قاب وارونه ارتداد ومن
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} به الزامی بودن (س) یا سلام برعیسی س وروزتولدو مرگ اوو اخرت او دراین آیه توجه کنید . از تسلیم شدن عیسی س مسیح (جبراحیا مردگان در کلمه ای که از زبان الله خارج میشود وروح آنرا به مریم س منتقل می کند باش یاموجودشو . همانگونه که ماحرف می زنیم وگفته هایمان را به دیگران منتقل می کنیم. وقتی ماحرف خودرا به دیگران منتقل می کنیم پس حرف ماهست وجود دارد مانامه می نویسیم .کتاب می نویسیم پس حرف خودرا منتقل می کنیم .پس چرا با وجودکتابی به بزرگی قرنها *بودن نوع انسان و*باش پیامبران وایمان اورندگان عده ای منکر وجود گوینده آن میشوند ؟چرااین نوشته ناخوانده رامی سوزانند؟چرا پیامبری که آن رانوشته است باورندارند؟ و ازمیان اسماء الله .از میان کلمات الله ؟سلام باش؟ حی را باش؟ ( به آیه زیر که از زبان پیامبر گفته شده است دقت کنید ( آیه سوره سباء) این یک پیام است برای احیا برای زنده شدن . قائم باش؟یحیی ( یحیی ؟ یحیی )باش؟ کدام را روح بر مریم س عرضه کرده است؟مسیح ( بروزن فعیل)مفعول امرفعل مسح . مسح یک اسم یک کلمه یا دم الله؟ وعیسی س همانندروح انتقال دهنده این اسم مجهول این کلمه مجهول الله میشود در زمین بربندگانی که بیمارند.مرده اند آیاعجیب نیست که یک موجود بتواند درتجزیه و انفطار انسان( به خاک بدل شدن) تغییر ایجادکند مانع بشود؟بیمارانی که شفا نمی یابند درحال تجزیه شدن هستندبه خاک ومردگان تجزیه شده اند شاید دیروز وشایدسالها .من قبل از این از راز اسماء الله گفته ام همه این اسامی جبرا دردرک مستقیم مجموعه این اسامی هستند آن که قائم است زنده است حی است مجیب است حسیب است . نوراست حکیم است رحمان رحیم.صمد . قادر. فاطر است و....... پس قیام کننده به تسلیم گفته های زنده الله نیزاگربخواهد جبرا زنده جاودان میشود(درآخرت) عیسی س موجودزنده ای است که با تسلیم شدن به یگانگی الله محدودیت جبری تجزیه وانفطارمردگان رادرزمان حیات خود بی اراده ردمی کندتکیه به ماهیت خاکی خود نداردومحمد ص میگوید که نمازمن .عبادات من زندگی ومرگ من ازان الله آن پروردگارجهانیان است اوهرچه را میگویدازخاک میداند وتسلیم به اراده جبری باش الله .به زندگی ومرگ یک موجودخاکی توجه کنید خاک وزمین از تسلیم شدگان به اراده الله هستند(سوره زلزله)واوهمراه باخاک ازتسلیم میگوید خاک درحال عبادت ونمازاست ؟هر آنکه وهرآنچه زندگی میکند ومیمیرد ازان الله است . (آیا نمی بینی هرکه درزمین وآسمانهاوجودداردوحتی پرندگان درحال پرواز تسبیح خداوندبزرگ رامی گویند همه نسبت به نماز وتسبیح او آشناهستند وخداوندبزرگ ازعملکردشان آگاه است) سوره نور آیه چهل ویک وچه دیوانه است کسی که می پندارد میشود در نظم جبری گفته های الله ومخلوقاتش با بدعت تغییر ایجادکرد؟ با تجاوزتوبه ماهیت وهویت یک پیامبر اوهرگز متجاوزبه عنف نمیشود. قاتل بالفطره نمیشود. نمیشود .نمیشود این یک جبراست .چرا به جبری که الله برما حاکم کرده است به جنگ برخاسته ای؟ قران با سوزاندن با شعله ورشدن نمیمیرد. با تصرف کره زمین .با به بردگی کشیدن یک پیامبر توهرگز برترنمیشوی تو الله نیستی . ( بگو من شمارا به یک چیز موعظه می کنم و آن اینکه دونفردونفر ویاتک تک برای درک حقایق الهی قیام کنید وسپس بیندیشید تابفهمیداین دوست شما هیچگونه جنونی ندارد اوبرای شما یک هشداردهنده از نزول عذاب الهی می باشد( می باشد؟) بگوهرمزد وپاداشی که از شماخواسته ام ارزانی خودتان باد مزدمن تنهابرعهده خداونداست وبدانیدکه اوبرهرچیزی گواهی است .بگو این پروردگارمن است که سخن حق رابردل پیامبران خودمی افکنداودانای همه نادیده هاست بگوحق آمده است وباطل نمی تواند آغازگر چیزی باشد ( باشد) ونه بازگرداننده ان .بگواگر گمراه شدم به ضرر خودگمراه شده ام واگر به راه نجات هدایت یابم بخاطروحی است که پروردگارم برمن نازل می کند زیرا او شنواوبسیار نزدیک است . اگرببینی ان لحظه راکه از فرط عذاب فریادشان بلنداست وهیچ گریزگاهی ندارند تعجب می کنی آنهارا از مکان نزدیکی که برایشان متصورنیست می گیرند .می گویند حال ؟ به پیامبرایمان آوردیم اما چگونه می تواننداز مسافتی دور به اودسترسی یابند؟ آنهاقبلا اورا انکار کرده بودند وبه اوتهمتهای عجیب ؟ می زدند اکنون میان آنهاوآرزوهای واهی شان جدایی افتاده است همانگونه که پیش از این با پیروان آنها رفتار گردیدزیرا همه شان نسبت به حقایق درشک وتردیدند) آیه چهل وشش سوره سباء الی آخر در این آیات زمان به اکنون موکول میشود . این پاسخ از قرنهاپیش در پاسخ به جنونی که تورا زندانی خودکرده است آورده شده است . تنهاراه نجات تواز این بیماری قیام است .خودرا یافتن است .درقرآن بارها وبارها پیامبران بشر خطاب میشوند این یک راه انتقال اندیشه بشری وانسانی است به تو که انسان بدانگونه تومی پنداری وجودندارد . ( دوست شماهیچگونه جنونی ندارد).اگراینچنین بپنداریم ایمان داشته باش که توهم در جنون مشترک به اونزدیکی. جنون ازعلائم سلطه شیطان جن است برانسان . (آیانفهمیدندکه نشانه ای ازجنون دردوستشان پیامبرنیست ؟بدانید که اوفقط یک هشداردهنده آشکاراست ) سوره اعراف آیه صدوهشتادو چهار انسان آنچه توای داستانسرای یاوه گو .ای نقاش بی رحم به هویت انسانها .ای فیلم ساز مرده در کالبد زمان . از یک انسان به تصویر کشیده ای وجودواقعی ندارد. حق آنست که ما انسان بودن خودرا دریابیم . ونه شیطان بودن خودرا. وقتی چنین بیندیشیم ایمان داشته باش که خواسته شیطان را مردودخواهیم کرد آرزو وپنداری که بر باطل است وهم است . چه تهمتی بزرگتر ازآن که از جانب پیامبر گفته بشود میشود به نوامیس مردم ( مسلم وغیر مسلم) تجاوز کرد. چه تهمتی بزرگتر ازآنکه از جانب پیامبر گفته بشود که او جانشین الله بر زمین بوده است؟ چه تهمتی بزرگتر ازآنکه گفته بشود محمدص حق طلبان را گوساله وبزغاله ( می دیده) است نماز و عبادات را قربانی دنیا میکرده است . برپیشانی حق طلبان داغ ننگ می زده است. بهشت را او آفریده است . تهمتهای عجیب . از خواص بودن پیامبر چه کسی آیه شنیده است؟قیام کردن انسان یک نوع مقایسه درعملکرد انسان است با انسان.یک صف عادلانه از نوع بشر که همه خودرابرابر می بینندکسی مدعی ولایت بردیگر انسانها نخواهدبود .کسی مدعی نخواهدبودکه میتواند برنماز وعبادات وزندگی (زندگی محسن ها .نداها)ومرگ انسانها (سکوت. زندان. شکنجه .ارعاب ونشستن وباز هم نشستن)میلیونهانفرانسان ناآگاه از دین توحیدحاکمیت داشته باشد.این آرزوهای واهی میرا دراندیشه هیچ پیامبری جایی ندارد ودراخراین آیات از عذاب نیزگفته میشود . این جبراست که انسان خودش را سوگندخودرا دریابد . انکار . شک وتردید ( زیراهمه شان نسبت به حقایق درشک وتردیدند ) باز هم ازمداومت و استمرار زمان حال گفته میشود ومحمدص یک هشداردهنده ازنزول عذاب الهی ( می باشد) باش اراده باش .گویای زنده بودن در زمان رانشان میدهد. وباز تودر شک وتردیدی . مثل قافیه یک شعر کهن مجددا شک وتردید تکرار میشود همه چیز وصف میشود به ( نظم) درمی ایداما حقایق شعار نیستند شعرنیستند جبرند .باطل نمی تواند آغازگر چیزی باشد حق از ابتداء بوده است قیام کنید تا به آغاز( حق) برسید به روزی که ایمان آوردید. زنده بشویدباطل مرده است .رفتنی است . شکست خورده است .در داستان تو درنقاشی تو .در فیلم تو فقط تکرار یک باطل به چشم می خورد ودیگرهیچ . نقاشی .فیلم . داستان از یک انسان مرده .باطل شده .دوراز نزدیک . توبه آتش چه نزدیکی ( تعجب می کنی که انهاراازچه مکان نزدیکی میگیرند)واز پیامبران چه دور. همه چیز درمسیرپایان در حال بازگشت است همانگونه که خلق شد آفریده شد همانگونه نیز باطل میشود نابودمیشود .نیست میشود. باش موقعیت خودرا ازدست میدهدفرصت خودرا ازدست می دهی اگر دیربه این باوربرسی .ای انسان ؟چرا به وهم سلطه بریک پیامبر و ایمان اورنده افتاده ای؟ مابادوبعد از ماهیت انسان دراین گفته برخوردمی کنیم مادیت خاکی فناپذیر او و معنویت الهی با عمربی نهایت. خاک جبرا نابودمیشودانسان نیزدرجبراست به خاک بدل بشوداما یک نیرو یک باش مطلق اورا به قدرت الله پیوندمیزند پیامبردرجبرانتخابی خود سرآمدمیشود.عیسی س از تسلیم خود به مرگ می گوید (مسیح پسرمریم کسی نیست جزپیامبری که قبل از او پیامبران دیگری بوده اند ومادرش پاکدامنی راستگوست وآنها هم مثل همه غذا می خورده اند بنگرچگونه آیات و نشانه هارا برایشان بازگومی کنیم وباز بنگرآنها چگونه از حق روی برمی گردانند) سوره مائده آیه هفتادوپنج عیسی س ازمرگ یا تجزیه یا انفطار ومتعاقب آن ازاعتراف به بازگشت به زندگی در آخرت که همانا حاکمیت عدل وبرابری ویک نظم جبری برای تمامیت نوع بشراست میگوید. اوتولد ومرگ و رستاخیز را ردنمی کند . وازتسلیم می گوید(سلام = من تسلیمم) واو عیسی س دربعدمکان غذا می خورد مثل همه ( دردنیا عمرجاودانه ندارد). وملائک که عمر جاودان ( دردنیاو آخرت )دارند از غذا بی نیاز هستند (اماشیطان به هدف اینکه آنچه دربدن نهان دارندبرایشان آشکارکند آنهارا وسوسه کرد وگفت خداوندشمارا از این درخت منع کردتامبادا تبدیل به دوفرشته شویدوبه زندگی جاویددست یابید)سوره اعراف ایه بیست ازیک سو دراین آیه اشاره میشود به اراده شیطان در عریان کردن نوع انسان در جبری که نباید.واز یک سواشاره می کند به عمرجاودان ملائک .وملائک بی نیاز هستند به غذای زمینی . وعیسی س غذامی خورد. همه چیز در دنیا درارتدادابلیس و آدم وحوا در عرش وبهشت به اتفاق بدل میشود. آدم موجودی است خاکی تامادام که آنها آدم وحوا در عرش می بوده اند می توانستند عمرجاودان داشته باشند .اما ارتداد آدم وحوا که از خاک بودند یک سرنوشت عجیب را برای خود و زمین خاکی والبته دنیا رقم می زند. عمومیت سرنوشت انها کره خاک ودنیای خاکی رادرسرنوشت مشترک خود سهیم می کنند . خاک دربهشت ماهیت جاودانه خودرا از دست می دهد . ببینید باید باتوجه به آیات الله ایمان آوردکه هرچه از خاک است میراست. زیرا زمین ما دائم بسوی مرگ ونابودی سیرمی کند . همه موجودات خاکی نیز در جبرهستند که به مرگ نوع خود سلام کنند .تسلیم باشند .چاره ای نیست . گریزی نیست. آدم هرگز متولد نشده است . اما جسم اوازخاک است . ما می خوانیم که الله از ساختن آدم با دستهایش می گوید . دستهایم . دربهشت درسرزمین جادویی و رویایی ماازمیوه ها و آب وشهد می خوانیم . این یک بعد از چگونگی زیستن در جهان آخرت است . از سرزمین ملائک آیا ملائک درآنجا هم غذا نمی خورند؟درآنجا هیچکس نمی میرد . امادرخاک . محکوم میشودانسان به مردن ومن نمی دانم ای که سخن پیامبرخودرا به سخریه گرفته ای .ای که رسالت پیامبر خودرا زیر سوآل برده ای چگونه احمدص را نمی بینی . احمد ص آخرین پیامبری است که بارسالت خود با انتخاب خودبه همه انسانها ی اینده فرصت بازگشت وتوبه را ابلاغ کرد . اوبه ما آموخت که حتی درزمان کفروشرک وارتداد در حالیکه جسم نوع انسان درحال تجزیه است درحال خونمردگی است وجسم انسان در حالت نیمه جانی دردنیاست می توانیم برگردیم وبازگشت یاتوبه فرصت احیای مجدداست قبل ازآنکه قیامت بیاید زنده ماندن عمرجاودان یافتن قبل از آنکه ازدنیا برویم .آنچه که تواز پیامبر ما( واجب است گفته بشود پیامبران) درداستان اورده ای ازان فیلم ساخته ای. طرح مضحک بر کاغذاورده ای .سیمای یک جن زده است . مجنون است .رویگردان از الله است (بگو من شمارابه یک چیزموعظه می کنم وآن اینکه دونفردونفر ویاتک تک برای درک حقایق قیام کنیدوسپس بیندیشید تا بفهمید این دوست شما هیچگونه جنونی ندارد اوبرای شما فقط یک هشداردهنده ازنزول عذاب شدیدالهی است )آیه چهل وشش سوره سباء یکی از مشخصات اکثریت یا گروه شرک وکفروارتداد درک نکردن حق ( گفته الله ) است .دراین آیه پیامبر از این گروههادعوت می کندکه به درک حقایق اقدام کنند وقتی یک پیامبرچنین سخنی میگوید سخن اوجبرا درموقعیت باش قرارمیگیرد پیامبرنوعی القاء غیرمستقیم جبری (باآیات یاگفته ها ی زنده الله ) رابه شنونده منتقل میکند درک حقایق الهی برای قیام انتخابی ونه قیامی که جبرا درقیامت همه از اراده آن گریزی ندارند . این یک پیام است که اگراسلام و ایمان وباور به حقایق برای این گروهها به مرحله استنباط برسد می توانند دراخرت عمرجاودانه بیابند .ابلاغ یک روش قیام درسوره جن خواندیم که شیطان همراهی است قعید =درجبر نشستن .نشسته .دراین آیه از انسان خواسته میشود که برخیزد بایستد .شیطان را ردکند .باطل را مردود کند.یک راه مستقیم بسوی بهشت. من درارائه آنچه از حق آزادی بیان توبوده است و به دنیا عرضه کرده ای هیچ پیامبری نمی بینم .هیچ پیامبری را.این شبح این موهوم خیال تو شیطان ملعون است .چرا توبا شیطان دوست شده ای؟ اوبه همه مافرصت برابر را ابلاغ کرد زیرا همه ما چون او از خاکیم . والله چنین موهبتی را در اختیار هیچکدام از پیروان ادیان الهی سابق برما قرار نداده است و معجزه ای بزرگتر از این آیامی دانی ؟. و توهم وجنون(برتری) درارتداد نشانه رد عدل الله است در برابری انسانها و اشاعه بی ثباتی درنظم آفرینش نوع انس وجن است مدعی برتری باناآگاهی برعلیه اسلام یا تسلیم پیامبران وعدالت جبری که برهمه انسانها ازسوی الله حاکم است قیام کرده است.حیرانی . گمراهی .رهاشدگی حکایت از بی نظمی است که ازسوی الله بر زندگی شخص .کافر .مرتد ومشرک حاکمیت پیداکرده است .اینکه مدعی بشویم ولایت انسان یک اصل جبری است( از آیات حق الله است)ویا ادعاکنیم بشر توانایی انرا داردکه همه مخلوقات الله را خلق کند.اینکه بگوییم مردم هیچ حقی درمقابل ؟ندارند .اینکه بگوییم استفاده ازحق وتوبرای عام کشورهابرای خلق یک وضعیت مشترک وبرابر؟ تدوین شده است اینکه بگوییم یک انسان ولوانسان کامل می تواند ازبعدمکان بگذرد و مجددادر زمان ظهورکندهمه ازنشانه های ردوانکارعدل ونظم جبری الله است .همه مادرجبریم چون عیسی س چون محمدص که دردنیا بمیریم.احدی ازانسانهانمیتوانددردنیاعمرجاودان بیابد (قسم به حق وآنچه *می گویم حق است.سوره ص) ماناتوانیم ازآنکه (حق= گفته الله) را مردود سازیم تغییربدهیم . تحریف بکنیم .تجزیه بکنیم . تحت انحصار طبقات خواص ویا عوام دربیاوریم . ( می گویم .می گویم.زمان تکرار حال است واین جبراست که الله بگویدوامرمیشودکه پیامبرنیزبگوید پس میشود یک موقعیت باش) میگویم زمان حاکم بر زندگی نوع بشروجن است نمیشودگفت که الله در زمان پیامبران چنین گفته است واکنون دراختلاف با ان زمان است هرکس چنین بپندارد ارتداد ورزیده است. میگویم .میگویم فعلی است که منقطع ومحدود نمی شودفراترازگنجایش وظرفیت مکان فناپذیراست .در بی نهایت است . وباش ادامه دارد .تبدیل به خواسته ای از یک انسان مشرک ویا انسان مومن انتخاب یک اراده که گریز ازجبر آن محال ومردوداست وهنوز الله می گوید وآیاتو می شنوی؟. یا ازخودت پرسیده ای آیات قرآن تورات .انجیل وزبور همان *حق است اگربدانیم .می بینیدکه الله ازنسل گذشته ای می گویدکه اکنون نیز ذریه اآن نسل درارتداد وظلمات درمیان مادرحال تجزیه هستند هرکس آیات الله را ردکند از نوع انسانیت مردودمیشود هرکس آیه (گفته)الله را تجزیه کند در زمان میمیرد وتجزیه میشود.موجودی که نمی شنود نمی بیند .لایعقلون است لایرجعون است .آیااین ازجنون نیست که انسان اگاهانه اقدام به ارتدادبکند؟بخواهدکه از دایره حق خارج بشود ولی بشود . متجاوز به عنف بشود. دزد بشود . روحانی وابسته به دنیابشود . حامی شرک وکفربشود شکنجه گربشودو ریا کند؟چراپدران؟ چراپیشینیان ؟چرا ژن ؟ زمان به سرعت می گذردبیایید همراه با هم به زمان خود فرصت زندگی جاودان بدهیم این ازحق الهی ماست .اراده تودرترویج شرک وکفر وجرم وگناه و قتل وجنون درمرگ زودهنگام زمین وساکنان آن .ودرمتلاشی شدن این کره بی دفاع تاثیر غیرقابل بازگشت داردسرنوشت زمین ما دنیای ما با سرنوشت وسیرتکامل ویا ارتجاع انسان شباهت بسیاردارد . آیاتو این را میدانی؟ (وآنها باتمام وجود به خدا؟قسم خوردندکه خداوندکسی را که مرده است دوباره زنده نمی کندبدانیداین وعده حقی است که برعهده اوست هرچندکه اکثرمردم ازدرکش عاجزند)سوره نحل آیه سی وهشت ************ در آیه زیرازسوره قصص تداخل هرگونه بدعت دردین توحید مردودشده است. ازبدعت دردین توحید اجبارکردن انسانها به پذیرش یک دین یا عقیده یامذهب خاص ویامحدودکردن هویت انسانی اودر چهارچوبی ازقوانین مادیگرایانه است ودراین آیه بوضوح چنین روش متحجرانه ای مردود شناخته میشود .اگر پیامبروهرشخص دیگری از این آیه ردبشودارتداد ورزیده است قبول وتسلیم شدن به این آیه هم مانند پذیرش همه آیات (کلام )الله یک جبراست . جالب است بدانید وسوسه های شیطان برای گمراه کردن انسانها نیز از نشانه های تحمیل اوهام و خیالات شیطان ملعون است .پس عمل اجبارنمودن انسانها به قبول هرعقیده یا تفکری یا بندگی وپرستش هرانسان ویا بت ویاتکیه بروهم نمودن یک عمل شیطانی ومردود است چه از سوی جن باشدچه ازسوی انس.(ازخودبپرسیدچراانسان درسوره ناس .انس خوانده میشود؟چراانسان درصورت تمسک به وسوسه والقائات شیطانی به یک مخلوق نیمه انسانی بدل میشود؟) (ای پیامبراینطورنیست که هرکس راتودوست داشته باشی می توانی هدایت کنی بلکه این خداست که هرکس راصلاح بداندهدایت می کند زیرا او نسبت به هرکس دیگری ازهدایت یافتگان آگاه تراست) سوره قصص آیه پنجاه وشش (ویادآرهنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت می خواهم برروی زمین خلیفه ای بیافرینم آنهاگفتندای خداوندبزرگ آیا می خواهی موجودی راجانشین کنی تازمین را به فسادوتباهی کشدوبه ناحق خون بریزد حال آنکه *ماخودمان تورا به حکم ستایش تسبیح می گوییم وهرلحظه تقدیست می کنیم وخداوندداناگفت من چیزهایی می دانم که شمااز آن بی خبرید)سوره بقره ایه سی دراین آیه به جوانب مردودی که انسان ممکن است درمسیران به نابودی وزوال خود اقدام کند اززبان ملائک اشاره میشودملائک فساد.تباهی و خون بیگناهان را ریختن را از ارتداد یک ایمان آورنده می دانند وراهتسبیح وستایش را بهترین راه نزدیک شدن به الله می دانند .این علامتی که ملائک ازان سخن می گویند در زندگی پیامبران دراولویت انتخاب قراردارند.اهمیت همسانی طرزتفکروعقیده ملائک عرش ویک پیامبر را ما در جمله نمازمن وعبادات من و ....... بخوبی می بینیم. واز زاویه دیگراین آیه یکی ازموارد اهمیت مشورت ونظرسنجی را بیان می کند دراین آیه دیده میشود با اینکه الله بر ملائک ودیگرموجودات عرش احاطه کامل دارداما درزمان تصمیم گیری آفرینش انسان از عقیده آنها آگاهی می یابد .توجه داشته باشید آدم س هنوز خلق نشده است . همانطورکه در زمین درفقدان پیامبرالله به ایمان آورندگان جبرمی کندکه ازمشورت ایمان آورندگان برتر در اداره امور بهره ببرند وبرای رفع اختلافات به الله ورسول؟ مراجعه کنند.درعرش نیز مصداق(آیه پنجاه ونه سوره نساء) درحضورالله از همراهی ایمان آورندگان ومشورت باانان سخن میگوید.نمیشود الله را ردکردوازالله گذشت نمیشودکه ترانه هارا کشت زندگی سهرابها را نابودکرد نسل محسنها راقتل عام کرد زمین را به فساد وتجاوز کشید مجنون وارمعترضان سوریه .بحرین و.... را کشت دزدیهای غیرقابل تصورکرد بعد ادعاکردکه همه این اموردرجهت تسبیح وستایش الله بوده است.نمیشود . این یک جبراست که چنین اراده ای مرعوب ومغلوب حق ( گفته الله ) بشود .نمیشودحق قیام مردم را درمقابل یک ظالم برای ساختن جامعه ای به دوراز فسادوتباهی ونابودی نوع بشر( گفته ملائک را ازیادنبرید) بااستناد به روندحاکمیت عدلی که الله قادر برآنست درانتخابشان نادیده گرفت وحق مردم راقربانی یک نظام دروغین وضدخدایی کرد بعد با اوردن آیات جبری قران از داغ وننگ برپیشانی حق طلبان سخن گفت؟ میشود؟دراینجا نفرین ملائک است که برمفسدین قاتلان .متجاوزان ومدعیان ولایت فرودمی آید. جبرافساد درزمین .قتل عام بیگناهان . تباهی نوع بشر جز به نابودی مشرکان . کافران و ظالمان ختم نخواهدشد. باوروپنداری جزاین باتوجه به آیه بالا از ارتداد است. چه کسی باورمی کندیک قاتل یک مفسدفی الارض یک دزد ناموس مردم یک ( اصل)نافرمان به گفته وقول الله تسلیم به یکتاپرستی باشد؟گفتیم درحالیکه تسلیم اوردن به کلام الله برنوع انسان وجن واجب است امابرخلاف معمول این آیه نشانه تردید وشک ملائک است نسبت به توانایی خلقت الله . گفته شدکه ملائک به زبان در امرتسلیم قصورمی کنند والله انهارا به جبردرصداقت سفارش میکند ( انها القاء کننده اند پس جبراست که کلمات واسماء و اراده درسرنوشت را که از سوی الله برانسانها بایدحاکم بشود با صداقت بربندگان(انسانها ببینید پیامبران بواسطه تسلیم محض ازخطای القاء توسط این مخلوقات ) القاء کنندهرگونه ردشدن از اراده وخواست الله درالقاء آنهارادرموقعیت بیماری ارتداد قرارمیدهد وقبل ازاین گفته شدکه طریق درمان ارتداد ملائک هم نوشاندن فراوان آب است آب. ؟ ) درقبل از این زمان واین زمان وتاابد ما باحاکمیت یک نیروی ویژه به نام (اراده باش)درعرش وبهشت ودنیا روبروهستیم پس وقتی الله ازملائک (می خواهد) که صداقت داشته باشند این خواسته الله (صفت صداقت)موجودیت پیدا میکند موردارتداد زبانی درگروه بعضی اهل کتاب ادیان مختلف نیز دیده میشود (آنهامی گویندقران رابه خدانسبت می دهد.نه آنها اهل ایمان نیستند.اگرصادق هستندسخنی همانند آن رابیاورند.آیاآنهاخودبه خودپدیدآمدندیااینکه خودشان خالقند.شایدهم آسمانهاوزمین راخلق کرده اند.*نه آنهابه حقایق ایمان ندارند)سوره طورآیات سی وسه تا سی وشش قسمتی از این آیه پاسخی بوده است به ملائک عرش که می پنداشته اندکه تسلیم وتسبیح خاص ملائک است و دردنیا نیز برای (بعضی اهل کتابی) که ازعقاید آنهاست که انسان می تواند هرچیزی راخلق کند نازل شده است.اما باگفته های عیسی س ومحمدص وموسی س با جمله های شیوادرقرآن بارها روبرومیشویم. و اما آیه بالا ( سوره بقره )ازانتخاب ملائک میگوید به انتخاب انها توجه کنید انها به یک ارائه عمل خاص تکیه می کنند تسبیح وستایش الله .اگراز زاویه دیگری به انتخاب انها دقت کنیم درخواهیم یافت که اراده الله براین بوده است که انچه ملائک می خواهند الله نیزدرعمل ازانها بخواهد( موقعیت اراده *باش الله درخواسته آنها تجلی پیدامیکند انچه میخواهند اراده الله است که به مرحله عمل درآمده است یکنوع جبردرتسلیم محض درانها ) مصلحت الله دراین بوده است که جزاین از ملائک عملی را نپذیرد.وهمین تسبیح وستایش محض را ملائک درماموریت خودبرانسانها القا می کنند .این یک الگوست.این الگو جبری است . ملائک نمی توانند ازقالب این الگوی خاص خارج بشوند درآن صورت پارا ازحق فراتر گذاشته اند. وحق؟این آیه ازالله است ( آنچه من می گویم حق است.)باید آنگونه ( باشد) که الله می خواهد .پاراازحق فراترگذاشتن ارتداد است .واین ارتداد نیز درجبر صورت میگیرد .ودرماهیت ملائک تاثیرگذار است .گفتنی است هرآنچه از ارتداد درعرش اتفاق می افتداز ابهام وتردید ملائک وتوبه آنهاو عصیان شیطان ورد پذیرش توبه.و آنچه آدم وحوا دروقوع ان دربهشت دخیل بوده اند وبعدازان توبه کرده اند دردنیا نیز باید وجبرا به همینگونه اتفاق بیفتد نمیشودکه آدم وحوای زمینی پاراازحق فراتربگذارنداماتوبه نکنند این نکته مهم این قالب تغییرناپذیر این الگوی ازقبل تعیین شده نیزدر زمین بایدو جبراست که مکررتکراربشود.خواه بصورت فردی صورت بگیرد یا جمعی. ملائک درعرش توبه می کنند درزمین نیزاگردچارلغزش وارتدادبشوند تکلیف است برآنهاکه توبه بکنند و.آدم وحوانیز.این ازآموزه های قرآنی است که از وقایع عرش آیه میآورد. وشیطان مخلوق جدیدی است که دردنیا همواره به همین گونه ظاهرخواهدشد.و سرنوشت اودردنیا نیزازانتخاب اوست .مادراین آیه ازانتخاب مخلوقات مختاردرانتخاب که سرنوشت خودرا درعرش رقم زده اند آگاه میشویم . (بدانیدشما همان چیزی رامی خواهید که خداوند آن پروردگارجهانیان اراده کرده است) سوره تکویر آیه بیست ونه اشاره به جبر درانچه ما*می خواهیم درحالیکه انچه می خواهیم حکایت از انتخاب مادارد.گفتن از(شما )دراین آیه مجموعه کلی مخلوقات انتخاب گرراشامل میشود جبری که ازقبل توسط الله تعیین ومقررشده است ودردنیا اساس انتخاب ما میشود .حاکمیت مطلق . تسلط کامل بر مخلوقات از اراده خاص الله است . آدم وحوا موجوداتی خواهندشد که بایدتوبه کنند این اراده جبری الله است وشیطان یک موجود تغییرناپذیراست .وجن موجودی خواهدبودکه میتواندبرگرددواگر ازاین ( راه مستقیم ) کسی پارا ازگفته حق الله فراتربگذارد از سهم شیطان است . (ویادآرهنگامی که پروردگارتو به فرشتگان وحی کردمن باشما هستم.شما اهل ایمان رادر آنچه*میخواهند ثابت قدم دارید)قسمتی ازآیه دوازده سوره انفال آنچه می خواهند . ازجبر احاطه اراده الله برخواسته ایمان اورندگان می گوید ما در یاری کردن به ایمان آوردن برخلاف کافران ومشرکین که شیطانی ( یک شیطان) را به همراهی خودمی خوانند دراین آیه ازهمراهی گروه ملائک می خوانیم وماچنین اراده ای را درپیامبر اکرم نیزمی بینیم ( بگومن مامورشده ام تافقط الله را بپرستم ودین رابرای اوخالص گردانم ونیزامرشده ام سرآمدتسلیم شدگان باشم)سوره زمر آیه دوازده محمد ص از پذیرفتن جبر اراده الله و موقعیت باش می گوید .محمدص پذیرفته است که *بخواهد چنین بشود . اوالگوی *باش درتسلیم محض است وسرآمدپیامبران میشود. بپرستم خالص گردانم سرآمد تسلیم شدگان باشم . باشم. تلقین اراده فرصت زیبایی برای دور شدن از خاک .اسلام محض او نشانه اراده مصلحت وخواسته الله است .محمد ص ایمان آورده است تسلیم شده است به آنچه که خواسته است .خواننده خوب می بینیدکه خواسته نوع انسان از حیطه اعمال قدرت .پیشینیان . پدران .شاه. فرعون .ولی ویااوهام اکثریت بعضی اهل کتاب ادیان الهی خارج است .آیا این چنین پیامی ازسوی یک پیامبر بشارت نیست؟ ( قول من تغییرپیدانمی کندحال آنکه به بندگانم نیزظلم روا نمی دارم) سوره ق آیه بیست وهشت وقول یعنی حق یاآیه قرآن یاوعده داده شده(قسم به حق وآنچه ( می گویم)حق است سوره ص آیه هشتادودو) آیات الله .گفته های الله تغییرناپذیرند .همه درجبریک حاکمیت واراده باید *بشود . ظلم روا نمی دارم .کسی که ازحق سرباز زند به خودظلم می کند زیرا حق انتخاب باش را از دست می دهد سرنوشت انسان ( ادم وحوا) جبراباتوبه تداوم پیدابکند . سرنوشت جن ملک و شیطان نیز. (بدانیدکه خداوندنعمتهایی راکه به قومی می دهد دگرگون نمی کندمگر آنکه خودشان باعث تغییرنعمت به بلا ومصیبت شوندوخداوندبه عملکردتان شنواوآگاه است)سوره انفال آیه پنجاه وسه آیه پنجاه وسه ازسوره انفال ازتاثیر ارتداد درزندگی انسانها ونزول بلایا و آلام سخن میگوید واین آیه حق الله هم نشانه انست که ارتداد علاوه بر تغییرجبری سرنوشت انسان موثراست درسرنوشت جبری نابودی زمین دخیل خواهدبود.قتل ها .کشتارهای جمعی . جرمها .گناهان .سیل .زلزله .طوفان . رانش زمین و....ازعلائم ظاهری انفطارمکرردنیا هستندشکافته شدن .انشقاق ( تکه تکه شدن زمین از تاثیر اختلافات بیماری ارتداد )ومتلاشی شدن و تجزیه سریع وزودرس (نابودی)نابه هنگام ومداوم انسانها وقسمتهایی ازکره خاکی ما زیر سلطه ارتداددرحال نیست شدن است .ازیادنبریم که الله هرگناهی را می بخشد مگر شرک را .شرک آفت خاک .و آب و کره خاکی ماست .پس چرا برنمی گردیم؟چرا ازخودمان دفاع نمی کنیم؟چرمااز اراده جبری که پدران مارابدان دعوت می کنند نمی ترسیم .؟ چراما نمی ترسیم که چون پدرانمان به آتش برگردیم (نفت گاز .آتشفشان ققنوسهایی که درجبرند همواره بسوزند )چرابه فکرنجات ققنوسهای آینده نیستیم؟ این حق آنهاست که عمرجاودانه داشته باشند. درآیات بالا ازماموریت محمدص به عنوان ابلاغ کننده وهشداردهنده آیاتی امده است . دراین آیات ما زیباترین کلام حق الله را درموردانتخاب می خوانیم که نشانه اختیار درانتخاب دین شرک وکفرویادین توحیددر رسالت محمدص می باشد .بلایایی که انسانهارا تا رسیدن روزموعودقیامت رها نمی کنند . واین نشانه هانیزمانند آیات کتب الهی تغییرناپذیروتبدیل ناپذیرند. گوشه ای ازتاثیرارتداددرنشانه های دنیا( آسمان) دراین آیه آمده است (نزدیک است که آسمانهابخاطرردآیات الله ازبالا متلاشی شوند)قسمتی ازسوره شوری آیه پنج شکافته شدن وانشقاق آسمان ( تکه تکه شدن بازهم ...).متلاشی شدن وتجزیه ازمراحل انفطار است به اصل برگشتن .به خاک بدل شدن و تفکیک ( دم الله که ازتسلیم میگوید ) ازجسم قبل از زنده شدن مجدد.فاجعه ای که ازنشانه های روزقیامت است . ( آیا آنهاجزاین انتظاردارندکه ناگاه قیامت برپاشود؟ حال آن که از هم اکنون نشانه های آن آمده است وقتی آنهارادربربگیرددیگرپنددادنشان چه سودخواهدداشت؟)سوره محمدص آیه هجده (خداوندآسمانهاوزمین رابه حق آفریده تاهرکس را نسبت به *دستاوردش جزادهدحال آن که به هیچکس ظلم نخواهدشد)سوره جاثیه آیه بیست ودو وامااگر خوب به جانشین شدن تجزیه و بدل شدن تدریجی انسان به خاک ( انفطار)به جای نابودی جمعی وجبری انسانها توجه کنیم می بینیم که فرصت یا زمان یا مهلتی که به انسانهابرای استفاده از*نعمت بازگشت داده میشود در دین محمد ص ازبرتری ویژه ای برخورداراست. بازگشت یاتوبه آدم وحوا بطورغیرمستقیم به ما میگویدکه برای نجات نوع بشر وزمین بازگشت یاتوبه یک امرجبری است .رد آیه توبه نیزازارتداد است .ازواضح ترین کلام حق است که جبرا انسانهارا نسبت به سرانجام وفرجام جبری اعمال شان هشدار میدهد. به عقیده من رویدادهایی که همزمان باوعده روزپایان بایدبوقوع بپیوندددر زمان حال باسرعت بیشتری روی می دهند واین نشانه خوبی برای ماانسانها ودنیای اطراف مانیست . وقتی پیامبرما میگوید(نمازمن .عبادات من وزندگی ومرگ من ازان الله پروردگارجهانیان است) محمد ص ازحاکمیت جبری وتغییرناپذیرالله( احدوواحد) برسرنوشت جبری نوع انسان میگوید. هرکس که به الله و رسالت پیامبرالله ایمان بیاورد اگردرزندگی دنیایی دچارتردیدوارتدادبشود عبادات وزندگی ومرگ او براساس باطل محاسبه میشود .نمیشودکه الله راپرستیدوبه یک انسان .بت یا وهم تکیه کرد. ************ اما بشر ازخاک است وخاک بطورطبیعی نسبت به برودت وگرمی دما ازخودواکنش نشان میدهد وانسان مرکب از آب وخاک باچنین ویژگی درقرآن مخلوقی بی ثبات وضعیف ونادان خوانده میشود. ما درقرآن با دوحالت از انتخاب تاریخی انسان بیشتر روبرو نیستیم . یاانتخاب راه پیامبران یا اسلام وایمان آوردن به یکی ازادیان توحیدی ودیگر راه تسلیم شدن وپیروی از وهم وجنون شیطان.راه پیامبران فقط با اطاعت از الله ورسول روشن ومشخص میشود.الله درقران این گروه را بیناوشنوا وعاقل ودارای درک وتشخیص میخواند آنهادرواقع زندگی ودنیارا هردودارند اگرچه آخرت انها به هیچ وجه با گروه دوم ( پیروان شیطان) قابل قیاس نیست .آنها به دلیل دریافت حق .انتخاب راست ودرست والبته صلاح وانتخاب الله درگزینش آنها که منجربه زنده ماندن این گروه دردردنیامیشود زمین را به ارث خواهند برد .اما اکثریت ساکنان زمین متاسفانه جزواین گروه نخوهندبود قبل ازاین گفته شدکه درقران ما با آنها به صفاتی چون ظالم .کروکور ونادان و بی عقل .بدون درک از ابعاد زمان ومکان و البته موجوداتی نیمه جان .یا نیمه مرده آشنامیشویم. این اکثریت ازبیماری جنون رنج می برند وبا توهم برتری چون شیطان که جایگاه خودرادربین ملائک ازدست داده است جایگاه خودرا دربین انسانها ازدست داده اند شیطان نیمه جان .انسان نیمه جان که تارسیدن روزموعودیاقیامت این حالت باآنهاخواهدبود ازمشخصات مشترک این گروه با شیطان چنانچه خواندید توهم برتری جویی است که شیطان را از دسترسی به گروه ملائک وانسان را از مقام انسانیت دورمی کند .درجمع این اکثریت ما اکثریت بعضی اهل کتاب را می بینیم کسانی که می گوینداسلام اورده اند اما ایمان به قلبشان واردنشده است همانطورکه ملائک عرش نیز چنین رویکردی را نسبن به قدرت خلق موجودی که بتواند درعین خاکی بودن به اوج تکامل برسد و از بعد مکان مادی زمینی یادنیابه ماوراء عروج کند.ازعقاید بعضی اهل کتاب همان بس که این گروه خودرا پیرو ومسلمان به ادیان توحیدی می دانند .اما درکمال تعجب به قتل پیامبران اقدام می کنند . درآنچه برپیامبرنازل شده است تغییروتحریف می کنند.برای اوجانشین یا نایب میسازنددرامور دینی خودازپیامبرپیشی میگیرند برای رسیدن به حق به غیرالله متوسل میشوند. وجودملائک راچون از دیدگان دنیایی مخفی هستندمردودمی دانند.پیامبرادیان دیگر را رد می کنند کتب پیامبران دیگر را ازطرف الله نمی دانند.عیسی رافرزندالله میخوانند.ادعامی کنند انسان می تواند همه مخلوقات را خلق کند . حرمت ماه حرام را می شکنند .میگویندمیشود به انسان خواه متدین به دین توحیدباشدخواهدخارج از پیروان دین الله تجاوزکرد.می گویند میشود که قانون را بردین ولایت داد. میگویند میشود حرمت مقام پیامبران توحید را به بهانه آزادی بیان مورد تمسخرو استیضاح قرارداد می گویند میشود به مقام پیامبران توهین کرد . و...... میگویند موسی س درصحرای سینا منتظر پیروان دین خوداست که با چشم فروبستن برهرواقعیتی به اوبپیوندند .می گویند مسیح س به دنیابرمیگردد. میگویند مهدی ع روزی خواهدامد و جهان را ازشر دشمنانشان ؟ پاک خواهدکرد.می گویند محمد ص پیامبری خونریز وخون خوار و زن باره بوده است .میگویند و.......................اماآیامیشود ؟مگرشما زندگی را( نمی خواهید) تا الله آنرابرشما اراده کند.چرا از الله مرگ را خواسته اید؟ مگرمیشود؟ هرگز نمیشود .واین جبراست که هرانسانی به تبعیت وتقلیداز شیطان ازحق ردبشود درتوقف زمان مخصوص به خودش ماندگارمیشود نظم عادی سرنوشت او دچار اختلال میشود .میمیرد.آب ازاوگرفته میشود کورمیشودکرمیشود و... تغییرماهیت میدهد باطل میشود .انسانیت ازاوگرفته میشود وتجزیه میشودکسی که ازآب محروم بشود مهیامیشودبرای ورودبه اتش . و قرآن این همه یاوه سرایی را فقط *شعارمی داند (آیا شماراآگاه کنم که شیاطین برچه کسانی نازل میشوند؟شیاطین برگناهکارانی که بسیاردروغ میگویند نازل میشوند .شیاطین آنچه را که شنیده اند به پیروان خودالقاء می کنندواکثرشان دروغگویند این آیات شعارنیستند وپیامبرشمانیز شعاردهند نیست زیرا شعراء راگمراهان تبعیت می کنند آیا نمی بینی که شعرا درهروادی حیران سرگردانند وچیزهایی رامیگویند که به آن عمل نمی کنند) سوره شعراء آیات دویست وبیست ودو تادویست وبیست وشش بله از عدالت *می گویند از حقوق بشرمیگویند .و میگویند ومیگویند .از همه چیز میگوینددر باب هر مسئله ای شعارمی دهندمگر از ( حق یاگفته الله )بیماران گریزان از فطرت .بیماران گریزان از دیدن شنیدن عقلانیت وازدرک ونتیجه روی گردانی ازحق درآیه زیرامده است همان امرمهمی که ملائک ازۀغاز آفرینش نوع بشراز آن بیمناک بودند. (آیااگرسرپیچی کردید وازحق روی گرداندید جزاینست که زمین را به فساد وتباهی می کشید) قسمتی ازآیه بیست ودو ازسوره محمدص (آیاکسانی که عملکردبدی دارندمی پندارندماآنهاراچون اهل ایمان وعمل صالح قلمدادمی کنیم ؟مگرنوع زندگی ومرگشان یکسان است حقیقتاچه بدحکم میکنند) سوره جاثیه آیه بیست ویک *زمانها .زمانهارا پیداکن. به دنبال زمان برو .حق ( گفته الله) هرگز نمی ایستد هرگز نمیمیرد .الله وجودی حی باعظمت وجاودانه است . ************ (وکسانی که به حقایق کافرشده اند می گویندتو پیامبرنیستی)قسمتی ازآیه چهل وسه سوره رعد این جمله درواقع انعکاس وهم ابلیس درعرش است که می پنداشت اوازآدم برتراست ( درحالیکه برترازآدم فقط الله است) ابلیس خودرا لایق پیامبری می دانست. توجه داشته باشید به وهم وخودفریبی ابلیس که درحالت تغافل عنصرخود رافراموش می کند ماهیت آتشین او درحالی نمودارمیشود که اواقدام به خودپرستی کرده است .این خودپرستی ابلیس مانا میشود . او دراثر شکافته شدن انشقاق ومتلاشی شدن جسم خودلباس ( آبی) یاهمراهی آب را با عنصرخودازدست می دهد اوهرگز نمی تواندبه ماهیت خودبرگردد. خواننده خوب سرنوشتی که ماباارتدادخود رقم می زنیم درسرنوشت زمین تاثیرمستقیم می گذارد* چون اکثریت انسانها درخاک خواهندماند. (هیچگاه اهل آتش با اهل بهشت برابر نیستند.زیرا اهل بهشت رستگاروپیروزند)سوره حشر آیه بیست. وزمین ما منزلگاه اتش است زیرا اب را براثرفسادوتباهی نوع انسان وجن ازدست داده است .ققنوسها ( نفت وگاز و آتشفشانها) نیاکان ماهستند . انها مارانابودمی کنند نسل ارتداد ذریه خودرا قربانی می کند . آب کم میشود و آتش ( ققنوسها) مارابه اتش می کشند باکوچک شدن زمین با کاهش حجم زمین ما به انها نزدیک ونزدیک تر میشویم . ودریک صف می ایستیم ؟. ایاتوخلیفه ای می بینی؟ایاتونسل زنده ای را می بینی؟ تمامیت نشانه ها و نیات ومقاصدشوم سردمداران این گروه بعضی اهل کتاب دراین آیه جمع شده است . ( جن وانس راخلق نکردم مگربرای آنکه مراعبادت کنند)سوره ذار یات .آیه پنجاه وشش دراینجاجبرپرستش الله نشانه تکامل انسانی ( وگروه جن ملک)دردین توحیدشمرده میشود. هرکس که برپیامبرپیشی بگیرد (آیات وگفته های الله) را تحریف وتجزیه وتبدیل وتغییر بدهدعبادت الله را رهاکرده است و پیامبر را ردوانکارمی کند همان عملی که شیطان درعرش انجام داد. (ای *ایمان آورندگان ازالله اطاعت کنید .ای *ایمان آورندگان از پیامبراطاعت کنید .ای *ایمان آورندگان از مسئولین برتر در امور *خودتان اطاعت *کنید واگر درچیزی اختلاف *کردید برای داوری آن رانزدخداوپیامبر مطرح* کنیدچنانچه به خداوروز حسابرسی ایمان داریداینکاربرای شماخیروعاقبتی نیکودارد) آیه پنجاه ونه سوره نساء ببینید دراین آیه الله جبرا از*جمع ایمان آورندگان می خواهدکه الله راپرستش کنند عملکردی که ازنشانه پرستش الله است . درآیه بالا( سوره ذاریات) الله از جن وانس می خواهدکه فقط الله را بپرستند وقبلا گفته شدکه همه گفته ها واقوال الله ( آیات) جبرا با اراده باش برمخلوقات اعمال میشوند .باید اینگونه باشد هرکس از این آیه ردبشودهرکس که از جمع ایمان آورندگان باشدواز این جبر عصیان کندمرتدمحسوب میشود . اطاعت از این آیه تسلیم شدن به این آیه وایمان آوردن به قول الله یک امرجبری است..دراین آیه جبری به ایمان آورندگان فرمان داده میشود که از جمع ایمان آورندگان اطاعت بشود اطاعت ایمان آورندگان ازهیچ جانشینی جز جمع ایمان اورندگان رانمی پذیرد صریحا اطاعت ایمان آورندگان تمامی ادیان الهی را ازاقتداء به فردیت ؟ مردود می داندوالبته باتوجه بدانکه دین توحید یک دین جهانی است ومحمدص پیامبری است که برای تمامیت جهان از حق می گویددر جهان هیچکس نمی تواند تحت عناوین پیروی از دین واسلام موسی س یا عیسی س به فردیت در اطاعت از یک ایمان اورنده اقتداء کند.این آیه صریحا حاکمیت ایمان اورندگان ( علی ع . حسن ع وحسین ع و.....ومهدی ع ) را به عنوان جانشین پیامبر ردمی کندواکنون اصل ولایت فقیه را در جانشینی ویا نیابت ائمه اطهار از ارتداد تشیع می خواند و این اصل رامردود می کند .جانشین پیامبر جبرا فقط جمع ایمان آورندگان خواهندبود . متاسفم بسیارمتاسفم . والله اعلم (ماتورا پیامبری نفرستادیم مگرآنکه برای تمامی مردم جهان بشارت دهنده وهشداردهنده باشی هرچنداکثرمردم درک نمی کنند) سوره سباء آیه بیست وهشت ابلاغ دین جهانی توحیدبرای پیامبرجبری است.قرآن با ایات شیوا وصریحش یک کتاب جهانی است برای مردم جهان آمده است انحصار در هیچ حکومت ویا سیاستی نمیشود ادیان توحیدی ومذاهب مختلف ( چه فرق می کند تشیع تسنن باشد ارتدکس پروتستان وووو..... )نمی توانند این کتاب بزرگ را تجزیه وتحریف ویا درانحصارخودبدانند .پیروان هیچ دین ومذهبی نمی توانند بارد شدن از آیات این کتاب اقدام به ساختن ( یک ) جانشین درقوانین جهانی در فقدان پیامبربکنند .نمیشودکسی ادعاکند با یک یاچندفتوی چندروحانی جاهل درمذهب شیعه یا مذهب تسنن میشود شکل دیگری از اداره یک کشور اسلامی را ابداع کرد. جهان باید به این آیات تسلیم بشود . احدی نمی تواندپیامبر و آیات کتاب قرآن را مردود وباطل بداند. تمامی مردم جهان بعداز پیامبر در جبرندکه برای سرپرستی امورات عام خود فقط وبطور اخص از جمع ایمان اورندگان اطاعت وتمکین کنند .می بینیم که دراینجا اصل ولایت فقیه یک بدعت ضد دین واصلی ضد جهانی است اصلی در ضدیت باحق مردم است .ارتداداست از آیات قران . ایستادن درمقابل الله وپیامبراست .مبارزه با حق تمامیت مردم جهان است.اقتداء به شیطان است .وشیطان دشمن آشکارانسانهاست (براستی شیطان دشمن شماست شماهم دشمن اوباشید بدانید که اوهمواره پیروانش را دعوت می کندتااز دوزخیان باشند) سوره فاطر آیه شش اراده الله اطاعت ازجبر عدل الله است تبعیت ازجبر نظم الله است .وتسلیم بودن به عدل الله( حق =گفته ها) ونظم (نشانه ها)نشانه برتری این گروه نیزهست همانطورکه ردشدن ازاین آیه نشانه ارتداد شخص است.وبعداز اطاعت ازالله. یعنی اطاعت ازایات واقوال الله . جبراست که *ایمان آورندگان از رسول ( همه پیامبران الهی)اطاعت کنند دراینجا هم الله تعمدا ازجمع ایمان آورندگان می خواهد که ازآیه اورد نشوند. توجه کنیدهرکس ازپیامبراطاعت نکنداز آیاتی که اومسئول ابلاغ ان بوده است پیروی نکند درواقع پیامبر را ردکرده است به پیامبرگفته است که اوپیامبرنیست ومن پیامبرم . دراین آیه به جمع ایمان آورندگان اشاره میشود . الله پی درپی ودرآیات زیادی از جمع می خواهدکه به اوایمان بیاورندبه پیامبرودین او اقتداء کنند ودرآخرین مرحله اثبات ایمان پیروی ایمان آورندگان ازجمع مسئولان برتراز خواسته الله ورسول قرارمیگیردپیروی ازهمه این آیات وآیات همه کتب الهی جبراست ردوانکاروتحریف ان ارتداد است. پس درادیان توحیدی پیروی ازجمع ایمان آورندگان واجب است وانکارناپذیر. (*آیانمی بینی آنهایی راکه *گمان میکنندبه انچه که برتو وقبل ازتو نازل شده ایمان دارنددرحالی که می خواهند قضاوت وداوری را به طاغوت واگذارند حال انکه به انها امرشده بود به طاغوت کافرشوند بدانید که شیطان می خواهد انهارا گمراه وحیران کرده وبه بیراهه های دورازحقیقت بکشاند) سوره نساء آیه شصت خواننده خوب به زمانهای آمده در این آیه دقت کنید *گمان می کنند. ایمان دارند .می خواهند .واگذارند. کافرشوند .می خواهد .میخواهد؟ بکشاند. این افعال همه از زمان اکنون می گویند اکنون زمانی است که باید بینابود شنوابود عاقل بود . درک زمانی داشت تسلیم بود مسلمان بود. اگرانسان به بیراهه برود طاغوت راکه یک شبح است نمی بیند . اونمی بیند که طاغوت یک شاه است یک گوساله است .آمون است .بت عزی ولات ومنات است .فرعون است قانون است اصل است ولی است . رهبراست .دشمن انسان کامل است .کاریکاتوریست یوسف س پیامبراست . کاریکاتوریست محمدس پیامبر است دشمن انسانی برگزیده است که تجزیه نشده است ودر وقف الله است .طاغوت (کافر .مشرک ومرتد) تشخیص وتحلیل استنباط خودرادر زمان ومکان راازدست داده اند . شاید ایمان ندارند پدرانشان نیز بیماربوده اند . تقلید .القاء عادت .تکرار سنگ شدن از قالبی به قالبی سخت تر . بت شدن . انسان مرده . متحجرشده . وزمان مداوما درحالت تکرار . پسری فرزند پدرونیای مشرک است که مشرک باشد . به گذشته اگر سفرکنیم پدرانمان را پدران پدرانمان را وخودمان را پیدامی کنیم .چرا مابایدبا تقدیر یک جبر متولدبشویم؟ رجوع به طاغوت موجب انشقاق جمع ایمان اورندگان ودربعدبزرگتر انشقاق درمیان مردم جهان میشودطاغوت در دین توحید همواره عامل یک فتنه است ظهوربدعتی است که جمع ایمان آورندگان را ازحق( گفته الله امربه سجده ) از مسجد ( سجده گاه .مسجدالحرام) دورمیکندمسجد( سجده گاه)گم میشود .این جبراست که جمع ایمان آورندگان باید به جمع ایمان آورندگانی اقتداء کنندکه خودراوقف الله کرده اند ونه قانون .ونه حکومت ونه اشرافیت ونه گوساله های فحاش منجمد بیجان ونه ولی ها شاهان و....ونه ولایت قوانین مدون شده بشر مادیگرا. محمد ص .اولین بشرخاکی که از الله عمرجاودان گرفته است ودرآیه بالا(آیه هشت سوره فتح)ازاو به نام *شاهد نام برده می شود . الله ازاومی پرسد که اکنون نیزمی بیند؟ .بازهم از زمان حال زمان زنده ومستمر سوآل میشود.پیامبر نورورحمت اکنون ؟می بیند که مسلمانان حیران ومجنون دین او دربرابر اوهام و جنون قوانین بشری دربرابر خدایان ساختگی چگونه به زانو درآمده اند.ایمان آورندگان برتر دراداره امور مسلمانان همه ادیان الهی شاید به هزاران نفربرسند پس چرابه طاغوت به یک شبح اقتداء بشود؟مخلوقی که اگرچه هست اما نیست .وجودواقعی ندارد دین توحید الله اورامردود وباطل ومرده میخواند .چرا؟ ( به نام خداوندبخشاینده مهربان.*بگوای اهل کفر.آنچه را که شماعبادت می کنیدعبادت نمی کنم .شمانیزآنچه رامن عبادت می کنم عبادت نخواهیدکرد.پس من پرستنده چیزی که شماپرستش می کنیدنیستم. شمانیز پرستنده آنچه که می پرستم نیستیدپس دین شما برای شما ودین من برای من)سوره کافرون دراین سوره ما از تنهابودن پیامبرمی خوانیم او اختلاف بین دین فرد خود و جمعیت را بیان می کند ( من درمقابل شما)ازتحمیل عقیده خودش نمی گوید اما خودرانیزمقیدنمی داندبه دین جمع اکثریت ایمان بیاورد. دراین سوره از ضعف اکثریت دردیدن شنیدن عقلانیت ودرک می گوید .ازبی ثباتی وضعف درتشخیص نوع بشر پرده برمی دارد .این جمع درزمانی درمقابل پیامبرمی ایستند که برانها اطاعت ازالله ورسول واجب شده است .اودین کافران را ردمیکندو ان را برای خودشان میداند. برای خودشان ونه برای الله . عبادات ونمازو زندگی ومرگ این گروه ازان خودشان است (وخودپرستی ازاین بالاتر؟)برخلاف انتخاب محمد ص که این امتیازات وحق خود را وقف الله کرده است . .ای ایمان اورندگان بعضی اهل کتاب ادیان الهی. بازهم آگاهی وهشداراز وجود نسل باقیمانده.غیرمستقیم وآگاهانه ازذاریات ذروای باعقایدمختلف پرسیده میشود چه را عبادت می کنید ؟چه راپرستش می کنید؟ این دین شماست؟ دین من برای من است؟ ودین توچیست؟آیا این چیزی( آن وهم. آن انسان . آن بت .آن اصل . آن من . آن من) که شما می خواهیداراده شده است که بپرستید دین من است؟ اطیعو االله و اطیعواالرسول واولی الامرمنکم . چاره وجبری جز این برای نجات ازشرپدران شرک وکفر نیست . این اوج اگاهی بخشی است به انسانی که در تاسف ازکفروشرک خویش است . با انفاق بخش بزرگی از زندگی. خویش را نجات دادن است . به ایمان اورندگانی که جزاز الله ورسول اطاعت وحرف شنوی نمی کنند . این حق وگفته هرگز تغییروتبدیل نخواهدشد .بیمار هیچ فتوی و حرام وحلال دنیایی نخواهدشد .اراده الله است برای هرآنکس که بخواهد. ومن از همه مسئولان و ازاعضاء مجالس چندگانه ایران ما می خواهم که اصل ولایت فقیه را لغو وباطل کنند . بگذارند که مردم فقط به الله تسلیم باشند . ما جبری جز ایمان و تسلیم شدن به الله نداریم .گریزی نیست . زمین ما در مرگ مکرر ارتداد ساکنان خودبسوی نابودی میرود ونسل امروز ما بیماران ارتداد خواهندشد. واجب است برهمه ما که بخواهیم اراده الله بر زمین حاکم بشود . مامسلمان به دین بزرگی هستیم که مارا به سرای امنیت وآرامش دعوت کرده است و زمین مکان امنی برای پیروان ادیان الهی نیست . (تا می توانیدحرمت خداوندرانگاه داریدوبه حق گوش دهید .وازحق اطاعت کنید ودر راه خدا به سودخودتان انفاق کنیدبدانیدهرکس ازبخل خویش درامان بماند بی شک از رستگاران است) سوره تغابن آیه شانزده ازحق ( آنچه می گویم حق است = آیات) ازحق ( گفته الله)پیروی کردن همان مسئله وقف است . (چنانچه به خداوندقرض الحسنه دهید برایتان دوچندانش خواهدکردوشمارا می آمرزدزیرا خداقدرشناس وبردباراست )سوره تغابن آیه هفده این آیه هم تاییدکننده آیه قبلی درموردوقف است وقف نماز وقف عبادات .زندگی ومرگ فقط برای یک واحدبی همتا . هیچگونه مکروفریبی درکارنخواهدبود . (بدانید خداوندهرگناهی رابه غیرازشرک به خودش را درموردهرکه بخواهدمی آمرزدوعفومی کندزیراکسی که برای خداوندشریک وهمتایی قائل شودحقیقتا افتراء وگناه بزرگی مرتکب شده است) سوره نساء آیه چهل ونه دین شرک وارتدادمردوداست .در سوره کافرون درعین آنکه انتخاب را برای اکثریت محدود نمی کند اماازطرفی دیگر هشدار را درانتخاب بد واجب می داند.پیامبر کافران را اجبارنمی کندبه دین الله .( دین من برای من) این من موقوف الله شده است جبراست که درمقابل اکثریت کافران بایستد و ازدین الله بگویداین گفته از اتمام حجت است.این سوره حاکمیت انسان برانسان را نفی می کندمردود می خواند.ما از ناشنوایی .کری وعدم درک وفقدان عقلانیت در بیماران وسواس که جنون نهایت این بیماری خواهدبودگفتیم .درحالیکه پیامبریک انسان کامل است وازسوی الله این قدرت را دارد که دین الله رابرانها تحمیل بکند دراینجا مسئله ولایت انسان برانسان نیزمورد توجه قرار گرفته است . گفتنی است که هیچکس هیچ احدی از افراد جامعه انسانی وجن نمی تواند با تکیه برآیات قرانی که اکثریت را در استعدادهای شنیدن (نمی شنوند).دیدن (نمی بینند).درک وسیع .نادانی ( نمی دانند)درموقعیت ضعف می دانداینگونه بپنداردکه می توان با ظلم براکثریت حکومت کردبرآنها ولایت کرد این اکثریت با این ضعف بزرگ نیزدرانتخاب جبری برنماز .عبادات .مرگ وزندگی خود صاحب حق هستند . همانطور که درآیه بالا آمد پیامبر به کافران می گوید دین من برای من است ودین شمابرای شما . رسالت وپیامبری پیامبربعداز مردودشدن سنت حاکمیت درپیامبران قوم بنی اسراییل هرگز درقالب حکومت ظاهر نمیشود وپیامبر بعداز این دوران ارتداد وظلمات فقط یک هدایت کننده بشارت وابلاغ ودعوت وهشدار است حاکم نیست .امیر یا شاه یافرعون یا ولی یا رهبری که بتواندبر امت یا جامعه ای که مامورهدایت وراهنمایی آنها شده است نیست .او فقط یک معلم است یک هدایت کننده بسوی نوراست بسوی یگانگی الله است.راز *بگو متاسفانه راز ابلاغ ودعوت وهشدار نیز به دلیل موقعیت ضعیف انسانهادربرتری دادن به تعلقات دنیا ومادیات وتمکین ( ذاریات)درحیطه عقاید مختلف همچنان پنهان مانده است (بگوکیست که بتواندشماراازمجازات شبانه روزی خدای رحمان محفوظ بدارد؟بااین وجود آنها ازیاد پروردگارشان روی گردانند) آیه چهل ودو ازسوره انبیاء (آفرینش آسمانهاوزمین ازآفرینش مردم عظیم تراست امااکثرمردم درک نمی کنند) سوره غافرآیه پنجاه وهفت (این الله است که شب رابرای شما مایه آرامش وآسایش قراردادوروزرا روشنایی بخشیدخداوندبرهمه مردم ازفضل وکرم خویش ارزانی کرده است اما اکثرمردم شکر گزارنعمتهای الهی نیستند)سوره غافر آیه شصت ویک ( بدانیدکه زندگی جاویدبرای آنان که حرمت فرمان خدارانگاه میدارند بهترازهرچیزدیگراست چرادراین نکته تعقل نمی کنید؟)سوره اعراف قسمتی ازآیه صدوشصت ونه زندگی جاویداما درآخرت . زمین ما فانی است همانطورکه ما میراهستیم . با ارتدادوشرک وکفرنوع بشر ما از تحقق رویای شیرین عمرجاودان دورمیشویم وزمین بسرعت روبه نیستی میرود.به نظر شما درجه هوای کره خاکی مانسبت به سال قبل گرمترنشده است؟ (وآنهاباتمام وجودبه خداقسم خوردندکه خداوندکسی را که مرده است دوباره زنده نمی کندبدانید این وعده حقی است که برعهده اوست هرچنداکثرمردم از درکش عاجزند) سوره نحل ایه سی وهشت مخلوق انسان وجن اگر بپندارد که می تواند باجوروستم برمردم برناس براکثریت خاک حاکمیت کردوگفته ها وآیات الله را انکارکرد .سلطنت یاپادشاهی کرد ولایت کردارتدادورزیده است وپارا ازحق فراتر گذارده است ولایت از کلمه ولی گرفته شده است ومعنای این کلمه سرپرستی است اگربه قران مراجعه بشود ولی یا سرپرست را درمعنا ومفهوم اصلی جدای ازحاکمیت مطلق ویا سرپرستی جمع ( ناس)خواهیدیافت شخص بیمارناتوان از سرپرستس خود. شخص یتیم صغیر. شخص شاغل زیردست .خانواربی سرپرست همه اشاره هایی هستندبه شخصی که قران او را اولیاء سرپرست براین گروهها می خواند .این اولیاء یا ولی هرگروه باتوجه به سوره کافرون نمی تواند دین خودرا برعضو یا اعضایی که ازنظرمادی به اوتمکین کرده اند تحمیل بکند . ببینید باتوجه به سوره کافرون ولایت برمادیات . خاک ثروت . ملک وتاج وتخت متصورمیشود( اگرچه این موردهم ازارتداد است .نمونه قارون.) اما همین ولایت بردین مردودمیشود . انتخاب دین رانمیشودبه دیگران واگذارکرد . این ازجنون است که به دلیل اختلاف درعقاید که قران منشاء انرا ( ارتداد) یا فرصتی برای ارتدادمی داند جبرا بشودیک فرد را حاکم بر سرنوشت اکثریت مردمی کردکه در انتخاب و اختلاف درعقایددر گوناگونی اند حاکمیت و رهبری دین بطور اخص در دین توحیدوجودندارد. فردی که دین خودرا برفردیا افراد تحمیل بکندفردی مشرک خواهدبود مرتداست و عذاب الهی براوواجب میشود. قبل از این گفته شدکه پادشاهی وحاکمیت انسان از سوی الله فقط شامل قوم بنی اسراییل بوده است اما این قوم با ارتداد و وهم آنکه این حاکمیت همانا جانشینی الله برمردم یا نوع انسان است موجب شدندکه حاکمیت یاپادشاهی برپیامبران دیگر حرام وباطل بشود )هرکس که مفهوم وتفسیر کلمه ولی راعامدانه تحریف بکند واز تجزیه آن سوء تعبیرنماید مرتداست مجنون است وپیامبر یک مجنون نیست( سوره سباء آیه چهل وشش دربالا) اماما می بینیم اوهشیارانه می گوید ( دین شمابرای خودتان)یعنی من درانتخاب دین خود باتک تک شمابرابرم .من بازخواست خواهم شدوشما نیز بازخواست خواهیدشد .گروههای ارتداد که نمونه های عددشماری ازانهادربالا آمدهمه درمقابل الله وپیامبر ایستاده اند.اما این سوره از کثرت کافران (شما) می گوید .واین نشانه بدی است .نشانه افراط در رویگردانی وتردیداست. گفتن ازشما در زمان مداوم اکنون قرارمیگیرد همواره چنین خواهدبود وجمع ایمان آورندگان درجبرخواهندبودکه از انتخاب مردم دردین وعقیده مانع نشوند . واشاره به ضمیر *شما تعبیرش اینست که جمع کافران بواسطه زمان مستمر اکنون دراکثریت خواهدماند وعجیب نیست که اکثریت با ازدیاددر اختلاف درعقاید دربرابرپیامبرایستاده اند؟درحالیکه هرکس به تنهایی آمده است ومحکوم ودرجبراست که به تنهایی برگردد (اکنون تنهای تنها همانگونه که روز اول خلق شدید بسوی ما آمده ایدو آنچه را به شما بخشیده بودیم پشت سرگذاشته اید درحالیکه تکیه گاهها وشفیعانی راکه فریادرس می پنداشتید باشما ( شما اکثریت) نمی بینیم. اکنون تمام پیوندهایی که داشتیدبریده شده است حتی تمام انچه را درخیال می پنداشتید از شما دور شده اند) سوره انعام آیه نودوچهار توجه کنید به ضمایر و به علائم تنهای تنهابه دنیا می اییم. تنهای تنها انتخاب می کنیم .به جمع می پیوندیم قانون را اولی برسرنوشت خود می کنیم . ولی یا شاه یا یک وهم را تکیه گاه قرارمی دهیم . انس وجن را شفیع قرارمی دهیم . پیوندها را رها می کنیم وهم را رها می کنیم همه چیز در دایره یک جبر حاکم برمخلوق به اراده باش تبدیل میشود . این سرنوشت را مجددا بخوانید این یک سرنوشت جمعی برای نوع بشر است که این چنین درقاب یک آیه قرارگرفته است . به همین سادگی میلیاردمیلیاردانسان .تنها می آیندوتنها می روند .( دین من برای من .دین شما برای شما) پیامبرازمن می گوید آینده را در زمان خود به جمع (شما )می گوید . از متلاشی شدن جمع ( شما ) وتبدیل شدن به (من )میگوید از ناتوانی جمع(شما)می گوید .هرفردیک انتخاب .نمیشود محمدص به شماتعلق بگیرد واین جمع نیز هرگزدر تعلق ( شما) قرارندارد.دین . دین هرگز در دایره بزرگ جمع به یک اتفاق به نام امت واحده تبدیل نخواهدشد . نمیشود ولی یا اصل نفرین شده ازیک قانون را برجمع تحمیل کرد همانطورکه محمدص از این امر گریزان است. تنهای تنها. من محمدص وشما.حتی جمع شما نیز قدرت تحمیل اراده حاکمیت یک عقیده یا دین را بر(من ) ندارد . به عقیده من این امریک امر تازه ای نیست درطول تاریخ ادیان همواره پیامبران از طرف الله از اراده ( باش)برای تشکیل امت واحده یا به زبان عامیانه (مدیریت جهانی نوع بشر) نهی شده اند. *ومن باز خواهم گفت . من ایمان دارم که گفتن از حق تسلیم شدن به اراده ای است که می خواهم رویاهای صادقه قبل از آوردن رویا لازم به یک توضیح است از چگونگی جدا شدن من از خودم که درخوابم برای تو بگویم.در معدود رویاهایی که برای شما آورده ام از بازگشت به زمان گذشته بسیار دور گفته ام یا از گذشت از مرز زمین درحالی که درخوابم. برای درک این حرکت یاسفررویایی قسمتی از آغاز رویایی راکه از مطلب رویای صادقه حذف شده است برای شما می آورم . (درخوابم . خودم را می بینم درسیاهی تاریکی اما نمی ترسم من هم تاریکم . وایستاده ام باچشمهایی که باز هستند. درآسمان زیرپای من هیچ نیست جز هواجز خلاء . سبکی خاصی دارم هواخنک است. مرتب اطرافم را نگاه می کنم اما هیچ نمی بینم . دارم بالا می روم . کمی نفسم میگیرد .اما بازدرخوابم . بالاترمی روم . یک سطح سیاه . یک آسمان سیاه شاید.میشودازان گذشت. ومی گذرم . نفسم میگیرد . به سختی میگیرد . ویک شیء مثل توپ کوچک که دران مایعی باشدمثل آب شیری رنگ . توپ نیز شیری رنگ است ورنگ شیری ان کمی از خود نوردارد . این توپ شفاف که مایع درون آن پیداست کاملا گرد وبسیارنرم است نمی دانم ازکجا دران آب داخل شده است وبه اندازه یک سیب درشت است. من وسط آسمان گیرگرده ام می خواهم از ان ردبشوم . ان شیء وارد دهانم میشود ومن به سختی ان را قورت می دهم دهانم درد می گیرد ان شی نرم را به زور می بلعم..می خواهم خفه بشوم .نفس نمی کشم هیچ چیز نمی بینم . همه جاتاریک است دارم به بالا می روم چیزی مثل لباسی ازجسمم از پایین ارام آرام لباس من نرم ولطیف است ازمن جدامیشود چگونه؟ چندنفر با دستهایی کشیده وروشن درحالیکه در اطراف من جمع شده اند لباس مرا از پایین می کشند لباس جسم من . ازآنهاقبل از این دربعضی رویاهابرای توگفته ام از جمله در رویایی که مرا درخواب بودم آرام بر زمین گذاشتند ویا با دستهایشان مراتکان می دادند تا بلند شوم درحالیکه زمان برای نمازنزدیک شده بود. می بخشید که من رویاهایی که برای تو اورده ام فراموش کرده ام. جسم من روشن وشفاف درحالیکه راست ایستاده ام وچشمم بسته است ازمن جدامیشودبطرف پایین کشیده میشود .من می بینم .منی که درانجایم اما دردنیا درخوابم. از فاصله دومتر اما من پایین تراز اوقراردارم اوبطرف بالا میرود. اما من فقط نگاهش می کنم . سکوت . تاریکی وهواخنک است .من هیچ نمی گویم فقط خودم رانگاه می کنم .من درخواب در اندازه از او بزرگترم .او ارام است تسلیم است . درخواب است ومن بیداراورانگاه می کنم.و یک خواب عمیق ومن چیزی نمی بینم .من مرده ام .نمی دانم چه مدت می گذرد چند ساعت چنددقیقه چندثانیه . هیچ به خاطرنمی آورم . جزتاریکی جز هیچکس راو آنجا روشن است .خنک است .من بسیارسبکم .من نه پرواز می کنم ونه شنا می کنم لباسی روشن از نور برتن دارم ودر ( یک مترونیم) بالاتراز سطح زمین در حال حرکت هستم .او آن من دیگر مرا اکنون می بیندورویا رویایی که برای تو می بینم .) انچه برایت آوردم قبل از آغازمعدود از رویاهایم اتفاق افتاده است . می بینی که برای من گذشتن از مرز مکان انچنانکه در رویا برای تومی اورم بدون رنج و سختی نیست . رویای صادقه ( مانع) *درخوابم .خودم رامی بینم . من آنجا ایستاده ام در تاریکی امامن درپایین هستم واو ان من دیگر ان بالاتر بر روی یک صندلی وپشت میزی نشسته است . میز خوشرنگ است . اماصندلی را نمی بینم. بسیار شادابم. هیچکس دراطرافم نیست فقط او . من بی خیالم . اوروبرویم ایستاده است .من که درپایین تر از فاصله اوایستاده ام اورا از پشت وخودم را از روبرو می بینم .یک مرداست صورت ندارد. برخلاف من که از شادابی غرق دربی خیالیم . نبایدصورت داشته باشد؟ می خوهم بلند بشوم تکان نرمی می خورم امابلندنمیشوم .یک حس دارد مرا صدامی زند . من بایدبرگردم؟ مرد روبروی من ایستاده است اوخیلی بزرگ است اما من اورا نمی بینم.عجیب است اومرا می بیند اما من اورا نمی بینم. دستهایش را باز می کند دران هنگام که دستهایش را باز می کند هیکل اوبزرگتر می نماید ومن باز بی خیالم . منی که درتاریکی ایستاده ام وخیره به اونگاه می کنم بادرماندگی وکمی هیجان به اونگاه می کنم .من آن مردرااز پشت می بینم اما مردهرگز برنمی گردد.فشار هوا داردبرایم تنفس را مشکل می کند . من بایدبرگردم اما مرددستهایش را باز وبازتر کرده که از رفتن من ازآنجا مانع بشود هواخنک است همه جاتاریک است آنجا که من نشسته ام روشن و جالب است .مرتب بالبخند این سووآنسورا نگاه می کنم اماهیچ نمی بینم . من بایدبروم نفسم داردمیگیرد. مردبزرگ ترشده است من. من تاریک اورا از پشت می بینم . برای من که بی خیالم کارهای مرد کمی مسخره میآید وناگهان من دارم از مرد رد میشوم از بالای سراو رد نمیشوم ازکناراو نمی گذرم از وجوداوردمیشوم گویا اویک سایه بوده است. مثل یک پرنده بزرگ درحالیکه به مرد برخورد نمی کنم از اومی گذرم وانجا خالی میماند.مردبرنمی گردد.من تاریک هم دیگروجودندارم .هوابشدت کم است. *وصبح است ای صبح ما باهم یک دیدار زیباداریم. ***** رویای صادقه ( تاخیر) *بین خواب وبیداری هستم از زمان هیچ نمی دانم . شب است صبح است؟حوصله ام نمیشود که به ساعت نگاه کنم .گاهی تنبلانه بودن برای من یک رویا می آفریند. بی اعتنایی می کنم به زمان . شاید زودباشدکه به صبح برسم .یک سوزش بسیار شدید و آزاردهنده در پایم مرا وسوسه میکند برای بیدارشدن.اما نه .بایدبخوابم .میشود.وچشمهایم را روی هم می گذارم به ساعت اعتنایی نمی کنم و به سوزش پایم .انگارنباید صبح برسد .اما ناگاه صدایی با تحکم می گوید ((چشمهایت را باز کن)).وچشمهای من بی هیچ اراده ای بازمیشود نمیشودآنرا بست اگر اینکاررا بکنم نفسم به شماره می افتد نمیتوانم برگردم . نمی توانم بمانم باید بروم . یارب من تسلیمم. وباز صبح ازراه رسیده است ودرانتظار من است .الله اینگونه خواسته است به صبح برسم . آری صبح نزدیک است . من هم منتظر هستم. ************ منتظری در انتظارنور (( دردنیا آیات نجات بخش *من برشما خوانده میشداما شما ازآن روی برمی گرداندیدوبه عقب برمی گشتید( برگشت به عقب ارتجاع .احتجارزمان حال .اززمان گذشته بودن)نسبت به آن تکبرمی ورزیدیدودر شب نشینی هایتان به استهزاءوبدگویی می پرداختید.چراآنها دراین آیات تدبرنمی کنند؟ شاید مطالبی انحصاری به آنها رسیده است که به نیاکانشان نرسیده است وشایدهم پیامبرانشان رانشناخته انکار می کنند؟وشایدهم می گویند اودیوانه است ؟نه قطعا*اوحق را به آنها رسانده اما اکثرشان ازحق کراهت دارنداگرقراربوداز پی هوسهای آنهابرودتاکنون سراپای آسمانها وزمین وهرآنچه رادر آنهاست فسادوتباهی فراگرفته بودمافقط اندرزشان داده ایم اما آنهاازاین پند واندرز هم روی گردانند شاید هم توازآنها مزدی می طلبی اما می دانی که مزد پروردگارت بهتراز هرمزد دیگری است واوبهترین روزی دهندگان است .یقینا توآنهارا درهمه امور به راه راست ودرست دعوت می کنی.براستی کسانی که به آخرت ایمان نمی آورندازراه درست ونجات بخش انحراف یافته اند)) سوره مومنون آیات شصت وشش تا هفتادوچهار وآبان .(آیانفهمیدند که نشانه ای ازجنون در دوست شان پیامبرنیست)سوره اعراف ای همراه من .مادام که انرژی هسته ای. نظام مظلوم .معجزه هزاره سوم .کوروش. سربازان امام زمان ؟(ایمان داشته باشید مهدی ع نمی آید) . طلحه وزبیر .علی که لباس پیامبری ؟پوشیده است . مالک اشتر و سیاوش . یوسف . سلطان محمودغزنوی . جمشید بسم الله .قربانیان شعب ابی طالب . ایران ما را حاکمیت می کنندشرکت در انتخابات بر همه حرام است. (ایران ما)خوزستان. ای حکومتگران وخواص ایران م Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} مامظلومیت ومحرومیت ایران بزرگ را دریابید
+ نوشته شده در سه شنبه نهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 0:6 توسط منتظر
|
بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه