بدن ) به حیات ادامه بدهد . حق  حیات . اهدا زندگی  یادمیدن . از بی نهایت برتریهای الله است و او اینگونه زندگی بخشی ودمیدن بر نوع بشر وحیات رابرای بندگانش دوست میدارد.او می گوید. برکالبد آدم دمیده است .اما نمی گوید جانش را من میگیرم.درسوره های انتهایی قرآن از نقش بعضی از ملائک دربازپس گرفتن جان وزندگی از انسانها می گوید.مجرد بودن وتنهایی این روح یا دم یا نفس را ما درجمع نماز گزاران بخوبی می بینیم .که اگر یک موجودیا شیی در جلو نماز گزار باشد نماز اورا باطل می کند زیرا آن موجو د یا شیی جایگزین الله میشود چون مادی وخاکی است.اما انسان بواسطه این رو ح می تواند تا کیلومترهاصف نمازرا طولانی بکند.چون نماز از معنویت است وجسم در این عبادت  ورابطه  معنوی روح .یا نفس یا دم با الله  هیچ نقشی ندارد .اوهمان خاک است .خاکی که زیرپای اوست  .  هرگز یک انسان خاکی نمی تواند جانشین الله بشوداما می تواند چنان عرصه نقش جسم خود را در زندگی کم بکند که به مقامات بالا برسدودر اینصورت است که می شود یک مهدی ع دیگر را به جمع ایمان آورندگان افزود . ومی بینیم که علی ع میگویددر زمان شهادتش که من فائز شدم . علی رستگار شده است زیرا اوتوانسته خاک بی ارزش را با روح بزرگ (یا دم .یانفس) دریک جا همراه کند وبه عروج و اوج مقام در سرای امنیت و آرامش یا بهشت برساند اما حوا حوای نیمه آدم . هرگز مقید به سجده در مقابل آدم نخواهد بوداگرانسان دیگری هم ازجنس بشردر عرش می بودمکلف نمیشد به سجده  برآدم.به دلیل دارا بودن روح یانفس یادم الله .هرکدام ازدم.نفس.روح و یا جان بخشی الله می تواند نشانه ها یا برجستگیهای  وجودی یا استثنائات خاص الله را باخود داشته باشد.ما در قرآن می بینیم که الله می گوید ( من موسی.س را برای خودم ساخته ام) وقتی به زندگی وداستان موسی س پیامبر از زبان جبراییل توجه می کنیم می بینیم که موسی از معجزاتی خاص که در انسانهای دیگر هرگز دیده نشده است بهره مند است.دست معجزه گرعیسی س مصلوب را زنده به عرش میبردکه این ویژگی هم درانسانهای دیگردیده نمی شود پس این روح یا دم یا نفس  الله می تواند معجزه آفرین هم باشد.عمر طولانی ایوب.س با صبرمعروفش.عروج محمدص.زنده ماندن.ابراهیم س درآتش همه وهمه اشاره به مشخصاتی دارندکه ما را به بی نهایتهایی ازخصوصیتهاونیروهای خارق العاده وجودی الله راهنمایی میکننداو بندگان خاص خود راازآنچه ما توانایی انجام معجزه می گوییم  بهره مند میسازد بواسطه مقام دم یا نفس که بر جسم انسانها می دمد واو خود انتخابگر این انسانهاست او هرکس را برگزیندبه او بی نهایت فضل وکرم عطا می کندوبرای اوجنبه معنوی عبادات  انسانها برنحوه زندگی ( فقر وثروت . فراغ ویا رنج. در هجرت یا در زندان واختناق .و)دراولویت قرار دارد این عبادات عملی شخص است که زندگی اورا از زندگی دیگران متمایز می کند و حتی شیوه مرگ اورا تعیین میکندانسان امروز درسوریه اعجاز می آفریند مرگ  برترخود را از میان زندگی پوچ جدا میسازد .پس می بینیم که این روح سرنوشت ساز نیز است همراهی جسم با روح انسان خاکی را معنایی دیگر می بخشد .عامل برابری ما انسانها با هم از دم الله است . و آنچه ما خاک می نامیم نابود شدنی است امااگر ....  

روح یا نفس ویا دم الله قائم است . مستقل است . وتنهاست همانگونه که الله تنهاست و انسان نیز تنهاست آن هم به دلیل وجود همین دم یا روح یا نفس الله که در جسم او زنده است . به یک مرده توجه بکنید که هر لحظه از وجود خاکی اوکاسته میشود از بین میرود خاک میشود گردو خاک میشود  تجزیه میگردد ودیده نمیشودمحو میشود پس خاک کلیت  تشکیل دهنده  انسان *تنها نیست این روح اخص است ازالله است. روح انسان تنهاست روح یا نفس الله وقتی تنها باشد مستقل باشد قائم به ذات ومحیی باشدتا مادام که در جسم انسانی آرام و قرار نگرفته است با روح یا دم یا نفس کل دم ها .نفسهای دیگرانسانهابرابراست این روح یا دم یا نفس نمی تواند بر روح یا دم و یا نفس دیگر الله ولایت یاحاکمیت داشته باشد همه آنها از یک خالق هستند وفقط این خالق است که بر دم یا نفس یا روح حاکمیت وولایت می کند  وما می بینیم که شیطان می تواند خاک یا جسم مارا سهم خود بکند اما از تصاحب ولایت وحاکمیت بر روح ما عاجز است .دم یا نفس همواره مسحور ترینهای خالق آفرینش است . عدالت الله برآنها حاکم است اگرچه همه باید جبرا خاک رارهاکنند( مرگ یک امرجبری است) . رهایی ازخاک با مرگ یک عمومیت است برای اینکه معاد را باور داریم . .قبول ولایت یا حاکمیت یک دم یا نفس یا روح  (الله )توسط هر کدام ازتنهایان این گروه بزرگ بشری ردبرابری است رد عدالت الله است .بی نظمی است از ارتداد است واین ارتداد اختلال است در روند آفرینش . همه ما روح ها .دم ها .نفس هایی از الله هستیم. ازیک خالق عادل  ودراوج عدالت حیات یافته ایم انکاراین عدالت ازارتداد است رداین نظم الهی ازارتداد است اگربه محتوای اتفاقاتی که در عرش روی داده است توجه کنیم . یک مرد ویک زن را می بینیم .یک الله را می بینیم .مطابق با سجده  (ملائک)درعرش الله را درراس می یابیم .انسان کامل وبعدملائک (قبل از طرد جن از این جمع)که انسان وشیطان هردو حق انتخاب پیدا می کننداگر ما به دلایلی یا به علت جنون وشک این مجموعه را زیر سو آل ببریم . واولویت را از یکی از این موجودات زنده درظلمات پندارووهم قرار بدهیم دچار بی نظمی در  توانایی دردیدن .شنیدن و ادراک وجنون که نابود کننده عقلانیت است خواهیم شد . الله .پیامبر ملائک وامروز کتاب . وقولی بسیار تاثیرگذاراززبان الله که ازروزبزرگ معاد برجریان زندگی ومرگ موجودات حاکم است را باید به یقیین باور داریم شک.دیرباوری  تردید در معادله جبری الله .ردپیامبر.رد وانکار روز موعود ویا مردود دانستن هرکدام ازکتبی که بعدازاین پیام(ع . س. ق) (عرش .ماجرای عرش .س سجده ومفاهیم معنوی آن.وماندگاری تاثیر آن در زندگی گروه ما انسانها و ق قرآن که تایید کننده پیامبران وکتب قبل از خود است) از ارتداد است.بی نظمی ودخالت در روند رشد وتکامل انسان معنوی است .

 زندگی یک زن ویک مرد امری طبیعی است در طریق حق است اما اگر به جای این معادله ما یک مرد را درکنار مرد ویا یک زن را درکنار یک زن قراربدهیم تعمدا در نظم وعدالت الله دخالت کرده ایم عصیان کرده ایم .به زخم ها. سوختگیها (اثر آتش) که تجزیه  زود رس و مرگ زوئهنگام خاک یا جسم یک بیمار جنسی را موجب میشود توجه داشته باشید.آیا این برای تسلیم به وحی الله . تسلیم به آیات الله کافی نیست . آیا زمان آن نرسیده است که انسان به مرسلات(آنچه از الله برای بهبود زندگی و سلامتی روح وروان انسانها  و ......) نگاه جدی تری داشته باشد.خروارها خاک بر روی هم انباشته شده اند خاکهایی که از سرسپردگی اکثریت بر روی هم خفته اند(آنهاکه به بهشت یا عرش راه یافته اند جسم خود را هم با خود به آن مکان برده اندپس خاکی که مامی بینیم همان خاک جسم گروه اکثریت است)خروارها خاکی که درانتظارحیاتی دوباره لحظه شماری میکنندجنون درامروزمافاصله شده است مابین نفس ها .روح ها.دم ها با جسمی ازخاک که می توانندهمچون موسی س خلقت  موجودات راتغییر بدهندمانند عیسی س مرده را زنده کنند.درگهواره حرف بزنند.این روح عجیب.این دم حی این نفس در اوج برابری به همه اعطا شده است .

 حال به مجموعه اکثریت برمیگردیم.به اکثریتی که  گرفتار نقصان در دیدن . شنیدن .ادراک شده اندوعقلانیت  براراده انتخاب وبرراه درست زندگی آنهاحاکم نیست.چرا قرآن می گویدآنهامرده اند؟موجوداتی باطلند؟زندگیشان اعمالشان.دستاوردشان باطل است(ازآینده میگوید)انسانهایی که تعمدا(پارا ازحق) فراترگذارده اندانسانهایی کامل نیستندآنهامشتی خاک هستندکه الله ازآنهاقطع امیدکرده است .اینست که امروزمیگوییم حجم کره زمین کم شده است ونمیدانیم چرا؟اکثریت.خاک خواهندسوخت.شعله ورخواهندشداین یک حکم وآیه جبری است از اقتدار الله درسرنوشت انسان . رداقتدارالله ازارتداد است شباهت سرگذشت زمین باسرنوشت فرزند ناخوانده اش انسان بسیارزیاداست وعاقبت همراه شدن باققنوسها ؟.(اتشفشانها و چاههای نفت وگاز)سخن از چگونگی سرنوشت اکثریت خواهندگفت.شعله هایی ازاندرون.خاک.پیشینیان.اکثریت.قربانی جنون.رویگرداندن.بی اعتنایی الله(ودرزمان پیامبر رویگردانی ایشان ازکافران مشرکان نیزعلامت رویگردانی دم یانفس الله نیزبوده است ودرامروز ما نیزآیات قرآن این گروههاراردمیکندوالبته  درایران مدعی شدن ایرانیان برای کسب حق خود نیزیک رویگردانی ازحکومت ظالم ومشرک است.رویگردانی الله پیامبروقرآن وکتب الهی که مردم آنرابه گونه اعتراض نشان دادند)ورویگردانی الله حق عامل ازبازپس گیری روح است ازکسی که به کفر وشرک وارتداد گرایش داردبازپس گیری هرچه از آب .خیر ونور ونعمت و موهبت است وازآن الله است.گوشهایی که دیگرازجنس خاک نیستندازجنس آتشند.آتش حریص است بعداز عصیان درعرش آب ازابلیس پس گرفته شده است(درعرش آب فراوان یک وجه مشترک بوده است درخلقت ملائک و جن قبل ازعصیان) آب مظهر آرامش.پاکی  است ابلیس هرگزبعدازاین طغیان روی آرامش را نخواهد دید.

( این خداست که* هرجنبنده ای را ازآب آفریده واکنون ؟بعضی از آنها بر شکم خود می خزند وبعضی روی دوپای خود راه میروندوبرخی برچهار پا.خداوند آنچه *بخواهدخلق میکندزیرا برهرکاری تواناست) سوره نور آیه چهل وچهار

ودرسوره جن می خوانیم که جن مسلم اعتراف میکند که قبل از ایمان آوردن به قرآن توحید آنهاجرات نزدیک شدن به عرش  را نداشته انددرجاهای پست سکنی می گزیده اندودر این سوره راه حل نجات جن از این واماندگی بین زمین و آسمان وبازگشت جن به ماهیت آغازین سیراب کردن او ازآب فراوان توصیه شده است.آتش یاجن درآغازخلقت باآب موجودیتی طبیعی وهمانندساکنان عرش داشته است بعدازعصیان ابلیس (وعموم جن) آب ازاوگرفته میشود ارتداد عامل ازبین رفتن آب درجن ابلیس بوده است .بزرگترین گناه یعنی رقیب دانستن ودشمنی با الله با تمرد ازسجده  اورا مرتد ومشرک وکافر ی کور.کر و... کرده است اینگونه بنظرمیرسد اقرار به وجود آب درمخلوقات که درسوره نورآمده است در ساکنان عرش هم بوفور موجود بوده است . آیا این آیه نتیجه نمی دهد که الله و ساکنان عرش درکنار آب زندگی میکنند.هردم وبازدمی از آب آکنده میشود تاثیر می پذیردپس این آب باید در محیط عرش وجود داشته باشد . آیا وجود آب در بدن ما انسانها نشانه وجود آب در دم یا نفس الله نیست؟

وشیطان . چشمهایی که دراختیار شیطان قرار گرفته اند .گوشها .قلبها غرق در آتشند وما این حقیقت را به عین نخواهیم دید تا روز موعود روز معاد فرا برسد . دوازده چشمه آب برای موسی.س وایمان آورندگان.آب درکنار مریم س وکودکی که تولداو به افسانه میماند واماکوثر.ما روح داریم .مانفس می کشیم و آب را درجسم خودجریان می دهیم.جریان آب بایدما رابیدارکند.ماهنوزخاک نشده ایم ما هنوز به  آغازتولد دوباره خود نرسیده ایم مافرصت داریم اکنون زمان رسیدن به عرش است وامیدبه بازگشت هنوزدرزندگی ماجاری است.مگذاریم آب ازجسم ما پس گرفته بشود و جسم ما چون جسم شیطان به آتشی سوزان بدل بشودبیاییدالله را که بندگانش را بی نهایت دوست میدارددریابیم.

 درعرش می بینیم که سجده حوا (نیمه آدم) بر آدم جبری نمیشودپس سجده یک زن بر مرد حرام است . سجده سجده نماد پذیرش ولایت الله است بر آدم وحوا وفرزندانشان .از ارتداد است که انسان کامل بر مخلوقات آفرینش سجده بکندحاکمیت و ولایت فقط ازآن الله است پس بایدفقط سجده برالله *میتوان کرد یک مشرک که مدعی خدایی است یا مدعی  تایید حاکمیت ولی شاه .فرعون برخاک سجده می کند اما در قلب حاکمیت الله حاکمیت .احد بودن . واحد بودن ودر یک کلام توحید به قلب اوراه نیافته است و ازآن جمله اندازگروه اکثریت که چنین موجودی را که دروهم وبیماری بسرمیبرد به نظارت وولایت خودپذیرفته اند. ازارتداد می گوییم .در آیات الله ماباتعمد و عمومیت کلی بسیارارتباطی خاص  داریم با آنچه شیطان را ردمیکندو آنچه حق را واجب می کند درآیه بالا بخوبی مامی توانیم ادراک کنیم که سجده  یک موجود خاکی بر موجودخاکی دیگرحرام است .سجده مردبرمرد (ولایت یا حاکمیت مرد بر مرد) حرام است بر خلاف  توصیه بعضی ازعلمای اهل کتاب شیعه حاکمیت یا ولایت یا سجده یک زن برشوهرنیزحرام وباطل است واز ارتداد.سجده نشانه ونماد تسلیم است به حق .سجده برپیامبر نیزحرام می باشد .درعرش سجده مخلوقات در واقع به الله بوده است واین دم ونفس الله که از ان الله بوده ودرجسم آدم به زیبایی جلوه گرشده است قدرت توانایی ودانش الله را معنامی بخشیده است اما شیطان غرق دراوهام میشود ودلیل سجده مخلوقات را در انچه می بیند میداند. ببینید آنچه می بیندیعنی  سجده رابرخاک یا جسم آدم میداند واز دیدن دم یا نفس الله . کلام اکنون سجده  حق است واینست  که شیطان به جسم انسان حریص میشود.ومامی بینیم که شیطان خاک را که منفعل است از گرم شدن  وسوختن نیز داردبه سادگی از آن خود میکندآتش آب ندارد.می خشکاند .اما خودپرستان.همجنس بازان این گروههای انسانی با وهم اینکه برجنس مخالف خودبرتری دارند. آقایان خودرا برتر از زنان می دانندو به یکدیگر تمایل پیدا می کنند .این همان وهم وپندار برتری شیطان درعرش است که در کالبد انسانهای زمینی به انواع مختلف خودرا ظاهر میسازد.زن وزن؟ عجیب نیست که خاک بر خاک ارجحیت داده بشودوبه مرز جنون اقدام به گناه بشود زندگی در گمراهی وظلمات. چرا باید یک انسان خود رابدانگونه کامل بداند که (نیمه ) کامل کننده دیگر خودراگم بکند . داستان لوط را بخوانید در قران قران زنده .. یک زن با ازدواج با یک مرد کامل میشود ومیشود آدم  میشود انسان کامل.پیامبر گونه ای کوچک . .متاسفانه جنون .وارتداد در زمان مابیشتر ازهرزمان دیگری ازتاریخ بشریت رواج پیدا کرده است اگر به داستانهای قرآنی توجه بکنیم پیامبران درهر زمانی که به ظهور رسیده اند با یک گروه خاص از گناهان وجرمهای بشری درگیر بوده اند عدالت باورنکردنی.مساوات درحقوق انسانها.تامادام که مابرخاکیم این حکم این آیه این گفته الله جاری است                                  

                   ***************************************

                                                   رویاهای صادقه

                                                   رویای ( تسبیح)

ساعت را کوک کرده ام زنگ می خورد . بیدار میشوم . کوکش را می بندم .با خودم می گویم برای  اداء نماز کمی زود است . خواب مرا باخودش میبرد . آرام .نرم .نرم. هیچ صدایی نمی آید از هیچ جایی . سبک میشوم حس بلند شدن می کنم از زمین فاصله گرفتن . به لطافت یک حس.

* در خوابم . همه جا تاریک است . اما آنجا از دور روشن است . من خودم را می بینم . آن من دیگر را. در آنجا خوابیده است . دست چپش  را زیر سرش جمع کرده است وغرق در خواب است . من اورا می بینم . من در آسمانم روبروی او وفاصله ما زیاد گاهی نزدیک (آن من ) دیگرم میروم .نگاهش می کنم خاکستری رنگ است  حس می کنم زیر چشمی نگاهی به من می کند اما من نمی خواهم اورا بیدار ببینم .با خودم می گویم( او خواب است پس خواب است )  بالا تراز من در عرض آسمان تاریکی چون دیواری بدون اندازه ومرز دیده میشود این دیوار در عرض بسیار طولانی است . والبته تاریک . بالای این دیوار که دیگر از تاریکی خبری نیست .مردی را می بینم که بسیار بزرگ است . نمی دانم رویا ( ان یکاد ) را خوانده اید اگر خوانده اید بهتر آنکه بدانید این مرد همان مردی است که اورا در آن رویا نیز رویت کرده ام .قوی هیکل و تنومند . من آن منی که در آسمان است تا نزدیکی چهره او میروم( من فقط چهره اش را می دیدم) بسیار شاداب است لبخند زنان با شیرینی می گوید ( سبحان الله . سبحان الله .) بعد لبخندش محو میشود ومی گویدبا اشاره ای خاص ( مگر اونمی خواهد سبحان الله بگوید ) .

من در آن بالا ذوق می کنم . ان منی که آن پایین خوابیده است چکار می کند . بالای سرش میروم .نگاهش می کنم او بیدار شده است  سرش را کمی بلند می کند بطرف آن بالا همانجایی که مرد در آنجا بود . می داند من هم هستم .اوهم حرفهای آن مرد را شنیده است مثل خودمن . با  عجله با یکی میشوم و ما می شویم  یک ( من) .من با خودم می گویم ( سبحان الله .چه کسی سبحان الله بگوید . ؟) . من اورا می بینم .من که در دنیا خوابم و...

اکنون بیدار شده ام . ان من در خواب از من پرسید  ومن به شما می گویم که قرار است به دیدار سبحان بروم . صبح .ای صبح بیقرار باید با هم به سجده برویم .توهم با ما می آیی ؟                                              ***************************

                                 رویای صادقه ( اعتراض )

ساعت زنگ می زند . باز چند لحظه ای عجله کرده است .من هم کوک ان را می بندم ..چند دقیقه ای فرصت هست وباز خواب مرا با خود می بردبه رویا

*کوچه خلوت  وتمیز وبسیار روشن است . دونفر هستند در کنار جو ب جوب پر از لجن که از وسط کوچه  ردمیشود بوی بدی می دهد . یکی از آنها کمی خم شده است بطرف آن یکی . که من کنارش نشسته ام . کنار جوب؟هر دو آشناینداما برای من مهم نیست .چنان غرق در صحبت و گفتگو هستیم که جز به روشنایی عجیب کوچه به هیچ دیگری توجه ندارم . آه هردو خانم بودند . و ان خانم که در کنار من نشسته بود مرتب حرف می زند .  ومن فقط شنونده بودم آن هم با گیجی . چون هیچ نمی شنیدم هیچ نمی دانستم از حرفهای او .در حالی که او چنان با آب وتاب حرف می زد گویا مسئله مهمی در سخنانش هست که باید برای من جالب باشد . گاهی نظری کوتاه می دادم به آنچه از ان هیچ نمی دانستم . ان خانم که بالای سر خانم کنار من نشسته بود می رود .حالا ما هر دو تنهاییم .اما او دست بردار نیست . آه دارد چه کار می کند . او در حین حرف مرتب دستش را از آب کثیف جوب پر می کند ومی خواهد از بالای سرمن آن را کنار دیوار پشت سرمن بپاشد . عصبی میشوم .بوی بد آزارم می دهد . این چه کاری است که اومی کند . می گوید باکمال تعجب که من این گفته اش را می شنیدم بله می گوید( اگر این کار را بکند جوب از لجن خالی میشود) اما  چادر من دارد ازچکیدن  قطره های آب جوب نجس میشوند ؟ هیچکاریش هم نمی توان کرد مثل حرف زدنش این کارش هم مرا خسته کرده است .درحین اینکار عجیب او نگاهم به کف جوب می افتد آبی روشن وزلال وپاک در جوب جاری است اما زود فراموشم میشود که چه دیده ام .. ای وای من قد او دارد کش می آید وتنه او ان قدر بلند شده است که به آسانی از بالای سر من بطرف دیوار میرسد .او مرتب کارش را تکرار می کند بوی لجن آزارم می دهد به او اعتراض می کنم ومی گویم (چادرم نجس شد ) گویا اونمی شنود وباز ......وباز هم اعتراض .نه من باید بروم یک جای دیگری بنشینم . واراده می کنم که بلند بشوم.

*واکنون صبح است .جایی که من میروم بوی لجن نمی دهد .چادرم هم با نور تبرک یافته است . ساعت همان وقت قبلی همان ساعت صبح روز قبل است .                                                                      ****************************

                                        رویای صادقه ( خلوت)

این سومین روزی است که ساعت زنگ می زند ومن کوکش را می بندم وخواب مرا باخودش می برد.

*در خوابم . مرا دعوت کرده اند به مراسمی که گویا جشن عروسی باشد .نمی دانم این جشن از برای کیست اما بی میل هم نیستم که ساعتی خوش باشم حتی در رویا . آن منم . این چگونه است  که در منزلی که جشن در آن برپاست جای سوزن انداختن نیست . محفل شلوغ وپر سروصدایی است . حالا من پشت در ایستاده ام . ازازدحام جمعیت نمی توانم وارد خانه  صاحب جشن بشوم پشت در ایستاده ام واما من کنجکاوم .می خواهم ان توچه خبر است . .ان بالا . آن منم . چند متر بالاتر از بام آن خانه در سیاهی شب دارم داخل ان خانه را نگاه می کنم با ان چشمها ..بحدی حیات خانه شلوغ است که منصرف میشوم داخل ان جمعیت بشوم . خوب ان منم از راه پله بالا میروم .مثل اینکه خیلی زود تصمیم خودم را گرفته ام .نمی توانم ان یکی من را پشت در رهایش بکنم . با هم هستیم .من و ان یکی من دیگر. در راه پله اشنایانی را می بینم که در واقعیت زندگی آن گونه شکل وشمایلشان توجه مرا جلب نمی کند انها که لاغربودند .چاق وتپل و...  من آنجا هستم درمیان ان عده ای که پشت بام را برای دیدن این مراسم راحت تر می دانستند من هم در میان آن عده گم میشوم .

شب تاریکی است . آسمان خاموش است . من هنوز بر پشت بام ان خانه ام اما گفتی سالهاست از جشنی که بدان دعوت شده ام گذشته است سکوت است .دلتنگم .چهره ام را نگاه می کنم .اوغمگین است.غم چهره او آزارم میدهد. با اویکی میشوم .دارم ازتنگی نفس ازبی هوایی خفه میشوم . چرا هوای اینجا سنگین است؟ ازعرق خیس شده ام .نفسم دارد می برد. به آسمان نگاه می کنم هرچه هست تاریکی است .دستهایم را به سوی آسمان بلند می کنم .ودر دل می گویم  مرا به جای دیگری ببر.من باید بروم .

*وصبح همچنان تاریک در انتظار من است . احساس راحتی میکنم . من به اینگونه نفس کشیدن محتاجم .ساعت هم زمان دیروز است اما امروز نیز یک اکنون دیگر است .آیا تو می دانی چه کسی مرا بیدار می کند       

                                                                                                              **************************

                                                       رویای صادقه(  زیر ذره بین)

* در خوابم . دستم را زیر سرم گذاشته ام . ودر رویایم . انجا ان بالا آنها را می بینم . زیر چشمی نگاهشان می کنم . من هم نگاهشان می کنم .ماهردو انها می بینیم .بانوانی زیبا وبا لباسی سپید وبلند که در آسمان بالای سر منند  . دارند با هم نجواکنان حرف می زنند  .از جایی که آنها ایستاده مستقیما بر جسم من نوری می تابد که زنده است .چه زمانی است که این نور می تابد نمیدانم  .این نور وزن دارد . ووزن این نور جسم مرا تحت فشار قرار می دهد .یک فشار عجیب . گفتی جسم من زیر یک ذره بین بزرگ  قراردارد  .بانوان زیبا ی نورانی . سرم از فشار نوری که با خود آورده اند دردگرفته است . چه می گویند ؟ من باید بیدار بشوم ؟.و بازتکرار می کنم  .سردرد دارم 

* وباز صبحی دیگر چون صبح های دیگر .او مرا صدا زده است . هم اوکه روحی بزرگ به من هدیه  کرده است  در زمانی که ستایش او برمن واجب شده است .من باید به ندای  او اقتداء کنم .

خواننده خوب رویاهایی که تاکنون خوانده اید همه در کمال صداقت برای تو آمده است  همه واقعی هستند واین رویاها به مدت سی وپنج سال است که جزوی من زندگی من شده است. امیدوار هستم که مطالعه مطالب این منتظر بتواندومشوقی باشد برای ایمان آوردن به جهان غیب و عالم ماوراء .جهانی که اولین *دم از آنجا نام انسان را به خود گرفت .  

                                                                                                             **************************

   منتظری در انتظار نور

                                                       (به نام خداوند بخشاینده مهربان )

(به زودی کسانی را که در روی زمین به ناحق ومتکبرانه سرکشی کنند از زیباییهاوحقایق آیاتم محروم می کنم . آنچنانکه هر نشانه حقی را ببینند باور نکنند تا جایی که حتی اگر راه رشد وتعالی جلوی پایشان باشد درآن واردنشوند اما اگرراه گمراهی وحیرانی برایشان باز شود بی درنگ به آن داخل شوندواین کیفر بخاطر اینست که آنها آیات  بحق مارا انکار کردند وازآن غافل شدندوکسانی که آیات ماراو روزقیامت را انکارکردند اعمالشان تباه شده است مگرغیرازاینست که هرکس مطابق دستاوردهایش جزامی بیند؟) سوره اعراف آیات  صد وچهل وشش و صدوچهل وهفت قران بزرگ

*خواننده خوب زمان را در کلام الله جستجوکن .

آبان  . آبان  است  بی باران  .چه کسی کارون را سیراب می کند؟

 (ایران ما )خوزستان

 هیچ چیز ( کش ) داده نخواهد شد . *نباید کش داده بشود دغدغه های  لاعلاج گرانی . تورم .بیکاری .اعتیاد . طلاق .انرژی هسته ای که حق مسلم هیچکدام از ساکنان این خاک نبوده ونیست ویا کش دادن غیر مجاز به دزدیهای میلیاردی ویا حتی سو آل همچنان بی جواب  چراحاکمیت و ولایت انسان برانسان ؟ ونه قیل وقال شکنجه زندانیان نیز که خوشایند هیچکس نیست کش داده نخواهد شد .. هیچ  برای هیچ کش داده نخواهد شد .نمایندگان مردم؟ که همچنان در کوک فرصتها را از دست می دهند . لقلقه  بی خیالی از سر پر حرفی ازسرگردانی هموطنان ما در کشورهای دیگر که به ثروت ما محتاجند .طومار خائنانه  قتل بیگناهان خیابانهای ایران نیز کش دار نخواهد بود . بحث افسانه ناخواندنی حق مردم ایران که هرگز ادا نشد  هم.

 نفرمودید  چه چیزی باید کش دار بشود وچطوروازکجا می توان آن را کش دار کرد .خوب است ازممنوعیت  کش دار شدن بحرانی  زندگی مردم  زیر آوارجهل و نابرابری خواص وعوام ؟ بگوییم  ویا از کش دار شدن حبس ظالمانه رهبران سبز ایران ما که شما هم می دانید  برای مردم دنیا جالب  است بنویسیم ؟ ویا از زندانیهای بی بهانه اقلیتهای مذهبی و یا که نه زندانیان بیگناه عقیدتی سیاسی ؟  نه نه کسی هیچ  چیز را( کش ) نخواهد داد. .خاطرتان جمع باشد . خاطرتان آسوده باشد .هیچکس دیگر از شنیدن  شیوع دزدی درمیان خواص وتجاوزبه  عنف مسلمانان درزندانهای شما ویا تقلب  های اسلحه نشان حیرت زده وگیج نخواهد شد. در میان این کره خاکی سهم مردم ما ( ایران ما ) ست  وتا بوده وهست ایران شاهد عبور ومرور مستبدانه سپاهیان ودن کیشوت های شاهان . اعیان واشراف . ولی های خاکی (.آه ای الله توشاهد باش  )بر پهنه این خاک  خاک گران  وخنجر خورده حقارت از سرجفا وبی مهری حکومتگران بوده وهست ..  . اما  ای حکومتگران نفرین شده ایران ما . آیا  یک بار برای یکبار ازخود پرسیده اید چرا الله به پیامبر خود حضرت محمد ص می گوید . ( هرگز خودرا بیگناه مدان)؟آیا پرسیده اید ؟عجیب نیست که ما با هم به پیشواز معاد می رویم به پیشواز الله . اما من درحسرت انم که در ان روز سخت  اگر الله از من پرسید که تو کیستی بمانم که چه پاسخ بدهم ؟. وشایدکه پاسخ بدهم ( اونیز مجنونی است که هرگز نخواست ببیند  وهرگز نخواست بشنود وهرگز  نخواست در ک کند وهرگز عقل خود را قاضی نکرد که بفهمد وایمان بیاورد که

( * فقط عبادات ومرگ وزندگی هرکس که الله اورا به راه درست هدایت کرده است از آن الله است.)

قاب وارونه ارتداد ومن( =شیطان )   

بسم الله الرحمن الرحیم                                                    

قاب وارونه ارتداد ومن( =شیطان )                                              

( از منکران حقیقت اطاعت مکن بلکه بوسیله قرآن جهاد بزرگی را علیه شان آغاز کن .)

سوره فرقان . آیه پنجاه ودو

( از مشرکان تا مدتی روی بگردان .  ببین که چه خواهند شد.آنها هم خواهند دید .آیا نسبت به مجازات ما عجله دارند . هنگامی که عذاب الهی به ساحت خانه هایشان فرود آید چه صبح بدی خواهند داشت اخطار شدگان . از آنها تا مدتی روی بگردان ..بنگر.. آنها هم عاقبتشان را خواهند دید .) سوره صافات . آیات صد وهفتاد وچهار تا صد وهشتاد ونه

( از آنچه از سوی پروردگارت  به تو وحی شده تبعیت کن پروردگاری که جز او معبودی نیست.واز مشرکان روی بگردان ) سوره انعام آیه صدوشش

   باید دانست گروههای  کوچک وگاه بزرگ (بعضی از اهل کتاب) . از نظر دین الله  مشرک و در مجموعه اکثریت ( در کنار گناهکاران . ظالمان . ومجرمان )انسانهای روی زمین  هستند که وعده عذاب الیم بدانها داده شده است اما مجازات این گروهها در زمین ما ممنوع و از عهده پیامبر وانسانهای دیگر خارج است  .

در بالا از تکالیفی که از سوی الله بر محمدص وحی شده بخوبی بر ما روشن شده است . طرد و رویگرداندن از آنها وادامه تبلیغ ودعوت .  ما در قرآن با اکثریت راازگوناگونی  افراد مجنون یا جن زده که از دایره ایمان آورندگان خارج شده اند می شناسیم . خروج از دایره ایمان آورندگان به ادیان الهی و ایمان آوردن به کفر وشرک  ( این کفر وشرک  شامل بت پرستی . شاه پرستی  . ولی پرستی  در یک کلام  همه ادیان  ومکاتب مادی  گرایی )ونه  خروج از دین یا خروج از جمع ادیان الله.  . یعنی دین شخص نباید تغییر پیدا بکند به مکاتب مادی گرایی . یا به ادیانی که الله را وپیامبر وملائک وکتب الهی را نفی وانکار می کنند . پس اگر شخص از دین اسلام محمد ص به دین اسلام عیسی س گرایش پیدا بکند وایمان بیاورد چون دین عیسی  یا دین موسی و.... کتاب الهی دارند واز معنویت الله سرچشمه گرفته وگواهی بر توحید ویکتاپرستی هستند  پس شخص مرتد محسوب نمی شود .واینکه دین محمد ص در آخرین مقام خاتم از ادیان قرار گرفته است دلیل بر باطل بودن ادیان قبل از او نمیشود .وچنین طرز فکر وپنداری ( =باطل بودن دین  ماقبل   توسط پیروان دین جدید )جز از جنون وارتداد نیست  واین انکار واضح ایات الله  است

قبلا هم گفته شد حد وحکمی که برای گروههایی که وجود الله را رد می کنند ویا منکر پیامبر ان اوهستند ویا کتاب پیامبران یکدیگر را نفی می کنند  که اکثریت بعضی از اهل کتاب در این گروه هم قرار میگیرند  و آن رسیدگی به اختلافات آنها در آخرت و عذاب الیم است .در قرآن آمده جز در موارد جنگ علنی ویا جنگ تن به تن با مسلمان همه ادیان الهی ( این مورد خاص دین محمد ص نیست ونظر قران همواره یک نظر کلی است که باید وواجب  است در همه ادیان الهی رعایت  بشود  می توان از نگاهی  دیگر در مقابل  آن * جهاد یا کوچ وهجرت را توسط نفی کنندگان حکومتهای فاسد وظالم  رانام برد )وجز طرد وقطع رابطه ویا همان تبعیدی  یا رویگردانی  از گروههای معاند با دین الله (  ونه نظامی که انسانها برای حکومت کردن  خدایان جعلی  ساخته اند) که الله در عرش برای شیطان مقرر کرده نخواهد بود .حتی زندان یک سنت ظالمانه  است برای کسی که در دین خود دچار تردید شده است

    قبول ارتدادتامادام که  در حیطه فکر واندیشه شخص  باشد نمی توان شخص را به بهانه ارتداد زندانی یا اعدام کرد . در زمانی که  الله شیطان وآدم را از قرابت به نور محروم می کند و آنهارا ساکن زمین میسازد یعنی آنکه ارتداد آنها( اگرچه آدم از گناه خود توبه کرد)  فقط در در جنبه زمینی یا مادی یا خاکی آن اهمیتی ویژه پیدا می کند  وقتی فکر وپندار به مرحلع عمل در بیاید و بصورت مبارزه  وجنگ بر علیه دین الله ظهور بکند در آن صورت میتوان بطور جدی با ان مبارزه کرد. ( سوره توبه) .

 اگر به اکثریت از بعد ارتداد نگاه کنیم  بر دو گروه  خاص تاکید دارد  به  گروه بی پروا به برخی  از گناهان .گناهانی که الله آنها را خروج ایمان آورنده از رای حق  خود می داند و این گروه پا را از حق فراتر می گذارند وعده ای دیگر که  در کلیت ازاقدام به جرمهای مختلف رایج ابایی ندارند . ارتکاب به گناه  وارتکاب به جرم هر دو از موارد ارتداد هستند  دراین دو نوع  اعمال حد وحکم جاری زمانی جاری میشود که  شخص ازمرزهای شخصی  گذشته  و طغیان درگناه وجرم را به جامعه خود( سخن از جمع است)  تحمیل بکند . مثل نگاه بد . مثل غیبت در محدوده شخصی که هیچ حکمی براین دوگناه داده نشده است .اگر چه الله مرتب ایمان آورندگان را از آن منع می کند . اما اگر این غیبت تواما با تهمت بشود ونگاه بد ازانگیزه شخص برای ارتکاب به گناه یا جرم  تجاوز بکند اجتماع را عادات . سنتهای خوب را وبینش اکثریت را تحت الشعاع قرار می دهد .در عرش با انکه افکار متوهم شیطان بخوبی بر الله آشکار است اما به شیطان مهلت می دهد تاروزی که همه ما در انتظار آن هستیم مثل همه انسانها به زندگی ادامه بدهد . و آدم  . آدمی که به گناهی که اگر این گناه اورا دربهشت بیاییم واز جوانب مختلف نگاه بکنیم شامل خودفریبی . طمع به ریا یا فرشته شدن یا زیاده خواهی .  دزدی . شامل تجاوز از حدود شخصی .  ویا تجاوز به مالکیت شخصی دیگران  .زنا . لقمه حرام .  ارتدادو....... میشوداورا با شیطان ملعون در یک ردیف قرار می دهد نه اینکه در مقام هم سان باشند اما اورااز زندگی متعارف والبته ادامه حق حیات محروم نمی کند . آنچه شخصیت شیطان را از ادم جدا می کند اینست که او در عمل به ارتکاب گناه و جرم درمانده ووناتوان است اواز جنس خاک نیست طرف مبارزه با آدم است اما فقط می تواند بسوزاند .اگر بتواند طعمه خودرا گرم بکند داغ بکند بطوریکه او هم  به دروغ نیرو وقدرت سوزاندن پیدا بکند . گناه بکند .بکشد . ارتداد بورزد . ارتدادبنیان واساس پیروزی وهم شیطان بر آدم است .  در جهات مخالف با نیروی درمانده  اوهام شیطان قلمرو مخلوقات برای استفاده خاک یا انسان  بسیار وسیع و  بی همتاست و برای شیطان فقط در محدوده قدرت در طبقه همسان خود ازآتش است .اینجاست که سجده بر آدم واجب میشود . بر خاک واجب میشود در عرش در زمین . در حالیکه خاک دیگر آدم نیست . خاک است . وخاک سجده گاه میشود .    انسان خاکی می تواند از انجیر  ( ملائک ) .از آتش  ( جن سیراب شده از آب ).و از  آب سود ببرد این سه گروه در میدان  رقابت شیطان وانسان می توانند در مقابل شیطان قرار بگیرند همانطور که در عرش این اتفاق افتاد .  .اساس افکار شیطان پندارووهم است  آن چیزی است که واقعی نیست . نامریی است نامحسوس است  و در زندگی با تکیه  به این وهم وپندارها وسوسه  . خود فریبی .حسادت . دروغ  گفتن .غیبت و  نیات  شر . فقط  می تواند در چهار چوب  درونی ( روانی )انسان تاثیر خودرا نشان  دهد وهم .و لحظه  تصمیم در جهت اقدام به عمل را که مااز ان به نام زشتی نیت نام می بریم مجموعه ای از افکاری آتشین در چهار چوب وهم وخیالند  ..در بهشت آدم را می بینیم که مختار است به  اعمال قدرت واراده که با  تسلط  خودفریبی پندار و وهم شیطان  استفاده از آنرا  از حق خود می داند.در حالیکه استفاده از قدرت واراده جز به قول وحکم و آیه الله از ارتداد است وجز این از وهم است . بعد از فرود جبری آدم وحوا  هر چه انسان به خاک گرایش بیشتری پیدا می کند تمایل او برای انجام جرم وگناه نیز بیشتر  دیده میشود چون تعداد آدم وحواها زیاد شده است . می توان گفت که در اکثریت  جامعه  انسانی جرم وگناه زیاد شده است .

نمایش چگونگی رفتار با دو موجود کافر وموجودی که مختار به انتخاب است را ما در عرش وبهشت بخوبی می بینیم . آیا شیطان کافر کشته میشود؟ آیا انسانی که تمایل به خاک او در قلیان و پیشروی است و دیگر به او اعتمادی نیست کشته میشود ؟  ببینید وقتی الله از روی گرداندن و بی اعتنایی  میگوید این یک کلیت است برای آنکه ما بدانیم رویگردانی از همان لحظه ای که شیطان از اجابت حق ( قول . یاگفته الله ) سر باز می زند در واقع الله از او روی بر گردانده است . واین هشدار است به آدم وشاید یک راه برای دور شدن از دیدن .شنیدن . دانستن شاید به این درک برسد . که با هر گناه  وجرم از الله خالق خود دور میشود .شدت دوری از حق  دور شدن از شنیدن . دیدن . حس ( که این خاص ملائک است اما انسان هم می تواند بدان تکیه کند به دلیل کامیابی او از آب ) .واز شدت گمراهی . در اکثریت بعضی از اهل کتاب را ما اکنون هم در جوامع انسانی بخوبی می توانیم مشاهده بکنیم .  در کشورعزیزمان ایران بعضی از اهل کتاب برای ثبات در قدرت وحاکمیت نامشروع خود به نام دین نماز را باطل می کنند . حج و .... را باطل می کنند تجاوز را به ناموس مخالفان خود مشروعیت می بخشند  . ولی یا انسان ناقص  را جانشین الله  میسازند ( باز میگردیم به مطلب قبل و باید اشاره شود بدانکه بعضی از اهل کتاب همه از بیماریهای خاص خود رنج  می برند وهیچ کدام از افراد این گروهها  انسان کامل نیستند) این بدان معنا ست که از شیطان و جن متضرر شده اند .این بدان معناست که اگر اساس حکومت آنها که با یک جمله  سمبلیک بنیاد گذارده است و آن  ( جمله سیاست ما عین دیانت ما ست ودیانت ما عین سیاست ماست ) را شاخص قرار یدهیم برای شناسایی این نوع حکومت در خواهیم یافت که پایه های حکومت اینچنینی بر وهم وبر شالوده بدعت وارتداد  ساخته وپرداخته شده است  . شر ک وکفر. وریا . با سوءاستفاده از جهل مردم .در جهان غرب هم جنگها . آزادیهای نامتعادل جنسی . حتی کشیدن نقاشی از پیامبران دیگر یک علامت است .آیا در چنین مواردی که سازمانهای  حقوق بشری از آزادیهای جنسی افسار گسیخته حمایت می کنند و آنرا از حقوق بشر اعلان می کنند می توان گفت که میشود که دین را حکومت جدا کرد؟  ایا میشود مسئله  بغرنج فلسطین را از افکار عموم مسلمانان جدا دانست ودر سیاست دول این سازمانها هم  شراکت جست در حالیکه مداوما در تضاد با هم در چرخه جهان نقش دارند؟ آیا میشود آزادی لیبی را پذیرفت در حالیکه بی گناهان بسیاری در زیر بمباران نیروهای ناتو از بین می روند . ما مسلمانان نمی توانیم بین سیاست ودیانت خود چنین اختلاف فاحشی را بپذیریم . ما نمی توانیم گفته های خواص ایران را بپذیریم که دم از دین محمد ص می زنند ودرحالیکه در زندانها به نوامیس مردم اجازه تجاوز می دهند بیگناهان را می کشند شکنجه می دهند .نه اسلام زشتیهارا .بی عدالتی ها را . اختلاف  طبقاتی خواص وعوام را . دزدیها را ( آه دستهایی که هرگز قطع نشد)توسط حکومتگران که دست درازی به بیت المال می خواند .فقر را فقر را   بی رحمانه رد ومحکوم می کند.جانشین الله را رد ومرتد می خواند . زنده کردن آیین ورسم پدران می خواند . شرک وکفر می داند .می بینید ای خوانندگان خوب که ریشه های سیاست و دین الله چنان در هم گره خورده است که بریدن هر کدام از این سر شاخه ها جز محکوم شدن به ارتداد نخواهد بود. وباور کردنی نیست که در ایران ما قضات نا داور هر دادخواهی را که مدعی گویایی از حکومت وحاکمیت باشد به نام دین زیر ضربات شلاق می برند .در حالیکه فقط در مواردی که قرآن به آنها اشاره کرده است می تواند از چنین حکمی استفاده کرد . بله استفاده از حد و حکم شرعی والهی در سیاست از ارتداد است . در ضمن سنگسار . اعدام در انظار جزو آیین کافران وپیشینیان است .(ادعای سنگسار نوح س . موسی  س .ابراهیم .س و یامراسم  در اتش انداختن حضرت ابراهیم درانظارویا تخریب شخصیت موسی س در انظار خواص  ) را می توان نام برد.

( هیچگاه به معبود کسانی که غیر خدا را می پرستند دشنام مدهید تا آنها از روی نادانی ودشمنی الله را دشنام دهند ما اعمال هر گروهی را به چشمشان زیبا جلوه گر کرده ایم سپس بسوی پروردگارشان باز خواهند گشت واز عملکردشان آگاهشان خواهد کرد ) سوره انعام . آیه صد وهشت

( آیا خدایی غیر از الله دارند.منزه است خدا از هرچه شریکش میسازند . ( ایران .ایران)چنان غرق در باطلند که حتی اگر قطعه ای از آسمان بیفتد می گویند ابری متراکم بود . پس انهارا رهایشان کن تا روز مرگشان فرا برسد . ) آیات چهل وسه . چهل ودو . چهل وچهار از سوره طور   

آیاتی واضح برای احترام داشت همه کافران ومشرکان .مرتدان . . این حق انهاست که  از انتخاب خود لذت ببرند .چرا  قضات ایران این را ( نمی فهمند) ؟حق حیات .حق انتخاب . والبته مرگ برای همه یکسان ودر نهایت برابری است .عدالت الله مثال زدنی است .

واما  روح . یا دم یا نفسی که از الله است وقتی انسان دچار ارتداد میشود از او روی می گرداند .یک انسان که الله را رها بکند وبه مادیت تکیه کند دیگر از بعد روح و معنویت خالی میشود . و* کسی هم که از دین راستین وکامل به  بعضی از اهل کتاب بپیوندد چون در دین حد وسط  وجود ندارد پس شخص  مشرک محسوب میشود ( شخص یا باید در یک سوی خیر باشد ویا در دیگر سوی شر . یا بر حق باشد یا بر باطل . و..).

ایمان آوردن به آیات الله یعنی قبول الله .قبول ملائک .قبول پیامبران . قبول کتب پیامبران ومعاد اما در لابلای افکار بعضی از اهل کتاب ما ضدیتی آشکار با بعضی از این حقایق و آیات می بینیم که آنها را از مسیر دین خارج کرده و سزاوار عذاب نموده است  جای دوری نمی رویم در ایران ما اکنون اکثریت مردم بر مراد ولایت زندگی می کنند پذیرفته اند که ولایت یک انسان بر انسانهای دیگر مقدور است شدنی است در حالیکه الله  دراینجا  به  رای اکثریت  انسان اهمیت نمی دهد بر حق( مترادف با قول وآیه و گفته الله )  ویا باطل بودن راه رای می دهد وصریحا چنین حکومتی را رد وباطل  می خواند عجیب است که این اکثریت همه خود را مسلمان می دانند ؟. همین اکثریت تجاوز ودزدیها را  تقلب را دروغگویی را گناه و اغوای عوام نمی دانند . این چنین اسلامی در هیچکدام از ادیان الهی وجود واقعی ندارد . اکثریت اکثریتی قربانی وهم .

 و وقتی  الله از شخص مرتد ومشرک وکافر روی بر میگرداند مخلوقاتی که در عرش بر خاک او سجده زده اند از شخص روی برمی گردانند . نیستی .نابودی . آتش . پس می بینیم با آنکه گروه اکثریت در تعداد در زیادت وافزونی هستنداما از لحاظ برتری در قلت  نیرو واراده هستند به دلیل ضعف در دیدن .ضعف در شنیدن و یا بر اساس انچه از چیرگی وهم وخیال ادراک می کنند  و وهم جز دروغ وباطل نیست وجود واقعی ندارد آنها نیزمانند شیطان درمقامی در  اوج پستی قراردارند . ما در قران با دچهره آدم آشنا شده ایم شخصیتی ایمان آورده در عرش و شخصیتی درمانده در گناه در بهشت . اگرما بهشت را سرزمینی نزدیک به زمین بدانیم به مجموعه ای ازگناهان آدم برمی خوریم . نزدیک شدن به خاک یعنی کثرت گناه . یعنی انسانی که دائما با اصل خودش در تضاد است . جسم اواز خاک است پس همسایگی با خاک برایش اسانتر است تا ماندن بر اصالتی که از روح وفطرت برای اوتعالی و معراج را به ارمغان می آورد. اینست که اکثریت مردم خاک را می طلبند . ودر خاک می مانند . در حالیکه خود فریبی است که اگر ما خاک اکثریت را بعد از ارتداد خاک بخوانیم . در مجموعه اکثریت . گناهکاران .مجرمان .  ظالمان و بعضی از اهل کتاب ادیان الله  خاک مصداق واقعی آتش هستند .

(ای پیامبر اگر از ایمان به حقایق ( = گفته ها واقوال الله) رویگردان شدند بدان که خداوند کاملا برمفسدان آگاهی دارد .بگو .بگو( چه زمان زیبایی است اکنون بگو . از فوریت گفتن در زمان می گوید زمانی که بر نمیگردد. اجابت آن در همان لحظه گفتن واجب میشود .مثل اجابت حق رای مردم ایران .مثل اجابت خواسته مردم فلسطین برای تشکیل یک کشور جدید .اکنون باید حق ( گفته الله ) اثبات بشود) ای اهل کتاب بیایید زیر چتر کلمه وباوری که بین ما وشما مشترک است و ان چیزی نیست جز آنکه *غیر خدا را نپرستیم وهیچ شریکی برایش قائل نشویم ( ای روحانیت ایران ما. ای مسئولین ایران مااین آیه مصداق راه جهنمی شماست) وبرخی از ما برخی دیگر را سوای خداوند به پرستش نگیرند واگر از این هم روی گردان شدند شما بگویید ( بگویید . در زمان حال  .اکنون بگویید .آیا کسی هست که به دعوت الله پاسخ بگوید واکنون بگویدوالبته در مقابل ظلم *بگوید ؟ ) گواه باشید که ما تسلیم خداوند شده ایم .) سوره آل عمران آیه شصت و سه وشصت وچهار

این آیه گواه شرک آشکار بعضی از اهل کتاب درپیروان ادیان مختلف الهی را نشان میدهد.غیر خدارانپرسیتم وهیچ شریکی برایش قائل نشویم . نشویم . نشوید حق این است مگر پیروان دین عیسی س وموسی س و یا داوودس  الله را نمی پرستند؟ نظر توچیست ای خواننده خوب . از این آیه برمی آیدکه زمان بگو یک بیان روشنی است که ارتداد در این ادیان در مقابل اسلام محمد ص از سالهل قبل آغاز شده است واما در زمان اکنون .واین اکنون هنوز ادامه دارد وزمانی پایدار است . زنده است بعد از دیگر پیامبران اکنون زمان ( بگو) برای محمد ص رسیده است .توحید و دعوت  ادامه دارد .پس وجود الله در همه اکنون های مداوم لایتغییر است .الله یکی است .این یک حکم ثابت در زمان است و زمان  اتمام برایش نامعلوم  است .برماست اگر ایمان آورده ایم به باور مشترک با دیگر ادیان .ما نیز اکنون بگوییم . وقتی دین محمد مردود میشود از سوی پیروان دیگر ادیان . بیان شرک آشکار انها نیز توسط محمدص  آغاز میشود( سوره جن) . جنون . جن زدگی .

در اکنون ما سازمانهای حقوق  بشری با قانونی کردن گناه شرک را در میان همه کشورهایی  که این قوانین را پذیرفته اند ترویج می کنند تعمیم می دهندو در حالیکه  این که بشر رای خودرا بالاتر از رای دین الهی خود بداند ارتداد است . این همان ولایت مداری انسان است در بعد جهانیش.  هیچ انسان  یا گروه انسانی جایگزین الله  نخواهد بود و.نمی شود الله را پرستید اما رای انسان را عملی کرد. این همان نجوای غم انگیز نا ممکن بودن جدایی دین از سیاست است . در دین الله نمی شود . نمی توان  رای انسان را بالاتر از حکم وآیه الله تلقی کرد . دین الله حاکمیت هیچ انسانی را برانسانها نمی پذیرد و الله  حاکم مطلق مخلوقات خود است . دوگانه پرستی . شرک . در همه جاهست . بین عوام بین خواص . بین روحانیون . بین بدها. بین بدها .وهیچ کس از حق؟ انسانی خود نمی گذرد نمی پذیرد که باید پیرو آن گواهی باشد که قبل از هبوط بر خاک در میان همه مخلوقات بدان اقرار کرده است و آن هم فقط توحید ویگانه پرستی است .انسان سالار ازخاک میرا . ناتوان از دفاع ازخود .ناتوان ازجنون  سوختن . وناتوان از دفع مرگ.

  واما تصویرشیطان  همان تصویر کلی آیه اطیعوا الله واطیعواالرسول و..... سوره نساو خروج  ازمیان ایمان اورندگان به دین کفر یا شرک است   بت پرستی . شاه پرستی . قانون پرستی . ولی پرستی  آنکه از دایره ایمان آورندگان خارج میشود کسی جز شیطان نبوده است . پس هرکس از این دایره جدا بشود به صورت قهری وجبری طعمه اتش میشود . ایمان آورندگان هیچ کدام نمی توانند در تمیز ریز ترین موارد اختلاف بر دیگران رای خود را تحمیل بکنند . قضاوت ورای خودرا در راس این دایره  قرار بدهند  همانطور که شیطان نتوانست . هر رایی خارج از حیطه قول وگفته وآیه الله دروغ وباطل است شیطانی است.

  یک نتیجه عام  میتوان گرقت از آیات بالا که الله در قرآن بر ما واجب کرده است و آن هم حق حیات یک مرتد وکافراست ولو او شیطان نام باشدشیطانی که حق ( گفته یا قول )الله را ادا نکرده است حق آنچه را که می گوید ( این می گویم درواقع یک  مفهوم امری ویک  فعل دستوری است از آنجا که در سوره ص از همه مخلوقات می گوید واز اکنون می گوید ونشانه از زمان ثابت  حال  که فوریت را در اجابت را می رساند ) که  اگر در زمان  سوال حقی ( گفته راست . عمل  درست . آنچه الله  از ان می گوید) از شخص یا اشخاص خواسته بشود اجابت آن واجب میشود  پس وقتی الله از حق *می گوید ودر واقع از اراده  اجابت به پاسخ هم می گوید . حق آنست که الله می گوید (می گویم) پس پاسخ به سجده من در واقع همان خواسته و پاسخ واجب  در زمان اکنون است به حق واین ایده آل ترین  نشانه ( تسلیم) واسلام است  . خاک . آدمی از خاک او باید در کنار ماده . با وهم شیطان بجنگد واجب را عملی کند . ترویج بکند  . واقعا مشکل است .

 در این آیه الله  دلیل می آورد که چرا  از قتل یا اعدام کسی که به ارتداد در دین گراییده است  حمایت نمی کند  وبرای آن حکم و آیه نمی آورد

 (این نه خوشایند شماست ونه خوشایند اهل کتاب که کسی را که عملکرد زشت وپلیدی دارد به سزایش برسانیم . آن هم در روزی که بغیر از خدا هیچ دوست ویاوری نمی یابد . )سوره نساء آیه صدوبیست وسه

*ما  اکنون در ذکر سلام در نماز از سلام بر بندگان صالح الله می گوییم . این بندگان همان پیامبران صالح الله هستند که در قران بارها از آنها نام برده میشود .این چگونه است که ما شیعیان ( من از چگونگی نماز اهل تسنن هیچ نمی دانم)به این پیامبران در وعده های نماز یومیه خود بارها سلام می فرستیم اما پیروان این پیامبران را مشرک وکافر می دانیم . مابر انها سلام می فرستیم چون در اکنون این پیامبران صالح  زنده اند .شاهدند و قابل تامل است که الله حتی به فرزندان وپدران بعضی از اهل کتابی که به قتل پیامبران خود اقدام کرده اند اجازه ومهلت زندگی وحق حیات داده است اگر چه آنها را به وعده روز موعود و آخرت هشدار داده است. و در ایران ما با تمرد و طغیان بر علیه الله با قتل کسانی که دین الهی خود را تغییر داده اند وهنوز مسلمان محسوب میشوند ارتداد می ورزند  . الله بارها از تدارک عذاب الیم برای آن عده ای   از اهل کتاب که  برای الله جانشین وشریک میسازند  ( دوگانه پرستی می کنند مثل ایران ما مثل همه دولتهای وابسته به سازمان ملل )  وبعضی از اهل کتابی که پیامبران خودرا کشته اند .  وعده ای از اهل کتابی که ملائک را دختر می دانسته اند .  وبعضی از اهل کتابی  که عیسی س را پسر الله یا روح الله  می خوانند . ویا کتابهای ادیان توحید ویا پیامبران ادیان توحیدی را رد کرده اند و رد می کنند وبدان ایمان نیاورده اند می گوید ومی گوید اکنون نیز می گوید اما حق کشتن واعدام را از همه بندگان و از پیامبر خاتم خود سلب کرده است واین دخالت بشر را در حکم وامر خود در اکنون نیز می گوید .نتیجه شراکت آنها در راه شیطان جز رویگردانی مومنین راستین از انها  نیست  .

( هیچ فر دبا ایمانی ( الله نمی گوید کسی از شیعه به مسیحیت ویا بالعکس رجوع کند و دیانت آن را بپذیرد مومن نیست . همه انها در ایمان به توحید مشترکند) مجاز نیست .نیست  و برای تمامیت زمانها  تمی باشد .و زمان اکنون  خاص است برای عرش . وبرای پیامبر .برای پیامبر وهمه باید به پیامبر اقتدا کنند برای تمامیت زمان واگر پیامبر نیست قول وگفته الله تورات .انجیل . قرآن و.... .

فرد با ایمان دیگری را را به قتل برساند مگر اینکه از روی خطا مرتکب این امر شده باشد .پس اگر کسی فرد با ایمانی را را از روی خطا به قتل برساند باید به کفاره آن یک برده مومن آزاد بکند وخون بهای مقتول را نیز به خانواده اش پرداخت کند مگر آنکه آنها خون بها را ببخشند واگر مقتول مومن ولی از جماعت وقومی باشدکه دشمن شما هستند فقط برده مومن را آزاد کند واگر از قومی است که جزو هم پیمانان شما هستند فقط برده مومن را آزاد کند و هم خون بها را به خانواده اش پرداخت نماید وچنانچه بنده ای نیافت به نیت توبه دوماه پی در پی ؟ روزه بگیرد بدانید خداوند بزرگ آگاه وحکیم است ) سوره نساء آیه نود ودو

*به زمان این آیه توجه داشته باشید ( نیست و کند  .بگیرد . بدانید  ) اگراین زمانها را صرف کنیم برای زمان حال می کنم .می کنی می کند . می کنیم .می کنید .می کنند .  زمان  کردن ویا زمان گرفتن یا دانستن درزمان  (حال ) مداوم تکرارمیشود پس حکم و آیه وقول الله نیز در حال تکرار است .هر روز مرور میشود اما تغییر نمی کند . رد این تکرار در زمان ( حال )از ارتداداست خواه بوسیله حکومتها باشد خواه از جهل روحانیت باشد خواه از اصرار اکثریت باشد  سرپیچی شیطان از سجده را هرگز از یاد نبریم .  ای حکومتگران نفرین شده ایران ما 

  اکنون ( طبق سوره ص اکنون زمان پاسخگویی است)ودر زمانی که اکنون  در حال مرور است والله در انتظار اجابت شما به حق ( قول) خود است  قتل بیگناهان  ومعترضان سبز .وآنها که به ادیان الهی دیگر ایمان آورده اندرا چگونه توجیه می کنید ؟ در حالیکه الله از نهایت روزی می گوید که انتخاب شرک وکفر از برای هیچکس ( پذیرفته نیست) . پذیرفته نیست .وزمان از هم *اکنون شروع میشود .وتا ابد رای الله لایتغییر است  

     چه شده است که ما  مسلمانان  دین محمد ص در اکنون فقط خود را مسلمان ومومن می دانیم . ؟ آیا این بدان دلیل نیست که نمی دانیم رد پیروان دیگر ادیان در واقع رد الله است رد پیامبران الله  ورد کتاب آنهاست .رد ملائک است رد معاد است ؟ و ارتداد است؟

خارج نشدن  وپارا از حق  ( گفته الله ) فراتر ننهادن یعنی تسلیم محض یعنی واجب بودن  وتاکید بر تسلیم بودن به فرمان به آیه وحکم  الله  یعنی اسلام .

 شیطان با یک باور کفرآمیز در بعد ی از خلا ء مکانی( بین زمین و آسمان ) رها میشود . وآدم در زمین . این دومکان تبعید گاهی است برای اثبات اراده بازگشت یا توبه . باور شیطان ضد الهی است وقتی الله به ( همه )ساکنان عرش از سجود می گوید و( گفته یا قول ) خود را که همان سجده مخلوقات است حق می داند او این دو موجودرا مکلف می کند به اطاعت از خود . می بینیم  که الله حکم ودستور به سجده را فقط ( حق ) خود می داند حتی  در خاک وبس . واین همان ولایت است  یعنی فقط او می تواند سجده رااز مخلوق طلب بکند .فقط الله .آفریدگار وحاکم بر اراده انسانهاست الله اکنون در عرش است و آدمی را که لایق سجده دانسته از عرش وبهشت محروم می کند نظم وعدالتی که بر عرش وبهشت حاکم بوده است باید حفظ بشود . نظم  یعنی یگانگی یک خالق . عدالت یعنی ولایت یک حاکم.

نظم در خلقت با این دو طرز بینش  دچار بحران میشود . گرایش انسان به  خاک  . گرایش خاک به اتش .موجوداتی برتر که در نهایت عدالت در بهترین مقام زیست میکرده اند با این تمرد وتردید  عدالت الله را زیر سو آل میبرند واین از ارتداد است. نظم یک ویژگی سمبلیک مادی دارد و عدالت نماد آن است  می بینیم که زندگی این دوموجود برای رسیدن به نظم  حق ( آنچه الله وعده داده است) و با عدالتی غیر قابل انکار به جایگاه خاص برای زیست این دو دشمن  عودت داده میشود

 آدم وحوا یک تن  وشیطانی که کافر است  با عدالت مثال زدنی از عرش وبهشت رانده میشود . و این دونفر همان اکثریت زمین را خواهند ساخت  واین گروههای جدید تضاد در اندیشه والگوبرداری از فطرت  توحید را جهت خواهند داد وشیطان؟عجیب نیست  که انسانی که حوا از تن او خلق شده است وبا جسم او موجود ی دیگر آفریده شده است در شناخت راه نتواند بخوبی ببیند . بشنود . بفهمد ؟. آن هم با چهار چشم .چهارگوش . ودو ادراک متفاوت .   

 الله با طرد آدم وشیطان از بهترین مکان هستی  ازقدرت  حاکمیت وحقانیت خود  واز اولا بودن خود بر همه مخلوقات می گوید . او می تواند بکشد زنده بکند بدمد بدمد . اما او مخلوقاتی را که از درگاه خودرانده است نمی کشد بلکه بدانها حق ادامه حیات وزیست را می بخشد . این حق ادامه حیات .وزندگی را که الله شامل آدم وشیطان کرده است در باره همه مخلوقات تابع ( راه )این دو موجود مخلوق نیز مقرر کرده است .وانکار این حق ادامه حیات از ارتداد است. هر کس باهر طرز فکری چون شیطان که الله را به ولایت قبول ندارد ویا با طرز فکری چون آدم که ولایت الله را پذیرفته است مجازند به زندگی ادامه بدهند. اگر چه هیچ پیامبری ( چون آدم) طرز فکر وباور آنها را نداشته باشد یا نپذیرد .در آیات بالا الله به پیامبر می گوید ( از مشرکین روی بگرداند) نمی گوید مشرکین را تو بکش . یا زندانی بکن  شما در هیچکدام از کلام الله نشانی از کلمه زندان نخواهید دید . زندان کجاست ؟ فقط جهنم .. فراموش نکنیم که مسئولیت آدم تا خاتم فقط بشارت وهشدار بوده است والله در بسیاری آیات تلویحا به پیامبر این نکته را گوشزد می کند از یک سو پیامی است برای نسل امروز ما که به تبلیغ و دعوت  دین منتخب خود بپردازند واز سویی دیگر که آنها را از قتل واعدام ویا زندانی کردن مخالفان ( راه ) واسلام همه ادیان الهی  منع کند و اگر به این آیه دقت کنیم هر کس راهی جز بشارت وهشدار را برای هدایت مردم انتخاب کند ( مثل قتل یا اعدام یا اجباری کردن دین . یا زندانی کردن فرد به پندار تقبل توبه  وبرگشت  رای او) یا کسی که در راه دعوت وتبلیغ به  قتل پیروان دیگر ادیان الهی  متوسل بشود در جامعه از دایره دین الله خارج  وجز و مرتدان و طاغی به دین الله محسوب خواهد شد . وبه جرم قتل یک مسلمان باید مجازات بشود

 با رویگرداندن  ( =بی اعتنایی  نسبت به گروههای ب%

قاب وارونه ارتداد ومن = شیطان

بسم الله الرحمن الرحیم

قاب وارونه ارتداد ومن = شیطان

به نام خداوند بخشاینده مهربان                                               

(ای کسانیکه  به حقایق ایمان آورده اید ازخداوند اطاعت کنید از پیامبر اطاعت کنید وصاحبان اولا وبرتردرایمان درامورخودتان اطاعت کنید و اگر در چیزی اختلاف کردید برای *داوری آن را در نزد *خداوپیامبر مطرح کنید چنانچه به خدا وروز حسابرسی ( معاد)ایمان داریداینکار برای شما خیر و عاقبتی نیکو دارد.آیانمی بینی آنهایی را که گمان می کنند به آنچه که *بر تو و*قبل از تو نازل شده ایمان دارند در حالیکه می خواهند قضاوت وداوری را به طاغوت واگذارند حال آنکه به آنها امر شده بود که به* طاغوت کافرشوند بدانید که شیطان  می خواهدآنهارا گمراه وحیران کرده وبه بیراهه های دور از *حق بکشاند)

آیات پنجاه ونه و شصت از سوره نساء

آنچه در آیات بالا می خوانید خاص ایمان آورندگان بیان شده  ( ایمان آورندگان  مسلمانانی هستند که یقین به توحید به قلبشان وارد شده است )و هر جمله از ان  مصداق واقعی  رویداد وتصمیم  بزرگی است که در عرش یا سجده گاه ( مسجد ) بین مخلوقات الله  اتفاق افتاده است .ببینید مسجد یک سمبل یک نماد است از پرستش از الله درهرکجای این آفرینش .  به امر الله ورسول ( رسول = فرستاده = آن کس یا آن چیز که ارسال شده است  ان کس مطمئنا پیامبر است وشاید که کتابی به نام قرآن تورات .ویا انجیل ویا زبور داود باشد  اینست که وقتی قرآن می خوانیم وقرآن از سوی الله برای ما ارسال شده است پس در بعضی از آیات ان به سجده های واجب می رسیم پس در سجده گاه  جانشین پیامبر می تواند که کتاب او)  حق = قرآن  حقایق جمع اقوال .جمع  گفتارها .آنچه  الله در زمان  می گوید) باشد از یاد نبریم که قرآن تورات . انجیل و...همه زنده اندچون خالق آنها زنده است و شاید به همین دلیل الله یک حکم لایتغییروعام  می دهد اطیعوا الله واطیعوا الرسول و... . همه اکنون  .عین نوشته ای است که در قران آمده است پس وقتی فرمان به سجده در قرآن می آید رد آن ارتداد است اکنون یک زمان ایده آل است برای حال برای اینک .برای این زمان پس قرآن وگوینده اش در این زمان در اکنون .در حال حی وحاضرند خالقی با کلام اما خاموش در هر لحظه که حکم او جاری میشود در طول قرن گویی هرگز زمان آغاز وپایانی نبوده است .اینست که الله در قرن آنآ   آن  برای مثال میآورد  اگر از آنان که مرده اند سو آل شود   تو تا چه زمان در دنیا بوده ای؟ سالها . ساعتی ؟ نمی داند ودرحال. اکنون. اکنون فقط سجده های تو ارزش دارند وبقیه زمان باطل است بقیه اعمال تو باطل است. ای خاموش با برهان مارا دریاب )او اما این سجده درمحور سنجش  اولین  انتخاب برای مخلوقات وقبل از هبوط آدم  در قرآن بیان شده است یک کلیت است برای همه موجودات در زمین .در بهشت . در عرش و (زمان) آن تاریخ زندگی انسان را تغییر داده است . اطاعت از الله وپیامبر . توجه بکنید که در قران در آغاز آفرینش آدم. ملائک به  بهانه مخالفت با آفرینش موجودی زمینی  به نجوا پرداخته اند . اما به علامت تسلیم ویقین از سجده سر باز نزدند واز الله وآدم اطاعت کردند . اما امتناع شیطان ابلیس از سجده برآدم که همان طغیان وعصیان است در واقع رد اطاعت از الله وپیامبر او آدم است واگر شیطان که روحانی یا ایمان آورنده یا عالمی در عرش بود ازدیگر مخلوقات ( ایمان آورندگان در عرش )اطاعت میکرددر بین ساکنان عرش اختلافی با چنین جوانب گسترده بوجود نمی آمد بعد از این طغیان ضدیت ها آغاز میشود ودو جبهه مخالف با هم در مقابل هم قرار میگیرند . ایمان آورندگان تسلیم و اجنه یا یاران شیطان.اگر به این آیات دقیق بشویم به آسانی می توانیم در یابیم که گروه اجنه ای که جزو ایمان آورندگان در عرش هستند به ابلیس شیطان رجوع می کنند وقضاوت وداوری را از اوطلب می کنند در حالیکه قبل از آن به آنها حکم شده بود به آنکه از اطاعت از الله وپیامبر سرپیچی نموده است کافر بشوند = ایمانشان را از اوسلب کنند. انچه  ما در کتب پیامبران می خوانیم به گونه ای کپی یا برداشتی است از آنچه در عرش برای اولین بار به اراده تبدیل شده  ودر موقعیت ( باش) به عمل در آمده است .آگاهی وهشدار از عرش که پیروی گروه مخالف ازاطاعت از الله ورسول او جز به گمراهی و فاصله بیشتر آنها ازحق نخواهد انجامید آغاز میشود.

این آیات را مادر سوره ص نیزبصورت واقعی وملموس  در آیات هفتاد ودو تاهشتاد وپنج  خوانیم

(پس هنگامی که قامت اورا ساخته وپرداخته کردم  از روح خویش دراو دمیدم .گفتم . (این تاکیدخیلی مهم است یعنی فقط گفته الله .فقط آیات الله فقط کلام وحی الله )هیچکس دیگر نمی تواند ونباید به کلامی جز کلام الله تمکین بکندوتسلیم بشود وایمان بیاورد

 * همه اکنون (کل جهان آفرینش .وزمان اکنون .این به معنی امر به زمان حال است حتی برای ما. و تاخیر در رد حکم الله مجاز نمی باشد وپذیرفته نیست =خدا نمی پذیرد از کسانی که از امر او سرکشی وتخطی کنند) سجده اش کنید .همه فرشتگان ( این هم  اشاره به آنست که فرشتگان برترین ساکنان عرش هستند وقبل از آن مخالف با آفرینش موجودی به نام آدم بوده اند) به سجده افتادند؟مگر ابلیس که تکبر کردواز کافران شد .خداگفت ای ابلیس چه چیز باعث شد تا موجودی را که با دستم ؟خلق کرده ام سجده نکنی آیاتکبر کردی یامقام بلند داشتی واین  جمله نیز اشاره به موقعیت ومقام بلندتر فرشتگان برابلیس بوده است .ابلیس گفت من بهتر از اوهستم  مرا از آتش آفریده ای واورا ازگل .خداگفت از اینجا واز این مقام بیرون شو که تومطرودی.بدان که تاروز قیامت نفرین من برتوباد. ابلیس گفت پس لا اقل تا روز قیامت به من مهلت ده .ببینید در این جمله ابلیس یک واقعیتی هست و آن این نکته مهم است .که ابلیس نیز به روز معاد وقیامت باور دارد. خدا گفت تواز مهلت  داده شدگانی ولی تاروز معین وزمان معین.؟ابلیس که با این امان نامه خیالش( باز توجه بکنید به اعتماد غیر قابل تصور ابلیس به گفته الله حق.) راحت شده بود( در این جمله یک تبانی ویک تعهد دوجانبه از سوی دو دشمن مخالف باهم نیز دیده میشود . و آدم نیز این گفتگورا می بیند وبا اگاهی تصمیم میگیرداو انتخابگری مسئول است او بخوبی در می یابد که الله خالق او در صورت ارتداد  او از شیطان گمراه ( در مقابل اهل ایمان) غضبی قهر انگیزتر دارد قهری نابود کننده باور کنندگان  قول وگفته شیطان  و اما حق همان قول وگفته الله است که مقابل آن قول وگفته باطل شیطان قرار میگیرد ) شیطان گفت  به عزتت سوگند که *همه آدمیان را گمراه خواهم کرد .مگر انها که از بندگان خالص تواندخدا گفت قسم به حق ( ودراینجا کلمه حق اشاره به راه مخالف وضد خود یعنی راه باطل ابلیس دارد) وآنچه می گویم حق است ( یعنی که آنچه ابلیس گفته است قولی باطل است)که جهنم را از تو واز تمام کسانی که از تو پیروی کنند پر خواهم کرد .

( قسم به حق و آنچه ***می گویم حق است ).آنچه الله *می گوید برای همه زمان  ثابت است نشانه زمان اکنون .که  اکنون نیز پس از قرنها لایتغییر است این گفته  (می گویم ) از زبان الله فقط در زمان اکنون باید به اراده در عمل  تبدیل بشودو امر به همه مخلوقات. وبعد از این زمان عصیان است وطغیان .غفلت است .امامگر آنچه الله می گوید در زمان کجاست ؟ چرا از این فعل استفاده میشود ؟ می گویم یعنی انکه حالا می گویم . اعتراف به زنده بودن را معنا می بخشد . ادامه امر وحکم را تعبیر میدهد.این می گویم همان قرآن .تورات .انجیل وزبورو..... است .

به نام خداوند بخشاینده مهربان

*قسم به زمان. در زمان اکنون .  درزمان حال .  زمانی که مداوما درتکرار است .این سوره یک وصیت یک سفارش و یک  قول وگفته جبری است برای بعدازمرگ پیامبر.اکنون که پیامبر زنده نیست که از الله حق ( کلام قرآن و.....)را بیاورد.ودر باور اهل شیعه مهدی ( ایمان آورنده) نیز در غیبت است بی شک انسان در زیان است .ببینید در اینجا الله از فقدان وغیبت  پیامبران وایمان آورندگان  می گوید که به زیان ما انسانها است.*.مگر کسانی که به حقایق یک کلمه جمع از جمع حق ( وحق آنچه الله میگوید درقرآن وحقایق یعنی جمع.قرآن وتورات و انجیل و.... پس کسی دچار زیان در دنیاو آخرت  نمیشود که به همه حقایق یعنی همه کتابهای ادیان الهی قرآن . تورات و..... ایمان داشته باشد) ایمان بیاورند .وعملکردی نیک ومفید داشته باشند . این عملکرد نیک ومفید دوگروه را در بر میگیرد گروه ایمان آورندگان وگروه توابین ومستغفرین .که آدم پیامبر یک نمونه از این گروه است . وموسی نیز و.داوود .سلیمان و...آنها عملکردی گسترده تر را باید بپذیرند برای قبول توبه اشان . برای جبران وقفه در ایمان .ببینید الله در بعضی از سوره ها از غل وزنجیر ی که جن واجنه را در آن گرفتار کرده است می گوید واز آنکه آنها را همراه با غل وزنجیر در انجام امور خود مورد استفاده قرار داده است ویا در اختیار پیامبران گذارده است می گوید این همان اجبار به امر خیر ونیک است برای گروه جن. یعنی مجبورکردن اشخاص  وانسانهای مجنون .جن زده  برای شکست شیطان واجبار به انجام امور خیر دینی واجتماعی  تا کنون چند راه حل برای تنبیه وکیفر گناهکاران و مجرمان را در این قاب از متن قران برای شما آورده ام .یکی از آنها توبه یاباز گشت است  آن عمل پسندیده ای که آدم س در عرش انجام دادوبا هبوط اوبه زمین اوموظف شده است مسئولیت بشارت و هشدار دین حق را به انجام برساند دوم رویگرداندن از مجرمان وگناهکاران است یا همان دوری کردن به تعبیری از نوع تبعید شیطان از عرش ..سوم قصاص است درمحور جرم . چهارم بخشش درقصاص با قبول اخذ دیه یا با نیت ترویج اعمال امور خیردر جامعه .اجبار نمودن گناهکاران ومجرمان به انجام امور خیر  تحت حفاظت شدید برای ایجادتغییر در آن جنونی که باعث عدم تعادل و تضاد درهمزیستی  مسالمت آمیزشخص یا اشخاص در جامعه دینی شده است و از شرایط رایج در اقوال قرآن در غل وزنجیر کردن اجنه است در راستای انجام فرامین الله وپیامبران یا همان اجبار در امورات دینی ومن عقیده دارم این نوع آخر خاص گناهکاران باشد ونه مجرمان .  . پس می بینید که با آنکه الله اسغفار آدم س را می پذیرد اما  توبه وبازگشت زبانی اورا منوط به شروط انجام به اعمال نیک والهی در زمین پذیرفته است . شرط توبه فقط به زبان پذیرفته نیست باید در عمل ثابت بشودواین  حکم قرانی نیز با توبه آدم س شامل او نیز میشود ..* ویکدیگر را به حق ( می گویم . آنچه الله میگوید قرآن و......) وصبر = انتظار .انتظار برای دستیابی به نتیجه سفارش نماید.در اکثر آیات قرآن می خوانیم که ازفعل  امر گفتاری ( بگو) پیامبراستفاده شده است این بگو نیز حکایت همان زمان اکنون وحال را دارد یعنی تغییر ناپذیر است آنچه الله به آن ( حق ) می گوید آنچه در قرآن وتورات و..... گفته است ( قابل توجه ولی باطل ایرانیان که باتوهم فکر می کند میشود نماز وروزه گفته حق قرآن را در نبود پیامبر ومهدی ع ( ایمان آورنده ) از واجبات ندانست و حکومت شرک و کفر خودش را واجب دانست وباز ادعای اسلا م و قران  وانتظارکرد)این تفسیر ساده ازآیات سوره نساء آیات پنجاه ونه به بعد است  که اگر پیامبر نبود نباید به ایمان آورنده هرچه مقام اوبلند ودرمقام اولا باشد برای حل واختلافات دینی ( اختلافاتی ازنوع اهل کتاب مراجعه بشودواکنون بعداز قرنها مرگ پیامبر اوجب آنست که مردم وایمان آورندگان به حق ( = آنچه الله در اکنون نیز می گوید) مراجعه کنند وشما خوانندگان خوب با مطالعه قابهای ارتداد ومن باید نظر وگفته الله را در اکثریت پیروان بعضی از اهل کتاب دانسته باشید باید اکثریت این گروه مرتد به حکم نهایی الله عودت داده بشود در روز محاسبه اگرچه الله در کلام حق خود قرآن سر انجام ونتیجه  زندگی آنها رادر دنیا و اخرت بر ما روشن کرده است وآن جهنمی با عذاب الیم است ). درماجرای فی مابین یهودیان زمان موسی س نیزاگر لوح  توسط موسی س برای پیروان او آورده میشود برای آنست که در غیبت وبعد از مرگ موسی س .پیروان او به علما ودانشمندان وایمان آورندگان سست ایمان دیگر مراجعه نکنندودچار انحراف در دین خود نشوند  . این لوح اسلام موسی س  برای همه زمانها آورده میشود وزبان زنده الله است اگر بدانند .

 می بینید احدی از فقها وعلما دین ما .اسلام محمد ص نیز نمی توانند ( ولایت ) شخصی را تایید کنند که ( الله) از اوجب بودن حاکمیت وولایت اودر هیچ کتاب زنده خودحمایت نکرده است ودر صورت تایید فقهاوعلماء همه ادیان دچار گمراهی شده و  با بدعت خود دچار ارتداد وشک در ولایت خاص الله  شده وسزاوارعذاب الیم خواهند بود.اکنون که پیامبر نیست اکنون که مهدی ع درغیبت است تا کتاب (حق) درمیان مردم است حاکمیت باطل یک مجنون = جن زده = طعمه شیطان نیز باطل است . مجنون جن زده یامنزلگاه شیطان. با بحث ومجادله با قران  در راه مبارزه  با حاکمیت  شرک .کفر با من همراه هستید .خوانده ایم که ابلیس از اطاعت از الله ورسول سرپیچی می کند ازاطاعت از دیگر ایمان آورندگان برتر واولا در عرش نیزتخطی می کند .وبه اولین  موجود در عرش که حضور واقعی ندارد یعنی (منی )که ناباورانه در مقابل آدم از خود در عرش عرضه میدارد رجوع می کند واین (من )اکنون در میان   رسول ودیگر ایمان آورندگان برتر عرش به حق کافر شده است   گروه جن در عرش اولین مراجعه کنندگان به ابلیس هستند واگربه آیات سوره نساء عنایت داشته باشیم الله بعداز از سرپیچی شیطان اورا کافر و پیروان اورا گمراه وکسانی می خواند که در مسیری دور ازحق گام برمی دارند

الله.در سوره جن هم با تایید از زبان پیامبرفرد یا افرادی را که در مسجد از کسی غیر از الله یاد کند مجنون خوانده است واین جمله را علنا به کافران ومشرکان اطراف خود که در صدد آن بوده اند که خود را در اکثریت نشان بدهند می گوید  ( ببینید پیامبر یک نفر وآنها در تعدادبسیار بوده اند ) این خیلی مهم است که پیامبر بدینگونه در اکثریت بودن کفار ومشرکان یا همان گمراهان دور از حق را مجنون بخواندوالله نیز با فراوان بودن این افراد در آیات خود با اکثریت از انها نام ببرد پیروان شیطان  هر کدام از بیماری رنج می برند وهرکدام را درگروههایی تحت پوشش  دینی به نام ( بعضی از اهل کتاب  قران .تورات .انجیل . زبورو...) می بینیم  پس می توان بدینگونه نیز قیاس کرد که  کتاب هر پیامبر جانشینی برای پیامبرآورنده آن کتاب  نیز هست .اهل .کتاب)  قرار میگیرند به دلیل آنکه شیطان در آغاز در عرش از ایمان آورندگان بوده است ودر آنجا رودر روی آدم به عصیان بر خواسته است .و *اکثریت گروه جن چون او به طغیان اقدام می کنند..با اوهامی متفاوت با خیالات وپندارهای غیر واقعی وپریشان

اکنون برای حقیقی بودن آنچه الله در آیه فوق  آورده است
 به غیبت موسی  س نبی اشاره می کنم که در غیبت او سامری که ایمان آورنده ای در میان پیروان موسی س بود برعلیه حق طغیان کرد وگوساله طلایی را ساخت وپیروان موسی س را به گمراهی کشانداما سنت الله این است که مادام  که صلاح بداند برای نجات دین خود به پیامبر آن زمان ودوره قدرت ومعجزاتی می بخشد تا از فروپاشی انچه که ( امت واحده اسلامی )خوانده میشود جلوگیری بشوداما مهم آن عکس العمل سامری است که با وسوسه شیطان از فردی مومن به فردی تابع وهم وپندارهای خودبدل میشود وارتداد می ورزد.این همان تصویر خروج ایمان آورنده است از دایره ایمان آورندگانی که باید از الله وپیامبر تابعیت بکند .که داستان آن به زیبایی در قران آمده  همان تکرار واقعه عرش در زمین است  با توجه به اینکه برادر موسی س .هارون اصرار بر تابعیت از الله وموسی س را ادامه میداده ولی  قدر مسلم آنست که در زمان بت قراردادن گوساله سامری موسی س کتابی نازل نشده است .الله بیناست به حال بندگان .پس موسی  س برمی گردد در حالیکه لوح در دست دارد برای دین یهودیت. ومی توان گفت آوردن  کتاب به دلیل برتری آن پیامبراست ونیز جانشینی زنده  در غیبت پیامبر که جامعه به انحراف نرود

.شما چه می گویید ای حکومتگران نفرین شده ایران ما . شما چه فکر می کنید  ( اکنون) که قرآن زنده قول زنده الله  در زمان  اکنون با ماست.؟ در هر خانه ای از کشور ما با ما همنشین است این کتاب زنده؟چرا از آنچه که می کنید و آنچه که می گوییدواز دستاوردتان  احساس شرم وپشیمانی نمی کنید؟ چرا؟

 بدیهی است که گروههای (بعضی از اهل کتاب)  آمده در قرآن نیز مشخصاتی چون وضعیت  ( بعضی از اهل کتاب )ایران ما دا شته اند  به تکرار آنچه قرآن ( می گوید) دقت داشته باشید . زمان ثابت میشود و حتی گروه انسانها . نسلی باز مانده از ( بعضی از اهل کتاب ) مردگانی در زمان حال وقرآن زنده باز ( می گوید)وازتکرار خسته نمیشود وباز می گوید در زمان آینده .

باید گفت وهمی برپایه وشالوده  ولایت یا خدایی بر همنوعان از کفرآمیز ترین نوع  باور انسانی است  که در همه ادیان اسلامی از نوع آن دیده میشود  (بعضی از اهل کتاب ) با خارج شدگان از دایره ایمان آورندگان با وهم  برتری وزیاده طلبی به عصیان بر علیه  الله .پیامبر و کتاب دینی خود وهمچنین مومنین اولا دردین خود قیام می کنند اما خود نمی دانند چون دچار جن زدگی شده اند. مجنون هستند نسبت به حق کافر شده اند. مرگ خودرا ملحق به مرگ درگذشتگان خود کرده اند وبا هم به آتش واردخواهند شد اراده انتخاب خودرا به مردگان سپرده اند مردگان مرتد .مردگان جهنمی.

( او خدایی است که همه شمارا از یک تن آفرید ( یک تن؟ آدم وحوا = نیمی از آدم  موجودی که از پهلوی آدم خلق شده است پس حوا نصف اوست او ( اکنون = توجه داشته باشید که قید زمان اکنون متناوبا برای همه زمانها  اعمال میشود)زنی است که نصف یک مرد دیه دارد .اکنون نصف یک مرد ارث می برد .و اکنون گواهی اونیز نصف یک مردمحاسبه میشود یعنی هرگونه شک وتردید  در این حکم و قول وآیه الله و رد وانکار آن  مردود است از ارتداداست) وهمسرش را نیز از جنس اوقرار دادتا در کنارش آرام بگیرد پس هنگامی که با او آمیزش کرد حملی سبک برداشت تااز کار روزانه اش وانماندو آنگاه که حمل سنگین  شدهردو از پروردگار خود خواستند که اگر فرزندی شایسته عطاکنی بدون تردید از شکرگزاران خواهیم بود .وهنگامی که خدا فرزند صالحی به آنها عطاکردبه او شرک ورزیدند . ودراین نعمتی که به الله به آنها بخشیده بود شریکانی قائل شدند بدانید که خداوند بلند مرتبه تراست از آنچه همتای اوقرار میدهند .آنها چیزهایی را همتای خدا قرار می دهند که نمی توانند چیزی را خلق کنند وحتی خود مخلوقند)

شروع   آیین خودپرستی و نوع پرستی با تولد اولین فرزند بشری. توانایی وبرخورداری از نعمت توالد وتناسل  انسان  را متکی به موهومات می کند (.من ) دیگر از نوع ( من ) شیطان که وجود واقعی ندارد در او ظهور می کند شریک ساختن برای خدا از جنس خاکی که آب ان تبخیر میشود واز شرر آتش میسوزد .انسان  مدعی خلاقیت میشود به آفرینش مخلوقی که با او برابر است وپناه آوردن  به اقتداری دروغین وباطل وجدا ازعقلانیت. تشابه  وهم و گمان شیطان با وهم یک انسان زمینی به خوبی دراین آیه آمده است . از گونه های این متشابهات وپندار بعضی از اهل کتاب می توان ازحکومت  ولی باطل  ایرانی که شخصی ناتوان است وهم (اکنون  = این زمان اکنون خیلی مهم است زیرا ممکن است هرگز تکارار نشود همانطور که برای فرعون تکرارنشد )مدعی نیابت الله را دارد وگفته حق الله واراده جبری الله را انکار میکند واز حکم وآیات اطاعت از الله وپیامبر وکتاب طغیان کرده است  و یا رییس جمهور ی؟که اصراردارد برآنکه یک انسانی میتواند همه مخلوقات آفرینش را خلق بکند؟  همه ما بخوبی می دانیم چنین مخلوقی وجود واقعی ندارد و این قول وگفته از روی وهم گفته میشود  اینکه هر انسانی را ما خدا بخوانیم دلیل بر خلاقیت اونیست همانطور که کوروش خدا نبود همانطور که ولی ؟ باطل نیز خدا نمیشود وهمانطورکه گوینده این وهم نیز همچون شیطان خدا نمیشود .پنداری بسیار نزدیک به پندار شیطان در عرش که خود را برتر می دید ومی پنداشت انچه از برتری خود میداندکیفیتی واقعی است وخاص ومتمرکزدرموجودیت وماهیت ومالکیت اوست ونه از اراده خلاقیت الله..

 این آیه برای بعضی ازاهل کتاب دین محمد ص که درایران ما دراکثریت هستند نیز مصداق پیدامیکندو نه دی ؟نیز متاسفانه راز  نهفته اکثریت قرآنی را بخوبی نشان می دهد .می بینید که اکنون مداوما تکرار میشود تکرار  آیات الله . تکرار حکم الله. وتکرار باش الله  وباز رد وانکار حکم الله .پارا از حق فراتر نهادن با رد آیات الله . آیات وقول زنده الله و طرد شدن وباز جنون وگمراهی انسانها .در یکی از آیات قرآن از حرکت کوهها گفته میشود اما ما اگر به کوهها نگاه کنیم از دیدن حرکت آنها عاجزیم . چرا زمان در لحظه  خودش متوقف است؟ دیروز امروز است وامروز فردا در حالیکه هوا سرد میشود گرم میشود وما(نمی دانیم)والله به مانزدیک است وما نمی بینیم .  چرا ما به اوکه نزدیک است پاسخ رد می دهیم وبه صاحب. خانه ای پاسخ لبیک می دهیم که منزلگاه او فقط آتش است و آتش است و آتش؟اما مهلت ورود به این خانه هنوز نرسیده است .گفتیم که جن واجنه بعد از ارتدادیا طغیان در عرش مابین زمین و آسمان آواره اند .پس جن اولین حربه های خود را برای داشتن خانه تارسیدن به روز معاد بر آنها که قرآن بندگان  واز سهم شیطان می داندبه کار میبرد وسوسه های مداوم .انسان اشرف مخلوقات اگر با این وسوسه ها آنچه وهم شیطان است جانشین ایمان به توحید بکند وکم کم این وسوسه ها در قلب او به باور ویقین بدل بشود شیطان کالبد انسان اشرف مخلوقات را محل زیست و زندگی درمیان انسانها با دشمنی با اانسانها میکنداو انسان را مسخ می کند گروهی را به گناه دعوت می کند گروهی را به جرم . کم کم این جسم عکس العمل نشان می دهد هر آن انسانی که طعمه شیطان است میسوزد آب بخار میشود( نسل چنین انسانی از بقا ساقط میشود. )خاک میسوزد چشمهایی که نمی بینند.گوشهایی که نمی شنوند . لکه های سوختگی بر جسم بیماران ایدز ( عفونت از تاثیر بیماری )علنا موفقیت وتسلط شیطان را بر جسم بیمار مجنون نشان میدهد این انسان دیگر از توالد وتناسل همنوع خود ناتوان میشود. آن یکی مدام با آب بازی می کند .انسانی دیگر زنا برایش امری عادی میشود تجاوز را حق مسلم خود می داند . وصاحب دستهایی که دزدی را برای خود تکلیف می دانند . این جسم خاکی دیگر ازدرک دین حق عاجز است از شنیدن حق بی بهره است . نمی تواند اراده در او مرده است .نمیخواهد چون نمی تواند . ببینید یک شخص زناکار دیگر فرزند کامل انسانی نخواهد داشت او یک زناکار را تحویل جامعه خواهد واین شخص زنازاده در دین یک شخص باطل است  وهرگز انسان کامل آنچه مقصود ونهایت اراده  رسالت پیامبران الهی است  نخواهدگشت.یک شخصی است در گروه ایمان آورندگان هرگز جایی نخواهد داشت اومرده ای مطرود است در میان مسلمانان. همجنس بازان . همه از حق ادامه راه حق محرومند بندگان شیطانند .وناتوانند از نسوختن .قربانیان شرک .قربانیان ارتداد  در همه جوامع بشری در اکثریت هستند . آنها که بت . یا الهه .یا همنوع خودرا می پرستند آنهایی که در زمین ادعای دروغین خدایی می کنند در واقع موجودات باطلی هستند .مرده اند  انها قرنها وقرنها قبل واز بعداز هبوط آدم در زمین مردود اعلام شده اند هر چند در اوج پرستش باطل خود کارها وامور خیر انجام بدهند.همه کارها وامور وقضاوت درستشان نیز باطل است . در زمان مرده است.چون  اعمال درگذشتگان مردود شمرده میشود  

اکنون بهترین فرصت است برای انسان جهان ما که بعد از قرنها به نور دین واقعی سلام کند مسیحیان جهان قدرت و.یهودیان بعضی از اهل کتاب  که  همه در پی تشکیل امت واحده ای از ادیان خود هستند .وکشورهایی چون ایران .عربستان در لابلای ارتداد تشیع وتسنن به موج پر هیاهوی برتری بر یکدیگر ملتهای خودرا قربانی  ظهور نابه هنگام بعضی از اهل کتاب مسیحی و یهودی در کشورهای  خودقرار داده اند  . وهمه کشورهایی که مصر هستند به تشکیل این امت باید بدانند که چنین امت واحده ای هرگز تشکیل نخواهد شد (.اکنون) همان بهترین وناب ترین  فرصت  زنده قرآنی( عصر محرومیت از پیامبر وغیبت مهدی قائم ع) است که قوم  نوح.  ثمود .قوم لوط . فرعونیان .شاهان . با آنکه درکنار پیامبرانشان می بودند آنرا با انکار ونفی ادیان الله به آسانی از دست دادند .

وپدر آدم س قربانی نجات ما شد وبهشت را تا (اکنونی) دیگر رها کرد  اگر  ما بدانیم.

ای کاش این همه بعضی از اهل کتاب که اکثریت گمراهان را تشکیل می دهند بخود بیایند بیدار بشوند وجز به نجات نوع بشر .به احقاق حق  ( قرآن .تورات .انجیل و.....)الهی برای تعالی وتکامل انسانها وبرای نجات دیانت خود به هیچ وسوسه شیطانی نیندیشند اکنون زمان سجده است زمان سجده بر خاک وتا خاک هست ما هستیم و همه (همه = این حکم الله است برای جمع ما )ما در اکنون  فرصت زنده را برای  تسلیم به توحید پیامبران  وحق ( قول الله )خویش  داریم . بیایید به درمان مجنونهای روزگار خود بیندیشیم بیماران همجنس گرا . بیماران زنا کار .بیماران قاتل . بیماران متجاوز وهمه بیمارانی که از درک وشنیدن ودیدن نور عاجز مانده اند .ما مسئولیم . ما می توانیم اگر به نور سلام کنیم .در اینجا مجددا از مسئولین وعلی الخصوص روحانیت ایران عزیزمان می خواهم  اکنون به  نتیجه روزی بیندیشند  که هرآنچه  ازخیر برای آخرتشان تدارک دیده اند قربانی یک اصل وهم انگیز ضد خدایی ( اصل ولایت فقیه)شده است . اکنون بهترین زمان است برای انسان آگاه امروز که به الله سلام کند .

 همه گروههای کوچک (بعضی از اهل کتاب )در مجموعه بزرگ اکثریت قرار دارند وبا آنکه در تعداد انسانی در کثرت هستند اگرچه  هیچکدام دریک مجموعه  عضوی  انسانی  با این شرک آشکار  هرگز انسانی کامل و آنکه الله می خواهد نخواهند بود . اگر به آیات حق (قرآن)ودیگر کتابهای حق توجه کنیم می بینیم که این گروهها ی بعضی از اهل کتاب با آنکه در ظاهر امر درمسیر مبارزه با الله وپیامبر  ودین الله  باهم هستند و حق را باهم رد می کنند اما در متن  اجتماع خود همیشه در اختلاف وتناقض گویی هستند .واقع امرآنست که شک وتردید در دین الله  که توسط شیطان برای اسارت آنهابوجود آمده است آنها را از سلامتی درونی وجسم در حالتی نا متعادل باور و عقلانیت قرار می دهد .  آنها در گروههای کوچک با بیماریهای خاص دست به گریبانند عده ای از آنها نمی بینند  در حالیکه می شنوند .. عده ای ازآنها نمی شنونددر حالیکه می بینند . عده ای در ک درستی از پیام آوری پیامبران و آیات کتابهای  دینی الهی ندارند .  وهر کدام از این عده به ملاحظاتی خود را برتر ( برتر = این همان وهم  عجیب  وپر راز ورمز شیطان است) از عده دیگر می دانند. تصور اینکه در یک مجموعه انسانی تعداد زیادی مدعی برتری بتوانند همدیگر را تحمل بکنند واقعا نومید کننده خواهد است. حال اگربخواهند با چنین اختلاف فکری اقدام به تشکیل امت واحده  کنند جهان ما با چه فجایعی روبرو خواهد بود الله اعلم

آنچه ما امروز به عنوان پیروان دین مسیحیت .پیروان دین یهودیت و یا دین محمد ص در جهان می شناسیم بیشتر ازآنکه مظهر توحید باشد متاسفانه  قابی است از گوناگونی نسلی که در طی قرنها از آسیب شگردها و توطئه های شیاطین جن وظالمان بشری در خطر انقراض است و از تصاویر واقعی ( بعضی از اهل کتاب )یاخارج شدگان از این ادیان و خالدین در عذاب نار.مطمئن باشید که دین الله رویایی وزیباست..

  در زیر با آیاتی از قرآن نور که آیینه وار شباهتها وتفاوتهای عمده درونی رادر بین گروههای بعضی از اهل کتاب و از برداشت وعکس العملشان نسبت به نور حق ونتیجه  اصرارتکیه بر اوهام این اکثریت از انسانهای بیمارجنون آشنا میشویم .اکثریتی که نابیناییشان نه به دلیل کور است بلکه به دلیل تسلط وهم است اکثریتی که ناشنواییشان نه به دلیل کری است بلکه به دلیل تابعیت از وهم است و....و هم آنها در تصمیم گیری وبصیرت تجارب در گذشتگان در میمانند ودائما با انکار حق وبا پیروی از اجدادخود در مسیر ظلمات وگمراهی بسوی آتش گام برمی دارند.راه ضالین راه ضالین.این کران این کوران به گفته قران مرده اند از میان انسانها منسوخ شدگانی بیش نیستند .

(تو نمی توانی *مردگان را شنوا کنی همچنانکه  نمی توانی سخنت را به  گوش کرانی که روی برگردانده اند برسانی .ونیز نمی توانی کسانی که نسبت به حقایق (گفته ها ی مکتوب را فراموش نکنید) کورند از گمراهی شان به راه هدایت برگردانی .توتنها می توانی سخن خودرا به کسانی که به آیات ما ایمان دارند وسراپا تسلیم حق ( = قران) هستندبرسانی .)سوره روم آیات پنجاه ودو و پنجاه وسه 

(وحشت از شما دردلهایشان بیش از ترس ازخداست واین بخاطرآنست که آنهاجماعتی *بی درک وفهمند) سوره حشر آیه سیزده

(ما نوح وابراهیم را فرستادیم  وبه فرزندانشان مقام نبوت  وکتاب عطاکردیم  عده ای از آنها هدایت یافتند وبسیاری *گنه کار شدند ) سوره حدید آیه بیست وشش

(بگو این خداست  که شمارا زنده می کند سپس میمیراند وسرانجام  همه شمارا در روز قیامت جمع خواهد کرد.در آن هیچ شکی نیست هر چند اکثر مردم *درک نمی کنند)آیه بیست وشش سوره جاثیه

( یادتان می آید حق را برایتان آوردیم اما اکثرشما از *حق بدتان می آمد) سوره زخرف آیه هفتادوهشت

(ما آسمانها وزمین و آنچه را میان آنهاست به بازیچه خلق نکردیم .ما آنها را جز به حق نیافریدیم هرچند اکثرمردم *درک نمی کنند.)سوره دخان. آیات سی وهشت سی ونه

(قرآنی که بشارت دهنده  وهشدار دهنده است اما اکثر مردم از آن *روی برمی گردانند .آنها* هیچ حقیقتی را *نمی شنوند ) سوره فصلت .آیه چهار

( چنانچه قرآن را به زبان گنگ ونامفهوم نازل می کردیم می گفتند چرا آیاتش مشروح و روشن نیست . یک کتاب گنگ ونامفهوم از زبان پیامبری فصیح . بگو قرآن برای کسانیکه آن را باور دارند هدایت وشفاست وبی ایمانان* گوشهایشان نسبت به شنیدن حقایق سنگین است و*چشمهایشان نسبت به دیده حقایق کور است گویی آنهارا همواره از جایی دور ندا می دهند. ) سوره فصلت آیه چهل وچهار

.(آفرینش آسمانها وزمین از آفرینش مردم عظیم تراست اما اکثر مردم *درک نمی کنند)

 سوره غافر آیه پنجاه وهفت

( روز قیامت آمدنی است وهیچ شکی در وجود آن نیست .هرچند اکثرمردم *باور نمی کنند.) سوره غافر آیه پنجاه ونه

( این الله  است که شب را برای شما مایه آرامش  و آسایش قرار داد وروز را روشنایی بخشید .خداوندبرهمه مردم فضل وکرمش خویش را ارزانی کرده است اما اکثر مردم* شکر گزار نعمتهای الهی نیستند)

سوره غافرآیه شصت ویک

( خداوند مثالی می زند .آیا فردی که مملوک شریکانی است و آنها پیوسته در باره مالکیت اومشاجره می کنند  با فردی که تنها تسلیم یک نفر است مساوی هستند؟ ستایش مخصوص خداوند بزرگ است هر چنداکثر مردم *درک نمی کنند) سوره زمر آیه بیست ونه

جن زدگی . بیماری میراث ازشیطان برای پرستندگانش .این را قرآن می گوید قرآنی که اکنون در زمان حرف می زنداما زنده وخاموش است

(چه مردمان بسیاری را قبل از انها هلاک کردیم در حالی که فریاد می کشیدند و گریزگاهی نداشتند)

سوره ص آیه سه

 ( ماتورا به پیامبری نفرستادیم مگرانکه به برای تمامی مردم جهان بشارت دهنده وهشدار دهنده باشی . هرچند اکثر مردم *درک نمی کنند. ) سوره سباء . آیه بیست وهشت

( به یکتا پرستی وتسلیم شدن در برابرحق روی بیاور .این فطرتی است که خداوند انسانهارا بران آفریده است و آفرینشخدا تبدیل نگردد .این دین پابرجاست .هرچند اکثر مردم ازآن *بی خبرند.) سوره روم آیه سی

*بله یکتا پرستی با ولی پرستی .شاه پرستی بت پرستس .دیگر پرستی .شیطان پرستی هرگز عجین نشود یا الله یا شیطان .یا خیر یا شر .یانور یا ظلمات . اسلام حق ( کتابهای ادیان) هیچکدام حدوسطی برای توحید قائل نیستند هرگونه شک هرگونه غفلت .انکار این آیات یا اوجب قرار دادن امور دنیا برحکم وآیه حق الله یعنی ارتداد یعنی کفر یعنی سلام ای  من .سلام ای آتش

      منتظری درانتظار نور                                                   

به نام خداوند بخشاینده مهربان                                         

((سپس ای گمراهان تکذیب کننده حقایق ( کتابها= گفته ها وقولهای الله تورات انجیل و........)از درخت زقوم خواهید خورد وشکم های خودرا از ان پر خواهید کرد وروی آن آب سوزان خواهید نوشید مثل شتر تشنه  خواهید نوشید  این پذیرایی ازآنها در روز قیامت است ما شما را خلق کرده ایم چرا تصدیق نمی کنید . آیا شما آن را آفریده اید؟ یا ما آفریده ایم ما بر شما مرگ را مقدر کرده ایم وهرگز ازآن عاجز نیستیم .که به جای شما مردمی دیگر را بیاوریم . وشمارا در جاایی آفرینش بخشیم که از ان خبر ندارید .شما از آفرینش نخستین آگاهید .پس چرا پند نمیگیرید . آیا چیزی راکه کشت می کنید دیده اید .شما آن را رویاندید یامارویاندیم. ؟اگر بخواهیم آن را به خار وخاشاک تبدیل می کنیم تادر شگفت بمانید . گویند ما ورشکستگانیم .بلکه از همه چیز محرومیم آیا آبی را که می نوشید نمی بینید . آیا شما آن را از ابر آسمان نازل کردید یا ما نازل کرده ایم .اگر می خواستیم می توانستیم آن را تلخ گردانیم پس چرا شکر گزار نیستید ؟ آیاآتشی را که می افروزید نمی بینید؟ ..آیا درختش را شما پدید آورده اید یاما پدید آورده ایم؟ما آن را مایه هشداروهم متاعی برای مسافران قرار داده ایم  پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی . سوگند به موقعیت ستارگان اگر بفهمید این سوگندی بزرگ است ))

آیات پنجاه ویک تا هفتاد وشش از سوره واقعه

این آیات را تقدیم می کنم به  خدای زمینی  وباطل ایرانیان وبه کسی که مدعی است انسان می تواند همه مخلوقات الله را خلق کند وبه همه کسانی که با تصویب و ( اصل ) قرار دادن ولایت یک انسان به جای الله ورسول او( اکنون ) نیزبا دیانت مردم ایران بازی می کنند .

مهر پاییزی .  نسیم (بهار) شما  جهانی را بیدار کرده است                                                          .

(شهادت مظلومانه حق طلبان در کشورهای سوریه .یمن . بحرین را به یاران نستوه آنها وهمچنین به خانواده های  این شهیدان  تسلیت می گویم  

    (ایران ما ) خوزستان محروم                                                                                            

  ای بعضی از اهل کتاب قوم  یهود .

( اکنون) زمان زیبایی است اگر مردم اسراییل تولد فلسطینی مستقل و آزاد را به ملت مقاوم ورنج کشیده  این کشور تبریک بگویند .  

در زمین اکثریت .

شاید این فرصت خوبی باشد که ما با آنکه در قران بارها می خوانیم که اکثریت  به قول و گفته الله ایمان نمی آورند               

رویاهای صادقه    قاب وارونه ارتداد و( من=شیطان)

                                         بسم الله الرحمن الرحیم

                                                   رویاهای صادقه

                                        قاب وارونه ارتداد و( من=شیطان)

 در آغازسلام به آنها که بیدارند

( بدانید که دین در نزد خداوند دین اسلام = تسلیم بودن در برابر حق است ) قسمتی از آیه نوزده سوره آل عمران

*دین .فقط مختص به الله است .تسلیم بودن به الله . فقط الله .ودیگر هیچ کس . پس هر کس دیگری مدعی بشود که دین دار است اما برخلاف حق بگوید او دین ندارد . مسلمان نیست ومشرک است

( خداوند *خودگواهی میدهد که جز او معبودی نیست .فرشتگان وحاملان علم نیز همین گواهی را می دهند همو که برپاکننده ( عدل وداد ) است حقیقتا خدایی جز اونیست .قدرتمند وحکیم است.) سوره آل عمران آیه هجده

*در این آیه هم یک نکته جالب است و آن اینست که فقط الله برپاکننده عدل وداد است  هرکس دیگر هم چنین ادعایی بکند در واقع ادعای خدا یی کرده است .واین از ارتداداست

( خداوند راه گشوده قسم هایتان را بیان کرده است زیرا خداوند مولای شماست واو آگاه وحکیم است ) سوره تحریم . آیه دو

دراین آیه  حق که ازسوی الله آمده و پیامبر دین ما آن رانوشته است برهمه مسلمانان واجب شده است که فقط الله را مولای خود بدانند .و شما خوب می دانید که اساس قابهای وارونه من مبارزه با شرک وکفر است با استناد به قرآن بزرگ و اینک با نگاهی دیگر به ادعیه شبهای قدر این بحث ومجادله را همراه با شما ادامه خواهم داد.تنها  الله آن ولی . سرپرست .قیوم  .که **( باید ) همیشه زنده وحی باشد.الله  تنها وجود زنده ای است که  درهمیشه زمان ودرهمه مکان مخاطب بندگان خویش است  .هر انسانی که به حق تسلیم شده باشد اگر پنداری  غیر ازاین بکند دچار انحراف . ارتداد وشرک شده است .باکمال تاسف این حقیر در درگاه الله در این رمضان چونان شما به سراغ کتابهای ادعیه ( مفاتیح الجنان ) رفتم وبخوانیدآنچه را که من ازدیگر گونه های شرک در قاب  خودآورده ام . مطمئنا شما هم چون من به نفوذ شرک وکفر درکتب ادعیه واقف خواهید شد  .اما قبل ازبحث ونقد دعای موردنظر  باید اشاره ای کوتاه بشود به دعایی کوتاه دراین کتاب به نام( گنج العرش) که در این دعا ما با نفوذ افکار بعضی از اهل کتاب دین مسحیت در دعاهای اهل تشیع  نیزروبرو میشویم

لا اله الا الله موسی کلیم الله .لا اله الا الله .داوود خلیفه الله ..لا اله الا الله عیسی روح الله ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در این مقطع ازدعا مهمترین مطلب  منسوب کردن حضرت عیسی س به داشتن روحی از سوی الله .یا به زبانی دیگر روح خدا در زمین بودن را به ایشان نسبت دادن است ؟که این نوع پندار وگمان به یکی ازگروههای ( بعضی از اهل کتاب یا مرتدین دین عیسی س) تعلق دارد . وعجیب است که آن کس که این دعا را نقل کرده است  نیت درونی خودرا ناخود آگاه نشان می دهد که هم اوهم یکی از افراد مرتد وتایید کننده پنداروگمان این گروه مشرک می باشد . . مرتدی تایید کننده  افکار مرتدانه بعضی از اهل کتاب دین مسیحیت .چرا روحانیت ما باید چنین مشرکانه دعا بنویسد وهیچ کس از اونپرسد چرا؟ چرا ما اهالی شیعه  در اظهار حاجات خود در نزد خدا باید اینگونه ناآگاهانه یک توهم را که متعلق به گروهی مشرک ومرتد است بعنوان بدعت در دین خود واردو آنرا تایید کنیم ؟

( پس باید کسانی که به انجیل معتقدند بر اساس آیاتی که خدا نازل کرده است حکم .کنند . بدانید هرکس بر اساس آیات خدا حکم نکند زشتکار و بدنیت است ) سوره مائده . آیه چهل وهفت

واما در دعای توسل ما با انواع ونمونه های انسانی از خدایگان مختلفی روبرو میشویم به نام علی  به نام حسن به نام حسین .به نام سجاد و عاقبت به نام مهدی .سیزده خدایگان . در لفافه دین .

(بدانید که دوست وتکیه گاه شماخداوپیامبرش واهل ایمان می باشند همانهایی که نمازبجا میآورند ودرحالیکه دررکوعند زکات می دهند وهرکس خدا وپیامبرش واهل ایمان را تکیه گاه خود کند بداند که حزب خداپیروز است)

سوره مائده آیات پنجاه وپنج وپنجاه وشش

در آیه دو سوره از تحریم. مقام (مولا ) در معنی فقط الله است . نه به معنی دوست است .نه به معنی تکیه گاه است مولای مسلمانان همه ادیان فقط  ( الله ) مولا محسوب میشود ( چون این آیه برای حضرت محمد ص بیان شده است در مورد شکستن قول پس تاکید برآن اشاره  برهمه پیامبران دارد) .اما در دو آیه بالا استفاده از کلمه (ولی ) معنایی دیگر پیدا می کند . دوست .تکیه گاه . اما در دعای توسل متاسفانه بطور عمد معنی وتفسیر ازمقام ( مولا ) مخدوش میشود وجانشین پیدا می کند . گویا مغرضانه آیات کلام الله دریک جمع از معنا خالی میشود تا شخص مغرض بتواند به مقاصد دنیایی خود برسد مثل آنکه محمد بیاید ودوستی خود را با علی ع با مولا تودن الله و پیامبری خود متراذف کند که او هرگز اینکار را نکرده است جانشینی محمد به جای الله .علی ع به جای محمد ص و....ع.  رویای سیاه شیعه است که رسیدن به سلطه و قدرت وحکومت را در حد اعلای آن در دعای توسل بخوبی می بینیم .

 واقع امراینست که هیچ انسانی ولی یا مولا نیست ونمی تواند بلشد. وفقط الله ولی ومولا ست .الله سروراست .دارنده  برکت وخیر ونوراست. حاکم است . قدرت مطلق است . خالق است میمیراند. زنده می کند. می بخشد . می رویاند ..........وحکم می دهد ومحمدص این حقیقت را خوب می دانسته است که ولی فقط الله است . پس درزمان  این دعا چه اتفاقی افتاده است؟ چرا مدعیان این دعا حضرت پیامبر و ایمان آورندگان بعد از اورا ( ولی ) می خوانند .

اینجاست که آیات الله منافقانه  تحریف  ودر اختیار منافقین  حکومیت خواه  وتمامیت خواه قرار میگیرد وآیات برجسته قرآن درحدکلام انسانها نزول پیدا میکند تا وهم ورویای سیاه حاکمیت شیعه تخقق پیدا بکند.طالبان قدرت به شرک وارتداد متمسک می جویند .اما چرا منافقین ؟اگر کلام الله مجید را قرائت کرده باشید .منافقین همیشه از سهم وغنیمتهای جنگی ناراضی بوده اند . آنها ازجنگ گریزان بوده اند.  اما درلحظه تقسیم آنچه که بدان غنائم جنگی گفته میشود همواره خواهان سهم بیشتری می بوده اند .اینکه ما در ماه تلخ محرم می آییم از شهادت علی ع می گوییم وآن  اتفاق بزرگ معنوی را به دلیل دلباختگی وسلطه یک زن بر مردی به نام  ابن ملجم  می خوانیم درواقع خود فریبی است و تمامی این جنگ وستیز مشرکان ودشمنان کوچک وبزرک دین ما به شرایط قدرت خواهی و قطع پیام محمد ص درجامعه  انسانی یا محوو نابودی بعد معنوی ادیان الهی برانگیزاننده واحیا کننده شرافت انسانی وتمرکز آن در زیر پوست جوامع بوده است منافقین  چون مادیگرایان نماز وروزه راکه از بعد معنویت هستند  تقبیح وچون افیون در تداوم جوامع می دانسته اند اما منافقین مادیگرا با همه وحشتی که از طغیان این بعدازدین که همواره موازی باعمل نیزبوده  در جستجوی اکتساب  قدرت وحاکمیتی که از سوی الله بدانها ارجاع بشود وهمان آرزوی سیاه قدرتمندان امروز جهان ماست به تحریف ادیان وپست بودن نقش قدرت وحاکمیت ظالمانه اقدام کرده اند .

 منافقین حکومت طلب  هرگز علنا با دین الله نمی جنگند همیشه ابن ملجم هایی هستند که قربانی کامیابی آنها برای کسب قدرت بشوند ( آه ای خیابانها وای زندانهای مخوف ایران ما شما را روزی به گواهی خواهند گرفت) وباید که تا قربانی شدن علی ع دین دارومرد عمل خدایی ساخته بشود به نام ولی زمینی و اینجاست که علی ع  وفرزندان علی ع همیشه درقربانگاه ایستاده اند.تنها راه رسیدن منافقین اینست که پیامبران وامامانرا از اوج معنویت به حقارت مادیت بکشانند آنها را با شعبده ورمالی و چشم بندی  وترویج خرافات به یک متجاوز تبدیل کنند به یک دزد تبدیل کنند به یک قسمت کننده بهشت وجهنم تبدیل کنند و......... وما می می بینیم که در این سیاهی اندیشه وتعقل  اسلام  بزرگ دراین برهه زمانی دیگررهاشده است .یک  باورجدید از میان همه گروههای بعضی از اهل کتاب  در چهره پنهان منافقین به ثبوت میرسد به نام  ولایت جعلی  .به نام ولی  مصلحتی .وامروزاما اصلی به نام اصل ولایت فقیه به ظهورمیرسد

 چون ولی قدرت کامل بر مادیات ودنیای کوچک شرک آلوده  دارد اما .اما  همه ادیان الهی واز جمله دین  محمدص آنرا مردود واز ارتداد می دانند والله مدعیان ولی زمینی .خدای دروغین  را سزاوارعذاب علیم می خواند و نماد شرک وکفر..

به روشنی در این دعا می توان دریافت که کسب  قدرت وحکمت خاص و خلاقیت . دانایی . بینایی . شنوایی .عدل وداد . مجیر بودن وحسیب بودن وهمه وهمه ایده ال هایی که خاص ( ولی = الله)است بطور انحصاری از الله کسب و دروهم حامیان این حکومت طلبان بصورت شاخص  ملاک قرارمی گیرند حتی کشتی  نجات در پندارآنها بدون نوح س بدون آنکه وجود واقعی داشته باشد جزیی از تلاش پنهان انهاست برای احاطه بر مرگ وزندگی انسانها .فرستادن انسانها به بهشت وجهنم مالیخولیای باورهای شرک آلود جانشینان دروغین  الله است .سیطره بر جهان مادی توسط عده ای ناتوان ازدرک و بصیرت الهی وناتوانی از تکامل ورشدی متعالی است که آنها را دست به دامان دین الله می کند .حجاب اجباری میشود .دین تحمیلی میشود اما کدام دین .دینی مادیگرا که خوردن وخوابیدن ثروت و قدرت نهایت ایده آل دنیای خاکی آنهاست .( سوره کافرون را بخوانید) القا این توهم که متاسفانه  این فرصت طلبان درطی تاریخ در تلقین وباوراندن آن هم بسیار موفق بوده اند آنست که  دشمنی خود را با محمد علی و.... بدینگونه پنهان می دارند  که محمد همان ولی دیگر است ( ؟) وعلی ع نیز وحسن ع نیز و................در پندار باطل آنها باید با مصلحت  اندیشی ساده لوحانه   (حکومت)آنها جبری میشود   .نتیجه اش این میشود که امروز در ایران ما بعداز قرنها یک حکومت بوجود آمده است بیگانه با دین  برداشت شده از چهره منافقین بدون کم وکاست( نوزدهمین آیه از سوره آل عمران را بخوانید)  حکومتی انسانی ازنوع حکومت الله به نام ( ولی  -ولی فقیه؟) فقط با القا موهومات وسطحی نگری در ارکان دین ممکن میشود بله واضح است که دعای توسل حکایتی دردناک دارد از القا ودیکته اینکه یک انسان می تواند به ولایت وجانشینی الله برسد  درآغاز باید محمد  ص حاکم مطلق و جانشین الله بشود و تا مقام جن سقوط کند بت بشود بعد قربانی بشود اما .محمدص یک پیامبر است که همواره وهمه جانبه از سوی الله حمایت میشود و بعد نوبت به علی  ع  میرسد که ناتوان از دین وانسانیت بشود بت بشود . خدای زمینی بشود و تا مقام جن به شیطان تسلیم بشود اما این نیز ناشدنی است پس باید  علی ع قربانی بشودو کشته میشود در محراب نماز در مقام بلند انسانیت به خون می غلطد ویکایک این انسانهای متقی ووارسته باید قربانی این خواسته  وتوهم( نامشروع) وضد خدایی بشوند .  آن مولود شومی که نماز وروزه را برمسلمان باطل می داند وتجاوز ودزدی و غارت مسلمانان و قتل در محراب وزندان وخانه را جز حقوق  حاکمیت واجب خود میداند وحاکمیت شمشیر را برمسلمانان واجب  تر از فضای امنیت و آرامش می داند در حقیقت نسلی از بعضی از اهل کتاب یا  نسلی بازمانده  ازمنافقین صدر اسلام هستند  .جنون جن زدگی .انتقال وهم وپندار شیطانی در اندیشه اهل تسلیم باتمسک به دعا . قربانی کردن الگوهای انسانی برانگیخته شده از معنویت ونور  برای رسیدن به جنون حاکمیتی زمینی .قربانی کردن دین الهی به نیت استبداد وقدرت در دنیا. بعد از قرنها منسوخ شدن .مردود شدن .

 این دعا متعلق به چه دوره ای از تاریخ دین ما بوده  برماروشن نیست ولی این دعا نشانگر وسعت  ارتداد و انحراف در دین محمد ص می باشد . دوازده ایمان آورنده ای که می توانند شفیع  ووسیله قرار بگیرند اما آماج افکار شیطانی دنیاطلبان قرار می گیرند .وما همه دعای توسل را زمزمه می کنیم ما همه با دل وجان به شرک وارتداد خود اعتراف می کنیم .همه ما بازیچه دست یک گروه ازمردود شدگان  (بعضی  اهل کتاب ) ومشوق آنها میشویم برای آنکه در یک کشوری که مدعی اسلام محمدص است طبقه خواص وعوام بوجود بیاید .وبه ما القا بشود به اینکه انسانهایی کور. کر. لایعقلون .لایعلمون برنوامیس و جان ومال ما مسلمانان قدرت حاکمیت وحق ارتقا ء و تقدم دارند .

*مارا چه شده است که رمضان می آید ومیرود وما را نمی بیند و ذره های قدر همیشه در انتظارند؟در دعای توسل معادل معنی مولانا متاسفانه دوست وتکیه گاه است اما بعضی از اهل کتاب شیعه عامدانه  معنی آنرا با جانشینی  انسان به جای  الله یا همان ولایت انسان برانسان بر مردم عرضه می کنند .روحانیت درباری . افراد روحانی نما  اینگونه بر مسلمانان دین محمد ص  این توهم را تلقین والقا می کنند  که محمدص سرورومولاست ( = خدایی زمینی است ) وازخواص است  ودیگرانسانها ازعوام بنده وبرد ه هستند( یعنی که سهم خواص بیشتر است یعنی انکه اگریک منافق  ( خواص) علی ع را بکشد اورا به جهنم فرستاده است ومتاسفم اگر بگویم در زندانهای ایران چه بیگناهانی که به جهنم خواص نرفته اند )  گفتم که انها هرگز به میدان جنگ نخواهند رفت می بینیم که این طرزتفکر الله بودن محمدص  ویا علی ع و.... به دین محمد ص تعلق ندارد .متعلق به دشمنان اسلام محمدص است زیرا پیرو دین محمد ص بر خود می داند که باکفر وشرک وظلم همیشه در مبارزه باشد وبا تبعیض طبقاتی و تبعیض اجتماعی مبارزه کند .مادام که عقاید آورندگان این دعا بر افکارما سایه افکنده است مسلما از الله دور ودورتر خواهیم شد از محمدص وازعلی ع از حسن ع و...... وازمهدی قائم  دور خواهیم شد . مابه یک تعهد شیطانی متکی خواهیم شد که هر کس بتواند با این اوهام شیطانی  جانیشن الله بشود مارا آنچنان مطیع خود بداند که رام ومطیعانه از انسانیت نزول کنیم بشویم برده بنده و چون شبحی از یک انسان در قضاوت ناداوری کنیم .در زندانها به حرمت ونفس انسانی تجاوز کنیم . اما تجاوز به عنف به نوامیس .به زنان مومن .به زنان مشرک در همه ادیان  الهی چرا؟

*ای حکومتگران ایران  . در اینجا از شما می پرسم چرا در دین ما اسلام  در صورتی که ازدواج با زنان مشرکی که به دین  محمدص ایمان آورده در اولویت  دوم  درازدواج قرار میگیرد؟  وپیامبر از ازدواج با این زن منع بشود همان پیامبر عظیم الشان بیاید ومقام خودرا تا مقام پست جن شیطان پایین بیاورد ومشرک بشود ومرتد بشود  وبه یک زن مشرک تجاوز بکند؟ چرا ؟ اگر الگوی دین ما محمدص است  شما چرا تجاوز به زن مسلمان ومشرک را مباح کرده اید ؟ نکرده اید ؟ پس چرا عاملان وآمران این تجاوزننگین را طبق احکام اسلام محمدص به سزای اعمالشان نمی رسانید. آیا دروهم شما سرسپرگی وبندگی .بردگی کردن به حکم شیطان تا این حد  مهم وحیاتی است که یک انسان  مومن با تجاوز به زن مسلمان ومشرک  به مقام جن رضایت بدهد وبه آتش سوزان جهنم مرتضی بشود باید گفت  نفرین الله وملائک گواراتان باد.

واگردر قالب دین و با ماسک دین الله بیاییم  و با دستبرد به بیت المال دزدیهای میلیاردی کنیم .ودر خانه عدالت  دزدان قهار را ببخشیم . ادعای بصیرت کنیم وبیگناهان را به زندانها در حبس نگاه داریم .شکنجه کنیم .فحش بدهیم .سرشان را داخل کاسه توالت  پر از نجاست بکنیم . وعده ای را وظیفه مند بدانیم برایمان شعر بسرایند .آنکه حقش را طلب میکند از پل پایین بیاندازیم . با اتومبیل ازروی دشمنان فرضی رد بشویم .  وهمه اینها رویارویی  وقیحانه کفر وشرک با دین الله .یک جنگ تمام عیار .واین باور .این اعتقاد به بردگی به بندگی تام الاختیار  یعنی شرک .یعنی ارتداد و از مقام انسان به مقام جن شیطان سقوط کردن.یعنی انتخاب شر .تاریکی . یعنی گمراهی ورها شدن در ظلمات.

 درمتن این دعا ما الله را فراموش می کنیم مقام الله را با وهم می پوشانیم اورا انسانی بدون معنویت می بینیم وبعد از انسانی که اورا تامرزبت ناتوان کرده ایم واو دیگر انسان نیست ووجن است وما چشم بسته ازجنی که خود ساخته ایم شفاعت می طلبیم ومیشویم بنده شیطان .میشویم همان موجود باطلی که حکومتهای طاغی از ما می خواهند همیشه درگیر با معنویت ونور.چه میشودگفت ما ناتوان میشویم که خاک را تبدیل به کیمیا کنیم .

  دعای توسل چه دعایی است؟ این دعا چه دعایی است؟ که ریشه مهر وایمان  الله وخاندان پیامبر را می سوزاند نیست می کند زمزمه این دعا در واقع اصالت محمد ص را نابود می کند اخلاص علی را زیر سوآل میبرد.و......چرا ما  در شبهای دعا در اوج سوزوگداز باید با شیطان پیمان ببندیم وحق انسانی و ایمانی خودرا قربانی یک وهم جنون آمیز بکنیم..    

 اما چرا دردعا  شهیدان وایمان آورندگان خاندان آل عبا  به شفاعت گرفته میشوند؟

 (وکسی راکه در راه انجام فرمان خدا کشته شده است .مرده نخوانید زیرا آنها زنده حقیقی اند وشما شعوردرکش را ندارید) صدوپنجاه وچهاراز سوره بقره

 یکی از امتیازات برتر الله آنست که همیشه حی  وزنده است

وچون انها زنده اند  .پس می توان ازانها شفاعت طلبید .اما اراده برآورده شدن هر شفاعتی با مصلحت ( ولی = الله ) شدنی است وبس .اما آنها از شایستگیهای ( ولی بودن) فقط زنده بودن را دارا می باشند و  در جبر بنده بودن ومخلوق بودن متکی به اراده الله هستند . نمی توانند حکومت کنند .بر بندگان الله حاکمیت داشته باشند .آنها در بهشتی نزدیک به نور الله هستند

 توجه باشید شما در این زمان که  دعارا می خوانید قرنها از شهادت آنها گذشته است.و دیگرآنکه آن گروه بعضی از اهل کتاب که این دعا؟ را برای رسیدن به مقاصد شوم خود نوشته اند درواقع  یک زندگی بنده وارانه خاکی را به مسلمانان آموزش می دهند .اشتباه این حکومتگران این است که خودرا با علی ع  قیاس می کنند که همانا او در بهشت  انسانی زنده و جاوید است . وبه وهم خود می اندیشند که  با قلب در جانشینی  ونیابت الله  می توانند مردم را فریب بدهند و آنهابه استثمار بکشانند خودرا خواصی  سرور وعوام را بنده وبرده بسازند .ببینید طریقه اغوا مردم را توسط طالبان حکومت .ما وقتی علی ع را سرور  یا (ولی ) بخوانیم لاجرم اورا در ردیف جن می خوانیم ومسلما خود را حقیر وکوچک تلقی خواهیم نمود واین علی ع ساخته وپرداخته وهم وخیال  سازندگان دعا قدرت حاکمیت (کامل) بر انسانها  بنده وبرده را دارد برترین است وهمچنین است  وقتی حسن  ع یا حسین ع را سرور و آقای خود بدانیم .متاسفانه  ما  باجهل وناآگاهی زیر نفوذ این طرز تفکر الله راگم خوهیم کرد وبجای آن انسانی را خواهیم دید انسانی که اگراو به حقیقت بشناسیم در واقع خصوصیات برتر ایمانی او وسیله ای برای توطئه چینی  وشیخون افراد بی دین وقدرت طلب بر ضد شخصیت عالی او شده است .علی ع یک ایمان آورنده است ونه ولی . وقتی به علی ع ولی می گوییم بدون هیچ آگاهی ویژگیهای الله را در اوجستجو می کنیم . وعلی ع در تصور جدیدما پوچ میشود  دیگر علی ع نیست  خاک است ماده است  باطل است .بت است  .مرده ای مجنون است و جنون وبازجنون .مگرنویسنده دعای توسل؟ جز این می خواهد؟.

این آرزوی گروهی بعضی از اهل کتاب دین محمد ص( مذهب شیعه ) که با ظرافت محمدص را جانشین مطلق الله وعلی ع را نایب تام الاختیاری چون محمد ص معرفی بکنند .متاسفانه یک فاجعه  انسانی است . محمدص یک پیامبر بوده است . او در ارتباط با جبراییل و معجزات بزرگ برگزیده شده است .اگرچه اوهم یک معصوم کامل نیست .اما مقام پیامبر یک جایگاه ویژه است .محمد ص یک خلیفه است .ولی نیست . نمی تواند باشد اگر محمد اینگونه می اندیشید اونیز یک مشرک تلقی میشد اینست که الله به پیامبر خود گوشزد می کند که (من ( الله ) ولی ومولای تو هستم ) ومحمد ص باید این را به مردم بگوید ومی گوید ودر قرآن به ثبت میرسد تا مردمان  همه تاریخ بخوانند و هیچکس خودرا مولا وولی نخواند.این واقعیتی است که هرگز نمی توان انکار کرد که ولی های دروغین زمان ما .رهبران مذهبی جهان ما از شنیدن کلام حق قرآن در هراس هستند اینست که خودرا درهزار توی سیاست دروغ وتوهم وشعرواسلحه پنهان می کنند .باهرهای وهویی از سوی مردمان هوشیار و آگاه تنشان به لرزه در می آید؟

ما باید بپذیریم وظیفه محمد تبیین یک کتاب بزرگ است برای ابلاغ ودعوت .اما علی ع  درموقعیت خود فقط تابعی ازیک پیروورهرو است .ما دراین دعاما  برماست که به علی ع وفرزندانش شهید بگوییم مومن .متقی بگوییم ولی نمی توانیم به آنها ولی بگوییم  چرا باید شیعه برای رسیدن به حکومت وقدرت  چنین دعایی را بنویسد وما بخوانیم وندانیم که ناآگاهانه به اعماق شرک وکفر وارتدادفرو میرویم . آنچه ما انسانها در طول تاریخ دین  فراموش می کنیم آنست که هیچ انسانی ولی ومولای هیچ انسان دیگری نیست حتی دردایره  ایمان آورندگان نیز اطاعت ازالله ورسول یک حکم واجب است . ولی ومولا فقط الله است. وایمان علی ع فقط تایید کننده  والگویی کوچک است ازپیام ورسالت  الهی محمد ص در قالب یک انسان مومن  است وبس وما چرا نمی توانیم اینرا باور بداریم  ؟چرا؟.

برای تاییدخدایان مادی زمینی شاه فرعون . ولی . بایدازمحمدص خدا ساخت بت ساخت  باید ازعلی ع خدا ساخت بت ساخت وایمان آورندگان  دروغین حکومت طلب را متعمدا الله خواند وآنهارا درجرگه پیامبران قرارداد تا دنیا طلبان ظالم  بتوانند به آرزوی شوم خود برسند ویا به آن ادامه بدهند .عجیب است که آیات معروف قرآن دراطاعت ازالله و اطاعت ازرسول با نهایت زیرکی درنزد ایمان اورندگان دروغین حکومت طلب نادیده گرفته میشود وآنها پا را ازحق فراترمیگذارند واین شیوه کثیف را با وهم وپندار شیطانی در افکار مردم به حق تعبیر می کنند .حق را باطل جلوه می دهند وباطل راحق . در این صورت است که اگر یک خدای ساختگی از نوع بشر به رویای سیاهش برسد استدلال این حکومت  رونق دادن به قسمت باطل دین خواهد بود ودیگر واجب نیست مردم به نمازمحمد ص اقتدا بکنند وروزه یک امر غیر دینی نامشروع نامیده میشود وحفظ حکومت باطل وحرام بر عوام ؟ واجب ؟ واوجب خوانده میشود دستهای شوم ارتداد که یاریگر حکومت ظالم میشوند.. اما آیا ما مسلمانان بیداریم؟ آیا ما مسلمانان می دانیم که کجا ایستاده ایم؟

( ای کسانی که ایمان آورده اید چنانچه از کفار اطاعت کنید آنها شما را به آیین زشت گذشتگانتان برمی گردانند وسرانجام زیانکارخواهیدشد . الله مولای شماست واو بهترین یاری دهنده  است .بزودی در دل ناسپاسان رعب ووحشت خواهیم انداخت زیرا آنان چیزهایی را شریک خدا قرار دادند که هیچ حجت آسمانی ندارد .بدانید جایگاه ظالمان اتش است وچه بد جایگاهی است.) سوره آل عمران آیات صدوچهل ونه .صدوپنجاه .سدوپنجاه ویک

( به آنها بگو اگر راست میگویید که بهشت خدا وحیات جاودان فقط ویژه شماست  نه مردم دیگر .پس آرزوی مرگ کنید تا زودتر به وصال خویش برسید .وهرگز آرزوی مرگ نمی کنند زیرا دستاوردشان زشت وپلید است وخدا ستمکاران را خوب می شناسد . انها حریص ترین مردم به زندگی در دنیا هستند حتی حریص تر ازمشرکان .برخی از این ناسپاسان  خودخواه حتی طالب عمرهزارساله اند اماحتی این عمردراز آنها را ازعذاب الهی مصون  نخواهد کرد وخداوند نسبت به عملکردشان بیناست.) سوره بقره آیات نود وچهار. نودوپنج .ونودوشش.  

( خداوند بزرگ هرکه را صلاح بداند شامل رحمت خاص خود می کند بدانید فضل وکرم خداوند بسیار بزرگ است )

سوره بقره . قسمتی ازآیه صدو پنج

*بله تنها هم اوست که می ماند.

                                         *******************************************************

رویای صادقه (نزدیک)

*خوابیده ام .در خواب اما بیدارم دراز کشیده ام . وبالای سر من پسر من نشسته است  کتابی در دستش است ودارد درس می خواند .همه جا روشن است روشن . نمی دانم چرا از او پرسیدم اگر بخواهی یک جمله زیبابنویسی . ان جمله چهخواهدبود واو جواب داد( من دوست دارم آن *یکی را که درهمین نزدیکیهاست.) غرق در فکرمیشوم . آن یکی . آن یکی .الله من  هم اوست الله من.بغض گلویم میگیرد دلتنگ دیدارش میشوم .دیدار اوکه در این نزدیکیهاست .پسرم از بالای سرم بلند میشود میرود .چشمان جز نور نمی بیند مثل سیالی در نور محومیشوم صورتم را برمیگردانم . نوراورا می بینم که تااوج آسمان راروشن کرده است.او در ان بالا می درخشد غرق در لذت دیدار اویم دارم میروم . نه بال می زنم که پرواز کنم .نه قدم می زنم که به یادم بماند بر روی زمین هستم .نه من دیگر انجا نیستم . من دیگرروشنم  ودیگر نیستم .نیستم .وهرلحظه به اونزدیکتر میشوم خنکای هوا مرا غرق در لذت این دیدار می کند من به او نه او به من نزدیک ترین است  .

                                      **********************************

  رویای صادقه ( ان یکاد ...)

*در خوابم . هوانیز بسیار خنک و پرنور است. این منم تاریک با چشمانی که چون روز می درخشند سروصدایی برپاست این صدا از کجاست؟ آه  سروصدا ازآنجاست . مردی ایستاده است بسیار تنومند وقوی هیکل .با لباس جنگی قدیم .کلاه خود ندارد .کمی نزدیک تر میروم فراموش کردم بگویم در بالایم .بالا .آنجا که نه بال می زنم ونه احتیاجی به قدم زدن هست ..مرتب آرام . آرام در حال رفت و آمدم . حالا بالاتر از مکانی که آن مرد ایستاده است دارم اورا نگاه می کنم کنجکاوم که جریان سروصدارا بدانم .آن هم در ان فضای پر از آرامش اه این صدای ضجه من است؟.ان منم .در دستان ان مرد قوی بنیه . مرا بطور دمر از یک طرف با یک پا واز از طرف دیگر با گرفتن موهای جلوی سرم کمی بالاتر از انجا که ایستاده است  گرفته است یک دست او پایم را ویک دست دیگرش موهایم را محکم گرفته است عصبانی هست . ومن مضطربم وغرق در وحشت. دارد مرا به جایی پرتاب می کند به سوی یک دیوار روشن .من آرامش  درون خودم را از دور حس می کنم وچهره ام را می بینم که هراسان است .چرا هراسانم؟باید بدانم . آرام میروم روبرو چهره ام را می بینم به خودم نگاه می کنم آن یکی (من )هم به من نگاه می کند .موهایم ژولیده است وچشمهایم دارد از حدقه در می آید .اما من فکر می کنم آن یکی ( من ) بیشتر دارد تظاهر می کند تا واقعا پریشان باشد .آن مردعجیب سنگدل ؟ مرتب مرابطرف دیوار مقابلمان هل می دهد .وهر بار سو آلی می کند .( بخوان  چه نوشته شده  است؟).  ( می بینی ؟ می بینی؟ ) آن هم با عصبانیت . من هرچه نگاه می کنم ان چه می بینم محواست ودر هربارپرتاب  بهتر می توانم آنرا ببینم البته من هرگز از دستهایش رها نمیشوم .گویا دارد شکنجه ام می کند . وبار دیگر قرآن است که می بینم .دیواری بزرگ از قرآن که با زیبایی نوشته است حرکات وسکنات هر کلامش با نظم مشخص شده است .چه دیوار بی انتهایی نه عرض آن پیداست ونه طول آن دیوار. آن مرد باردیگر مرا بطرف دیوار پرتاب می کندومی گوید .( این چیست؟ تواینرا می دانستی؟).

 ( من )آرام ( سبک واما نرم) مقابل دیوار. درست کنار پاهایم  در هوا ایستاده ام ودارم با آن یکی ( من ) در هر بار پرتاب دیوار رانگاه می کنم .به آ ن دیوار که آن یکی ( من ) دیگر دارد بدان نگاه می کند  نگاهی می اندازم باید بدانم آن چیست؟  احساس می کنم آن ( من) دیگر به من احتیاج دارد بدون من نمی تواند دقیق ببیند بخواند .میروم به طرف صورت آن یکی ( من) باید به اوکمک کنم .اینرا حتی حس نمی کنم اما بی اراده انجام می دهم آیات را نگاه می کنم ودر یک لحظه با او ( آن  من مضطرب) یکی میشوم.حالا ما بهترمی توانیم آن جملات زیبا را ببینیم مسحورزیبایی این دیوار شده ایم .دیواری نورانی .دیواری از جنس قرآن هردو با لذت بدان نگاه می کنیم واقعا زیباست ..اما امان از این مرد.باز دادمی زند ومارا به عقب می کشد ( هر حرکت از پرتاب او رفت و آمدی است برای دیدن ما)می خواهد حرکت مارا به سوی دیوار انجام بدهد ودر حین ان با صدایی عصبی می گوید( بخوان .آن چیست که می خوانی؟) .به آیات قران خیره میشوم این بار توجه ودقت بیشتری می کنم که آنچه که می خوانم چیست؟؟. آه بله آخرین آیه از سوره (قلم ) جلوی چشمان من است .با صدای بلند آن را می خوانم .

(وان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعواالذکر ویقولون انه لمجنون .وما هوالا ذکرللعالمین)

( اهل کفر هنگامی که قرآن را شنیدند نزدیک بود با چشم ونیت پلیدشان تورا از قرآن منحرف کرده وبه ورطه هلاکت اندازند وادعا می کنند که او دیوانه است .حال آنکه قران فقط پند وتذکری برای جهانیان است )

 صداهایی درفضای آنجا جاری میشود که همه دارند قرآن را آرام نجوا می کنند.احساس راحتی می کنم .اینکه او همان یکتای واحد از اوج تاریکیها مرانگاه می کند ومواظبم است خیال معصومانه ما شیرین تر می کند .

*وه بیدار شده ام وسحر است  من سحر را به روشناییهای صبح دعوت میکنم .  

                                        *********************************

منتظری در انتظارنور

 برای یافتن این یات فقط می توانم بگویم اومرا یاری کرد بامعجزه ای به نام برگ سبز  آیات فقط همان او مرا یاری کرد با معجزه ای به نام برگ سبز به او که قلم مرا به نقد ومجادله با بزرگترین معجزه دین محمد ص یعنی قران دعوت کرده است .

                                                    به نام خداوند بخشاینده مهربان

( ای آدم تو وهمسرت در بهشت ساکن شوید واز هرچه خواستید بهره مند شوید فقط به این درخت نزدیک نشوید که اگر چنین کردید در زمره ستمکاران خواهید بود .اما شیطان به هدف اینکه آنچه در بدن نهان دارند برایشان آشکار کند آنها راوسوسه کرد وگفت . خداوند شمارااز این درخت منع کردتا مبادا تبدیل به دو فرشته شوید وبه زندگی جاوید دست یابید .وبرای آنها قسم خورد که بی شک من خیر خواه شما هستم .پس شیطان آنچنان آنهارا وسوسه کرد که با خوردن از آن درخت لخت وعور شدند وتلاش کردند با برگهای درختان بهشتی خودرا بپوشانند . آنگاه خداوند آن دورا ندا داد. آیا شمارا از آن درخت منع نکردم وبه شما نگفتم که شیطان برایتان دشمنی آشکار است .آدم وحوا گفتند پروردگارا مابه خودمان ظلم کردیم واگر مارا نیامرزی ورحم نکنی بدون تردید از زیان دیدگان خواهیم بود .وخدا گفت همه تان از این مقام ومرتبه پایین روید که از این پس دشمن یکدیگر خواهید ودر زمین بمانید تا به موقع تکلیف تان روشن شود . وخدا گفت در آنجا زندگی خواهید کرد ودر آنجا خواهید مرد واز آنجا هم خارج؟ خواهید شد .ای فرزندان آدم .برای شما لباسی فرستادیم تا بوسیله آن اندامتان را بپوشانید  ومایه زینت تان باشد در حالی که ( لباس تقوی وپرهیزکاری ) بهتر است اینها آیات ونشانه های خداوند است .امید آنکه نعمتهای اورا به یاد آورند)سوره اعراف آیات نوزده تابیست وشش

* و.الله به آنها آموخت که نوع بشر برای رسیدن به نور ازحق انتخاب لباس شاید بگذرد اما ازحق انتخاب  تقوی وایمان هرگزنمی گذرد واین از فطرت ما انسانهاست اگربه آیات  حی الله ایمان داشته باشیم وبرتری ایمان بر مادیات را از نعمات الله بدانیم .

(وبه یاد آرهنگامی که پروردگارت از پشت( نسل) بنی آدم همه فرزندانش را برگرفت وخطاب کرد .شمارا به فطرتتان گواه میگیرم آیامن پروردگار شما نیستم ؟ .

همه گفتند آری هستی وگواهی می دهیم . )

( این کار راکردم که در روز قیامت نتوانید بگویید ما از آن پیمان و گواهی بی خبر بودیم وحتی نگویید که پدران ما پیش از این * مشرک بودند وما بعد از آنها آمدیم وتومی خواهی به جرم باطل مارامجازات کنی )

 سوره آل عمران آیات صدوهفتاد ودو وصد وهفتاد وسه

خواننده خوب  آیادر این آیات اشاره ای به لباس  فرزندان بنی آدم شده است؟ به یاد داشته باشید که الله هر گناهی را می بخشد جز شرک وکفر که متاسفانه در امروز ما تمامیت  ایمان مردم  ایرا ن ما ابلهانه  قربانی شرک وکفرروز افزون میشود.

شهریور .( یاران سبز ما را آزاد کنید )

ایران ما(خوزستان ) ای منادیان وحامیان دموکراسی خواهی آیا زمان به رسمیت شناختن فلسطینی آزاد ومستقل فرا نرسیده است؟    

 

رویاهای صادقه خواب( من ویک )

                                                       بسم الله الرحمن الرحیم

                                                    رویاهای صادقه خواب( من ویک )

ای سکوت تو باور هر روز من به تو سلام  

***درخوابم . هوا روشن است . کوچه های قدیمی .روزهای قدیمی تر را به خاطرم می اورد. دکانهای کوچکی که گاها یک تک پله می خورد وداخل دکان نیز تاریک وپر شلوغ بود از اجناس روز مره مردم با درهای رنگ ورو رفته را تداعی می کرد برای من در خواب . به هر کجا سرک می کشم واگرچه هیچ سوالی هم ندارم که در پی پاسخ بدان باشم . اما اینهاکیستند؟چند مرد وزن تقریبا جوانند که دارند داخل یک مغازه میشوند ومیروم تو .جلو پیشخوان می ایستم همچون انان . دارند چکارمی کنند . عکس چاپ می کنند و ان را ولو می کنند روی شیشه پیشخوان وهمه با هم خم میشوند وخیره به آن عکسهای ظاهر شده خیره نگاه می کنند . من هم همین کار را می کنم اما چیزی نمی بینم . پس چراانها می توانند عکس را ببینند؟نمی دانم . به انها می گویم از کارشان خوشم می آید مرا به گروهشان بپذیرند .قبول می کنند .اگرچه می بینم که کارآنها وقت تلف کردنی بیش نیست اما نمی خواهم زیادی به کارانها حساس بشوم .من هم بالاخره یاد خواهم گرفت که چه بکنم وچه نکنم آن وقت همه آنها به من اعتماد خواهند کرد وعکسهارا به من نشان خواهند داد .داریم میرویم داخل یک مغازه .با آن زنان ومردانی که اصلا به من نگاه نمی کنند؟ باز داریم عکس چاپ می کنیم اما من باز چیزی نمی بینم .عکسی نیست . کاری انجام نمی دهند .وقت تلف می کنند . کمی دلگیر شده ام .رنجیده ام .جای من آنجانیست . می ایم بیرون از مغازه .توی کوچه ایستاده ام .چه می توانم کرد .

 اورا نگاه می کنم .توی کوچه ایستاده است .خیره ذل زده است به روبرو .به من .چرا؟ منتظر کیست ؟ منتظر چیست ؟ هواروشن وروشن تر میشود . لحظه ها کند میگذرند . من  در خواب باید با او بروم .

*من واو باهم هستیم .صبح است وقت اقامه نماز صبح . من اورا از میان رویا به نماز دعوت کرده ام . چراعمراوآنجا ودر خواب تلف بشود؟

                                                  رویای صادقه .خواب ( سحر شلوغ)

*نهم مرداد ماه است .قرار است فردا را روزه بگیرم .اما امان ازاین فراموشی. فراموش کرده بودم ساعت را کوک کنم تا به  به وقت سحراز خواب بیدار بشوم .

*** درخوابم .آنجا افتاده ام . سرم را روی دستم تکیه داده ام غرق در خوابم جهت سرم نیز روبه قبله است .نمی دانم چگونه اما خودم را می بینم که یک چرخنیمدایره می خورم اما باز وقتی به خودم نگاه می کنم خودم را همانطور در خواب می بینم .راستی این منم .منی که خودم را در خواب می بینم . در دنیا به ان موجود ی که در خواب است وکسی جز خود من نیست نگاه می کنم . خیلی بزرگ به نظر می رسم از لحاظ جسمی می گویم .آنجا نیز روشن است خیلی زیبا وخوش نماست آنجایی که در خواب می بینم . هواهوا خنک است . صدایی می شنوم .اگرچه بیدار نمی شوم .اما همه چیز را بخوبی می بینم شاید این من دنیاست که این خواب را برای  من می گوید  . آنکه در تاریکی است. آه آنها چه با سرعت آمدند  آنها؟ الله . الله خوب . ملائک . وجن . ملائک با لباسی سپید با بالهایی که چون آستین به لباسشان متصل بود ودر اطراف الله بال می زدند وچه خندان بودند . والله مهربان  برصندلی که در هوا در حرکت بود ایستادند . از بالای سرمن تا انجا که الله وملائک وجن هستند فقط تاریکی مطلق است که احساس می کنم این تاریکی زنده است . وبه ملایمت حرکت می کند چون مه تاریک .وبعد از ان تاریکی بزرگ که عرض آسمان را پوشانده است .الله  دیده میشود وملائک که مرتب درپروازندوگویا از قسمت تاریکی جدایند .بین انها وتاریکی یک فاصله است .من به آن بالا میرفتم ومرتب همه رابومی کشیدم .و آن جنهای کوچولو که مثل ماه می درخشند. خیره به آنها نگاه میکردم وشادابی آنها برایم جالب بود این منم که می بینم اوهنوز در خواب است ( آن من دیگر)واین همه  صدا ازبالا ست از بالای سرمن . الله همان که دردو رویای قبل هم دیدمش اکنون بالای سر من ایستاده است . طوری نگاه میکند گویی مرا ندیده است اما وقتی به خودم که درخوابم برمی گردم .حس جذبه نگاهش آن نگاه عجیب ونافذ که مرا می پایید را چون چیزی مثل فشار برخودم می توانستم احساس کنم. وبعد ازآن صدای الله را شنیدم که  می گوید

(((بیدارش کنید .او گفته است فردارا می خواهد روزه بگیرد )))

هنوز کلمه بیدارش کنید از زبان الله خارج نشده بود که ملائک شروع کردند به ادا حروفی با صدای بلند .ها . او ..جن کوچولوها هم مرتب تک دست می زدند . وآه یک دست بزرگ خیلی بزرگ بدون آنکه صاحبش را ببینم از وسط همه آنهاشروع کرد با صدای بلندتری دست زدن .ومن الله را دیدم که باکسی که نمی دیدمش حرف می زند اما هرچه گوش تیز کردم بدانم که چه می گویداز حرفهایش  هیچ نفهمیدم. هیچ ندانستم .آن نفر هم را ندیدم فقط در تاریکی آنجا یک حس به من گفت دارد حرف الله راتایید می کند وصداها که هر لحظه بلندتر میشد.

*ویکباره ازخواب پریدم .بله قرار است من فردا را روزه بگیرم .چه می توانم گفت جزاینکه  بگویم ازتوسپاسگزارم ای الله .ای دوست خوب .

                                                                   **********

                                                          رویای صادقه خواب(غایب )

*قراراست امروز عصر پنجشنبه را به قبرستان بروم تنها جایی که امانت خودرا می بلعد . آخرین نقطه زمین .اما رمضان وگرمای شدید خوزستان .مرا کسل کرده است قرآن خوانده ام .توچطور این روزها به قران چگونه مهرمی ورزی . حالا وقت است تا رسیدن به زمان زیارت اهل قبوردرازبکشم اما

***در خوابم .هوا بسیار خنک است .من آنجا چکار می کنم .خودم را نمی بینم .حرکت روحم را می بینم .اماچرا آنجاهستم ؟. درست رفته ام بر سر مزاری که باید می رفتم .همه جمعند . می بینمشان که مشغولند .مشغول سوگواری وزاری .اگرچه همه می دانند این رنج وسوگ بی فایده است .هیچکس مرا نمی بیند .هر چه تلاش می کنم چهرهایشان را ببینم .چنان چادرهای مشکی شان را دور صورتشان درست کرده اند که ناامید میشوم . اما کسی را می بینم که  تازه از راه رسیده است وبه چهره همه نگاه میکند.می نشیند اورا آشنا می بینم . هنوز در بالای سر آنها در حال ذل زدن به چهرهاشان هستم . چادرهایشان گفتی جزیی از چهره هایشان شده اما نه بهتر است بگویم  چهره واقعی اشان شده است . می چرخم .ان بالا . احساس خنکی هوا مرا شاداب کرده است  و....ناگهان صدایی می شنوم .گوش می دهم ببینم کیست اما کسی حرفی نمی زند این صدای اندرون کسی است که تازه از راه رسیده است او به محض رسیدن  نام مرا  با خود می گوید .او می گوید(.... امروز نیامده است) .

نام من ؟ من ؟مگر قرار بوده است کجا باشم ؟ می ایستم . مکث می کنم . گوشهایم تیز میشود  . می اندیشم به اندیشه او  وروحم با عجله نگاهی به عقب می اندازد و خودش را به من می رساند به من در خواب .ما باهم یکی میشویم .

*وباز از خواب پریدم من باید بدانجابروم .به آنجا که نباید غایب  می بودم .چه به موقع؟

از کسی متشکرم که به من آموخت بازگشت ازهرنقطه پایانی ممکن است وتا زندگی هست تا بهار هست وتا نفس هست  بهترین رازعدالت صادقانه او همانا دریاد کردن ازاوست .

                                                             **********

                                                رویای صادقه خواب( پایین آمدن روز )

***در خوابم وروی دست خوابیده ام.روی دست چپ.هیچکس را نمی بینم . آنچه از خودم می بینم  جسم خفته منست   ومن خودم را از قسمت پاهایم می بینم  که در روشنایی است..گفتی تکه ای از زمین روشنی باشد چرا فقط من می توانستم در آنجا باشم. آن منی که درانجا از همه جا بیخبرم . غرق در خواب.وقتی می چرخم . می گردم . متوجه شدم که من در خواب نیز در چرخش هستم . شاید که من  دارم بطرف چهره ان من دیگر در حال چرخش هستم وحالا خودم را از روبرو می بینم . روبرو ودر خواب با همان حالت . من ایستاده ام خاموش خودم را نگاه می کنم .

 این من دیگردردنیایم که ازاوبرایت می گویم بالا میروم بدون انکه بال بزنم بدون انکه قدم بزنم .در آن بالا هستم و با کنجکاوی فقط همه جارا نگاه می کنم .برای دیدن وبرای دانستن حریصم . الله را می بینم در اوج ناکجایی که فقط با بالا رفتن می توانم دید .پس باید بالا تر بروم ودرست روبروی الله بایستم تا اورا ببینم . والله در تاریکی است اما نگاه بی نهایت نافذش مرا می بیند .با یک  مرد است دردو قسمت از یک مکان  که در ظاهر در یک سطح باشند . دردوقسمت  الله در تاریکی باشد ودر قسمت دیگرمردی در حال قدم زدن  وبه جلو آمدن باشد( بطرف من در ظاهر) و آن قسمت  هم عجیب روشن است . وقتی نگاهشان میکردم فکر کردم هر دو در یک جاهستند  .اما نه این دو مکان از وسط از هم جدا هستند و سط آنها حتی بریدگی ظریفی دیده میشود  وحرکتی  هم در آن قسمت که مردایستاده است مثل حرکت  ابر بخوبی دیده میشود . مرد از الله پرسید  (( بیدارش کنم )) والله فقط بایک اشاره سر گفت ((( بیدارش کن ))) .

آن مرددارد بطرف من می آید .آن مرد مرا نمی بیند  ومن نمی دانم چرا؟اما الله مرتب به من نگاه می کند . من به او اطمینان دارم در آخرین نقطه آن مکان روشن آن مرد می ایستد .فاصله آنها زیاد شده است .ان قدر زیاد که من دیگر الله را نمی بینم  وفقط آن مرد بزرگوار مستقیم جلو می آید یک لحظه احساس کردم آن قسمت مرد ایستاده  بود پایین ترمی آید .و آن قسمت از جا یی که آن مرد ایستاده باشد خیلی کوچک میشود. جای پایی  برای ایستادن وتکیه زدن واما گرد .آن مردلباس بلند سفیدی پوشیده است که شالی نیز برکمرش پیچیده است . صورتش بطرز خاصی معصومانه است . پاک است. شاید یک لحظه مرا دید اما ....در همانجا آن نقطه بلند آسمان که نورانی است و دیواری با لبه کوتاه  به بلندی زانویش داشت ایستاد ودو دستش را بر دیوار کوتاه تکیه داد وسرش را به پایین خم کرد حالا من فقط سیاهی می بینم .همه جا در تسلط سیاهی است وشب.نه دیگرآن مردرا نمیتوان دید.

من اینجاهستم .هنوزدرخوابم .ناگهان احساس یک سردی خفیف به من دررویا .دست داد.صدای همهمه ای می آید . این سردی هوادراطراف من است از طرف پاهایم .(سر من روبه قبله بود)نیم خیز میشوم وبا چشمانی نیمه باز آن طرف را نگاه می کنم احساس می کنم کسی درنزدیکی من است .کنجکاوم این صدای کیست ؟ آن مرد که در آسمان بود حالا اینجاست . یک سیاهی بزرگ در کنارش است .یک سیاهی که زنده است وهر لحظه می خواهد بطرف من بیاید اما گویا منتظر دستورآن مرداست .کمی هول وهراس به من دست می دهد ترجیح می دهم بخوابم  وخودم را به ندانستن بزنم . سرم را با تردید برمی گردانم اما حواس من  ازآنچه دیده بودم دچار تشویش شده بود . آن مرد درحالیکه دستش رادرعرض بدنش تکان می داد به سیاهی گفت (( بیدارش کنید)) وسیاهی گفت ( وقتش تمام شده است .ودوباره با دستپاچگی  وبا اشتیاق تکرار کرد فکرنمی کنی وقتش تمام شده است ).

  سیاهی بزرگ اکنون  بطرف من آمده .اورا می بینم . او می خواهد چه بکند ؟با ترس نگاهش می کنم .همهمه ای از دور می شنوم . مثل آن میماند که عده ای بخواهند به زور به آنجایی که من خوابیده بودم وارد بشودند سایه هایشان پیدا بود اما در آن مکان جزمن ومرد که دیگر دیده نمی شد وسیاهی که هردم بزرگتر میشد وواقعی تر هیچکس نبود.آن تاریکی خم شد وبر پهلوی سمت راست من فشار اورد .یک فشار عجیب .بطوری که فکر میکردم تحمل این فشار برایم عذاب اور است .یک وزن وسنگینی که هردم بیشترانرا احساس میکردم . با خودم می اندیشم تاریکی  چه می گوید وقتش تمام شده است ؟ وقت چه چیزی تمام شده است؟ وقت من ؟ وقت من ؟

* ازخواب پریده ام درحالیکه هنوز با خودم می گفتم وقت من تمام شده است ؟  .آه به ساعت نگاه می کنم سحراست .سحر هفتم رمضان است  ووقت خواب من تمام شده بود وباید سحری را مهیا کنم .

 روز روشن. شب تاریک همه در تسلط کامل اراده وقدرت الله هستند . همیشه نیمه دوم ما نیست که راه روشنایی را باید انتخاب بکند . نیمه شب وتاریک ما نیز از تاریکی رنجور ودلگیر میشود .پس چرا بسیاری ازما نمی خواهیم  بینیم .نمی خواهیم  بشنویم .نمی خواهیم  بدانیم و......؟چرا؟

                                                           رویای صادقه خواب( تیری ازآه)

درسحرشب قبل سحری را که خوردم بی اراده خوابم برد . انگارازبهانه انتظار شنیدن اذان بی خبر بودم .نمی دانم چرا.اما

***در خوابم .هوا روشن است . یک روز زیبای روشن . که پهنه آسمان را می توان به رنگ زیبای الله دید .دریایی می بینم آبی رنگ . خودم اما تا کجا هرچه بالاتر درآسمانم . نزدیک به الله . الله . آسمانی دیگر نیست . خورشید چون گوی کوچکی گوشه آسمان نشسته است ونورطلایی او در مقابل نورالله جلوه ای ندارد .نورالله ممد حیات وزندگانی است نفس را به اوج لدت می رساند .احساس با او بودن خنکای بهشت را تداعی می کند . الله در آنجاست .اوبا عظمت خارق العاده اش چنان انجارا تصرف کرده است که گویی بر تختی نرم اما محکم لمیده است . اوقدرتمندی باعظمت است . .آب دریا در بالاترین نقطه اش بالا آمده است . آب دریا آبی رنگ است انچه در دریا دیده میشود مرا دلگیر می کند . عزیزانی را می بینم که هرکدام به دلایل حوادث ویا بیماریهایی طاقت فرسا از دنیا رفته اند . آنها دردریاهستند؟ هر لحظه از آسمان تیری آتشین به سوی دریا پرتاب میشود . انکه  در حادثه ای بلایی بر(سرش ) آمده است  ( سرش)از بالا مورد تهاجم تیری اتشین قرار میگیرد . انکه ( پایش) رااز دست داده است از بالا پایش مورد هدف تیری آتشین قرار میگیرد وبرای هرکدام جزآهی نمیماند . چندنفرمورد هدف تیرها قرار گرفتند نمی دانم . ؟. واین صدای الله است که آرام  ومحکم می گوید

                                                        ((( این اراده من است که می توانم )))

ویک انسان دیگر در دریا می بینم وتیری از آتشی که ازآسمان براو می خورد وناله آهش بلند میشود .می ترسم .تمام بدنم دارد می لرزد واقعا ما اینگونه میمیریم ؟ واز وحشت از خواب می پرم .

*صبح روشن وبا وقار منتظر من است من باید بروم  با اوکه به قدرت و جلال اوکه حیات ومرگ را آفرید عاشقانه سلام کنم

                                                   به نام خداوند بخشاینده مهربان

(الله نور آسمانها وزمین است مثل نور او چون چراغدانی است که درآن چراغی است که درون حبابی قرار گرفته است حبابی که از فرط درخشندگی همانند ستاره ای پر نوراست )قسمتی از آیه سی وپنج سوره نور

 حباب .حجاب .حبابی چون حجاب با سوسویی چون ستاره.یاحجابی با امواج درخشان

(چهره الله را می بینم .دوست می دارم به اودست بزنم . بالاتر میروم .نه قدم می زنم ونه پرواز می کنم . روبروی چهره او هستم . ان موج زیبا ( چون سوسوی ستاره)بخوبی دیده میشود روبروی روبرو . دستم را دراز می کنم آرام. دست من ازآن موج ازحجاب ازحباب  زیبارد میشود سه بندانگشت من وقتی به این حباب رسید یک لذت خاص یک نیروی عجیب از انگشتانم واز پشت دستم عبورکردوبالا رفت. حالا دستم از این حباب ردشده است. با چشمانم که پراست ازشوروشادابی او رانگاه می کنم .به اومی گویم ( می بینی) ؟او؟ آن من دیگراست که درخواب است وبا حیرت وباتحسین دارد مرانگاه می کند

من اورا نگاه می کنم دست اوازحباب ردشده است حبابی که دروسط ازدرخشنده های ریزی که از سفیدی می درخشند ولایه باریکی دروسط آن حباب را تشکیل می دهندودر وطرف آن نیز چون بلور بدرخشد ( این سفیدی باریک میان این حباب که چون بلور بود به مانند اکلیل های سفید رنگ کمی کشیده  ویا به صورت ریزه های سفید شبرنگ های کشیده  در یک حالت ثابت وجود داشت )وخیلی تنک در یک حد ومیزان بود که از دوطرف خالی  باشد وبه گمانم موج زیبا نیز از تاثیر این درخشنده های سفید بوجود می آید) . حبابی که به اندازه کلفتی کتاب قران منست سه سانت ویا شاید سه سانت ونیم .کلفتی ویا عرض ویا قطر آن حجاب است  . وه . دست اورا می بینم که به صورت الله رسیده است .من بسیار ذوق زده شده ام . من هم با او میروم .هردو ما باهم هستیم وداریم اولین دست زدن به الله را تجربه می کنیم .حجاب وحباب نرم است وشکستنی نیست . مثل نور است و می توان از این حجاب از این حباب ناشکستنی گذشت وبه صورت الله دست زد.اکنون چشمهای ما هردوبسته است فقط او می بیند او که دارد برای تواز رویا می گوید .من دنیایی او را می بینم  که چشمهایش بسته است وهیچ نمیداند که کجاست ؟خودش را رها کرده است وطرف راست صورتش را آرام بر صورت الله  مماس کرده است . سرشار از آرامش وخاموش .نمی دانم چند مدت گذشت اما اوگمشده خود را یافته است است و چهره اورا در آغوش گرفته است  .آه ای چراغ زیبا ی بی همتای  حی درحباب.ایران مظلوم مارا.ایران در بند مارا دریاب .

                                                                          ********

                                            رویای صادقه( خواب)

**سروصدایی در تاریکی بالای سرم به پا شده است  .خودم هستم اما آن بالا در تاریکی . دادمیزنم روز گذشته را مرور می کنم . چه مدت گذشت ازتحمل شنیدن پرحرفی های روزمره  در آن طبقه ازتاریکی . نمی دانم فقط  احساس می کردم فضای بالای سرم بسیارسنگین است .تاریکی را رها می کنم .حالا آمده ام پایین . ان پایین نورانی وروشن است . آن تاریکی مثل سقفی بر این روشنایی ایستاده است . آه آن یکی دیگر من آنجاست . آن جاست  دارد می خوابد .دارد می خوابد . من از طرف سر ش اورا می بینم  .دارد سرش را روی بالش رها می کند .نه نه تونباید بخوابی . سرش را به پشت ( بطرف من ) برمی گرداند . آه ای روح لطیف من .چون خیال نازک است ونرم  ونوراز او گذشته است . آن ( روح ) من بیچاره با صدای تشر مثل توپ به هوا می پرد ونمی خوابد . توخیلی خوب حرف مرا گوش می کنی . ای من.ای چون موم لطیف وروشن

*اکنون بیدارشده ام .درست درلحظه اذان صبح یکی دیگرازصبح های رمضان. دررمضان حتی زمان هم مهربان است

                                         **********************************   

                                               درادامه قاب وارونه ارتداد ومن (=شیطان)

                                                      به نام خداوند بخشاینده مهربان

(درحقیقت همه شما دین واحدی دارید ومن پروردگارشما هستم .پس فقط از من پرواداشته باشید) سوره مومنون آیه پنجاه ودو

( وپیامبر گوید .پروردگارا این قوم من اند که قرآن را متروک ومهجورگذاشته اند) سوره فرقان . آیه سی

(وسرنوشت هرظالمی دوزخ است ودرآنجا ازآبی متعفن سیراب خواهد شد .آبی (چنان بد ومتعفن ) که به زحمت جرعه جرعه می نوشد واگر به میل خودش بود هرگز نمی آشامید مرگ ازهر سوی براومی تازد وبا آنکه آرزوی مرگش را می کند هرگز نمی میردزیرا عذابهای سخت وطاقت فرسا پی در پی به سراغش می آیند) سوره اراهیم .آیات شانزده وهفده

( آیا داستان قیامت به تورسیده است ؟ چهره هایی درآنروز سرافکنده اند .کارکردندوخسته شدند ولی نتیجه ای عایدشان نشده است .به اتش سوزان وارد شوند .ازآن چشمه سوزان سیرابشان کنند .غذایی بجزخار تلخ ندارند .غذایی که نه چاقشان می کند ونه گرسنگی شان را رفع می نماید .) سوره غاشیه آیات یک تاهفت

(اما کسی که نامه اعمالش از پشت سر به او داده شد . خواهدگفت وای برمن که نابود شدم .وبه آتش میسوزد)

سوره انشقاق .آیات ده . یازده ودوازده

( روزی که کوهها همچون سرابی به حرکت می افتند .حقیقتا جهنم درکمین است که محل بازگشتی برای طغیانگران است درآنجا زمانهایی دراز خواهند ماند . درآنجا نه چیز خنکی می چشند ونه آب گوارایی ..درانجا فقط آبی سوزان ومایعی از چرک وخون می نوشند . این مجازات برابر عملکردشان است .) سوره نباء. آیات بیست تا بیست وپنج

(وما برای کافران زنجیرها وغل ها وآتش سوزان تدارک دیده ایم) سوره انسان آیه چهار

(تکذیب کنندگان ناز پرورده وصاحب نعمت را به من واگذار وکمی مهلت شان ده .زیرا زنجیرها و آتش جهنم نزد ماست . با غذاهایی گلوگیر وعذابی دردناک .) سوره مزمل . آیات یازده .دوازده وسیزده

( مادر جاهایی که شنیدن اسرار عالم بالا ممکن بود می نشستیم ( زیر نشیمنگاه ها)اما اکنون هر که بخواهد گوش دهد شهابی چون تیر را در کمین خود می یابد ) سوره جن ایه نه

( هرگز این چنین نیست . آن شعله مهیاست شعله ای که پوست سر را می کند .آن شعله هرکس را که به خداپشت کرده واز حق روی برگردانده  است صدا می زند.)سوره معارج آیات پانزده . شانزده .هفده

0(گویند بگیریدش وبه زنجیرش کشید .به جهنم روانه اش کنید .اورا با زنجیرهایی که طولش هفتاد ذراع است بکشید.)

سوره حاقه آیات سی. سی ویک. سی ودو

(امروز در اینجا برای او هیچ دوست صمیمی وجود ندارد. غذایش جز چرک وخون جهنمیان چیزی نمی باشد .غذایی که فقط گناهکاران ازآن می خورند .)سوره حاقه . آیات سی وپنج .سی وشش . سی وهفت

(آیاچنین کسانی همانند آنهایی هستند که جاودانه درآتشند. آب سوزاننده خورانده میشوند که امعاء آنها راپاره پاره میکنند )سوره محمد آیه پانزده

(شماهرچه راخواستید بجای اوبپرستید .بگوزیانکاران کسانی هستند که به خود وخانوده شان در روز قیامت زیان می رسانند .اگاه باشیدکه این یک زیان وخسران واقعی است .این چنین افرادهم ازبالای سرشان طبقاتی ازآتش است وهم از زیر پاهایشان  واین سرنوشتی است که خداوند بندگانش را ازان بیم می دهد .پس ای بر بندگان من .حرمت اوامر نجات بخش مرا نگاه دارید) سوره زمر. آیات پانزده وشانزده 

( وبرای کسانی که به پروردگارشان کافر شدند جهنم است  وچه بد سرنوشتی است این جهنم .هنگامی که در جهنم افکنده شوند صدای رعب انگیزش را بشنوند در حالیکه پیوسته می جوشد .نگهبانان جهنم به آنها می گویند آیا پیامبر هشدار دهنده ای بسراغتان نیامد؟)سوره ملک . آیات  شش .هفت .هشت

( وهنگامیکه مجرمان آتش دوزخ را می بینند می انگارند درآن قرارگرفته اند هیچ راه گریزی ازآن نمی یابند.)

سوره کهف .آیه پنجاه وچهار

(روزیکه خدا همه آنها را گرد آورد به فرشتگان می گوید آیا اینها بودند که شما راعبادت می کردند ؟ گویند پاک ومنزهی تو .تو سرپرست ماهستس نه آنها .اینان جنیان را عبادت می کردند وبه آنها ایمان داشتند)سوره سباء . آیات چهل وچهل ویک

**خواننده خوب در آیات بالا ازچه می خوانید .از آب بد ومتعفن ..چشمه سوزان .غذایی تلخ وگلوگیر . .سوختن از آتش .آبی سوزان ومایعی از چرک و خون .زنجیرها وغلهایی داغ وآتشین .از(نشیمنگاه ) =محل اقامت جن . صدای رعب انگیز در جهنم سوزان .خواننده خوب هرانچه شما درآیات بالا می خوانید نشانه هایی از شخصیت جن  وهمراهی در سرنوشت اوست. جن موجودکثیف . بد بویی است با مزاج آتشین .بوی جن انواع واقسام بوهای بد را داراست  وبویشان نیزغیر قابل تحمل می باشد  وباید دانست که غذای جن نیز ازحرام  بدست می آید .به شعله های اتش توجه کنید که حریصانه هرچه که برسر راهش است می بلعد .میسوزاند .نابود می کند .ازحرام باشد .حلال باشد .زنده باشد .مرده باشد .او فقط می بلعد .وقتی می گوییم ( غیبت ) کردن همان وخوردن گوشت مرده برادر همان .در واقع گویاترین شکل حرام خواری را با حضور جن در کالبد آن شخص بیان می کنیم .بوی مردار چگونه است ؟.مزه گوشت انسان چگونه است .؟خوردن خاک حرام است .حرام است اما اتش هیچ ابایی ندارد اگر هرچه تلخ است بنوشد .هرچه حرام است بخورد .هرچه ازغیر است بسوزاند ونابود کند .کار جن هم بدینگونه است .خوردن حرام وخوردن چرک وریم گناهکاران  طعام جن است .وچون عنصر جن ازآتش است پس جهنم نیز دارای محیطی آتشین است وغذای جهنمیان نیز جوشان است .همه ما گاها مزه غذای سوخته را تجربه کرده ایم حال اگر این طعام ممنوع ( آه ای پدرآدم . آه ای مادرحوا) وبرما حرام باشد وداغ هم باشد وجه مشترک غذای ما با غذای جن میشود وغذای جهنمیان.ازنشیمنگاه گفتن درسوره جن نشانه مقام پست زندگی اوست. نشانه اینکه جن درمکانی اینچنین راحت تراست واین ازچندگانه های محیط بد زندگی اوست .قبلا ازخاک بی پروا وخودنما گفتیم که منفعل هم هست و خوردن آن حرام .درواقع این یک تمثیل است که خوردن انسان حرام است انسانی که از خاک است .لجن بدبو وگل خشک . خمیر مایه ساختاری بدن ما انسانها واین لجن بد بو برای جن یک تحریک کننده قوی است برای وسوسه کردن انسان . انسان بی ثبات .انسانی که هرچه درنیمه راه اورا به ایمان راستین بخوانند روبرمیگرداند وپشت سرش ؟آه ای جن خاک خور.عمیقا نگاه کن هرآنچه آتش میسوزاند ازخاک است ومال جن نیست .دراین آیات اززنجیرنیز گفته میشود این زنجیر وقتی برگرداگرد جن پیچیده بشود فورا میجوشد داغ میشود شعله ورمیشود .حال تصورش رابکنید اگریک انسان در تصرف جن دربیاید درجهنم اوراچگونه میتوان دید.غرق درآتش وغذای اونیزهمان غذای جن خواهد بود.جوشان .گلوگیر .تلخ .سوزاننده.

درآیات سی وسی ویک وسی ودو از زنجیر گفته میشود که بر گرداگردبدن جهنمیان بسته میشود.باید دانست که در بعضی از آیات کلام الله آمده است که جن نیز به اینگونه ( در غل وزنجیر)درخدمت الله قرار میگیرد واین نیز یک مشابهت است از عاقبت جن زدگی یا مجنون بودن شخص مجرم ویاگناهکار ویا کافر ومشرک ومنافق .زنجیرهایی که از آتش سرخ وگداخته خواهند شد .بوی بد . به انسانهای وسواس که مرتب با آب .بازی می کنندتوجه کنید انها فقط از بازی باآب لذت می برند واز لحاظ نظافت خودرا بکلی فراموش کرده اند .لذت آب بازی یا فرونشاندن آتش درون. کم کردن تاثیر نفوذ جن  با آب.درحالیکه او از ( من ) الهی خالی شده است  ویک مجنون است اما همچنان از تلاش خود نا امید نمیشود .

ویا یک متجاوز ؟به حقوق دیگران  متجاوزبه اموال مردم  متجاوزبه عنف در واقع حلال را گم کرده است واجب راگم کرده است .حق را گم کرده است . باطل را نمی شناسد . فاجعه همین جاست . گمراهی . ظلمات . جن کارخودش را انجام می دهد واو بنده ناتوانی است که از فکر وروح بیمار شده است .تسلط جن  قابلیت تشخیص خیر وشر و حرام وحلال وحق وباطل را از اوگرفته است واتش جن درونی او دارد این موجود ( خاکی )را می بلعد. اما تنها بهانه تنها فرصت ومهلتی که به او داده شده است همانا بازگشت است .اگر بیدار بشود .اگر؟قبلا هم گفته شد که  جن آتش کراست .کوراست. نمی داند.نمی اندیشد . الله اورا ازروز اول اینچنین از همه نعمتها محروم کرده است یک موجود یاغی.وگفتیم دلیل انکه گمراهان وکافران ومشرکان ومنافقان نمی بینند .نمی شنوند .نمی دانند وعقلانیت در آنها حکمفرما نمیشود بدلیل همان حضور جن در کالبد آنان است وعجبی ندارد اگرکسی  مدعی بزرگترین دروغ تاریخ بشود وخودرا( ولی ) یا نایب یا جانشین الله بداند وما ندانیم که چرا؟جن یااتش طعمه خود را میسوزاند اگر (تنها) ازخاک باشد .

در بحث ومجادله باقرآن با من همراه هستید .خاک وچرا خاک ؟ الله کالبد عیسی س را از خاک میسازد و( روح القدس) به اذن الله در اوروح می آفریند(درحنجره مریم پاک می دمد). الله  کالبدانسان رامیسازدوخوددربدن او روح میدمد .والله بارها به انسان متذکر میشود که شیاطین دشمنان انسانها هستند .انسانها ی خاکی .انسانهایی که خون دارند .لجن بدبو دارند . بی ثباتند .هرلحظه ممکن از اوج سقوط کنند ویا از قهر نیستی به اوج برسند.چرک وریم از بدنشان تراوش می شود واین چرک وریم بدبوست .اما چرا الله ازحرام می گوید .از حلال می گوید ؟ سهم جن از همه خوبیها وبدیها بدیهاست .حرامهاست . فقط حرام.خون حرام .  برای آتش چرک وریم حرام است که میماند . در اینجا گفتنی است که همه موجوداتی که ( خون ) دارند واز آب جهنده تکثیر نسل میشوند  براحتی تحت تسلط جن قرار میگیرند . آیات بالا را مرور کنید اشاره به چرک وخون در قرآن بزرگ بدون دلیل نیامده است .انسان . حیوانات چند وجوه مشترک باهم دارند .

 انسانهای زناکار والواط .حرام خوار . متجاوز . وقاتل . شکنجه گر .دزد و..... همه خون دارند..همه از خاک هستند ووقتی جن در کالبد انسان برود ودائما در آنجا ساکن بشود  باید گفت  قربانی این خاک است که خاک بسادگی  میسوزد .در قران می خوانیم که هر بدعتی از نوع گناه وظلم از سوی ابلیس به آدم وحوا  وفرزندان آنان به نام دین  به نام قدرت وفرمانروایی بر زمین  القا میشود و همه القائات و وسوسه ها از  گناهان وجرمها طیفی از آتش  جن را درما انسانها بوجودمی آورند.

   اما چرا ما سوختن آنرا نمی بینیم .به همان  دلیل ( قول وپیمانی که تا پایان مهلت به جن شیطان داده شده است) واگر در بیماران اچ ای وی وبیماران جنسی دقت کنیم نشانه های ازبین رفتن خاک در جسم آنهارا خواهیم دید . سوختن از گناه . سوختن از آتش جن . آه ای طعمه (جن) . انسان بلندپرواز .انسانی که به بازگشت امید دارد درمقابل جن .پست ودون مایه که تحقیر شده است ( از عرش به پست ترین مقام سقوط کرده است)قرار می گیرد . یک جنگ نابرابر . انسانی که روحی از الله را دارد وجنی که مطرودومنفور ازدرگاه الله است .جن بین زمین و آسمان گرفتار واسیر است ودر تبعید وانسان آزاد است وانتخابگر.می تواند به اوج برسد به معراج برسد چونان مسیح زنده از زمین به عرش برگرددوجن محروم گشته از اوج گرفتن مالیخولیای باطل برتری اورا رها نمی کند واین جن هرکاری می کند تا شایدانسان را از رسیدن به نقطه برتری دور کند .شعله های آتش را نگاه کن محدوده پرواز آنها را می توان اندازه گرفت اما انسان ؟ آیا  تا کنون از خود پرسیده ای مهدی ع کجاست ؟اعمال همه اکثریتی که الله ازآنها بعنوان اهل جهنم نام می برد نمایش یک ضعف بزرگ  در ایمان است . یک انسان می آید اعلام می کند که خدای زمینیان است .الله زمینیان وخواص  ؟اورا به نام الله با اصل قانونی به رسمیت می شناسند  واکثریت  دینداران خاموشند ..در زندانها به شان انسانی به عفاف  یک انسان تجاوز میشود .اکثریت سکوت می کنند..بیگناهان را می کشند وباز اکثریت خاموشند . نماز وروزه .حج وعباداتی که با آیات الله به پیامبر اسلام وحی شده اند فاقد ارزش  واعتبار خوانده میشوند زیرا دنیا پرستان حکومت یک انسان را بر خود واجب ترازحاکمیت الله صلاح می دانند وباز اکثریت سکوت می کنند .  .دروغ . فحشاء .تحمیل اعتیاد  به جوانان . ؟ وفقر یک جامعه را تا حد بربریت نزول می دهد .همه را بنده وبرده جن می کند باز اکثریت سکوت می کنند بیگناهان را درحبس وزندان نگاه میدارند وبعد ادعا می کنند با امام غایب در ارتباطند . میگویند که در جهان  به جنگ با بی عدالتی  برخاسته اند وآمده اند که  نوع بشر را از شر ظلم رهایی بخشند؟ وباز  دروغ می گویند  و دروغ می گویند و بازاکثریت سکوت می کنند .

 در دوسال اخیر آنچه بر من( منتظر) ثابت شده است اینست  که جن تنها موجودی بوده است که راه انتخاب را.راه بازگشت رابرما انسانها براحتی بسته است. پس عجبی ندارد وجای شگفتی نیست که الله بدون هیچ اغماضی درقرآن آیه میآورد که اکثریت انسانها اهل جهنم خواهند بود. ودرغل وزنجیرروانه جهنم خواهند شد .

قبلا گفته شد که طبق آیات سوره جن  تنها  عنصر موجود در آفرینش که می تواند جن را مهار کند وتحت کنترل در آورد آب است . آب . خوب همین اب نیز می تواند خاک را مهار بکند .گرد وخاک . نهایت بلند پروازی خاک خود نماست و آب تنها عنصر در طبیعت است که  به بهترین وجه  می توانداین خاک را ساکن کند .بعنوان نمونه  خودما انسانهافقط  با آب قادر به تداوم بقا هستیم . آب از خاک محافظت می کند  .به وقایعی  اخیر *یک . از بهم ریختن فعالیت هسته ای در نیروگاههای ژاپن و* دو .ترک خوردن لوله های نفت در آبهای مکزیک نیز که هر دوسوخت ازجنس آتش هستند و قابلیت استفاده سریع از آب ( فراوان ) بوده است  توجه بکنید که در این دو مکان انرژی  زا سدی ازآب فاجعه ای بزرگ  از آتش رامانع شده است  . پس آب هم می تواند آتش ( جن) را کنترل کند وهم  خاک ( انسان ) را از فرسایش ونابودی برهاند.

وروزهای رمضان یکی پس ازدیگری می گذرند . نمازها .روزه های شب زنده داران ماه نور به انتظار رسیدن به مکان امنیت وآرامش  (بهشت) این روزهای گرم وطاقت فرسا را باجان ودل متحمل میشوند اما

اگر شما هم به دنیای رویایی قرآن سفر کرده باشید در بسیاری از آیات آن انسانها از پرستش بت ها . وانسانها . ویا جانشین قرار دادن آنها به جای الله احد صریحا نهی شده اند . در سوره های قرآن هر انسانی که  مدعی خدایی زمینیان بشود جهنمی خوانده میشود وهرکس که بعد ازپرستش الله  به پرستش یک انسان .ویا بت اقتداء  واقدام کند نیز جهنمی خوانده میشود ودر جمع هم پرستندگان وهم معبودهایشان مجنون نامیده میشوند.که در سوره جن نیز در مطالب قبل  آمد.

ای خواننده خوب آنچه این رمضان را برمن سخت وگران کرده است .تمکین ناآگاهانه تو بطور تحمیلی واجباری به یک(اصل )دروغین وباطل است به نام اصل ولایت فقیه .که باید بدانی تمکین به اصل ولایت فقیه توسط انسان در واقع اقتداء انسان به ابلیس یا جن شیطان است .که حاکی از نزول وپایین آمدن مقام والای  انسان وتکیه بر مقام پست شیطان است واین از ارتداد است . و برانسان  واجب است که  فقط به الله وپیامبر اقتداء بکند  وبس. من در اینجا مجددا از همه مسئولان ایرانی می خواهم این اصل را لغوو حذف بکنند وایمان مردم  مظلوم ایران را بدانها برگردانند .        

(اینجا آشکارشدکه مقام ولایت وقدرت ازآن خداوند حق است وبهترین پاداشها وبهترین عاقبت ها نیزنزد اوست) سوره کهف آیه چهل وچهار         

                                         ****************************************

رامش ( بهشت) سختی یک ماه 

 

 منتظری درانتظار نور

( پس چه کسی ستمکارتر از کسی است که به خداوند افترا ببندد یا آیاتش را دروغ بپندارد .آنها سهمی را که برایشان مقرر شده دریافت خواهند کرد وهنگامی که پیکهای مرگ از سوی ما می روند تا جانشان رابستانند ازآنها می پرسند کجا هستند منجیانی که به جای خداوند می خواندید ؟.می گویند آنها گم شده اند واینگونه برعلیه خودشان شهادت می دهند که کافر وناسپاس اند .بروید به میان امتهای پیش از خودتان .چه از جنس جن چه از جنس انس . .به آتش داخل بشوید وهرگاه جمعی وارد شوند به جمع دیگر نفرین می کنند تا اینکه همگی با خواری وذ لت در آن قرار گیرند و آخرین گروهی که به آتش وارد شده به اولین گروه خطاب می کند .پروردگارا اینها بودند که ما را گمراه کردند پس عذاب انان را دوبرابر کن وخدا گوید بخاطر دستاوردتان برای هرکدام از شما عذاب دوبرابر است ولی نمی دانید . وگروه اول به گروه آخر خطاب می کند شماهیچ امتیاز وبرتری نسبت به ماندارید.. پس همگی بخاطر دستاورد پلیدتان عذاب الهی را بچشید . براستی کسانی که آیات مارا تکذیب کردند وبه آن تکبر ورزیدند هیچگاه درهای رحمت آسمانی برایشان گشوده نخواهد شد واگر شتر از سوراخ سوزن بگذرد آنها هم رنگ بهشت را خواهند دید واین چنین جزای مجرمان  را می دهیم . جهنم بسترآنها و آتش پوشش آنها خواهد بود واین چنین جزای ستمگران را می دهیم .) سوره اعراف . آیات سی وهفت تا چهل ویک

*دراین آیات می بینیم  که فرعونها . ظالمان .نمرودها .شاهان و(ولی) های زمینی قبل از پرستندگانشان وارد جهنم میشوند .

مرداد .( بهار) هرگز نمی میرد

(ایران ما ).خوزستان . الله اکبر.الله اکبر

  

 

 

 

 

   

قاب وارونه ارتداد و(من)  بارویاهای کوتاه ( وقفه)

 

                                                      بسم الله الرحمن الرحیم

قاب وارونه ارتداد و(من)

                                                         بارویاهای کوتاه ( وقفه)

 سلام مرا که با رویا به  روشنی صبح می اندیشم بپذیر  

 در قاب وارونه ارتداد ومن( =شیطان) با مجادله وبحث با استنادبه قرآن بزرگ با من همراه شده اید واینک دنباله کنکاش مرامی خوانید

با دقت درتاریخ می بینیم  پیروی ازمکاتب ساختگی نوع بشروهمچنین دین قرون جاهلیت که همانا کفر(بت پرستی) بوده که ادامه آن به شکل سلطنت وحکومت انسانها ( شاهان .فرعونها وولایت ) در طول قرون  ازبعد وجنبه  پرستش  نمادین خاک  و از نگرش وبینش مادیگرایان به جهان جدا نبوده است.درمطالب قبل بارها یادآوری شد که ارتداد توسط شیطان ازعرش آغاز شد واو اولین نقش تداوم دهنده بقا درمسیر ارتداد محسوب میشود توجه کنید که وقتی در زمانهای متوالی ازنقش شیطان صحبت میشود ازگروه بزرگی ازنسل ابلیس است همانطور که وقتی ازآدم س می گوییم در کل صحبت از بخش بزرگی از مخلوقاتی ازنسل این پیامبراست که برای ایجادتعادل بین حق وباطل در مقابل شیطان قرار می گیرند .آدم س نماینده الله  دوست الله درزمین به تکاثرنسل می پردازدوفرزندان آدم س در زمین مختارند که راه شیطان را برگزینندکه  نماینده آتش است وشیطان با الله درستیزاست ویا راه پدرشان آدم س را که بعد از ارتداد اقدام به بازگشت وتوبه نموده است دراین برهه از زمان هرآنکه ازنسل آدم س باشد وبه شیطان گرایش پیدا بکندواز اصحاب آتش بشود از بندگان شیطان واز سهم او محسوب میشودواوبنده ای میشود سزاوار زندانی به نام جهنم وهر که در راه آدم س از آسیب وسوسه های شیطان (با تکیه برالله وتمسک به پیامبران وکتاب آنها)درامان بماند بنده خاص ومقرب الله خواهد بود .در این ستیز ومبارزه دنیایی حدوسطی برای هیچکدام از دوگروه بندگان شیطان وبندگان الله وجود ندارد.نمیشود که هم به الله مومن بود وهمراه با آدم س  وهم دوستدارآتش بود ومومن به شیطان. این دوراهی از تردید است وتردید درانتخاب نیز ازارتداداست .

ازجهنمی گفته شد که چون بهشت برچهارگونه است واین از**عدل خالق الله است که همانطور که برای بهشتیان چهار بهشت مهیا کرده است برای دوزخیان نیزچهار جهنم مهیا بسازد . گفتیم که جن غیر مسلمان .غیر صالح یاشیطان در* دنیا  ( ببینید این خیلی مهم است که ما بدانیم او دردنیا وبین زمین وآسمان )در آوارگی وسرگردانی است .چون این جایگاه جن دقیقا نشانی جایگاه پیروان ابلیس را به ما میگوید .بین زمین و آسمان .وقران تعمدا ازطرد وتبعید جن ابلیس می گوید زیرا او انسان نیست که از خاک آفریده شده باشدوبتواند بر روی زمین زندگی کند وازانجیر نیست که بتواند در کنار الله درقربت ازنوردر مکانی بسیاربالاترازانسان به زندگی ادامه بدهد او ازآتش است که فرارو هرجایی است .هرجاکه نفس ( اکسیژن ) هست او در آنجا حاضر است وما می بینیم در واقعیت امر که انسان وحیوان هر دو به اکسیژن برای تنفس نیاز دارند در حالیکه انجیر چنین نیازی را به هوای مطلوب انسانها ندارد.شیطان اگربه زمین ( وزیر زمین ؟نفت .گازوگرمای زمین ) نزدیکتر باشد تنفس راحت تری برای سوزاندن دارد ودر هوا وخلاء بالا که براوحرام گشته است هوای خاص تنفس او یافت نمیشود .هرچه به اوج نزدیک تر میشویم میزان اکسیژن کمتر وکمتر میشودوحضور جن کم رنگ تر .

وشیاطین براحتی میتوانند به ما انسانها دسترسی داشته باشند که درکلام الله مکرر یادآور میشود که شیاطین دشمن انسان هستند.دشمن ما .رقابت برسرادامه بقاست شیطان می خواهد دنیایی را تصرف بکند که ازآن او نیست وراه حل واثبات آن رادرمقابله با الله درجمعیت واکثریت پیروان خود می داند. وسوآلی که ماهمیشه آنرا بی جواب رها کرده ایم.

شیطان می خواهد صاحب مطلق زمین بشود صاحب دنیایی که اکسیژن درآن غنی است( برای سوزاندن) .اکسیژن .اما انسان می خواهد به بهشت برود ولی همین انسان مرتب در راه میماند وموجودیت و ادامه زندگیش با راه ابلیس در یک مسیر قرار میگیرد اوهم محکوم میشود که با خدایش بماند اما کدام خدا؟. الله هرآنچه را باید بگوید در همه کتب الهی وبا زبان پیامبرانش بارها وبارها گفته است .اما ...در روزی که معاد بیاید قسمت بندگان شیطان اماآیا دنیا خواهد بود؟ دنیابهانه و سمبلی شده است برای تباهی وگمراهی انسان . هرآنچه دردنیاست ازآن الله است.طبق گفته الله  همه چیزاز سرسبزی وحیات .آب .نور .وهمه  نعمات ومواهبی که انسان می پنداشت میتواندآنرا از آن خود بسازد در قیامت محو میشود و آنچه از باطل میماند شیا طین هستند وآتش وبندگان شیطان  که همواره دارنده آتش بوده است.

وچون  کافران ومشرکان وظالمان همه طالب دنیا بوده اندو طالب بندگی شیطان .از آنچه مخلوق الله است سهمی نخواهند داشت . در اینجا( وجه ) خاکی ودنیایی انسان که جسم اوست کالبد اوست به شیطان تعلق می گیرد .او طا لب دنیا بوده است برای بد ست آوردن دنیا از الله گذشته است .این جسم اوست که به فرمان شیطان زنا کرده است .دهان اودروغ گفته است . دست او زبان او دست او امربه قتل کرده است  واگرتوجه کنیم  گناهان ما همه جنبه جسمی دارندهمه رویه خاکی دارند پس جسم  خاکی همه انسانهای جهنمی درآتش شیاطین خواهد سوخت. آتشی حاکم بر جسمهایی که خالی شده بود وجایش را به جن آتش داده بود. در روزمرگیهای گناه و شر وتاریکی یک چیز گرانبها .یک پشتوانه که از الله به انسان تقدیم شده است وتنها امتیاز اوبرهمه مخلوقات جهان هستی است وآن هم هیچ نمی تواند باشد جز ( روح)از انسانی که شیطان را بعنوان خدای برترپذیرفته ازموجود خودباخته  پس گرفته میشودو جای ( روح ) به جن داده شده است .مسخ وبعدتسخیر وتصرف  جسم دنیایی  انسان  کور .کر .نادان . احمق .نفهم ..انسان جن زده.انسان آتشین.

توای خواننده خوب آیا می دانی ( روح ) بعد از خارج شدن ازدم الله .در کدام قسمت بدن انسان جای میگیرد ؟ درسمت راست .ویا سمت چپ؟ کجای بدن ما اقامتگاه روح است ؟روح .روح اما بعد از دمیدن در قفسه سینه ما قرار میگیرد .درقسمت بالای بدن ما.قسمت پاکیزه ترآن . قسمت (بالاتر )آن در قسمتی که با قلب انسان وبا مغز در نزدیکی است . اگررویای(دربرزخ ) را خوانده باشید می توانید** شکل تقریبی روح  در اندام بالایی بدن  وقفسه سینه را نیز پیدا کنید . روح به طورکامل همه اندام ما را تصرف نمی کند .اگر به آیات قرآن توجه داشته باشید الله در باره مشخصات کافران ومشرکان ونیز ظالمان  دائما از افعالی  ثابت ویکسان مثل ( نمی بینند=کورند) و(نمی شنوند= کرند).( نمی دانند) و(نمی فهمند) (نمی اندیشند). (لایعقلون ) و..... استفاده می کند .خوب اگربا بصیرت وظایف اعضاء بدن خودرا بررسی کنیم بخوبی به راز استفاده از این کلمات آگاه خواهیم شد .عمده ترین وظایف قسمت بالای بدن ما دقیقا با آن گروه کلماتی که اشاره دراختلال دروضعیت تشخیص حق از باطل  دارنداین اعضا ی مختل شده .نزدیکی ارتباط با جن شیطان را بدینگونه منعکس می کنند با کر شدن .کورشدن و....درحالیکه چشم برای دیدن است وگوش برای شنیدن و عقل برای اندیشیدن و و.....درگمراهی تردید وتماردهمه در حالتی ازناتوانی قرارگرفته اند این کلمات بی هیچ اغماضی  درآیات الله بوضوح ذکرمیشونداستفاده ازاین کلمات که نشانه عدم پذیرش حق وضعف باوردینی فرد است از وظایف قسمت بالای بدن است .چشم .گوش . مغز . و...ونقش عقل در تمیزاراده  برای بازگشت.   

انسان در آن زمان که قتل .دروغ وتجاوز ودزدی و کفر والحاد دراو بصورت بیمار گونه رشد یافته است وبصورت عادت درآمده است ..روح گرفتار آمده در مخمصه رقابت کالبد جادوشده و ازمواهب الهی دراثرتکدر ازاین مکررات زندگی جسم قرین  خود که درظلمات رها شده جسم  راترک میکند. وبعد ازاین مرحله الله شخص عاصی را درقرآن بانام ( رها شدگان ) می خواند. روحی که زنده است . راهنماست . تعالی دهنده است ونفس نمی کشد و با اکسیژن زندگی نمی کند (چون الله بی نیازازتنفس است ) چراباید به شیطان نزدیک بشود وبعد قربانی آتش بشود؟.وخاک کالبد انسان( که ماآنها رابا نامهای  توخالی ) در قرآن می شناسیم و واین نام نیازمند به ( من)دنیایست . نامش وابسته به وجود دنیاست( فرعون .ولی . شاه. ظالم .کافر .مشرک وانواع واقسام قدرتهای مادی که با انکارالله برخود ودیگران ستم می کنند ) ونیاز به اکسیژن دارد درآتش شیاطین میسوزد وهمواره  وبی وقفه در آتش میسوزد مثل جن .مثل خودش ( جن زده )که مابین زمین وآسمان آواره بوده است اکنون  آتش براواز زمین و آسمان تحمیل میشود.در کنار خدایی که هرگز اورا نیافریده است . هرگزبه اوجان نبخشیده است .که  فقط  یک وهم بوده است ودروغی بزرگ.

ازجهنم گفتیم و آیه آوردیم که جهنم در(پشت سر)ظالمان . کافران ومشرکان است .پس بهشت کجاست؟ اصحاب یمین کیستند ؟بهشت آنها کجاست؟چرا به آنها اصحاب یمین گفته میشود ؟درقرآن آمده است کسانی که اهل بهشت هستند نامه اعمال آنها از سمت راست بدانها داده میشود. سمت راست . در موردیافتن  نشانی از جهنم اگر تصور کنیم یک شخص تا سیصدوشصت درجه بچرخد درهرکجای این کره خاکی که باشد پشت سراوجز دنیا واشکال  مادی آن دیده نخواهد شد پس خیلی آسان میتوان جهنم اورا ادراک کرد که کجاست .شخص جهنمی در پایان  عمرهرگزاز دنیایی که با بصیرت ندیده است جدا نخواهد شد .اما بهشت واما بهشت زیبا ورویایی؟آنجا کجاست ؟.من که در دنیایم چگونه می توانم تخمین بزنم که بهشت بهشتیان پس کجاست؟ . من در این مدت خیلی فکر کردم.وگویا نباید این کنجکاویهای من بی جواب بماند.

 همه ما درهر بار که دور خودمان بچرخیم سمت راستمان  نسبت به شرق وغرب  جایی که ایستاده ایم تغییر می کند مگر آنکه برای ابد در یک جا ثابت بمانیم ونتوانیم بر گردیم .نتوانیم بنشینیم .نتوانیم بلند شویم .نتوانیم نفس بکشیم . نتوانیم ببینیم . بخوانیم و.....بله آخرین لحظه ای که ما در روی زمین هستیم زمان وقوع مرگ .زمانی که هرگز نخواهیم توانست در دنیا بایستیم .

در شب اولین خواب ابدی ما لاجرم نشان بهشت را خواهیم دانست .ما مسلمانان دین محمد ص وقتی میمیریم .

 بعدازغسل وکفن پوشاندن ما رادر قبری می خوانند که دردنیاست وتنگ است و میت یا شخص مرده را به گونه ای می خوابانند که  پیکراووعلی الخصوص پاهای او دقیقا ومستقیما به سمت قبله باشد وقبله یعنی مسجد الحرام . یعنی کعبه .واماصورت این شخص میت  بر زمین بطرف ( راست) برگردانده میشود.سمت راست سمت یمین.طرز خوابیدن این میت رادرنظربگیرید حال اگر ما( پاهای )این میت رابا یک خط فرضی  راست ومستقیم ودر(روی) زمین تامسجد الحرام ادامه بدهیم (روی یک کاغذ اینکارراباید کرد.)وبا یک نقطه درمسجد الحرام آن را قطع کنیم .یک ضلع کوتاه ازشکل مثلث  گونه ای بوجود خواهد آمد که ما باید بدنبال ضلع دیگرآن باشیم .خوب ما صورت همین شخص میت را اگر نگاه کنیم ( شما خودتان می توانید بخوابیدوازاین راه نشانی را دقیق ترپیدا کنید)صورت این شخص میشود زاویه دیگراین مثلث فرضی.حال ازسراین شخص(از پیشانی= سجده گاه ) ما یک خط فرضی دیگری می کشیم که البته این خط در آغازودرادامه کم کم از روی زمین به صورت صعودی تا آسمان وتا بی نهایت کشیده خواهد شد .بالا وبالاتر وبالاترین نقطه یا اوج  یا سقف برای بالاترین وهمانا عرش . ختم این خط  بی نهایت یا ضلع  مثلث فرضی ما در اوج عرش خواهد بود.( پاها )ی میت هم با یک خط کوتاه رسم وبه کعبه متصل شده اند وحال اگر خطوط دیگری به موازات ازنقطه ای در بی نهایت از انشعاب خطوط سجده گاه  کشیده شود که آخرین خط به  کعبه  ختم بشود تقریبا شبیه میشود به مثلث کاملی که یک ضلع آن در زمین وضلع دیگرش دربی نهایت آسمان است الله که در اوج سجده گاه است وآنجاست که روزی ملائک وساکنان عرش بر خاک آدم سجده زده اند وآنجا سجده گاه همه مخلوقات بایستی باشد آنچه دربین این دوفاصله ازسجده گاه تا محل کشیده شدن پاهادر سمت راست میت  تشکیل میشود نشانی آن  بهشتی خواهد بود که ما به دنبال آن می گردیم  واین مکان وسیع وسرسبز در روز موعود به  بهشتیان به اصحاب یمین  نزدیک خواهد شد. حالا تصور بکنید که درطول زمان وقرون چندمیلیارد نفر به همین شکل بالا گرداگرد کعبه خوابیده اند و چهره همه در گذ شتگان هم به شکل بالا بصورت مدور به اوج اشاره دارد .وبرای هر کدام از آنها چنین خطوطی ازیک مثلث فرضی را بایدمتصور شد . آن وقت بزرگی عرش . وسعت گسترده بهشت را در خواهی یافت وبه عقیده من درآن روز دورازانتظارنیست که بعد ازچرخش وسجده بر دورکعبه شخص مومن وایمان آورنده  اززمین به بهشت برود .آه ای بهشت نزدیک . صورت ما بصورت نیم کج به سمت راست آسمان  متمایل است زیرا دیدن عرش بدینگونه ممکن است وکعبه مانع دیدن الله نخواهد بود .وتصورش را بکنید که در آن روز چه انقلاب بزرگی باید تحقق پیدا بکند ؟.

***لازم به ذکر است که این طرز پیدا کردن مکان عرش و بهشت فقط نظریه شخصی من است و فقط آیه ای که در مطلب قبل آمدکه از بودن جهنم در پشت سر گمراهان خبر می داد از کلام الله گرفته شده است.ومکان روح در جسم انسان را باتوجه به شکل روح نیزازتجربه رویای صادقه شخصی ام برای شما آورده ام . البته شما هم می توانید .

ودیگرآنکه اگرما به طرزخوابیدن همین شخص میت دقیق بشویم اگراورا قبلا بطورکامل شناخته باشیم که شخص ظالمی می بوده اگر انسان دنیایی بوده است ( پشت سرش )دقیقا به زمین اشاره دارد.یعنی جهنم .یعنی دنیا.یعنی زمین.واین طرزخوابیدن میت درقبرنیز دقیقا با آیه ای که قبلا اشاره به جایگاه ظالمان (پشت سرشان) یعنی جهنم داشت مصداق پیدا میکند

*دراینجایک توضیح لازم است که بعضی آقایان روحانی ویا مدرسان قرآن اینگونه تاکید می کنند که بعضی از اهل جهنم بعد از مدتی عذاب درجهنم به بهشت فرستاده میشوند .متاسفانه این گفته نیزیک وهم وخودفریبی است ونیزازارتداد است زمانی که قرآن که وحی الله است برای اهل بهشت سکونت در بهشت را ابدی می خواند وبرای اهل جهنم آتش وعذاب دردناک را ابدی می خواندهرگفته ای مغایرومخالف با آیات الله.رد آیات کلام الله است وارتداد محسوب میشود. حکم الله لایتغییر است .انسانی که طالب شاهی .ولایت وسروری و مقام  .قدرت .اموال .دارایی وزمین وثروت بوده است وبرای تملک آن دست به هرکار باطلی زده است در آنجا حتی به اندازه (جای پایی برای ایستادن) اززمین دنیا محروم میماند سرگذشت ابدی او میشودچون جن سرگردان  درآتش .وجن پست.جن آتشین اورا ناخواسته درکنار خودبرای ابد( زندانی جهنم) می کندوهرآنچه بازیچه دنیایی وسوسه های شیطان بوده است وشعله های رنگین آتش برجسم انسان انتخابگر.انسان مجنون که آن روزجن نیز اززندگی درکالبد اودرگریزاست حریصانه وسوزان تحمیل میشود .جهنمی کوچک برای انسانهای کوچک .انسانی ؟چون جن مابین دو آتش.

( با خیال خام می گویند یک چند روزی بیشتردرآتش نمی مانیم .ای پیامبر به آنها بگو آیا از خداوند چنین عهدی گرفته اید؟اگرچنین است خدا هرگزازعهدش تخلف نمی کند .اما چنین نیست بلکه شما چیزی را که نمی دانید به خداوند نسبت می دهید .آری کسانی که دستاوردشان زشتی وپلیدی است وجرم وگناه آنها را بی امان محاصره کرده است جاودانه در عذاب دوزخند .وآنان که حقایق را با تمام وجود باور کرده اند وعملکردی خوب وشایسته دارند  بی تردید اهل بهشتند وجاودانه لذت می برند .)سوره بقره . آیات هشتاد وهشتاد ویک وهشتاد ودو

*واما در اینجا هم جادارد اشاره بشود به مطلبی در یکی ازنشریاتی که توسط یک نهاد عقید تی وسیاسی پر طمطراق که گویا نویسنده مطلب درک درستی از مقام پیامبران ومقام ایمان آورندگان ندارند . نویسنده در مطلبی که تحت عنوان (بازگشت دردوران ظهور ) آورده اند به مطالبی اشاره کرده است که اغراق آمیز وبدور ازتسلط عقلانیت در قرآن است

این نویسنده آیه (واحی الموتی باذن الله .از سوره ال عمران آیه چهل ونه) را آورده وبعد افزوده در این آیه که مورد اتفاق همه مسلمین ؟ وهمه ادیان است به روشنی اشاره به زنده شدن اموات قبل از قیامت داردکه حضرت عیسای روح الله( در اینجا واقعا متاسفم از طرز تفکراین آقا که حضرت عیسی را روح الله می نامد.متاسفم .به اذن خدا می تواند مردگان را زنده نماید چرا در زمان ظهورحضرت حجت عج تکرار این امر توسط خداوند وملکی مقرب به اذن الهی دورازذهن باشد ؟ اگر دم عیسوی روح الله؟؟؟؟؟؟می تواند به مردگان جان بخشد چرادم علوی بقیه الله الاعظم این چنین نباشد. چنین معجزه ای درکتب روایی از حضرت رسول وائمه ع نیز بیان شده است .پس با توجه به این آیه شریفه بازگشت برخی اموات درزمان رجعت امکان دارد)  .

وچون موضوع  مطالب این حقیر ( فقط در درگاه الله ) از ارتداد است پس برداشت من از مطالعه مطلب این آقا چنین است البته این حق را بر خودم واجب می دانم که از دین وشریعت اسلام محمد ص درحیطه بحث ومجادله قرآنی دفاع کنم .ومطمئنا من براین باورم کسی که با استناد به قرآن با دشمن دین بجنگد همواره در مبارزه پیروز وکامیاب خواهد بود

و  یک- باید گفت که آیه چهل ونه سوره آل عمران .دقیقا معجزات حضرت ( احیا ی اموات)در زمان رسالت حضرت عیسی س  می گوید.ونه از احیاء مردگان در قبل از روز قیامت . و شما آگاهانه باید بدانید که اشاره ای درآیه مذکور به روز قیامت  وزنده کردن اموات توسط حضرت عیسی س در آن روزنامعلوم هم نشده است .باید گفت چنین برداشتی جاهلانه از یک آیه نوعی ارتداد وتحریف (به حرف کشاندن) آیات قرآن است دو- واما ( نسبت دادن ) عیسی س به داشتن روحی از سوی الله نیز ارتداد است زیرا این نویسنده گویا آیات قران را با بصیرت مطالعه نکرده است . درآیاتی ازقرآن اشاره میشود به دمیدن نفس یا دم ( روح) به حنجره حضرت مریم س . آیا وقتی قرآن با این صراحت ازآفرینش عیسی س می گوید جای سوآل نیست که ما وجود عیسی س را جاهلانه ( روح) یی ازالله بدانیم .اگر دم یا نفس از الله باشدویا از ملک باشد در بیان ما همان روح است وتلقی ما از نفس یا دم الله یا ملک روح است . این چنین برداشتی کفرآمیز که عیسی س .روحی از الله است هم ازنشانه های ارتداد وارتجاع ویکی از بهانه های بعضی از اهل کتاب برای ستیزه با دیگر اهل کتاب مسیحیت  است. بعضی تفکرات مصنوعی ما اهل کتاب نه تنها به  جذابیت دین مورد نظر کمک نمی کند بالعکس باعث دیر باوری وایجاد شک در بین مسلمانان آن دین می نماید سه.-تجسم اینکه یک انسان  بتواند  روح . بله روح الله در زمین باشد ومانند زمینیان زندگی کند واقعا مضحک است وکفرمطلق است تصور کنید انسان تنها موجودی است  بر زمین که از دم یانفس الله در جسم او دمیده شده است اما الله هرگز اورا روح الله نخوانده است  چهار- ببینید آقای محترم مقام یک پیامبری که دم یانفس روح القدس در او دمیده شده است با مقام یک ایمان آورنده فرق می کند  ملک . پیامبرهر دو درمقام تسلیم محض هستند.ملک از جنس انجیربه طور اخص است و پیامبر ممکن است از جنس خاک ویا از جنس انجیر باشد

( خداوند هم از فرشتگان وهم از آدمیان پیامبرانی برگزیده است .بدانید که خداوند شنوا وبیناست.) سوره حج . آیه هفتاد وپنج

این انتخاب پیامبر به دلیل توانایی واستعداد تسلیم محض در ( روح یا دم یا نفس الله)این گروه خاص است وتسلیم ذاتی  وبالقوه ملائک نیز از توانایی برتری آنهاست که همیشه در یک موقعیت ثابت زندگی می کنند ونیز دلیلی برای انتخاب آنها بعنوان پیامبر. اما امکان خطا از یک ایمان آورنده خاکی  بعید نیست . پیامبرفقط از الله فرمان میبردواسطه ارتباط اوبا الله هم جبراییل بوده است .اما ایمان آورنده باید که از الله .وپیامبر فرمان ببرد واثبات ایمان اوبه الله جزبا اطاعت از پیامبرممکن  نیست ودر فقدان پیامبر .پیامبران دیگر ودر انتها جز مراجعه به کتاب الهی هیچکس نمی تواند اورا در تسلیم  وتمکین به وحی الله یاری بدهد . وبه همین دلیل است که ایمان آورندگان چون پیامبر نمی توانند معجزه بیافرینند و نمی توانند با عالم غیب ووحی درارتباط باشند. ومی بینیم  مقام نبوت بعد از حضرت خاتم قطع میشودودسترسی به ملائک غیرممکن .پس ارتباط با مرکز وحی از طریق ارتباط با ملائک میسر است که ایمان آورندگان متاسفانه از این گروه مستثنی هستد واگر ایمان آورنده برای رفع ورجوع وتسلط برامور جمع ایمان آورندگان به غیراز الله وپیامبر به ایمان آورنده ای با درجه برتر ویا ایمان آورنده ای درگروه خود تمکین کند  در دین خود طغیان کرده است .او موجودی زمینی است وبه گمان من شما محور اقتداریک پیامبرکه از سوی الله به او داده شده است را با نیروی اراده یک ایمان آورنده را ازهم تفکیک نمی دهید.  کتاب ومعجزاتی که الله به پیامبرانش هدیه کرده است ما درزندگی هیچکدام ازایمان آورندگان نمی بینیم .برای مثال ما در قرآن می خوانیم که الله حجاب را برای خاندان پیامبروهمچنین ایمان آورندگان واجب  واجبارمی کند اما همین حجاب را برای کل کسانی که به اسلام توحید ( همه ادیان در اینجا منظور است) برترازپرهیزکاری وتقوی نمی داند و الله تقوی وخویشتن داری از گناه را بر حجاب در اولویت قرار می دهد. توجه کنید که این وحی الله است .اما اگر ما بیاییم مسئله حجاب را مثلا از زبان آقای خمینی که ایشان آنرا واجب ؟دانسته اند بخواهیم بر جامعه تحمیل کنیم با اغماض و ستمکاری آنرایک امر واجب واجباری در جامعه بنمایانیم  ازدو سوارتداد ورزیده ایم از یک سو که سخن الله وپیامبر را زیر پاگذاشته ایم واز حق گذشته ایم وازسوی دیگر آنکه برانسان  مسلمان واجب است ولو ایمان آورندگان چون علی ع و........ چون مهدی ع که از آنچه (الله وپیامبر)می گویند اطاعت کنند  واگر درآیه  کلام الله وحکم الله تغییر وبدعت دا ده بشود و رای وحکم یک انسان جایگزین رای وحکم الله بشود درواقع ارتداد وانحراف در دین حاصل شده است . پس نمی توان به صرف اینکه حجاب بر خاندان محمد ص ویا ایمان آورندگان جبری شده است آنرا از مردم جامعه تحمیل کرد و آنها حق انتخاب واختیار دارند .پس می بینیم شرط  جبری شدن حجاب بر خاندان رسول وایمان آورندگان  به طور خاص صورت میگیرد واین جبر در کل عام جامعه  منتفی است و بصورت انتخابی در می آید واحدی ولو پیامبر باشد نمی تواند از آیات الله سر پیچی کند .این رای خاص برای خاندان پیامبر نیز در مورد ازدواج زنان پیامبر نیز آمده است و در قرآن آمده است ( سوره احزاب) که زنان پیامبر بعد از طلاق ویا مرگ ایشان هرگز نمی توانند با کس دیگری ازدواج بکنندودیگران حتی از ایمان آورندگان از اینکار نهی شده اند( حرام میشود)  .در حالیکه درسوره ای دیگراز قرآن از مردان  جامعه می خواهد در صورت طلاق از زنانشان آنها را از ازدواج مجدد منع نکنند .پس می بینید بعضی از آیات کلیت اجتماعی پیدا می کند وبعضی آیات مثل رعایت حجاب  خاص خاندان رسول وایمان آورندگان است وبرای دیگر افراد جامعه اولویت جبری پیدا نمی کند .واما حتی آقای خمینی .حتی آقای خامنه ای ونه هیچ مرجع  وروحانیت فقهی دیگری نمی توانند رای الله را تغییر بدهند ودر صورت اقدام به تحریف وتغییرآیات کلام الله  ارتداد ورزیده اند وشرک  وبدعت را وارد دین کرده اند وباعث انحراف در دین شده اند ودرآخر.ای هموطن همیشه بیاموزید تا قرآن دردسترس شماست  هرگزبه هیچ پندارو گمانی استناد نکنید .اول الله .بعد پیامبر( همه پیامبران منظور است  ).بعد کتاب پیامبران  ودیگرهیچکس .( اطیعواالله) و(اطیعوالرسول )این  رای وحکم الله چهارچوب یک دین الهی رادر قلب ایمان آورندگان از کفر والحاد وشرک مصون ومحفوظ نگاه میدارد.    

*مگر ممکن است.؟ وقتی می گوییم الله کجاست .می گویید اینجاست یعنی که این آقاست وهم این آقا جانشین الله است . وقتی می گوییم پیامبر کجاست .می گویید که این آقا جانشین پیامبراست .اینجاست .وقتی می گوییم رای ما کو .میگویید این علی است واز فتنه می گویید یعنی که علی هم اوست که دراینجاست درمیان ماست .وقتی ازانتظار گفته می آید می گویید نایب مهدی ع اینجاست .این آقاست .این آقاست؟

وما می بینیم دربینش شما دین بعدارزشی  ووجه خودش را ازدست می دهد .با رونمایی ازیک انسان  بعنوان الله .الهه های ما هزاران تا میشود والله خالق .الله واحد .الله احد .صمد رئوف .ودود .نور .قدوس .مجیب ( آه ای مجیب) و................ گم میشود.دیگرهیچکس الله را نمی بیند.وحی الله را نمی شنود.علم بر وجودالله ندارد. عقل اورا توهم مسخ میکند.میشود یک نفهم .میشود یک گمراه ومیشود یک مجنون .جن زده ای سرگردان ومردد میان حق وباطل  . و مخلوقات الله فقط بت ( یک انسان؟)را می شناسند باپارا از حق فراتر گذاشتن حق ( نماز وروزه)باطل میشود و اطاعت ازحرام ( نظام شرک. تجاوز .تقلب .دروغگویی . فساد ) بر جامعه ما حلال  وواجب میشود پیامبر لوث میشود .میشود فرعون .میشود نمرود .ومیشود.........ودین  حق سرکوب میشود.وعلی های زمان ما پیامبری را نمی شناسند بت را می شناسندوعلی میشود تعبیریک کلمه(ارعاب )ومهدی ع انتظار را به انتظار می نشیند  .این همان مکتب مادیگرایان است که  دین را در یک بت خاکی محتاج .مفلوک . گمراه به نام انسان ( که یعنی الله هم باید وزن داشته باشد  .حجم داشته باشد وجا اشغال  بکند و در توهم شما یک ماده یک انسان یا یک بت هم می تواند پیامبر باشد هم می تواند علی ع باشد وهم نایب برحق امام زمان؟ چون هست .چون میشود اورالمس کرد) رادر جهان هستی  مورد پرستش وستایش بدون قید وشرط  واجباری ( اصل ولایت) ایرانیان قرار داده است . باید با بصیرت دید  چگونه دین حکومت( نظام من) با عقاید مادیگرایان  شبیه سازی شده است بطوریکه در ایران ما هیچکس نباید امیدی به رجاء و یاری الله وظهور موعودمنتظر داشته باشد چون الله همینجاست .چون پیامبر ص همین جاست .چون جانشین او همینجاست چون علی ع همین جاست ومهدی ع0؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.

وقتی الله را نمی بینیم یعنی چون *من  وزن دارم .دیده میشوم .حجم دارم . می بینم ومیشنوم و.... پس الله ایرانیان هستم ؟وقتی محمد ص نیست .چون  دیده نمی شود .دیگر وزن ندارد . جا اشغال نمی کند . پس نیست ومن (جانشین )الله هستم ؟ .وقتی علی نیست .دیده نمی شود .حجم ندارد . وزن ندارد پس من هم علی هستم . من می توانم داغ بر پیشانی منافقین؟؟؟؟؟؟؟بگذارم . وما این موهومات را روزها شنیده ایم  وروزها دیده ایم .

 و هیچکس از اونمی پرسد این کدام  دین است که مقتدایش تویی ؟اگر تونایب الله هستی ؟ پس چرا به پیامبر الله اقتداء می کنی ؟ اگر تو جانشین  پیامبر الله هستی ؟ آن کدام نایب الله است که می تواند بر پیامبر اقتدا کند و آن کدام  جانشین پیامبر است که  می تواندبه علی ع اقتدا می کند ؟آیا او می داند الله به پیامبر اقتداءنئمی کند آیا او می داند پیامبر نمی تواند به علی ع اقتداء کند . هرگز نمی تواند . که اگر این کار را بکندبرعلیه حق طغیان کرده است وارتداد ورزیده است واگراوخودرا جانشین پیامبر میداند چرا به خمینی اقتدا می کند .مطمئنا اوسوره نساء را . سوره جن را با بصیر ت نخوانده است ؟عجیب است هیچکس نمی پرسد او کیست.الله است ؟.پیامبرص است ؟ ویا سمبل زنده ازیک (نام توخالی) از بقایای درگذشتگان قرنها جدال بین حق وباطل.... او چه بخواهد وچه نخواهد باید بداند برپیامبران وعلی ع وهمه ایمان آورندگان وهمه مسلمانان واجب است که برالله اقتداء کنند

او نمیداندهرکس ازالله  وازپیامبروایمان آورندگان که به مقام پایین تر ونازل ترازخود اقتداء بکند.دچار تردید وبدعت شده است ارتداد ورزیده است ومشرک است .کافراست.وآیا ای تو .ای ( من =شیطان)تا به حال ازخودت پرسیده ای حفظ حاکمیت یک نظام انحصاری(یک نام توخالی) به بهای رها کردن الله واحدوپیامبر وحی یعنی چه؟  

* آه .ای ابراهیم س. ای ابراهیم س. تبر ت را.تبرت راما اینک ارج می گذاریم . تبرتوامروز سهم ایرانیان گشته است

وامادرقبل ازاین گفتیم که آتش یا جن یاشیطان  شخصیتی فراروهرجایی دارد .درکل اونسبت به چیزی که نوری از الله دارد واکنش تهاجمی دارد به اوحسادت می کند. اورا نفی ورد می کند .ازعدم سجده او برآدم س اینطور برمی آید که او به هر موجودی  غیرازجن  که نور الله بتواند براو سیطره پیدا بکند نوعی حالت انکاردارد خودش را می فریبد که اشتباه می کند خودش را می فریبد که اشتباه می بیند .اشتباه می شنود. غلط می اندیشد ووارونه فکرمی کند. اینگونه شخصیتی متوهم اگر درانسان ضعیف النفس قرار بگیرداو دیگرهمه چیز را وارونه می پسندد و(راه )را هم در تسلط این وهم گم می کند .میشود انسانی  همراه با جن . قرین با جن .

همزاد او روح رهایش کرده است درحالیکه قدرت مقاومت آب که اوهم با خاک عجین شده وزندگی می کند آن قدر زیاد نیست که بتواند خاک راکه قابلیت سوختن آن بالاست در مقابل آتش محافظت کند .اما قول وقرار ( بین الله وشیطان ابلیس ) یا موعد( مهلت ) حتی در این صورت نیز محترم شمرده میشود .اوهام جن و این ماهیت فرار گونه اش حتی خودش را بازی می دهد همه را عاصی ومجنون می کند وخودش تا ابدنامش جن است

واما جن سیراب شده ازآب( که ایمان اوقطعی شده است) در کنار انسان قرار میگیرد اکنون جن وانسان در یک چیز خاص با هم اشتراک دارند آب .این آب به انسان در مقابل آتش نهفته جن مصونیت می بخشد وهم چنین جن را از استفاده آتشی که جزو برجستگیهای  ذاتی اوست واز بهره بردن از این خصلت خود به ارضاء شیطانی میرسد محافظه کارتر ومحتاط تر میسازد.شما به انسانی که خاک یکی از ظرفیتهای بالقوه اوست توجه بکنید وقتی دچار وسوسه میشود برای ارتکاب به گناه تا بدان وسوسه اقدام نکند به ارضای نفسانی نمی رسد ( درست شبیه به خصوصیت جن شیطان که باید بسوزاند)میدانیم که ازنقاط  انسان ضعف ازجنس خاک بودن او است که سریعا میسوزد.در حالیکه برای جن فرار بودن نشانه برتری اوست .ودرمقابل این فراربودن .تملک  روح درانسان است که جزوبرتری انسان است اگر بدانیم .

مرا ببخشید که  از مطالبی می گویم که شاید در اندیشه شما جالب نباشد اما ما باید خودمان را بشناسیم تا بتوانیم به الله نزدیک بشویم .درضمن من متشابهات ومقایسه را برای آسان کردن درک مطالبم بکار میبرم .

چرا الله خاک را برای ساختن بشر انتخاب کرده است؟چرا خاک ؟.آب پست وبی مقدارو عصاره خاک .نام معجونی است که ما انسانها را جسم وشکل داده است .درخوزستان گردوغبار .گرد وخاک . ودر بعضی از استانهای دیگر ایران طوفان شن هر روزگار زندگی را بر مردم این استانها سخت می کند تنفس سالم را ازآنها میگیرد .قدرت دید راتحت تاثیر قرار می دهد اما موردی که باعث شده من از این گردوخاک برایتان بگویم به دلایل ایجاد وضعیت وضع هوای بد برای این استانها نیست به دلیل آگاهی دادن به شماست که بگویم خاک در ماهیت خود زیاده خواه است .خود نماست . قدرت طلب است .در سرعت جابجاییش دقت کنید . آسمانی را به اشغال خود در می آورد. ذاتا  قدرت تکثیرخاک زیاد است تصوربکنید جسم ما از چنین وجودی ساخته بشوداز خاک .خوب این بهترین راهنمایی است که بدانیم دلیل دنیا طلبی ما .نیازهای ما . خودنماییهایی که با کسب قدرت می خواهیم به دست بیاوریم .بازرو زور .با پول با ابراز خدایی کردن که ما بدان علاقه ودر زبان دین بدان ستمکاری میگوییم  ازطبیعت وسرشت خاک برانسان تحمیل میشود .خاک می تواند آتش را هم خاموش بکند ( برشیطان پیروز بشود)تکثیر نسل وتولید مثل  حتی تمایل به فتح ستارگان .سیارات از اراده ونیروی ذاتی خاک است ووقتی به رنگ زندگی در میآید در قالب انسان نوزاد تشنه میشود گرسنه میشود .گرم میشود وسرد میشود .نیازبه دیدن شنیدن .لذت و.. تا هست اورا رهانمی کند . وهرچه در اوست از نوع غریزه است غریزه همواره یک بی ارادگی .یک حیطه تام اختیار را می طلبد .وقتی شخص گرسنه میشود دیگر با کلام و سرگرمی سیر نمیشود باید این نیاز او برآورده بشود پس خاک به کاربرده شده درجسم ما ترجمان (یک نیاز) بی پایان است.نیاز ونیازوحتی  نیازبه حاکمیت دریک زندگی ابدی را می طلبد ودرحالیکه برخلاف ماهیت خودنمایش بسیارمنفعل ووابسته است .

 ***************************************

(چه کسی ظالم تراز کسی است که بر خدا دروغ می بندد ؟ در حالیکه اورا به تسلیم شدن در برابرحق دعوت می کنند .بدانیدکه خداوند ظالمان راهدایت نمی کند) سوره صف . آیه هفت

(شایدهم معبودانی دارند .اگر این چنین است بگومعبودانشان را بیاورند اگرراست می گویند)سوره قلم . آیه چهل ویک

(که به راه رشد وتکامل هدایت می کند ما به آن ایمان اوردیم *به قرآن *واحدی را شریک پروردگارمان نمی دانیم .واینکه بلند مرتبه است مقام پروردگارمانه همسری دارد ونه فرزندی اختیارکرده است )سوره جن آیات دو وسه

(بگو من فقط پروردگارم را می خوانم واحدی را شریکش نمی سازم.) سوره جن. آیه بیست

(آن پروردگار مشرق ومغرب که جزاو هیچ معبودی نیست .پس فقط خدارا وکیل وکارساز خود کن .).

(ای پیامبر .آنهایی که کفر وناسپاسی سراسر وجودشانرا گرفته .چه ازعاقبت کاربرحذرشان داری وچه نداری .حقایق را باور نمی کنند ) بقره آیه شش

(وعده ای ازمردم می گویند ما خدارا باورکرده ایم وپذیرفته ایم که روز حسابرسی وجود دارد .درحالیکه چنین باوری در وجودشان نیست.تصور می کنند با این اقراربی محتوا خدا واهل ایمان رافریب می دهند اما کسی جز خودشان رافریب نداده اند.شعوردرکش را ندارند)بقره آیات هشت ونه

(وهنگامی که به آنها گفته میشود شما هم مثل مردم عادی بی غرور ایمان بیاورید مغرورانه پاسخ  می دهند ما مثل احمق ها ایمان بیاوریم .بدانید آنها خود احمق واقعی اند هرچند نمی دانند )سوره بقره آیه سیزده

*تعبیر واقعی این آیه را ما مردم عوام ایران دردوسال گذشته بارها در مقابل قشر خواص ؟کشورمان تجربه کرده ایم .آنها به مردم بی غرورایران ما القاب رنگارنگی دادند ازنام گوساله .بزغاله تا ......به نظر شما این چنین نیست؟اما بهترآنست که همه ما به انتظار بنیشنیم .انتظار به ما ثابت خواهد کرد که آنها هیچ نمی دانند .

(پس حرمت این قرآنی که تورات شماراتایید میکند نگاه دارید وشمارابرحذرمیدارم ازاینکه آیات مرا سوداگرانه به بهایی اندک بفروشید وهیچگاه قامت حق را با ردای باطل مپوشانید تا پنهانش کنید.درحالیکه به حقانیت آن واقفید)

سوره بقره آیات چهل ویک .چهل ودو

*این آیه  اگرچه برای  قوم بنی اسراییل آمده است یک پیام کلی دارد به همه مسلمانان ادیان مختلف الهی .که به کتب الهی .تورات .انجیل . زبور و...احترام بگذارند وبدانند که همه کتب الهی دیگرکتب وپیامبران راتاییدمی کنند.

 

(وهنگامی که به آنها گفته شود به آنچه خداوند نازل کرده ایمان آورید گویند مافقط به آنچه برخودمان نازل شده است ایمان می آوریم وغیرکتاب خودشان را مردود میدارند.درحالیکه این قرآن کتب آسمانی ایشان را تایید می کند .ای پیامبر به آنها بگو .اگر چنانچه ادعا می کنید که فقط به کتاب خودتان ایمان دارید پس چرا پیامبران خدارا به ناحق می کشتید؟) سوره بقره . آیه نود ویک 

*پیامبرازچه میگوید .میگوید چراپیامبرانتان رابه ناحق کشته اید؟ اگرچه آنها(بعضی ازاهل کتاب)درآغازرسالت پیامبرانشان با آنها درستیزه بودند وبعضی از آنهارا کشته اند اما قرآن کتابی است برای همه اعصارواین آیه در واقع یک تلنگرویک استعاره ویک کلیت است برای دفاع از پیروان یک دین.چرا همدیگررا دشمن می دارند؟چرا یک مسلمانی که مدعی دین محمدص یا دین عیسی س .یا دین موسی س و...  است یک مسلمان دیگر (از دیگر مذاهب) مدعی حق را می کشد ترور می کند . به اوتجاوز می کندو با هذیان گویی اوراگوساله بزغاله خطاب می کند؟اورا از جامعه ای که متعلق بدان است با بلاهت طرد می کند؟

.وقتی یک پیامبراز حق می گوید این حق  دردین او تعمیم داده میشود به همه پیروان دین آن پیامبر .یک مدعی دین محمد ص نمی تواند مسلمان دیگر همین دین را که به حق خواهی برخاسته است از دین خارج بداند سوالی که پیامبر از بعضی از اهل کتاب زمان خود می کند اینست که چرا پیامبرانشان را کشته اند( پیامبر به نسل اولیه این گروههای اهل کتاب اشاره می کند) در واقع حق سوال را  امروز به یک مسلمان دین محمد ص و مسلمانان ادیان دیگر الهی میدهد که از حق خون خود در مقابل ظالم دفاع کنند .چه برداشت زیبایی . اوکه خون پیامبرش = هم دین خودرا می ریزد ادعا می کند که به  کتاب آن پیامبرایمان دارد؟ . چگونه است که در کشور ما مسلمانی بیگناه وحق طلب با القاب ننگ آور توسط حکومت ازجامعه طرد میشود . زندانی میشودومنافق خوانده میشود .تحقیر میشود .شکنجه میشود . به او تجاوز میشود ( نگویید که این حکومت هیچکدام از این کارها واعمال ضد انسانی وضد دینی را انجام نمی دهد که همانها که در زندانهای ایران اقدام به چنین اعمال زشتی می کنند همانها نمایندگان حاشیه امن حکومت درزندانهای طاغوتی شده اند)همین اشخاص ادعا می کنند به الله وپیامبر وکتاب قرآن ایمان دارند.کدام دین به شما اجازه داده است پارا ازحق فراتر بگذارید فقط گفته الله حق است .فقط الله.

  (خدا گفت  قسم به حق و آنچه می گویم حق است ) سوره ص آیه هشتادوچها ر

با بحث ومجادله با قرآن با من همراه هستید . آیه پنجاه ونه سوره نساء  وبعداز آن را بخوانید ای ایمان آورندگان از الله وپیامبر اطاعت کنید.با این آیه پیامبردرواقع رای خودرامی گویدکه اگر پیامبرانشان هم دین آنها بوده اندچرآنهاراکشته اند؟ چراکشتید؟به عقب برگردید به دوسال قبل وبه سالهای قبل. چرا کشتید ؟ ای بعضی ازاهل کتاب .ایران ما .شما چرا پیام آوران حق راکشتید؟چرا؟ هرکس که از حق می گوید نامش اگر محمدص باشد نامش اگر سهراب باشد .نامش اگر محسن باشد .نامش اگرکیارش باشد هم اوپیام آور نور است.پیامبر یک معجزه است زیراکه فقط از حق می گوید واز مرگ باطل .در کشور ما هیچ معجزه ای حق دفاع از حق ندارد.چرا؟    

                                   ****************************************

                                                     وچند رویای صادقه ( توقف)

**در خوابم .تاریک است ومن جز تاریکی نمی بینم. صدایی می آید .صدای دسته جمعی اذان .چه خوب صبح شده است ومن بادی بیدار بشوم.گویا اذان می گویند.

*بیدارشده ام .همه جا تاریک است وخاموش .صدای اذانی هم شنیده نمیشود.اما صبح به مهمانی خانه من قدم رنجه کرده است . من عطر اورا فقط در معنای  نور.می شناسم.

**در خوابم .همه جا تاریک است .من باید بخوابم .در خواب به دنبال چه میگردم من .ای من .ای من .صدایی میآید صدای جمعی که غریو صدایشان مرا بیقرار می کند .گوش می دهم به این بانگ بی پایان .اذان می گویند؟ پس باید که به صبح سلام کنم.

*هیچ صدایی نمی آید ساعتی از وقت اذان گذشته است اما گویی اومنتظر من است .من باید بروم اگرچه چون خاک.

وقرار است ساعت سه بیدار بشوم .این وقت خوبی است در بیداری یک نیمروز .

**چقدربحث می کنم من .چقدر غرمی زنم من . به طوری از خودم حساب می کشم که  اوقاتم تلخ  شده است.باورم نمیشود. این دیگر چه خوابی است .نشسته ام .از سر عصبیت دیگر هیچکس را نمی بینم .ونمی بینم . این باید بشود.اینجور.آنجور .چه خبر شده است .آرام میشوم .در تاریکی خواب .درهمان اتاقی که درخواب بودم .پشت آن میزی که درخواب است .کمی صورتم را برمی گردانم .شمارش ثانیه ها را میتوان حس کرد .وقت دارد به پایان میرسد هیچ صدایی نمی آید .من دیگر یک خفته آرامم . ای زمان تورا چه میشود.من باید برگردم .

*و ساعت سه ازراه رسید ومرا بیدار کرد .با خودم می اندیشم به مهربانیهای آن قادر قهارکه چه مهربانانه در زمان مرا می طلبد .مرا از خواب به خود می خواند و من هرگز نمی توانم .چرا من نمی توانم ؟

**خواب است وتاریکی وموعد دیدار.پشت میزی نشسته ام . دارم صحبت می کنم .از چه می گویم .از هرچه شد وآن چه باید  بشود . انجا کجاست نمی دانم .همه جا تاریک است .میز وصندلی ها همه در اسمان هستند وبر تاریکی سوارند .زیر پایم هیچ نیست . اما آنجا کسانی هستند که من دارم به انها توضیح می دهم . آرام نیستم .اما شلوغ هم نیستم . ناگهان صدایی می آید . آرام می گوید یک خنکی باخودش با صدایش آورد که مرا متوجه خودش کرد .گفت شایداو مهدی ع است .مهدی ع .من یک منتظرم .با خودم این را میگویم وبازمی خواهم به کارم ؟به دنباله صحبتم مشغول میشود یکباره درچهره اشان خیره میشوم . انها کیستند؟ آنها هم به من نگاه می کنند .رودر رو. اما ان منتظر جهان هستی انجا ایستاده است گوش می دهد .نمی پرسد .وبازصدایی از پشت سر که خنکای خواب من از اوست گفت( از تو در آنچه در روز کرده ای باز خواست می کنند) .باز خواست .در خواب ؟ در فکرم .من چه کرده ام ؟ ثانیه ها می گذرند .همه باید بگذرند . اگرچه همه جا تاریک باشد . من باید بروم همه جا خنک است ومن در خنکای سکرآور این رویا در زمان می ایستم.وبه دنبال  نسیمی خنک از آن صدای آرام روانه میشوم. میز وصندلیها آنجایند اما دیگرهیچکس نیست رهایشان می کنم  ومن ازآن سوی تاریکی آرام پایین می آیم .من در در ان بالا تنهایم . اومرا صدا زده است .ومن  بدون قدم زدن . بدون بال زدن . بی هیچ  رنجی درهوا چون کاهی سبک .بدون ترس در هوایی خنک در زمان برمیگردم .همه جادر تاریکی است. آسمان نیز تاریک است .

*صبح است ومن بیدار شده ام . بیداری اوج رویاهای من است .اگرچه من به در آنجا ماندن قانعم .

واما ای خواننده خوب  این خواب پاسخ سوآلی است ازمتن رویاهایم. با اشاره به جاهایی که چرا ناخودآگاه درآنجاگم میشوم .محومیشوم .نمی دانم کجاهستم . به بن بستی ازنوروارد میشوم ودریک لحظه غیب میشوم.غایب میشوم ووقتی بیدار میشوم خودم هم بخاطرنمی آورم که درقسمتی ازآن رویا که ازآن هیچ نمی دانم راکجا بوده ام وفقط در زمان برگشت  از آن قسمت مجهول به  خواب وادامه رویا برمیگردم . اینگونه می توان حدس زد من درآن زمان که رویای من متوقف شده است به بازخواست دعوت میشوم .به باز خوانی یک روز از زندگیم که دردنیا بوده ام .ومن فکرمی کنم که امر بازخواست شدن در خواب برای همه ماعمومیت داشته باشد.      

                                 ***********************************************

منتظری درانتظار نور

او آمد ورفت . اما( ما )ماندیم .او آمد ورفت و(ما )هیچ *نبودیم .وهیچ *نشدیم .امروز( ما) ازدیروز بهتر رقم نخورد. شب ما ازدیشب روشن تر نشد . او آمد با( ما)هیچ نگفت  . او رفت و(ما) را با خود نبرد . دروغ را با ( ما) تنها گذاشت . ریا را با (ما) تنها گذاشت . از دین( ما) هرگز نپرسید  از ایمان (ما )هرگز نپرسید .او آمد ورفت وزندانیان بیگناه هنوزدرزندانهایند . او آمد ورفت .حق هنوز باطل است . بیگناهان به قتل میرسند .او آمدورفت  وجدال  شیاطین برسردنیا را با( ما) تنهاگذاشت . اوکه بود .مگر یک انسان نبود ؟ پس چرا نام او هرگز ( توخالی) نشد ؟ چرا هنوز هست .قرنها هست . پس چرا (ما) نیستیم . او آمد ورفت و(ما )را با بتها تنها گذاشت .او آمدورفت غیب شد وانتظاررا با( ما)تنها گذاشت .ای منتظرغایب  نیمه شعبان. ای مولود نسل اعتراض .( ایران ما)را دراین هنگامه جهل وارعاب  دریاب.دریاب .

                                                               به نام خداوند بخشاینده مهربان

قسم به زمان

.بی شک انسان درحال زیان است.

مگرکسانی که به حقایق ایمان بیاورندوعملکردی نیک ومفید داشته باشندویکدیگر را به حق وصبر سفارش نمایند.

مرداد .آه ای الهه .ای الهه حکومت .نظام من.      مشک آنست که ببوید .نه آنست که عطاربگوید.

 (ایران )ما .خوزستان .استانی محروم . مظلوم وقربانی  ثروت .قربانی نعمت؟وقربانی ظلم

قاب  وارونه (ارتداد ومن =شیطان)  همراه با رویاهای صادقه  ( جارو ودست)

                                  بسم الله الرحمن الرحیم

                                      قاب  وارونه (ارتداد ومن =شیطان)

همراه با رویاهای صادقه  ( جارو ودست)

قبل ازهرچیزای خواننده خوب بایدشمارامجددابه بازخوانی قاب وارونه قبل ورویاهای  صادقه(آغاز)دعوت کنم که خود دلیل این دعوت را بامطالعه مطلب خواهید دانست ولازم به توضیح دراینجانیست.

  نظربه اهمیت ارتداد در نظر اهل کتب الهی من همچنان به ادامه بحث ونقد ومجادله با قرآن خواهم پرداخت .باید بدانیم باانکه ارتداد از دین شخص را مستحق عذاب دردناک می سازد اما هیچکدام از انواع ارتداد در یک کشور ( کاملا ) اسلامی منجربه مجازات نمیشود جز نوع محاربه یا جنگ تن به تن یا جنگ رودرو ومستقیم  که در عقیده عام هم این نوع سبک جنگ نیز اگر منجر به هر مرگی بشود دفاع شخصی نام دارد . یعنی قتل یک کافر برابر با شهادت یک مسلمان اهل تسلیم به هرکدام از ادیان الهی است  واگر این جنگ گروهی باشد هر کدام ازنفرات گروهی که بر(علیه )دین الله است اگر اقدام به تمسخر ویا اقداماتی ثل نقاشی پیامبر بنماید به نیت تحقیر ان دین نیز مستحق عقوبت مرگ است وجالب است که اگر مثلا اگر عده ای برعلیه  پیروان دین اسلام موسی قیام کنند بر همه پیروان ادیان دیگر است که آزمسلمانان آن دین حمایت کنند ویا اگر عده ای برعلیه  مسلمانان دین محمد ص برخیزند نیز بر پیروان ادیان دیگر است که به دفاع ازپیروان دین  محمد برخیزند پس اینکه میگوییم جنگ تن به تن درواقع اعلان جنگ است به الله وبر مسلمانان همه ادیان واجب است از دین الله علنا جانبداری کنند .از آنجا که در کشور ما بدون در نظر گرفتن حق دفاع وبا سوء استفاده از شریعت دین محمد ص حکومتگران به قتل عام بیگناهان اقدام می کنند ودر حالی بدین کار اقدام می کنند که خودرا بزرگترین کشور اسلامی  که حکومتی الهی دارد  می خوانند . این حقیر سرسختانه به دفاع از بی گناهانی که قربانی این طرز حکومت ضد الهی شده اند به نقد این قاب ادامه خواهم داد .ونیز باید بدانیم که روش مجادله وبحث ونقد با استفاده از کتاب هردینی برای مبارزه بامشرکین وکافران  در اسلام توصیه شده است( که می بینیم من با قرآن وحی با شما ریشه های ارتداد را به نقد می کشم) .من اراده خود را درنوشتن این قابها مدیون حضرت قائم هستم که به تایید ایشان من بدینکار رغبت نموده ام وامیدوارم بتوانم از زیر این مسئولیتی که بانظر ایشان به من محول شده سرافراز خارج بشوم

واما اولین حربه وبهانه  حکومت ایران برای سرکوب .قتل  وحتی تجاوز به عنف شهروندان ایرانی اینست که این حکومت به وسیله جانشین پیامبر اداره میشود  .

(14-آن هنگام  که پیامبرانشان ازهرسوی بسراغشان آمدندوکفتند .جز خداوند بزرگ چیزی را نپرستید و انها گفتند .اگر پروردگارمامی خواست .فرشتگان را نازل می کرد وما رسالتی را که به ان مبعوث شده اید انکار می کنیم .15-واما قوم عاد به ناحق ومتکبرانه درروی زمین سرکشی کردند ومغرورانه گفتند چه کسی از ماقوی تر است؟ آیا نمی دانستند خدایی که انها راخلق کرد از آنها قوی تر است ؟آنها همواره آیات نجات بخش ما را انکار می کردند )  از سوره فصلت

( 6-کسانی که به جای خداوند تکیه گاههای دیگری برمی گزینند خداوند تمامی عملکردشان را ثبت می کند وتو وکیل آنها نیستی.) سوره شوری

( 9- آیاتکیه گاههایی بجز خداوند اختیار کرده اند ؟ الله ولی وتکیه گاه است . اوست که مرده را زندگی می بخشد واوست که بر هرکاری تواناست ) سوره شوری

*اینکه الله مرتبا در آیات هر سوره قرآن از انتخاب تکیه گاه وولی مخالفان دین می گوید بدلیل همان عمومیتی است که  پیروان هر دین باید بدان توجه کنند . این منتخبان شیطان درواقع با همه ادیان الهی برسرضدیت وستیزهستند.شیطان یک دشمن است در مقابله با همه ادیانی که از سوی الله آمده اند.یک دشمن مشترک برای  همه ایمان آورندگان به نورحق. پس هر کدام از پیروان الهی که از مجازات قاتل هرکدام از پیروان ادیان دیگر سر پیچی کند او ارتداد ورزیده است .بر مسلمانان همه ادیان است که به دفاع ازهم دین خود(در دین توحید) در مقابل دشمن محارب ایستادگی کنند .اگربدانند

درآیاتی که در سوره ص می خوانیم. از سجود همه مخلوقات عرش برآدم س خبر می دهد .آدم س اولین پیامبری است که همه ادیان امروز به تبرک هبوط اوبرانسانها عرضه شده است  او تنها پدر است برای همه پیروان الهی .هرکدام از مسلمانان که از آدم تا خاتم دین دیگری .کتاب دیگری را رد کند وبرعلیه پیروان دین دیگر از توحید برخیزد مرتد خواهد بود   

(71-پروردگارت به فرشتگان گفت می خواهم بشری ازگل بیافرینم .72-پس هنگامی که قامت اورا ساخته وپرداخته کردم از روح خویش دراو دمیدم. گفتم .اکنون همه سجده اش کنید73- همه فرشتگان به سجده افتادند74-مگر ابلیس که تکبرکردوازکافران شد 75-خدا گفت.ای ابلیس چه چیزباعث شد تا موجودی راکه با* دستم خلق کرده ام سجده نکنی ؟ ایا تکبر کردی یا مقام بلندی داشتی؟76-ابلیس گفت. من بهترازاوهستم.مرا ازآتش آفریده ای واورا ازگل .77-خداگفت ازاینجا وازاین مقام بیرون شوکه تومطرودی. 78-بدان که تاروزقیامت **نفرین من برتوباد79-ابلیس گفت پس لااقل تاروزقیامت به من مهلت بده 80-خدا گفت توازمهلت داده شدگانی 81-ولی تا روزوزمان معین82-ابلیس که با این امان نامه خیالش راحت شده بود گفت. به عزتت سوگند که همه آدمیان راگمراه خواهم کرد .83-مگرآنها که بندگان خالص تواند.84-خداگفت قسم به ***حق و آنچه می گویم حق است 85-که جهنم را ازتووازتمام کسانی که از تو پیروی کنند پر خواهم کرد)از سوره ص 

(21-آیا آنها معبودانی دارند که بی اذن خدا برایشان دین وآیینی ترتیب داده اند؟ بدانید اگر قول فضل وکرم  الهی نبود کارشان تمام بود وبی شک برای ظالمان عذابی دردناک است) سوره شوری  

*آیات سوره ( ص) را بادقت بخوانید - در این آیات ازخلقت آدم س می گوید -از دمیدن روح برکالبد آدم می گوید –ازسجده ملائک برآدم می گوید –از تکبر ابلیس میگویدکه الله بدو میگوید  که مگر ابلیس مقام بلندی نداشته است یعنی همه دیگرانی که در عرشند برتربوده اند اما سجده را بر آدم س انجام داده اند  –  وازتکبر ابلیس  که برای اولین بار موجدتولد راه شر یا کفرمیشودومی بینیم  قبل از آنکه ابلیس ازعرش بیرون رانده شود اوکافربوده است -از زیر سوآل رفتن ابلیس برای اصرار برنادیده گرفتن برجستگیهای ویژه آدم س می گوید – واز سویی از مشخصات مشترک  الله( چون دست) با انسان یا تفاوتهایی ویژه است  که آدمس از خاک است خبر میدهد-  از ادعای ابلیس بر برتری برآدم  س میگوید – ازسرشت وطبیعت خلقت  ابلیس که ازعنصرآتش  بوده می گوید .- از خلقت وسرشت آدم س که از گل است می گوید .از نفرین الله بر ابلیس که کفررا پذیرفته تازمان  معاد میگوید( که این هم یک کلی گویی در قرآن است که نفرین الله علاوه بر شیطان شامل همه کافران ومشرکانی که راه شیطان را بپذیرند نیز خواهد شد - ازمحدودیت اختیارات شیطان در ادامه بقا او می گوید(وعلی الخصوص پیروانش) بطوریکه ابلیس از الله خواستار ادامه حیات میشود . ( واین ابقا ء بقا وحیات بخشی است و درحیطه اختیارات هیچ مخلوقی نیست واز قدرت جبری وخاص الله محسوب میشوداین هم یک نوع کلی گویی ازسوی قرآن است)- الله نسبت به مخلوقات خود ولو کافر ومشرک باعدالت رفتارمی کند بطوریکه همانطور که ابلیس را بدلیل عصیان از خودمی راند اما (حق) ادامه حیات  ابلیس را چون آدم س مراعات  میکند . – واینکه ادامه زمان حتی قبل از آفرینش آدم س برای  همه موجودات تازمانی خاص وروزی خاص قبلا پیش بینی وحساب شده است  -  الله درچشم ابلیس نیزعزت وبزرگی داشته است (ابلیس درادا قسم خود در آیه هشتاد ودوبدان اعتراف می کند این هم خواننده خوب یک کلی  گویی دیگر است از کلام قرآن که همه آنها که درمسیرحقند درنظر کافران ومشرکان وظالمان بزرگی و اقتدار خاصی دارند اما خودرا مرتب فریب می دهند )-ازکینه شدید وسختی انتقام توسط شیطان نیز برعلیه حکم الله خبرمی دهد واین هم یک نوع کلی گویی دیگر است که خطاکاران وگناهکاران همیشه به انتقام می اندیشند به انتقام ازکسانی که  ما آنها رامظهرحق می دانیم این نوع اندیشه مثل پندارهای باطل شیطان یک طبیعت ذاتی ونهادینه درآتش است که ازشخصیت عصیانگر اوجداشدنی نیست –ازبندگان خا لص  الله می گویدوهمین بس که دراینجا سوره جن را یادآور بشوم که (هرکه ازغیرالله یادبکند ) بنده  خا لص الله نیست .-  این آیه از هرآنچه الله میگویدو حق است والله بدان سوگند خورده است نیز خبرمی دهد– ودرآخرازیک جایگاه مشترک یک جهنم مشترک  برای زمانی که مهلت به سرمیآید وما آنرا قیامت میگوییم برای شیطان وپیروان  او که الله آنها را و دشمنان خود رادریک جهنم جمع خواهدکرد این هم اشاره ای است به آنکه شیطان ویارانش در واقع دشمنان الله حق هستنداگرچه در هردو صورت هر دو الله وشیطان درهیچ چیزی جز فرستادن دشمنان حق به جهنم و پایداری در قولی که در این مورد به هم داده اند با هم اشتراک هدف ندارند.وبرای اثبات صداقت  کلام حق هم فقط  سوگند الله کافی است .

اما درسوره شوری آیه بیست ویک .از مکر شیطان و عمل به سوگندهایش که همانا گمراه کردن انسانها بوده است می گوید واینکه انها شیطان رابرای سرپرستی انتخاب کرده اندو بعدازقول وفضل الله می گوید .همان قول وسوگند حق الله  که درعرش ودادن مهلت به شیطان ازآن گفته شد. در اینجا نیز الله از ذکر ویاد آوری وتعهد بدان سوگند وگفته حق خود دفاع می کند ومیگویداگر تعهد و تامل درآن سوگند نبود کارظالمان تمام شده بودوباز یاد آوری می کند به خواننده قرآن وکتب الهی بطورعام که ظالمان ( =آنها که درواقع با ظلم به خودشان راه گمراهی را پذیرفته اند) را تازمان قیامت وعذاب جهنم چون شیطان مهلت داده است .پس هیچکدام از مسلمانان  ادیان الهی  نبایداز مجازات ظالمان .کافران ومشرکان توسط ا لله نا امید بشوند که  درصورت ناامیدی ویاس ازامید ورجاء الله دچار ارتداد میشوند

(46-آنهاکه بجز خدا هیچ دوست وتکیه گاهی ندارند تا یاریشان کند بدانید خداوند هر کس را در گمراهی گذارد هیچ راه نجاتی نخواهد داشت) سوره شوری

( 45-ازپیامبرانی که قبل از تو فرستاده ایم بپرس .آیاما به جزخدای رحمان .خدایان دیگری را برای پرستش آنان قرارداده بود یم؟) سوره زخرف

(57-چون ماجرای عیسی پسر مریم گفته شد .قوم تو شادمانه سروصدا براه انداختند 58-وگفتند آیاخدایان ما بهتراست یا او(عیسی)؟واین سخن را جز برای جدال با تو نگفتند زیرا آنهامردمی ستیزه جویند)سوره زخرف

*آیه پنجاه وهفت .سوره زخرف . ازآگاهی مردم زمان پیامبراکرم از رسالت پیامبران گذشته  میگویدومقایسه کردن بتهای مرده با حضرت عیسی مسیح توسط کافران .الله این سخنان کافران را بهانه ای میداند برای ردوامتناع از قبول دعوت وگفته های پیامبر .اگرمجادله ابلیس با الله رادرعرش به یاد بیاوریم ابلیس نه تنها عملا روش انکاررا بلکه تداوم درستیزه جویی با حق راهم درهمانجا انتخاب نمودبلکه از توبه هم امتناع کرد .اما برای مثال پیامبر ما چرا ازعیسی س می گوید؟چون گفتن ازالله وملائک. و باوراینکه موجودی به نام ( روح) وجود داشته باشد( روح) راهم که قبلا ازاوبرایت گفته ام واینکه روح یک توانایی خاص ( دمیدن)داشته باشدوبتواند تولد یک پیامبرراموجب بشود دراندیشه وپندارهای ظلمانی آنها ( کور وکر .لایعلمون .لایعقلون و....) نمی تواند پذیرفتنی باشد .نسلی ویزه پرستش بتها دربتخانه های انحصاری اشراف زمان جاهلیت ( مثل روحانیت عصر جدید درمیان خواص ایران که با بتی به نام *ولی  زمینی دینی در حیطه انحصارخود بوجود اورده اند که با شریعت ودین محمد ص کاملادرتضاد ومحاربه است .).بت پرستان  دراغاز بایدبا شیطان درون بجنگند تا بتوانند وجود الله ودین اورا  را که از سوی پیامبر برانها عرضه شده احساس کنند باورکنند اما نیروی وسوسه های شیطان روح آنهارا به تسخیر خود درآورده است آنها درواقع مرده اند .وقتی از باطل می گوییم به معنای ان نیست که آنها هستند اما دیده نمی شوند بلکه به این علت است که آنها موجودیتی از نظر فکروعقلانیت که لازم باشد به دیدن. شنیدن .اندیشیدن ودانش در زمین ندارند کالبدهایی توخالی که در زمان ومکان متوقف شده اند هستند .انها زمانی موجودیت خواهند داشت که خود را ببینند .اما این مرحله تاریک ازعمرشان که نمی بینند .نمی شنوند . نمی اندیشند و..... ودر گمراهی بسر می برند درحساب روز جزا وکیفردرنظرگرفته خواهد شد. گمراهی .ظلمات .خود را ندیدن .الله را ندیدن تمام حربه های حقیر شیطانی است که این انسان در مبارزه با آن ناتوان است.لاجرم باید این بتخانه ها محوبشوند این بتها نابود بشوند تااین گمانهای باطل جای خودرا به خلاء بدهند و لزوم جانشینی برای بتهای سابق با تولد یک موجود  زنده (حس پرستش یک موجود برتر)  که نابود شدنی نباشد بتوانددراوظهوربکند.

این موجود عاطل وباطل به پرستش بیمارگونه ( عادت) کرده است . جن زدگی .جنون .مجنون ( جای تامل است در اینجا  به تامل در منظومه شاعرانه لیلی و مجنون درادبیات ایرانیان بپردازیم که  قیس به جای الله . فقط لیلی را می جست لیلی را می دید فقط لیلی را می خوانداین عشق  بوجود امده  اورا مجنون روزگار خود ساخته بود عشق لیلی در قیس بود که نمی گذاشت لیلی را چون خودش ببیند  درمقابل هرآنچه غیرلیلی بود چون مانعی محکم بود مجنون غیر از لیلی هیچ نمی خواست .وعظمت خلاقیت و آفرینش الله را نمی دید .پرستش  لیلی   بعنوان الله هم گونه ای از  تصویرشرک است که شاعر عاقلانه آنرا به آموزه های ادبیات ما افزوده است وقتی علاقه ای غیرمتعارف ومفرط  به موجودی فانی باعث بشودکه انسان نبیند .نشنود .دانایی خودراازدست بدهد وبا اصرار براین عشق خاکی وپوچ عقلانیت  خودرا تعمدا مختل بکندو  اونیز به جنون مبتلا شده است و مثال وتمثیل این منظومه ادبی ازتعبیرو معنی (سوره جن) جدا نیست وعجیب است سراینده  لیلی ومجنون بدون هیچ نگاهی به دین این  نام را برمجنون گذارده است) وعجیب تر اینکه زندگی وسرنوشت  لیلی با کسی غیرازقیس عاشق ومجنون  پیوند می خورد .

 ببینید در آیات بسیاری از قرآن( مثلا در سوره احقاف آیه بیست وهشت .ودر سوره جاثیه آیه ده ) الله صریحا ازرها شدن آنها که غیر الله کس دیگری را به خدایی انتخاب می کنند می گوید واینکه در عاقبت اینان  تنها خواهند ماند چون پرستش آنها دروغین بوده است چون  چیزی وجود نداشته است جز(وهم ).اینکه یک جن زده بتواند با آنچه وجود ندارد . آنکه وجود ندارد اخت ومانوس بشود درمان اورا مشکل می کند .وشاعر لیلی ومجنون تنها راه درمان قیس را خارج شدن لیلی ازسرنوشت او میداند .خارج شدن ازتسلط ریشه های عشق به غیر الله درسوره جن نیز بیگانه با این تمثیل شاعرانه نیست ودر مورد جن افزودن آب را برای گسسته شدن از ماهیتی که به آتش گراییده بود توصیه می کند .جنی که در وجود الله تردید دارد وبه دلیل همین تردید بین زمین و آسمان رها شده است.اونمی تواند به عرش برگردد اما می تواند با سیراب شدن از آب بخت خودرا در کنار انسان برای رشد وتعالی  نوع خود امتحان کند.

 

واما پرستش یک موجود راکد .ساکت وهمیشه زندانی درعصرجاهلیت.آنها چیزی را باور دارند که  جا اشغال می کند .حجم دارد ووزن دارد (اگرتوجه کنید این مشخصات ایده آلی ازخواسته های اندرونی مادیگرایان است با چنین طرزفکری است که کلیه  ادیان الهی  را که به موجودی جدا  وخارج ازاین پندارهای محدود گرایش داردانکارمی کنند )

در گمان آنها نهایت عقلانیت آنست که  این موجود را بشود لمس کرد .بشود دید .فقط چنین موجودی سنگ گونه برای این نسل هویت دارد . طلبیدن واصرار بر حمایت از چنین محدوده ای از بینش دنیایی قابل رویت برای مادیگران هیچ چیزی هیچ کسی جزخود آنها نیست .بتی انسانی .بیشتر ازمن انسان .بالاتر از من انسان . چیزی دیده نمیشود .اندیشه بلند پروازانه دینی در چهارچوب همین طرز فکر ترور میشود .درمقابله باهر دینی درجا می زند  با وحشت وترس از دست دادن آنچه بدان ( عادت ) کرده است به  نفی وانکار وجودی الله می پردازد. این یک اعتراف نیز هست که من نمیتوانم بیشتر از این ببینم .من نمی توانم بهتر از این بشنوم .بیندیشم . برآنچه ممکن است وجود داشته باشد واقف باشم .یک نوع ترس درونی ووحشت از  روبرو شدن با دنیایی غیرازانچه من در قلبم در فکرم ودر سرنوشتم قاب کرده ام انجماد انسانیت وحالت تدافع گرفتن  درمقابل هرآنچه غیراز تفکرمن است ( شوالیه دن کیشوت ). او هرآنچه را نمی بیند باآن مبارزه می کند.که اگر این ترس نباشد اوهم می تواند ببیند .بشنود و....... اوتازمانی می تواند آرامش خود را در زندگی تضمین کند که این ترس اورا در مقابله با اندیشه ای برتر در زندان  وهم خود از هرچیز ممکن دیگری بترساند . اگر این ترس نبود معادله های او که همه مادیگرایانه است با از بین رفتن این توهم در هم می ریزد .حکومت ( نظام )ایرانی .حکومت لیبی . حکومتگران ظالم  مادیگرا  نیزبیانگر  گونه ای از تحجردر یک نسل است که با واقعیت  روبرو شدن بامذهب وحتی مبحث مادیگرایان نیز در ترس ووحشت به توهم  ( گمراهی) برده اند .   

چهارچوب حقیقت این چنین موجودانسانی  تک بعدی درواقع خود اوست که در زندان بدون دیواری از سکون وارتجاع ازتعالی سیال به سوی عروج کم کم به سنگ مبدل میشود .فکرش راخود ش تولید میکند وخودش مصرف می کند.افکاراو خوراک هیچ ذهن  تعالی جویی نیست . دراوج درماندگی است از رخوت دیدن دیگر. شنیدن دیگر

الله کیست؟ پیامبر کجاست؟ هرگز برای ان پاسخی نخواهند یافت .الله کجاست ؟ همین جاست .پیامبر کجاست؟ همین جاست .هیچکس نمی تواند در چنین چهارچوبی از عیسی س بگوید  ازعصای موسی س .از کشتی نوح .از چشمه زمزم .از عمر هزار ساله نوح  ویا از موم شدن آهن در دست داوود و......بگوید همه چیز دریک بعد از قرن حل وفصل شده است .او هرجا برود .هرجا بخواهد .بخورد بیاشامد ازخود خالی است فقط خاک است در.جای خالی در جسم اوبت مرده ( آرزوهایش )اورا به اسارت گرفته است این نوع انسان هم مجنون است.ودر دنیا منجمد شده است سنگ شده است مورد مصرفش تمام شده است باطل شده است چون نمی توان بیشترازآنچه می بیند ومی شنود بیندیشد . این  طرزفکر. این انسان سنگ گونه .خاک شده .زنده به گورشده  دردنیا خواهد ماند در جایی که آنرا می پرستیده است .دنیارا دوست داری بمان . دنیا حق توست .

و اما محمدص در مقابله با کافران اینرا بخوبی در می یابد که با کسانی روبروست که فقط بت غایت ونهایت درک عقلی آنهاست .اوازعیسی مسیحا می گویدکه با مسح نفس خود بر موجودمرده اورا جان دوباره می بخشد (واین عیسی نیزخالقی به نام  الله دارد که اونیزبانفس خود زندگی می بخشد.مانند اینکه به ولی ایرانی دروغین بگویی کسانی هستند که بهتر از تو نگاه می کنند .می شنوند . می اندیشندو...... ودر عاقبت افتضاحی شد که در دوسال اخیرکشور مارا با بحران وفجایع انسانی روبروکرده است ) .می دانیم عیسی  نبی بیماران را شفا میدهد( می دهد.چون زنده است).ودرتقابل مبارزه با سنگ گونه های عصرخود غیب میشود تا از سکون رهایی پیدا بکند.ومی بینیم که عکس العمل کافران زمان محمد ص با مادیگرایان عصر جدید کاملا شبیه به هم است .کاملا شبیه به هم .

 

(10-پشت سرآنها جهنم است ودستاوردشان هیچ بدردشان نخواهد خورد وکسانی را که بجای خدا بعنوان تکیه گاه برگزیده اند هیچ نفعی به انهانمی رساند وبرای آنها عذابی بزرگ است.) سوره جاثیه  

( بگو.آن چیزهایی را که به جای الله به خدایی می خوانید نشانم دهید تا ببینم در زمین چه خلق کرده اندویا چه مشارکتی در آفرینش آسمانها داشته اند ؟اگر به کتابی قبل از قرآن ویا به آثار پیشینیان استنادمی کنید همه رابیاورید اگر راست می گویید .11-چه کسی گمراهتر از کسی است که بجای الله چیزهای دیگری را به خدایی می خواند ؟ اگر تا قیامت هم انها را بخوانند جوابشانرا نمی دهند اصلا دعای آنها را نمی شنوند .12 –هنگامی که در قیامت همه مردم محشور شوند همانها (معبودان دروغین) دشمنانشان هستندوعبادتشان را انکار میکنند) ازسوره احقاف

*آیا موجودی که به جای الله عبادت کرده بودندوآن موجود  پرستیدنی الله نبود آن عبادات راستین خواهد بود؟.

( 28-  پس چرا کسانی را که بجای خدا .ان هم به بهانه تقرب به خدا برگزیده بودند آنها را یاری نکردند ؟ بلکه همه انها ازجلوچشمشان ناپدید شدند .اینها دروغها وتهمتهایی بود که می بافتند )سوره احقاف

( 32-  وهرکس دعوت کننده الهی را اجابت نکند هیچ راه گریزی در زمین نخواهد داشت وغیر از خدا هیچ تکیه گاه وپناهی برای اونیست واین چنین افرادی در گمراهی واقعی هستند.) سوره احقاف

*اعتراف جن را در سوره جن( آیه یازده ) به یاد آورید که به جبراییل گفته بود که آنها ( جنها)نمی توانند الله را درزمین عاجز کنند. درآیه سی ودو سوره احقاف هم الله می گوید که منکران دعوت الهی هیچ راه گریزی درزمین نخواهند داشت بینش بیمارگونه افکاریک جن غیرمسلمان باگمراهان رادراین آیه میتوان بخوبی دید .هردودرمسیرضدیت با الله ودرمسیرگمراهی هستند .واما اینکه الله میگوید منکران  دائم به دعوت الهی هیچ راه گریزی در زمین نخواهند داشت  به چه معنی است ومگرهمه آنها وما دریک کره خاک زندگی نمی کنیم .منظورازاین جمله چیست؟مگرهمه مادر زمین به خاک سپرده نمی شویم؟ مگرزمین همان مکانی نیست که تا اتمام مهلت به آدم س وفرزندانش و پیروانش .شیطان وفرزندانش ویارانش حق زندگی درآن داده شده است؟چرالله به منکران چنین حرفی را می گوید؟ به زندگی مردمان جهان امروزنگاه کنید آیا درکره خاک جایی برای منکران. حق  زندگی وحق دفن وجود  ندارد؟

ببینید خواننده خوب به نظر وعقیده من حقیر ( فقط در درگاه الله )الله در قران تعمدا می گوید که شیطان در مورد آدم س گفته است که اواز جنس گل است یا خودش تعمدا می گوید که انسان را از عصاره خاک وازخاک آفریده است . در قاب های وارونه و قدیمی گفته شد که ازنقاط ضعف خاک ( انسان) درمقابل شیطان یا آتش توانایی قابلیت سوختن خاک است . اگر قرآن را با بصیرت بخوانید از نشانه های روز قیامت آن است که  کره خاک به مرور زمان نابود میشودو  قبل اززنده کردن  دوباره انسانها مجددا بوجود می آید خلق میشود وانسانهای مرده همه از خاک همین کره برمی خیزند . لایه های زمین از روی هم برداشته میشوندتا اینجا همه چیز برآن روالی است که ما اکثراازان می دانیم .اما بعد ازآنکه نامه اعمال هر کس بدو داه شد هرکس که از ایمان آورندگان است ومستحق زندگانی جاودانه باید به بهشت برود وهر کس که از پیروان شیطان است از کفر وشرک وگمراه وظالم ومتجاوز واکثریت دروغگویان که دروغ برایشان  بصورت عادت درآمده است (همه دچار جن زدگی شده اند)وبکلی همان گروه رها شدگان که الله آنها را در کره خاک به حال خود واگذارده واز سهم شیطان هستندومستحق عذاب دردناک وابدی به جهنم می روند .اما بهشت؟ .

در قرآن صریحا آمده است که وسعت بهشت به اندازه زمین و آسمانهاست وجهنم .جهنم نفرین شدگان کجاست ؟دراینجا ما باید به خودمان برگردیم به نوع  ازخاک بودنمان .خواننده خوب بهشتیان ازمیان جهنمیان جدا میشوند وبه بالا می روند بالا به بهشت  که در قرآن آمده در قرابت ونزدیکی الله است وجهنمیان در همین خاک خواهند ماند وزمین کوچک شده که قسمت اعظم ازآب  وخاک  خود را بواسطه مراجعه ایمان آورندگان  به بهشت از دست داده است بعدازاین دیگربه نام زمین خوانده نخواهد شد وبه نام ( هاویه ) خوانده خواهد شد .الله درقرآن می گوید که جهنمیان ازچرک وریم یکدیگر خواهند خورد .اگر توجه کنیم به مسئله بعد ازمرگ انسان  درمی یابیم که براثر فشار زمین ( قبر)آب . چرک وریم وآنچه که آلوده است به حرام ودرطی قرنها به زیرخاک نفوذ کرده است و پوست .گوشت و مووحتی استخوانها تجزیه شده است برای پذیرایی اهل جهنم جمع خواهد شدوبه نظر میرسدکه گرمترین نقطه زمین که گویا هسته مرکزی آن باشد روزی مکانی خواهد شد برای تجمع اهل جهنم .  از عدالت به دور نیست همانطور که درقرآن آورده است که بهشت  دارای چهار قسم است جهنم هم به چهار قسم باشد  .اهل ایمان ازخاک به بهشت منتقل میشوند آنها که درخاک خواهند ماند جهنمیان خواهند بود وآنچه درخاک میماند همان چرک وریم زناکاران . الواط و.......ونجاست همه گناهکاران  همه اعصار وقرون متمادی درطی آفرینش است که میشود نوشابه اهل جهنم وخاک وجسم و بدن این جهنمیان میشود هیزم و مواد سوخت جهنم . در سوره جاثیه آیه ده الله می گوید

( 10-پشت سرآنها جهنم است ودستاوردشان هیچ بدردشان نخواهد خورد .)

کل این آیه را شمادرهمین مطلب اما  با شرح کامل ترمی خوانید ومن دراینجابرای تفهیم آنچه در باره جهنم می گویم فقط به قسمت آغازین این آیه می پردازم . الله در این آیه می گوید که( پشت سر) مشرکان وکافران ( جهنم) است .پشت سر؟کجاست؟

مگر آیا پشت سرهمه ما گذشته مانیست .آنچه برماگذشت نیست . آنچه از ما باقی خواهد ماند نیست .پشت سرما .گاهی به پشت سرت نگاه کن ( اینگونه با خود بیندیش که الله از توخواسته است که** هرگز خود را بیگناه مدان .) چه می بینی خاک را. موجوداتی از جنس خاک را. دنیا را.

واما وقتی بیمارمیشویم به چه فکر می کنیم؟ به دنیا . وقتی هم که میمیریم  مگر دنیا نیست که ازانجا میرویم ..پس این آیه اشاره مستقیم می کند که جهنم درواقع همان خاک .و دنیا است . ما که  درامروزدردنیاییم باید بدانیم که پس ازمرگ ودرروزندامت .روزحسرت .روز تغابن وقتی برای بازپرسی و گرفتن نامه اعمال میرویم  اگر از اهل دوزخ باشیم .جهنم ما آنجاست که خاک ما ازآنجاست. زمین .

وقتی میگوییم الله درعرش است یعنی که  الله درسقف که بالاترین نقطه اوج از جهان هستی است زندگی می کند ( فراموش نکنید الله حی = زنده است)پس هرآنچه بر ضدیت با الله است در پست ترین نقطه قرار میگیرد  ووقتی قرآن می گوید که پشت سر ظالمان ( ستمکاران یک صفت کلی است برای همه انها که  با شرک وکفر هم بر خود وهم بر جامعه اجحاف کرده اند )جهنم آنها قرار دارد واز سویی دیگر می گوید که راه گریزی برای جن ( از زبان جن این جمله رامی آورد) وهمچنین راه گریزی در دنیا برای ستمکاران وظالمانی که دعوت الله ورسول اورا ردکنند وجود ندارد ومسلما  درقعر زمین وپست ترین نقطه آن  جایگاه شیاطین وگمراهان مشرک وکافر وظالمان خواهد شد.اعماق زمین. میان هسته زمین سیاهچالی از آتش با طبقاتی چهارگانه تا روی زمین   

وشیطان در هاویه مسموم .تلخ .کثیف  بهتر وبیشتر ازهمیشه از خاصیت اتشین خود برای اهل جهنم سود می جوید   شیطان آنها را مخلوق الله می بیند آدم س  می بیندکه گمراه شده است چون در ( وهم ) گرفتاراست . شیطان آتشین کام ازپست ترین مخلوقات الله است در مقابل الله بلندمرتبه .این هم یک نوع کلیت است که وقتی الله می گوید که آیامگر شیطان ازنظر مقام درپست ترین است که سجده نمی کند( به آیه هفتاد وپنج سوره ص در بالا توجه بکنید). و......... یعنی اینکه من برترینم  وبه همین نسبت اهل بهشت براهل جهنم برتری خواهند داشت .برای اثبات این عقیده هم همین بس که در قرآن آمده است که بهشتیان می توانند جهنمیان را ببینند .( چون الله درعرش است ودر قرآن مستقیما میگوید که نور الله بر بهشت حاکم است پس آنها یعنی اهل بهشت درمکانی بالا تر ازهاویه زندگی می کنند ) که اگر بهشت وجهنم به موازات هم بودند آنها ساکنان  آن دومکان نمی توانستند یکدیگر را ببینند . بهشت از جهنم دور است آن قدر دور که الله می گوید نوری او در بهشت جاری است نوری که بهشتیان را نمی آزارد. پس تاثیر گرمای مکان جهنمیان وشیاطین به بهشتیان نخواهد رسید .الله  متعال ودرعرش است . شیطان در پست ترین مقام ومکان .این دوکلمه گویای  تضاد ومغایرت مکان ومقام  زندگی دو موجود بهشتی وجهنمی نیزهست

 برمیگردیم به سوره (جن)که باید یادآورشد که  جن مسلمان هم در صورت مخالفت وضدیت با الله  از این اسارت در خاک برای ابد می گوید ومطلع است که با الله جنگیدن همان ودر خاک ماندن بطور ابد نیزهمان . والله هم می گوید  برای  آنها که دعوت پیامبر یا همان توحید را نپذیرند وراه شرک را انتخاب کنند در زمین راه گریزی برای آنها نخواهدبود(سوره احقاف.آیه سی ودو).واین یک امر ابدی را یاد آور میشود (راهی نیست) اماجهنم ابدی هست.

خاک به آسانی میسوزد اگردربرابر آتش قرار بگیرد.برای اینکه گفته وبیان ما با گفته های قران مصداق ومعنا پیدا بکند به سفال بخاریهای گازی نگاه کنید بخوبی به دلایلی که چرا الله ما را ازخاک خلق کرده است آگاه خواهید شدانسان خاک زاده بایداز آتش حذر کند .وبازجن غیر مسلمان که گفته شد حتی با افزودن آب فراوان درماهیت  شیطانی اوتغییری حاصل نمیشود (ازآب سیراب نمیشود= در شیطنت افسار گسیخته است  میشودگفت  اودر ایمان مردود است و میشود مهمان اتش جهنم). حال اگر انسانی بگوید که جهنم وجودندارد یا بهشت وجود ندارد خلقت خود راانکار کرده است ارتدادورزیده است معاد را منکر شده است . برای  پاسخ  به او باید گفت موجودیت بهشت وجهنم با ماست .با خاک است با آب است حتی اگرمادیگرا باشد این را ردنخواهد کرد .

 ودلیل دیگرانکه این شیاطین ( جنها وگمراهان .مشرکان .منحرفان .ملحدان . ظالمان ستمکاران ) در خاک خواهند ماند آنست که آنها در طول زندگی دنیارا دنیای خاکی را بر راه نوروبرتعالی نوع خود  و آخرت ترجیح داده اندراه آدم س وپیامبران را ردکرده اند وبه گفته قرآن آخرت را به بهای ارزانی فروخته اند جهنم سرنوشتی است که بهای آنرا دردنیا ارزان خریده اند . آخرت را فروخته اند ودنیا را خریده اند.واینست که الله مرتب .مکرر .بارها .با دلیل .با آیه با نورهدایت با ابلاغ با دعوت مخلوقاتش را بسوی خود می خواند .آنچه ازدنیا ست ازخاک است آسان میسوزد وشیطان جز این نمی خواهد .ووقتی به سفال  بخاری نگاه می کنی با دقت نگاه کن با بصیرت نگاه کن که سفال گویی قرنهاست که بااتش یار بوده است .زندانی آتش بوده است مگر در زندانی از آتش میشود دید ؟ مگر در زندانی ازآتش میشود شنید؟ میتوان فکرکرد.ازعقل گفت.از بصیرت گفت؟ ای یار شیطان شرم کن .شرم کن.

  وقران درهرسوره خود  به انسانهاهشدارمی آورد دلیل وبرهان می آورد دعوت به توحید می کند دعوت به نور می کند .از انذار می گوید از انتقام می گوید چرا؟ آیا جز بدان دلیل است که این گروههای شیطانی با اعمال خود هر لحظه به اعماق زمین  به جهنم خودشان نزدیک می شوند .وقتی قتل زیاد میشود وقتی خونریزی زیاد میشود .آخرت نزدیک تر میشود وقتی کفر والحاد زیاد میشود .وقتی جنایت وگناه زیاد میشودوقتی شرک جایش را به توحید می دهد وقدرت جنون بر پیروان شیطان تسلط پیدا می کند . انسانها به آخرت نزدیک تر میشوند .ورسیدن به آخرت دیگر انتخابی نیست جبری الهی است پایان واتمام هرمهلتی است برای جهنمیان.  برای همه تفکیک ساکنان بهشت و دوزخ  اجرای این حکم اجباری است.واعمال نور وظلمت  امری جبری میشود .جهنمیان در کنار خدایشان شیطان ودر کنار آتش وبهشتیان با الله احد ودرکنارآب .این یک سرنوشت جبری وماندگاراست.

و چرااین انسان سفالی که گم شده است در دنیا نمی بیند .نمی شنود. کوراست .کراست .دانش وبینش ندارد عقل ندارد هیچ ندارد جز خاک ؟.چرادرآغازدرانتخاب حق وباطل .نوروظلمت آزاد می بوده  است؟ واماچرا انسان؟

ما انسانها هر خطا وگناهی که انجام می دهیم هر ستمی که برخود ودیگران روا میداریم با اعمال ان ( پارا از حق فراتر گذارده ایم)و ارتداد ورزیده ایم ودر راستای انتقام وهدف شیطان  ازنسل آدم س عمل کرده ایم .

و الله. الله.الله نور .الله حق .الله بینا .الله شنوا .الله بشارت دهنده .الله هشداردهند ه.الله زنده .الله ولی .الله  یکی . الله بی تا . الله باحکمت .الله باعظمت .الله قادر .الله  یاری دهنده .الله  بخشاینده .الله  اعلم 

 ( 19-بدان که هیچ معبودی جز الله نیست .از گناه خود  وگناه مردان وزنان اهل ایمان استغفار کن که خدا هم محل حرکت وهم قرارگاه شما را میداند.) سوره محمدص

*گناه حضرت رسول .گناه مردان ایمان آورنده .گناه زنان ایمان آورنده .وتوبه .توبه.

این آیه بهترین جلوه از اثبات در عملکرد انسانهاست   که همه ما ازارتکاب به گناه در امان نیستیم .واما باز یک عمومیت  در عمل را درمتن این آیه می بینیم وآن هم عمل بازگشت ازگناه یا توبه است .که ازآدم س که در بهشت گناه کرد بعد توبه نمودو چون آدم س بعداز گناه کردن توبه کرده است بر همه مسلمانان ادیان الهی است که بعد از گناه توبه کنند ( امر توبه توسط آدم س در واقع فرمان یک کلیت است برای  پیروانهمه ادیان). اندیشه مغایر براین امرواجب نیزازارتداد است .

( 26- همان که با خدا وند خدای دیگری فائل شد پس اورا به عذاب سختی درافکنید) سوره . ق

*داستان کافران در مسجد را به یاد آورید ( سوره جن) . دراینجا یک گونه از ارتداد وکفر بیان میشود که عذاب آن به آخرت موکول میشود .وای کاش حکومتگران ایران قرآن را می خواندند شاید که به اهمیت این کتاب پی ببرند .

( 50-پس به سوی الله بگریزید من از جانب خدا برای شما یک هشدار دهنده آشکارم .51-همراه با الله خدای دیگری را قائل نشوید .من از جانب او برای شما هشدار دهنده ای آشکارم.)سوره ذاریات

*بازهم تکرارشریک ساختن به جای الله . خواندن جن .رها شدن در گمراهی .کوری .کری . بلاهت وحماقت .طغیان ..مگر تاثیراین شرک چه می تواند بکند ؟

(1-ای اهل ایمان ازخداوند وپیامبرش پیشی نگیرید وحرمت خدارا نگاه دارید که خداوند شنوا وآگاه است .) سوره حجرات

( 26- همان که با خداوند خدای دیگری را قائل شد پس اورا به عذاب سختی درافکنید ) سوره ق.

در کجا در روز محشر.روز آشکارکننده تفاوتها وازبین رفتن تبعیضها .بی عدالتی ها .و گذشتن ازتاریکی دنیای وهم وگمان .

( 50- پس بسوی خدا بگریزید من از جانب خدا برای شما هشدار دهنده آشکارم .51-همراه بااله خدای دیگری را قائل نشوید من از جانب اوبرای شماهشدار دهنده آشکارم .) سوره ذاریات

*می تواند باتو چه بکندمگر  این شرک؟  تورا یاغی وطاغی ازفرامین الله ورسول ( پیامبرانش) نمی کند؟تورا متجاوز به عنف نمی کند؟ تورا قاتل بیگناهان نمی کند؟ تورا غاصب حق وحقوق انسانی مردم در رای .حجاب ودین نمی کند ؟.تورا دزد بیت المال نمی کند ؟ تورا شکنجه گرانسانهای بی پناه در حبس نمی کند ؟ تورا آمر به اتهامات دروغین به مردم بی گناه نمی کند؟ تورا مظهر تبعیض طبقاتی بین مسلمانان یک کشور نمی کند ؟ تورا خواص ومردم را از عوام نمیسازد؟ تورا قاتل مسلمانان  هم دین  مادرکشورهای دیگر نمیسازد ؟ تورا قاچاقچی مواد مخدر نمی کند؟ تورا خدای زمینی نمیسازد ؟ تو را بی هیچ واسطه ووکیل ونشانه جانشین پیامبر نمیسازد؟  تورا عامل وآمر در فقر .فحشاء  در یک سرزمین ثروتمند نمی کند؟ تورا تحریف کننده قرآن بزرگ نمی سازد ؟ تورا .ای تو . تورا جن زده .تورا مجنون .تورا دیوانه نمی کند چرا نمی شنوی ؟ چرا آگاه نیستی .چرانمی بینی؟ چرا نمی اندیشی ؟ چون خالی شده ای؟ .چون رها شده ای؟ چون باطل گشته ای؟ .چون سالهاست که مرده ای؟چون خدا نیستی؟ چون پیامبر نیستی ؟ چون مهیا کننده اسباب  ظهور قائم نیستی؟ چون مومن چون علی ع نیستی؟ چون انسان نیستی؟ می دانی چرا؟ چون نفرین شده ای.چون از پست ترین شده ای.

دراینجا فرصتی پیش امده که بعنوان یک منتظرازجامعه روحانیت ایران .از شورای نگهبان .ازمجلس خبرگان رهبری ومجلس تشخیص مصلحت نظام  وهمه علمای مبلغ دینی .از مجلس شورای اسلامی؟در خواست کنم  اصل( ولایت فقیه ) را که عین طغیان وارتداد است از قانون اساسی ایران  لغو وحذف  بکنند امید است که الله گناهان ایشان را ببخشاید.از همه شما خواستارم  برای رفع هر سوء تفاهمی به سوره نساء آیات پنجاه ونه وبه بعد وسری مطالب قاب وارون ارتداد ومن که توسط این منتظر باکمک قرآن بزرگ جمع آوری شده است مراجعه کنید . خواهید دانست که چنین اصلی مغایر با دین وشریعت محمد ص است وتصویب  وبه رسمیت شناختن آن مصداق ارتداد بوده است.ماباید این حق را برخود واجب بدانیم که اگربا آگاهی ( پارا از حق فراتر)بگذاریم دیگر نه تنها درزمره پیروان دین واسلام محمد ص وبلکه از پیروان هیچ  دین الهی دیگری نخواهیم بود از شما می خواهم اگر به معاد ایمان دارید به فکر عاقبت وآخرت مردم مظلوم ورنج کشیده  ایران باشید ونه هیچ چیز دیگر.. حذف این اصل این دشمنی با اسلام نیست اراده ایجاد حکم  الله حق است که باید بر تمامیت این سرزمین جاری بشود .در پناه حق باشید.

                                        ************************************************

                                             ورویا آن خیال زیبایی که در بیداری نیست

                                          رویای صادقه .خواب ( جارو ودست)

**در خوابم .درحیاطی بزرگ که حصار ودیوار هم دارد. خانه قدیمی  وبزرگی است که زمین آن خاکی است وناهمواروتمیز. این آقای خانه است مرتب خاک باغچه ها رازیر ورومی کند . چند باغچه کوچک نقلی اطراف خانه هست  فکر می کنم می گوید برای اینکه سبز بشود باید این کار را بکند بیل در دست دارد . خاک گلی رنگی دربیلش است دارد می برد در باغچه وسط این حیاط  بریزد.نگاهی به باغچه می اندازم .چه باغچه بزرگی است  این اولین بار است می بینمش .در حدود سی  متری پهنای آنست .دایره شکل است و خاک آن زیر رو نشده است تپه های کوچک وبزرگی در وسط این باغچه بر روی هم انباشته شده است  درختچه های خشک شده وپلاسیده بر روی آن باغچه را اززیبایی انداخته است.در فکرم که چه مدت میشود آنرا شخم زد ؟ آقای خانه خاک را می ریزد . لحظه ای می ایستم ساکت وخاموشم .در لذت یک حس هستم  ونفسی عمیق می کشم . این خانه چه روشن  است چه خانه آرامی است

آه آن منم .جارودر دست دارم . دارم اتاق بعدهم حیاط را جارومیزنم به کنارباغچه  میرسم می ایستم آقای خانه سرسختانه در حال رسیدگی به باغچه است  نگاهش می کنم اوهنوز مشغول است  به اومی گویم ( چه می کنی)؟می گوید( این باغچه را باید یک کاریش بکنم.) عجیب آرام است اووقتی مشغول به یکار دلچسب است .اما من ایراد میگیرم از این همه تقلا .می گویم( کاراوبیفایده است .یعنی آنکه باغچه بزرگ است واو نمی تواند از پس آن بربیاید .)بعد میگویم ( اینکه کاری ندارد)باخودم فکر می کنم خاک آن عوض بشود خیلی راحت تر از کاریست که اومی کند و با جارو ؟بر خاک تلنبار شده باغچه ضربه ای میزنم . آه . آه .همه خاک  وتپه های روی باغچه همه یکباره فروریخت و باغچه شد یک چاله بزرگ وباعمق شاید شش متر. زیرآنچه ما از بالا از باغچه میدیدیم پوک وخالی بود نمیدانم چه کنم .بایدزیرکانه  اززیر اخم وتخم های آقای خانه فرار کنم .اما حیرت اوخوشبختانه ازانچه اتفاق افتاده است مجالی به او نمی دهد که از کار من ایراد وبهانه بگیرد .چه میشودکرد از این جارو چه کارها که برنمی آید؟هردویمان بالای باغچه ایستاده ایم . ای وای . این دختر خانواده است توی باغچه ؟ نه درچاله چه می کند؟ می گوید لیز خورده است وتوی چاله افتاده است وعجیب که اصلا خاکی نبود .وما افتادن اورا ندیدیم .آقای خانه طنابی می آورد .آنرا دولا می کند که محکم بشود وبتواند از بالا آنرا  بگیرد تا اورا از چاله بالا بیاورد . من چند متر دورتر ایستاده ام ودارم کارهای اورا نگاه می کنم . فکر می کنم اونمی تواند زورش نمی رسد .می گویم (می توانی؟ توباید کمک بیاوری.) می گوید( نه) میرود.میرود. دیوارنیست نیست .توی کوچه را می بینیم تعجبی هم نمی کنیم . آن آقا با دوچرخه آمده است از دکه میوه فروشی ( البته بیشتر به بقالی میماند این دکه) میوه بخرد .خریدش را کرده است .شوهرم بسراغش میرود از اوکمک میخواهد .اوهم تقاضای اورا ردنمی کند .می آید در حالیکه دوچرخه اش را به دیوارخانه ای دران کوچه  کم عرض تکیه داده است .آشنا نیست .من صورتش را هرچه دقت می کنم ببینم نمی بینم .حقیقت آنکه سرش را بلند نمی کند که من چهره اش را ببینم .در هرصورت مرد میآید واوهم با طناب توی چاله میرود .من کجا بودم نمی دانم .حالا خودم را کنار باغچه می بینم وآن مرد هم رفته است درآن ته چاله  که دخترمان را بالا بیاورد .از تعجب نزدیک است اسثفراغ کنم .چه احتیاج بوداو توی چاله برود.نمی دانم.مرد بالا آمد تالبه این چاله آمده وآن دخترمان است که گفتی از طناب بالا نمی آید واز پله بالا می آید آقای خانه هم که ایستاد ه است خیلی راحت .نه زوری برای بالا کشیدن آنها واصلا طناب برای چه بود .باز نمی دانم . در رویا هم میشود حیرت کرد .سوآل کرد ویا هیچ نگفت .حالا هر دوبالای باغچه اند اما این دختر ما که تا آن بالا آمده حالا می ترسد حق هم دارد هر دو هم او وهم مرد در قسمت بالای طناب ایستاده اند دخترخانواده کمی هم هول شده است .من چند مترآن طرف تر ایستاده ام .اما .اما .آن دستها آنجا چه می کنند .آن دستهای من هستند رفته اند تا به اوکمک کنند دستهایم  هر لحظه بزرگ وبزرگتر میشوند از کمر دخترخانواده را کمک می کنند تا بالا بیاید .من فقط از دور نگاهشان  می کنم .نفسی ازسر راحتی  خیال می کشم .

نمی دانم ازان اتفاق چه مدت گذشته است . صدای اذان می آید .من در خوابم شب است وسیاه .بعداز روزی پراز حیرت وهراس .در این بینهایت شب صدای اذان می آید .آرام میروم ببینم صدا از کجاست ؟ آه آن منم بر بلندی ایستاده ام نزدیک به آسمان وستاره گانی که دیده نمیشوند .دستم را کنار گوشم قرار داه ام  واذان می گویم . من اذان می گویم .درفکرم پس من باید نماز بخوانم .هنوز صدای اذان می آید.

*بیدار شده ام صبح در انتظار من است .ومن به تابش روشناییهای  صبح امید دارم.

** در خوابم .فشار زیادی را برخودم احساس می کنم حالم بداست .نمی توانم نفس بکشم باید از زیراین فشار به یک باره خلاص بشوم . زورم را می زنم .این همه فشار از کجاست؟بیدار میشوم.تنها بیدار شدن مرا نجات خواهد داد از این همه  تحمل فشار.

*ومن بیدارم با صبح .باید به دیدار او بروم که در شبهای تاریک زندگانی نیز مرا درمی یابد.رها نمی کند.

**در خوابم در وسیله ای نشسته ام در تاریکی آسمان میروم به کجا نمی دانم .هوا تاریک است شب است وسیله .خودرو یی است که فقط جلو دارد .نه اینکه این وسیله عقبش دیده نشود نه  درجلوفقط جای  یک نفر دارد .من هم در آن نشسته ام .تنها . اما  رانندگی نمی کنم .  اینکه وسیله حرکت یا سرعتی داشته باشدبرای من قابل احساس نبود .آه این دیگرچیست ؟ چراجلوترنمی رود .هرچه زور می زند این وسیله نمی تواند یک سانت جلوتربرود. جلویش یک دیوار نامریی است . چه خودرو استثنایی . بازور زیادی که برای پیشروی میزند جلویش دارد تاب برمی دارد ودرطول زاویه دیوار نامریی خم میشود چه خودرو نرمی . مثل کش میماند .من دارم به دیوار نگاه می کنم پشت این دیوار پیداست .زندگی در پشت این دیوار جاری است .مردمانند وخانه ها و...نه نه نمیشود من به انها چه کاردارم که چه می کنند.نمیشود اینجا همین طور نشست وبه پشت دیوارنگاه کرد.من باید بروم .می پرم بیرون .از خودرویی که درسیاهی آسمان شب رها یش می کنم .

*اکنون من بیدار شده ام . وقتی است بدون خیال از سفربه این رویا به دیدارعاشقانه دیگری بروم . هرجا باشم اوهم هست .هرجا باشد زندگی هست ومن با اوزنده ام .وبی او؟

                               ****************************************************          

منتظری درانتظار نور

                                        من باید بگویم .من می توانم بگویم (  مهدی ع خواهد آمد)

                               آن( مردی) که می داند ( دنیای اطراف ما راتباهی وفساد گرفته است )

تیر .آقایان موسوی وکروبی را وزندانیان بی گناه را آزاد کنید اگر اسیر دنیا نشده اید .

(ایران ما) .خوزستان

                                          تولد حضرت مهدی ع

                  را به خانواده  شهیدان سبز وبه بیگناهان در زندانهای ایران سرفراز

                     وبه خانواده سبزایرانیان درایران وجهان  تبریک وتهنیت می گویم 

 

 

 

 

رویاهای صادقه قاب وارونه (ارتداد ومن)

                                      بسم الله الرحمن الرحیم

                                           رویاهای صادقه قاب وارونه (ارتداد ومن)

با نام آنکه سلام را آفرید به توسلام می کنم

(به نام خداوند بخشاینده مهربان .0 1-در میان ما هم افراد صالح است وهم افراد نا صالح .11-مایقین داریم  که نمی توانیم خداوند را در زمین عاجز کنیم واز دست او بگریزیم12-ما هنگامی که سخنان هدایت آمیز را شنیدیم به آن ایمان آوردیم پس هرکس به پروردگارش ایمان بیاورد نه از نقصان پاداشش می ترسد ونه از ظلم .13-برخی از ما تسلیم خداییم وبرخی ظالم .پس هرکس تسلیم خدا بشود بدون شک خود را در راه رشد رهاکرده است .14-واگر در راه ایمان صبر واستقام بورزندما آنهارا با آب فراوانی سیراب می کنیم .15-تا آنها را امتحان کنیم  پس هرکس ازیاد پروردگارش روی بگرداند اورا به عذاب سختی گرفتار می سازد.16-بدانید که مساجد از آن خداست .همراه با خدا کس دیگری را مخوانید .17- چون بنده خداازعبادت برمی خواست واو ( الله) را می خواند گروهی به دورش حلقه می زدند 18-بگو. من فقط پروردگارم را می خوانم واحدی را شریکش نمی سازم .) آیاتی از سوره جن.قرآن کریم

*می بینید که بحث ومجادله ما بامدد از قرآن وبا تامل در سوره جن بواسطه اهمیت آن همچنان ادامه دارد .

بایدگفت سوره جن خاص  به دلیل تاثیر  جن  در روح وجسم کافران  وکسانی که به شرک گرایش دارند برمحمد ص نازل شده است .واز چهره تمام عیار وقدرتمند جن که مظهر زشتی وباطل است آشکارا سخن می گوید.

واما درآیه چهارده این سوره ازنوشاندن آب به جن صحبت می شود وآب فراوانی که گقتیم بعد از نوشاند آن به جن درماهیت جن تاثیری بزرگ وشبیه به معجزه انجام میدهد موجود جدیدی که بانوشاندن آب چون انسان وملائک ازامتیازات برتری نسبت به همنوعان (جن)غیر مسلمان وغیرصالح برخوردار میشودوچون محل زندگی  جن بین زمین وآسمان است اواجازه می یابد با ترکیبی که با افزایش آب دراو بوجود آمده واورااز حالت فراربودن به میعان یا ترکیبی ازدوعنصر مخالف ومتضاد باهم (آتش و آب) دارای وزن و مهلت حق زندگی بهتر وازنظر محبوبیت دردرجه بهتری از همجنسان(فقط  آتشین) مزاج خود درزمین بشود.  

برای تعبیر شباهت این آیه به تغییری دریکی ازمواد سوخت به صورت گاز مورد مصرف بشرمثال زده شد گازی آتشین کام که می توان آنرا بصورت مایع درآورد. وتقریبا با تجربه چنین  روشی درسوره جن  با افزودن آب فراوان به جن به تغییر وانقلا ب درخلقیات وماهیت  جن نیزاشاره شده است  این جن با طبیعتی آتشین  باید ازاین آبی که ازآن سیراب شده است برای مبارزه با آتش  درونی خودش ونیز با آتش همجنسان شر طلبش که ما از این به بعدآنهارا دشمن این جن می خوانیم بهره ببرد .این جن از دوحالت برای دفاع ومحافظت از این آب می تواند استفاده بکند یک .در مقابل عصیان درونی خود مقاومت نشان بدهد .دو در مقابله با آتش بیرون یا باید از آتشهای بزرگتری که قدرت مقاوت دربرابر شان را ندارد دوری کند  ویا روش انزوا را انتخاب بکند .این دوروش  را ما درمورد انسان هم درمقابل دشمنان خارجی یک با  طرد شیاطین انس وجن .ویا روش تقوی پرهیز ازگناه( بی اعتنایی وانزواگرفتن ازمحیط گناه) می توانیم آشکارا ببینیم .محافظت ازآبی که به جن هدیه شده است یعنی دفاع ازمقام بلندی که باید درآن موقعیت به تعالی بیندیشد ( مثل انسانی که گناه اوبخشوده شده وباید که عزم خود رابرای برتری بیشتر جزم بکند). وبا پذیرش جنگ باوسوسه های درونی  وبرونی  ازخود ایستادگی نشان بدهد .ببینید این شباهت بین مبارزه انسان وجن با دشمن به فضیلت بهره بردن ازآب به جن الحاق شده است این آب یک مانع  پوشاننده  تدافعی است در برابرعصیان آتش درون جن که خود عامل اولین عامل آنست .یا بهتر بگوییم بصورت عادت درجن نهادینه شده است عادتی که ازعرش بااوبه زمین آمده است خودرا فریفتن .دیگران را باوسوسه فریب دادن ودراوج وسوسه عصیان کردن .اوازمیان دوراه آوارگی مابین زمین و آسمان و یا پذیرش ایمان وتوحید زندگی برتر را با قبول آب به عنوان یک پرده یا حجاب  راه دوم را انتخاب کرده است .زندگی نسبتا بیگانه با آن جن مطرود .

   اماامروز من می خواهم در ادامه بحث ومجادله ارتدادونقد این سوره بازبا توهمراه بشوم  .قرآن درآیه پانزده  سوره جن هدف از افزودن آب فراوان را اینگونه توجیه می کند برای اینکه  جن صالح ومسلم در ایمان( صبر واستقامت در ایمان) امتحان بشوداورا ازآب سیراب می کنیم .به نظر توای خواننده این جن های با ایمان که ازهویت  دیرین خود منفک وبیگانه شده اند چگونه امتحان میشوند.خوب جن کارش وسوسه ایجاد کردن است و حسادت . نفاق ( نیت منافقین را به یاد داشته باشید)ودر یک کلام شربه پا کردن است علی الخصوص جن شیطان.که ماهیت آتشین خود راحفظ کرده است وما می دانیم فرمان شیطان دعوت به خدایی خودش است پس هرچه جایگزین حق درطعمه یا انسان فریب خورده بشود دروغین وباطل است وبرانسان حرام است بالعکس آنچه ما ازالله می دانیم و از صداقت  وراستی وحق  است  .اگر این جن بتواند برحسهای مخرب و ضد الهی درونی تسلط پیدا بکندودرواقع ازدرون باهویت آتش ذاتی خودیا ادامه سرشت قدیمی خود بجنگد( دیگرازاتش خود برجسم هیچ موجودی  ندمد) ویا در حالتی دیگرمقاومت نشان بدهد او توانسته است سرفرازازامتحان خارج بشود.استفاده هدف دار وقابل کنترل ازجن آتش برای  احرازتوانایی همزیستی باخاکیان با انسانها وشاید فیض برخورداری از ارتباط مجدد باجهان کائنات .وسیله جنگی آنها ( شیاطین آتش)هم یورش بردن وخشکاندن وتسریع درسوزاندن سریع این جن خنثی شده است پس او بایداز تبخیر این آب  اهدایی جلوگیری ومانع بشود  بامجاورت او با آب وانسان ( که هرجا آب است پس انسان هم هست وانسان  تعلیم دیده تعاایم الهی است ویا بواسطه اشتراک آب در دو موجود ملائک وانسان به حد وفور)بهترین نتیجه را به این جن میدهد که در ادامه تغییر جدید خود ثابت قدم باشد .

  توجه کنید به این مقایسه  به اینکه یک سیلندر گاز مایع  یا  یک فندک در مقابله با گازی که مستقیما از چاه های گاز نشت میشودویا از شعله هایی که حرارت بیشتری دارند  وشعله هایشان بسختی قابل کنترل است چه مقاومتی داشته باشد مسلمااین سوخت بسیار بی دفاع خوهد بود پس بهترین روش زندگی برای این جن می تواند همان دوری از همجنسان  خود باشد مثل باروت در کناراتش که یک مصیبت را ایجاد می کند ویا گازوییل در کنار شعله اتش ویا مثال بالا.برای جن نسل دوم  همان بهتر که بتواند باقبول این ماهیت جدیددر سرنوشت دیگر همجنسان غیر صالح خود تاثیر گذار بشود .

  سوره آتش  یا جن سوره ای است  که ما را در شناخت من ( شیطانی ) و مخلوقات دیگرالله یاری بسیار میرساند .وباز در دنیای مقایسه ها نوع خا لص این آتش که ازامتحانات ومقاومت با سر بلندی خارج شده است رامن در تشابه به اسپری ها .عطرها .ادوکلن ها و مواد مایع خوشبوکننده وروغنهای معطر ارجاع می دهم که این آتشها توانسته اندازصورت  ا لکل وگازهای خاص ویاگازوییل وروغ که از مشتقات این گروهند  وبصورت مایع وفابل  مصرف بشر در بیایند پس جن هم می تواند به انسان خدمت کند بدون آنکه انسان را دجار شرک وکفر ویا ارتداد بکند  تغییردر آتشی درون مایع .خوشبو محلول درآب  ودر کنار انسان .سرانجام این جن چون آغاز خلقت که قبل از انسان در عرش  تولد یافته است  قبل از انسان زمین را ترک خواهد کرد و موجودی  بی خطر ودوست داشتنی .دربهشت سکونت خواهد گرفت  وجنی که از یاد الله غافل بشود ازمیان آن جنهایی که با آب سیراب شده اندونتواند از میان جدال با طبیعت وماهیت جدید خود با سرافرازی خارج بشودهمانا او هم قبل از انسان . انگونه که قبل از انسانها خلق شد قبل از انسانهای جهنمی هم به جهنم روانه خواهد شد . وهم این ( جنها) شیطانها هستند که آتش را برای فریب خوردگان شیطان مهیاوسوزان خواهند کرد .گاهی با قرآن  دوست بودن فاصله ها را با الله محومی کند.ترکیب جدید جن(آتش  باآب)سرنوشتش از دوحال خارج نیست یا روانه بهشت میشود یا وارد جهنم .وطبق انچه ما در ادیان الهی باید بطور جبرا بپذیریم ما تابع حد وسط در دین نمیشویم یا کافر ومشرک  ویا ازاهل توحید خواهیم بود یاخیر خواهیم بود یا شر .یا از نور خواهیم بود یا از تاریکی وظلمات .جن هم  درانتخاب راه با انسان  سرنوشت مشترکی دارد .

اما ای خواننده خوب  به نظر تو چه کسانی جن را از آب سیراب خواهند کرد به آیات بالا مراجعه کنید آیه  چهارده وهمچنین آیه پانزده را بخوانید اشاره شده است به جمع  .به ضمیر( ما).خوبست برگردیم به موقعیت زمانی که این سخنان که جبراییل س برای حضرت محمد ص بصورت وحی آورده است.  .و جبراییل ازجمع (ما )برای محمدص میگوید ما به جن آب فراوان می نوشانیم  .ما جبراییل س وملائک ومطمئنا به اراده الله  .الله انتخاب کننده جن.

در اینجا نیز باید گفت انتخاب انسانی به نام پیامبر یک کلی گویی است برای دیگر موجودات که آنها نیزازطرف الله برای یاری دین انتخاب میشوندمثل جن .واگرقرآن را بابصیرت بخوانیم این جنهایی که باآب سیراب شده اند چگونه با امرالله درخدمت پیامبران بوده اندکه درقران به یاری حضرت محمد ص ازطرف این نسل جدید جن  آیاتی نیزآمده است واین آیاتی که درموارد کمک اجنه به پیامبر دین ما آمده درواقع  یک کلی گویی رادرامر یاری جن به کلیه پیامبران  بیان میکند اگر بدانیم.

 بیان اینکه جن از دوطریق مشابه طریق انسان در میارزه با شیاطین استفاده  می بردیک طردوراندن آتش خالص وناب ( شیطان جهنمی) ویا طریق دوری به شکل انزوا( حضور پیدانکردن درجمع شیاطین جهنمی) هم برای انسان  عمومیت پیدا می کند یک طرد حریف قدرتمندتر ازخود یاحاکمیت مفسد .یا کسی که برراس اموراوست ویا وسوسه هایش برای تشویق اوبه ارتکاب عمل حرام وباطل جذاب تر است یا  راه دوم خودرا ازامورحاکمیت واز اموری که مفسدان وگناهکاران دران نقش عام دارند دور کند .واما یک مورد را هم که قران بارها در اکثریت سوره های خود بصورت مکرراعتراف وبیان کرده است .و آن مسئله مربوط با بینش مشرکین وکافران است که الله آنها را کور .کر . لایعلمون .لا یعقلون . ودر اکثریت لایرجعون می خواند   همین موارد بالا در طرز نگاه  طرف مقابل یا دشمن ( شیاطین انس وجن = انسان) نیزعمومیت دارد.

 ما میدانیم حتی پیامبران چون ازنوع انسانها بوده اندازوسوسه افتادن درگناه مبرا نبوده اند(ویا ایمان آورندگان که مناجات وادعیه معصومین حاکی ازهمین امراست) نسبت به وسوسه های شیطان کور وکرند .وجالب تر اینکه واقعا نمیشنوند وحتی اگربخواهند بشنوند نمی توانندبه نظرشما چرا؟ پاسخ آن جالب است چون الله نمی خواهد چون الله آنها راانتخاب کرده است  درهرصورت این انسانها مقاومت بالایی درمقابل وسوسه های کور کننده .کر کننده . تحلیل دانایی . تخریب عقلانیت ویا افتادن در راه گمراهی وظلمات دارند وبا کمک  نورازآنها محافظت میشود.انسانهای وارسته با مدد ازنور توحیدو اطاعت از الله و پیامبرانش وکتاب های الهی.بانورتقوی.بانوراسلام (= تسلیم محض بودن) بااستغفاروپناه آوردن به مبداء نور.با نور واصلاح خود وجامعه و......خودرا درمقابل شر محافظت میکنند     

اما در آیه هجده  سوره جن  کتاب الله.محمد ص  فی الفور ازمساجد می گوید

(بدانید که مساجد از آن خداست .همراه با خدا کس دیگری را مخوانید )

 مسجد = جایگاه سجده یا جایی که ما بر آن سجده می گذاریم .نمازمی خوانیم .دعاومناجات را به جامی  آوریم. مسجدالحرام . بیت المقدس . مسجدالنبی .مساجد شهرها .کنیسه ها .دیرها . کلیساها . صومعه ها. آرامگاه امامزاده ها . شهادتگاه معصومین و منبرها وجایگاههای نماز جمعه .جایی که در آنجا قرآن می خوانیم ( دربعضی ازآیات قرآن واجب میشود وبایدما حق سجده را ادا کنیم) واتاق ومکانی که در منزل  در مجالس . درمنزگاههای مسافرتی وهرنقطه دیگری که قادر به اقامه نماز هستیم ودر آنجا نماز می گذاریم **نباید ازغیرالله یاد کنیم . اکیدا ونباید کس دیگری را شریک الله قرار بدهیم .

دراین ایه پیامبرازهشدارخبرمیدهد .کسی که دشمن دین است نمی تواند متولی  اقامه نماز ما بشود .کسی که باحق می جنگد .قتل می کند .امر به قتل بیگناه ومخالفان ناتوان زیردست خود می کند.کسی که دستور میدهد که با کسانی که به اعتراض برای احقاق *حق خود به خیابانها آمده اندبا فرمان قتل رفتاربشود چون در درون با الله می جنگد با حق می جنگد با حرمت آیات الله می جنگد وکسی که امرمی کند با بیگناهان چون گناهکاران رفتاربشود که در واقع حق اورا که (مبرا از گناه بودن) است باطل کرده است کسی که می دانددر جامعه اش حرام وگناه وبی حرمتی به مسلمانان بواسطه سکوت او شیوع می کند  نمی تواند پیشنماز برای امر نماز وسجده بشود.چون هم اینان اولین فریب خوردگان شیطان درجمع نماز گزاران هستند واز شیطان پیروی می کنندواما ازمهمترین عامل  سقوط در راه باطل وشرک وکفر آنست که  نباید از یک انسان زبون وبیچاره که با قدرت اسلحه حرفش را به کرسی می نشاند وبرمردم ظلم میراندوبا شیطنت( که نماد شیطان است) رای میلیونها نفر راغصب می کند  به عنوان الله ویا جانشین الله ویا پیامبر الله یاد بشود .ای ائمه نماز گزار . ای آنها که وعده گاه مردم را با نظامتان روز جمعه قرار داده ایدویا دراعیادعوام  را به دنباله روی ازخود به نمازمستحب فرامی خوانیدو.... آیادرمقابل الله مواظب آنچه می گوییدهستید؟اینکه بگویید  آن کس  یا فلان مقام  جانشین پیامبراست به طورمستقیم خود را  به جای الله خوانده اید( اه ای الله صابر) . چون پیامبررا الله انتخاب می کند وجانشین پیامبر نیز کسی نمی تواند باشد جز پیامبر.

و چرا پیامبرمی گوید در مساجد( سجده گاه ها )ازغیرالله یاد مکنید کسی را به جانشینی الله مخوانید ( ای وای برما).بی دلیل نیست اگراین کلام اززبان پیامبردرسوره ( جن ) آمده است .چون انسان سالم .انسان مومن .انسان مسلم  اگر اظهار بکند درقلب وبه زبان اگرابرازبکندویا با چنین نیتی در مسجد حضور بیابدویا درتنهایی وجمع و معترف بشود به چنین  شرک وکفری دچار جنون یا جن زدگی میشود . جن .جنون .مجنون .ببینید چه مسئله بزرگ دینی در سوره جن  آمده است .

اگر توسط کسی درمساجد ازغیرالله یادبشود نشان ازضعف ایمان ویقین وتردید داشتن ازوجود الله(چون خودرا پاک میداند)  وقدرت  مسخ  اعمال شده  جن برانسان ضعیف النفس  است که در آن مکان برانسان جنون عارض میشود .ازعلائم صداقت درچنین آیه وکلام پیامبرهمین بس است که  رهبر؟وپیشنمازان وائمه جمعه  حامی حکومت اودر مکانی  به نام مسجد بیایند وبا بدعت هرحلالی را برمردم حرام بکنند نماز .حج .وعبادات الهی را (به بهانه حفظ نظام ؟)وهرحرامی را بر مردم حلال بکنند به همان دلیل.حرام وحلال کردن امور شرع ودین فقط دراراده قدرت الله است.و از سویی دیگر پیامبر غیر مستقیم با ذکر این آیه می گوید که  کافرانی که در مسجد جمعند واورا به کفر می خوانند  دچار جنون یا جن زدگی هستند ..

امر به حصروحبس نمودن ویا زندانی کردن بیگناهان وشکنجه آنها وتجاوز به عنف ازحرامات دین محمد ص است.ونیز به زعم خودش اعتراض عده ای  از مردم که در احقاق حقوق خود محق هستند با منافقین وفتنه زمان پیامبر قیاس بکند(وبااغراق گویی ومبالغه خودرا درمقام پیامبر؟ ببیند) که این چنین مقایسه ای فقط ازالله و قرآن وپیامبر برمی آید چون زمان زمان پیامبرنیست و حکومت اسلامی بعد از حضرت محمدص هرگز به حقیقت وواقعیت تشکیل نشده است  .باید واقف بود به  اینکه اسلام محمد ص  در فقدان محمد ص ( آیه پنجاه ونه سوره نساء وبه تعبیرآیات بعدازآن )حاکمیت یک فرد بر جامعه را رد می کند وفقط در زمان پیامبران است که تشکیل امت اسلامی می تواند تحقق پیدا بکند وبعد ازپیامبران بدلیل انحرافات زیاد در دین   تحقق این امرسرابی بیش نیست .( الله نمی خواهد که این اتفاق بیفتد)

ونیزدراینجا جای تامل است تایید حکم اعدام کسانی که بواسطه اعتیاد به مواد مخدر.فروش مواد مخدر از طریق عاملان نظام به مامور به کارخرید وفروش  شده اند وتوسط نیروهای همین نظام دستگیر شده اندرا حلال خواندن که همه اینها پارا از حق فراتر نهادن است وارتداداست ودر مساجدکسی که( خدای) دیگری غیر الله را  بخواند مرتدو محکوم به جنون جبری است ای ائمه جمعه وای پیشنمازان نظام اصل ولایت زمینی؟ای مبلغان .ای مفسران قرآن .و ای....... آیا شما مواظب احوالات خود هستید ؟.

(همراه با خدا کس دیگری را مخوانید) آن کس دیگر.هیچکس دیگر نمی تواند بشود هیچکس نمی تواند باشد جزجن .پس جن را مخوانید شیطان را مخوانید اگر از جنون می ترسید .چرا ازکسی که شما را به شرک  وبه عذاب جهنم می خواند نمی ترسید؟

 برمنابر مساجدما که مردحق باید برآن تکیه بزند فرد مردد دردین می نشیند ومی گوید فلانی  جانشین ونایب الله در کشورماست .آنکه چنین حرفی میزند جن براوتسلط پیدا کرده است .میگوید فلانی جانشین پیامبر الله است .آنکه چنین حرفی می زند جن براو تسلط پیداکرده است .کسی که خودرا جانشین الله ویا پیامبر الله می داند او هم جن زده یا مجنون  سوره جن است .کسی است که جن را در کالبدش پذیرفته است مامور آتشش را وآتش اورارا باخود به جهنم خواهد برد.

می دانیم تنها موجودی که در عرش خودرا شریک وهمتای الله قرار داد جنی  بود به نام ابلیس  که بعد شیطان همه ادیان شد .جنون .جن زدگی تنها شامل دیوانه های زنجیری . آنکه بی اختیار می خندد .آنکه با وسواس با آب عمری را به طغیان می گذراند نیست .آنکه قران را میسوزاند( چون دین وکتاب پیامبر دین اسلام را رد می کند) اگر پیرو یکی از ادیان الهی باشد . یا کسی که با  نقاشیها وکاریکاتورهایش پیامبران الهی را به تمسخر میگیرد (چون شیطان با اظهار برتری خود بر آدم س غافل از توانایی آدم س او خلقت اورا به تمسخر گرفت)اگر تسلیم به یکی از ادیان الهی باشد.آنکه حاکمیت یک انسان به خدایی را تایید بکند ویا کسی که دیگران را تشویق به فرمانبری ازحاکمیت آن شخص  بنماید (منافقین ) نیز چون ازحکم الله وحرمت به آیات الله پارا فراتر نهاده است وبه مرزطغیان رسیده است با اختیار خود به طور جبری حکم الله براو جاری شده است ودچار جن زدگی  یا جنون شده است اگرچه که کافر نباشد وخود را پیرودین  محمد ص ویا دین مسیحیت .یهودیت ویاهرکدام ازادیان آمده ازطرف پیامبران الهی هم بداند( توجه به این آیه داشته باشید که کسانی که به سخنان پیامبرگوش فرا میداده اند ازمسلمانان ویا کسانی که اورا به پیامبری نپذیرفته اند  بوده اند پس اگریک مسلمان دین مسیحیت یا یهودیت به چنین اقداماتی دست بزند ارتداد ورزیده است ارتداد .مردود شدن ازامتحانات الهی . منسوخ شده و کپی  شده نسل شیطان .مسخ شدن انسان باسکونت جن درکالبد وجسم او برای حاکمیت براعمال .نیات. رفتارها وحتی آرزوهای انسان  .مترادف است با رد شدن وطرد شدن ازمقام انسانیت .ازجوامع دینی واز بهشت .توجه کنید به اینکه شیطان  جن هم ازعرش طرد ورانده شد وبعدا هم به همراه آدم س وحواس از بهشت رانده شد) آیا بازمی خواهید با آتش زندگی کنید؟درحالیکه شیطان دشمن  آشکارودیرینه انسان است 

                                                               به نام خداوند بخشاینده مهربان

( 18-وچون بنده  ( خاص )خدابرای انکه اورا بخواند قیام کرد***( طایفه جنیان گرد اوازدحام کردند که ) نزدیک بود بر سر او فرو ریزند .19-بگو من تنهاخدای خودرا می پرستم واحدی را بااوشریک نمی گردانم 21- بگومن مالک برخیروشرشما نیستم  22-بگو (که اگر خدا برمن قهرکند) ابدا کسی مرا در برابر قهر خدا در پناه نمی تواند گرفت وبه غیراوهیچ گریزگاهی نخواهم یافت  23-تنها ( مامن وپناه من ) ابلاغی از خدا و ( رسانیدن ) پیغامهای اواست . وهرکه نافرمانی خدا ورسول کند البته اتش دوزخ برای اواست ودرآن تا ابدمخلد است 24-(ای رسول باش )تا عذاب موعودرا به ( چشم ) خود ببینند آنگاه خواهند دانست که ( تو و آنها )چه کسی یارانش ضعیف وناتوان تر وسپاهش کمتراست 25-ای رسول بگو من ( خود) ندانم که عذاب موعود شما ( وقتش )نزدیک است یا پروردگارم برای ان مدت ( بسیاری) قرار داده است26-( او ) دانای غیب (عالم) است وهیچکس رابر(عالم) غیب خود آگاه نمی کند 27-مگر پیامبری که خود برگزیده است که برای ( محافظت ) او نگهبانانی از پیش رووپشت سرمی فرستد( تا اسرار الهی را شیاطین به سرقت گوش نربایند) 28-تابدانند که آن رسولان پیغامهای پروردگارخود را (به خلق ) کاملا رسانیده اندوخدا برآنچه نزد ایشان است احاطه کامل دارد وهر چیزی را به عدد شماره کرده است ) آیات پایانی  سوره جن

واما اشتباه دیگرمترجم ( مطمئنا دیگر مترجمان نیز دچار این اشتباه بزرگ شده اند)که با سه ستاره درسطر اول ادامه این قاب آمده است از ازدحام اجنه میگوید که نزدیک بوده است بر سر حضرت محمد ص فروریزند؟ درقاب وارونه قبل  گفته شد که در این سوره ودرآغاز ان از گفتگوی جبراییل با عده ای از اجنه مسلمان وصالح ورساندن این صحبت که بصورت وحی در قران آمده است به روشنی  اشاره شده است افزودن ( علم ورزق وسیع به جای آب) به جن اولین اشتباه بود که در ترجمه  قرآن سوره جن  به نقد ان پرداختیم ومترجم کلمه ( ماء ) که در این سوره آمده بود به معنی ( علم فراوان ورزق وسیع ) تعبیر  کرده بود که  این نوع برداشت منجر به ارتداد است وهمچنین است دراین آیه

(19-وچون بنده خاص خدا برای انکه اورا بخواند قیام کرد طایفه جنیان گرد اوازدحام کردندکه نزدیک بود برسراوفروریزند )

ببینید ای خواننده خوب در آیه هجده سوره جن  مکتوب در قرآن هیچ نامی از اجنه برده نشده است ومن درحیرت هستم که این مترجم چرا از اشخاص یا( گروه  بله گروه جمع کسانی که مخاطب حضرت رسول بوده اند وحضرت بدانها اشاره می کند که جنها هم *چون شما گمان میکردند که الله هیچ  احدی یا کسی را به پیامبری مبعوث نخواهدکرد ) غافل میشود وذ کرنام این گروه را با فراموشی ازترجمه آیه ( هفت همین سوره)به نام اجنه آورده  است سومین اشتباه هم که درتعبیر ومعنی  آیات این سوره  آمده است آنست که گویی مترجم  آیه هجده راکه خودش ترجمه کرده است نخوانده است (18-ومساجد مخصوص ( پرستش ذات یکتای )خدا است پس نباید با خدا احدی غیراورا بخوانید)؟؟؟؟به نظرمیرسد که این مترجم  با ذکرانکه اجنه اطراف رسول جمع شده اند به  صراحت در ترجمه خود می آورد که حضرت محمد ص درمسجد اقدام به فراخواندن جن کرده است (ترجمه او درآیه نوزده امد )متاسفم  وفراوان متاسف تراز اینکه این کتاب دردسترس میلیونها ایرانی(اه ایرانیان) قرار میگیرد .و ترجمه ایه نوزده  که در بالا آمدنیز یک دروغ دیگر یک ارتداد دیگر از طرف بعضی از اهل کتاب  را برما آشکار می کند .باید گفت جملاتی که اززبان جن مسلمان ویا صالح  آمده بوده است واززبان جبراییل امین به حضرت رسول وحی میشود و حضرت  محمد ص برکافرینی که دراطرافش بوده اند وپیامبری اورا ردمی کنند عرضه می شود دراین آیات ازماهیت بعضی ازانواع جن گفته میشود که آنها مسلمان ( صالح )وغیرمسلمان ( غیر صالح )دارند و........که قبلا درقاب ارتداد ومن امد و توجه بکنید به اینکه قبل ازشروع  آیه شماره هفده  سوره جن تلاوت آیات گفتگو باجنهای مسلمان  باجبراییل تمام گشته است. وبعد جبراییل آیاتی دیگرمیاوردکه پیامبربرای دفاع درمقابله با موضع مخالفان درمسجد برمیگردد واین آیه می آید که درمسجد فقط ازالله یاد بشود وخواندن غیر الله هم که باید عاملی برای نزول شیطان بشود نیزمی آید (که با خواندن دیگری به جای الله درواقع شیطان درآنجا حضور پیدا میکند درمسجد. و جنون  برآن خواننده غیرالله حادث میشود) وان آیه نیز پایان می یابد 

 واما گروه؟ خواننده خوب اگر الله منظورش ازامدن جمع (گروه) اشاره به جن بود می توانست  وقادر بی نهایت  بود که  اشاره کند به نام گروه اجنه . و در موقع اقامه نماز حضرت در ان مقطع زمانی  که خودش به این( گروه ) که گروه کافرانی هستند که بعلت ازدیاد نفرات گرد حضرت جمع میشوند بطوریکه نزدیک بوده حضرت  زیر دست وپای آنها برود میگوید.وقبل از آن رسول اکرم این  آیه را می خواند ومی گوید از طرف الله که (غیر ازالله در مساجد کس دیگری را نخوانید) این از ارتداد است که بگوییم بعد ازآمدن این آیه در مسجد اجنه گرد ایشان جمع شدند یعنی حضرت در موقع نماز غیر الله (شیاطین )را صدا زدند که آنها ( اجنه ) بدیشان هجوم بیاورند ؟واقعا متاسفم

 به عقیده من وبا تامل درآیات بعد دلیل اینکه کافران برگرد ایشان ازدحام می کنند برای اینست که به ایشان اثبات  بکنند که نفراتشان زیاد است ومحمد ص درمیان انها تنها میماند(ودرایه ای از این سوره این ادعای کافران که مدعی ازدیاد وکثرت درجمع خود بودند نیز میآید)  .ودر ایات بعد سخنان حضرت  به این کافران ادامه می یابد که ( من فقط پروردگارم را می خوانم واحدی را شریکش نمی سازم.)  که خلاصه آن یعنی من پیرودین کفر نمیشوم.وچه جالب می گوید (من مالک زیان یا هدایتی برای شما نیستم ).تصورش را بکنید آیا حضرت این سخن را به جن می گوید .؟

بگواگرنافرمانی کنم هیچکس مرا در برابرمجازات خداوند پناه نمی دهد وپناهگاهی جزاو نمی یابم .تنها وظیفه من ابلاغ پیام الهی است ورساندن رسالات او است پس هرکس نافرمانی خدا وپیامبرش نماید اتش جهنم از آن اوست وجاودانه در آنجا خواهد ماند .

ببینید در این آیات محمد ص  به این گروه کافر چه میگوید محمد نبی س بدانها از الله میگوید وازمجازات کافران .وآنکه کافران پناه خوبی در مقابل با قدرت بی انتهای الله نیستند وچگونه متصور میشود که ایشان در مسجد دچار کفربشوند؟

این آیه گویای آنست که کافران ( با احاطه حضرت)در این زمان اورا به فرمانبری ازدین کفر می خوانند .وحضرت باتلاوت آیات دیگر این مسئله را دلیل احاطه خودرا توسط کافران بازگو می کند .دین کفررا رد می کند واینکه جز الله را نمی خواند وجز الله پناهی نداردرابطور صریح بازگو می کند این کافران در مسجد به پیامبر دعوت به کفر می کنند در مسجد .بعد از این آیه از ادامه  کفرهمین گروه کافردر طول سالهای آینده تاریخ اسلام محمد ص می گویدواینکه کافران روزی خواهند دید که  با آنکه تعداد آنها بیشتر است یاوری  ندارند.وخواهند دانست چه کسی درمقابل ایمان آورندگان به الله . یاورش ضعیف تر ونیروهایش کمتر است ؟ محمد ص در مقابل گروهی از کافران از دین خود دفاع می کند وبه ابلاغ ودعوت می پردازد این چگونه است که  یک مترجم بیاید از ازدحام اجنه گرداگرد حضرت بگوید درحالیکه محمد ص  با نزول آیه مبری از فرا خواندن شیطان وغیر الله درمسجد شده است ( چون پیامبر این آیه را به کافران  میرساند یعنی آنکه من از این  قاعده مستثنی هستم .میگوید مخوانید  نمی گوید من پیامبرمخوانم .پیامبری مصون ازگناه شرک) وترجمه این آیه نیز ارتدادمطلق است برای نویسنده اش .وعجیب است که در آیه بیست وهشت همین سوره از احاطه آنچه  نزد

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA                                       بسم الله الرحمن الرحیم

                                           رویاهای صادقه قاب وارونه (ارتداد ومن)

با نام آنکه سلام را آفرید به توسلام می کنم

(به نام خداوند بخشاینده مهربان .0 1-در میان ما هم افراد صالح است وهم افراد نا صالح .11-مایقین داریم  که نمی توانیم خداوند را در زمین عاجز کنیم واز دست او بگریزیم12-ما هنگامی که سخنان هدایت آمیز را شنیدیم به آن ایمان آوردیم پس هرکس به پروردگارش ایمان بیاورد نه از نقصان پاداشش می ترسد ونه از ظلم .13-برخی از ما تسلیم خداییم وبرخی ظالم .پس هرکس تسلیم خدا بشود بدون شک خود را در راه رشد رهاکرده است .14-واگر در راه ایمان صبر واستقام بورزندما آنهارا با آب فراوانی سیراب می کنیم .15-تا آنها را امتحان کنیم  پس هرکس ازیاد پروردگارش روی بگرداند اورا به عذاب سختی گرفتار می سازد.16-بدانید که مساجد از آن خداست .همراه با خدا کس دیگری را مخوانید .17- چون بنده خداازعبادت برمی خواست واو ( الله) را می خواند گروهی به دورش حلقه می زدند 18-بگو. من فقط پروردگارم را می خوانم واحدی را شریکش نمی سازم .) آیاتی از سوره جن.قرآن کریم

*می بینید که بحث ومجادله ما بامدد از قرآن وبا تامل در سوره جن بواسطه اهمیت آن همچنان ادامه دارد .

بایدگفت سوره جن خاص  به دلیل تاثیر  جن  در روح وجسم کافران  وکسانی که به شرک گرایش دارند برمحمد ص نازل شده است .واز چهره تمام عیار وقدرتمند جن که مظهر زشتی وباطل است آشکارا سخن می گوید.

واما درآیه چهارده این سوره ازنوشاندن آب به جن صحبت می شود وآب فراوانی که گقتیم بعد از نوشاند آن به جن درماهیت جن تاثیری بزرگ وشبیه به معجزه انجام میدهد موجود جدیدی که بانوشاندن آب چون انسان وملائک ازامتیازات برتری نسبت به همنوعان (جن)غیر مسلمان وغیرصالح برخوردار میشودوچون محل زندگی  جن بین زمین وآسمان است اواجازه می یابد با ترکیبی که با افزایش آب دراو بوجود آمده واورااز حالت فراربودن به میعان یا ترکیبی ازدوعنصر مخالف ومتضاد باهم (آتش و آب) دارای وزن و مهلت حق زندگی بهتر وازنظر محبوبیت دردرجه بهتری از همجنسان(فقط  آتشین) مزاج خود درزمین بشود.  

برای تعبیر شباهت این آیه به تغییری دریکی ازمواد سوخت به صورت گاز مورد مصرف بشرمثال زده شد گازی آتشین کام که می توان آنرا بصورت مایع درآورد. وتقریبا با تجربه چنین  روشی درسوره جن  با افزودن آب فراوان به جن به تغییر وانقلا ب درخلقیات وماهیت  جن نیزاشاره شده است  این جن با طبیعتی آتشین  باید ازاین آبی که ازآن سیراب شده است برای مبارزه با آتش  درونی خودش ونیز با آتش همجنسان شر طلبش که ما از این به بعدآنهارا دشمن این جن می خوانیم بهره ببرد .این جن از دوحالت برای دفاع ومحافظت از این آب می تواند استفاده بکند یک .در مقابل عصیان درونی خود مقاومت نشان بدهد .دو در مقابله با آتش بیرون یا باید از آتشهای بزرگتری که قدرت مقاوت دربرابر شان را ندارد دوری کند  ویا روش انزوا را انتخاب بکند .این دوروش  را ما درمورد انسان هم درمقابل دشمنان خارجی یک با  طرد شیاطین انس وجن .ویا روش تقوی پرهیز ازگناه( بی اعتنایی وانزواگرفتن ازمحیط گناه) می توانیم آشکارا ببینیم .محافظت ازآبی که به جن هدیه شده است یعنی دفاع ازمقام بلندی که باید درآن موقعیت به تعالی بیندیشد ( مثل انسانی که گناه اوبخشوده شده وباید که عزم خود رابرای برتری بیشتر جزم بکند). وبا پذیرش جنگ باوسوسه های درونی  وبرونی  ازخود ایستادگی نشان بدهد .ببینید این شباهت بین مبارزه انسان وجن با دشمن به فضیلت بهره بردن ازآب به جن الحاق شده است این آب یک مانع  پوشاننده  تدافعی است در برابرعصیان آتش درون جن که خود عامل اولین عامل آنست .یا بهتر بگوییم بصورت عادت درجن نهادینه شده است عادتی که ازعرش بااوبه زمین آمده است خودرا فریفتن .دیگران را باوسوسه فریب دادن ودراوج وسوسه عصیان کردن .اوازمیان دوراه آوارگی مابین زمین و آسمان و یا پذیرش ایمان وتوحید زندگی برتر را با قبول آب به عنوان یک پرده یا حجاب  راه دوم را انتخاب کرده است .زندگی نسبتا بیگانه با آن جن مطرود .

   اماامروز من می خواهم در ادامه بحث ومجادله ارتدادونقد این سوره بازبا توهمراه بشوم  .قرآن درآیه پانزده  سوره جن هدف از افزودن آب فراوان را اینگونه توجیه می کند برای اینکه  جن صالح ومسلم در ایمان( صبر واستقامت در ایمان) امتحان بشوداورا ازآب سیراب می کنیم .به نظر توای خواننده این جن های با ایمان که ازهویت  دیرین خود منفک وبیگانه شده اند چگونه امتحان میشوند.خوب جن کارش وسوسه ایجاد کردن است و حسادت . نفاق ( نیت منافقین را به یاد داشته باشید)ودر یک کلام شربه پا کردن است علی الخصوص جن شیطان.که ماهیت آتشین خود راحفظ کرده است وما می دانیم فرمان شیطان دعوت به خدایی خودش است پس هرچه جایگزین حق درطعمه یا انسان فریب خورده بشود دروغین وباطل است وبرانسان حرام است بالعکس آنچه ما ازالله می دانیم و از صداقت  وراستی وحق  است  .اگر این جن بتواند برحسهای مخرب و ضد الهی درونی تسلط پیدا بکندودرواقع ازدرون باهویت آتش ذاتی خودیا ادامه سرشت قدیمی خود بجنگد( دیگرازاتش خود برجسم هیچ موجودی  ندمد) ویا در حالتی دیگرمقاومت نشان بدهد او توانسته است سرفرازازامتحان خارج بشود.استفاده هدف دار وقابل کنترل ازجن آتش برای  احرازتوانایی همزیستی باخاکیان با انسانها وشاید فیض برخورداری از ارتباط مجدد باجهان کائنات .وسیله جنگی آنها ( شیاطین آتش)هم یورش بردن وخشکاندن وتسریع درسوزاندن سریع این جن خنثی شده است پس او بایداز تبخیر این آب  اهدایی جلوگیری ومانع بشود  بامجاورت او با آب وانسان ( که هرجا آب است پس انسان هم هست وانسان  تعلیم دیده تعاایم الهی است ویا بواسطه اشتراک آب در دو موجود ملائک وانسان به حد وفور)بهترین نتیجه را به این جن میدهد که در ادامه تغییر جدید خود ثابت قدم باشد .

  توجه کنید به این مقایسه  به اینکه یک سیلندر گاز مایع  یا  یک فندک در مقابله با گازی که مستقیما از چاه های گاز نشت میشودویا از شعله هایی که حرارت بیشتری دارند  وشعله هایشان بسختی قابل کنترل است چه مقاومتی داشته باشد مسلمااین سوخت بسیار بی دفاع خوهد بود پس بهترین روش زندگی برای این جن می تواند همان دوری از همجنسان  خود باشد مثل باروت در کناراتش که یک مصیبت را ایجاد می کند ویا گازوییل در کنار شعله اتش ویا مثال بالا.برای جن نسل دوم  همان بهتر که بتواند باقبول این ماهیت جدیددر سرنوشت دیگر همجنسان غیر صالح خود تاثیر گذار بشود .

  سوره آتش  یا جن سوره ای است  که ما را در شناخت من ( شیطانی ) و مخلوقات دیگرالله یاری بسیار میرساند .وباز در دنیای مقایسه ها نوع خا لص این آتش که ازامتحانات ومقاومت با سر بلندی خارج شده است رامن در تشابه به اسپری ها .عطرها .ادوکلن ها و مواد مایع خوشبوکننده وروغنهای معطر ارجاع می دهم که این آتشها توانسته اندازصورت  ا لکل وگازهای خاص ویاگازوییل وروغ که از مشتقات این گروهند  وبصورت مایع وفابل  مصرف بشر در بیایند پس جن هم می تواند به انسان خدمت کند بدون آنکه انسان را دجار شرک وکفر ویا ارتداد بکند  تغییردر آتشی درون مایع .خوشبو محلول درآب  ودر کنار انسان .سرانجام این جن چون آغاز خلقت که قبل از انسان در عرش  تولد یافته است  قبل از انسان زمین را ترک خواهد کرد و موجودی  بی خطر ودوست داشتنی .دربهشت سکونت خواهد گرفت  وجنی که از یاد الله غافل بشود ازمیان آن جنهایی که با آب سیراب شده اندونتواند از میان جدال با طبیعت وماهیت جدید خود با سرافرازی خارج بشودهمانا او هم قبل از انسان . انگونه که قبل از انسانها خلق شد قبل از انسانهای جهنمی هم به جهنم روانه خواهد شد . وهم این ( جنها) شیطانها هستند که آتش را برای فریب خوردگان شیطان مهیاوسوزان خواهند کرد .گاهی با قرآن  دوست بودن فاصله ها را با الله محومی کند.ترکیب جدید جن(آتش  باآب)سرنوشتش از دوحال خارج نیست یا روانه بهشت میشود یا وارد جهنم .وطبق انچه ما در ادیان الهی باید بطور جبرا بپذیریم ما تابع حد وسط در دین نمیشویم یا کافر ومشرک  ویا ازاهل توحید خواهیم بود یاخیر خواهیم بود یا شر .یا از نور خواهیم بود یا از تاریکی وظلمات .جن هم  درانتخاب راه با انسان  سرنوشت مشترکی دارد .

اما ای خواننده خوب  به نظر تو چه کسانی جن را از آب سیراب خواهند کرد به آیات بالا مراجعه کنید آیه  چهارده وهمچنین آیه پانزده را بخوانید اشاره شده است به جمع  .به ضمیر( ما).خوبست برگردیم به موقعیت زمانی که این سخنان که جبراییل س برای حضرت محمد ص بصورت وحی آورده است.  .و جبراییل ازجمع (ما )برای محمدص میگوید ما به جن آب فراوان می نوشانیم  .ما جبراییل س وملائک ومطمئنا به اراده الله  .الله انتخاب کننده جن.

در اینجا نیز باید گفت انتخاب انسانی به نام پیامبر یک کلی گویی است برای دیگر موجودات که آنها نیزازطرف الله برای یاری دین انتخاب میشوندمثل جن .واگرقرآن را بابصیرت بخوانیم این جنهایی که باآب سیراب شده اند چگونه با امرالله درخدمت پیامبران بوده اندکه درقران به یاری حضرت محمد ص ازطرف این نسل جدید جن  آیاتی نیزآمده است واین آیاتی که درموارد کمک اجنه به پیامبر دین ما آمده درواقع  یک کلی گویی رادرامر یاری جن به کلیه پیامبران  بیان میکند اگر بدانیم.

 بیان اینکه جن از دوطریق مشابه طریق انسان در میارزه با شیاطین استفاده  می بردیک طردوراندن آتش خالص وناب ( شیطان جهنمی) ویا طریق دوری به شکل انزوا( حضور پیدانکردن درجمع شیاطین جهنمی) هم برای انسان  عمومیت پیدا می کند یک طرد حریف قدرتمندتر ازخود یاحاکمیت مفسد .یا کسی که برراس اموراوست ویا وسوسه هایش برای تشویق اوبه ارتکاب عمل حرام وباطل جذاب تر است یا  راه دوم خودرا ازامورحاکمیت واز اموری که مفسدان وگناهکاران دران نقش عام دارند دور کند .واما یک مورد را هم که قران بارها در اکثریت سوره های خود بصورت مکرراعتراف وبیان کرده است .و آن مسئله مربوط با بینش مشرکین وکافران است که الله آنها را کور .کر . لایعلمون .لا یعقلون . ودر اکثریت لایرجعون می خواند   همین موارد بالا در طرز نگاه  طرف مقابل یا دشمن ( شیاطین انس وجن = انسان) نیزعمومیت دارد.

 ما میدانیم حتی پیامبران چون ازنوع انسانها بوده اندازوسوسه افتادن درگناه مبرا نبوده اند(ویا ایمان آورندگان که مناجات وادعیه معصومین حاکی ازهمین امراست) نسبت به وسوسه های شیطان کور وکرند .وجالب تر اینکه واقعا نمیشنوند وحتی اگربخواهند بشنوند نمی توانندبه نظرشما چرا؟ پاسخ آن جالب است چون الله نمی خواهد چون الله آنها راانتخاب کرده است  درهرصورت این انسانها مقاومت بالایی درمقابل وسوسه های کور کننده .کر کننده . تحلیل دانایی . تخریب عقلانیت ویا افتادن در راه گمراهی وظلمات دارند وبا کمک  نورازآنها محافظت میشود.انسانهای وارسته با مدد ازنور توحیدو اطاعت از الله و پیامبرانش وکتاب های الهی.بانورتقوی.بانوراسلام (= تسلیم محض بودن) بااستغفاروپناه آوردن به مبداء نور.با نور واصلاح خود وجامعه و......خودرا درمقابل شر محافظت میکنند     

اما در آیه هجده  سوره جن  کتاب الله.محمد ص  فی الفور ازمساجد می گوید

(بدانید که مساجد از آن خداست .همراه با خدا کس دیگری را مخوانید )

 مسجد = جایگاه سجده یا جایی که ما بر آن سجده می گذاریم .نمازمی خوانیم .دعاومناجات را به جامی  آوریم. مسجدالحرام . بیت المقدس . مسجدالنبی .مساجد شهرها .کنیسه ها .دیرها . کلیساها . صومعه ها. آرامگاه امامزاده ها . شهادتگاه معصومین و منبرها وجایگاههای نماز جمعه .جایی که در آنجا قرآن می خوانیم ( دربعضی ازآیات قرآن واجب میشود وبایدما حق سجده را ادا کنیم) واتاق ومکانی که در منزل  در مجالس . درمنزگاههای مسافرتی وهرنقطه دیگری که قادر به اقامه نماز هستیم ودر آنجا نماز می گذاریم **نباید ازغیرالله یاد کنیم . اکیدا ونباید کس دیگری را شریک الله قرار بدهیم .

دراین ایه پیامبرازهشدارخبرمیدهد .کسی که دشمن دین است نمی تواند متولی  اقامه نماز ما بشود .کسی که باحق می جنگد .قتل می کند .امر به قتل بیگناه ومخالفان ناتوان زیردست خود می کند.کسی که دستور میدهد که با کسانی که به اعتراض برای احقاق *حق خود به خیابانها آمده اندبا فرمان قتل رفتاربشود چون در درون با الله می جنگد با حق می جنگد با حرمت آیات الله می جنگد وکسی که امرمی کند با بیگناهان چون گناهکاران رفتاربشود که در واقع حق اورا که (مبرا از گناه بودن) است باطل کرده است کسی که می دانددر جامعه اش حرام وگناه وبی حرمتی به مسلمانان بواسطه سکوت او شیوع می کند  نمی تواند پیشنماز برای امر نماز وسجده بشود.چون هم اینان اولین فریب خوردگان شیطان درجمع نماز گزاران هستند واز شیطان پیروی می کنندواما ازمهمترین عامل  سقوط در راه باطل وشرک وکفر آنست که  نباید از یک انسان زبون وبیچاره که با قدرت اسلحه حرفش را به کرسی می نشاند وبرمردم ظلم میراندوبا شیطنت( که نماد شیطان است) رای میلیونها نفر راغصب می کند  به عنوان الله ویا جانشین الله ویا پیامبر الله یاد بشود .ای ائمه نماز گزار . ای آنها که وعده گاه مردم را با نظامتان روز جمعه قرار داده ایدویا دراعیادعوام  را به دنباله روی ازخود به نمازمستحب فرامی خوانیدو.... آیادرمقابل الله مواظب آنچه می گوییدهستید؟اینکه بگویید  آن کس  یا فلان مقام  جانشین پیامبراست به طورمستقیم خود را  به جای الله خوانده اید( اه ای الله صابر) . چون پیامبررا الله انتخاب می کند وجانشین پیامبر نیز کسی نمی تواند باشد جز پیامبر.

و چرا پیامبرمی گوید در مساجد( سجده گاه ها )ازغیرالله یاد مکنید کسی را به جانشینی الله مخوانید ( ای وای برما).بی دلیل نیست اگراین کلام اززبان پیامبردرسوره ( جن ) آمده است .چون انسان سالم .انسان مومن .انسان مسلم  اگر اظهار بکند درقلب وبه زبان اگرابرازبکندویا با چنین نیتی در مسجد حضور بیابدویا درتنهایی وجمع و معترف بشود به چنین  شرک وکفری دچار جنون یا جن زدگی میشود . جن .جنون .مجنون .ببینید چه مسئله بزرگ دینی در سوره جن  آمده است .

اگر توسط کسی درمساجد ازغیرالله یادبشود نشان ازضعف ایمان ویقین وتردید داشتن ازوجود الله(چون خودرا پاک میداند)  وقدرت  مسخ  اعمال شده  جن برانسان ضعیف النفس  است که در آن مکان برانسان جنون عارض میشود .ازعلائم صداقت درچنین آیه وکلام پیامبرهمین بس است که  رهبر؟وپیشنمازان وائمه جمعه  حامی حکومت اودر مکانی  به نام مسجد بیایند وبا بدعت هرحلالی را برمردم حرام بکنند نماز .حج .وعبادات الهی را (به بهانه حفظ نظام ؟)وهرحرامی را بر مردم حلال بکنند به همان دلیل.حرام وحلال کردن امور شرع ودین فقط دراراده قدرت الله است.و از سویی دیگر پیامبر غیر مستقیم با ذکر این آیه می گوید که  کافرانی که در مسجد جمعند واورا به کفر می خوانند  دچار جنون یا جن زدگی هستند ..

امر به حصروحبس نمودن ویا زندانی کردن بیگناهان وشکنجه آنها وتجاوز به عنف ازحرامات دین محمد ص است.ونیز به زعم خودش اعتراض عده ای  از مردم که در احقاق حقوق خود محق هستند با منافقین وفتنه زمان پیامبر قیاس بکند(وبااغراق گویی ومبالغه خودرا درمقام پیامبر؟ ببیند) که این چنین مقایسه ای فقط ازالله و قرآن وپیامبر برمی آید چون زمان زمان پیامبرنیست و حکومت اسلامی بعد از حضرت محمدص هرگز به حقیقت وواقعیت تشکیل نشده است  .باید واقف بود به  اینکه اسلام محمد ص  در فقدان محمد ص ( آیه پنجاه ونه سوره نساء وبه تعبیرآیات بعدازآن )حاکمیت یک فرد بر جامعه را رد می کند وفقط در زمان پیامبران است که تشکیل امت اسلامی می تواند تحقق پیدا بکند وبعد ازپیامبران بدلیل انحرافات زیاد در دین   تحقق این امرسرابی بیش نیست .( الله نمی خواهد که این اتفاق بیفتد)

ونیزدراینجا جای تامل است تایید حکم اعدام کسانی که بواسطه اعتیاد به مواد مخدر.فروش مواد مخدر از طریق عاملان نظام به مامور به کارخرید وفروش  شده اند وتوسط نیروهای همین نظام دستگیر شده اندرا حلال خواندن که همه اینها پارا از حق فراتر نهادن است وارتداداست ودر مساجدکسی که( خدای) دیگری غیر الله را  بخواند مرتدو محکوم به جنون جبری است ای ائمه جمعه وای پیشنمازان نظام اصل ولایت زمینی؟ای مبلغان .ای مفسران قرآن .و ای....... آیا شما مواظب احوالات خود هستید ؟.

(همراه با خدا کس دیگری را مخوانید) آن کس دیگر.هیچکس دیگر نمی تواند بشود هیچکس نمی تواند باشد جزجن .پس جن را مخوانید شیطان را مخوانید اگر از جنون می ترسید .چرا ازکسی که شما را به شرک  وبه عذاب جهنم می خواند نمی ترسید؟

 برمنابر مساجدما که مردحق باید برآن تکیه بزند فرد مردد دردین می نشیند ومی گوید فلانی  جانشین ونایب الله در کشورماست .آنکه چنین حرفی میزند جن براوتسلط پیدا کرده است .میگوید فلانی جانشین پیامبر الله است .آنکه چنین حرفی می زند جن براو تسلط پیداکرده است .کسی که خودرا جانشین الله ویا پیامبر الله می داند او هم جن زده یا مجنون  سوره جن است .کسی است که جن را در کالبدش پذیرفته است مامور آتشش را وآتش اورارا باخود به جهنم خواهد برد.

می دانیم تنها موجودی که در عرش خودرا شریک وهمتای الله قرار داد جنی  بود به نام ابلیس  که بعد شیطان همه ادیان شد .جنون .جن زدگی تنها شامل دیوانه های زنجیری . آنکه بی اختیار می خندد .آنکه با وسواس با آب عمری را به طغیان می گذراند نیست .آنکه قران را میسوزاند( چون دین وکتاب پیامبر دین اسلام را رد می کند) اگر پیرو یکی از ادیان الهی باشد . یا کسی که با  نقاشیها وکاریکاتورهایش پیامبران الهی را به تمسخر میگیرد (چون شیطان با اظهار برتری خود بر آدم س غافل از توانایی آدم س او خلقت اورا به تمسخر گرفت)اگر تسلیم به یکی از ادیان الهی باشد.آنکه حاکمیت یک انسان به خدایی را تایید بکند ویا کسی که دیگران را تشویق به فرمانبری ازحاکمیت آن شخص  بنماید (منافقین ) نیز چون ازحکم الله وحرمت به آیات الله پارا فراتر نهاده است وبه مرزطغیان رسیده است با اختیار خود به طور جبری حکم الله براو جاری شده است ودچار جن زدگی  یا جنون شده است اگرچه که کافر نباشد وخود را پیرودین  محمد ص ویا دین مسیحیت .یهودیت ویاهرکدام ازادیان آمده ازطرف پیامبران الهی هم بداند( توجه به این آیه داشته باشید که کسانی که به سخنان پیامبرگوش فرا میداده اند ازمسلمانان ویا کسانی که اورا به پیامبری نپذیرفته اند  بوده اند پس اگریک مسلمان دین مسیحیت یا یهودیت به چنین اقداماتی دست بزند ارتداد ورزیده است ارتداد .مردود شدن ازامتحانات الهی . منسوخ شده و کپی  شده نسل شیطان .مسخ شدن انسان باسکونت جن درکالبد وجسم او برای حاکمیت براعمال .نیات. رفتارها وحتی آرزوهای انسان  .مترادف است با رد شدن وطرد شدن ازمقام انسانیت .ازجوامع دینی واز بهشت .توجه کنید به اینکه شیطان  جن هم ازعرش طرد ورانده شد وبعدا هم به همراه آدم س وحواس از بهشت رانده شد) آیا بازمی خواهید با آتش زندگی کنید؟درحالیکه شیطان دشمن  آشکارودیرینه انسان است 

                                                               به نام خداوند بخشاینده مهربان

( 18-وچون بنده  ( خاص )خدابرای انکه اورا بخواند قیام کرد***( طایفه جنیان گرد اوازدحام کردند که ) نزدیک بود بر سر او فرو ریزند .19-بگو من تنهاخدای خودرا می پرستم واحدی را بااوشریک نمی گردانم 21- بگومن مالک برخیروشرشما نیستم  22-بگو (که اگر خدا برمن قهرکند) ابدا کسی مرا در برابر قهر خدا در پناه نمی تواند گرفت وبه غیراوهیچ گریزگاهی نخواهم یافت  23-تنها ( مامن وپناه من ) ابلاغی از خدا و ( رسانیدن ) پیغامهای اواست . وهرکه نافرمانی خدا ورسول کند البته اتش دوزخ برای اواست ودرآن تا ابدمخلد است 24-(ای رسول باش )تا عذاب موعودرا به ( چشم ) خود ببینند آنگاه خواهند دانست که ( تو و آنها )چه کسی یارانش ضعیف وناتوان تر وسپاهش کمتراست 25-ای رسول بگو من ( خود) ندانم که عذاب موعود شما ( وقتش )نزدیک است یا پروردگارم برای ان مدت ( بسیاری) قرار داده است26-( او ) دانای غیب (عالم) است وهیچکس رابر(عالم) غیب خود آگاه نمی کند 27-مگر پیامبری که خود برگزیده است که برای ( محافظت ) او نگهبانانی از پیش رووپشت سرمی فرستد( تا اسرار الهی را شیاطین به سرقت گوش نربایند) 28-تابدانند که آن رسولان پیغامهای پروردگارخود را (به خلق ) کاملا رسانیده اندوخدا برآنچه نزد ایشان است احاطه کامل دارد وهر چیزی را به عدد شماره کرده است ) آیات پایانی  سوره جن

واما اشتباه دیگرمترجم ( مطمئنا دیگر مترجمان نیز دچار این اشتباه بزرگ شده اند)که با سه ستاره درسطر اول ادامه این قاب آمده است از ازدحام اجنه میگوید که نزدیک بوده است بر سر حضرت محمد ص فروریزند؟ درقاب وارونه قبل  گفته شد که در این سوره ودرآغاز ان از گفتگوی جبراییل با عده ای از اجنه مسلمان وصالح ورساندن این صحبت که بصورت وحی در قران آمده است به روشنی  اشاره شده است افزودن ( علم ورزق وسیع به جای آب) به جن اولین اشتباه بود که در ترجمه  قرآن سوره جن  به نقد ان پرداختیم ومترجم کلمه ( ماء ) که در این سوره آمده بود به معنی ( علم فراوان ورزق وسیع ) تعبیر  کرده بود که  این نوع برداشت منجر به ارتداد است وهمچنین است دراین آیه

(19-وچون بنده خاص خدا برای انکه اورا بخواند قیام کرد طایفه جنیان گرد اوازدحام کردندکه نزدیک بود برسراوفروریزند )

ببینید ای خواننده خوب در آیه هجده سوره جن  مکتوب در قرآن هیچ نامی از اجنه برده نشده است ومن درحیرت هستم که این مترجم چرا از اشخاص یا( گروه  بله گروه جمع کسانی که مخاطب حضرت رسول بوده اند وحضرت بدانها اشاره می کند که جنها هم *چون شما گمان میکردند که الله هیچ  احدی یا کسی را به پیامبری مبعوث نخواهدکرد ) غافل میشود وذ کرنام این گروه را با فراموشی ازترجمه آیه ( هفت همین سوره)به نام اجنه آورده  است سومین اشتباه هم که درتعبیر ومعنی  آیات این سوره  آمده است آنست که گویی مترجم  آیه هجده راکه خودش ترجمه کرده است نخوانده است (18-ومساجد مخصوص ( پرستش ذات یکتای )خدا است پس نباید با خدا احدی غیراورا بخوانید)؟؟؟؟به نظرمیرسد که این مترجم  با ذکرانکه اجنه اطراف رسول جمع شده اند به  صراحت در ترجمه خود می آورد که حضرت محمد ص درمسجد اقدام به فراخواندن جن کرده است (ترجمه او درآیه نوزده امد )متاسفم  وفراوان متاسف تراز اینکه این کتاب دردسترس میلیونها ایرانی(اه ایرانیان) قرار میگیرد .و ترجمه ایه نوزده  که در بالا آمدنیز یک دروغ دیگر یک ارتداد دیگر از طرف بعضی از اهل کتاب  را برما آشکار می کند .باید گفت جملاتی که اززبان جن مسلمان ویا صالح  آمده بوده است واززبان جبراییل امین به حضرت رسول وحی میشود و حضرت  محمد ص برکافرینی که دراطرافش بوده اند وپیامبری اورا ردمی کنند عرضه می شود دراین آیات ازماهیت بعضی ازانواع جن گفته میشود که آنها مسلمان ( صالح )وغیرمسلمان ( غیر صالح )دارند و........که قبلا درقاب ارتداد ومن امد و توجه بکنید به اینکه قبل ازشروع  آیه شماره هفده  سوره جن تلاوت آیات گفتگو باجنهای مسلمان  باجبراییل تمام گشته است. وبعد جبراییل آیاتی دیگرمیاوردکه پیامبربرای دفاع درمقابله با موضع مخالفان درمسجد برمیگردد واین آیه می آید که درمسجد فقط ازالله یاد بشود وخواندن غیر الله هم که باید عاملی برای نزول شیطان بشود نیزمی آید (که با خواندن دیگری به جای الله درواقع شیطان درآنجا حضور پیدا میکند درمسجد. و جنون  برآن خواننده غیرالله حادث میشود) وان آیه نیز پایان می یابد 

 واما گروه؟ خواننده خوب اگر الله منظورش ازامدن جمع (گروه) اشاره به جن بود می توانست  وقادر بی نهایت  بود که  اشاره کند به نام گروه اجنه . و در موقع اقامه نماز حضرت در ان مقطع زمانی  که خودش به این( گروه ) که گروه کافرانی هستند که بعلت ازدیاد نفرات گرد حضرت جمع میشوند بطوریکه نزدیک بوده حضرت  زیر دست وپای آنها برود میگوید.وقبل از آن رسول اکرم این  آیه را می خواند ومی گوید از طرف الله که (غیر ازالله در مساجد کس دیگری را نخوانید) این از ارتداد است که بگوییم بعد ازآمدن این آیه در مسجد اجنه گرد ایشان جمع شدند یعنی حضرت در موقع نماز غیر الله (شیاطین )را صدا زدند که آنها ( اجنه ) بدیشان هجوم بیاورند ؟واقعا متاسفم

 به عقیده من وبا تامل درآیات بعد دلیل اینکه کافران برگرد ایشان ازدحام می کنند برای اینست که به ایشان اثبات  بکنند که نفراتشان زیاد است ومحمد ص درمیان انها تنها میماند(ودرایه ای از این سوره این ادعای کافران که مدعی ازدیاد وکثرت درجمع خود بودند نیز میآید)  .ودر ایات بعد سخنان حضرت  به این کافران ادامه می یابد که ( من فقط پروردگارم را می خوانم واحدی را شریکش نمی سازم.)  که خلاصه آن یعنی من پیرودین کفر نمیشوم.وچه جالب می گوید (من مالک زیان یا هدایتی برای شما نیستم ).تصورش را بکنید آیا حضرت این سخن را به جن می گوید .؟

بگواگرنافرمانی کنم هیچکس مرا در برابرمجازات خداوند پناه نمی دهد وپناهگاهی جزاو نمی یابم .تنها وظیفه من ابلاغ پیام الهی است ورساندن رسالات او است پس هرکس نافرمانی خدا وپیامبرش نماید اتش جهنم از آن اوست وجاودانه در آنجا خواهد ماند .

ببینید در این آیات محمد ص  به این گروه کافر چه میگوید محمد نبی س بدانها از الله میگوید وازمجازات کافران .وآنکه کافران پناه خوبی در مقابل با قدرت بی انتهای الله نیستند وچگونه متصور میشود که ایشان در مسجد دچار کفربشوند؟

این آیه گویای آنست که کافران ( با احاطه حضرت)در این زمان اورا به فرمانبری ازدین کفر می خوانند .وحضرت باتلاوت آیات دیگر این مسئله را دلیل احاطه خودرا توسط کافران بازگو می کند .دین کفررا رد می کند واینکه جز الله را نمی خواند وجز الله پناهی نداردرابطور صریح بازگو می کند این کافران در مسجد به پیامبر دعوت به کفر می کنند در مسجد .بعد از این آیه از ادامه  کفرهمین گروه کافردر طول سالهای آینده تاریخ اسلام محمد ص می گویدواینکه کافران روزی خواهند دید که  با آنکه تعداد آنها بیشتر است یاوری  ندارند.وخواهند دانست چه کسی درمقابل ایمان آورندگان به الله . یاورش ضعیف تر ونیروهایش کمتر است ؟ محمد ص در مقابل گروهی از کافران از دین خود دفاع می کند وبه ابلاغ ودعوت می پردازد این چگونه است که  یک مترجم بیاید از ازدحام اجنه گرداگرد حضرت بگوید درحالیکه محمد ص  با نزول آیه مبری از فرا خواندن شیطان وغیر الله درمسجد شده است ( چون پیامبر این آیه را به کافران  میرساند یعنی آنکه من از این  قاعده مستثنی هستم .میگوید مخوانید  نمی گوید من پیامبرمخوانم .پیامبری مصون ازگناه شرک) وترجمه این آیه نیز ارتدادمطلق است برای نویسنده اش .وعجیب است که در آیه بیست وهشت همین سوره از احاطه آنچه  نزد پیامبران  است  توسط الله می گوید وگویا این مترجم سوره راتا پایان نخوانده است .به نظرتوای خواننده آنچه در نزد پیامبران بوده است والله بران احاطه کامل داشته آیا جز ابلاغ ودعوت به دین توحید بوده است؟

ای حکومتگران نفرین شده ( که از طرف الله .ملائک وپیامبران نفرین شده اید)چگونه این کتاب  قرآن بایداز طرف اداره کل نظارت برچاپ ونشر قرآن کریم ( سازمان دارالقرآن الکریم ) بررسی وتصحیح بشود با این همه ارتداد در ترجمه آن وتوسط انتشارات (قدرولایت)اج%Dپیامبران  است  توسط الله می گوید وگویا این مترجم سوره راتا پایان نخوانده است .به نظرتوای خواننده آنچه در نزد پیامبران بوده است والله بران احاطه کامل داشته آیا جز ابلاغ ودعوت به دین توحید بوده است؟

ای حکومتگران نفرین شده ( که از طرف الله .ملائک وپیامبران نفرین شده اید)چگونه این کتاب  قرآن بایداز طرف اداره کل نظارت برچاپ ونشر قرآن کریم ( سازمان دارالقرآن الکریم ) بررسی وتصحیح بشود با این همه ارتداد در ترجمه آن وتوسط انتشارات (قدرولایت)اج%D

رویاهای صادقه ( قاب وارونه   ارتدادومن )       به همراه رویای واقعی (آتش در ملل)

                                             بسم الله الرحمن الرحیم

                               رویاهای صادقه ( قاب وارونه   ارتدادومن )

                                 به همراه رویای واقعی (آتش در ملل)

                                      به نام خداوند بخشاینده مهربان

1-(بگوبه من وحی شده که *گروهی ازجنیان قرآن راشنیدندواعتراف کردندماقرآن شگفتی را شنیدیم2-که به راه رشدوتکامل هدایت می کندمابه آن ایمان آوردیم واحدی را شریک پروردگارمان نمی دانیم3-واینکه بلند مرتبه است مقام پروردگارما .نه همسری دارد ونه فرزندی اختیار کرده است 4- سفیهان مادرموردخداسخنان ناروا می گفتند5-حال آنکه می پنداشتیم آدمیان وجنیان هرگزدرموردخدا دروغ نمی گویند 6-درحالیکه مردانی ازجنس انسان به مردانی ازجنس جن پناه می بردندو آنهاسبب افزایش گمراهیشان می شدند7-آنها همانگونه گمان می کردند که شماگمان میکردید.اینکه خداونداحدی رابه پیامبری مبعوث نمیکند8- حال آنکه ماهمه آسمان را جستجوکردیم و آنجاراپرازنگهبانان نیرومند وشهابهایی چون تیریافتیم9-مادرجاهایی که شنیدن اسراربالا ممکن بود می نشستیم امااکنون هرکه بخواهدگوش بدهد شهابی چون تیررادرکمین خودمی یابد10-وما نفهمیدیم آیابرای اهل زمین شری اراده شده است یااینکه پروردگارشان اراده کرده است به راه رشد هدایت شان کند 11-درمیان ماهم افراد مسلمان است وهم افرادغیر مسلمان ماگروههای مختلفی هستیم 12-ما یقیین داریم که نمی توانیم خداوندرادر زمین عاجزکنیم وازدست اوبگریزیم 13-ما هنگامی که سخنان هدایت آمیزراشنیدیم به آن ایمان آوردیم پس هرکس به پروردگارش ایمان بیاوردنه ازنقصان پاداشش می ترسدونه ازظلم.14-برخی ازماتسلیم خداییم وبرخی ظالم .پس هرکس تسلیم خدابشودبدون شک خودرادرراه رشدآزادکرده است15-اما ظالمان هیزم جهنم خواهند بود16-واگردرراه ایمان صبر واستقامت بورزندما آنهارا با**آب فراوانی سیراب می کنیم 17- تاآنهاراامتحان کنیم پس هرکس ازیادپروردگارش روی بگردانداورابه عذاب سختی گرفتارمیسازد)آیاتی از سوره جن

درقاب وارونه ماقبل ازاین ازعصیان شیطان که ازگروه جن است گفته شدواینکه جن آتش(ابلیس نام)قبل از اباوتمرد ازسجده برآدم توانایی دیدن .شنیدن . درک وبصیرت وعلم درحکمت الهی داشته اما با آغازعصیان او واصراراوبر برتریش برآدم س .الله توانایی درست دیدن و راست شنیدن .درک  اولی و......نیزعقلانیت را ازاوسلب می کند واوبرای ابدازدیدن وشنیدن ولذت ودرک حق واستفاده ازدانش عقلی وفرصت بازگشت محروم میشود .مثل خلقیات شیطان  به مانند یک انسان مشرک وکافر است.که این انسان بعدازآنکه ایمان آورده به کفروشرک گرایش پیدابکندودیگر نتوانددرقیاس تشخیص حق وباطل بینشی داشته باشد .امادربالا همانطورکه خواندید حضرت محمد ص گفته گروهی ازجن را اززبان جبراییل بازگو می کند که

یک – گروهی ازجن بعد زآنکه به قرآن ایمان آورده اندبا جبراییل به سخن می پردازند وجبراییل با وحی حضرت محمد ص را درجریان گفتگوی خود واجنه مومن قرار میدهد (پس  روشن میشود گروهی از جن کلام حق را می شنوند وحق را می بینند و......) یعنی درانتخاب واختیار پیرو مشخصات خاص عنصر آتش یا شیطان نیستندو می تواننددرهویت وسرشت همسان با مشترکات  شیطان نباشند.دو- کل اجنه  ونیز قبل ازاسلام بعضی از آنهادرمورد الله آن آفریدگارهستی سخنان کفرآمیزمی گفته اندوبعضی ازآنها همچنان به بدگویی ادامه می دهند.سه- اعتراف مسلمانان اجنه واقفند به اینکه الله  همسرندارد جانشین یاوارث هم نداردچهار -تصور این جنها را که چون انسان (آدم س)برگزیده الله است وجن ها براو سجده کرده اند اینگونه تلقی میشود انسانهامداوما سخنان درست وراست می گویند ویا چون شیطان به خود فریبی اقدام کرد واز سجده امتناع نمود پس نتیجه وهم اودر امتناع از سجده برآدم س راست ودرست بوده است و همه اجنه  قبل از تسلیم وایمان  به پندار ووهم خود. راست می گفته اند وراستگو یی راازبرتری می دانسته اندچه ازجانب خودشان باشدچه ازسوی الله .البته اشاره میشود که این سخن اززبان یک گروه جن مسلمان بیان میشود . چهار- آیه شماره شش مهمترین بخش سخنان این گروه جن است ودرآن ازارتدادگفته میشود ارتدادگروهی ازانسانها .ودلیل آن این است که درحالیکه نوع  انسان ( که دراینجا مردان را مثال میزند)درآفرینش  وایمان برتری ویژه ای برگروه جن دارد وآگاهی این گروه که بعدازخلقت آدم س ملائک وگروه جن برآدم سجده زده اند اما انسان برای مواردی به گروه اجنه ( پناه ) می برد درحالیکه الله خالق اوست  والله برترین خالق وقدرت حاکم بر مخلوقات است وانسان باید به او رجوع کند ودرحالی بشراینکارراانجام میدهد که الله حامی اوست والله ولی و دوست اوست واوبه جن تکیه می کند واین  رجوع به جن برای انسان برتر یعنی  تنزل ازمقامی شایسته ومنحصر بفرد .یعنی ارتداد.از مقام ایمان به الله سقوط کردن وجن را محق دانستن برای پرستش واتکال.وما می دانیم که جن شیطان نیز خود را محق پرستش ساکنان عرش می دانست.والبته کارگروه جن اگردراختلاف به شیطنت نزدیک تر باشند گمراه نمودن بندگان الله است گروه جن درتطابق با شرک بیشترین عکس العمل را نشان میدهندوازطبیعت نامتعادل درسرکشی وعصیان درمقابل الله وحق برخوردارند.ببینید جن ذاتا ازعنصر آتش آفریده شده است.وانسان از عنصر خاک وروحی که از دم الله است .چرا انسان باید به موجودی رجوع کند که روزی بر مقام او سجده کرده است ؟ مقام برتری انسان آنست که بواسطه مدد از روح الهی خود به مقام اعلی برسد ونه با توکل وتکیه بر جن که درمقام پست قراردارد از اوج  برتری به مقامی پست نزول پیدا بکند اگرچه متاسفانه  حضرت آدم س باهمین وهم به توکل وتکیه برجن فریب شیطان را خورد واز مقام بهشتیان به زمین تبعید گشت . هفت -پندار( وهم) انسانها را با پنداراجنه مقایسه می کند که آنها گروه جن چون ابلیس بر شیطان سجده نکرده است پس الله هم پیامبری آدم س را لغو وتغییرمی دهد تصورش را بکنیدمسلمانانی را که در میان دیگرادیان زندگی بکنند واین گروه مسلمان .دیگرانسانهاراازآمدن پیامبری دیگر( محمدص ) آگاهی ندهند این نوع تصور هردوجن وانسان مرتدسطحی وازارتداداست چرا مشترک .در گروه جن وانسان ؟این سخن پرازصداقت محمدص است به کسانی که از آنها دعوت به تسلیم می کندوآنهاازتسلیم به حق  به بهانه اینکه بعدازادیان مرسوم شده دیگر پیامبری نخواهد آمد ازتسلیم به دین محمد ص سربازمی زنند. در آیه هشت ازسیر درآسمان اجنه واززبان جن میگوید واین نشانه توان بالای حرکت وهرجایی بودن اجنه دارد( فرارندو می تواننددرهرمکانی حاضر باشند)  این فالگوش ایستادن ( که در بعضی ازما انسانها هم بصورت عادت درآمده ودر دنیای امروزاز طریق رادیو .ماهواره . گوشی موبایل . رایانه  وماهواره های فضایی.... شیوع پیدا کرده است)به تعبیری ازمشخصات زشت آنهاست( قبل ازایمان به قرآن .قبل از صالح شدن) با تجاوزبه حریمی که  ورود بدانجا برایشان ممنوع شده است .توانایی فراربودن که انسان فاقد آنست اما بصورتهای دیگربرای گرفتن اخبارازآن  استفاده می کند وانواع  مختلف آن از ارتداداست نه –دانستن ازاسرارعرش که تاقبل ازظهور پیامبری به نام محمد ص  برای آنها کاری معمول می بوده است بعد از نبوت پیامبر اکرم براین مخلوقات متوقف میشود چرا؟به دلیل نزول کتابی به نام قرآن .وظهور دینی که عرصه آن فقط نمایش  قدرت انسان با ایمان است وبس .نمایش حق .نمایش نور. در آیه بعد گروه جن  مظهرشرادعای ظهور دین محمد ص را با پندار ( وهم)منکر میشوند وآنرابه شربرای ساکنان زمین تعبیرمی کنند نمی خواهند باوربدارند که آن حقی که درعرش توسط شیطان نفی شده است اکنون در زمین  واقعیت وجودی پیداکرده است ودر(مقابل)آنهاایستاده است وهم اینان( گروه شر)ازالله به نام پروردگارانسان نام می برند وخود را مخلوق الله نمی دانند کلام آنها از مفاهیمی چون کلام شیطان گرفته شده است .توجه داشته باشید که این گروه بادواظهار نظر متفاوت آمدن دین محمد ص به نام شر ونیز اراده الله برای رشد انسانهابواسطه خیر نمودار وهم وگمان ویقیین درمیان اجنه را بخوبی یادآورمیشود.گروهی که برای هدایت آمادگی دارند آنرابه خیرتعبیرمی کنند گروهی که انکارکننده دین نوظهورمحمدص هستندآنرا به شرتعبیر می کنند این گروه جن با اندیشه مثبت در آیه بعد ی خود رامحق می داننددرمسلمان شدن  ویا مسلمان نشدن (وسعت اختیاروانتخاب وتغییرجبرازآتش بودن را می شناسند)ونیزازوجود گروههای مختلفی ازجن خبرمیدهند.ومن منتظرقبلا درمبحث آتش وانواع آن درمیان شیاطین  برای توای خواننده بسیارگفته ام امااین گروه جن قبل ازهدایت یافتن معترفندما نمی توانیم درزمین درجایی که انسان زندگی می کند (با آگاهی از اینکه مقام انسان برجایگاه جن برتری دارد)الله را ناتوان کنیم  وبگریزیم  باابراز باورکمبودهای خودحاکمیت الله را می پذیرند . این گروه  برتری قدرت  ایمان به  الله را بخوبی میدانندو بعد ازآن ازپاداش دردین می گویندوبه تبلیغ دین الله می پردازند آنها واقفند به آنکه هرکس الله را به حقانیت نشناسد ظالم است ودرجهنم است اززبان جن چنین سخنی واقعا جالب است واما در آخرین آیه بالا از استقامت وصبردرایمان گفته میشود و سیراب کردن اجنه ایمان آورده شده باآب .آب فراوان .آب آبی که می نوشیم نه آبی که درمعانی قرآن  ازنگاه مترجمان به دانش .معرفت و حکمت و....تفسیر میشود.این تفسیر باعث حیرت من شد ازآنجا که ما ( آب جهنده. آب دریا .آب نهر. چشمه آب  ) را که با *کلمه عربی ماء درآیات قرآن آمده در معنی  به فارسی آب می گوییم اما در اینجا آب را بگونه دیگری تعبیر وتفسیر می کنیم چرا؟

  اماباید گفت مفهوم آب دراین آیه سوره جن واقعا آب گوارای نوشیدنی است ونه دانش خداشناسی .معرفت ویاهیچ چیزدیگری.  آب را به آتش نوشاندن  سبب تغییردرماهیت یک جن میشود سبب یک تولد جدیدمجزا ازقرینه ذاتی آتشین (تولد یک روح که می بیند.می شنود.میداند .وتعامل آتش باآب فراوان دراوباعقلانیت دهم می آمیزدوجن وارث آتش به برتری نسبی میرسد)درجهت رشد ودرمقابله بابقیه هم گروهان جن وتغییردرطبیعت ذاتی  عصیانگری بی اراده او که باآب به تعدیل درمی آید. جن آتش مزاج می خشکاند.فقط می سوزاند(این بیان به معنی جهنمی کردن خود وقربانی به نام طعمه یا مشرک یا کافریا گناهکاری که مصربرافراط در گناهان کبیره است) امااگربه الله ایمان بیاورد خلاقیت او با آب دیگرگون میشود.جن مومن اگر بتواندبقا آب را تحمل کند تکامل پیدا کرده است .دوسوم وزن بدن انسان آب است و قسمت اعظم درخت انجیر(عصاره خلاقیت ملائک)هم ازانجیراشباه شده ازآب است.این تغییربزرگ دراندیشه وعمل اجنه مسلمان مترادف است باآزاد شدن درراه رشد.درست برخلاف مسیری که انسانها بامراجعه به جن وپناه آوردن بدانها آن را علنی می کنندوبه سقوط وپستی مقام می رسند  .این سخن یک جن باایمان است برای تلاش ازرهایی از عنصربی بازگشت آتش درحالیکه آب ولوبخاربشودبه زمین بازمیگرددواین آغازی دیگراست برای جن که با اختلاط باآب وظهور موجودی که از بودن به شدن تغییر یافته است وقابلیت زندگی برترپیدا می کند.همانطور که  خاک نیزکه قابلیت سوختن را دارد باسود بردن ازاختلاط واستفاده از آب می تواند راهی بسوی تغییر را  کسب کند . گفتیم که درقرآن کلی گویی زیاد میشود ویکی از این کلی گوییها اینست که مثلا اگر گفته میشود که جن شیطان از عنصر اتشی سوزان رنگین است پس باید این را تعمیم داد به همه اجنه .یا اگر می گوید که جن ابلیس یا شیطان را از عرش بیرون رانده وتبعید کرده است پس باید همین  تبعید را تعمیم دادبه کل اجنه ساکن عرش. یا اگر ازتوبه آدم س می گوید این درواقع یک پیام است به انسانهای آینده که باید از آدم س تبعیت کنند

 جایگاه اجنه وشیاطین همانا بالای جو زمین است چیزی مابین زمین  وآسمان ونه بالاتر وبا دوری ازآب.درحالیکه انسان تبعید شده به خاک درکناراب بقا پیدا می کند.و می بینیم اگر جن از آب مدد بگیرد یاری آب اورا ازآوارگی و تبعید اجباری مابین زمین وآسمان به نقطه آرامش مطلوب در خاک میرساند . نمی دانم آیا آنچه را باید بگویم توانسته ام برایتان بخوبی و وضوح ازحیطه  تصورات خودبه واقعیت قابل درک نزدیک کنم یا که نه .ببینیداجنه هدایت یافته ومسلمان به فضیلت  مدد دارندگان آب (ملائک  )دارای تابعیتی ازسجود میشوند یعنی که درمقابل الله وانسان تسلیم و سرتعظیم فرود می آورند.دراین آیه از آب مظهری برای پایداری درصبر واستقامت دگرگونی انقلابی زندگی یک جن مسلم نامبرده میشود.و.الله اگرچه  می توانست بااختیارات بی نهایت خود از کلام تعلیم .علم وحکمت .بصیرت  و.... استفاده کندامابرای جلوگیری ازانحراف وتحریف دردوگانگی این تعبیرازنام آب استفاده میکند که این آب نوشانده میشودآب پاک درحالیکه درمبحث علم .حکمت و.... چیزی نوشانده نمیشودوتعلم و آموزش علوم دین الهی واحکام ونشانه های آن  ازاغاز درعرش به ملائک واجنه که قبل از حضور آدم در عرش بوده اند عرضه شده وبعد به حضرت آدم فرصت استفاده از این تعالیم وآموزشها داده شده است پس اجنه خود تعلیم معرفت . علوم ماورایی و.... را در عرش اموخته اند واینکه در زمین ما ( ماء ) را بجای تعلیم مجدد به اجنه  در نظر بگیریم کمی گزافه گویی است .در ضمن از دیگر کلی گویی در قرآن از جمع شدن انسانها وگرفتن تعهد وگواه به توحید است . مطمئنا وبی یقین همین تعهد وگواه از ملائک .از اجنه واز زمین و آسمان وهمه موجودات دیگروکائنات  قبل ازآغاز حیات در زمین گرفته شده است و  فقط خاص  انسانهایی که در خطر شرک وکفر قرار دارند ضمن عملی کردن آن درزمین به عنوان حقی که دیگر توسط کافران ومشرکان گفته نشود که پیام نبوت وتوحید را نشنیده اند مرتب به نام ابلاغ ودعوت  تکرار و ادا میشود والبته نوشانده نمیشود بلکه تعلیم داده میشود. واما دراینکه به عقیده من این گفته از زبان جن آمده وجن ادعا کرده به جن مسلم که دراثبات ایمان صبرواستقامت خود پایداری کندآب نوشانده میشود اینکه اززبان خود جبراییل س درهرحال از **امکان تغییر ماهیت جن صحبت شده است . 

 حال  قرار است به مقایسه  جانشینها و تشابه درآفرینش آتش و آب درجهان خاک با دیده بصیرت بنگریم این نوع تغییر  جن سوزان را به یک نوع سوخت فرار ( گاز ) که بصورت مایع در دسترس همه انسانها قرارداردمیتوان تشبیه کرد گازآتشین راکه بصورت مایع در فندک .در سیلندر و...حتی  به شکل لوله کشی تحت کنترل واستفاده مفید ما قرارمیگیرد.یک چیزی مانند خیال در داستانها ی قدیمی جن چراغ جادو .که باافزایش آب ورساندن آب به جن قدرت سوزانندگی آتش اوتضعیف ومهارمیشودوبا شرطی کردن جن میشود از توانایی هرجایی بودن او استفاده برد بله این جن  مومن با آب فراوان میشود یک موجودی که حتی درکنارانسانها زندگی مثمرثمرداشته باشد وبا فرمانبری ازالله درخدمت به آفریدگانش درمسیرتعالی قراربگیرد . در کنار آب بودن .ازآب اشباه شدن .چون گاز مایع .که فقط به اراده خارجی میتوان ازآن بهره برد.آتشی که درتاثیر خنثی شده است .با آب خاموش شده است وتوانایی فرار بودن و تخریب خودرا از دست داه است  . زندگی درآرامشی جاری .

والبته ما نمی توانیم ونباید که حتی به استناد این آیات به فکراستفاده از تواناییهای جن بیفتیم چون اولا انسان قدرتهایی مافوق جن دارد وگفتیم تکیه بر جن او را از راه رشد وتعالی باز می دارد انسان باید به اوج برسد در حالی که جن حتی با ایمان قوی فقط می تواندواگر بتواندخودرا از مهلکه جهنم آسوده خاطر میسازد ودیگر آنکه استعدادهای جن اگرچه ازنظر  توان ازانسان دردرجه پایین تری است کلا درحیطه  قدرت مهاراز اراده انسان خارج است ودرهردوصورت ازمواردبالا ماازحق  ارتدادورزیده ایم.جن بواسطه فرار بودن درهر زمانی خودرا به انسان نزدیک می کند اما نتیجه این نزدیکی تسخیر بر روح انسان و مسخ انسان است وما به آن جنون ویا جن زدگی می گوییم به کسانی که ازعادات ووسواس کهنه رنج می برند توجه کنید این طریقه عادات از تاثیر تسلط وهم  است که ازجن نشات گرفته است.وجالب است بدانید با آنکه انسان برای گشایش به جن پناه می برد اما جن عملا از برآورده کردن خواسته های انسان عاجز است ( که اگر عاجز نمی بود به آدم س حسادت نمی کرد)و آنچه با وهم در ذهن انسان  متصور میشود که بعضی ازخواسته هایش ازطریق ارتباط باجن برآورده شده است متاسفانه باعث ارتدادشخص را بوجود می آورد زیراخواسته اوجزبه تمایل وخواسته واراده الله نورفراهم نشده است.

 دراینجاازهمه مترجمان قرآن درکشورمان درخواست می کنم که متن عربی قرآن را به گمان ونظرخود معنی وبرگردان نکنندودقیقا آنچه را قرآن می گوید به زبان فارسی برگردان کنندشما باید بدانید که وظیفه شما فقط تبلیغ دین قرآنی است ونه روبرو کردن اندیشه خوانندگانتان باتصوراتی که خودتان آنرادرست میدانیدشایدکه چون منی بامطالعه واقعیت آمده درترجمه شماباخود بیندیشدکه چگونه میشودجن خطرناک باسیراب شدن ازآب تبدیل بشود به یک موجود معتدل و بی خطر.وبعد ازعمری درزندان وهم  وآتش بشود جنی درمقام بهشتیان که بایک انتخاب درست به مقام آرامش رسیده است وگفتنی چنین برداشتی آگاهانه مغایراز کلمه واضح وروشن در کتاب الله نیز از ارتداد است .

ویا ازخود بپرسدچرابایددرزیرپای اسماعیل س نبی چشمه زمزم بجوشد .چراآب درکربلای عاشورایی برحسین ویارانش تحریم میشود.چراموسی س دوازده چشمه آب را به پیروانش هدیه میکند .چرابایدحضرت زهراس راکوثردانست؟ چراعلی ع بایدبرسرچاه آب بگرید؟چرا بایدپیامبرمادرکناربرکه آب موجودیت غدیرخم را برای ابد تثبیت کند؟ چرا درلحظه تولد عیسی مسیح  س درکناراو ومادرش باید صدای جریان آب نویدحیات برای زندگان مرده باشد؟چرا پیروان یحیی غسل تعمیدرا اجرا می کنند.چرابایدبرای موسی نیل آبی بزرگ موجد نجات ازدست فرعونیان بشودوچرا همه جنبندگان ازآب خلق شده اند ؟چرا خلاقیت ملائک ازانجیراست که آب اصلی ترین  مایه رشدوبقای آنست؟ وچرا پایه عرش الله درآب استوار است (ومن این را در رویا دیده ام ).آب.آب.

   شایدکه قدرت بصیرت خوانندگاه قرآن شما برای پیداکردن جواب سو آلهایی که کم هم نیستند بتواند راهی درمسیردین برای مهار وسلطه برشیطان درون وبرون پیداکند.

باشماهمراهان ازارتدادمیگویم ازمردودشدن درنور .ازمنسوخ شدن.ملغی شدن وردشدن یک انسان از عالم انسانیت .

واما شما روحانی محترم شما که می پندارید ساکنان بهشت فقط بایدبه زبان عربی سخن بگویند .باگواهی قرآن وجبراییل وحضرت محمد ص صحبت یک موجودساکن درعرش (جبراییل س) رابا گروهی ازجنیان بخوانید به نظرشماجنیان چگونه صحبت می کنند بعیدودور از احتمال  نیست که شمااینرا بدانید .پس چرااصرارداریدمردم را به چیزی بخوانید که خودتان ازصحت آن آگاهی ندارید.آیا می دانید چنین گمان وپنداری ازارتداد است ؟ چرا راه دین را برمردم سخت وناممکن می کنید؟براستی شما در روزهای پریشان احوالی این ملت رنج کشیده  کجا بودید .چرا ما صدای اعتراض شما را نشنیدیم .چرا نگفتید که  سالهاست که مرده اید  وپیرو اسلام دین زنده همیشه تاریخ نیستید .و اگر بدانید. آیا می دانید هرانسان مسلمانی که بررنج ودرد مظلومان در مقابل حکومتی مشرک  سکوت کند حاکم جابررا درظلمش یاری رسانده است؟ چگونه است که شما در مقابل امر حجاب که در اسلام واجب نمی باشد زمین وزمان را به هم می ریزید ولی در مقابل تجاوز به نوامیس مردم اعلام نمی کنید که تجاوز در همه ادیان الهی حرام است . شاید شما هم مثل من به یقین رسیده اید که انچه به نام حکومت ( ولی ) برراس حاکمیت ایران است باطل و مشروعیت دینی  ندارد ؟آری توکجا بودی که آرزوی شنیدن الله اکبر را من بیشتر از زبان تو انتظار می کشیدم تا از زبان مردم شریف ایران .توکجا بودی ؟ ای کاش می گفتی که سالهاست مرده ای مطمئنم قرنهاست که مرده بودی اگرنه چرا باید یک انسان بر ما خدایی بکند قرنها قبل از اسلام اکنون تکرار شده است نمی خواهی چون محمد ص ادعای توحید را در کوی وبرزن این آب وخاک  بیدارکنی. .آه چه قرنها .چه  سالهایی که مردم به امید شما به معجزه اسلام می اندیشیدند. مگر توکجا بودی؟

                                                ******************************    

 واما برمی گردیم به آیاتی که از ارتداد می گویند.مهمترین این آیات در سوره نساء آمده است

(ای اهل ایمان .ازالله اطاعت کنید وازپیامبراطاعت کنیدوازمسئولان اولی در درجه ایمان  ازمیان خودتان را اطاعت کنیدواگرکارتان به نزاع واختلاف کشیداگر به الله وروز قیامت ایمان دارید این حکم را به الله ورسولش باز گردانید ( فقط ازالله وپیامبراطاعت کنید)واین کار برای شما ازهرچه تصورکنید بهترو خوش عاقبت تراست) آیه پنجاه ونه سوره نساء

( آیا بازعجب نداری ازآنانکه گمان ودعوی می کنند که به قرآن تو وکتابهایی  که پیش ازتوفرستاده شده ایمان آورده اندبازمی خواهند طاغوت راحاکم خودگمارند ودرحالیکه مامور بودند به طاغوت کافر بشوندوشیطان می خواهدآنان رابه گمراهی دوراز سعادت و آسایش اندازد . وچون به آنهاگفته شدکه بسوی حکم الله ورسول بازآییدگروه منافقین را ببینی که سخت مردم راازگرویدن به تو منع می کنند)سوره نساء آیات شصت و شصت ویک

 ( بگو من فقط یک هشدار دهنده ام وهیچ خدایی جز خداوند واحد قهار وجود ندارد) سوره ص آیه شصت وپنج

*هشدار.تذکر .یاد آوری واصرارزیادالله وپیامبر به ایمان آورندگان برای آنکه ایمان آورندگان پاراازحق فراترنگذارند.ایمان آورندگان ادیان مختلف الهی .اسلام موسی س .عیسی س و.... فقط اطاعت الله وپیامبر .برای حل هرمشکلی وخارج ازاین آیات عمل کردن ازارتداد است درهمه ادیان. ببینید در اینجا هم به نوعی نزول مقام ایمان آورندگان در زمان اختلاف در صورتی که به کسی  به جز الله وپیامبر رجوع بشود  بیان شده است .فقط الله وپیامبر وواگر پیامبر نبود پیامبر دیگر واگرپیامبر خاتم بود باید به کتاب قرآن رجوع بشود . ونمیشود ایمان آورنده به مقامی پایین تر از الله وپیامبر رجوع کند برای رفع اختلاف ودعوی .که اگر به این کار اقدام بکند از ارتداد است .ایمان آورنده هرگز نمی تواند به مقامی پایین تر تمکین بجوید .این نوع ارتداد نیز درست مثل انسانی که به جن رجوع کرده باشد حاکی از افتادن در سراشیبی سقوط از مقام ودرجه ایمان است.باجلوگیری کردن ازاعمال حاکمیت رای ونظر یک نفر خاص به نام طاغوت برای نادیده گرفتن اطاعت ازرای حق الله وپیامبر الله.توهم اینکه بانادیده گرفتن نور الله ورسالت پیامبر طاغوت  برایمان آورندگان برتری پیدا خواهد کردودین توحیداز بین خواهد رفت (چون امروزایران ما که انسانهایی برتر درایمان بایدبه کسی اقتداء کنندکه درمکان مقام دینی از خودشان پایین تر است عجیب اینکه این شخص خودرا جانشین پیامبر میداندوپیامبرراجانشین الله وتواناییهای یک انسان پیامبر را با تواناییهای الله از هم تشخیص نمی دهند ودرحالیکه الله یکی است و جانشین پیامبر فقط پیامبراست وبس ونه هیچکس دیگر متاسفانه باید بگویم این افراد ازبیماری نفهمی .کوری .کری . کمبود علم فقدان عقل و حتی بصیرت بازگشت به امید رجاء( الزایمر) رنج می برند وفکرمی کنند با تکیه بر ایمان آورندگان تغییری درسرنوشت آنها حاصل میشود)یا اینکه شخص یاعده ای ازاشخاص بااغراض شخصی خودبیایندازچهارچوب حق تخطی کرده وکسی راکه نظراتش به پندارووهم خودشان نزدیکتراست به جانشینی پیامبر؟( که این هم ارتداداست)جایگزین بسازندویک اصل ساختگی وجعلی خارج ازچهارچوب دین توحیدرا برمردم مسلمان تحمیل کنند .این گروه نیزازمشرکان ومنکرین حق خواهند بودوسزاوار عذاب دردناک ویا عده ای دیگرباتطمیع مردم .فریب مردم.سوءاستفاده ازناآگاهی وجهل مردم  آنهارا به اطاعت شخص مورد نظرتشویق کنندکه این تشویق هم ازنوع وجنس منافقین صدر اسلام خواهد بودوسزاوارعذاب دردناک. دو نوع پندار باطل درحداعلای ارتداد درکفر وشرک عریان .در مشابهت رجوع انسان برتر به جن اسفل برای تمکین وتوکل.؟؟؟؟؟مردم با ایمان رجوع کنند به شخصی که مدعای جانسینی پیامبر است ودچار ارتداد است .چه کسی باور می کند که انسانیت دارد راه سقوط وافول خودرا در ایران ماتجربه می کند  ؟

(آگاه باشیدکه دین خالص ازآن خداست .و آنانکه غیرخدارا اولیای خودگرفتند گفتند اینهارا نمی پرستیم مگر برای اینکه مارا به درگاه خدا مقرب بگردانندوخدادرآنچه اختلاف می کننددرمیان آنها حکم خواهد کرد)آیات دو وسه سوره زمر 

(شماراازیک تن آفریدسپس ازجنس اوهمسرش راخلق کردآنگاه هشت زوج ازچهارپایان برایتان بوجود آورد شمارا در شکمهای مادرانتان طوری بوجود آوردکه مرحله به مرحله آفرینش جدیدی می گرفتید آن هم درون تاریکیهای سه گانه .این چنین است خداوندی که پروردگارشماست فرمانروایی مطلق ازآن اوست وهیچ معبودی به جزاونیست باوجوداین چگونه از حقایق منحرفتان می کنند؟)آیه شش از سوره زمر

(هنگامی که بلا ومصیبتی به انسان می رسد پروردگارش را دعا می کند وبه درگاهش انابه وزاری می نماید .انگاه چون نعمتی را از جانب خود به او عطا کند ان دعاها وزاری ها را که قبلا کرده بود فراموش میکند حتی خود نعمتی را هم که به او داده شده فراموش می کند ودیگر برایش عادی میشود .دوباره برای خدا همتایانی قرار می دهد قدرت الهی را به این وآن نسبت می دهد تا مردم را از راه نجات بخش الهی منحرف سازد بگو اکنون چند صباحی از کفرخویش لذت ببر وبهره مندشو که بزودی اهل جهنم خواهی بود  )آیه هشت از سوره زمر

(خداوند مثالی میزندآیا فردی که  مملوک شریکانی است وآنها پیوسته درباره مالکیت اومشاجره می کنند با فردی که تنها تسلیم یک نفر است مساوی هستند ستایش مخصوص خداوند بزرگ است هرچند اکثر آنهادرک نمی کنند) سوره زمر . آیه بیست ونه

 (آیاخداوندبرای بنده اش کافی نیست .حال آنکه کافران تورا ازخدایان دروغینشان می ترسانند بدانکه خداوند هرکس رادرگمراهی بگذاردهیچ هدایت کننده ای نخواهدداشت.) سوره زمرآیه سی و شش  

(آیابه غیر ازخدا شفیعانی انتخاب کرده اند ؟ بگو اگر چه آنها  مالک چیزی نباشند وعقل ودرکی هم نداشته باشند ؟بگو تمامی شفاعت ازخداست فرمانروایی آسمانها وزمین نیزازاوست وسرانجام همه بسوی او باز خواهید گشت )  سوره زمر. آیات چهل وسه وچهل وچهار

(بگو .ای نادانان آیا به من دستور می دهید که غیراز خدارا بپرستم . هم به تو وهم به پیامبران پیش از تو وحی شده است .چنانچه به خداوند بزرگ شرک ورزید تمامی اعمالتات ازبین میرود  که دراینصورت قطعا از زیانکاران خواهید بود .) سوره زمر . آیات شصت وچهار . شصت وپنج

(این کتاب نازل شده ازجانب خداوند قدرتمندآگاه است.همان خدایی که بخشاینده گناهان است همان خدایی که توبه پذیراست همان خدایی که عقوبت سختی دارد .همان خدایی که صاحب کرم ونعمت است هیچ معبودی جزاونیست وسرنوشت همه بسوی اوختم میشود.) سوره غافر . آیات دو وسه

(گویند .پروردگارا تا بحال مارا دوبارمیراندی ودوبارزنده کرده ای اکنون به گناهانمان اعتراف داریم .آیاراه نجاتی هست ؟این عذاب بخاطرآنست که وقتی خداوندبه یکتایی خوانده میشدشما این حقیقت راانکارمیکردید واگربرای خداوند شریک قائل میشدند شما آن را باورمیکردید .اکنون حکم .حکم  خداست .خدایی که بلند مرتبه وبزرگ است.) سوره غافر.آیات یازده ودوازده

( بگوالله را می پرستم ودینم را فقط برای اوناب وخالص می کنم .شماهرچه راخواستید بپرستید .بگوزیانکاران کسانی هستند که به خود وخانواده هایشان در روز قیامت زیان میرسانند آگاه باشید که این یک خسران وزیان واقعی است)

سوره غافرآیه پانزدهم

( اوزنده است.هیچ معبودی جزاونیست فقط اورا بخوانید ودین خودرا برای اوخالص وناب کنید.که ستایش فقط مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است. بگومن نهی شده ام .آن کسانی راکه شما بجای خدا می خوانید بپرستم حال آنکه از جانب پروردگارم برایم دلایل روشنی آمده است ومن مامورشده ام تا سراپا تسلیم پروردگارجهانیان باشم)

سوره غافر . آیه شصت و پنج . شصت وشش

 (آنگاه به آنها گفته شود کجایند شریکانی که برای خدا قائل می شدید؟همان خدایان دروغینی  که بجای خداوند پرستش می کردید گویند آنهاازجلوی چشمانمان ناپدید شده اند گویی اصلا قبل ازاین چیزی را پرستش نمی کردیم .این چنین خداوند کافران را در گمراهی می گذارد )آیات هفتادوسه وهفتادوچهاراز سوره غافر

بگو  چرا نسبت به کسی که زمین را در دو رور آفریده کافرمی شوید ؟ برای اوهمتایانی قرار می دهید .اوپروردگارجهانیان است .) سوره فصلت آیه نه

                                      *************************************

 ورویای صادقه( آتش در ملل)

درفکرم وبیقرارازتفکرعجیبی  که انسان بدان راه حل می گوید از بمباران کشور لیبی درحالیکه مردم بی گناه در زیر این بمبارانها قربانی میشوند وهیچ فریاد رسی ندارندو آن کسی که ظالم در این معرکه است باید در امن وامان بسر ببرد وخود را رهبر این مردم بی دادرس بداند.از آنکه  بسیاری ازمردم کشور ما باید تاوان ( حق مسلم ) عده ای آلوده قدرت باطل را پس بدهند.از اینکه باید همجنس بازی (که من آنرا یک نوع بیماری میدانم  ومانع از ادامه بقا نسل)یک وجه اجتماعی ورسمی پیدا بکند ودر جهان اسلام  محمد به انحاء مختلف بی گناهان در آتش شعله های  قدرت دولتها میسوزند وحاکمان سرمست از ادامه حکومت براریکه قدرت تکیه زده اند ویا در ایران ما چرا باید میلیونها دلار روانه اقتصاد کشورهای دیگر بشود در حالی که برای تجهیز وامکانات  پیشرفته درمانی باید از خارج وبا همت عده ای که به فکر جان مردم هستند ونه بقای حکومت جابر ایران این هزینه ها فراهم بشود وچه بیمارانی که چشم امید به دستان نومید مسئولان که ندارند چرا باید همجنس گرایی  در فرا سویی ازجهان قانونی بشود ولی حق اعتراض من در کشورم مردود بشود. .قرآن راباز میکنم شایدکه آرام بگیرم نمیدانم چه مدت از قرائت قرآن گذشت که رویا مرا با خود برد بی اراده وبا آرامش.آرام . آرام

**درخوابم .اینجا کجاست نمی دانم فقط عده ای را می بینم که صف به صف ایستاده اند مردانی را می بینم که با نشاطند ولباسهای جنگی  چون لباس شوالیه ها پوشانده اند اما کلاهخودبر سر نگذاشته اند تمیز .همه ایستاده اند منتظر کسی یا یک خبرند .من هم در میان انها می چرخم به چهرهایشان نگاه می کنم برایم آشنایند بطوریکه لباس شوالیه هارا برتنشان می بینم باورم نمیشود انها از مردم زمان اکنون ما باشند هواروشن است .روشن .همه انها به آسمان نگاه می کنند وحرفهایی به همدیگر می گویند که من بخوبی نمی شنوم وهر بار می خواهم بشنوم خیلی دیر به کنارشان میرسم . وفقط از انتهای کلامشن می توانم جیزی بفهمم . آنها در حالیکه زبان بیگانه دارنداما من می فههم که دارند چیزی را می گویند که برای من غریبه نیست . آه این کیست . با عظمت وبزرگ سر برمی آورد . چهره اش از خشم  فریاد میزند اما به گونه ای چهره اش را نشان می دهد که من نهراسم .اگرچه من هم کمی هول کرده ام وبشدت می ترسم .اما او بلند میشود می ایستد و با خشم می گوید ((آتش بیاورید .آتش بیاورید)) صدای او با مهابت در آنجا می پیچد . آه از آسمان  رعدوبرق وصاعقه آسمان ورگه های شرر میزند و یکباره همه جا تاریک میشود .همه جا سوخته بود و ان مردان نیز . وآن  که به اهل آسمان فرمان داد آتش بیاورند ( روح ) بود  همان روح سلام دهنده به اهل لیالی قدر.همان دمنده نفس به حنجره مریم س .همان روح .همان روح

وآنانکه دراین آتش زندگیشان خط باطل خورد همانان ساکنان توجیه کننده اشتباهات  درسازمان  ملل متحد بودند .از من گله نکنید که چرا اعضاء سازمان ملل .که من فقط بیننده رویاهای صادقه ام وبس. اه آتش آتشی که آنان را باخود خواهد برد

                                   **********************************

منتظری در انتظار نور

به نام خداوند بخشاینده مهربان .

حم . این قرآن نازل شده از جانب خدای بخشاینده وبا رحمت است . کتابی که آیاتش مشروح است قرآنی فصیح که برای مردم داناست.قرآنی که بشارت  دهنده وهشدار است اما اکثر مردم از ان روی برمی گردانند .انها هیچ حقیقتی را نمی شنوند.گفتند  قلبهای ما در حجاب است و ازآنچه مارا بدان می خوانی غافلیم .گوشهای ما سنگین است حقیقت را نمیشنویم.بین ما وتو پرده ای ضخیم است یکدیگر را درک نمی کنیم پس تو کار خودت را بکن ما نیز مشغول کار خویش میشویم .بگو من فقط انسانی مثل شما هستم با این تفاوت که به من وحی میشود .بدانید که خدای شما یکتاست .پس با تمام وجود تان روی سوی او کنید واز او آمرزش طلبید و وای به حال مشرکان .همان کسانی که زکات پرداخت نمی کنند و آخرت را انکار می نمایند کسانی که به حقایق ایمان آورند وعملکردی نیک وشایسته داشته باشند برای آنها پاداشی جاودانه  مهیاست.)  آیاتی ازسوره فصلت

تو ای خواننده از تو می پرسم به گمان تو زکات عید خودرا به چه کسی پرداخت می کنی؟خمس سالانه ات رابه چه کسی ؟کمی در زندگی  وگذشت عمرودرروز بازگشت معاد  تامل کن .تامل کن.

تیرماه .تیر ماه ..بیگناهان زندانهای ظلمانی تان و رهبران مردم را که  به گروگان گرفته اید آزاد کنید یک بار برای همیشه به  تمامیت جهان ثابت کنید که برای الله کارمی کنید ونه برای دنیا.

خوزستان خاکی رنگ. خاک . غبار .محرومیت و فقر .فساد .گناه .اعتیاد .  بدبختی  از هرنوع بدش هرچه بخواهید رایج شده است . همگانی شده است .دیگر از جان مردم چه می خواهید؟

ویاهای صادقه  قاب وارونه ارتداد ومن ( = شیطان)

                                        بسم الله الرحمن الرحیم

رویاهای صادقه

قاب وارونه ارتداد ومن ( = شیطان)

وسلام برتو که با من از مرز آتش سفر کرده ای .به توسلام

(ما نوح را به سوی قومش فرستادیم .اوبه آنها گفت .ای قوم من الله را بپرستید که غیرازاوهیچ خدایی (وفریادرسی) برشما نیست چراازعاقبت عملکردتان پروانمی کنید ؟).آیه بیست وسه ازسوره مومنون

(وبسوی آنها نیزپیامبری فرستادیم تا بگوید .الله را بپرستید که هیچ خدایی ( وفریاد رسی ) جز اوبرای شما وجودنداردچرا ازعاقبت عملکردتان پروا نمی کنید؟) سوره مومنون آیه سی ودو

(خداوندهیچ فرزندی اختیارنکرده وهیچ خدایی با اوهمکاری ندارد اگرچنین بود هرخدایی با مخلوقات خویش بسویی می رفت وبعضی بربعضی دیگرسلطه جویی می کردند وجدال سرمی گرفت .سبحان الله ازآنچه می پندارند. اوخدای نادیده هاودیده هاست وازهرچه شریکش قلمدادمی کنند برتروبلندمرتبه تر است)سوره مومنون آیات نودویک .ونود ودو

(بلندمرتبه است خدایی که فرمانروای حق است هیچ معبودی جزاونیست وپروردگارعرش عظیم است.هرکس باالله خدایی دیگررابخواند نسبت به دعایش هیچ برهانی ندارد وحساب اعتقاد وعملکردش نزد پروردگارش موجوداست بی شک کافران ومنکران حقیقت رستگارنمی شوند)سوره مومنون آیات صدو شانزده  وصد وهفده  

*اجابت نشدن دعا .نشانه کفروانکار یگانگی الله است .آیا کسی که برای الله شریک بسازد .رستگار خواهد شد؟هرگز.

( خداوندبه کسانی ازشما که به حقایق ایمان آورده وعملکردی شایسته دارند وعده داه است که آنها را درروی زمین جانشین دیگران خواهد کردهمچنانکه کسان دیگرراقبل ازآنهاجانشین کرده بودوخدادین و آیینی راکه برای آنهاپسندیده است پابرجاقرارمی دهدوترس ووحشت شان را به امنیت وآرامش بدل خواهد کردتافقط مرابپرستندوچیزی راشریک من قرارندهند واگر کسی بعدازآن به حقایق کافر بشود بدون شک زشت کردارو بدسیرت است .)سوره نور.آیه پنجاه وپنج

(بابرکت وبزرگ است کسی که فرقان رابربنده اش نازل کرد تاهمه جهانیان را نسبت به نتایج عملکردشان هشداردهد.همان کسی که فرمانروایی آسمانها وزمین از آن اوست وهیچگاه فرزندی اختیارنکرده وشریکی برای خود درامرحکومت واداره آفرینش برنگزیده است .خدایی که همه چیزراخلق کرده وتقدیرات هرچیزرادقیقا رقم زده است .اما آنهابه غیرازخدامعبودان دیگری برگزیده اند که توانایی خلق هیچ چیزی را ندارند درحالیکه همه شان مخلوقند ونمی توانند مالک سود وزیان خود باشند .حتی مالک هیچ مرگ وزندگی ورستاخیزی نیستند .) سوره  فرقان آیات یک . دو وسه

*قبل ازاینکه به آیات دیگربپردازم دراینجا از مترجمان کشورمان ایران خواهش دارم که مفهوم واشاره به ترجمه آیه ای از سوره نمل (آیه هشت) را بدینگونه تصحیح بفرمایندکه آنکه درآتش است وآنکه دراطراف آتش است اشاره به الله است  که با برکت عظیم است یعنی آنکه الله درهمه جاهست واین جمله را الله بدلیل بوجود آوردن اطمینان قلب به موسی نبی س می گوید.

*خدایانی برروی زمین بی اراده .مخلوق .ناتوان ازدفع مرگ خویش ودیگران.ناتوان ازخلق زندگی .ناتوان ازممانعت ازوقوع معاد.مخلوق .ببینید چگونه الله خدایان زمینی را تحقیرمی کند. گواه وتعهد فراموش شده یکتاپرستان دراولین روز بعدازخلق انسانها  .قبل از اینکه انسان دچار فراموشی بشود.توچطور ؟ آیاتو این عهد وپیمان را به خاطر داری؟

(به غیرازخداوند چیزهایی را می پرستند که نه نفعی به آنها می رسانندونه آسیبی به آنها می زنند .بدانید که اهل کفر همواره درمقابل پروردگارشان پشتیبان یکدیگرند.) آیه پنجاه وپنج سوره فرقان .

*به نظرشماچراچیزهایی غیرازالله رامی پرستند؟چون نمی بینند ؟چون نمی شنوند؟چون نمی دانند؟ آتش هم نمی بیندوآتش هم نمی شنود .آتش هم ازماهیت خود هیچ نمی داند وشیطان ازجنس آتش است ونمی بیند.نمی شنودوهیچ نمی داند.آیا شیطان موجودی کوربوده است؟ مطمئنا در عرش یک اتفاق بزرگ روی می دهد . شیطان که از مخلوقات جن به شمار میرود .تا قبل از ممانعت از سجده وانکار قدرت خداوند شنوا وبینا و دانا می بوده است واز اینکه قدرت الله را انکار بکند هیچ ابایی نداشته است وازاندیشه  مشرکانه خودهم بازنمی گرددوالله اورا بدلیل گناه آشکار تمرد و طغیان از دیدن نوروحق.شنیدن کلام الله وحرف حق . دانش وبصیرت  برای تمیز حق از باطل وحق اختیاردربازگشت محروم میکند  وبهترین نشانه برای اثبات این عقیده شخصی من منتظر اینست که در آیات دیگر الله بخوبی اشاره می کند که اجنه می توانند قرآن را بشنوندوبه الله  ایمان بیاورند .شیطان هم قبل ازاین عصیان الله را می پرستیده است ( همانطور که ما انسانها قبل از هبوط به الله ایمان آورده ایم) پس کلام الله ومخلوقات عرش را می شنیده وجبروت الله را به چشم میدیده است اوهم موجود دانایی بوده است که به ارتدادگراییده است .بعدازاین ارتداد او موجودی ناتوان سست اراده میگردد. اینست که هرچه بامشرک است وبا کافراست درحال سوختن است ونابودشدنی است .تواناییهایش مضمحل وبی استفاده میماند واگر کسی به او هشدار بدهد .خود را کامل وعاری ازعیوب می داندوالله در قرآن مرتبا اشاره می کند بدانکه یک مشرک ومرتد وکافر نمی شنود . نمی بیند . نمیداند ( لایعلمون.) وکسی که نمیداند ونمیشنود ونمی بیندباانکه کرنیست .کورنیست . مرتب بدو تذکر داده میشود اما نمی اندیشد پس لایعقلون است از شرک وکفر برنمی گردد( لایرجعون)میشود..

اما مهم آنست که یک آتش کوچک می تواندبوجود آورنده یک آتش بزرگ نیزباشد .این همان تداعی حمایت اهل کفرازیکدیگراست که روزی آنقدرزیاد خواهند شد که جهنم را پرخواهند کردازجسم  شعله ورخود.این زندگی درجهنم جاودان سرنوشتی است که ما از دنیا برای آخرت خود تدارک می بینیم .

  (به آنها گفته میشود پس خدایانی که بجای الله پرستش می کردید کجایند؟ آیا می توانند شما را یاری کنند؟ یا حتی خودشان یاری می شوند.؟سرانجام هم معبودان دروغین وهم عابدان گمراهشان به جهنم سرازیر می شوند .همه لشکریان ابلیس نیزچنین سرنوشتی دارند در حالی که با یکدیگر نزاع می کنند می گویند به خداوندبزرگ سوگند که مادر یک گمراهی واقعی بوده ایم .چون شما را معبودان دروغین  را با خدا یکسان می پنداشتیم مارا فقط مجرمان گمراه کردندواکنون هیچ شفیعی وپناهی نداریم.) .آیات نودودو .نود وسه .نود وچهار .نودوپنج.نودوشش .نود وهفت .نود وهشت .نود ونه وصدسوره شعراء

* کسانی که دردنیادرشرک وکفرپشتیبان یکدیگربودنددرحالت نزاع واعتراف به گمراه بودن دردنیایی که دیگربرای بازگشت بسیار دیر شده است.

(بگو.ستایش مخصوص خداست وسلام بربندگان برگزیده اش .آیا الله بهتراست یا آنچه شریک او می دانند ؟شریکی که قائلند بهتراست یا کسی که آسمانها وزمین راخلق کرده وازآسمان برای شما بارانی فرستاده تا بواسطه آن باغهای زیبا ودیدنی برویانیم .شمارا توانایی رویاندن درختی ازآن نیست با این وجود آیا خدای دیگری با الله است؟ نه .آنها قومی منحرف هستند .شریکی که قائلندبهتراست یا کسی که زمین راجایگاه با ثباتی ساخته است آنکه درآن رودها وکوههای مختلفی ایجادکرده ومیان دوآب دو دریا مانعی قرار داده تا آب شور با آب شیرین  مخلوط نشود. با همه این وجود آیا خدای دیگری با الله است ؟ نه اکثرشان ناآگاهند .شریکی که قائلندبهتر است یا آنکه چون انسان گرفتاری اورا بخواند اجابتش می کند وبلا را ازاودور می گرداند.؟ آنکه شماراجانشینان زمین قرارداده است؟با این وجود باز آیا خدای دیگری با الله است؟ چه اندک وکم ارزش پند میگیرید.شریکی که قائلند بهتراست یا کسی که درتاریکیهای خشکی ودریاراهنمایی تان می کندوپیش ازنزول رحمتش بادها رامیفرستد؟ باوجود این آیا خدای دیگری با الله است؟ بلندمرتبه است الله . ازهرشریکی که برایش قائل میشوند.شریکی که قائلندبهتر است یاآنکه آفرینش را آغاز کرده سپس همه را باز میگرداند.هم آنکه شما را ازآسمان وزمین روزی میدهدبا وجود این آیا شریک دیگری با الله است . بگواگرراست می گویید دلائلتان را بیاورید.)

 سوره نمل آیات پنجاه ونه .شصت. شصت ویک . شصت ودو . شصت وسه وشصت وچهار.

*قوم منحرف که پند واندرزنمی دانند. واگر بدانند جزاندکی آنرا نمی پذیرند بدون دلیل وبا دروغ والبته وهم برای الله شریک میسازند . کدامین الله .الله که در وهم ساخته شده است یا آن الله که برحق است ؟.ببینید در اینجا ای خواننده خوب آنکه گم شده است درواقع الله نیست.آن انسان است که فراموش کرده است مخلوق است ونیازمند .ما این فضای وهم و گمراهی وفراموشی را در قرآن با نام ظلمات می خوانیم .اینست که مشرک وکافر نه الله را در این ظلمات می بیند ( می شناسد) ونه خود را .این است که قرآن بارها به موجودات خود (علی الخصوص به انسان)یادآوری می کند که آنها مخلوقاتی بیش نیستند.

اگرتوجه کنید دراین آیات اشاره به جمع شده است . جمع شیطان پرست .جمع بت پرست  .جمع متجاوز.جمع همجنس گرا( یک نوع پرستش خوداست بااینکاراوحق را کتمان می کند این بیماری نیزدقیقا مثل پرستش روحانیت  ایران مااز( ولی زمینی) است که تحت تاثیرهمان وهم پرستش ازخود است .یک روحانی درزمان عیسی س . در زمان موسی س.ویا در زمان یوسف س زمینه های خود پرستی را با اعمال قدرت ودرراس حاکمیت قرار گرفتن بخوبی به ما نشان میدهند.هرکس تلاش می کند به این قدرت خودرا نزدیک کند وبا این انگیزه باید شبیه سازی کند. بشود یک روحانی که برای حفظ موقعیت خود نمازالله راباطل می کندویاوجه شیطانی خود رادرمساجدوکلیساهاوکنیسه هامخفی می کند.معبودهای دروغین وپرستندگان انسانی؟.که باقدرت حکومت سرنوشت یک جامعه راتحت تاثیرقرارمیدهند.).جمع ارزان فروش.قاتل.گران فروش .دزد . و همه قربانی( ظلمات )هستند...ویاابرقدرتهایی که خودراباهمه احتیاجی که به کشورهای عقب مانده دارند وبدان منافع خود می گویند خودرامظهربرتری می دانند.هرچه هست دردنیای آنهاهیچ چیزسرجای خودش نیست .همه چیزدرخطرنابودی حتمی است چون ازاساس دروغین است .ما باید بپذیریم که همه باهم برابریم وتنها یک خالق درجهان آفرینش هست به نام الله.آیا پذیرش مخلوق بودن این همه سخت ودشوار است ؟ که دستوربه قتل بیگناهان داده بشود؟ مخالفان را بکوبند ؟ویا انسانهای ضعیف رابنده وبرده خود بدانندورای  مردم را باطل بدانند ؟ تبعیض طبقاتی عوام وخواص را به عنوان ملاک برتری  درجامعه  اشاعه کنند.

(روزی که آنها را ندا می دهدومی گوید کجایند شریکانی که برای من می پنداشتید ؟کسانی که حکم عذاب برآنهامحقق شده می گویند پروردگارااینها کسانی بودند که ماگمراهشان کردیم .ماچون خودگمراه بودیم گمراهشان کردیم اکنون ازآنها بیزاری می جوییم وبسوی تومی آییم.آنها هرگزماراعبادت نمی کردند .به آنها گفته میشود اکنون شریکانتان رابخوانید وچون می خوانند هیچ جوابی به آنها نمی دهند وعذاب الهی را که ببینند آرزو میکنند که ای کاش ازهدایت یافتگان بودند .)

سوره قصص .آیات شصت ودو .شصت وسه . شصت وچهار. 

(اوالله است وهیچ ومعبودی جز اونیست .ستایش مخصوص اوست .چه در دنیا وچه در آخرت وحکومت از آن اوست وهمه بسوی اوباز می گردید.بگو چه تصورمی کنید اگر خداوند شب تاریک رابر شما تاروز قیامت طولانی کند .کدام خدا به غیر ازالله می تواند به شما نوربرساند؟ چراحقایق را نمی شنوید .بگوچه تصورمی کنیداگر خداوند روز را برشما تاروزقیامت طولانی کند ؟ کدام خدا به غیرازالله می تواند شب را به شما ارزانی کند تادرآن آرامش یابید. چرا حقایق را نمی بینید؟)

آیات هفتاد .هفتادویک وهفتادودو .از سوره قصص .

(وهیچگاه خدای دیگری را با الله مخوان .زیرا هیچ معبودی جز اونیست .همه چیز نابود شدنی است مگرآنچه روسوی او دارد وموجب رضایت اوست  حکومت ازآن اوست وهمه بسوی اوبازمیگردید)سوره قصص . آیه هشتادوهشت

(وبه انسان سفارش کردیم که نسبت به پدرومادرش رفتار نیکی داشته باشدواگر آن دوبکوشند تا چیزی را که بدان آگاه نیستی شریک من سازی.ازآنها اطاعت مکن. بازگشت همه شما بسوی من است وسرانجام شمارا نسبت به عملکردتان آگاه خواهم ساخت.) سوره عنکبوت آیه هشت

(اما شما بجای خداوند بتان راعبادت می کنید ودروغهای بزرگ می سازید بدانید آنهایی که به جای خدا ی یکتا می پرستید توانایی دادن رزقی رابرشما ندارند. رزق وروزی را ازخداوند بزرگ طلب کنید واوراعبادت نمایید وشکراورا بجا آورید زیرا همه تان بسوی او بازمیگردید )سوره عنکبوت آیه هفده

*شرک وکفر بت را پرستیدن .شاه را پرستیدن . فرعون را پرستیدن . ولی زمینی راپرستیدن برای رسیدن به رزقی که حرام است ؟دنیایی باطل شده وآخرتی که درزندانی به نام جهنم است .بتی که ساکن ومرده است ؟ آیا این بت علامت خوبی برای نشان دادن روح مرده این افراد نیست ؟ شاه .ولی . فرعون ها همه علائمی دارند برای دیدن سرشت انسانهایی که ایده آلهایشان را دروجود آنها می بینندکسانی که مرده اند پرستندگان مرده می خواهند .کروکور و لایعلمون .لایعقلون .لایرجعون .آیا جزاشاره به انسانهای مرده است که نمی توانند ببینند .بشنوند .بیندیشند .در عقلانیت به چاره جویی بیندیشندو......قتل بی گناه .دروغ . وهمه گناهان ما زمینیان درابعاد اجتماعی به گفته قرآن باطل است وباطل رفتنی است .

(ابراهیم گفت شمابجای خداوندبتانی رااختیار کرده اید تا دراین زندگی دنیا میان شما مایه مودت ودوستی باشند امادرروز قیامت یکدیگرراانکارخواهیدکردونفرین خواهیدنمود وجایگاه همه شما دوزخ است وهیچ یاوری نخواهید داشت.)

  سوره. آیه بیست وپنج عنکبوت

(مثل کسانی که که چیزهای دیگری را بجای خداوندولی و دوست خود برمی گزینند مثل عنکبوت است که سرپناهی سست اختیارکرده است.بدانید سست ترین خانه ها خانه عنکبوت است کاش این نکته رادرک میکردند. خداوند بزرگ خوب می داند که آنهاچه چیزهایی راسوای خودش به خدایی میخوانند .اوقدرتمند وحکیم است) سوره عنکبوت.چهل ویک وچهل ودو

(روزیکه قیامت برپاشودمجرمان درغم واندوه فروروندهیچکدام ازمعبودان دروغین شان بعنوان شفیع برایشان کارسازنخواهدبود وسرانجام باورشان را نسبت به آنها ازدست می دهند.)سوره روم .آیه دوازده وسیزده

(الله کسی است که شمارا آفرید سپس روزیتان داد آنگاه شمارا میمیراند ودوباره زنده می کند آیا شریکانی را که برای خداوند قائل شده اید توانایی انجام چیزی از این کارها را دارندمنزه است او وبلندمرتبه تر ازشریکانی است که قائل می شوند .)

سوره روم آیه چهل

( این آفرینش خداست پس به من نشان دهید که آنها که غیر خدا هستند چه چیز آفریده اندحقیقتا ظالماندر یک گمراهی واقعی به سرمی برند .) .(ولقمان درحالیکه پسرش راپند میداد گفت .ای پسرم برای خداوند شریک قائل مشو.زیرا شرک ظلم بزرگی است )سوره لقمان آیات یازده و سیزده

(اینهادلیل آن است که خداوند حق است وآنچه بجای خدا می خوانید باطل. براستی خداوند بلندمرتبه وبزرگ است)

آیه سی از سوره لقمان

( الله کسی است که آسمانها وزمین و آنچه میان آنهاست را در شش روز خلق کرد سپس به عرش پرداخت .بدانید که به غیر از اوهیچ ولی و هیچ شفیعی ندارید .آیاهنوزهم  پند نمی گیرید ؟) سوره سجده آیه چهار

( به خدا توکل کن زیراکارسازی اوکافی است) آیه سه سوره احزاب

هیچ چیز وهیچ کس فقط یکی آن هم واحد.آدم س از بهشت به زمین تبعید میشود. اما شیطان آواره است تاروزیکه مهلت به اتمام برسد. مگرشیطان جزبه الله به چه چیز دیگری ایمان داشت .به خودش.می بینی آقای ولی .به خودش اما اوحتی خودش رانمیدید .الله رانمی دید هیچ چیز را ندید زیرا کور بود .هیچ پندی نشنید زیراکربود.ما الله را نمی بینیم شیطان اورا دید واما باور نکرد.زیرا آتش فقط باید بسوزاند وهیچ نمی داند.آیا تومی دانی؟

پس یک مشرک یک کافر حتی اگرالله را ببیند نمی تواندآنچه رامی بیندباورکند.پس این چگونه است ای (ولی ) که اوتورا که دردنیازندگی میکنی وازجنس دنیایی باورکرده است؟زیرااوکراست کوراست وهیچ نمی داندازکریش .ازکوریش.ازناتوانیش درانتخاب.سخن ازروحی است که جسم رابه آتش دعوت می کندجسمی که کروکوراست واورادر*وهم رها می کند.بدانگونه که میسوزدوخودنمی داند .جریان ومعمای این عرش چیست؟چرا موجودی که باید درخدمت الله وانسان باشد برای ابدازسجده تمردمی جوید؟در خدمت انسان بودن اجنه عرش .ملائک .آیا این  فرصت متعالی باعث  تاسف آدم س نشده است؟

(بگوهمه معبودهایی را که بجای خدامی پنداشتید بخوانید.آنها حتی مالک ذره ای درآسمانها وزمین نیستند ودربوجودآوردن زمین و آسمان شرکت نداشته اند وخدا نیزازمیان آنان همکاروپشتیبانی انتخاب نکرده است) .سوره سباءآیه بیست ودو

(بگوچه کسی شمارا از آسمان وزمین روزی می دهد ؟ بگوالله .اینک ما وشما بر طریقه هدایتیم یادرگمراهی آشکار؟)

.(بگو شرکایی را که برای اوقائل شده اید نشانم دهید هرگز شریکی نداشته است بلکه اوخدای قدرتمند وحکیم است )

سوره سباء آیه بیست وپنج وبیست وهفت

(رحمتی راکه خداوند برای مردم بگشاید کسی نمی تواندازآن جلوگیری کند وچیزی را که خداوند جلوگیری نماید کسی غیراز اونمی تواند آن را به مردم برساند .بدانید که اوقدرتمند حکیم است .ای مردم به یاد آورید نعمتی راکه خداوند به شما ارزانی داشته است . آیا خالقی بجز خداهست تا شمارا از آسمات وزمین روزی دهد.هیچ معبودی جز اونیست .پس چرا ازمسیرحق منحرف می شوید؟ )سوره فاطر آیات دو وسه  

* ولی .شاه .فرعون .نمرود .؟آنها همان نامهای توخالی هستند .که میمیرند . نمی توانند بیافرینند . نه می توانند بمیرانند ودیگربارزنده کنند.درآنها نوری نیست .آنها پیامبرنیستند .علی ع نیستند آنها فقط نشانه ها وسمبلهایی هستند برای نمایش انحراف دردین وهشداری برای ایمان آورندگان .آنها پیامبری نیستند که جانشین  الله بشود زیرا الله یکی است ودر نوع خود همتا ندارد .اوپیامبر نیست زیرا الله پیامبر را انتخاب می کند وبس. اوایمان آورنده هم نخواهد بود چون همه ایمان آورندگان از ابرازواعمال رای خودبردیگران ناتوان است وباید به حکم الله و پیامبررجوع کند وهرکس ولی زمین را پرستید .فرعون .ویا شاهان را پرستید ازدین خود منحرف شده است حتی اگرآنها را به عنوان پیامبربخواند وجانشین الله بر روی زمین نیز بدانددردین خودبه انحراف رفته است واین یعنی ارتداد.انسانها نمی توانند الله بسازند وبرای الله جانشین بسازند وبرای  پیامبرجانشین انتخاب کنند.اگراینکاررا بکنند ازمنافقین خواهند بودوکسی که به عنوان پیامبروجانشین اوازسوی عده ای خاص انتخاب بشودوبه اورجوع بشود نیزطاغی وازطاغوت است .این همان معنی آیه پنجاه ونه  وآیات بعداز آن سوره نساءاست .بله برای رفع اختلاف ونزاع دربین ایمان آورندگان درحیطه دین تسلیم باید ازیک چهار چوب خاص دینی پیروی کرد.

(آری الله پروردگارشماست .حکومت ازآن اوست وکسانی را که به جای خداوند می خوانیدحتی مالک پوست نازک یک هسته خرما نیستند.هرچه آنهارا بخوانید دعای شمارا نمی شنوندواگرهم شنیدند توانایی اجابت دعای شما را نداشتندودر روز قیامت خودآنها شرک ورزی شمارا انکارمیکنند علاوه برهمه اینهاآنهاهرگز نمی توانندمثل خدای داناتوراازحقایق آگاه سازند.ای مردم همه شما نیازمندخداهستید حال آنکه خدابی نیازوستودنی است.) سوره فاطر قسمتی ازآیه سیزده .چهارده وپانزده

*کسانی که نمی شنوند .نمی بینندونمی دانند ازمعبودهای ناتوان که نمی شنوند نمی بینند ونمی داننددرخواست اجابت دعا داشته بکنند؟آیا تصوربرآورده شدن این دعا ممکن است؟می بینید که حتی  قانونی کردن یک اصل نمیتواندآنهارا(ولی یا خدای زمین)بکندوباعث اجابت دعا ی انسانها بشود . امان ازخیال باطل.امان از وهم.

(بگوآیا شریکانی را که بجای خدا می خوانید *نمی بینید؟به من نشان بدهیدآنها چه چیزی در روی زمین خلق کرده اند ؟ یا درآفرینش آسمانها چه مشارکتی داشته اند ؟ آیا مابرآنها *کتابی فرستاده ایم .که به آن دراین موارد استناد کنند .نه ظالمان فقط به یکدیگروعده های دروغین وفریبکارانه می دهند .)سوره فاطر آیه چهل

(آخرچراخدایی که مرا آفریده وسرانجام همه بسوی اوبازمیگردیم نپرستم ؟چرا بجای اوخدایانی اختیارکنم حال آنکه اگر خدای رحمان بخواهد آسیبی بمن برساندشفاعت هیچکدام  ازآنها سودی برای من نخواهد داشت وباعث نجات من نخواهدشد.)

 سوره یاسین آیه بیست ودو . وبیست وسه

( با این همه بجای خدا.خدایانی اختیارمی کنندتادرمشکلات یاریشان کند.حال آنکه توانایی یاریشان را ندارندواین آنهاهستند که چون سپاهی درخدمتشان قرار گرفته اند.) سوره یاسین . آیات هفتاد وچهار وهفتاد وپنج

*صداقت رادرحداعلای کلام دراین جمله میتوان دید.نیازخدایان زمینی به پرستش ازسوی سپاهیان مسلح.سیاهی لشکرروحانی نما ؟ وقانون نویسان غارچراغار؟پس مجالس چندگانه.آنها که گویی برای انسانهای غارنشین قانون می نویسند که خدایشان را نمی دانستند که کیست؟ ومردم آه مردم .آه ناس ؟اما به کدامین گناه ؟به کدامین گناه؟ ای شفیع در انتظارای الله .ای نورتومارا شفیع .مارا شفاعت کن.

( پس منزه است خدایی که حکومت وفرمانروایی مطلق هرچیزبه دست توانای اوست وبی شک همه تان بسوی او باز خواهید گشت)سوره یاسین .آیه هشتاد وسه

*ومن بازهم ازخطرآتش ارتدادخواهم نوشت.وخسته نخواهم شد ازتکرار ابلاغ ودعوت آن مسئولیت بزرگی که الله بر دوش آدم س گذاشت وپیامبران جانشین اونیز اززیرباراین مسئولیت شانه خالی نکردند.شانه خالی نکردند زیرا به یقیین می دانستند الله هست .الله هست.

                                                           ***************************

منتظری درانتظار نور

( قسم به آن ستاره که ناپدید شد.یار شما محمد ص نه گمراه شده ونه منحرف گشته است  واز روی نفس سخن نمی گوید .این وحی است که به اونازل میشود. آن کس که قدرتمند است اورا تعلیم داده است .همان کس که تواناست وسلطه برهمه چیز دارد .او درافق بلند آسمان قرارداشت .سپس نزدیک ونزدیک تر شد تا فاصله اش به اندازه دوکمان یا کمتر شد پس خداوند به بنده اش آنچه راباید .وحی میکرد وحی کرد .دل آنچه را که دید دروغش ندانست آیا درآنچه می بیندبا اومجادله می کنید؟ آن را یکبار دیگردیده است .نزدیک سدره المنتهی. که سدره الماوی کنارآنست.دراین هنگام چیزی سدره المنتهی را پوشانده بود چشم اوخطا نکردوازحد خویش هم فراتر نرفت.براستی آیات ونشانه ای بزرگ پروردگارش را دید.)

سوره نجم آیات یک تا هجده .

دراین آیات قرآن ازدیدارحضرت ومحمد وص والله می گوید.درقرآنی که تایید کننده اش نیز الله وپیامبراست .قرآن نمی گوید که پیامبر. الله را چه سان می بیند .به چه شکل وبه چه نقش وچه رنگ می بیند زیرا این جبری است که تخطی ازآن ارتداد محسوب میشود اونباید از چگونگی ماهیت کیفی وکمی الله چیز بگوید اگرچه می توانسته در قرآن براحتی آنرا بیاورد.اما توای انسان  چگونه  از نفس خود پیروی می کنی وبجای الله همان خالق اول وآخرجهان که اورا ندیده ای خدایی زمینی می سازی یا بجای الله انسان را خدا میسازی ؟آیا توچون آتش کورهستی؟ آیاتوچون آتش کرهستی؟ آیاتوچون آتش هیچ نمی دانی؟

 بسم الله الرحمن الرحیم

(الله نور آسمانها وزمین است .مثل نوراو چون چراغدانی است که درآن چراغی است که درون حبابی قرارگرفته است حبابی که ازفرط درخشندگی همانند ستاره ای پرنور است .این چراغ بواسطه درخت با برکت زیتونی که نه شرقی است ونه غربی .روشن میشود روغنی چنان شفاف که گویی خود روشنی دهنده است هرچند آتشی به آن نرسد نورغرق درنور .بدانید که خداوند بزرگ بواسطه این نورهرکه راصلاح بداندهدایت می کند وبرای روشن شدن مردم مثلها می آورد وخداوند برهرچیزی آگاه است) سوره نور . آیه سی وپنج

تیرماه .تیر آتشین کام.ای حکومتگران نفرین شده .

زندانیان بیگناه .رهبران درحصرسبزرااززندانهای طاغوتی تان آزاد کنید . به این نیندیشید که دیگربارمی توانیدمردم را فریب بدهید به این بیندیشید که چه مجازاتی درانتظار شماست ؟

ایران ما .خوزستان .

 وشما اعضاسازمان ملل (متحد)؟؟وبخش حقوق بشری ای کاش شماهمانطور که به همجنس بازان که عده قلیلی بیش نیستند حق زندگی مشترک را داده اید که با هیچ دینی سنخیت پیدا نمی کند .به همه ادیان وپیامبران الهی که درمیان ما نیستند وپیروان آنها که کم هم نیستند یک حق احترام ویژه می دادید.آیا حقوق ما مسلمانان جهان ( اهل تسلیم ) باید قربانی سیاست ناخواسته ( حق وتوی)شما بشود؟.ماازشما می خواهیم که ماراهم (ببینید)وحرفهایمان را (بشنوید) . بدانیدماهم ازملل هستیم.ماهم بشرهستیم.به ماوخودتان کمک کنید تا جهان را به رنگ  زیبای الله درآوریم وچه رنگی زیباترازرنگ زیبای الله  .این ازحق بشری ماست که ازهمه دولتهای جهان دعوت به بازگشت کنیم بازگشت به فضای آرامش وامنیت الهی که ازحقوق انسانی همه ماست .ونیازعادلانه ترین حقی است که الله به همه ما انسانهای زنده به طور یکسان هدیه کرده است بیایید به نیازهای متعالی دینی به عنوان جزوی لاینفک از زندگی انسان امروزنگاه کنیم .  

بنی آدم اعضای یکدیگرند                                             که در آفرینش زیک گوهرند

 

 

( قاب وارونه  ارتداد ومن )  به همراه رویای واقعی( بن بستی درنور)

                                    بسم الله الرحمن الرحیم

                                     ( قاب وارونه  ارتداد ومن )

                         به همراه رویای واقعی( بن بستی درنور)

با سلام به تو که راز توانستن رامی دانی

درقاب وارونه ارتداد ومن با همه کنشها وواکنشهای دینی دردنیای سیاست ودین دربزرگترین قاب همراه بامن هستید .

( درآن خانه آیات روشنی ازربوبیت است  برهرکسی که برای رسیدن بدانجا توانایی یافت وهرکه به سبب انکارحج بیت الله کافر شود تنها به خود زیان رسانیده که البته خدا ازاطاعت جهانیان بی نیاز است. بگوای اهل کتاب چرا به آیات خدا کافرمی شوید با آنکه خدابراعمال شما آگاه است ؟بگوای اهل کتاب چرا کسی را که اهل ایمان است از راه خدا باز می دارید وبه راه باطل می خوانید وآن راه را کج می شمارید درصورتی که خودبه زشتی این عمل آگاهید ؟ وخدا ازکردارشماغافل نخواهد شد.) آیات نود وهفت ونود وهشت ونود ونه از سوره آل عمران .

(ومردم راازراه خداومسجدالحرام که برای مردم چه اهل آن و چه بادیه نشینان یکسان قرار دادیم منع می کنندوهرکسی را که درآنجا اراده کجروی وستمکاری داشته باشد همه راعذاب دردناک می چشانیم) سوره حج . آیه بیست وپنج

*انکار حج = با عذاب دردناک .ومنع مردم از زیارت خانه کعبه نیز راهی به سوی باطل رفتن است ونشانه انحراف دردین از طرف گروهی که قرآن ازآنهابه نام ( اهل کتاب ) نام میبردواین بعضی ازاهل کتاب درهردینی وجود دارند .دین محمد ص ( حکومت ایران ) دین مسیح س . دین موسی س.و عذاب دردناک تاوان تحریم و حرام  نمودن عبادات جمعی مردم است .

دفاع ازواجبات ودیگرجنبه های نور الهی یادفاع ازامورعبادی مردم دراین آیات بخوبی مشهود است .تاکید بر حفظ ابهت و حرمت  خانه ای که مظهر یکتاپرستی درهمه ادیان محسوب میشود درمقابل مشرکین وکافران که انسانها را به بت پرستی انسان پرستی وشیطان پرستی دعوت می کنند.متاسفانه ما درکشوری زندگی می کنیم که سردمداران آن برای گمراه کردن مردم گوی رقابت را ازبعضی ازاهل کتاب  دیگرادیان نیزربوده اند. نماز.روزه .حج .وهرگونه عبادت ووحی الله را قربانی یک نظام موهوم وباطل کرده اندنظامی مشرک که تنهاحربه محافظت ازآن تحکیم نفوذ روحانی نماهای حکومتی  وسوء استفاده ازجهل  مردم و اعمال ارعاب است.برماست راهی به سوی نوررابرای نجات ویاری  همدیگر اگرچه بسیار سخت بیازماییم . 

بیست وشش-(بگواوپروردگار من است خدایی جزاونیست .براوتوکل کرده ام وبازگشتم بسوی اوست ) سوره رعد قسمتی از آیه سی

 بیست وهفت-(آیا آن خدایی که بالای سرهمه ایستاده است ونگهبان وحافظ آنهاوآثار وجودی ایشان است واعمال همه را می بیند آیا اورا فراموش کردند ؟آنها برای خدا شریکانی ازپیش خود جعل کردند .بگونام آنها خدایان را بگویید آیا اورا به آنچه درزمین است واوازآن آگاه نیست خبرمی دهید یاآنکه سخنی سطحی میگویید وبلکه برای کافران مکرشان زیباجلوه نمود وازراه خدا بازداشته شده اند وهرکسی را خدا گمراه کند رهبری نخواهد داشت.) سوره رعد آیه سی وسه

*اشاره به آن خدایی که **(ایستاده )است فراموش بشود؟بدلیل ساختن بتها وجعل خدایان زمینی ؟ونام آنها ؟ براستی چرا الله ازوجود این خدایان بی خبراست ؟ازوجودخدایانی به نام فرعون .شاه . ولی فقیه بی خبر مانده است؟ آیا آنکه کافر بودبه جدیت به این خدایان ایمان آورد؟  درآیات سی وهشت .سی ونه .وچهل سوره یوسف نیزازانتخاب مشرکین  گفته میشود خدایانی بانامهای توخالی . الله بدان جهت نام خدایان  زمینی را توخالی می گوید چون آنهادر واقع نابود شدنی هستند . مثل اودرزمان ومکان بی نهایت دائم  حی نیستند . صادق. واسع . باسط . نصیر . بشیر . بصیر . رئوف. ودود . حسیب .مجیب .قدیم . کافی .وافی .شافی . نور .قدوس . کریم .رحیم و....... نیستند یک موجودی هستند متولد یکزمان ومکان خاصی ازتاریخ که جبراباید محو بشوند ونابود واگر به تاریخ نگاه کنیم از این دست  خدایان دروغین فراوان انسانهایی بوده اند که مدعی خدایی کرده اند اما اکنون قرنهاست که موجودیت ندارند مثل همه اشیاء . وسایل . و..... پس فقط ازآنها نام آنها باقی مانده است .نامی از بی شمار خدایان خاکی .

بیست وهشت-(وآنان که برآنها کتاب آسمانی فرستادیم مومنان اهل کتاب ومسلمانان ازآنچه برتونازل شده خوشحالند وجماعتی از احزاب برخی ازآیات آنرا انکارمی کنند بگو.من مامورم که خدای واحد را بپرستم وهرگزبه اوشرک نیاورم .خلق رابه سوی او دعوت می کنم وبازگشت من بسوی اوست .) آیه سی وشش از سوره رعد

بیست ونه -(آنچه نزد شماست نابود میشود و آنچه نزد خدااست باقی میماند )سوره حجر . آیه نود وشش

چه چیزی درنزد ماست ؟چه چیزی ؟آنچه چشم وگوش بصیرت می بیند آیاآنچه درنزدماست دنیایی نیست مگرآیا باطل نیست.؟ آیا قرارنشده  است در دنیا بماند.پس این چه خدایی است که در بعد مکان زندانی است ؟

سی-(آیاآنکه می آفریند مانند کسی است که نمی آفریند ؟ چرا به یاد نمی آورید؟ ) سوره نحل آیه هفده

*تفاوت درنگاه جهان بینی. الله کسی که زمین وآسمان را خلق کرده است  همه جهان هستی مخلوق اوست واما آیا کسی که خود دچارجبرنابودی ونیستی است . نمی تواندخود ودیگران را ازنابودی (مرگ)نجات بدهد ویا بجای آنها موجودی دیگرخلق بکند درپرستش با الله که در نوع واحد واحداست با هم برابرند؟

سی ویک-(معبودهایی را که بجای خدا می خوانید چیزی راخلق نمی کنند .بلکه خود مخلوقند.) آیه  بیست از سوره نحل   

سی ودو-(ومی گوید کجایند شریکان من که برای طرفداری ازآنها (با پیامبر ومومنین) خصومت می کردید؟ اهل علم می گویند رسوایی وخواری امروز برای کافران است ) سوره نحل آیه بیست وهفت

*ازکسی دفاع می کنند که همه بنیانهای دین وشریعت را انکارمی کند .نماز را .حج را که وحی الله هستند رابرای حفظ مقام دنیاییش نفی وقربانی می کند. حرمت به ماه حرام رازیر پا می گذارد( درماه حرام امربه قتل می کند).آیات اجباری نبودن حجاب برای مسلمانان . آیات اجباری نبودن دین . آیات احترام به حقوق مسلمانان راتجاوزازمرزهای خصوصی وناهی به تجاوز وچسباندن تهمت وافترا را به بهانه حفظ حاکمیت خدایی خود بی پروا زیر پا می گذارد  .بدینگونه است که الله دشمنان خود را با این آیه تحقیر می کند وپست می شمارد . ومکررا آنها را مخلوق می خواند.

سی وسه -(وبجای خدابت هایی را پرستش می کنند که درآسمانهاوزمین هیچگونه اختیارروزی مشرکان را ندارندونمی توانند داشته باشند.) سوره نحل آیه هفتادوسه

سی وچهار-(وچون مشرکان شریکانی که بجای خدا قائل هستندمشاهده کنند حسرت خورند وگویند .ای پروردگارما اینان شریکانی هستند که ما بجای توپرستش میکردیم .شریکان جواب می دهند که شمادروغ میگویید ودرآنروزهمه کافران ومشرکان تسلیم فرمان خدا میشوند وآنچه غیرازخدا جعل میکرده اند همه نابود میشوند آنان که هم خود کافر شدند وهم دیگران را ازراه خدا بازداشتند به کیفر فسادی که می کردند عذابی برعذابشان بیافزاییم)

سوره نحل آیات هشتادوشش .هشتاد وهفت و هشتادوهفت

*نفی وانکار پرستش کنندگان توسط معبودها .در آیاتی دیگر از کلام الله چنین نفی وانکاری از زبان شیطان نیز آمده است .باید برای دیدن تاثیر دقیق دنیای موهومات اقمار شیطان ورد پای شیطان در زندگی کافران ومشرکین زندگی اورا ازمجادله با الله تا زمانی که درروز حسرت متوالیا در قرآن آمده است بر رسی کرد. شباهت در تفکر وطغیان وانکار. .

سی وپنج-(هرگزبا خدای یکتا معبوددیگری قرارمده که نکوهیده وخوارخواهی شد .پروردگارتوحکم فرموده است جزاوهیچکس رانپرستید .)  سوره اسراء آیه بیست ودو وقسمتی از آیه بیست وسوم  

سی وشش-(این ازحکمتهایی است که پروردگارت به تو وحی کرده است .هیچ خدایی راهمراه الله قائل مشوکه درجهنم می افتی وملامت زده ومطرود میشوی.) سوره اسراء آیه سی ونه

  توصیه الله به پیامبر.پرستش الله.فرمانبری ازپیامبرودیگرهیچکس ونتیجه پرستش باطل یعنی مردود شدن .ارتداد .وعاقبت دوزخ .چرا ؟حتی اگرپیامبرباشی بایدازالله فرمان ببری.؟ چه سرنوشتی برای انسان عاصی عذاب آورتراز وعده آتش جهنم ؟

سی وهفت-(بگواگرچنانکه آنها می گویند با اوخدایان دیگری بود دراین صورت آن خدایان سعی میکردند راهی بسوی خدای صاحب عرش پیدا کنند .خدا برتراست ازآنچه آنها می گویندبسیار برترومنزه تر)سوره اسراء آیات چهل وسه

سی وهشت-(بگواین بتهایی که جزاوخدا می پندارید بخوانیدتا ببینید که نمی توانند بلا را ازشما دفع کنند ونه تغییر وتحولی توانند داد.آنهایی که کافران به خدایی می خوانند خود وسیله ای برای تقرب به درگاه پروردگارشان می جویند که مقرب ترین بشوندوبه رحمت اوامیدواربشوند وازعذاب او می ترسند که البته ازعذاب پروردگارت بایدهراسان بود)

 اسراء آیات پنجاه وشش وپنجاه وهفت

*دراین دوآیه تلاش وچشمداشت خدایان زمینی را به آرزوی داشتن قرابت ونزدیکی به الله ساکن عرش یاد آورمیشود . فرعون .برای رسیدن به الله .موسی س دستور داد تا برج گونه ای بسازند تاازآن بالاوبالاتر برود وبه الله نزدیک بشود . و(ولی) ایرانیان با نسبت دادن تبار خود به فرزندان فاطمه زهرا س خود را  از مردم سوا می کند.درحالیکه دراین خاندان با عظمت هرگز هیچ مردیا زنی  حتی پیامبر اکرم به مقام خدایی  وولایت  زمینیان نرسید؟ عجیب است که در همه آیاتی که از توحید آمده است الله سریعا خدایان وجانشینان وشرکای زمینی خود راوهمچنین مشرکین وکافران را تحقیرمی کندخواروباطل وگمراه ودروغگو می خواندودشمن خودمی داندو آنها را سزاواردوزخ وعذاب درد آور میدانداما این جانشینان دروغین .این خدایان ساختگی همه  باتوهم وگمان مدعی گواهی الله برمشروعیت خودشان هستند.     

 سی ونه-(وچون دردریا خوف وخطری به شما رسد درآن حال جزخدا همه آنهایی که می پرستیدید ناپدید گردند .آنگاه که شما را ازخطرنجات دهد بازازاو روی بگردانید .زیرا انسان ناسپاس است )اسراء آیه شصت وهفت

چهل-(بگوستایش مخصوص خدایی است که نه فرزندی برگرفت ونه در فرمانروایی شریکی داردونه یاوری بخاطر ضعف وذلت اختیار کرده است پس اورا تکبیرگوی .تکبیری شایسته.) اسراء آیه صدو یازده

چهل ویک-(اینان که قوم ما هستندغیرازخدای یگانه خدایانی برگرفته اند چراهیچ دلیل روشنی براثبات خدایی آنها ندارند؟ پس کیست ستمکارترازکسی که بر خدا دروغ می بندد؟ ) سوره کهف آیه پانزده

*بازهم سایه دروغ . الله از ستم  دروغی که بواسطه پرستش خدایان زمینی براو می بندند می گوید  

چهل ودو-(بگوخدا به مدت اقامت آنهادرغارداناتر است که غیب آسمانها وزمین ازآن اوست .براستی چه بینا وشنواست آنها جز او ولی ندارند وهیچکس درحکم او شریک نیست .) کهف . آیه بیست وشش

چهل وسه-(رفیق اودرمقام پندواندرزگفت آیا به خدای یکتا که تورا ازخاک وسپس ازنطفه آفریدوآنگاه تورا مردکاملی ساخت کافرشدی؟بلکه خدای واحدپروردگارمن است وهرگزاحدی را شریک اونخواهم ساخت.)کهف آیات سی وهفت .سی وهشت   

چهل وچهار-(ویاد آوروقتی به فرشتگان فرمان دادیم که برآدم سجده کنید آنها همه سر به سجده فرود آوردند جز ابلیس که ازجن بود وازاطاعت پروردگارش سرپیچید آیا او.شیطان وفرزندانش را به جای من دوستان خود گرفتند درصورتی که آنها سخت با شما دشمنند .ظالمان چه جایگزین بدی را برگزیده اند ؟ )سوره کهف .آیه پنجاه

چهل وپنج-(وروزی که خدا به کافران می گوید آنانی را که گمان میداشتید که شریک منند بخوانید .آنها بخوانند وشریکان اجابت نکنند پس میان آنها هلاکت گاه قراردهیم .) کهف . آیه پنجاه ودو.

چهل وشش-(آیا کافران می پندارند که غیرازمن بندگان مرا به دوستی خواهندگرفت ؟ ما دوزخ را چون منزلگاهی برای کافران مهیا ساخته ایم.) سوره کهف . آیه صدو دو

چهل وهفت-(بگومن بشری هستم همانند شما.تنها فرق من با شما این است که به من وحی میرسد که خدای یگانه خدای شماست . حال هرکس به لقای پروردگارش امیدوار است باید نیکوکاری کند ودرپرستش پروردگارش هرگز احدی را با اوشریک نگرداند. ) سوره کهف. آیه صد وده

*بله مشرکین وکافران وخدایان دروغین آنها باید بدانند بین آنها والله فقط یک پیامبر مبشر و مبلغ است وقرآن این یاد آوری را مرتب تکرار می کند پس ایمان آورندگان فقط باید در آیین تسلیم الگوی مردم بشوند ونه درحاکمیت .ومی بینیم که که علی ع به دلیل آنکه از ایمان آورندگان است نمی تواند بر علیه عثمان ودیگر کسانی که به رای مردم برای ادامه بقای دین انتخاب میشوند ازمحورحق پا را فراتر بگذارد وبرعلیه آنها که فقط ظواهر دین را می پسندند عصیان بکند .علی ع اگر برعلیه آنها شمشیر بکشد درواقع برعلیه انتخاب مردم شمشیر کشیده است. وعلی ع اگر برمخالفت  بررجوع مردم به طاغوت قد علم کنددرواقع ایجاد تفرقه کرده است واین هردوراه حل ازارتداد است .همانطورنیز نمی تواندمشوق آنها درادامه این انتخاب باشد گمشدن دردوراه مخالف هم.گمراهی ناتوانی دردرست دیدن حق .درست شنیدن ازحق و بصیرت را به عمل تبدیل کردن است   

چهل وهشت-(من ازبتهایی که به جای خدا می خوانید دوری می کنم وپروردگار خود را می خوانم امید که چون اورا می خوانم از درگاه لطفش محروم نگردم.) سوره مریم . آیه چهل وهشت

چهل ونه-(ومشرکان به غیرخدای یکتا خدایان باطلی را اختیار کردند تا سبب عزت دنیویشان گردند. چنین نیست بلکه بزودی ازپرستش آنها روی بگردانند وبه خصومت با آنها برخیزند .) مریم.آیات هشتاد ویک وهشتادو دو

پنجاه-( الله .خدای واحد که خدایی جز اونیست .نامهای نیکو مخصوص اوست .) طه آیه هشت

پنجاه ویک-(خدای واحد من هستم هیچ خدایی جزمن نیست پس مرابپرست وبه  یاد من نماز را به پا دار)طه آیه چهارده

پنجاه ودو-(همانا خدای شماخداوندی است که خدایی جز اونیست که علمش برهمه چیزمحیط است.)نودوهشت سوره طه

پنجاه وسه-(یادرزمین خدایانی برگرفته اندکه برانگیزاننده آنان درقیامتند .اگردر آن دو( آسمان وزمین )خدایانی جزخدای واحد وجود داشت هردوتباه میشدند پس خداوندعرش ازتوصیف آنان منزه است .) آیه بیست ودو از سوره انبیاء

پنجاه وچهار-(آیامشرکان جزاوخدایانی برگرفته اندبگو.برهانتان رابیاورید.این کتاب سخن کسانی است که بامن هستندوسخن کسانی که پیش ازمن بوده اندامابیشترشان چیزی ازحق نمی دانند وازآن اعراض می کنند.)

 سوره انبیاء.آیه بیست وچهار

*چرا این همه اصرار درتکراراهمیت  استقامت درتوحید. پس چرا ما انسانها پند نمی گیریم؟چرا ما انسانها نمی توانیم بپذیریم که الله هیچ  نوع شرکی را نسبت به خود نمی پذیرد؟

پنجاه وپنج-(ماهیچ پیامبری راپیش از تونفرستادیم مگرآنکه به او*وحی کردیم که ابلاغ کند هیچ معبودی به جزمن نیست پس فقط مراپرستش کنید.وادعا کردندخدای رحمان فرزندی(چون عیسی مسیح وعزیرویا ازجنس فرشتگان )اختیارکرده است.خدای سبحان ازاین *اوهام مبراست .آنها فقط بندگان گرامی ومحترم خدا هستند .درسخن گفتن از خدا پیشی نمی گیرندوهمواره به دستور اوعمل می کنند .خدا ازآینده وگذشته اشان باخبر است وآنها شفاعت کسی را بدون رضایت واجازه خدا نمی کنند.وهمواره ازهیبت اوبیمناکند.بی شک هرکس ازآنها بگوید بجز الله .من هم * خدا هستم جزایش جهنم است وما این چنین کیفرظالمان را می دهیم .)

سوره انبیاء . آیات بیست وپنج .بیست وشش . بیست وهفت . بیست وهشت وبیست ونه

* نشانه ومعجزه پیامبران ووحی است وحی به توحید .دراین آیه هیچ مبالغه ای نمیشود والله مستقیما خودش به دفاع از وحدانیت خودسخن می گوید وپیامبرانش را ( در اینجا مسیح س )و یاعزیریکی از ایمان آورندگان .وملائک را بندگان خود می خواندوبه گویایی پرستش آنها را به عنوان جانشینانش ( به روش جانشینی در سلطنت ) رد می کند وآنرا یک وهم می خواند بندگانی محترم که نمازوعبادت الله را قربانی حکومت جهنمی خود نمی کنند وبه جای تاکید ودستور به فرمانبری مردم از خودشان آنها را به سوی الله می خوانند هیچ کدام از این بندگان محترم هم نمی توانند به جز الله آنها هم خدایی می توانند کرد از اهل جهنم خواهند بود ........

.براستی با تلاوت چنین آیاتی از قرآن بزرگ آیا شایسته است که ماایرانیان دروهم زندگی کنیم . چرا؟

پنجاه وشش-(بگوکیست که بتواند شماراازمجازات شبانه  روزی خدای رحمان محفوظ بدارد؟ با این وجود آنها ازیاد پروردگارشان روی گردانند. شاید به جزالله خدایان دیگری دارند که ازعذاب الهی مصونشان میدارند بدانید که آن خدایان دروغین توانایی مراقبت ازخودرا ندارند چه رسد به دیگران .ازجانب ما نیز پناهی نخواهند داشت.)

سوره انبیاء . آیات چهل ودو .وچهل وسه.

*این چگونه است که ما الله را فراموش می کنیم ؟چرا خدایانی را تنها میشوند نمی بینیم . چرا نمی بینیم که مشرکین وکافران نیز آنها را تنها می گذارند . چون آنها را پناه خود نمی دانند ؟ چون آنها را ایده آل در تکامل وبرترین نمی دانند ؟ چون الله برتر است .؟ وآنها را نیازمند به الله می بینند ؟ مشرکین نیز  باهمه وهمی که دارند دوست می دارند به الله نزدیک بشوند ؟ آیا شیطان در آرزوی برتری  برانسان ونزدیکی وقرابت به الله نیست اما شیطان از درگاه الله طرد شد پس این خدایان نیز مطرود خواهند بود .شیطان خود را خدا می داند . شاه خود را خدا می داند . فرعون خود را خدا میداند . ( ولی ) خود را خدا می داند . نمی داند؟وکم کم به گمان من این باشد که رییس ؟؟؟... نیز دارد ... نمی کنند ؟ پس چرا ما ایرانیان باید تاوان یک انتخاب .یک رای را با مرگ حق طلبان .تجاوز به نوامیس مردم . زندان و با باطوم  وشکنجه وعدالت اجباری و.......... تجربه کنیم.؟چرا؟ ایرانی قربانی خدایگانی میرا.میرا.

پنجاه وهفت-(ابراهیم گفت پس چرابجای خداوند چیزهایی رامی پرستید که نه .می توانند به شما سود برسانندونه زیان .وای از انحراف شماوازمعبودهای دروغینی که بجای الله می پرستید چرا تعقل نمی کنید؟)

انبیاء آیات شصت وشش . شصت وهفت

*برای نجات از انحراف از توحید.توصیه ابراهیم است به مشرکان وکافران  فقط یک راه. تعقل .بیداری.هوشیاری

پنجاه وهشت- ( برخی مردم فقط خدا را از روی حرف می پرستند اینگونه آدمها هر وقت خیری به آنها رسد نسبت به الله آرامش واطمینان پیدا می کنند وهر گاه بلایی دامنگیرشان بشود از الله روی برمی گردانند .این چنین کسان هم در دنیا وهم درآخرت زیان می بینند.زیانی که کاملا آشکاراست.به غیر ازالله چیزهایی را برای نجات و آرامش خود می خوانند که هیچ سود وزیانی برایشان ندارد.بدانیدکه این اعماق گمراهی است.حتی کسانی را برای نجات خویش می خوانند که ضررشان  نزدیک ترازنفع شان است بی شک چه بد *ولی وهمنشینی را انتخاب کرده اند .)

 سوره حج . آیات یازده .دوازده . سیزده

پنجاه ونه –(همواره ازیکتاپرستانی برای خدا باشید که هیچ نوع شرکی به اونمی ورزند زیرا کسی که به خداوند بزرگ شرک بورزد همانند کسی است کهاز آسمان سقوط کرده در بین راه پرندگان اورا بربایند یا طوفانی اورا به محلی دور دست پرتابکند .آری هرکس شعائر الهی ( اوامر الله) را بزرگ ومحترم شمارد بداند که این کار نشانه تقوایی است که در دلش خانه کرده است .) حج .آیات سی و یک وسی ودو

شصت –(ونیز بدان سبب است که خداوند بزرگ حق است وغیر از او آنچه را که نجات بخش می خوانید باطل است وخداوند بلندمرتبه وبزرگ است .) سوره حج آیه شصت و دو

شصت ویک-( آنها بغیر از خداوند چیزهایی را می پرستند که هیچ دلیل آسمانی نداردوبرآن نیزآگاه نیستند حقیقتا ظالمان یاوری ندارند)سوره حج . آیه هفتادویک

شصت ودو-( ای مردم برای شما مثالی زده شده است .به آن گوش فرادهید .کسانی راکه بجای الله به خدایی می خوانید هرگز توانایی خلق یک مگس را هم ندارندحتی اگر همه شان جمع شوند ودست به دست هم دهند اگرمگسی چیزی ازآنها برباید نمی توانند ازاوپس بگیرند .هم طالب وهم مطلوب  هردوناتوانند) سوره حج. آیه هفتادوسه

 

***و توصیه وحکم الله به ایمان آورندگان درجهاد برعلیه شرک وکفر

(درراه خداآنگونه که شایسته است جهاد نماییدزیرا اوشما راانتخاب کرده است .بدانیدکه دین هیچ مشقت وسختی برایتان قرارنداده زیرا همان آیین پدرانتان ابراهیم است.اوهمه شما را مسلمان نامیده چه درآن زمان وچه دراین زمان تا پیامبر گواه والگوی شما باشد وشمانیز گواه والگوی همه مردم پس نماز بپای دارید وزکات پرداخت نمایید وبه خدا توسل جویید که او دوست وولی شماست وخدا چه دوست وولی خوبی است .) حج .آیه هفتاد وهشت

 

***درکتاب ما مسلمانان دین محمد ص از این آیات فراوان دیده میشود. که همه ازتلاش خستگی ناپذیررنج وغم پیامبران برای نجات ماانسانها ازجهل .ارتجاع .بندگی وبردگی میگویند . همه ادیان الهی کم وبیش در مسیر این هدایت به راهنمایی انسانها درانتظارند . زمانی است که دیگر تکیه به همنوع راه نجات  ازسقوط درانسانیت نیست . مسلمانان( اهل تسلیم درهمه ادیان الهی ) به حج می روند وخود را به آغوش سیال نور می سپارند .به نماز می ایستند وبا الله به ارتباط معنوی می پردازند . ماه رمضان را با لبانی تشنه به تلاوت آیات کلام الله به امید لذت یک دم خلسه در این آیات به تقوی پناه میبرند . به زیارت اماکن مذهبی  رجوع می کنند .مساجد را خانه الله می دانند اما .اما

 

*همه گویی درخوابیم .درخواب یک رویای گمشده در بیداری .رویایی به نام بهشت . خواننده خوب تا مادام که ما اجباری کردن اصل ولایت فقیه را درصدرحقوق انسانی وشرعی خود مستند بدانیم ویک انسان همنوع را جانشین الله درزمین بخوانیم نتیجه حج زیبای ما نمازعاشقانه ما.رمضانهای تشنه کام. در آرزووحسرت بهشت بودن بعد از عمری زندگی درسایه دین؟. زیارات ما.اعتکاف ما.ازدواج ما. حتی شهادت ما. و...... براساس شرک وکفراست .نتیجه اش باطل است .دوزخ است  واین سوآل را ارجحیت می بخشد که آیا برای بازگشت از(اعماق گمراهی )مهلتی هست ؟

بحث و مجادله در قاب ارتداد ومن همچنان ادامه دارد      

                                 *************************************

ورویا. رویای صادقه                    (بن بستی درنور)

 

**درخوابم.ودر خواب با خانواده همراهم .آقای خانه می گوید مگر قرارنبود به بازار بروید نمیدانم  اوچه عجله ای دارد که فی الفوردراتومبیل را بازمی کندومی گوید سوار بشوید برسانمتان .ما هم ( من وپسر کوچکی که حدود هفت سال داردومن دراین رویا اورا پسر خودم می دانم.) در راه که در آسمان بود مدام به آنچه می خواهم از بازاربخرم فکرمی کنم .همه چیزسریع اتفاق می افتد.من که نمی توانم به یاد بیاورم چگونه ازاتومبیل پیاده شده ایم.از دوسه پله بالا وبه بازارواردمیشویم این بازاردر جای بسیاربلندی مثل آسمان است ودوسه پله می خورد .گفتم که ما با اتومبیل در فضا و آسمان حرکت میکردیم پس این بازار دوسه پله ای بلندتر از آسمان باید باشد.خودم وآن پسر بچه را می بینم که در بازار هستیم وگیج تماشای اجناس دستفروشهایی با قیافه هایی عجیب. ابروهای عجیب .لباس عجیب .قبا مانند و نباتی رنگ .با چپیه هایی که به دور سرشان پیچیده بودند وگاها صدای زنان نیز در همهمه سروصدای فروشندگان مرد از دور ونزدیک شنیده می شد . اه چه جالب . من از این ؟لباس حتما باید بخرم اما حیف است در این بازار اجناس زیادی است ومن فکر می کنم خیلی زود آن مقدار پولی که برای خرید با خود آورده ام با ولخرجی از دست بدهم .این فکری است که با خودم می کنم وبه پسر بچه هم می گویم . آیا اوپسر منست؟گاهی با تعجب به اوخیره میشوم .اما بلوای بازار نمی گذارد برآن که می بینم بخوبی تمرکز کنم واو را دریابم .(خوب چه باید بکنیم .بهتراست پول را به این آقای فروشنده به امانت بگذاریم وبعد که برگشتیم آن را پس بگیریم؟)اما در جلو چشم فروشنده پول را زیر یک تکه پارچه که روی البسه نوپهن کرده تاکثیف نشوند می گذارم .هوا خنک است وروشن .ومن شادابم .ازدرآنجا بودن لذت می برم حجابی هم ندارم .(اینها برای من علامت خوبی است ).شادابی درهوایی سکرآور.دستفروشها تک وتوک اجناسشان را روی زمین ولو کرده اند واما پول ما نباید گم بشود .این را به پسرم ؟ می گویم .وشروع می کنیم به قدم زدن ورفتن به سوی اوج شلوغی بازار .اما ما دیگردرآنجا نیستیم .بدانجا وبه آن سوکه قدم گذاشتیم وارد دنیای دیگری شدیم که حضور ما دیگر در آنجا دیده نمیشد.گویی ما غیب شده بودیم در یک فضایی که بسیار روشن بود بطوریکه هر چه وهرکه در ان قدم می گذاشت در روشنایی آن دیگر دیده نمیشد . این روشنایی مانند دیواری بازار را از آن قسمت که نه راهش پیدا بود ونه  چیزی دیده میشد جدا میکرد . یکباره یک حس مثل آنکه در یک آب خنک یا مه غلیظ اما نسبتا سرد محوشده باشیم درمن زنده شد.چه فضای خنکی.هیچکس دیده نمیشود بازار .مردم . دستفروشها . یک حس مثل غرق شدن خود خواسته دریک آب خنک که از * روی زمین تا آسمان ادامه دارد( ببینید روی زمین ونه در گودی یاچاه یا حتی دره وچاله )مرادرلذتی عمیق فروبرد. گفتی  این دیوار خنک که میشد وارد فضای نامریی آن شد ودر عرض زمین کشیده شده است از آسمان تا روی زمین ایستاده باشدو من خودم را دیگر نمی بینم .

آه این ماییم ازدرون این دیوارخنک بیرون می آییم .پسرک گویی چیز .حسی را تجربه نکرده است اما من سرزنده تر ازقبل از دیوار بیرون آمدم دیواری از هوا .دیواری که جز نوری چون مه از آن چیزی نمی توان دید .باز بازار که روبرویمان است بله دیوار بن بست این بازار بوده است یعنی ما در بن بست بودیم .بن بستی از خنکای هوایی دلپذیر؟به خاطرم امد که باید برگردیم .اه بله باید پول را از دست فروش پس بگیریم . بالای اجناس اورفتم .مرد دستفروش  لحظه ای بود یک لحظه نبود.اما هر بار که غیب میشد ودوباره حاضر میشد متوجه میشدم که با دقت حرکات مرا تحت نظرش است . من هم که اصلا بی خیال این رفت وآمدهای غیبی او بودم فکر میکنم دیگر جزو عادتم شده است که چنین کارهایی را در رویا ببینم وتعجبی هم نکنم .تکه پارچه را از روی پول اسکناس برداشتم .وقتی تکه پارچه را بالا آوردم  تا پول خودمان را ببینم وبردارم یک اسکناس دیگر که گویی به تکه پارچه چسبیده بود باتکانی از پارچه به روی اجناس مرد دستفروش افتاد اما من آن را برنداشتم ودست دراز کردم که فقط پول خودمان را بردارم . مرد دستفروش که تا به حال حرفی نزده بود گفت ((می دانستم که اوحلال وحرام خودش را می داند )) ما به بازارمیرویم . بازار .

اما حالا داریم برمی گردیم چرا از خرید در بازارهیچ چیز باید ندانم .نمی دانم . اه اینجا دیگر کجاست؟ همان پله هاست ودر چوبی که از آنجا وارد بازار شده بودیم ومن درهنگام رفتن به بازار اصلا متوجه وجود آن نشده بودم .عجیب است .عجیب است آن مرد دستفروش هم مثل دربانها روی یک صندلی نشسته است درست کناردر واز داخل.باحیرت نگاهش می کنم اما خوب ما باید از بازار برگردیم  با دیدن مردکمی ترسیدم مگراو در بازار نبود پس اینجاچه کارمی کند ( دلیل غیب شدنهای گاه وبیگاه او شاید این بوده باشدکه می تواندهرجا خواست برود وسریع برگردد) پسرک پایین آمد اما من فقط پایین آمدن از دوپله اورا دیدم ودیگر اورا ندیدم یکباره غیب شد.من هم باید از بازاربیرون بروم وقتی قدم جلوگذاشتم که بطرف در بروم پایم به چیزی گیر کرد .سکندری خوردم .نزدیک بود بیفتم اما نه ایستادم .حالا روی اولین پله درگاه اولین قدم را گذاشته ام تا از آنجا پایین بیایم یک مرتبه درهوا ولو شدم وغیب شدم .مثل اینکه به یک جایی افتادم . هوا روشن است وخنک حتی اکنون که دارم ازآسمان پایین می افتم واز افتادن نمی ترسم.

**آه من برگشته ام به جسم تاریکم وماهردوبیداریم .هواخنک است.سحراست ومن باید به دیدار آن تنهاغایب هستی بخش بروم . به دیداراوکه در رویا هست ودربیداری هست وهمان اوکه درسحراست.

*یک توضیح هم در اینجا لازم است که درمورد ( روح ) داده بشود .روح که برای اولین باردرعرش موجودیت یافت ونیمه دوم وجاودانه جسم فانی ماشد. در سوره حج وآیه هفتادوهشت الله از انتخاب ایمان آورندگان می گویدبه عنوان انسانهای  گواه والگو.ببینید الله ستمکاران .منافقین .مشرکین .کافران را به عنوان گواه والگو ردمی کند ومرتد می داند وآنها را رها شده میگویدوهم اینان سهم شیطان ومنتخبان شیطان هستند .ولی حتی در صورت واگذاری آنها به شیطان نیز الله برآنها قدرت جبری دارد هم الله آنها را به همراه شیطان به جهنم می فرستد . پس الله برجسم وروح ما احاطه دارد .بعد ازمرگ جسم ما روح به برزخ میرود .شرایط زیست روح در برزخ بسیار خاص است .فضایی بدون هوای تنفسی .خفقان آورکه تحمل آن برای جسم مقدورنیست واگرازمن منتظر بپرسند برزخ بکجامی ماند؟پاسخ من اینست شایدکره ای دیگرمکانی دیگرباشددرسطح بالایی ازفضای ما سرشارازبخارات وگازهای گرم که آنطورکه من حس میکردم نم ورطوبتی هم درآن وجود نداردوتنفس این هوا هم برای انسان نفس گیر وغیر قابل تحمل است .ودراین هوا انسان زنده بسوی فضای بالا ترکشیده میشود بدون اراده وآگاهی .شایدکه بدلیل تحمل چنین هوایی باشدکه برای موجود زنده بسیارسخت است .بعضی از افراد مدعی میشوند که می توانند روح را در زمین ودرمحل زندگیشان احضار بکنند. واین در صورتی است که روح بعدازمرگ حتما برای ادامه بقا باید درشرایط ویژه ای چون برزخ به زندگی ادامه بدهد واحضار روح درزمین جز دراراده وقدرت الله نیست اوروح را دمیده است الله روح را تا روزندامت قیامت زنده نگاه خواهد داشت وفقط اوبرروح احاطه داردحتی اگراراده الله برآن باشد که روح را به جهنم ویا بهشت بفرستد .پس ادعای این گروه افراد نیزدروغین وارتداد محسوب میشود. واما احاطه وحکمفرمایی یک نفرانسان به عنوان ولی .شاه .فرعون برجسم وروح یک انسان وانسانهای دیگر به هردلیل وعنوانی نیز ارتداد خوانده میشود .تنها موجودیت قادری که می تواند برانسان حاکم بشود همانا الله نور می باشد.

    **درخوابم .هرجایی میروم اماگویی نباید ازآنجاچیزی بدانم .آنجاهم روشن است خنک است اما درش را بروی من بسته اند خودم به تنهایی آنجایم .صدایی می آید .نجوایی از دور .صدای اذان است . لحظه به لحظه صدای اذان زیادتر وتعدادشان بیشتر میشود من از آنجا آمدم . آه مرا صدا میزنند . ملائک را می گویم . مرا رها نمی کنند .اوامرکرده است که من باید از خواب بیدار بشوم . صدای اذان بلندتر میشود گفتی آمده اند در گوشم ندا می دهند .

*بیدارشده ام نیم ساعت ازاذان صبح گذشته است هواهمچنان تاریک است و این صدای چیست؟ صدای ساعت است که دیشب کوک کرده ام وصدایش گویی ازدورهافاصله به گوشم میرسد.من درکنارصبحم .والله خاموش ومهربان در همین نزدیکیهاست  

                                     ************************************************

منتظری در انتظارنور

                                                               بسم الله الرحمن الرحیم

(واین قرآن ازسوی پروردگارجهانیان نازل شده است. روح الا مین آن را نازل کرده است .آنهم برقلب توتا اینکه مردم را نسبت به دستاوردشان هشداردهی. آن را به زبان عربی واضح وروشن نازل کرد.نشانه های آن درکتب آسمانی گذشتگان موجود است . آیاهمین نشانه کافی نیست که علمای بنی اسراییل ازآن بی خبرند. اگرآن را بریکی ازعجمان نازل کرده بودیم . واو ( پیامبر) آن را برایشان می خواند قطعا ایمان نمی آوردند .ما این چنین قرآن را برقلبهای مجرمان نفوذ می دهیم .آنها به آن ایمان نمی آورند مگرزمانی که عذاب دردناک را با چشم خود ببینند .آن عذاب ناگهان آنهارادربرمی گیرد درحالیکه کاملا غافل وبی خبرند .ومی گویند آیا به ما مهلتی خواهند داد ؟ خدا گوید آیا باز نسبت به عذاب ماعجله می کنند ؟ دیدی سالهادر زندگی دنیا ازنعمتها برخوردارشان کردیم . وبالا خره عذاب الهی که به آنها وعده داده شده بود گرفتارشان کرد.وآن نعمتها که دردنیا داشتنداینجابه کارشان نیامد.مااهل دیاری راهلاک نکردیم مگرآنکه قبل ازآن هشداردهنده ای برایشان فرستادیم تا حقایق را یادآورشوند وماهیچگاه ظالم نیستیم. این قرآن را شیاطین نازل نکرده اند. آنها شایسته اینکارنیستند وقدرتش را هم ندارند.شیاطین ازشنیدن وحی واسرارآسمانی محروم شده اند .پس هیچگاه خدای دیگری را با الله مخوان که مستحق عذاب می گردی. خویشاوندا ن نزدیکت را هشدارده ووبرای اهل ایمانی که ازتوتبعیت می کنند نهایت احترام را قائل شو.واگراز فرمان توسرپیچی کردند بگومن ازعملکرد شما بیزارم . وبرخداوند قدرتمند وبا گذشت توکل کن .همان خدایی که هرگاه به عبادت می ایستی تورا می بیند وحرکت تورا میان سجده کنندگان نظاره میکند .براستی اوشنواوداناست .

الله براستی شنوا وداناست .او صدای ضجه مردان وزنانی را که در زندانها به آنها شکنجه می دهید .تجاوز می کنید .عذاب می دهید می شنود اما نمی ترسد .الله صدای خدای زمینی شما را می شنود اما نمی ترسد . الله اه وناله دردمندان مسلمان ( همه ادیان ) را در سرتاسرجهان خاکی می شنود اما نمی ترسد .نجواهای بیهوده شما رابر سر قدرت حکومت بر مردم مستضعف ( باتوجه به آیه قرآن ضیف نگه داشته شدگان درجهل .فقر .و....) را می شنود اما نمی ترسد .الله صدای بی امان بمبهاراکه بر سربیگناهان و مسلمانان فرومی افتد می شنود اما نمی ترسد .الله از سوزاندن قران در ناکجای این خاک ( می داند ) اما نمی ترسد الله از تحریف قرآن از سوء استفاده از نام محمد ص ودین او برای  فریب عوام ( می داند) اما نمی ترسد .الله از لحظه ای که سر یک انسان حق جو را در نجاست توالتهای زندان فرو می کنید در حالی که او شاید در عمرش یکبار نیز مزه نجاست را بر خود تحمیل نکرده است می داند .اما نمی ترسد الله از اینکه یک قوم مشرک وکافر چون شما را به هلاکت برساند نمی ترسد .الله از اینکه در یک کشور مسلمان برای مردان وزنان خانه عفاف بسازید نمی ترسد .الله ازاینکه جهالت را بجای بصیرت بر مردم قالب کنید نمی ترسد الله از افشا ارقام وآمار اشتباهات وگناهان بندگانش اگر بر همه آشکاربشود نمی ترسد .الله ازاینکه در خاکی که به مخلوقات هدیه کرده است از گناهان کبیره ای چون تجاوز ودزدی وتقلب وقتل و.......آمار وارقام به دست مخلوقاتش بدهد نمی ترسد . .الله از اینکه در ماه حرام با جعل آیات قران به کشتار بیگناهان بپردازید نمی ترسد .الله از اینکه چه کسی را به جای حق وچه کسی را در زندان وحصر ببیند نمی ترسد.الله از این که هر روز یک خدای زمینی بر مردم یک دین جدید عرضه کند نمی ترسد . الله از اینکه سپاهیان بی ایمانی را ببیند که با باطوم واسلحه بر سروروی مردم می کوبند.نمی ترسد . الله از اینکه عده ای پرستندگان خدای زمینی از یاری مهدی ع بگویند وآماده کردن زمینه ظهورایشان را به دنیا وعده بدهند نمی ترسد . الله از بخشش بی حد وحصر اموال مردم واز دیدن مردمی که در فقر دست وپا می زنند می داند ونمی ترسد.الله از آزاد کردن ازدواج همجنس بازان توسط نمایندگانی که هرکدام از دینی الهی پیروی می کند می داند ونمی ترسد . الله از اینکه به بهانه دفاع از منافع یک کشور مردم کشور دیگری قربانی بدهند نمی ترسد .الله از اینکه ( من ) به جای میلیونها نفر همزبان یک رای بدهد وخود را منسوب به پیامبرش بداند نمی ترسد . الله از ریختن بمبهای شیمیایی بر سر بی دفاعان در جنگها توسط سردمداران علم ودانش می داند اما نمی ترسد.الله از آوارگی مردم  ایران .سوریه و فلسطین و .وووو........می داند.می داند ونمی ترسد .الله از اینکه مردم با های وهوی حقشان را از مستبدان طلب کنند می داند ونمی ترسد .الله از اینکه  دنیا دوستان امام غایبش را وسیله تحمیل خواسته های باطلشان بر مردم خاموش بسازند  نمی ترسد . الله از دیدن هواپیماهایی که توان پرواز ندارندو توسط مستبدان به آسمان میروند و مردم را قربانی می کنند نمی ترسد .الله از اینکه نعمتهای سبزی وخرمی در زمین در استانهای ایران وجهان  آتش میگیرد ودود میشود وبه هوا میرود وهیچکس ؟ اینرا نمی بیند ونمی داند؟ نمی ترسد . الله از اینکه آرامش وخواب ظالمان با نام مهدی ع آشفته وپریشان میشود می داند ونمی ترسد .الله از دیدن کاریکاتور حضرت محمد ص ولوث کردن زندگی او توسط بندگانش نمی ترسد .نمی ترسد  .الله از اینکه هر روز خدایی از خاک سربلند بکند ونماز اورا عبادات اورا به باد افتضاح بکشد نمی ترسد . الله از تنهایی .تنهاشدن نمی ترسد .الله می داند ونمی ترسد اما شما ای حکومتگران نفرین شده ایران وجهان چرا شما با آنکه هیچ نمی بینیدوهیچ نمی دانید اینهمه می ترسید.شما ازچه می ترسید؟از خودتان؟ازدستاوردتان .برای بازگشت ازهرراه دوری به نزدیکترین امید هیچوقت دیر نیست .الله درهمین نزدیکیهاست .بیایید الله را دریابیم .

***((بروبه همه بگو هیچ ستم کاری تا قبل ازظهور من در دنیا روی آرامش نخواهد دید بروبه همه بگوتومیتوانی این کاررابکنی بایداین کاررابکنی به هرکه رسیدی بگو مهدی عج می آید))

وامروز بعداز بعد از دوسال تجربه رویای صادقه ( خسرو شیرین سخنان )وآنچه بر مردم ایران وجهان می گذرد

من منتظری در انتظار نوربا افتخارمی توانم بگویم

(بله بله ای غایب زمان ما می بینی .می بینی ؟من می توانم .)         

وتیرباستانی .  آقای روحانی اگر توسط یک مرد میانسال به یک دختر بچه چهارسال ونیمه  اقدام به تجاوز بشود .آیاشما این دختربچه راهم قربانی بد حجابی میدانید ؟. بعد ازسی ودو سال حاکمیت مطلق ( خدای زمینی) آیا زمان آن فرا نرسیده است که گاهی ازپنجره زندان اوهامتان به ایرانی که درساختن چهره زشت آن سهیم هستید نگاهی بیاندازید .آیا سکوت مردم برای شما حل مشکلات را آسان می کند ؟چرا شما ازسکوت رنج آورمردم خوشحال میشوید؟ چرا؟

ایران ما .خوزستان .

         مبعث آخرین پیامبر اسلام  محمد ص

                                             را به همه اهل تسلیم                

                                                        در سراسر گیتی تبریک می گویم

رویاهای کوتاه واقعی ( شادابی )  وقاب وارونه ارتداد ومن

                                                     بسم الله الرحمان الرحیم

                                                       رویاهای کوتاه واقعی ( شادابی )

                                                         وقاب وارونه ارتداد ومن

درادامه مطلب قبل ازارتداد درمیان ایمان آورندگان گفته شد . دررقابت بین طاغوت (سامری)و دعوت یک ایمان آورنده اولی وبرتر(هارون) درمیان قوم بنی اسراییل درزمان غیبت چهل روزه حضرت موسی س .ازرد شدن ازخطوط قرمزیک ایمان آورنده دربرابرتسلیم شدن به شرک ( سامری )ویا ایستادگی ومطیع بودن با توجه به امروحکم الله به  تسلیم در مقابل پیامبر او .ولو آنکه درجمع حضور نداشته باشد.هیچ ایمان آورنده ای نمیتواند به جای مخلوقی به نام پیامبر برایمان آورندگان دیگر سیطره خود را تحمیل بکند و دررفع اختلافات ومسائل رای بدهد وقضاوت بکند وقرآن وآیات الهی آورده شده آنرا به نفع مصالح خود یا عده ای خاص ازمردم یا حکومتها مصادره وتحریف کند .درامروز ما با فقدان حضورپیامبرو زیاد شدن خلاء فاصله با الله که توسط ملکی به نام جبراییل  پرمیشد دیگراز ابلاغ ودعوت همراه با معجزه وکتاب وپیامبر نمی توان بهره برد  پس بایدبه اتکاء قرآن با بحث ومجادله درصدد رفع اختلافات ونزاع  در مقابله با مشرکان وکافران برآمد.جالب انست که مومنین ازهرگونه دخل وتصرف  وتغییردر قرآن ودین و با توجه به آیه پنجاه ونه سوره نساء ازتفسیر وکتمان( =پنهان کردن) آیات نیز بشدت منع  شده اند واقدام بدین عمل راپارا ازحق فراتر نهادن  را ما ارتداد می خوانیم .    

                                       ******                                                    ******

در آیه پنجاه ونه تا شصت ویک سوره نساء ازچگونگی عملکرد ایمان آورنده دراطاعت ازالله وپیامبرآمده است واینگونه بیان می کند که ایمان آورندگان  درهرزمان که جهان دین  ازوجود پیامبر بی بهره است  راه قوم بنی اسراییل را درپیش نگیرند وبه ایمان اورنده ای که متقی تر .مومن تروصلاحیت بیشتری دارد تکیه کنندو هرگز شکایت واختلاف خودرابه طاغوت رجوع ندهند .مثل فرعون .مثل قارون .مثل شاه .مثل مجتهد خودفروخته .یاطاغوتی که مدعی جانشینی الله در زمین را داشته باشد وکسانی که حاکمیت این  طاغوت حمایت می کنند همان منافقینی هستند که درقرآن ازآنها گفته شده است .در اینجا ضروری است  که بدانیم اطاعت از علمائ دین . مجتهدین .فقها و روحانیونی که ازطاغوتی که با تکذیب آیات کتاب الله به الله علنا اعلان جنگ داده است حمایت می کنند ازنظرقرآن منافق و مرتد و پیروی واطاعت از آنان ورجوع بدانها وانجام حکم ورای آنها باطل وحرام است.

باید دانست چنین رویکردی جنبه کلی برای همه مردم ودر زمانهای متفاوت دارد وبرای ایمان آورندگان همه ادیان الهی به طورعام وکلی یکسان می باشد .انتخاب جانشین برای الله درهمه ادیان الهی مردودومنفورمی باشد .هرکسی که چنین ادعایی بکند در واقع برعلیه الله وپیامبرقیام کرده و آیات کتاب الله را ردکرده است وپا را ازحق فراتر نهاده است.وعقوبت عمل او زندانی خواهد به نام جهنم .نماز. روزه .حج . تولی .تبری .وهمه عبادات چنین شخصی باطل واوسهمی ازبندگان انتخابی شیطان است سهم شیطان .

 یازده-(بگومهمترین گواهی .گواهی چه کسی است ؟ بگوخداوند گواه بین من وشماست.بدانید که قرآن برمن نازل شده تاهم شماوهم کسانی راکه این قرآن بعدها به آنها میرسد ازنافرمانی خدا برحذردارم .آیا بازشهادت می دهید که خدایان دیگری با الله هستند بگومن که چنین شهادتی نمی دهم .بگو الله .خدای یکتاست ومن ازشرک ورزی شما بیزارم) سوره انعام .آیه نوزده 

دوازده --(اکنون تنهای تنها همانگونه که روز اول خلق شدید بسوی ما آمده اید و آنچه را به شما بخشیده بودیم پشت سر گذاشتید .درحالیکه شفیعان واولیاء خود را که فریاد رس می پنداشتید با شما نمی بینیم .اکنون تمام پیوندهایی که داشتید بریده شده است .حتی تمام آنچه را که درخیال می پنداشتید ازشما دورشده است .)سوره انعام آیه نود وچهار.

*چه خیالی ؟ اینکه بهشت وجهنم  اجباری  .حجاب اجباری . فقر اجباری .عدالت اجباری . شکنجه اجباری.تجاوز اجباری. زندانی کردن بیگناهان. قتل بیگناهان . تهمتهای زشت  چسباندن به مسلمانان .می تواند شما را درچشم (کورها وکران) خدا بسازد؟ چه خیالی خیال  ولی؟؟؟؟ امرمسلمانان جهان شدن با بخششهای بیحد وحصر بیت المال  ؟ گفتن از عدالت درحالیکه با تمام قوا وبا اسلحه درمقابل مخالفان ساکت وبی سلاح  چون دن کیشوت های کاغذی از قدرت خدای خوددفاع می کنید ؟؟؟ .براستی ای حکومتگران نفرین شده ایران آیا شما درخیال خود به بهشت خودتان وارد خواهید شد ؟چگونه است که شما به کلام صادق الله ایمان نمی آورید اما به دروغهایتان ایمان دارید؟

سیزده --(چگونه میشود پدید آورنده زمین و آسمانها فرزندی داشته باشد در حالیکه همسری نداشته است ؟ بدانید اوهمه چیز راخلق کرده وبه همه چیز آگاه است . )سوره انعام . آیه صدویک

   *پیامبراکرم همسر و فرزندداشت  ونمی توانست  همه چیز راخلق بکند وازهمه چیز آگاهی یابد.ایمان آورنده ای  اولی به نام   علی ع  همسروفرزند داشت اما نمی توانست که همه چیز راخلق بکند وازهمه چیز اگاهی یابد .همه معصومین حتی مهدی ع نیزهمسرو فرزند داشته اندودارند آنها نیزنمی توانندهمه چیزراخلق بکنند وازهمه چیز آگاهی یابند .پس( الله )نبوده اند . ولی ؟ خاکی حاکم بر ایران نیزهمسر وفرزند دارد.او نیزنمی تواند بهشت .جهنم . عدالت  وهیچ چیز دیگری بیافریند وازهمه چیزهم آگاهی ندارد. حتی ازسرنوشت خودش . آیاای خواننده خوب .ای ایرانی با بصیرت چنین موجودی می تواند الله باشد؟ . دل بستن  به توهمی با این عظمت که یک موجودی چنین جاهل  وعاجز با تحمیل یک اصل ( اصل ولایت فقیه ) برمردم ایران  می تواند در زمین خدایی بکند حماقت بزرگی است .

چهارده - (پس چه کسی ستمکارترازکسی است که به خداوند افترا ببندد یا آیاتش را دروغ بپندارد ؟ آنها سهمی را که برایشان مقرر شده دریافت خواهند کرد.وهنگامی که پیک های مرگ از سوی ما می روند تا جانشان را بستانند از آنها می پرسند کجا هستند منجیانی که به جای خداوند می خواندید ؟ می گویند همه گم ؟شده اندواینگونه بر علیه خودشان گواهی می دهند که کافر وناسپاسند .) سوره اعراف . آیه سی وهفت

* حکومتگرمدعی ولایت ؟داردبطورواضح وآشکاربه الله افترامی بنددچون الله راچون خود می پندارد وپیروانش نیز.باعمل خویش وتکیه بریک موجودفانی ومیرادرواقع صداقت کلام الله راردمی کنندارتداد یعنی حق راانکارکردن درفکروعمل.   

پانزده- (آیا غیرازبازتاب دستاوردشان را انتظار دارند ؟ روزی که حقیقت اعمالشان برآنها آشکار شود کسانی که آن روز را از یاد برده بودند ؟ می گویند پیامبران پروردگارمان بحق آمدند .آیا اکنون شفیعانی هستند که برای رفع عذاب ازما پادر میانی وشفاعت کنند؟ ویا امکان دارد که دوباره به دنیا برگردیم واین بارکارهای دیگری غیراز آنچه مرتکب شده ایم انجام دهیم ؟ آنها به خودشان ضرر زده اند زیرا منجیان دروغینی که می پنداشتند از نظرشان گم شده اند.) سوره اعراف آیه پنجاه وسه

*بله منجیانی که مدعی میشوند که می توانند خواص با بصیرت خود را به بهشت خاص خودشان بفرستند مسلما درآنروزگم میشوند .منجیان؟همان خدایان زمینی فرعونها.نمرودها.قارونها. ولی ها.بتها.الهه ها.شاهان .طاغوتها .همه گم میشوند؟وسراب بازگشت به دنیا با دستاوردی که ازاساس بروهم وجهل حاصل شده است؟چرا انسان همیشه درخسران است؟

بازتاب اعمال کفرآمیزشان دردنیاهمانا فساد وفحشاء وفقروشرک وفسق وفجورفراگیرمیان مردم است ودرآینده پس ازمرگ؟

 شانزده - (گفتند آیا به سراغ ما آمده ای که فقط الله را بپرستیم وخدایان پدرانمان را رهاکنیم .اگرراستگوهستی عذابی را که به ما وعده می دهی بیاور.گفت به اذن خدا پلیدی وخشم بر شما فرود آمده است آیا بامن برسرنامهایی که شما وپدرانتان بر معبودهای دروغین نهاده اید مجادله می کنید ؟ بدانید که خداوند هیچ دلیلی برمعبودهای دروغین آنان نازل نکرده است .پس انتظار بکشید ومن نیز پا به پای شما منتظر میمانم .)سوره اعراف . آیه هفتاد وهفتاد ویک

سوال پایان ناپذیرهمه کافران ومشرکان ازمحمدس از موسی س.ازعیسی س.ازابراهیم س وازهمه پیامبران الهی این بود که آیا الله .خدایان . خدایان پدرانمان را تایید می کند . ولی وخدای زمینی ایران را .خدای زمینی مصر را .و خدای زمینی اعراب را و شاید خدایان آینده ایرانیان راالله تایید می کند؟ وپاسخ پیامبر فقط یک جمله است این خدایان دروغینند .دروغین .ای خواص ایران ما اگرمدعی هستید که بصیرت دارید پس چرا به وسوسه ای خود را فریب میدهید؟خدایان شما .به شما گفته اند که شما ازخواص هستید ومردم ازعوام؟آیا می توانید .معجزه بیاورید .کتاب بیاورید ؟. نامی ازخدایانتان را بگویید که قرنهاست زنده است وبر مردم حکم می راند اگر می توانید .

 پیامبران الهی درهرقومی با روش های غلط زندگی اجتماعی وحکومتی  ضد الهی روبرو بوده اند .ابراهیم  س با قومی بت پرست .شعیب س با گران فروشی وارزان فروشی . لوط س با هم جنس گرایی. موسی س با  پرستش خدایی زمینی . عیسی س در مبارزه با روحانیتی  برانگیخته از اشرافیت  قوم یهود (بعضی از اهل کتاب ) که ارتداد پیشه کرده وادیان دیگر وبسیاری از آیات کتاب خودرا رانفی می کنند .سلیمان نبی س با اشاعه خرافه پرستی.داوود س در انحراف درقضاوت .صالح  س پیامبر درمبارزه با قلب درانصاف درمالکیت و غصب وتجاوز به تعلیم وآموزش  با شجاعت وایمان به محدوده اقتدار حکومتها و به میان مردم آمدند وتاریخ اسلام همه ادیان را نوشتند .دین اسلام محمد ص نیزبا یک رسالت کلی درمبارزه در مجموع همه موارد بالا وبلکه بیشترودرمشی خاص خود برعلیه شرک وکفر درمتن حاکمیت واقتداراشراف تجلی بخش همه ادیان گشته است .همه این پیامبران یکدیگر را تایید وواز اولین روز هبوط آدم س تا ظهور آخرین پیامبر پی در پی به ادامه راهشان توسط پیامبران دیگر گواهی داده اند.دین شما چه آیین وسنتی را در زمین به رسمیت می شناسد تجاوز را؟ دزدی را؟ دروغ را ؟ غصب را ؟ پرستش یک بشر را؟برتری خواص را؟ برتری کاخ هارا ؟ وویرانی کوخ ها ؟آبادکردن قبرستانهارا؟ ارعاب را؟ خرید وفروش  پر سود مواد مخدررا ؟ قتل بیگناهان را؟ـآیین ودین شما همان  آیین ودین مردودشدگان است  همان آیین ودین  مردگان است. اگر بدانید.  راء وانتخاب مردم اموال مردم را به بهانه مخالفت با دید تنگ نظرانه دنیایتان ؟

هفده- (آیاچیزهایی راهمتای خدا قرارمی دهند که نمی توانند چیزی راخلق کنند وحتی خود مخلوقند .ونه می توانند در مصائب ومشکلات آنها را یاری کنند و نه حتی یاور خودشان باشند ..بدانید اگر آنها را به راه هدایت بخوانیدازشما تبعیت نمی کنند چه آنها را بخوانید وچه ساکت باشید .برایشان یکسان است.آنهایی را که به جای خدا می خوانید بندگانی مثل شما هستند .پس اگر راست می گویید که آنها حاجات شما را برآورده می کنند آنها را بخوانید باید به شما پاسخ بدهند .آیا آنها پاهایی دارند که با آن راه بروند ؟.دستانی دارند که با آن چیزی را بگیرند؟ .چشمهایی دارند که با آن ببینند؟ .گوشهایی دارندکه باآن بشنوند ؟ بگو آنچه را شریک خدا قرار داده اید بخوانید وبر ضدمن تدبیرکنید ولحظه ای مهلتم ندهید)

 سوره اعراف آیه صد ونود ویک .صد ونود ودو . صد ونود سه .صد ونود چهار . صد ونود پنج

*این آیه شاید پاسخی باشد به  ایده جدید گروه اصلاح طلبان ایران .اگردرآن تامل کنند .

*توقع حل کردن  مشکلات ومصائب . گرانی .تورم . فقر . زلزله .سیل وحتی ناتوانی شنیدن ودیدن  از حق و نور.فحشا زیاد شده است . فساد اخلاقی وفساد اقتصادی زیاد شده است . بازار تهمت وافترایشان حتی درروز جمعه ها تعطیل نمی شود.این دستان .گوشها . پاها . چشمهای نیازمند به یاری .نیازمند به  شنیدن .نیازمند به راه رفتن ونیازمند به دیدن چگونه می توانند شما را یاری کنند***ما می بینیم .ما می شنویم .با دستاویزوبه هربهانه ای زنان جامعه ما را به بادتهمت وافترا میگیرند اینان گویی عمری را ازتلاوت قران محروم مانده اند .گویی عمری کور بوده اند گویی عمری کربوده اند.اینان  اگر قرآن را می خواندند می دانستند که چگونه در بهشت آدم وحوا هر دو( عریان ) شدند اما الله آدم را تنبیه کرد . آدم را به نور توبه هدایت کرد .واو را معلمی بزرگ قرار داد برای مردان آینده درزمین.

درمیان قوم لوط این اکثریت  مردان بودند که به گناه همجنس بازی  خود و شهرشان را به نابودی کشیدند .این مردان قوم  لوط بودند که با وقاحت می خواستند به ساحت پاک والهی ملائک تجاوز کنند .همواره این مردان بوده اند که به جنگ باپیامبران برخاسته اند. درکدام مرحله ازظهوردین محمد س.دین موسی س.دین عیسی س.دین ابراهیم س .ازجنگ زنان برعلیه الله آمده است ؟ قرآن بخوانید واززیر بارمسئولیت انسان بودن و( مرد ) بودن شانه خالی نکنیدکه الله با مظلومان است.لباسهایتان را. زنانتان را با تهمت به زنان دیگرجامعه محکوم به مظلومیت وپذیرفتن زشت ترین القاب رکیک و تحقیر آمیزنکنید وای کاش شما حکومتگران نفرین شده می دانستید چرا الله همه پیامبرانش را ازمیان مردان انتخاب کرده است ؟ ویاچرا الله  درآیه ای ازقرآن میگوید اگرقراربودکه من پیامبرانی ازملائک برزمین بفرستم آنهارابه شکل مردبرجوامع  وامتهامیفرستادم؟آیابه دلیل این امرنیست که مردان سریعتراززنان پاراازحق فراترمیگذارند؟                                          از قرآن بیاموزیم که حجاب نیکوست اما دلیل برتری درتقوای زنان ومردان نیست .

هجده -(بدانیدولی من الله است همان خدایی که کتاب را نازل کردواوسرپرست صالحان است.آنهایی را که بجای خدا می خوانید نه می توانند شمارا یاری کنندونه حتی یاورخودشان باشند واگر آنها را به راه هدایت بخوانید نمی شنوندومی بینی که فقط تورا نگاه می کننددرحالیکه دیدگان آنها ازبصیرت خالی است)

سوره اعراف.صدونود شش. صد ونود وهفت. صد ونود وهشت

نوزده -(وهنگامی که درروزمحشرهمه آنها را جمع کنیم به مشرکان گوییم .شما ومعبودهایتان درجای خود قراربگیریدآنگاه بین آنهاجدایی بیاندازیم درحالیکه معبودهایشان می گویند شما هیچگاه مارا پرستش نمی کردید.بین ما وشما شهادت خدا کافی است وخدا گواه است که ماازپرستش شما آگاه نبودیم .درآنجا هرکس دستاورد اعمالش را دریافت می کند وهمه بسوی خداوند مولای حقیقی شان بازمیگردند ومعبودهای دروغینشان ناپدید می شوند .) سوره یونس . آیات بیست وهشت . بیست ونه وسی

*چرا معبودها منکر عبادات مشرکان میشوند ؟ براستی چرا؟آیا بدان دلیل نیست که آنها درظاهرمعبودها را پرستش میکردند واما در اصل شیطان ( من ) وجود خودشانرا ؟ لباس خودشانرا .ثروت خودشانرا . سپاه خودشانرا.

آه ای ولی احد( مارا مسلمانان را  دریاب.دریاب .ومارا به حال خود رها مکن ).

بیست-(بگو.آیاازمیان معبودهایی که برگزیده اید کسی هست که چیزی خلق کند وباززنده اش کند ؟ اما توبگو.این الله است که همه مخلوقات را می آفریند سپس در روز قیامت زنده اشان می کند .با این حال چگونه ازحق رویگردان میشوید؟ آیا ازمیان معبودهای شما کسی هست که بتواند به راه حق راهنمایی کند ؟ اما توبگو.الله بسوی حق راهنمایی می کند.آیا کسی که توانایی هدایت بسوی  راه حق را دارد آیا سزاوار تبعیت است یا کسی که این توانایی راندارد وحتی خود نیازمند هدایت است ؟ چه بر سرتان آمده چگونه حکم می کنید ؟ اکثرآنها فقط از گمان خود پیروی می کنند حال آنکه گمان وپندارانسان راازحق بی نیازنمی سازد. بی شک خداوند بزرگ ازعملکردشان آگاه است.) سوره یونس . آیات سی وچهار . سی وپنج وسی وشش 

*چرالله ازجمع ( معبودها ) می گوید ؟ چرا هیچکس جز الله نمی تواند  کسی را به حق بخواند ؟  مگر این حق چیست که هر معبودی ان را نمی پذیرد؟

تکیه برگمان وپنداراست که انتخاب هردین ضدالهی راموجه میسازد معبودهایی در دایره دین کفر . دین شرک و پناه بردن به .پندار وگمان را.خدا شدن .خدا ساختن . را قران ناتوانی می خواند ناتوانی درانتخاب راه. ناتوانی در دیدن . ناتوانی در شنیدن . ناتوانی دردرک حق می داند. 

بیست  ویک-(هیچ چیزی را به جای خداوند به عبادت مخوان .زیرا آنها نه می توانند نفعی به تو برسانند ونه آسیبی به تو وارد کنند .اگر چنین کنی قطعا ازستمکاران خواهی بود . بدان اگر خداوند بخواهد مصیبتی به تو وارد کند هیچکس توانایی رفع آنراازتونخواهد داشت مگرخودش واگر برایت خیری اراده کند هیچکس توانایی جلوگیری از فضل اورا ندارد خداوند فضل وکرم خود را به هریک از بندگانش که صلاح بداند می دهد وبی شک او بسیار آمرزنده وباگذشت است . )

سوره یونس آیه صدوشش . وآیه صد وهفت. بلا ومصیبت . خیر وفضل وایمان به یک وجود استثنایی. اوهست .اوهست .

بیست  ودو-(من ازآیین پدرانم ابراهیم واسحاق ویعقوب پیروی می کنم سزاوار مانیست چیزی را شریک وهمتای خداوند بزرگ قراردهیم وچنین امتیازی برای ما وهمه مردم یک فضل الهی است هرچند اکثر مردم قدر ناشناسند .ای دوستان زندانی من خدایان متعدد بهتر هستند یا خداوند واحدی که برهمه چیز تسلط دارد ؟ بدانید  که شماچیزی را نمی پرستید مگر یک سلسله نامهای توخالی و بی محتوا که خود وپدرانتان نامگذاری کرده اید خدایانی که زاده توهم تان است .آن هم بدون  آنکه دلیل وحجتی الهی داشته باشدحکم جزحکم الله نیست واو دستور داده است تا چیزی غیر از اورا نپرستید .این دین من ماندنی وپابرجا ست هرچند که اکثر مردم بدان آگاه نیستند.) سوره یوسف.آیات سی وهشت .سی ونه .وچهل

*بازهم توهم  در پرستش خدایان متعدد.چرا نامهای خالی .چرا نامهای بی محتوا.وحشتناک نیست که  ای اکثریت انکارکننده پس ازعمری پرستش این خدایان یکباره  آنها را گم کنید. دنیا گم شدنی است . دنیانابود شدنی است .معبودهای دنیایی نیز نابود خواهند شد .ازشمامی پرسم آیا در زمان ما فرعونی را زنده می یابید .آیا می توانید از مرگ شاهان و ولی ها وخدایگان کوچک تان مانع بشوید ؟از همه  ولی ها.شاهان . فرعونها و..... که فقط نامی از آنها مانده است مگر خیر وفضلی هم به شما می رسد؟ .می بینید که یوسف س از برتری دین وآیین پدران خود می گویدودین و آیین پدران اکثریت مردم ناسپاس وناآگاه را دین فانی وگذرا می خواند وبه دین خود افتخارمی کندبه دین پدرانش.واین خدای یوسف س است که برمعبودهای  میرا وفانی کافران ومشرکان تسلط وبرتری دارد.    

 بیست وسه -(پروردگارا تونصیبی ازملک(دارایی وثروت و اموال) به من عطا کردی وتومرا تغبیرخواب آموختی توآفریننده آسمانهاوزمینی . تودردنیا وآخرت ولی وتکیه گاهی.مرا درحال تسلیم بمیران وبه صالحان ملحق کن )

سوره یوسف .آیه صدو یک  

بیست وچهار -(دعوت به حق برای اوست وکسانی که به جای خدا وند چیزهای دیگری را به خدایی می خوانند بدانند اجابتشان نمی کنند اینان همانند کسانی اند که کف دستهای خود را از آب پر کرده تا به دهانشان برسانند اما هرگز نتوانند ودعای کافران فقط به درد گمراهی می خورد.) سوره رعد .آیه چهارده

 بیست وپنج -(بگوپروردگارآسمانهاوزمین کیست ؟.بگوالله .بگو چرابجزاواولیایی رابرگزیده اید که حتی قادربه تامین سودوزیان برای خود نیستند ؟بگوآیا بینا ونابینا برابرند ؟ یا ظلمات ونوریکسانند ؟ ویا شریکانی که برای خدا قائل شده اید مخلوقاتی چون مخلوقات اودارند؟ حقیقت آفرینش برآنهامشتبه شده است.بگوالله خالق هرچیزی است واوواحد ومسلط است) سوره رعدآیه شانزده         

*دراین آیه الله شریکان ساختگی  خود رانابیناوازظلمت می خواند وخود را بینا ونور .نور الله نور.وحقیقت آفرینش ودرک اشتباه درک وانتخابی اشتباه .چرا یک بشربایددرانتخاب یک اشتباه به اشتباه زندگی کند؟چرادرحالیکه اویک نام توخالی بیش نیست ومظهر کوری  وتاریکی است بیاید مردم را به خدایی خویش اجبارکند؟ آیا مردم می توانند درکنار کسی که کوراست .درظلمات رها شده است حقایق را ببینند ؟.

آیا با کوری اوما نیزباید کور بمانیم ودرتاریکی انتخاب اوما نیز باید نور را نبینیم؟چرا؟چرا؟ای اصل دروغین؟چرا؟

                                    ***************************************

 

می دانید که من یک منتظرم منتظر پایان یک غیبت پرمعنی و هدف دار. اما بیشترازاین انتظار من به یک دیدارمی اندیشم به انتظار معجزه ای که ازطریق انتظاردرامید رسیدن به این دیدارمی اندیشم وبا حکومت کفر وشرک ایران برعلیه زشتیها قلم می زنم. اما آرزوی بزرگ من اشتیاق رسیدن بدین دیداربزرگ است وگمان نکنم که جز با پایان انتظارظهور موعود همه ادیان مهدی ع  وتلاش درطریق ابلاغ ودعوت به دین  رسیدن به چنین معجزه ای میسرباشد .

                                                                                                                 منتظری در انتظار نور

**اورا می بینم .الله خوب وپاک را نمی دانم چگونه درکناراوقرارگرفتم فقط همین بس که اکنون در وسعت آغوش اوهستم آغوش بزرگ او  که دستهایم آن را رها نمی کند بالعکس می خواهد اورا حس کند .وحس می کند که آغوش اواگرچه جای منستاما سخت است .من نمی توانم از آغوش او عبور کنم . سخت است و با مهابت . دلم می خواست در سینه او صدای قلبش را بشنوم اما صدایی نمی آید فقط صدای قلب منست که می شنومش و می خواهم به قلبش وارد بشوم .اگرچه چشمهایم بسته است اگرچه ناتوانم اما حس می کنم میشود بدرون قلب اوکه نمی زند هم وارد شد نرم ولطیف است وچون روغنی مایع که بشود درآن شنا کردبرای ماندن من نرم بود حس اینکه من دیگر نیستم من دیگر وجودی ندارم با منست . تصو.رش را بکنید که من هم یک رنگی باشم از یک نقاشی که آن نقاشی ازاصل بوده باشد و تعمدابه تصویر نقاشی افزوده نشود .هرچه هست من حالا دیگر غرقم .محوم .من دیگر نیستم درمیان  این رویا فقط زنده ام در آغوش الله .بی نهایت مهربان . دوست ندارم الله را رهاکنم آرامم . زنده ام . هیچ روحی ندارم هیچ وجودی ندارم  در جستجوی قلب اوبه یک جا به یک راه به یک خیالی  افتادم که  حس نرمترین  ولطیف ترین جا ومکانی که میشود یافت رادر من زنده کرده است . افتادم افتادم اما از بالا به پایین بلکه از روبرو به جهانی معنویت دیگر ودر روبرو.نمی خواهم دیگر هیچ بدانم از صدا .از تو واز مکان . دوست ندارم او را رها کنم تحمل دیدن هیچ کس دیگر راهم درآغوش اوندارم .نمیدانم چه مدت گذشت نمی دانم این حس چه زمانی تمام شداما من هنوز دربسترآغوش او هستم .نمی خواهم رهایش کنم . من عاشقی هستم که بی اومرده ام .بی او مشتی خاکم من در ستبر آغوش او قلبم را رها کردم یکی شدم با آنچه از میان این رهایی احساس میکردم .چه مدت گذشت نمی دانم فقط مطمئنم این مدت زمان طولانی بوده است چون من  اکنون شادابم .باطراوتم .چشمهایم تیزتر می بیند وخود را در بالا می بینم اگرچه همه این تجربه فقط یک حس است .چشمهایم را باز می کنم من کجاهستم نزدیک شانه اش .چهره اش را نگاه می کنم که ازعلم وقدرت وتدبیر در بی نهایت یقیین وباور یک مومن است  ذوق زده شده ام . نمی خواهم .نمی خواهم نمی توانم  این فرصت را از دست بدهم خودم را بالا می کشم .نه بهتر بگویم بدون هیچ  احساسی بدون هیچ اراده ای بالاتر برده میشوم صورتش .چهره اش .را می بینم خودم را به چهره اش نزدیک می کنم . متوجه  حجابی  میشوم .حجابی که موج زیبایی دارد ومنظم و به شکل اریب در حالت چهره او نمایان است  چهره اوبه هر طرف باشد موج آن هم  بدانسو جهت دارد  می خواهم با دست با چهره اش تماس پیدا کنم حس تماس با آن حجاب را با نوک انگشتانم می توانم در یابم لطافت خاصی دارد ویک لذت خاص در نوک انگشتان من بوجود می آورد که موقتی است بعد دستم از حجاب می گذرد . وچهره اش چهره ای نمایشگر غرور و وقار وعظمت است در بینهایت قدرت وتوانایی وعلم.وخودم را می بینم . چشمهایم را می بندم .صورتم را به چهره اش می چسبانم حس خنکی زیبا به من دست می دهد .سمت راست چهره من اکنون به صورت او مماس است  .(دمای جسم او فقط یک درجه یک درجه ونیم از دمای روح من پایین تر است ومن کم کم دارم حس گرمای روح خودم رااز دست می دهم ).قسمت راست صورتم را روی چهره اش می گذارم اودارد مرا نگاه می کنداگرچه من تاریکم (مخلوقی از جنس دنیایم واحساس کوچکی می کنم .وناتوانی) ومن  آرام نفس می کشم این صدای نفس زدن کیست؟ چشمهایم باز میشود .من کنجکاوم میروم دنبال صدا . دنبال صدای نفس.

یک لحظه برگشته ام به دنیا که تاریک است ( گرچه هنوز صبح است ) زیرچشم وخواب آلوده اطراف آنجایی را که خوابیده ام نظری می اندازم همه جا آرام است وخاموش . دیگر صدای نفس نمی آید چشمهایم را می بندم برمی گردم هنوز صورتم .روی چهره الله است راستی الله موندارد موندارد از جنس خاک نیست از جنس ملائک هم نیست  توباید این را بدانی .

 پس صدای نفس صدای نفس من بوده است ونه صدای نفس الله .اونفس نمی کشد این را وقتی فهمیدم که بناگاه یک لحظه به دنیا برگشتم واطرافم را خاموش وخلوت دیدم ودانستم شنیدن آن صدای نفس .صدای من از دنیا بوده است من دوباره صورتم را به روی  چهره اش گذاشتم وچشمهایم را بستم و.............مابقی را شما در رویای  دیدار قبل ازهبوط خوانده اید

قسمتی حذف شده در دیدارعاشقانه من با الله  دررویای ( دیدارقبل از هبوط )          

قبل از توضیح  مجددا از توای خواننده رویاهای صادقه به دلیل نامفهوم بودن جمله مطلب قبل در مقدمه باید بگویم که من یک منتظرم منتظر ظهور مردی که جهان کفر وایمان منتظر اوست . توکه عذر مرا می پذیری؟

الله ازجنس ملائک نیست را بدان دلیل  برایت می نویسم که دررویای بیداری .اگرآنرا مطالعه کرده باشی ازدرخدمت انسان بودن ملائک  وازامداد ملائک به انسان زمینی واززیرسلطه رفتن ملائک توسط انسان ( سجود برآدم س ) را به یاد آورید برتری آدم را باسجده ملائک برایشان میتوان دریافت واما انسان خواسته وناخواسته  درمقابل الله تحت نیروی بی نهایت درعظمت اوجذب وگم میشود( ترجمه آیات صدوهفتادودو وصدو هفتاد وسه .ازسوره آل عمران وگواهی نوع بشر به  توحید نیز از تاثیر همین نیروی برترواستثنایی است ).ودراینجانیز باید گفت که  روح انسانهای اولی وبرتر در موقع مرگ.به آسانی وبا میل واشتیاق به سوی الله عروج می کنندواما حجاب الله که من تا آنگاه که خود را درآغوش الله می بینم شاید به دلیل کنجکاوی زیاد ویا نا آرامی وبیقراری روحی آن را حس نکردم وبا آن تماس نداشتم تا لحظه ای که خودرا به صورت الله رساندم . یا مرا بی هیچ اراده وآگاهی به صورت الله رساندند ومن با اولین حرکت دست راستم که می خواستم با آن با صورت الله تماس پیدا کنم از وجود ان آگاهی یافتم .وبدان نگاه کردم حجابی که موج زیبایی داشت و چگونگی حس تماس دستم رادرطی این مدت که از رویت آن رویا گذشته است رابا هیچ حسی نتوانستم نزدیک تربدانم جز با حس ظریف انگشتان دست با تارهای عنکبوت که کمی هم کلفت شده است وبعد ازحس این تماس دست من که ازحجاب  زیبای الله  گذشت وبه چهره الله خورد من یک بیحسی خاصی را احساس کردم ودیگرحس لمس نوک انگشتانم محوشد وچه آرام شدم .وسبک.  

   **یک توضیح هم بدهم به توای خواننده همراه بامن .و آن هم مربوط به رویاهایی است که تو با چند نفر  در یک رویا  وهمزمان برخورد می کنی مثلا دررویایی که این حقیر می بایستی غذا (برنج) را بپزم موعد بیدارشدن راهم در ساعتی معین به خودم داده بودم وشما درآن رویا با منی که ازمهمان پذیرایی میکرد و(منی) که درآشپزخانه درپشت دیوارنامریی بود و(منی )که در خواب بودم هرسه درارتباط بودید .خوب ( منی) که از مهمان پذیرایی میکرد ودر آخرهم ظرف برنج پخته جلویش گذاشت  (من) روح بودم در آینده  وآن (من)که در آشپزخانه وپشت دیوار نامریی ایستاده بود. آن (من =جسم وروح زنده)در زمان  قبل ازآینده بود که بایدغذا بپزد (یک نوع  پیش بینی .وشاید فرمان به من درآینده ) .(من )درخواب هم که معمولا تاریک هستم جسم من است که اکثرا بی حرکت است ودرخواب .وآن شخص ؟که رنگینگ وبرنج دوست می داشت بهتراست درمورد اوهم خودتان نظر بدهید.عجیب آنکه من تا ورود به دنیای خواب ازحضورهر کسی جزروحم  در یک رویا بی اطلاعم.

**یک رویا .

ساعت را کوک نکرده ام  .بهتر می دانم که کمی بعد از روشن شدن هوا برای نماز از خواب بیدار بشوم . حالا هم نیمه خواب نیمه بیدارم که هیاهوها شروع میشود اما خواب دارد مرا با خود می برد .یک لحظه حس کردم در خوابم اما این صدای چیست ( اوپ .اپ )ومرتب تکرار میشود ومثل چکش بر سرم می کوبد نه فایده ندارد . دانستم که با منید اما  من نه اراده ای ندارم باید بلند بشوم ومثل انسانی که در خواب است بیدار میشوم وه شادابی یک دیدار لذت هرچه از جنس دنیاست را برباد میدهد . با اوهمراه میشوم که صدایم زده است .ایا گوشهای تو صدای اورا میشنود؟

**ساعت را کوک نکرده ام .شب راهم دیرخوابیده ام .یک نوع احساس تلخی را دارم . آن تنهایی که ازآن برایت گفته ام مرا غمگین وافسرده کرده است .با همه معصومیت این احساس به خواب میروم .

***چه مدت در رویا بوده ام نمیدانم فقط می دانم که همه جا روشن است ونور چشم گیری هم هردم از گاهی چشمک می زند . اگرچه در خوابم در انجا به اطرافم نگاهی می اندازم  .دور وبرم شلوغ است . بسیار شلوغ .مجموعه ای ازهمراهان . که بسیار شادابند .هیچکدام برایم آشنا نیستنداما حسی مرا در میان این جمع راضی می کند .ودر جمع آنها من نیز شادم .اه این منم برخلاف وعده دنیا که همیشه مرا در رنج رها می کند بسیار خوشحالم وگرم صحبت با آنها .واو .او پیامبری که قران را نوشت  محمد ص را می گویداو هم در میان ماست .لباسهای سپید . بانوان .نور روشن مکانی که درآن قدم می زنیم ومحمد ص که بسیار شاداب است و صحبت می کند . گویی می خواهند کسی را از درد وغم رها کنند . ناگهان در جایی می ایستیم . زنان می گویند بمان .بایست . یک فکر.باآنها بمانم . معصومانه سرم را پایین انداخته ام .محمد ص می گوید (((اورا رها کنید او باید برود ))).

و در حالیکه می خواهد مابین من وآن زنان قرار بگیرد ومانع میشود که آنها براصرارشان ادامه بدهند .((( اورا بفرستید برود ))).  آن جا چشمم به یک جای خالی وسیع افتاد که  ما بالای آن ایستاده بودیم  .مثل حفره ای میماند که هرکس در آن بیفتد ازآن بالا سقوط خواهدکرد ودر آن خواهد افتاد کمی مراهل دادند حس نکردم اینکار را می کنند حتی به من دست نزدند  ومن افتادم .بدون درد .بدون اینکه حس کنم از کیلومترها بلندی افتاد ه ام و روی دوپا روی زمین قرار گرفتم ..

*اکنون من بیدارم .بله  محمد ص راست می گفت .من باید برمی گشتم زمان نماز به سوی درگاه خالق هستی فرا رسیده است والله منتظر من است واو مرا با دنیایی از شادابی به سوی خود خوانده است .آنچه درخلوت قلبهای  ما می گذرد.آنچه  با الله می گوییم .وآنچه در رویا می بینیم .زمانی ممکن است به معجزه تبدیل بشود حتی دردنیا .      

 خرداد. فقط بیست ودوم خرداداست که می تواند به جهان بگوید درتاریخ ما اصل خدای دروغین برای همیشه باید باطل بشود .

ایران ما خوزستان .

میلاد حضرت علی ع

 وبزرگداشت روز پدر را  

را به خانواده های شهیدان و.زندانیان سبز

 وهمه همراهان  خردادسبز درایران  وجهان تبریک وتهنیت می گویم


قاب وارونه( ارتداد ومن) بارویاهای کوتاه  ( فاصله )

                                                            بسم الله الرحمن الرحیم

                                                           قاب وارونه( ارتداد ومن)

                                                          بارویاهای کوتاه  ( فاصله )

سلام به تو ای ایرانی سبز که نجوایت حضور رنج را در من زنده کرده است

در ادامه قاب (ارتداد ومن ) همراه با من هستید . مطلب (ارتداد ومن )در واقع یک  نوع بحث ومجادله ونقد است با حکومتی که من منتظر اساس آن رابرجهل وظلم وشرک می بینم .به یاد داشته باشید که بحث ومجادله  با استفاده از آیات قرآن بعنوان بهترین روش برای توجیه مشرکین وکافران از سوی الله به صورت وحی بر محمد ص نازل شده است .

    ساده انگاری است که ما مسلمانان ( همه ادیان ) به حکومتی که بر اصلی به نام ولایت یک انسان به جانشینی الله پایه ریزی شده باشد نمودار عدل و صداقت و آزادی در حق انتخاب  دین  وراه باشد نام حاکمیت  الهی بدهیم .انبوهی زندانیان بیگناه زندانهای ایران . فقر پیشرفته اقتصادی . عدم صداقت وپنهانکاری  مسئولین وافساد دربیت المال نادیده گرفتن حق انتخاب مردم . افشاء تجاوزات تاسف انگیزچند سال اخیر .شیوع روز افزون فحشاء واعتیاد همه گویای یک مطلب است و آن  مطلب اینست که  آنچه حکومتگران ایران به آن مباهات می کنند ( دین حق الهی ) نیست و مبین کفر وشرک در باور این حکومتگران است . این حقیر در مطالب قبل آنچه را که در توانم بود برای نقد این حکومت آوردم . نقدی که مطمئنا برای من به عنوان یک زن مسلمان آریایی که تحصیلات علمی وحوزوی  ندارم بسیار سخت وگران است . امیدوارم  وخوش بینم  که بتوانم به عنوان یک منتظردر مقابل عظمت غیبت ایشان خدمتگزاری سرافرازباشم .

( ای کسانی که ایمان آورده اید .از خداوند اطاعت کنید.از پیامبر اطاعت کنید واز صاحبان امور (مسئولین با ایمان ) از میان خودتان اطاعت کنیدواگر در چیزی اختلاف کردید برای داوری آن را نزد خدا وپیامبر مطرح کنید چنانچه به خدا وروز حسابرسی ایمان دارید .اینکار برای شما خیر وعاقبتی نیکو دارد. )سوره نساء . آیه پنجاه ونه

گفته شد که مقام  ایمان آورندگان در قرآن به معنی اخص نیست ویک اسم عام است برای مومنین همه ادیان الهی . دین عیسی س . دین موسی س. دین ابراهیم س .دین داوود س  .دین محمد ص و.....واین دستور مطیع بودن به آیات ووحی الله در واقع یک امر جبری درادیان به طورعام بوده ودر شرایط خاص زمانی ومکانی نیزقابل تغییر نمی باشد .  این آیات درواقع نزول فرمان اجابت یک امر واجب است به ایمان آورندگان .همه ایمان آورندگان بدون در نظر گرفتن درجه تقوی ودرستکاریشان . بدون در نظرگرفتن زبان .ملیت .نژاد . قدرت مالی .قدرت نظامی . رنگ پوست . دوری ویا نزدیکیشان به سرزمین وحی ویا قرابت نسبی وسببی با پیامبران الهی می باشد.

که باید الله را اطاعت کنند وبعد از الله رسول اورا . که در این آیه مهم از هیچ رسول خاصی نام برده نشده است .پس ایمان آورندگان  دین محمد ص اگر قبل از ظهور دین عیسی س ویا موسی س  دچا ر اختلاف ویا مشکل میشدند می توانستند به پیامبر بعدی رجوع بکنند .اما می بینیم که دین اسلام محمد ص خاتم برهمه ادیان الهی است .واگرچه ایمان آورندگان ادیان قبل از دین محمد ص می توانسته اند برای رفع وحل مسائل واختلا فاتشان به پیامبر ما مراجعه بکنند اما از این کار سرباز زده اند ومی بینیم آنچه به شکل ارتداد در ادیان دیگر که پس از رحلت پیامبرانشان بوجود آمده است ( ونه قبل از آن )هنوز در بین بسیاری از مردمان کشورهای  جهان با ادیان  مختلف وجود دارد ومتاسفانه ریشه های شیطانی آن  نیز اساس وبنیان   اندیشه ها وتفکرات پیروان ادیان الهی را تهدید می کند

 در دین اسلام محمد ص نیز پس از مرگ او چون مومنان ( بر اساس آیه پنجاه ونه.سوره نساء ) نمی توانند به پیامبر که با الله به صورت وحی درارتباط است دسترسی داشته باشند واز آنجا که در این جمله به تجدید ارتداد در غیبت پیامبر اشاره میشود یاد آوری میشود که  در یکی از قابهای قبل از گواهی و تعهد همه نسلهای انسانی قبل از هبوط در سوره آل عمران آیه صدوهفتاد ودووایمان آنها به الله در قبل از تولد سخن آورده شده است . توجه کنید یکبار قبل از تولد ویکباربعد از ظهور دین ما به الله  ایمان می آوریم  آیه بالا نیز قبل از وفات حضرت پیامبر نازل شده است اما اینکه ایمان آورندگان نمی توانند برای حل مشکلات خود شان خود سرانه اقدام کنند . به دلیل جلوگیری از انحراف در دین است . بعد از مرگ پیامبران  نیز هیچ گزینه ای گرانمایه تر از کتاب پیامبران نیست .

(آیا نمی بینی آنهایی را که گمان می کنند به آنچه که برتو وقبل از تو نازل شده ایمان دارند .در حالی که می خواهند قضاوت وداوری را به طاغوت واگذارند حال آنکه به آنها امر شده بود که به طاغوت کافر شوند .بدانید شیطان می خواهد آنها را گمراه وحیران کرده وبه بیراهه های دور از *حقیقت بکشاند ) آیه شصت از سوره نساء

بله کتاب الله را . وحی الله را رها می کنند برگرد طاغوت جمع میشوند طاغوتی که حفظ حکومت خود را بر نماز الله ورسول برتر واوجب میداند .طاغوت است کسی که بر علیه حق قیام کرده است .کسی  است که از حق پا را فراتر گذارده ودچار گمراهی شده است .کسی است که اصلی متوهمانه( اصل ولایت فقیه )  قانونی ورسمیت داده که باآغاز پیاده کردن آن  تمامیت یک کشور رابه ارتداد سوق میدهد .

(وهنگامی که به آنها گفته میشود بسوی کلام خدا وپیامبر بیایید *منافقان را می بینی که از تو روی برمی گردانند )

 آیه شصت ویک از سوره نساء

·         با توجه بدین آیه از نظر الله . منافقان یا منافقین حمایت کنندگان شرک وکفرهستند .جالب است اگر بیندیشیم در این دوسال اخیر چه کسانی از دادن حق مسلم مردم  حق جوی ایران روی برگرداندند؟.چه کسانی راه را برای رسیدن به حق الهی  مردم حق جوی ایران با تجاوز ورای  وحکم ضد الهی  سد کردند وبستند؟ چه کسانی ؟

 پیامبر قوم یهود ایمان آورندگان را در کوهپایه به مدت چهل روز رها می کند . به غار میرود ( غار منزلگاه نزول آیات الله برای محمدص . برای موسی س. آرامشگاه مومنانی به نام اصحاب کهف و...)ایمان آورندگان (نمی توانند ) برای مسئله ای به نام ارتباط با الله راه حل پیدا کنند پس به یک ایمان آورنده ای از میان خودشان رجوع می کنند واولین سامری  سازنده  بت در جهان دین  با روش دیگری از ارتداد متولد میشود ارتداد درمیان ایمان آورندگان . با دینی از  شرک با اولین مسئله اساسی به نام ارتداد.اوگوساله طلایی( به نظر شما چرا  گوساله طلایی ؟) را میسازد ومردم را به گمراهی می کشاند .گفتیم طاغوت کسی است که از فرامین الله  وپیامبر طغیان می کند .موسی س بر میگردد وبر برادر خود خرده میگیرد که چرا او سامری را از اینکار منع نکرده است .

( موسی گفت ای هارون چرا وقتی دیدی گوساله پرستی را اختیار ؟( اختیار گوساله پرستی در حالیکه پیامبرشان هنوز زنده می بوده است )به دنبال من نیامدی ؟آیا توهم از فرمان من سر پیچی کردی؟)

 وهارون پاسخ میدهد ( ای پسر مادرم ( پسرمادر موسی س؟ )ریش وموی سرم را رهاکن .من ترسیدم وقتی می آیی بگویی . توبین بنی اسراییل تفرقه انداخته ای وبه توصیه های من اهمیتی نداده ای)از سوره طه آیات نود وسه ونود وچهار.

 دراین آیات  می بینیم که از نظر موسی س هارون از درجه تقوای بیشتری برخوردار بوده است ونیز قدرت رهبری ایمان آورندگان بدین الله را می داشته است . الله  وموسی س (وبایددرکل  کتاب خاتم  در دین محمد ص وکتب دیگر ادیان نیز همین رای وحکم  در نظر گرفته بشود) شرک وکفر به هر طریقی مردود واز ارتداداست . سامری در آیه ایمان اورنده ای است که دچار طغیان شده است اودر غیاب پیامبر خویش از دین خودبرمیگردد .وهارون ایمان آورنده ای است که اگرچه بعداز موسی س به پیامبری میرسداما در زمان این رویداد یک ایمان آورنده یا مومن به حقایق است ونمی تواند به جای موسی س رای بدهد ونباید ونمی تواند در مقابل سامری بایستداو به  مفهوم  آیه اطاعت از الله وپیامبر الله بخوبی واقف وتسلیم است پرهیز از خطا . پرهیز از گناه یا تقوی یکی از ویژ گیهای ایمان آورندگان است .اگر هارون بالاجبار وبا تهدید آنها را به دین الهی  تحمیل بکند خود طاغوتی دیگر میشود اگر آنها را رها کند و با همراهی با  آنها  مشوق آنها به بت پرستی نیز بشود از منافقین خواهد شد .دوراه  مخالف در مسیر جهنم .هارون به حق انسانی ایمان آورندگان که همانا حق انتخاب در دین است مشروعیت می بخشد و به آن احترام می گذارد . انسان انتخابگر . که هیچکس نمی تواند دین خاصی را بر آنها تحمیل کند ویا نمی تواند از پذیرش دین انتخابی آنها ممانعت بعمل آورد.در هردو صورت اوارتداد ورزیده است .

 همکاری یوسف پیامبر س وبنیامین س برای رسیدن به یک اتحاد غیرممکن با برادرانش . همکاری داوود س  وسلیمان نبی درقضاوت درمیان همه استثنا ئات .ابراهیم س واسماعیل س برای برقراری یک وحدت مابین ادیان الهی .همه وهمه از تعالی درجه ایمان به مقام پیامبری از در سهای راز آلود قرآن بزرگ است آنچه مسلم است اینست که یک ایمان آورنده باید در مقابل وحی  الله و عمل به فرمان رسول او به درجه تسلیم محض برسد.این سیر تکامل  رامتاسفانه  در اسلام محمد ص  تا منزلت مومنین نمی توانیم دنبال کنیم بدلیل آنکه اسلام محمد ص خاتم بر همه ادیان الهی است.پیامبر ما بعد از خود جانشینی ندارد .رسالت  تمامی پیامبران با رحلت  او اختتام می پذیرد . اما از میان ایمان آورندگان دین او خانواده ای شکل گرفته است که دارای منزلت ومقامی خاص هستند .این خانواده در زمان پیامبرکه یک خلیفه است چون موسی س وعیسی س و........  علمدار تبلیغ  دین پیامبررا به گردن میگیرندونه ادامه دین اورا   .ایمان اورندگانی درمیان چهره های گوناگون ارتداد باید  به گونه ای راه را برای ظهور دیگر ایمان آورندگان  دیگران هموار سازند ولو با شهادت ولو با زندانی شدن  در زندانهای طاغوت ( آه طاغوت ایران . ایران ما؟ ). 

 ببینیداین خیلی مهم است  آنها وظیفه توسعه دین  اورا ونه جانشینی اورا  دنبال خواهند کرد.هیچ احدی نمی تواند جانشین پیامبر بشودهمه  پیامبران از سوی* الله برگزیده میشوند اما ایمان آورنده ای چون علی ع . حسن ع .حسین ع و....... به سفارش ووصیت پیامبر به ادامه راه به ایمان آورندگان دیگر می پیوندند . همراه با پیوند با ایمان اورندگانی حتی از ادیان دیگر الله برای ایجاد وحدت . این مفهوم آیه پنجاه ونه سوره نساء است ونه بیشتر .

می بینید که هیچ ایمان آورنده ای ولو فقیهه باشد ویا مجتهد . علامه . معظم . کشیش . پاپ . هارون  س نام ( قبل از رسالتش ). یا علی س و.... نمی تواند به جای  الله و پیامبردر مسائل واختلافات مابین ایمان آورندگان رای  تمرد بورزد ورای وحکم قاطع بدهدویا  آیات الله را تغییر بدهد. اینکه فردی بیاید وبگوید حفظ نظام ؟ من بر نماز وواجبات الله وپیامبر اوجب است مبین یک ( وهم ) وگمراهی بزرگ در دین اوست و شرک او واین بشرزنده ازنوع طاغوت است.و انتخاب دین در اسلام جبری نیست و هیچ انسانی نمی تواند وهم وگمان خود را به نام دین  بر مردم آن هم با اسلحه وزور ویک اصل در قانون تحمیل بکند .نمی تواند یک انسان  مفلوک  ویا یک انسان با عظمت علی ع یا حسن ع و.........یا  حتی مهدی ع را در نبود پیامبر به جای  پیامبر ویا الله بر مردم معرفی وتحمیل بکند چنانکه سامری نتوانست .چنانکه فرعون نتوانست .چنانکه سازندگان بتهای مرده نتوانستند .ایمان آورندگان براستی اراده ای مافوق یک انسان دارند ودر برابر هیچ طاغوتی زانو نمی زنند . گفتیم که سامری در غیاب پیامبر زنده خود دچار طغیان شد و بت گوساله طلایی را ساخت . واگرچه هارون س به آنها گفته بود 

(ای قوم من شما بوسیله این گوساله مورد آزمایش الهی قرار گرفته اید بدانید پروردگار شما خدای رحمان است اگربه دنبال راه نجات و آرامش هستید از من پیروی  نمایید ودستور مرا اطاعت کنید .) سوره طه قسمتی ازآیه نود

ببینید نقش یک ایمان آورنده را در مقابل ایمان آورندگان دیگر . هارون یک ایمان آورنده است چون همه آن دیگر ایمان آورندگان که از زیر سلطه فرعون هجرت کرده اند . او به عنوان یک ایمان آورنده . ایمان آورندگان دیگررا از بت پرستی وشرک نهی می کند .( وظیفه ابلاغ  توسط یک ایمان آورنده با تقوای الهی را به آیندگان  نشان می دهد نهی از منکررا )ومی گوید از من اطاعت کنید از هارون س.به عنوان یک ایمان آورنده . ( معنی آیه پنجاه ونه سوره نساء را به خاطر بیاورید)بله ایمان آورندگان درنبود پیامبر درفقدان پیامبرواجب است که ازهمدیگر اطاعت کنند والبته از آنها که در درجه اولاتر هستند اطاعت کنند نه از کسی که خود را جانشین الله میداند ومی گوید پرستش وحفظ ( نظام من ) بر پرستش  الله و عمل به آیات ونشانه های الله برتر واولا تراست وواجب است ؟؟وای وای که این خدای زمینی ( ولی فقیه )برای ما ایرانیان مسلمان به دین محمد یک آزمایش الهی بیش نیست  ومن متاسفم .متاسفم.

اما وقتی موسی برمیگردد .برادرش از هراس از تفرقه مابین بنی اسراییل می گوید از دخالت یک ایمان آورنده دیگر ( توجه کنید که سامری هم قبل از ساختن بت یک مومن بوده است).وما باید مجددا رجوع کنیم به سوره نساء

از این آیه ( نود وچهار سوره نساء)چنین بر می آیدتنها گروهی که به طاغوت دلخوش میدارند همانا منافقین هستند . آنها بدون هیچ ابایی از فرمان الله و رسول او سر باز می زنندتفرقه نتیجه فتنه در دین است وپا را از حدود حق فراتر گذاشتن. هارون س نمی تواند به مبارزه با این بت پرستان بپردازد وفقط توصیه به اطاعت از خود دارد .هارون س چون پیامبر نبوده وهنوز به جانشینی پیامبر انتخاب نشده است نمی تواند بر علیه آنها بشورد ودر مقابل آنها بایستد بت را ذوب بکند در دریا بریزد .

ببینید مرزهای عمل یک ایمان آورنده را درغیاب پیامبر و  عمل یک پیامبر که از سوی الله به رسالت انتخاب گشته است . یک ایمان اورنده اگر حدود حقانیت یک پیامبر را زیر پا بگذرد واز آن رد بشود فتنه ایجاد کرده است ( سخن هارون س را مجددا در بالا بخوانید )وشما خوب میدانید که در قرآن اشاره شده است که پیامبر در مقابل فتنه گران می تواند دست به اسلحه ببرد . طاغوت از درون ایمان آورندگان می تواند باشد . ویا می تواند از خارج برآنان سیطره پیدا بکند .

                              ******************************************************

ای خواننده خوب نویسنده منتظراین قاب دارداز* فتنه بزرگی میگوید که درایران ما.درغیاب پیامبر ما محمد ص  با حاکمیت یک انسان بی بصیرت و به نظر من  گمراه به جانشینی الله شکل گرفته است ومنافقین به این  مظهر شرک وکفر دامن گیر نیز جنبه قانونی ورسمی داده اند . فتنه بزرگی که قربانیهای زیاد گرفته است .آنچه جای سوآل دارد که گویی در تمامیت این خاک کسی  حتی یکبارقرآن را قرائت نکرده .حتی قاریان ما . حتی روحانیان ما . حتی مفسران ما . حتی دشمنان ما . گویی پیامبری از سوی الله به رسالت برگزیده نشده بود گویی قر انی هرگزبر پیامبر ما وحی نشده است .گویی هیچ کس علی ع را واین خانواده مومن وبا تقوی را نمی شناسد گویی هرگز از سوی الله  دینی برای رشد ما انسانها نیامده است . واگر اینگونه نیست پس چرا بیگناهان در زندان هایند ؟.چرا مردم کشور ما به جرم گناه ناکرده کشته میشوند؟چرا باید  در یک حکومت که روحانیون آن ادعای تسلیم بودن به دین ناب محمدی را دارند به نوامیس مردم ما تجاوز بشود ؟ پس چرا همه خاموشند ؟ چرا  در این کشور همه از همدیگر چون اشباح می گریزند ؟آیا جز اینست که به دروغ بزرگی که به نام دین ؟بدان تن در داده اند شرمگین هستند ؟

وچرا در سایه عظمت دین و آیینی بدین بزرگی ما اینگونه ناتوانیم ؟آیا زمان جهادی دیگر قیامی دیگر برای ایرانیان آزاده فرا نرسیده است ؟         

                       ******************************************************

 ورویاهای کوتاه ( فاصله )

بیمارم .وتب دارم . می خواهم بخوابم نمی توانم از رخوت این خواب خودم را رها کنم وبالاخره تسلیم میشوم که باید بخوابم باخودم آیا قبل از نماز مغرب بیدار خواهم شد ؟ ومی خوابم

***همه جادر تاریکی است .هیچ چیزی دیده نمیشود فقط خودم را می بینم که در خوابم . نمیدانم چه زمانی در خواب بودم که یکباره احساس سرمایی ما از عالم خواب به جایی دیگر برد یک حس مانند در خواب بودن واما نتوان از خواب هم رها شدن وبیدار گشتن . سروصدایی می آید گویی از دور است .سرما هم هست . احساس خنکی وجودم را لبریزکرده کرده . سروصداها هنوز ادامه دارند از دورند .از دورند .در خواب صدای کسی را می شنوم که دارد بیدارم می کند اورا نمی بینم او تاریک است . فقط میدانم بالای سرم ایستاده است اما من کسالت دارم  خواب مرا رها نمی کند . اه این دیگر چه بود سه انگشت سه انگشت در خواب لباسم را چنان کشید که فکرکردم دارد پوست مرا البته باملایمت می کشد ( چیزی مثل نیشگون).وفورا از در اتاق خارج شد .همه جا تاریک است . در باز است .باشد باشد باید بیدار بشوم این سروصداها چیست ؟ چه کسی مرا نیشگون گرفت ؟واما بیدار میشوم .

*موعد اذان واقامه نماز مغرب است . من هم بیدارم .از توای که همیشه همراه منی سپاسگزارم .

                                                 *****************************

*شب  ساعت را کوک نکرده ام هنوز مختصر کسالتی دارم با خودم میگویم اومرا رها نخواهد کرد مرا برای نماز صبح به خود خواهد خواند .ومی خوابم

***در باغ ودشت هستم . گم شده ام وعده ای دعوتم کرده اند که زمانی را با آنها باشم ( آه در رویا) دخترکانی هستند شاداب اما من غمگینم .اما من افسرده ام . بیماری مرا از عزیزانم دور کرده است . باشد بد نیست من هم تنهایی را باآنها تجربه کنم  آتش درست می کنند غذا می پزند .تفریح شادی زندگی . من فقط نگاه می کنم . چه زمانی با آنها گذشت نمی دانم اما فقط همین را میدانم که به آنها گفتم باید بروم .نه نه آنها اجازه نمی دادند من بروم .من مهلت ندارم .من باید بروم . کجا ؟ به آنها گفتم من باید به خانه ام بروم . یکی از آنها به  آن دیگری گفت پس برو راه را به اونشان بده .اکنون در خیابانی ایستاده ام بسیار وسیع وپر ازنور که به سپیدی می زند . مرددم . احساس می کنم چیزی دارد از دست می رود اما من گیجم که چه چیزی؟ .باید بروم . خیابان تا بی انتها نوراست .یکی از دخترکها جلوی من راه می افتد من باید دنبال او بروم مثلا دارد راه را به من نشان میدهد . تمام نگاهم به اوست که چه رفتاری دارد . آرام است پوستی سفید دارد .موهایش خوش حا لت است وبلند عجیب است چهره اش را برنمی گرداند . او می رود ومن هم میروم در مسیر خیابان .حالا من هستم او دیگر نیست دارم به نور نگاه می کنم خیابانی نیست ودر یک چشم برهم زدن در نور محومیشوم غیب میشوم .

*  بیدار شده ام اذان را گفته اند ودقایقی از وقت آن نیز گذشته است واما همه جا هنوز تاریک است . بله من شاید بعید نبود  در رویا همراهی با اورااز دست بدهم . آیا تواورا دیده ای؟

                                              ****************************

*برق قطع است .برق. گرما همه راکلافه کرده است هوای خوزستان  در تابستان غیر قابل تحمل است ..صبح که برق قطع شد خواب را برهمه حرام کرد.من هم دیگرنتوانستم بیشتر از این  کلافگی را تحمل کنم .باخودم گفتم می خوابم . وخوابیدم در صورتی که باید در ساعت ده برای پخت غذا بیدار بشوم .

*** در فکرم که چه بنویسم .در وبلاگی که تومی خوانی . این را بنویسم . از آنجا بنویسم . فقط صدایخودم را می شنوم .سرم درد می کند . چه مدت گذشت . همه جا تاریک است .نمی دانم.. فقط همین بس  که صدای یک ( کلیک ) یک دکمه مرا از خواب پراند. آشفته از خواب پریدم . اه صدای سوت محافظ کنتور برق است که خانه را پر از سوت کرده است سوت پشت سوت   وساعت .؟ ساعت دقیقا ساعت ده است . ساعت ده .زمان پخت ......

من هم می توانم مثل توبخوابم اگر بخواهم . من نمی خواهم که زمان را از دست بدهم پس الله یاریم می کند . من امیدوارم در روزی که به ظهور نزدیک است من بتوانم قبل از هر ایمان آورنده ای به پایان این انتظار زیبا جامه واقعیت ببخشم .

                                            *****************************

منتظری درانتظار نور

                                                                     بسم الله الرحمن الرحیم

یک-(وازمیان مردم کسانی هستند که همتایانی برای خداوند قائل میشوند وآنها را به اندازه پروردگاردوست میدارند .اما آنها که با تمام وجود حقایق راباوردارندخدا را بیش ازهرچیز دیگردوست میدارندوهنگامی که گستاخان ستم پیشه عذاب را ببینند درک خواهند کرد که تمامی قدرت دراختیارخداوند است وعقوبت خدا سخت وطاقت فرساست.) سوره بقره.آیه صدوشصت وپنج      

دو-( پس خداوند بزرگ راپرستش کنید وهیچ وچیز را همتای اوقرار ندهید و.....) قسمتی ازآیه سی وشش سوره نساء

 سه -(بدانید خداوند هرگناهی را به جز شرک به خودش را . در مورد هرکه بخواهد می آمرزد و عفو می کند .زیرا کسی که برای خدا شریک و همتایی قائل بشود حقیقتا افترا وگناه بزرگی مرتکب شده است .) آیه چهل و هشت از سوره نساء

 چهار-(ای پیامبربگو .چرا به جای خداوند چیزی را پرستش می کنید که هیچ سود وزیانی برایتان ندارد .بدانید که خداوند بزرگ شنوا وآگاه است .) سوره مائده .آیه هفتاد وشش

پنج -(بگو .آیا می دانید اگر خداوند قدرت درک حقایق را از گوشها وچشمهای شما بگیرد کدام خدا به جز الله می تواند آنرا به شمابرگرداند ؟ ببین چگونه آیات ونشانه هارا شرح می دهیم .اما انها روی برمیگردانند ) سوره انعام .آیه چهل وشش

 شش -(بگو .من منع شده ام از اینکه به جز خداوند آنچه را شما به جای خدا می خوانید پرستش کنم بگو خواهشهای نفسانی شما را پیروی نمی کنم که اگر چنین کنم گمراه خواهم شد و هیچگاه رنگ هدایت را نمی بینم . ) سوره انعام آیه پنجاه وشش

 هفت -( فکرخود را به آنها که دینشان را به بازی وسرگرمی گرفته اند مشغول مکن زیرا زندگی دنیا مغرورشان ساخته است فقط بواسطه قرآن به آنها یادآوری کن مبادا دستاوردشان دامنگیرشان بشود درحالیکه به جز خدا هیچ یاور وشفیعی نخواهند داشت.حتی اگربرای رهایی ازعذاب هرگونه فدیه ای دهندپذیرفته نخواهد شدوآنها کسانی هستند که بخاطر دستاوردکفرآلودی که دامنگیرشان شده است برایشان شرابی ازآب جوشان وعذابی درد آورمهیا شده است)

هشت-(بگو.آیا به جای الله چیزی را بنام خدا بخوانیم که نمی تواند سودی به ما بدهد ونه زیان برساند؟.ومارا در حالیکه هدایت شده ایم دوباره به *ارتجاع برگرداند .درست مثل کسی که توسط وسوسه های شیاطین  روی زمین سرگردان شده است در حالیکه یاران قابل اعتمادی دارد که می توانند اورا به راههای نجات بخش هدایت کنند وندا دهند که بسوی ما بیا . بگو تنها هدایت خداوند هدایت است .ما دستور داریم که تسلیم محض پروردگارجهانیان باشیم .) سوره انعام .آیات هفتاد و هفتاد و یک

نه -(اوکسی است که آسمانها وزمین را به حق آفرید وروزی که به هرچیزی بگوید موجود شو .وموجود شود.کلامش حق است و آنروزکه درصوردمیده شود حکومت خاص اوست .دیده ونادیده را میداند و اوحکیم واگاه است .) ازسوره انعام آیه هفتاد وسه          

 ده - (من (تسلیم محض ).روی خود را سوی کسی می کنم که آسمانها وزمین را آفرید  ومن هرگز از مشرکان نخواهم بود . وهنگامی که قومش به ا پرخاشگری کردند .گفت آیا در رابطه با خداوند بامن به  پرخاشگری برخاسته ایددرحالیکه اومرا به راه نجات هدایت کرده است ؟ من ازچیزهایی که شما همتای خدا قرار میدهید نمی ترسم مگر آنچه را پروردگارم بخواهد . وسعت علم و آگاهی پروردگارم همه چیزرافراگرفته است آیا هنوزهم هشیارنمی شوید؟ وچگونه ازچیزهایی که شما همتای خداوند قرار داده اید بترسم در حالی که شما درمورد شرک زشت آلود خودتان به خداوند که هیچ دلیل الهی هم ندارد نمی ترسید ؟ اگر می دانید بگویید ببینم کدامیک  ازدوگروه بت پرستان وخدا پرستان .شایستگی بودن در فضای امنیت و آرامش را دارند.؟ ) آیات هفتادونه . هشتاد .هشتاد ویک از سوره انعام .

ای حکومتگران نفرین شده ایران آیا شما پاسخ این سو آل قرانی را می دانید ؟ پس چرا ازعملکرد زشت تان نمی ترسید ؟  

خرداد .ای اصلاح طلبان برای خروج از بحران موجود  ازیک دوست دلسوز بشنوید.امید . صبر . استقامت و پیروزی

همینکه این آقایان از زنده کردن کلماتی مانند معنویت .عقلانیت و عدالت استفاده می کنند گویای قبول یک عقب نشینی از عملکرد دوسال پیش  این آقایان  و گویای امید بزرگ  به پیروزی برای جنبش سبز ایرانیان است .

 ایران ما .خوزستان . بیکاری غوغا می کند .فقر بیداد می کند گرانی سرسام آور است . محرومیت  بی نظیر است . فحشاء روز افزون است . برق مرتبا قطع میشود . آب لوله کشی خانه ها  آلوده است  .تکدی گری واویلاتر از همیشه است . براستی نماینده  انتخابی؟؟؟؟ شهرستان بهبهان  کجا هستند ؟   

      

قاب وارونه( ارتداد ومن) و رویای صادقه ( امید )

                                           بسم الله الرحمن الرحیم

                                                   قاب وارونه( ارتداد ومن)

                                                   و رویای صادقه ( امید )

سلام به تو  همراه سبز من که

می توانی

* قبل از آغاز  نوشتن این قاب  ازاینکه در مطلب بحث ومجادله ونقد ارتداد در ادیان الهی همراه با من شده اید از شما تشکر می کنم .

  در مطالب قبل ازحق انتخاب در مذهب . راه . بهشت وجهنم . دنیا ودین . حق وباطل ونقش آن در عرش و بهشت و احیا سرنوشت انسان زمینی  و اینکه همه ما انسانها قبل از تولد به یگانگی وتوحید گواهی داده ایم ( آیه صد وهفتاد ودو آل عمران) واز تغییر نام ابلیس به شیطان . از خوردن لقمه حرام توسط آدم وحوا در بهشت . از تغییر نام انسانها به ستمکاران که دربعداز انتخاب راه از سهم شیطان شده اند.ازضرورت توبه وبازگشت بعد از رد شدن از حق ( ارتداد )و نقش تحریف درمعنی آیه مهم (سوره نساء )  به طور خلاصه گفته شد .اما این بار من با نگاهی از نوع دیگر به این آیه مهم که مورد سوء استفاده برای عده ای از اهل کتاب( علی الخصوص مدعیان بصیرت در حکومت ایران ) شده است نقد آن را در مطلب این قاب برای شما می آورم . با من همراه بشوید با نگاهی به رای قرآن  بزرگ .به اسطوره های شرک وکفر داعیان عدل .داعیان ولایت در عصر غیبت .

*( واینگونه نیست .به پروردگارت قسم که اهل ایمان نیستند مگر آنکه در نزاع واختلاف خود تورا به قضاوت وداوری بطلبندکه در این صورت مطمئنا از حکمی که تو می دهی ناراضی نشوند وکاملا تسلیم آن گردند . ) آیه شصت و پنج .سوره نساء

( آیا نمی بینی آنها را که گمان می کنند به آنچه که برتو وقبل از تونازل شده ایمان دارند در حالیکه می خواهند قضاوت وداوری را به طاغوت واگذارند وحال آنکه به آنها امرشده بود که به طاغوت *کافر شوند.بدانیدکه شیطان می خواهدآنها را گمراه وحیران کرده وبه بیراهه های دور از *حقیقت بکشاند .) سوره نساء . آیه شصت.

قبول قضاوت وداوری پیامبر وگفته الله ( آیات قرآن ) ولو آنگونه که موافق با خواسته آنها نباشد توسط مومنین . تنها راه تشخیص مومنین از اهل کفر واز بعضی از اهل کتاب

( یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنزعتم  فی شی ء فرودوه الی الله والرسول ان کنتم تومنون بالله والیوم الا خر ذلک خیر واحسن تاویلا .)

 سوره نساء آیه پنجاه ونه

 *( ای کسانی که حقایق را باور دارید ( به حقایق ایمان آورده اید)از خداوند اطاعت کنید ).

از الله که یکی است. الله بایدانتخاب بشود وپذیرش پرستش الله جبری نیست.الله همتای زمینی ندارد . به شکل بت نیست . الله کور وکر نیست .راه می رود .حرف میزند.بیناست . شنواست . نمی میرد .نمی میرد .زنده می کند ومیمیراند .انتخابگر است .حق است . می آفریند احد است واحد است .

*ای ایمان آورندگان ( از پیامبر اطاعت کنید)

پیامبر که انتخاب شده است .برگزیده است رسول است .کتاب دارد . کتاب پیامبر مبین کلام الله است کدام پیامبر ؟ کدام پیامبر ؟ از آدم تا خاتم همه پیامبرند . پیامبران چون الله واحد نیستند . گاه زمینیند گاه ساخته شده در عرش  .نمی توانند تولد ببخشند ( اگرچه عیسی س مردگان را احیا میکرد اما نمی توانست یک انسان راخلق بکند ) پیامبر ناتوان است . توانایی پیامبران در قلت است اما نیروها واستعدادهای پنهان آنها از حق است و عظمت حق در اکثریت .الله یاور آنهاست ولی آنهاست جمیع پیامبران  برای ابلاغ ودعوت دین الله انتخاب شده اند . پیامبر نیز یک انتخابگر است در محدوده قدرت های مافوق بشریش که از سوی الله بر او به عنوان معجزه جبری میشوند .برای اثبات . برای  دیدن تفاوتها  .الله برای آنکه دیگران را به سوی برتری واولویتها ی ویژه انسانی هدایت کند .معجزه  را بر پیامبرانش عرضه می کندپس معجزه نمادی از قدرت الله است همانطور که خلقت آدم س یک معجزه بود .آدم س نیزتوبه کرد .

*ای ایمان آورندگان  (اطاعت کنید ازانسانهای اولی وبرتر در ایمان درامور خودتان ).امورخودشان ؟ امور مومنان.

 ایمان آورندگان باید از الله وپیامبر اطاعت کنند و از کسانی چون خود که در ایمان برترند . درجه ایمان . درجه تقوی نیز هست. ایمان آورندگان از گروههای خاص ومنکر ( اهل کتاب) در ادیان الهی نیستند . ایمان آورندگان ادیان الهی باید از همدیگر اطاعت کنند .

*ای ایمان آورندگان (واگردرچیزی اختلاف کردید .برای داوری آن رانزد خدا وپیامبر مطرح کنید چنانچه به خدا وروز حسابرسی ایمان دارید.اینکاربرای شما خیر وعاقبتی نیکو دارد . )

سوره نساء آیه پنجاه ونه

* ( قبلا این آیه را آیه پنجاه از سوره نساء خوانده بودم .شماخوبان عذر مرا بپذیرید . )

اختلاف . نزاع . مجادله . در بین ایمان آورندگان .ایمان اورندگان از همه ادیان .به طور خاص در یک دین یا به طور عام ایمان آورندگان در همه  ادیان . در اینجا الله دیگر از رجوع  برای حل مسائل ومشکلات وموضوع مطرح نزاع واختلاف وبردن آن به نزد ایمان آورندگان دیگر نمی گویدومی خواهد این اختلاف در بین ایمان اورندگان عیسی س باشد ویا ایمان اورندگان دین خاص محمد ص باشد ویا اختلاف مابین ایمان اورندگان دو دین  یا چند دین باشد . باید مشکل ومسئله مورد سو آل در اختلاف ونزاع در نزد الله ( ببینید در بدو باید به الله رجوع بشود .الله ) وبعد به پیامبر . کدام پیامبر .؟ مطمئنا هر پیامبری رای دیگر پیامبران را تایید می کند .بله اعتمادبرای حل وفصل اختلاف مابین ایمان آورندگان  از ایمان آورندگان سلب میشود وبه الله وپیامبر رجوع داده میشود.

رای پیامبردر هردین رای الله است . پیامبر هردین اسلامی یک واسطه است و پذیرش رای اوتسلیم محض می طلبد . ببینید این سوی قضیه را اگرمومنان از رجوع به  مومنان دیگر معذور بشوند از رجوع به پیامبر معذور بشوند تنها راه باقیمانده رجوع به کتاب الله است می خواهد این کتاب قرآن باشد .می خواهد کتاب موسی س باشد ویا کتاب عیسی س . این راهی است که  الله به پیامبردین مامحمد ص در قرآن برای تعیین رای درست ونهایی در مجادله وبحث برای رفع اختلافات ارائه می دهد .رجوع به قرآن .پیروان دیگر ادیان الهی نیزبرای بازکردن گره های تفاوت های فکری وعملی به این کتاب می توانند تکیه کنند . والبته به کتاب خودشان .

 سرپیچی از حکم این آیه ( پنجاه ونه سوره نساء ) ارتداد محسوب میشود . سرپیچی  ایمان آورندگان از رجوع به کتاب الله وپیامبر دین خود ویا پیامبران ادیان دیگر  و بردن مشکل ومسئله نزد هر گروه از ایمان آورندگان برای گرفتن حکم ورای وقضاوت  ارتداداست  وشریک قرار دادن برای الله خوانده میشود واین گروه نیز در جمله گروه مرتدان (یا بعضی از اهل کتاب ) قرار می گیرند در این آیه (جمع )ایمان آورنده  به حق نیزاز دادن حکم ورای معذور وناتوانند و در غیر این صورت تکیه آنها به رای جمعی افراد از درجات خودشان برای حل مشکلات خودشان  انکار آیه کتاب دین ما دین اسلام محمد ص وهمه کتب الهی دیگر پیامبران است و اساس ارتداد ورد شدن از مرزهای حق وسزاوار آتش  وعذاب است ایمان آورندگانی که در صورت تعمد در رای دادن  وقضاوت برای رفع  وختم مسائل ومشکلات  ( که تداخل رای خودشان دردین وکتب الله وحقیر نمودن رای پیامبران است ) ازطاغوت قلمداد میشوند فقط الله می تواند قضاوت بکند .

الله .از آنجا که در قرآن ما محمدص هرگز از کلمه (من )استفاده نمی کند وآیات قرآن از زبان الله نقل میشوند پس در زمان فقدان دسترسی به پیامبر رجوع به قرآن بر ایمان آورندگان واجب میشود برای رفع کدورتها واختلافات  .ودریک جمله رجوع به مومنان  برای حل مسائل ایمان آورندگان از شرک وارتداد است  آنها همه باهم در نزد الله برابرند وپیامبر برگزیده ومنتخب الله است.

مگرایمان آورندگان در دین محمد ص چه کسانی هستند؟ مقداد .ابوذر . سلمان .یاسر . بلال .علی .علی ع؟ حسن ع؟حسین ع و .....تا مهدی ع آنها که در نماز به سائل می بخشند .آنهاکه سهم خود  از غذای رمضان را می بخشند . محمد حنفیه .جعفر طیار .عباس . و..... از ایمان آورندگانند عجیب نیست که خاندان بزرگ پیامبر نیز از قضاوت خلع ومردود باشند . مشکل علی ع در زمان انتخاب خلفای چهار گانه همین است مخالفان مشروط دین محمدص می خواهند به تنهایی حکومت بکنند اما رای علی ع رای الله وپیامبر است .اوواسطه ای مابین الله وخود چون پیامبر ندارد . پیامبر هم نیست که  در حل اختلافات داوری کنددر اینجا مقابله دو گروه مومن وباطل در تراژدی تلخ سیاست  روبروی هم قرار میگیرند .آگاهی قوم عرب ازاینکه نمی توان بعد از پیامبرهیچ  حکمی را نزد ایمان آورندگان ( علی ع وخاندان پاکش )برد و تحریف قرآن از سوی دلباختگان به حکومت و سلطنت از سویی دیگر راه را برپایه ریزی مبانی قرآن می بندد ومی بینیم علی ع بر سر چاه می گرید .شکم زهرا س دریده میشود .حسن ع در اختلاف مابین قبیله ای تنها میماندوصلحی ناخواسته براونحمیل میشود . حسین ع در خون خود می غلطد وسجاد ع و........اساس ظلم وستم نمی پذیرد که یک انسان کامل  مومن بیاید مدعی بطلان حاکمیت آنها بشود ( همانطور که در ایران ما چنین وقایعی را شاهد بوده ایم وخواص وحکومتگران ایران بطلان حاکمیت خود را باور ندارند .مشکل فقط یک چیز است آنکه آنها کلام قرآن را رد می کنند وبه وهم وجهل پناه برده اند وما می دانیم رد قرآن و آیات الله از ارتداد است).

گروه ایمان آورندگان همواره در طی تاریخ تنها مانده اند همیشه بر علیه ظلم قد برافراشته اند .برعلیه حکام وقت . درسپاه یزید .در قصر فرعون .اما به دلیل آنکه الله  رای آنها را در اختلافات ونزاع فی مابین اهل تسلیم وایمان آورندگان به رای وحکم الله  وپیامبر عودت می دهد ازمعجزه  پیامبران  وحمایت الله برخوردار نیستند .ایمان آورندگان مخلص .متقی . درستکار  پیامبر نیستند که کتاب داشته باشند .پیامبر نیستند که وحی بیاورند . معجزه بیافرینند آنها جبرا پیامبر خلق نشده اند ( چون  ابراهیم س چون عیسی س .چون موسی س.چون یحیی س.ویا جبرا به پیامبری انتخاب نشده اند چون محمد ص چون یوسف و......... اینست که در دین ما با وصیت رسول وبعد خلف به خلف به حفظ وبقای دین انتخاب میشوند .

 پس ازپیامبر ما محمد ص پس از موسی س.پس از عیسی س وپس از ابراهیم اختلافات در بین ادیان به اوج خود میرسد .کفر والحاد در مقابله با دین بی پرواتر وعریان تر به مبارزه می پردازد .کلیسا .مساجد وکنیسه ها در قرنطینه موهومات قرار میگیرند .     

ایمان آورندگان در بهشت خواهند بود اگر در حکم ورای پیامبر والله که مکتوب هم هست تداخل و بدعت نکنند.که در اینصورت از پیروان ارتداد خواهند بود.پس الگوگرفتن از ایمان آورندگان ومقایسه نوع رفتار خود با نوع زندگی ورفتار  آنها هرگز نمی تواند موردی برای درستی وصداقت در قضاوت قرار بگیرد.حرف حرف الله است وتجاوز . دروغ زنا . لواط . دزدی . جانشین زمینی خدارا پذیرفتن وپیروی از چنین موجود موهومی ( حکومت برمردم به نام الله ). گران فروشی . ارزان فروشی . همه وهمه باطل وحرام وزشتی وتاریکی است و ..... رفتنی  وحق ماندنی میشود .اینست که ما اکنون در انتظاری زیبا به  طلوع صبح می اندیشیم. اگر داغی که علی ع مظهر تقوی بر پشت دست عقیل می گذارد  که با این حرکت می گوید علی ع بر خود  نمی پذیرد که  هیچ مسلمانی ننگ  خوردن بیت المال را به بهای از دست دادن بهشت وچشیدن داغ جهنم سوزان باخودبه آخرت ببرد را با نکته سنجی به نقد بکشیم .در خواهیم یافت که حساسیت و مسئولیت ایمان آورندگان تا چه حد مهم و پذیرفتن هر عمل باطلی در مسیرحفظ وبقا دیانت آنها به چه حد مهلک ودردآور است .باتوجه به این آیه حاکمیت یک فرد بر ایمان آورندگان باطل وحرام است از گناهان کبیره است ونیز استفاده از آرا ء و قضاوت ایمان اورندگان  فی مابین خودشان وبرای دیگر مردم نیز ممنوع است استفاده از کتب تحریف شده ادیان الله برای دفاع وحمایت از هر گونه از اشکال ارتداد وشرک ازظلم وباطل است . بهره بردن از روشهایی که مومنان علی ع حسن  ع حسین .ع سجاد ع و....... در زندگی برای مبارزه با مخالفان دین  به کار برده اند تا زمانی موثر و واجب شمرده میشود که در راستای آیات  الله وپیامبر در قرآن که رای مکتوب الله نیز هست قرار داشته باشند . دم زدن از داغی که علی ع بنا داشت برپیشانی منافقین بگذارد هیچ مصداقی با ارائه اعمال نظرات حکومتگران ایران ندارد واستناد قرآنی ندارد. چون اینان مخالفان نظام  خود را منافق می بینند و الله ومحمد ص مخالفان دین وشریعت را منافق می خوانند ویا سنگسار نمودن افراد مسلمان که زنا نموده اند نیز هیچ سنخیت قرآنی ندارد وصرفا  سنگ زدن یا رمی جمرات در مکه را نمی توان با قصاص گناه یک مسلمان مقایسه نمود . ما در مسیر اسلام از توبه و بخشش از گناه .بخشش از حکم قصاص نیزبرای رسیدن به جامعه ای باآرامش وامنیت همراه با آزادی در دین می توانیم بهره ببریم  .کافیست گاهی به روز حسرت به روز نا امیدی بیندیشید .روزی که برای هیچکس بازگشتی در آن نیست .اما چرا حکومتگرایان ایران با قرآن  وکتب الهی پیامبران دیگر ادیان مشکل دارند مگر ادیان الهی چه می گویند که حضرت محمد ص به بعضی از اهل کتاب می فرماید شما تحمل بعضی از فرامین دین را ندارید؟ چه می گویند این الله .این پیامبر نور ورحمت ؟آنها از عدالت .از صداقت از درستی در راستای ابلاغ ودعوت میان ( مردم ) می گویند .آنها از بزرگداشت حق  مردم .عوام . خس وخاشاک . محارب .منافق . زندانیان حکومتی . محرومان . میکربها . ویروسها .مستضعفان .طبقه پایین دست .طبقه فرودست . طبقات زیر خط فقر.گوساله ها . بزغاله ها با نظرات .ادیان ورنگهای مختلف می گویند        

بعضی از اهل کتاب در طرح حجاب  وعفاف.حجاب را اجباری میدانند در حالی که  کتاب مرجع قرآن الله جز این رامی گوید .واین یعنی ارتداد. دین ؟را اجباری می دانند .چه دینی ؟دین ساختگی  ودروغین  خودرا .که از پدرانشان به آنها رسیده است با آنکه این دین از طرف الله نیست وراه شرک وکفر است در حالی که الله انسان را انتخابگر خلق کرده است .راه شرک .کفر و یادین الله انتخابی است اما مجازات یا پاداش بدانها از سوی الله جبری است  زندگی در بهشت وجهنم جبری است وانتخاب حد وسط برای دنیا و آخرت وجود ندارد.

درعصر غیبت ما می بینیم  بعضی ازاهل کتاب .پذیرش وپیروی ازیک موجودناتوان وحقیر به عنوان الله را در زمین ازبصیرت خود می دانند . بدعتهای دروغ .تجاوزبه نوامیس انسانها .قتل بیگناهان را زشت نمی پندارند . چرا ؟  چون از الله تبعیت وپیروی نمی کنند از طاغوت اطاعت می کنند مقصد آنها از بین بردن ادیان الهی است وقرار دادن حاکمیت خودشان به جای فرمانروایی الله در زمین . حاکمیت یک موجود مخلوق به جانشینی الله خالق.در اینجا جا دارد به دفاع از زندانیان بیگناهی که به دلیل اقدام علیه الهه (نظام من )هم اکنون در زندانها تحت سخت ترین شرایط زیست قرار دارند سخنی گفته بشود از آنجا که پایه ها وارکان حاکمیت حکومت ایران بر وهم و دروغین است واز سوی تمام ادیان الله مردود شمرده میشود و نمونه ای است از انحراف دردین یا شرک  که همان جانشین قرار دادن برای الله در زمین گفته میشود پس هر قضاوتی که به دفاع از چنین حکومتی بر مردم اعمال و تحمیل بشود نیز مردود وبر اساس شرک وباطل است .پیروی ازجانشین درهیچ حکومتی .نیابت هیچ قدرتی .ولایت  هیچ وجود مخلوقی بر پرستش وستایش الله اوجب نمی باشد وهر مخلوقی که  در برابر الله بایستد بر کفر والحاد و طاغوت است .شیطان است .واین منتظر از نام الهه ( نظام . من =شیطان)بدین دلیل استفاده برده ام که چنین موجودی  جزدرخیال ووهم  وجود ندارد وتکیه برالهه  تکیه برشیطان  است ونه بر الله .هیچ کس  گرچه شاه باشد فرعون .مجتهد . امام معصوم .باشدنمی تواند آیات الله را قربانی حکومت خودش بکند هیچکس نمی تواند نماز را باطل بکند وحاکمیت یک انسان منفعل رامشروع و واجب بداند . هرگونه لوث آیات کتب الهی وتحریف و تفسیر آنها برای حمایت از حکومت شخص یا اشخاصی که الله سلطه آنها را برانسانهای دیگرباطل میداند ارتداد محسوب میشوداحدی نمی تواند باطل وحرام وحلال و مکروه ومباح الله را تغییر بدهد  .ارتدادیعنی مبارزه علنی با الله با پیامبر الله .با مومنان . راه مرتد یعنی راه باطل یعنی  حرام.یعنی گناه کبیره  .

 باید گفت در آیه پنجاه ونه سوره نساء. الله  بطور صریح مذهب تسنن را تایید می کند . ادیان دیگر الهی را مشروع می خواند تا آنجا که در آیه ای می گوید .

(ای اهل کتاب پیامبر*مادردورانی که پیامبرانی نبودند بسوی شما آمد تا حجت را بر شما تمام کند تا دیگر نگویید بشارت دهنده وهشدار دهنده ای نداشتیم . اکنون این پیامبر هم بعنوان بشارت دهنده وهم هشدار دهنده از *آن شماست وخداوند بزرگ برهمه چیز تواناست )

سوره مائده . آیه نوزده.پیامبر اکرم از آن دیگر اهل کتب  اعلام میشود . وحدت .اتحاد در ادیان الهی .پیوستگی درابلاغ ودعوت . وحل مشکلات .حل اختلافاتفی ما بین ( بعضی از اهل کتاب ) ادیان دیگر توسط پیامبر ما.

( ای اهل کتاب پیامبر* ما بسوی شما آمده تا بسیاری ازحقایق آسمانی را که شما کتمان کرده اید روشن سازد واز بسیاری دیگر که تاب تحملش راندارید در گذرد .( کاش درک می کردید ) که از جانب خدا برایتان یک نور حقیقی ویک کتاب روشن آمده است .) سوره مائده . آیه پانزده

*در این آیه هم الله به بعضی از اهل کتاب می گوید که پیامبر ما می بینید الله در این جمله پیامبر را بین خود و اهل دین  جمع  می بندد ورسالت پیامبر اکرم را خاص دین محمد ص نمی داند از آنچه بعضی از اهل کتاب پنهان می دارند می گوید مگر  بعضی از اهل کتاب چه چیزی را کتمان  می کنند ؟ پیوستگی ادیان الهی را؟ بله .دنباله روی پیامبران از یکدیگر برای انجام فرامین الله را؟ بله

وبرتری جویی خود را نفی می کنند ولزوم ارتباط دینی همه ایمان آورندگان ادیان الهی را با یکدیگر در کمال آمنیت وآرامش رانیز و اینکه همه ادیان از الله هستند جز کفرجز شرک

ولازم است در این دو آیه به ضمیر (( ما)) توجه بشود .فردیت در ادیان الهی منفور وباطل وازشرک است فردیت در دین  محکوم به نابودی است.اهل کتاب ورشدونمو چندگانگی در دین .ظهور مذاهب و آغاز اختلافات  آغاز دشمنی ها .بعضی از اهل کتاب بازیچه وهم وافکار درگذشتگان خویش هستند .مالیخولیای قدرت پرستی .بیماری الزایمردرمیان ادیان الله .ادیان تسلیم وبیماری کوری .کری نفهمی فقدان بصیرت ؟.رها شدگان

( مگر کسانی که توبه کنند ودست به کار  نیک زنند وجبران نمایند و آن حقی را که کتمان کرده اند آشکا رنمایند .بی تردید من هم توبه آنها را می پذیرم زیرا من بسیار توبه پذیروباگذشتم . )

از سوره بقره آیه صد وشصت . حق ناس .حق انتخاب در دین .در حجاب .حق جهاد بر علیه شرکا ء الله .حق قیام برای حق خواهی. آیا زمان آن نرسیده است که ظالمان از حقوق مردم بگویند .

(ای کسانی که ایمان آورده اید درمورد کشته های شما قصاص مقرر شده است .آزاد در مقابل آزاد . بنده در مقابل بنده .زن درمقابل زن .واگر کسی از جانب برادر خود از قصاص  عفو شود باید مسرورانه به دنبال خون بها برود و ان را به نیکوترین وجه بپردازد .این نکته در حقیقت عفو بخششی از جانب پروردگار بزرگتان است واگر بعداز این تجاوزکارانه برخورد کند برای اوعذابی دردناک است .) آیه صد وهفتاد وهشت از سوره بقره .

( ای صاحبان اندیشه برای شما در قصاص زندگی است نه مرگ . باشد که از زشتی وتجاوز پروا کنید سوره بقره . آیه صدوهفتاد ونه

قصاص .قصاص ومعادل قصاص بخشش وعفواز قصاص  .حتی توبه  نیز معادل قصاص است . نتیجه توبه برابر شدن یک گناهکار با یک بی گناه در نزد الله خواهد بود. پاک شدن وطهارت از گناه یک گناهکار .اما آیا انچه ما در ایران از قصاص می گوییم با شکنجه ها. حبسهای طولانی مدت . دوری از خانواده رها شدن خانواده های فرد مورد قصاص در جامعه طبق دستورات دینی ما صورت میگیرد؟واما زندان . زندانی کردن مجرم  ویا انسان بیگناه  در آیات الله تایید نمیشود واگر این چنین می بود باید از زندانی کردن افراد مجرم .فرعونها .نمرودها و زناکاران .ویا الواط قوم لوط حتما آیاتی از سوی الله بر محمد ص ودیگر پیامبران  وحی می شد و انچه برداشت من از قرائت قرآن از سرانجام مجرمین یا گناهکاران باشد راندن شیطان که مظهر پلیدی وزشتی است از عرش است که در زبان عامیانه بدان تبعید گفته میشود ویا دور شدن یا بهتر بگوییم دور کردن یا تبعید حضرت یونس س از میان مردم به دریا واندرون شکم ماهی است برای رسیدن به مقام توبه یا توابین .آنچه مسلم است اگر ما بر خلاف آیات الله به جای تبعید یک مجرم گناهکار را حبس وزندانی کنیم نیز ارتدادورزیده ایم وبهترین شکل هم اگر به صورت حصر باشد به گونه ای است که در سوره نساءآمده است و شخص  باید موقتا از اجتماع دور  ودر شرایط مفید وایده آل انسانی مجازات بشود یک  طریق زندگی تحمیلی اما در رفاه تا رسیدن به مرحله بازگشت .یا توبه که در آن صورت نیز معادل وبرابر با  قصاص محسوب میشود وشخص پاک میشودفراموش نکنیم هر انسان مجرم وگناهکاری بالطبع مسلمان  ومورد حمایت الله خواهد بود ( با توجه به آیه صدوهفتاد ودو ).ببینید الله به شیطان فرصت برای بازگشت میدهد واما اورا از عرش دور میکند .اورا زندانی نمی کند او را نمی کشد .الله قادر است .   

( ودر تورات برآنان مقرر کردیم که جان در برابر جان .چشم در برابر چشم .بینی درمقابل بینی .گوش در مقابل گوش .دندان در مقابل دندان  ونیز هر زخمی را قصاصی است .اما اگر کسی بزرگوارانه گذشت نماید کفاره گناهانش خواهد بود .بدانیدهرکس بر اساس آیات خدا حکم نکند از ستمکاران است .) سوره مائده .آیه چهل وپنج

تشابه آیات دربین کتب ادیان اسلامی را در اینجا بخوبی می توان دید . پیشنهاد به گذشت وعفو از قصاص به عنوان صدقه ای برای محوکردن گناهان .جبر در پذیرش این تعالیم را با تاکید بر حکم الله در دین موسی س هم می توان تجربه کرد .

  *واما گذشت وعفو در قصاص .شکنجه . سنگسار . فروکردن سر مسلمان در کاسه توالت  .چسباندن تهمتها وافترا به مسلمان .دشمن *دین خواندن مسلمانان به بهانه حفظ حکومت باطل  آیا باهم وجوه مشترکی دارند ؟ای خواص حکومتگر.چرا شما اسلام را زیبا نمی نویسید؟ چرا شما قرآن را زیبا نمی خوانید؟ چرا به انتظار نمی اندیشید ؟چرا به جای طریق وراه باطل مردم را برای رسیدن به نور یاری نمی دهید؟ .مگر شما به الله ایمان ندارید؟آیا می دانید دین شما دین الله وپیامبرانش نیست . دین شما مصداق دین مخاطبان حضرت محمد ص در سوره کافرون است .

*از توخواننده خوب دعوت می کنم در ادامه  مطالعه قاب ارتداد ومن در آینده با من همراه بشوید

                *********************************************

  واما یک رویا

قاب ارتداد ومن از مطلب گذشته را اتمام کرده بودم واما یک احساس بی قراری روحیه  مرا باخود درگیر کرده بود . میرفتم که بخوابم ناگهان بر روی دیوار تصویر او را دیدم تصویر حضرت پیامبر را . اوکه وعده گذاشته ام با تمام توانم دین او را یاری برسانم . نمیدانم چرا نتوانستم از دیدن او بگذرم . چشمم را ببندم . با اوسخن نگویم .باقلبی پراز اندوه وگلایه ودلخوری بامحمد ص صحبت کردم از اوگله کردم که مرا رهاکرده است .به اوگفتم که با حکومت ایران وبه دفاع از مردم ایران به امید رسیدن به آرزوی او ست  بی امان مبارزه کرده ام باقلم اگرچه ناتوان . به اوگفتم که انتظار من بیش ازین بوده است والله مرا تنها رهانکرده است .ملائک همچنان مرا یاری میرسانند .مهدی ع هم پشتوانه ودلگرمی من بوده است که از سختی نهراسم اما اورا کمتر می بینم .او را کمتر احساس می کنم  که همراه من باشد . چه باید بکنم . ؟بدنم سست میشوم .نمی توانم که بایستم .دیگر مهلتی برای نجوا کردن با اونیست .الله می داند .الله می داند ومی خوابم

***در خوابم .افتاده ام چون یک جسداما نه این منم که سرم را مرتب به هر سویی می چرخانم و عجیب که در خواب نیز به طرف قاب نگاه می کنم . در حالی که قابی نمی بینم .دیواری نمی بینم .همه جا دنیایی رنگ است تاریک است . اما اوایستاده است در فاصله یک متر شاید .من هم هم نیم خیز نشسته ام .دارم او را نگاه می کنم .ایستاده است .می گوید ((( من هم با تو موافقم اینان متوهمند ))).می گویم چه کسانی ؟ در حالیکه سرش را آرام تکان می دهد پاسخ مرا می دهدومی گوید ((( همانها که تومی گویی .آنهامتوهمند ))) ومن در فکر فرومیروم .در خواب .

*بیدار میشوم درحالیکه هیچ شکی ندارم که راه را برای ابلاغ ودعوت این حکومتگران مشرک ومرتدکشور عزیزمان ایران به درستی انتخاب کرده ام .بله ای محمد ص زمانه بدی شده است                                                  ********************                                                         ******************

*در اینجا نیز لازم است یک توضیح را به تو ای خواننده رویاهای صادقه  بدهم و آن اشاره به تاریکی در عالم خواب است قبلا برایت گفته ام که تاریکی علامت بودن وحضوردردنیاست  وباید بدانی که تاریکی نمادی از فاصله وبیان دوری از عالم نور هم هست .یا به بیانی دیگر دنیا فاصله ای شده است تا من در عالم رویا نزدیکی کمتری به نوروروشنایی دنیای ماوراء پیدا کنم .و تاریکی برای من  یک هشدار می باشدزیرا نشانه اهمیت وبهای زیاد دادن به اموردنیاست در زندگی روزمره من .

منتظری در انتظار نور   

 عده ای از ایرانیان  را حبس کرده اند. همه آنها رااز ارتباط با جهان منع کرده اند .وبر بسیاری  از آنها زندان را  تحمیل کرده اند .بسیاری رانیز  ازعطر  این آب وخاک  محروم کرده اند .دیدن همسر .دیدن فرزند . دیدن مادر .دیدن پدر .دیدن دوست را بر آنها حرام کرده اند . غذای خوب .خواب خوب . دیدن  ایران زیبا را برآنها حرام کرده اندنور روز راوشبهای  مهتابی  خرداد را برآنها حرام کرده اند .حق انتخاب آنها را  به زندگی در زندان  تعبیر کرده اند .لبان بعضی را مهروموم کرده اند .فرمان  شکنجه آنها را لابد اجرای فرمان خدا  می دانند .توهین به آنها را از بصیرت می دانند .

اما توصیه می کنم به شما آقایان جمعه های ارعاب برای هر کدام از ما ایرانیان چاهی بسازید مملو از آب پاک تا از سر مظلومیت هموطنانمان  چون علی ع بر سر آن چاه بگرییم از ظلم شما از بی عدالتی شما از تحقیر شما به خودمان به آب بگوییم . آب را اگرچه در زندانی به نام ایران  بر ما حرام نکنید .آب پاک آب چاه  را بر ایرانیان حرام نکنیداگرچه در زندانهایتان باشد .

                                                                 خرداد سبز بر ایرانیان مبارک باد

 خرداد ماه ایرانی . ما ایستاده ایم

 ایران ما .خوزستان . ای حکومتگران نفرین شده  .خود را به باطل مشغول نکنیدباطل رفتنی است .

قاب وارونه ارتداد ومن ( من = شیطان )  به همراه رویاهای صادقه واقعی ( یاد  آوری)  

                                              بسم الله الرحمن الرحیم

                                   قاب وارونه ارتداد ومن ( من = شیطان )

                                  به همراه رویاهای صادقه واقعی ( یاد  آوری)        

سلام به تو که با من آغاز راباور کرده ای

در مجادله بحث ارتداد همراه با شما هستم . بحث مهم اجتماعی ودینی .

*(اوهمان کسی است که قرآن را برتونازل کرد کتابی که هم دارای  آیات ( محکم ) است با حکمی روشن وواضح که این قسم  اصل قرآن است وهم دارای آیات  ( متشابه ) است که از نظر معنی  وجوه مختلفی دارند . بدینسان آنها که قلبها و نیاتشان منحرف است بخاطر ایجادفتنه وارائه تفسیری نادرست به سراغ متشابهات می روند .در حالیکه عمق معنای ناب آن هارا کسی جز  خداوند بزرگ نمی داند و آنان که در راه علم ودانش ثابت قدم  واستوار هستند می گویند ما قرآن را باور کرده ایم تمام آن از جانب پروردگارمان آمده است و این نکته را کسی جز اندیشمندان در نمی یابد .) آیه هفت سوره آل عمران

( آیا نمی دانی که فرمانروای مطلق آسمانها وزمین با خداست وشما راهیچ یار و پناهگاهی به جز خدا نیست ) سوره بقره آیه صدوهفت

( هیچ *بشری را سزاوارنیست که خداوند به او کتاب و فرمانروایی ونبوت عطا کند آنگاه به مردم بگوید بندگان من باشید نه بنده خدا .در حالیکه سزاواراست مردمی الهی باشید همچنانکه کتاب خدارا می آموزید ودرس می گیرید .) سوره آل عمران . آیه هفتاد ونه

(بدانید شما همان چیزی را می خواهید که خداوند آن پروردگارجهانیان اراده کرده است )

سوره تکویر آیه بیست ونه

(آنگاه کسی که از مرز حق پا را فراتر نهاده . وزندگی دنیا را انتخاب نموده .جایگاهش جهنم خواهد بود ) سوره نازعات . آیات سی وهفت . سی وهشت وسی ونه

(آن روز حق است پس هرکس بخواهد** می تواند راهی به سوی پروردگارش برگزیند . )

 سوره نباء . آیه سی ونه

* همه ما می دانیم که سر باز زدن شیطان از امر الله در عرش صورت گرفته است .در نزد ولی ( =الله ) وبا آگاهی ونیز عصیان خلیفه برحق او آدم س نیز دربهشت ودر صورتی که به وجود الله آگاهی کامل و گواهی داشته است و در بهشت به وجود ولی( الله ) نزدیک بوده است این سرکشی به تجربه میرسد. وگفتیم که این دو روی سکه از ارتداد انتخابی  بوده است الله هیچکدام  از این مخلوقات را نابود نمی کند .هیچ کدام را به اعدام تهدید نمی کند و فقط اشاره به آینده این دو انتخاب متفاوت ومتضاد باهم  برای این دو مخلوق خود می نماید . می بینید که الله  (= ولی ) جهان هستی هیچکدام را به اجبار به نور ایمان بخود نمی خواند .هر دو این مخلوقات  مختارند وهردو آگاه .  قابل توجه است که دین توحید  درکل  آیات قران بزرگ بر هیچ مخلوقی تحمیل نمیشود یعنی اطاعت از ولی ( = الله ) نیز انتخابی می باشد وعجیب اینکه وقتی آدم س را به خلیفه بودن ویا رسالت دعوت می کند . شیطان همچنان در مقابل این خلیفه مقاومت خود را در ادامه می دهد و در آنجا اولین دشمنی بین ابلیس وآدم نماد  جبری پیدا می کند . ودر دومین عصیان که از سوی آدم وحوا صورت می گیرد ودر بهشت این رویداد بزرگ بشری ممکن میشود  پیامبری که با تمارد با دستورات الله به هویت انسانی یا قدرت بقا از نوعی دیگر در زمین پی میبرد .انسانی که در عرش هویت یافته و مدتی رانیزدر بهشت ساکن شده اکنون خود را  در یک مسیر دوگانه ودر تلاش  برای رسیدن به مکان آغازین زندگی در مبارزه باشیطان درزمین می یاید . عدم تمکین به عظمت الله ( =ولی ) در میان مخلوقات زمین  با اشکال بزرگتری از عصیان آدم وحوا وشیطان نیز دیده میشود تجاوز از مرزهای شخصی . وتجاوز به حدود ومرزهای  دیگران ( میوه یا لقمه حرام در بهشت سهم مخلوقات  دیگری بوده است) بامقام برتری بر همه مخلوقات .والبته  قبول وشناساندن موقعیت یک انسان ویژه که اوهم از گناه مبرا نمی باشد ( جایز الخطاست) .

 حسادت وتوهم که عقل را از تشخیص عاجز می کند منجر به ارتکاب به قتل هابیل به دست قابیل میشود این شروع  عصیان وارتداد در فرزندان آدم است که در زمین نماد ظاهری پیدا می کند و دفن نکردن جسد برادردر خاک ازارتداد  قابیل است  .و چون آدم س پیامبران دیگری هم بوده اند که قرآن از آنها با نام توبه کننده( توابین ) یاد آور میشود . داووددر قضاوت اشتباه می کند .سلیمان با توجه به قدرت افسانه اییش بر مخلوقات ماورایی و نیز جانوران خاک دچار حب دنیا میشود . موسی س اقدام به قتل بی گناهی می کند . محمدص  نجوای شیطان را بادریافت  وحی  از سوی جبراییل به خطا می پذیرد . اماازجمع  همه  پیامبرانی  که به خطا وگناه می افتند . همه خود مسئولیت این خطاها وگناهان را پذیرفته اند و راه را ولو به سهو انتخاب کرده اند . البته بعد از آن از اشتباه وگناه خود توبه می کنندوبرمیگردند.واین انتخاب برتر همواره در قرآن با شکوه تحسین میشود والب است که هیچ کس حتی الله  آنها را مجبور به توبه نمی کند . اگرچه او ولی مطلق وتنها خالق هستی بخش است  .الله  توبه همه را( جز کافر ومشرک )را می پذیرد.پس اجباری در بین مخلوقات برای تبعیت از دستورات الله ( ولی ) وجود ندارد .واگر ما مسلمانان از همه ادیان جز این بیندیشیم ( توبه بدون ندامت وپشیمانی رایک راه حل  اجباری وحق انتخاب را برای بازگشت  از مخلوقات سلب کنیم ) پس  در اینصورت  یک ( مرتد ) خواهیم بود مرتدی که جایگاهش در روز حسرت  روز نا امیدی جز جهنم وعذاب درد آور نخواهد بود.

 البته شیطان مجبور به اظهار ندامت نشد ودر راه خودش  هرگز از انتخاب بزرگ خود باز نگشت .این راه  را باید راهی دانست که همسو با راه شخصی است که برخلاف راه یا صراط الله میرود .شخص باید به تعدی وعصیان خود پی ببرد و به عظمت قدرت الله با دیده بصیرت ایمان بیاورد.

در آیات بالا جمله زیبایی است که الله به رسول اکرم وحی کرده است که می گوید راه انتخابی شما راهی است که الله اراده کرده است . ومگر ما جز راهی زیبا . وبهشتی گلستان وسرسبزبا نهرهای جادویی با هوایی سکرآور را برای خود ومسلمانان  می خواهیم ؟

واین نکته هم جالب است اگر به مقامات نزول آدم از عرش وبعد بهشت ودر انتها بر خاک توجه کنیم  .ذکرنام  عرش .بهشت . خاک در واقع یک راهنمایی است برای نشان دادن مسیر به انسانهای مابعد از آدم س وحوا س که باید بدانند برتر از خاک بهشت است وبرتر از بهشت عرش . وما باید برای رسیدن به مقام اولی تر باید بتوانیم خود را از خاک به بهشت وبعد از آن  بهعرش برسانیم .مقام اولئک المقربین .مقام ملائک .مقام عیسی س.

در مطلب قبل گفته شد که هر مسلمانی الزاما مومن و متقن نخواهد بود . یعنی *ایمان کامل  یک مسلمان محاسبه میشود برای برتری او ونه صرفا اسلام او . و همه ارتداد درمیان گروههایی که به نام بعضی از اهل کتاب در قران آمده در واقع یک نمادی است از تزلزلی که در ایمان مسلمانان ( از هردین ) در میان ادیان الهی در روز تغابن  مورد سوآل قرار میگیرد. رعایت حجاب دستور یا امر اجباری در دین ما نمی باشد اگرچه توصیه به حجاب در قرآن بسیار آمده است و  قرآن با آیاتی که برای حفظ حجاب برای زنان خاندان محمد ص آمده آنرا در واقع به صورت ایده آل برای مومنین پیشنهاد می دهدبرای اینکه انگیزه بشود برای تکامل انسان ایده آل جوی دین .اما بدعت  اجبار .اجبار در پذیرش یک دین خاص . در حجاب وکج روی بعضی از حکومتها از جمله حکومت ایران از دستورات قرآن  اجباری کردن آن را در جمع مسائل  ارتداد قرار میدهد . جادارد دراینجا به تقابل دین نفی دین  توسط حکومت  ایران نیز سخنی گفته بشود که مثلا پخش اذان . یا حجاب اجباری .یا اجباری کردن مشرکانه ولایت در سلسله قوانین ایران دلیل بر ایمان حکومتیان وخواص  ایران نمی باشد افراط وتفریط در فساد وتباهی  و ظلم و دل بستن به دنیا از شاخص کفر محسوب میشود به دلیل آنکه پا را از حدود ومرزهای  **حق فراتر گذاشته اند به آیه  سی وهشت از سوره نازعات  در بالای مطلب توجه بفرمایید .( مرتد = دنیا طلبی که پا را از حدود ومرزها ی *حق فراتر گذاشته است   وارتداد =  رد کردن حکم الله . باتوجه به این آیه)

 زندانی کردن مجرمین نیز از ارتداد است . هر کس باید هر جرمی دارد باتوجه بدان جرم کیفر ببیند وبه محض کیفر دیدن واجرای حکم او این شخص از گناه پاک میشود ومورد بخشایش  الله قرار میگیرد و چون مسلمانان دیگر که گناه یا جرمی انجام نداده اند باید با او رفتار بشود ( گناه یا جرم او محو میشود به دلیل تسلیم بودن در مقابل رای وحکم الله ) و اما نمی توان حق زندگی را در میان مردم ولو به مدت یک روز از اوسلب کرد تا مثلا نوبت  وزمان ادای حکم او فرا برسد یا اورا شکنجه کرد قصاص در مقابل قصاص. دست در مقابل دست . پا در مقابل پا و...........ومی بینید که فرعون به عنوان نماینده شرک یوسف  س را زندانی می کند . یعنی اینکه عمل  زندانی  کردن فرعون از شرک  اوست. حکومتهای وقت نیز امامان معصوم ما را در زمان امامت  خودبه دلیل به خطر افتادن قدرت حاکمیت خود و رواج دین در میان مردم زندانی می کنند . زندان . یک تمارد است نسبت به بهره بردن از حق الهی از زندگی انسان .چون دین ما سلطه هر حکومتی را بر عامه مردم رد می کند .ولایت وبرتری انسانی را بر انسانهای دیگر نفی می کند و این چنین حکومتی را ظالمانه و باطل  می داند وحکومت را جز بر برگزیدگانش حرام می داند مثل حضرت سلیمان نبی س.( واین حضرت در دعای خود از الله می خواهد که بعد از اوهیچ  پادشاهی توان برابری با پادشاهی اورا نداشته باشد ومی بینیم در متن قرآن ما بعدازاین دعا با پادشاهی هیچکدام از پیامبران برخورد نمی کنیم واین پادشاهی به نام سلیمان س انحصار پیدا می کند بله الله همیشه بهترین رابه برترینها در راه حق می بخشد) .         بسم الله الرحمن الرحیم

(یا ایها الذین آمنوا . اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم .)سوره نساءآیه پنجاه ونه

 ای  ایمان آورندگان اطاعت کنیداز الله ورسول الله ( رسول الله)  و آنها که در امور شما اولاترند واز خودتان هستند . اول الله بعد پیامبران او ( موسی س. عیسی س . داوود س . ابراهیم س .و........ ..ومحمد ص .بعد هم از میان جمع  خودتان ازمیان ایمان آورندگان ودر درجه ایمان از اولین ها .باید ایمان آورندگان از  اولهای مومن  ونه ازیک اول ونه از یک مومن در ایمان بلکه همه ایمان آورندگان  از جمع مومنان آنها را که درجه بالاتری دارند در ایمان   پیروی بکنند .می بینی که در این آیه از *حکومت یک جمع ویا یک فرد و به صراحت از پیروی ودنباله روی از یک فرد سخنی گفته نمیشود . اینکه این آیه را در خدمت حاکمیت یک فرد بر کل مسلمانان  تحریف کنیم ارتداداست  وتایید کنندگان آن  حاکم نیز مرتد محسوب میشوند آیا اکنون به بیعت نکردن امامان معصوم با خلفای حاکم بر مردم زمان خودشان پی بردید ؟ آنها هرگز با پذیرش حاکمیت یک فرد بر امور مسلمانان بیعت نکرده اند. اسلام همه ادیان حکومت فرد  زمینی را بر مخلوقات  رد می کنند وباطل می دانند . بی نهایت متاسفم از این همه اوهام.  

 از ایمان آورندگان .نه از مسلمون .( مسلمون در اینجا از اولویت وبرتری ساقط میشوند بواسطه همان موارد ازطرد گروههایی که در میان مسلمانان همه ادیان در اکثریت انکار کنندگان حق قرار می گیرند ) از نظر دین . گروههایی که در دین اسلام محمد ص و همه ادیان دیگر آمر به باطل هستند .  حکومت خود ونظامشان را برنماز وعبادت الله وحق الهی اوجب می دانند .مسلمانانی که در موقعیت از بین رفتن حق  وتضعیف  حق مسلمانان هموطن خودرا مسئول نمی بینند .مسلمانانی که دین را برای خدمت به ستمکاران حاکم قلب می کنند . بی گناهان را به دلایل ابراز حق خواهیشان به حصر وزندان محکوم می کنند .قضات وروحانیتی که رای حلال مردم راقربانی اهداف استبدادحاکمیت جابروباطل می کنند ومسلمانانی که قرآن را برای خوشایند حکومت تحریف وبه لوث می کشانند و کلیه کسانی که از متجاوزین به حقوق عامه مردم . از دزدان بیت المال  واز دروغگویان دفاع می کنند  ومهمتر آنکه از ولایت یک انسان بعنوان جانشین الله در زمین دفاع می کنند وبی مهابا قتل می کنند ؟؟نیزاز بعضی ازگروههای اهل کتاب می باشند.......و همه این مسلمانان ( گروههای اهل کتاب که مدعی دین برتر  هستند ) ازالگوی ویژه برای پیروی دیگرمسلمانان ومومنین مبری و مردود شمرده میشوندو اطاعت ازآنها باطل و رای آنها نیز  پذیرفته نیست. .پس درجه ایمان  یک مسلمان  برای اولویت در اطاعت بسیار لازم وبرای اطاعت دیگر ایمان آورندگان شاخص تلقی میشودومقام  ایمان بر اساس کتاب الله  مورد قضاوت قرار می گیرد ومی بینیم که بعد مکان وبعد زمان ومقام دنیایی دردرجه این افراد دخیل نمی باشد .این ایمان آورندگان ممکن است از خاندان نبوت  محمد باشند (چون معصومین ) یا حواریون  دین عیسی مسیح س باشندویا آسیه ای درون کاخ فرعون باشند وبعید نیست از اشخاص مومن گمنام در سراسر گیتی باشند .از کدام دین بودن . ازکدام کشور بودن .سفید بودن.سیاه بودن .از عوام یا خواص بودن  شاخص نیست درجه ایمان امتیازاست ایمان آورندگانی از میان مسلمانان ادیان موسی س .عیسی س . ابراهیم س ومحمد ص رسولان دین حق . ببینید در این آیه اشاره به نام هیچ دین خاصی نشده است پس سوء استفاده از این آیه برای یک دین خاص ارتداد محسوب میشود . نمایشی از خط مشی ء اتحادو وحدت بین ادیان . پیوستگی وارتباط دینی مابین پیروان  ادیان الهی .با سلطه ایمان به حق در علم وعمل . و ایمان آورندگان همه ادیان ملزم به اطاعت ازالله و رسول الله و مومنین از یکدیگردر همه ادیان  الهی هستند  و حاکمیت انسان را برانسان نفی می کنندوآیا مگر جز ایمان آورندگان کس دیگری بر اطاعت ازالله و رسول او واقف و در اولویت هستند . این همان برنامه ابلاغ ودعوت است در خدمت هدایت  به سوی تکامل در اسلام .

باید گفت که به دلیل ازدیاد مسلمانان از گروههای اهل کتاب که به روشهای مختلف در انکارحق مصر هستند ایمان آورندگان در ظاهر در قلت ودر نیرو وقدرت برتری در اکثریت هستند .برای مثال به جای دوری نمی رویم به منزلت اسلام در ایران ما توجه بفرمایید به واقع جای اسف فراوان دارد که مدعیان بصیرت با  سلطه وهم انگیزخود و ایجاد تبعیض طبقاتی ( خواص وعوام) جامعه دینی را ناتوان از همراهی با مردم کرده اند .بله ایمان آورندگان و نه جارچیان  دروغین عدالت و آزادی در اختیار. در انتخاب .  آری. آری فقط یک ولی الله .الله .الله واکثریتی درصف ارتداد .

واما در سوره ای از قرآن .از حصر زنان آمده است در خانه . ببینید امنیت وایده آل یک گونه از حبس  شرعی را در قرآن .در کمال راحتی .با خانواده زیستن . وسلب نکردن حق زندانی یا محکوم .در بهترین وضعیت  از زندگی یک شکل از زندان است که قران بدان مثال میزند .اما ما در اسلام محمد ص  بودن یا ساختن یا صحبت از  چنین زندانی را برای مسلمانان مجرم و مرتد نیز در قرآن نمی یابیم پس  سنت جاهلانه زندان وزندانی کردن یک مجرم ازارتداد محسوب میشود . وعجب دارم که سنگسار نیزیکی از روشهای تنبیه پیامبران توسط حکومتگران ودشمنان دین است اما به عنوان حکم الهی در اسلام ( نظام من ) ؟وارد وبصورت یک قانون درکشورما اجرا میشود. ارتداد = رد شدن . قبول نشدن .پذیرفته نشدن .در لوا و حجابی از دین  . در پناهگاه امن و آرامش دین برعلیه الله برخاستن .همانطور که در عرش که جایگاه خاص الله است شیطان در میان ساکنان آنجاکه مورد حمایت الله هستند سر به تمرد بلندمی کند ویا آدم س وحواس در بهشتی که خاص مقربین الله هست وبه نام  سرای آرامش وامنیت  بدان اشاره شده  به عصیان برمی خیزد در جایی که از حمایت کامل الله برخوردار هستند .   

  امروزبا آنکه اطلاعات معنوی دینی درانسانها ازگذشته بیشتر است اما بسیاری ازما خود را در غباری از شرک وکفر گم کرده ایم .در امروزما انتحار . خودسوزی .انواع خودکشی .اعتصاب غذا.خودکشی اعتراضی ؟ بصورت سمبلیک  راهی برای به کرسی نشاندن حرف خود ویا قشر . حق  پایمال شده خود ویا یک گروه. رای جمعی وانتخاب  عامه مردم  شده است  واقدام به عمل هر کدام از این جلوه های قابل  تعلیم و آموزش نیز ارتداد محسوب میشود وکننده آن نیز مشمول عذاب دردناک .جهنم . جهنم . از آنجا که الله ممیت است فقط الله میمیراند . واینگونه اعمال در واقع تمارد است در مقابل الله ممیت .

( ویاد آور هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت می خواهم بر روی زمین خلیفه ای بیافرینم . آنها گفتند .ای خداوند بزرگ آیا می خواهی موجودی را بر روی زمین بیافرینی  تا زمین را به فساد وتباهی کشد  وبه ناحق خون بریزد .حال آنکه ما خودمان  تورا به حکم ستایش تسبیح  می گوییم  وهر* لحظه تقدیست می کنیم وخداوند دانا گفت . *من چیزهایی را می دانم  که شما از آن بی خبرید .) سوره بقره آیه سی  

دراین آیه نیز چندمطلب بزرگ نهفته است .* آنکه فرشتگان وساکنان عرش از قتل مخلوقات دیگر معذور وناتوانند .امادر این آیه آنها ازخلاقیت انسان در زمین کلامی بر زبان نمی آورند واین نشان می دهد که آنهاامکان توانایی درخلاقیت را دارندبادم .با نفسی از روح خود و  *هویت ومنش واقعی انسان در نزد کائنات برپایه فساد و مرگ وانهدام انسانهای دیگر توسط نوع بشر متصور است  و*دیگر مورد هم رازی است که بعدها با عصیان شیطان و آدم س وحواس وجدال دائم حق وباطل برفرشتگان نیز روشن میشود .

فساد .قتل .ارتدادانسانها ؟وپیامبرانی مخلوق ساکنان عرش وعیسی س مسیحا نفس از دم یک رسول بزرگ آسمانی به نام روح.وناتوانی او از اجرای حکمی که بر قتل یا اعدام استوار باشد با فرامینی انبوه برای ما انسانها از عشق ودوستی . نمایشی از تسلیم کامل از یک مخلوق که از خاک آفریده نشده است .واما نوع دیگر از تسلیم محمد ص که  به اراده وخواست الله می تواند افراد عصیانگر مسلح را که برعلیه دین ( فقط دین ونه نظامی که اساس وبقای حکومت  آن  وهم برتری یک نوع لباس خاص یایک طبقه خاص مثل خواص یا موبدان یا خاندان ؟) باشد و برعلیه الله  وحق شورش می کند با فرمان وحی .وحی الله آن ظالم یا رامشرک بکشد.این مرز بندی بین حق وباطل بسیار مهم است در تسلیم .

( و مردم کشور ما . ای شمادرجهان امروز سر آمدان تسلیم  ای معترضان  خرداد ایرانی )

کتاب الله را آموختن ودرس گرفتن از آن برای عبور از ابتلاء به ارتداد ( سوره آل عمران آیه هفتاد ونه ). درصورتیکه ما بیمار نشده باشیم .بیماری ناشنوایی .بیماری نابینایی در یک کلام بیماری نفهمی که ما نفهمیم چرا الله در قرآن از تحریف کتاب موسی س توسط بعضی از اهل کتاب  دین یهودیت ویا تحریف کتاب مسیحیت به دست علمائ دین یا همان قشر وگروه مرتد بعضی از اهل کتاب دین عیسی س میگوید.ما پیروان دین محمد ص نمی توانیم  واز دانش مانیست که این امر ضد الهی را هشدار به خود ندانیم  این کتاب الهی( قرآن ) تعلق به همه ادیان الهی داردواگر آیاتش را به علم وزعم خویش  تفسیر نکنیم آیات آن را بازیچه افکار واندیشه های خاص یک گروه خاص نکنیم دعوت وابلاغ این کتاب بزرگ به پیروان دین ابراهیم وپیروان دین عیسی . به یهودیان دین موسی وهمچنین به مسلمانان  داوودو...... همه ادیان دیگر نیزتعلق خواهد داشت.بله تفسیر قرآن .تورات .انجیل . زبور و....اگر در جهت برنامه ها و ایده آل های خاص یک گروه خاص یا یک حکومت خاص صورت بگیرد ویادر یک اشاره آیات آن تعبیری  دنیایی پیدا بکند از ارتداد است وحذف آیات قران (یا  انجیل . تورات و زبور و..........)تعبیر سودجویانه آیات آن ویا تغییر در ادراک از مفاهیم آن که برای شنونده (وهم ) انگیز بشود وتفسیر نادرست را القا بکند نیز فتنه در دین یا انحراف وشرک محسوب میشود . اینکه یک گروه خاص یا گروهی از اهل کتاب  به نام الله ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یک انسانی را وجود الهی ببخشند واورا بر دیگران اولی بخوانندو یا یک گروه خاص را به بهانه ( از خواص بودن ) ویا تمایز لباس آنها.پست دنیایی  . آنها رابه نام دین بر دیگر انسانها حاکم بکنند نیز ارتداداست زیرا حاکمیت انسان بر انسان دیگر حرام وباطل است  وباعث سلب آزادی .سلب اختیار وانتخاب ( = امتیازات خاص انسان ).سلب حقوق انسانی .الهی  ویا موجبات جبر ( تشکیل امت واحده ) یا همان مدیریتی کردن جهان دین بر رای یک قشر خاص یا یک مذهب خاص میشود باید پذیرفت که حاکمیت یا ولایت مقتدرانه خاص الله است پس تعبیر سوء از آیات کتب الهی درهمه ادیان باطل است  وپذیرفته نیست . در قرآن ازاسم مسلمون  . از نام ایمان آورندگان  زیاد آمده است .

از صراحت گفتار وروشنی بیان آیات اشاره به نام مسلمون و به نام مومنین خاص این چنین می توان نتیجه گرفت که اشاره به اولی الامر خاص دین بزرگ ما نیست بلکه به مسلمون ومومنین همه ادیان الهی اطلاق میشود . ختمی بر کتب الهی .خاتمی بر پیامبران .وطرف کلام وصحبت  گوینده این کتاب  همه جهان دین . همه جهان تسلیم. و  احدی حق ندارد که این کتاب را در مسیر اندیشه سودجویانه خویش معنی وتفسیر بکند . اگر من منتظربگویم که تفسیروتعبیر  آیات کتب الهی حرام وباطل است نیز سخنی به مبالغه نگفته ام . ارتدادتحریف  درکتاب  یک دین یعنی گمراه کردن مردم ناآگاه یعنی تزریق الزایمر دینی  .

( قسم به قرآن پند آموز .) آیه دو سوره  ص

( اما کسانی که به حقایق ایمان آورده وعمل کردی نیک وشایسته دارند وبه قرآن حقی  که از جانب پروردگارشان ایمان دارند .خداوند گناهانشان را می پوشاند وکارهایشان را اصلاح می کند .) سوره محمد ص آیه دو

*پس  تکیه به  حقایق و کتاب  قرآن از روی ایمان ما رامورد عنایت وحمایت الله قرار میدهد . آیا این  چنین آیات  روشن وصریحی ازقرآن  تفسیر می خواهد ؟.

( هیچکس در حقانیت آیات الهی مجادله نمی کند مگر کسانی که به حقایق کافر شده اند .مراقب  باش جولان دادنشان در شهرها وقدرت نماییشان  باعث فریب تونشود. ) سوره غافرو آیه چهار

این آیه زیباترین نمونه از شکل وارائه ارتداد را توسط حکومتهای ضد الهی نشان میدهد قدرت نمایی درتلقین جامعه به ناتوانی وعجز خود . ایجاد تفرقه با مجادله  ساختگی ( یا همان تفسیر وتعبیر والقاء جبر  درفقر .در جهل . در وهم یاعوام فریبی .و...درجهت کمک به حکومتهای خودکامه )در آیات کتب الهی نیز عظمت و برتری حق را نمی تواند ازبین ببرد ونمی تواند نور حق را نفی کند . ارتداد خواننده خوب یعنی حق را انکار کردن .حق را تحریف کردن . حق را باطل جلوه دادن وباطل را مترادف حق خواندن . حرام را حلال خواندن وحلال را حرام کردن . ارتدادیعنی جنگ با حق .با الله بانور ورها کردن انسانها در تاریکی وجهل  .وچه زیباست اگرایمان بیاوریم به اینکه

 الله ریا و عوام فریبی ستمکاران وظالمانی  را که (دین) را دستاویزی برای سروری و حاکمیت خود بر خلق الله قرار می دهند را می بیند . می شنود و بطلان آن را با حاکمیت  وبرتری حق پاسخ خواهد داد.           

* در پایان این مطلب خواننده خوب شما را به مطالعه قاب وارونه ارتداد ومن در آینده دعوت می کنم         

*****************************                 ****************************

خواننده خوب در این قسمت از مطلب رویاهای صادقه می خواهم تورا به نوعی دیگر ازارتباط به دنیای رویاببرم واز تاثیرو دخالت رویا در زندگی روزمره وبه عنوان کمکی در انجام امورات شخصی آشنا کنم .

*خوابم گرفته است ونمی توانم در مقابل نیروی این خواب مقاوت کنم . نمیشود .اما دغدغه رسیدگی به یک سری ازکارهای منزل به من فرصت واجازه اندیشیدن به خواب رانمی دهد .

من باید در ساعت ده ویا ساعت ده وده دقیقه بیدار می بودم تا بتوانم غذای ناهار را بپزم . خانه داری زیباترین کاردنیاست به عقیده من .اما چه کنم باید بخوابم .به شمانیز گفته ام که اراده من در زمان به خواب رفتن وبازگشت از خواب دخالت ندارد.واگرچه باتاخیر  به خواب میروم .

**اینک درخوابم .وعجیب در خواب مهمان برایم آمده است .آنجا نشسته است . روی صندلی . وروی میز وسط هال برای این مهمان ناخوانده رنگینک با نان گذاشته ام ؟مردی است که اگرچه چهره اش آشناست اما آشنایی با این چهره بهره بردن از یک ماسک را به من القا می کند و در چشم من خواب.به چهره انسان زمینی شبیه میماند تا چهره واقعی فرد مورد نظرمرا  .این را گفتم برای اینکه بدانی گرچه من چهره آن فرد را آشنا می دیدم امادر تشخیص باورم اورا یک شخصی می دانستم که زمینی نیست . چاق بود .سفید پوست بود این سفیدی برای من با  رنگ سفیدی که تومی بینی تقاوت دارد و این رنگ  برای من زنده است زنده .  و اندام او با فشارونا خواسته در جسمش قالب شده بود .این آن چیزی است که من می دیدم . بماند .

با ولع نان را با خرما می خورد در کمال تعجب خوشحال نیز هستم که بدینگونه بی تعارف غذارا می بلعد. مهمان است دیگر وحبیب الله . در حین  خوردن  باتاکیدمیگوید(من رنگینک با نان می خورم .)یعنی که در خوردن آن برای من حرفی نیست . من باید بخورم  . می خواهم  به اومهمان نوازیم رانشان بدهم .می گویم که ما برنج با خورشت هم داریم ...( من آنرا پخته ام . آماده است برایت بیاورم ؟)

در حالیکه همچنان با اشتها غذایش را می خورد باز تکرارمی کند ( من رنگینک هم میخورم ) یعنی اینکه با آوردن چلو وخورشت حرفی ندارد .ومن در یک چشم برهم زدن غذای پخته شده  چلو وخورشت را برایش روی میز می گذارم .واوهم شروع به خوردن می کند این بار هم با اشتهای زیاد.اکنون من دارم به خوردن او دقت می کنم .به غذایی که روی میزاست .برنج .برنج .پشتم را به او می کنم او همچنان در حال خوردن است اما من دارم به خودم ( آن  من خوابیده در دنیا ) خیره نگاه می کنم  احساس می کنم یک تاریکی دارد به سراغم می آید چشمهایم در تاریکی است .  حس می کنم یک کاری را باید انجام بدهم .اما غذای من که آماده بود ؟به آشپزخانه نگاه می کنم . آن چیز چیست ؟ آن تردید از چیست؟ تاریکی . نمی توانم جلوتر از این بروم مثل این میماند که  اگر جلوتر بروم به دیوار نامریی برخورد می کنم . آن یکی خودم را می بینم .در آشپزخانه است ایستاده است مرا نگاه می کند کمی دلشوره دارد هردو به هم نگاه می کنیم هنوز دارم به خودم نگاه می کنم .

من هم دارم او را از پشت این دیوار نامریی بلورین؟ می بینم او در تاریکی است کمی پرسش گر به نظر می خورد .شاید مستاصل است یا دلشوره دارد نمی دانم .او در تردید ودر تاریکی است ومن نیز چون او اما در روشنایی ایستاده ام . آن مرد هنوز می خورد .می دانیم (اوکه در خواب است واو که در دنیاست  )  به سختی تحمل می کند که  خودش را  به جای انسان جا بزند .  منتظر است  ومن  درتاریکی نیز  منتظرم .احساس خنکی به من دست می دهدو......نور.نور زیاد

*بیدار شده ام مهلت خواب من تمام شده است .و ساعت ده وده دقیقه است من باید بروم آن برنج چلویی  را بار بگذارم وخورشت را آماده کنم

 از الله ممنونم که  حتی در خواب  مرااز عشق ودوستی خود محروم نمی کند .او که برای من بیشتر از اینکه الله باشد یک دوست استثنایی اما تنهاست .

* باز قرار است دراین رویا یکی از امورات آشپز خانه را انجام بدهم .خورشت را روی  اجاق بار گذاشته ام وبه سراغ قرآن آمده ام  .من باید ساعت یازده ونیم (حتما ) قبل از آمدن آقای خانه به منزل بیدار بشوم .وبالاخره به خواب میروم با کمی دلشوره که مبادا غذای ظهر از خوردن بیفتد با...

**اکنون در خوابم .هیچ روشنی نمی بینم .همه جا تاریک است خودم را نمی بینم .گویا همراه من نیست .چه مدت در خوابم نمی دانم اما نه یک کسی بالای سرم سایه انداخته است .زیر چشمی او را نگاه می کنم اما چهره اش رانمی بینم .احساس خنکایی عجیب می کنم . روشنایی را می بینم . چشمهایم  نیمه بازند .اما نمی بینمش . در خوابم . ناگهان کسی با انگشت  اشاره اش ناگهان ضربه محکمی به شصت پایم می زند اورا می بینم اگرچه در یک نگاه سفید سفید.

*بیدار شده ام .او را نمی بینم .اوکه مرا بیدار کرد .اما هنوز احساس ضربه ای که انگشت پایم زده است تازه است وساعت ؟ دقیقا ساعت یازده ونیم است .هنوز چند لحظه ای نشده است  که صدای زنگ در به من می گوید که ؟. به گمانم شما هم این را بدانید که چه کسی پشت در است؟

 **من منتظر سالهاست به خواب میروم وبرمی گردم رویاها با زندگی واقعی من همیشه در مسیری به سوی نور درخاک  و در دنیای ماوراء در جریان بوده است  اما

 هرگز باور نمی کنم که با انکار حق بتوان رویای صادقه را تجربه کرد .باور نمی کنم که با تایید جنایات وگناهان وپذیرش یک جانشین زمینی  بتوان برزخ را دید. باور نمی کنم که با لوث عامدانه  شخصیت یک پیامبر  با هویتی الهی  بشود * الله را دید .من منتظر نمی دانم آن جهنم این گروه دنیا طلب  که برای دشمنانشان ساخته اند کجاست ؟.نمی دانم آن بهشتی که برای دوستانشان ساخته اند کجاست ؟

وبرزخشان کجا قرار دارد؟ .وچرا حتما باید به زبان عربی در بهشت  خاص خودشان تکلم بکنند ؟. چرا من نمی توانم به برزخ آنها بروم ؟.چرا من نمی توانم به بهشت آنها بروم؟ .توهم برتری جویی چشمهایشان را  از دیدن حق کور وگوشهایشان را از شنیدن حق کر کرده است .آیا تو می دانی  چرا می خواهندمردم ایران را به بهشت وجهنم خدای دروغینشان بفرستند؟ .خدایی که همانند ما انسان است وهمه همنوعانش می توانند اورا ببینند که عاجزانه وناتوان به دنیا وقدرت چسبیده است ؟وهیچ مخلوقی از مخلوقات آسمانها وزمین از او فرمان نمی برد؟  آیا تو می دانی پیامبران دروغین این خدای  دروغین کجایند؟ آیا تو می دانی انسان  مخلوق زمینی نمی تواند ( الله ) خلق بکند ولواز جنس خاک باشد

ای  شمایان بعضی از اهل کتاب محمد ص  ای مرجع در شورای نگهبان  .وای مرجع  درخبرگان رهبری .ای روحانیون .ای قضات ناداور  چه بلای عظیمی را بر مسلمانان حاکم کرده اد؟ آیا تو ای هم نوع من می دانی تو به جرم ارتداد مسئولی. مسئولی.

                                                     منتظری در انتظار نور

                                                  بسم الله الرحمن الرحیم

( ویاد آورید آن هنگام را که از شما پیمان گرفتیم که خون یکدیگر رانریزید وهمدیگر را از خانه و دیار خویش آواره نکنید وشما به چنین پیمانی اعتراف کردید وخود گواهید .اما اکنون این شمایید که همدیگر رامی کشید وعده ای را از خانه و کاشانه اشان آواره می کنید وبرعلیه آنها تجاوز کارانه وبه ناحق متحد میشوید وهرگاه به اسارت شما در آیند برای آزادیشان فدیه طلب می کنید ؟ حال آنکه از اساس بیرون کردنشان از سرزمینشان بر شما حرام بود . آیا فقط می خواهید به بعضی از آیات خدا عمل کنید وبرخی را انکار کنید ؟ بدانید جزای کسی که این چنین عمل کند چیزی جز خواری  وذلت در دنیا نیست  وبه خاطر دست آوردشان  در روز قیامت به اشد مجازات محکوم خواهند شد بدانید خداوند از عملکردتان غافل نیست .اینان همان کسانی هستند که زندگی دنیا را به بهای از دست دادن آخرت خریدند .وبه خاطر این تجارت زیان بارهیچ عفوی شامل حالشان نمیشود وکسی توانایی نجاتشان  از عذاب راندارد .)

 سوره بقره آیات هشتادو چهار . هشتاد وپنج . هشتاد وشش )

(به آنها بگو اگر راست می گوییدکه بهشت خدا وحیات جاودان فقط ویژه شماست نه مردم دیگر .پس آرزوی مرگ کنیدتا زودتر به وصال خویش برسید .و*هرگز آرزوی مرگ نمیکنندزیرادستاوردشان زشت وپلید است وخدا ستمکاران را خوب *می شناسد )

 سوره بقره آیات نود وچهار ونود وپنج

اردیبهشت. همه ملتها باید بدانند بت شکستنی است .

 ایران ما .خوزستان .ای الهه نظام من .حاکمیت  یک انسان زمینی بر دین الله و بر مخلوقات الله یک توهم ویرانگر است همانطور که حاکمیت شیطان برجهنم وبهشت  مخلوقات الله از خود فریبی او بود واورا از اهل جهنم ساخت . خدایی بر مخلوقات الله واحدبر تو ای الهه باطل وحرام است.  

*سال روز شهادت مظلومانه هموطنان کرد را به خانواده های نستوه  این شهیدان وبه ملیت کرد ایرانی تسلیت می گویم .

ویای صادقه بیداری ( ارتداد )همراه با قابی وارونه از (ارتداد ومن )در نگاه قرآن

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
ادامه نوشته

(قاب وارونه ارتداد ومن)  ورویای صادقه خواب ( دیدار قبل از هبوط )

                                            بسم الله الرحمن الرحیم

                                            (قاب وارونه ارتداد ومن)

                              ورویای صادقه خواب ( دیدار قبل از هبوط )

سلام به توکه بهارسبز  را زنده خواهی کرد

با توهمراهم در ادامه مطلب مهم وقابل تامل ارتداد. قبل از هرچیز ای خواننده خوب همراه بامن  برایت ازبرداشت مطالب قبل که  درآینده ودر متن مطلب من به نوعی تاثیر آن را در بحث ارتداد متوجه خواهی شد بگویم .از آنجا که حق ( انتخاب ) برای احیا دیانت ( یگانه پرستی ) ویاکفر از سوی الله به آدم وابلیس هردو داده شده است در آغاز شروع داستان خلقت آدم در زمین  آنها با انتخاب خود ( ببینید حدوسط در هیچ دین الهی وجود ندارد نمی شود الله را یکتا دانست اما از مرزهایی که الله برای حفظ امنیت وآرامش مخلوقات رد شد)سرنوشت ساکنان بهشت ودوزخ را رقم خواهند زد . یاد آور میشود که ارتداداز برای اولین بار از عرش در مخلو قی به نام ابلیس  بانام ( بدعت کفر)آغاز شد .وبا اشتباه آدم س ووسوسه های شیطان مطرود  این بدعت  با تعبیر شرک در بهشت به سرنوشت نوع انسان آمد .ودلیل آمدن آدم  به زمین نیز به دلیل توبه او بو د والله در ورای بیان  حکایت هبوط آدم برما انسانهایک تکلیف ووظیفه را نیز گوشزد می کند ابلاغ ودعوت (بعداز تجربه اشتباه وتوبه).برعلیه آن موجود رانده شده که نام اواز ابلیس به شیطان تغییر یافته است ابلیس از سویی خود را برتر از پیامبر آدم می داند اما این خود فریبی او اورا در مقابله با الله خالق قرار میدهد پس هر کس اورا بپذیرد در واقع ره ومسیر حریف خالق خود را که همان کفر وشرک است پذیرفته است. والبته ماجرای این دو در واقع یک  پیش آگاهی است  برای اعلان آزادی حق انتخاب در نزد الله  برای آدم وابلیس ونمایشی از اراده آدم  وپذیرش بازگشت (توبه )آدم یا انسان آینده برای همه قرنهای آینده. در گفتگوی الله با شیطان لعین قرآن ازجنگی نابرابر می گوید بین یک خالق قدرتمندومخلوقی متعهد به تفکربرتری جویانه که موجودیت وهویت این تفکربا ( وهم ) گره خورده است .شیطان خود را برتر از آدم  وپیامبر  میداند . در حالیکه آدم به برتری وحمایت الله مقام یافته است  واین حمایت همان حمایتی است که در زمین شامل پیامبران وخلفا توصیه شده از سوی پیامبران میشود برگزیدن برترین انسانها از سوی الله .دراینجا نیز رها شدن آدم وشیطان از تحمیل جبر در عرش بودن ویا در بهشت زیستن به دلیل آنست که ما انسانهای امروز به حقی به نام انتخاب در دین ومذهب خویش  آگاه ومسئولیت پذیرباشیم .پس اگر به دلیل انتخاب یک دین یا مذهب (توجه به این مسئله داشته باشید که ما قبل از هبوط آدم برزمین همگی درنزد الله به یکتاپرستی و توحیدگواهی داده ایم طبق آیات صدوهفتاد ودو صدوهفتاد وسه  .از سوره آل عمران س) یک نفر را محکوم به حبس .شلاق ویا اعدام کنیم نسبت به حق انتخاب او که یک حق الهی است ارتداد ورزیده ایم .عملی که الله وهیچکدام از پیامبرانش به حکم آن رای نخواهند داد ودر مسیر انتخاب. شیطان بیان وتهدید می کندکه اکثریت مخلوقات را از راه الله گمراه خواهد کرد . بله ما بهشت وجهنم را خود انتخاب می کنیم .پس آیا ارتداد نیست که ما به مردم یک کشور بگوییم هر کس با ماست پس با ما دربهشت خواهد بود وهر کس برعلیه ماست ما اورا به جهنم خواهیم فرستاد .؟ در حالیکه  حق انتخاب در قرآن بصورت آیه در قرآن برای همه انسانها محفوظ است وانکار آیات کتاب الله ارتداد است .آنچه جای  شگفتی  دارد اینست که با آنچه که ما در قرآن از حق انتخاب خوانده ایم وباز باتوجه به آیات صدوهفتادودو صدوهفتادوسه که همه از آدم تا آخرین انسان به احد بودن الله وتوحید گواهی وسوگند خورده ایم اما در مذهب شیعه از اسلام محمد ص هر کودک اجبار دارد که اذان را در آغاز ورود به جمع خانواده  بشنود ؟واقعا روحانیت ما این تحمیل شنیدن اذان  در گوش طفل را چگونه توجیه میکنند ؟.در حالیکه دین محمد ص. دین موسی س. دین ابراهیم س. دین عیسی س  و..... همه به احد بودن الله و توحید گواهی می دهند ؟و آیا  عمل اذان خواندن در گوش طفل تازه از راه رسیده تکذیب آیات  کتاب قرآن درمورد انتخاب و رد ادیان دیگر توسط قشر روحانیت ما نیست .بله ما انسانها از بدو آغاز زندگی حق انتخاب داریم این یک  نشانه ازآیات انکار ناپذیر الهی است.  اجبار در دین یعنی تحریف دین یعنی شرک یعنی رد شدن از الله و نشانه ایش یعنی تهمت دروغ بستن به الله ؟؟؟؟؟؟؟

( واقعا چه کسی ظالم تر از کسی است که بر خداوند بزرگ دروغ ببندد و آیاتش را تکذیب کند؟ بدانید خداوند چنین مجرمانی را موفق ورستگار نمیکند .به جز خداوند چیزهایی را پرستش می کنند که نمی توانند آسیبی به آنها برسانند ونه به آنها نفعی بدهند وادعا می کنند اینها شفیعان وواسطه های ما در پیشگاه خداوندند . بگو. آیا خدا را از چیزی خبر می دهید که در هیچ آسمان وزمینی سراغ ندارد؟ پاک وبی نقص است خداوند بزرگ  واز پندارهای شرک آلودشان بلندمرتبه تر است ؟)آیات هفده وهجده از سوره یونس

(( بگو ای مردم حق از جانب پروردگارتان آمده است پس هر کس هدایت خویش را از آن برگیرد خویشتن را هدایت بخشیده  وهر کس گمراه شود به زیان خود عمل کرده است ومن مامور به اجبار کردن شما نیستم .)آیه صدوهشت سوره یونس

( واین چنین قرآن را برتونازل کردیم پس کسانی که کتاب آسمانی عطایشان کردیم به قرآن ایمان می آورند برخی از این گروه نیز به قرآن ایمان می آورند .بدانید کسی آیات ما را انکار نمی کند مگر اینکه به حقایق کافر باشد .)

(بلکه قرآن آیات روشنگری است  که جایگاهش سینه های اهل دانش است وغیر از ظالمان کسی آیات ما را انکار نمی کند .) سوره عنکبوت آیات جهل وهفت و چهل ونه

 می بینیم که در این دو آیه  قرآن اشاره به دو گروه می کند توجه به معنی آیات دوهفتاد ودو وصد وهفتاد وسه .ال عمران را در اینجا یاد آور میشوم .یک گروه از پیروان ادیان دیگر که خود دارای کتاب آسمانی هستند که کتاب قرآن را به عنوان کتاب فرستاده الله می پذیرند وبه رسمیت می شناسند وگروه دوم ازمیان این گروه تایید کننده کتاب دین پیامبر هستند که به (دین )اسلام محمدص پس از قبول کتاب قرآن ایمان می آورند وبه مومنان دین اسلام محمد ص  می پیوندند وبیان این  آیه نشانه آزادی در انتخاب دین است وارتدادفقط در وسعت داخل هر دین ومذهب نیز از سوی الله محاسبه وبدان رسیدگی خواهد شد ودر اختلاف فی ما بین داوری خواهد کرد پس اگر از میان ما ودیگر ادیان اسلامی کسی از بعضی از آیات الله  در مورد مثلا تجاوز . دروغ . زنا.لواط شرابخواری یا شریک قرار دادن برای الله (رد الله وتوحید) وهمه اعمالی که نشانه ارتداد است  رد بشود و حرام وباطل  راتداخل در دین بنماید از ظالمان است .آیا شما ای خواص ایران .ای روحانیون حامی (ولی ) ای حکومتگرانی که حق مسلم مردم  مظلوم ایران را قربانی شرک کرده اید آیا این آیات روشن را مطالعه کرده اید ؟آنچه شمااوجب واجبات می خوانید نیز در اسلام همه ادیان شریک قرار دادن  به جای الله ومردود ومنسوخ و سزاوار عذاب دوزخ است. عذاب الیم

 امروزه که جمعیت انسانی روز به روزدرحال فزونی است نشانه های ارتداددر صحبت هاو افکاری که  بصورت انتخاب . فیلم . عکس . نقاشی . شعر وداستان  ویا حتی جشن ویا مراسم تدفین ودیگر جلو ه های ارتباط انسانی بیان میشوند و بروز آنرادر اعمال اکثریت مردم(به گفته قرآن )می توان دید حتی در ( تم)صدای آنها می توان ازنیات وشخصیت ضد الهی مرتدین آگاه شد.واین توانایی تشخیص  با فطرتی روحی به نام بصیرت میسرمیشود که از هماهنگی و قرابت وحسنه بودن ارتباط بین روح وجسم به ظهور می رسد .در مطلب قبل از جمله ( روح نشات گرفته از الله است ) استفاده شد ( که این جمله براین این حقیر بهانه ای شد جهت تحقق رویایی بسیار زیبا که درپایان مطلب آورده خواهد شد ) که من باید توضیح کوتاه برای تفهیم این جمله می آوردم وبعد دنباله مطلب را برای توای خوب می آوردم . ببینید در قرآن برای آگاهی مخاطب کلی گویی زیاد میشود از جمله اینکه وقتی الله می گوید من ظالمان را دوست ندارم .ما یکی از دلایل علاقه نداشتن الله را ارتداد شخص ظالم باید بدانیم بعد این فکر  در ما بوجود بیاید که ظلم کلا چیست وظالم چه کسی است ؟ظلم را الله تقسیم بندی کرده است ارتکاب به عمل  دزدی که خود یک تجاوز از (حدود وآیات کتاب الله است )  وگونه های دیگرتجاوز از هر نوع آن باشد خواه حمله به مرزهای خاکی یک کشور یا یک شهر یا خانه ویا محدوده شخصی ( از طریق استماع مسایل  داخل در خانواده از طریق رایانه وگوشی همراه .تلفن و...)دینی وفکری ویا تجاوز به عنف و یااملاک و یا حتی سلب اعتماد مردم از یک شخص محترم  ..همان کاری که شیطان می پنداشت با سجده نکردن بر آدم و رد برتری  آدم می تواند در افکار موجودات عرش بوجود بیاورد ودر بهشت متاسفانه به خواسته خود رسید واعتماد به الله را در قلب آدم وحوا از بین برد . وبدنام کردن یک شخص با گذشتن از مرزهای حقوق انسانی با دروغگویی . با توطئه چینی ویاتوسل به تجاوز به عنف در زندانهای ؟ یاکشتن نفوس ( محسنها .سهرابها . صانع .محمد شیرین .فرزاد وقتلهای پشت پرده سیاستمداران در ورای حذف دین خاص )  ودر وسعت خانواده تحمیل یک آیین منسوخ به عنوان سنت با لباس دین ومذهب  چه از طرف مجتهد مورد تقلید اعمال بشود وچه به عنوان یک ( نیایا رهبریا شخص مورد پرستش) ودر مورد این وجه از سوزاندن پس از مرگ در بعضی از مذاهب که دچار ارتداد( در صورت کلی آن ) شده اند نام برد که متاسفانه در بعضی از کشورها هنوز رونق ورواج دارد مذاهب کوچک که ریشه های آن بکلی منحرف وتحت تاثیر خرافات قرار گرفته اند  در محور مهاجرت وکوچ  باعث ارتداددر پیروان ادیان بزرگ الهی نیزشده اند  . که ما آن را به نام ارتداد یا شرک می خوانیم ودر آخر بابسط دادن  ظلم  در ورای اعمال شرک .کفر شخص مردود شده ومنفور ظالم خوانده میشود .

 چگونگی برخوردصاحبان ادیان ومذاهب بزرگ بابیماری نفهمی یا الزایمر یا ارتداد بسیار مهم است .ببینید اگرچه در عرش ابلیس  خودرا مقید به دستور گرفتن از الله بزرگ نمی داند( آزادی . آزادی در رای وفکر) از طرف دیگر خود را برتر از آدم میداند پس با فریب وتوهم  برتری خود را به جای پیامبربا سرکشی از فرمان الله و نفی تفاوتهای ویژه خود با آدم  توجیه  و از سجده بر آدم که در واقع یک نمایش است به برتر بو دن عظمت الله ازاقراربه برتری آدم سر باز میزند  . الله  نورشیطان وآدم را به جرم ارتداد  نمی کشد یا دستور به قتل آنها نمی دهد ولی در کائنات از طرد ورانده شدن شیطان و نیز از تلافی وپذیرش مسئولیت ابلاغ و دعوت به فرمانبری از الله  بر دوش آدم خبر می دهد .این فرصت رانده شدن شیطان از عرش و آدم از بهشت در قرآن بدان مهلت گفته شده که فرصتی است برای بازگشت یا توسل به توبه.ونه تمکین به اعمال اعدام یا زندان . پس هرکس  ( اعم از مجتهد یا قاضی  وحتی پیامبران الهی یا معصومین بعد از او) که در مقابل یک مرتد به اعدام وقتل  او اقدام کند چون الله در این مورد ارتداد هیچ حکم ورای ویا پیشنهاد استفاده  از قدرت ما انسانهارا نداده است این شخص مرتد ومجرم وظالم  خوانده خواهد شدوبرمرتدیامشرک نیزظلم احراز شده است .مگر در یک مورد خاص که شخص مرتد یا مشرک به جنگ باپیامبریاصاحب دین تسلیم  برخیزد ( جنگ تن به تن وبا سلاح برعلیه دین وفقط دین مترادف با ارتداداست.)سلاحی که استفاده از آن نیز ظالمانه نباشد . بمبها .انرژی شیمیایی ازنوع خوب وبد آن از غیرعمدوکشنده  نفس محسوب میشوند  درسیاره ای بدون دفاع . جالب است که گویا حکومتگران ایران  شریک ساختن برای الله  به نام ( ولی ) را.تجاوز به عنف را  وسوزاندن جسد مخالفان. دروغ گفتن .دست درازی به بیت المال .فروکردن سریک بی گناه  وگاها مجرم  در کاسه توالت را قتل نفس  عمدی وبدعت در دین وارتداد نمی دانند ).

    وروح روح خود به تنهایی  نام یک موجود فرا زمینی واز ساکنان عرش است . به عقیده من بنا براستناد به جمله بالا روح دم یا نفسی دائم از الله است که نمی تواند ( نباید ) در پیکر هیچ جسمی به طور دائم قرار بگیرد .روح اختیار واراده انتخاب ندارد (چون ملائک ) وجبرا فقط باید فرمانبر وتسلیم به فرامین الله در عرش و درکائنات وزمین باشد بدین جهت است که می بینیم چگونگی ماموریت او باخلقت عیسی  مسیح س با دمیدن نفس  پاک او بر حنجره مریم در قرآن آورده میشود.(شایدکه خواننده با این موجود آشنایی پیدا بکند ورسمیت روح را بپذیرد که رد روح مسیحا نفس از ارتداد است بر خلاف دم یا نفس الله ( روح انسانی )که می تواند وباید در کالبد  آدم به حیات جاوید ادامه بدهد.پس می بینیم که من این جمله ( روح نشات گرفته از الله است ) رابرای عمومیت دادن به خلقت انسانها نیزبه کار برده ام. اشتراک دم یا نفس الله به صورت اخص را با نام ( روح ) باید دانست و نیز دمیدن روح یا نفس یا دم در آدم  موجود ناتوان امااز طرفی دیگر در انتخاب قدرتمند ومتکی به استعدادرشد در تکامل وتعالی  نوعی حمایت وبسیج ودعوت ازانسانهاست است تا بتوانند خودرا در برابر رقیب دیرینه  الله وآدم  تقویت بنمایند روحی با سلاحی به نام دین .بر .واین عجیب نیست که ما در روزمرگیها از رقیب خودمان اطاعت کنیم رقیبی که خود را پیامبر عرش  وزمین می داندوجالب تر اینکه از ساکنان عرش هرکسی می تواند با فرمان الله به پیامبری  انسانها برسد جز جن ( شیطان)؟

( آیا شما را آگاه کنم که شیاطین برچه کسانی نازل میشوند ؟0شیاطین بر گناه کارانی که بسیار دروغ می گویند نازل میشوند.  شیاطین آنچه را شنیده اند به پیروان خود القا می کنند و اکثرشان دروغگویند ) شعرا دویست وبیست ودو  ودویست وبیست وسه

دروغ .اولین جرم شیطان  واولین حربه ازحیله ومکر که  شیطان  که گویا از نشانه های انتخاب اوست ودر صدد رواج آن در میان ما انسانهاست . اما در این آیات به یک آدرس یک نشانه از محل سکونت شیطان نیز اشاره شده است که شیاطین درمیان مانیستند وازبالا  بر زمین نازل میشوند نازل ؟ نزول .پایین آمدن و پایین آمدن از مقام بهشتی بودن از شان انسان بودن وایران و ایران چرا ایران ما چرا با اکثریت درارتداد؟.وچرا دروغ سلاح اکثریت مدعیان دین شده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عدم پذیرش الله توسط شیطان با رد برتری آدم آغاز شد اما اگر به بی نهایت برتریهای الله بیندیشیم رد هرکدام از آنها مترادف میشود با ردهمه برتریهای دیگراو پس شیطان یک مرتد بالفطره است وهرگز به (راه ) یکتاپرستان گواهی نخواهد داد .پس شک در هرکدام از اسماء وکلمات وصفات الله از بزرگترین وبارزترین نشانه های ارتداداست ومعادل باکفر.  که از بحث ومجادله ونقد  ما خارج است بعدازتوحید و خالق بودن الله گواهی دادن به وجود ملائک عرش است  وبعداز آن مسئله قبول کتاب های دینی مثل قرآن وانجیل و زبور و تورات و.....معاد می باشدکه  یکتا پرستی  وقبول واعتراف به وجود ملائک و تکریم کتب الهی ومعاد در همه ادیان بصورت مشترک قابل قبول است .ووبا افسوس باید گفت که این چگونه است که ما ( دیانت خود را عین سیاست خود بدانیم و سیاست خود را عین دیانت )؟  و بیاییم با  زبان دروغ بیگناهان افراد بیگناه را در حبسی اجباری قرار دهیم ومردم یک کشور را به دلیل انتخابشان به قتل وزندان و سرکوب تهدید کنیم . آیا در دین ما چنین  عملی مقبول است؟ آیا خطر ارتداد مردم از خطر کفر شیطان  برای اسلام تسلیم (به دلیل مسئله اشتراک ارتداد وکفر در همه ادیان )بیشتر است ؟ امان از این بیماری نفهمی که نمی گذارد ما به حق یکدیگر که الله به ما داده است واقف بشویم .احترام بگذاریم .وحق انتخاب در قرآن

( بگو این حق است واز سوی پروردگارتان آمده است هر کس بخواهد ایمان می آورد ویاانکار می کند بدانید ما برای ستمگران آتشی مهیا کرده ایم که شعله هایش سرا پایشان را فرا می گیرد ) قسمتی از آیه بیست ونه سوره کهف

 خواننده خوب به دلیل حجم زیاد رویای زیبای این منتظر شما را به ادامه مطالعه  مطلب  ارتداد ومن  دعوت می کنم .

*****             **********      *****    **     ***********       **********

وامارویای واقعی منتظری در انتظارنور

( دیدار قبل از هبوط ) دیداری  در قرنها قبل از آغاز  هبوط در روز بزرگ تسلیم

**آیات صد وهفتاد ودو صد وهفتاد وسه را که نوشتم نوشتن جمله ای از آن فکر مرا بیقرار کرد آرامش را از من سلب کرد . از روح گفته بودم برایت اما نگفته بودم که روح را در معنی عام کلمه آورده ام که یعنی روح هست که یعنی روح ما نیز شبیه به ((روح ))ساکن در عرش است و شاید که می تواند خلق بکند . پیامبر بشود .این فکر که تواز متن آن آگاه نبودی روحم را درگیر کرد .روح مرا آزرد .روح مرا سیاه کرد. قرآن را باز کرده بودم که از آیات قرآن از ارتداد برایت گواه بیاورم اما نتوانستم روح محتاج ونیازمند به نور من غمگین و مستاصل است. نکند اشتباه کرده ام  .که این اشتباه از ارتداد باشد روح  گرفتاردر حیرانی جسم درگیر مرا با خود می برد به عالم رویا به دنیای شگفت انگیز خواب .با من به خواب بیا .چشمهایت را ببند .می خواهم تورا در لذت رویایی شیرین شریک کنم . خدا کند که این رویابتواند روح ترا نیز باخود ببرد.امان از  درماندگی . سرگیجه وتهوع  امان مرابریده است .قرآن رابسته درکنارم می گذارم درحالیکه توان مقاوت درمقابل قدرت این خواب راندارم

* در جایی هستم که بسیار بسیار روشن است .زمین وسیع وپراز نور است .اما من جسم تاریکم .روح من مرا بدانجا برده است .با لباسی که  در دنیا پوشیده بو دم در مقابل من جمعیتی بی نهایت به صف ایستاده اند وبه روبرویشان نگاه می کنند من درجایی ایستاده ام که از مکان آنها زیاد دور نیست و درسایه ای از تاریکی است .آنها همه در روبروی ؟ ایستاده اندروبرو.ومن  قبل تراز آنها در فاصله ای نزدیک به ( روبرو)شاید پانصد مترایستاده ام .آسمان را نمی بینم وفضای بالای سراین جمعیت زیاد را بینهایت خالی وروشن می بینم .من اما گویا بر بالای تپه ای ایستاده ام و غرق در تماشای آنها در حیرت به سر می برم  .چه می کنند .من آمده ام سو آلی بپرسم از سردر گمی در تایید یا رد یک جمله از یک نوشته به آنجا پناه برده ام .آنها آن جمعیت فراوان کوچک به نظر دیده میشوند نگاه می کنم چه مدت نمی دانم فقط در یک لحظه خودم را می بینم که مثل همه آنها در روبرو ایستاده ام اما بسیار نزدیک به الله .به الله نور. قله کوهی است نمی دانم .بالای ابرهاست نمی دانم .اما هر جایی که بود برای ایستادن به نوک قله ای میمانست که ایستادن درآنجا مشکل باشد .وعجیب این قله شیبی نداشت به دیواری بلند شبیه بود.یک قدم مانده به نزدیک ترین مکان به حضور الله ایستاده ام و آه این مهدی ع است او که به من پیشنهاد .دستور چیزی بین این دو در نوشتن مطلب (ارتداد ومن )را داده است او از سمت چپ با کسی صحبت می کند در نزدیکی من .باور کردنی نیست .فقط با دو قدم کوتاه میشد به او دست زد.  بعد از صحبت ایشان از سمت چپ به سمت راست من آمدند وبه گونه ای با اطمینان ور ضایت این عمل را انجام دادند گویی به من می گفتند باید این کار را بکنند تا بعد من بتوانم الله را ببینم . الله .روبرویش ایستاده ام واو بالاست .این فکری است که من می کنم . می پرسم . از سو آلم که آیا میتوانم از معنی خاص ( روح ) در عرش به عنوان یک مورد برای اثبات روح در کالبد انسان کمک بگیرم آیا او کارمرا تایید می کند . من خاموشم . آن بی نهایت انسانها هنوز در پایین ایستاده در صفند .وقتی پرسش من تمام شد .کسی را دیدم که صورتش تیره است بدچهره است او با لبخندی که باکمی صدااز گلویش با زشتی دیده می شد سرش را با علامت تایید تکانی دادوگفت بله ؟ اما من گویی با دیدن او توان ورمق خود را از دست دادم پاهایم سست شدند واز درون احساس تاریکی وسیاهی کردم روبروی من از سیاهی چیزی دیده نمیشد.نه نه این الله من نیست من الله را دیده ام .الله من زیباست از جنس نوراست سرم را با غم ودرد پایین انداخته ام دلم گرفته است .باورم نمیشوداو الله من نبود امامن همچنان امیدوارم .من به نفس ودم اوتکیه کرده ام پس او را خواهم دید. سرم را بالا گرفتم خیلی بالا ناگهان از پشت  از بالای سیاهی روبروی من او آمد الله را دیدم چهره اش را که بی نهایت از پاکی می در خشید از بی تا بودن در عظمت او جز به یک کلمه نمی توانم از اوبگویم اوعین یقیین بود ( اجازه بدهید بیشتر ازین در مورد الله نگویم .اگرچه شایدهیچکس این دیدار مرا باور نکند اما روح من دمنده خود را می شناسد و صداقت من در این رویابرای خوانندگان نیز روزی افشا خواهد شد .)

همان سو آل را پرسیدم  از الله واو سرش را با ملایمتی که در ردآن هیچ شکی نباشد تکان داد به علامت تایید . آه این الله است قلب من دارد پاره پاره میشود چگون این بی نهایت در قلب من جا بگیرد صدای قلبم دارد بدن مرامی لرزاند .سیاهی گم  شده است و الله از بالا بخوبی دیده میشود وهر لحظه بزرگ تر ونزدیک تر میشود من دیگر یک موجود کوچک نیستم به بلندی بلندای فاصله الله باخودم شده ام. او را می بینم الله را  بینهایت درپاکی وقدرت .یک حس مرا به او می کشد حس ستایش.اورا می بویم با روحم.دیگر جسمم آنجا نیست

از دیداری عاشقانه برگشته ام مجددا در جایی که قبلا توصیف آن رفت در تاریکی ایستاده ام اکنون ما هردو جسم وروح  به طرف آنها میرویم در روشنایی عجیب به طرف جمعیت که هنوز به روبرو نگاه می کنند می خواهند تکلیف خود را بدانند که ناگهان دستی بی نهایت بزرگ ازبی نهایت بالای سرمان پیدا شد( قبلا گفته شدکه آسمانی بر بالای سر این جمعیت ندیدم )دستی روشن بسیار روشن که از عظمت بزرگی آن با خود گفتم ممکن است به دلیل نزدیکی دست بزرگ به سطح زمین هر لحظه این دست (باز شده ونه مشت )در زمین فرو برود  دست بزرگ بر بالای سر آنها با نشانه و  علامت مسیر حرکت جمعیت وبا صدایی که از بالا آمد به آنها اعلام رفتن کردوصدا یی گفت .((( بروید بروید که روزی شما را برمی گردانم ))) ودر پایان این جمله نمیدانم چقدر طول کشید یک پلک زدن ؟ همه آنها به پشت میرفتند . همه با تانی و تسلیم به راه افتاده بودند .من هم در کنارشان ودر صف آخر به حرکت آنها پیوستم .اما این روح کنجکاو من ناگاه سرش را برگرداند وهمان دست باعظمت  تقریبا درحالت  عمودی را در طول صف در سمت چپ این جمعیت دید که با خشم وغضب به تندی درکنار عده زیادی از آنها قرار گرفت وباز صدا آمد که ((( این همان اکثریت انکار کنندگان منند )))اما دست به محض نزدیک شدن زیاد به سیل جمعیت انکار کنندگان سریعا از حرکت ( عمودی )ایستادوعده کمی از آنها باترس با حالت فرار از نزدیکی آن دست بزرگ دور شدند ودیگران دست را نمی دیدند . در حالیکه سرشان را می پاییدند.همه دارند میروند من هم باید بروم اما نه من هنوز آنجا ایستاده ام آن جای تاریک را می گویم ودور شدن آنها را نگاه می کنم وتا چشمم آنها را ببیند از پشت آنها را نگاه می کنم . حالا تنهایم .هوا روشن است  به آن بالا نگاه می کنم که الله را دیدار کرده ام قلبم باورش نمیشود از هیجان این دیدار به لرزه افتاده ام . قلبم تند تند می زند می خواهد تکه تکه بشود واز شدت فشاری که دیگر توان آن از من برنمی آمد از خواب پریدم . روح من برگشته است .

بله این دیدار زیباترین با شکوه ترین دیداری است  که  بعداز رویای الله .الله نور( باورتان اگر بشود نام آن رویاشایدهمین باشد)با الله نور داشته ام اما این بار به طور مستقیم. واز فاصله خیلی نزدیک او را معصومیتش وعلم او را با دیده یقیین حس کردم  روحم خود را در الله گم کرد پاکی او مرا سرخوش کرده است که من هم روحی چون از دم پاک او باخود همراه دارم .ای الله .ای الله نور مرا دریاب .مرا چون منکران با خشم از خود مران .مران .مران .هرگز مران .

منتظری در انتظار نور

                              بسم الله الرحمن الرحیم

( بدانید ما آسمان وزمین  و آنچه را مابین آنهاست  برای بازی خلق نکردیم

اگر به دنبال سرگرمی وبازیچه  می بودیم  توانایی آن را داشتیم که خودمان بازیچه ای خلق کنیم( ونیاز به این همه صبر وگذشت وارسال پیامبران ومعجزات وغیره نبود .

بلکه اراده کرده ایم (با توجه به اختیاری که به شما داده ایم )حق را برفرق باطل بکوبیم تا آن را متلاشی کند آنگاه خواهید دید که باطل رفتنی است .پس وای بر شما به خاطر نسبتهایی که به خداوند بزرگ می دهید .)آیات شانزده . هفده وهجده سوره انبیا

فروردین .تمجید وستایش از  قتل عام ایرانیان  بی دفاع بدون در نظر گرفتن حق  هیچ محاکمه ای در اردوگاه اشرف .کجای دین ما از سیاست این چنینی می گوید ؟ این سیاست شما  این دیانت شما نمایش واضح وروشن ازبزرگی خطر  یک توهم  ویرانگر است .

ایران ما .خوزستان . نه شما هم فقط یک مخلوق زمینی هستید با فریب مردم  مظلوم ایران نیز رای  حمایت الله با شما نخواهد بود .از خشم الله بترسید همین برای شما بس است .

   

 

 

         

رویاهای صادقه  باقاب وارونه ( ارتداد ومن )  همراه با رویاهای کوتاه

                                                        بسم الله الرحمن الرحیم

                                               رویاهای صادقه  باقاب وارونه ( ارتداد ومن )

                                                            همراه با رویاهای کوتاه

                                              با سلام به تو که همواره از بهار می گویی

درقابهای قبل گفته شد که که الله شرایط تسلیم یک مسلمان ( از همه ادیان ) را به چند گروه تقسیم می کند یک مصربودن در تسلیم بودن به الله . دو تسلیم بودن به حقیقت وجودی ملائک در تداوم به پیام آوری ووحی از سوی الله .سه تسلیم بودن به حقانیت پیامبران راستین.چهار تسلیم بودن به آیات وکتب الله که به وسیله پیامبران برای ابلاغ وهشدار وبشارت مسلمانان مکتوب شده است ومادام العمر در میان آنها موجودیت خواهد داشت والبته این کتابهای الهی نابود نخواهند شد .وپنجم کتابهایی که در کتب وحی پیامبران ازجمله قرآن از آنهانام برده شده است و ( پایان )  مخلوقات از بدو وشروع خلقت و پایان خلقت  وزندگی همه انسانها ( تاریخ )هر نسل به طور جداگانه در آنها ثبت شده است .ونیز گواه بودن به حیات دوباره یا معاد والبته باید گفت که حضرت محمد ص در قرآن بزرگ خود را ( سر آمد ) تسلیم شدگان  می خواند واین جمله جای تفکر و دقت فراوان دارد.

در اینجا این سوآل برای ما مسلمانان پیش می آید ( مگر ممکن است  که یک مسلمان( =در معنی عام  تسلیم) الله را قبول نداشته باشد وبه  بودن اوایمان ویقیین کامل نداشته باشد؟

چراکه نه . چراکه نه . وقتی که روحانیون وخواص  وحکومتگران ما این سوآل را مکتوب می کنند که از کجا کسب در آمد ومعیشت می کنند ؟ آیااز بیت المال مردم ویا اینکه از صدقه حکومت روزگار می گذرانند ؟ این سوآل خود نشانه بارز وروشنی از ارتداداین گروه وقشر جامعه ماست . همانطور که قبلا گفته شد یکی از اسماء الله نور (رزاق) یا( رازق) است وابهام وشک در حقانیت رزاق بودن الله نشانه ای از ورود به دنیای تاریک وظلمانی ارتداد وشرک است . نقصان در توجه به بی نهایت  ارتزاق بندگان ومخلوقات از سویی ما را در ابعاد اسماء دیگر الله در شک وارد می کند .مثلا اگر بگوییم که الله رزق ما را نمی دهد برابر با اینست که بگوییم که کس دیگری این کار را می کند پس برای الله شریک قرار داده ایم واز طرف دیگر چون همه اسماء الله الزاما باهم در بی نهایت قرار میگیرند پس صفات وکلمات واسماء دیگر الله را نیز تحت الشعاع اینگونه طرز فکر( نقصان در قبول بی نهایت ارتزاق از سوی الله ) قرار می دهد .نمی شود ما بگوییم الله صادق است اما رزق ما راکس دیگری می دهد در این صورت صداقت الله را نیز رد کرده ایم  اینکه  برای الله یک شریک زمینی خلق کنیم وحکم او را حاکم بر جامعه ای کنیم که حتی از پرسش اینکه آیا اوحق است یا باطل نیز از ارتداد است . دوگانگی طلبیدن. دوگانه اندیشیدن در بینش. دوبینی .توهم .توهم وجهل.

ما در زمانی زندگی می کنیم که تشخیص حق از باطل . دروغ از راست . نور از ظلمت جز به چشم وگوش بصیرت ممکن نیست .آه بصیرت .ای خواننده خوب بصیرت تنها یک یک اسم وصفت خاص نیست بلکه در برگیرنده همه آنچه بایداز طریق جسم از جمله چشم وگوش در بی نهایت درست بودن وصداقت به روح انتقال داده بشود تا او بتواند کاملتر بشود بتواند الهی وهرچه بیشتر به الله نزدیک بشود نیز خواهد شد. روح ما از دم یا نفس الله بر جسم وکالبد ما دمیده شده است .این جسم بدون روح میمیرد .این روح مشخصاتی مانند الله را دارد ( روح نشات گرفته از الله است –قران بزرگ). نمی خورد . نمی نوشد.حرف نمی زند(آنگونه که بشودشنید) نمی خوابد .مانا ست.زندگی جاودان دارد . یک موجود جذاب است ومی شنود .می بیند .درست هم میشنود .درست هم می بیند چون از دم پاک الله است واز خاک نیست. رای قضاوت اونیز راست ومصداق حق است او تا حد زیادی بی نیاز است نیاز او فقط به اوج رساندن جسم است والهی کردن یک بنده .به هرنام که باشد از هر دینی که باشد .به هر زبانی که می خواهد حرف بزند . در هر نقطه آفرینش که ساکن باشد ودر هر زمانی که باید . زندگی بکند.او می تواند دیگر بندگان را نیز به تابعیت خود وادارد ( با جذبه ونه با زور و زر= چون پیامبران . چون ملائک  ویا انسانهایی که به خلافت در دین رسیده اند مانند علی ع. مانند هارون س . مانند بنیامین س و.....)  و آنها را در تکامل وتعالی نوع انسانی یاری برساندجسم  فنا پذیر است . روح به محض خارج شدن از نفس الله زندگی جاوید خودرا آغاز می کند و اگر جسم بتواند خود را با تدبیرات وصفات روح هماهنگ سازد واز لحاظ ( راه وصراط ) خود را همراه او بسازد یعنی بتواند صالح بشود . محسن بشود . صادق بشود . تسلیم محض به الله بشود (= انچه الله از صفات پیامبران از آن در قرآن می گوید در واقع یک راهنمایی است به سوی شدن) و جسم بتواند همه آنچه راکه اکمل و اجمل است در زندگی مادی ودر کنار روح به عمل تبدیل کند تعادل بین روح وجسم تقویت واواز مقام زمینی می تواند به مقام الهی عروج کند .در واقع چیره شدن معنویت برمادیت  است  که همه ادیان اسلامی برآن تاکید می کنند ونمونه زنده آن حضور مهدی ع است که توانسته جسم خاکی خود را از سرای خاک به اوج تعالی انسانی که مد نظر قرآن است برساند آنچه ما بصیرت می خوانیم نیز در واقع ظهور اراده وقدرت روح پاک روح مانا برجسم فنا شدنی ماست . یاری او برای درست دیدن . درست شنیدن ودرست رای دادن . .روح یک یاریگر وتکیه گاه  جسم است برای نجات از شر وسوسه های شیطان . برای نفوذ بی پروای شرک در راه . در صورت موفقیت روح می توانیم مدعی بشویم که ما (انسانها)از بصیرت بهره برده ایم.

  اینست که در اسلام همه ادیان آمده است حرام نخورید تاجسم شما از حرام شکل نپذیرد. دروغ نگویید . دزدی نکنید ( این دزدی همان حرام خوردن است به روش دیگر ونیز ظلم به حقوق دیگران). و.........همه این ممنوعیات یعنی طغیان یعنی نه گفتن به رای الله . این ارتدادها از نشانه های شریک قرار دادن  در مقابل الله است . وروح اگرنتوانددرجسم ایده آل خود به روال زندگیش ادامه دهد اولین مخمصه ای که اورا از واقعیت دور می کند خدشه به بصیرت است دیدن ایده آل . شنیدن ایده آل از اوسلب میشودومیشود مشرک . میشود ظالم .میشود زانی . میشود کور .میشود کر میشود لایعقلون .میشود بیمار ی که دربحران بیماری بازیچه فریب خود را فراهم می آورد دیگر قران از اوبه نام (انسان)ظالم .(انسان)مشرک .انسان زانی .و..... نام نمی برد.وازاوبعنوان انسان بنده . انسان مسلم .انسان مومن .و.............یاد نمی کند اورا انسان نمی داند او انسان را کسی می داند که در سوره ( ناس ) از او یاد می کند انسانی که الله او را در پایان همه رنجواره های ظلم وستم تاریخ بقای جبری واختیاری اورا کامل یافته ویا تبدیل به انسان شده است ( توبه کرده اند )می بینی که الله  مشرکین وکافران  را انسان نمی خواند واورا(شریک ودشمن )خود می داند.این گروهها که از مرزهای انسانی  گذشته و به دنیای شیطانی پیوسته اند الله از آنها نیزبه عنوان ( رها شدگان ) نام می برد  چون آنها را به شیطان واگذار کرده است. ببینید روحی که از دم الله است وعمری جاودانه دارد در مسیر یک دوراهی یا زندانی ابدی جهنم میشود ویا یکی از ساکنان برتر بهشت . والله در جهنم اورا ( خودش .یا خودشان ویا هیزم جهنم) می خواند .چون او دیگر بنده الله نیست وبه شیطان واگذار شده است . پس از اهل جهنم است . .

می پرسید چرااین منتظر از عمرابدی روح میگویم؟ . *یک به دلیل نفس  یا دم با بی نهایت   حی بودن الله ( =روح )که لایزال است .**دو به دلیل انکه اگر تصورش را بکنیم که همه ماانسانها طبق آیه صدو هفتاد وصد وهفتاد وسه از آغاز دمیدن نفس الله خلق شده ایم وطی قرنها وقرنها وشاید بینهایت قرنها به کره زمین پا گذاشته ایم میلیارد میلیارد انسان باید به دنیا آمده باشند و میلیارد میلیارد ( روح انسانی) نیز باید به دیار فانی وبه برزخ رفته باشند ودر انجاتا پیوستن انسانهای آینده قرنها وقرنها به انتظار زندگی کنند ( چون روح زنده میماندوفقط جسم تبدیل به خاک ونفت وگاز و در واقع تجزیه و متغیر میگردد)تا روزی که در قرآن بزرگ به  قیامت و معاد نامیده میشود فرابرسد وهر روح اجازه بیابد که در کالبد جسم  مرده خود ( که مجددا شکل بشری یافته است)برگردد و جسم زندگی را مجددا از سربگیرد در آن روز( ببینید الله میگوید یوم القیامه .روزقیامت . عجیب نیست که اعمال  همه انسانها فقط در یک روز خاص پاسخ داده بشود میلیارد میلیارد وشاید بینهایت  انسان .این نشانه عظمت وقدرت بی همتای الله نیست ؟) در آن روزاعمال وگمان  هرکس محاسبه وبه کیفر وپاداش هر آنچه در زندگی دنیاییش سرمایه کرده است با حضور خودش ودفاعیات خودش جبری را که در برهه ای از زمان باانتخاب خودپذیرفته است می بیند.*** وسوم اینکه  این  مخلوقات بعداز در دست گرفتن نتیجه اعمالشان باید به بهشت ودوزخ بروند والله در قرآن  می گوید که زندگی دربهشت وجهنم هر دو جاودانی خواهد بود پس این به روشنی از نفس یا دم ابدی الله یا روحی با عمران جاودان  خبر میدهد .انسانهایی جاودان در بهشت ورهاشدگان دنیا در جهنم  جاودان.

 جالب است بدانیم که شیطان نیز در انتخاب بندگان الله نوربه نیت گمراه کردن آنهابسیار آزاد است همانطور که ما در انتخاب راه ونیز دین ویا کفر آزاد هستیم. در قرآن می خوانیم که بعد از فریب ابلیس به دلیل افکار برتری جویانه اش بر ساکنان عرش از جمله آدم س و ملائک اواز امروفرمان الله عصیان نموده ومیشودرقیب الله در بهشت  ونیزدر کره خاک .در عرش در مکالمه الله با شیطان . او سوگند میخوردوعهد می بندد که بندگان الله را از پرستش وعبادت او منحرف وگمراه بسازد.بندگانی که روحی از نفس الله دارند ودارای زندگانی جاودانه اند.واین امکان برای شیطان در صورتی ممکن میشود که گناه دیگر چهره زشت وشرم آورش را در نزد بندگان الله از دست بدهد .( آه ای الله ای الله نور ) اودر آنجا از انتخاب بندگان الله می گوید . والله شیطان وبندگان نافرمانش راکه قبل از آفرینش به او ایمان آورده انددر صورت گمراه شدن وعده دوزخ می دهد .گمان وتوهم (برتر بودن )اولین دستمایه گرایش به اعمال شیطانی است که این خود آغاز عصیان بر علیه خالق می باشدواین میشود که ظالمی می آید ادعا می کند نمازکه وحی الله است .حج که وحی الله است در مقابل حکومت وسلطنت باطل او مردود است .انسان .انسان .متاسفانه باید گفت مرزهای برتردر کمال انسانی در جهان امروز ما به سادگی فرو میریزد .مرزهایی که قرآن از آن به نام شرک وارتداد ویا بیماری نفهمی یاد می کند مختال فخور . کفار اثیم .معتدین . کاذبین . بله الله دیگرنمی گوید انسان فخرفروش .یا انسان کافرگناه کار. ونمیگوید انسان تجاوزگر .نمیگوید انسان دروغگو .الله این گروهها را به روشی زیبا از انسانها  جدا می داند .

( برای آنها به غیر از خداوند هیچ تکیه گاهی نیست و بدان  خداوند *احدی  را در فرمانرواییش شریک نمی کند ) سوره کهف .قسمتی از آیه بیست وشش

( آیا آنها به جز خداوند بزرگ خدایان دیگری را برگزیده اند ؟ اگر چنین است بگو دلائلتان را بیاورید . بدانید که اکثر آنها *حق را نمی شناسند واز آن * گریزانند ) سوره انبیا . آیه بیست وچهار

می بینید که الله هم در قرآن از چنین خدایان زمینی سخن آورده است . خدایان دروغینی که نماز وحج را که ( وحی ) الله است قربانی مصلحتهای دنیایی خویش می کنند و کسانی که به صرف تغافل از درد جامعه و احتیاج مردم خود را وابسته این خدایان زمینی می کنند .کار کردن را بر خود ممنوع می دانند وبا بندگی یک انسان زمینی که خود محتاج وفناتیک است چند روزبرمردم ریاست می کنند به نوامیس تجاوز می کنند . دروغ می گویند . حرام می خورند .قتل میکنند وهمه چیز را نادانسته ودر نهایت جهل در خدمت به حکومت شیطان بسیج می کنند .بندگان . بردگان شیطان .آیا آنچه ما در جامعه خود می بینیم  حقیقتی غیراز این واقعیت تلخ شرک وارتداد است .ومضحک است که مردم نیز ( باید ) با اجبار او ( خدای  زمینی)به بهشت یا جهنم بروند ودر بهشت عربی حرف بزنند . به میل او شعار بدهند . سکوت کنند زندان بروند . بی گناه بمیرند . .مردم همان بازماندگان از کشتی نجات یافته نوح س. همان قوم  موسی س نجات یافته از غرق شدن در دریای نیل . همان بازماندگان قوم لوط س. همان بازماندگان ایمان آورنده به رسالت مسیح .مردم .ناس مگر کیستند ؟ مردمی که بواسطه ایستادن در مقابل فرعون نجات یافتند .مردمی که بواسطه رد عمل زشت لواط از مرگ رهایی یافتند .و مردمی که از مرگ به وسیله سنگ سار ؟ از خواص قوم نوح به کشتی پناه بردند ......اما در کشور ما ؟ می بینید که تجاوز به عنف . دروغگویی . دزدی و قتل بیگناهان . شکنجه بیگناهان. شکستن حرمت مسلمان .شکستن حرمت ماه حرام .شراب خواری رونق زیادی دارد و این همه زشتکاریهابواسطه فرمان بردن از حکومتی است که برعلیه الله برمردم ظالمانه حکم می راند آیا جز شیطان می تواند فرمان به تجاوز به عفاف مسلمان ( همه ادیان ) بدهد . آیاکسی  جز شیطان می تواند امر ناحق به گرفتن جان انسانها بدهد ؟آیا کسی جز شیطان می تواند به شکستن حریم خانه مسلمان دستور بدهد ؟. آیا کسی جز شیطان می تواند انسان پاک را به تهمت وافترا ودشنام بخواند؟آیا کسی جز شیطان می تواند حکم الله را نماز را روزه وحج را باطل بشمارد ؟ 


 

ادامه نوشته