/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}                                                     بسم الله الرحمن الرحیم (ما هیچ پیامبری راپیش ازتونفرستادیم مگر آنکه به او وحی کردیم که ابلاغ کند*هیچ معبودی به جزمن نیست پس فقط مراپرستش کنید) سوره انبیا .آیه بیست وپنج                                                       ************** (بگو از خداوپیامبراطاعت کنید.چنانچه از حقیقت روی برگردانیدبدانیدکه پیامبرمسئول اعمال خویش است وشمانیزمسئول اعمال خودتان هستید اگراورا اطاعت کنیدبه راه نجات و آرامش هدایت می یابیدوبدانیدکه وظیفه پیامبرفقط ابلاغ روشن وشفاف است) سوره نورآیه پنجاه وچهار (من مامورشده ام که پروردگار این شهررا عبادت کنم شهری که حرمتش راواجب گردانیده است .بدانیدکه همه چیزازآن خداست ومامورشده ام ازمسلمانان باشم. و*قران راتلاوت کنم .پس هرکس به راه خداهدایت شداین هدایت به نفع اوست وهرکس گمراهی پیشه کرد *بگو من فقط یک هشداردهنده ام.) سوره نمل آیه نودویک .نودودو (اگرپیامبر راتکذیب کنید بدانیدملتهای قبل ازشما نیز تکذیب کرده اندوبرپیامبروظیفه ای جز یک ابلاغ روشن نیست) سوره عنکبوت آیه هجده (چه قسمتی از آنچه وعده داده ایم به تونشان بدهیم خواه قبل از آن تورابمیرانیم.بدان که تو فقط مامورابلاغ وحسابرسی برآنها هستی.) سوره رعد آیه چهل (چنانچه *کافران ازتوروی برگرداندندبدان که تورا به عنوان *نگهبان آنها نفرستاده ایم وظیفه تو *فقط ابلاغ روشن است)قسمتی ازآیه چهل وهشت سوره شوری  (ای پیامبراگرازحقیقت روی گردان شدندباکی نیست. وظیفه تو *فقط یک ابلاغ روشن است) سوره نحل آیه هشتادودو                                                          ************ (ماتورا به پیامبری نفرستادیم مگرانکه برای تمامی مردم جهان بشارت دهنده وهشداردهنده باشی هرچنداکثرمردم درک نمی کنند) سوره سباء آیه بیست وهشت (ای پیامبرماتوراهم به عنوان شاهد وهم به عنوان بشارت دهنده وهشداردهنده فرستاده ایم) سوره احزاب آیه چهل وپنج (ماتورا به عنوان پیامبری شاهدومژده دهنده وهشداردهنده فرستادیم) سوره فتح آیه هشت (این قرآن نازل شده ازسوی آن قدرتمندبارحمت است.تامردمی راهشداردهی که پدرانشان هشدارداده نشدندوخودازحقایق غافلند)سوره یس آیه شش (آیامیگویندقرآن دروغی است که پیامبربافته است ؟نه قران حق است وازجانب پروردگارت آمده تامردمی راکه قبل ازتوهیچ هشداردهنده ای نداشته اندنسبت به دستاوردشان هشدار دهی شاید به راه نجات هدایت شوند.) سوره سجده آیه سه (چه شنواوبیناشده اندآن روزی که دوباره نزدمامی آینداماامروزظالمان درگمراهی آشکارند.آنهارانسبت به آنروز روزحسرت آمیز هشدارده آنگاه که کارپایان پذیردآنهاهنوزدرغفلت وبی ایمانی بسرمی برند.) سوره مریم ایه سی ونه (بگومن فقط بواسطه وحی به شماهشدارمی دهم اماآنهاگوشهایشان کراست وازاین هشدارهانمی ترسند) سوره انبیاء آیه چهل وپنج (پیش ازاین ماهیچ کتاب آسمانی رابه آنهانداده ایم که آنرابخوانندهمچنین قبل ازتوهیچ پیامبرهشداردهنده ای رابرایشان نفرستادیم)سوره سباء آیه چهل وچهار                                            *********** *قبل از آغازمطلب قاب وارونه (ارتداد ومن)شایسته است  ضمن آرزوی سلامتی وموفقیت برای آقای بان کیمون که زبان گویای مردم ایران دراجلاس سران کشورهای جنبش غیرمتهعدها بودندفراوان تشکرکنم. *بانزول آیات بالا بر پیامبران و ایمان آورندگان ادیان الهی واجب میشودکه از حق (آیات یا گفته الله ) پیشی نگیرندو ازگفته های الله تجاوز نکنند .درآیات بالا به نسبت نزول هرسوره  ما به موقعیت مکانی پیامبران پی می بریم. واز موقعیت زمانی رسالت هر پیامبروکتاب او آگاهی می یابیم .دراین آیات به خوبی از وظیفه وتکلیف واجب  یک پیامبرو پیروی ایمان آورندگان ادیان الهی از خط مشی ء توحید دردنیا که جز ابلاغ ودعوت وتبلیغ نیست گفته شده است . نتیجه نازل شدن کتب الهی برای ممانعت ازافراط وتفریط انسانهاست . ابلاغ ودعوت و هشداربا حاکمیت درتضاداست حاکمیت وولایت برانسانهارا مردودمیسازد اگرتوجه بکنید به بعضی ایات از وحی به عنوان وسیله هشدارتوسط پیامبر استفاده میشود و هدف پیامبر رابا تحمیل از طرق رایج درمیان حکومتهاودول مختلف درتقابل  روشن قرارمیدهد .  وحی یک اسلحه نیست  کاسه توالت زندان  نیست .کهریزک نیست . گوانتانومو هم نیست .حق وتونیست  .باطوم .گازفلفل نیست . کاریکاتورمضحک افشاگر ازنمای درونی گمراهان نیست .قصه هزار ویک شب دروغین برای پیامبران دروغین نیست .سیگار یک زندانبان دیوانه نیست. اطوی داغ دردست دن کیشوت سرد ومرده نیست .پابند ودست بندنیست .موادمخدرنیست .قرص اکس هم نیست . چهارصدوپنجاه میلیون تومان هم نیست .رای قاچاقی هم نیست.اصل سرامد هیچ بی قانونی هم نیست.    وحی یک گفته حق است از سوی الله .الله رحمن ورحیم  برای همه انسانهاو برای تحقق فرصتی برابردردعوت به معجزه باش است . امایک توضیح داده بشود درمو ردمطلب مهم ظهور عیسی س ومهدی ع . خواننده خوب ورییس ...؟ایران ما در تایید اثبات ظهور امام شیعیان مهدی ع وظهور پیامبردین توحید عیسی س برما باید و واجب است که به قران مراجعه کنیم و جبرا باید آیات الله ( گفته های الله )را بپذیریم وبدان تسلیم بشویم .درقرآن بزرگ همانطور که به یک اصل یاولایت یاحاکمیت  فردی بر عام انسانها اشاره نشده است به ظهور مسیح س ویامهدی ع نیز اشاره نشده است . قران کتاب آیات است وتسلیم شدن و ایمان آوردن به آیات از اوجب واجبات است وبا استناد به قرآن دردین محمد ص ولایت انسان یاحاکمیت فردی ویا مسئله ظهور اکیدا وجودندارد و می بینیم دردوگانگی واختلاف درمذهب ( تشیع) مابا  دیدگاه ولایت فردی یا ظهور مهدی ع برخورد می کنیم ودرمذهب تسنن این امرازنگاه پیروان این مذهب مردودمیشود.گفتیم که دومذهب تشیع و تسنن از نشانه های انحراف دردین است.چه بابدعت دردین وهم ظهوررا دردین توحید تداخل داده باشند ویا وهم حاکمیت انسان برانسان را باارتداد وبدعت به عمل دربیاورند وچه این دو مسئله رامردودبدانند  .باید پذیرفت دیداربا موسی س . ظهور مسیح س .ظهور مهدی ع ازنشانه های بدعت دردین و همانندسازی شبهات عقاید مذاهبی است که بواسطه دخالت ونفوذمنافقین  درلباس بعضی اهل کتاب ( اهل کتاب کسانی هستندکه به زبان میگویندبه یگانگی الله اسلام اورده انداما ایمان به قلب انهاواردنشده است می گویند الله یکی است اما برایش جانشین میسازندو تسلیم بودن به حاکمیت نایب وجانشین را برحاکمیت الله واطاعت از پیامبر برترمیدانند . بعضا میگویندالله یکی است اما تسلیم بودن  به قوانین  را اولی بر تبعیت از الله ورسول میدانند ) در میان جوامع اسلامی ترویج شده است .برخلاف آنچه بایداکثریت بعضی اهل کتاب در میان مردم پیش آهنگان مذاهب هستند .  (بدانیدکه ماپیامبران را بدنهایی ندادیم که به غذانیازنداشته باشند.همچنین *در دنیاآنهارا جاودانه نکردیم) سوره انبیاء آیه هشت پیامبران اولی ترین مخلوقات الله هستند اماباتسلیم شدن به این آیه ما درجبریم که بپذیریم  تمامیت پیامبران درجبرهستند که چون انسانهای دیگر درعدالت وبرابری مطلق بمیرند ومجددا زنده بشوند (اماحرمت نگاهداران حریم الهی درجای امنی هستند.)سوره دخان آیه پنجاه ویک (درآنجا مزه هیچ مرگی رانمی چشندمگرهمان مرگ اول را وخداوندآنهاراازعذاب جهنم حفظ می نماید) سوره دخان آیه پنجاه وشش پس چگونه است که عده کثیری ازماباآگاهی ازاینکه همه پیامبران وایمان آورندگان دردنیامرده اند مدعی میشویم یک پیامبریا ایمان آورنده که الله ازمرگ جبری  او چون همه انسانهای دیگرمیگوید وجبرا فقط با وعده الله درقیامت زنده میشود میتواندمجددادردنیا ظهورکند؟ این چگونه است که پیامبر( عیسی س موسی س. نوح س .ایوب س. ابراهیم س .محمدص)به چنین معجزه ای ( عمرجاودان دردنیا دردنیا؟) نائل نمیشود اما تشیع باپیشی گرفتن از کلام حق الله ورد وحی تبلیغ شده همه پیامبران با ردشدن ازآیات  مدعی میشودکه یک ایمان آورنده ( مهدی ع) به عمرجاودان دردنیا دست یافته است و درانتظارظهور اوهستند. خواننده خوب گذشتن از مرز دنیا( دنیا یک بعدمکانی گسترده خاکی است و هرآنچه از خاک است مستلزم  آنست که  مرگ وانفطارراتجربه کند. (ای اهل ایمان هنگامی که خداورسولش شمارابه چیزی می خوانندکه مایه حیات وعزتتان است اجابت کنید بدانیدکه خداوندبین آدمی وقلبش حائل است وهمه بسوی اوگردخواهیدآمد.) سوره انفال .آیه بیست وچهار  یک انسان عصرجدیدنیزنمیتواند از فضاوخلاء اطراف زمین بدون امکانات ویژه حیاتی بگذرد وحتی بابهره بردن از امکانات خاص نمی تواند درانجا بطوردائم زندگی بکند .نیروی جاذبه زمین مانعی بزرگ در رسیدن به این آرزوی بزرگ بشری است .  از شرط جبری  یکتاپرستی ویگانه پرستی  است که  مسلمانان ادیان الهی به اطاعت از الله ورسول اقتداءوقیام کنند وهرعقیده ای جز این ازشرک است مردوداست باطل است تکیه واقتداء به (ولی.شاه . فرعون . و.......)برای پیشبرد دین ورسیدن به اهداف الهی تمسک به تقیه (ریا)است وتقیه در دین محمدص حرام است واز امورمردود وباطل ونشانه ای ازشرک است . (وواقعاستمکارترازکسی که شهادت وگواهی خودرا از خداپنهان می کندتصورمیشود؟ بدانیدکه خداوندبزرگ نسبت به عملکردتان غافل نیست) سوره بقره آیه صدوچهل رد آیات الهی ازدلایل ورود کافران ومشرکان به عذاب الهی دردنیا است .تولد ومرگ ورستاخیز روزقیامت .ورود به جهنم یا بهشت انتخابی برای همه مخلوقات الله دراوج برابری بوقوع خواهدپیوست این گفته حق الله است وتغییروتبدیل آن یاتحریف آن از ارتداداست . قران بطور صریح بیان می کند که زمین  قبل ازنابودی ومتلاشی شدن ازآن مستضعفان خواهد شد .ونیز باتوجه به آیه ( اطیعواالله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم......از سوره نساء آیه پنجاه ونه) زمین توسط جمع ایمان آورندگان اداره خواهدشدپس مسئله ظهورمجدد مهدی ع وعیسی س درزمانی مجهول بر ایمان آورندگان در زمین منتفی خواهدبود . الله حاکمیت فردی نوع بشررابرجمع ایمان آورندگان ردمی کند(توجه داشته باشیدبا یادآوری ازگذشته دردین یهود = هادو =هدایت شدگان .کسانی که رداشدن از آیات و امرالله برانان حرام بود= کسانی که هدایت برانها بطور کامل ومثال زدنی عرضه شده است  پیامبران این دین  با ادعای (خدایی)نمودن یک تغییربزرگ درسنت الله بوجودآوردند .و حاکمیت پیامبران ونوع انسان هدایت شده  ازسوی  الله بدیع  حرام وباطل ومردودشدوبعدازاین مقطع زمانی دردین توحید جبرا رسالت باحکومت دردنیادرتضادمیشود واین جبرتا پایان دنیا تغییرناپذیروغیرقابل بازگشت است برای پیامبران وهمه ایمان آورندگان وایمان اورندگان همه ادیان الهی مکلف هستند ودرجبرهستند که از الله وپیامبراطاعت کنند و حاکمیت و فرمانروایی بر نوع انسان وجن را ازارتدادوشرک بدانند . رد آیات الله بدانند .سلطنت وولایت و حکومت را مردودبدانند وتسلیم باشند به برابری در نظم ومساوات تمامیت نوع بشر درتوحیدوپنداری جزاین از جنون است  .مادرمذهب تشیع می بینیم که ائمه نیز هرگزدر راس حاکمیت قرارنمیگیرند زیرا حاکمیت پیامبرو ائمه برامورمسلمانان از امورجبری وواجب دردین توحید نیست .رسالت یک امرمعنوی است که خاک و دنیا را به زندگی و فطرت (بازگشت به ماهیت واقعی) می خواندودرواقع چون دین از الله است پس می تواند برخاک  احاطه داشته باشد الله خالق جهان است  دین توحید چون ازطرف الله است این قدرت وتوانایی جبری را دارد ومی تواند برجن وانسان مخلوق الله حاکمیت پیداکندامادرصورت تسلط حکومت نوع بشریاجن وضعیت ارتدادبر دنیای خاکی  تحمیل میشود وانسان درحکومت ( ولی .شاه . فرعون  و....)نمی تواندبر دین توحیدوبردنیا مسلط بشود . عدم تسلط و ضعف  انسان  بر دنیا در دین توحیدوانحصاری کردن دین الله یکی از روشن ترین دلایل ازمجموعه ( نه )هایی است که آرزوی تشکیل امت واحده را دربین ادیان توحیدی به سراب وتوهم تبدیل می کند (آنگاه که زمین به شدیدترین وجهی به لرزه درآیدوبارهای سنگین خودرابیرون بریزد .درآن حال انسان گوید زمین راچه شده است؟درآن روز زمین اخبارش را بازگو می کند.زیرا پروردگارت به او وحی کرده است) آیات یک تاپنج ازسوره زلزله انسان  مدعی دین در تئوری (حاکمیت  انسان برانسان) که دین توحیدآنرا مردود میدانداز تحمیل دین برنوع انسان عاجزمیشود .نمیشود .حکومت انسان برانسان  مردوداست وجبرا ادعای دین انسان درحکومت نیزمردودمیشود فقط یک مشرک وکافرچنین وهمی را می پذیرد.  و تسلط برای تصرف ودخالت دراشکال حکومت بر ایمان آورندگان حرام است.برابری انسانها درنزد الله .عدالت جبری و تداوم نظم جبری درروند آفرینش مانع است درتسلیم شدن ایمان اورندگان برچنین تفکرمادیگرایانه . وازآنجاکه وعده الله حق است وجبری و اراده اوهمواره درموقعیت ( باش) قراردارد حاکمیت اوبر مخلوقات همواره زنده وغیرقابل انکاراست وهرگزتغییروتبدیل وتحریف پیدا نمی کند.تجاوز( اجازه دادن .جواز دادن ) یا شریک قراردادن عقاید بشری که با بینش برتری جویانه نوع بشر بر حق یاگفته الله اراده حاکمیت وقدرت نمایی داشته باشداز ارتداداست مثل عقاید حکومتگران ایران ما که به خوداجاز می دهند باگذشتن از آیات الله نماز وعبادات (امورحلال)را مردودکنند و امور باطل را درلباس دین ؟ برمردم القاء کنند. بدیهی است در توهمات این حکومت دین توحید جایی ندارد زیرا انسان برحاکمیت انسانها مرکزیت پیداکرده است  الزایمر(طبیعت بی ثبات خاک). و وضعیت متزلزل عقاید به جامانده متحجراز (ذریات) در این حکومت درحدافراط دیده میشود .عجیب است که این حکومت انرژی هسته ای را حق (مسلم  =حق تبین شده تسلیم درحالت جبر. سلام = من تسلیمم =من اسلام اورده ام = آنچه از اسلام است.گفته الله است )یک (مسلمان = تسلیم شده انتخابی) می داند.این حکومت انعکاس هرگونه سوآلی را توجه به هرهای وهوی را ازجانب مردم وبرمردم (حرام )می داند .      (بدون تردیدما وارث زمین وهرکه برآن هست می باشیم وهمه بسوی ما باز گردانده خواهندشد)  سوره مریم.آیه چهل (آفرینش آسمانهاوزمین وجنبنده های مختلفی که درآنهاپراکنده است ازنشانه های اوست واوهرگاه اراده کندقادربرجمع آوری انهاست )سوره شوری آیه بیست ونه (ای جماعت انس وجن اگرمی توانید؟ازمرزهای زمین و آسمان بگذریدولی *هرگزقادرنخواهیدبودمگربانیروی الهی.) آیه سی وسه سوره رحمن (شماهرگزنمی توانیدازقدرت الهی فرار کنیدوغیراز خداوندبرای شماولی ویاوری نیست)  سوره شوری آیه سی ویک  همه مخلوقات از آن الله هستند . آیا تعبیر ومعنای این آیه جزاینست .که جهان  مانا نیست .انسان فراراست.زمین فراراست .حیوان. گیاه .دریاها .آبها .کوهها زندگی فرارند.همه برمیگردندجبرابرمیگردند .می شنوی؟هیچکس حاکم نیست مگر واحداحد.کاش ولی ها .شاهان .فرعونها .قانونگرایان با تسلیم به این آیات می دانستندکه حاکمیت چیست ؟ وحاکم چیست؟نه نمی دانند.(همه =انسانها وجن هابسوی ما بازگردانده خواهندشد)مگرانهاکه باارتداد مردندو رفتند هنوزبسوی الله برنگشته اند؟ نه انها نمیتوانند ازجبرجاذبه زمین ردبشوند.دنیا یک زندان است .زندانی که درجبر استمرار زمان درجبراز نابودی است ( مپندارکه کافران راه گریزی در زمین خواهند داشت.آنهاجایگاهشان اتش است وچه بدجایگاهی است آتش ) سوره نورآیه پنجاه وهفت زمین جایگاه خاص کافران است کسانی که ازجبر مقام خود پاراازحق فراتر گذاشتند وانسان بودند امامدعی شدندکه درنوع خود (برتر) هستندو با تکیه بروهم ودرجنون به بیراهه های گمراهی رفتند. واما بعدازمرحله بازگشت و رستاخیز جهانی الله  ورودبه بهشت را برایمان آورندگان واجب کرده است پس آنها قبل از پایان دنیا به بهشت مهاجرت خواهند کرد و عمرجاودان خواهندیافت ازاین زاویه نیز ادعای کسانی که باوهم می پندارند زمین مرکزی خواهدبودبرای حاکمیت اوهام و حاکمیت یک بشرفناپذیر و محتاج نیز رد آیات الله است از ارتداداست . من ازدریچه این قاب از یکایک مدعیان ظهور عیسی س پیامبرمی پرسم چرا هیچکس بعداز غیبت این پیامبر راندیده است ؟چراعیسی س اکنون نمی آید؟ چرا مسلمانان مذهب تشیع دراثبات سخنان خود از رویت و ظهورمهدی ع  آیه قران نمی آورند ؟عجیب است پندارها وعقایدبیمارومالیخولیایی آنهاازقرنها پیش تاکنون درحالی تداوم داشته است که قران رادرکتب خانه ها در مدارس و موسسات عالی از دروس واجب برای تدریس قرار داده اند قران بعداز رسالت حضرت محمدص دائمااز رستاخیز وقیامت می گویداما حتی یک جمله و آیه از ظهور مسیح س ومهدی ع ویا دیداربا موسی س نمیآورد. .دراینجا بازهم تاکیدمی کنم تامادام که یک کتاب آسمانی از مواردی چون اصل ولایت یا ظهور ایمان آورندگان آیه نیاورده است نمیتوان به هیچ روایت یا حدیثی تمکین کرد. فقط آیه های قرآن وکتب الهی می توانند (صراط مستقیم) را مشخص کنند واین امر از حیطه قدرت ودخالت .تحریف .تبدیل ویا تغییر وتجزیه انسان وجن  خارج است. تداخل عامدانه احادیث وروایاتی که باعث شده اند انسان باوهم آیات وگفته الله رامردودکند وبعضا درسری مطالب قاب وارونه بدان پرداخته شده است معدودنیستند. خوانندگان خوب رویای صادقه ظهور مهدی ع یک توهم جاهلانه وخودفریبی است برای دور انگاشتن روزقیامت .برای زیر سلطه بردن و خاموش کردن ندای ابلاغ ودعوت پیامبر به قیام ایمان آورندگان که باید او بیاید وما خلاص بشویم ؟ ازچه ؟ازمیراث پدران .نیاکان .پیشینیان .آباء .اجداد .ذریات .ذریاتی که از سنگواره های ارتداد برای فرزندان خودساخته اندوبارویگردانی ازحق خود ونسل بشری را باطل کرده اند و هیچ دور نیست که روز؟قیامت *بزودی بدون هیچ انتظاری  ودریک چشم برهم زدن به واقعیت بدل شود .اکنون زمان زیبایی است اگربه آزادی ازاین وهم واحتجار بزرگ قیام کنیم  مادرمقابل باطل شدن و تباه شدن نسل آینده خود وفرزندان آینده خودمسئولیم .   *ای پیروان ادیان الهی برشما واجب شده است با آگاهی سخن بگوییدسخنانی که در حیطه دیانت برآن اصرار می ورزید گواه  کفرودین الهی شما هم هست .  ( ای پیامبر اگربندگانم ازتو درباره من سوآل کنند ( کنند؟به زمانهادر این آیه توجه کنیدتکرار زمان زنده )بگومن بسیار نزدیکم .ندای کسی که مرا می خواند( می خواند؟)پاسخ می دهم( می دهم ؟) پس انها نیز باید ( باید یک جبراست ردآن ارتداد است باید تسلیم بود باید پذیرفت باید ایمان آورد) به ندای من ( ندای من تومی شنوی ؟)پاسخ دهند وباورکنندمرا.امید( امید؟) آنکه به راه رشد وتعالی درآیند.) سوره بقره آیه صدوهشتادوشش شرط گرفتن جواب ازسوی الله درموقعیت پاسخ فقط یک جمله است پذیرفتن دعوت یعنی باورکردن الله .آیاتوصدای پیامبر را( اکنون )می شنوی . ؟توچطور؟.تو که با اهانت وفحاشی به پیامبران دیگر وعده الله را برزبان عیسی س جاری شده است رامردودمی دانی؟ توکه با جنون رسالت عیسی س را ردوانکارمی کنی؟ توچطور؟آیا عیسی س ازآمدن پیامبری به نام احمد ص برای تونمی گوید ؟.احمد یعنی کسی که شایسته  دراوج  مدح وتحسین یا(ترین) درتسلیم است توجه کنیدو این جمله از زبان پیامبر الهی عیسی س درقران آمده است وقتی عیسی س چنین ازبرتری احمد ص می گوید درواقع اوجبری بودن  گفته حق الله درمورد محمدص را تبلیغ می کند یعنی که احمدص درتسلیم از عیسی س برتراست .عیسی س پیامبری مسلمان (تسلیم محض) بوده است اما ما می دانیم که اواز مادر فرزند یک مخلوق خاکی است واز سوی دیگرمخلوقی از کلمه حیات بخش ( موجودشویا باش.الله ) توسط روح است  .(سوگندبه حق و انچه میگویم حق است.سوره ص) محمدص یک بشرخاکی است کاملا خاکی . وقبل از این گفته شدخاک ماهیتی داردکه ذاتا مهاروکنترل ان بسیار مشکل است . گفتیم که نوع انسان درعرش ازدم یانفس الله جان میگیرد وجه تمایز احمدص  برعیسی س نیز ازسویی تحت تاثیر نوع آفرینش انسان خاکی است وازسویی دیگرباید پذیرفت تسلیم شد به جبر درتولد عیسی س که ازارسال جبر ی(کلمه باش یاموجودشو الله) به شکل معجزه وار صورت گرفته است و ماهیت عیسی س همواره تحت الشعاع تسلیم محض درآفرینش روح بوده است . روح دقیقا کلمه ای را برمریم س می دمدکه از زبان الله خارج شده است . ومریم س با مسح یا کشیدن این کلمه (که گویابرحنجره پاک ایشان دمیده میشود)به تولد عیسی س  کمک می کند.واین بدان دلیل است که دراین مدت ( بعدازرسالت موسی س) شخص خاصی با صلاحدیدالله برگزیده نشده است .پس عمل روح  انتقال حاکمیت گفته ( اسم یا کلمه)جبری الله برزمین است در ضرورت واجب زمانی.برای شناخت روح من به نوشته کتاب ( المنهج القویم لتعلم لغه قرآن الکریم) مراجعه کردم که گویاترین تعریف است برای شناخت یک موجود فرازمینی که درقران روح خوانده میشود ( افعالی که به فاعل مشخصی نسبت داده شده است فعل معلوم وافعالی راکه فاعل آنها در جمله حذف شده است فعل مجهول می نامند.وبه مفعول که جای فاعل راگرفته است ومرفوع شده نایب فاعل می گویند) وقران در باب روح به محمدص چنین می گوید (ازتودرباره روح سوآل می کنند.بگوروح نشات گرفته از امرپروردگارمن است وبه شما ازعلم و آگاهی اندکی بیش نداده اند) سوره اسراء آیه هشتادوپنج ( روح نشات گرفته ازامر پروردگارمن است) نشات *گرفتن ازامر الله. یعنی اراده ای در( باش)به کسی داده شده است به شی ء به جسم به یک جاندار؟ فقط یک کلمه می تواند اوراخلق کند کلمه .دم . نفس . الله احتیاج به هواندارد.(گرفته شده) زمانی در گذشته که دامنه آن اکنون را دراستمرار پاسخ برای یک سوآل قرار می دهد .( گرفته شده) فعلی است برای نشان دادن واثبات یک مفعول( =عمل ) درگذشته .این سوآل دائم درحال تکراراست ( می کنند) وقران پاسخی را که برمحمدص واجب بوده است در باب این سوآل  به زمان گذشته عودت می دهد ما علم واگاهی درباره روح نداریم ( نداده اند) به شما ؟ به مجموعه پیامبران وبه عام مردم در زمانهای متوالی .واکنون برما نیز واجب است که بپذیریم  وجود روح یک جبراست واقعا هست. وشما از روح چه می دانید ؟آیا پروردگارشما روح را درموقعیت باش قرارداده است ؟براستی پروردگارتوکیست؟ (سزاوارهیچ انسانی نیست که خداوندبااو سخن بگویدمگرازطریق *وحی یا ازورای حجاب ویابه اذن خدا بواسطه فرشته ای آنچه را که *بخواهد وحی می نماید زیرااوبلندمرتبه وحکیم است واین چنین روحی راازامرخودبه تووحی کردیم حال آنکه توپیش ازاین نمی دانستی کتاب چیست وایمان کدام است ولی ماآن رانوری قراردادیم تا بواسطه آن هرکس ازبندگانمان راکه صلاح بدانیم راهنمایی کنیم بدان که تومردم را به راه راست ودرست هدایت می کنی) سوره شوری آیات پنجاه ویک . پنجاه ودو درآیه پنجاه ویک سوره شوری الله می گویدکه هیچ انسانی را مستقیما مورد خطاب سخنانش قرارنداده است . دراینجااز چندروش  برای مکالمه با الله دربرابر همه زنان ومردان اعم از پیامبر وایمان اورنده آمده درقرآن آورده شده است الله دوروش  درحجاب و وازطریق وحی را مستقیما از طرق صحبت با مخاطب خودذکر می کند وروش  فرستادن ملکی که حامل وحی قرارمی گرفته است را دردرجه سوم قرارمی دهد.که این روش اکثرادر زمین بوسیله ملائک برپیامبران ( بصورت وحی) وایمان اورندگان ( بصورت القاء)ارائه میشود  ماباتاکیدبرآیات قرآنی موسی س راکلیم الله می خوانیم دراینجااز مکالمه غیرمستقیم این پیامبربا الله خالق آگاه می شویم اما ما درایه پنجاه  ودو از روحی می خوانیم که باعث هدایت وراهنمایی بندگان موردانتخاب الله میشود.  روح موجودیت یک کلمه القاءکننده است . سخنان الله را بربندگان خاص تلقین می کند . روح القدس . همراهی با روح ضامن درستی وراستی راه یا  رفتن بسوی صراط مستقیم است. آنچنان که الله می خواهد ( باش). ما میدانیم روح آورنده موقعیت باش بوده است در زمین برای تولدمسیح کشیدن یک کلمه برخاک مسح یک کلمه باخاک خاک پاک مریم س. پس فعل یاعمل اوبرماروشن است  اما از روح درزمان انجام ماموریتش فقط از این عمل می دانیم .توجه داشته باشید که ما درباره آفرینش عیسی س بایدبدانیم فاعل واقعی  دمیدن دم یانفس یاکلمه الله است وروح فقط مفعول است برای این عمل و درانجام یک کاریاماموریت ازسوی الله است.روح ازیک سومفعول است وازسویی دیگر فاعل کلمه باش در دنیا.پس او میتواندجانشین در دنیا وزمین باشدو دمیدن یا ارسال کلمه الله را در زمین انجام داده است . اونایب است . اوهمراه بافرشتگان به دنیاواردشده است والله در راس برهمه مانظارت و حاکمیت دارد . دراینجا بایدبر ارتداد اکثریت تشیع که می پندارند پیامبران؟نواب ویا جانشین الله در زمین هستند و امامان شیعه ؟جانشینان پیامبردر زمین هستند واکنون نیزمیشود که ولی؟ فقیه جانشین ونایب الله برزمین باشد تاسف خورد. پیامبر یک فرد تمامیت خواه نبود وایمان اورندگان نیز اینگونه نمی اندیشیدند .که اگر پیامبران ویا ایمان آورندگان درباره حاکمیت دین بر جهان بدینگونه می اندیشیدند هرگز دچار بحران های تحریم . جنگ جمل . یاچندگونگی احزاب نمی شدند . زندانی کردن مخالفان. شکنجه کردن وقتل عام مخالفان در دین توحید مردود است .دردین توحیدجنگ در وضعیت امنیت و آرامش نیزازارتداد است مگر به قصد حفظ جان ودفاع ازجان باشد (واجازه داده شدتاباکسانی که به جنگ باشمابرخاسته اندبجنگیداما تجاوزکارنباشیدزیرا خداوندبزرگ تجاوزکاران رادوست ندارد) سوره بقره آیه صدونود دراینجااجازه  انسان رادراجازه الله  دخالت دادن . از حدوحدودیک مرزحق با تمسک به وهم خارج شدن است.افراط کردن در اجازه خود برای اعمال پاراازحق فراتر گذاشتن  باحدس وگمان پارا از گلیم ( حق)خود بیشتردرازکردن . دزدی کردن . به بیراهه رفتن . عدل دراین آیه مستنداست به تسلیم بودن  مرز حق( گفته وقول الله) .با اطاعت ازخواسته یااطاعت ازنفس  خود درجنگ یا امری از گفته  جبری الله ردشدن که عملکرد ظاهری آن سرانجام  برای (حق = گفته الله)شریک ساختن را تداعی میکند .اجازه داه میشود با کسی که اراده جنگ دارد بجنگید. اما برای جنگیدن با دشمن اجازه نداریداز وهم اطاعت کنید درجبرهستیدکه از قول الله اطاعت کنید ردشدن از اجازه الله تجاوز است خواه درمیدان جنگ باشد خواه در رعایت امورشرع باشدنمیشود که وهم یا اوهام را به نام دین ودرکنار دین ابلاغ کرد. تجاوز به خوداجازه دادن.    کشتندبکشید .توقف کردند بایستید . این جنگ برای تصاحب ثروت نیست که به عنف مردم بانگاه ثروت شخصی نگاه بشود . این جنگ برای سیطره بر خاک یا تخت وتاج نیست که کسی به فکر( تسخیر ) یک کشور بیفتد. این جنگ جنگ باگوساله ها وبزغاله هانیست که کسی به خوداین اجازه رابدهد وبپندارد که صاحب گوساله ها وبزغاله هاست ومی تواند برپیشانی انها ( داغ) مالکیت بزند (این تعجب اورنیست که روش حکومتگران ایران درقتل عام مردم معترض در سال هشتادوهشت بسیار شبیه است به عملکرد ابن سینادردرمان گاو .گاو ای گوساله ای  که بزرگ شده ای فقط برای ذبح اماگوساله های هشتادوهشت ادعای انسان  بودن میکردند).جنگ منافع یک نظام مرتدومشرک هم نیست . در این جنگ انسان خودرا وقف الله کرده است .وهرگونه شک دراین مورد ازارتداد است.هرکس هرچیز درجای خودبه نظم درمیآید.وبالاترین عدل دردین توحید درزمانی است که به احدی اجازه داده نشود که ازحق شرعی ودینی خودپارافراتر بگذارد.کسی نمی تواند دراجازه ای که الله حکم می کند امرکرده است اجازه خودیا دیگری را دخالت بدهد .این از شرک است که مسلمان ( تمامیت ادیان توحیدی) در زمان اختلاف وجنگ درتضادبا گفته  الله عمل کند.عمل متجاوز مردوداست . والله اورا دشمن میدارد( =دوست ندارد)                                                                     ************   مسیح پیامبری است که از مسح کلمه الله باخاک که روح انتقال دهنده انست  دربطن یک انسان زمینی خلق میشود . توجه داشته باشید که عیسی س میخواهد والله اراده می کند درغیر این صورت هیچ موقعیت خاصی که عیسی س خواهان آن باشد به تحقق نمیرسد.اراده الله است که برای ایجادموقعیت یک باش امروز ایمان آورندگان دین عیسی س را به اکثریت بعضی اهل کتاب سوق داده است.این توهم که عیسی س در زمان خود بتواند موجودی را حیات وزندگی ویا سلامتی ببخشد .ویاازراز نهان دیگران آگاهی بدهد باعث شده است که این تصور بوجودبیایدکه کسی که غایب شده است مجددا *می تواند اراده بازگشت به زمین را به تنهایی محقق بکند .واین وهم از شرک است .  یک کلمه یک دم یانفس ازالله که خاک را مسح کرده است وبدل به انسانی میشود که محکوم به بازگشت است .خواننده خوب سرنوشت و جبرچگونه (بودن) همه ما قرنهاقبل نوشته شده است وبه مرور زمان درموقعیت باش قرارگرفته است .پس گریزازان غیرممکن است مگرآنکه الله بخواهد.توآیانمی خواهی؟ وعیسی س عین یامصداق یا باش ( آنکه درجبراست وبایدباشد) یک کلمه  الهی است .بزرگترین امرمهمی که به او فرصت میدهدکه اینگونه باش را در زمین به عمل بدل بکند روحیه تسلیم محض این پیامبراست (ویادآوریدکه آن هنگام فرشتگان به مریم گفتند ای مریم خداوند تورابه *کلمه ای ازخودش که نامش مسیح عیسی س پسرمریم است بشارت میدهداوکسی است که دردنیاوآخرت آبرومندوازمقربین درگاه الهی است )سوره آل عمران آیه چهل وپنج دراین جمله از زبان ملائک بیان میشودکه الله عیسی را مسیح نام گذارده است واو جبرا فرزندمریم س خواهدبود    مامیدانیم که درعرش اولین نوع انسان امروزی  آدم س مستقیما این موقعیت امری ( باش ) رادریافت میکند موقعیت آفرینش اوبا دم یانفس الله به تحقق میرسد.وهیچ موجودفرازمینی در  امر خلقت آدم س تداخل ندارد.آدم یک انسان کامل وبی نقص است واوبعداز طی مراحلی به دنیا پا میگذارد. چون ازخاک است باید به خاک عزیمت کند درغیراینصورت مرگ براو جبرنمیشود. وعیسی س نیز در دنیا متولدمیشود اونیزدرجبراست از دنیابرود .مهدی ع نیزجبرا دردنیا بایدبماندبمیردمگر؟.....الله بخواهد اما وعده الله وقول اوبارها درقرآن تکرارمیشود وازمرگ انسان وجن و جمع شدن دوباره انهادر روزی که برما مجهول است  میگوید پس باوهم نمیشود در باره ظهور دوباره انهاسخن گفت وباردآیات الله ارتدادورزید. کلمه .کلمات الله .مسیح .و؟ماباید کلمات الله را باورکنیم بدان تسلیم بشویم .هرچه ازخاک است محکوم ودرجبراست که انشقاق . انفطار وتجزیه را تجربه کند چون دنیا ی ما محکوم ودرجبراست که این اتفاق بزرگ را متحمل بشود .مرگ دنیا ومرگ انسان یک امرجبری است . درآغاز سوره مریم س ما ازدعای زکریای پیامبر س می خوانیم.او درزمان کهولت سن از فرزندمحروم است واز الله طلب فرزندمی کند .الله دراجابت دعای او می فرماید ( ای زکریا *ماتورابه تولدفرزندی به نام یحیی بشارت می دهیم نامی که قبل از اوبرکس دیگری ننهاده بودیم گفت پروردگارا چگونه می توانم فرزندی داشته باشم درحالیکه همسرم نازاست ومن نیزپیروفرتوت گشته ام گفت پروردگارت این چنین *گفته است ؟ که چنین کاری برمن آسان است نمی دانی که خودت قبلا چیزی نبودی ومن تورا آفریدم )آیات هفت تانه ازسوره مریم س درایه هفت این سوره از ضمیرجمع ما استفاده میشود این ضمیر(ما) را درآفرینش مسیح و درآیه هفده مریم س می خوانیم. اما برای یادآوری  به تولد زکریاس که ازهیچ خلق شده است از ضمیرمفرد(من)استفاده میشود.مادرآیات بسیاری از دخالت ضمیر (ما )درخلقت  می خوانیم .اما برای مثال درتولد آدم س ویا تولد زکریا س یاتولد موسی س  فقط از ضمیر(من)استفاده شده است .به این آیه توجه کنید (ای پسرمادرم ریش وموی سر مرا رهاکن من ترسیدم وقتی میآیی بگویی توبین بنی اسراییل تفرقه انداخته ای وبه توصیه من اهمیتی ندادی) ایه نودوچهارازسوره طه عجیب نیست که هارون س به موسی س بگوید ( ای پسرمادرم)؟ وتولد یحیی س نیزچون تولدعیسی س شگفتی ساز است . به این جمله توجه کنیدماتورا به تولد فرزندی به نام یحیی بشارت می دهیم. نام مشخص است مادروپدرمشخص است وآمدن این بشارت یاگفته یاآیه ( که باتوجه به آیه پنجاه ویک سوره شوری در بالا وحی الله است)  درواقع انتقال القاء *باش است به مادریحیی س. این ایه حق ( یک گفته الله)است وباید تلقین بشود پس اتفاق می افتد این یک جبراست ( رسولان مابرای ابراهیم مژده آوردندوسلام کردند. ابراهیم نیز سلام گفت وچیزی نگذشت که گوساله ای بریان آورداماهنگامی که دید آنهادست به غذا نمی برنداحساس بدی به اودست دادوازآنها ترسیدبه اوگفتندنترس مارسولان عذاب الهی هستیم  که بسوی قوم لوط می رویم ) سوره هود آیات شصت ونه وهفتاد (آن رانزدیک آنهاگذاشت وگفت چرانمی خوریدازآنهاترسی به دلش افتاد.گفتندنترس واورا به تولدفرزندی دانا بشارت دادند.دراین هنگام همسرش جلوآمدودرحالیکه ازخجالت برروی خودمیزد بلندگفت من پیرزنی نازاهستم . به همسرابراهیم گفتند.پروردگارتو این چنین *گفته است .)  سوره ذاریات آیات بیست وپنج. بیست وهفت .بیست وهشت  .بیست ونه وسی ملائک  غذارا نمی خورند وابراهیم س می ترسد.راز بی نیاز بودن ملائک از غذای خاکی دراین آیه امده است. ملائک به احتمال زیاد ازگروه جن غذانمی خورنداما شیطان درحدافراط خاک می خورد. به آتش دقت کنید اودرخوردن خاک ( هرچه ازخاک است ) حریص وسیری ناپذیراست .خوردن خاک بر ملک( غذا) و خوردن خاک ازطریق مستقیم برانسان حرام است اما شیطان ان را می خورد محدوده حرام یا حلال را تشخیص نمی دهد رباخوار .زمین خوار. متجاوز به عنف . دزد .متقلب در اعمال ضدارزشهای اجتماعی .( پروردگارتو این چنین گفته است) گفته است زمان گذشته را نشان میدهد گفته است ازحق می گوید از موجودشدن از باش یک کلمه یا دم یانفس میگوید.این امر اتفاق افتاده است چون الله گفته است.این گفته تغییرناپذیراست. مردودناشدنی است . دخالت دراین گفته ازحیطه قدرت انسان وملک خارج است.    انسانی که به مرحله کوری .کری برسد آتش را نمی بیندکه به حرام خواری افتاده است درواقع خودش را نمی بیندکه چه آرام( چون نمی شنود) چه ناپیدا چون نمی بیند ذره ذره خورده میشود  . اوحتی نمی اندیشدکه چرا الله شیطان را بزرگترین دشمنش را از عنصرآتش خلق کرده است. (وکسانی که آنچه را خداونددرکتابش نازل کرده کتمان می کنند وحق را بیان نمی کنند تاسوداگرانه بهای اندکی بستانند خبرندارنددرشکمهای خودآتش انباشته می کنند) سوره بقره قسمتی از آیه صدوهفتادوچهار خوردن مال حرام. لقمه حرام .تجاوز=به خوداجازه دادن بیش ازحدمجاز0 ادغام اجازه خود با اجازه الله (شرک ).دزدی.  انکار حق( گفته قول الله) تقیه وریاکردن است اگر دریک جامعه آگاه به دین رخ بدهد.اهل کتابی که خودرا نایب الله برزمین می داند و برثروت وسرزمینی ظالمانه حاکم میشود به نام دین ریاکرده است .کسی که خودرا مسلمان به ادیان الهی میداند مرتکب به اعمال مردود وباطل میشود ریاکرده است این اسلام مردوداست .اماچراشکم ؟چرا دست؟ چراچشم .چرا گوش . چراجسم؟چراخاک؟  آیات بالانمونه ای دیگراز دخالت مجازملائک در سرنوشت پیامبران است .گفتن ازضمیر جمع ماو از مصاحبه جمع ملائک در زمین جز نشانه ای از حق مشورت و همفکری در پدیدآوردن یک انتخاب نیست . الله خالق است مدیرومدبرو صانع است اما از مخلوقاتی که درمقام پایین تر از الله هستند نیز برای ساختن وپرداختن موقعیت باش در دنیا استفاده می کند .درعرش از ملائک سوال می کند توضیح می خواهد اگرچه ملائک باارتداد به سوآل الله پاسخ می دهند ( چرا ارتداد؟ ملائک وظیفه کلی برعهده دارند وآن القاء گفته های الله است نباید دچار لغزش زبانی بشوند هرملکی که درالقاء وانتقال گفته مربوط به وظیفه خوداشتباه وخطابکند پارااز حق فراتر گذاشته است دچار شرک وارتدادشده است اونباید از حق ( گفته الله ) تجاوز بکند آنچه را می پندارد به عنوان گفته حق الله ابلاغ بکند القاء بکند). ما می بینیم که الله  در دنیا وزمین انسانهایی را درموقعیت باش این گروه قرارمی دهد که با طرز تفکروعقیده آنها همسانی و شباهت زیاددارندانسانی که مرتکب خونریزی نشود . در زمین فسادوتباهی به راه نیندازد.. عمل ملائک اطاعت .تبعیت بی قیدوشرط یاتسلیم است درقران ما از القاء خلق پیامبرانی باچنین روحیه ای توسط ملائک آگاه میشویم .  (شما همان چیزی را می خواهیدکه خداوندآن پروردگار جهانیان اراده می کند) آیه بیست ونه  سوره تکویر در این آیه که برای گروههای برتر از جمع مخلوقات الله ( انسان وجن)آمده است ما نزدیک ترین تعریف قران را به موقعیت اراده باش درانتخاب  ملائک می خوانیم . ( بگو این حق است واز سوی پروردگارتان آمده است هرکس بخواهدایمان می آورد ویا انکار می کند) سوره کهف .آیه بیست ونه اگرچه این آیه به گونه ای به دفاع ازاراده  انتخاب انسان ( درخیروشر) آمده است (قرآن وکتب الهی برای گروه جن وانسان آمده است) اگرانسان نوررا انتخاب کند الله مسیرنوررابه اونشان خواهد داد وبالعکس . (هرکس از یادخدای رحمان روی بگرداندشیطانی را بسویش می فرستیم. که همواره قرینش باشد) سوره زخرف آیه سی وشش می فرستیم .یک فعل جمع است .اراده جمع دراین آیه نیزمشهوداست. (تسلط شیطان فقط برکسانی است که دوستش دارندوبواسطه اوشرک می ورزند) سوره نحل آیه صد  شیطان را می خواهند دوستش دارندپس اراده باش درشرک برآنها جبرمیشود ( بگوحجت کامل ازآن خداست واگرمی خواست همه شماراهدایت میکرد) انعام آیه صدوچهل ونه اما درآفرینش انسانهایی با آنچه ملائک  تمایل به اراده درخلق اورا دارند وبهترین انتخاب جمع ملائک است ما عیسی س را می توانیم ذکر کنیم .ملائک درخواست کردند و الله مخلوق دلخواه آنهارا درموقعیت واراده باش قرارداد  .شمااگر به سخنانی که از زبان عیسی س درانجیل آمده است ( البته من افتخارمطالعه انجیل را پیدا نکرده ام وبا استفاده از سخنانی که از مسیح در قران بزرگ آمده است دراین باره داوری می کنم.) همواره از تسلیم می گوید( سلام = من تسلیمم ) ازمهربانی کردن به مادر وازدادن زکات ...... سخن می گوید این روحیه مهربانی درمسیح شباهت بسیاری به روحیه مهربان ملائک عرش دارد . می خواهم دراینجا ازمدعیانی که فکرمی کنند که هیچکس حق نداردهیچکس نمی تواند درمقابل یک انسان به نام ولی فقیه ( وشاید شاه .سلطان . فرعون  ......)زبان به اعتراض بگشاید ویادرخواست سوآل ومحاکمه اورا بکند بپرسم آیا اورا پیامبری می دانند که با نوری از سوی الله هدایت میشود؟ آیا اوانسانی چون پیامبر ویا ایمان آورنده ای است که با نوری درپیش عمل می کند ؟آیابراستی باور آنها این چنین است ؟ ( روزی مردان وزنان اهل ایمان راخواهی دیدکه نوروجودشان پیشاپیش آنهاودر سمت راستشان حرکت می کند) سوره حدید قسمتی ازآیه دوازده (شما بهره های دنیوی می خواهیداما خداوند آخرت را اراده کرده است. وخداوندمقتدروحکیم است) قسمتی از آیه شصت وهفت سوره انفال چه آیه زیبایی .  وهم دنیا طلبی. برتری در قدرت طلبی . درحکومت طلبی .درتصرف ثروت . ملک . آیا این چنین خواسته ای  می تواند از جبر استهلاک در زمین وازمرگ بگریزد .قبول وپذیرش  ولایت یک انسان . حکومت شاه.فرعون ویا تعبیر دروغین ار الله با نام بت از نشانه های مرگ هستند . از ارتدادو از تاثیر ریشه های جنون درسرنوشت انسان وزمین می خوانیدباهمراهی کتاب بزرگی که اراده کرده است  که می تواند.   ( ودراموالشان برای سائل و محروم حقی معلوم بود ) سوره ذاریات  فکرمی کنم برشما واجب باشدکه بدانید که ثروت هنگفت بیت المال رادر دسترس عده ای خاص ( خواص)قراردادن از ارتداد است .درداستان راستان نوح خواص محکوم میشوند به هلاکت ومرگ جبری. این یک نشانه است که هرطبقه اجتماعی که به شکل خواص درجامعه انسانی  بوجودبیاید ارتداداست ومحکوم است به رفتن . مبارزه ابراهیم پیامبربا طبقه خواص . مبارزه نوح با طبقه خواص . مبارزه محمدص با طبقه خواص یک پیشگویی است برای آینده ای که دراستمراراست برای تباهی نسل خواص . درقرآن می خوانیم که مادرزبورقبل ازتورات مقررکردیم که وارث زمین بندگان شایسته ام خواهندبود)  سوره انبیاء آیه صدوپنج وازسویی دیگر درسوره قصص می فرماید ( مااراده کرده ایم که برمستضعفان نعمت دهیم و انهارا پیشواووارثان زمین قرار دهیم) مستضعفان بندگان شایسته الله هستند . وهمانا آنها وارثان زمین خواهندشد .باتوجه به این آیات  شما خواص وحکومتگران  قربانیان ارتداد ورویگردانی از حق خواهید بود .اراده کرده ایم این آیه نشانه درخواست مستضعفان است مستضعفانی که در سیاستی که عین دیانت مرتدان است ودر دیانتی است که قربانی سیاست مرتدان است روزی به پیروزی خواهندرسید وچه زیباست روز خوب پیروزی . ای خواص ایران ما ازمیان خودتان چندنفر رادر انظار عمومی قطع ید کرده اید؟ چندنفر را زندانی کرده اید؟ شکنجه داده اید؟ بیضه اش رابا ته سیگار سوزانده اید؟ سرش رادرکاسه توالت پراز نجاست فروکرده اید؟ کدام را درانظار عمومی بالای دار ؟ برده اید؟ کدام را قصاص کرده اید؟ کدام را؟چرا این (من ) شما بایدو فقط به تحمیل آنچه شما (می خواهید) بر سرنوشت مردم سلطه پیداکند ؟ای خواص وای روحانیون ایران ما چرابیدارنمی شویدشما مگرازآتش نمی ترسید؟چراارتکاب به هرکار حرام وباطلی ازسوی شماحلال است یک حق است درحالیکه سوآل ازشما از ارتداداست ( حرام )است .چه شده است که انسان دریک طبقه خاص حتی از الله بالاتر رفته است که با ارتداداز آیات الله درسرنوشت  ناس طبقات اجتماعی را بدعت می گذارد. ؟(از جبر مکالمه الله با ایمان آورندگان  واز سوآل الله  ازملائک درزمان خلقت آدم س باید برای شما خواص وروحانیون جاهل مسلک کتاب نوشت) گاهی ازخودتان بپرسید این حق شماست که از خودتان بپرسید که شما این دین زشت سیرت وبدنهاد و بدترکیب را ازکجا آورده اید؟درحالیکه قران پاسخ آن را به روشنی داده است.آیه بیست ونه سوره تکویر وهمچنین (مردزناکارجزبازن زناکاریامشرکه ازدواج نمی کندوزن زناکارراجز مردزناکاریامشرک به ازدواج خوددر نمی آورد وهمه این موارد برای اهل ایمان حرام است.)آیه سه ازسوره نور (نوح گفت پروردگاراهیچ کافری را درزمین زنده باقی مگذار. اگرآنها را زنده بگذاری بندگانت را از راه حق گمراه می کنندوجز فرزندان فاجر وکافربدنیا نخواهندآورد) سوره نوح آیات بیست وشش .بیست وهفت ذریات .باقیمانده های شرک وکفر. که هرگز ازجبراین سرنوشت مکتوب گریزی ندارند.بیماری نهفته ای که درمان نیافته است نسل به نسل تقلیل نیافته است . پدران .آباء اجداد ناقل بیماری شرک وکفرهستند پدران کور . کر. بی عقل . بدون احساس . این بیماری شوم جزبا ایمان به توحید جز تسلیم شدن به نورالله درمان نمیشود خاک ما جسم ما درتاریکی میسوزدای  پدران ما اجدادما چرا این آتش دیوانه را رهانکردید؟ تومی دانی؟ (حکایت آنهامثل کسی است که آتشی می افروزدتابانورآن پیرامونش راراببیند اماچون اطراف روشن شودخدا آن نور را ازآنها میگیرد ونابینادر ظلمات رهایشان می کند )سوره بقره آیه هفده به سخنان نوح س توجه بکنید اواز آینده سرنوشت گروهی خاص میگوید .آینده نگری .آگاهی از آینده را به روشنی درکلام یک پیامبر می بینید . وموقعیت باش برای اکثریت کفروشرک که ازقرنهاقبل رقم خورده است . زمین ما. زمین ما قرن به قرن با آتش سوزان اجسام فسیل شده اکثریت همراه میشود .ومداوما چاههای نفت وگاز کشف میشود اتشفشانها فوران می کنند زوایای انکارنشدنی ارتداد در زمین ظهورپیدا می کند و عقایدپدران بی ارزش میشود. پروردگارا هیچ کافری را در زمین باقی مگذار. انحراف ازحق  نتیجه اش نسل امروز است که دررنج ازبیماری جنون قانون را بر نجات انسان برتری می دهد . قوانینی که نمونه ای هستنداز فرسایش عقایدانسانهایی که ناآگاهانه و به مرور درارتداد از روی زمین حذف میشوند.وزمین نیز ذره ذره از دایره آفرینش حذف میشودمیسوزد.یک فرجام بد .و گوشهایی که می شنوند .چشمهایی که می بینند .قلبهایی که ادراک دارند وعقل و هوشیاری که توهم را ردمی کند .شرط ایمان و پذیرش القاء  میتوانند تحقق معجزات بزرگ را برای انسان تسلیم رقم بزنند . تکیه آیات الله بر درک آیات قیام و اصراربرشنیدن .دیدن و استفاده از عقل در تشخیص حق ازباطل . بودن یانبودن .فقط وفقط به منظور استفاده ازاین نعمتها نیست یک روش وتدبیردر آماده کردن انسان است به  گریز ازعنصر اتش شدن .  حتی بردستها .دستهای ما واجب است که این آیات رابشنوند.دستهایی که دست محمدص نیست .دست یوسف س نیست .دست توست دست من است دست تدوینگران قوانین خاکی دنیاست .دستهایی که براصل بودن ولایت دروغین یک انسان  صحه میگذارند. دستهایی است که قرنهاست خون درآنهامرده است وهدیه ازسوی نیاکان ماست نیاکان .پیشینیان .اجداد ی که بدون دست زندگی کرده اند . ( خداگفت ای ابلیس چه چیزباعث شد تاموجودی راکه با دستم خلق کرده ام سجده نکنی ؟آیاتکبرکردی؟یامقام بلندداشتی؟) سوره ص آیه هفتادوپنج (توقبل ازقرآن هیچ کتابی نخوانده ای .وبه دست خودآن راننوشته ای مبادا اهل باطل شک وتردیدکنند)  سوره عنکبوت آیه چهل وهشت (ن والقلم ومایسطرون)ن قسم به قلم وقسم به آنچه می نویسند .مینویسند؟ ( و آن زمان که ازگل مجسمه ای به شکل پرنده ساختی وبه اذن من درآن دمیدی) قسمتی ازآیه صدوده سوره مائده ( ای موسی دردست راستت چیست ؟ گفت این عصای من است به ان تکیه می کنم )  قسمتی از آیه هجده سوره طه ( دستت را درگریبان خودفروبرتا بی هیچ عیبی سفید ودرخشنده بیرون آیداین هم یک معجزه دیگر) سوره طه آیه بیست ودو (تبت یدآ ابی لهب وتب) دستان ابولهب بریده باد . جبربریده باد امربه بریدن می کندوبرای بریدن دست تاکیدزمان به زمان آینده  عودت داده میشود . (وبعنوان یک مجازات الهی دست مردوزن دزدرابه علت دست درازی به اموال مردم قطع کنیدوبدانیدکه خداوندمقتدروحکیم است) سوره مائده آیه سی وهشت (وکاش می دیدی هنگامی که این ظالمان درشدائدمرگ فرورفته اندوفرشتگان قبض روح دستهایشان راگشوده اندومی گویند جانتان را بالا بیاوریدکه امروزبه خاطردروغهایی که به خداوندنسبت داده ایدوتکبری که نسبت به آیاتش داشته ایدجزایی خوارکننده انتظارتان رامی کشد) سوره انعام آیه نودوسه البته باید دانست که درامروحکم قطع دست توبه . ومعادل دیه یک دست سالم و.... تاثیرگذاراست والزاما این حقیر( دردرگاه الله) فقط به دلیل آگاهی شما این آیه را آورده ام.درقسمت پایانی این آیه الله از اقتدار وحکمت خودمیگوید یعنی اگرشما این کاررا نکنید من اینکاررا می کنم. واومی تواند این یک جبراست که در زمان آینده بوقوع خواهدپیوست .در آیات بالا از دست خوب ودست بدوزشتکار می خوانید . دست نور ورحمت ودست طعمه تباهی وفساد . همین گفته کافی است  که برماواجب است ومادرجبریم که حق را بپذیریم .دست یک نعمت الهی است برای عام مردم  اما کدام دست ؟آیا شما می دانید که شیطان بعداز طغیان وتمرد از تسلیم شدن به گفته حق الله از داشتن دست محروم شده است؟ هردستی که دردنیا ازحق تمردبجوید برعلیه حق بکشد . شکنجه بدهد . وبرباطل گواهی دهد . دزدی بکند. برای ترویج شرک وکفرقانون بنویسد. ازهیچ قانون حقوق بشری که ضامن حق راستین یک انسان باشد دفاع نکرده است؟این دست به خودش ظلم می کند.به خودش خیانت می کند.وای کاش پرده های بین ما وحقیقت بالا برود وجهان شاهد دستهای خونمرده ای باشد که به حق الله گواهی می دهند؟چراما ازدشمنی با خود برنمی گردیم؟ چراباورنمی کنیم که الله هست.ونمیشودنمیشودکه یک اولی العزم با دیگرانسانها در زندگی ومرگ و ره آورد قیامت متفاوت باشد0این امریک جبر الهی است. ردآن ازشرک است ( بگو پروردگارمان همه مارا گردمی آوردسپس به حق میان ماداوری می کندزیرا اوداوری آگاه است) سوره سباء ایه بیست وشش همه برمی گردیم مثل روز اعراف . روزی که همه فرزندان بنی آدم جمع شدند وبه یکتابودن الله سوگندیادکردند وروز دیگری درانتظارماست درانروزبازخواست خواهیم شد که دردنیا چنین سوگندی را فراموش نکرده ایم. این سخن پیامبرماست پیامبران نیزد درجمع ما خواهندایستاد .می ایستند چون مادرجبرخواهیم بودتا قیام کنیم . (وهم اینکه گفتندمامسیح.عیسی س پسرمریم پیامبرخداراکشتیم درحالیکه نه اورا کشتند ونه به صلیب کشیدندبلکه امربرآنهامشتبه شدوکسانی که درموردمسیح اختلاف می کننددرشک وتردیدندوبه حقیقت ماجرا آگاهی ندارندوجزازظن وگمان خودپیروی نمی کنند بدانیدیقینامسیح را نکشته اند . بلکه خداونداورابسوی خویش بالا بردوخدامقتدری تواناست وهراهل کتابی سرانجام به حقیقت مسیح ایمان خواهد آوردهرچنددرلحظه قبل ازمرگش ودرروزقیامت مسیح شاهدوگواهشان خواهدبود) سوره نساء آیات صدوپنجاه وهفت وصدوپنجاه وهشت وصدوپنجاه ونه ما درهنگام ظهور روح ودرتولد مسیح درآیه هفده مریم از جمع ما می خوانیم اما درآیات بالا ازسوره نساء الله از بالا بردن عیسی س به سوی خودش می گوید .دراینجا ما آگاه میشویم جمعی  روح وملائک که در تولد عیسی دخیل بوده اند درکنارالله نیستند ملائک بین زمین و آسمان زندگی می کنند وبه همین جهت روح قادربوده است به زمین بیایدوماموریت باش را به انجام برساند. (ای اهل کتاب دردینتان غلو نکنیدودررابطه با خداجز حق نگویید بدانیدکه مسیح عیسی س پسرمریم فقط **پیامبر خداست وکلمه ای است که به مریم القا کرده است وروحی متعالی ازاوست)قسمتی ازآیه صدوهفتادویک سوره نساء القا کردن یک کلمه . روح انتقال دهنده است انتقال دهنده تلقین وباوریک کلمه است به مریم خاکی. (هرگز مسیح ابایی ندارد که بنده خداباشدحتی فرشتگان مقرب نیز اینگونه اند)  قسمتی از آیه صدوهفتادودوسوره نساء این آیات درپاسخ به اوهامات عده ای ازاهل کتاب امده است که پاراازحق فراتر گذاشتند وعیسی س را خدا نامیدند وهشدار به این اکثریت اهل کتاب نیز دراین آیه بصراحت امده است الله مسیح عیسی س پسرمریم را بنده خودمی خواند یعنی که هرکس جزاین بپندارد شرک ورزیده است.درایاتی از سوره نساء  ما می خوانیم که مسیح به قدرت الله زنده از میان از زمین به جهان ماوراء برده میشود واهل کتاب دراوهام خویش رهاشده اند الله *می گویدکه مسیح را به قصدنجات بسوی خود ( عالم غیب ) برده است وازسویی دیگر اورا بنده خودمی خواند یعنی آنکه بندگان همگی در تولدومرگ وبرانگیخته شدن درنهایت عدل ونه ظلم ازدنیاخواهندرفت (همه کسانی که درآسمانهاوزمین هستندبندگان خدای رحمانند)سوره مریم ایه نودوسه آیات روشن وصریح . چراماهمواره فراموش می کنیم که  فقط الله حی جاودان است وهرچه می آفریندمیرا هستند (سپس پرده ای میان خودو آنهاکشید.آنگاه ماروح خودرابصورت یک انسان کامل بسوی او*فرستادیم) سوره مریم آیه هفده به این ایه توجه کنید وبه این جمله خاص (ما)روح خودرابصورت انسان کامل بسوی او فرستادیم الله ازجمع ما میگوید ما نازل کردیم ما پایین فرستادیم.ما روح خودراارسال کردیم .رسول .مرسلات . روح مفعول که امری براو جبرمیشود.این روح متعلق به یک جمع است ؟الله نمیگویدروح خودم میگویدروح خود را . ( آیانمی بینی که ماشیاطین رابسوی منکران حقیقت فرستادیم تاانهاراشدیداوسوسه کنندپس درمورد آنهاعجله مکن ما( ما) تک تک اعمالشان را مدنظرداریم . دران روزی که حرمت گزاران اوامرالهی را بسوی خدای رحمان گردآوریم ( آوریم ؟)سوره مریم آیات هشتادوسه .هشتادوچهاروهشتادوپنج   طریقه  ارتباط  شیطان باانسان وملک وروح با انسان با نازل شدن یاپایین امدن ( شیطان ازگروه جن ملائک بوده است)صورت میگیرد . واماروح هم یک کلمه یا دم یانفس زنده الله است که درموقعیت باش به یک مخلوق بدل میشود یک دم خالص وپاک است ازالله ( الله .الله ) .  دمیدن جبری کلمه معجزه  انسان  مسیح ( باش) پس میشود .همانگونه درآفرینش آدم  کلمه یادم الله باعث خلق اولین نوع انسان زمینی میشودومریم آن خاک پاک است که دم دراو معجزه تولد مسیح را در دنیا تثبیت می کند. (ونیزمریم دخترعمران را مثال می زندکسی که پاکدامنی خودراحفظ کرد وما نیز از روح خودمان در آن دمیدیم. مریم کلمات و کتابهای پروردگارش راتصدیق کرد زیرا اواز فرمانبرداران الهی بود) سوره تحریم آیه دوازده   کلمات . آنچه تبدیل به موقعیت باش میشود ازعقیده من است که آنچه را که الله کلمه می نامد همان دم یا نفس یا اراده موقعیت باش  ازسوی الله است که توسط ملائک در زمین خلق میشود.یحیی . اسماعیل .عیسی س. و......... خواننده قرآن را به جمع ما یعنی اشتراک ملائک در اراده بوجودآوردن موجودی که الله اراده کرده است را درآیه بالا جلب می کنم. می خواهی مشرک باشی ( باش) می خواهی مومن ( مومن = ایمنی بخش فاعل بوجودآورنده سرای آرامش وامنیت است این یک جبراست که با ایمان یک انسان  امنیت. ایمن شدن درایمنی بودن درامان بودن جامعه ای بسوی امنیت تمایل نشان بدهند به ارامش تعلق پیداکنند به حق به گفته الله تسلیم بشوند ایمن شدن ازشرجن وانس از قدرت نیروی اراده باش ) به توحید باشی ( باش) ما بسیار درقرآن از اراده کلمات الله در خلق هویت انسانهای جدید و پیشینیان  می خوانیم.  درآیه خطاب به پیامبر توحید حضرت محمدص از خواسته  سابقون سابقون .سابقون اولئک المقربون ( می باشند) درمی یابیم که گاها آینده یک کلمه ( موقعیت باش )ازقبل تعیین میشود (فرشتگان وروح بسوی او عروج می کنند در روزی که مدتش پنجاه هزار سال است) سوره معارج آیه چهار بازگشت  مجددملائک وروح به ماورای مکان خاکی.این آیه  مدت زمان فاصله ملائک وروح با الله را قبل از ظهورقیامت به ما میگوید وانسان ؟  ملائک مخلوقاتی هستندکه القائات کلمات اراده باش( آنهابا انسانهای معمولی مستقیما حرف نمی زنندودرجهت ارتباط ازنیروی اراده الهی و ذاتی القاء خود بهره میبرند گفتیم که القاء نیز به نوعی شبیه به وسوسه است امادرتضادباآن )رادرمسیرنوع بشر قرارمیدهندفرمانهایی که از سوی الله است و بر انسانهای ایمان اورده القاء میشود ووحی نیستند.اگرملائک در ارسال فرامین الله به دروغ متوسل بشوند ارتدادورزیده اند ودرالقاء خود به انسان معلوم نیز باارتداد عمل خواهندکرد.وحی خاص پیامبراست وعملا مکتوب میشودوحی گفته یا قول یاکلام زنده الله است .و وحی گفته شده الله جبرازنده ابدی است اگرچه ما آنرابصورت نوشته درقران .انجیل وتورات و زبور و..می خوانیم وحی هرگاه خوانده بشود تسلیم شنونده بدان واجب میشود.خواننده خوب احادیث و روایات متعدد که به مرور زمان به سنت های دینی بدل شده اند ازسوی اهل تسنن وتشیع. هرگز وحی خوانده نمیشوند . ملائک  از دیدبشرمعمولی پنهان هستند اما روزی که انسانها بتوانند آنهارا ببینند آن روز روز قیامت خواهدبود (روزی که فرشتگان راببینند آن روز قطعابرای مجرمان خوشایندنخواهدبودوبیدرنگ خواهندگفت به ما امان بدهید ) سوره فرقان آیه بیست ودو (مافرشتگان راجزبه حق نمی فرستیم اما وقتی بیاینددیگربه آنها مهلتی داده نمیشود) سوره حجرآیه هشت ظهورملائک آغاز پایان مهلت است رسیدن روز کیفر وبازخواست است   درسوره طه سامری درپاسخ به سوآل حضرت موسی س چنین می گوید (وتوای سامری این چه کاری بودکردی ؟ سامری گفت من چیزی دیدم که انها نمی دیدند من قسمتی از آثار *رسول را گرفتم  ودران انداختم نفس من این کار رادرنظرم آراسته ساخت) سوره طه آیات نودوپنج ونودوشش چرا سامری که درایمان برتربوده است باید اسیرنفس خاکی خودبشود.اوتوانسته است ظهوریک معجزه راتجربه بکند . اما. برتری دادن پندارخاکی بر(حق وگفته الله )از او نسلی از گروه معتدین یا تجاوزکاران را در میان قوم بنی اسراییل بوجوداورد. برعلیه دین توحید با نظرمادیگرایانه ( آزادی بیان) سخن گفتن.فیلم ساختن . نقاشی کشیدن . داستان ساختن  .ترانه ساختن قضاوتی شرک آلوداست ارتداد است .برتری دادن نظریات مادیگرایانه است بر گفته حق الله که گریز ازآن محال است وتسلیم شدن بدان جبری است .   درقران از دیدار ابراهیم س با ملائک می خوانیم از وعده ملائک به دیدار پیامبر دیگر لوط س می خوانیم امکان ظهورملائک فقط درموقعیت باش بر پیامبر عرضه میشود عجیب نیست آنها باپیامبران وبامریم س باخواهرموسی س مادرموسی س و مادرمریم س سخن می گویند. ( درقرآن از سلام برعیسی س .سلام برموسی س . ابراهیم س ودیگرپیامبران می خوانیم ومادربیان احترام واجب براین پیامبران سلام راباحرف س موکدمی دانیم ونیز از طرف الله جبرشده است برایمان آورندگان که محمد را صلوات بخوانیم ص حرف اول این امرواجب احترام به این پیامبراست به عقیده من حرف اول ص درآغاز بعضی سوره قرآن نیز از نشانه تاکید جبری ازسوی الله می بوده است که روح می بایست در زمان عرضه وحی برپیامبر صلوات بگوید) اماقرآن در زمان مبارزه و جنگ ویاری ملائک با جمعیت کفر وشرک از ظهور انها دربین افرادمعمولی نمی گویدهیچکس جزپیامبران  از چگونگی نحوه مبارزه آنها نمی داند البته درقران از کمک این مخلوقات در رساندن وحی و نابودکردن ریشه وذریه کفروشرک بارها آمده است . وعیسی س پیامبری ازکلمه باش در زمین متولدمیشود معجزه آسا حرف می زند . بابروز معجزه های گوناگون ازنبوت خوددفاع می کند عیسی س همانند روح نفس ودم ( کلمه واسم ) الله را بر مرده منتقل می کند ومرده را زندگی می بخشد . روح بی اراده می تواندغیب بشود وعیسی س غیب میشود هردوتحت جبر حاکم  و اراده قدرتی استثنایی قراردارند ونمی توانند از این جبر بگریزند زیرا تسلیم بدان شده اند . ( نمازمن .عبادات من و زندگی ومرگ من از آن الله .پروردگار جهانیان است) این آیه معیاری است ازنهایت عمومیت تسلیم برای پیامبران است  وعیسی س یک پیامبراست . تشابهات روح وعیسی س پیامبر صلح ودوستی را باهم جمع کنید . روح نیز در زمین قدرت اراده اعمال خودمختارانه درمقابل انسان ندارد  زندگی نمی بخشدو نمی تواند انسان رابکشد حتی شیطان هم که روزی ازجمع  ملائک جداشده است چنین قدرتی ندارداگرچه نیروی او ( سماجت به وسوسه )ازسوی الله درجهت نابودی نوع بشر دوگانه پرست قرارمیگیرد . خیانت کاران .ظالمان نیزقربانیان کفروشرک خودکه دردنیا انتخاب کرده اند خواهندبود( آنچه خواسته اند) ونه قربانیان شیطان. وهرکس دین  کفروشرک وارتداد را بپذیرد درواقع نابودی خودرا رقم زده است .و اما مخلوق یک کلمه الله (روح) همراه با ملائک بر آدم خاکی سجده می کند . وعیسی س می گوید احمدص موجودخاکی که سرتر است درتسلیم دراسلام درسلام سرامد است .  ای ازنسل ارتداد پس چرا تو نمی شنوی؟0چرابرنمی گردی؟ و احمدص درمیان پیروان خود محمدص نام میگیرد .ازاو سوره می اید به نام سوره محمد ص والله  درحاشیه رسالت محمدص به انسانها وعده می دهد ازظهور اولئک المقربون .ذریه ای برتر که در اینده خواهندآمد.وبر سابقون وسابقون وسابقون برتری خواهند داشت .دردین توحیدی محمد ص هرچه از ستایش وتحسین در اسلام ودین توحید است متمرکز نمیشود درمحمد ص  ودرانحصار گروه خاصی درنمی آید میشود که برتراز سابقون .سابقون وسابقون نیز بیایند نمازوعبادات زندگی ومرگ همه ما انسانها متعلق به الله است وبه هیچ ولی یا شاه یا فرعون یا موجود برتری جویی ویاقانون یاطرح متحجرانه ومرده ای تعلق ندارد.ما ازانسانی می گوییم که توانایی واستعداد والایی از امتیازات برتر داردکه از حذف تاثیر معنویت دینی او از  بعدعقاید مادیگرایان خارج است ناممکن است واین ازجبراست . این حق ازحقوق برابروعادلانه همه مخلوقات است . نماز عبادات زندگی ومرگ همه انسانها متعلق به الله است ( چه به این آیه تسلیم بشوند وچه آنرا ردکنند)هیچ انسانی نمی تواند مارابنده وبرده خودبداند هرکس بپندارد که می تواند بربندگان الله مسلط بشودحاکمیت بکند همانا اومشرک وکافربه توحیدویگانه پرستی است. آن کس که تواورا پیامبر خوانده ای یک بیماراست . وباتوجه به آیه بالا پیامبر با بعدمکان بیگانه است .این عجیب است که یک مسلمان به ادیان الهی چنین انسانی را متجاوز به عنف . هتاک ویا درارتکاب به عمل سنگساربه تصویربکشد. آن کس که ازاو پیامبر ساخته ای اوکیست؟ (کسانی که دوست دارنددرباره اهل ایمان اتهامات زشت شایع شود هم دردنیا وهم درآخرت گرفتارعذاب دردناکندخداوندنسبت به همه چیزآگاه است درحالی که شما آگاه نیستید) سوره نورآیه نوزده (زندگی دنیا برای اهل کفرزینت داده شده جلوه می کند همانهایی که اهل ایمان را مسخره می کنند امابدانید آنهایی که پرهیزکارندفریب زینت دنیارا نمی خورندودرروزقیامت در مرحله ای بالاتر ازناسپاسان قرارگرفته اند وخداوندبزرگ هرکس را صلاح بداندبدون حساب به اوبرکت وروزی می بخشد) سوره بقره آیه دویست ودوازده اگرچه از حق توست ولی من نمی دانم توچرا دنیا را زیبا می بینی؟ امامی دانم چرا اهل ایمان را انسان نمی بینی ؟ پیامبر را علی ع را حسن ع را. تقی ع را نقی ع را ؟ ازخودت پرسیده ای که چراآنهارا مسخره می کنی؟ ( مردم ازیک ریشه وامتندوخداوندبسوی آنهاپیامبرانی بشارت دهنده وبرحذردارنده مبعوث کردوهمراه آنان کتاب حقی فرستادتا آن کتاب میان مردم درموردآن چیزهایی که اختلاف می کنندداوری کنداما جزحسودانی که قبلا صاحب کتاب شده بودند وحقایق برایشان روشن بود با آن مخالفت نکردندوخداوند بزرگ اهل ایمان را درموردحقایقی که اختلاف می کردندبه فرمان خود رهنمون کرد. واین چنین است که خداوندهرکس را صلاح بداندبسوی راه درست ومتعالی هدایت می کند) سوره بقره آیه دویست وسیزده می بینی که توهم مثل همه ساکنان کره زمین در طول زمان از دین پیامبر وکتاب محروم نبوده ای. همه ما از ابلاغ ودعوت وهشدار بهره برده ایم هیچکس در کره زمین نیست که بتواندمدعی بشود از دین نمی داند ( سوره اعراف آیه صدوهفتادودو )یادآوراین نکته است که  همه ما انسانهاقبل از حضوربرخاک سیاره زمین بر دین ویکتابودن الله گواه بوده ایم ای کاش که قبل از ساختن وپرداختن به یک کتاب یا یک کاریکاتور یا نقاشی ویا یک فیلم کتاب مارا می خواندید . شایداز حسادتی که روح شمارادر رنج قرار داده است به الله پناه می بردید ای کاش می دانستی که درنزدالله ایمان توبه دین عیسی س یا موسی س فقط درتسلیم به دین محمد ص پذیرفتنی است .محمدص می داند بین دین ما وشما اختلافی وجودندارد. ( بدانیدهرکس براساس آیات خداحکم نکند زشتکاروبدنیت است) سوره مائده آیه چهل وهفت می بینی که آزادی بیان .آزادی آنچه که تو ازان رنج می بری از نیت بد و از زشتکاری در پندارودرعمل توست . من بعنوان یک ایمان آورنده به توحق می دهم که بگویی بنویسی . اما ایمان تورا بعنوان یک ایمان اورنده در نوشتن .فیلم ساختن . وداستان سرایی مردودمی دانم. ماهمه از یک امتیم. یک امت یکتاپرست . یگانه پرستی . یکتاپرستی دین مشترک بین همه انسانهای کره خاکی ماست اگرچه بعضا انرا انکارمی کنند.ارتدادمی ورزند. به خودخیانت می کنند به خودظلم می کنند ..ما اکنون در زندانی به نام دنیا گرفتارهستیم .دریک زندان جزو آواز رهایی هیچ نجوایی زیبا شنیده نمیشود . هیچ فیلمی نمی تواند یک نظم کلی بیافریند هیچ نقاشی نمی تواند زیبایی اندیشه هارا ازما بگیرد . هیچ داستان هجوگونه ای نمی تواندانسان بودن مشترک مارا نیاز مشترک مارا به همدیگرباطل کند . تویک بیگناهی .آدم .آدم . پدران ما .پیشینیان مابا دنیا طلبی مارا در دنیا زندانی کرده اندامامگر زندان زیباست؟ ازتودعوت می کنم برگردی بسوی الله همان که اراده دارد تورا به راه راست ودرست رهنمون کند . ازتومی خواهم یک بار به زندانبان ( پدران .پیشینیان . اباء واجداد) خودت نه بگویی .سهم آنها ازدنیا جز اتش نبوده است چرا تو به دنبال سهم خودت نمی گردی ؟ شاید سهم تو درکتاب ما باشد .شاید.           .واکنون ما ازریشه های یک امت درمسیرزمان وعده شده ازسوی الله قرارگرفته ایم و  من هم مثل همه شما مسلمانان ادیان الهی در انتظارم .درانتظارم از بندگانی که بر سابقون .سابقون .سابقون برتر هستند نامی یا نشانی در زمان بیابم.  خواننگان خوب رویاهای صادقه با مطالعه متن نوشته های من . با شنیدن وخواندن کلام الله . قران بزرگ . کتاب زنده درزمان  که برای شما آورده میشود اکنون برشماواجب میشود که به الله ورسول اقتداءکنیدودرقیام به آیات الله جهادکنید *اکنون  الله به ضرورت زمان ومکان  .نسل به نسل برگزیدگان خودرا می طلبدهمانطورکه روزی عیسی س را طلبیدو اورسالت محمدص را گواهی داد.این سخن من نیست این سخن یک دوست است.                    (کافران چون تورا ببینند فقط مسخره ات می کنند ومی گویند آیا این همان کسی است که درباره خدایان شما سخن می گوید؟ حال انکه خودشان یاد خدای رحمان را انکارمی کنند) سوره انبیاء آیه سی وشش (بدان که پیامبران قبل ازتورانیزمسخره می کردنداما سرانجام آنچه رابه بادتمسخرمی گرفتنددامنگیرشان شد) سوره انبیاء آیه چهل ویک ( چون پیامبران شان  بادلایل روشن بسراغشان آمدندبه دانش وعلم خودشان دلخوش بودند ورسالت پیامبران رامسخره میکردند تااینکه حقایقی راکه مسخره می کردندمحاصره شان نمود؟ )سوره غافرآیه هشتادو سه در آیات ( چهل ویک سوره انبیاء وهشتادوسه سوره غافر) سرانجام وسرنوشت نیاکان پدران . آباء و پیشینیان برای تو آمده است برای تو شایدکه امروز بشنوی  وفردا را ببینی .درآیات بالا ازذریه ای می خوانیم که نسل درپی نسل ( زمان می کنند ومی گویند.سخن میگوید .انکارمی کننددرآیه سی وشش  گویای زمان حال مکرر ومداوم است ومیکردند .می گرفتند دامنگیرشان شد زمان وسرنوشت گذشته نسل سابق این ذریه را برای نسل امروزتبیین می کند) ذریه ای که درطی تاریخ دین پیامبران ( حق )را مردود خوانده است . وامروز نسل این ذریه که درسراسر جهان پراکنده شده اند درکمال تعجب باهمان روش قدیم آباء واجدادی  به تمسخر پیامبران سرگرم ومشغول هستند. دراین دو آیه حقیقت ارتداد این نسل باقیمانده زیرخاکی  بعدازقرنها مجددا  تکرارمیشود و این نوع روش برخورد با پیامبریک دین الهی را نمی توان ( آزادی بیان ) نامید .این رفتار ازعلائم بیماری جنون است وجنون یک بیماری موروثی است.والبته طریق  درمان جنون هم فقط رویگردانی و بی اعتنایی وتبلیغ و دعوت وهشداراست ونه کشتار همنوعان.                                                       ************* (سلام بر روزی که متولدشدم .وروزی که میمیرم .و  روزی که زنده برانگیخته میشوم. )  سوره مریم  آیه سی وسه  به الزامی بودن (س) یا سلام برعیسی س وروزتولدو مرگ اوو اخرت او دراین آیه توجه کنید . از تسلیم شدن عیسی س مسیح (جبراحیا مردگا