قاب وارونه ارتداد ومن
بسم الله الرحمن الرحیم قاب وارونه ارتداد ومن ( الله گفت دوگانگی در پرستش را کنار بگذاریدزیرا او خدای یکتاست پندبگیریدوتنهاازکیفرمن بترسید.آنچه در آسمانهاوزمین است متعلق به اوست حتی دین از اوست اگر می فهمیدپس چرا ازغیرخدا خوف دارید؟) سوره نحل آیات پنجاه ویک وپنجاه ودو ( بگو ای اهل کتاب بیایید زیر چترکلمه وباوری که بین ما وشما مشترک است و آن چیزی نیست جز آنکه غیرخدارا نپرستیم وهیچ شریکی برایش قائل نشویم وبرخی ازما برخی دیگررا سوای خداوند به پرستش نگیرند واگر از این هم رویگردان شدند شما بگویید گواه باشید که ماتسلیم خداوند شده ایم) سوره آل عمران .آیه شصت وچهار ************************************************************** ( ما انسان را خلق کرده ایم وکاملا از وسوسه های نفسانی اش آگاهیم زیرا مااز رگ گردنش به اونزدیکتریم. به یاد داشته باشید آن دو فرشته موجود درچپ وراست انسان عملکردهای اورا ضبط می کنند) سوره ق . آیات شانزده وهفده *در آیات بالا ازحضوردوفرشته در دوسمت( چپ وراست )انسان گفته میشود واز اینکه آن دوفرشته مامور ودخیل بر اعمال نفسانی یانفسانیات یا آنچه از نفس یا نفس کشیدن و ازظواهرجسمی ونهاد آن از طبیعت خاک است بطوردائم درارتباط هستند ورفتارهای انسان را ضبط ( ازضابطه می آید آن شکل والگویی که باید طبق شرع وحکم الله اتفاق بیفتد وتمردازآن طغیان و داخل دردایره نفسانیات وتعلقات مادی است)میکنند .در زبان اصلی وعربی قران دراین آیه از متلقیان گفته میشود ومترجم به پندارخود متلقیان رافرشته خوانده است .واما قبلا گفته شد که روح نفس نمی کشد پس نفسانیات بعدجسمی وخاکی انسان را در برمیگیرد معمای مجهول در حراست وجلوگیری از بروزحاکمیت خواهی نفسانیات(یاتعبیر دنیایی خاک مرده ) بر سرنوشت انسان البته معنویت و ادراک وتعقل است . هرچه بیشتر از معنویت وادراک و عقلانیت در زندگی انسانی کاسته بشود جنون مادیگرایی بیشتر خودرا نشان میدهد. عدم تعادل وبی نظمی انسان که با طبیعت خاک درآفرینش او عجین شده است را میتوان مشابه با بی پروایی خاک که بصورت گردوخاک یا طوفان شن دیده میشود عنوان کرد که مادرزیرمجموعه های متشابه با آن رفتارهای افسارگسیخته ای مثل تجاوز رامیتوانیم معادل ان قرار دهیم البته آنچه گفته شد از متشابهات است برای اینکه بدانیم که ترکیبی که به نام انسان از خاک آفریده شده است در احا طه ای غیر قابل تغییر اما کنترل شونده ازنمادهای طبیعی وذاتی خاک قرار دارد.مهمترین ضعف خاک آنست که میسوزد اگرچه آب تعادل را در خاک برای حفاظت از انسان مانا بوجودمیآورد.دو مورد جبرواختیارهمواره در کنار این طبیعت خاک گونه اجتماعی دیده میشود به مناطق مختلف کره خاک توجه کنید وبه طریق زندگی .فرهنگ ها ی آیینی وحتی عقاید دینی .که باهم دراختلافند. سوختن خاک با اتش یا مخلوط شدن خاک باآب برای شروع یک تولد وباز پس گیری آب دراثر تجزیه پس از مرگ یک ویژگی است برای نمایش بعد اجتماع پذیری جنس بشر . و آیه بالاازجنبه معنوی رشدیافتن وگرایش پیدا کردن به آب برای ابقاء حیات انسان پس ازمرگ وبا مددجویی ازموجود آبی سرنوشت خودش باملائک ویا هم نشینی وهمراهی باآتش یا شیطان میگویدکه درکره ماهمه جاخاک است حتی درقعر آقیانوسها.خاک نماد اجتماع درآفرینش انسان است . پس آتش و آب همواره در مسیر سرنوشت برای رسیدن به هدف غایی انسان دریک اشتراک سهیم هستند.آنچه از آیه بالا ادراک میشود چون مورد صحبت ازنفسانیات است پس برخلاف تصور آنها آن دوموجودی که فرشته خوانده شده اند نمی توانند ازملائک باشند ملائک ازحق ( وحق یعنی فقط الله )ومعنویت محافظت می کنندآنها نمونه تسلیم محض هستند نسبت به یگانگی الله .انها در ایمان ثابت هستند و درمقایسه با انسان نیازمند به ثبات هستند برخلاف خاک .واماعجیب نیست که خاک با گرایش اجتماعی چنین قوی تحت تسلط وزندانی آتش بشود نقصان درخاک .ببینید گفته شد که خاک درهمه جاهست حتی درموقع لزوم دراسمان پس خاک همه چیز را می بیند اما درحریم انسانی که هم نشین اتش شیطان است این بینایی دائما در تنزل است .وقران میگوید اکثریت نمی بینند خاک درهمه جاهست حتی درقعردریاها پس همه چیز را می شنود اما همین خاک وقتی که درجسم یک انسان گمراه بخواهد خودنمایی بکند متاسفانه از شنوایی قابل ملاحظه ای برخوردار نیست .خاک نوررا می بیند اما آنچه خمیرمایه است درخلقت انسانی که ازسهم شیطان میشود آنچه دراو می بینیم دراثرمحاصره اتش ناتوان از دیدن است .همراهی جبری سرنوشت آتش با سرنوشت انسان گمراه جنون یا جن زدگی را سبب میشود. (حکایت آنها مثل کسی است که آتشی می افروزدتابا نورآن پیرامونش را ببینداما چون اطراف روشن شودخداان نوررا از انها میگیرد ونابینا در ظلمات رهایشان می کند *نورودیدن حقیقت برآنها حرام است)سوره بقره آیه هفده (یاحکایت آنها مثل کسانی است که درشبی بارانی وتاریک وپررعدوبرق ازخوف صدای رعب انگیز صاعقه های مرگبار انگشتان خودرا درگوشهافروبرده اند*تاشایدمفری پیدا بیابند حال آنکه خدابرهمه ناسپاسان چیره ومسلط است)سوره بقره آیه نوزده (توگویی برق آسمان میخواهددیده هایشان راکورکندهرگاه رعدوبرقی برمی جهدبی اراده بسویی میروندوچون ازغرش می افتدحیران وماتمزده می ایستندوخطررابا تمام وجودحس می کنندواگرخدامیخواست کروکورشان میکردزیرابرای خداهرکاری شدنی است) بقره آیه بیست توجه کنید درحالیکه اطراف انسان با افروختن اتش روشن باشد .اوناتوان ازدیدن الله است.او عاجز است که این نور را بر قدرت نور الله تحمیل مپکند .اسیر در دنیایی از اتش . آتشی که خودافروخته است. چون نابینایان عاجزازدرک نوراست .دراین ظلمات انسان نومیدانه می بیندفقط اتش را میبیند خودرا نمی بیند الله رانمی بیند .او آتش سو زان رابرافروخته وبدون حامی . بدون تکیه گاه رها شده است رها شدگان . همه چیز درتسلط خیال ووهم قرار میگیرد انسوی اتش چه خبراست؟تاریکی .درتاریکی مگرمیشود دید؟مگر اتش میگذاردکه انسان نوردیگری را ببیند ؟دلبستن به وهم باعث میشود که انسان لذت درک هرحقیقتی را ازدست بدهد دراینجا ماانسانی را می بینیم که ازتاثیر تاریکی به وهم پناه برده است گوشهایش را تعمدا می بندد واین را ه حل میداند که راه نجات او محسوب میشود .مفر؟. به شرایط بالا توجه کنید منشاء این اتفاقات .رعدوبرق . غرش ابرها .همه چیز در تحت یاری واراده الله است اما او نومیدانه ترین واحمقانه ترین راه را انتخاب میکند فرار از حقیقت. همین او ست که از هر ( های وهوی) میترسد می ترسد که می کشد می ترسدکه تجاوز می کند .می ترسد که خیانت می کند می ترسد که مدعی ولایت میشود می ترسد که خودرا جانشین پیامبرمیداند .می ترسدکه در لباس تقوی به مسجدپناه میبرد .یارانه را به غایبی که درمیان ما نیست نسبت میدهد اینگونه توجیه میکند که برای هر کار زشتی هر نیت بدی باید ارکان دیانت خود را لوث کند او می ترسدکه از یک دیکتاتوروقاتل مسلمانان حمایت می کند می ترسدکه انرژی هسته ای راازحق خودمیداند .میترسدکه نماز وحج وعبادات الله .معنویات را از اوجب واجبات نمی داند او می پندارد انسان میتواند جانشین الله بشود پس میگوید انسان میتواند همه مخلوقات الله را خلق بکند .مطمئنا اوباورندارد که الله بر همه ناسپاسان چیره ومسلط است حتی درقلمرو دین .حتی در پناه قانون ( یک اصل) .حتی درمسجددربالای منبر .حتی درکنارمردم فلسطین مظلوم ...... (بگوای پیامبر. نمازمن وعبادات من وزندگی ومرگ من از آن الله پروردگار جهانیان است )اما اوخودراچون پیامبرمتعلق به الله نمی داندزیرا اواز شنیدن ودیدن نورحق الله عاجز است قربانی آتش است..آه ای جن .ای شیطان توچرا اب رارهاکرده ای؟ .بخوانیدآنچه را درآیات بیست وچهارتابیست ونه سوره ق آورده میشود ( فرشته قرین او گوید این نامه اعمال اوست که آماده کرده ام.خدا گوید تمام کافران لجوج را به جهنم افکنیدهمان کسانی که مانع خیربودندوتجاوز پیشه کردندوهمواره درمورد حقایق درشک وتردیدبسرمیبردند .همانکه با خداوند خدای دیگری قائل شد پس اورا به عذاب سختی درفکنید .فرشته قرین اوگوید پروردگارا من اورا به طغیان وسرکشی *وادارنکردم خوداو در اعماق گمراهی بود. خداگوید نزدمن مجادله نکنیدقبل ازاین درباره مجازات ها با شما سخن گفته بودم *حرف من تغییر نمیکند حال آنکه به بندگانم نیز ظلم روا نمی دارم .) *الله ازمجازات عادلانه تمام کافران میگوید ( منظورجمع جن وانس است)از جمعی که ما انها را اکثریت میدانیم .اکثریت مجنون . ببینید خواننده خوب در آیه هفده در آیه عربی ازقرآن از متلقیانی گفته میشود که در سمت چپ وراست انسان *قعید هستند متلقیان به کسانی گفته میشودکه بدل ازکار القاء می کنند مامور هستند به استفاده از نوع وروشی مشابه القاء توسط ملائک . آنچه باید بدانیم درسوره مرسلات ازماموران القاء یا فرشتگان بعنوان ملقیات نام برده شده است . وما در این آیه از متلقیان می خوانیم .قعید هم که مشخصه خاص گروه جن است یک همراه نشسته(= قرین قعید) عامل سکون و مانع برای بوجودآوردن هرگونه تغییر .در بعضی از قرآنهای ترجمه شده ازهمین سوره ازشیطانی به نام (عتید )هم گفته میشودیعنی ازدو شیطان که انسان گمراه را همراهی می کنندنام برده میشود . با توجه به آنکه الله از وجود یک شیطان درهمنشینی با انسان رویگردان از حق می گوید پس در ترجمه این قرآنها اشتباهی بزرگ صورت گرفته است درآیه سی وشش وسی وهفت سوره زخرف فقط از فرستادن یک شیطان بسوی انسان گمراه سخن امده است ونام بردن ازدوشیطان ارتداد وغلو وزیاده گویی است ونشانه انحراف است از یقیین وتسلیم به آیات حق الله وارتداد.. ما در قران فقط با یک شیطان آشنا میشویم همان شیطانی که هم معتداست ومرتب با وسوسه هایش به انسان حمله می کندوحمله هایش گاه آنی است و انسان عکس العمل بسیار غیر طبیعی مثل قتل .یا تجاوز و دزدی.... راازطریق القائات او مرتکب میشودو هم اونیز شیطان قرین است قرین راه نجات را برانسان می بندد اورا زندانی ومحدود میکند .مخلوق بیمار یا طعمه ای که برای سوق دادنش بسوی جهنم به ان احتیاج دارد( توجه بکنید به گفته های ابلیس وقولی که به الله میدهد او وعده میدهد که انسانهای گمراه را سهم خودیا اتش میکند).وقتی قرین همیشه همراه انسان بی ایمان باشد قبح اعمال زشت درباوراو ازبین میرودوزشتکاری بصورت عادت در میآید ازتوبه خبری نیست شخص بیمار شده است وجنون یاجن زدگی دراو ساکن شده است در بعد اجتماعی ما انسان را یامجرم می بینیم یا یک گناهکار و اینجاست که الله ازلزوم ونیاز به تغییر میگوید درانسان زندانی وهم و آتش .واگرانسان بتواند این تغییر را بوجود بیاورد توبه را بازگشت را راه علاج بداند سرنوشت خودرا نیزمیتواند دراختیاربگیرد ودربرداشت ازآگاهی درایجاد تغییریا عدم تغییر نیز ما می توانیم تغییر عملکرد اورا بصورت جرم وگناه در جامعه شاهد باشیم زیراصحبت فقط وفقط ازخاک است وگفته شد که سهم شیطان ویاعنصر مطلوب ازطرف شیطان برای حاکمیت برانسان نیز جسم یا کالبد ماست .کالبدی که نیازمنداست نفس می کشد . قید یا حالت موجود قعید که از الزام وجبردرموجودیت می آید برای شیطانی به نام قرین وازنشستن دائم موجودی همسان با ماهیت اوکه نمی تواند جهد بکند نمی تواند قائم بشود بلند بشود اشاره دارد. موجودی که خود پذیرفته است به آفریدگارخود تمردبورزد اوهرگز نمی تواندو این یک هشداراست. قعید شیطان وانسان گمراه هردو بعنوان طعمه و صیاد زندانی یکدیگرند به آیه بالا توجه کنید از جبر فرستادن شیطانی برای همراهی انسان گمراهپس قرین درجبر یک اطاعت بی چون وچرا از فرمان الله قرارمیگیرد وانسان مخیر وانتخابگر خود راه سرگردانی وتاریکی را بدون اراده می پذیرد.اگرالله بخواهد .اگر الله صلاح بداند .این یک امر اصولی است برای افتادن در دامن ارتداد. .اگر انسان برگردد خودآزاد شده است واگر شیطان برگردد خود آزاد شده است اما آزادی شیطان مشروط به سیراب کردن اواز اب فراوان است اگر ایمان بیاورد.همانطور که انسان گمراه به اب نیازمنداست تا بعنوان یک انسان بادو عنصر آب و خاک والبته روح بتواند زنده بماندزندگی. زیستن وزمان اکنون برای هردو انها متوقف شده است .زمان اکنون اما دائما در استمرار است برای پیامبران زمین . شهیدان . ایمان اورندگان که زندگان جاویدانند .امااگر الله نخواهد .الله صلاح نداند واراده باش نکنداو همواره با قرین خواهدبود تا لحظه ورود به جهنم .. قرین به خاک مخلوق انسانی که هویت خودرا تغییر داده است ( آب راپس زده است)مسخ شده است مجنون است مسلط است و قرین قعیددائم امربه سکون میکند اما ذاتا قدرت اجباراز اوسلب شده است نیرو وتوان اوفقط دروسوسه کردن است او تشویق به تجاوز میکند .وسوسه به ارتکاب قتل میکند القاءبه ......اما عملا خودرا در هیچکدام ازمواردجرم وگناه شریک نمیداند . حال تصورکنیدآن انسان ؟ راما درجامعه چگونه می بینیم . گفته شدکه شیطان قبل از عصیان یک فرشته بوده است درجمع ملائک انجیری یا آبی مقام داشته است .عالیترین مقام درعرش .اگر مااین واقعیت را به آنچه که درجهان مادرحال وقوع است تعمیم بدهیم شما تصور بکنید چه کسانی درصورت تمرد وارتداد ازمجموعه همه گروه اکثریت خطرناک ترودرتضادبا دین الله شناسایی میشوند. روحانیت .علما .مبلغین ادیان الهی .ایمان اورندگانی چون سامری .ققنوسهای اتشفشانی . گناه انها ارتداد انها زمین را به اتش خواهد کشید .ای پاپها .ای کشیش ها .ای خاخام ها .ای روحانیون ایرانی .ای.......ای الهه نظام (من) ما مسئولیم چرا بسوی مرگ ؟ یاد آور میشوم که قائم از اسماء الله می باشد و جن برخلاف ادعایش درعرش هرگز نمی تواند الله باشد یک نوع نفی وانکار جن شیطان توسط الله احد الله واحداین واقعیت امر یک جبر است ردآن از ارتداداست . انسان با ایمان هم از جهدوجهاد بهره میبرد کسی که می تواند برخیزد جهاد بکند واین موجود( فرشته ؟ قرین)نیزعاجز از تلاش وجهد است والبته همیشه همراه ؟ . سو آل پیش می آیدکه چرا دراین آیه گفته شده است فرشته قرین به الله می گویداوعملا ازعمل اجباردر انسان به اعمال باطل استفاده نکرده است .ببینید وقتی قرآن می گوید که این موجود ( ؟یا فرشته قرین )به الله میگوید من اورا به طغیان وادار نکرده ام .از یکسو نمیتوان آیه الله را ردکرد واز سویی دیگرنمیتوان سخن گوینده این جمله را ردکردباتوجه به آنکه آنچه که میخوانیم یک آیه وقول الله در کتاب مرسل است شک وتردیددر پذیرش سخن این موجود( قرین) از ارتداد است .ازپیام این آیه است که از اختیار انسان می گوید از انتخاب انسان می گوید از اینکه انسانی که اکنون سزاوار اتش وعذاب است از گروه اکثریت است وخودوقبل از همراهی باقرین موجودی کور بوده است .کربوده است از اندیشه وادراک واستفاده از عقلانیت بی بهره بوده است و اما سخن زیبای الله که از عدم تغییر درآیه وقول خود می گوید واز اینکه به بندگانش ظلمی روا نمی داردجای تامل دارد حال توجه شما را به آیه یازده از سوره رعد جلب میکنم (هرانسانی به دستورخداوندفرشتگانی داردکه از* روبرو وپشت سر اوراازحوادث غیرحتمی محافظت می کنندبدانید خداوند سرنوشت هیچ قومی راتغییرنمیدهد مگرآنکه آن قوم خودرا تغییر بدهندواگر خداوند بخواهد آسیبی به گروهی برساندهیچ دفع کننده ویاوری بجز خودش وجودنخواهد داشت) *در این سوره از حضور وجایگاه فرشتگان در* روبرو وپشت سرانسان گفته میشود .اما در اصل زبان قرانی از معقبات نام امده است .نگهبانان . عقبه .دنباله .ونه فرشتگان . اینجاهم یک نوع دیگر از تعبیر و استفاده از سلیقه شخصی درترجمه قرآن صورت گرفته شده است . وقتی الله بعداز محافظت از تغییر میگوید .پس همین معقبا ت توانایی ان راخواهند داشت که به انسان آسیب هم برسانند( درهردو صورت محافظت و آسیب. انسان اراده ای در دفع حوادث ندارد همه اراده وقدرت حاکم براو از سوی الله اعمال میشود)پس محتمل به نظرمیرسدکه آنهااز ملائک باشند اما تایید هم نشده که ازچه گروهی از موجودات جهان ماوراء هستند وازانجا که جن اتش هم روزی از فرشتگان بوده است بعید ومعلوم نیست که معقبها که لزوما *ات ( برای شنتسایی) هم به جمع نام انها اضافه شده است ازچه عنصری از ساکنان عرش هستند ودرهرصورت ملقیات متلقیات ومعقبات همه از مرسلات هستند .خواننده خوب این آیه وجود فرشتگان (درسوره ق درچپ وراست انسان) راصریحا رد میکندبراستی دو موجودی که در چپ وراست انسان ( این یک کلیت است برای *همه انسانها وبرای پیروان همه ادیان اسلامی ورد آن ازارتداد است )با انسان تا روز موعود زندگی میکنند کیستند؟بخوانید (هرکس از یاد خدای رحمان روی بگرداند شیطانی را بسویش می فرستیم که همواره قرینش باشد وآن شیاطین آنهارااز راه نجات بخش الهی باز می دارنددرحالیکه می پندارند هدایت شده اند تا آن هنگام که نزدما بیاید وبه *شیطان ابراز کندکاش بین من وتو فاصله مشرق تا مغرب وجود داشت حقیقتاچه بد هم نشینی هستی . امروز این حرفهابرایتان سودی ندارد زیراظلم کرده ایدو*همه تان درعذاب شریک یکدیگرهستید ) سوره زخرف آیات سی وشش سی وهفت وسی وهشت .وسی ونه *دراین آیات ما به هویت موجودی که در سوره ق بعنوان فرشته خوانده شده است پی می بریم . از شیطان متلقی قرین گفته میشود واز شیطان دیگر یا متلقی دیگر گفته ای نمی آیدچون درواقع گفتن ازموجودیت ثانوی از شیطان هویتی حقیقی ندارد امااز اعتراف غیر مستقیم ( قرین ) از وسوسه ها یا القائاتی که به انسان گمراه ارائه کرده است ودلیل جهنمی شدن انسان گمراه را ( اصولا)تبعیت از وسوسه هایش نمی داندآگاه میشویم . وما سبب وعلت اصلی تاثیر وسوسه هارا درآغاز آیه می خوانیم الله از رویگردانی *( هرکس که به آیات الله بی اعتنایی کند آنهارا ردکند یا تحریف کند ) میگوید ودراین آیه یاد آوری میشود که رویگردانی وبی اعتنایی به حق درانسان را شیطان نیزمی شناسد وانهارا می آزمایدشیاطین نیز با انسانها به جهنم افکنده میشوند ودر سوره زخرف به نحوه عمل شیطان نیزاشاره شده است و( از شباهت نوع القاء و پندار میگوید) جمع دراین فعل *می پندارند ازشیوع عدم تشخیص از بسیاری ازافراد ورواج اوهام دربین اکثریت میگوید چون کامل نیستند .اکثریتی که نمی بینند .نمی شنوندودرک درست ندارند ازفهم واستفاده ازعقلانیت محرومند و....... ( وریشه اکثریت نیز ازعرش آغازمیشود وقتی ابلیس تنها درمقابل الله طغیان می کندوابراز به برتری خود این وهم دراو بوجود میآید که اونیز یکی است درحالی که در طی سیر دردنیای ارتدادما شیطان رامداوما با گمراه کردن اجنه وانسانهاودرکثرت می بینیم پس فردیت در میان گروه جن نیز وجود ندارد مثل ماانسانها .مثل ملائک و... فرد وتنها وتک ویکتا ویگانه احد واحد فقط خاص الله است اما بایددانست همواره سهم شیطان از سرایت بیماری جنون دراکثریت بیش ازالقا ء اوهام درانسانهای با ایمان خواهدبود.به دنیای اطراف نگاه کنید ما بیش ازآنچه فکرمی کنیم با نیروهای اتش .از جمله گاز نفت .برق .بمب .تلویزیون .کامپیوتر. موبایل . تلفن . رادیو . باطری حتی باطری اتومبیل . ووو.....درارتباط هستیم واین یک تشابه است به هشداری که ما دراحاطه انواع واقسام اشکال اتش یا شیطان قرارگرفته ایم آتش . اتش حتی درقطارها .درهواپیماها و....) این آتش میراث پیشینیان ماست .ققنوسهایی که هرگز متولد نشده اند . وهمواره دراتش میسوزند امان از پدران ما نفت وگاز که به نسل کشی فرزندان خود کمین کرده اندپدران فرزندخوریک پدرمشرک هرگز فرزندی معنویت گرا یگانه پرست نخواهد داشت . برای اوزمان مرده است مردن یک تیره از یک نسل مشرک یا زناکار برای ابد .زمانی به نام اکنون نیز برای او وجودنخواهد داشت. شرک وکفر ازجنس آتش . مشرکین .زنا زادگان . چه فرق میکند که مقام این پدرکیست ؟عادل ترین قاضی جهان است ؟ راستگوترین فرددنیاست ؟ کیست این باطل شده.این مردود .این آتش ؟ او برای فرزند خود فقط یک ارث به جامیگذارد باطل بودن .حرام زادگی . فرزند مرده متولد شده ازژن بیمار مشرک . می خواهد از سادات باشد میخواهد علوی باشد . دراینجاهم توجه شمارا به یک نکته مهم جلب می کنم و ان اینست که در قرآن بزرگ علوی ویا سادات و اموی همه در انواع واقسام گونه های ارتداد به یک چشم نگاه میشود دوگانگی پرستی حرام است حتی برای انکه خودرامنسوب به پیامبر میداند .ودر صورت ارتداد ودوگانه پرستی ( مثل تمکین به اصل ولایت ) این رگه یا ریشه ای که این شخص مرتد خودرا بدان منسوب میکند قطع میشود ودراکنون مرده محسوب میشود اوهرگز نمیتواند حضرت فاطمه س را مادر خودبخواند یااصالت خودرا به امامان معصومین ویا پیامبر وپیامبران منتسب بگرداندودادن وپرداخت خمس وزکات وصدقات رایج مسلمانان نیز به این گروهها نیز ارتداد است .ارزش تقوی ارزش دارا بودن ایمان واقعی . یقیین به توحید دراینجا نیز در قطع کردن ریشه های ارتداد بیش ازهر زمان دیگری موثر ودر سرنوشت انسان دخیل می باشد .مضحک است اگر فردی از سادات؟ بیاید وادعای ولایت ویا حاکمیت براهل تسلیم بکند وخود تیشه به ریشه نسل سادات بزندویاخودرا ازمسلمانان دین محمدص سرزمین کربلا ونجف . فلسطین .و.... بداند وادعای دوگانه پرستی بکند مطمئنا این اشخاص ارث شرک را قبل ازتولد ازپدران ( پیشینیان) باخود داشته وبه نسل بعدازخودانتقال میدهند .می بینید که مسئله شرک وارتداد مسئله ای بسیار بسیار جدی است . (زنان ناپاک برای مردان ناپاکندومردان ناپاک برای زنان ناپاکندو زنان پاک برای برای مردان پاکندومردان پاک برای زنان پاکند) سوره نور آیه بیست وشش درمطلب قبل از ازدواج نامتعادل وجبری ازدواج زن مشرکه بامرد زناکار( یامردمشرک) وازدواج مردمشرک بازن زناکار( یازن مشرکه) گفته شد واز اراده الله درامر این ازدواج نامیمون که امرازدواج برای این گروهها حتمی است .آنها حتی اگر بخواهند به جبر وقدرت اراده الله نمیتوانند با زن مومن و زنان پاک یا مردمومن ویامردان پاک ازدواج کنندالله نمیگذارد .نمیشود.والله از (نمی کند )می گوید یعنی زمان برای ابد بدینگونه ادامه خواهد داشت وما دراینجا به یک نقطه می رسیم به جهنم ..زمان برای این مردگان وباطل شدگان همواره درتوقف خواهدبود(درسوره منافقون تشبیه گروهی از آنها به چوبهای خشک نیز بیانگر باطل شدن عمرآنها ویامرده دانستن این اکثریت در توحید پیامبران است).دروسط آتشی که روشن کرده اند راه گریزی نیست (امکان ندارد که شما بتوانیداز خداوندبگریزیدنه درآسمان ونه درزمین وجزخداوندهیچ یارویاوری نخواهید داشت)سوره عنکبوت .پس باید بدانیدکه نسلی که خودرا منتسب به یک امام معصوم ویا یک پیامبر میداند در صورت ارتداد وشرک از ادامه بقا وتوالد درنسل محروم میشود .ونیزباید دانست قبل ازآنکه شرک یک معضل وبیماری زمانی باشد یک امرژنتیک هم هست اگر پدران این اشخاص دردوگانگی .گمراهی ازدنیا بروند پس فرزندان ایشان نسلهای پیاپی بعداز این اشخاص نیز در ارتداد وشرک خواهند بودمگرآنکه الله صلاح بداند که انها را به اطاعت ازآیات حق یقیین وایمان به نور دعوت بکند. واما قرین هرگز نمیتواند اراده خودرا بر شخص بیمار تحمیل بکند پس تبعیت ازوسوسه والقا ئات قرین هم امری اجباری نیست .وشخص همواره وتا فرصت هست مختاراست به ایجادتغییر. قرین انسان را امربه معروف نمی کندکه زشتکاری خودرا رهاکندوبالعکس اورابه ابطال حق به خیال پردازی . به پوچی. به دنیا مشغول وسرگرم می کند ایجاد وهم درتلقین برتری دنیا تنها اسلحه شیطان است .( به یاد بیاورید زمانی راکه دربهشت شیطان برای تشویق آدم وحوا به گناه به آنها وعده فرشته شدن را میداد مثل مسافران کشتی خواص وولایت ایران ما که به آنهاوعده داده شده است که درصورت اقتداء به اصل دروغین ولایت فقیه میتوانند به بهشت ومن نمیدانم کدام بهشت مراجعت بکنندوعجیب است که درآنجاهم فقط میتوانندبه زبان عربی صحبت بکنند.نه ای خوش خیالان غرق دراوهام هیچکس صاحب اراده درنمازوعبادات وزندگی ومرگ خودش نیست چه رسد به تداخل درسرنوشت دیگران) والله درپایان این آیه ازعذابی مقرر میگوید . از ارتداد میخوانید که راه مبارزه باان نیز بی شک از طرف الله فقط استفاده از قرآن وکتاب دین توحید خوانده شده است و استفاده از آنرا در راه مبارزه با شرک وکفر وارتداد جهاد با قرآن بزرگ خوانده است .ترجمه آیاتی از کتاب الله را برای تو ای مترجم کشور عزیزمان ایران آورده ام تا سهم کوچک خودرا نسبت به آنچه از ارتداد می دانم واز حق واجب تومی دانم که از آن آگاهی پیدا کنی ادا کنم .امیدوارم چنین برداشتی اشتباه در ترجمه قرآن فقط ازناآگاهی محض باشد ونه از نقصان آگاهی از کتاب بزرگی به نام قرآن زنده که قرنهاست دربین ما مسلمانان دست به دست میگردد.برما واجب است بدانیم که هرگونه تحریف .هرگونه تغییر وهرگونه مغلطه درترجمه یا تقلید از پیشینیان در ترجمه از آیات الله از ارتداد است جای تعجب دارد که کتاب قرآنی که از شبیخون ارتداد بی زهر چشم نمانده است از موسسه فرهنگی قدر ولایت ؟حق چاپ وتکثیر گرفته است؟ دراینجا پرسش پیش میآیدکسی که مدعی بصیرت است وویاادعا دارد یارانه ؟مردم از جانب مهدی ع مدیریت میشود چگونه نتوانسته است از چنین اشتباه بزرگی درترجمه کتاب قران اگاه بشود. بعضی ازاهل کتاب گمراه کامل نیستند وبه درستی نمی بینند و ..... القیا. القیا ببینید الله از روش صحبت با کافران دراین آیه پرده برمیدارد (القیا . به آنها القا کنید تمام کافران لجوج را به جهنم افکنید)سوره ق آیه بیست وچهار دراین آیه قرآن ازامر در زمان *بگو نمیگوید الله زنده نمی گوید به جهنم وارد بشوید بلکه امر به القا به این واقعه تلخ میکند امر میشود القیا . القیا . زمانی برای صحبت معین نشده است . بعداز راندن شیطان از عرش نوراز شیطان رویگردان شده است . برابری وعدالت در عمل . شیطان .کافران .مرتدان رویگردانی میکنند الله .پیامبر نیزازانهاروی میگردانند .سخنی از شلاق .زندان .نیست بلکه سخن ازتمام شدن فرصتهاست والله هرگز با کافران وجهنمیان صحبت نمی کند .چرااین کتاب ازوزارت فرهنگ وارشاد اسلامی؟ حق چاپ گرفته است ( اوهمان کسی است که قرآن رابرتو نازل کرد کتابی که هم دارای آیات محکم است (با حکمی روشن وواضح)که این قسم اصل قرآن است وهم دارای آیات متشابه است ( که ازنظر معنی وجوه مختلفی دارند) بدینسان آنها که قلبها ونیاتشان منحرف است بخاطر ایجادفتنه وارائه تفسیری نادرست به سراغ متشابهات میروند درحالیکه عمق ومعنای ناب آنهارا کسی جز خداوند بزرگ نمی داندو آنان که در راه علم ثابت قدم واستوار هستندمیگویند ما قران را باور کرده ایم تمام ان از جانب پروردگارمان است واین نکته را کسی جزاندیشمندان درنمی یابد.) سوره آل عمران . آیه هفت ********************* واما زمین . خاک .روزی درزیر آب بوده است. والله ( اوکسی است که آسمانهاوزمین را در شش روز خلق کرد درحالیکه *عرش اوروی *آب بود تاهمه شمارا امتحان کند ومشخص شودکدامتان عملکرد بهتری دارید ای پیامبر اگربگویی همه شما بعداز مرگ زنده خواهید شد بی شک بی ایمانان میگوینداین جزجادویی آشکارنخواهدبود ) سوره هود آیه هفت گفته شد که بعداز گناه آدم وحوا که با خوردن لقمه حرام منشاء وآغاز تبعید آنها وهمچنین شیطان از بهشت شد خاک وهرچه ازنوع خاک بود ازعرش رانده شدازجمله آدم .از جمله حوا واز بهشت نیز ( بی اعتنایی ویا رویگردانی نسبت به حق یاقول الله . باعث بی اعتنایی یا رویگردانی الله ازانها شد تنهاراه اثبات حاکمیت وولایت الله بر مخلوقاتش )وهمچنین هرچه از جن و شعله های رنگی خوانده میشد به زمین یا دنیا تبعید شدند .آیه بالا را به دقت بخوانید . عرش الله روزی بر روی آب بوده است . و زمین و خاک زیر آب بوده اند.جامد درون مایع .مخلوط .مخلوط.همانگونه که انجیر با اب دائمادر اختلاط است . الله خاک را گرامی میدارد از آب وخاک آدم وحوا را می آفریند خاک کجابوده است زیر آب .زیر آبی که عرش الله بر بالای آن قرار داشته است توجه کنید که چگونه انسان از *زیر به بالا به اوج به عرش میرود کرامت پیدا میکندو در درگاه الله مقام خاک بالاتر از ملائک اعلان میشود.واما زمین ما روزی پودری از خاک بوددر زیر آب. وآفرینش انسان جبرا خاک را از پودربودن به انسان شدن .به زمین شدن تبدیل کرد( بودن وشدن . بودن در زیر وشدن درعرش .وهمه چیزدر موقعیت باش قرارمیگیرد این یک امر جبری است .اگر در خاک بمانی خاک مرده ای بیش نیست ودر نزد الله یک باطل است اما انسان .انسان باش یک موجود زنده است .اواز آب زندگی می یابد .مکان زندگان .توجه کنید به این نشانی پنهان که الله غیرمستقیم به بشرمیگوید که تو فقط درکنار من زنده ای ودرکنار لیلی . فرهاد . ولی . شاه فرعون .شیطان شیطان تومرده ای بیش نیستی.یقیین در این معادله بعداز مرگ اثبات خواهد شد ودراین جبر فقط اراده یک انتخاب .توبه میتواند انسان را ازگذرازآتش یاری کند.دراینجا می بینید ویژگی خاک در گردوغبار یا تجاوز یاعامل ویرانی بودن یا نادانستن .همه ازنقش بی ارادگی است وانسان تولدیافته ازخاک و آب می تواند صاحب اراده واختیاراست وباهرعملی که الله انجام میدهد با دستهای معجزه گرش با مخلوط آب وخاک . خاک وآب زیرعرش اونیزهمان عمل راغیر مستقیم وبدون اراده تسلیم وارمی پذیرد تسلیم محض به آن میماند که همزمان دعوت به باش به خاک وانسان داده بشود.این دستها سرنوشت انسان زنده وزمین مرده را رقم می زنند دستهای عیسی س از خاک پرنده میسازد واوبا نفس خود به پرنده جان می بخشد عیسی س درواقع یک شبیه یا مقایسه است برای آنکه آفرینش وخلاقیت الله را مردم باور بدارند وازعظمت واقعیت وحقانیت آن رد نشوند . والله در آیاتی یادآوری میکندکه انسان را عجول وبی ثبات یافته است اورا موجودی قابل ذکر نمی دانسته است .توجه بکنید آدم شکل می پذیرد وزمین شکل می پذیرد . وزمین متولد میشود همانگونه که آدم خلق میشود .عرش دیگر بر روی آب نخواهد بودو آنچه آب نام داشت تبدیل به خلاء میشودواز تسلط وحاکمیت انبوهی ازئیدروژن خارج میشود اما شهابها باز میسوزند .این یک جبراست .ما غسل میگیریم . زمین ما( جسم ما) شاداب میشود این ازحق زمین است.وبرماواجب. باران می بارد وزمین شاداب میشود زمین روزی زیر آب بوده است وما چرایی بودن اورادر آب در نمی یابیم.این خاک این جسم ما همواره در جبراست که پاک بماند.تا روزی که قیامت برسد.قیامت روزی خاص برای برخاستن قعید . قعید یا زندانیان وهم بدون هیچ توجیهی همیشه درترس ازبرخاستن هستند. برای شناختن قعید آیه پنجاه ونه سوره نساء یک آیه گویا است (ای کسانی که به حقایق ایمان آورده ایداز خداونداطاعت کنید ازپیامبرخدااطاعت کنید از*صاحبان راستین درامورخودتان یا مسئولین* ترین *یا اولی درایمان ازمیان خودتان اطاعت کنیدواگردرچیزی اختلاف کردید برای داوری آن را نزد*خدا وپیامبر مطرح کنیدچنانچه به خدا وروزحسابرسی ایمان دارید اینکاربرای شما خیر وعاقبتی نیکو دارد .) اطاعت از الله .اطاعت از پیامبرالله( کدام پیامبر؟ نام خاصی از این پیامبر دراین آیه ذکرنشده است پس واجب آنست که یادآوری نام پیامبر رابه همه پیامبران صاحب کتاب عودت بدهیم وگرنه ارتداد ورزیده ایم وچرا پیامبر ؟همان او که زنده است؟)ودرکناران اطاعت از جمع ایمان اورندگان واجب شده است .ببینید ازاطاعت وپیروی ایمان آورندگان ازمجموعه ای از ایمان آورندگان دراینجا خواسته شده است تسلیم بودن به اطاعت ازیک فردرها شده است باطل شمرده شده است درقرآن مستندومنحصر به اطاعت ازیک نفر بطورجبری ممنوع شده است.وجبر یعنی واجب یعنی حرام مطلق با حق الله. دراینجابطورخلاصه از تاثیر ژن جنون شرک که از جن شیطان به انسان منتقل شده است باید گفت .همه چیز ازعرش آغاز شد .الله آدم راخلق میکند امرمیکند به همه فرشتگان که آدم را سجده کنید همه امرسجده را اجابت کرده اند مگر ابلیس . که از یکسودرمقابل قول الله که (حق) بوده است تمردمیجوید .از طرف دیگر سجده را ادا نمی کند وخودرا برتر از آدم میخواند که اگر به عمل سجده بخوبی توجه بشود الله به فرشتگان که برترین مخلوقات عرش بوده اند این امر را ابلاغ میکند وبرتر ازآدم در آن روزهمانا الله است اما شیطان نادانسته خودرا برتر از آدم میداند بدینگونه مستقیما با الله وارد یک مبارزه عقیدتی میشود .واززاویه دیگر شیطان تمام نیروی خودرا بسیج (آه بسیج .ای شر ؟ ) می کندتا خاک یاآدم را به سوی خود بکشد ( به قرارگاه شیطان یعنی جهنم) دراینجا ما با نبرد برای حاکمیت بر خاک یا زمین روبرو میشویم .وبطور آشکاردخالت شیطان دردین یا عقیده معنوی رابرای تسلط بر خاک یا دنیا یا همان سیاست حاکمیت برزمین یا مدیریت جهان و ولایتمداری قانون ( دین بایدقربانی دنیا بشودتا شیطان پیروزبشوداما کدام دنیا. دنیایی ازوهم) دنبال میکنیم .معنویت الهی درمقابل مادیات دنیا قرارمیگیرد درحالیکه الله همواره برحاکمیت بردنیاو آخرت مخلوقات می گوید ( سخن پیامبر رامرورکنید)اما باز شیطان مدعی میشود که اکثریت بندگان الله یاخاک را از سهم خودمیخواند ودراین ادعا نیز اگرچه تمرد صورت میگیرد واراده الله بر انتخاب مخلوقات نادیده گرفته میشودجبر در اقتدار اراده الله توسط شیطان همواره ( اکنون) نفی میشود دراینجامیشودکه اراده شیطان رابرای به واقعیت رساندن قول ووعده اش تخمین زد وازتولد اولین فرزند آدم اتفاق وراثت دوگانه پرستی یا شرک درنسل بنی آدم توسط شیطان درزمین آغازمیشود. درادامه آیه سوره نسا ء اشاره به اطاعت از پیامبر یا رسول =فرستاده شده است که اطاعت از یک پیامبر الزاما اطاعت ازهمه پیامبران است واطاعت ازفردیت در میان این جمع مردود است نمی توان خودرا مسلمان به دین محمدص خواند و پیامبر دیگری چون عیسی س وموسی س را ردکرد درچنین صورتی نیز ارتداد ورزیده ایم پس مسئله امامت و جانشینی آدم حتی درفرد در نظر الله مقبول نخواهد بود شرط اصولی بوجودامدن امت واحده توحیدی پذیرفتن همه ادیان اسلامی است وبس. واکنون که همه پیروان ادیان اسلامی از عقاید وافکارموهوم تاثیر گرفته اند ودچارپراکندگی درابتلاء به بیماری و آفتی به نام جنون شرک وارتداد شده اند عملا تشکیل امت واحده ناشدنی است .باید باور داشت که ردهر پیامبر یاکتاب واسلام توحیدی ازارتداد است. درتوحیدماباید تسلیم به مجموعه بزرگ ایمان اورندگان تسلیم( =پیامبران چرا پیامبرا زیرا پیامبران از زندگان جاویدانند) باشیم .پس در توحید این فقط یک نفر هرگز نمی تواند بصیرت وقضاوت داوودس را داشته باشد نمی تواند برهان یوسف س را بفهمد. نمی تواند حس وادراک عیسی س را در عمل نشان بدهد .نمی تواند شهامت ابراهیم س را درتسلیم به معنویت (برخلاف دنیا) اعتراف بکند. ونمی تواند کلام شیوا وقلب مهربان محمدص رادرتسلیم در راه توحید اثبات کند چون خود را ملزم به اقتداءواطاعت از یک پیامبرمی داند..هرکسی جز پیامبر چنین ادعایی از برتری رابکند همانا اوسهم ابلیس است . یک نمایش از انحراف و طغیان از نوع وجنس طغیان ابلیس در این آیه مطرح شده است ومی بینیم الله درعاقبت از روزمعادمی گوید همانطور که در سوره ص الله بعداز مجادله با شیطان ابراز می کند اسلام لازمه اش ایمان به یگانگی الله . پذیرش ملائک .اطاعت ازهمه پیامبران وکتب آنهاو همچنین ایمان به روز حسابرسی است . (قسم به حق و آنچه میگویم حق است که جهنم را ازتوو ازتمام کسانی که از تو پیروی کنند پر خواهم کرد) همین هشداردرپایان آیه پنجاه ونه سوره نساء نیزآمده است .هشدار به شیطان هشدار به ایمان آورنده ای است که می پندارد درمیان پیامبران توحید از فرد یا فردیتی از پیامبران می شود اطاعت کردوازدیگر پیامبران هرگز. در اینجا قابل تامل است که همه ایمان آورندگان الهی از همه ادیان توحیدی واجب است .ومسئولند در مقابل چنین کسی بایستنددر مقابل چنین کسی وهرکسی که خودرا صاحب اختیار ودخیل وصاحب در تحریف وتغییر یا بدعت در امور پیروان ادیان الهی بداند .فردیت در دین توحید برای ابلاغ ودعوت و هشدار و حاکمیت دین وشرع بر انسانها مردود است . چون ادیان الهی همه سلسله واربه هم پیوسته اند . هرکس خودرا اعم از( انسان وجن ) ولی = یاخدا بخواند درواقع خودراتعیین شده ازطرف همه پیامبران الهی اولی یا برتراز دیگران ( یا ولی وخدا)خوانده است( لزوم اطاعت از الله اطاعت از پیامبرالله است واین وهم ازشرک است ارتداد است.یک انسان یک شیطان مخلوق بیمار .مرده .باطل شده .فسیل شده هرگز نمی تواندالله باشد حانشینی منفرد از سوی الله باشد ونماینده ای از سوی یک پیامبر زنده باشد . عدد یک یک عدد استثنایی است وفقط وفقط عددیک خاص حکومت الله است .همتایان پیامبر نمی تواند یک نفر باشد می تواند جمعی از ایمان آورندگان باشد ( اولئک المقربون )زندگان جاویدان قیم وسرپرست . جانشین وبدل نمی پذیرند . الله صلاح نمی داند الله نمی خواهد اراده نکرده است .انراحرام دانسته است وقتی مخلوق انسانی خودرا درمیان انسانهای دین محور برتر بداند وحاکم مطلق ونه امانتدار برجان وناموس انسانها بپندارد وضعیت اسفبار شرک برجامعه تحت حاکمیت اوتدریجا قربانی میگیرد.وازان جمله است زندانی کردن مخالفان سیاسی وعقیدتی به نام ضدیت با اسلام . (بدین سبب تومردم رابه پذیرش حق ( وتومی دانی حق چیست آنچه الله میگوید)دعوت کن ودراین راه استقامت بورز .همانگونه که مامورشده ای وهرگزاز خواهشهای نفسانی آنها پیروی مکن و*.بگوبه هرکتابی که خدانازل کرده ایمان دارم ودستوردارم میان شما عادلانه رفتارکنم .الله پروردگار ما وشماست( ودیگر هیچکس) پس اعمال ما برای ما .اعمال شما برای خودتان .هیچ خصومت شخصی میان مانیست .بدانیدکه خداوند همه را ( همه را) جمع خواهدکردوسرنوشت ها بسوی اوختم میشود) شورا . آیه پانزده.دراین ایه به خواهشهای نفسانی یا طبیعت نهادینه خاک اشاره میشودانسان هرچه بیشتر از نفسانیات پیروی کند خطر مردن او ( خاک مرده است).تبدیل شدن او به خاک بیشترمیشود.بازگشت تحجر .ارتجاع .وخاکی که از فرط تشنگی میسوزد .آب. دراین زمان که خواص ایران مابر مسندامور مسلمانان ایران تکیه کرده اند مردم را به جرم حق خواهی حق گویی به زندان میفرستند ودراوج بیگناهی شلاق می زنند با بی شرمی حد شرعی را براو جاری میکنند .حبس می کنند وثیقه میگیرند آیامگر این آیه را نخوانده اند .که خصومت شخصی را بایداز مسائل شرع ودین جدا دانست .؟خصومت شخصی .بسیاری ازاعمال شخصی درجرمهای اسلامی * مشروعیت ندارد . کیفر وحکم شرعی ندارد . چگونه قضاوت می کنند . وقتی پیامبربرای توسعه دین و ایجادوحدت خصومت شخصی را در راه اطاعت از دین ودیانت قربانی میکند و میگوید که اعمال شما برای خودتان .یعنی که من در اعمال شما قضاوتی نمی کنم اجبار بر دخالت ندارم .انتخاب باخودتان است پس جبرا عدل الله اوجب است ونه دخالت در دین مردم تفکرات مردم وسلطه طلبی وتجاوز به مرزهای شخصی دیگران انتخاب مردم .حتی اگر خصومت مسئله ساز باشدپیامبر عدل خودرا ارائه میدهد دین را تبلیغ میکندونه نظام ها وحکومتهای دنیایی را.ای پیامبر زنده ما بگو بگو بگو چرا باید دیانت مردم ایران ما قربانی بقای حکومت مشرکانه وظالمانه ( اصل ولایت) بشود؟ همانها که ادعای تحمیل تحریم وجنگ پیامبرگونه در بدر وخیبرمیکنند درحالیکه بعداز قرنها همچنان مستاصل از شناخت حق وباطل ناتوانند. گفتنی است هرآنچه که چنین حکومتی( نظام ولایت فقیه) به نام وظیفه شرعی برمردم تکلیف می کنداز جمله شرکت در انتخابات حرام است .حتی شرکت در نمازهای جمعه .و...... الزاما واجب است که برای حفظ دین توحید بعداز اطاعت از الله وپیامبران به *جمعی از ایمان آورندگان اقتدا وتمکین بشود .اگر انسان از حق پارا فراتر بگذاردازخیروعاقبت نیکو محروم خواهدشد . و سزاوار آتش جهنم . توجه کنید ابلیس هم (یک )فرد است واز امروحکم الله اطاعت نمیکنداو هم از پیامبر اطاعت نمی کند واین جمله فقط گویای وسعت ابعاد شیطانی پیروی واطاعت از غیر الله است (بدانیدکه مساجد ازآن خداست همراه با خدا کس دیگری رامخوانید) سوره جن آیه هجده در مساجد آنجا که حق باید اعمال بشود بایدبرحق سجده کرد بایدتسلیم بود بادجز ازحق نگفت . بایدکه برحق نبوداطاعت ازهرکسی غیراز الله که مدعی است حکومت اوبر حاکمیت الله و برتسلیم به آیات حق الله در اولویت و از واجبات است باطل وحرام است . بله مساجد پناهگاه خوبی برای ظالمان . مشرکان .وکافران نخواهد بود .نمیشود که انسانی مشرک بود وبر اریکه حکومت الله تکیه کرد وخودرا برحق خواند.نمیشود شیطان بود وکافربود وطاغوت بودیا ولی بود یاشاه بود یافرعون بودوبرجایگاه الله حکم رانی کرد.نمیشود این یک جبراست سرپیچی ازآن بدعت است .فتنه است .ارتداد است ( مثل انتخابات سال هشتاد وهشت ) تسلیم شدن یا اسلام به دین الله لازمه اش پذیرش دعوت پیامبرالله است وقتی الله امر به سجده بر پیامبرش میدهد درواقع اطاعت واجب ازدستورخودرا امر واجب خودرا علنی می کند وارتداد را درزمره اعمال خالدین به جهنم میخواند و آتش جاودان.هیچ کس فقط یک الله وجلویش بینهایت صفرهای توخالی.نام های توخالی.کجاهستند مشتی خاک رابردار به هوا پرتاب کن چه میبینی؟ روز قیام روزقیامت .برخاستن آنکه از الله اطاعت نکرده است از پیامبر اطاعت نکرده است از (یک) نفر. یک( الهه). (یک) وهم .(یک )بت (یک) طاغوت.( یک )شاه( یک) ولی (یک )ولی یک خدای باطل اطاعت کرده است .به مقابله یک نفر یک الله یک بت یک ......... با جمع الله پیامبر .ایمان آورندگان توجه بکنیدجز یادآور مقابله ابلیس در عرش با الله پیامبر و ملائک که همانا از ایمان آورندگان هستند نیست .یک جنگ علنی .هر (کس ) که از این وهم اطاعت بکند قعیداست .جنزده است . الله حتی فقدان ایمان آورندگان را برای ادامه حیات دین یادآور نمیشود .الله هرگزکمبودایمان آورندگان را درنبود پیامبریادآور نمیشود .فقط یک راه درست وروشن اقتداءبه جمع ایمان آورندگان که تسلیم محض به حکم وامر واجب الله وپیامبرش هستندرا بیان میکند می پذیرد ورد نمی کند بله همین جمع فقط براساس حق الله وپیامبرمیتوانند قضاوت کنند همان حکم همان آیات واقوال الله درقرآن . ازتخطی دردین .از نفوذ بدعت در دین الله .ازهشدار دربروز رویدادی بی بازگشت ازپارا ازحق فراتر گذاشتن . ازارتداد میخوانید. .درآیه فوق هرگز *یک نفر جانشین الله نیست .چون نمی تواند هرگز نباید . نمیشودفقط الله یکی است . دردین توحید هرگز یک نفر اصل نیست وازباطل است دروغ است این یک نفرهرگز جانشین پیامبرهم نیست نمیشود نمی تواند ونباید.همیشه وبرای ابد فقط الله یکی است والله پیامبران( ببینید جمع پیامبران) را برای تبلیغ ودعوت وهشدار گفته های حق خود انتخاب می کند. این یک نفرجانشین مجموعه ای از ایمان اورندگان هم نخواهد بود او در اینجا هم فقط یک نفر است وباز نمیشود وهرگزنمیتواند آیات حق الله چون ( نه هایی قدرتمند) مانع از ورود اوبه آتش هستند اگر بشنود ببیند .بفهمد و...وفقط الله یکی است . اوکه خودرا می فریبد باوهم با ندیدن نشنیدن وو....همان طاغوت است . پس می بینیم که (اصل یاقانون) قراردادن فردیت وولایت یا برتری یک شخص دردین توحیدبرای اصلاح و پیشرفت امور مسلمانان ادیان الهی وهم است بدعت است . ارتداد است پاراازحق فراترگذاشتن است جنون است. پشت یک قانون و( اصل) پنهان شدن راهی ظلمانی وباطل برای شانه خالی کردن از روز سو آل و ناتوانی درپذیرش تقصیر درانتخاب درخیروشردنیاست .در حالیکه پیامبرما زنده است .مدعی میشوند که باید جانشین داشته باشد و تحقق این باید یعنی ارتداد . (پس چرا درقرآن اندیشه نمی کننداگرقرآن از سوی غیر خداوند آمده باشد باید دران اختلاف فراوان می یافتند . وچون امری که باعث ایمنی یاترس به انهابرسد منتشرش می کننددرصورتیکه اگرآن را به رسول وصاحبان امر رجوع میدادند هماناازمیان انها کسانی اند که می توانند ان را دریابندواگرنه این بود که فضل خدا شامل حال شمامیشودهمانا جز *اندکی همه( اکثریت) شیطان را پیروی میکردید.) سوره نسا ء . آیه هشتاد و دو وهشتاد وسه در قرآن شکی نیست .ودراین آیه برای ایمان آورندگان تکلیف معین میشود باز به مراجعه واطاعت از پیامبر وجمع صاحبان امر . مسئولین برتر درایمان که قدرت تشخیص برتر یا بصیرت دارند اشاره میشود . در این( آیه هشتاد وسه)فردیت در تسلط بر امور مسلمانان ادیان الهی نفی میشود.مردود میشود هرگزنمیشود .هرگزنمیتوانید پاراازحق فراتر بگذارید .این یک حکم واجب است وپاسخی جز تسلیم نمی طلبد.ورد ان ازارتداد است . ودراین آیه اشاره به جمع صاحبان حکم یا مسئولین امور یا اولیای متقن ومومن از اهمیت خاص وویژه ای شده است . چرا خواص ایران ما با حاکمیت یک فرد به نام ولی فقیه احساس امنیت می کنند ؟می پندارند راه رایافته اند؟ شایدترس دلیل آن باشد .شک در کتاب الله . سرپیچی از رجوع به اولیای برتر میتوانداز تفرقه بین مسلمانان ادیان الهی مانع بشود.آیا جز وهم میتواند انسان را از درک این واقعیت دور کند؟آیا این آیه ازقرآن بزرگ نیست؟ آیا ردشدن ازاین آیه ازارتداد نیست؟ آیاما بیداریم ؟دراین آیه ما نقش قعید ( قرین)رادر مقابله با الله و آیات حق الله بخوبی می بینیم . شیطانی که انسان را به تحجربه عقب به ارتجاع به آیین عصرجاهلیت ( بت پرستی .دیگرپرستی)به نشستن ودائم نشستن به باطل کردن یک حق واجب به مردن به سکون به مرگ گوشها .چشمها .عقل .ادراک و... دعوت می کندهرگزقیام نکن .هرگزتا آن روزبرسد روزقیامت روز قیام توخواهدبود که قیام جبرا بر تو تحمیل میشود.چرا ما برخود واجب نمی دانیم که به آیات الله تسلیم باشیم ؟ ازخودنمی پرسیم چرا علی ع می ایستد و کشته میشود ؟ چرا حسین ع *می ایستد و کشته میشود ؟ چرا به مهدی ع قائم می گوییم ؟ ای حکومتگران نفرین شده ایران ما . اصل ولایت فقیه بایدوواجب است که از قانون ما مسلمانان دین محمد ص حذف بشود اشاره به فعل امر بگو برای همه زمانهاست یعنی درهر زمان پیامبر موظف است که بگوید .زیرا محمدص زنده است زمان زنده حال . وقتی کسی زنده است قیم ووکیل نمی پذیرد .امر اوواجب الاجراست هیچکس نمی تواند حکم وامر و گفته حق اورا تغییر بدهد این حکم وامر در همه زمان وبرهمه مکان تسلط دارد .حاکم است .گفتن از علی ع به عنوان یک ایمان آورنده و امام وپیشوا برای ادامه هدایت وادامه بقای اسلام برای او اهمیت پیدا میکند ونه به دلیل آنکه امرشده است حاکمیت ؟ازجانب محمد ص به اوسپرده بشودیا قدرت مطلق بردنیای مردم به اوداده بشود .محمد ص برهمه زمان وبرهمه مکان رسالت میکند ونه حاکمیت. حاکمیت ازان الله است وبس. وتمرداز این بگو ارتداد است مرده خواندن حضرت محمدص است . وطبق ایه بالا واجب است سرنوشت ایران ما به جمعی ازبرترین ایمان آورندگان این آب وخاک سپرده بشودایمان آورندگانی که فقط بررای وحکم حق الله کشوررااداره کنند.اگر شما خواص ایران چنین فکرمی کنید که معرفی کردن علی ع برای دادن حاکمیت به او تحقق یافته است بایدگفت شما ازمعنویت دور شده ایدوالبته چون شیطان دنیارا باورکرده اید .حاکمیت برامورمادی مسلمانان همانا به مصداق حاکمیت بردنیای انسانهاست ونه راهی بسوی آخرتی که از اراده وخواست الله است.اگرشمایان زیرسوآل واقعا وبه یقیین به الله و روزمعادایمان داریدبایدآ نچه را قران میگوید واجب بدانید نه حفظ یک حکومت بردنیا رابه اولویت بپذیرید .قعیدهمان شخصیت گمشده گمراهان طالب دنیاست .ماهیت وهم انگیزاو چون شیطان درعرش فقط اقتداروتسلط بردنیا .خاک وانسان است آیا آنچه مادرایران ما می بینیم جزاینست؟چراازآخرت خود غافل شده اید؟ ( به یاری الهی خداوند هرکه را صلاح بداندیاری خواهدکرد واوقدرتمند وبارحمت است.این وعده الهی است وخداوندهرگزاز وعده خویش تخلف نمی کند ولی اکثرمردم نمیدانند انها فقط ظاهری اززندگی دنیارا درک میکنندواز اخرت غافل وبی خبرند . ایا انها باخودفکرنکرده اند که خداوند اسمانها وزمین و آنچه رامیان آنهاست جزبه حق خلق نکرده است؟ ان هم تازمانی معین .بدانید که بسیاری ازمردم به دیدارپروردگارشان کافرند .) سوره روم .آیات پنج شش. هفت وهشت ************************************* ( از تودرباره زمان وقوع قیامت می پرسند بگو.آگاهی ازآن فقط در نزد خداونداست وتوچه دانی شایدکه قیامت نزدیک باشد) سوره احزاب آیه شصت وسه ( ازتودرباره زمان وقوع قیامت سوآل می کنند بگو آگاهی ازآن نزد پروردگارم است هیچکس جزاو نمی تواند زمان وقوع آنرا ابراز کندقیامت حتی بر آسمانها وزمین سخت وپراهمیت است وجز ناگهانی به سراغ شمانمیآید باز سو آلشان راتکرارمی کنند گویی تو از زمان وقوع آن خبر داری .بگو آگاهی از آن خاص خداوند است هرچنداکثرمردم نمی فهمند) سوره اعراف آیه صدوهشتاد وهفت بگو بگو اکنون بگو زمانی ثابت برای گفتن از یک واقعه بزرگ است . ببینید از وقوع قیامت چگونه سخن به میان میآید اکنون ممکن آن روزبرماوارد بشود در جلو چشمان یکایک ما .درزمان حال . انتقال زمان . مثل یک رویاست برای ایمان آورندگان .واجب بودن تحمیل ورود زمانی در زمان اکنون ما .این یک جبراست.پایان انتخاب آدم با یک جبر به پایان دنیا میرسد.بگو .بایدبگویی و این حق بایداجابت بشوددورازانتظارنیست که اکنون قیام در زمان ما به وقوع بپیوندد . (سرانجام وقتی شمارادرروز قیامت اززمین فرابخواند همه تان ازقبرها خارج میشوید) قسمتی ازآیه بیست وپنج سوره روم ( خداوند مخلوقات را می آفریندودوباره در قیامت انها را زنده برمی انگیزدسپس همگی بسوی او بازخواهید گشت. روزی که قیامت برپابشودمجرمان درغم واندوه فروروند. هیچکدام از معبودهای دروغینشان بعنوان شفیع برایشان کارساز نخواهدبود وسرانجام باورشان رانسبت به انها از دست میدهند. روزی که قیامت برپابشوددران روز مردم ازیکدیگرجدامیشوند.) سوره روم.آیات یازده .دوازده .سیزده وچهارده (هنگامی که روزقیامت برپاشود مجرمان قسم می خورندکه چندساعت بیشتردرگورها نبوده اندهمینگونه نیزازحق منحرف میشوند وکسانی که به انها علم ودانش داده شده میگویندشماطبق کتاب خداتاروزقیامت درگورهابوده اید اماشمادرک نمیکردیدوامروز روزقیامت است دراین روزمعذرت خواهی کسانی که ظلم کرده اندسودی نبخشدوتوبه شان پذیرفته نشود) سوره روم ایات پنجاه وپنج .پنجاه وشش وپنجاه وهفت (آری هنگامی که جان به گلوبرسد وگفته شودآیاکسی هست که این محتضر رانجات دهد .یقیین میکند که روز جدایی اوازدنیا فرا رسیده است .ساق پاها ازشدت جان کنده به هم می پیچد. ان روز روزی است که همه بسوی پروردگارت روانه میشوند .اوصادقانه ایمان نیاوردونماز نخواند ولی حقایق را تکذیب کردواز آن روی برگرداند) سوره مدثرآیات بیست وشش تا سی ودو همین سوره (آیاخبرهولناک قیامت وبلیه عالم گیر محشر به تو رسیده است ؟ درآن روز رخسار گروهی ترسناک وذلیل باشدکه عمل کننده *خسته هستند .به اتش فروزان دوزخ درآیند واز چشمه جوشان جهنم آب داده شوند وطعامی غیر ضریع یا علف بدبو وبد طعم برای انها نیست .که نه فربه میکند ونه سیرگرداند ) سوره غاشیه آیات یک تاهفت ( این وعده الهی است وخداوندهرگز ازوعده خویش تخلف نمیکندولی اکثر مردم نمی دانند . انها فقظ ظاهری از زندگی دنیا را درک می کنند وازاخرت غافل وبی خبرند . آیا آنهاباخودفکرنکرده اندکه خداوند آسمانها وزمین و انچه رامیان آنهاست جز به حق خلق نکرده است ؟ ان هم تا زمانی معین .بدانید که بسیاری از مردم به دیدارپروردگارشان کافرند) سوره روم آیات شش .هفت وهشت (روزی که درصوردمیده بشود هرکس که در آسمان وزمین است وحشت زده میشودمگر*آن که خدا بخواهد همه شان با ذلت وخواری بسوی او روانند کوهها را می بینی ومی پنداری جامد وثابتندحال انکه بسرعت ابروباد درحرکتند آفرینش خدااینگونه است که همه چیز رامتقن وحساب شده آفریده است .بدانیدکه او از عملکردتان آگاه است.) سوره نمل آیات هشتاد وهفت وهشتاد وهشت (وروزی که درصوردمیده شود مجرمان را در حالیکه از شدت ضعف چشمانشان کبودگشته است گردمیآوریم.به اهستگی به یکدیگرمیگویند.گویی شما بیش ازده روز دربرزخ نبوده اید .دران هنگام روشن بین ترین انها اظهار میدارد شمابیش از یک روز درنگ نکرده اید .درآن هنگام درباره کوهها می پرسند.بگوخداوند آنها را متلاشی کرده وبر باد میدهد سپس زمین رابایر و بی گیاه رها می کند بطوریکه دران هیچ پستی وبلندی نخواهی دید ان روز که همه از دعوت کننده الهی پیروی کنند صدایشان از عظمت خدای رحمان خفه شده است واز کسی جز صدای پایی چیزی نخواهی شنید) سوره طه . آیات صدو دو تا صدوهشت * کوههای متحرک خاک .گردوغبار . طوفان انسان متحرک . ماهیت خاک اینگونه می طلبد که عاقبت پودر بشود . همه چیز باید برگردد .تسویه حساب. روز حساب .روز قیام اجباری . بودن وزیستن در برزخ بیش از یک روز؟به گمان من فقط اکنون . همه چیز دریک زمان محدود خلاصه میشود زمان اکنون .اینست که الله مکرر به پیامبرمیگوید بگو .همه چیز در زمان اکنون زمان بگو خلاصه میشود .دنیا. جهان .برزخ . برخاستن .با متلاشی شدن کوهها .تبدیل شدن به خاک .به گردوغبار . طوفان . بعدزمین صاف .وقتی انسان میمیرد باید از کلاغ بیاموزد که در زیر خاک چگونه باید خوابید و زمین نیز اورا درخود پنهان خواهد کرد زمین صاف .انسان مرده را ناپیدا خواهدکرد در زیرخروارها خاک .به یاد بیاورید درقبرستان بقیع که زمین چه صاف وهموار است .کوهی نیست . چرا درنمی یابیم که پیامبر بعداز مرگ خودبا ما میگویداز زمان بگو زمان حال .زمان لایتغییر. زمان در زمان دعوت زمان در زمان واکنون بگو از هشدار بگو تبلیغ کن .الله احد است الله صمداست الله واحداست والله دندان ندارد .الله نفس نمی کشد اوصمداست اومی بیند .او میافریند توای ولی خواص ایرانیان توپس چرا از بگو نمیگویی نمیگویی که من هم بنده ام . نیازمندم . برترنیستم . ولی نیستم .الله ولی است .چرازهشدار نمیگویی؟.دراکنون زندگی نمیکنی؟ ******************************* ورویاهای صادقه من رویای صادقه( دیوسپید) *درخوابم . وتاریک . ( گفتن ازتاریکی اشاره است به جسم و به دنیا). درآسمان زمینی نیست. که ببینم . انجا افتاده ام.میان آسمان سیاه .ستاره ای نیست تا ببینم . من اما حتی انجا نجای بلند ودور بزرگم. او میآید سپیداست وبزرگ باخودم میگویم قبل از این بارها اورادیده ام . بالای سرم می ایستد به من نگاه می کند .مثل آنکه بخواهد ازمیان خیلی فقط کسی را پیدا کند که به دنبال او میگردد . چشمهایش برق عجیبی می زند لبخند ملایمی بر لبانش است ..باخودم می اندیشم شاید ؟نه اوباید روح باشد.من فقط اورا چند برابر می بینم ومن باهمه بزرگی درمقابل او کوچکی بیش نیستم . بطوری خوابیده ام که در طول اندام او تا نیمه بدن او دیده میشوم پاهایش رانمی بینم . من درعرض واو درطول . با اعتماد به اونگاه می کنم .احساس آرامش می کنم. وامنیت . اگرچه هواخنک نیست اما موجی از روشنایی که به روزی ابری ودرمه میماند دراطراف من دیده میشودهنوز نگاهم میکندمن اورا می بینم وبانگاهم مسیر توجه اورا کنجکاوانه نگاه می کنم .من اراده برخاستن ندارم .من درخوابم اما با چشمانی باز .عجیب نیست که سنگینی ورخوت خواب تمام اعضاء بدن انسان را فلج کنداما نفس بکشد ببیند من روشنم فقط چشمهایم بیدارند .ای من .ای من .او بطرف چپ من می آید به طرف چپ من که در اوج بلندی آسمان تنهایم .احساس می کنم جسمی سنگین روی دهانم افتاده است . من درخوابم .نمی توانم بلند بشوم . ناگهان چشمهایم می بینند دستهای اورا که روی دهانم را به سختی فشارمیدهند می بینم .ولحظه به لحظه فشار دستهایش بیشتر میشود باورم نمیشود آن موجود سپید اینگونه بردهان من فشار بیاورد .نفسم کم کم دارد بند می آید.دارم خفه میشوم چرا او اینکار را بامن می کند؟دارم تاریک میشوم . چشمهایم بسته اند. اما آن من دیگر بیداراست .اوبامن است آن مه روشن وچون مه.بلند میشود نگاه میکندمردی را می بیند که چون انسان است .چشمهایش چون ستاره می درخشد اما من نمی توانم به آن چشمها خیره بشوم .اراده خیره شدن به چشمهایش مرا ناتوان میکند.او میگوید ((او شیطان است))آه آنکه با دستهایش دارد دهان مرا خفه میکند شیطان است؟ پس چرا سپیداست. ازاو می ترسم.از او متنفرمیشوم ومی خواهم که از او فاصله بگیرم .دارم غرق میشوم .زیر چیزی مثل آب شاید هم آبی که من دران غرق میشوم دمایش ان قدر با دمای جسم من برابر باشد شاید که من از اب دورم اما ناچارم درآن غرق بشوم .من در رویایم امااین رویا به کابوس میمانددارم در ان شبیه به آب فرومیروم وان شبیه به روح دارد مرا خفه میکند با دستهایش وتا نزدیک آرنجش توانسته است مرا درآب فرو کند.کم کم چهره او محو میشود وفاصله او بامن بیشتر وبیشتر اما دستهایش مرا رهانمی کنند .دستهایش .وشرارت وبد جنسی چشمهایش را در زیرآب هم میشود دید .سرش را به اطراف میچرخاند وقهقهه ای با صدای بلندسرمیدهد و انعکاس صدای او تا بلندای آسمان می پیچد و برمیگردد. من باید از شر شیطان رهابشوم .بایداز شر دستهایش رها بشوم . از زیر آب ناله ای سرمیدم .آب بامن مهربان است نه درگوشهایم نفوذ میکند ونه دردهانم .به من فرصت میدهد ناله ام را از دهانم بیرون بدهم و کم کم با صدای بلندتری اه بکشم وکمک بطلبم . ومن عاقبت توانستم از زیر آب برگردم به بالای آب برنگشتم از زیرآب به پایین برگشتم .به زمین *بیدارشده ام صدای ناله وفریادهای من همه را بیدار کرده است .اکنون که این رویا را برای تو می نویسم آگاهم که شیطان هرگز نمی تواند مرا بکشد آنچه اومی کشد جسم من است واو هرگز مرا نخواهد دید. این رویا را بعد از نوشتن مطلبی انتقادی از مترجمان کشورمان که در کار ترجمه قران به زبان فارسی هستند دیده ام و آرزو می کنم که انها هم هرگز شیطان را نبینند . ************** رویای صادقه بیداری ( ماندن) *ساعت زنگ زده است بیست دقیقه قبل از اذان بیدار شده ام .با خودم می گویم تا زمان اقامه نماز فرصتی هست میشود که مثل زمانهای دیگر صبحهای دیگر خوابید وباز بیدارشد .اما آنها که در زمان حضور دارند در چپ من ایستاده اند .سایه هایی که درتاریکی زمان را پاره می کنند ودر مکان حضور می یابند .آنها به زمان اکنون وارد شده اند مکان من که تغییر پیدا نکرده است .بالای سرم ایستاده اند . انها که نرمند مهربانند با من من مه رنگ وروشن می توانند تماس پیدا بکنند . خواننده خوب من و انها در یک حس مشترک با هم شریکیم. درست پشت سر من ایستاده اند . رویم را به طرف انها برمیگردانم . آنها را از پهلونگاه می کنم می گویند(( تو نباید بخوابی تو باید بیدار بمانی ))هیچ صدایی ازدهان انها خارج نمیشود اما بامن حرف می زنند همیشه همینطور است نگاهشان می کنم باچشمانی خواب آلود .من هم بی انکه حرفی بزنم می گویم(بله می دانم باید باشما بیایم)وفی الفور از جابرمی خیزم .صدای اذان تاریکی شب را به بیداری دعوت می کند .من هم باید بروم وبا انها نماز بخوانم .با انها که در ایمان ثابتند چون درخت انجیر.وتومی دانی که نام آنها چیست . ***************** رویای صادقه (شکستن زمان ) *در خوابم . آنجا هیچ چیز نیست هیچ جایی نیست .من نمی بینم فقط تاریکی است من نیستم هواهم خنک نیست که اگر خنک بود بایدحس میکردم همه جاسیاهی است . یک لحظه یک صدا . صدای یک ضربه صدای یک زنگ به من خورداین صدا درست به من خورد فکر کردم با ضربه آن چند تکه شده ام ودوباره ..... اه ناگهان خودم را دیدم .ان منم سرگردانم . من بایدبروم اما به کجا؟ بایداورا پیدایش کنم . آن من دیگررا. همه جا تاریک است .من دراوج اسمان ناگهان ممکن است به سقف آسمان برخوردکنم یک حس سرد گویی دستی بالای سرمن است ونمیگذارد بالاتر بروم . اورا می بینم آن من دیگر تنها نیست . با چندنفردیگر است . چون ماه می درخشد لباس بلندی پوشیده است لباسی که فکرمی کنم روی زمین؟نه روی زمین نیست آنجااز جنس نوراست ترد است نرم است ( مثل سجده گاه لطیف است).اوازمن بالاتر است .من درآسمان در تاریکی هستم .بال نمیزنم .پروازنمیکنم .همراه دونفردیگر همه مثل هم لباس پوشیده اندازجنس نور . مثل ماه روشن است .احساس خنکی میکنم .یک لذت دلخواه .پشت آنها به من است دارند میروند و از مرز زمان می گذرند . هرسه باهم .من نگاهشان می کنم من بایداورا باخودم یکی کنم .آن من دیگررا.آنها دارند وارد یک دیوار نورانی میشوند وشاید .اما من دری نمی بینم . همه روبروی آنها روشن است .آنجا روشن است . صدای زمزمه ای آرام می شنوم اما صاحب صدارا نمی بینم .من دراوجم . نمیدانم آن من دیگرمن چگونه ازحضورمن دانست . که آرام صورتش را بدون ذره ای انحراف به جای دیگری به من دوخت . او از نیم رخ مرا نگاه می کند چشمهایش چون دوتکه از ماه می درخشدبدون آنکه تمام اندام خودرا به طرف من برگرداند .نگاهی به پشت سرم برمیگردانم نگاهی که گفتی با شنیدن یک صدا به دنبال من دیگر میگردد. به من نگاه میکند به من روشن ..ما ازهم دوریم او پایین تراز من دارد مرا نگاه می کنداوتاریک است چشمهایش در تاریکی می درخشدزنده اند آن چشمها. ..من محتاج به او هستم .عجله دارم .من باید زمان را بشکنم . واز انجا خارج بشوم.من خنکم .اوبامن یکی میشود ومن بزرگ میشوم وبرمیگردم از پشت برمیگردم .مثل ماهی که درآب شناکند *بلندمیشوم اوراازدور به دنبال خودم می کشم بامن یکی میشود من بیدارم اما اورا می بینم .چگونه ؟ انجا گوشه اتاق نشسته ام درتاریکی . آرام . آرام یکی شدن من دیگر تاریکم را با من دیگر در اوج نور را نگاه می کنم شاید که منتظر آنها نشسته ام . **بیدار شده ام پله هارا با سرعت پایین می آیم مسافری از راه دور پشت در ایستاده است از اومی پرسم چندبار زنگدر را زده است؟ می گوید یکبار. رویای صادقه ( فرار) *درخوابم آشفته ام .وتاریک .همه جا سیاه است شب است ودلگیر.عصبانی هستم .نمیدانم چرا؟درام به اونگاه میکنم که داردمرا میبیند . اومرا می بیند که اورا هراز چندگاهی به خودم جلب می کنم .می ایستد ومستقیم نگاهم میکند گویاازچرایی تماشای او باان نگاهی که از فاصله دور اورا کنجکاوانه وخیره می بیند هیچ نمی فهمد .فقط میداندکه یکی که ازاو تاریک تراست با چشمانی باز وزنده حرکات اورامی پاید . اوخیلی شلوغ است و تلخ. با همه سردعوا دارد . چه کنم ها یش اورا کلافه کرده است . بالاخره هم دعوایش میگیرد در آنجا که من نمیتوانم به اوکمکی بکنم . گویا خیلی سبکم چون یکی ازآنها که زنی است ومن اورا عصبانی کرده ام مرا مثل بچه ها به پشت می خواباند ومرتب ومحکم به پشتم میزند .یکبار نه چندبار . من دیگرنمیتوانم تحمل بکنم درحالیکه کتک میخورم به او که ازدورها مرانگاه میکند نگاهی کوتاه می اندازم .دارند آن من دیگراز مرا محکم میزنند من منی که کتک میخورم باید کاری بکنم باید فرار کنم؟ من میتوانم از زمان خارج بشوم از آنجابیرون بیایم . آه دارم از هوا ی آنجادچارتنگی نفس میشوم و..... *بیدارشده ام نغمه اذان صبح دارد به زیبایی نم نم باران بر فراز شهرما می بارد .من به این آهنگ گوش دل می سپارم.من درکنارآن وجودخالقی که به من امنیت می بخشد تکیه کرده ام اوکه مرا درهمین نزدیکیها می بیند ********************************** منتظری درانتظارنور به نام خداوندبخشاینده مهربان ( هنگامی که منافقان نزدتو می آیند .می گویند شهادت می دهیم که تو پیامبر خداهستی . خدامیداند که تو پیامبرش هستی اما خداوند شهادت می دهد که منافقان دروغگویند). چرا منافقان دروغ می گویند .برای آنکه نماز وحج را اوجب واجبات نمی دانند به جای اطاعت از الله وپیامبراز آیات الله ردمیشوند . دردین توحید بدعت می کنند فتنه درست می کنند .خصومتهای شخصی خودرا در دین توحید تداخل می کنند .برای آنکه تملیک مادیات رااز اوجب واجبات می دانند. (آنها قسم هایشان را سپرکرده اندومردم را از راه نجات بخش الهی بازمیدارند زیرا آنها عملکردشان بد وپلید است) عملکرد .رهاکردن دزدان خواص .امر به تجاوز در زندانها .قتل بیگناهان .امربه زندانی کردن معترضان به باطل شدن حق شان .دیگرچه ای خواص پردردسراین چه راهی است که قربانی آن فقط حق است؟ (این بدان خاطراست که آنها ایمان آوردند وسپس کافر شدند( کافر)درنتیجه قلبهایشان ازدرک حق عاجز شدو آنها هیچ حقیقتی را درک نمی کنند) هنگامی که آنهارا می بینی ظاهرشان مورد پسند؟تو.واقع میشودوچنانچه سخن بگویند وتوبه سخنانشان گوش فرا دهی خواهیدیدکه آنها چوبهای خشکی اندکه به دیوار تکیه زده اند هر فریادی؟را علیه خود می پندارند.پس از آنها *حذر کن خدابکشدشان که چگونهازحق منحرف میشوند) چوبهای خشک علامت مرگ است چوب سبز علامت زندگی است آب .آنها ازآب محرومند.درآتشند.خدابکشدشان . ( وهنگامی که به آنهاگفته بشودبیاییدتا پیامبر برایتان طلب آمرزش کندسرهایشان رااز روی غرور تکان می دهندمی بینی که آنها از حق روی برمیگردانندوتکبرمی کنند) تا مادام که درکابوسهای آنها تکیه گاهی به نام الله ظهور نکند آنها از حق روی برمیگردانند . اماتکیه گاه آنها دیوار است .ودیوارازدنیاست . انرژی هسته ای است .زندان است .باطوم است قانونی کامل فقط با حاکمیت یک اصل است ودنیا یک سداست برای برگشت آنها. (چه برای آنهااستغفاربکنی وچه نکنی هردویکسان است خداوندهرگز آنها رانمی آمرزدزیراخداوندبزرگ فاسقان رابه راه نجات هدایت نمیکند آنهاکسانی هستندکه میگویند به اطرافیان پیامبر خداچیزی ندهیدتا اینکه ازپیرامون اوپراکنده شوندحال آنکه خزائن آسمانها وزمین ازآن خداست امامنافقان درک نمی کنند) نماز وحج اوجب نیست .غسل برای آن خانواده ناتوان از پرداخت زکات واجب نیست چه میگویید فقط دنیا از الله دنیارا طلب کرده اید؟سهم الله نماز وعبادات است شما به مردم میگویید نمازو حج و... برای شما اوجب نیست . وچه خوب است وچه حق است که نمازما وعبادات ومرگ وزندگی ما از ان الله است ودنیای باطل شما برای آتش.چه خوب است.چه حق است . (میگوینداگربه مدینه بازگردیم صاحبان عزت ذلیلان رااز آن جابیرون میکنندحال آنکه تمام عزت از آن خداوپیامبرش واهل ایمان است.امامنافقان نمی فهمند.ای اهل ایمان مراقب باشیدکه پرداختن به اموال وفرزندانتان شمارااز یادخداغافل نکندزیراکسی که اینگونه رفتارکندبی شک از زیانکاران است .ازآنچه روزیتان کرده ایم دیگران را بهره مندکنید قبل از آنکه مرگ یکی ازشما فرارسدکه خواهد گفت پروردگاراچرامرگ مرا کمی به تاخیر نینداختی تاصدقه دهم .وازنیکوکاران باشم. هنگامی که اجل کسی فرارسدخداوندهرگز مرگ اورا به تاخیر نمی اندازد بدانید خداوندبه عملکردتان آگاه است) چرامردم ناتوان باید به شما زکات بپردازنددر حالیکه خودآنها برای دریافت زکات بر شما واجب ترند ؟چه کسی گفته است که شما برعوام.برگوسا له ها .بزغاله ها .بر خس وخاشاک بر .....شرف وعزت دارید؟چه کسی گفته است شمابایدازطبقه خواص باشید ومردم از طبقه عوام؟چه کسی؟ سوره منافقون کتاب فرقان.قران بزرگ ای بهمن .ما همچنان درانتظاربهاریم ایران ما .خوزستان .قربانی بی همتای اختلاس ها .دزدیها. درآمدهای؟ خواص .اماهمچنان درفقر.محروم و......باهزاران چرا؟ .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 15:6 توسط منتظر
|
بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه