بسم الله الرحمن الرحیم

                                        رویاهای صادقه خواب (دوست خوب)

                با سلام به توبه گرمی بهمن برف که با آب شدنش تاریخ رانیز باخود می برد

 می بینی باتو همراهم دیگر بار ای جستجوگر بی پروای صداقتها.بامن به دنیای واقعی رویاها بیا.

ساعت زنگ می زند.بیدارم کوکش را می بندم .خواب چشمانم را با خود می برد به دنیایی زیبا ازرویاها

*** آن منم . غرق در خواب ودرهوا ومکانی از تاریکی چون لاشه ای افتاده ام .وجود هیچ چیزی رادر اطرافم نمی بینم. سرم رابر روی دستم گذاشته ام .ای تو که در خوابی . هوای اینجا چه خنک است اگرچه همه جاناپیدا از تاریکی است .همین خنکای هوا خواب را برتو شیرین کرده است . نمی دانم چه مدت جسمم را رهاکرده ام ولی  حالابرگشته ام به جسمم . زیرچشمی به بالای سرم نگاه می کنم ..آه گویا خبری شده است  از زیر چشم لوله ای با با قطر زیاد وتیره با حالت چرخشی از جایی که مبدا  سر لوله را نمی بینم دارد پایین می آید . وبا چرخشی سریع وعجیب  وارد گوشم میشود . روی دست خوابیده ام . لوله فلزی در گوشم است . درمیان سیاهی اطرافه می بینم چشمهایم را که بازند . آخ این  چه دردی است؟و از درد گوشم از خواب می پرم

*و ه چه خوب چند دقیقه ای به نماز نمانده است .من هم چون روز بیدارم چون صبحگاهان آفریدگار .آفریدگار دوست .

***در خوابم .دراین رویا در تاریکی محصورم . هوانیز خنک است . ای تاریکی این هوای خواستنی را از که عاریه گرفته ای ؟.امامن درجبری از یک خوابم .تاریکم و روی دست خوابیده ام . آه ای روح توچرااورا رها کرده ای؟

اما او( روح ) می آید. اورا دراین خواب  درجسمم نمی بینمش . اورامی بینم.  اوکه در تاریکی آرام پایین می آید نفس زنان نفس زنان . آن قدر بزرگ است که باورم نشود اما از او نمی ترسم . من (روح )خاموش ایستاده ام ونگاهش می کنم . دستش را بر آن قسمت از سر جسم خفته ام که برروی دستم ولو نشده است می گذارد وفشارش می دهد و آی .چه دردی است او با من چکار دارد ؟.ای روح توهیچ نمی توانی بکنی .ازدرد فریاد  می کشم واین بار....

*وباز بیدارشدن در یک بعداز ظهر خواستنی. تا باشد همین باشد.ومن این دولت نازکشی را از معشوقی خواسته ام که نازش عاشق کش است .

***در خوابم وشب است . ودر حیاط هستیم اطرافم از جمعیت بلوایی به پاست . قرار است مهمان بیاید . من در حیاط نشسته ام وبا چشمانی که ازحیرت وتردیدفریاد می کشند جریانی از این سور وساط را تماشا می کنم . اقوام هم جمعند عده ای با ظروف بزرگ در تدارک شبی گرم ازمهمانیند .من اما گویا غریبه ام .مهمانان می آیند ودر گوشه ای از حیاط می نشینند اما من انگار آنجا نیستم اگرچه هستم . با مانتو نشسته ام بر خلاف همه رویاهایم که حجابی ندارم حتی در کنار پیامبر حتی درکنار معصومین .حتی در ماوراء ودر .......واین نشان می دهد مهمانی که آمده است برمن حرام است.احساس دلتنگی . بیقراری آن حس زیبایی که مرا از عالم خاک جدا می کند وبه سوی الله می خواند .نمی گذارد آرام بگیرم . بلند میشوم .

به اتاقی می روم که  درعالم ما وجود ندارد. آن منم . تاریک .روی گونی که پر از آنچه نمی دانم خاک است ویا ...وبیشتربه یک تکه چوبی میماند که برای نشیمن ساخته اندنشسته ام.و  باچشمانی که درچرای کنجکاوی این همه تنهایی عاجزمانده است وخاموش به اطراف ذل زده است این گوشه . آن گوشه .سروصداها .مرا از فضا ی آنجا دورمی کنند . آه پس چرامن  بیشتر از این نیستم ؟ من در میان این بلوا و شلوغی در میان صحبتها ونفسها جذب نمیشوم  نمی توانم چون دیگران بی خیال این دلتنگی بشوم . کم مانده است گریه کنم .زمانی نمی گذرد .اما  نمی دانم کجا رفته ام .خودم راتنها گذاشته ام .خودم راگم کرده ام شاید رفته ام در عالمی از خوابی دیگر . من خودم را نمی بینم .وهیچ چیزی نمی بینم جز سیاهی . سیاهی.

 چه زمان گذشته است نمی دانم اما باز برگشته ام . باید سری به خودم بزنم .آن منم .هنوز در اتاقم . اما این بار غمگین وتبدار از بی قراری نیستم . آرام گرفته ام نشسته ام درست روبروی دیوار . ( گویا قبله باشد قبله تنها مکانی که هیچ جاذبه دنیا یی نمی تواند آنرا تغییر بدهد)هوای اتاق بسیار روشن است . هنوز دارم خودم رانگاه می کنم . آن کس که نشسته است منم . آرام . آرام .دستم چون  حالت  دعای قنوت کشیده شده است بطرف آسمان. در نورم . غرق در نور.حس می کنم  کم کم بدنم به سوی بالا کشیده میشود . دارم از زمین فاصله می گیرم بالا میروم  وبه نظر می خورد جسمم کشیده ترشده است ودستهایم بالاتر میروند مثل آن می مانست که کسی آن را از بالا گرفته وبخواهد مرا از زمین به هوا بلند بکند  ومن اما  تورا نمی بینم ای جسم ای روح .ای من .

*این صبح نیز قبل از من آغاز کرده است سلام را . ای نور ای الله چون خلوت خواب باتو مسرورم . ای دوست خوب لحظات زیبای خنک رویائیت را با یک منتظر قسمت کن.

*** هوا روشن است . درمیان جمعی هستم . که آشنایند اینجا نیز حجاب دارم ( ببینید ای خوانندگان رویاهای صادقه .من در بعضی مکانها از جمله برزخ حجابی ندارم .چون من در این زمانم واز رفتگان خاموش جدایم واین حجابی که در این دورویا داشته ام از تفکر زیادی است که بارها از خود می  پرسیده ام که چرا من در رویاهایم حجابی ندارم .)اینجا نیز به غریبه ای میمانم .همه ما بار سفر بسته ایم در جایی هستیم که مردمانی از اعراب نیز هستند وهمه در تکاپویند برای بستن باری برای سفر برای کوچ .من در گوشه ای نشسته ام .در روشنایی روزی روشن ترازنور. در کنار وسایل سفرم که نمی دانم از برای کجاست بر خاک  زمین وبر زمینی پراز خاک مثل کوچه های خاکی قدیم . پسرم  نیز هست ایستاده است گاهی حرفی میزند وسوالی می پرسداما من در آنجادراندیشه رفتن اسیرم . می گویم باید بروم .اراده می کنم  بلند بشوم نمی توانم . این زمین چرا بدینگونه است ؟ این خاک من خاکی را به من( روحم ) پس نمی دهد نمیدانم .من( روح  ) می خواهم به سفر بروم از آنجا بروم و بعدنفسی بلند می کشم همه زورم را می زنم واز زمین کنده میشوم آه ای خاک تو روزی مرا با خود خواهی برد به آینده ای از زمان  . ای خاک من امروز باید توراگم کنم و ....

*باز وقت بیداری توشده است در این بعد از ظهر زمستانی . ساعتی که  تو باید از تکرار رویاهای من دانسته باشی همان وقت قبلی است ساعت دو وسی دقیقه وانکار نمی توانم کرد که فرصت رویای من پیوسته چون ساعت مرا همراهی  کرده است .زمان  پیوسته ازانتظار . زمانی برای پایان یک انتظار.

رویاهای زیادی دارم که همه آنها مرا به  زمانی در آینده متصل می کنند گاها فراموششان می کنم . گاها آنها را درتکرار روزها جامی گذارم اما هرچه هست  بعضی از آنها پاسخی است به سو آلات من که از الله نور در لحظات بیقراری ودل نگرانی می پرسم مثلا رویت طوفانی از نور ( رویای طوفان نور ) پاسخی بودبه این سوال من از الله که آیا رویای من توانسته است به نگاه زمینی تو نزدیک بشود ویا اثری درنگاه توبه دنیا داشته است ؟ ای خوب انتظارم از تواینست  که خودت و استعدادهای خودت را پیدا بکنی اینگونه است که خواهی توانست به الله نزدیک بشوی وعظمت زیبای  اورا دریابی این نهایت انتظار من است از تو.

*واما یک برگ سبز

 چند شبی است که با فکر وخیال سرگذشت تلخ مردم کشورمان در طی این یکسال واندی گذشته  خواب را ازچشمانم گرفته است . اما امروز عصر با خودم گفتم چه میشود من امشب را با آرامش تا صبح در خواب سر کنم .شب در تاریکی ساعت را کوک کردم در حالی که نمی دانستم عقربه هایش از وقت  ساعت معمول شبانه عقب مانده است ومی خوابم .

 نمیدانم چه زمانی در خواب بوده ام وحالا بیدار شده ام با خودم می گویم لابد باز ساعت دو است یا شاید ساعت سه .اما بویی می آید یک بوی خنک وآشنا . با خودم می گویم (بوی صبح )می آید .وباز بو می کشم باورم نمیشود که ساعت دویاسه باشد .خنکای این هوا چه دلپذیر است .روح مرا مست از طراوت می کند اما خودم راگول میزنم با خودم می گویم اگر( صبح )شده باشد من که با رویا بیدار نشده ام لاقل این ساعت کوکی صدایش در می آمد .نه لابد اشتباه می کنم .پس چرا اینهمه نا آرامم ؟سرم را می گذارم که بخوابم که صدای زنگ تلفن درمی آید . تلفن . باید جواب تلفن را داد .لامپ را می زنم اما  نه به ساعت دیواری نگاه می کنم  صبح شده است صبح. پس ساعت کوکی هم خوابش برده بود ومن باید بروم الله منتظر من است. ای دوست خوب من ای نور .میدانم در انتظاری.

                                          به نام خداوند بخشاینده مهربان   

(( بگوخداوندازمدت خوابشان آگاهتراست .زیرا غیب ونادیده های آسمانها وزمین از آن اوست.براستی  اوچه بینا وشنواست.برای آنهابه غیرازخداوند تکیه گاهی نیست وبدان خداوند احدی را در فرمانروائیش شریک نمی کند)) سوره کهف آیه بیست وشش  

*منتظری در انتظار نور

بسم الله الرحمن الرحیم

فتنه و محرم  و عاشورای حسینی سال هشتادوهشت .

(( واجازه داده شد تا باکسانی که به ( جنگ ) با شما بر خاسته اند بجنگید اما تجاوزکار نباشید زیرا خداوند بزرگ تجاوز کاران را دوست ندارد .

هرجا فتنه گران را یافتید بکشید واز هرجا که شما را بیرون رانده اند برانید زیرا فتنه از قتل بدتر است اما در مسجدالحرام که محل امن است با آنها جنگ نکنیدواگر دست به چنین کاری زدند بدون شک آنها را بکشید .این چنین است جزای ناسپاسان کفرپیشه .

اما اگر دست برداشتند خداوند بزرگ بسیار آمرزنده وبا گذشت است وبا آنها بجنگید تا آنجا که فتنه از بین برودودین خدا پا برجا بماند واگر دست برداشتند دیگر هیچ تجاوزی در کار نباشد زیرا تجاوز جز بر ستمگران روانیست 

 ماه حرام در مقابل ماه حرام .بدانید که شکستن ماههای حرام ( قصاص ) دارد.پس هرکس به تجاوز بر(حریم ) شما برخیزد به اندازه همان تجاوز با او برخورد نمایید واز خدا بترسید وبدانید که خدا با خویشتن داران است ))

 سوره بقره آیات صدوونود . صدونود ویک . صد ونود دو .صدونود سه . صد ونود وچهار

*آیا مردم ایران بدنبال حق خود نبودند ؟آیا مردم ایران  با اسلحه در مقابل شما قرار گرفتند ؟. آیا جز به شعار قانع بودند ؟. آیا جز برای احقاق حق خود گرد هم آمده بودند؟ .

ای  خواصی که تجاوزبه نوامیس مردم را حلال  کرده اید ای حکومتگرانی که خوردن حق مردم  را حلال کرده اید آیا شکستن حرمت ماه حرام باقتل بیگناهان و آنچه در محرم سال گذشته درایران روی داد قصاص ندارد وزیرگرفتن مردم با اتومبیل ارتش . انداختن وسقوط مردم از روی پل هوایی بر سنگ فرش خیابانها را حلال می دانید ؟. شما حکومتگران ایران ظالمانه به اسم اسلام حرمت ماه حرام را شکسته اید . آیا می دانید کلام الله در مورد شما چگونه قضاوتی دارد

(( با دروغ هایی که زبانتان توصیف می کند نگویید این حلال است و آن حرام . تا این دروغ را به خداوند نسبت دهید . بدانید کسانی که بر خدا دروغ می بندند رستگار نخواهند شد . در این دنیا اندک بهره ای می برند اما عاقبت گرفتار عذاب دردناکی خواهند شد ))سوره نحل آیات صدوشانزده وصدوهفده

آیا باز می خواهید نماز وعبادات الهی  را قربانی  دوروزحکومت استبدادی خودتان بکنید؟چند (نه )دی را می خواهید بسازید ؟ چند هزار نفر دیگر رامی خواهید قتل نفس بکنیدچندهزار نفر را می خواهید بی آبرو کنید در زندان بیاندازید از نام ونان ساقط بکنید تا به این بصیرت برسیدکه راه را از آغاز به خطا رفته اید . و بدانید بی گمان حق می رسد وظلم رفتنی است

بهمن .ای سبز همراه بامن .بهمن ماه  بزرگداشت ( سکوت )نیست .بهمن ماه انتظار . ماه اعتراض .ماه رویداد  انقلابات بزرگ بشری است .

ای  آزادی خواهان کامروا از آزادی واستقلال در بهمن سپید پیروزی مردم مظلوم ایران را یاد کنید .

 ایران ما.خوزستان . لا لایی جمعه ها .  لا لایی جمعه های بی بازگشت ومردم .مردم . تحت  استعمار .تحت استثمارسکون اندیشه های ابدی از جهل؟ .  * ای آخرین منجی عدل گستر ایران مارا در یاب   

 

**( سزاوار هیچ انسانی نیست که خداوند با او سخن بگوید مگر از طریق وحی یا از ورای ( حجاب )ویا به اذن الله . بواسطه فرشته ای آنچه را که بخواهد وحی می نماید .زیرا او بلند مرتبه وحکیم است .)                        سوره شورا . آیه پنجاه ویک

* *( واین چنین روحی ازرا از امر خود به تو وحی کردیم حال آنکه توپیش از این  نمی دانستی که کتاب چیست وایمان کدام است ولی ما آن را نوری قرار دادیم تا بواسطه آن هرکس از بندگانمان راکه صلاح بداانیم راهنمایی کنیم .بدان که تو مردم را بسوی راه راست ودرست هدایت می کنی . )                                                                           سوره شورا آیه پنجاه ودو

*در دو سوره بالا زبان الله از ملک به پیامبر وشخص مورد نظر رسانده میشود این آیه نشان می دهدکه ملائک زبان الله را می دانند وملائک زبان  یک انسان مثل پیامبرمحمد ص که زمینی نیز بوده است ؟آنها توانسته اند با دو فاصله  زندگی  زمانی یکی در عرش ودیگری در زمین با یکدیگر صحبت بکنندوپیغام یکدیگر را رد وبدل کنند .

**( نوح گفت .پروردگارا هیچ کافری را در زمین زنده باقی مگذار ) سوره نوح . آیه بیست وشش

*دراینجا قر آن به ما می گوید نوح زبان الله را میداند واین پیامبر بزرگ به زبان رایج  زمان خود با الله نورصحبت می کند .

**(واما کسی که نامه اعمالش  به دست راستش داده شود از خوشحالی فریاد میزندنامه اعمال مرا بگیرید وبخوانید .من یقین داشتم که رو.زی به پاداش اعمالم میرسم)..سوره حاقه.آیه نوزده و بیست

**(اما کسی که نامه اعمالش به دست چپش داده میشود می گوید کاش نامه اعمالم را نداده بودند ) سوره حاقه .آیه بیست وپنج

*در اینجا هم زبان دونفر یکی با نامه اعمال خوب ودیگری با نامه اعمال بد در روز قیامت بعداز تحویل گرفتن نامه اعمالشان  آورده شده است  این دونفر می توانند در آن روز قیامت با دیگران حرف بزنند دیگرانی که هر کدام از آنها به قسمتی از کره خاکی که روزی در آنجا می زیسته اند تعلق دارند .

**(  وخداوند برای اهل ایمان  همسر فرعون را مثال می زند آن هنگام  که گفت ( پروردگارا  برای من خانه ای نزد خود در بهشت بنا کن ومرا از دست فرعون وعملکردش نجات بخش ومرا از دست ظالمان برهان

ونیز مریم دختر عمران را مثال  میزند کسی که پاکدامنی خود را حفظ کرد وسرانجام ما نیز از روح اخود بر او دمیدیم .مریم کلمات وکتابهای پروردگارش را تصدیق کرد زیرا اونیز از فرمانبران الهی بود )               سوره تحریم . آیات  یازده ودوازده

 *در این دو آیه صحیت زنان برتر دین با الله آورده شده است همانطور که ما در نمازخواستهایمان  را با الله بیان می کنیم .تصور بکنید که زبان مریم با زبان آسیه همسر فرعون متفاوت بوده است اما هم الله زبان آنها را می داند وهم این دوزن رستگار از این امر آگاهند که الله بیان آنها را در می یابد .

**(کافران پنداشته اند که *هرگز دوباره زنده نخواهند شد بگو آری  به پروردگارم قسم همه شمادوباره زنده برانگیخته خواهید شد واز عملکردتان اطلاع خواهید یافت  واین کار بر خداسهل و آسان است) سوره  تغابن آیه هفت

**(هنگامی که منافقان  نزد تو می آیند می گویند شهادت می دهیم که تو پیامبر خدا هستی خدا میداند که توپیامبرش هستی اما خداوند شهادت می دهد که منافقان دروغ می گویند)سوره منافقون آیه یک   

*زبان  گشودن کافر زبان  گشودن منافق در نزد پیامبرودانستن آن از سوی الله نور.سوآل من این است که در صورت توبه هر کدام از این دوگروه زبان آنها نیز تغییر خواهد کرد یعنی باتغییر مسیر راه غلط به صراط مستقیم زبان ولهجه آنها تغییر خواهد کرد ؟

**( بگو ای یهودیان اگر می پندارید که فقط شما دوستان خدایید نه مردم دیگر .اگر راست می گویید *مرگ را آرزو کنید تا زودتر به وصال خود برسید ) .                                                                                      سوره جمعه آیه شش

*در یکی از آیات بالا پیامبر ما( مسلمانان شیعه وسنی) با کافران صحبت می کند ودر آیه آخر با یهودیان . آنها زبان پیامبر را می دانند و پیامبر نیز زبان آنها را می داند . باید دانست که پیامبر از اهل بهشت است وکافران ویهودیانی که در بالا از آنها گفته میشود اهل بهشت نیستند .

**(آنچه در آسمانها وزمین است تسبیح گوی خداوند است بدانید اوقدرتمندوحکیم است )سوره صف آیه یک وسوره حشر آیه یک

**(خدای رحمان . قرآن را تعلیم داد.انسان را خلق کرد . به او سخن گفت آمئخت . آفتاب وماه در مدار دقیق خود در حرکتند. گیاه ودرخت سجده اش می کنند . )                                                                    سوره رحمن آیات یک تا شش

*یاد دادن قران قبل از خلقت آدم س  به همه کائنات . در عرش در کهکشان در خاک از ملک تا جن از روح و عاقبت بعد از خلق آدم س . آموزاندن ان به آدم س قبل از هبوط به زمین خاک همجنس با او.وسجده گیاه بر خالق بی همتای آفرینش . آیا این کوته فکری نخواهد بود که ما همه زبانها را محدود به یک زبان انسانی بدانیم در صورتی که هر پیامبر و انسانی که بخواهد وارد بهشت بشود در زمان ایمان آوردن به اسلام تسلیم با زبان خاص خود صحبت وزندگی می کرده است ؟

**(آنگاه پنهانی به طرف خانه خود رفت و*گوشت  بریان گوساله  فربهی آورد . آن را نزدیک آنها گذاشت وگفت چرا نمی خورید .)سوره ذاریات آیه بیست  وهشت

**( انسان هیچ کلامی را نمی گوید مگر آنکه در کنارش مراقبی باشد )سوره ق آیه هجده

**(فرشته قرین اوگوید پروردگارا من او رابه طغیان وسرکشی وادار نکردم خود اودراعماق گمراهی بود)سوره ق آیه بیست وهفت

دانستن زبان کافر و مومن  توسط ملائک .واقعا جای تعجب دارد که هر انسان کافر وهر انسان مومنی در این کره خاک با زبان خاص خود صحبت می کند حتی انها که لال هستند .

**( آنها کسانی هستند که خدا نفرینشان کرده  و گوشهایشان را کر وچشم هایشان  راکور نموده است . ودرک حقایق نمی کنند .چرا در قرآن تدبر نمی کنند شاید بر قلبهایشان قفلهاست ؟  ) سوره محمد آیات بیست وسه وبیست وچهار

**( روزی که کافران در معرض آتش قرار می گیرند به آنها گفته میشود آیا این حق نیست .گویند به پروردگارمان سوگند آری . گوید اینک به خاطر دست آورد کفرآلودتان عذاب را بچشید )سوره احقاف آیه سی وچهار

*درآیات بالا نیز از عدم درک وتدبیر در کلام الله آمده است .الله آن را ملحق می کند به کور بودن . به کربودن انسان کافر ( بصیرت نداشتن ) ویا اینکه قلبا نمی خواهند آنرا باور دارند . ونیز اشاره می کند به ساکنین جهنم درآیه ای از سوره احقاف وصحبت با این ساکنان . به نظر شما چه کسی با این گروه صحبت میکند ؟ کافران نیز زبان  ملائک مراقب جهنم را به خوبی می دانند وملائک نیز زبان کافران را.

**(

صحبت پیامبر توحید وتسلیم با ملائک را خواندید در اینجا نیز پیامبر به زبان خود با ملائک می گوید و آنهانیز انچه را باید از زبان او بشنوند به خوبی می فهمند  

بهمن .  ای سبز همراه بامن. بهمن ماه( سکوت )نیست ماه انتظار. ماه اعتراض .ماه  رویداد انقلابات  بزرگ انسانی است .

ای آزادیخواهان کامروا از آزادی واستقلال در بهمن سپید پیروزی  مردم مظلوم ایران را یاد کنید.

(ایران) ما خوزستان .اگر من بشینم . اگر توبنشینی. پس چه کسی برخیزد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟