قاب وارونه ( ارتداد ومن =شیطان)
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} آیا شما اکنون کسی را می شناسیدکه ازغیرالله نترسدومردم رادعوت به درک آیات وحقیق الهی بکند ؟فقط پیامبردوست شماست این یک امرموکداست برای دعوت به ( اراده باش)درایمان آورندگان که ازمسیرحق گمراه نشوند. لازم به یاداوری است هیچ جامعه درحال تکوین بدون دخالت دین ( نمی گویم مذهب چون مذهب بطورعام دردین توحید مردوداست ازنشانه های ارتداد و گمراهی ودورشدن ازحق است مذاهب بدعت= اختراع وابداع انسانی است. مذهب دستاویزی است برای به حاشیه راندن دین توحید.) قادر به انتقال نسل خود به آینده نبوده است ودراین شکل مصلحت وانتخاب ایمان آورندگان همه خلیفه های زمان خودبوده اند .خلیفه مصون ازهمراهی شیطان به بقاادامه داده است .راز بقای نسل ( ذاریات ذروا= نسل یاباقیمانده از ژنها یی که درجهان پراکنده شده اند)فقط در قبول وتمکین به دین توحید است ودرآغاز آفرینش همه انسانهادین توحیدبه کلیت نوع بشر ابلاغ شده است . (بدون تردیدما وارث زمین وهرکه برآن هست می باشیم وهمه بسوی مابازگردانده خواهندشد)سوره مریم س آیه چهل این انتهای سرنوشت *همه فرزندان بنی آدم وجهان مااست در پایان زمان مهلتی که الله وعده آن را به مخلوقات آفرینش داده است.هیچکس مالک ذره ای ازخاک کره زمین نخواهدبودوتوجه کنیدکه کره زمین ما با پاکسازی اکثریت کافرومرتد مجددا کوچک خواهدشد .مالک ازاسماء خاص الله است .وهمه بایدونبایدهای تصورات ما از جهان درجبریک انتخاب است.هرانتخابی خواه از دین رد بشود وخواه درمسیر دین الله باشددرواقع گویای انتخاب نوع مرگ انتخابگرهم هست.مرگی که انسان ازمهاروتوقف آن عاجزاست .آیات چهاروپنج سوره ق هم گویای نوعی مرگ است مرگ کافران .کسانی که مردم را از راه نجات بخش الهی دور می کنند .وشیطان یک کافراست و رهبران گمراه دنیای ما ( انس)همه از گروه کافران هستند. (نمازمن .تمامی عبادات من و زندگی ومرگ من ازان الله آن پروردگار جهانیان است)سوره انعام آیه صدوشصت ودو درورای این جمله که بصورت آیه در موقعیت جبر قرارگرفته است ما باانسان کامل و آگاهی آشنا میشویم .خواسته این انسان تبلوروالگویی است از اراده الله درعمل کرد.ودردقت به فعل زمان دراین جمله (است) ما باتداوم وهمراهی بامحمدص درطول زمان مهلت روبرومیشویم .قبل ازاین گفته شدکه الله حی =زنده است دراکثرایات نیز به حی بودن الله در زمان ( است) برخورد می کنیم . آیات واقوال الله نیز حی است .وقف محمد ص ادامه داراست . یکی از نشانه های زنده بودن آیات نیز درجبربودن همه این گفته ها یاحقایق درموقعیت باش است وهمین زنده بودن آیات قرآن باعث انقلابات بزرگ بشری درجوامع قانونگرای عصرما خواهدبود.باش .پس میشود. اراده ای برای احیای نسل . (قسم به حق و آنچه می گویم حق است) سوره ص. نیز اززنده بودن الله وگفته ها و آیات الله می گوید الله از گفته هایش واز قول هایش بر(نمی گردد) این یک جبراست واین جبر(بعد زمان ومکان) را دراحاطه خود دارد . (خداچون اراده کاری کند فقط میگوید موجودشو بی درنگ موجودمی شود) سوره مریم س قسمتی ازآیه سی وپنج می بینیدکه خالق ما زنده است این جمله هم دراثبات زنده بودن الله است وهم یک آگاهی ازاینکه(خداچون اراده کاری کند) درزمان خلق و آفرینش فعل خلق کردن درتوقف نیست مستمراست .می شود هرگاه بخواهداراده می کند ومیشود حاکمیتی مطلق درهمه زمانها . ایاتی زنده وهمیشه درجبراز موقعیت باش برای همه زمانها .(دین من برای من دین شمابرای شما) مخاطب این جمله حضرت محمد ص که بصورت آیه آمده کافران هستند . محمد ص پیامبری که مامورابلاغ ودعوت وهشداراست به زیبایی به همه کافران اعلان می کند که باعقاید آنها کاری نداردرای آنها را نمی خواند حق آنهاراغصب نمی کند ودرمقابل آنها جز ازحق نمی گویدیک نفرجهانی ازانسانهارا دچار انشقاق ( تکه تکه شدن متلاشی شدن. اختلاف وتضاد بایکدیگر که درنتیجه آن حق برباطل پیروز خواهند.چرابکند؟ اگراینکاررابکند گفته حق الله را ردکرده است گفته وقول الله را انکار کرده است مرتد شده است .محمد ص جبرواجبار ویا خصومت شخصی را دربرابر کافران بکارنمی برد آنها را دعوت به دین خودمی کند واز دین توحید تبلیغ می کند وبه سرانجام رویگردانی ازقول .حقایق.الله هشدارمی دهد.اواگردراین راه به زور متوسل بشود خودکشی کرده است .ازدین خارج شده است .گاهی ازخودمان بپرسیم که چرا عیسی س در میانه راه رسالت خودغیب میشود (ویادآرهنگامی که عیسی س پسرمریم س گفت ای بنی اسراییل؟من پیامبرخدابرشماهستم. توراتی که پیش ازمن آمده راتایید می کنم. وشمارا به پیامبری بشارت می دهم که بعدازمن می آیدنام اواحمدص است.وچون آن پیامبربا دلایل روشنگرآمدگفتنداین جادویی آشکاراست. چه کسی ظالم ترازکسی است که برخدا دروغ می بندد؟. درحالیکه اورا به تسلیم شدن دربرابرحق دعوت می کنندبدانید که خداوند ظالمان راهدایت نمی کند) آیات شش وهفت سوره صف موسی س ازما چه می خواست.عیسی س ازماچه خواسته است؟ ومحمدص چه می گوید؟محمدص ازما چه می خواهد؟چرا عیسی س ازپیروان دین موسی س می خواهدکه رسالت پیامبری به نام احمدص را بپذیرند وبه حق نازل شده ازسوی الله تسلیم باشند؟ (واما برای طغیانگران ازاوامرالهی بدترین محل بازگشت است وآن جهنمی است که درآن واردمیشوندوچه بدبستری است این جهنم. واین حمیم وغساق است (جام زهرنیست)که باید .بایدازآن بچشند.این گروه ( رهبران گمراهی ) باشمادراتش واردمیشوند خوش آمدنشان مبادکه همگی به اتش می افتند.آنها به رهبران گمراهشان گویندخوش مبادشمارا. که این عذاب رادرحقیقت شما برای ما فراهم کردید چه بدقرارگاهی است این جهنم. وبازگویندپروردگارا هرکس کارمارا به اینجا رسانده عذابش را از آتش زیادترکن) سوره ص آیات پنجاه وپنج تاشصت ویک (ظالمان وهمسرانشان را وآنچه پرستش می کردند( آنچه پرستش میکردند)همه راجمع کنید. همان چیزهایی که به جای خدا می پرستیدند همه انهارا به جهنم راهنمایی کنید.ونگه داریدشان بایدازعملکردشان بازخواست شوند .چرااکنون یکدیگررا یاری نمی کنید نه انها همه شان امروز ( اکنون. امروز)مجبوربه تسلیم هستند.آنهاامروزیکدیگررا مواخذه می کنند به رهبران گمراه کننده شان می گویند شما بودیدکه ازدرخیرخواهی؟برما واردمی شدید. انهاجواب می دهند نه شما خودتان به حقایق ایمان نیاوردید ماهیچ سلطه ای برشما نداشتیم بلکه خودتان قومی سرکش بودید. امروز حکم الهی برمامقررگشته وبی شک همه انرا خواهیم چشید. اری ما شمارا گمراه *کردیم زیرا خودمان نیزگمراه بودیم. دران روز همه شان درعذاب الهی مشترکند) سوره صافات آیات بیست ودو تا سی وسه به سخنان رهبران گمراه کننده اقوام مختلف توجه ودقت کنید پاسخ آنها به زیردستانشان همان گفته شیطان قرین و قعیداست در روز قیامت .گفته هایی که از تسلط شیطان بر جسم آنها حکایت می کند. (شیطان قرین اوگوید پروردگارامن اورا به طغیان وسرکشی وادارنکردم خوداودراعماق گمراهی بود) سوره ق. آیه بیست وهفت بامطلب امت واحده در قاب وارونه ( ارتداد) بامن همراه شده اید .در آیات سوره ص و سوره صافات ما پیشگویی قرآن را در باره امت واحده کفر خواندیم . در تشکیل امت واحده کفر ما با یک موجودبرتری طلب . زیاده خواه وحاکمیت خواه روبروهستیم .توجه داشته باشید که ابلیس نیز یک نفریک شخص یک مخلوق بود .وهمین مخلوق درعرش باعث شدکه مخلوقات دیگر عرش نیز تحت تاثیر اوهام او دراغازبه بهشت وسپس به دنیا واردبشوند .جالب است بدانیدکه روح وملائک نیزاز این جبرمستثنی نشده اند. (بدانیدکه خداوندمی خواهدبرشما آسان بگیردچراکه انسان ضعیف آفریده شده است) سوره نساء آیه بیست وهشت (شما به جز آنچه خداخواسته است چیزدیگری نمی خواهید بدانیدخدا آگاه وحکیم است) سوره انسان آیه سی ( بدانیدشما همان چیزی را می خواهیدکه خداوند آن پروردگارجهانیان اراده می کند) سوره تکویر .آیه بیست ونه واین آیات همه زنده اند ودرموقعیت باش قراردارندهیچکس و احدی نمی تواندازاین آیات ( کل کتب الهی) روی بگرداند هرکس روی بگرداند ودرصدد تجزیه یا تغییروتبدیل آیات جبری الله بربیاید خودش به خودش دشمنی کرده است ودرخطر انشقاق ( انشقاق درواقع عمل اختلاف در اعضا جسم انسان است بعدازارتداد سلولهاو آب وخاک سازنده جسم ما جبرا درتضادبا یکدیگر به تکه تکه شدن .متلاشی شدن وتجزیه اقدام می کنند) انفطاروتجزیه وتغییروتبدیل جبری قرارمیگیرد این یک هشداراست وچنانچه خواندیدکل مخلوقات جهان آفرینش درتسلیم به تسبیح وستایش الله درچرخش زمان سهیم هستند اگراکنون ما نمی توانیم نابودی جهان اطراف خودرا دراثرارتدادوکفروشرک ببینیم به دلیل انست که همانطور که الله در سوره عصر به ایمان اورندگان ازجبرباش درصبر می گویدوانهارا دراستقامت درراه الله ترغیب می کند همین حکم وجبر درمورد مخلوقات دیگرالله از جمله زمین و آسمان نیزدراراده باش قرارداردو جز با پایان مهلت چنین فاجعه معجزه آسایی رویت نخواهدشد . گفتیم که اکثریت باروی گردانی ازحق جبرانمی بینند جبرا نمی شنوند.جبرا نمی دانند و..... اما اگر به فردیت تک تک گروه اکثریت پرداخته بشود .کسی که نمی بیند ممکن است از شنوایی درحق برخورداربشود. تمام اعضا بدن یک فرداگر بخواهندازحس شنوایی استفاده ببرد بواسطه ضعف وناتوانی اعضاء دیگر اینکارممکن نخواهدبود پس اعضاء دریافت های حس شنوایی را ردمی کنند( روی گردان می شنوند)وهمین تضاد ودافعه باعث پریشانی وسرگردانی اعضامختلف برای درک احساسات لازم برای ظهور یک انسان کامل می شود.همین شکل ناهمگونی واختلاف دربین مشرکان وکافران نیزوجود دارد. درهردوصورت فردی وجمعی درتوجیه این تضادها مابه نتیجه متلاشی شدن . انفطاروتجزیه یا انفجار جسم درفردودرکل اکثریت کافرومشرک خواهیم رسید. ( دین من برای من ودین شمابرای خودتان) ابرازاهمیت گذشتن از مرزبین حق وباطل و هشدار به کافران که اکنون حق در برابرشما قرار گرفته استپس جز نابودی ازسهم شما اکثریت نخواهدبودچون درمقابل رسول آیات وحقایق الله قرارگرفته اید واین یک جبردرموضع هشدار است ممکن است کسانی دربین کافران بشنوند حق را گفته الله را بشنوند و عده ای اکنون که حق آمده است چرایی آنرا بفهمند ویا درک کنند. ببینند درهرصورت این (من یا پیامبر)چون ازحق می گوید وکفرازباطل است بدون آنکه حتی لزوم به درگیری وجنگ هم بشودفقط به اتکاء دعوت وابلاغ وهشدار درعاقبت کفر وشرک رامغلوب و متلاشی خواهدکرد. اما محمد ص این انسان تسلیم که خودرا وقف الله کرده است هرگز نمی شودونباید امت واحده دین خودرا بر زمین تشکیل بدهدوالله با این حق یاقول یاگفته یاآیه حاکمیت انسان را برانسانهامردودمی خواند پیامبروقف میشود پیرو اودرجبر وقف است. ( به نام خداوندبخشاینده مهربان .قسم به زمان .وزمان اکنون که هستیم بی شک انسان درحال زیان است . مگرکسانی که به حقایق ایمان بیاورندوعملکردی نیک ومفید داشته باشند ویکدیگررابه حق ( قسم به حق و آنچه می گویم حق است) وصبر سفارش نمایند.)سوره عصر. ابلاغ وهشدار. دعوت وهشدار . این آیه هم اشاره دارد به انسانی که ( با اولویت ایمان به حقایق وعملکرد نیک ومفید)الله اورا به عنوان ایمان آورنده به حقایق می پذیرد .وچرا الله باید زمان را به عنوان سوگندبیاورد.واز زمان حال بگوید.دراین آیه ازقرارگرفتن درموقعیت (باش )جدید ذریه انسانها میگوید.نشانه میآوردنشانه های جبری..عملکردمفید فقط استفاده عاقلانه است برای هرکس از ذریه ای که درموقعیت باش تسلیم به حقایق قرارمیگیرد .ذریات .بقایا .بازماندگان .بنی آدم س. (وهیچگاه عمل نیک باعمل زشت وپلیدبرابرنیست.بدی راباخوبی دفع کن تادشمنان پرکینه توبه دوستان صمیمی تبدیل بشوند اما به این مقام ومرتبه کسی نائل نمیشود جزکسانی که اهل صبرندو بهره از ایمانی بزرگ دارند) سوره فصلت آیات سی وچهاروسی وپنج (آیاکسانی که عملکرد بدی دارندمی پندارندماآنهارا چون اهل ایمان وعمل صالح قلمدادمی کنیم مگرنوع زندگی ومرگشان یکسان است حقیقتا چه بدحکم می کنند) سوره جاثیه آیه بیست ویک ( ایاکسی که خداسینه اش رابرای اسلام=تسلیم شدن به حق گشوده وظرفیتش را بالا برده است وهمواره درمسیرپرنورالهی است باکسی که ازاین معانی بویی نبرده است هماننداست ؟ پس وای برسخت دلانی که یادخدادردلهایشان جایی نداردبی شک اینها درگمراهی واقعی بسرمی برند)سوره زمرآیه بیست ودو به ایه بالا توجه کنید انسانی که (همواره درمسیر پرنورالهی است)این انسان یک انسان متکی به مکان نمیشود نمی ترسد .نمیشوداورا محصوردر خاک کرد .انسانی که با حاکمیت بر مال .جان. ثروت مردم ارضاء بشود کافراست .عقیده اش متقابل با عقیده ودین محمداست که ازهمه چیز برای رضای الله می گذرد همه چیز خودرا وقف می کند. ( مپندارکه کافران راه گریزی در زمین خواهندداشت . آنها جایگاهشان اتش است وچه بدسرنوشتی است جهنم.) سوره نورآیه پنجاه وهفت (خداوندمثالی می زندآیافردی که مملوک شریکانی است و آنها پیوسته درباره مالکیت اومشاجره می کنندبافردی که تنهاتسلیم یک نفراست مساوی است؟ ستایش مخصوص خداونداست هرچنداکثریت آنهادرک نمی کنند) سوره زمر آیه بیست ونه چون الله زنده است حی است دین اونیز زنده است ودعوت اودرجبرتغییر زمان نابودنمیشود دعوت پیامبر به پذیرش زندگانی جاوید ختم میشود واین دعوت قدرت دارد که مسلط بشود برخاک (انسان)واورا از زیان ونابودی نجات ببخشد وهمچنین دنیارا.سوره عصردرواقع گویای گروهی خاص از ایمان آورندگان است که درمسیرمصلحت واراده انتخاب الله قرارمیگیرند .الله دراین آیه بطورصریح می گویدکه فقط الله (ولی )این ایمان آورندگان است اوتکیه گاه ومامن این چنین افراد برگزیده ای است .کسانی که ارزش زمان را درمی یابند. وزمان یک یادآوری است .که جهان ماده جهان مکان فانی خواهدشداما زمان همچنان درتسخیر جبرباش است . عملکردمفید؟ واماآیاتجاوز به نوامیس مردم ومسلمانان از اعمال مفید است؟ آیا بذل وبخشش سیصدوپنجاه میلیون تومان از بیت المال وازکیسه مردم از اعمال نیک است؟ آیا سه هزارمیلیاردتومان را از بیت المال ازجیب مردمی که درفقر و عسرت هستند به جیب زدن از اعمال نیک است؟ آیا مردم حق طلب را بزغاله وگوساله خواندن نشان از ایمان وصبرگوینده این جملات است؟ آیا بیگناهان را دورازخانواده به بهانه پوچ ساختارشکنی در زندانها ودرحصرخانگی نگهداشتن ازعلامات جامعه ای است که درمسیر زمان به پیاده کردن حق درجامعه اقتداء کرده است؟ آیا از دین ورسالت محمد ص حکومت را ابداع وتبدیل به قانون کردن از خیانت به الله ورسول الله نیست؟ آیا توبه بیگناهان به ولی یک اصل یا کشیش یک کلیسا دلیل بر سود و منفعت در آخرت است؟آیا درحکم سیاسی وحکم دین توحید شباهتی وجود دارد که شما نمی توانیدوهم را از حق تشخیص بدهید؟ (آیاهنوز نمی دانند این خداست که توبه بندگانش را می پذیرد وصدقات را قبول می کند؟ بدانید که خداوندبزرگ بسیارتوبه پذیروباگذشت است) سوره توبه آیه صدوچهار (وگروهی دیگربه فرمان خداواگذار شده اند یاآنهارامجازات می کندویاتوبه شان رامی پذیرد بدانیدکه خداوندبزرگ دانا وحکیم است )سوره توبه آیه صدوشش فقط الله توبه بندگان را می پذیرد اگرصلاح بداند .آیادراین آیات نامی .اسمی یا یادآوری یا اشاره ای به شخص دیگری میشودولو آن شخص پیامبر باشد؟ ای جلادان بیگناهان .ای قاتلان ستارها . محسن ها . سیده ها. شیرین ها . امین ها .ای قاتلان بیمارهای صعب العلاج نیازمنددارو.شما به پیشگاه کدامین الله توبه می کنید؟به درگاه کدامین ولی؟ به شما حکومتگران وخواص نفرین شده ایران وجهان که دین توحید را ملعبه وسرپوشی برستمها. تبعیضات.بر بیماری جنون خودساخته اند پیشنهادمی کنم که ( وبگوعمل کنید وبدانید که خداوپیامبرش واهل ایمان نظاره گراعمال شماهستند بزودی بسوی خدای دانای نهان وآشکار بازگردانده خواهیدشدواوشمارا ازعملکردتان آگاه می کند) سوره توبه آیه صدوپنج الله .پیامبروجمع ایمان آورندگان نظاره گراعمال شماهستند وآینده شماهم که معلوم است چرا برنمی گردید؟ **خواننده خوب اگرمطالب ارتدادرا همراه بامن دنبال کرده باشید اراده جدایی دین ازسیاست را درقابهای ارتدادنخواهید یافت.این توهم است که حکومت مدعی دین عملکرد (زیان بار)داشته باشداما بتواندیک جامعه اسلامی را اداره کندونیزدراینجاازتکرار جملاتی که دراین قاب هابرای تو آورده میشود پوزش می طلبم. (ای قوم من* امروزحکومت ازآن شماست وشمافرمانروای این سرزمین هستید( امابگوییدببینم)اگرخشم وغضب الله بیایدچه کسی مارادربرابرآن یاری می کند) سوره غافرقسمتی ازآیه بیست ونه حکومت ازآن شماست؟این یک جبراست که حکومت ؟دراختیار دشمنان الله وپیامبران وایمان آورندگان قراربگیرد. موسی حاکم نیست پیامبراست .وحکومت درواقع یک دام است .یک زندان است برای زندانیان آتش .این جمله یک ایمان آورنده به دین موسی است او رسالت پیامبردین خودرا با گفتن حکومت ازان شماست ازگروه باطل تفکیک میدهد. جدامی کند. هرانسان یاپیامبری که به حکومت برخاک یا زمین تعلق پیداکند درمقابل خشم الله نیز بااوچون ماده وخاک رفتار میشود .انسانیت وپیامبری ازاوگرفته میشود همانطورکه از پیامبران قوم بنی اسراییل سلب شد.وخاک وماده محکوم به تجزیه وسوختن هستندچون بیجان ومرده اند.. (ای قوم من ازآن روزی که یکدیگررا به فریادرسی بخوانیدبیمناکم.آن روز که به عقب برگشته وبازمی گردید درحالی که هیچکس شمارادربرابرعذاب خداوندحفاظت نخواهدکردبدانید هرکس راخداوند درگمراهی گذارد دیگر راهنمایی ندارد) سوره غافرآیات سی ودو وسی وسه به عقب برگشتن؟ درآنجا چه می بیند ؟ چهره های سیاه می بیند ؟ کوههارا می بیند که تسلیم وار چون ریگ بیابان خرد میشوند. ماه وخورشید راناتوان از تابیدن می بیند ؟یا دریاهای جوشان را می بیند؟ یا........ نه سرنوشت مشابه با سرنوشت دنیاپرستان را می بیند .خردشدن .ریز شدن .بخارشدن ..چه می بیند؟ آن مومن واقعی که اکنون( امروز .امروز ای ایران ما) از آن می گوید نمی شنوید؟ .خواننده خوب اوچون درموقعیت تسلیم محض باورآیات قرار دارد می تواند آنچه همراه باآینده است واو می بیند ومی شنود درزمان اکنون بگوید من هم می گویم .می شنوی؟ من .بیمناکم .ازوقتیکه بازمی گردید .وآینده(هیچکس شمارا دربرابرعذاب خداوند حفاظت نخواهدکرد) . (به اهل ایمان بگوازآنهایی که به روزهای الهی امید ؟ واعتقادی ندارنددرگذرندتاخودخداآن مردم را نسبت به دستاوردشان جزادهد) سوره جاثیه آیه چهارده کسی که عملکردنیک او با شعارایمان به حق تضاد دارد(دیانت ماعین سیاست ماست وسیاست ما عین دیانت ماست) از گروه ایمان آورندگان به حق نیست. نمی تواند مسلمانان رابه حق وصبر( انتظار به قیامت ) سفارش کند .اواز جمع امت توحید رانده شده ومردوداست .اگرچه در راس حکومت ؟باشد . می بینید چگونه یک پیرو پیامبراز بیم وهراس خودمی گویداوکسی راکه در دایره حکومت برانسانها وقوم خود باشدازگمراهان می خواند بطور غیرمستقیم از حاکمیت الله میگوید از انقراض نوع بشرمی گوید وازتسلط اراده ای جبری که هیچکس توان مقاومت وایستادگی دربرابرآنرا ندارد.درآیه چهارده سوره جاثیه ما از اختلاف عقاید دربین مردم (به اختلاف درنقاط ضعف وقوت دراعضاء یک انسان عمومیت بدهید)می خوانیم . درجبرباش الله بر این اعتقادات هیچ شکی نیست .هیچکس نمیتواند ولوپیامبرباشددرمقابل این اعتقادات به زور واجبار متوسل بشود آنهارا زندانی کند .محکوم به تبعیدکند . آنها راتجاوز به عنف بکند.اقدام به غصب اموال آنهابکند .هیچکس .هرکس جزاین بپندارد ازایمان آورندگان نیست ازدایره انسانها جداشده است .سهم شیطان شده است .آیه قرآن . قول وگفته الله وحقایق را ردوانکارکرده است . آیا اینکه بسیاری ازمردم ایران ما را به بهانه وتوجیه مخالفت باحکومت ودینی باطل روانه زندانهاکرده اید جز از ارتدادشما وتجاوز شما به وحی وگفته وحقایق وتجزیه وتحریف آیات دین توحیدی محمد ص است؟ (شماراچه شده است چگونه حکم می کنید؟آیاکتابی داریدکه از آن درس می گیریدوهرچه بخواهیددرآن یافت میشود.شایدهم عهدوپیمان محکمی تاروز قیامت باماداریدوهرچه را اختیارمی کنیدحق شماست؟از آنها بپرس اگرچنین است کدامشان ضامن آنندشایدهم معبودانی دارندبگو معبودانشان رابیاورنداگرراست می گویند) سوره قلم آیات سی وچهارتا چهل ویک به زمان این آیات توجه داشته باشید .اشاره به زمان حال دارد .زمان نگون بختی مردم ایران ما. پاسخ شما ای حکومتگران نفرین شده ایران ما به این سوال که حق مسلم هرمسلمان ایرانی است چیست؟ سوآلات این آیات همه درجبرند. ودرحال پاسخ می طلبد و پاسخ شما به سوال الله نیز جبرا از شما خواسته میشود شمادارید بازخواست میشوید بوسیله الله خالق که زنده ابدی است . برشما وما احاطه دارد زمین و آسمان .دریاها وهرآنچه درانست وقف اوست . زمین دارد بسوی نابودی میرود در زمان حال قبل ازانکه زمان مهلت وعده داده شده به پایان برسدوالله اکنون از(شما) جواب می خواهد .نمی خواهد ؟ چرا(شما) آیه زنده کتاب الله را ردمی کنید؟ چرا سوگندحق را(قسم به حق وآنچه می گویم حق است) را انکارمی کنید. بگویید ایاحکومت حق شماست؟ زندانی کردن .کشتن ستارها ی بیگناه.نداها سهرابها ازسوی (شما )تبلیغ وحکم شرع حق است؟ آیا شما(دین من برای من ودین شما برای شما )کتابی دارید که الله بندگانش را. عوام را از دسترسی بدان محروم کرده است؟آیا نام کتاب شماقانون است؟نام کتاب شما(ولایت؟ فقیه) است؟ شایدآن عهدوپیمانی است که شما رابه ظهور نزدیک می کندو الله ازان بی خبراست ؟چه کسی ضامن این شوربختی مردم ایران ماست؟خدایان شما.اصل ولایت فقیه . انرژی هسته ای ؟ کوروش . سیاوش . جمشید بسم الله . یوسف . سربازان گمنام( چراگمنام مگر ننگ است که انسان اعتراف به وهم بکندمگر ننگ است؟) شاید طلحه وزبیر . شاید مالک اشتر . شاید سیاست پدران .شاید دیانت پدران. ای پدر ای ققنوس شعله وربه من بگوچرا توبه اکسیژن نیازداری؟ یارب یا رب ای رب ودود ای خالق . ای عظیم .ای اول .ای اول عوام مارا مردم ایران مارا دریاب. ( کسانی که به حقایق کافرشدندومردم را از راه نجات بخش الهی باز داشتند خداونداعمالشان را باطل می کند) سوره محمدآیه یک (تمامی آسمانهای هفت گانه وزمین وهر چه درآنهاست مشغول تسبیح وتقدیس خداوندبزرگ است وهیچ چیزی وجودندارد مگرآنکه درحال تسبیح و ستایش خداست اماشمااین تسبیح وتقدیس را درک نمی کنید بدانیداو بردبار و آمرزنده است ) سوره اسراء آیه چهل وچهار آسمانها .زمین (خاک)وهرچه درانهاست ازموقوفات است . (بگوتمامی شفاعت ازان خداست فرمانروایی برآسمانهاوزمین ازان اوست وسرانجام همه بسوی اوباز خواهیدگشت) سوره زمرآیه چهل وچهار دردین توحید شفیع خواه جن باشد خواه کشیش یک کلیساباشد که توبه تورا بشنود وخواه ولی باشدکه از توبه تو بعنوان راه حلی برای توجیه خودش بهره ببرد.مردوداست باطل است شرک است .ارتداداست .وشفاعت فقط ازان الله است . ای حکومتگراصل ولایت فقیه برای اثبات حقانیت حکومت خودمشروعیت حکومت خود شفاعت چه کسی را مستندقرارداده ای؟مجالس چندگانه را؟ ************ جامدات. مایعات . انسانها.جن( حتی مایعی به نام جن) درآغازآفرینش دربی نهایت زمان مادرخلقت چیزی به نام گاز نداشته ایم . جن درصورت ابتلاء به ارتدادبا نوشاندن آب فراوان برماهیت عنصرخود آتش احاطه پیدامی کند .(آیا برق ازآب گرفته نمیشود آیامگربرق از انواع اتش نیست؟نمیسوزاند؟وشیطان درواقع آتشی درون آب بوده است )جانوران .گیاهان .مگرانسان ازچه هوایی تنفس می کند نام ان گاز چیست؟ از چه آبی می نوشد ؟ما همه روزی درآب می بودیم .انسان ازچه جاندارتسلیم (گیاه .حیوان)تغذیه میشودو....... وتغییردرماهیت ابلیس عامل بوجوداورنده گاز درعرش میشود در کعبه معظمه مابادوجای پای متضاد ( جای پای اسماعیل پیامبر ) وهمچنین جای پای شیطان مواجه میشویم . در مکانی که عقیده عام است بایست جای پای اسماعیل نبی باشد آب زمزم می جوشد اما ای زائران بیت الله الحرام شما می توانید جای پای شیطان را ببینید ؟ شیطان در دنیا بصورت گاز دیده میشوداگر ابراهیم می توانداورا سنگسار کنداین یک معجزه الهی است .همانطور که بر جای پای اسماعیل نیز جوشش آب برای مسلمانان ادیان الهی (بدانید مساجدازآن خداست. وقف الله است برای مسلمانان ادیان الهی)عامل بشارت وشفابخشی میشود .بشر= بشارت دهنده .بشر کسی که درجبر است برای بشارت .مسئول است به دعوت.آدم موجودی که برای ملائک خلق شد وبه خاک آمد. قبل ازتغییرجن ابلیس چون موجودات عرش بی نیاز به تنفس می بوده اند درعرش گازی وجودنداشته است وگازبعداز طغیان ابلیس درعرش بصورت غیرمترقبه خلق میشود. ملائک گروه جن همه ازاستفاده ازانواع گاز برای تنفس برای زنده ماندن بی نیاز بوده اند با ارتدادابلیس آب بدن او دچار تجزیه وانفطارمیشود تبدیل به اکسیژن و هیدروژن میشودتغییری شیمیایی اورا ازجمع مخلوقات جن جدامیسازد واما اتش بدن شیطان برای بودن نیازمند به گازاکسیژن میشود وما می دانیم که مخلوقات ملائک یاجن همه از آب خلق شده اند اینست که شیطان ازعرش رانده میشوداودشمن بندگان خوب الله میشود واما وجودشیطان دربهشت نشان میدهدکه دربهشت انواع گازبرای تنفس موجودبوده است .بسیارزیادهم بوده است .وسوسه های مداوم شیطان در جسم آدم و حواآب راکمی به تحلیل میبرد.وباعث رویگردانی از آنچه ما بدان جبرمی گوییم ودر قالب آیات واقوال الله به آدم وحوا القا شده است میشود . این شیطان قرین در دنیای ما فقط در شکل گازخواهدبود تا مهلت جبری قول یا وعده الله به پایان برسد ومااورا در شکل آتش ودرجهنم رویت خواهیم کرد..دنیای ما نیزدرنهایت درشکل گازوبخارات به اتش تبدیل میشود همان عنصری که ابلیس به ان افتخارمیکرد بدل میشود . دنیا فریب است. سرگرمی وبازی است .کدام سرگرمی وبازی دردنیامجددا بازخواهدگشت؟ ما دائمااز بازیها وسرگرمی ها دورمیشویم. وشیطان مدعی وپیروانش بامدعی مگویید اسرار عشق ومستی تابی خبربمیرد از درد خودپرستی عاشق شو ارنه روزی کارجهان سرآید ناخوانده نقش مقصودازکارگاه هستی دوش آن صنم چه خوش گفت درمجلس مغانم باکافران چه کارت گربت نمی پرستی سلطان من خدارا زلفت شکست مارا تاکی کندسیاهی چندین دراز دستی درگوشه سلامت مستورچون توان بود تانرگس توبا ما گوید رموزمستی آن روز دیده بودم این فتنها که برخاست کزسرکشی زمانی باما نمی نشستی عشقت بدست طوفان خواهدسپرد(حافظ ) چون برق ازین کشاکش پنداشتی برجستی (هرکس ازیاد خدای رحمان روی بگرداندشیطانی را بسویش می فرستیم که همواره قرینش باشد وآن شیاطین آنهارا از راه نجات بخش الهی باز می دارنددرحالیکه می پندارندهدایت شده اند) سوره زخرف آیات سی شش وسی وهفت (اماشیطان به هدف اینکه آنچه دربدن نهان دارندبرایشان آشکارکندآنهارا وسوسه کرد وگفت خداشما را ازاین درخت منع کردتامبادا تبدیل به دوفرشته شوید وبه زندگی جاوید دست یابیدوبرای آنهاقسم خوردکه بی شک من خیرخواه شماهستم. ) سوره اعراف آیات بیست وبیست ویک از عجایب است که دوموجودی که دارای عمر جاودان دربهشت هستند این چنین بازیچه وسوسه های شیطان قراربگیرنداماقبل از این آورده شد که الزایمریا فراموشی عامل این اتفاق عبرت آموز است . توجه بکنید که در اثر القائات منفی شیطان ونزدیک شدن آتش به ماهیت آدم وحوا که هردونیز آفریده شده از آب هستند این فراموشی بوجودآمده است شیطان نیز قربانی فراموشی است. فراموشی ووهم دیگر بودن دیگر شدن . برتر بودن . آب و ژن .ژن سالم انسان کامل .اکثربیماریهای نوع بشراز ارتداد است . حفاظت از ژن یا آب امر یک جبر است جبری در راستای نجات نوع بشر . زمین وکل جهان آفرینش. وبا فریب آدم وحوا شیطان درجا ومکانی می توانست طعمه خودرا بسوزاندکه درانجاگازبوفور یافت بشود واین ازخودفریبی است که انسان در اوج نعمت دراوج تکامل انسانی از وسوسه شیطان درامان باشدوجهنم چنین مکانی است .واکنون شیاطین همچنان درحالت عنصر اصلی خوداتش بر افراد روی گردان از حق نازل میشوند . انهابرای زیستن محتاج به فراوان اکسیژن موجود درکره خاکی ماهستند.وهربار که شیطانی برجامعه ای نازل میشود جسم کلیت ان جامعه درخطرارتجاع قرارمیگیرد واز سوختن انها کره خاکی ما از گاز دی اکسید کربن اشباه میشود .اکیسژن موجوددر سدها . در رودخانه ها . در جویها روبه نیستی وپایان میرود این یک جبرجهانی برای موجوداتی است که از آب خلق شده اند .اگرتوجه کنید به کاهش جمعیت خواهید دانست حتی کاهش جمعیت نیز درمسیر این نابودی جبری جهانی بوجودآمده است.کشتار حیوانات .ازبین بردن جنگلها. جنگها. کشتارها .آیاما بیداریم؟ وهمه این مخلوقات ( آیه چهل وچهارسوره اسراء) به نور حق تسلیم هستند دائما درحال ستایش وپرستش الله هستند چرا برای انسان مشکل است که تسلیم به اراده ذاتی این همه مخلوقات درپرستش الله بشود؟ محمد به ماهیت جبرتسلیم ووقف همه مخلوقات ( به الله)آگاهی دارد وتسلیم شده است به همراهی با اراده جمعی امت واحد مخلوقات الله .مخلوقاتی که هرکدام درشکل یک امت به یگانگی وتوحید گواهی داده اند. (رعدآسمان تسبیح وحمد اومی گوید فرشتگان نیزازخوف عظمت اوتسبیح گویندصاعقه هارا می فرستد تاهرکس را صلاح بداند بدان گرفتارکندبا این همه هنوزدروجود خدامجادله می کنندحال آنکه اوقدرتی بی انتها دارد) سوره رعدآیه سیزده مادراین آیه نیز با امت واحده ای ازچندگانگی مخلوقات آشنا میشویم که به گروه کوچکتر امت واحده مرسلات تعلق دارند رعد وملائک (نه تنهاسایه هابلکه آنچه در آسمان وزمین است ازهر جنبنده ای که باشددرحال سجده الله است ( یک عرش وداستانهای بی نهایت از سجده)بدانیدحتی فرشتگان در حال سجده اندوتکبرنمی کنند زیرااز خداوندی که برآنهامسلط است می هراسند وآنچه را به آنها امرشده اطاعت می کنند.الله گفت دوگانگی درپرستش را کنار بگذارید زیرااو خدای یکتاست پند بگیرید وتنها ازکیفرمن بترسید آنچه درآسمانها وزمین است متعلق به اوست حتی دین ازاوست اگرمی فهمیدپس چرا ازغیرخداخوف دارید؟) سوره نحل ازآیه چهل ونه تاپنجاه ودو دراین آیات تصویرکاملتری ازامت واحد مخلوقات آمده است ونظم وبازهم نظم حاکم براین مخلوقات واقتداربرای بازگشت همه آنها چراما را بیدار نمی کند؟ وگفتن ازجبری حاکم برانچه ما قادر به دیدن آن درک آن نیستیم سجده مخلوقات واین سجده فقط دریک صورت ممکن است در صورت یگانه پرستی نوع مخلوق .و زمان هرگز نمیمیرد زمان از بی نهایت بوده است ماباارتداد وبازمان ازخاک دورمیشویم درحالیکه در زمان پرستندگان به سجده افتاده اند دراکنون. مکان وبعددنیا(ساعتهای شنی مجنون ) درجبراست از پایان. مادام که امت واحده ای که در بی نهایت به توحید تسلیم شده است هر لحظه کوچک وکوچک ترمیشود چندگانه میشود با خدایانی چندگانه .این امت چون زمین چون دنیا چون آسمان .چون زمین وچون هرآنچه در آسمان وزمین است حتی جن وانسان(انشقاق. متلاشی شدن عناصر ازتاثیر تضادهای درونی. یانیروی دافعه سلولهای بدن جن وانسان وجهان آفرینش که در تضادباهمدیگرعمل می کنند) پیدا می کند انفطار پیدا می کند . تکه تکه میشود متلاشی میشود .تجزیه میشود نیست میشودچون پشم زده میشود وبرمیگردد تامجددخلق بشودزنده بشود. وانسان درجبراست که برگردد چون زمین . چون آسمان وهرانچه درآنست تسلیم ومطیع الله است وانسان درجبراست که در پایان وعده همراه باانها برگردد. برگرددچون جسم مانیزازخاک است ازاب است از جنس مخلوقاتی است که درجبرندکه برگردند. خواننده خوب اگر به داستان عرش توجه کنید و مکالمه ملائک قبل ازآفرینش آدم و بعدازآن آفرینش آدم وهمچنین طغیان ابلیس وتبدیل شدن اورا به شیطان یا عنصراولیه اش اتش را بادقت دنبال کرده باشید می توانید با ترتیب آفرینش عناصر دنیای اطراف آشنابشوید .از طرفی دیگربه قدمت دیرینه وجودگازها درعرش قبل از شناخت انسانهای کنجکاو زمینی آگاهی می یابیم.تجزیه آب به دوعنصر مجزا. تولید دی اکسید کربن از سوختن از تاثیر شیمیایی شدن .و انچه انسان همواره از ان گریزان است مرگ براثر تجزیه وانفطار آیا برای حکومتها این سوآل را بوجودنمی اورد که چرادرادیان توحیدی ساخت انرژی هسته ای و اقدامات علمی که تغییروتبدیل وتجزیه درعناصر را و فرآیند شیمیایی شدن (سوختن خاک وتجزیه آب) در انسان وکره زمین را تسریع می کند حرام است؟آیا این اقدامات واختراعات از عملکرد مفید انسانهاست؟نشانه برتری است؟ازبین بردن اکسیژن کره خاکی ما و تنها ماوای انسانها زمین یک جنایت بشری است.اگرچه بدعت فقط ازان الله است .وآنچه در زمان ما دردنیای ما اتفاق می افتد ومارا درجبر نابودی ونیستی قرار میدهد از بدعت الله درعرش سرچشمه گرفته است . ( این زندگی دنیاچیزی جز بازی وسرگرمی نیست بدانیدکه سرای آخرت سرای زندگی حقیقی است کاش این نکته را می فهمیدید.)سوره عنکبوت آیه شصت وچهار (اکنون رهایشان کن تادرافکارباطل خویش فرو روندوسرگرم باشندتا روزی را که به آنها وعده داه شده است ملاقات نمایند) سوره زخرف آیه هشتادوسه ای رهاشدگان ای اهل باطل بازی وسرگرمی واین همه قتل. این همه جنایت.و همانطورکه درقبل آمد (این خداست که هرجنبنده ای را ازاب افریده واکنون بعضی ازانها برشکم خودمی خزندوبعضی روی دوپای خودراه میروندو برخی برچهارپا .خداوندانچه بخواهدخلق می کندزیرا برهرکاری تواناست) سوره نورآیه چهل وپنج (اوکسی است که انسان را ازاب افریدوبرای اونسب وسبب قراردادبدان که پروردگارتوتواناست) سوره فرقان آیه پنجاه وچهار (ایامنکران حقیقت نمی دانند که روزی درهای آسمانها وزمین بسته بود وما آنهاراگشودیم. وازآب هرچیزی را حیات وزندگی بخشیدیم. آیابازهم حقایق را باورنمی کنند)سوره انبیاء آیه سی اولین عنصر درعرش ( واولین موجودملائک بوده اند)ودرطبیعت دنیاآب بوده است.وخاک ( آدم)ازآب گرفته میشود.وگازنیز. .اکنون مادردنیا نیزجلوه های بسیاری ازاشکال مایع رادر حالت گاز می بینیم مایعاتی که تبدیل به گازمیشوند .نفت .گاز .بنزین . بخارات و.... راز پرهیزاز دوستی انسان باشیطان تبدیل شدن آب موجوددر بدن انسان به گازیا بخاراست. ( کبودی یاخونمردگی از علائم نرسیدن هوایااکسیژن است به انسان .آیا اتش دی اکیسدکربن تولیدنمی کند؟جسم انسان اولین عکس العمل را کمبود اکسیزن نشان می دهد. کوچک شدن زمین . کمبوداب .ازبین رفتن لایه ازون همه ازمخاطراتی است که جهان مارا درخطرنابودی قرار داده است.و قران این کتاب بزرگ چگونه باید به ماهشداربدهد که قیامت خواهدامد. وجهان ما درجبراز تسلیم به نیستی و نابودی است آیا برای شما سوآل برانگیز نیست که چرا چاههای نفت وگازدر زمان ما به فراوانی کشف میشوند؟ پدران آباء .واجدادی که روزی فراموش شده انداکنون ما رهاشدگان را رهانمی کنند)هرچقدر مردم جهان درارتدادافراط وتفریط را پیشه کنند .ازبین رفتن آنها وجهان بصورت گازرا ممکن وسریعترخواهندکرد.اگر چاههای گازونفت که بصورت مایع به سطح زمین می آیند وآتش میگیرند فقط به دلیل فرایندشیمیایی است که به صورت جبر (و طبیعی چون اجتناب وتغییرآن محال وغیرممکن است)درآنها اثبات شده است ما درانسان بسیاری ازبیماریهایی که بادوستی باشیطان درانسان باعث تغییر درفرآیند جبری ساختمان بدن یک انسان میشود رامی بینیم مثل بیماری ایدز. ایدز درواقع سوختن تدریجی بدن است یک عامل شیمیایی است که درنتیجه تغییری پنهان در جسم انسان(همسوبا تضاددرعمل سلولها) آشکارمیشودویا بیماری برص. (آنچه درنزدشماست نابودشدنی *است (شماست اکنون نزدماست ودرحال هم نابودمیشود) اما آنچه نزدالله است جاویدوبرقراراست ) قسمتی ازآیه نودوشش سوره نحل ( ای پرورنده ما.همانا توگردآورنده *همه مردمی آن هم در روزی که هیچ تردیدی دروجودآن نیست بدانید خداوندازوعده اش تخلف نمی کند) سوره آل عمران آیه نه بازهم جبر. یادآوری .یاداوری وهشداربه فتنه الزایمرموروثی.انسان با فراموشی ازبازگشت غافل میشود ازالله غافل میشود ازگواهی وشهادت خود رویگردان میشود (بگوآیا بینا ونابینا برابرندیا ظلمات ونوریکسانندویاشریکانی که برای خداقائل شده اید مخلوقاتی چون مخلوقات اودارند حقیقت آفرینش برآنهامشتبه شده است) قسمتی ازآیه شانزده رعد ( آیاکسی که * می داندآنچه از سوی پروردگارت نازل شده حق است باکسی که نسبت به این حقیقت کوراست برابر است تنهاخردمندان *درک می کنند) آیه نوزده از سوره رعد مقایسه امت واحده عرش ( سوره ص).امت واحده زمانی که عرش الله برروی اب بود(سوره هودس) وامت واحده فرزندان بنی آدم درسوره اعراف تصاویری یکسان و برابرازتسلیم همه ایمان آورندگان است .ایمان اورندگان می بینند می شنوند .درک می کنند . عقلانیت آنها برجنون برتری دارد تاآن زمانی که خواسته شیطان تبدیل به اراده میشود . ببینید شیطان درعرش ادعا می کند که اکثریت بندگان الله را درمسیرگمراهی حیران وسرگردان خواهدکرد. زمانی که این قول وگفته شیطان ادا میشود اراده (باش)الله .برای اهداف واوهام اودرزمین ودنیا میسرمیگردد.یکی از مشخصات شیطان در جدایی اوازجمع ایمان آورندگان انزوا یا خودمختاری یاتک روی یاخودپرستی اوست.همین مشخصه شیطان یکی از آفات درناتوانی درتشکیل امت واحددربین ایمان آورندگان در زمین میشود. واما امت واحده ونقش آن در ادیان توحیدی نیز درقرآن بوضوح آمده است .دین توحیدبراساس برابری وعدالت بین انسانها آمده است . و حضرت پیامبر اگرچه درمقام در اولویت قرارمیگیرداماهمواره ازتشکیل امت واحده نهی میشود. دلیل ان هم جزآن نیست که باتشکیل امت واحده پیامبر در صدراین امت می نشیندیا به گفته دیگر یک نوع حاکمیت فردی برجمع یا امت را بدعت می کند.واین چنین جبرباش حاکمیت انسان برانسانهادردین توحیدمردودمیشوددرحالیکه حاکمیت برانسانها و قدرت مسلط برجهان آفرینش فقط ازآن الله است. خواننده خوب جبرموقعیت باش اولین اراده ثابت است برتشکیل امت واحده .هرچیزی که درموقعیت باش قراربگیردجبرا زنده میشود. تشکیل میشود .اگرالله پیامبرش را از تشکیل چنین امتی نهی می کند .تشکیل این امت درجبر باش الله قرارندارد.بنابراین ما با اجبار در دین در تمامیت پیروان ادیان توحیدی قرارنمیگیریم. (خواننده خوب آنچه درکشورهای اسلامی؟ در زمان اکنون با حاکمیت وحکومت نامشروع بصورت قانون درآمده است جزشعاری دروغین ازدین محمدص یا موسی س یا عیسی س بیش نیست بعدازباطل شدن حکومت انسان برانسان درزمان ظهوردین بنی اسراییل ادیان توحیدی همه پیامبران درتضادوهشداربا درقراری چنین حکومتهایی به مردم جهان عرضه شده اند اماآنچه اکثریت درجهان ما مدعی ان هستند چون بطورکامل وتسلیم ازالله و پیامبران پیروی نمی کنند و از انحراف از ادیان بوجودآمده اند)به نام اکثریت بعضی اهل کتاب درقرآن آمده اند .اما لازم به ذکراست که کافران ومشرکان حتی حکومت کنونی ایران ( قانون گرایان. مدعیان مادیگرایی) موفق به تشکیل امت از نوع خودخواهندشد.و تشکیل شدن این امت نیز بواسطه رویگردانی ازایات حق وتجاوز= اجازه خودرا دردین الله با طغیان وعصیان ازحق مشروع جلوه دادن وتظاهربه مشروعیت داشتن است.وردشدن ازهشدارهای الله ورسول است.آیه (دین من برای* من .دین شمابرای شما) سوره کافرون نیزاز تشکیل امت واحده کفرمی گوید. وما بارها از اکثریت واردشوندگان به عذاب الهی گفتیم و این حقیر( فقط دردرگاه الله) از تشابه افزون شدن اشکال آتش در زمان حال به عنوان نمادی از اکثریت جهنمیان یا نمادی ازگوناگونی امتهای کوچک وبزرگ واحده کفربرای شما گفته ام باتوجه با آیه (جبرموجودشدن درموقعیت باش الله) این امت کفراگرهم تشکیل بشود امتی مرده خواهد بود.( در زمان حذف میشوند.انفطاروتجزیه برانهاجبرمیشود) .اکثریتی دچارناتوانیهاوابتلائات جن زدگی. درقسمتی از این مطلب از نام دوبیماری برص وایدز که ازعوارض جسمی ارتداداست نام آورده شده است .عوارض این دوبیماری را اگربکاویم ما با ازبین رفتن تدریجی بشرخاکی مواجه خواهیم بود . این شکل بیماری را اگر دربعد بزرگتر آن تجسم بکنیم درواقع نوعی بیان غیرمستقیم خواهدبود برای شکست ونابودی امت واحده کفروشرک ودلیل آن هم تضاددرعقاید واختلافات دفع کننده گروههای تشکیل دهنده امت کفروشرک خواهدبود).البته میتوان بیماری جنون ( دیوانگی) را به گروه بیماریهای درونی ارتداد افزود .درامت واحده کفر . اکثریت گاه از درون دچار اختلاف وتضادمیشوند و اتحاد مصنوعی ساخته شده را از بین خواهندبرد ویا ازبیرون درموضع حمله به یکدیگرقرارخواهندگرفت.چه فرق می کند این اکثریت چون درکلیت نمی بینند چون غالبا نمی دانند . یا نمی شنوند یا عقلانیت آنها در نازل ترین حد درک و سنجش است همواره با یکدیگر درحالت تهاجمی خواهندبود .واین تهاجم جمعیت بزرگ آنهارامتلاشی خواهدکرد. .گفته شد وبازهم مکرر تکرارمی کنم حکومت ایران حتی اگربتواند امت واحده اسلامی؟راتشکیل بدهد چون از لحاظ دینی درگروه بعضی اهل کتاب ( اکثریت تشیع ) است محکوم خواهدبود به جبرنابودی ونیستی .ازدیگرکشورهایی که میتوان از آن بعنوان یکی ازپیروان اهل کتاب نام برد کشور اسراییل است همه ما می دانیم اکثریت جمعیت کشور اسراییل را قوم یهود بامذاهب ابتکارشده که ازذریه پدرانشان برآنها تحمیل شده است قراردارند.جدیت برای تشکیل امتی که درجهت برآورده شدن (آرزوها واوهام ) پدران اکنون براین کشورحاکم شده است و اگربرطریق کنونی ادامه پیدا بکند قوم یهودرا نابودخواهدکرد.به زبانی دیگرلایه لایه شدن گروه گروه شدن تکه تکه شدن این جوامع مسبب پراکندگی وعدم وحدت آنها خواهدبود درشکل بیماری همین انشقاق رادربرص وایدز میتوان دید که موجب فرسایش خاک (جسم )میشونداگرچه در زمان ما مردم کشورها دراکثریت کفروشرک وارتداد قراردارند نام بردن ازآنها ودلیل نابودی آنهاوسعت وقت می خواهد. وامادریک جمله ساده خاک یعنی ایران یعنی اسراییل یعنی آمریکا یعنی ............ همین جبر ( تجزیه جسم انسان) کلیت جوامع بزرگ حقوق بشری را تهدیدمی کند وهر روزکه می گذرد اجماع آنها کوچک وکوچکترمیشود ودر تاخیروتعجیل در جبر انشقاق تداخل و تلاش بشرامروزاثری نخواهدداشت. درآیه زیرما از رهاشدن گمراهان( کسانی که راهی دیگرجزدین توحید )راانتخاب کرده اند می خوانیم .این رهاشدگان اگر درمسیر راست ودرست الهی قرارنگیرند دامنه نیستی ونابودی آنها گروههای دیگر ارتداد را نیز به سقوط وهلاکت خواهدافکند. (آنها خودشدیدا بایکدیگردرگیرند.درنگاه اول آنها رامتحدمی بینی اما قلبهایشان ازیکدیگردوراست واین به خاطرانست که قومی نافهمند)قسمتی ازآیه چهارده سوره حشر ( قسم به قرآن پندآموز که کافران همواره گرفتار غرور اختلافند)سوره ص آیات یک ودو به آیه چهارده سوره حشر توجه کنید اینگونه اختلاف در جسم انسان ودرجهان آفرینش نیز تاثیرگذاراست .همین اختلافات وتضادی که دربین جوامع یا امتهای کفر وجود دارد بازتاب آنها نیز دربیماریهای جسمی وروحی انسان آشکارا درموقعیت باش قرارمیگیرد و به علت دراکثریت این گروهها( شرک وکفر) جهان نیز در خطر بیماری متاثرازشرک وکفرانسانها قرارمیگیرد . خاک .همه دنیای ما ازخاک است و آب. بیماریها آب وخاک انسانهارا تجزیه می کنند . محیط را آلوده می کنند و قبل از این نتیجه اکنون برای شماآورده شده است . آیا این نهایت ناسپاسی نیست؟ (هرکس را خدا درگمراهی گذاردهیچ هدایت کننده ای برای اونخواهدبود وخداآنهارا درسرکشی و طغیان رهامی کندتا حیران وسرگردان بمانند)سوره اعراف آیه صدوهشتادوشش درآغاز آیه ( صدوهشتادوشش) سوره اعراف از فردیت گفته میشود که هدایت اوبی نتیجه بوده است یک شخص که نمی بیند یک شخص که نمی شنود .یک شخص که درک نمی کند و..... امادر جمله دوم ما از جمع آنها می خوانیم .دراین آیه درواقع به تشکیل شدن امت یا امتهای کوچک ازگمراهان یا بیماران توسط طاغوت اشاره میشود . دل بستن به حکومت گوساله طلایی و مرده سامری برای پیروان دین موسی س. آسان تر است از ایمان آوردن به خالقی که زنده است امادیده نمیشود.ارجح بودن وبرتری مادیات درمقابل معنویات ( یانیروی جاذبه زمین)دراین گروه متاسفانه باعث رویگردانی اکثریت از دین الله میشود.مابایدایمان بیاوریم که آنچه نزدماست نابودشدنی است .جنگ برای حکومت بامردم؟جنگ برای تسلط بر مسلمانان ؟ (برای هرامتی راه ورسمی قراردادیم که بواسطه آن عبادت می کنندپس دراین امر نبایدباتوبه نزاع برخیزنداماتوهمواره مردم رابسوی پروردگارت دعوت کن زیراتو همواره برهدایت راست وراستین قرارداری ) سوره حج .آیه شصت وهفت این ایه گویای دشمنی ونفی دعوت به دین توحید توسط امت های مختلف است .امت هایی که در عقاید درگوناگونی هستند .(دین من برای من دین شمابرای شما) جای تعجب داردکه امرباش دردعوت پیامبر باعث سماجت در مقابل حضرت رسول بشود .اینگونه است که اکثریت مرگ خودرا خودشان انتخاب می کنند.مرگی جبری و آتشین. ما دردین با بودن ونبودن هستی ونیستی .تاریکی وروشنی نور وظلمت .حق وباطل و.خیر وشر. درمسیر تکامل انسانی همراه میشویم. ( بی شک ماشیاطین را اولیاء کسانی قراردادیم که ایمان نمی آورند) سوره اعراف آیه بیست وهفت (روزی که خداهمه رامحشورکندگویدای جماعت جنیان بسیاری از ازانسانهاراپیروخودتان کردید) قسمتی ازایه صدوبیست وهشت سوره انعام ( روزی که خداهمه آنهاراگردآوردبه فرشتگان می گوید آیااینهابودندکه شمارا عبادت می کردند؟ گویندپاک ومنزهی تو توولی ماهستی نه آنها اینان جنیان را عبادت می کردندوبه آنهاایمان داشتند) سوره سباء آیات چهل وچهل ویک دراین آیات به سرانجام امت های واحده کفروشرک پرداخته شده است . اکثریتی که درگوناگونی عقاید دراکثریت قرارداشته اند.ومی بینیدکه با استنادبه این آیات اکثریت کفروشرک دردنیا درتشکیل دروحدت یک امت موفق بوده اند. *( کسی که آسمانها وزمین و آنچه را درمیان آنهاست رادرشش روز آفریدسپس به عرش پرداخت. خدای رحمان است پس از اوبپرس تا آگاه شوی) سوره فرقان آیه پنجاه ونه *این قاب ادامه دارد ******************************* ورویا . رویاهایی که می خوانید رویای صادقه (سبد) * خودم را درخواب می بینم که چشمهایم بسته است.همه جاروشن است . آرام است. هیچ چیزدیگری با من نیست . خاک نیست وصدانیست . خاموشی است . آنجا چه می کنم . دریک خانه دریک باغ بزرگ که حصارش ناپیداست. با درختانی زیبا وهوایی به روشنی رویا. خانواده هستند. اما من بایدجایی بروم بایدبروم. من آن بالا خودم را می بینم. ایستاده ام .شاداب و سرحالم.من ( آن من ) دیگراز بالا به پایین ترمی آیم آه .می بینم روبروی من خانواده ایستاده اند. می پرسم( برای نهارباید سبزی را از باغ آورد) نه سبزی بهانه است من بایدبروم. قدم زنان در باغی که بسیاربزرگ است زیباست .نورهست. صدای آب می آید.اکنون نیز ازبالا دارم خودم را می بینم. باچشمانی که کنجکاواست وان یکی ( منی که قدم میزند) را رهانمی کند درحالیکه ازآن بالا ودرسمت راست اورا ازپشت می بینم . خوابم میبرد. امانبایدبخوابم. اودرکنارنهری آب نشسه است با سبدی پرازسبزی.یک سبدحصیری بزرگ .که زیبا ومحکم بافته شده است . نشسته ام کنار نهرآب اما جورا از لابلای برگ درختان می بینم خشک است .( می گویم باخودم خشک است) و صورتم را به سوی بالا بسوی آسمان می کنم . الله هست . همه جاروشن است . آن من دیگر رادرآسمان بالای سرم نمی بینم .فقط الله را حس می کنم ومی بینم. تنگاهم به بالا ست .نمی دانم چه زمانی می گذرد .من به بااو بودن نیاز دارم . زمان رانمی شناسم . همه جاروشن است. ان منم کنار نهرننشسته ام چندقدم آن طرفتردورتر نشسته ام. اما وقتی از بالا به او( آن من دیگر) نگاه می کنم گویا بالای جوایستاده ام .شاید آن من باشم. درنهرآب است می خواهم نهر لبالب بشود ومیشود.پرمیشود گفتی می خواهد طغیان کنداما نه آرام درجریان است . سبد سبزی رازیرآب می کنم نه ان را به زیرآب فرونمی برم اما سبزیها خیس و اب از اطراف سبد قطره قطره می چکد چه کسی سبزی راشست؟ از خودم نمی پرسم . فقط می بینم که می پرسم. فقط دیدنش سوآل است اما درنبودن سوآل. سبدرا برمی دارم بر روی دست وروی شانه ام چپم می گذارم . می گویم سبزیها خیسند الان خیس میشوم . من وقتی به آن نگاه می کنم آب روشن تر از نور دراطراف سبد آویزان می بینم اما نمی چکند؟باخودم می گویم الان آب می چکد خیس میشوم . اما آب صورت مرا می شوید بدون آنکه به آن دست بزنم. یک پارچ اب از سبد تمام صورت مرا می شوید خنک می شوم اما خیس نمی شوم. به سبد نگاه می کنم سبزیها شادابند خشک هستند آب ندارند .ای سبد توچه نوری داری؟ آرام برمی گردم خودم نمی دانم کجابودم شاید اورا تنها گذاشته ام آن من دیگر را . چه زمانی نمی دانم. برگشته ام . او آنجاست من اورا می بینم منی که در زمین غرق درخوابم.. به سبزیها نگاه می کند .من هم به اونزدیک می شوم می خواهم ببینم چه را نگاه می کند ؟سبزیها تمیزند؟ سبزیهابیشترشده اند . او( آن من دیگر)پشت دراست . دری که به دیواری متصل نیست فقط یک دراست .اوباید واردآن اتاق بشود ناگهان دخترکی باهیکل بلند از درمی آیدبیرون . نمی دانم چگونه بلندشد ان قدرکه توانست سبد سبزی را از بالا ببیند. اشتهایش برای خوردن سبزی بازشد اما من اجازه نمی دهم اونگاهش راتکرارکند . وقتی می خواستم وارد اتاق بشوم یک تربچه با کله قرمزش از توی سبدافتاد دخترک با سرعت انرا برداشت .نگاهش می گفت که انرا ازان خودش می دانداما من عقیده دیگری داشتم.تربچه را باعجله ازدستش قاپیدم .اوکجارفت؟ هیچکس درآنجانبوداما من باید وارد آن اتاق بشوم دخترک دررا باز گذاشته است .اما من باید در را باز کنم .ودررا باز می کنم و دنیایی از نوراست که درآن گم میشوم.آرام به آسمان می روم بدون آنکه بتوانم خودم رانگه دارم مثل بادکنک وبی اراده سبدی در دست من نیست .هیچ کجا پیدانیست و.من درروشنایی نوری سپید محومیشوم. *وصبح است واومرا باسبدی پرازنوربه آسمان دعوت کرده است . ************ رویای صادقه ( تا) *درخوابم .اما درخواب به هرکجاسرک می کشم. ان منم دراوج بالاتر از هرچه هست که آنجا هیچ نیست . آن منم انجا افتاده ام غرق درخواب وروبه آسمان . کمی تاریکم .می چرخم نیم دایره دراطراف خودم که اوراغرق درخواب می بینم. فقط نگاه می کنم. آرام شده ام. منی که درخوابم ودرنیمه تاریک اوج حس می کنم نیرویی برمن واردمیشود یک نیرو برصورتم متمرکز میشود.آنراحس می کنم. . توآنجا چه می کنی ؟ صورتم روشن شده است . آرام است. او آنجاست .الله انجاست درحجاب. می بینمش .می دانم که مراقب من است خیلی نزدیک است شایددرحدودسه مترکمی بیشتر. نگاهم می کنداما ساکت است کسانی دراطرافش هستند صدای زمزمه انهارا می شنوم اما کنجکاونمیشوم .جلوترنمی روم آنها را ببینم. گاهی تک دستی یکی ازآنها را دراطراف الله می بینم. اگرچه درخوابم اما می بینم. پس نیرو از وجوداوبود. بایدپایین بروم من آن منی که در خاک زمین در خوابم اورا از روبرو می بینم لباس بلندی پوشیده است آرام از پله هایی پایین می آیداگرچه پله ای دیده نمیشود . دراوج تاریک آسمان . دارم پایین می آیم نگاهم به پایین است جز تاریکی جو هیچ نمی بینم اما نمی ترسم. قراراست جایی بروم. هواخنک است . ستاره ها درخوابند. من بال نمی زنم . ایستاده پایین می آیم از پله هایی که وجودندارند .باید بروم سراغ او . آن منی که دردنیا درخواب است والله همچنان نگاهم می کند ازمن دورنمیشود . . آن منم مثل تکه گوشت بیجانی غرق درخواب ازتاریکی که حالا دیگر پاره شده از پهلو آرام بر روی زمین گذاشته میشوم. با دستهایی که نمی بینم اما می شناسم. حس سنگینی به من دست می دهد واین سنگینی جسم من با زمین برخوردمی کند اما هیچ دردی حس نمی کنم . فقط زمین را سختی اش را می فهمم. گفتی درخواب غلت زده ام .امانه. من دربیداری دراوج آسمان واز پارگی آسمان تاریک بر روی زمین گذاشته شدم وحالا خوابیده ام.فقط بایک صدای خفیف .فقط یک صدا *با صبح تسلیم به خاک امدم تادرسجده با او که مرانگاه می کنداززیبایی پرستش اوبگویم. ************* رویای صادقه ( جنوب) *درآن بالا هستم .دیده نمی شوم اما هستم سروصدایی که به راه انداخته ام میگوید که ان بالا هستم. مرتب حرف می زنم اما همه جا تاریک است. ومن خودم را نمی بینم .عجیب است ان قدرتاریک نیست که خودم را نبینم . من ( ان منی که دارم به دنبال او همه جارا می کاوم) نفس می کشم هواخنک است وپاک . آه آنجاهستم سمت راست .بزرگم وزنده ام دارم نگاه می کنم به یک مکان . چه رویایی است.چه رنگهای دل نشین و چشم نوازی دارد . دیدن این منظره آرامش بخش است اما فاصله ان مکان ازمن بسیار دوراست .من ان بالا هستم ومنظره پایین است آنجا روزاست ودرزمین ومن درشبم ودرآسمان سیاه. خم شده ام ودارم ازان بالا خیره به زیبایی آنچه می بینم خیره نگاه می کنم. ناگاه اوبرمی گردد اوکه دربالا بود اما من نمی یافتمش . درتاریکی بود وجز صدایش هیچ اثری ازاونبود. آن من دیگر.باسرعت روبروی من آمدآنجاکه من می بینم .منی که درخوابم .اما چشمهایم باز است بازصدامی پیچدهرلحظه صدا بلند وبلندترمیشود صدای یک نفرنیست چندنفرنداما دیده نمی شوندمی گویند( ما روزی گرد خواهیم آمد)من باورم اعتمادبه حرف آنهاست اما به کجاخواهیم رفت . به کجا؟خواهیم رفت؟این سوآل را آن زنی که دیده نمیشود اما در تاریکی هست مثل من که قبل از اوبودم اما فقط صدایم بود.ازمن می پرسد من که می گویم( ما روزی گردخواهیم آمد) این جمله تکرارمیشود چندبار این بارمن گفتم. ومن چشمهایم را در خواب می بندم ومی گویم (همه گردخواهیم آمد وبه سوی جنوب خواهیم رفت)جنوب. به یک محیط تاریک آمده ام. وزمین را ازآسمان می بینم از دور.ما به جنوب خواهیم رفت بایدجنوب را ببینم. یک ( فلش) بارنگ سپید را بربالای زمین ( با فاصله بلندی نیم متر)می بینم مرتب درحرکت است این فلش داردمسیرجنوب را به من نشان می دهد به من که تاریکم اما درآسمان .وتکه ای از یک خاک را می بینم از زمین اگرچه ازمن دورنیست .بافلشی که گفتی زنده است. می گویم ( جنوب وجنوب یعنی خوزستان)وازخواب می پرم. *ای جنوب من برگشته ام وبا صبح به توسلام می کنم. ************* رویای صادقه ( فرودآمدن) * ازجایی برگشته ام .نمی دانم ازکجا اما اکنون درتاریکی ام. دراوج آسمان . مکانی درتاریکی از آسمان اما جدا بادیواری سیاه که انتها و آغاز ان ناپیداست. آنجا خوابیده است .آن من دیگر را می گویم .با اویکی می شوم فقط با یک قدم.از احساس خنکی هوالذت می برم .حالا دراز به دراز خوابیده ام در روشنی . آه آن دیگرکیست؟ یک زن است . با اخم دارد نگاهم می کند مرتب غرمی زند . فاصله اش بامن که در آسمان خوابیده ام دربلندی است شاید فقط چندسانت . او سمت راست من است فقط چهره اش از تاریکی آسمان خارج شده است تنه اش را نمی بینم. اواز لای تاریکی آسمان تمام مرا می بیند من هم فقط چهره اش را که کمی عبوس است .کمی دلگیرمی شوم به من غرمی زندازاومی رنجم باخودم می گویم( چه شده است) ونگاهش می کنم. آن منم .ان من دیگر همیشه فکرمی کنم اوبایدمن باشداگرچه تاریک است .با حالت چهره ام به اومی گویم که از دستش رنجیده ام از خودم. کمی درحالت دراز به دراز تکانی می خورم .چه می گفت . باخودم می گویم باید بیداربشوم. حتما همینطوراست باید بیداربشوم. *وبیدارمی شوم همراه با او که درانتظارمن بود تا با من به زمین بیایدوبه صبح برسد. ************* رویای صادقه ( همراه خوب) *درتاریکیها به هر جایی سرک می کشم. از او ازآن من دیگرهیچ نمی دانم .اودرخواب است . اوبایدبخوابد. صدایی می شنوم صدای صحبت عده ای به گوشم می رسد. من هم درحال صحبت هستم . با زنانی که تعدادشان زیادنیست. ازآنها هیچکس را نمی شناسم. دراوج آسمان هستم. درتاریکی. او( آن من دیگر)که درخواب بود من بسیار شادابم درجمع ان زنان احساس می کنم که احتیاج به چنین آمدوشدی داشته ام . آن زنهایی که هم صحبت من بودند بدرقه ام می کنند گویا من بایدجایی بروم. یکی ازآنها بامن همراه میشودشاید خودمن باشد .من که فکرمی کنم این چنین باشد من دیگری از من . اما من نیستم . آن منی که دارم دردنیا ودرخواب آنها رانگاه می کنم. یکی ازآنهاکه ازمن بود بسیارآرام بود واین زنی که بامن همراه شد چهره امرانه ای داشت . او منم . بامن یکی میشود.از اوج آسمان قدم زنان پایین می آییم .مثل پایین امدن از یک شیب که پایین آمدن ازآن سرعتی نخواهد. به یک درمی رسیم. من باخودم می گویم (باید بگویم کجابوده ام؟)او میگوید ( تواز یک مهمانی برگشته ای)گرچه من به سخن از او سوآلی نمی پرسم. به خودم می گویم( من ازمهمانی برگشته ام)بایدخوشحال باشم که با انها بوده ام. فراموشم شد باید چه بگویم. پشت درایستاده ایم. دری یک لنگه که بسته هم هست. رنگ ان روشن است و برای من جالب . اما اودرمی زند. یک ضربه .دوضربه *بیدارشده ام .دراین صبح ازمهمانی برگشته ام. * شاید برای توجالب باشد خواننده خوب که من با ابراز دلتنگی از دوری الله از اوخواستم درمن احساس دوری را یانزدیکی اش را به من ثابت بکند. واوبا این رویا به من گفت که به یادمن هست همانطورکه من به یاداوهستم. *********** رویای صادقه( لباس سبک) *درخوابم.دراوج آسمانهاهستم .درتاریکی. اززمین جدایم. نمی افتم اما. درآنجا که هیچ زمینی نیست درحال گشت وگذارم. باکسانی که نمی شناسمشان. هواخنک است و من احساس امنیت می کنم .چه مدت می گذردباانها هستم ؟ نمی دانم.یکی ازآنها به آرامی به بازویم می زند .می گوید( وقت آن شده که برگردی).لبخندمی Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} لبخندمی زنم .خیلی زود می پذیرم که بایدبرگردم. هیچ نمی گویم هیچ نمی پرسم . اعتراضی هم ندارم. من درآسمانم. ان من دیگر غرق درخواب را نمی بینم نمی دانم چرا رهایش کرده ام ؟کجا ست؟. من منی که در زمین درخوابم ورویا می بینم اما اورا می بینم. لباس بلندی پوشیده است لباسی که هرگزنپوشیده است . با دامنی بلندوگشاد .اما نمیشودگفت که اواز لباس خوشش نمی آید .شایدعادت دارد خاموش باشد. اما من منی که لباس بلند پوشیده ام با رنگی گیرا بسیارشادابم. غرق درآرامشم. ودارم پایین می آیم. دامن آن لباس عجیب مثل قایق بادی توی آسمان پف کرده است .من خیره به پایین نگاه می کنم ودرخنکی هوا آرام آرام برزمین می نشینم .از اوج آسمان تاروی زمین فاصله ای نیست. همه جاروشن است چلچراغانی است اگرچه من از زمان نمی دانم. حس می کنم دامن آن لباس سبک .حالا سنگین شده است. *صبح است او( آن من دیگر)به من برگشته است . بااویکی شده ام. قراراست باهم به صبح سجده کنیم. وقتی روی خودرابه سمتهای مختلف آسمان می گردانی چهره ات را می بینیم. می دانیم چه می خواهی .تورابه سمت قبله ای که دوست می داری و آرزویش را می کنی می گردانیم .پس هم اکنون رویت را سوی مسجدالحرام کن قبله تو واهل ایمان آنجاست) قسمتی از آیه صدوچهل وچهارازسوره بقره ************* ( به نام خداوندبخشاینده مهربان. ) ( آیاآفرینش شما سخت تراست یا این آسمانی که خدابناکرده است ؟سقفش رابرافراشت وآن را منظم نمود.شبش را تاریک وروزش را روشن ساخت. وزمین را بعدازآن گسترش داد.(گسترش دادزمین کوچک را؟)وازآن آب وچراه گاههایش رابیرون آورد.وکوههارااستوارنمود.ان هم برای بهره گیری شما وچهارپایانتان.هنگامی که حادثه بزرگ واقع شود.درآن روز انسان عملکردهایش را به یادخواهداورد.وجهنم خودرا برای هربیننده ای آشکارخواهدساخت.آنگاه کسی که ازمرز حق پافراترنهاده وزندگی دنیارا انتخاب نموده .جایگاهش جهنم خواهدبود واما کسی که ازمقام پروردگارش ترسیده و نفس خویش را ازهواهای بی ارزش نهی نموده بهشت جایگاهش خواهدبود.ازتودرباره قیامت می پرسند .دانستن زمان آن به کارتوآیدنهایت آن بسوی پروردگارتوست توفقط برای کسانی که ازوقوع آن هراسان هستند یک هشداردهنده ای. چون درآن روزقیامت را ببینند می پندارندکه دردنیا جزشامگاه یا صبحگاهی نبوده اند) سوره نازعات آیات بیست وهفت تا چهل وشش منتظری درانتظارنور * دی ماه یلدایی رنگ (فرشتگان وروح بسوی الله عروج می کنند در روزی که مدتش پنجاه هزارسال می باشد ) سوره معارج آیه چهار ( خداچون اراده کاری کندفقط *می گویدموجود شو بی درنگ موجودمی شود) قسمتی ازآیه سی وپنج سوره مریم.س (ونیزمریم دخترعمران رامثال می زندکسی که پاکدامنی خودراحفظ کردو سرانجام مانیزاز روح خودمان درآن دمیدیم. ) قسمتی آیه دوازده سوره تحریم مساح .مسح .(مسیح ). مسیح تنها دم الله یانفس یاکلمه الله است که بعدازطی پنجاه هزارسال فاصله ازعرش تا دنیا ((کشیده))شد تا به روح القدس رسیدواوکلمه ( باش) عیسی بن مریم س رادرزمین برمریم س القاءکرد میلاد عیسی بن مریم س پیامبرنویدبخش عشق ودوستی وعیدکریسمس را به همه مسلمانان ادیان الهی درسرتاسرجهان تبریک می گویم. *ایران ما. خوزستان ای حکومتگران وای خواص ایران ما.قرنها از طلوع وظهوردین محمدص می گذرد.اما این رسوایی است که شما با گذشتن ازآیات الله که الله جبرنموده است که حقایق (گفته های الله)صریح و روشن وبدون تفسیر دراین کتاب آمده است با نام دین اقدام به مجادله با آیات گفته های الله کرده ایدو دین ودیانت ودنیا و آخرت میلیونها انسان را باتحمیل اصل ولایت فقیه به بازی گرفته اید.به شما هشدارمیدهم که ازعاقبت این ارتداد بترسید اگرچه به یقیین می دانم در روزیکه به این آیه ایمان می آورید بسیاردیراست. ( به آنهایی که نسبت به حقایق کافرشدند ندا دهند که دشمنی خداوند نسبت به شما .ازدشمنی خودتان نسبت به خودتان بزرگتراست. زیرادردنیابه ایمان آوردن به حقایق دعوت شدیداما همگی کفرورزیدید) سوره غافرآیه ده
+ نوشته شده در شنبه نهم دی ۱۳۹۱ ساعت 22:1 توسط منتظر
|
بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه