بسم الله الرحمن الرحیم                                                  

قاب وارونه ارتداد ومن                                                    

(دعوت پیامبر رادرمیان خودتان همچون دعوت بعضی ازشما ازبعضی دیگرتصورنکنید(دعوت او دعوت به انجام احکام الهی است) خداوندازآنهایی که پشت سردیگران  پنهان میشوندتایکی پس ازدیگری (برای امتناع ازاجابت به این دعوت)فرارکنند بخوبی آگاه است کسانی که ازدستورپیامبرتخلف میکنندبایدازاین بترسندکه مبادا فتنه ای ویا عذاب دردناکی گرفتارشان کند.آگاه باشیدکه هرچه در زمین وآسمانهاست ازآن خداست موقعیت شمارامیداندودر آن روزکه همه بسوی او بازمیگردندبی شک از عملکردشان آگاهشان خواهدکردوخداوندبزرگ برهرکاری آگاه است)سوره نور آیات شصت وسه وشصت وچهار

*********************************                                      

خواننده خوب این قاب درراستای مبارزه با شرک وکفروارتداد وبا کمک از قرآن برای تو آمده است بحث ومجادله با کافران ومشرکین ومرتدان با استناد به این کتاب بزرگ برای پیامبر ما یک تکلیف شمرده شده است .می بینید من هم بعنوان یک ایمان اورنده ازکمک ازاین کتاب درمبارزه با آنچه ارتداد خوانده میشودکمک می طلبم  

( هرکس از قرآن روی بگرداندتاروز قیامت بارگناهی رابدوش خواهدکشید وهمواره زیراین بارخواهد ماند .بدانیدکه بدباری را درروزقیامت بدوش می کشند) سوره طه .آیات صدو صدویک

*******************************                                            

  دین زنده اسلام برروش تبلیغ ودعوت وهشداربه جهان معرفی شده است پس فقط زمینه ساز تغییر وانقلاب دربینش وسنتهای رایج مردم نیست بلکه ابعاد دعوت آن  جبرا نیروهای مسلط بریک جامعه منجمله حاکمیت رادربرمیگیرد  پس نمی توان گفت که دین از سیاست جداست  واین پنداراز ارتداد است.نقد ومجادله باقرآن ومقایسه آیات آن برتاریخ رایج وریشه دار سنتهاو آیینهای درگذشتگان و آنچه درامروز ما بانام تمدن ومد نیت در کره خاک خوانده میشودمارا با شکلهای جدیدی ازارتداد آشنا میکند اما آنچه بانام اکثریت در کتاب قرآن آمده از مجموعه ها وزیرمجموعه های شرک وکفر وارتداد تشکیل شده که برخی از این نوع رد دین . نفی دین الهی در متن ادیان اسلامی رشد یافته است ما این گروه مجزا که ادعای دینداری نیز دارند( گروه بعضی ازاهل کتاب ) بازخواهیم شناخت .این گروههای مدعی دین توحید نیز در میان مسلمانان از اکثریت برخوردارند( بخش بزرگی از مسلمانان را شامل میشوند) . درنتیجه ما خواهیم دانست که تعدد دینداران واقعی در میان مسلمانان دراقلیت خواهد بود این بعضی از اهل کتاب نیزاز خانواده مشرکین هستند درهمه ادیان . ومرتد خوانده میشوند . اگر به قرآن مراجعه کنیم این گروههای مدعی اسلام نیز در آخرت از عذاب الهی گریزی نخواهند داشت.

  بعضی از اهل کتاب در ایران ما سالهاست ازاسلام می گویند.ازمعنویت  وعدالت می گوینداماآنچه میگویند خودنیز انراباورندارندوناداورانه  برای گریز ازرعایت حق مردم  ازانحراف دردین ؟و ظهور فتنه ومبارزه با منافقین ومحارب ؟ میگویند  برای حفاظت ازاوجب واجبات خود یعنی حفظ نظام ( ولایت فقیه) که یک اصل دروغین وضدالهی است  در مقابل دیانت مردم به هر وسیله ای متوسل میشوندگویا آلزایمر تاسرحدجنون آنهارااز هدفی  که مدعی( صدور) آن هستند غافل کرده است . قضات وروحانیون وقوانین آنها آگاهانه  ازآیات حق الله که درباره مجازات دزدان وزناکاران است ( رد) میشوند عوام مجرم را به کیفرمی رسانند وزشتکاری وجرم خواص را پنهان می کنندوبدینگونه شرک وتبعیض طبقاتی وارتداد درجامعه  را تقویت می کنند .ایه زیر مصداق عملکرد  حکومتهای مردود در دین  الله رانشان میدهد

 (آنهاکه حقایق راباور دارنددرراه خدامی جنگنداماانها که کفروناسپاسی وجودشان را گرفته درراه طاغوت وبتان *واهی پیکارمی کنندپس بجنگید باهواداران شیطان .بدانیدکه نیرنگ شیطان ضعیف است) سوره نساء آیه هفتادوشش

برای توجیه  چرایی ماندن خودشان ازآرزوی دست نیافتنی  امت واحده  میگویند( چون الله نمیخواهد پس این امت واحده تشکیل نخواهد شد)  وبرای شبیه سازی آنچه از معنویت ودین توحید ندارند از اجرای احکام قصاص در انظار عمومی  سرسختانه دفاع می کنند.برای تغییر در دین توسط مردم  حکم  بی رحمانه اعدام  و برای حد مجرمان  درامورسیاسیشان حکم شلاق  وبرای حد زناکار سنگساررا قانون کرده اند؟ومیزان عدالت معنوی والهی  را با عدالت جعلی طرح وقانون هدفمندی یارانه ها می سنجند.

پیروان  دین ما دین اسلام محمدص باید بدانند در اسلام محمدص ودرکلیت ادیان الهی  پذیرش وتسلیم  به (ولایت) دینی به نام .بت پرستی . شاه پرستی . فرعون و...... باطل وحرام است واین نظام مشروعیت ندارد وتمکین بدان تکلیف شرعی نیست همراهی با ارتداد .شرک وکفروظلم است. در توحید پیامبران الهی تبعیض طبقاتی به نام خواص وعوام  ازارتداد است وبیعدالتی است. حتی طرح هدفمندی یارانه اشان نمایشگر غرق شدن این خواص در ارتدادووهم است (به دلیل بوجودآمدن فقر اجباری وتحمیلی و استفاده ازاین روش اقتصادی باید توجه بشود). در آیه بالا خواندید فرار از حق فرار از دعوت توحیدخوداز عوامل   بوجود آمدن فتنه است ( دعوت پیامبر همان دعوت الله است واکنون درمیان ما کتابی است مرسل که پیام دعوت  حضرت رسول را مداوما ابلاغ می کند رد هرکدام ازآیات این کتاب رد دعوت پیامبر است ارتداد است اجباری کردن دین . اجباری کردن حجاب سنگسار. و...... بی شمار قوانینی که در ایران ما به عنوان دین توحیدبر مردم ما تحمیل میشود از انواع فتنه وبدعت در دین است چون مردم را از دینداری دور میکند وازارتداد و از شرک است)این بعضی اهل کتاب دین محمدص  از کتاب قرآن آیه نمی آورند برای این مردم  که چراباید اجرای احکام شرع ودین توحید لزوما درانظارعمومی جاری بشود.آنچه مسلم است بعدازاجابت ازایمان آوردن  واطاعت از رسول کتاب او یعنی قران بایدوواجب است  که آیات آن پذیرفته بشودوهمه  باید بدان ایمان بیاورند امااین گروه  ایمان با اعمالی که درجامعه ترویج میدهند آیات را نفی ودیانت خودرا انکارمیکنندارتداد می ورزند وبرای عوام فریبی حق را بازیچه اوهام و مصلحت  بقائ نظام خود قرارمیدهندوبارد آیات قرآن اجابت دعوت به توحید را مصلحت نمی دانند

وامایکی از احکامی که  درقرآن صریحا بدان اشاره شده است مجازات در اسلام محمدص  حکم شلاق برای  گناه زنا* است که میشوددرمیان (گروهی از ایمان آورندگان ونه درانظار عامه مردم) صورت بگیرد واین را قران بصراحت بیان می کنداما حکومتگران وقضات ناداور ایران ما از هر فرصتی برای پرده برداری از آنچه جاری ساختن حکم شرع؟ می خوانند برای اصراربرعدالتی که با ان بیگانه اند استفاده وسودمیبرند.ودر پشت این عدالت؟که اعمال احکام آن  برعوام واجب وبر خواص مباح شناخته شده است از اجابت به فرامین ودستورات حق الله در مجازات گناهکاران ومجرمان شانه خالی می کنند

(مرد وزن زناکار رابه هریک صدتازیانه بزنیدودرانجام اجرای احکام دین نسبت به آن دو محبت کاذب شمارافرانگیرد.اگربه خدا وروزقیامت ایمان دارید حتی *گروهی ازاهل ایمان شاهداین مجازات باشند)سوره نورآیه دو

درلباس روحانیت هستند اما آیا میدانند کسی که به  اصل ( ولایت فقیه)تمکین بورزدچون دروهم خود برای الله شریک ساخته است و آیات واحدبودن الله را ردمی کندواطاعت از الله واطاعت از رسول رادر اسلام محض ردمیکند  (دلیل ان هم ناتوانی از صرف نظر نمودن  ازدنیاواز مادیات یازیاده خواهی است)دچارجنون و شرک شده است ومرتد خوانده میشودوجبرا جهنم براو واجب است  ولباس روحانیت  برچنین گروهی حرام است  دادن خمس وزکات به شخص مرتدومشرک و.. حرام است . وهرآنچه از مادیات  درتحت تملک انهاست  باید به بیت المال مسترد بشود . آنچه قرآن برآن تاکید دارد عکس العمل متناسب  است  دربرابرکسی که ازآیات الله روی برمیگرداند وکافر به دین توحید شده وواجب است که ایمان آورندگان درمقابل بی اعتنایی . رویگردانی ویارد اطاعت از الله واطاعت از رسول ازشخص کافر یامشرک روی برگردانند ودرغیر اینصورت طغیان کرده اند وارتداد ورزیده اند والبته دراینصورت اموال مسلمانان دیگر ادیان الهی برشخص مشرک وکافرحرام است.تحت پوشش هرلباس ومقامی درجامعه دیده بشود

*(ای قضات وای روحانیون مومن به اصل ولایت  شماچگونه می توانید برای  حل مسائل اجتماعی وسیاسی به نام مجتهد و...فتواوحکم شرع در دین محمدص را تبلیغ بکنیددرحالیکه با توجه به آنکه الله در قرآن واززبان جبراییل و رسول خود ایمان به ولایت مخلوق بر بندگانی که الله برآنها تسلط کامل دارد رامردود وازشرک وکفروارتداد میداند اکنون عملکردوحکومت شماازاساس منفوروسزاوار آتش است ودادن هرگونه پاسخ به سوآلات دینی برشماحرام است وشمابرباطلید)اگربدانید

 اموال بیت المال مسلمانان به عنوان دستمزد یاکمک ومساعده و.... برشخص مرتد باطل وحرام است .ازعقل واز شرع است که ای آقای محترم ای خانم محترم ازهرشغل ومنبع درآمدی که مبداءومنشاء آن درحاکمیت  شرک وکفر تداخل داشته باشد  مثل تمکین بی قید وشرط به اقتداء به ولایت یک مخلوق وحفظ وحراست از یک نظام مادی ازجمله  شاغلان درامورهسته ای . سازندگان بمبهای ویرانگر .طرح هدفمندی یارانه ها.شکنجه گران متجاوزان در زندانها.قاتلان . وهمه این مشاغل ودرآمدها ی  بامنشاءومبداء باطل وهرآنچه مستقیم یاغیرمستقیم عایداین اشخاص بشوداز باطل وبراوحرام است واین را(خواص) بخوبی میدانند وهرکدام از این افرادوگروهها اگر درراه عقیده اشان *تمکین واقتداء به اصل ولایت کشته بشوندمتاسفانه شهید محسوب نمی شوند وبه دین شرک وکفر مرده اند قرآن مکررا می گوید بعضی ازاهل کتاب از خرد وعقلانیت بهره ای ندارند .

*مردم ما بایدبدانند هرپدرومادری .دین کفر ( مادیگرایی مطلق یادین ولی نظام دریک کلمه دین شرک  )را که بعداز ایمان آوردن به توحید  می پذیرندیعنی دین الله را ردکرده اندارتداد ورزیده اندو بعداز انتخاب  دوم ( دین کفروشرک ) نسلی که بعدازتمرددر دین  از این خانواده متولدمیشود با استناد به آیات قرآن ودر دین شریعت وتوحید  آیندگانی مرده ونسلی باطل شده است . اگرچه میلیونها فرزند ازآنها به خاک بپیوندد وهرآنچه از نماز وعبادات وزندگی ومرگ آنهاست سهم شیطان است وباطل است.ندیدن نشنیدن .درک نکردن . عدم توان تشخیص عقلی در شکل جبری آن در مسیر تغییر به سوی آتش بطور وضوح در این تیره انسانی خودرانشان خواهد داد . حال با بصیرت به سطح توقعات یک مرده بیندیش این نوع جدید انسانی که راه میرودوحرف میزند .میخوردو...... درواقع مرده  است در نهایت ناچاری و مداوما وجبرا وبا تسلط الله  تغییر وتبدیل شدن به خاک را می طلبدوتجربه میکند اودر زمانی که دردنیازندگی کرده است نمی دیده است ونمی شنیده است آنچه را که از نور  وخیر ونعمت  ومعنویت می بوده است اونادانستهوشایدآگاهانه آن زمان هم که نفس می کشیده در حال تجزیه وتبدیل به خاک بوده است  این یک هشداراست وما انسانهادرجبریم که به پایان مهلت بیندیشیم . تصورش را بکنید مگریک مرده زنده چه می خواهد ؟در عین زیستن محفوظ باشد درتاریکی قبر ( جسم).سکوت وسکون متضاد آنچه دراوهام اوست که هیچ نبیند .هیچ نشنود .هیچ نیندیشد چون مجبوراست بدینگونه درجبر زمان گم بشود.برای مثال یک زناکارهیچ دوست ندارد که از این عمل زشت وقبیح نهی بشود یا به اوگفته بشود که عمل تو مستحق آتش جهنم است به همین دلیل خودرا عامدانه زندانی اوهام میکندبرای خود دلیل می آورد وعمل خودرا موجه میداند به همین سادگی.  وقتی عمل او به شکل جرم عریان میشوددر جامعه اسلامی اودیگر یک وهم زده نیست . اویک مجنون =جن زده)است .سهم شیطان است ودر دین الله مرده ومردود و از اهل باطل است این فقط یک نوع شکل از میلیونها شکل طغیان وارتداداست.

قبل از این آوردم ازکتاب قرآن بزرگ که خروج از دایره ایمان آورندگان ورجوع به طاغوت( طاغوت از طغیان می ایدبا ذکر کننده آن  طاغی به اولین طغیان کننده مخلوق درکل جهان هستی که  برعلیه الله  خودرا علنا قربانی وهم کرد ونام اونیز ابلیس بوده است ( سوره نساء آیه پنجاه ونه ).هرکس که از حق( گفته های الله درزمانی که امر استجابت وپاسخ به الله واجب میشود به  یازمان  اکنون( این اکنون زمان خاصی است از آغاز آفرینش آدم وداستان عرش که برآدم ومخلوقات ابلاغ میشود ودر میان پیامبران الهی دست به دست به زمان سپرده میشودو تا زمانی که جهان آفرینش به پایان مهلت وعده داده شده برسد همچنان  درآغازو استمرار است) پارا فراتر بگذارد واز آیات کتب الهی روی گرداند( سوره ص) هرکس که از گواهی دادن به یکتایی الله تمرد بجوید ( سوره آل عمران )یعنی که ولایت الله را انکارونفی کرده است . وقران ( یاتورات .زبور . انجیل . و....)همان اقوال الله یا مرسل است قول  لایتغییر وگفته حق الله است در فقدان پیامبر . واجب است درهر زمان با اطاعت ازقران  به توحید اقرارکنیم درحرف وعمل . پیامبر و قران زنده را مارسول ( مرسلات)می خوانیم . ودر قرآن  منکران حقیقت برای  پنهان کردن تضاد پندارهایشان باآیات حق الله در میان  *اکثریت با  ایجاد بدعت وفتنه از ساختن ولایت انسانی ومخلوق   سودمیبرند

 پشت سر این مخلوق ایستادن= تولای  به اودرواقع تولای به دوستداردنیاست  اطاعت از الله .اطاعت از رسول در دایره ایمان آورندگان واجب است حتی در صورت بروز اختلاف ودر فقدان پیامبر .  رجوع به قران در فقدان پیامبر واجب است و تمکین به ایمان آورنده در فقدان پیامبر وردشدن از آیات قرآن ارتداد است .خودفریبی خودرا به فراموشی زدن  براساس تبعیت ازشیطان برای دورشدن از معنویتی بزرگ دورشدن از الله ( بخاطربیاورید که در قابی ازقابهای گذشته  درآیه ای گفته شدکه جهنم درپشت سر ظالمان قرار دارد ).ویا درپشت این بت  .انسان .یاوهم قرارگرفتن برای رسیدن به آنچه دربعد مکان *دنیا نامیده است است( دنیا حداکثر ایده آلی است که اوبا چشمهایی که نمی بیند .گوشهایی که نمی  شنوند . درکی که  واقعیت وحقیقت رانمی پذیرد و عقلی که اورا دریک نابرابری بسوی حق هدایت نمی کند انتخاب کرده است ). ارتداد شمرده میشود .دریکی از قابها از تلاش مشرکین .کافران ومرتدان  برای تسلط وحاکمیت  برمساجدگفته شدبرای رسیدن به منافع دنیایی که حضرت علی ع آنرامعادل  بدعت وفتنه در دین توحید می داند مسجدنیز(خانه الله) میتواند یک مخفی گاه بشودبرای کسی که وهم تسلط بر ایمان ودنیا ی مردم اورا دچارجنون ساخته است .این هم یک نوع مبارزه با حق است این گروه بعضی از اهل کتاب نیز باسکونت درمساجد تضاد بین پندارهایشان با باور توحیدی را بدینگونه نشان می دهند این هم یک قسم دیگر از ارتداد دربین بعضی از اهل کتاب است . زمان .مکان یازمینی که پس ازماموریتش باید برگردد به چهره واقعیش هرگزازآن انسان باقی نخواهد ماند پس الله مکرردرقرآن و درکتب دیگرتوحید  بیان میکنددلیل می آورد که همه چیز یادنیا جبراازبین خواهد رفت ودرگذشتگان وپیشینیان وشهرهایشان واقتدارانها را برای مثال یادآورمیشود .دنیای ماروزی  باطل خواهد شد ( دراینجاهم شمارابه شباهت سرنوشت زندگی انسان وزمین و دنیا جلب میکنم  انسان هم جبرا باید بمیرد)وبا آنکه درقرآن ازمستضعفین (آنها که از احقاق حق خود در موضع ضعف وناتوانی اجباری قرارگرفته اند درعاقبت وراث زمین خواهند بوداما در انتها ودرسرانجام یاموعود  ازکره ای به نام زمین به شکل امروزی اثرونشانه ای نخواهد ماند  .با این همه دوراندیشی که الله برای ما آشکارا بیان میکند  چگونه  به حاکمیت خواهان بایدگفت  که سهمی از شیطان شدن باپیروی محض از یک اصل؟  قانونی که درمقابل شرع  از اهمیت بیشتری برخورداراست درواقع برعلیه الله ایستادن است  شرک کفر وارتداد است رد آیات الله است ورد اقوال الله است  انسان امروز باید آگاهی بیابددر صورت ارتداد هرآنچه از نماد خیر و نور ونعمت و از بهترینهاست و روزی حلال است براو حرام وباطل  میشود بدلیل رویگردانی از آیات قرآن همان  گفته های  حق الله؟  قدر مسلم آنست که  خواص ایران ماسالهاست عامدانه وباتوسل  به مکر خودرابه تجاهل زده اند . درچشم آنها  حق با( لباس روحانیت دینی) درجامعه شناخته میشود چه فرق میکند این لباس چه شکلی است بر تن کیست ؟.درمقابل  ارتداد وتابعیت محض ازوهم وجنون تمکین واقتداء به اصل ( ولایت  چه فرق میکند نام ولی خاص  منسوب به کیست باتمکین  واقتدای محض از ولی اوجبرا وبی اراده از حق ونوردورمیشود) درهرموردحق ونور وخیر ونعمت  آن لباسی که نمادی از مظاهر دین درمیان مردم شمرده میشود با تمرداز الله ورسول وآیات قرآن برانسان  حرام وباطل میشود .وعدالت قانونی *الفی شوم متولد شده بی روح قرن جدید یارنگ ولعاب طرح وقانون هدفمندی یارانه ها  نیزاز ارتداد است .مقایسه کنید ناتوانی بشر را برای مهارواستفاده  حداکثری ازطبیعت واختیاراتش در مقابل الله قادر  و منشاءومبداء فقر وبحران اقتصادی که امروز جهان  ما باان روبروست تسلیحات .جنگ . تحریمها) انسان را بوسیله قانون شرطی کردن .تخمین زدن اجباری عدالت  جعلی برای حصارکشیدن .بربایدها ونبایدهای یک ماشین به نام انسان .الفی همان انسان است . این ماشین عاقبت آتش میگیردویا ذوب میشودمثل گوساله سامری . دراین طریق جن زدگی نفس کشیدن هم دراختیارانسانها نیست همانطورکه پیمانه ها.نیازها وتوانایی اقتصادی از اراده انسان نیست.ازحاکمیت قانون است . این ماشین باید کنترل بشود .شارژ بشود وبیش از خودش نخواهد .طریق دیگری ازجنون .مردن باطل شدن مرتب دروسواس کم شدن زیادشدن دنیا بودن از هرچیزی باید ردشدحتی ازانسانیت .عجیب است که دراین بدعت جدید خمس وزکات مطمئنا سرجای خودش است نمیدانم خمس وزکات یک ماشین را ازچه کسی بایدگرفت؟نمازاومتعلق به کیست؟ عبادات اوچطور .وقتی زنده است که مال خودش نیست وقتی مردچه کسی صاحب او خواهدشد. وقتی آتش گرفت چه کسی بایدجواب بدهد؟ . وقت وزمان برای همه ماشینها یکسان خواهدبود آنها که حفظ نظامشان را اوجب واجبات می دانند می گویند که این بدعت نامشروع  را یوسف برایشان سرمشقی برای روزها سختی  قرار داده است . اما کدام یوسف؟آن یوسفی که آنها به جهان معرفی میکنندمجنون وار درمیان بتها؟ به دعوت مردم مشغول است وفراموش کرده است که چرا متولدشده است  گویا به دنیا آمده است تا یارانه هارا به ما بسپارد ومارا بفرستد دنبال نخود سیاه وشایدهم قراربوده است بگوید در( اکنون) تاریخ آنهافقط  از یک زن میشودآموخت که چگونه بت را باید شکست .(بله  زنهای اکنون ما بت را شکستند ترانه ها . نداها. سیده ها ......سلام اکنون مابرشمایان باد) این یوسف آنها خودش را گم کرده است وکسی که در دنیا گمشده چگونه میتواند برای آنها ازچنین طرحی  برخواسته  ازعدالت  خواهی؟ به نام هدفمندی ( یارانه)  بگویددرحالیکه خروارهاگونی اسکناس را در جیب یک نفر می ریزند چگونه؟این یوسف خودش یک مدل از قانون است .پیامبر نیست جنسش از دین توحیدنیست .همان الفی ماشینی بی روح است که فقط تماشا میکند تا قانون براوحکم کند ونه الله ) .این هم  گونه ای استفاده ازالقا یک باور شیطانی  است که  میشود؟ پیامبری معصوم دریک رویای واقعی بودو درکنار ولی یا بت یا فرعون یاشاه هم الله را پرستید وزندگی کردوفقط برای اومرد .جای سوآل است که این پیامبرقانونی  چرا چون پیامبران دین اسلام نمی گوید ( نماز من وتمامی عبادات من وزندگی ومرگ من از آن الله پروردگارجهانیان است ) شک نکن  یوسف آنها هم چون (ولی) چون شاه .چون فرعون بیماراست وگرفتاردرارتدادودرروزمرگی ندیدن نشنیدن .اوهرگز تسلیم محض آیات الله نیست

.همه چیز درمسیرجعل ازتاریخ دین توحید است درشکل دنیاییش به شیوه ای مضحک . مصلحت دنیایی این خواص ایجاب می کند که اکثریت معنویت الهی را تحت سلطه اولویتهای دنیایی قرار بدهند  افسانه  عدالت محوری دروغین را قانون کرده اند برایشان سنت شده است که هربدعتی رادر کمال بی رحمی به رسمیت بشناسند

 * حکومتگران نفرین شده ایران وجهان برای رد این آیات شما چه قانونی راچه طرح ویا چه بسته پیشنهادی رامصلحت  میدانید

( خداهرکس را صلاح بداندمجازات می کند وهرکس را صلاح بداند مشمول رحمت می نماید *بدانید که همگی بسوی او بازمیگردید امکان ندارد که شما بتوانید از خداوند بگریزید نه در آسمان ونه در زمین وجز الله هیچ ولی و یاوری نخواهید داشت)

سوره عنکبوت آیات بیست ویک وبیست ودو

( هنگامی که قیامت فرارسدجنبنده ای را برای آنان از زمین خارج می کنیم تا بامردم سخن بگوید که این مردم به آیات ما یقیین نمی آوردند) سوره نمل آیه هشتادودو

به زمان فعل درآیات سوره های قرآن  دقت کنید . بداند. میکند . می نماید .نمی دانند . و....همه این افعال ازمشخصه ووضعیت درزمان حال میگویداز زمان زنده اکنون دردنیا که ادامه دارد اکنونی برای ابدووقتی بطورنهی ازفعل  مپندارمیگوید یعنی انکه جایز نیست و نمیشود با تعلل با درنگ وباشک آیات قرآن راپذیرفت *باید با یقیین وتسلیم محض  به آیات ایمان آورد .جای هیچگونه سوآل . تفکربه عقب . محافظه کاری وفریبی نیست انسان هرگز  نباید اینگونه بیند یشد واجب است که بداند که آنی تردید . ذره ای شک  درحجاب بین او والله یارابطه بین ایمان آورنده وقران یا گوینده حق را مردود میسازد اینست که الله به پیامبرمیگوید به سوآل کنندگان از الله بگوید که الله در همین نزدیکیهاست هرچه یقیین وایمان به گفته ها .آیات .اقوال . مرسلات و...حتی رویاهای صادقه ( یوسف س.ابراهیم س. محمدص )در شخص قویتر وسریعتر مورد اجابت قرار بگیرد شخص به الله نزدیک تر خواهدبود اوهمزمان در حجابی از نوردرمحافظت  الله وبی نیازی از دنیاخواهدبود .

(مپندار که کافران راه گریزی در زمین خواهند داشت.آنها جایگاهشان درآتش است وچه بدسرنوشتی است آتش.)

 سوره نورآیه پنجاه وهفت 

(اینها به آن دلیل بودکه  متکبرانه در زمین ازاوامر حق سرکشی کردند ونیرنگ های بد ی طرح ریزی کردندبدانید که نیرنگ های بد وناحق *فقط به اهل خودش میرسدآیا در انتظارچیزی غیرازسنت پیشینیان نشسته اند؟(آنهامورد عذاب الله قرار گرفتند)درسنت الهی ( قوانین ومقرات الهی = آیات الله اقوال الله .گفته های حق الله که تبدیل به اراده در زمان شده اند)نه تبدیلی خواهی یافت ونه تغییری)سوره فاطر آیه چهل وسه

این آیه را مجددا بخوانید .هرعملی  درمخالفت باحفظ حق .ممانعت از صیانت از حق وهرگونه دخالت و خدشه ای به این آیات باعث عذاب فرد جسارت کننده ومجنون  میشود یک قدرت عظیم که بر آسمان وبر زمین وبرسرنوشت انسان حاکم است هر حیله ای هرمکری را به خاک  وبه فرد دنیاطلب یرمیگردانددراینجا همان آینده ای که در عرش برای درپیش گرفتن چنین راهی از سوی الله پیش بینی شده است یعنی دربیراهه های گمراهی از حق دور شده است 

*قربانی اصل دروغین  میگوید نظام من ( ولی فقیه) از اوجب واجبات است اما هرگزنمیشود الله نمی خواهد .الله منتظراست  بنده اش به الله رجوع کند اما(من )مرتد.(من )مشرک .(من) مجنون دردنیا با قرارگرفتن در تاریکی اجبار میداندکه بندگان الله  فقط از این (من )بگویند.بگویدمن*  چون ابلیس .

امانمیشود هرگز بدینگونه نخواهدشد این یک جبراست واختیاری درآن نقش تعیین کننده دارد که ( برگردد =توبه کند)

الله نمیخواهد نمیشودکه بنده دراین انتخاب مختار بشوددرتردیدباشد سزاوار نمی داند که بنده اش از گفته هایش  ردبشود له اش کند مردودش بخواند این من هم یک ( من)دیگر قربانی  است مثل ابلیس  که نباید و نمیتواند بگویدمن.  همه چیز تحت حکمروایی واقتدار وحاکمیت یک واحد احداست یک زنده جاودان است یک باطل کننده شرو تاریکی وظلمات است  

به این آیه توجه کنید(مرد زناکار جزبا زن زناکاریا مشرکه ازدواج نمی کند*بازهم ازتودرخواست می کنم به زمان این آیه دقت کنی .( نمی کند=همان زمان حال است زمانی شرطی در یک حالت جبری بر کننده تحمیل میشود بدون اراده واختیاروزناکار کسی است که عمل قبیح  زنابرایش عادی شده است وفعل نمیکند .نشانه جبراراده الله است بر فرد یعنی انکه الله نمی خواهد الله صلاح نمی داند  هیچ گریزی ازان نیست )ودنباله آیه .وزن زناکار راجز مردزناکاریامشرک به ازدواج خود درنمی آورد وهمه این موارد برای اهل ایمان حرام است)سوره نور آیه سه 

 خواننده خوب  گفتن از مفهوم و شرح صریح این آیه برای من بسیار سخت ورنج آور بوده است .پیام این آیه بسیارتکان دهنده است .ازچندنگاه میشود انرا تشریح کرد.از یک سو آیینه است برای زناکاران ومشرکان که همدیگر را در نگاه  ماورایی وحق الله یکی بدانند .زناکار با مشرک درنزد الله  هردومردودند هردو یکسانند فرقی باهم ندارند هردو سزاوار جهنمند واین آیه چه  میگوید؟ میگوید که یک روحانی مشرک یک قاضی مشرک یک ولی که دچار جنون شده اند با زناکاران در یک سطحند دریک میزانندیعنی شخص مشرک هرکه هست زناکارخواهد شد؟ زناکار هم میشود؟زناکارهم یک مشرک است ؟ فرزندان مشرک فرزندان زنایند؟وفرزندان زناکاران مشرک به دین الله هستند؟میزان وعدل درنگاه مهربان وحق الله در جامعه شرک امروزما اکنون ما . چرا ؟چرا؟ ایران ما؟ از اینجا رابطه زنا وتجاوز با شرک گسترده در میان مردم مانیز روشن میشود.زنا وتجاوز در جامعه مشرکان .کافران زیاد است واکنون نیز زیاداست ( توجه به این مطلب بکنید که زن ومرد در نظر الله هم کفو وکامل کننده یکدیگرند زن مشرکه .مردزناکار ومشرک ......) وزمان فعل ازدواج نمی کند ازجبراست اگر زن گناهکار همسر پیامبری به نام لوط هم باشد بایداز پیامبر جدابشود یا همسر فرعون مصر ( آسیه) باشد باید ازاوجدا بشودو مشرک کافر باید هلاک بشود زیرا یک پیامبر درمقابل او ایستاده است .مسئله رویگردانی خودش را دراینجا عملا نشان میدهد .مخالف الله وپیامبر از نعمت زندگی . نور وحق و .... باید محروم بشود .واگر الله بخواهد که این آیه را تصدیق بکند.مطمئنا قادراست .واما ببینید که الله چگونه از تشابه ناتوانی مشرکان( بعضی ازاهل کتاب که خودرا مسلمان واز پیروان دین میخوانند)  وزناکاران در تشخیص حلال وحرام میگوید برای یک مردی که دچاربیماری  جنون است ( مشرک)تشخیص زن پاک با زن ناپاک ویازنی که  اوهم دچار ومبتلاء به جنون است تشخیص مرد پاک وناپاک مقدور نیست میخواهد مشرک باشد می خواهد  زناکارباشد .قدرت تفکیک وعقلانیت ازاو سلب شده است اینست که ما می بینیم حکومتگران ایران ما بجای اسف خوردن برفاجعه  تجاوزات در  زندانهای ایران شاکیان را سرکوب می کنند در حصر وزندان قرارمی دهند . زناکار ومشرک .کافر در یک وجه اشتراکی باهم قراردارند به نام جن زدگی وبه دلیل.این عدم تشخیص و تمیز درگروه اکثریت قرارمیگیرند . اگرچه ما می گوییم .زناکار .الواط .دزد .مرتد.. دروغگو . کافر .مشرک . قاتل .و...... اما همین گروههایی که در چند دستگی قرار گرفته اند با آنکه مرتب همدیگر را به نقد می کشند اما هر کدام از این افراد در گروه خودش راحت است زندانی است .به سخنانی که درروزمرگی هایتان ( می شنوید) دقت کنیدافرادی در طبقات مختلف یک ساختار اجتماعی از مجموعه یک نظام اگرچه همدیگر رامرتبا می کاوند اما همه انها در یک نقطه کورکه همواره ثابت است  ناگزیرندبه تحجر .سنگ شدن ارتجاع( رجوع ) به نسل اولیه سنگ بودن. از زنده شدن ( ایمان به الله)  بدون آنکه بخودشان فرصت بدهند وقادرباشند  ازحق بشنوند.یانوری ازحق را که آنها را درحجاب خودقرارداده است را ببینند برمیگردند به سرگذشت پیشینیان  میمیرند وباانها دفن میشوند . نه آنهانمی توانند بیشتر ازآنچه مقدورشان است ازحق بشنوند  نورراببینند .ارتجاع بازگشت  سرنوشت خودرا عودت دادن به گذشتگان باطل  واین یک جبراست که الله برایشان صلاح دیده است .آنهادرنهایت عجز عقلی برای انتخاب  چگونه زندانی شدن خود خطوط قرمز می کشند.اینها هرگز به دیگر شدن نمی اندیشند بالعکس همواره در سقوط ازمقام انسانیت عجول هستند. . در قابهای وارونه قبل از برتری جویی وزیاده خواهی ابلیس که درمیان کافران ومشرکان ومرتدان نیز دیده میشود گفته شد . این دو ویژگی منفی وانفعالی شیطان آنها راچه بخواهند وچه نخواهند در زندانی ازموهومات قرار میدهد .ازانها مرده میسازد وقتی تواناییهای  شنوایی . بینایی ازانها گرفته میشود.آنها از جمع بینایان .شنوایان  وانسانهای صاحب درک وفهم  و تمیز سوامیشوند .

(ومحققا جماعتی از شمارا که درروز شنبه عصیان ورزیدند شناختید پس آنهارا گفتیم باشید بوزینگانی خاموش و ذلیل.)

سوره بقره آیه شصت وشش

(آیا می خواهیدشمارا ازکسانی که موقعیتشان نزدالله بدتر است اگاه سازم کسانی که الله نفرینشان کرده وموردخشم قرارداده وازانها میمونها وخوکهایی ساخته که طاغوت وبت عبادت می کنند.آری موقعیت آنهابدتراست ونسبت به راه درست گمراه تر وحیران ترند) سوره مائده . آیه شصت

شرک . وعصیان انسان را ازمقام انسان به شان حیوانی نزول میدهد . اگر به صفات میمون توجه کنیم میمون به آسانی شرطی میشود و از خود انچه را انسانهای دیگر انجام میدهند تقلید می کند.گمراه میشودکه میمون است یاانسان  .کسی که نمی شنود .نمی بیند چگونه حرف میزند از چه حرف می زند ؟ویا خوک از حیوانات حرام گوشت است .حیوانات حرام گوشت . فرزندان زنا.انسانهایی که الله آنهارا به حیوانات تشبیه میکند .

در اینجا باید از ( چشم برزخی ) هم گفته بشود که از انواع وگونه های ارتداد است . این بیان که انسان میتواند انسانهای دیگر راکه در میان ما به زشتی در اعمال شناخته شده اند را میشود حیوان ویادر چهره حیوان ببیند جز یک وهم نیست .یک برتری جویی  فردی است برعامه انسانها . آنچه الله اراده کند فقط همان اراده شدنی است واگر انسانی مدعی بشودکه میتواند انسان را در شکل حیوان ببیند باید گفت او بدعت وشرک راتواما دنبال میکند . مدعی چشم برزخی مبتلاء است به جنون وسواس . که هر که را می بیند باخود متصور است که میتواند در باره درون او قضاوت بکند. شخص وسواس از دیگران وتجربه انها گریزان است و فقط آنچه را خود تجربه میکند می پذیرد وبه آن ایمان میاورد.تکرار وعادت زشتی پندارهایش واوهام  قدرت تمیز وتشخیص را از او سلب کرده است او جبرا نمیتواند بشنود ببیند .درک کند .بفهمد وعقل خودرا قاضی کند  .برزخ  مکانی است که برهمه ماپوشیده است وبعدازمرگ انسان اقامت درانجا راتجربه می کند . این چگونه است که شخص  میتواند با چشمهایی که نمی بینند از دیدن نور عاجزند فاصله بین خود ودیگران را با مرزحیوان بودن  وانسان بودن مشخص کند .عجیب آنکه دیگران راحیوان وخودرا انسان می بیند؟در آیات بالا از مکان وشان بدترینها در نزد** الله آمده است بایدگفته شود  احدی نمیتواند خودرا در مقام الله قراربدهد ونسبت به اعمال دیگران خودرا درموقعیت (برتری ) قرار بدهد .پرستندگان طاغوت .ولی شاه فرعون وبت و دیگر پرستان . همجنس بازان . مجنونهای بی نیاز به لیلی درزندگی . مردگان .همه از نفرین شدگان هستندو درگمراهی وبیراهه های دوراز حق گام برمیدارند اگر شخص مدعی که خودرا دارنده چشم برزخی میداند راوارددراین گروههای اکثریت ومشرک بدانیم او جز به معبودهای خودایمان ندارد .دراینجا ارتباط با روان انسانها که ریشه ای علمی وروان شناختی دارد وبرای درمان بکارگرفته میشوداستثنا ازموارد فوق جداست .خودرا با الله همتا دانستن . باادعای داشتن چشم برزخی . با ادعای ولایت . باادعای حاکمیت تام بر انسانها داشتن .پاراازحق فراترگذاشتن وارتداد ورزیدن  باعناوینی چون  شاه .فرعون .ولی .خواص . اشراف . روحانیت .و.....ازخود بت  میسازند. نگاهشان به زندگی رنگ دنیایی میگیرد .این گروههای بیمار را مادرقران به نام مردگان وآنهاکه عبادات وزندگی ومرگشان باطل شده است می شناسیم . فرزندان  این گروهها ادامه بقامیدهند نیز نسل باطلی خواهندبود .وهرنسلی که باطل بشود زمین کوچک وکوچک تر خواهد شد زیرا  خاک انها از آن آتش  میشود . واتش خاک را میسوزاند( شیطان سهم خودرا به آتش می کشد).ومتاسفانه در آیه بالا خواندیم که این شیوه مجازات از آغاز از جبراست .

واما  اینکه حکومتی بیاید یک انسان مخلوق را در کنار الله قرار بدهد . موجودیت اورا یک اصل اجباری قرار دهد متاسفانه نمی تواند ادعا کند که مجازات قاتلان . مجرمان وگناهکاران ازتاثیر ایمان به الله است بواسطه شرکی که ازدوگانه پرستی برای بقا نظام خود بدان معتقداست پس می بینید که  عملکرد چنین  حکومتی ازمجازات مجرمین . گناهکاران و... بجای انکه در دین توحید حکم شرع نامیده بشود از جمله اعمال باطل  محسوب میشود. آیه نمازمن وعبادات من زندگی  ومرگ  من ازآن الله  پروردگار جهانیان است نیزبدان جهت آمده  که مشخص کننده وبیانگرباشدبرای تمیزهمین دوگانه اندیشی که بصورت عادت درباورمیان مشرکین است آیه بالا را بخوانید زن مشرکه  یازن زناکار.مردمشرک یامردزناکار؟ فزونی شرک یک جامعه انسانی را با  آمارزناوتجاوز به عنف دران جامعه میتوان تخمین زد وزنا نیز شاخصی است که میتوان درباره سلامت دین یک جامعه از ان سودبرد.پس اگر یک جامعه مدعی بشودکه زنا در ان اشاعه زیاد دارد اما اسلامی هم هست باید  اسلامی بودن ان جامعه

را ردکرد ای حکومتگران نفرین شده ایران ما .چگونه  توانستید با تحمیل ورسمیت بخشیدن به یک اصل جعلی (اصل  ولایت)با دیانت وشعور ایرانیان بدینگونه با بی رحمی رفتار کنید و مقام آنها راتاشان (زناکاران مشرکان)  نزول بدهید؟  ای خواص ایران ما چراباورندارید که خدای قوانین شما بسیارکوچک است

  *****************************                                              

قابل ذکر است درقران هیچ اشاره ای به استفاده از مکانی به نام زندان توسط پیامبران وایمان اورندگان برای مجازات مرتدان؟ کافران؟ مشرکان؟ نشده است واستثنادر یک مورد زندانی کردن حضرت یونس در دهان ماهی گفته شده است.می بینیدکه الله چون نمازوعبادات و زندگی ومرگ پیامبرش رااز آن خود میداند براین کار مسلط است ومی تواند .می تواند یک فرشته ( ابلیس ) را ازعرش بیرون کنداخراج کند می تواند آدم را به تبعید بفرستد ویونس س را..... اما درهیچ آیه ای  ازطرف  الله به پیامبر گفته نشده است که میتواند کسی را زندانی کند فقط درمورد به اسارت گرفتن دشمنان دین  درجنگ .بله درجنگ علنی که درآخرنیزاسراء یاباید تعویض بشوندیابا فدیه آزادبشوند سخن به میان آمده است وهمانطور که درهیچ آیه ای نیامده است که ایمان اورندگان (گناهکاران ومجرمین) را سنگسار میکرده اندومن قبل ازاین آیه آورده ام که عاملان سنگسارهمه از معاندان دین توحید بوده اند . سایه های شوم وهم وجنون مادیگرایی فرصت اندیشیدن به تشخیص وانصراف ازارائه هرقضاوت اشتباه و هرطغیانی را از خواص ( ایران ماوجهان)گرفته است .

(آن گروه دیگر را نیز به آب نزدیک کردیم .آنگاه موسی و تمام کسانی راکه بااو بودند نجات دادیم ودیگران را غرق کردیم در این ماجرا عبرتی است زیرا اکثرشان به حقیقت ایمان نیاوردند) سوره شعراء آیات شصت وپنج .شصت وشش وشصت وهفت

(سرانجام ما نوح وهرکس رابااو دران کشتی مملواز موجودات بود نجات دادیم. وبقیه راغرق کردیم)

سوره شعراء

(سرانجام شتر راکشتندسپس پشیمان شدندپس عذاب الهی انهارا گرفتارکردبدانیدکه دراین ماجرا عبرتی است زیرا اکثرشان حقایق را باورنکردند) سوره شعراء آیات صدوپنجاه وهفت وصدوپنجاه وهشت

  ( دیدی که سالها در زندگی دنیا ازنعمتهابرخوردارشان کردیم.وبالاخره عذاب الهی که به آنها وعده داده شده بود گرفتارشان کرد ) سوره شعراء آیات دویست وپنج .دویست وشش

( سرانجام هودرا تکذیب کردندومانیزهمه شان راهلاک کردیم.بدانید که دراین ماجرا عبرتی است زیرا اکثرشان به حقایق ایمان نیاوردند) سوره شعراء .آیه صدوسی و

 در زمان اتفاق این بلایا پیامبران درمیان  اکثریت  بوده انددر این آیات درکمال بلاغت ازمفاهیم  مردن .باطل شدن در دین الله ورای حق الله در مقابل مشرکان .کافران ومرتدان گفته میشود یعنی هرکس ارتداد بورزد در نزد الله مرده است .(هلاک کردیم اشاره به جبری بودن این مرگ است) یعنی هرکس که به الله کفر بورزد مستحق عذاب است وجبرا اومرده است .یعنی هرکس که شرک را آیین خود کند اورا غرق می کند می کشد جبرا اورا می کشد صلاح اینست که او بمیرد باطل شود .خاک شود اتش شود .اینست که قران مرتب از ناتوانی ونقصان مشرکان .کافران ومرتدان در انتخاب می گوید در عدم تشخیص درست وراست می گوید .مگر کسی که در زندگی ( مرده ) است می تواند مثل زندگان بیندیشد عقلانیت خودرا در بین انتخاب خیروشر بکاربرد . این  آیه حق  الله  بلا ی هلاکت . مردن .کشتن جبری.  هم اکنون نیزاز سوی الله در زمان اکنون ماهم برمشرکان .مرتدان وکافران جاری میشود اما نمی دانند .مهلت وفرصت بازگشت برای بازگشت به زندگی برای همه بطور یکسان محفوظ است اگر درک کنند .بلایا .هلاکت .کشتن علنی دشمنان دین توحید قبل از آمدن دین محمد امری مرسوم بوده است سنت بوده است واکنون نیز ادامه دارد اگر ببینند. باید گفت کامل بودن آخرین کتاب توحید قران بزرگ این نیازانسانی  را برآورده کرده است تا مابتوانیم با کمال دقت وانتخاب مسیر راه رشدوتعالی خودرا پیدا کنیم .از ظهورآدم تا تکبر شیطان وازهمه آنچه سرگذشت پیشینیان نسلهای قبل ازمابوده است آگاهی بیابیم . بدانیم که دلیل رویداداین بلایا چه بوده است وچیست؟ برای همه ما قابل تامل است که بدانیم کتاب قرآن با آیاتی که میتوان ازهر کدام ازانها کتابی نوشت  توانایی ان را دارد که چون مرسلی مارا از خیر وشر . بدوخوب .حق وباطل . تاریکی وظلمات . مردن ویاماندن ابدی ویا مارا در مقابله با  دشمن قدرتمندی چون شیطان در مسیر آنچه الله  برای همه مخلوقاتش اراده دارد یاری کند.به گمان  من گفتن از .جنون . باطل شدن ومردن .سهم شیطان شدن پیشگوییهایی است که جانشین مجازاتهای الهی در زمان حضور پیامبران شده اند و اگر ما چشمهایمان رابرقرآن ببندیم وگوشهایمان را از شنیدن قرآن بی بهره کنیم دچار حماقتی بزرگ به نام جنون شده ایم و یک سوآل بزرگ که فکرمرا مشغول به خودکرده است اینست که چرا الله در زمان رسالت رسول اکرم هرچه از شرک وکفر والحادبود نابودنکرد تا بهترینها بتوانند درزمین ازدیاد نسل کنند ؟ 

(خداوند هیچ قومی رابعدازآنکه هدایتشان کرد گمراه *نمی کند( گمراه نمی کندهر عملی را عکس العملی هست اینزمان هم چون اکنون مادام العمر بر زمین حاکم است بعد مکان فقط در سه صورت عرش . بهشت و جهنم خلاصه میشود وزمین باید قربانی بشود ) مگرانکه برایشان بیان کند از چه چیز بپرهیزند زیراخداوندبرهرچیزی آگاه است) سوره توبه آیه صدوپانزده  

****************************                                                  

رویای صادقه(برهان)                                                      

گاهی درآیات قرآن به اعمالی اشاره میشود که اندیشه مرامشغول بخودمیکند. تفکرمداوم  به داستان سنگ زدن ابراهیم س به شیطان یا رمی جمرات ویا دیدن برهان توسط یوسف س این بار مرا با خودبه رویامیبرند شیطان کیست؟ چه شکلی است ؟چه رنگی است یک پادارد مثل پای ملائک مکعب شکل وازدورچون پرچمی درآسمان میماند که همه جاباآنها همراه است؟برهان درچیست؟وشایددرکیست؟.

**خودم را می بینم . آنجا در خوابم روبه آسمان .همه جاروشن است اطراف  خودم رامیگویم . آن من دیگرمن  آرام نفس می کشدبسیار بزرگ است.چندبرابر اندازه جسم من.  من تنفس اورا می بینم .همه جارامی کاوم دربالای سرمن واو غرق در سیاهی ظلمات است هیچ ستاره ای را نمیشد دید.حالا من تاریک در پهلوی چپ اونشسته ام .نگاهش می کنم نمیتوانم آرام باشم بالای صورت او(من دیگرکه روشن است و به روشنی نورمیماند)آنقدر به اونزدیک شده ام که نفسم به صورت او میخورد برمیگردد بطرف خودم ومن خنکی نفس اورا بخوبی حس میکنم ونفسی عمیق میکشم من این خنکی  هوارا می شناسم

من روشن  چون نوروخنک چشمهایم را باتردید بازمی کنم زیرچشمی به روبرویم نگاه می کنم . مردی جوان رامی بینم که لباس مخصوصی پوشیده است .مرتب است وکلاهی دودی رنگ(کلاهی شبیه به کلاه  فیلمهای قدیمی مکه قرمز رنگ بودند احیانا بایدکلاه مصریان باشد) تمیزوبا بشاشت خاصی آن روبروی من ایستاده است درسمت چپ من با فاصله ای حدود دومتر .

من به اونزدیک میشوم .من روشن وچون مه ان بالا میروم .به کلاهش دقیق میشوم .در یک لحظه یک نگاه بر کلاهش نگینهایی از جواهرات در خشان می بینم .چه کلاه زیبایی .منهم پرواز نمی کنم .اما یک نیروی عجیب مرا از او دور می کند . گویا نیرویی از ان من روشن ودر خواب مرا از پشت بسوی خودش بکشد ومن بی اراده به اوبرگردم . اوچون مردگان افتاده است چشمهایش هم بسته است

من بزرگ وروشن هنوزدرخواب هستم . او من مه رنگ نیز بامن  است . باز از زیرچشم به آن مردنگاه می کنم میگوید ( توبودی که می خواستی شیطان را ببینی )؟

من روشن.من درخواب بدون آنکه لبهایم تکانی بخورند در حالیکه چشمهایم بسته اندازدرون جواب می دهم .( بله .من بودم که می خواستم شیطان را ببینم .) وباخودم میگویم او اینرا میداند پس چرامی پرسد؟.من تاریکم که در سمت چپ من بزرگ وروشن ودر خواب نشسته ام دارم به دقت همه چیز را می بینم گویا قرار است به سرعت از یادمن برودودر حالیکه به مردنگاه میکنم غیب میشوم.

حالم بداست نفسم گرفته است نمی توانم براحتی نفس بکشم . چشمهایم باز نمیشود وجز سفیدی .دود سفید هیچ نمی بینم .سعی می کنم از حالت خوابیده به بالا بروم اما هر تلاشی می کنم نمی توانم بالاتر بروم حبس شده ام . درنفس تنگی این منم  من روشن من بزرگ اما عاجز . نمی توانم هیچ کاری بکنم . در فشار تحمل ناپذیری قرار دارم او هم نیست شیطان هم نیست . دستپاچه وپشیمان شده ام از آنچه می خواستم .دارم میمیرم. .ما سه نفر من تاریک .من مه مانند و خودمن درخواب حالا باهم هستیم .یکی شده ایم ونمی توانیم این نیرو وفشار را که در فضای روشن وسفید رنگ هست تحمل بکنیم. کم کم رنگ من تاریک میشود .  آرام گرفته ام ؟ در خوابم .زیر چشمم را باز می کنم واورا می بینم .همان مردجوان که در سمت راست من ایستاده است به من نگاه می کند .میگوید بالحنی  معنی دارکه می دانم توبه ان چیزی که می خواهم بگویم آگاهی 

بعدمی گوید(تواگر بخواهی شیطان را ببینی میمیری .) .بله دانستم این جمله را من از درونم گفتم بدون حرکت لبهایم . نسیم خنکی بسویم می آید من روشنم .همه جاروشن است وبیدارمیشوم

*تا صبح هست انتظارنیز هست زندگی هم جاری است والله  درهمین نزدیکیهاست .وچه زیباست وقتی که شب وتاریکی را فراموش می کنی صبح از راه برسد.

 

*****************                                                               

                                  .رویای صادقه ( سایه ها)                                                                               

**در خوابم .اورا می بینم به کجامیرود .وزنی ندارد به سبکی یک پروانه در حال رفت وآمداست پروانه ای که بر روی زمین است . هوای تنفس هم به او نمیرسد هواسبک است واو سبک.هرچه را دید خیره نگاه می کند باولع خریدمی کند هرچه راخواست برمیدارد ازآن خودش است؟ اویک چادر می خواهد .چه تیز نگاه می کند .بانگاهش به اوچادر میدهند .همه جاروشن است او هم روشن .آن منم .می ویم من که خودم چادر دارم  بویش می کنم اگرچه خنک است امامن بوی چادر خودم را می خواهم باید از هرکجا از دیوار از آدمها چادر من به من برسد آنجاست ان چادر من است .برمیدارمش ؟ نه . آن مرد مرد بلندقد ( توکه می دانی مرد بلندقددر رویای من نشانه چه موجوداتی است)چادرم را به من میدهد.

اوراآن من دیگر را می بینم اوکه در خواب است بین من واو یک جاده از روشنایی است .من هم اورا می بینم من دیگر راکه در رویا ایستاده است وچادردر دست دارد .شایداز خودش می پرسد من . منی که اینجا هستم دیگر کیست؟یک حس عجیب چشمهای اورا بطرف من می کشاند چشم به کوچه می افتد چه خوب است که من هم بتوانم بر روی خاک کوچه وبه آنجا بروم . کوچه از نور می درخشد . اما من سنگینم .ناتوانم .من در خوابم. چه سروصدای عجیبی دراطراف او ست همان او که چادردر دست دارد آنرامی پوشد چادر را بدسرکرده است یک طرفش آویزان ان طرفش تا روی دستش افتاده است .اه من بایدخوادم را درآینه نگاه کنم یک چادر مشکی میآورند با بی میلی آنرا کنارمیزنم .می گویم چادر خودم را سرمی کنم . .چادر را درست پوشیده ام .چه سبکم . چه شادابم . خنکم از تنفس هوای آنجا . اورا نگاه می کنم اوکه مرا می بیند من ازاو بسیاردورم .دور چون یک پرنده ازپرنده ای در زمین خاک .درمسیر نگاه ما باهم هیچ چیز نیست هیچکس نیست همه اسیر سیاهی شب هستند . لحظه ها ثانیه ثانیه محو میشوند یک حس غریب مرا باخودمیبرد .همه جاتاریک است ومن چشمهایم را می بندم .

  *بیدارمیشوم کوک ساعت را می بندم وباخودم میگویم زوداست بیدار بشوم ومی خوابم

**این من در خواب که دردنیایم همه جارامی کاوم جز تاریکی چیزی رانمی بینم .سیاهی است تا اوج آسمانها . آه آن منم .من تاریک در خواب که روی پهلو خوابیده است او بسیار بزرگ است آنجا هوا تاریک است .

این منم در خوابم تاریکم هیچکس اینجا نیست .اوهم (من) تاریک که همه جارا می کاویدنیز بامن نیست .ناخودآگاه بیدارشده ام چرا؟باید بدانم.

 هنوز برپهلو خوابیده ام  چهره ام به آن طرف است  اما من آنها را می بینم در میان سیاهی غلیظ چون سایه هایی پایین میآیند بسوی من می آیند دستهایشان را بر نیمه بالایی جسم من می گذارند . دستهایشان ( همانها که مرا بعداز بیعت آرام وبا مهربانی بر زمین  گذاردند)را آرام برنیمه جسم من گذاردند وگفتند(( تو نمی خواهی بیدار بشوی))رویم را برمیگردانم دستهایشاندر سیاهی گم میشود ومن فقط می توانم سایه های مات شان را باچشمهایم بدرقه بکنم و

*صبح است و انها در اوج آسمانها منتظرند که نیایش صبحگاه مرا نگاه کنند توچطور خواننده خوب من آیا به خودت این فرصت را میدهی گاهی با آنها باشی؟

رویای صادقه ( نیازوصبح)

 این شب را من بسیار دلتنگم .حس می کنم از او دور شده ام این دلتنگی این  تنهایی مزاحم  زبان رنجورمرا به شکوه وگلایه واداشته است اگرچه اودراین نزدیکیهاست اما من می خواهم مطمئن باشم که در لحظات ودر زمان بامن است من به این با او بودن محتاجم و.

** او آنجاست دوروبرش شلوغ است سروصدازیاداست شب است اما رنگ زیبای شب ونور معجونی از زیبایی را دراین رویا باخود به شب من آورده است به هرکجاسرک می کشم بیقرارم .ومنتظر. نه قراراست بیکارنباشم خودم رامشغول کرده ام ومرتب درموردهرچیزی نظرمی دهم . از غیب . شی یاوسایلی را به من میدهند ومن نظرم رامیگویم .می پسندم وبله ازان قلبم میدانم .هرچه را که چشمگیر ببینم حواله قلبم میکنم .اطمینان دارم ازآن من است . وعجب حریصم من به این همه اشیاء زیبا .اگرچه هرچه را به قلبم می سپارم از دیدگانم غیب میشوند ومحومیشوند ودیگر هیچ. انگا که قرار است هرچه از زیبایی مال من بشود ومیشود .قلبم این رامیگوید. قلبی که نمی بینمش . در میان این همه آدم که نمی دیدم واشیایی که میدیدم .دیگر از سر خستگی درآنجا نشسته ام . زمان میگذردومن افسرده ام .جاده  ای است زیبا وروشن میان شهر. برتخته سنگی نشسته ام .با چادری که تا به حال ندیدمش . دارم از فرط تنهایی اورا نگاه می کنم اورا داردمرا از فاصله ای بسیار دور نگاه می کند وبرای رسیدن به او باید پرواز کنم . همان من دیگر از من که در دنیا درخواب است ومرانگاه می کند . هردویکدیگررا نگاه می کنیم هیچکدام حرفی نمی زنیم .من از اوکه دردنیاست دورم .آنجا در کوچه غمزده نشسته ام همه جا روشن است وباخنکای سکرآور که عطش  بودن درآن فضامرا راضی نکرده است .درمانده ام .چه غوغایی است ومحل پر رفت وآمدی است اما من هیچکس را مشخصا نمی بینم .ناگهان از تاریکی این شب خوشرنگ زنی باچادر بیرون میآید میگوید ( شیر نمی خوری)؟ چه زن بلندقدی است ؟  تعجبم نمیگیرداز بس که همه چیز را ازان خودم میدیدم . با خودم میگویم ( شیر .شیر) چیزی  راباید بخاطربیاورم ؟ به سینی که دردست آن زن است نگاه می کنم درآن فنجانهای زیادی درکنار هم چیده شده اند .باید این فنجانها لبالب از شیر باشند از بیرون اینگونه پیداست حتی بعضی ازآنها از شیر ی که لبریز شده خیس هستند . به فنجانها نگاه می کنم چه فنجانهای عجیبی . فنجانهای کاغذی که با نقوش زیبایی طراحی شده انداما خالی به نظرمیرسند دیواره فنجانها به حدی نازک است که میشد  محتوای داخل آنهارا هم دید.یکباره دیدم که جنس لیوانها تغییرکردند.جنس فنجانها دریک لحظه درخاطرمن یک چیزی مثل خیال مثل رویا را زنده کرد فنجانها .لیوان .لیوان بزرگ بسیار بزرگ.من این لیوان راجایی دیده ام این فنجانها هم به ان لیوانها شبیه هستند.شیری که هست اما دیده نمیشود .شکل آنها؟ ته شان تنگ ولبه هایشان گشاد بود .فنجانهای کوچکی پراز شیر برای من ؟دهانم آب افتاده است اما اراده اینکه از آنها بردارم راندارم . بی میلم از بیقراری لبهایم خشک است

اودارد به من نگاه می کند منی که دردنیا درخوابم  اسیرم وناتوان ازپیوستن وهمراهی او که دلتنگ وافسرده است .ما همدیگر رانگاه می کنیم . من باید به آن زن بگویم که شیرنمی خورم .اگرچه میدانم وقلبم میداند که همه ان شیرهای توی فنجانها مال قلب من است .شیر .شیر من ناشتا شیر می خورم.باید بروم آب دهانم را قورت میدهم وبا عجله بلند میشوم .(ما )به هم نزدیک ونزدیکتر میشویم.

بله صبح از راه رسیده است و هیچ ستاره ای نمی افتد . ماه آنجا آرام گرفته است .شب خاموش ودر خواب است .چه زیباست در خواب در شب .دربیداری در روز با او بودن فقط اگراو( بخواهد )

 

*************                                                         

رویاهایی که تاکنون تحت عنوان رویاهی صادقه خوانده ایدهمه واقعی است . شبهای رویا بسیار از زمین ما دورند  تاریکند سیاهند وفقط  وجود بزرگ با عظمتی به نام الله  بانور و روشنایی  خاص خود آنجا را چون روزی که من همواره انتظارآنم خواستنی و نورانی کرده است . زنان بلند قد . مردان بلند قد را من همان ملائکی میدانم که در آن دور دورها منتظر پیوستن من وتو به آن مکان خنک درانتظار به سرمی برند . دنیا مکان داشتنی  نیست .دنیاهرگز جای خواستنی نیست دنیا یک بهانه است .وای کاش ما همه ما می توانستیم از آن هدیه از آن دم زیبا از آن نفس پاک که درکدامین زمان  آرامش وامنیت پیدامی کند؟

     *******************************************************************                   

منتظری در انتظار نور                                            

    به نام خداوند بخشاینده مهربان                                         

( هیچ دیاری نیست مگرآنکه قبل از وقوع قیامت نابودش کنیم .ویا به سبب عملکردگناه آلوشان به عذاب شدیدالهی گرفتارشان سازیم وهمه اینها سطربه سطردرکتاب الهی نوشته شده است.) آیه پنجاه وهشت از سوره اسراء

(حال آنکه می پرسد روز قیامت چه وقت است؟ هنگامی که چشمها خیره بماند .وماه تاریک شود .هنگامی  که خوشیدوماه در یک نقطه گرد آیند.)سوره قیامت .آیات شش .هفت هشت  ونه

( آن هنگام که ستارگان بی فروغ گردند. و آسمان شکافته شوند . آن هنگام که کوهها از جاکنده شود .) سوره مرسلات . آیات هشت ونه ده

(آن کوبنده ویرانگر. چیست کوبنده ویرانگر وتوچه دانی که کوبنده ویرانگر کدام است روزی که مردم چون پروانه هاپراکنده اند .روزی که کوهها از هم گسیخته چون پشم زده   شده اند) سوره غاشیه آیات یک تا پنج

( آنگاه که زمین به شدیدترین وجهی به لرزه درآید وبارهای سنگین خودرا بیرون بریزد .درآن روز زمین اخبارش را بازگو می کند زیراپروردگارت به او وحی کرده است .درآن روز مردم درگروههای مختلف ازگورها خارج میشوند تا عملکردشان را به آنها نشان دهند پس هرکس به قدر ذره ای نیکی کرده باشد آن را می بیند وهرکس به قدر ذره ای بدی کرده باشد آن را می بیند) سوره زلزله .بطورکامل

پیشگویی آینده برای انسانهای اکنون .شایدکه زمان اکنون ناگهان از راه برسد.

دی .داستان گوی شبهای سرد

( چنانچه دوگروه ازاهل ایمان به جدال بایکدیگر پرداختند بین آنها صلح و آشتی برقرارکنیدواگریکی از آنهابردیگری ستم کرده است با ستمکاربجنگیدتا اینکه به فرمان خدا درآید واگر به فرمان حق درآمدعادلانه بین آنها صلح برقرارکنید همواره باعدالت رفتارکنید زیراخدا عادلان را دوست دارد. بدانیدمومنان برادران یکدیگرند پس بین برادرانتان صلح وسازش برقرارکنیدوحرمت اوامر الهی رانگاه دارید امیدآنکه مشمول رحمت الهی واقع شوید. ) سوره حجرات آیات نه وده

  *چگونه از آیات حق الله  ردمیشوند ؟ چگونه؟

ایران ما .خوزستان. سرزمینی دراقتدار ققنوسها پیشینیان قربانی وهم وآتش