قاب وارونه ارتداد ومن ( شیطان)
بسم الله الرحمن الرحیم (او پروردگارآسمانها وزمین و آنچه میان آنهاست می باشدپس فقط او را بپرست.وبراین پرستش استقامت وصبر داشته باش . آیا حتی همنام همطرازی برای او می شناسی ؟) سوره مریم.آیه شصت وپنج (این چنین است الله پروردگار شما .هیچ معبودی جزاونیست خالق همه چیزاست پس اورا پرستش کنیدوبنده او باشید زیرا او حافظ ونگهبان همه مخلوقات است هیچ چشم تیزبینی اورا درک نمی کنددرحالیکه او چشمهاو صاحبانش را می شناسد واوآگاه ولطیف است) سوره انعام. آیات صدودو .وصدوسه (ای اهل ایمان اگرحرمت خداوندرا نگاه داریداوبه شما *قدرت تشخیص حق از باطل را عطامیکندوگناهان شمارامی پوشاندوشمارامی آمرزدبدانیدخداوندصاحب فضل وکرمی بزرگ است ) سوره انفال آیه بیست ونه (وهنگامی که آیات روشنگرمابرآنهاخوانده میشودکسانی که به دیدارما امید واعتقادی ندارندمیگویند.یک قرآنی بغیرازاین بیاوریا به چیزدیگری تبدیلش کن .بگو( بگوای پیامبر)سزاوارنیست که من خودسرانه آنرا تغییربدهم .زیرافقط ازآنچه که به من وحی میشودتبعیت می کنم واگرنافرمانی کنم ازعذاب روز بزرگ هراسانم) سوره یونس آِه پانزده (آیاحال وروزی را همانند آنچه برگذشتگان رفته است انتظاردارند بگوشماانتظاربکشیدمن نیز پابه پای شماانتظارمی کشم سرانجام پیامبرانمان واهل ایمان را نجات می دهیم زیرا نجات اهل ایمان *برماحقی واجب است) سوره یونس آیه صدوسه *********************** با قاب وارونه ارتداد بامن همراه هستید .ما با اکنون که یک زمان دائم وابدی است برای دعوت به توحیدآغاز کردیم ودراینجا بحث ومجادله با کمک از قران را بایاری الله ادامه خواهیم داد. اکنون بهترین زمان برای هشدار است برای اندیشیدن برای ایجاد چاره جویی درانتخاب .انتخاب گروهی که از متن جامعه توحیدی جدامیشوندشایدکه روزی بیدار بشوند. از اباکردن ابلیس گفته شد که اساس ارتداد از همین عصیان یا بدعت آغازمیشود وباعواقب تعیین کننده آن زندگانی دنیا برای انسان هدفمند میشود وباجدا شدن شیطان ازعنصرآب ورانده شدن جبری اوازعرش وازبهشت ما با مبارزه دائمی خیر وشر . حق وباطل یا آب وآتش زمین را همواره دستخوش جنگ وتغییر ودر تلاطم اتفاقات غیرمنتظره خواهیم دید.جای هیچ شکی نیست که بعدازرانده شدن شیطان از تقرب به آب اومرده خوانده میشودواین درواقع کلیتی ازمفهوم مرده دانستن دوستداران شیطان در ادیان توحیدی صاحب کتاب به عناوین مرتد مشرک وکافرگرفته میشود که مادرقرآن انهارا اکثریت میخوانیم .ومی بینیم بعداز طغیان جن ندیدن .نشنیدن . درک نکردن .نفهمیدن . نزول عقلانیت یا الزایمرازویژگی خاص اومیشود اوکه نوررا گم کرده است .این نقائص نشانه هایی ازاجرای فرمان الهی است درمورد این اکثریت که شامل عذاب آخرت خواهند شد . یک علامت واضح درمورد اهل جهنم جاودان(کسانی که فرمان پروردگارت درمورد آنها تحقق یافته است ایمان نمی آورند.) سوره یونس .آیه نودوهفت فرمان پروردگاردردنیا . این آیه پررمزورازاست . توقف اکنون برای همه مشرکان .مرتدان وکافران دردنیا اجرایی میشود (وخداوند حق راتوسط کلمات قدرتمندش تثبیت میکندهرچندکه مجرمان راخوش نیاید) سوره یونس آیه هشتادودو وقتی الله میگوید حق می ماند پس شک نکنید که حق ماندنی شده است وهرگاه میگوید باطل رفتنی است شک نکنید باطل از بین رفته است .زمان .زمان .هیچکس نمیتواند این اراده را تغییر بدهد .اراده الله درحرف یا قول خلاصه نمیشود . جزاین نیست .جز این نخواهد شد هر انکاری ازوهم است هر تلاشی شکست خورده خواهدبود . تداوم ظلم خواهد بود . حکم حکم الله است یعنی که فقط الله حکم میدهد واین حکم جاری شده است .درهمان لحظه که حکم آمده .حکم نیزمحقق شده است .اراده باش دراین جمله آشکارا دیده میشود .بدبخت او که جز این بیندیشد درمیان انسانهاهرآنکس که به شیطان نزدیکترباشد ازتمامی عیوب بالا آنچه را که دین وعقایدمعنوی اورا تحت تاثیرقرار بدهد تاروزمعاد باخود به همراه خواهدداشت. این آیه و حکم هرآنچه که ظالمان شاهان ولی ها .فرعونها . بخواهند از مردم وناس ودردنیاو اخرت مخفی نگهدارند آشکار ورسوا میکند . وهرشکی را درمورد تفاوت انسان با انسان ازبین میبرد .زیرا فقط الله می داند. از سرونجواها .ازنگاهها .ازنقشه ها .از اوهام وازجنون که با تظاهر و ریا نمیتوان آنها راپنهان کرد ..توجه کنید ما در این قاب ازمبارزه ای میخوانیم که شیطان در یک سوی آن با نام دنیا ومادیات خودنمایی میکندبواسطه ماهیت بی پروایی خاک که درهمه جادیده میشود ودرسوی دیگر الله حی است وپیامبران زنده او که درسوی ابعاد اعتقادی معنویت ودنیا تواما(دنیا =بعنوان وسیله برای توجیه اندیشیدن وبرانگیختن درک وعقلانیت) دریک نظم جبری قرارمیگیرند (وانتخاب حدوسط بین دنیاو معنویت بعنوان هدف پذیرفتنی نیست) .الله درقرآن مکررگفته وقول خودراحق میخواند). قسم به حق وآنچه میگویم حق است سوره ص)وبرماواجب می کندتا بپذیریم که اگرایمان داریم که بسوی اوبازخواهیم گشت بایدباور بداریم که دنیای ما نیزروبه نیستی وزوال پیش میرود ودر شتابی معکوس به روزی به نام موعودیامعاد یاقیامت بازمیگرددو وعده به بهشت وجهنم حقی راستین است.در قران آمده است ازقول حق الله که انسان موجود عجولی است بی ثبات است و موجودی قابل ذکرنیست . مشخصات انسان ازجمله ضعیف بودن و عجول بودن وبی ثبات بودن واینکه موجودی قابل ذکر ( مثال زدنی)نیست درواقع مشخصات دنیاست . مشخصات خاک است .ببینید قرآن درچندسوره بر ازآب بودن جنبندگان اشاره میکند جنبندگان زنده ای که ازخاک موجود درآب خلق شده اند و آنکه انسان بدون آب امکان ادامه چرخه حیات خودراندارد این وجه مشترک ( بقاوزندگی ازآب) درجانداران ودنیای( خاکی)به ما این فرصت را میدهد تا بیاموزیم که آنچه در دنیا تحت اختیارجبری ما انسانها قرارگرفته است با نبود آب رفتنی است وقابل مالکیت نیست . نابودشدنی است .چون انسان عصیان گریا پیرو شیطان با تحلیل تدریجی وفقدان آب نمی بیند نمیشنود . نمی فهمد( این حالات به مرگ انسان شباهت خاصی دارند) ووچون مردگان به خاک تبدیل میشود اما دنیا با نقصان در تملک به چنین ضرورتی که اراده در حفظ یانابودی آب را داشته باشد متکی نیست مسلط نیست وبه شتاب نابود شدنی است چون ازخاک بیجان است روح دراودمیده نشده است وهرآنچه ازخیرونعمت ونوروحق (وآب که یک نعمت است)ودرکلام الله به راه وطریق حق تعبیرمیشودوازطرف الله برای انسان وبقای دائم او ضرورت واوجب شمرده میشودتحت شرایطی درزمان بیشتری نیزمیتواندبرای انسان فانی مانا باشدودرتحت عملکردانسان درادامه هستی اوبصورت ابدی یازندگی جاویدان بصورت حبل تاثیرفراوان داشته باشد رشد دهنده باشد واورا به معراج وکمالات عالی انسانی یا انسان کامل برساند. جای توجه است که آب موجود دردنیا نیز با اراده انسان بر سرنوشتش میتواند در نقصان یا درتزایدباشدبا استناد به دارابودن دو صفت عجول بودن وبی ثباتی درآفرینش انسان به بیان قرآن نوع بشررویگردان ازحق در نزدیک کردن ابعادمکان وزمان به روز موعودیا نابود کردن فرصت بیشتردر دنیا درعجله ای اغواکننده درمسیرتعادل طبیعی وبقای زمان وماده اثرگذاراست واگربادیده مریزبه سخنان مرتدان .مشرکان وکافران که درقرآن آمده توجه کنیم همواره انها براین اصرارهستندوازپیامبردرخواست می کنند که ازالله بخواهد که اگر مرگ ازالله اوست پس از الله بخواهد که مرگشان را نزدیک کند یا ازبلایایی که برگذشتگان یا پیشینیان اکثریت یادآورمیشوند برآنها نیزحادث بشود.که این آیه فقط در طی رسالت محمدص موردنظرواقع نشده وهمه پیامبران دین توحید باچنین خواسته ای ازسوی مخالفان ودشمنان دین الله روبرو بوده اند (گفتندآیابسراغ ماآمده ای که فقط الله را بپرستیم وخدایانمان را رهاکنیم ؟اگرراستگوهستی عذابی راکه به ماوعده میدهی بیاور) سوره اعراف آیه هفتاد که برای قوم نوح س مثال آورده شده است. (پس شترالهی راکشتندوازدستور پروردگارشان سرپیچی کردندوگفتند.ای صالح س اگرواقعایک پیامبرهستی آن عذابی راکه به ماوعده میدهی بیاور.)اعراف آیه هفتادوهفت طلب عذاب وتحقق زودرس وعده عذاب الهی ازروی ابرام ازسوی مشرکان.کافران.مرتدان درمقابله با تداوم دعوت به دین توحیدکه برجنون وواکنش برتری جویی آشکارآنها بیان میشود عموما ازاصراربرتکیه بردنیا نشات میگیرد آنهابا تکیه بر *ولی ها شاهان .بتها ووقانون .سلاح و... سماجت بر ادعاهای موهوم خوددارند وعجیب نیست اگر که بازتاب چنین خواسته ای با همراهی وهمکاری خودشان درمسیرزندگی شخصی شان روی بدهد.بلا ومصیبتی که از دنیا آغاز شده است وگریز ازآن ناممکن است. انسانی همواره درطغیان.ناآگاه از تعجیل خوددرغفلت ازوقوع روزیکه آنروز.جزمنجر به روزبرخاستن اجباری همه مخلوقات نخواهدشد.پیشرفت درکفر.وشرک هماناموجب ومسببی نامیمون وشوم است برای تحمیل جربه یک اتفاق یک فاجعه ومرگی پنهان ودرعاقبت آگاهی ازسرانجام انتخابی برای اکثریت علی الخصوص اکثریت بعضی اهل کتاب که *اسلام آورده انداما ایمان هرگزبه قلبهایشان واردنشده است ******************************** مادرادامه بحث ارتدادبا طرز تفکرعده ای که قسمت زیادی اززمین را زیرآب می دانسته اندو*قسمت کمی اززمین ما راخارج از آب می دانسته اند ودرترجمه نهج البلاغه حضرت علی ع نیز اقدام به تلقین این گمان به خوانندگان این کتاب بزرگ کرده اند ودیدگاه دیگرمادیگرایان که سرانجام ونتیجه نهایی ازکمیت وکیفیت زمین به* کره ای سرد وسراسر یخبندان را بعنوان یک امرحتمی وقانونی به قانون درباورهای علمی عصرما بدل کرده اندباهم همراه هستیم .واین حقیر ( فقط دردرگاه الله) این قاب رابهانه ای قرار داده ام برای روشن شدن جمله ای که درکتاب چهارده معصوم برآن تاکید شده است درنظر این مرحوم آمده است که *جبراییل برای بردن خاک زمین از زمین درخواست خاک کرده است . اما مادرادامه قاب وارونه ارتداد خواهیم دیدکه این قاب هردواین نظریات ونظریه علامه بزرگ شیعه آقای مجلسی را مردود میشمارداگربه ردشدن این دیدگاه ها ازطرف کتاب قران توجه کنیم باید یقیین بداریم که الله این نظریات رادرجمع نظریات مادی اکثریت بعضی ازاهل کتاب مرتدومشرک در زمان اکنون به مامعرفی کرده است . (اوکسی است که آسمانهاوزمین رادر شش روزخلق کرد درحالیکه عرش اوبرروی آب بود تاهمه شمارا امتحان کندومشخص کند کدامتان عملکردبهتری دارید .ای پیامبر اگربگویی همه شما بعدازمرگ زنده خواهیدشد بی شک بی ایمانان می گوینداین جادوی آشکاراست ) سوره هود آیه هفت (بدانیدمثل زندگی دنیاچون *بارانی است که ازآسمان نازل می کنیم تاگیاهانی خوردنی برای انسان وچهارپایان سبزشودوهنگامی که زمین به این نعمات آراسته شدومردم گمان کردندکه کاملا برآن مسلطندفرمان ما شب هنگام ویاروزچون صاعقه ای فرا میرسدوچنان همه چیز را ازبیخ وبن برکنیم که گویی دیروز چنین چیزهایی وجودنداشته است بدانیدمااین چنین آیات ونشانه هارابرای متفکرین شرح می دهیم.) سوره یونس آیه بیست وچهار (برای آنها مثال بزن که زندگی دنیاچون بارانی است که ازآسمان فرومیریزیم وبواسطه آن گیاهان زمین می رویندوسپس خشک میشوندوباد آنهارامی پراکند.بدانید این خداست که برهرکاری قدرت دارد) سوره کهف .آیه چهل وپنج می گوید زندگی دنیا و نمیگوید زندگی عرش.زندگی عرش از زمان نیست تا زمان هست دائمابرقراربوده است. رویش گیاهان با آب ودرعاقبت خشک شدن آنهادر زمین بدون تداخل اراده بشری بدون خدایگان ساختگی قربانی رنج وهم و جنون .بدون آنکه برابر سلطه داشته باشد .بدون آنکه بر زمین ماندگار باشدآنرا خشک کندزنده کند امید ببخشد سبز کند( ای سبز ای بهارزمین را رهامکن) بمیراند وباد را بران حاکم کند باد. بادسرنوشت ویا یاتداخل دست انسان برای حفظ وادامه وضعیت مثبت آن .دنیا سیارات .ستارگان . خورشید؟ ماه؟ زمان؟مکان؟دنیا .انسان .حیوانات. گیاهان .زمین و آسمان؟ شب وروز؟هرچه هست برما ارزانی شده است وبدون آب می خشکد بتواند موقعیت آنرا در گذراززمان در سکون نگاه دارد.چراآب ازدنیاگرفته میشود؟ دراینجا اشاره به باد میشود .باد ابرها را می آورد تا ببارند وگیاهان سبز بشوند ودر سرانجام بخشکند وباز بادآنهاراباخودخواهدبرد .چه مثال عجیبی چه نشانه عجیبی .. باد همه را ازبیخ وبن خواهدکند دنیا را. دور را نزدیک را .پایین وبالا راحتی کوه را.حتی زمین را. باد .باد یعنی سرنوشت .جبر .بی ارادگی محض .تسلیم محض بودن به نیستی. انسان .باد.گردوخاک . ریزگردها . غبارهای زمین دائمادرجستجوی آب محتاج به حیات درالتماس ازبرای ماندن .گم کرده راهان .گمراهان. پیشینیان .انسانهای متحرک اکنون که سوار بربادند اما ( نمی دانند). .ای سیاره افسون از طلسم خاک ای زمین چرا بازی با آتش. (درآن هنگام ازکوههامی پرسند. *بگوخداوندآنهارامتلاشی کرده وبربادمیدهد.سپس زمین را یکدست بایروبی گیاه رهامیکندبطوریکه درآن پستی وبلندی نخواهی دید ) سوره طه آیه صدوپنج .صدوشش وصدوهفت (آنگاه که آسمان ازهم شکافته شودوآنگاه که دریاهامتلاطم شده به هم بپیوندد وآنگاه که قبرها زیرورو گردند.هرکس دستاورد ش را میداندای انسان چه چیز تورا نسبت به پروردگارگرامیت مغرورکرده است)آیات یک تا پنج سوره انفطار از قیامت می خوانیم درکتابی که خاتم بر کتب پیامبران الهی است ازکوههایی که متلاشی میشوند وتبدیل خواهند شد به خاک و همانگونه که چون خاک باباد به زمین آمدند وباآب عجین شدندهمانگونه نیز چون خاک با باد از زمین کوچ خواهندکرد.آغازظهوردریاهای متلاطم و به هم پیوسته نشان ازاتفاق غرق شدن زمین درآب دارد واین آیه نشان میدهد که درآغاز آفرینش ما ببینید این یک اشاره کلی است به خاک ودریک کلام خاک زمین که قبل از تغییر زمین وتبدیل خاک آن به انسان هویت واقعی غیر زنده داشته است وازآب جان میگیرددر آن روز .آن روز پنهان درهنگامیکه قبرها زیرورومیشوندو خاک زمین یا همان انسانها دراجابت به تسلیم وپیروی ازیک جبر وبشکل لایه لایه ازروی زمین برداشته میشودقبل ازآن ماباآب سبز شده ایم زنده شده ایم ( اوست که شمارا از زمین خلق کرد .قسمتی از آیه شصت ویک سوره هود) یک تاریخ زندگی انسان دراین روزخاص روزحسرت روزندامت مجددابا آب جان میگیرد قبرهایی که ازجنس خاکندزیرورومیشوند ومتعاقب آن ما ازآب زنده میشویم بایدکه آب دریاها به هم بپیوندند تااب مجددا به مردگان قرنها تاریخ بشر حیات ببخشدقبرهایی که آب دریاها روی آنهارا می پوشاندو درزیرآب ناچاراست به زنده شده (مثال . مثل باران که زمین راسبزمیکند)و آب دریاها مابین این لایه های اجسادانسانی جاری میشود ووقتی آسمان که بصورت محفظه ای جهان را درون خود جای داده است نباشد( توجه کنیدتمام آسمان درجبراست از شکافته شدن ونه فقط قسمتی ازآن ازهم شکافته میشود) .آیا به نظرشما میزان بلندی آب دریاها و تلاطم موجهایشان بالاترازسطح خاک نمیرود؟وتا کجامیرود ؟ما ازموجوداتی به نام جن هم گفتیم .از ملائک گفتیم آیا آنها ازجمله موجوداتی نیستند که ازآب خلق شده اند؟اگرچه قرآن در سوره نور از ( جنبندگانی ) می گویدکه ما( می بینیم) اما به مشرکان این وعده راهم میدهد که اگر ملائک برآنها نازل بشوند( کار برهمه آنها تمام شده است) دراینجا ما به از آب بودن ملائک ومتعاقب ان گروه جن پی میبریم ( توجه داشته باشید به اینکه شیطان قبل از انسان خلق شده است وملائک قبل از شیطان )وشیطان روزی در زمره ملائک عرش می بوده است اما این گروه اگرچه ازآبند اگر ما آب را دربرگیرنده از انواع خاک .گچ وآهک یاموادمعدنی بدانیم پس آنها هم قبل از اینکه ماهیت آتش آنها بر ماهیت آبیشان غلبه کند از خاک نیز بهره مند بوده اند .اما اکنون از خاک نیستندوجن مومن نیز از قاعده تغییر این ماهیت مستثنی میشوند( به سوره جن برمیگردیم و دادن مقدارفراوان به جن را مستندقرارمی دهیم برای تثبیت ایمان جن پس جن هم خاک را به مقداری که عاملی برای کثیر نوع ونسل او بشودداراست درصورتی که ابلیس بعداز عصیان برعلیه خاک برمیخیزد و درواقع درآغاز خاک خودرامیسوزاند .وقتی خاک بسوزد آب هم تبخیرمیشودواوتبدیل میشود به شیطان ببینید اصطحکاک خاک و آتش را که از کجاشروع میشود ازعرش) وعرش الله برروی آب بوده است ( بود=گذشت زمان را یادآورمیشودواست زمانی است برای اینک یعنی حتما جزاین نمیشد وحتی اگر امروز نیز شما آزمایش وامتحان میشدید نمیتوانستید بر جایگاه او دست پیدا کنید فقط الله بر بالای آب بوده است بر بالای آب بودن تعبیردیگرش آنست که الله بر ملائک برتری دارد. وجن نیز ازملائک بوده است برتری الله بر شیطان وما می دانیم هر حکم وآیه ای که بیاید در همان لحظه در زمین اثبات میشود واقتدار پیدا میکند فقط کافی است که ما به این آیات ایمان بیاوریم می بینید که بسیاری ناممکن ها .میسرمیشود)وما کجا (بوده ایم) قبل از آفرینش ؟ یادآورمیشوم که قبل از تجربه همه ما انسانها قبل از ورود به دنیا قران از تجمع همه انسانها وگواهی انها به توحید میگوید (وبه یادآرهنگامی که پروردگارت ازپشت بنی آدم همه فرزندانش را برگرفت وخطاب کرد شمارابرفطرتتان گواه میگیرم آیا من پروردگارشمانیستم همه گفتند آری.هستی وگواهی میدهیم) قسمتی ازآیه صدوهفتادودو اعراف (اوست که شمارااز زمین خلق کردوخواست تا آنراآبادگردانیدپس از خداآمرزش بخواهیدوبسوی اوتوبه کنیدزیرا پروردگارمن نزدیک است ودعاهای شمارا اجابت می کند) سوره هود قسمتی ازآیه شصت ویک ( شایدپروردگارم به من چیزی ارزشمندتراز باغ تو عطاکندغافل مشوشایدخدااز آسمان برآن باغ بلایی نازل کند وآنرا به زمین بی گیاه ولغزنده ای بدل کند یا شاید آب آن به اعماق زمین فرو برود وتوهرگز نتوانی به آن دست یابی) سوره کهف آیات چهل و چهل ویک *این سخنان یک ایمان آورنده است که نشانه هایی از روزقیامت را بیان میکند که موجب نابودی یک باغ (باغ درواقع یک الگوی کوچک است ازهمان سرنوشت زمین سبزبی اراده)راازانکاروکفرمیداند.ایمان آورنده ای قرنها پیش ازما اززمین بی گیاه وفرورفتن آب درزمین میگوید.زمین بی گیاه ازبی آبی مثل زمین وخاک شهرهای دورازآب دربنادرجنوب ایران یادرکویر طبس *وزمانی خاک بدون هیچ ماهیت انسانی وزمین یاکره کنونی قبل ازآفرینش آدم س بطورکامل در زیرآب بوده است .توجه کنید به آیه یک تاپنج سوره انفطاروغرق شدن کره زمین درآب و زیروروشدن قبرهادر روزقیامت که علامت ونشانه خوبی است برای آگاهی ازغرق بودن خاک درمبداء وآغاز آفرینش .وهمواره درچرخش بی اراده بودن خاک دریک زنجیره ثابت همراه باآب( شبیه به بالا وپایین آمدن آب دریاها .جزرومددریاها.خوابیدن وبرخاستن . نشستن وبلندشدن .) .خاک محلول درآب . به فضای بدون آب وبه فضای وجو که دراطراف ماست توجه کنید زمانی این فضای اطراف ماغرق درآب بوده است . وخاک بصورت ریزگرد دراین آب مداوما شناور ودر چرخش بوده است . آنچه ما از چرخش زمین یاخاک وزمان درمی یابیم این است که روزی خاک در درون آب جهان ما درچرخش بوده است . و آب جاری آب روان که حافظ تحلیل وفرسایش خاک بوده است درتعدیل این چرخش و به دلیل نزدیک بودن به منباء نور( یعنی الله که دراوج بوده است) دچار جزرومدهایی غیرارادی می شده است وآب همراه باجزرومد خود خاک راهمواره باخود به سطح زمین میبرده است وپایین می آورده است .به اشکال مختلف آب درحالت مایع وبخاریاگازدرآب توجه بکنید این دوشکل از حالات آب در انجام جزرومدو بالا و پایین آمدن خاک موثربوده اندچرا جزرومد. مگرالله درعرش نیست .مگردرامروز جهان هستی خورشید در راس نیست . این جزرومد آب درامروز درانعکاس دوری ونزدیکی از خورشید ونوردر واقع تعبیری ازهمان است که روزی است که آب در مقابل الله بی اراده انجام میداده است خاک درون این دنیای پرازآ ب هم بالا میرفته است وپایین می آمده و آرام میگرفته است ( الله خاک را با بالا آمدن آب میگیرد و آن را بشکل انسان میسازد ودرکالبدآدم س می دمد به اوجان می بخشد. ازآدم س مخلوق ساکنان عرش برای او شریک وهمسرمیسازد بعد انها.را به بهشت میفرستد .بهشت هم به گفته قرآن دربی نهایت وسعت مثال زدنی است والبته سبز و خنک . سبز بودن این مکان علامت وجودخاک دراین سرزمین پنهان و خنک بودن هم نشانه وجودآب درانجاوحتمی بودن نزدیکی به نورالله است درست همان حالت اولیه دنیا البته بدون حجم زیادآب دربهشت. بهشت درآب غرق نیست اما بهشت هم بایدتابعی از زنجیره چرخش خاک را داشته باشدمثل زمین ما.بهشت هم ازخاک است و به دورالله می چرخد .چرخش خاک .طواف انسان . چرخش زمین .بالا آمدن آب . دربالا از به هم پیوستن دریاهاگفته شدوماگفتیم که آب قبل از آفرینش آدم تمامیت دنیای اطراف ما رادر خودگرفته بوده است و چون الله درعرش بوده است با نزدیک شدن الله به آب . تمامیت آب دنیا بسوی بالا حرکت میکرده است با حرکت مارپیچی بی اراده .خوب باید دراینجاگفته شود بالا آمدن آب از درون زمین وبهم پیوستن آب آنها به دلیل نزدیک شدن الله است به زمین چون که خورشید وماه خاموش وبیفروغ شده اند پس دربالا امدن آب زمین بی تاثیرخواهند بودودلیل بالاآمدن آب از درون زمین همان است که گفته شد(دربهشت با وسوسه های شیطان آنها ازمیوه درختی که لقمه آن برآنها تحریم شده بود میخورند.مادراینجابا یک اتفاق دیگر روبرومیشویم. باآفرینش آدم س ورانده شدن شیطان ازعرش و درکوتاه زمانی بعدازآن تبعید انسان ازبهشت به زمین که براثرارتداد روی داد زمین غرق درآب نیزدچارجابجایی آب وتغییرات چشمگیرمیشودو زمین به شکل گردوکروی درمی آیددریکی ازقابها اشاره شد به همسانی سرنوشت انسان خاکی وزمین خاکی . جنین انسان غرق درآب بعداز تولد تغییر شکل میدهد ودراخر بصورت خوابیده از دنیامیرود .زمین نیز درعاقبت دچار این تغییر میشود از شکل کروی خودخارج میشود .توجه به دو عنصرسازنده آدم داشته باشید آب وخاک. آب اززمین گرفته میشود وزمین پس از بی آبی تبدیل به صحرایی خشک گسترده .هموار وصاف ومسطح میشود. دراینجا شکل جهان هستی نیز تغییر می یابد. .آب ( دوسوم بدن انسان) یک سوم خاک ودو سوم آب این سهم انسان از شکل غریب آبی بوده است که ماروزی بصورت خاک درمحلول آن رهاشده بودیم .هرآنچه در زمین یک ویژگی بوده است درآدم س نیز نماد پیدا میکند محلول این ترکیب تشکیل دهنده جسم آدم س نباید شکل واقعی خودرا ازدست بدهد نه به دلیل آنکه واجب است وباید که یک سوم از جسم زنده ما دائم ازخاک ثابت بماندنه بلکه ماباکمک آب بایداز شتاب نابودی زمین وانسان به سوی روزموعودواز جبر سهیم شدن دریک فاجعه عظیم بکاهیم مسئولیت ابلاغ دعوت وهشدار و تکرار(بگو) از موقعیت حساس اکنون میگوید( می پرسند) پس بگو . . اگربه تجزیه موجودات زنده پس ازمرگ دقت بشودوتبدیل تدریجی جسم مخلوقات را به خاک باور بداریم به تغییرمعکوس جسم انسان وبازگشت به پودر بودن اولیه خاک بدن خودنیزواقف خواهیم شد.وبایدکه آدم به زمین بیاید . آدمی که درعرش ساخته وپرداخته شده است ونه دردنیا . خاک اواز از آبی عظیم به شکل انسان درآمده است .زمین اما خشک است . خروار خروار خاک که چون پشم زده است توسط باد به زمین آورده میشود وکوهها خلق میشوند خورشید نورانی وماه مهتابی به زمین آورده میشوندو...... باران می آید زمین سبزمیشودآب برسطح زمین جاری میشود و قسمتی ازاین آب به زمین فرومیرود بهار به زمین آمده است (ای بهار روزت مبارک) به میمنت ورودآدم زمین اولین لحظات از *یک روز خودرا( درقران آمده است مابرای زمین چهارروزراقرارداده ایم) باحضورآدم تجربه میکند.این آدم .به خاک گرایش میکندوگرایش اوبه طبیعت خاک دراین آیه بخوبی آمده است آیا نهی کردن مردم ازجشن آغاز بهارارتداد نیست؟ آیا نوروزنمی تواند یک جشن دینی باشد درحالیکه قدمت حکومت پادشاهان مانا نیست؟). (آیاخدایی که * تورا از خاک وسپس از* نطفه آفریده وعاقبت تبدیل به مردی کامل کرده است انکارمی کنی؟) سوره کهف آیه سی وهفت ( تو) را اول از خاک آفرید سپس ازنطفه یک انسان بادو نوع سرنوشت مقدرشده بدون اختیاری اما درمسیر یک انتخاب . خاک گرفته شده از آب همان آدم عرش است واسپرم درون آب .تخمک درون آب تبدیل به انسان خاکی میشودباکمک آب این انتقال نیزصورت میگیرد.( توسط آب خاک به عرش میرود). دقیقا بیان همان مطلب بالا است که آب خاک را به سطح زمین آورده است والله این خاک را تبدیل به موجودی کامل به نام آدم می نماید. آدم خاکی نیز همواره در چرخش است وناگزیرازبالا وپایین رفتن است (مثل خلقت عیسی نزدخدا وند چون خلقت آدم است ازخاک .آن هنگام که به اوگفت *باش وبیدرنگ*موجودشد) سوره آل عمران آیه پنجاه ونه خاک آدم س.خاک عیسی س.از آب گرفته میشود .اما بادوسرنوشت متفاوت .که برهمه ما روشن است.چرا؟چرا درسرنوشت عیسی آب باید به زمین آورده بشود؟حنجره روح .حنجره مریم .خوردن نوشیدن ؟آیا آدم س نیز ازحنجره الله دم ونفس را دریافت کرده است. ( اوکسی است که انسان را از آب آفرید وبرای او نسب و سبب قرارداد.بدان که پروردگارتو تواناست) سوره فرقان. آیه پنجاه وچهار. (اما ما آنچه رازمین ازبدن آنهامی کاهد می دانیم زیرا نزدما کتابی است که همه چیز درآن محفوظ است) سوره ق آیه چهار .زمین چه می کاهد چه را فرومیبرد که ازجسم ماست .خاک را آب را.واکنون سیاراتی که ماهیت آنها همه ازجنس خاک است در*چرخش درآسمانهابرمدارخود*می چرخند هیچ قدرت ونیرویی نمیتواند ازچرخش جهان خاکی مانع بشود.مگرالله .الله گردوغبار. گردوخاکی که در خلایی از بی آبی در چشم اهل زمین دیده میشود. گویای خاک محلول درآب اولین روز برای زمین است قبل ازآفرینش آدم س . ببینیند چگونه بالا میرود وباز آرام پایین میآید این ویژگی دانسان هم هست چه ازنظر جسم وچه از نظر معنویت انسان بالامیرودپایین میآید. انسان ایمان میآورد. برمیگردد( چرخش) بی ایمان میشودنشانه بی ثبات بودن اراده انسان درایمان به الله هستی بخش .این بی ثباتی کمی وکیفی خاک وآب در آدم س وانسان امروز که ازقول الله درقران آمده است هم در زمان قبل از خلق شدن او درآب چنین بوده وهم درکره زمین وهم در زمانی که بصورت گردوخاک ویاحتی در زمانی که بصورت آتش ( چاههای نفت وگاز) اعلام وجودمیکند . آتش از زیرخاک به سطح خاک میرودبالا میرودمیسوزد .خاکسترمیشودواین خاکسترودوده به زمین برمیگردد. (امکان ندارد که شما بتوانیداز خداوند بگریزید نه در آسمان ونه درزمین.وجز خداوندهیچ ولی ویاوری نخواهیدداشت) سوره عنکبوت آیه بیست ودو. خاک .دوده .آب .گردوغبار .گردوخاک .وهرچیزی که از زمین است به زمین برمیگرددحتی جن حتی.آتش ( به سوره جن مراجعه شود)زیرا روزی همه جنبندگان به قدرت الله ازخاک زمین که بصورت محلول درآب درجزرومد وچرخش بوده است خلق شده اند.خلق شده اند.پس باید به آن برگردند ودریاها به هم بپیوندد وباز.... دراینجا گفتنی که ما بدانیم که ملائک از ان قسمت از آب که درآغاز آفرینش خلق شده است خلق میشود که آب آن زلالتر .ونسبت به نزدیکی به عرش روشن تر .نورانی تر و البته محیطی پاک تر داشته اند . بعدازآبی که به سطح نزدیک بوده وملائک از ان خلق شده اند آب متعلق به گروه جن قرار میگیرداین آب دراصطحکاک وبرخورد زیاد با آبی که آدم یاانسان از آن خلق میشود بوده است.وما می بینیم که سرنوشت ما قرنها وقرنها قبل از تولد در زمین رقم خورده است . اقتدار .عظمت . حکمروایی .حکم فرمایی همه از خالق برتراست ( این برداشت باتوجه به گفته جن که می گوید مانمی توانیم در زمین از اعمال قدرت الله بگریزیم استنباط شده است وشما برای اولین باراز چنین مطلبی آگاه میشوید.در ضمن باتوجه به همین جمله وباتوجه به ( آیه چهل وپنج سوره کهف)میتوان خشک شدن زمین دراثر بی آبی و گرفتن آب از جن را در نتیجه همان همجواری آب جن ( وخاک.او) با آب آدم س ( وخاک او)در زمان خلق این دوموجو دانست .ودرهمین جمله به توانایی آمدن جن به زمین نیز اشاره میشود) واما زمین می چرخد سیارات می چرخند .حتی کوههای جهان ما مرتب درحال جابجایی وحرکت هستند( به قران مراجعه بشود) زمین در شکل واقعی خودآنچه ما می بینیم نیزازدرون آب فراوان بالا رفته است ازاب خارج شده است بزرگ شده است کوچک شده است وروزی باید آرام در زیرآب غرق بشود( روزقیامت ) در زیر آب دریاها .مثل ماانسانها .یک سرنوشت مشترک گریزناپذیر.خاک زمانی نیزدرآب چون گردوخاکی محلول می چرخید.این گردوخاک محلول درطی بالا رفتن وپایین آمدن به سطح آب نزدیک هم میشده است .دراینجافرصتی است تا نظرعلامه مجلسی را ردکنیم .وقتی عرش الله برروی اب می بوده امکان دسترسی به خاک سیار برای الله آسان بوده است وتوجه بکنید به اراده( باش )الله که هرچه بخواهد همان بشود وبنظر این حقیراین علامه نیز کره زمین امروز را از روز اول آفرینش به همین شکل می پنداشته است .اگرچه اگر به آیاتی که درقرآن درباره زمین وکاهش حجم ان آمده است و..... دیگرتوجه میشد مطمئنا این گونه درباره زمین وافرینش انسان برداشت نمیکردند . (ما اینها وپدرانشان راازنعمتهای زندگی بهره مند کردیم وعمری طولانی دادیم با این وجودآیا درک نمی کنند که ما عمر زمین راازجهات مختلف کم می کنیم . آیاانها برامور مسلط اندیاما؟ ) سوره انبیاء آیه چهل وچهار همانطورکه گردوخاک .گردوغبار اطراف مابر روی زمین میچرخد وفقط درمکان جریان آب آرام وقرارمیگیرد.همه اشکال خاک درجبرندبه پذیرش یک سرنوشت مشترک. دراینجاازشما می خواهم به سرنوشت مشترک انسان وزمین توجه کنیدوحتی به حرکت این دونوع عنصرمخلوق از خاک که تامادام که در نظم ومنفعل از یک جبروزیرتسلط یک قدرت برترندعاجزازتبعیت از سرنوشتی دیگرهستند انسان نمیتواند ازمرگ وپیری مانع بشود وزمین نمیتوانددر زمان نیستی خود تغییری بدهد.واین خاک این گردوخاک در زمان در چرخیدن وچرخیدن گاهی مومن .گاهی بی ایمان وروی برگردانده. گاهی روبه سوی الله وگاهی پشت به الله .گاهی درشب گاهی در روز.گاه شرک .گاه روبسوی الله. خاک زمین زمانی در حالت اولیه خود درزمانی که محلول درآب بوده است مداوما درحالت طواف به گردالله بوده است باآنکه خاک بیجان است واراده تغییردرانتخاب وسرنوشت ازاوسلب شده است دراو وجودندارد وطبیعت ذاتی آب براو مسلط بوده است آب خنک .آب گوارا آب آرام . آب با وقارهمواره دراین جریان بی اراده .با حرکت گردوخاک آب بالا وپایین میرفته است .( هرجزرومدمقام نزول واوج انسانیت را نشان میدهد)هرکجاخاک برودآب قبل ازآن باید آنجا باشد.چرخش زمین ما نیز با کمبود آب شدیدتر وسریعتر خواهد شد.زمین بدون آب کوچک وکوچکترمیشود( وجود دریاها قبل از زیرورو شدن قبرهای خاکی انسان سوره انفطارآیات یک تاپنج . یعنی آنکه دریا و آب نیز قبل ازخاک آفریده شده است .ملائک .( وجن که درعرش بوده اند )قبل از خاک خلق شده اند صداقت آیات الله که می فرماید(پروردگارت به ملائک گفت میخواهم بشری از گل بیافرینم سوره ص)ملائک که ازعنصراب( انجیریا گیاهان) هستند قبل ازآفرینش انسان درجهان می زیسته اند پس خاک یاآدم ص در کنار ملائک درامنیت و آرامش بوده است .مثل خاک درکنارآب.مثل خاک غرق درآب که نشان زندگی است .چرخیدن خاک زمین قبل ازآفرینش ودرزندگی معمول ودرطواف درانسان علامت اجتماعی بودن ذاتی درعنصرخاکی اوست ونیزمسری بودن بیماری که دراکثریت دیده میشود(جنون) که در اجتماع بصورت کثرت دیده میشودازمشخصه خاص خاک.عدم تغییر غیرارادی درچرخه یا زنجیره طبیعی آفرینش یا آمدن ورفتن خاک حتی درزمانیکه درجسم یک انسان (خاک وآب) وتبدیل شدن آن به آتش است . او فقط باهمراهی آب قادربه حیات خاکی است بدون آب او یک مجنون است جن زده است ( کافراست مشرک است چون جایگزین برای آب انتخاب کرده است به نام شیطان)چون گردوغبار.گردوخاک نیزمیآیدومیرود. درظاهرمحومیشود وزمانی دیگردر مکانی دیگربر زمین می نشیند.عامل بی ثباتی انسان در همین خاک اوست که گرم میشودسردمیشودفراموش میکندکه قبلا گرم بوده است سردبوده است. .چون گردوغبار اوج میگیرد فراموش میکندکه سرگردانی اوازبی آبی است.ودرکنارآب به آرامش میرسد .آلوده میشود وبا*آب و آفتاب پاک میشود وباز فراموش می کند .از زیرآب به عرش میرود بالا میرود زنده میشود( الله براو می دمد) وبیدارمیشود. اوج میگیرد( موجودبرترعرش میشود) به بهشت میرود کمی پایین میآیدوبه زمین میآیدومی خوابد .میمیرد. میمیردوباز باید ......اما این آغاز تجربه سرنوشتی دیگربرای اوست دستاورد زندگی خاکی در زمین بهشتی شدن ویا ازجهنمیان بودن است .وما می دانیم فقط الله بدعت گزار است دراینجا سیر طبیعی رفتن وامدن خاک گردوخاک انسان با جزر ومد ویا بالا رفتن وپایین آمدن آب دیگرتنها به آرامش نمی انجامد وپیوستن دریاها برروی خاک وزیرورو شدن قبرها که از رسیدن آب به مردگان وبدعت دادن زندگانی مجددبه آنهادر روزقیامت است بیانگر همین قدرت الله احد می باشد. . ( پس چه کسی ستمکارتر ازکسی است که به خدا افترا ببندد و آیاتش رادروغ بپندارد؟ آنها سهمی راکه برایشان مقرر شده دریافت خواهندکرد) سوره اعراف . قسمتی ازآیه سی وهفت اگربه کتاب رسالات مراجع نیزمراجعه بشود غسل .ووضوبا آب آلوده امری باطل وازارتداد است آب وخاک .خوردن خاک( ولودرآب باشد) نیزحرام است وباید به زمین برگردد این یک جبراست ومعنویت امانت رامتجلی میکند.پس چراقتل ؟ چرا تجاوز؟ چرادزدی ؟چرا شکنجه ؟ انچه ازخاک است برما حرام است وباید به خاک برگردد الله همه چیز را تقسیم میکند بهشت را جهنم را خیر راشررا. حق را باطل را .مشرک را مومن را . جبرانتخاب دراینجا بیش از هرزمان دیگری مشخصا به انسان سود وزیان دنیارا بازگومیکند .بیایید قرآن را زیبا بخوانیم . ( این خداست که هرجنبنده ای را از آب آفریده واکنون بعضی ازآنهابرشکم خودمی خزند. و*بعضی بر روی دوپاراه می روند.....)سوره نور قسمتی ازآیه چهل وپنج انسان خائن به الله وپیامبر.انسان ستم کارکافرمشرک .مرتد.مجنون.همان آنهاکه (کسانی که خداوپیامبرش را آزارمیرسانند خداوندآنهارا دردنیا وآخرت نفرین کرده( نفرین شدگان)وبرایشان عذاب خوارکننده ای تدارک دیده است.کسانی که مردان وزنان با ایمان را بی هیچ گناهی آزارمیرسانندبارتهمت وگناهی آشکار را به دوش میکشند) سوره احزاب آیات پنجاه وهفت وپنجاه وهشت. منکرایات حق الله .کلام حق الله ونشانه ها. نشانه ها بادلبستن از دنیا ازدرک آن دور مانده است . شایدکه اوصدای جبراییل را درقران نمی شنودوحی الله رانمی خواند .شاید قران رافقط برای سوزاندن دوست میدارد .شاید قرآن را.تورات را. انجیل را زبور را برای ( ردشدن) می خواند ونه برای قبول شدن.درسیاهی وهم خود گمان میکند که الله دندان دارد .گوش دارد . ابرو .مژه دارد .پس میشودیک انسان .یک پیامبر رافرزند الله خواند .( دم ونفس روح برحنجره مریم نیزازآب است؟ آب درگردش خاک درگردش) بشرطالب دنیاحتی درپیدا کردن وشناخت شباهت های انسان والله هم به دنبال تفکروچاره جویی نیست . شایدبا خود سودای حاکمیت بر مخلوقات الله را دارد و می پندارد الله حاکم نیزچون پیامبرانش ازجنس خاک است و ازنسل آب است بشرامروزباید بداند براو واجب است که باوربدارد الله تنهازنده ابدی است وقیم نمی پذیرد.شایدهم فکرمیکندمیشود باورداشت که پیامبر مرده است واومیتواند ادعای جانشینی اورا بکنددرحالیکه پیامبر ولی نبوده است وبشری مثل همه ما بوده است .ومن می پرسم از آنها که مگر پیامبر زنده امام زنده قیم می خواهد؟( بگو.بگو زمان حال ابدی برای زنده ابدی است) واین عجیب نیست که اوبرای نشان دادن حقانیت خود ازحکم علی ع برای مبارزه با فتنه میگویداما علی ع در محراب نماز می ایستد وکشته میشود؟ وبا شهادت(دراینجابایدگفت گواهی) خودنمازخود .روزه خود به او تودهنی میزند که من صاحب ومالک نمازم را وعبادتم را( =الله را) برحکومت برخلق دنیااوجب میدانم اما ما می بینیم اوهام اورارهانمی کنند (ولی مطلق امر) می پنداردکه رای علی ع با رای محمدص ورای محمدص با رای الله به مرور زمان تغییرمی کند . میشود به جهنم رفت وبعداز عذاب به بهشت رفت ؟ویا با ترویج تخیلات اینگونه القاءکرد که میشود به عنوان یک مسلمان یا ایمان آورنده به یک ( مشرک.فتنه گر. کافر)تجاوزکرد .نه نه راه بازگشت دراکنون است ما این زمان را باخودبه جهانی دیگرخواهیم برد ودنیا؟. نه شاید اوباید بداند هرکسی میتواند اولی بشود مقرب بشود حتی اگر لباس انحصاری روحانیت بر تن نداشته باشدوازخواص نباشد شایدمی پنداردمیشود با ( پارا ازحق فراترگذاردن) .آیا حق نجات او برالله واجب میشود . چه کسی به او وحی کرده است که میشود انسانها رامسلمانان را حقیر دید وتحقیرکرد ؟چرااو* نمیداندما انسانهابه ایجاد فاصله و تفاوت احتیاج نداریم ماهمه ازخاک یک آبیم والله برجسم همه ما دم یا نفس خودرا دمیده است وهمه به دنیا آمده ایم ودرجبریم که ازدنیا برویم.هرکس می پنداردکه متفاوت ازدیگرانسانهاست بارد شدن ازایات الله به ایمان و حقوق ایمان آورندگان ارتدادمیورزد .دین توحید دین برابریهاست.دین الله یکی برای همه انسانهاست..هیچکس نمیداند آن روز بزرگ روزجدایی چه کسی بیداراست؟چه کسی زنده است؟ ( آن روز بزرگ .همان روزی که مردم دربرابر پروردگار جهانیان می ایستند.) سوره مطففین . آیات پنج وشش (آنگاه که خورشید درهم پیچدوخاموش گرددوانگاه که ستارگان بیفروغ شوندوکوهها به حرکت درآیندوشتران آبستن رهاگردند.آنگاه که وحوش دریک نقطه جمع گردند.آنگاه که دریاها آتش گیرند .آنگاه که انسان باهمسان خودقرین شود . انگاه از دختران زنده بگورشده پرسیده شود.به کدامین گناه کشته شده اند هنگامیکه نامه های اعمال گشوده شوند وپرده آسمان بازشودو انگاه که جهنم شعله ورگرددوبهشت نزدیک شودهرکس میفهمدچه چیزحاضرکرده است قسم به ستارگانی که بازمیگردند.همانهایی که میروندوناپدیدمیشوندقسم به شب که تاریک میگرددوقسم به صبح که نفس زنان طلوع میکند)سوره تکویرایات یک تا هجده خورشید خاموش . ستارگانی که بازمیگردند ومیروندوناپدیدمیشوند. وقتی وحوش جمع میشوند دریاهایی که به هم پیوسته اند آتش میگیرند . دریاها .انسانها .حیوانات قرین وتومیدانی قرین کیست) به جمع بودن ستارگان .کوهها .وحوش .دریاها . نامه ها .از جمع می آید .جمع همه مخلوقات خاکی وقرین . از مبداء آفرینش تا پایان .اکثریت . ودریاهاهمه دراتش ؟ توقف زمان . توقف شمارش اعمال درزمان اکنون دقیقا در زمانیکه انسان به حق پشت میکند روی برمیگرداند وبه کفر وشرک وجنون افتخارمیکند. ای ماه زیبا .ای خورشیدتابان. (ابراهیم ابراهیم)ای دنیا درروزآتش چرا ما رارها می کنید؟وانسان انسان دورازحق به دریای سراسراتش برمیگردد؟ مثل روزآغازین.؟ (اوست که خورشیدرا نورانی خلق کردوماه رافروغ بخشیدومراحلی برایش تعیین کردتا شما بواسطه آن شمارسالهاوحساب کارهارا بدانیدوخداوندهمه اینهارا جزبحق خلق نکردبدینسان آیات ونشانه هارابرای اهل دانش شرح میدهد)سوره یونس آیه پنج .اما آنچه دراین آیه به شکلی جالب آمده است تغییرزندگی ماانسانهاست تا روزمعاد برگشت انتقالی ومجدد به دوران اولیه یا مبداء تکامل انسان جبری زندگی انسان دیده میشود وودر آیه بالا ( سوره تکویر)شترنشانه ای ازبازگشت مجدد ما وانسانهای قرنهای آینده به زندگی ساده پیشینیان است.درتوقف زمان رهاکردن شترها نشانه ای است از همه نشانه های روزقیامت وبایدگفت که درآن زمان زمانی که اکنون ما میدانیم چگونه خواهدشد آنچه که بزرگان اندیشه وتفکر مذهبی ازآن بعنوان جن زدگی که با تکرار وادغام زندگی نوع بشر با معضل ماشینیسم یاتکنولوژی بوجودآمده دیگر رونقی ندارد بسیاری ازوابستگیهای ناشی ازجنون از تسلط بر زندگی انسان به جبر روبه نابودی میرود .میزان اعتمادواتکاء کاذب انسان به آنچه اورا از واقعیت وحقیقت مادیت درجهان ما ازمعنویت دورکرده است اکنون واجب است وبایدبه او القاء بشود.همان درس بزرگی که شیطان درعرش الله از آن غافل ماند هرجاکه حق است همانجا دنیا مرده است . با بیان این آیه نتیجه میتوان گرفت که هرچقدر پیشرفت در طی این قرنهای گذشته تابه امروزحاصل شده است همه سیر بازگشت را مثل بازگشت زمین خاکی مثل انسان ( انسان فیلسوف ؟انسان فقیه؟ انسان باهوش؟ وانسان ...خواص .عوام آه ای عوام) راتجربه خواهندکرد زمین بزرگ کوچک میشود(هرقدر زمین به پایان جهان نزدیکترمیشود کوچکترمیشود یعنی آنکه انسان گمراه ازمقام عزت و بزرگی سقوط میکند) زمین درآتش است .ودرآن لحظه پشت سرظالمان درآتش است .وبهشت ؟ جداست ونزدیک میشود؟وکافرومرتد ومشرک درآتش و در زمین ؟میسوزندبهشت نزدیک میشود .اما ما چطور؟این هم یک نوع اشاره است همانطور که الله نزدیک است پس بهشت هم به انسانها نزدیک است قید نزدیک یک وجه یک مشخصه مشترک برای ابعادزمان ومکان باهم.الله درعرش است دراوج است امادر زمان حضوردارد ( الله درهمین نزدیکیهاست). دراین آیه وجود مکان باطل است دنیامترادف نیستی است .دنیا مرده است .پس ما فقط ( زنده) را می بینیم الله را به زیبایی.ازنزدیک .نزدیک . دنیا چیست ؟ زیباست اما وهم است ؟ هست اما نیست؟ چراکوهها درطول شبانه روزمیچرخنداما ما نمی بینیم ؟چرا بعدازمرگ ازما پرسیده میشود که ماهمدیگرراچندباردیده ایم ؟ (روزیکه خدا همه رامحشورکندچنان احساس می کنندکه گویی *بیش ازساعتی ازآن روز دردنیا نبوده اند.آن هم به اندازه ای که فقط یکدیگررادیده باشند.حقیقتازیان کردندکسانی که دیدارالله راانکارکردندوهدایت نیافتند)سوره یونس . آیه چهل وپنج دنیا .دنیافقط ایده ومطلوب خواستنی شیطان است .هرکس به شیطان نزدیک ترباشد دنیارا زیباترمی بیند دنیارا بهترمی بیند .دلبسته اش میشود.جادویش میشود.زندانیش میشود. مجنون میشود. جن زده میشود .مثل شیطان..درآیات بالا نشانه هایی از نابودی کره زمین و خورشیدوماه را که درآیات قران بران اصرار شده است خواندید . کابوس شیرین اقتدارتسلط برکره زمین نیز به همینگونه نابودمیشود( سوره یونس آیه بیست وچهار) . خواننده خوب دین توحید هرگزمنحصربه عده ای خاص نیست هرکس چنین ادعایی بکند ارتداد ورزیده است مرتدمحسوب میشود.دراتش است. چرا یک انسان که مختاردرانتخاب اوجب است وازحق میگوید باید محصور در( زندان) بشود ؟ باتوجه به آنکه دنیا مکانی باطل است وخواهنده آن دوست شیطان است پس هرچیزی که شیطان ازمالکیت آن لذت ببرد وبشودکه درآتش بسوزد( آه ای مشرک ای کافر ای مرده) بر انسانهای زنده انسان حقگو انسان حق طلب حرام است و آنچه بر مشرک وکافرومرتد حلال وواجب است زندانی به نام جهنم است . شیطان یک موجود واقعا دیوانه است .مسئله ساز است . دشمن آب. دشمن زمین .دشمن انسان ووقتی شیطان با انسان همراه بشود دشمن الله هم است .الله . الله وزندان دردین توحید یک وهم یک دروغ بزرگ است ازسوی ظالمان وازسوی اهل باطل برای استضعاف انسانها .زندان فقرمی آورد فحشاء میآورد. فسادمیآورد .تبعیض طبقاتی .محرومیت وتضادهای اخلاقی وطبقاتی میآورد. ....ومانع خیراست آیامگرجزالله درهمین نزدیکیهاست پس این چه نوع قضاوتی است که زندان علاج وراه حل مشکلات جوامع متشوش جهان ما شده است . ****************************** (این بازگشت تنهابایک صیحه بزرگ انجام میشود.ناگاه همه درصحرای بزرگ ظاهرخواهندشد)سوره نازعات آیات سیزده وچهارده.ظهور صحرای بزرگ بایک صداوانسانها و*ناگاه زمان سریعترین وازبیخبری میگوید والله چه نزدیک است به همه انسانها به خاک به صحراچرا صحرا؟.گردوخاک .؟. زمین اولیه زمانی که الله از مخلوقات پدیدامده از آب گواه گرفت بر یکتایی وخالق بودن خود بدون هیچ پستی وبلندی دیده میشود .والله .الله.توجه بکنید به همزمانی حضور خورشیدخاموش ازنور وپدیدارشدن ستارگان بی فروغ.مگرمیشود؟ فقط دریک صورت میشودکه زمین شکل کروی خودرا ازدست بدهد قابیل نیز از طریق دفن کردن برادرش هابیل واز یک کلاغ آموخت که بعداز مرگ انسان روزی زمین صاف خواهدشدوانسان یکی از دو عامل آن است پس توبه کرد.همانگونه که موسی س پس از ارتکاب به قتل توبه کردوالله پذیرفت. صاف کردن زمین وتبدیل آن به صحرا از سوی انسان ارتداد است پس قتل از ارتداد است . مرده را درخاک مدفون نکردن از ارتداد است توبه نکردن از ارتداد است وردتوبه نیزاز ارتداد است حکومتگران نفرین شده ایران ما آیا پس ازگذشت دوسال قتل بیگناهان جنبش سبزمردم ایران توبه برشما واجب نشده است؟. (ازچه سوآل می کنندازآن خبربزرگ همان خبری که درموردش اختلاف دارند.این چنین نیست بزودی حقیقت را خواهند فهمید.) آیات یک تاپنج سوره نباء خبر.آیاانسان معاد را ردکرده است ؟آیا دوزخ وبهشت را ردکرده است .بایدانسانها حقیقت را بدانند وبزودی. بزودی مدت وزمان سرعت نابودی دنیا را نشان میدهد .بسرعت نیست میشود.و چرا بزودی ؟زمان به همه انسانهاوعده وقوع رسیدن به یک پاسخ نزدیک را میدهدماتجربه خواهیم کرد زیرا همه باهم قیام خواهیم کرد پس زمان برای همه ما مشترک است مانند آن(هنگام)که همه ما به یکتایی الله گواهی دادیم و ان (هنگام )برای همه ما یک زمان مشترک بوده است چه فرق میکند چه کسی ودرچه زمانی ازتاریخ ازجهان رفته است (بدانیدکه روزداوری میعادگاه شماست .همان روزیکه درصوردمیده میشودوهمه شما گروه گروه خواهیدآمد.روزی که آسمان همچون درهایی بازمیشود.روزی که کوهها چون سرابی به حرکت می افتندحقیقتا جهنم درکمین است که محل بازگشتی برای طغیانگران است)سوره نباء آیات هفده تابیست ودو. کوهها نیزازعنصرخاکند . این حرکت (بشکلی سراب گونه)دردنیانیزمداوما وجوددارداما ماهرگزبه حس آن نمی رسیم .وحرکت کوهها درفضای بدون آب کنونی چون حرکت همان گردوخاک گردوغبار محلول دراب درقبل از آفرینش آدم س است .مثل چرخش زمین خاکی .درظاهر همیشه دریک جا ساکن امادرجبراست برای چرخیدن حتی آب با او می چرخدآب نیز در زمان جاری است مداومادر یک زمان محدود به چهارروز دراکنون . که هیچکدام ازروزهای آن شبیه به هم نیست .تمامیت آسمان بازمیشودقرار است همه در مقابل او بایستنداوکه آسمان به اراده او چون پارچه ای خاکسترشده آتش فرومی افتد.انسانهاایستاده درمقابل الله .برای دومین بار. روز آغاز .روز پایان برای آب ؟ فقط فضا فقط خلاء. (که آنچه به شماوعده داده شده محقق خواهدشد.آن هنگام که ستارگان بی فروغ گردند.و آسمان شکافته شودآن هنگام که کوهها ازجا کنده شود.و آن هنگام که زمان شهادت پیامبران معین گردد. این کارتا چه روزی به تاخیر می افتد تاروزداوری) سوره مرسلات . آیات هفت تا سیزده دراین آیات هم از کنده شدن کوهها گفته میشود.کوههای درحرکت درخلاء .رهاشده درفضابدون داشتن جانشین ازجنس آب ازهم متلاشی خواهندشد. (زیرا آدمی درآینده نیزاراده برانجام گناه دارد.حال آنکه می پرسدروزقیامت چه وقت است. هنگامی که *چشمها خیره بماندوماه تاریک شودهنگامی که خورشیدوماه دریک نقطه گردآیند.درآنروزفریادزند.راه گریزکجاست ؟هرگزراه گریزوپناهگاهی وجودندارد.قرارگاه همه تنهانزدپروردگارت است) سوره قیامت آیات شش تادوازده تاریکی وجمع شدن همزمان ماه وخورشید( شب وروز)دریک نقطه .زمین خاکی انسان خاکی ماه ازخاک خورشیدازخاک همه دریک بن بست . راه گریز مگرایاجزراه اوست که درهمین نزدیکی است . همین نزدیکیها همین زمان حال ماست . در زمین برای همه ما دیدن آشکارای این تاریکی تجربه خواهدشد ..تاریکی ؟دنیا نشانه تاریکی است . بهترین نشانه برای کسانی که دنیا را انتخاب کرده اند تاریکی. طالبان دنیاتاریکی را از دنیا باخودبه آن *هنگام خواهندبرد .دنیا وخاک ( انسان ) میراست عجیب نیست که ماه نمی تابد. خورشید بیفروغ است .انتخاب تاریکی یعنی انتخاب ماه خفته خورشیدخاموش. هرچه ازنور و نعمت و خیراست براو(= گناهکار.مرتد.مشرک .کافرظالم. مجرم )حرام شده است .مال او ازآن او نبوده است که باخود همراه داشته باشد ( زیراهنگامی که درصور دمیده شودآن روز. روزسختی است وبرکافران آسان نخواهدبودومراباکسی که تنهایش آفریدم واگذار)سوره مدثر آیات هشت تایازده (زیرا زنجیرهاو اتش جهنم نزدماست.باغذاهایی گلوگیروعذابی دردناک .روزی که کوهها وزمین بشدت به لرزه درمی آیند کوههابه تپه هایی از ریگ نرم تبدیل میشوند) سوره مزمل آیات دوازده سیزده چهارده ( اگرکافرشویدچگونه درآنروز سختی که حتی کودکان را پیرمیگرداند درامان خواهیدبود؟ روزی که آسمان شکافته شودووعده الهی تحقق یابد) سوره مزمل.آیات هفده وهجده ریگ نرم .کوههایی که چون پشم زده میشوند . کوههایی که متلاشی میشوند وبربادمیروند وگردوخاک یاگردوغبارمیشونددقیقاگویای رویداد آن وضعیت خاکی است که ماهم اکنون نیز دردنیا می بینیم . آغازانقلاب رستاخیز.از دنیا شروع میشود شروع شده است اماما نمی بینیم دنیا داردباطل میشودبرما حرام میشود وجود خاک ( دنیا دیوار )بعنوان تکیه گاه برانسان حرام میشود . ریگ نرم کوههایی که منفجرمیشوند تونلهایی که ساخته میشود زمینهای کوهپایه ای که برای کشاورزی هموارمیشوند .این تعبیر درست کلام قرآن است که از نشانه های قیامت است خورشیدخاموش .ماه بیفروغ خسوف وکسوف همه ازنشانه های روزقیامت است .خواننده خوب درتفهیم وتشریح این آیه میتوان گفت مادر زمان ودرواقع بطورناآگاهانه وجبری درزمان ومکانی چون دنیا هستیم همه چیزدر ورای این اتفاقات ساده دنیا شروع میشوددراینجااز تومی خواهم که از سوره مزمل شروع کنی ومتعاقب آن به نوبت آیات بعدی وبعدی را که به آغازمطلب ختم میشودبخوانی .مطمئنا توهم متوجه خواهی شد که ماهمه در رویداد قیامت سهیم هستیم . قیامت هم(اکنون) نیزآغازشده است .همه مادرزمان درجبرصاف کردن و هموارکردن زمین وتبدیل ان به کره ای خشک و بی آب وتحمیل اراده خودبه صحرا شدن آن همراه هستیم .واکنون نیزمی بینیم وباید باوربداریم که زمینی که به مرزصحراشدن رسیده است ازنشانه های روز موعوداست . آب کم کم داردمارا ترک میکند براستی چگونه است که ما اکنون ازناگزیری این جبر پیرنمیشویم؟چون درعین زنده بودن نمی بینیم؟ چون نمی شنویم ؟ حس نداریم ؟ ویادرک نمی کنیم؟تکامل پیدانکرده ایم .چون دراوهام به دنبال پوچی میگردیم. وقتی زمین ازآب خالی میشود هماناانسان خالی شده است واماده سوزاندن .ماازآب گریزانیم .آب فقط با اشاعه دین توحیدبه بقای خودش ادامه میدهد زمین را رها نمیکند هیچ ولی . هیچ شاه .یافرعونی ویا هیچ حاکم یا خالق ازنوع بشر نمیتواند تضمین کننده تام الاختیار اراده انسان بروجود دائم آب باشد زیرا ازجنس خاک است ازجنس دنیاست و خاک ( زمین .انسان جنبندگان)فقط از آب خلق میشود. ( کسی درخواست عذابی کردکه واقع شدنی است.حال آنکه برای اهل کفر کسی نمیتواند آن را دفع کندآن هم دربرابر خداوندی که صاحب جایگاهی بلنداست فرشتگان وروح( روح)بسوی اوعروج می کننددرروزیکه مدتش پنجاه هزارسال می باشد پس صبری زیبا پیشه کن آنها آن روز رادور می دانند وما آنرا نزدیک می بینیم .روزی که آسمان چون فلزگداخته شودوکوهها چون پشم زده گردند هیچ دوست صمیمی ازدوستش نپرسد.) سوره معارج آیات یک تاده ( اکنون رهایشان کن تادراوهام خودفروبروندوسرگرم باشندتازمانیکه روزملاقاتی راکه به آنها وعده داده شده است ببینند همان روزیکه باشتاب ازقبرهاخارج میشوندگویی بسوی بتهایشان شتابانند.چشمهایشان وحشتزده است وذلت سراپایشان رافراگرفته است این همان روزی است که به آنها وعده داده شده بود)سوره معارج. آیات چهل ودو. چهل وسه .چهل وچهار ( آن روزمحقق میشود.روزمحقق شدنی کدام است؟ وتوچه دانی روزتحقق یافتنی چیست ؟)آیات یک تاسه سوره حاقه (آن روزی که ازوحشت ساق پاهایشان برهنه گردد ازآنها دعوت میشودتاسجودکنند اما قادربه آن نخواهندبود وحشت از چشمهایشان می باردوذلت وخواری سراپای وجودشان را فراگرفته است پیش ازاین نیزآنهارادرحالیکه سالم و تندرست بودند به سجود فراخوانده بودند اکنون مرا باآنها که این سخن را تکذیب می کنندواگذارماآنهارا ازجایی که نمی فهمند تدریجابسوی عذاب می بریم) سوره قلم . آیات چهل ودو تاچهل وپنج برما واجب شده است زمین راآبادکنیم . اما شیطان زمین وآب ودنیا را ازان خودمیداندپس آنرا از جنس خودش می پسنددآتشین وسوزان.وقتی آتش باشد خاک میسوزد . آب میجوشدوبخارمیشود این آب از کجاآمده است ؟ آبی که می جوشد ؟ این آب متعلق است به کالبدظالمان .کافران مشرکان ومرتدان .عرق انهاست ادرار آنهاست آبی است که در طول زندگی سراسر جنون خود در دنیاوارتکاب به گناه آلوده کرده اند .خون ونجاست جسم آنهاست که درست از زمانی که ازحق روی برگردانده اند تا قبل از توبه ویا عدم توبه انها به زمین فرورفته است وچون آنهابنده شیطان شده اند پس این عرق .ادرار .خون و...... را قبل از رفتن خود به روز قیامت فرستاده اند اکنون هرکس با این بلا با این مصیبت وبیماری دست به گریبان باشدناخوداگاه میتواند ازپیش اب جوشان را که در آیات قرآن نیزآمده است ازان آینده خود بداند .چون این کافران ومشرکان دیگرخاصیت حیاتی و زنده بودن خودرا ازدست داده اند هرچه هست باطل وحرامی واجب و آتشین است درحالیکه روزیکه درزیرآب وازخاک بودآن آب خنک وآرامش بخش بود براو مسلط بود واکنون درروز معاد آن اب جوشان است درحالیکه آنها بایدجبراازقبرها بیرون بیآیند مایه عذاب است برای سنگ برای هیزم؟.برای دریایی از اکثریت ها. پشت سر ظالمان .مشرکان کافران . وقتی به دین توحید پشت می کنند روی برمیگردانند پشت سرشان که حق آنهارا می خواند دیگر برای آنها نعمت نیست . دنیا نیست جهنم است. رویگردانی بی اعتنایی به آیات ونشانه های الله و دعوت پیامبران برای خالدین به جهنم کوهها .آسمان . خورشیدوماه همه چیزهمه چیز باید تبدیل به نیستی بشود .چگونه است که درکمال ناباوری اکثریت این نشانه های گقته قول الله را که درآیات بالا آمده است را باورندارند. به اراده الله این فاجعه محقق میشود .اما اکنون درزمان ما اکثریت تکذیب کننده انداشکال تکذیب آیات الله درگروههای اکثریت متفاوت است همین اشکال تکذیب در اعتقادات بعضی از اهل کتاب نیز دیده میشود مثلا تکذیب آیه ( آبادکردن زمین که دربالا آمد) استفاده است ازشکنجه .قتل بیگناهان .وحتی ساخت انرژی هسته ای .که ماکاربردوعمل به این موارد را در نزد حکومتگران سلطه طلب جهان امروز بسیارمی بینیم وعجیب است که توجیه کاربردمعمول این اعمال به نام حفظ وحراست ازدین (یا مسجدیا سجده گاه ) و حمایت ازحقوق انسانها صورت میگیرد.مبارزه انسان با انسان.به نام دین به نام قانون. آنچه از ارتداد دراکثریت بعضی از اهل کتاب به دست میآیداز انشعاب درادیان ترویج شده است انشعاب دردین توحید به نام مذاهب تشیع .تسنن ارتدکس .پروتستان و.......وبسیاری ازمذاهب از قول حق الله ( بیراهه های دوراز حق) خوانده شده است .وآنهانمی فهمنداز کجا به سوی عذاب میروند.این حقیر(دردرگاه الله) به آنسوی ارتداد رایج در ادیان دیگرمذاهب آگاهی ندارم ولزومافقط آنچه را قران یادآورشده است دراین مطالب آورده ام اما دردین توحید از موارد تسلیم به یگانگی الله یاتوحید. پذیرش پیامبران پذیرش کتبی که آورده اند وپذیرش وجودملائک و ایمان به روز معاد هرگز نباید تحت تاثیر این انشعابات قرار بگیرد این یک واجب کلی است برای آنکه ایمان اشخاص ایمان اورده ممحک بخورد . انشعاب ادیان که زمینه ارتداد را درنسل پیرو دین توحیدواسلام محمد ص نیزبوجود آورده است ازعوارض بیماری جنون شمرده میشودونتیجه این بیماری آنست که انسان ازمقام خود پایین بیایدنزول بکند ودرنتیجه همراه باقرین شیطانی بشود. (بدانیدکه خداوندمیخواهدبرشما آسان بگیرد چراکه انسان ضعیف آفریده شده است) سوره نساء . آیه بیست وهشت انسان ضعیف خاک بی ثبات سرگردان که بافراموش کردن آب وغرق شدن دراوهام احساس قدرت میکند الزایمرمیگیرد وضعف خودرا فراموش میکند.فکرمیکندکه او میتواند بدون اطاعت ازالله و پیامبرمانا بشود .برتر بشود .حرامی را حلال و حرامی را حلال بکند.باطلی را اوجب و حقی را باطل بکندوبا این جنون زمین را آبادکند( انسان راتکامل ببخشد) گمشده ای دردنیایی از جنون . وبهترین راه گمراه کننده برای براورده کردن وارضاء این بیماری پناه گرفتن در وراء دین توحیداست .مسجداست . کلیسا ست و... به گفته باطل شیطان که برای فریب آدم وحوا درقران بصراحت آمده است برمیگردیم . (اما شیطان به هدف اینکه آنچه دربدن نهان دارند برایشان آشکارکندآنهاراوسوسه کردوگفت .خداوند شمارا از این درخت منع کردتا مبادا تبدیل به دوفرشته شویدوبه زندگی جاوید دست یابید) سوره اعراف آیه بیست همه راز مشرکان وکافران ومرتدینی که درپناه مسجد .وعبادتگاهها و.پیامبران وایمان اورندگان به فریب انسانها می پردازنددرهمین آیه نهفته است .اکنون زمانی است برای بهترین فرصت که هرکس راه وصراط حق الله را دریابد.شیطان درعرش . مشرک در سجده گاه مسجد فقط از عارضه جنون وارتداد است.وماهیت بعضی ازاهل کتاب ودخالت انسان را در دین نشان میدهد .فرشته شدن .بهشتی شدن از راهی جز راه الله.خداشدن برای پیروان مذاهب انشعاب یافته اسلام عیسی س . ولی شدن برای پیروان مذاهب انشعاب یافته دراسلام محمدص. ( خدافرشتگان را همراه باروحی که ازامراونشات گرفته برهرکدام ازبندگانش که صلاح بداندنازل میکندتامردم رانسبت به دستاوردشان هشداردهندکه .جزمن خدایی نیست پس فقط ازمن پروا داشته باشید. کسی که آسمانها وزمین را بحق خلق کرده است .بدانیدخدابلندمرتبه ترازشرکی است که می ورزند.خدایی که انسان را ازنطفه ای بوجود آورده واکنون اویک دشمن آشکارشده است) سوره نحل آیه سه وچهار (خدافرشتگان را همراه با روحی که از امراونشات گرفته برهرکدام از بندگانش که صلاح بداند نازل میکند= نازل کردن ببینید شیاطین هم برانسان نازل میشوندوفرشتگان دونوع موجود متضاد درآفرینش باهم . آتش و آب و هرکدام از بند گان ونمیگوید کدام بنده . مشخصه خاصی ندارد .دارنده هیچ (اصلی )نیست . ازسپاه وسلاح اونمیگوید .ازبصیرت او نمیگوید از عدالت او نمیگویدازولی بودن اونمیگوید چون اورا می شناسد با تفهیم این آیه ماهم بایداورا بشناسیم .اوتنها کسی خواهدبودکه واجب است مارا از خدابترساند به ما هشداربدهدونه از یک انسان .نه از پیاده شدن ازکشتی موهوم .ونه از ندانستن زبان عربی(همه چیز دروغین شما رفتنی است.) در دنیامارا بترساند از چیزی که وجود ندارد قرنهاقبل مرده است همراه با شیطان مرده است نه اومارا ازباوربلایای طبیعی دردنیا نمی ترسانداومارا از زندان نمیترساند ازسیاهی لشکری دربندگی ازقانون و یک اصل گمراه کننده نمیترسانداز( نظام.نظام .سواره پیاده امارسوا) زشت دنیایی نمیترساند اومارا از الله احد صمد.نور.حسیب ومجیب میترساند . همان او از فرشتگان وهمراهی یک روح مارا به تولی الله احد میخواند همان او میتواند درمقابل شیطان بایستد.همان اوکه میداند وباوردارد الله واحداست وزنده است .درحجاب است . حجاب . وانسان ؟ آشکاراست .ودشمن آشکارالله. ( الله پروردگارشماست وبعدازمرزحق فقط گمراهی است .روسوی کجاکرده اید؟) سوره یونس آیه سی ودو ************************************ وتک رویایی ازمیان رویاهای صادقانه من .اگرچه خواننده خوب می بخشی که به دلیل طولانی شدن مطلب قاب وارونه من از آوردن رویاهایی که شاید درانتظارخواندن آن باشی معذور خواهم بود رویای صادقه( برخورد) *درخوابم . خودم را نمی بینم . کجاهستم دنبال خودم میگردم . وبه من می رسم . او انجاست . دارد پشت به من درخواب که اورا می بینم به عده ای نگاه می کندکه در حال رفت و آمد دسته جمعی هستند .او( آن من )ایستاده است بی حرکت ومن صورتش را نمی بینم . پشت سراو من هم میان زمین وهوا می ایستم .بالای سرش هستم درارتفاع شاید نیم متری فکرمیکنم اگربخواهم تکان بخورم حتما به او برخوردخواهم کرد چاره ای نیست باید اوراهمراهی کنم .من به کنجکاوی های او عادت کرده ام .(من درخواب هردوی آنها رانگاه می کنم) این افرادچه می کنند در این فضای تقریبا تاریک شب. هوا کمی گرم است اما آزاردهنده نیست .آنهاکه بیشترشان مرد هستند باهم حرف میزنند . من دقیق نمیشوم به حرفهایشان . لباس سپیدرنگی برتنشان است .چهره هایشان آرام است حس می کنم دردنیا هستم امانیستم .انقدر صورتهایشان برایم زنده وواضح است که این شک به من دست میدهد که میتوانم لمس شان کنم .اما انها نمیتوانند به من برخوردکنند .آنها دران فضای کم نور درطوافند. کجامی روند نمی بینم . مسیرشان دیده نمیشود بر بالای سرآنها یک تکه از سیاهی است چون آسمان شب. و او الله دارد می آید بر زمین نیست ودر بالای سر آنها که می چرخندبربالای آن سیاهی است . دارد نزدیک میشود . ای به من نزدیک کجابوده ای .الله روشن است و روشن تر نزدیک میشود .من زنان را دیگر نمی بینم ومردانی که بسیار آرامند همه روبه ایستاده ومرا نگاه می کنند چه نگاه های مسروری .شایدآنهامی خواهند ازعکس العمل من بدانند گویا آنها می دانند من درانتظار دیدن الله دلتنگم.الله .الله الله .به من نزدیک ترمیشود بالای سر من است .مردان دیگر نیستند .من .خودم راهم نمی بینم . ناگهان ان سیاهی آسمان می ایستد بالای سر من .حرکت نمی کند نمیرود . درست بالای سرمن .او روشن است.نورانی است .ازجنس نوراست. آنها همان آنها که لباس سپیدی پوشیده اند اطراف من جمع شده اند . چیزهایی میگویند حال که برای تو این رویا را می نویسم بخوبی به خاطرنمی آورم که چه سخنانی می گفتند. اما تکیه کلامشان را بخاطردارم .و آن چیزی نبود جز اینکه می گفتند تو می توانی. تودرست انتخاب کرده ای. من چه را بایدانتخاب میکردم ؟ که انها از آن راضی بوده اند؟ سرم را بطرف بالا میکنم آه الله شادمان دارد مرانگاه می کند ومن چقدر به او نزدیکم .آغوش او بسوی من باز است ومن دیگر خودم رانمی بینم دلم نمی خواهد نفس بکشم .دوست دارم زمان درهمان لحظه بایستداگرچه من از دنیایم. آن منم .چشمانم برق عجیبی میزند الله رفته است ومن زنده ام دیگر پشت به خودم ندارم فقط منم .من رویا . اوکه بربالای سرم بود دیگرنیست .حس می کنم دارد خوابم میبرد.اما همچنان بیدارم .خنکایی عجیب مرا آرام کرده است احساس خنکی وشادابی می کنم .آرامشی که من به آن نیاز دارم. آنها را دراطرافم می بینم مردانی ازمیان رویا هنوز در کنارم ایستاده اند. یک لحظه همه مرا تنها گذاشتند .چرانفهمیدم . آه آن منم .در آنجا افتاده ام .درحالت رضایت مطلق . نهایت خواستن برای خوابیدن وناگهان دستی ازمیان آن آسمان پایین می آید فکرش را بکنید که آسمان بتواند به من نزدیک بشود تا دستی به اندازه یک مترونیم از درون آن خارج بشود. . وآن دست کشیده است وبی عیب. مشتش را جمع کرده است وفقط انگشت اشاره اش را بطرف من در خواب نشانه گرفته است . آرام آرام آن دست پایین می آید نوک انگشت اشاره اش را روی قلبم میزند .وبازچندباردیگراین کار راتکرارمیکند اما من درخواب فقط متوجه احساس همان ضربه اول انگشت اوشدم وضربه های دیگر گویی با نیرویی از ان من شد. حس نمیکردم انگشت او به قفسه سینه ام برخوردکند .یک بار دوبار.نرم نرم و....... *بیدارشده ام روبه آسمان . انجا که انگشت او مرا طلبیده است و ساعت ساعت .صبح نفس خودرابر زمین دمیده است صبح زنده .برای زندگان دعوت به نور می کند . من روزی بیدار خواهم شد .رویاهایم به من گفته اند ورویای بالا پاسخی است به سوآل من که آیا من میتوانم ؟حامی من دران روزموعود( همان روح نشات گرفته از الله)خواهدبود.آن روزی که برهمه مخلوقات وعده ان داده شده است من در روز موعود ( چون جنبنده ای )اززمین برخواهم خواست وگواهی خواهم دادکه شما ظالمان .شما حکومتگران نفرین شده ایران وجهان دردنیا هرگز به حقایق ایمان نیاوردید.من دراینجاهمه شمارا دعوت به توحید ویکتاپرستی میکنم .اکنون زمانی است که از آن شماست اگربخواهید. ********************************* به نام خداوندبخشاینده مهربان ( کسانی که به حقایق کافرشدند ومردم رااز راه نجات بخش الهی باز داشتندخداونداعمالشان راباطل میکند.اماکسانی که به حقایق ایمان آورده وعملکردی نیک وشایسته دارند وبه قرآن حقی که از جانب پروردگارشان برمحمد نازل شده ایمان دارند.خداوندگناهانشان را می پوشاندوکارهایشان را اصلاح می کند واین به خاطر آنست که اهل کفراز باطل پیروی می نمایند.خداوند این چنین حقایق زندگی مردم را برایشان توصیف می کند) سوره محمدص . آیات یک تاسه اسفند. بیست ونهم اسفند . ای حکومتگران وخواص ایران ما. اگردرمیان شما دوگانه پرستی نیست .اگردرمیان شما طبقه (خواص) نیست اگردرمیان شما زندانی نیست .اگردرمیان شماکسی درحصرنیست .اگردرمیان شما کسی اختلاس نمی کنداگردرمیان شما کسی دزدی نمی کند .تقلب نمی کند .اگردرمیان شما کسی بیگناهان را نمی کشد .اگردرمیان شما کسی هنوزگوساله نشده وبزغاله هم نبوده ا ست اگردرمیان شما کسی به نام خس وخاشاک وجودندارد.اگردرمیان شما مرد؟(نامردی) وجودندارد.اگردرمیان شما قاضی بی انصافی نیست .اگردرمیان شما همه به عدالت وآزادی وحقوق (مشروع) انسانهااحترام میگذارند .اگردرمیان شما کسی یک زن را به جرم حق گویی نمی سوزاند .اگردرمیان شما متجاوز به عفاف وحرمت زنان ومردان وجودندارد.اگرشما جزبه رهبری جهان اسلام نمی اندیشید.اگرشما با رواج مواد مخدروفحشاءوفقر درمبارزه اید.اگر فتنه گرومنافق وبدعتگذارنیستید .اگر گردوخاک شایع درکشورما برای شما بحران نیست واگر شما برهمه نژادها واصلها ونسبها به سبب ایرانی بودن برترید.اگر مختاررا یک قربانی دنیا نمی دانید.اگر کشتی نجات شما درانتظارمسافرانش درناکجا آباد دنیا پهلوگرفته است.واگر واگر و..... پس چرا اصل ( ولایت فقیه ) را باطل نمی کنید. ؟چرادین توحید را برمردم حرام کرده اید؟مردم مظلوم ایران ما باید بدانند دین توحید با دین ( نظام ) شما در تضادونبرد است. (ایران ما)خوزستان . بهاررا به همه ایرانیان بیگناه درزندانی ودرحصروبه خانواده های بزرگوارشهیدان سبزوهمه کسانی که در سرتاسرجهان خودرا در شادی بهارانه مردم ایران سهیم می دانند صمیمانه تبریک میگویم . منتظری درانتظارنور.
+ نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 0:33 توسط منتظر
|
بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه