بسم (الله )الرحمن الرحیم

                                  سلام من به تو  ای نزدیک تربا من . ای سبزایرانی

                                             رویای صادقه خواب (انتقال )

در آغاز مطلب رویا هایی که  با شما همراه هستم خوشوقت و سر افرازم  از اینکه اولین  وتنها  زن  مسلمان در جهان امروز هستم که تورا با رویاهای صادقه  واقعی وبا تبلیغ ودعوتی نجات بخش  به دنیای تفکر واندیشه  در عظمت  نور می برم .

***در خوابم . خودم را می بینم ایستاده ام .در نیمه تاریکی از محیطی که در آنجا تنها نیستم عطر اطمینان از ایمان اطرافیانی که در میان آنها حضور دارم  مرا سرشار از روحیه ای عالی ساخته است . وقتی به خودم نگاه می کنم تا ببینم در آنجا چه می کنم خودم را درمکانی با کورسویی از روشنی  می بینم اما  بایداو که آنجا ایستاده است جسم من باشد .زیرا دوچشم دیگر از من کنجکاوانه به دنبال دیگرانی میگردد که روحیه مرا تحت تاثیر قرار داده اند .شادم واین برای آن دوچشم که به دنبال  یافتن نیمه دیگر از خودش  بی پروا به هر جایی سرک می کشد عجیب است وجای سو آل دارد .

بله بی شک او متوجه شده است که من ( جسم او  )در جمعی هستم  که با آنها بسیار راحت  تر از اوهستم . او هم هست . آخرین موعود  مهدی ع که ایستاده است درست روبروی من دیگر . وچند مرد دیگر  که همه ایستاده اند وقتی به دیگرانی که آنجا هستند نگاه می کنم باتابیدن نور ی که  جایگاه آنها را روشن ونمایان تر نشان می دهد متوجه میشوم که آن که در میان آنهاست  جسم من است ( ببینید تاریک بودن من جسم نشانه  ازدنیای خاکی  بودن است  )حضرت مهدی ع در سمت راست من است ومن در کنار مردانی دیگر که همه به طرزی آشکار با نگاهی احترام آمیز به حضرت مهدی ع  می نگرند ومنتظرشنیدن حرف یا جمله ای از سوی او هستند در دو طرف من ایستاده اند ( پنج نفرند ) من به اومی گویم آن تصمیم بزرگی را گرفته ام اما ابدا صدای خودم را نمی شنوم  صحبتم تمام میشود ولی حتی متوجه نمی شوم  جمله ام را چگو نه بیان کرده ام .اما نگاه سرزنده او  وچهره اش که به من نگاه می کند وکلامی که بر زبان می آورد به من می فهماند که من آنچه باید از ایشان می پرسیدم  بر زبان آورده ام . واین برای ارضا ء و آرامش روح من کافیست و اواما به من نگاهی می اندازداین توجه او مرا شاداب می سازد ومی گوید ((تو می توانی اینکار رابکنی ؟ )) اما او با همین پرسش از من گویابه من می گویندکه شاید من آن قدرشهامت کاری که می خواهم انجام بدهم ندارم .اما من به  ایشان اطمینان می  دهم ومی گویم که الان هم همین کار را انجام می دهم و سرم را به آرامی تکان می دهم .یعنی اینکه آری می توانم  .او قائم آل عبا می گوید (( باید  پاسخ تورااز الله بپرسیم )) ونگاهش را به سویی دیگر ( به طرف روبرو من ومردان همراه او ) برگرداند وهمه ما همچون او بدان سمت نگاه کردیم  همه ما ایستاده ایم .گویی در گهواره ای از زمان  همه چیز ساکت وخاموش میشود . شمارش معکوس برای پایان یک دیدار آغاز میشود . حرکت زمان را( گفتی بر قایقی  بر روی آبی آرام متوقف باشی وشاید سبک وبی وزن  و میان زمین و آسمان در نسیم ملایم) حس می کنم . خلا ء هر صدا و نفسی را حس می کنم همه ما در سرعتی از نیروی زمان باید به جایی دیگر انتقال پیدا کنیم . هنوز همه ما بدان سمت نگاه می کنیم . زمان از حرکت می ایستد واکنون

صبح زنده نفس نفس زنان از راه رسیده است ومن بیدارم . باید به سجده گاه بیداران گام بردارم . پاسخ خود را در میان سحر این صبح حتما باید بیابم . خواننده خوب آیا این اشتباه نیست که ما در میان روشنایی روز از درک معنی تاریکی غافل باشیم ؟

*** در خوابم . هیچ کس اینجا نیست هرچه هست تاریکی است . سیاه .سیاه . ناگهان صدایی می آید مانند صدای ضربه یاطنین خشن یک کلمه دو حرفی با هجی ( چ. ک ). ومن از تاریکی  خواب  سرم را برمی گردانم می خواهم  آن کس که با صدای  بلند  ومحکم (چ ک ) مرا سرزده بیدار کرده است ببینم وچشمهایم را باز می کنم .

حال من بیدارمو عجیب بی اراده وبدون هیچ آگاهی صورتم را از میان دنیای خواب به سوی در اتاق  آن هم در  وقت بیداری برگردانده ام ( یعنی آن کس که مرا بیدار کرده است از طرف در اتاق این کار را کرده بود ؟) تاریک است ببینید ساعت پنج صبح همه شبهای ایران تاریک  است او ایستاده است نمی بینمش اما نیروی قوی جاذبه حضور  او به من می گوید او ایستاده است.اما او کیست . میدانم  او از ملائک است .ملائک معصوم . آن چنان  نیروی او قوی است که دیگر نمیتوانم مقاومت کنم . اراده نادیده گرفتن او ازمن سلب شده است  در دل به او می گویم . آمدم . آمدم . ای مهربان .

 من باید به قبله گاه بروم به سجده گاه صبح .او مرا به هم کلامی با  الله نور دعوت کرده است .

***در خوابم . این بار نیز همه جا غرق در سیاهی است    من هم سیاهم ودر خواب . خود را می بینم  .  صدای توپ( توپ جنگی ) که هدف آن به سوی من  نه وبلکه به  پشت دیواراتاق خورده است  خواب را از سرمن می پراند. باز اوست . آن ملائکه . نمی توانم هیچ بگویم .  نمیداند چقدر از او سپاسگزارم .چقدر از رسیدن چنین لحظه ای به خود می بالم  و شادم .شاد . می آیم  می آیم  وصدای اذان صبح چه هنگامه ای در این سیاهی صبح به راه انداخته است . ای صبح با الله تو  بودن بسیار شیرین  وچون نفس غنیمت است .

***ای خواب من در زمان توام  در زندگی در رویا و در تاریکی خود رامی بینم که افتاده ام غرق در خلسه ..فقط یک لحظه روحم بیدارشده است یک لحظه . صدایی به گوشم می رسد .باید بدانم او چه می گوید .چشمهایم در اوج سستی خواب مرتب کنجکاوانه می چرخد . شاید اورا بشناسد شاید اورا ببیند .صدا . از مردی است که میان زمین و آسمان بالای سر من ایستاده است  .با لباس سفید میان تاریکی ( یعنی دنیا ) .با نگاهش که به من متوجه  است کلام خود را بر زبان می آورد .او می گوید ((تو.  تو نمی خواهی نماز بخوانی ؟))

اوست او که اولین بار مرا به خودم شناساند مهدی ع مسافری  غایب در زمان که روزی خواهد آمد

وباز بیداری . باید به این فرصت زیبا سلام کنم . او مرا به معنای زیبای همراهی با تنهایی با عظمت دعوت کرده است .

·         در رویاهای بالا  زمان رویای من جز به اراده الله و قدرت ( باش ) او به زمان بیداری متصل نشده است .واین خود یک انتقال است از زمان به زمان . اونیز روزی از زمان دیگر به زمان ما به ظهور خواهد آمد .  این برای من نشانه ای زیباست از زمانی که باید دیدن نور رازمان اجابت خواسته  خود بدانم .  واماشما خوانندگان خوب  فراموش نکنید که الله نور هم یک منتظر است منتظری در انتظار بازگشت ما مهلت داده شده گان برای بازگشت به سوی الله نور .

 

·         منتظری در انتظار نور

وآیاتی که در زیر می خوانید زبان گویا وصادقانه  این منتظر و اشاره به  حکومت گران ایران است که با بیانی زیبا در کلام الله نور به مکتوب رسیده است     

                                                   بسم الله الرحمن الرحیم

              ((حال آن که اگر اطاعت کنند و سخن (نیکو )بگویند برایشان بهتر است وچون تصمیم به جنگ  گرفته شود اگر با خدا صادق باشند باز برایشان بهتر خواهد بود .

آیا اگر سر پیچی کردید واز حق روی برگرداندید جز این است که زمین را به فساد وتباهی  می کشید وپیوندهای خویشاوندی را قطع می نمایید .

آنها کسانی هستندکه خدا نفرینشان کرده وگوشهایشان راکر و چشمهایشان را کور نموده است .( ودرک حقایق نمی کنند ).

چرا در قر آن تدبر نمی کنند ؟شاید بر قلبهایشان قفلهاست .؟کسانی که به (گذشته )زشت وکفر آلودشان برمی گردند . آن هم بعد از آنکه هدایت برایشان تبیین شده است بدانند که شیطان اعمال پلیدشان را در نظرشان زیبا جلوه گر کرده و آنها را با آرزوهای دور و دراز فریفته است .

 این به خاطر آن است که آنها به  آن گروه که از آیات الهی کراهت داشتند گفتند در بعضی  از کارها از شما اطاعت خواهیم کرد  .

بدانید خدا اسرارهمه شان را می داند .

چه حالی خواهندداشت وقتی فرشتگان  مرگ جانشان را می گیرند وبر صورتها و پشت هایشان می زنند ؟.

 این به خاطر آنست که از آنچه خدا را به (خشم ) می آورد پیروی می کردند واز خشنودی خدا کراهت داشتند .

 سرانجام خداوند عملکردشان را نابود وبی اثر ساخت .

آیا آنهایی که درقلبهایشان بیماری کفر ونفاق است پنداشته اند که خدا هرگزکینه هایی که دردل نهان کرده اندآشکار نخواهد کرد ؟                        آیات بیست تا بیست ونه .سوره محمد ص.

آیا این آیات در چشم شما زیبا نیست . کفر ونفاق  که در سلطه حکومتگران ایران  با پرده حجابی از نور به نام اسلام  پوشانده شده است . آنها از آیات مکتوب قرآن که ناهی ازمنکرات هستند  ونیزاز نماز که  یک نوع رابطه  معنوی ودینی با الله نور ونشانه مبارزه با شرک است گریزانند واماباید دانست  ( بعضی ) از کارهایی که حکومتگران ایران از آن گروه کراهت کننده از آیات الهی  که در بالا از آن سخن آمده است پیروی می کنند چیست ؟ ساختن انرژی هسته ای  ( مفید ومضر )که در اسلام حرام است بواسطه آنکه از حجم وعمر  کره زمین  می کاهد ونیز  خاک زنده (انسان )ونسل او را میسوزاند و نیز اولویت دادن به حکومت ظالمانه اشان بر نماز وحج ودیگر واجبات آمده از سوی رسول  الله برای ما مسلمانان و تجاوزات . شکنجه ها. قتل بی گناهان و سرکوب متوحشانه مردم و دروغ  دروغ که در مرام حکومت آنها به صورت قانون و سنت رسمیت پیدا کرده است و امروز نیز  ساختن یک تفکر ضد الهی وضد بشری به نام مدیریت جهان یاتشکیل  ( امت واحده ) که به قربانی شدن ادیان وعقاید مختلفی که در زمین برای رسیدن به نور باید ازهمه آنها به یک ایده آل واقعی وراستین چنگ زدو الله را یافت الله را .

و اما انرژی هسته ای یعنی تسریع درکم شدن حجم زمین وتخریب ونابودی آن در کمترین زمان ممکن واین یعنی  کمک به آغاز واپسین روز قیامت .یعنی فرصت کم و  مهلت کمتر . یعنی  خاکی زنده (انسان ) بدون زمین .  بدون زمین . اگرچه در قرآن بخوبی ازکوچک شدن زمین آیاتی آمده است ودلایل بوجو آمدن آن نیز  مرگ . فجایع وحوادث  طبیعی  چون سیل وزلزله وآتشفشان ویا رانش زمین می باشد اما این اختیار از بشر ساقط میشود و درواقع حکم حکم الله است واو خود آفریده است ومختار است  آنچه  آفریده است نابود کند پس اگر از سوی انسان در نابودی زنجیره آفرینش دخالتی بشود در واقع دخالت در کار الله می باشد.   

ومن چه می توانم گفت به  کسی که  در بین مسلمانان جهان خود راداوطلبانه ( ولی فقیه ) می داند از بصیرت می گوید اما قدرت وعظمت الله نور را در نمی یابد ( ایمان او ضعیف واز دشمن در هراس است ) و به پندار خود انرژی هسته ای را مایه قدرت ایران می داند .  اوچه میداند حق چیست ؟ حق از الله است ودر سرکوب مردم وحتی در غبار زمان و درانکار آن همواره به زیبایی در عروج است وزنده  .چون الله زنده است پس حق هم زنده است اگر پندارهای شیطانی اوبگذارد که او آن را حس کنندبگذارد که او حق راباور کند او که خود را داوطلب برای ولی الله بودن می داند برای برتری جویی به هر متمسک وبهانه ای متوسل میشودو از آمر به تجاوزو شکنجه گر وقاتل بیگناهان  و از کسانی که بیت المال مردم را به تاراج  می برند دفاع می کند و اما کسی که چشمش را آگاهانه بر حق مردم می بندد کسی که از فدا شدن جان مردم از برای وجود خودش ابایی ندارد او کسی است که بر کرسی ولایت به نامشروع نشسته است واز غصب  کردن صندلی نامشروع  ریاست ؟ توسط دیگران حمایت می کند بله از چنین کسی  چه انتظاری میتوان داشت ؟ آیا چنین کسی فریفته آرزوهای دور ودراز نشده است ؟کسی که از صلح مسلمانان فلسطین حمایت نمی کند در حالیکه امروزما بهترین راه حل برای پیشگیری از رشد بیشتر اسراییل غاصب صلحی با درایت است واو بصیرت قبول این فرصت را نیز نمی تواند داشته باشد .آری چه می توانم گفت که ما در مقابل اعمال وکردارها وحتی نیات خود مسئولیم.زمان می گذرد وفرصتها از دست میروند وجهان ما در ادامه بقا جبری در آفرینش خود جز به (پایان )منتهی نمیشود  .واما اکنون از تو می پرسم آیا تکیه کردن به چنین داوطلب عصیانگری که برعلیه احقاق حق مسلمانان غبار به پا کرده است امید بستن به توهمات واهی گمراه کننده نیست ؟

واما  می بینید این قوم   نفرین شده بسیاربدبختند زیرا فکر می کنند حق میمیرد در حالی که حق از آن الله است والله زنده وحی است واحیا کننده  وحفیظ دائم حق . الله حق را  از فنا شدن در غبار زمان .از متن  جوامع غرق در شرک وتوهم .اززیر سلطه مستکبران تاریخ . در حاشیه صلح امام حسن ع .از تلخ مزگی انگور سمی در دهان رضا ع .از زیر شمشیر زهر آلود بر فرق علی ع .از دشت پراز خون و آشوب کربلا ی عاشوراییان .از بستر خونین فاطمه ع .ازتلخکامی حضرت محمد ص  درهجرت .از خون بیگناهان معصوم آل محمد ص وتارسیدن لحظه ظهور مهدی قائم حمایت و قیمومیت خواهد کرد و آن را زنده وزیبا سرمه چشم حق طلبان خواهد کرد .

 واما قلم این منتظر به رنگ زیبای سبز حق طلبان  ایران است ومن میدانم ومطمئن هستم که سبز پیروز است     

آبان . آبان بارانی رنگ . نمی دانم اگر آمریکا شیطان است چرا اونیز( خود )راهمسان  با او قطب دیگر جهان می خواند . براستی دلیل اصرار او چیست ؟ آیا این جمله به معنای تایید مسیر و راه شیطانی اونیست .؟

خوزستان خورشیدت گرم  .زمینت چون چشمه ساری آبی رنگ  از زندگی.و آسمانت پر از آه ققنوسهای بیدار .