حلقه ی سبز

***بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه ... خواب ( حلقه سبز )

سلام مرا از کنار ققنوسهای آتشین  استان خوزستان پذیرا باشید

آه  مدتی دلم برای دیدن الله نور تنگ شده است برای تنهاییش غمگنانه می اندیشم بی او گویی جسم مرده ای خالی از روح نیستم وآه روح وآب . تشنگی دیدارش مرا در زمین خاک تنها تر و تنهاتر کرده است . آه مهربان خواستنی آه همدم روزهای زندگی به دیدار تو بیش از نفس محتاجم واما....با خودم قرار گذارده بودم که تورا با زیباترین نام از اسماء الله به دنیای نور دعوت کنم اما مثل اینکه موعدش نشد تا اینکه

نمی دانم ازکجا آغاز کنم از در  گیر بودن با مسائل عدیده زندگی ویا از رنج مردم کشورمان که گویی بر آنها تلقین شده  مادام العمرباید ؟؟؟ مواجه با سیر قهقرایی سرنوشتی باشندکه طبق خواسته های آنها در حرکت  نیست. برنامه کذایی یارانه های حکومت نظام من +شیطان که جز بهانه ای برای تحمیل  هزینه های سرسام آور دولت بر دوش مرد م نا آگاه ایران زمین نمی باشد و بی توجهی به فلاکت  سطح گستر ده ای از مردم افکار مرا مدتها ست به خود مشغول کرده است ناتوانی اقتصادی دولت نخبه هاله نور ؟ ورکورد شکن در معضل و غرق شدن جامعه ما در فساد و محرومیت فرهنگی و اقتصادی روح و روان مرا به سختی در گیر  به خودکرده است .براستی چرا؟راستی این اختیار است یا جبر ؟می دانم که شما پاسخ این سوآل را می دانید

اما نظر تو ای خوب در باره ( جنبش سبز) چیست ؟فکر می کنید آیا اندیشه ها و نکته سنجی های آقای  سیدمیرحسین موسوی می تواند برافکار سیاه فقر گرا و جهل گرایانه غلبه کند؟؟؟؟

امامن ناتوان وقتی از الله نور الله احد این سوال راپرسیدم حاصل آن رویت رویایی بود که اطمینان دارم دوست دارید شما هم  به حقیقت آن برسید*پس بامن به دنیای رویاهای صادقه نور بیایید

 

***درمکانی بسیار بزرگ هستم که دیوارهای محدود کننده ای ندارد و جمعیت بسیاری هم در آنجا دعوت دارند اکثر آنها را می شناسم و من  غرق در تفکرمسئله ای هستم که باید از رازش آگاه بشوم مرتب به همه سرک می کشم گویی همه چیز باید در کنترل من ؟باشد بالا خره باید دربین جمع حاضر بشوم این طور که نمیشود و حالا این منم من ضعیف من ناتوان که در وسط این جمعیت شلوغ و پر سرو صدا ایستاده ام در ایوانی بزرگ که سطح آن تا زمین فقط یک پله می خورد و دو سمت چپ و راستم از جمعیت هیاهویی به پا است همه منتظرند که من کوچکترین حرکتی بکنم شاید بتوانند که مانعم بشوند؟؟گویی به همین دلیل هم در آنجا هستند عجیب نیست اما من درد بی درمان این عده را خوب می شناسم و با بی تفاوتی نگاهشان می کنم بله حلقه ای به دستم می دهند چه کسی ؟ نمی دانم حلقه ای از جنس برنج که گشادی وسط آن به مساحت یک بشقاب می رسید با دو دستم دو طرف این حلقه را محکم گرفته ام این حلقه یک چیزی مثل سگگ کمر بند دارد که روی لبه حلقه تا خورده است سگگ  هم از جنس  برنج است من باید این حلقه را باز کنم چگونه ؟با دودستم هر چه زور دارم از دو طرف حلقه را می کشم این حلقه باید باز بشود اما مثل اینکه آن جمعیت شلوغ و پر سر وصدا نمی خواهند من این کار را انجام بدهم چون به جای اینکه به من کمک بکنند از دو طرف بازوانم  را می کشند تا  حلقه در دستم رها بشود و نتوانم برای باز شدن حلقه بدان فشار بیاورم اما من به تلاش منفی آنها در جهت معکوس با تقلاوخواسته خودم اصلا توجه نمی کنم و با توان هرچه بیشترحلقه را از دوطرف به نیت باز شدن می کشم و نام او را بر زبان جاری می کنم نام آخرین ولی زمان نام قائم معصوم غایب را نام مهدی عج را فریاد می زنم .  دلم می خواست که شما هم در آنجا می بودید که در بالای سر من حقیر چگونه *نور آه نور الله نورنمایان بودو  همانطوربا چشمان بست دو طرفش را میکشیدم  در یک لحظه احساس کردم از زمین جدا می شوم روحم و بعد جسمم نا خود اگاه در نور غرق شد و گویی فضای اطرافم به مانند پارچه ای میمانست که شکاف کوچکی در آن پیدا شده باشدومن از  شکاف بی هیچ اراده ای بالا بروم و در نور غرق بشوم  و نور نور و هر لحظه بیشتر و بیشتر می شد  ومن سبک  و میمانست که در آنجا نباشم ونبود این منتظر به دیدار الله نوررفته است  الله مرا به نزد خود خوانده  بود و  چه حس و حال بی مانندی دارددیدار یک عاشق به معشوقی که بی تاب رسیدن به او هستی نمی دانم چه مدت در کنارش بودم اما همین بس  که  خودم را  دیدم که به لطافت و آرامی به مکانی که در آنجا ایستاده بودم برگشته ام و خود رادر میان آن جمع پیدا کردم دیدم حلقه هنوز در دست من است و چشمان من هنوز بسته و کم کم جسم بی ارزش و خاکیم دارای حس بودن و سنگینی میکردبه حلقه نگریستم  وه به ناگاه رنگ حلقه ای که در دستانم بود به رنگ سبز در آمد به رنگ سبز آن رنگی که مشتاق زیاد دارد وطولی نکشیدکه یک باره سگگ که بزرگتر به نظر می رسید باز شد و تبدیل شد به روبانی پارچه ای به رنگ سبز که  به دو طرف  و در عرض زمین قرار گرفت باز شد گویی باید این روبان سبز ادامه پیداکند و هر لحظه بلند تر و بلند ترمی شد و  یک طرف آن هم  دو شاخه شد واما من  با آرامش به آن خیره شدم و شادی کنان پاسخم را از الله نور و به یاری موعود پاز پسین مهدی عج گرفتم. نوار سبزی که مخالفان آن اندک شده و باز شدن آن همه راپکرو متعجب و البته ناچار انگشت به دهان کرده بود .

 

*می بینید که حلقه سبزکوچکی که حتی مخالفان مانع از باز شدنش میشدند به قدرت و رضای الله صمد بالا خره باز شد و این منتظر رویت رویای صادقه را برای مجموعه طرفداران سبز به فال نیک می گیرد چون برای این حقیر تعبیر آن به معنای گستر دگی و تحت حمایت الله فتاح بودن و پیروزی نهایی روندگان راه سبز می باشد . رویای صادقه رمز پیروزی این سبز درخشان ( برنج از  فلزات محکم و البته درخشان می باشد)را تکیه و توکل به رب مجیب و هم چنین  استقامت عامه مردم می داند  در همین جا ازآقایان کروبی و آقای موسوی از طرف همه منتظران جهان  به دلیل حمایت از حقوق مردم ایران تشکر می کنم.

 

    *در اینجا هم باز هم این منتظر سر سختانه ( چون حلقه فلزی برنج )  از تو می خواهد الله را صدا بزنی به هر نامی که دوست داری و برای موفقیت همه مسلمانان وهمچنین پیروان راستین دیگر ادیان الهی دعا کنی  ودیگر مورد مهمی که در این رویا الله نور به من حقیر یاد آوری کردند همان موردی بود که با خودم قرار گذاشته بودم با شما در میان بگذارم و آن هم اسم ( یا نور و نور عظیم )است

 خوب  حالا در همین لحظه دستهایت را باز کن و چشمهای پاکت را ببند و آرام و باعشق خالق نوررا صدایش کن یا نور یا عظیم . یا نور عظیم و...باز.شما  نمی توانید حتی تصورش را بکنیدبا صدا زدن الله نورشما چه معجزه ای را خلق می کنید  در این لحظه  و البته و حتما در جمع  ودر تنهایی تو زیباترین فرد و پر جذبه ترین انسان خاکی متبلور ازالله نور خواهی شد .

سلام بر نور عظیم . سلام بر نور رووف . سلام بر نور مومن . سلام بر نور بصیر . سلام برنور باقی سلام بر نوری که جهان در انتظار ظهور اوست سلام بر مهدی عج در رنج انتظار

  

منتظری در انتظار نور .... آبان آبان قهقرا وفقر آه فقر آه فقر آه جهل آه ریا آه مردم آه مردم آه مردم آه عوام آه عوام آه جهل آه فقر آه لالایی آه لالایی وزرا نمایندگان آه لالایی جمعه ها و باز لالایی جمعه ها وزبانهای  آتش آتش آتش ولالایی( ضالین). و مهدی عج آه مهدی عج در انتظار .خوزستان و ققنوسهای آتشین

پیام تسلیت

 بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه .... پیام تسلیت

 شهادت تو ای شاهد ای  باقر ع درعلم  نور

در وادی ننگ و جهل ضالین زمین

مبارک

وشهادت یکی دیگرازاسطورهای نوردرخاک رابه

پیشگاه امام عصر

مهدی موعود عج

 تسلیت عرض می کنم

منتظری درانتظار نور...آبان اعتراض ودیگرهیس...خوزستان   

دیو سپید

بسم الله الرحمان الرحیم.. .رویاهای صادقه ..... خواب ( دیو سفید )

سیمای جومونگ آه جومونگ راهزن وه جومونگی با هدف والا ؟؟با برنامه هایی که سالهاست دچارزندان آرشیو شده اند  وجزبیان و تکرار مطالب این و آن و تهمت زدن  اف گویی برنامه ای ندارند و  دکمه اش را که زدم باز هم  آوار دروغ باز هم دردسر بازهم توهم بود که بر سرم خراب شد آه الله نور  صادق چرابرای بعضی آدمها دروغ گفتن این قدر جذاب و آسان است ؟چرا خسته نمی شوند ؟ آه شایداین دیوهای سفید خیال می کنند نمی میرند وبه سوی تو برنمی گردند ؟از پوچی افکار آنها ودروغهای تهوع آورپی در پی شان خنده ام می گیرد.آه دیوهای سفید بیچاره که تظاهر به  یافتن عدالت می کنند؟ واین مکری بیش نیست

برای من حقیر درک شنیدن این همه دروغ بسیار طاقت فرساست تهمتهایشان مزه ننگ را به یادم می آورد و تاکتیک متوهمانه شان را بهای جهنم با آتشی فروزان می دانم. همه بد همه منفی همه منافق همه زشت آه همه هرگز نباید به دنیا می آمدند جز عده ای سیاه دل . جز عده ای گرسنه قدرت جز عده ای حریص به دنیا وجز عده ای دیو سفید و این افکارحتی روحیه ام را تحت تاثیر خود قرار میدهدوبه الله پناه می برم از شر دروغهایشان ووسوسه های شیطانیشان. از شر ویروسی  که هدفش زبان اندیشه های آنها گشته است  و مبادا تعفن وجودشان مارا هم آلوده کند

 

 ** واما رویا یی که می خوانید

.در ایوان یا صحن وسیع  امام زاده ای نشسته ایم اینجا خانه من است سه نفریم من و آقایی که ادعا می کند برادر من است اما نیست و یک مهمان راکه من نمی شناختم .نشسته بر روی فرشی با هوایی عالی در حال صحبت بودیم آقای مدعی برادری من که بی شباهت به پسر بزرگم نبود مهمان را به من معرفی کرد وگفت ایشان به دنبال چیزی میگردد و آمده از ما راهنمایی بخواهد آنها مرتب باهم حرف میزدند وای  من احمق هم در بین حرفهایشان مرتب می پریدم و عجب دروغ هایی که نمی گفتم و حسابی لاف می آمدم بگذریم نمی دانم صحبتهای ما چقدر طول کشید البته دربین این اوقات من از هردوبا میوه و شربت پذبرایی می کردم و نمی دانم از کجا یادم آمد که باید یک جایی بروم و نیم خیز شدم که بایستم ناگهان مرد مهمان با لبخندمهربان و ظریفی گفت (تو که راست می گویی تو که دروغ نمی گویی یعنی می دانست که من رام شیطان نشده ام ) وآه در کلام و نگاه او چیز مرموزی بودکه من آن را می شناختم و بعد به فکر فرو رفتم آه چهره او آشناست .داشتم  می ایستادم که صداهایی از دور دست و به طور دسته جمعی به گوشم رسید به آنها گفتم من باید بروم وآن جا ( منظور خانه ام بود )نمازم را بخوانم وقتی بعد از چندقدم بر گشتم و به سوی مهمان و آقای مدعی برادریم نگاه کردم دیدم  مهمانمان کمی از برادر فرضیم دور ودر حالی که پشتش به من بود در کنار یکی از ستونهای امامزاده غیب شد ومن با موج صداهاکه آوای شیرین اذان از گلدسته های مساجد شهر بود از دنیا ی خواب به دنیای مهدی عج برگشتم واز خواب بیدار شدم.

میدانید آن آقا که بود؟ او را این حقیر بارها در رویاهایم ودر میان یاران مهدی عج دیده بودم و در نگاهش کلامی بود که در هیچ صدایی نمی گنجید.و تاثیر در وغهای بزرگ حکومت نظام( من  +شیطان ) را در خوابهای من نشان میدهد و اما من در اینجا دوست میدارم تورا برخلاف همه رهبران؟؟ وشاهان و بر طبق رسالت حضرت محمد ص و امامان معصوم اسلام توصیه به نماز کنم و باید بدانی در لحظه برگزاری نماز تو ستودنی ترین انسان در آفرینش هستی مطمئن باش

سلام برنور الله نور وقتی بر عرش برکرسی رفیع می نشیند . سلام بر نور وقتی تو را به نور می خواند .

منتظری در انتظار نور ....آبان زیبا منهای تحقق برنامه یارانه ها.... خوزستان و پگاه ققنوسها ی همیشه آتشین

گمشده

بسم الله الرحمان الرحیم .... رویاهای صادقه ....خواب (گمشده )

در جایی نشسته ام در جایی نیمه تاریک و اطرافم کسی را نمی بینم خسته و تنهایم و البته نالان و با الله نور در حال شکوه و صحبتهای دردمندانه هستم از دروغها ننگها و انسانهای بی اراده ای که زندگی رابر دیگر انسانها تلخ می کنند گلایه دارم  نمی دانم چه مدت را در این فضا بودم همین قدر که وقتی به خود آمدم چند بانوی محجبه در حالی که بین زمین و آسمان  مرا نگاه می کردند ناگهان بچه ای راکه عریان بود دوسه نفری جلویم گزاردند ( شاید من فکر می کردم بچه است ) در هر صورت او را در آغوش کشیدم گویا گمشده ای را پیدا کرده ام سرش را روی شانه هایم گذاردم بوییدمش ونوازشش کردم و با خود گفتم شاید او همان ((مطلوب )) من باشد اما همین که صدای قلبش را نشنیدم حیرت برم داشت و به صدایی که دوست داشتم از قلبش بشنوم بیشتر دقت کردم آه نه گویی به جای قلب سنگ در سینه داشت و این سنگ مرتب رشد میکرد گاهی احساس می کردم الان است که این سنگ آنقدر بزرگ بشود که خودم زیردهشتناکی آن زنده به گور بشوم ( سنگها مرا به یاد خاکی می انداخت که مردگان را می پوشاند ).با دلهره و وحشت بچه ؟؟ را از خودم دور کردم و بهتر بگویم به طرف آنان پرتاب کردم .و به آنها  گفتم  نه این آن چیزی نیست (مطلوب من )که می خواستم .

باز درد و غم و ناله از بی کسی آه بی کسی ؟آن بانوان مهربان بچه ؟؟دیگری را می آورندکه او هم مثل بچه قبلی لخت  بودو می گویند این بچه آن چیزی است که خواسته بودی و منتظرش بودی.وباز خوشحالی و مهر که من نثار این بچه ؟می کردم می بویمش و می بوسمش و درآغوش خودم جایش میدهم اما آه احساس می کنم دارم خفه میشوم از فشار سنگینی قلب سنگی بچه ؟آه اوهم که قلبش از سنگ است قلب سنگی او هم دارد بزرگ وبزرگتر میشودآه خاک آه سنگ آه بانوان آسمانی آه ملائک.این بچه ؟سنگی را هم از خودم میرانم وبه سوی الله نظر می کنم می گویمش مطلوب من اوست وبس و بعد محو میشوم  .آری اوست که باید پیدایش کنم .

**رویایی را که خواندید براثر ماجراهای روزمرگی مردم ایران رویت و نوشته شده است ودر باره تکیه  محض و بی رادگی برخی انسانها در برابر بتهای زنده دنیا به جای الله نور در زندگی است انسانهایی که گاه فراموش می کنند ازاجسام اموات قبل از آنها خاکها ی زمین هر لحظه بیشتر و بیشتر شده است و این بتها جز افساد دین در گذشتگان از عهده هیچ اراده ای برنمی آیند بچه ها آه بچه هادر این رویا همان بتهای خاکی دنیا بودندکه علاقه بیمار گونه بدانها انسان را از شناخت الله نور دور می گرداندو به گونه ای  تصویری ازبه بندگی گرفتن انسانها و به بردگی کشیدن آنها بوسیله سوءاستفاده کنندگان با افکار غیر واقعی و خود خواهانه است .می بینیم در زمان فعلی ماهم انسان در خطرتسلط و مسخ  افکار بیمار گونه وشیطانی انسانهایی ؟بوده که جز به قدرت ودیکته  اندیشه های خود بر انسانهای دیگر و ادامه قدرت فنا پذیرشان به هیچ چیز  ایده انسانی و تفکر عقلانی دیگری نمی اندیشند.بتهای دنیا ثروتها و انسانها و نفسهای شیطانی هستند  ودنیا ی کوچک بهانه ای برای تاوان گناه  پدرآدم س وگناه مادرحوادر بهشت پاک میشودو

آه بهشت پاک و شیطان هر جایی  نفسهای فحشا خانه پایتخت  زندانهای فحشا .. مظلومیت مردم و افسوس و افسوس پدر ومادر نخستین تا موعود و آه مردم گم شدگان روزهای نعمت و ثروت.و افسوس که همه باید در زیر خروارها ثروت خاکی یکدیگر ناپیدا شویم و باز هم نفت و گاز و باز انسان و شیطان و زندگی ومرگ و همیشه اما الله نور در انتظارومن امروز .

منتظری در انتظار نور .... آبان تنهایی عدالت که قرنهاست گم شده  .... خوزستان در سکوت پاییزی

 

توضیح {ققنوس}

**بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه .... توضیح (ققنوس )

*چندی پیش این منتظر مطلبی تحت عنوان ققنوس را برای آگاهی خوانندگان دررویای صادقه آورده است برای اطلاع خوانندگان جدید ویادآوری این شکل از بیان باید بگویم ققنوس نام پرنده ای افسانه ای است و می گویند بدن ققنوس از سوراخهای فراوانی پوشانده شده بوده  و از هر سوراخ بدن این پرنده نیزصوت نغمه ای  به گوش میرسیده است . این پرنده نه مانند کبوتر تخم گزار بوده ونه مانند خفاش بچه زابوده است و وتکثیر نسل ققنوس بدین گونه بوده که در موعد پایان عمر جسم این پرنده به صورت غیر ارادی در آتشی که از خودش ساطع می شده آتش می گرفته و از خاکستر جسم سوخته این پرنده ققنوس جوان دیگری متولد می شده است  این نویسنده برای بیان وضعیت اقتصادی استان خوزستان از واژه ققنوس به جای چاههای نفت وگاز که دراین استان پراکنده هستند و با خاموشی آتش هر چاه قدیمی  یک چاه دیگر در مکانی دیگرازاین استان متولد میشود بهره برده است .

*خوابهایی که در اینجا آورده میشود همه واقعی  هستند واگر چه باورش شاید برای عده ای مشکل بیاید اما هیچ انسانی از اعجاز الله نور نباید غافل باشد و ایمان به این عقیده هم می تواند برای رسیدن به هر رویایی موثرباشد البته تعابیرآنها هم فقط از نظر نویسنده برای اگاهی خواننده به ذکر وبیان آمده است . در مورد آنچه هم شما دوست دارید  بدانید در گذشته و در آینده نیز مطالبی خواهد آمد .

*قاب وارونه معماهای گمشده ای است که ما بایدببینیم ولی نمی یابیم ویا باید بیا بیم ولی آنرا نمی بینیم وپنهان از پس غبار افکار دیگران ویا خفته درگذشت زمان ویا پیامد محرومیتهای فرهنگی و تظلم حکومتها می باشد.

*شاعرانه های سبز هم بعدی از نجواهای این نویسنده برای رسیدن به نور و آرامش اندیشه هایش  می باشد.

*برگهای سبزهم زمینه ای است از اجابت دعاها و توکل نویسنده در سایه نیاز و امیدو بیداریدر ادامه راه.

*و بالاخره نگاه و عمق ادیشه های این منتظر به تداوم و بقای انتظار است که براستی با کمک و یاری موعود تا کنون زندگی مرا تحت الشعاع خود قرار داده است و این جریان آب یا نور اوست که مرا ورویاهای مرا در مسیر زندگی با خود میبرد.

* قابل ذکر است که من هیچگاه فکر نمی کردم که سری  مطالب رویاهای صادقه بتواند پا را از مرز های کشورمان ایران فراتر بگذارد و هموطنان مان را در بیش از بیست کشور جهان به طور دائمی خواننده مطالب خود بنماید .من این توجه خوانندگان را بی شک از موهبت بزرگ شناخت  و معرفی اسلام با روشی  جدید و نگاهی نو می دانم . و نظر حضرت الله نور و همچنین عنایت مهدی موعود عج برای تداوم و تثبیت موقعیت واقعی اسلام در جهان را بهترین بهانه برای این موفقیت می دانم .تا رویایی دیگر در پناه حق باشید .

منتظری در انتظار نور ... آبان آبان آبان استیصال .... خوزستان در خواب نجات از قهقرا

 

 

  

 

خواب ماه شب جمعه

  بسم الله الرحمان الرحیم .... رویاهای صادقه .... خواب (ماه شب جمعه )

این منتظر .در این مدت دوری از شمایان خوب در بستر بیماری هم از یادتان غافل نبود سرماخوردگی شدید ما را هم چون همو طنان عزیزمان از کار و زندگی انداخته بود اما عجیب در این روزهای بیماری احساس می کردم بیشتر و بیشتر به الله نور و عزیزان نور نزدیکم .

و اما رویای شب جمعه این هفته را بدلیل اهمیتش زودتر باید در اینجا بیاورم تا تو با چشمهای پاکت شاید خودت را بیشتر پیدا کنی ( به عقیده این منتظر تا مادامی که شما چشمانتان به این صفحه رایانه دوخته شده و مشغول مطالعه مطالب رویای صادقه اید چشمانتان از آب پاک تر خواهد بودو دوست دارم در این لحظه ها که بامن هستید بارها وبارها الله نور عظیم و علیم و رووف و حسیب و....را صدا بزنید و به او بگویید شما هم منتظرید او می داند شما چه می گویید او می دانداین  جمله  بهترین پاسخ  به انتظارالله است )

**رویا ی صادقه.امشب دلم برای الله نور خیلی تنگ شده است بااو صحبت می کنم و شادمان از فردا که جمعه خواهد آمد. به خواب میروم .

مجلس عروسی یکی از اقوام شوهرم است . دعوتمان کرده اند و ما هم ( من و شوهرم بدون بچه ها)بدانجا میرویم شلوغ است طبق رسم شهرمان . اما عجیب که خانهای که ما را دعوت به شرکت در این عروسی کرده اند خانه ای قدیمی و مخروبه است و با خانه امروزی ایشان از زمین تا آسمان فرق دارد خلاصه بعد از ساعتی جویای شوهرم میشوم به من اطلاع میدهند که شوهرم چند دقیقه قبل از آنجا رفته است باخودم می گویم که پس چرا بدون من از آنجارفته است و بعد با خودم می گویم که حتما کار مهمی داشته برمی گردد . بعد هم مثل بقیه مشعول صحبت و کمک به برگزار کنندگان جشن میشوم نمی دانم چطور گذشت فقط همین که شب به نیمه رسیده بود و شرکت کنندگان در جشن کم کم به منازلشان برمی گشتند و آه این منم با لباسی مندرس در حالی که پاهایم برهنه بود و عجیب حجابی هم نداشتم  اما چرا خودم هم نمیدانستم چگونه این اتفاق افتاده است همین قدر که ناراحت و دل شکسته بودم و با خودم گفتم باید به خانه برگردم چه طور شد که لباسهایم کهنه شد من که با پوشش مناسب بدانجا آمده بودم ؟. اما متاسفانه با این وضعیت رویم نمی شدحتی با ماشین کرایه هم به خانه برگردم در بیرون خانه ایستاده بودم خودم هم نمی دانم به چه امید در سیاهی شب ایستاده بودم شاید آشنایی بگذرد و مرا تا خانه برساند ( با کم مهری که از اقوام شوهرم می دیدم دلتنگ و غمزده هم بودم )ولی ناگهان شوهرم را دیدم که از در خانه آنها بیرون آمد از او پرسیدم مگر به خانه نرفته بودی او هم جواب داد که .بله اما رفتم و برگشتم و بدو از من جلو افتاد تعجب کردم که از ظاهر من ایراد نگرفت و اشاره ای به سر و وضع من نکرد. من هم به دنبالش راه افتادم .در فاصله ما  تارسیدن به اتومبیلمان ناگاه چشمم به آسمان افتاد که از سیاهی  شب بسیار بزرگتر نشان میداد و آه آه یک چیز رنگی بسیار قشنگ  با طیفی از نوررنگی  قرمز و آبی و رگه ای از زرددر گوشه  آسمان می درخشید  آه ماه شبهای جمعه در نیمه شب ازماه شبهای دیگر زمین زیباتر است با لبخندی که گویی غمی و رنجی ندارم به این شی نورانی و البته خوشرنگ نگاه کرده و  آه ملائک که در تاریکی شب با شادی عجیب مرا می نگریستند  ( آنقدر توجه ام به شی رنگی در آسمان بود که چشم از آن بر نمی داشتم ) وبا صدایی بلند گفتم بله بله می دانم فرداروز جمعه است روز زیبای جمعه من میدانم فردا خیلی کارها دارم من باید مهدی (عج)رادعا کنم . من باید فردا با مهدی ( عج)باشم. باد باشد من هم می آیم.

  این سخنان را به طریقی گفتم که در بیداری خودم هم حیرت کردم وبا سرزندگی به دنیای امروز آمدم و به صبح رسیدم

 صبح جمعه شما بخیرملائک پاک

  صبح جمعه برکت زمین مهدی عج نور هم مبارک صبح شیرین جمعه تو ای خواننده محترم سراسر نورباد.

*می بینید که در این رویا باز هم این منتظر برای نماز صبح به طریقی متفاوت از شبهای دیگر بیدار میشودو البته برای من حقیر جای سوآلی نیست  امانکته ای که می خواستم برایت از آن بگویم نور ماه بله نور ماه شبهای ظلمات بود که برای یک منتظر بسیار زیباتر از دیگران جلوه می کند زیبایی همه آفریده های الله نور برای بعضی اشخاص توجه خاص خود دارد و باید بگویم من منتظر با اینکه دنیا و مخلوقات الله را زیبا می بینم اما هرگز دچا ر وسوسه ای شیطانی که مرا به خاک و انسانها وابسته بگرداند نمی شوم و درستش هم این است که کمال مطلق آرزوهای تو فقط رسیدن به الله نور باشد همسر و فرزندان و افراد ما بقی همه اماناتی هستند که ما باید در جهت سوق دادن آنها به راه راست و نور الله نور آنها را یاری بدهیم کسانی که می اندیشند دنیا طعمه لذیذی برای گذران عمر می باشد در واقع فریب شیطان را خورده اندو همه انسانها و ثروتها و نیز آرزوهای بزرگ  توهم زا جز بهانه ای  ازجنس خاک برای آزمایش ما نبوده وباید وسیله ای باشد برای تکیه به حبلی به نام حبل الله وبس 

منتظری در انتظار نور ..... آبان فقرای یارانه ای..... خوزستان نومید در آغوش ققنوسها

شاعرانه های سبز.:.ایثار

بسم الله الرحمان الرحیم .... رویاهای صادقه .... شاعرانه های سبز( ایثار)

تو از جاده ای

می گذری که

بر خاکش آرزویی

به غم نشسته است

توازچمن زارسبزی

 دل می کنی

که عطر گلهایش

عطر سبزخیالش

روزی تورا

سر مست کرده است

 تو از خانه ای  می روی

که گرمایش

در شبی سرد

 نگاهت را

امیدفردا خوانده اند

تو از شهری

 می روی

که کوچه هایش تو را

درروزی خاموش

به عبور همراهی کرده اند

تو از هوایی می گذری

که یادخردادرا

ای کبوتر سپید

تا اوج کهکشان

پرواز داده است

تو اما تو

از دامنه کوههای البرز

از بلندای برفهای سرد قله

دماوند

از میدان آزادی

در گذر از یک تاریخ ابدی

اگر امروز رفته ای

تو اما  ای سبز

بر مزارمرگ  هر ستم

ازمژده

تولد یک سبز دیگر

بر دامنه دشتها

فریادها سروده ای

با قاصدک ها

سوارها آورده ای

در کوچه ها دوان دوان

از لب جوی

زندگانی  هاو

در زیر باران امید  

رستن یک سبزدر خاک

 را

ای شهید سبز

نجوا کرده ای

به رویا سفر کرده ای

از خاک جدایی آور

چون ستاره 

 به سرخی

 عشق نام وطن رفته

در  آسمان درخشنده ای

درخشنده ای

 

تقدیم به همه شهیدان ندای خاموش و ترانه ابریشمی بهشت و سهراب یل بیدار وطن و آه محسن آه محسن  ابراهیم کوچکی که پدرش بت پرست بود و سعیده بی شباب آه.

منتظری در انتظار نور .... آبان وگروگان گیری دیو سپید ( نظام من)برای اجرای ظالمانه یارانه ها

...از خوزستان نومید از مهر آبان

قاب وارونه آب آب نور

***بسم الله الرحمان الرحیم .... رویاهای صادقه .... قاب وارونه  ( آب آب  نور)

در مطلب قبلی گفته شد که ملائکه نمی توانند ( برای گناه کردن خلق نشده اند )و نمی خواهند گناه کنند .( گناه جذابیتی برای شخصیت پاک آنها ندارد ).باید برای درک  این گفته به قضیه آب  و انجیر و روح برگردیم . آورده شد که آب در برابر ارتباط مستقیم باآتش نمی سوزدبلکه بخار می شودو انجیر هم در طبیعت زنده خود سبز می باشد  ودارای رشد ونمو ودر مقابل آتش سوزان با توجه به سبز بودن ونیزرطوبت آب درترکیب ساختمانی خود به کندی می سوزد و مدت سوختن درخت سبز از چوب خشک همان درخت بسیار کندترمی باشد ( ملائکه مصونیت از گناه را دارا می باشند )در اینجا لازم است به تفاوت واکنش انسان و آتش و درخت انجیروآتش توجه بشود انسان به راحتی می تواند خود را از آتش دور کند و یا آنرا مهار کند و یا خاموش گرداند و در صورت دچار شدن به حریق در صورت امکان خود را شفا ببخشد امامی بینیم که انجیر از این مشخصات عاری می باشد یعنی انسان خاکی  در مقابل شیطان همان واکنش مقابله با آتش را از خود نشان می دهد اما انجیر متبرک به ملائکه متاسفانه بدلیل همان ریشه در خاک داشتن و وضعیت ثابت محل زندگی و همخانه با آب بودن این امکان برایش میسرنمی باشد یعنی ملائکه همیشه در یک بعد *ثابت از پاکی و معصومیت به زندگی ادامه می دهند و هرگز به گناه شیطان آلوده نمی شوندودرغیر این صورت به سهولت هلاک می شوند

او ذاتا معصوم خلق شده است و مثل انسان حق انتخاب برای هیچ عمل درست یا غلط دیگری را ندارد(همان گریز و یا دفع و یا خاموش گرداندن آتش یا مواجه باشیطان)

**.در اینجا نیز باید یاد آوری شود که وقتی ما برای توصیف ملائک از کلامی چون لطیف ویا ظریف  یا معصوم استفاده می کنیم باید دانسته شود که منظور منتظر همان اشاره به اسامی و صفات الله نور می باشد یعنی اینکه آنها این امتیازات را از الله نور کسب کرده اند در اینجا یک یاد آوری باید آورده بشود و آن هم اینست که وقتی تو به الله نور عظیم می گویی این عظیم بودن در رووف بودن ویا در حسیب بودن وتمامی اسامی او دیده میشود مثل اینکه گفته شود الله عظیم ویا حسیب عظیم ویا عظیم حسیب است ویادر رووف بودن نیزرووف عظیم  ویا رووف حسیب است وبقیه اسامی نیز یا اگر می گوییم الله رحمان است الله نور در عظیم بودن نیز رحمان خواهد بود و در کریم بودن رحمان و بقیه اسامی یعنی تودر دایره ای ازاسامی الله نور سیر خواهی کرد که همدیگر را به نوعی   سلسله وار پوشش وتایید می کنندو هرگز نمی توانی بگویی الله رحمان  است فقط و رحمان بودن او در بینا بودن و بصیر بودن قهار بودن و.......نیزبه خوبی آشکار است .

*ملائکه اماآنها با تمرکز و ممارست به این مقام والا رسیده اند نفس آنها در عالم ماورا به پاکی سرشته گشته است آنها صبور و ساکن وثابت درپرستش اسماء و صفات پاک معنوی و زنده به نورالله نور می باشند 

انسان از خاک وآب وروح و ملائک از انجیر( انجیر آبدار) و آب و روح آفریده شده اندملائک فاقد انتخاب راه و انسان اما می تواند به جایگاه ملائک برسد وظاهر  وپوشش خاکی او در خاک ودر قعر خاک مدفون بشود ودر فوران آتشفشانها مذاب و ناپدید بشود ( مگر نه اینکه فسیلها و سوختهای گاز ونفت از طریق تجزیه و تغییر شیمیایی پیکر واجساد ما انسانها بوجود آمده پس ا جسام ما در مدت  متوالی متعفن 

و پوسیده وبصورت گازونفت و آتش میشود ودر طی قرنها این روال ادامه داشته است ولی اجسام پیامبران و امامان و معصومین و عده ای خاص از میان مخلوقات الله از این قاعده مستثنی می باشند (دررویای حضرت شیث س این حقیر این رویداد را با چشم خویش دیده ام ) اما روح ما باید بدون جسم خاکی  به اوج برگردد و به نهایت جایگاه در نور برسد اگر درست انتخاب کنیم .

گاهی لازم است ما معصومیت را از درخت بیاموزیم شگرد حیات درخت همیشه مطلوب  و مفید بودن است خدمت کردن است دفع اکسیژن وسایه ومیوه رسانیدن به نگهدارنده اش در طی حیات اویک وظیفه است و به دستورات الله نور در مقید بودن به مخلوق بودن خویش به خوبی عمل می کند همه این طبیعت واقعی را الله در اختیار انسان گذارده است اما انسان ؟ آیا تو از پوسیده شدن جسم خویش احساس انزجار نمی کنی پس باید ملائکه را از زاویه دیگری یعنی گمشدن در اسماءالله یاجذب نور دارای موقعیت عالی  در در گاه الله نور دانست .

در مطلب آب وانجیر هم نویسنده از همسان بودن قرینه های خاک وانسا ن نیز مطالبی چون موارد خاک دارای ذخایر سوخت و جواهر آلات و معادن و....... است انسان هم در نوع تعادل با هم قرینه خود مسایل انسانی مثل حسادت و ایمان و شرارت و تقوی و....را در بر گرفته است باید بگویم که خاک از وضعیت دیگری از ظواهر نیز با انسان همسانی دارد و آن هم وجود کوهها و دشتهای سبز یا خشک ویا آبها ووجود جانوران وگیاهان طبیعی و هم چنین دچار حالات سردی و گرمی بر روی جسم اوست و با برابری یکسان با کل ظاهر انسان وابسته شدن انسان به امور مادی از جمله تجملات و جواهرات لباسها و شال و کلاه و کفشها و...... وهمچنین در بعد بیماری های پوستی و انگلی و طبیعتهای  مختلف بلغم وسودا و.... نیزمحل سکونت خانه و آسمانخراشها واتومبیلهای گوناگون چادر و کپر و حتی مشاغل و اسامی گوناگون نیز تظاهر ات همسان رویه پوشش ظاهری خاک با پوشش ظاهری انسان می باشند .براستی چرا خاک برای آفرینش اولیه ما توسط الله نور انتخاب گردیده است ؟

به خودت نگاه کن خواهی دید اگر تو خودت را با لباس پوشش داده ای خاک نیز با درختان و کوهها ودره ها . دریاها و اقیانوسهاخود را لباس مادیت پوشانده است خاک قسمتی از اسرار آفرینش تورا درخود پنهان کرده است .

این دارندگیها خانه و لباس و جواهرات و شاید اموال فراوان برای انسان محدودیتهایی به وجود آورده است.اورا وابسته کرده است همین تنگناها سبب مدفون شدن جسم خاکی او می شود هرچه اجسام بیشتری از خاک متعلق به توگردد و گرایش تو به دنیا بیشتر باشد آسانتر درمسیر نابودی روح الهی قرار میگیری مانند طلاجات مانند خانه ها ومانند اتومبیلها که مواد اولیه هر کدام از خاک گرفته شده است و عاقبت نیز باید به خاک برگرددحتی غذایی که در طی مسیر زندگی خورده ای همه وهمه باید در خاک حل و تبدیل به فسیل و سوخت و طبیعت حیات بخش دیگری بشود اما می بینی که محمد ص که او هم از خاک است باید ببخشد باید بار سنگین خاکی زندگی را به خاک برگرداند و سبک به سراغ الله نور برود جسم او باید ناتوان از سیطره بر نفس و روح الهی او بشود چون ملائک .گفتم که ملائک فاقد پوشش خاکی هستند ومانند ما سراپا گلی نیستند پس باید به این نتیجه برسیم که انبیا و رسولان ومعصومین ما وقتی به جایگاه الله نور ویا ملائکه می رسند که آنها از قیود دنیا خود را رهانیده اند . دنیا  برای عروج آنها محدودیت به وجود می آورد آنها جسم خاکی را تضعیف می کنند تا روح تقویت بشود این معجزه در رمضانها به خوبی رویت میشود اگر خود را به الله نور بسپارید

*در اینجا این حقیر به آب هم باید اشاره ای بکندآب در آفرینش در محل مسکونی ما درقعر زمین و در روی زمین از قدیم یافت می شده اصلا کره زمین به جز قسمت جزیی از آن در بدو آفرینش غرق در آب می بوده است و باحکمت الله نور از جرم و همه مواد کانی و معدنی آب در طی قرون کوهها و دره ها و معادن و آتشفشانها وستونها و غارها قندیلها یخچالهاووو.... آفریده های دیگری از جنس  خاک خلق شده است .  

ودر قر آن می خوانیم که الله اشاره می کند به اینکه ما آدم را از خاک وآب آفریده و به او روح دمیده ایم.می بینید عزیزان آب در آفرینش اولیه انسان نقش به سزایی دارداولین انسان اولین نمونه از بشر اولین مخلوق برتر .از آب و روح و خاک و زنده به زمین فرستاده  میشودودر آنجا برای انتخاب باید با سیر طبیعی و شاید معکوس سرنوشت بجنگد دوئلی برای دو سکنه قدیمی عرش الله نورکه از بهشت شاداب به زمین خاکی پر از معمافرود آمده اند.

**حال به ابن رویا که در صبح پنجشنبه برای این منتظر رویت شده توجه کنید. در این رویا این حقیر مطالبی را گرفتم که برای شما هم شاید جالب باشد .

هوانیمه تاریک است و گروه بزرگی از مردم در یک ردیف پشت سرهم ایستاده اند تعداد جمعیت بسیار زیاد است وهمهمه آنها در این فضا بلوایی براه انداخته است من هم در آنجا هستم نه روح من در آنجاست وبه آنها نگاه می کند  . مرد وزن دریک صف شانه به شانه هم دریک مسیر ایستاده اندشاید شماهم آنجا می بودید و حتی آدمیانی که در برزخ دیده ام درمیان جمعیت ایستاده بودند و به نظر من اینطور نشان میداد که ایستاده اند اما در واقع نشسته بودندو زندگان  دنیایی که در آنجا می بودندایستاده . گویی در  انتظار موعد نمازندو ناگاه او می آید او که جهان در انتظار بشارت ظهور اوست مهدی آه مهدی نور عج و رو به روی این جمعیت عظیم می ایستد  صف را بر انداز می کند بعد می گوید (( او نیامده است (منظور موعود من ناتوان بودم ). نمی خواهید اورا از خواب بیدار کنید ؟))درجمعیت ولوله ای به راه می افتد .جمعیت  شاید بی تفاوت نسبت به  آنچه  حضرت مهدی عج  از او خواسته اند به صحبتهای خود ادامه می دهند . بیداری من و حضور در نماز برایشان مهم نبود واز این کار سرباز میزنند عجیب  حتی مادر مرحوم این حقیر  با خونسردی می گوید نه ولش کنید چه کار به او دارید. حضرت با تاسف  و دلتنگی سرش را پایین انداخت وگفت (( مگر نمی خواهید او را از خواب بیدار کنید او که به خاطر شما از راهی  دراز( و با دست اشاره به سمت راستش می کند و جاده ای طولانی و تاریک را که انتهای آن نامعلوم است نشان میدهند( اشاره به عمر گذشته من میکنند  ودر حین این حرکت به آن سمت خیره میشوند  ) را تا اینجا آمده وبعد به سمت نور سرش را برگرداندگویی  من حقیردرمکان نور باشم و برای شما چه چیزها ی خوبی که نخواسته است )) و با تعجب از بی تفاوتی و عکس العمل آنها از آگاهی آنهمه چیزهای خوبی که برای این جمعیت از الله نور در خواست کرده ام باز گفتند ((مگر نمی خواهید او را از خواب بیدار کنید )) وآه من از مهابت صدای ایشان که گویی در زمان حال ما نیز در گوشم می پیچید از خواب بیدار شدم .آه وقت نماز صبح است  ومن در جمعه ها با الله نور و آقا مهدی عج بسیار کارها دارم . از تو سپاس گزارم ای برکت نور در زمین که مرا برای تفهیم مطلبم برای خوانندگان خوب یاری نمودی سلام برتو .

*می دانید تعبیر این خواب برای من حقیر چگونه است شاید برایتان غیر واقعی و عجیب بنماید ولی من با شرح و تفسیر برایتان این رویا را تعبیر می کنم . گفتم که آب و خاک وروح ترکیب واقعی انسان و آب و روح وانجیر مرکب سازنده ملائکه هستند .  دو سوم وزن بدن یک انسان زنده درهرسنی را آب تشکیل میدهد و قتی انسان  می خوابد به عقیده این حقیر یک سوم بدن آب در بدن او مانده و یک سوم آب دیگر در قالب روح از بدن او به عالم  خواب یا رویاسفر می کند .

 وقتی یک انسان میمیرد بر اثر فشار قبر و نیروی جاذبه  یک سوم اولیه  آب به خاک برمی گردد و یک سوم باقیمانده بدن او باترکیب دائمی روح به برزخ سفر می کند یعنی تمامیت آب بدن او به خاک فرو نمی رود .( در اینجا به تشابه موقعیت  خواب ومرگ دریک انسان دقت کنید ) به همین دلیل بود که این حقیر مردگان را در صف نماز گزاران نشسته می دیدم و اما چیز دیگری برمن ثابت شد و آنهم نماز گزاردن در بین مردگان برزخ است .

و اما آب در انجیر که بیش از دو سوم تنه و ریشه این درخت را از آن خود می سازد به نظر این حقیر نشان میدهد که همانطور که در درخت انجیر آب به وفور هست باید در ساختمان بدن  ملائکه هم از آب زیادی استفاده شده باشد باقیاس به اینکه درخت انجیر در هوایی خنک و با آب فراوان همزیستی و عمر می کند مکان زندگی ملائکه هم بسیار خنک و سر سبز است   

 وقتی یک درخت انجیر یا هر درختی که شادابی خود را ازآب زیاد حفظ می کند خشک میشود آنچه به عنوان زایده یا چوب یا هیزم از او باقی میماند بسیار سبک و نسبت به بدنه اصلی درخت کم خواهد شد پس میتوانیم این گونه فرض کنیم که با تشابهی که در آفرینش انجیر و ملائک وجود دارد هر دو برای ادامه حیات به آب زیاد وابستگی دارند و جسم  ملائکه درعرش هم از آب زیادی تشکیل شده است آب .  آب براستی این آب در آفرینش انسان و ملائکه سمبل چیست ؟ در خاک آب هست ودر بدن انسان نیز .در درخت آب هست ودر بدن ملائک نیز .

به عقیده این عاجز از فهم عمیق کائنات آب در کل خلقت کنایه از جریان همان نور معنویت است که در زمین خاکی به شکل مایع وروان آب وجود دارد( آب در مادیت  = نور درمعنویت =جریان نور یکتا پرستی ) وحتی در عمق زمین نیز پس با این استنباط می گوییم که چون انسان هم از نوعی خاک است پس در بعد معنوی  به قدرت لایزال الله** نور( آب)در روح انسان آن هم در بدو آفرینش پدر آدم س و حوا س به ودیعه گذاشته شده است و در محیط برای انسان به صورت اکتسابی استفاده از آن میسور شده است .علم به وجود الله و تمایل به اطاعت و پرستش در وجود او در بدو خلقت نهادینه شده است و بقیه را باید و در صورت وصول از تجربیات دنیایی کسب کند از طریق انبیا الهی و معصومین و  کتب آسمانی و همچنین مبلغان و مراجع دینی در کیفیت احادیث و رسالات وهمچنین تجارب گذشتگان ) امادر نزد ملائک این همه امتیاز با توجه به دسترسی آسان آنها به  الله نور و تعالیم  و آموزشها در عرش همواره استفاده از این معنویت **نور معنویت  ویکتا پرستی و اطاعت ادامه داشته است .

 *اما زندگی همه نیکان جهان  انبیا و رسولان و ائمه و نیکان در نزد الله نور به نوعی شبیه به طریق زندگی درخت انجیر( ملائک) می باشد انها آفت زندگی یعنی انواع واقسام شیطان (آتشهای گوناگون اسید و مشروبات الکلی و حرامات و منکرات و سیئات و....) به طور جدی حذر می کنند ودر ایمان ثابت ومستقیم در پرستش الله می باشند آنها خود را زایده های خاک خانه های مجلل و البسه مفخرانه و جواهرات و القاب مادی که مادیگرایان دوست میدارندو مشغولیتهای دنیا لهو ولعب.و...... که روح  رادر قید وبند محصور می کند پرهیز و به گونه ای چون ملائک لباسی از جنس نور را می پوشند ( گفته شد که ملائک فاقد لباس خاکزادگان در عرش حضور دارند).

آنها آب (نور ) راجایگزین  خاک  که به راحتی می سوزد دراندام خویش می کنند این آب (نور )ایمنی مناسبی در تاثیر آتش عذاب الهی می باشد آب همان تعالیم نور و راه رستگاری است این آب می تواند یک انسان ضعیف واز خاک را هدایت کند ( آبی که راه تعالیم نور است ) ویا یک درخت انجیر را بخشکاند مانند آبهای مسموم و آلوده و اسیدی و یا الکل آه این آب آلوده همان راه شیطان است که خیلی آسان آثار سوختگی یا گمراهی رانشان می دهد

*راز همنشینی آب و روح و خاک در انسان برگزیده و همچنین آب وروح و گیاه درملائک همین جریان آب است آبی که تورا از آتش جهنم محفوظ می کند آبی که روح تورا به سوی نور با خود می برد انعکاس نور در آب (با توجه به اینکه آب یعنی نور ) نفس تو را از بلا حفظ می کندتورا در نور منعکس و به نور قدرت می بخشد قدرت اعتماد قدرت بلند شدن از زمین به سوی نور خواهش دارم در اینجا به دنیای مرتاضان هندی هم توجه داشته باشید که با ریاضت و تحمل گرسنگی و دور شدن از دنیای اطراف چه خلاقیتهایی را به ما ثابت نمی کنند اگر آنها از طریق نور الله و درمسیر جریان مستقیم آب (ایمان به نور )اینکارها را انجام بدهندمطمئن باشید که ما تجربه غیبت را در زمین به چشم خود خواهیم دید *اگراگر بتوانند در نور الله محو بشوند.

سلام ( درود ) برنو رالله نور .سلام بر مهدی عاشق نور الله نور و سلام بر انتظار شیرین ترین آب آه آب آه نور    .    

 منتظری در انتظار نور ..... آبان فریاد .... خوزستان درانتظارآب .

 

 

حفاظت از گوساله ی بیمار

**بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه ... (حفاظت ازگوساله بیمار)

این نوشته بر اساس گفته های آقای( من)  که گفته بود

 حفظ نظام از نماز و روزه  واجب تر است  .

و اعتراض به اصل انتخابات جرم است نوشته شده است

(هر ملتی که زشتیها را میان خود ببیند وتغییر ندهدعذاب عمومی پروردگار به آنها نزدیک می شود ) از کلام حضرت امام جعفر صادق ع

تقدیم به شما آقایان گمراه که هوشیارانه دین وآیین این ملت را به نابودی می کشید

وقتی صحبتهای شما رادر جراید خواندم ناخود آگاه به یاد ترانه ای از خواننده ای قدیمی به نام مهوش افتادم که در یکی از ترانه هایش مشتی اراذل و اوباش را دور خودش جمع کرده بود و مرتب با ایجاد دلبری و هیاهوادعا میکرد که این و آن به او تهمت زده اند که دستش کج است و با ناز به انگل های اطرافش از این و آن شکوه میکرد که گفته اند دست او کج است آقایان متملق و هر جایی هم برای خوش آیند او به او یاد آوری می کردند که فلان آقا و بقال و.....حتی پسر خاله  اش دشمنش هستند البته این خانم خواننده ادعا می کرد که از هند آمده است و تشابه این ترانه دوران دور کودکی مرا به یاد حکومت نظام ( من) انداخت که البته به عقیده من از هند هم با گوساله ای از نژاد گوساله های طلایی سامری آمده است .

 آقای مدعیان ولایت چگونه حضرت رضا ع را تضمین سیاست خودمی خوانید در صورتی که حتی نمی دانید چرا او کشته شده است نه تنها او بلکه همه معصومین ما قربانی افکاری مانند افکارشمایان شده اند شمایانی که حکومت نظام (من ) یا همان  بت بشری ساخته شده تان را بر دین و نماز و حج مردم ترجیح می دهید شمایانی که سر نوشت این مردم را قربانی قدرت نمایی و بلند پروازیتان در جهان کرده اید . امامان معصوم ما در هر مرحله ای خواستند مردم را به سوی صراط مستقیم بخوانند فدای افکار بیمار گونه قدرت طلبان گشته اند علی  ع در محراب شهید توهم خوارج یا همان منافقین می شود حسن ع نیز بنا به مصلحت خلیفه آن زمان باید از بین برود تااو با خیال راحت  گمراه کردن و ستم به مردم را ادامه بدهد حسین ع ویارانش و امام سجادع و...... تا مهدی عج که ازشر خنجر امثال شما به  دنیای غیبت پناه برده است همه وهمه تاریخ گویای حماقت عده ای فرصت طلب است که چهره شیطانی خود را با ماسک اسلام بزرگ پوشانده اند و به مردم ظلم و تعدی روا می دارند هم اکنون در کشور ما نیز اسلام مردم ما باید قربانی جهالت عده ای فرصت طلب بشود که مردم را در زیر تازیانه فقر به نابودی می کشند و بت ساخته شده اشان (  نظام  بیمار) راهمچون سامری که روزی در غیبت موسی نبی س گوساله اشان را با مال و ثروت و طلاهای مردم (برای گمراه کردن مردم)  ساخت شما نیز در غیبت مهدی عج همان سیاست مشرکانه و ملحدانه را  به بهانه نجات نظام وبه بهای نابودی دین اسلام مردم دنبال می کنید در منطق شما گران بهاتر از گوساله نظام بیمارتان که با توسعه فقرفرهنگی و مادی درمیان مردم به آن ابهت می بخشید وجود ندارد و اسلام حتی اسلام مردم معمولی را دشمن خود می دانید .در حالیکه فکر نمی کنم تا کنون حتی تصورش را کرده باشید که از بین بردن ایمان مردم به بهانه نجات نظام ( یا جانشین کردن گوساله به جای الله نور) نشان از بیماری روحی (سادیسم در نوع مردم آزاری)و انحراف مذهبی دربین مسئولین حکومتی باشد .

 خودتان میدانید سلطه شما تا کنون برای مردم ایران ارمغانی جز فقر وحقارت نداشته است . می بینید که حضرت امام رضا ع نیز در نزدیکی ما در ابدیت پیوسته به بهشت است این جضرت بزرگوار  هم مانند اسلام این مردم شریف قربانی جهل و ستم کاری عده ای گمراه گشته است امام رضا  ع در کشور ما نماد فداشدن دین وآیین اسلام یا ناجی مردم برای رسیدن عده ای خاص  به مقاصدی شوم می باشدکه شما در تاریخ فعلی کشور ما همان برنامه را دنبال می کنید واز  منحرف کردن مردم  نیز پروایی ندارید.

یارانه ای که در دستان  شما برای کمک به این مردم ظالمانه در حال برنامه ریزی است یاد آور برنامه کارتی کردن سوخت بنزین برای مردم ایران است که مردم در سرمای شمال در اتومبیلها در راهها میماندند. این برنامه همچنان با ابتذال و هرج ومرج ادامه دارد.

 ویادر مثال دیگری مردم درزمستان دوسه سال پیش چند شهر از شمال وشهرهای سرد سیربراثر قطع گاز خانه هایشان در فلاکت با سوز وسرما می سوختند ومی ساختندو در آخرباهزاران خواهش باید منتظر زیارت  هاله نورتخیل پرور شما باشند تابروندو از نزدیک ببینند که آیا مردم شمال  و این شهرهای سردسیرراست می گویندکه گاز ندارند و هواآیا واقعا سرد است تا کمی از صادراتشان به ؟بکاهند و سوخت گرمایی برای گذران زمستان به منازل مردم برسانند یا نه ؟؟؟؟ یعنی صادرات گاز به قیمت در خطر افتادن جان مردم ایران یعنی صادرات پول و ثروت ملی ؟به بهای از بین رفتن ایران ( آیا در دین شما صدور سمند طلا یی و میلیونها دلار و شمشهای طلا خیانت به خلق الله نیست ؟؟.راستی شما با ثروتی که از فروش گاز ونفت ملی ایرانیان به کف آوردید  چه کردید؟ چه کردید ؟ همه را میلیاردی صادرمی  کنیدو اگر صادر نمی کنید چرا مردم ما با این وضعیت اسف بار زندگی می کنند آه صادرات پولهای گزاف  در مقابل چشمان بهت زده مردم در فقر ایران .دود وآلودگی هوا و بیماریها برای ما مردم ستم زده و درآمدش ؟ ؟این همه فقر و اعتیا دو فحشا ونکبت و بیکاری وتورم و تجاوز به حق وحقوق مردم وتجاوز به ناموس یک ملت وشیوع کفر و الحاد  و همچنین ضربه زدن به پیروان مذاهب دیگرو ایجادوحشت و اختناق در جامعه ما نشانه چیست ؟.سالهاست مردم افغانستان در جنگ هستند اما شما دروازه های کشور ما را مکانی  امن برای فرار جوانان و مردان این کشور از مسئولیت دفاع از میهنشان قرار داده اید وهمچنین فرزندان کشور عراق و فلسطین نیز در کشور ما  در حال امرار معاش و زندگی هستند در حالی که مردم این دو کشور در زیر رگبار بمبهای ویرانگر تکه تکه می شوند  در صورتی که اطفال و زنان این کشور هابرای حفاظت کشور خود به این مردان واقعا احتیاج دارند  . آقایان زهی خوش خیالی.

در طی اجرایی شدن کارتی شدن سوخت شما آقایان خوش نشین وزارت و مجلس به خوبی دیدید که با آغاز این برنامه قیمتها به یکباره سیر صعودی را نشان داد و اکنون باز بهانه دیگری برای اذیت وآزار مردم پیدا کرده اید در صورتی که می دانید که حتی اگر چند قلم کالای مورد نظر را  تحت کمک یارانه ای  قرار بدهید باز از بالا رفتن قیمتهای هزاران کالای دیگر در طی  اجرای این برنامه خانمان بر انداز وفقر آور نمی توانید جلو گیری کنید حتی اهل حل مشکلات مربوط به پیامد این برنامه ها  هم نیستید. شما که به خوبی نشان داده اید نمی توانیدنظم وامنیت اقتصادی و اجتماعی مردم را تضمین کنید چرا دست از تصویب واجرای پیشنهادهای مسخره و بی هیچ بینش آینده نگری دست بر نمی دارید ؟راستی کدام اسلام به شما صاحبان قدرت گفته است که ازبیت المال مردم و حتی از بیت الناس مردم  می توانید  بدون اجازه آنها به دیگران حاتم بخشی کنیدو یک جامعه اسلامی باید همیشه و مادام العمر در گیر  با معضل فقر و فلاکت باشد ؟این اسلام جعلی را از آیین کدام پیامبر گرفته اید  . در صورتی که خوب می دانید حق همه پیامبران و امامان معصوم ما در ( دست مردم ) است خوب می دانید که علی ع حق خود را در دست مردم می دید و خود را نگهبان دستمایه و بیت المال و حق وحقوق آنان می دانست  اگرنه چپاول و تاراج مردم برای او که خلیفه آنان بود مثل آب خوردن میمانست . سیاست اقتصادی و جهانی شما با به هیاهو  کشاندن وقایع جهان و هم چنین تاراج مردم شریف ما اصلاح نمی شود و شاید اندک مدتی مردم را مشغول به خود بکند اما در نهایت برای همه کسانی که فکر می کنند مردم ما نا آگاه تشریف دارند وفریب این برنامه ها را  می خورند بسیار متاسفم  .این عدالت کاذب وپر هیاهو ی شما چون افکار سامری است که فکر می کرد با جمع کردن مردم به دورگوساله طلاییش می تواند کمبود  عدالت الله و نبوت موسی س  را در میان مردم پر کندومردم را از اساس دین دور نماید  .گویی شما با توهم  می پندارید با حلوا حلوا گفتن دهان کسی شیرین هم میشود شما آقایان نظام اطمینان داشته باشید که حق همواره زنده خواهد ماندو ایستادن شما در مقابل دین مردم ایران عاقبتی جز فرو رفتن در باطلاق نابودی نخواهد داشت .و چترحمایت ولایت نورمهدی عج با مردم رنج کشیده ایران است

و او می آید مهدی عج که موعودی درانتظارپایان رنج ظهوراست با شمشیری آخته که دشمنان دین مردم را خوب می شناسد و با اسبی که جز در کنارمجری حق آرام نمی گیرد و الله نورکه در انتظار پی ریزی عدالت عدل در جهان است .

تو گر نمانی ای حجت  نورپس کی بماند

توگر نخواهی ای  قائم نورپس کی بخواهد

توگر نیایی ای مهدی عج پس کی بیاید

 تو گر نگویی ای هادی نورپس کی بگوید

 ما گر  نورنجوییم پس کی بجوید

ماگر با تو نمانیم پس کی بماند

  سلام بر الله نور وقتی روح می بخشد . سلام برآدم س وقتی بر زمین هبوط می کند سلام برمحمد ص وقتی برای ترویج نماز؟؟ به بعثت می رسد و سلام بر علی ع وقتی در نماز ؟؟؟ ؟ به خون می افتدوسلام بر تک مسافر موعود مهدی ع وقتی در برابر الله نور به صف نماز می ایستد .

منتظری در انتظار نور ... پاییزفصل توجیه بی رحمانه هیو لای یارانه در بین غافلان از مردم.. ...خوزستان همچنان نظاره گر بی عدالتی گوساله طلایی  

 

خواب چهره نور

***بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه ...خواب (چهره نور)

چندین شب است که در رویاهایم مرتب مردم را می بینم که در حال تقسیم شدن به دسته های کوچک و بزرگ هستند  حتی درگذشتگان ساکن برزخ هم در دسته دسته کردن خود دست کمی از مردم زمینی ندارند .برای این منتظر عجیب است این دسته بندی ها آنهم به صورت پیاپی که نه من ونه هیچ حامل نور دیگری در این خوابها نقش نداشته باشند . در بین این روزهای پر از حیرت چند روز پیش  به چگونگی صورت حضرت  مهدی عج که در رویاهایم او را زیارت کرده ام می اندیشم و یکباره فکراینکه آیا صورت مبارک حضرت علی ع و صورت معصوم وخسته مهدی عج شباهتی به هم  دارندیاخیر؟ ذهن مرا مشغول کردو من حقیر با خودم قرارگذاشتم که بعد از ابن به چهره این معصومین در رویاهایم بیشتر دقت کنم تا بدینگونه به اشتباه نیافتم که الله نور الله نور از سر لطف عنایتی به من حقیر کرد وآه الله مهربان

***اینجا کجاست باز هوایی نیمه روشن و مکانی پر ازجمعیت و کاروانهایی که پی در پی در حال گذر از راهی هستند که گویی انتهای این راه به جهان ما میرسد آمدن  از عالم خواب به دنیای مادی و زمینی عجب آمدنی.مردان و زنانی که به سختی در حال عبور از راهی پر فراز ونشیب هستند .و با اسبها و شاید شتر هایی با بار انبوه و مردمانی پیاده ودر زحمت و آه او را می بینم مهدی عج را که با جدیت ونگاهی پراز حرف وسخن که به من ازادامه راه می گویندبنظرم می رسد که در نگاهش سو آلی هست ازسختی و تحمل راه  ..ایشان در حال راهنمایی و تشویق کاروانهای مردم به جلو هستند ( به دنیای ما ) پس این مردم همان یاران مهدی عج در جهان مامی بودند . و آن مرد غایب از جهان آن قدر واضح و روشن به جلوی مردم در حال گذردرمقابلمن ناتوان رسیدند که من چهره مهربان و فداکارشان را به خوبی می دیدم ودر اینجا زمزمه ای گویی به من می گفت (دقت کن در صورت او دقت کن) و من ناتوان هم گویی به آرزوی خودم رسیده باشم به چهره آقای منور مسافرنور خیره شدم و بله چهره ایشان نسبت به اولین شهید امامت فرق می داشت و حتی دل نگرانی ایشان نیزمعلوم بود وآنها در اندیشه هدایت مردم علی الخصوص یارانشان بودندکه ازخواب بیدارشدم آه چهره ایشان از آرامشی آکنده بود که جز سر انجام مردم در راه نور هیچ اندیشه ای نمی توانست آن را متفکر و نگران نشان بدهد  .

*دراین رویا من به خودم اجازه نمی دهم که ازچگونگی سیمای این دوشخصیت بر جسته اسلام کلامی بنویسم اما این مطلب رادر یافتم که مزدخودراازآموزش دعا وراز اسما ء الله نور به شما خوانندگان از آفریدگار جهان گرفتم .      

* اکنون از شما می پرسم که با اسما ء الله نور چه کردید؟کدام نام رابیشترپذیرفتید؟

همه اسما ء الله نور براستی زیبا هستندهمه آنها معنایی غنی و کامل دارند . اگر نتوانسته اید نامی را که  می خواهید از طریق آن نام به الله نور نزدیک بشوید پیدا کنیدازشما می خواهم که به من این اجازه را بدهید به شما کمی کمک کنم .  بهتر است  اینطورروش مرا شروع کنید. هر قدر اسم از اسما ء نور را که بلدید بر زبان بیاوریدبعد از خودتان بپرسید که کدام اسم راحت تر بر زبان شما روان میشود آن اسمی که برزبان شما بهتر و راحت تر خوانده می شود کلید نزدیک شدن شما به الله نور است بقیه اسامی را نیز موقتا کنار گذاشته و مرتب در خلوت وجمع .درد وشادی وبیماری و سلامت و.....از این اسم انتخاب شده استفاده کنید  ناراحت نشوید که چرا بقیه اسامی را بایدکناربگذارید هر اسمی که شما برایتان ساده تر است مانند یک کوچه فرعی است که شما را به خیابان اصلی نور هدایت می کندبه همین سادگی اما شرط عقل است که شما به الله نور ایمانی کامل بله ایمانی کامل داشته باشید مثلا وقتی شما ایمان دارید که الله نور صادق است و شما هم این نام اورا برای نزدیک شدن به او انتخاب کرده اید خیال نکنید که فقط راست گویی شما می تواند شما را به او نزدیک کند اندیشه بد اینکه مثلا بعد از بر زبان آوردن این نام بتوانید حتی یک نگاه تعمدیا غیر عمد به کسی بکنید که  معنی  غلط اندازی  را برایش داشته باشد باعث میشودکه شما صداقت الله نور و صداقت خود را زیر سوآل برده اید و هم با زیر سوال رفتن صادق بودن او توحید و  ......رادر ایمان خودتان دخالت داده اید چون او امر می کند به بندگانش که .... . پس باید در معنی هر نام او اندیشه کنید .

*مطلبی هم در باره  (آب وانجیر)  که لازم دانستم شما هم بدانیددر اینجایاد اوری می کنم.  گفته شد ملائک بسیار معصومند و پوشش  خاکی مانند ما ندارند بله آنها آنقدر معصومند که دیوانه کننده اند تقریبا معصومیتی مانند معصومیت اطفال تازه به دنیا آمده .آنها حتی از نگاه کردن به زمینیها احتراز می کنند خصوصا در چشم آنها اصلا نگاه نمی کنند وچنان از نگاه کردن پرهیز می کنند که گویی چشمان سالم وپاک ومعصوم آنها عیب دارد.گفتم که آنها پوشش خاکی ندارند و طبیعت شان مانند آب می ماند واین بدان معنا نیست که آنها مثل آب  به رنگ بلور باشند چون آنها هم معجزه ای از ترکیب آب( اگر توجه داشته باشیم قسمت عمده انجیر آب می باشد )  انجیر و روح هستند مانند ما که ترکیبی از خاک وآب و روح هستیم پس بدانید  ملائک به رنگ آب نیستند ما و ملائک به طور غیر قابل اذعانی مرتب در خطر وسوسه های شیطان هستیم اما آنها واقعا نمی خواهند و نمی توانند گناه بکنند .تمامیت وجود آنهالبریز از ستایش و فرمانبری از اوامرنور خلاصه میشود  به یک دانه انجیر و بوی معطری که از درخت انجیر هم استشمام می کنید نیز بیندیشید به نظر شما نام این خلقت(ملائکه ) چیست ؟ معجزه یا خیال و شایدرویایی از یک توهم ؟  

حوریان بهشتی هم در بهشت مانند ما لباس پوشیده و بسیار آراسته اند لباسهایی بسیار بسیار لطیف وزیبا و عجیب اینکه نوع حجاب آنها خیلی آزار دهنده نیست و تقریبا به مانند بانویی می مانند که در خانه خودبله درخانه خود راحت باشد به همین سادگی اما مکان بهشت برای ساکنان پاکش به گونه ای است که هر کس گویی فقط و فقط زوج بهشتی خودر ا می بیند وبس و دیگرانی اصلا در آنجا حضور ندارند چشم آنها پاک از گناه است و هیچ کدام جز زوج یا زوجه خودرا نمی بینند آه بهشتیان

آنها خود یک معجزه هستند به طوریکه می توانند برای حرکت به جاهای غیر قابل رفتن مثل بلندی از بالهایی که به آسانی  در بالای  دستهایشان پیدا و بعد محو میشوند استفاده کنند . این حقیر حتی حضرت جعفر طیار را در بهشت در پرواز دیده ام با بال . دنیای بهشت دنیای لذتهای بی همتا و جای آسانی است مکانی واقعی برای تحقق همه آرزوهای قشنگ بشر .همه چیز در آنجا معجزه است و هر اتفاق فوق العاده ای نیز به راستی روی دادنی است .

منتظری در انتظار نور ... آبان اعتراضات... خوزستان و آغازپاییزبرای ققنوسها

پیام تبریک

بسم الله الرحمان الرحیم .... رویاهای صادقه. ... پیام تبریک

  تولد هشتمین جلوه امامت و ولایت را

در میان  همه سبزها و اعتمادها

 به امید  پیروزی جشن می گیریم

منتظری در انتظار نور .... خوزستان سرزمین فراموش شده

 

قاب وارونه آب و انجیر

بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه .... قاب وارونه (آب و انجیر)

راستش را بخواهید نمی دانم ابتدای مطلبم را از کجا و از چه بنویسم . باید خیلی حواسم جمع باشد که برایت از آن چیزی بنویسم که برایت ساده وهم چنین قابل قبول باشد .مطلبی که می خوانی در باره موجودات پاک  وبی شیله وپیله در رویاهای صادقه است .

همه ما می دانیم در طبیعت چهار عنصر به نام یک آب  ودو خاک و سه بادو چهار آتش وجود دارد که همه با مشخصات متفاوت و تاثیر متفاوت با آگاهی کامل الله نور آه الله نور آفریده شده اند.مثلا همین آتش فرمول ساده یک موجود زنده شیطان در میان جانداران زنده و در موجودات بیجان و بی اراده نیز مانند خورشید و رعدوبرق و انواع آتشها و سوختهای فسیلی مانند بنزین ونفت و آتشفشان و....... و هم چنین گونه ای سوخت مصنوعی ساخت دست بشر مانند برق و نوراست انواع آتش و درجه آسیب آنها هم که در مناطق اصلی و فرعی کره زمین وجود دارند  هم  با دیگرمناطق فرق دارند (آنچه برای آگاهی تاثیر شیطان در هر منطقه ای از آب وهوا وخاک لازم است که بدانیددرجه سرما  قطب  وگرما  بیابان و اعتدال هواو یا منطقه استوا  )  .دومین عنصر که ما از آن خلق شده ایم همان خاک است خاک بیجان مانند خاک معمولی که جسمی بی اراده است و به منظور کشت گیاهان از آن استفاده میشود وحیوانات نیزاز آن بهره می برند  و همچنین در کارهای ساختمانی از انواع مختلف آن بهره می بریم در نوع جاندار هم ما انسانها هستیم که اگر قبلا آگاهی داشته باشیم الله نور ما را از خاک آفریده است بله خاک  ماالبته باید بدانیم آهک و سیمان و سنگ و.... همه از گروه خاک هستند و هر خاک رسی ( در قر آن آمده است که انسان از گل رس خلق شده است ) در هر منطقه آب و هوایی کره زمین با هم فرق دارند حتی طبیعت گرمایی و سرمایی آنها هم با هم فرق دارند و همه گیاهان و حیواناتی که در هر منطقه از اقسام خاک به وسیله انسان مورد خوراکی را پیدا می کند با  گیاهان وحیوانات  خاک منطقه دیگر از لحاظ طعم ومزه فرق دارندباید در اینجا به رنگ خاک و تاثیر آن در رنگ پوست  انسانهادرهر منطقه آب وهوایی اهمیت داده شود . و یکی دیگر از عناصرهم آب است بله آب که در گروه چهارگانه عناصرجایگاه خاصی دارد ودر طبیعت به شکل بیجان آن در دریا ها و اقیانوسها و رود...... همه مطلعیم اما در نوع جاندار آن و البته جاندار بی اراده آن همان گیاهان و طبیعت گیاهی قرار دارند . گیاهان .در ختان .میوها .  آن مطلبی که این حقیر در این فرصت می خواهد برای شما خوبان از آن بگوید مطلبی که می دانم بسیار مشتاق خواندن و دانستن در باره آن هستید . ملائکه . ملائک.این ملائک دوست داشتنی در گروه آب قرار دارند . معصومیت و پاکی آنها زبانزد ما انسانهای زمینی است . در یکی از سوره های قرآن آسمانی ونور می خوانیم که شیطان از سجده برآدم که از دو نوع طبیعت خاک و (روح نور ) ساخته شده است ابا می کند و ملائک را از جنس انجیر می خواند بله همین انجیر خوراکی . زود قضاوت نکنید شما باید همه انجیر های دنیا را در همه مناطق گرم ومعتدل و خشک آن باهم مقایسه کنید شاید بتوانید بهترین نوعش را انتخاب کنید با هوایی پاک و خاکی غنی و پاک و آبی گوارا وشیرین. با باغبانی مجرب و دلسوز .  می  دانیم انجیر ی که در جای خنک می روید و بهتر و سریعتر رشد می کند و میوه لذیذتری می دهد در اینجا برای شناخت ملائک با دو گروه زنده سر وکار داریم یک گیاهان و در خت انجیرکه می زیند  و یک عنصر بیجان به نام آب   عنصر سازنده .ملائک که مانند ما رشد ونمو می کنند و صاحب اراده هستند . فرق این گروه با دو گروه دیگر خاک و آتش در همین دو نمونه زمینی و الهی آن است که هر دو زنده اند انجیر و ملائک که هردو هم از عنصر آب هستند  .پس ما شاید باکمی دقت در طبیعت درخت انجیر در زمین بتوانیم به سرشت ملائک در گاه الله نور پی ببریم وقتی می گوییم آنها از عنصر آب هستند باید به مشخصات آب دقت کنیم آب در صد درجه تبدیل به بخار می شود ولی نمی سوزدودر صفر درجه یخ می بندد پس به لحاظ معنویت  این موضوع نتیجه می گیریم که درخت انجیر در درجه صد سانتی گراد خشک میشود ونمی سوزد و در درجه صفر درجه هم منجمد میشود و باز نمی خشکد خوب دقت کنید در این مطلب که ملائک هم با توجه به محیط زیست درخت انجیر در جای خنک  زندگی می کنند و چون آب خاصیت خاموش کنندگی دارد پس ملائکه در مقابل آتش شیطان هم ایمنی دارند(بخار میشوندونمی سوزند )برخلاف انسان که از خاک است و خاک با اینکه خاصیت خاموش کنند گی هم دارد  قابلیت سوختن هم دارد ملائک البته از وسوسه ها ی شیطان با این طبیعت خدا دادی که نمی سوزند در امان هستند( با معصومیت خاص بندگی )اما از حمله آتش هم مصون نیستند ودر مقابل حمله شیطان در اوج پاکی به هلاکت می افتند ( بخار می شوند= موقعیت ملائکه بودن  خودرا از دست می دهند و نابود می شوند  ) من حقیر در رویاهایم تاکید به نور الله نور کرده ام اگر ما فرض کنیم که ملائک در درگاه نور در حال عبادت و پرستش هستند پس ما به این نتیجه نیز می رسیم که نور الله نور با نور خورشید اختلاف ویژه ای دارد و برای ملائک آزار دهنده نبوده و بالعکس مطلوب می باشد  مکانی با هوایی خنک و تصفیه شده و طبیعت عجیب و سرشار از پاکی و زلال چون آب.گاهی با خود می اندیشم به واسطه ضعف انسان در سوختن ( گناه کردن) وهلاک شدن ملائکه در مقابل حرارت آتش یا از بین رفتن ملائک در صورت نزدیک شدن شیطان به آنهامی  بوده است که شیطان خود را در برابر آدم و  حتی ملائک برتر می دانسته است ملائک هم بر آدم سجده کرده اند اما ابلیس نه ؟.نمی دانم از زنده به گور کردن دختران در زمان آغاز اسلام چیزی شنیده اید یانه . در آغاز رسالت حضرت محمد ص اعراب بدوی با اطلاع یافتن مشخصات ملائک می پنداشتند که دختران از جنس ملائکه می باشند و به دلیل کینه توزی و بدلیل اینکه می پنداشتند که ملائک نیز منشا گسترش دین محمد ص و رواج تعالیم اسلام در میان مردم می باشند آنان را زنده زنده در خاک مدفون می کردند . میخواهم در اینجا یاد آوری کنم که ملائک ظرافت و لطافت بیش از اندازه ای دارند که حتی با نگاه کردن به آنها انسان محو معصومیت و پاکی مسحور کننده آنها می شود اماآنها از جنس انسان نیستند و نور وجودی آنها در یک نگاه برانسان ثابت میشود نوری که هدیه الله نور  به آنها ست یعنی آنها مانند ما پوشش خاکی ندارند و فقط از نورهستند آنها در موقعیتهای مختلف به امر الله نور می توانند در جمع انسانها حاضر بشوند اما در اصل ودر عرش پوشش جسمانی مانند ما ندارند . گروه دیگری که در دنیای ماورائ ما  زندگی می کنند حوریان بهشتی هستند که از ملائکه جدایند و مانند ما انسانها هستند و بسیار زیبا و لطیف و تقریبا بی نقص ظاهری می باشند آه حوریان پاک ومعصوم . لابد از حضور این حوریان در بهشت چیزهایی شنیده اید آنها به غایت زیبایند وآنهاهم نور خاصی دارند ااما این نور مانند نور ملائک خیره کننده نیست  نور ملائک بر نور حوریان بهشت می چربد اما همه آنها معصومیت خاص خود را دارند حتی میزبانان بهشت . از لحاظ جنسیت این دوستداران مسلم و تسلیم الله من متاسفانه اجازه ندارم برایتان چیزی بنویسم و دلیل اینکه در باره رویای صادقه هم که چیست ؟؟؟وبه همین دلیل چیزی ننوشتم انشاءالله که می بخشید .البته توجه داشته باشید که ما چند نوع انجیر با چند رنگ متفاوت و در مناطق گوناگون آب وهوایی  حتی گوناگونی آب از نظر املاح را در نظر بگیرید  واینکه چه هوایی  خشک و یا مرطوب و یا معتدل و یا سرد داریم که با مقایسه آنها و هم چنین افزودن چاشنی نوری خاص وپاک که تصفیه کننده آلودگی هاست بتوانید چیزی بیشتر از این حقیر دریابیدمطلب مهمی که در اینجا باید برای شما یا دآوری کنم تفاوت عمده خاک ( انسان ) و آب ( ملائک )است که خاک قدرت پنهان کنندگی دارد از جواهرات تا آتش چاههای نفت و گاز تا معادن سنگ و فلزات و.......که باید ما آنها را کشف کنیم انسان هم  به دلیل دارا بودن پوسته خاکی خودهمین قدرت را داردافکارو  امیال شیطانی و خواسته ها ونواقص درونی احساسات وحتی بیماریهای درونی و اسرار و....... را به خوبی میتواند پنهان و تحت کنترل خود در بیاورد و لازم است حتی  با زحمت ساختمان جسمی و درونی او را کشف کنیم اما آب  اینگونه نیست شناخت میزان آلودگی ورنگ وبو و حتی محل ماندن آب خیلی معلومات نمی خواهد و برای دیدن و شناخت تو. خودش مانندآیینه عمل می کند پس دریاب که ملائک چگونه موجوداتی خواهند بود موجوداتی زلال و با طبیعتی خیلی ملایم که تاب تحمل انواع بدیهای آتش  را ندارند  ملائک بهشتیانی که تو ومرا به بهشت می خوانند ودر نزد الله نور بسیار عزیزند و به دلیل معصومیتشان الله نور آنها را تحت  قدرت خود حمایت می کندو آنهامبری از گناه و وسوسه وتسلیم محض فرامین الله نور هستند وبا نور رحمت و کرامت و رحمانیت خدا به نیایش و پرستش در عرش روزگار می گذرانند .آنها هم به قدرت الله می توانند زندگی ببخشند مانند تولد عیسی مسیح س و یا زندگی را از ما پس بگیرند می توانند ما را حمایت کنند و یا راهنمای ما در زندگی باشند ولی  آنچه مسلم وغیر قابل انکار است قدرت بی نهایت الله نور بر سر نوشت  مخلوقاتش است که انسان رااز عجب و تکبر عاری می کند ودر مقابل اراده الله نور ضعیف و ناتوان می سازد این مطالب اختصاصی رویای صادقه به خوانندگان فهیم ایران زمین می باشد که در طی رویت رویاهای صادقه برایم آشکارشده است البته قیاس اختلاف  آتش و آب وخاک در اینجا فقط معیاری بود برای درک بهتر مطالب اگر چه غیر از این هم نیست اما دعاکنید روزی به من این اجازه داده شود تاحتی در باره شکل.  و جنسیت (آبی)این موجودات معصوم و معصوم ومعصوم آه معصوم ودوست داشتنی ( البته در یکی از قابهایم به نوعی به شکل  ظاهری آنها اشاره کرده ام )برایتان بیشتر بنویسم .

*مطلب بالا در واقع اشاره ای است به مخلوقاتی که در رویاهای صادقه خواب می آید مخلوقات زنده که مسئولان مددبه امور راستی ودرستی ساکنین زمین خاکی می باشند و یاوران پیامبران که در کنار آنان پیوند بین الله نور و آنان را سهل الوقوع می کرده اند .مثل اینکه تا اینجا هم زیاده روی کرده ام . حالا تورا با الله نور تنها می گذارم  او بی نهایت نور برای منتظران نور است پس او را دریاب .

منتظری در انتظار نور ... آبان هیس....خوزستان آه خوزستان خسته از تاراج

.     

 

 

شاعرانه های سبز.:.ناتوانی

بسم الله الرحمان الرحیم ...رویاهای صادقه...شاعرانه های سبز (ناتوانی)

 

ای حضورغایب در انتظار

با تو ازسفر

از گذشتن از دیار نور

از دنیا

یادبودشرم آگین جولان

آدم وحوا

وتاوان تبعیدیان اسیر

دراکسیروسوسه های

خاک

از واهمه بی پاسخ

آدمیان

در بهت

از تولدنسلهای گمشده

برای رسیدن به

فرجام در یک انتها

نمی توانم گفت

ای که سلامت

رمز دیر باور

آشنایی است در

گذرآدینه ها

و نگاهت تا ازل

چشم در راه

امیدهاست

من از ناتوانی خویش

از تولد بی پایان هر چرا

نمی توانم گفت

آه ای نارسیده

از خیال

تا خیال

زمین بی تو

از تماشای سر مستی

بن بست کوچه های

وهم

درتردیدنور

خواهد ماند

و

تو ای نیامده از رنج

بی گمان ازسفر نور

در بهت رویایی یک خیال

در تلخ ترین وداع

با آهنگ یک سلام

در لحظه عروج بیدارپدر

ومادر خوبان حوا

در آدینه نور

در غباراندیشه ها ی

بودن و نبودنها

خواهی آمد

واما من از

شرم هزاران غم

پنهان در

خاطره های دیروز

وپیشآمد فردا نیز

باتو ای قائم

ای قاصد پاک ظهور

نمی توانم گفت

نمی توانم سرود

منتظری درانتظار نور...آبان هیزمهای فقر ...خوزستان قربانی میزبانی ققنوسها

خواب هیزم ها

***بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه ... خواب ( هیزم ها )

این بار قرار نیست با تو از رویای صادقه ای بگویم که نشان از حضور نور دارد و این رویا با رویاهای دیگر بسیار  فرق دارد نمی خواستم این رویا رابرای شما بنویسم اما واقعا حیفم آمدکه شما خوانندگان راکه محرم رویاهای من هستید از مطالعه این رویا محروم کنم . و ماجرای آنهم از جمله ای آغاز شد که در تله تکست جراید و روزنامه های چاپ کشور به چشمم خورد و مرا که نسبت به گفته ها و اعمال هموطنانم کنجکاو و البته حساس هستم در موقعیت فشار روحی قرار داد و آن هم جمله ( ما هم زور داریم و هم شعور  و دیگران ؟؟؟؟؟)بودکه به محض مطالعه متن آن ذهن واندیشه من به قدری در تعجب و سوآلات بی جواب گم شد که یکباره خودرا در خوابی دیدم که می خوانید

***جایی است که هوا نه روشن است مانند روز و نه تاریک مانند شب . در یک غار بزرگ که از جمعیت پر است با چادرهای( خیمه ها)زیاد که نزدیک به هم برپا شده اند  رفت و آمد در بین این چادرها سخت و با اشکال صورت میگیرد .و مردان و زنانی با لباس بلند در بین این چادر ها در حال صحبت و عبور هستند چادرها ازجمعیت  پرهستند .ومن آنجا ایستاده ام و به آمد وشد جمعیت آنجا نگاه می کنم و می خواهم اظهار نظری بکنم صدایی به من می گوید (صبر کن ).وبعدمن از آنجا می روم . بار دیگر که به دیدن چادرها میروم چادرها چند تاییش جمع شده اند و اثری از ساکنان آن ها نیست و من از آنجادور می شوم و دوباره بعد از مدتی به دیدن خیمه ها میروم و  ( این کارها بدون اراده من صورت میگیرد اما من  صدای کسی را می شنوم کسی که خودش را نمی بینم  که در هر بار دید و بازدید مرتب با لحن آمرانه به من می گوید( صبر کن صبر داشته باش ) وحتی احساس می کردم که با فشار دست بر شانه هایم مرا به آرامش وساکت بودن امر میکرد . و کم کم نوری آنجا را روشن تر از روز می کند در آخرین بار که به غار میروم فقط یک چادر در آنجا می بینم . و نجواهایی می شنوم که آرام می گویند وای به حال سرنوشت این یکی ( منظورش فرد صاحب چادر یاخیمه بود) ومن حیران به چادر چشم دوخته بود م که عاقبت آن چه خواهدبود؟و از خواب بیدار شدم.

** تا چند روز با خودم می اندیشیدم که مفهوم این خواب که ساده هم بود چیست ولی ازدرون حسی به من حقیر می گفت این خواب در مورد همان مطلب روزنامه کذایی است بماند. آن روز صبح که در آشپزخانه باز در فکر تعبیر این خواب بودم واز اینکه اگر نور (مهدی عج ) در این خواب با من عاجز می بودند به راحتی می توانستم از آن برداشت واقعی تری داشته باشم  چرا این خواب به صورت رویا برایم رویت نشده است ؟چرامهدی عج با من بدانجا نیامدند ؟در این افکار بودم که

آه باور کنید که برای من این لحظه یکی از زیباترین لحظه هایی است که یک مسلمان آرزوی دیدنش را دارد و آن هم دیدار نور بود در بیداری .مهدی عج آقای جلیل القدر و غایب خودشان به دیدن این حقیر آمدند واین در صورتی بود که من حقیر روز قبل فراموش کرده بودم دعای عهد را که سالهاست زمزمه اش می کنم بخوانم و باخودم قرار گذاشته بودم قضای ادای آنرا در یک روز ودر دو ساعت جداگانه به جا بیاورم و حال  اولین دعا را ادا کرده بودم آه ایشان سراسر نور در بلندی در حدود یک متر بلند تر از من که ایستاده بودمدر بالای سرم حضور داشتندو به این حقیر نزدیک شده و پیشانی و نوک بینی (محل سجده ) این ناتوان دردرگاه نوررا با نور وجود خویش مسح کردنددرحالیکه من اصلا هیچ اراده ای برای حرکت نداشتم و حتی از شرم سرم پایین بودو این نور والا با مسح نور خویش برچهره این حقیرروح بیتابم را آرام می کردند و این رویا فقط  درچند ثانیه رویت شد چند ثانیه با ارزش با نورو ایشان فورا غیب شدند.

 

 می بینیدرویای صادقه بیداری این حقیر را که دوست می داشتم که ایشان در خوابم با من باشنداما...تا چنددقیقه خودم هم درحیرت محبت این خاندان بزرگ در مانده بودم و ناگهان صدایی به من گفت ( هیزمها . هیزمها ).ومن دریافتم که حاملان نوردر فکر رهایی این حقیر از راز این خواب نیزهستند .( آه ای بالاترین از نورمرا ببخشید)

***.معنا و تعبیر این خواب نیز برای خواب بیننده اینگونه است که همان  افراد  متعصبی که افکار و اعمالشان از دایره حق خارج است وبا فریب خود و دیگران با ریاکاری می اندیشند که پناه گرفتن درخانه های محافظت شده سنگی (غار ویاهاله نور ریاست  ؟وسیرکهای پرخرج وزارت ونمایندگی و.... به پایین)ویا درلباس خاصی(چادر یا خیمه یاهاله نور و لباس روحانیت و وزارت و سناتوری و ریاست ؟و.عروسکهای  سیاه بازی (آه خیمه شب؟؟؟بازی باناموس؟)......به پایین ) در بین مردم ظاهر شدن بهترین حلال برای اثبات زور و شعور ؟ آنان خواهد بود و فراموش می کنندکه عاقبت همه تنها خواهند بود و نور خواهد ماند.اینگونه پیروان بی قید وشرط  حتی اولیاء خود را نمی شناسند( ولاء شیطان ) درحالیکه پشتوانه آنهاهیزمهایی  چون نفت و گاز وثروتهای خدادادی مردم  وصندلیها و کاغذها آه آقای کاغذی است ودراصل نشان ازجسم خالی ازبصیرت این اشباح است هیزمی که آنهادر کنار آن آرام گرفته اندهمان جسم خشک از نور ایمان(خشکه مقدس ) و  مرده ازبی نهایت شرک که واقعیت رادروغ می پنداردوننگ گمراهی رادرزیرنقاب توهم اتکابه زور؟ و شعور؟ مستور کرده اندنا امن ترین تکیه گاه برای یک مخلوق است پناه این زورمداران هیزمهای خشک اعمال آنها که سیاه از سیئات  و ظلم است می باشد (آه هیزم خشک )و

   ومن با خود می اندیشم با این سیر قهقرایی زمان که به سوی بازگشت به سوی نور در تحقق است شمایان ؟وتوای آقای پرزور و شعوربه کجا به کجاچنین شتابان؟؟؟آن هم باتوشه ای ازحجم بزرگی از هیزمهای خشک؟و چنین سبد پرمیوه ای از  وزراء میوه ای که طی چهار فصل باید تغییر کنند و نوبرانه اش رابه اطمینان ساکنان یکی از غارها  ( مجلس ) معرفی کنید ؟و هاله نوری ؟که مرتب در حال تغییر موضع تناقض گویی در سخن و عمل است و نمایندگان مردمی ؟؟؟؟ که با پول کوک میشوند و ولی نظام  (من) ؟؟؟ و دلقک های سیاه بازی ؟ و بمبهای فقرآور و مرض دروغگویی و افترا و تزاید فحشا و منکرات و اعتیادو این خفقان زاده توهم مسحور کننده اتان ؟با این کوچه علی چپ  پرترافیک و مردمی که سردرگم نخودسیاههای گران قیمت حکومتی منتظر  رسیدن به حقی که به نام نفت ملی(( ملی =ملیت  = مردم ایران بودن ونفت  مردم ایران )) در تملک قدرتها در آمده است به پایتخت چشم دوخته اندبه کجا چنین شتابان ؟آقایان؟کاغذی یقین داشته باشید که هیزم اعمال  واندیشه های شما ودیگران پناهگاه بدی برای فرار از مسئولیت گمراه کردن مردم مسلمان و شریف ایران است آه هیزم آه هیزمها آه نور  آه شهیدان آه نداها آه سهراب هاآه محسنها آه ترانه ها آه ایران

 یاعلیم یا حی یا حی یاحی یاحی یاحی یاحی ......یانور یا الله نور الله نور

سلام بر نور عظیم در عرش عظیم سلام بر نور هنگامی که خلق می کند سلام برنورهنگامی که می میراندو سلام بر نور مهدی عج وقتی مسح نور می کند.

 

منتظری در انتظار نور .... آبان  فرزنداختناق آورجمعه های سیاه  .... خوزستان قربانی صادرات پول و ثروت