رویاهای صادقه

رؤياهاي صادقه

                                  بسم الله الرحمن الرحیم

                                      قاب  وارونه (ارتداد ومن =شیطان)

همراه با رویاهای صادقه  ( جارو ودست)

قبل ازهرچیزای خواننده خوب بایدشمارامجددابه بازخوانی قاب وارونه قبل ورویاهای  صادقه(آغاز)دعوت کنم که خود دلیل این دعوت را بامطالعه مطلب خواهید دانست ولازم به توضیح دراینجانیست.

  نظربه اهمیت ارتداد در نظر اهل کتب الهی من همچنان به ادامه بحث ونقد ومجادله با قرآن خواهم پرداخت .باید بدانیم باانکه ارتداد از دین شخص را مستحق عذاب دردناک می سازد اما هیچکدام از انواع ارتداد در یک کشور ( کاملا ) اسلامی منجربه مجازات نمیشود جز نوع محاربه یا جنگ تن به تن یا جنگ رودرو ومستقیم  که در عقیده عام هم این نوع سبک جنگ نیز اگر منجر به هر مرگی بشود دفاع شخصی نام دارد . یعنی قتل یک کافر برابر با شهادت یک مسلمان اهل تسلیم به هرکدام از ادیان الهی است  واگر این جنگ گروهی باشد هر کدام ازنفرات گروهی که بر(علیه )دین الله است اگر اقدام به تمسخر ویا اقداماتی ثل نقاشی پیامبر بنماید به نیت تحقیر ان دین نیز مستحق عقوبت مرگ است وجالب است که اگر مثلا اگر عده ای برعلیه  پیروان دین اسلام موسی قیام کنند بر همه پیروان ادیان دیگر است که آزمسلمانان آن دین حمایت کنند ویا اگر عده ای برعلیه  مسلمانان دین محمد ص برخیزند نیز بر پیروان ادیان دیگر است که به دفاع ازپیروان دین  محمد برخیزند پس اینکه میگوییم جنگ تن به تن درواقع اعلان جنگ است به الله وبر مسلمانان همه ادیان واجب است از دین الله علنا جانبداری کنند .از آنجا که در کشور ما بدون در نظر گرفتن حق دفاع وبا سوء استفاده از شریعت دین محمد ص حکومتگران به قتل عام بیگناهان اقدام می کنند ودر حالی بدین کار اقدام می کنند که خودرا بزرگترین کشور اسلامی  که حکومتی الهی دارد  می خوانند . این حقیر سرسختانه به دفاع از بی گناهانی که قربانی این طرز حکومت ضد الهی شده اند به نقد این قاب ادامه خواهم داد .ونیز باید بدانیم که روش مجادله وبحث ونقد با استفاده از کتاب هردینی برای مبارزه بامشرکین وکافران  در اسلام توصیه شده است( که می بینیم من با قرآن وحی با شما ریشه های ارتداد را به نقد می کشم) .من اراده خود را درنوشتن این قابها مدیون حضرت قائم هستم که به تایید ایشان من بدینکار رغبت نموده ام وامیدوارم بتوانم از زیر این مسئولیتی که بانظر ایشان به من محول شده سرافراز خارج بشوم

واما اولین حربه وبهانه  حکومت ایران برای سرکوب .قتل  وحتی تجاوز به عنف شهروندان ایرانی اینست که این حکومت به وسیله جانشین پیامبر اداره میشود  .

(14-آن هنگام  که پیامبرانشان ازهرسوی بسراغشان آمدندوکفتند .جز خداوند بزرگ چیزی را نپرستید و انها گفتند .اگر پروردگارمامی خواست .فرشتگان را نازل می کرد وما رسالتی را که به ان مبعوث شده اید انکار می کنیم .15-واما قوم عاد به ناحق ومتکبرانه درروی زمین سرکشی کردند ومغرورانه گفتند چه کسی از ماقوی تر است؟ آیا نمی دانستند خدایی که انها راخلق کرد از آنها قوی تر است ؟آنها همواره آیات نجات بخش ما را انکار می کردند )  از سوره فصلت

( 6-کسانی که به جای خداوند تکیه گاههای دیگری برمی گزینند خداوند تمامی عملکردشان را ثبت می کند وتو وکیل آنها نیستی.) سوره شوری

( 9- آیاتکیه گاههایی بجز خداوند اختیار کرده اند ؟ الله ولی وتکیه گاه است . اوست که مرده را زندگی می بخشد واوست که بر هرکاری تواناست ) سوره شوری

*اینکه الله مرتبا در آیات هر سوره قرآن از انتخاب تکیه گاه وولی مخالفان دین می گوید بدلیل همان عمومیتی است که  پیروان هر دین باید بدان توجه کنند . این منتخبان شیطان درواقع با همه ادیان الهی برسرضدیت وستیزهستند.شیطان یک دشمن است در مقابله با همه ادیانی که از سوی الله آمده اند.یک دشمن مشترک برای  همه ایمان آورندگان به نورحق. پس هر کدام از پیروان الهی که از مجازات قاتل هرکدام از پیروان ادیان دیگر سر پیچی کند او ارتداد ورزیده است .بر مسلمانان همه ادیان است که به دفاع ازهم دین خود(در دین توحید) در مقابل دشمن محارب ایستادگی کنند .اگربدانند

درآیاتی که در سوره ص می خوانیم. از سجود همه مخلوقات عرش برآدم س خبر می دهد .آدم س اولین پیامبری است که همه ادیان امروز به تبرک هبوط اوبرانسانها عرضه شده است  او تنها پدر است برای همه پیروان الهی .هرکدام از مسلمانان که از آدم تا خاتم دین دیگری .کتاب دیگری را رد کند وبرعلیه پیروان دین دیگر از توحید برخیزد مرتد خواهد بود   

(71-پروردگارت به فرشتگان گفت می خواهم بشری ازگل بیافرینم .72-پس هنگامی که قامت اورا ساخته وپرداخته کردم از روح خویش دراو دمیدم. گفتم .اکنون همه سجده اش کنید73- همه فرشتگان به سجده افتادند74-مگر ابلیس که تکبرکردوازکافران شد 75-خدا گفت.ای ابلیس چه چیزباعث شد تا موجودی راکه با* دستم خلق کرده ام سجده نکنی ؟ ایا تکبر کردی یا مقام بلندی داشتی؟76-ابلیس گفت. من بهترازاوهستم.مرا ازآتش آفریده ای واورا ازگل .77-خداگفت ازاینجا وازاین مقام بیرون شوکه تومطرودی. 78-بدان که تاروزقیامت **نفرین من برتوباد79-ابلیس گفت پس لااقل تاروزقیامت به من مهلت بده 80-خدا گفت توازمهلت داده شدگانی 81-ولی تا روزوزمان معین82-ابلیس که با این امان نامه خیالش راحت شده بود گفت. به عزتت سوگند که همه آدمیان راگمراه خواهم کرد .83-مگرآنها که بندگان خالص تواند.84-خداگفت قسم به ***حق و آنچه می گویم حق است 85-که جهنم را ازتووازتمام کسانی که از تو پیروی کنند پر خواهم کرد)از سوره ص 

(21-آیا آنها معبودانی دارند که بی اذن خدا برایشان دین وآیینی ترتیب داده اند؟ بدانید اگر قول فضل وکرم  الهی نبود کارشان تمام بود وبی شک برای ظالمان عذابی دردناک است) سوره شوری  

*آیات سوره ( ص) را بادقت بخوانید - در این آیات ازخلقت آدم س می گوید -از دمیدن روح برکالبد آدم می گوید –ازسجده ملائک برآدم می گوید –از تکبر ابلیس میگویدکه الله بدو میگوید  که مگر ابلیس مقام بلندی نداشته است یعنی همه دیگرانی که در عرشند برتربوده اند اما سجده را بر آدم س انجام داده اند   وازتکبر ابلیس  که برای اولین بار موجدتولد راه شر یا کفرمیشودومی بینیم  قبل از آنکه ابلیس ازعرش بیرون رانده شود اوکافربوده است -از زیر سوآل رفتن ابلیس برای اصرار برنادیده گرفتن برجستگیهای ویژه آدم س می گوید – واز سویی از مشخصات مشترک  الله( چون دست) با انسان یا تفاوتهایی ویژه است  که آدمس از خاک است خبر میدهد-  از ادعای ابلیس بر برتری برآدم  س میگوید – ازسرشت وطبیعت خلقت  ابلیس که ازعنصرآتش  بوده می گوید .- از خلقت وسرشت آدم س که از گل است می گوید .از نفرین الله بر ابلیس که کفررا پذیرفته تازمان  معاد میگوید( که این هم یک کلی گویی در قرآن است که نفرین الله علاوه بر شیطان شامل همه کافران ومشرکانی که راه شیطان را بپذیرند نیز خواهد شد - ازمحدودیت اختیارات شیطان در ادامه بقا او می گوید(وعلی الخصوص پیروانش) بطوریکه ابلیس از الله خواستار ادامه حیات میشود . ( واین ابقا ء بقا وحیات بخشی است و درحیطه اختیارات هیچ مخلوقی نیست واز قدرت جبری وخاص الله محسوب میشوداین هم یک نوع کلی گویی ازسوی قرآن است)- الله نسبت به مخلوقات خود ولو کافر ومشرک باعدالت رفتارمی کند بطوریکه همانطور که ابلیس را بدلیل عصیان از خودمی راند اما (حق) ادامه حیات  ابلیس را چون آدم س مراعات  میکند . – واینکه ادامه زمان حتی قبل از آفرینش آدم س برای  همه موجودات تازمانی خاص وروزی خاص قبلا پیش بینی وحساب شده است  -  الله درچشم ابلیس نیزعزت وبزرگی داشته است (ابلیس درادا قسم خود در آیه هشتاد ودوبدان اعتراف می کند این هم خواننده خوب یک کلی  گویی دیگر است از کلام قرآن که همه آنها که درمسیرحقند درنظر کافران ومشرکان وظالمان بزرگی و اقتدار خاصی دارند اما خودرا مرتب فریب می دهند )-ازکینه شدید وسختی انتقام توسط شیطان نیز برعلیه حکم الله خبرمی دهد واین هم یک نوع کلی گویی دیگر است که خطاکاران وگناهکاران همیشه به انتقام می اندیشند به انتقام ازکسانی که  ما آنها رامظهرحق می دانیم این نوع اندیشه مثل پندارهای باطل شیطان یک طبیعت ذاتی ونهادینه درآتش است که ازشخصیت عصیانگر اوجداشدنی نیست –ازبندگان خا لص  الله می گویدوهمین بس که دراینجا سوره جن را یادآور بشوم که (هرکه ازغیرالله یادبکند ) بنده  خا لص الله نیست .-  این آیه از هرآنچه الله میگویدو حق است والله بدان سوگند خورده است نیز خبرمی دهد– ودرآخرازیک جایگاه مشترک یک جهنم مشترک  برای زمانی که مهلت به سرمیآید وما آنرا قیامت میگوییم برای شیطان وپیروان  او که الله آنها را و دشمنان خود رادریک جهنم جمع خواهدکرد این هم اشاره ای است به آنکه شیطان ویارانش در واقع دشمنان الله حق هستنداگرچه در هردو صورت هر دو الله وشیطان درهیچ چیزی جز فرستادن دشمنان حق به جهنم و پایداری در قولی که در این مورد به هم داده اند با هم اشتراک هدف ندارند.وبرای اثبات صداقت  کلام حق هم فقط  سوگند الله کافی است .

اما درسوره شوری آیه بیست ویک .از مکر شیطان و عمل به سوگندهایش که همانا گمراه کردن انسانها بوده است می گوید واینکه انها شیطان رابرای سرپرستی انتخاب کرده اندو بعدازقول وفضل الله می گوید .همان قول وسوگند حق الله  که درعرش ودادن مهلت به شیطان ازآن گفته شد. در اینجا نیز الله از ذکر ویاد آوری وتعهد بدان سوگند وگفته حق خود دفاع می کند ومیگویداگر تعهد و تامل درآن سوگند نبود کارظالمان تمام شده بودوباز یاد آوری می کند به خواننده قرآن وکتب الهی بطورعام که ظالمان ( =آنها که درواقع با ظلم به خودشان راه گمراهی را پذیرفته اند) را تازمان قیامت وعذاب جهنم چون شیطان مهلت داده است .پس هیچکدام از مسلمانان  ادیان الهی  نبایداز مجازات ظالمان .کافران ومشرکان توسط ا لله نا امید بشوند که  درصورت ناامیدی ویاس ازامید ورجاء الله دچار ارتداد میشوند

(46-آنهاکه بجز خدا هیچ دوست وتکیه گاهی ندارند تا یاریشان کند بدانید خداوند هر کس را در گمراهی گذارد هیچ راه نجاتی نخواهد داشت) سوره شوری

( 45-ازپیامبرانی که قبل از تو فرستاده ایم بپرس .آیاما به جزخدای رحمان .خدایان دیگری را برای پرستش آنان قرارداده بود یم؟) سوره زخرف

(57-چون ماجرای عیسی پسر مریم گفته شد .قوم تو شادمانه سروصدا براه انداختند 58-وگفتند آیاخدایان ما بهتراست یا او(عیسی)؟واین سخن را جز برای جدال با تو نگفتند زیرا آنهامردمی ستیزه جویند)سوره زخرف

*آیه پنجاه وهفت .سوره زخرف . ازآگاهی مردم زمان پیامبراکرم از رسالت پیامبران گذشته  میگویدومقایسه کردن بتهای مرده با حضرت عیسی مسیح توسط کافران .الله این سخنان کافران را بهانه ای میداند برای ردوامتناع از قبول دعوت وگفته های پیامبر .اگرمجادله ابلیس با الله رادرعرش به یاد بیاوریم ابلیس نه تنها عملا روش انکاررا بلکه تداوم درستیزه جویی با حق راهم درهمانجا انتخاب نمودبلکه از توبه هم امتناع کرد .اما برای مثال پیامبر ما چرا ازعیسی س می گوید؟چون گفتن ازالله وملائک. و باوراینکه موجودی به نام ( روح) وجود داشته باشد( روح) راهم که قبلا ازاوبرایت گفته ام واینکه روح یک توانایی خاص ( دمیدن)داشته باشدوبتواند تولد یک پیامبرراموجب بشود دراندیشه وپندارهای ظلمانی آنها ( کور وکر .لایعلمون .لایعقلون و....) نمی تواند پذیرفتنی باشد .نسلی ویزه پرستش بتها دربتخانه های انحصاری اشراف زمان جاهلیت ( مثل روحانیت عصر جدید درمیان خواص ایران که با بتی به نام *ولی  زمینی دینی در حیطه انحصارخود بوجود اورده اند که با شریعت ودین محمد ص کاملادرتضاد ومحاربه است .).بت پرستان  دراغاز بایدبا شیطان درون بجنگند تا بتوانند وجود الله ودین اورا  را که از سوی پیامبر برانها عرضه شده احساس کنند باورکنند اما نیروی وسوسه های شیطان روح آنهارا به تسخیر خود درآورده است آنها درواقع مرده اند .وقتی از باطل می گوییم به معنای ان نیست که آنها هستند اما دیده نمی شوند بلکه به این علت است که آنها موجودیتی از نظر فکروعقلانیت که لازم باشد به دیدن. شنیدن .اندیشیدن ودانش در زمین ندارند کالبدهایی توخالی که در زمان ومکان متوقف شده اند هستند .انها زمانی موجودیت خواهند داشت که خود را ببینند .اما این مرحله تاریک ازعمرشان که نمی بینند .نمی شنوند . نمی اندیشند و..... ودر گمراهی بسر می برند درحساب روز جزا وکیفردرنظرگرفته خواهد شد. گمراهی .ظلمات .خود را ندیدن .الله را ندیدن تمام حربه های حقیر شیطانی است که این انسان در مبارزه با آن ناتوان است.لاجرم باید این بتخانه ها محوبشوند این بتها نابود بشوند تااین گمانهای باطل جای خودرا به خلاء بدهند و لزوم جانشینی برای بتهای سابق با تولد یک موجود  زنده (حس پرستش یک موجود برتر)  که نابود شدنی نباشد بتوانددراوظهوربکند.

این موجود عاطل وباطل به پرستش بیمارگونه ( عادت) کرده است . جن زدگی .جنون .مجنون ( جای تامل است در اینجا  به تامل در منظومه شاعرانه لیلی و مجنون درادبیات ایرانیان بپردازیم که  قیس به جای الله . فقط لیلی را می جست لیلی را می دید فقط لیلی را می خوانداین عشق  بوجود امده  اورا مجنون روزگار خود ساخته بود عشق لیلی در قیس بود که نمی گذاشت لیلی را چون خودش ببیند  درمقابل هرآنچه غیرلیلی بود چون مانعی محکم بود مجنون غیر از لیلی هیچ نمی خواست .وعظمت خلاقیت و آفرینش الله را نمی دید .پرستش  لیلی   بعنوان الله هم گونه ای از  تصویرشرک است که شاعر عاقلانه آنرا به آموزه های ادبیات ما افزوده است وقتی علاقه ای غیرمتعارف ومفرط  به موجودی فانی باعث بشودکه انسان نبیند .نشنود .دانایی خودراازدست بدهد وبا اصرار براین عشق خاکی وپوچ عقلانیت  خودرا تعمدا مختل بکندو  اونیز به جنون مبتلا شده است و مثال وتمثیل این منظومه ادبی ازتعبیرو معنی (سوره جن) جدا نیست وعجیب است سراینده  لیلی ومجنون بدون هیچ نگاهی به دین این  نام را برمجنون گذارده است) وعجیب تر اینکه زندگی وسرنوشت  لیلی با کسی غیرازقیس عاشق ومجنون  پیوند می خورد .

 ببینید در آیات بسیاری از قرآن( مثلا در سوره احقاف آیه بیست وهشت .ودر سوره جاثیه آیه ده ) الله صریحا ازرها شدن آنها که غیر الله کس دیگری را به خدایی انتخاب می کنند می گوید واینکه در عاقبت اینان  تنها خواهند ماند چون پرستش آنها دروغین بوده است چون  چیزی وجود نداشته است جز(وهم ).اینکه یک جن زده بتواند با آنچه وجود ندارد . آنکه وجود ندارد اخت ومانوس بشود درمان اورا مشکل می کند .وشاعر لیلی ومجنون تنها راه درمان قیس را خارج شدن لیلی ازسرنوشت او میداند .خارج شدن ازتسلط ریشه های عشق به غیر الله درسوره جن نیز بیگانه با این تمثیل شاعرانه نیست ودر مورد جن افزودن آب را برای گسسته شدن از ماهیتی که به آتش گراییده بود توصیه می کند .جنی که در وجود الله تردید دارد وبه دلیل همین تردید بین زمین و آسمان رها شده است.اونمی تواند به عرش برگردد اما می تواند با سیراب شدن از آب بخت خودرا در کنار انسان برای رشد وتعالی  نوع خود امتحان کند.

 

واما پرستش یک موجود راکد .ساکت وهمیشه زندانی درعصرجاهلیت.آنها چیزی را باور دارند که  جا اشغال می کند .حجم دارد ووزن دارد (اگرتوجه کنید این مشخصات ایده آلی ازخواسته های اندرونی مادیگرایان است با چنین طرزفکری است که کلیه  ادیان الهی  را که به موجودی جدا  وخارج ازاین پندارهای محدود گرایش داردانکارمی کنند )

در گمان آنها نهایت عقلانیت آنست که  این موجود را بشود لمس کرد .بشود دید .فقط چنین موجودی سنگ گونه برای این نسل هویت دارد . طلبیدن واصرار بر حمایت از چنین محدوده ای از بینش دنیایی قابل رویت برای مادیگران هیچ چیزی هیچ کسی جزخود آنها نیست .بتی انسانی .بیشتر ازمن انسان .بالاتر از من انسان . چیزی دیده نمیشود .اندیشه بلند پروازانه دینی در چهارچوب همین طرز فکر ترور میشود .درمقابله باهر دینی درجا می زند  با وحشت وترس از دست دادن آنچه بدان ( عادت ) کرده است به  نفی وانکار وجودی الله می پردازد. این یک اعتراف نیز هست که من نمیتوانم بیشتر از این ببینم .من نمی توانم بهتر از این بشنوم .بیندیشم . برآنچه ممکن است وجود داشته باشد واقف باشم .یک نوع ترس درونی ووحشت از  روبرو شدن با دنیایی غیرازانچه من در قلبم در فکرم ودر سرنوشتم قاب کرده ام انجماد انسانیت وحالت تدافع گرفتن  درمقابل هرآنچه غیراز تفکرمن است ( شوالیه دن کیشوت ). او هرآنچه را نمی بیند باآن مبارزه می کند.که اگر این ترس نباشد اوهم می تواند ببیند .بشنود و....... اوتازمانی می تواند آرامش خود را در زندگی تضمین کند که این ترس اورا در مقابله با اندیشه ای برتر در زندان  وهم خود از هرچیز ممکن دیگری بترساند . اگر این ترس نبود معادله های او که همه مادیگرایانه است با از بین رفتن این توهم در هم می ریزد .حکومت ( نظام )ایرانی .حکومت لیبی . حکومتگران ظالم  مادیگرا  نیزبیانگر  گونه ای از تحجردر یک نسل است که با واقعیت  روبرو شدن بامذهب وحتی مبحث مادیگرایان نیز در ترس ووحشت به توهم  ( گمراهی) برده اند .   

چهارچوب حقیقت این چنین موجودانسانی  تک بعدی درواقع خود اوست که در زندان بدون دیواری از سکون وارتجاع ازتعالی سیال به سوی عروج کم کم به سنگ مبدل میشود .فکرش راخود ش تولید میکند وخودش مصرف می کند.افکاراو خوراک هیچ ذهن  تعالی جویی نیست . دراوج درماندگی است از رخوت دیدن دیگر. شنیدن دیگر

الله کیست؟ پیامبر کجاست؟ هرگز برای ان پاسخی نخواهند یافت .الله کجاست ؟ همین جاست .پیامبر کجاست؟ همین جاست .هیچکس نمی تواند در چنین چهارچوبی از عیسی س بگوید  ازعصای موسی س .از کشتی نوح .از چشمه زمزم .از عمر هزار ساله نوح  ویا از موم شدن آهن در دست داوود و......بگوید همه چیز دریک بعد از قرن حل وفصل شده است .او هرجا برود .هرجا بخواهد .بخورد بیاشامد ازخود خالی است فقط خاک است در.جای خالی در جسم اوبت مرده ( آرزوهایش )اورا به اسارت گرفته است این نوع انسان هم مجنون است.ودر دنیا منجمد شده است سنگ شده است مورد مصرفش تمام شده است باطل شده است چون نمی توان بیشترازآنچه می بیند ومی شنود بیندیشد . این  طرزفکر. این انسان سنگ گونه .خاک شده .زنده به گورشده  دردنیا خواهد ماند در جایی که آنرا می پرستیده است .دنیارا دوست داری بمان . دنیا حق توست .

و اما محمدص در مقابله با کافران اینرا بخوبی در می یابد که با کسانی روبروست که فقط بت غایت ونهایت درک عقلی آنهاست .اوازعیسی مسیحا می گویدکه با مسح نفس خود بر موجودمرده اورا جان دوباره می بخشد (واین عیسی نیزخالقی به نام  الله دارد که اونیزبانفس خود زندگی می بخشد.مانند اینکه به ولی ایرانی دروغین بگویی کسانی هستند که بهتر از تو نگاه می کنند .می شنوند . می اندیشندو...... ودر عاقبت افتضاحی شد که در دوسال اخیرکشور مارا با بحران وفجایع انسانی روبروکرده است ) .می دانیم عیسی  نبی بیماران را شفا میدهد( می دهد.چون زنده است).ودرتقابل مبارزه با سنگ گونه های عصرخود غیب میشود تا از سکون رهایی پیدا بکند.ومی بینیم که عکس العمل کافران زمان محمد ص با مادیگرایان عصر جدید کاملا شبیه به هم است .کاملا شبیه به هم .

 

(10-پشت سرآنها جهنم است ودستاوردشان هیچ بدردشان نخواهد خورد وکسانی را که بجای خدا بعنوان تکیه گاه برگزیده اند هیچ نفعی به انهانمی رساند وبرای آنها عذابی بزرگ است.) سوره جاثیه  

( بگو.آن چیزهایی را که به جای الله به خدایی می خوانید نشانم دهید تا ببینم در زمین چه خلق کرده اندویا چه مشارکتی در آفرینش آسمانها داشته اند ؟اگر به کتابی قبل از قرآن ویا به آثار پیشینیان استنادمی کنید همه رابیاورید اگر راست می گویید .11-چه کسی گمراهتر از کسی است که بجای الله چیزهای دیگری را به خدایی می خواند ؟ اگر تا قیامت هم انها را بخوانند جوابشانرا نمی دهند اصلا دعای آنها را نمی شنوند .12 –هنگامی که در قیامت همه مردم محشور شوند همانها (معبودان دروغین) دشمنانشان هستندوعبادتشان را انکار میکنند) ازسوره احقاف

*آیا موجودی که به جای الله عبادت کرده بودندوآن موجود  پرستیدنی الله نبود آن عبادات راستین خواهد بود؟.

( 28-  پس چرا کسانی را که بجای خدا .ان هم به بهانه تقرب به خدا برگزیده بودند آنها را یاری نکردند ؟ بلکه همه انها ازجلوچشمشان ناپدید شدند .اینها دروغها وتهمتهایی بود که می بافتند )سوره احقاف

( 32-  وهرکس دعوت کننده الهی را اجابت نکند هیچ راه گریزی در زمین نخواهد داشت وغیر از خدا هیچ تکیه گاه وپناهی برای اونیست واین چنین افرادی در گمراهی واقعی هستند.) سوره احقاف

*اعتراف جن را در سوره جن( آیه یازده ) به یاد آورید که به جبراییل گفته بود که آنها ( جنها)نمی توانند الله را درزمین عاجز کنند. درآیه سی ودو سوره احقاف هم الله می گوید که منکران دعوت الهی هیچ راه گریزی درزمین نخواهند داشت بینش بیمارگونه افکاریک جن غیرمسلمان باگمراهان رادراین آیه میتوان بخوبی دید .هردودرمسیرضدیت با الله ودرمسیرگمراهی هستند .واما اینکه الله میگوید منکران  دائم به دعوت الهی هیچ راه گریزی در زمین نخواهند داشت  به چه معنی است ومگرهمه آنها وما دریک کره خاک زندگی نمی کنیم .منظورازاین جمله چیست؟مگرهمه مادر زمین به خاک سپرده نمی شویم؟ مگرزمین همان مکانی نیست که تا اتمام مهلت به آدم س وفرزندانش و پیروانش .شیطان وفرزندانش ویارانش حق زندگی درآن داده شده است؟چرالله به منکران چنین حرفی را می گوید؟ به زندگی مردمان جهان امروزنگاه کنید آیا درکره خاک جایی برای منکران. حق  زندگی وحق دفن وجود  ندارد؟

ببینید خواننده خوب به نظر وعقیده من حقیر ( فقط در درگاه الله )الله در قران تعمدا می گوید که شیطان در مورد آدم س گفته است که اواز جنس گل است یا خودش تعمدا می گوید که انسان را از عصاره خاک وازخاک آفریده است . در قاب های وارونه و قدیمی گفته شد که ازنقاط ضعف خاک ( انسان) درمقابل شیطان یا آتش توانایی قابلیت سوختن خاک است . اگر قرآن را با بصیرت بخوانید از نشانه های روز قیامت آن است که  کره خاک به مرور زمان نابود میشودو  قبل اززنده کردن  دوباره انسانها مجددا بوجود می آید خلق میشود وانسانهای مرده همه از خاک همین کره برمی خیزند . لایه های زمین از روی هم برداشته میشوندتا اینجا همه چیز برآن روالی است که ما اکثراازان می دانیم .اما بعد ازآنکه نامه اعمال هر کس بدو داه شد هرکس که از ایمان آورندگان است ومستحق زندگانی جاودانه باید به بهشت برود وهر کس که از پیروان شیطان است از کفر وشرک وگمراه وظالم ومتجاوز واکثریت دروغگویان که دروغ برایشان  بصورت عادت درآمده است (همه دچار جن زدگی شده اند)وبکلی همان گروه رها شدگان که الله آنها را در کره خاک به حال خود واگذارده واز سهم شیطان هستندومستحق عذاب دردناک وابدی به جهنم می روند .اما بهشت؟ .

در قرآن صریحا آمده است که وسعت بهشت به اندازه زمین و آسمانهاست وجهنم .جهنم نفرین شدگان کجاست ؟دراینجا ما باید به خودمان برگردیم به نوع  ازخاک بودنمان .خواننده خوب بهشتیان ازمیان جهنمیان جدا میشوند وبه بالا می روند بالا به بهشت  که در قرآن آمده در قرابت ونزدیکی الله است وجهنمیان در همین خاک خواهند ماند وزمین کوچک شده که قسمت اعظم ازآب  وخاک  خود را بواسطه مراجعه ایمان آورندگان  به بهشت از دست داده است بعدازاین دیگربه نام زمین خوانده نخواهد شد وبه نام ( هاویه ) خوانده خواهد شد .الله درقرآن می گوید که جهنمیان ازچرک وریم یکدیگر خواهند خورد .اگر توجه کنیم به مسئله بعد ازمرگ انسان  درمی یابیم که براثر فشار زمین ( قبر)آب . چرک وریم وآنچه که آلوده است به حرام ودرطی قرنها به زیرخاک نفوذ کرده است و پوست .گوشت و مووحتی استخوانها تجزیه شده است برای پذیرایی اهل جهنم جمع خواهد شدوبه نظر میرسدکه گرمترین نقطه زمین که گویا هسته مرکزی آن باشد روزی مکانی خواهد شد برای تجمع اهل جهنم .  از عدالت به دور نیست همانطور که درقرآن آورده است که بهشت  دارای چهار قسم است جهنم هم به چهار قسم باشد  .اهل ایمان ازخاک به بهشت منتقل میشوند آنها که درخاک خواهند ماند جهنمیان خواهند بود وآنچه درخاک میماند همان چرک وریم زناکاران . الواط و.......ونجاست همه گناهکاران  همه اعصار وقرون متمادی درطی آفرینش است که میشود نوشابه اهل جهنم وخاک وجسم و بدن این جهنمیان میشود هیزم و مواد سوخت جهنم . در سوره جاثیه آیه ده الله می گوید

( 10-پشت سرآنها جهنم است ودستاوردشان هیچ بدردشان نخواهد خورد .)

کل این آیه را شمادرهمین مطلب اما  با شرح کامل ترمی خوانید ومن دراینجابرای تفهیم آنچه در باره جهنم می گویم فقط به قسمت آغازین این آیه می پردازم . الله در این آیه می گوید که( پشت سر) مشرکان وکافران ( جهنم) است .پشت سر؟کجاست؟

مگر آیا پشت سرهمه ما گذشته مانیست .آنچه برماگذشت نیست . آنچه از ما باقی خواهد ماند نیست .پشت سرما .گاهی به پشت سرت نگاه کن ( اینگونه با خود بیندیش که الله از توخواسته است که** هرگز خود را بیگناه مدان .) چه می بینی خاک را. موجوداتی از جنس خاک را. دنیا را.

واما وقتی بیمارمیشویم به چه فکر می کنیم؟ به دنیا . وقتی هم که میمیریم  مگر دنیا نیست که ازانجا میرویم ..پس این آیه اشاره مستقیم می کند که جهنم درواقع همان خاک .و دنیا است . ما که  درامروزدردنیاییم باید بدانیم که پس ازمرگ ودرروزندامت .روزحسرت .روز تغابن وقتی برای بازپرسی و گرفتن نامه اعمال میرویم  اگر از اهل دوزخ باشیم .جهنم ما آنجاست که خاک ما ازآنجاست. زمین .

وقتی میگوییم الله درعرش است یعنی که  الله درسقف که بالاترین نقطه اوج از جهان هستی است زندگی می کند ( فراموش نکنید الله حی = زنده است)پس هرآنچه بر ضدیت با الله است در پست ترین نقطه قرار میگیرد  ووقتی قرآن می گوید که پشت سر ظالمان ( ستمکاران یک صفت کلی است برای همه انها که  با شرک وکفر هم بر خود وهم بر جامعه اجحاف کرده اند )جهنم آنها قرار دارد واز سویی دیگر می گوید که راه گریزی برای جن ( از زبان جن این جمله رامی آورد) وهمچنین راه گریزی در دنیا برای ستمکاران وظالمانی که دعوت الله ورسول اورا ردکنند وجود ندارد ومسلما  درقعر زمین وپست ترین نقطه آن  جایگاه شیاطین وگمراهان مشرک وکافر وظالمان خواهد شد.اعماق زمین. میان هسته زمین سیاهچالی از آتش با طبقاتی چهارگانه تا روی زمین   

وشیطان در هاویه مسموم .تلخ .کثیف  بهتر وبیشتر ازهمیشه از خاصیت اتشین خود برای اهل جهنم سود می جوید   شیطان آنها را مخلوق الله می بیند آدم س  می بیندکه گمراه شده است چون در ( وهم ) گرفتاراست . شیطان آتشین کام ازپست ترین مخلوقات الله است در مقابل الله بلندمرتبه .این هم یک نوع کلیت است که وقتی الله می گوید که آیامگر شیطان ازنظر مقام درپست ترین است که سجده نمی کند( به آیه هفتاد وپنج سوره ص در بالا توجه بکنید). و......... یعنی اینکه من برترینم  وبه همین نسبت اهل بهشت براهل جهنم برتری خواهند داشت .برای اثبات این عقیده هم همین بس که در قرآن آمده است که بهشتیان می توانند جهنمیان را ببینند .( چون الله درعرش است ودر قرآن مستقیما میگوید که نور الله بر بهشت حاکم است پس آنها یعنی اهل بهشت درمکانی بالا تر ازهاویه زندگی می کنند ) که اگر بهشت وجهنم به موازات هم بودند آنها ساکنان  آن دومکان نمی توانستند یکدیگر را ببینند . بهشت از جهنم دور است آن قدر دور که الله می گوید نوری او در بهشت جاری است نوری که بهشتیان را نمی آزارد. پس تاثیر گرمای مکان جهنمیان وشیاطین به بهشتیان نخواهد رسید .الله  متعال ودرعرش است . شیطان در پست ترین مقام ومکان .این دوکلمه گویای  تضاد ومغایرت مکان ومقام  زندگی دو موجود بهشتی وجهنمی نیزهست

 برمیگردیم به سوره (جن)که باید یادآورشد که  جن مسلمان هم در صورت مخالفت وضدیت با الله  از این اسارت در خاک برای ابد می گوید ومطلع است که با الله جنگیدن همان ودر خاک ماندن بطور ابد نیزهمان . والله هم می گوید  برای  آنها که دعوت پیامبر یا همان توحید را نپذیرند وراه شرک را انتخاب کنند در زمین راه گریزی برای آنها نخواهدبود(سوره احقاف.آیه سی ودو).واین یک امر ابدی را یاد آور میشود (راهی نیست) اماجهنم ابدی هست.

خاک به آسانی میسوزد اگردربرابر آتش قرار بگیرد.برای اینکه گفته وبیان ما با گفته های قران مصداق ومعنا پیدا بکند به سفال بخاریهای گازی نگاه کنید بخوبی به دلایلی که چرا الله ما را ازخاک خلق کرده است آگاه خواهید شدانسان خاک زاده بایداز آتش حذر کند .وبازجن غیر مسلمان که گفته شد حتی با افزودن آب فراوان درماهیت  شیطانی اوتغییری حاصل نمیشود (ازآب سیراب نمیشود= در شیطنت افسار گسیخته است  میشودگفت  اودر ایمان مردود است و میشود مهمان اتش جهنم). حال اگر انسانی بگوید که جهنم وجودندارد یا بهشت وجود ندارد خلقت خود راانکار کرده است ارتدادورزیده است معاد را منکر شده است . برای  پاسخ  به او باید گفت موجودیت بهشت وجهنم با ماست .با خاک است با آب است حتی اگرمادیگرا باشد این را ردنخواهد کرد .

 ودلیل دیگرانکه این شیاطین ( جنها وگمراهان .مشرکان .منحرفان .ملحدان . ظالمان ستمکاران ) در خاک خواهند ماند آنست که آنها در طول زندگی دنیارا دنیای خاکی را بر راه نوروبرتعالی نوع خود  و آخرت ترجیح داده اندراه آدم س وپیامبران را ردکرده اند وبه گفته قرآن آخرت را به بهای ارزانی فروخته اند جهنم سرنوشتی است که بهای آنرا دردنیا ارزان خریده اند . آخرت را فروخته اند ودنیا را خریده اند.واینست که الله مرتب .مکرر .بارها .با دلیل .با آیه با نورهدایت با ابلاغ با دعوت مخلوقاتش را بسوی خود می خواند .آنچه ازدنیا ست ازخاک است آسان میسوزد وشیطان جز این نمی خواهد .ووقتی به سفال  بخاری نگاه می کنی با دقت نگاه کن با بصیرت نگاه کن که سفال گویی قرنهاست که بااتش یار بوده است .زندانی آتش بوده است مگر در زندانی از آتش میشود دید ؟ مگر در زندانی ازآتش میشود شنید؟ میتوان فکرکرد.ازعقل گفت.از بصیرت گفت؟ ای یار شیطان شرم کن .شرم کن.

  وقران درهرسوره خود  به انسانهاهشدارمی آورد دلیل وبرهان می آورد دعوت به توحید می کند دعوت به نور می کند .از انذار می گوید از انتقام می گوید چرا؟ آیا جز بدان دلیل است که این گروههای شیطانی با اعمال خود هر لحظه به اعماق زمین  به جهنم خودشان نزدیک می شوند .وقتی قتل زیاد میشود وقتی خونریزی زیاد میشود .آخرت نزدیک تر میشود وقتی کفر والحاد زیاد میشود .وقتی جنایت وگناه زیاد میشودوقتی شرک جایش را به توحید می دهد وقدرت جنون بر پیروان شیطان تسلط پیدا می کند . انسانها به آخرت نزدیک تر میشوند .ورسیدن به آخرت دیگر انتخابی نیست جبری الهی است پایان واتمام هرمهلتی است برای جهنمیان.  برای همه تفکیک ساکنان بهشت و دوزخ  اجرای این حکم اجباری است.واعمال نور وظلمت  امری جبری میشود .جهنمیان در کنار خدایشان شیطان ودر کنار آتش وبهشتیان با الله احد ودرکنارآب .این یک سرنوشت جبری وماندگاراست.

و چرااین انسان سفالی که گم شده است در دنیا نمی بیند .نمی شنود. کوراست .کراست .دانش وبینش ندارد عقل ندارد هیچ ندارد جز خاک ؟.چرادرآغازدرانتخاب حق وباطل .نوروظلمت آزاد می بوده  است؟ واماچرا انسان؟

ما انسانها هر خطا وگناهی که انجام می دهیم هر ستمی که برخود ودیگران روا میداریم با اعمال ان ( پارا از حق فراتر گذارده ایم)و ارتداد ورزیده ایم ودر راستای انتقام وهدف شیطان  ازنسل آدم س عمل کرده ایم .

و الله. الله.الله نور .الله حق .الله بینا .الله شنوا .الله بشارت دهنده .الله هشداردهند ه.الله زنده .الله ولی .الله  یکی . الله بی تا . الله باحکمت .الله باعظمت .الله قادر .الله  یاری دهنده .الله  بخشاینده .الله  اعلم 

 ( 19-بدان که هیچ معبودی جز الله نیست .از گناه خود  وگناه مردان وزنان اهل ایمان استغفار کن که خدا هم محل حرکت وهم قرارگاه شما را میداند.) سوره محمدص

*گناه حضرت رسول .گناه مردان ایمان آورنده .گناه زنان ایمان آورنده .وتوبه .توبه.

این آیه بهترین جلوه از اثبات در عملکرد انسانهاست   که همه ما ازارتکاب به گناه در امان نیستیم .واما باز یک عمومیت  در عمل را درمتن این آیه می بینیم وآن هم عمل بازگشت ازگناه یا توبه است .که ازآدم س که در بهشت گناه کرد بعد توبه نمودو چون آدم س بعداز گناه کردن توبه کرده است بر همه مسلمانان ادیان الهی است که بعد از گناه توبه کنند ( امر توبه توسط آدم س در واقع فرمان یک کلیت است برای  پیروانهمه ادیان). اندیشه مغایر براین امرواجب نیزازارتداد است .

( 26- همان که با خدا وند خدای دیگری فائل شد پس اورا به عذاب سختی درافکنید) سوره . ق

*داستان کافران در مسجد را به یاد آورید ( سوره جن) . دراینجا یک گونه از ارتداد وکفر بیان میشود که عذاب آن به آخرت موکول میشود .وای کاش حکومتگران ایران قرآن را می خواندند شاید که به اهمیت این کتاب پی ببرند .

( 50-پس به سوی الله بگریزید من از جانب خدا برای شما یک هشدار دهنده آشکارم .51-همراه با الله خدای دیگری را قائل نشوید .من از جانب او برای شما هشدار دهنده ای آشکارم.)سوره ذاریات

*بازهم تکرارشریک ساختن به جای الله . خواندن جن .رها شدن در گمراهی .کوری .کری . بلاهت وحماقت .طغیان ..مگر تاثیراین شرک چه می تواند بکند ؟

(1-ای اهل ایمان ازخداوند وپیامبرش پیشی نگیرید وحرمت خدارا نگاه دارید که خداوند شنوا وآگاه است .) سوره حجرات

( 26- همان که با خداوند خدای دیگری را قائل شد پس اورا به عذاب سختی درافکنید ) سوره ق.

در کجا در روز محشر.روز آشکارکننده تفاوتها وازبین رفتن تبعیضها .بی عدالتی ها .و گذشتن ازتاریکی دنیای وهم وگمان .

( 50- پس بسوی خدا بگریزید من از جانب خدا برای شما هشدار دهنده آشکارم .51-همراه بااله خدای دیگری را قائل نشوید من از جانب اوبرای شماهشدار دهنده آشکارم .) سوره ذاریات

*می تواند باتو چه بکندمگر  این شرک؟  تورا یاغی وطاغی ازفرامین الله ورسول ( پیامبرانش) نمی کند؟تورا متجاوز به عنف نمی کند؟ تورا قاتل بیگناهان نمی کند؟ تورا غاصب حق وحقوق انسانی مردم در رای .حجاب ودین نمی کند ؟.تورا دزد بیت المال نمی کند ؟ تورا شکنجه گرانسانهای بی پناه در حبس نمی کند ؟ تورا آمر به اتهامات دروغین به مردم بی گناه نمی کند؟ تورا مظهر تبعیض طبقاتی بین مسلمانان یک کشور نمی کند ؟ تورا خواص ومردم را از عوام نمیسازد؟ تورا قاتل مسلمانان  هم دین  مادرکشورهای دیگر نمیسازد ؟ تورا قاچاقچی مواد مخدر نمی کند؟ تورا خدای زمینی نمیسازد ؟ تو را بی هیچ واسطه ووکیل ونشانه جانشین پیامبر نمیسازد؟  تورا عامل وآمر در فقر .فحشاء  در یک سرزمین ثروتمند نمی کند؟ تورا تحریف کننده قرآن بزرگ نمی سازد ؟ تورا .ای تو . تورا جن زده .تورا مجنون .تورا دیوانه نمی کند چرا نمی شنوی ؟ چرا آگاه نیستی .چرانمی بینی؟ چرا نمی اندیشی ؟ چون خالی شده ای؟ .چون رها شده ای؟ چون باطل گشته ای؟ .چون سالهاست که مرده ای؟چون خدا نیستی؟ چون پیامبر نیستی ؟ چون مهیا کننده اسباب  ظهور قائم نیستی؟ چون مومن چون علی ع نیستی؟ چون انسان نیستی؟ می دانی چرا؟ چون نفرین شده ای.چون از پست ترین شده ای.

دراینجا فرصتی پیش امده که بعنوان یک منتظرازجامعه روحانیت ایران .از شورای نگهبان .ازمجلس خبرگان رهبری ومجلس تشخیص مصلحت نظام  وهمه علمای مبلغ دینی .از مجلس شورای اسلامی؟در خواست کنم  اصل( ولایت فقیه ) را که عین طغیان وارتداد است از قانون اساسی ایران  لغو وحذف  بکنند امید است که الله گناهان ایشان را ببخشاید.از همه شما خواستارم  برای رفع هر سوء تفاهمی به سوره نساء آیات پنجاه ونه وبه بعد وسری مطالب قاب وارون ارتداد ومن که توسط این منتظر باکمک قرآن بزرگ جمع آوری شده است مراجعه کنید . خواهید دانست که چنین اصلی مغایر با دین وشریعت محمد ص است وتصویب  وبه رسمیت شناختن آن مصداق ارتداد بوده است.ماباید این حق را برخود واجب بدانیم که اگربا آگاهی ( پارا از حق فراتر)بگذاریم دیگر نه تنها درزمره پیروان دین واسلام محمد ص وبلکه از پیروان هیچ  دین الهی دیگری نخواهیم بود از شما می خواهم اگر به معاد ایمان دارید به فکر عاقبت وآخرت مردم مظلوم ورنج کشیده  ایران باشید ونه هیچ چیز دیگر.. حذف این اصل این دشمنی با اسلام نیست اراده ایجاد حکم  الله حق است که باید بر تمامیت این سرزمین جاری بشود .در پناه حق باشید.

                                        ************************************************

                                             ورویا آن خیال زیبایی که در بیداری نیست

                                          رویای صادقه .خواب ( جارو ودست)

**در خوابم .درحیاطی بزرگ که حصار ودیوار هم دارد. خانه قدیمی  وبزرگی است که زمین آن خاکی است وناهمواروتمیز. این آقای خانه است مرتب خاک باغچه ها رازیر ورومی کند . چند باغچه کوچک نقلی اطراف خانه هست  فکر می کنم می گوید برای اینکه سبز بشود باید این کار را بکند بیل در دست دارد . خاک گلی رنگی دربیلش است دارد می برد در باغچه وسط این حیاط  بریزد.نگاهی به باغچه می اندازم .چه باغچه بزرگی است  این اولین بار است می بینمش .در حدود سی  متری پهنای آنست .دایره شکل است و خاک آن زیر رو نشده است تپه های کوچک وبزرگی در وسط این باغچه بر روی هم انباشته شده است  درختچه های خشک شده وپلاسیده بر روی آن باغچه را اززیبایی انداخته است.در فکرم که چه مدت میشود آنرا شخم زد ؟ آقای خانه خاک را می ریزد . لحظه ای می ایستم ساکت وخاموشم .در لذت یک حس هستم  ونفسی عمیق می کشم . این خانه چه روشن  است چه خانه آرامی است

آه آن منم .جارودر دست دارم . دارم اتاق بعدهم حیاط را جارومیزنم به کنارباغچه  میرسم می ایستم آقای خانه سرسختانه در حال رسیدگی به باغچه است  نگاهش می کنم اوهنوز مشغول است  به اومی گویم ( چه می کنی)؟می گوید( این باغچه را باید یک کاریش بکنم.) عجیب آرام است اووقتی مشغول به یکار دلچسب است .اما من ایراد میگیرم از این همه تقلا .می گویم( کاراوبیفایده است .یعنی آنکه باغچه بزرگ است واو نمی تواند از پس آن بربیاید .)بعد میگویم ( اینکه کاری ندارد)باخودم فکر می کنم خاک آن عوض بشود خیلی راحت تر از کاریست که اومی کند و با جارو ؟بر خاک تلنبار شده باغچه ضربه ای میزنم . آه . آه .همه خاک  وتپه های روی باغچه همه یکباره فروریخت و باغچه شد یک چاله بزرگ وباعمق شاید شش متر. زیرآنچه ما از بالا از باغچه میدیدیم پوک وخالی بود نمیدانم چه کنم .بایدزیرکانه  اززیر اخم وتخم های آقای خانه فرار کنم .اما حیرت اوخوشبختانه ازانچه اتفاق افتاده است مجالی به او نمی دهد که از کار من ایراد وبهانه بگیرد .چه میشودکرد از این جارو چه کارها که برنمی آید؟هردویمان بالای باغچه ایستاده ایم . ای وای . این دختر خانواده است توی باغچه ؟ نه درچاله چه می کند؟ می گوید لیز خورده است وتوی چاله افتاده است وعجیب که اصلا خاکی نبود .وما افتادن اورا ندیدیم .آقای خانه طنابی می آورد .آنرا دولا می کند که محکم بشود وبتواند از بالا آنرا  بگیرد تا اورا از چاله بالا بیاورد . من چند متر دورتر ایستاده ام ودارم کارهای اورا نگاه می کنم . فکر می کنم اونمی تواند زورش نمی رسد .می گویم (می توانی؟ توباید کمک بیاوری.) می گوید( نه) میرود.میرود. دیوارنیست نیست .توی کوچه را می بینیم تعجبی هم نمی کنیم . آن آقا با دوچرخه آمده است از دکه میوه فروشی ( البته بیشتر به بقالی میماند این دکه) میوه بخرد .خریدش را کرده است .شوهرم بسراغش میرود از اوکمک میخواهد .اوهم تقاضای اورا ردنمی کند .می آید در حالیکه دوچرخه اش را به دیوارخانه ای دران کوچه  کم عرض تکیه داده است .آشنا نیست .من صورتش را هرچه دقت می کنم ببینم نمی بینم .حقیقت آنکه سرش را بلند نمی کند که من چهره اش را ببینم .در هرصورت مرد میآید واوهم با طناب توی چاله میرود .من کجا بودم نمی دانم .حالا خودم را کنار باغچه می بینم وآن مرد هم رفته است درآن ته چاله  که دخترمان را بالا بیاورد .از تعجب نزدیک است اسثفراغ کنم .چه احتیاج بوداو توی چاله برود.نمی دانم.مرد بالا آمد تالبه این چاله آمده وآن دخترمان است که گفتی از طناب بالا نمی آید واز پله بالا می آید آقای خانه هم که ایستاد ه است خیلی راحت .نه زوری برای بالا کشیدن آنها واصلا طناب برای چه بود .باز نمی دانم . در رویا هم میشود حیرت کرد .سوآل کرد ویا هیچ نگفت .حالا هر دوبالای باغچه اند اما این دختر ما که تا آن بالا آمده حالا می ترسد حق هم دارد هر دو هم او وهم مرد در قسمت بالای طناب ایستاده اند دخترخانواده کمی هم هول شده است .من چند مترآن طرف تر ایستاده ام .اما .اما .آن دستها آنجا چه می کنند .آن دستهای من هستند رفته اند تا به اوکمک کنند دستهایم  هر لحظه بزرگ وبزرگتر میشوند از کمر دخترخانواده را کمک می کنند تا بالا بیاید .من فقط از دور نگاهشان  می کنم .نفسی ازسر راحتی  خیال می کشم .

نمی دانم ازان اتفاق چه مدت گذشته است . صدای اذان می آید .من در خوابم شب است وسیاه .بعداز روزی پراز حیرت وهراس .در این بینهایت شب صدای اذان می آید .آرام میروم ببینم صدا از کجاست ؟ آه آن منم بر بلندی ایستاده ام نزدیک به آسمان وستاره گانی که دیده نمیشوند .دستم را کنار گوشم قرار داه ام  واذان می گویم . من اذان می گویم .درفکرم پس من باید نماز بخوانم .هنوز صدای اذان می آید.

*بیدار شده ام صبح در انتظار من است .ومن به تابش روشناییهای  صبح امید دارم.

** در خوابم .فشار زیادی را برخودم احساس می کنم حالم بداست .نمی توانم نفس بکشم باید از زیراین فشار به یک باره خلاص بشوم . زورم را می زنم .این همه فشار از کجاست؟بیدار میشوم.تنها بیدار شدن مرا نجات خواهد داد از این همه  تحمل فشار.

*ومن بیدارم با صبح .باید به دیدار او بروم که در شبهای تاریک زندگانی نیز مرا درمی یابد.رها نمی کند.

**در خوابم در وسیله ای نشسته ام در تاریکی آسمان میروم به کجا نمی دانم .هوا تاریک است شب است وسیله .خودرو یی است که فقط جلو دارد .نه اینکه این وسیله عقبش دیده نشود نه  درجلوفقط جای  یک نفر دارد .من هم در آن نشسته ام .تنها . اما  رانندگی نمی کنم .  اینکه وسیله حرکت یا سرعتی داشته باشدبرای من قابل احساس نبود .آه این دیگرچیست ؟ چراجلوترنمی رود .هرچه زور می زند این وسیله نمی تواند یک سانت جلوتربرود. جلویش یک دیوار نامریی است . چه خودرو استثنایی . بازور زیادی که برای پیشروی میزند جلویش دارد تاب برمی دارد ودرطول زاویه دیوار نامریی خم میشود چه خودرو نرمی . مثل کش میماند .من دارم به دیوار نگاه می کنم پشت این دیوار پیداست .زندگی در پشت این دیوار جاری است .مردمانند وخانه ها و...نه نه نمیشود من به انها چه کاردارم که چه می کنند.نمیشود اینجا همین طور نشست وبه پشت دیوارنگاه کرد.من باید بروم .می پرم بیرون .از خودرویی که درسیاهی آسمان شب رها یش می کنم .

*اکنون من بیدار شده ام . وقتی است بدون خیال از سفربه این رویا به دیدارعاشقانه دیگری بروم . هرجا باشم اوهم هست .هرجا باشد زندگی هست ومن با اوزنده ام .وبی او؟

                               ****************************************************          

منتظری درانتظار نور

                                        من باید بگویم .من می توانم بگویم (  مهدی ع خواهد آمد)

                               آن( مردی) که می داند ( دنیای اطراف ما راتباهی وفساد گرفته است )

تیر .آقایان موسوی وکروبی را وزندانیان بی گناه را آزاد کنید اگر اسیر دنیا نشده اید .

(ایران ما) .خوزستان

                                          تولد حضرت مهدی ع

                  را به خانواده  شهیدان سبز وبه بیگناهان در زندانهای ایران سرفراز

                     وبه خانواده سبزایرانیان درایران وجهان  تبریک وتهنیت می گویم 

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت 23:32 توسط منتظر|

                                      بسم الله الرحمن الرحیم

                                           رویاهای صادقه قاب وارونه (ارتداد ومن)

با نام آنکه سلام را آفرید به توسلام می کنم

(به نام خداوند بخشاینده مهربان .0 1-در میان ما هم افراد صالح است وهم افراد نا صالح .11-مایقین داریم  که نمی توانیم خداوند را در زمین عاجز کنیم واز دست او بگریزیم12-ما هنگامی که سخنان هدایت آمیز را شنیدیم به آن ایمان آوردیم پس هرکس به پروردگارش ایمان بیاورد نه از نقصان پاداشش می ترسد ونه از ظلم .13-برخی از ما تسلیم خداییم وبرخی ظالم .پس هرکس تسلیم خدا بشود بدون شک خود را در راه رشد رهاکرده است .14-واگر در راه ایمان صبر واستقام بورزندما آنهارا با آب فراوانی سیراب می کنیم .15-تا آنها را امتحان کنیم  پس هرکس ازیاد پروردگارش روی بگرداند اورا به عذاب سختی گرفتار می سازد.16-بدانید که مساجد از آن خداست .همراه با خدا کس دیگری را مخوانید .17- چون بنده خداازعبادت برمی خواست واو ( الله) را می خواند گروهی به دورش حلقه می زدند 18-بگو. من فقط پروردگارم را می خوانم واحدی را شریکش نمی سازم .) آیاتی از سوره جن.قرآن کریم

*می بینید که بحث ومجادله ما بامدد از قرآن وبا تامل در سوره جن بواسطه اهمیت آن همچنان ادامه دارد .

بایدگفت سوره جن خاص  به دلیل تاثیر  جن  در روح وجسم کافران  وکسانی که به شرک گرایش دارند برمحمد ص نازل شده است .واز چهره تمام عیار وقدرتمند جن که مظهر زشتی وباطل است آشکارا سخن می گوید.

واما درآیه چهارده این سوره ازنوشاندن آب به جن صحبت می شود وآب فراوانی که گقتیم بعد از نوشاند آن به جن درماهیت جن تاثیری بزرگ وشبیه به معجزه انجام میدهد موجود جدیدی که بانوشاندن آب چون انسان وملائک ازامتیازات برتری نسبت به همنوعان (جن)غیر مسلمان وغیرصالح برخوردار میشودوچون محل زندگی  جن بین زمین وآسمان است اواجازه می یابد با ترکیبی که با افزایش آب دراو بوجود آمده واورااز حالت فراربودن به میعان یا ترکیبی ازدوعنصر مخالف ومتضاد باهم (آتش و آب) دارای وزن و مهلت حق زندگی بهتر وازنظر محبوبیت دردرجه بهتری از همجنسان(فقط  آتشین) مزاج خود درزمین بشود.  

برای تعبیر شباهت این آیه به تغییری دریکی ازمواد سوخت به صورت گاز مورد مصرف بشرمثال زده شد گازی آتشین کام که می توان آنرا بصورت مایع درآورد. وتقریبا با تجربه چنین  روشی درسوره جن  با افزودن آب فراوان به جن به تغییر وانقلا ب درخلقیات وماهیت  جن نیزاشاره شده است  این جن با طبیعتی آتشین  باید ازاین آبی که ازآن سیراب شده است برای مبارزه با آتش  درونی خودش ونیز با آتش همجنسان شر طلبش که ما از این به بعدآنهارا دشمن این جن می خوانیم بهره ببرد .این جن از دوحالت برای دفاع ومحافظت از این آب می تواند استفاده بکند یک .در مقابل عصیان درونی خود مقاومت نشان بدهد .دو در مقابله با آتش بیرون یا باید از آتشهای بزرگتری که قدرت مقاوت دربرابر شان را ندارد دوری کند  ویا روش انزوا را انتخاب بکند .این دوروش  را ما درمورد انسان هم درمقابل دشمنان خارجی یک با  طرد شیاطین انس وجن .ویا روش تقوی پرهیز ازگناه( بی اعتنایی وانزواگرفتن ازمحیط گناه) می توانیم آشکارا ببینیم .محافظت ازآبی که به جن هدیه شده است یعنی دفاع ازمقام بلندی که باید درآن موقعیت به تعالی بیندیشد ( مثل انسانی که گناه اوبخشوده شده وباید که عزم خود رابرای برتری بیشتر جزم بکند). وبا پذیرش جنگ باوسوسه های درونی  وبرونی  ازخود ایستادگی نشان بدهد .ببینید این شباهت بین مبارزه انسان وجن با دشمن به فضیلت بهره بردن ازآب به جن الحاق شده است این آب یک مانع  پوشاننده  تدافعی است در برابرعصیان آتش درون جن که خود عامل اولین عامل آنست .یا بهتر بگوییم بصورت عادت درجن نهادینه شده است عادتی که ازعرش بااوبه زمین آمده است خودرا فریفتن .دیگران را باوسوسه فریب دادن ودراوج وسوسه عصیان کردن .اوازمیان دوراه آوارگی مابین زمین و آسمان و یا پذیرش ایمان وتوحید زندگی برتر را با قبول آب به عنوان یک پرده یا حجاب  راه دوم را انتخاب کرده است .زندگی نسبتا بیگانه با آن جن مطرود .

   اماامروز من می خواهم در ادامه بحث ومجادله ارتدادونقد این سوره بازبا توهمراه بشوم  .قرآن درآیه پانزده  سوره جن هدف از افزودن آب فراوان را اینگونه توجیه می کند برای اینکه  جن صالح ومسلم در ایمان( صبر واستقامت در ایمان) امتحان بشوداورا ازآب سیراب می کنیم .به نظر توای خواننده این جن های با ایمان که ازهویت  دیرین خود منفک وبیگانه شده اند چگونه امتحان میشوند.خوب جن کارش وسوسه ایجاد کردن است و حسادت . نفاق ( نیت منافقین را به یاد داشته باشید)ودر یک کلام شربه پا کردن است علی الخصوص جن شیطان.که ماهیت آتشین خود راحفظ کرده است وما می دانیم فرمان شیطان دعوت به خدایی خودش است پس هرچه جایگزین حق درطعمه یا انسان فریب خورده بشود دروغین وباطل است وبرانسان حرام است بالعکس آنچه ما ازالله می دانیم و از صداقت  وراستی وحق  است  .اگر این جن بتواند برحسهای مخرب و ضد الهی درونی تسلط پیدا بکندودرواقع ازدرون باهویت آتش ذاتی خودیا ادامه سرشت قدیمی خود بجنگد( دیگرازاتش خود برجسم هیچ موجودی  ندمد) ویا در حالتی دیگرمقاومت نشان بدهد او توانسته است سرفرازازامتحان خارج بشود.استفاده هدف دار وقابل کنترل ازجن آتش برای  احرازتوانایی همزیستی باخاکیان با انسانها وشاید فیض برخورداری از ارتباط مجدد باجهان کائنات .وسیله جنگی آنها ( شیاطین آتش)هم یورش بردن وخشکاندن وتسریع درسوزاندن سریع این جن خنثی شده است پس او بایداز تبخیر این آب  اهدایی جلوگیری ومانع بشود  بامجاورت او با آب وانسان ( که هرجا آب است پس انسان هم هست وانسان  تعلیم دیده تعاایم الهی است ویا بواسطه اشتراک آب در دو موجود ملائک وانسان به حد وفور)بهترین نتیجه را به این جن میدهد که در ادامه تغییر جدید خود ثابت قدم باشد .

  توجه کنید به این مقایسه  به اینکه یک سیلندر گاز مایع  یا  یک فندک در مقابله با گازی که مستقیما از چاه های گاز نشت میشودویا از شعله هایی که حرارت بیشتری دارند  وشعله هایشان بسختی قابل کنترل است چه مقاومتی داشته باشد مسلمااین سوخت بسیار بی دفاع خوهد بود پس بهترین روش زندگی برای این جن می تواند همان دوری از همجنسان  خود باشد مثل باروت در کناراتش که یک مصیبت را ایجاد می کند ویا گازوییل در کنار شعله اتش ویا مثال بالا.برای جن نسل دوم  همان بهتر که بتواند باقبول این ماهیت جدیددر سرنوشت دیگر همجنسان غیر صالح خود تاثیر گذار بشود .

  سوره آتش  یا جن سوره ای است  که ما را در شناخت من ( شیطانی ) و مخلوقات دیگرالله یاری بسیار میرساند .وباز در دنیای مقایسه ها نوع خا لص این آتش که ازامتحانات ومقاومت با سر بلندی خارج شده است رامن در تشابه به اسپری ها .عطرها .ادوکلن ها و مواد مایع خوشبوکننده وروغنهای معطر ارجاع می دهم که این آتشها توانسته اندازصورت  ا لکل وگازهای خاص ویاگازوییل وروغ که از مشتقات این گروهند  وبصورت مایع وفابل  مصرف بشر در بیایند پس جن هم می تواند به انسان خدمت کند بدون آنکه انسان را دجار شرک وکفر ویا ارتداد بکند  تغییردر آتشی درون مایع .خوشبو محلول درآب  ودر کنار انسان .سرانجام این جن چون آغاز خلقت که قبل از انسان در عرش  تولد یافته است  قبل از انسان زمین را ترک خواهد کرد و موجودی  بی خطر ودوست داشتنی .دربهشت سکونت خواهد گرفت  وجنی که از یاد الله غافل بشود ازمیان آن جنهایی که با آب سیراب شده اندونتواند از میان جدال با طبیعت وماهیت جدید خود با سرافرازی خارج بشودهمانا او هم قبل از انسان . انگونه که قبل از انسانها خلق شد قبل از انسانهای جهنمی هم به جهنم روانه خواهد شد . وهم این ( جنها) شیطانها هستند که آتش را برای فریب خوردگان شیطان مهیاوسوزان خواهند کرد .گاهی با قرآن  دوست بودن فاصله ها را با الله محومی کند.ترکیب جدید جن(آتش  باآب)سرنوشتش از دوحال خارج نیست یا روانه بهشت میشود یا وارد جهنم .وطبق انچه ما در ادیان الهی باید بطور جبرا بپذیریم ما تابع حد وسط در دین نمیشویم یا کافر ومشرک  ویا ازاهل توحید خواهیم بود یاخیر خواهیم بود یا شر .یا از نور خواهیم بود یا از تاریکی وظلمات .جن هم  درانتخاب راه با انسان  سرنوشت مشترکی دارد .

اما ای خواننده خوب  به نظر تو چه کسانی جن را از آب سیراب خواهند کرد به آیات بالا مراجعه کنید آیه  چهارده وهمچنین آیه پانزده را بخوانید اشاره شده است به جمع  .به ضمیر( ما).خوبست برگردیم به موقعیت زمانی که این سخنان که جبراییل س برای حضرت محمد ص بصورت وحی آورده است.  .و جبراییل ازجمع (ما )برای محمدص میگوید ما به جن آب فراوان می نوشانیم  .ما جبراییل س وملائک ومطمئنا به اراده الله  .الله انتخاب کننده جن.

در اینجا نیز باید گفت انتخاب انسانی به نام پیامبر یک کلی گویی است برای دیگر موجودات که آنها نیزازطرف الله برای یاری دین انتخاب میشوندمثل جن .واگرقرآن را بابصیرت بخوانیم این جنهایی که باآب سیراب شده اند چگونه با امرالله درخدمت پیامبران بوده اندکه درقران به یاری حضرت محمد ص ازطرف این نسل جدید جن  آیاتی نیزآمده است واین آیاتی که درموارد کمک اجنه به پیامبر دین ما آمده درواقع  یک کلی گویی رادرامر یاری جن به کلیه پیامبران  بیان میکند اگر بدانیم.

 بیان اینکه جن از دوطریق مشابه طریق انسان در میارزه با شیاطین استفاده  می بردیک طردوراندن آتش خالص وناب ( شیطان جهنمی) ویا طریق دوری به شکل انزوا( حضور پیدانکردن درجمع شیاطین جهنمی) هم برای انسان  عمومیت پیدا می کند یک طرد حریف قدرتمندتر ازخود یاحاکمیت مفسد .یا کسی که برراس اموراوست ویا وسوسه هایش برای تشویق اوبه ارتکاب عمل حرام وباطل جذاب تر است یا  راه دوم خودرا ازامورحاکمیت واز اموری که مفسدان وگناهکاران دران نقش عام دارند دور کند .واما یک مورد را هم که قران بارها در اکثریت سوره های خود بصورت مکرراعتراف وبیان کرده است .و آن مسئله مربوط با بینش مشرکین وکافران است که الله آنها را کور .کر . لایعلمون .لا یعقلون . ودر اکثریت لایرجعون می خواند   همین موارد بالا در طرز نگاه  طرف مقابل یا دشمن ( شیاطین انس وجن = انسان) نیزعمومیت دارد.

 ما میدانیم حتی پیامبران چون ازنوع انسانها بوده اندازوسوسه افتادن درگناه مبرا نبوده اند(ویا ایمان آورندگان که مناجات وادعیه معصومین حاکی ازهمین امراست) نسبت به وسوسه های شیطان کور وکرند .وجالب تر اینکه واقعا نمیشنوند وحتی اگربخواهند بشنوند نمی توانندبه نظرشما چرا؟ پاسخ آن جالب است چون الله نمی خواهد چون الله آنها راانتخاب کرده است  درهرصورت این انسانها مقاومت بالایی درمقابل وسوسه های کور کننده .کر کننده . تحلیل دانایی . تخریب عقلانیت ویا افتادن در راه گمراهی وظلمات دارند وبا کمک  نورازآنها محافظت میشود.انسانهای وارسته با مدد ازنور توحیدو اطاعت از الله و پیامبرانش وکتاب های الهی.بانورتقوی.بانوراسلام (= تسلیم محض بودن) بااستغفاروپناه آوردن به مبداء نور.با نور واصلاح خود وجامعه و......خودرا درمقابل شر محافظت میکنند     

اما در آیه هجده  سوره جن  کتاب الله.محمد ص  فی الفور ازمساجد می گوید

(بدانید که مساجد از آن خداست .همراه با خدا کس دیگری را مخوانید )

 مسجد = جایگاه سجده یا جایی که ما بر آن سجده می گذاریم .نمازمی خوانیم .دعاومناجات را به جامی  آوریم. مسجدالحرام . بیت المقدس . مسجدالنبی .مساجد شهرها .کنیسه ها .دیرها . کلیساها . صومعه ها. آرامگاه امامزاده ها . شهادتگاه معصومین و منبرها وجایگاههای نماز جمعه .جایی که در آنجا قرآن می خوانیم ( دربعضی ازآیات قرآن واجب میشود وبایدما حق سجده را ادا کنیم) واتاق ومکانی که در منزل  در مجالس . درمنزگاههای مسافرتی وهرنقطه دیگری که قادر به اقامه نماز هستیم ودر آنجا نماز می گذاریم **نباید ازغیرالله یاد کنیم . اکیدا ونباید کس دیگری را شریک الله قرار بدهیم .

دراین ایه پیامبرازهشدارخبرمیدهد .کسی که دشمن دین است نمی تواند متولی  اقامه نماز ما بشود .کسی که باحق می جنگد .قتل می کند .امر به قتل بیگناه ومخالفان ناتوان زیردست خود می کند.کسی که دستور میدهد که با کسانی که به اعتراض برای احقاق *حق خود به خیابانها آمده اندبا فرمان قتل رفتاربشود چون در درون با الله می جنگد با حق می جنگد با حرمت آیات الله می جنگد وکسی که امرمی کند با بیگناهان چون گناهکاران رفتاربشود که در واقع حق اورا که (مبرا از گناه بودن) است باطل کرده است کسی که می دانددر جامعه اش حرام وگناه وبی حرمتی به مسلمانان بواسطه سکوت او شیوع می کند  نمی تواند پیشنماز برای امر نماز وسجده بشود.چون هم اینان اولین فریب خوردگان شیطان درجمع نماز گزاران هستند واز شیطان پیروی می کنندواما ازمهمترین عامل  سقوط در راه باطل وشرک وکفر آنست که  نباید از یک انسان زبون وبیچاره که با قدرت اسلحه حرفش را به کرسی می نشاند وبرمردم ظلم میراندوبا شیطنت( که نماد شیطان است) رای میلیونها نفر راغصب می کند  به عنوان الله ویا جانشین الله ویا پیامبر الله یاد بشود .ای ائمه نماز گزار . ای آنها که وعده گاه مردم را با نظامتان روز جمعه قرار داده ایدویا دراعیادعوام  را به دنباله روی ازخود به نمازمستحب فرامی خوانیدو.... آیادرمقابل الله مواظب آنچه می گوییدهستید؟اینکه بگویید  آن کس  یا فلان مقام  جانشین پیامبراست به طورمستقیم خود را  به جای الله خوانده اید( اه ای الله صابر) . چون پیامبررا الله انتخاب می کند وجانشین پیامبر نیز کسی نمی تواند باشد جز پیامبر.

و چرا پیامبرمی گوید در مساجد( سجده گاه ها )ازغیرالله یاد مکنید کسی را به جانشینی الله مخوانید ( ای وای برما).بی دلیل نیست اگراین کلام اززبان پیامبردرسوره ( جن ) آمده است .چون انسان سالم .انسان مومن .انسان مسلم  اگر اظهار بکند درقلب وبه زبان اگرابرازبکندویا با چنین نیتی در مسجد حضور بیابدویا درتنهایی وجمع و معترف بشود به چنین  شرک وکفری دچار جنون یا جن زدگی میشود . جن .جنون .مجنون .ببینید چه مسئله بزرگ دینی در سوره جن  آمده است .

اگر توسط کسی درمساجد ازغیرالله یادبشود نشان ازضعف ایمان ویقین وتردید داشتن ازوجود الله(چون خودرا پاک میداند)  وقدرت  مسخ  اعمال شده  جن برانسان ضعیف النفس  است که در آن مکان برانسان جنون عارض میشود .ازعلائم صداقت درچنین آیه وکلام پیامبرهمین بس است که  رهبر؟وپیشنمازان وائمه جمعه  حامی حکومت اودر مکانی  به نام مسجد بیایند وبا بدعت هرحلالی را برمردم حرام بکنند نماز .حج .وعبادات الهی را (به بهانه حفظ نظام ؟)وهرحرامی را بر مردم حلال بکنند به همان دلیل.حرام وحلال کردن امور شرع ودین فقط دراراده قدرت الله است.و از سویی دیگر پیامبر غیر مستقیم با ذکر این آیه می گوید که  کافرانی که در مسجد جمعند واورا به کفر می خوانند  دچار جنون یا جن زدگی هستند ..

امر به حصروحبس نمودن ویا زندانی کردن بیگناهان وشکنجه آنها وتجاوز به عنف ازحرامات دین محمد ص است.ونیز به زعم خودش اعتراض عده ای  از مردم که در احقاق حقوق خود محق هستند با منافقین وفتنه زمان پیامبر قیاس بکند(وبااغراق گویی ومبالغه خودرا درمقام پیامبر؟ ببیند) که این چنین مقایسه ای فقط ازالله و قرآن وپیامبر برمی آید چون زمان زمان پیامبرنیست و حکومت اسلامی بعد از حضرت محمدص هرگز به حقیقت وواقعیت تشکیل نشده است  .باید واقف بود به  اینکه اسلام محمد ص  در فقدان محمد ص ( آیه پنجاه ونه سوره نساء وبه تعبیرآیات بعدازآن )حاکمیت یک فرد بر جامعه را رد می کند وفقط در زمان پیامبران است که تشکیل امت اسلامی می تواند تحقق پیدا بکند وبعد ازپیامبران بدلیل انحرافات زیاد در دین   تحقق این امرسرابی بیش نیست .( الله نمی خواهد که این اتفاق بیفتد)

ونیزدراینجا جای تامل است تایید حکم اعدام کسانی که بواسطه اعتیاد به مواد مخدر.فروش مواد مخدر از طریق عاملان نظام به مامور به کارخرید وفروش  شده اند وتوسط نیروهای همین نظام دستگیر شده اندرا حلال خواندن که همه اینها پارا از حق فراتر نهادن است وارتداداست ودر مساجدکسی که( خدای) دیگری غیر الله را  بخواند مرتدو محکوم به جنون جبری است ای ائمه جمعه وای پیشنمازان نظام اصل ولایت زمینی؟ای مبلغان .ای مفسران قرآن .و ای....... آیا شما مواظب احوالات خود هستید ؟.

(همراه با خدا کس دیگری را مخوانید) آن کس دیگر.هیچکس دیگر نمی تواند بشود هیچکس نمی تواند باشد جزجن .پس جن را مخوانید شیطان را مخوانید اگر از جنون می ترسید .چرا ازکسی که شما را به شرک  وبه عذاب جهنم می خواند نمی ترسید؟

 برمنابر مساجدما که مردحق باید برآن تکیه بزند فرد مردد دردین می نشیند ومی گوید فلانی  جانشین ونایب الله در کشورماست .آنکه چنین حرفی میزند جن براوتسلط پیدا کرده است .میگوید فلانی جانشین پیامبر الله است .آنکه چنین حرفی می زند جن براو تسلط پیداکرده است .کسی که خودرا جانشین الله ویا پیامبر الله می داند او هم جن زده یا مجنون  سوره جن است .کسی است که جن را در کالبدش پذیرفته است مامور آتشش را وآتش اورارا باخود به جهنم خواهد برد.

می دانیم تنها موجودی که در عرش خودرا شریک وهمتای الله قرار داد جنی  بود به نام ابلیس  که بعد شیطان همه ادیان شد .جنون .جن زدگی تنها شامل دیوانه های زنجیری . آنکه بی اختیار می خندد .آنکه با وسواس با آب عمری را به طغیان می گذراند نیست .آنکه قران را میسوزاند( چون دین وکتاب پیامبر دین اسلام را رد می کند) اگر پیرو یکی از ادیان الهی باشد . یا کسی که با  نقاشیها وکاریکاتورهایش پیامبران الهی را به تمسخر میگیرد (چون شیطان با اظهار برتری خود بر آدم س غافل از توانایی آدم س او خلقت اورا به تمسخر گرفت)اگر تسلیم به یکی از ادیان الهی باشد.آنکه حاکمیت یک انسان به خدایی را تایید بکند ویا کسی که دیگران را تشویق به فرمانبری ازحاکمیت آن شخص  بنماید (منافقین ) نیز چون ازحکم الله وحرمت به آیات الله پارا فراتر نهاده است وبه مرزطغیان رسیده است با اختیار خود به طور جبری حکم الله براو جاری شده است ودچار جن زدگی  یا جنون شده است اگرچه که کافر نباشد وخود را پیرودین  محمد ص ویا دین مسیحیت .یهودیت ویاهرکدام ازادیان آمده ازطرف پیامبران الهی هم بداند( توجه به این آیه داشته باشید که کسانی که به سخنان پیامبرگوش فرا میداده اند ازمسلمانان ویا کسانی که اورا به پیامبری نپذیرفته اند  بوده اند پس اگریک مسلمان دین مسیحیت یا یهودیت به چنین اقداماتی دست بزند ارتداد ورزیده است ارتداد .مردود شدن ازامتحانات الهی . منسوخ شده و کپی  شده نسل شیطان .مسخ شدن انسان باسکونت جن درکالبد وجسم او برای حاکمیت براعمال .نیات. رفتارها وحتی آرزوهای انسان  .مترادف است با رد شدن وطرد شدن ازمقام انسانیت .ازجوامع دینی واز بهشت .توجه کنید به اینکه شیطان  جن هم ازعرش طرد ورانده شد وبعدا هم به همراه آدم س وحواس از بهشت رانده شد) آیا بازمی خواهید با آتش زندگی کنید؟درحالیکه شیطان دشمن  آشکارودیرینه انسان است 

                                                               به نام خداوند بخشاینده مهربان

( 18-وچون بنده  ( خاص )خدابرای انکه اورا بخواند قیام کرد***( طایفه جنیان گرد اوازدحام کردند که ) نزدیک بود بر سر او فرو ریزند .19-بگو من تنهاخدای خودرا می پرستم واحدی را بااوشریک نمی گردانم 21- بگومن مالک برخیروشرشما نیستم  22-بگو (که اگر خدا برمن قهرکند) ابدا کسی مرا در برابر قهر خدا در پناه نمی تواند گرفت وبه غیراوهیچ گریزگاهی نخواهم یافت  23-تنها ( مامن وپناه من ) ابلاغی از خدا و ( رسانیدن ) پیغامهای اواست . وهرکه نافرمانی خدا ورسول کند البته اتش دوزخ برای اواست ودرآن تا ابدمخلد است 24-(ای رسول باش )تا عذاب موعودرا به ( چشم ) خود ببینند آنگاه خواهند دانست که ( تو و آنها )چه کسی یارانش ضعیف وناتوان تر وسپاهش کمتراست 25-ای رسول بگو من ( خود) ندانم که عذاب موعود شما ( وقتش )نزدیک است یا پروردگارم برای ان مدت ( بسیاری) قرار داده است26-( او ) دانای غیب (عالم) است وهیچکس رابر(عالم) غیب خود آگاه نمی کند 27-مگر پیامبری که خود برگزیده است که برای ( محافظت ) او نگهبانانی از پیش رووپشت سرمی فرستد( تا اسرار الهی را شیاطین به سرقت گوش نربایند) 28-تابدانند که آن رسولان پیغامهای پروردگارخود را (به خلق ) کاملا رسانیده اندوخدا برآنچه نزد ایشان است احاطه کامل دارد وهر چیزی را به عدد شماره کرده است ) آیات پایانی  سوره جن

واما اشتباه دیگرمترجم ( مطمئنا دیگر مترجمان نیز دچار این اشتباه بزرگ شده اند)که با سه ستاره درسطر اول ادامه این قاب آمده است از ازدحام اجنه میگوید که نزدیک بوده است بر سر حضرت محمد ص فروریزند؟ درقاب وارونه قبل  گفته شد که در این سوره ودرآغاز ان از گفتگوی جبراییل با عده ای از اجنه مسلمان وصالح ورساندن این صحبت که بصورت وحی در قران آمده است به روشنی  اشاره شده است افزودن ( علم ورزق وسیع به جای آب) به جن اولین اشتباه بود که در ترجمه  قرآن سوره جن  به نقد ان پرداختیم ومترجم کلمه ( ماء ) که در این سوره آمده بود به معنی ( علم فراوان ورزق وسیع ) تعبیر  کرده بود که  این نوع برداشت منجر به ارتداد است وهمچنین است دراین آیه

(19-وچون بنده خاص خدا برای انکه اورا بخواند قیام کرد طایفه جنیان گرد اوازدحام کردندکه نزدیک بود برسراوفروریزند )

ببینید ای خواننده خوب در آیه هجده سوره جن  مکتوب در قرآن هیچ نامی از اجنه برده نشده است ومن درحیرت هستم که این مترجم چرا از اشخاص یا( گروه  بله گروه جمع کسانی که مخاطب حضرت رسول بوده اند وحضرت بدانها اشاره می کند که جنها هم *چون شما گمان میکردند که الله هیچ  احدی یا کسی را به پیامبری مبعوث نخواهدکرد ) غافل میشود وذ کرنام این گروه را با فراموشی ازترجمه آیه ( هفت همین سوره)به نام اجنه آورده  است سومین اشتباه هم که درتعبیر ومعنی  آیات این سوره  آمده است آنست که گویی مترجم  آیه هجده راکه خودش ترجمه کرده است نخوانده است (18-ومساجد مخصوص ( پرستش ذات یکتای )خدا است پس نباید با خدا احدی غیراورا بخوانید)؟؟؟؟به نظرمیرسد که این مترجم  با ذکرانکه اجنه اطراف رسول جمع شده اند به  صراحت در ترجمه خود می آورد که حضرت محمد ص درمسجد اقدام به فراخواندن جن کرده است (ترجمه او درآیه نوزده امد )متاسفم  وفراوان متاسف تراز اینکه این کتاب دردسترس میلیونها ایرانی(اه ایرانیان) قرار میگیرد .و ترجمه ایه نوزده  که در بالا آمدنیز یک دروغ دیگر یک ارتداد دیگر از طرف بعضی از اهل کتاب  را برما آشکار می کند .باید گفت جملاتی که اززبان جن مسلمان ویا صالح  آمده بوده است واززبان جبراییل امین به حضرت رسول وحی میشود و حضرت  محمد ص برکافرینی که دراطرافش بوده اند وپیامبری اورا ردمی کنند عرضه می شود دراین آیات ازماهیت بعضی ازانواع جن گفته میشود که آنها مسلمان ( صالح )وغیرمسلمان ( غیر صالح )دارند و........که قبلا درقاب ارتداد ومن امد و توجه بکنید به اینکه قبل ازشروع  آیه شماره هفده  سوره جن تلاوت آیات گفتگو باجنهای مسلمان  باجبراییل تمام گشته است. وبعد جبراییل آیاتی دیگرمیاوردکه پیامبربرای دفاع درمقابله با موضع مخالفان درمسجد برمیگردد واین آیه می آید که درمسجد فقط ازالله یاد بشود وخواندن غیر الله هم که باید عاملی برای نزول شیطان بشود نیزمی آید (که با خواندن دیگری به جای الله درواقع شیطان درآنجا حضور پیدا میکند درمسجد. و جنون  برآن خواننده غیرالله حادث میشود) وان آیه نیز پایان می یابد 

 واما گروه؟ خواننده خوب اگر الله منظورش ازامدن جمع (گروه) اشاره به جن بود می توانست  وقادر بی نهایت  بود که  اشاره کند به نام گروه اجنه . و در موقع اقامه نماز حضرت در ان مقطع زمانی  که خودش به این( گروه ) که گروه کافرانی هستند که بعلت ازدیاد نفرات گرد حضرت جمع میشوند بطوریکه نزدیک بوده حضرت  زیر دست وپای آنها برود میگوید.وقبل از آن رسول اکرم این  آیه را می خواند ومی گوید از طرف الله که (غیر ازالله در مساجد کس دیگری را نخوانید) این از ارتداد است که بگوییم بعد ازآمدن این آیه در مسجد اجنه گرد ایشان جمع شدند یعنی حضرت در موقع نماز غیر الله (شیاطین )را صدا زدند که آنها ( اجنه ) بدیشان هجوم بیاورند ؟واقعا متاسفم

 به عقیده من وبا تامل درآیات بعد دلیل اینکه کافران برگرد ایشان ازدحام می کنند برای اینست که به ایشان اثبات  بکنند که نفراتشان زیاد است ومحمد ص درمیان انها تنها میماند(ودرایه ای از این سوره این ادعای کافران که مدعی ازدیاد وکثرت درجمع خود بودند نیز میآید)  .ودر ایات بعد سخنان حضرت  به این کافران ادامه می یابد که ( من فقط پروردگارم را می خوانم واحدی را شریکش نمی سازم.)  که خلاصه آن یعنی من پیرودین کفر نمیشوم.وچه جالب می گوید (من مالک زیان یا هدایتی برای شما نیستم ).تصورش را بکنید آیا حضرت این سخن را به جن می گوید .؟

بگواگرنافرمانی کنم هیچکس مرا در برابرمجازات خداوند پناه نمی دهد وپناهگاهی جزاو نمی یابم .تنها وظیفه من ابلاغ پیام الهی است ورساندن رسالات او است پس هرکس نافرمانی خدا وپیامبرش نماید اتش جهنم از آن اوست وجاودانه در آنجا خواهد ماند .

ببینید در این آیات محمد ص  به این گروه کافر چه میگوید محمد نبی س بدانها از الله میگوید وازمجازات کافران .وآنکه کافران پناه خوبی در مقابل با قدرت بی انتهای الله نیستند وچگونه متصور میشود که ایشان در مسجد دچار کفربشوند؟

این آیه گویای آنست که کافران ( با احاطه حضرت)در این زمان اورا به فرمانبری ازدین کفر می خوانند .وحضرت باتلاوت آیات دیگر این مسئله را دلیل احاطه خودرا توسط کافران بازگو می کند .دین کفررا رد می کند واینکه جز الله را نمی خواند وجز الله پناهی نداردرابطور صریح بازگو می کند این کافران در مسجد به پیامبر دعوت به کفر می کنند در مسجد .بعد از این آیه از ادامه  کفرهمین گروه کافردر طول سالهای آینده تاریخ اسلام محمد ص می گویدواینکه کافران روزی خواهند دید که  با آنکه تعداد آنها بیشتر است یاوری  ندارند.وخواهند دانست چه کسی درمقابل ایمان آورندگان به الله . یاورش ضعیف تر ونیروهایش کمتر است ؟ محمد ص در مقابل گروهی از کافران از دین خود دفاع می کند وبه ابلاغ ودعوت می پردازد این چگونه است که  یک مترجم بیاید از ازدحام اجنه گرداگرد حضرت بگوید درحالیکه محمد ص  با نزول آیه مبری از فرا خواندن شیطان وغیر الله درمسجد شده است ( چون پیامبر این آیه را به کافران  میرساند یعنی آنکه من از این  قاعده مستثنی هستم .میگوید مخوانید  نمی گوید من پیامبرمخوانم .پیامبری مصون ازگناه شرک) وترجمه این آیه نیز ارتدادمطلق است برای نویسنده اش .وعجیب است که در آیه بیست وهشت همین سوره از احاطه آنچه  نزد

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA                                       بسم الله الرحمن الرحیم

                                           رویاهای صادقه قاب وارونه (ارتداد ومن)

با نام آنکه سلام را آفرید به توسلام می کنم

(به نام خداوند بخشاینده مهربان .0 1-در میان ما هم افراد صالح است وهم افراد نا صالح .11-مایقین داریم  که نمی توانیم خداوند را در زمین عاجز کنیم واز دست او بگریزیم12-ما هنگامی که سخنان هدایت آمیز را شنیدیم به آن ایمان آوردیم پس هرکس به پروردگارش ایمان بیاورد نه از نقصان پاداشش می ترسد ونه از ظلم .13-برخی از ما تسلیم خداییم وبرخی ظالم .پس هرکس تسلیم خدا بشود بدون شک خود را در راه رشد رهاکرده است .14-واگر در راه ایمان صبر واستقام بورزندما آنهارا با آب فراوانی سیراب می کنیم .15-تا آنها را امتحان کنیم  پس هرکس ازیاد پروردگارش روی بگرداند اورا به عذاب سختی گرفتار می سازد.16-بدانید که مساجد از آن خداست .همراه با خدا کس دیگری را مخوانید .17- چون بنده خداازعبادت برمی خواست واو ( الله) را می خواند گروهی به دورش حلقه می زدند 18-بگو. من فقط پروردگارم را می خوانم واحدی را شریکش نمی سازم .) آیاتی از سوره جن.قرآن کریم

*می بینید که بحث ومجادله ما بامدد از قرآن وبا تامل در سوره جن بواسطه اهمیت آن همچنان ادامه دارد .

بایدگفت سوره جن خاص  به دلیل تاثیر  جن  در روح وجسم کافران  وکسانی که به شرک گرایش دارند برمحمد ص نازل شده است .واز چهره تمام عیار وقدرتمند جن که مظهر زشتی وباطل است آشکارا سخن می گوید.

واما درآیه چهارده این سوره ازنوشاندن آب به جن صحبت می شود وآب فراوانی که گقتیم بعد از نوشاند آن به جن درماهیت جن تاثیری بزرگ وشبیه به معجزه انجام میدهد موجود جدیدی که بانوشاندن آب چون انسان وملائک ازامتیازات برتری نسبت به همنوعان (جن)غیر مسلمان وغیرصالح برخوردار میشودوچون محل زندگی  جن بین زمین وآسمان است اواجازه می یابد با ترکیبی که با افزایش آب دراو بوجود آمده واورااز حالت فراربودن به میعان یا ترکیبی ازدوعنصر مخالف ومتضاد باهم (آتش و آب) دارای وزن و مهلت حق زندگی بهتر وازنظر محبوبیت دردرجه بهتری از همجنسان(فقط  آتشین) مزاج خود درزمین بشود.  

برای تعبیر شباهت این آیه به تغییری دریکی ازمواد سوخت به صورت گاز مورد مصرف بشرمثال زده شد گازی آتشین کام که می توان آنرا بصورت مایع درآورد. وتقریبا با تجربه چنین  روشی درسوره جن  با افزودن آب فراوان به جن به تغییر وانقلا ب درخلقیات وماهیت  جن نیزاشاره شده است  این جن با طبیعتی آتشین  باید ازاین آبی که ازآن سیراب شده است برای مبارزه با آتش  درونی خودش ونیز با آتش همجنسان شر طلبش که ما از این به بعدآنهارا دشمن این جن می خوانیم بهره ببرد .این جن از دوحالت برای دفاع ومحافظت از این آب می تواند استفاده بکند یک .در مقابل عصیان درونی خود مقاومت نشان بدهد .دو در مقابله با آتش بیرون یا باید از آتشهای بزرگتری که قدرت مقاوت دربرابر شان را ندارد دوری کند  ویا روش انزوا را انتخاب بکند .این دوروش  را ما درمورد انسان هم درمقابل دشمنان خارجی یک با  طرد شیاطین انس وجن .ویا روش تقوی پرهیز ازگناه( بی اعتنایی وانزواگرفتن ازمحیط گناه) می توانیم آشکارا ببینیم .محافظت ازآبی که به جن هدیه شده است یعنی دفاع ازمقام بلندی که باید درآن موقعیت به تعالی بیندیشد ( مثل انسانی که گناه اوبخشوده شده وباید که عزم خود رابرای برتری بیشتر جزم بکند). وبا پذیرش جنگ باوسوسه های درونی  وبرونی  ازخود ایستادگی نشان بدهد .ببینید این شباهت بین مبارزه انسان وجن با دشمن به فضیلت بهره بردن ازآب به جن الحاق شده است این آب یک مانع  پوشاننده  تدافعی است در برابرعصیان آتش درون جن که خود عامل اولین عامل آنست .یا بهتر بگوییم بصورت عادت درجن نهادینه شده است عادتی که ازعرش بااوبه زمین آمده است خودرا فریفتن .دیگران را باوسوسه فریب دادن ودراوج وسوسه عصیان کردن .اوازمیان دوراه آوارگی مابین زمین و آسمان و یا پذیرش ایمان وتوحید زندگی برتر را با قبول آب به عنوان یک پرده یا حجاب  راه دوم را انتخاب کرده است .زندگی نسبتا بیگانه با آن جن مطرود .

   اماامروز من می خواهم در ادامه بحث ومجادله ارتدادونقد این سوره بازبا توهمراه بشوم  .قرآن درآیه پانزده  سوره جن هدف از افزودن آب فراوان را اینگونه توجیه می کند برای اینکه  جن صالح ومسلم در ایمان( صبر واستقامت در ایمان) امتحان بشوداورا ازآب سیراب می کنیم .به نظر توای خواننده این جن های با ایمان که ازهویت  دیرین خود منفک وبیگانه شده اند چگونه امتحان میشوند.خوب جن کارش وسوسه ایجاد کردن است و حسادت . نفاق ( نیت منافقین را به یاد داشته باشید)ودر یک کلام شربه پا کردن است علی الخصوص جن شیطان.که ماهیت آتشین خود راحفظ کرده است وما می دانیم فرمان شیطان دعوت به خدایی خودش است پس هرچه جایگزین حق درطعمه یا انسان فریب خورده بشود دروغین وباطل است وبرانسان حرام است بالعکس آنچه ما ازالله می دانیم و از صداقت  وراستی وحق  است  .اگر این جن بتواند برحسهای مخرب و ضد الهی درونی تسلط پیدا بکندودرواقع ازدرون باهویت آتش ذاتی خودیا ادامه سرشت قدیمی خود بجنگد( دیگرازاتش خود برجسم هیچ موجودی  ندمد) ویا در حالتی دیگرمقاومت نشان بدهد او توانسته است سرفرازازامتحان خارج بشود.استفاده هدف دار وقابل کنترل ازجن آتش برای  احرازتوانایی همزیستی باخاکیان با انسانها وشاید فیض برخورداری از ارتباط مجدد باجهان کائنات .وسیله جنگی آنها ( شیاطین آتش)هم یورش بردن وخشکاندن وتسریع درسوزاندن سریع این جن خنثی شده است پس او بایداز تبخیر این آب  اهدایی جلوگیری ومانع بشود  بامجاورت او با آب وانسان ( که هرجا آب است پس انسان هم هست وانسان  تعلیم دیده تعاایم الهی است ویا بواسطه اشتراک آب در دو موجود ملائک وانسان به حد وفور)بهترین نتیجه را به این جن میدهد که در ادامه تغییر جدید خود ثابت قدم باشد .

  توجه کنید به این مقایسه  به اینکه یک سیلندر گاز مایع  یا  یک فندک در مقابله با گازی که مستقیما از چاه های گاز نشت میشودویا از شعله هایی که حرارت بیشتری دارند  وشعله هایشان بسختی قابل کنترل است چه مقاومتی داشته باشد مسلمااین سوخت بسیار بی دفاع خوهد بود پس بهترین روش زندگی برای این جن می تواند همان دوری از همجنسان  خود باشد مثل باروت در کناراتش که یک مصیبت را ایجاد می کند ویا گازوییل در کنار شعله اتش ویا مثال بالا.برای جن نسل دوم  همان بهتر که بتواند باقبول این ماهیت جدیددر سرنوشت دیگر همجنسان غیر صالح خود تاثیر گذار بشود .

  سوره آتش  یا جن سوره ای است  که ما را در شناخت من ( شیطانی ) و مخلوقات دیگرالله یاری بسیار میرساند .وباز در دنیای مقایسه ها نوع خا لص این آتش که ازامتحانات ومقاومت با سر بلندی خارج شده است رامن در تشابه به اسپری ها .عطرها .ادوکلن ها و مواد مایع خوشبوکننده وروغنهای معطر ارجاع می دهم که این آتشها توانسته اندازصورت  ا لکل وگازهای خاص ویاگازوییل وروغ که از مشتقات این گروهند  وبصورت مایع وفابل  مصرف بشر در بیایند پس جن هم می تواند به انسان خدمت کند بدون آنکه انسان را دجار شرک وکفر ویا ارتداد بکند  تغییردر آتشی درون مایع .خوشبو محلول درآب  ودر کنار انسان .سرانجام این جن چون آغاز خلقت که قبل از انسان در عرش  تولد یافته است  قبل از انسان زمین را ترک خواهد کرد و موجودی  بی خطر ودوست داشتنی .دربهشت سکونت خواهد گرفت  وجنی که از یاد الله غافل بشود ازمیان آن جنهایی که با آب سیراب شده اندونتواند از میان جدال با طبیعت وماهیت جدید خود با سرافرازی خارج بشودهمانا او هم قبل از انسان . انگونه که قبل از انسانها خلق شد قبل از انسانهای جهنمی هم به جهنم روانه خواهد شد . وهم این ( جنها) شیطانها هستند که آتش را برای فریب خوردگان شیطان مهیاوسوزان خواهند کرد .گاهی با قرآن  دوست بودن فاصله ها را با الله محومی کند.ترکیب جدید جن(آتش  باآب)سرنوشتش از دوحال خارج نیست یا روانه بهشت میشود یا وارد جهنم .وطبق انچه ما در ادیان الهی باید بطور جبرا بپذیریم ما تابع حد وسط در دین نمیشویم یا کافر ومشرک  ویا ازاهل توحید خواهیم بود یاخیر خواهیم بود یا شر .یا از نور خواهیم بود یا از تاریکی وظلمات .جن هم  درانتخاب راه با انسان  سرنوشت مشترکی دارد .

اما ای خواننده خوب  به نظر تو چه کسانی جن را از آب سیراب خواهند کرد به آیات بالا مراجعه کنید آیه  چهارده وهمچنین آیه پانزده را بخوانید اشاره شده است به جمع  .به ضمیر( ما).خوبست برگردیم به موقعیت زمانی که این سخنان که جبراییل س برای حضرت محمد ص بصورت وحی آورده است.  .و جبراییل ازجمع (ما )برای محمدص میگوید ما به جن آب فراوان می نوشانیم  .ما جبراییل س وملائک ومطمئنا به اراده الله  .الله انتخاب کننده جن.

در اینجا نیز باید گفت انتخاب انسانی به نام پیامبر یک کلی گویی است برای دیگر موجودات که آنها نیزازطرف الله برای یاری دین انتخاب میشوندمثل جن .واگرقرآن را بابصیرت بخوانیم این جنهایی که باآب سیراب شده اند چگونه با امرالله درخدمت پیامبران بوده اندکه درقران به یاری حضرت محمد ص ازطرف این نسل جدید جن  آیاتی نیزآمده است واین آیاتی که درموارد کمک اجنه به پیامبر دین ما آمده درواقع  یک کلی گویی رادرامر یاری جن به کلیه پیامبران  بیان میکند اگر بدانیم.

 بیان اینکه جن از دوطریق مشابه طریق انسان در میارزه با شیاطین استفاده  می بردیک طردوراندن آتش خالص وناب ( شیطان جهنمی) ویا طریق دوری به شکل انزوا( حضور پیدانکردن درجمع شیاطین جهنمی) هم برای انسان  عمومیت پیدا می کند یک طرد حریف قدرتمندتر ازخود یاحاکمیت مفسد .یا کسی که برراس اموراوست ویا وسوسه هایش برای تشویق اوبه ارتکاب عمل حرام وباطل جذاب تر است یا  راه دوم خودرا ازامورحاکمیت واز اموری که مفسدان وگناهکاران دران نقش عام دارند دور کند .واما یک مورد را هم که قران بارها در اکثریت سوره های خود بصورت مکرراعتراف وبیان کرده است .و آن مسئله مربوط با بینش مشرکین وکافران است که الله آنها را کور .کر . لایعلمون .لا یعقلون . ودر اکثریت لایرجعون می خواند   همین موارد بالا در طرز نگاه  طرف مقابل یا دشمن ( شیاطین انس وجن = انسان) نیزعمومیت دارد.

 ما میدانیم حتی پیامبران چون ازنوع انسانها بوده اندازوسوسه افتادن درگناه مبرا نبوده اند(ویا ایمان آورندگان که مناجات وادعیه معصومین حاکی ازهمین امراست) نسبت به وسوسه های شیطان کور وکرند .وجالب تر اینکه واقعا نمیشنوند وحتی اگربخواهند بشنوند نمی توانندبه نظرشما چرا؟ پاسخ آن جالب است چون الله نمی خواهد چون الله آنها راانتخاب کرده است  درهرصورت این انسانها مقاومت بالایی درمقابل وسوسه های کور کننده .کر کننده . تحلیل دانایی . تخریب عقلانیت ویا افتادن در راه گمراهی وظلمات دارند وبا کمک  نورازآنها محافظت میشود.انسانهای وارسته با مدد ازنور توحیدو اطاعت از الله و پیامبرانش وکتاب های الهی.بانورتقوی.بانوراسلام (= تسلیم محض بودن) بااستغفاروپناه آوردن به مبداء نور.با نور واصلاح خود وجامعه و......خودرا درمقابل شر محافظت میکنند     

اما در آیه هجده  سوره جن  کتاب الله.محمد ص  فی الفور ازمساجد می گوید

(بدانید که مساجد از آن خداست .همراه با خدا کس دیگری را مخوانید )

 مسجد = جایگاه سجده یا جایی که ما بر آن سجده می گذاریم .نمازمی خوانیم .دعاومناجات را به جامی  آوریم. مسجدالحرام . بیت المقدس . مسجدالنبی .مساجد شهرها .کنیسه ها .دیرها . کلیساها . صومعه ها. آرامگاه امامزاده ها . شهادتگاه معصومین و منبرها وجایگاههای نماز جمعه .جایی که در آنجا قرآن می خوانیم ( دربعضی ازآیات قرآن واجب میشود وبایدما حق سجده را ادا کنیم) واتاق ومکانی که در منزل  در مجالس . درمنزگاههای مسافرتی وهرنقطه دیگری که قادر به اقامه نماز هستیم ودر آنجا نماز می گذاریم **نباید ازغیرالله یاد کنیم . اکیدا ونباید کس دیگری را شریک الله قرار بدهیم .

دراین ایه پیامبرازهشدارخبرمیدهد .کسی که دشمن دین است نمی تواند متولی  اقامه نماز ما بشود .کسی که باحق می جنگد .قتل می کند .امر به قتل بیگناه ومخالفان ناتوان زیردست خود می کند.کسی که دستور میدهد که با کسانی که به اعتراض برای احقاق *حق خود به خیابانها آمده اندبا فرمان قتل رفتاربشود چون در درون با الله می جنگد با حق می جنگد با حرمت آیات الله می جنگد وکسی که امرمی کند با بیگناهان چون گناهکاران رفتاربشود که در واقع حق اورا که (مبرا از گناه بودن) است باطل کرده است کسی که می دانددر جامعه اش حرام وگناه وبی حرمتی به مسلمانان بواسطه سکوت او شیوع می کند  نمی تواند پیشنماز برای امر نماز وسجده بشود.چون هم اینان اولین فریب خوردگان شیطان درجمع نماز گزاران هستند واز شیطان پیروی می کنندواما ازمهمترین عامل  سقوط در راه باطل وشرک وکفر آنست که  نباید از یک انسان زبون وبیچاره که با قدرت اسلحه حرفش را به کرسی می نشاند وبرمردم ظلم میراندوبا شیطنت( که نماد شیطان است) رای میلیونها نفر راغصب می کند  به عنوان الله ویا جانشین الله ویا پیامبر الله یاد بشود .ای ائمه نماز گزار . ای آنها که وعده گاه مردم را با نظامتان روز جمعه قرار داده ایدویا دراعیادعوام  را به دنباله روی ازخود به نمازمستحب فرامی خوانیدو.... آیادرمقابل الله مواظب آنچه می گوییدهستید؟اینکه بگویید  آن کس  یا فلان مقام  جانشین پیامبراست به طورمستقیم خود را  به جای الله خوانده اید( اه ای الله صابر) . چون پیامبررا الله انتخاب می کند وجانشین پیامبر نیز کسی نمی تواند باشد جز پیامبر.

و چرا پیامبرمی گوید در مساجد( سجده گاه ها )ازغیرالله یاد مکنید کسی را به جانشینی الله مخوانید ( ای وای برما).بی دلیل نیست اگراین کلام اززبان پیامبردرسوره ( جن ) آمده است .چون انسان سالم .انسان مومن .انسان مسلم  اگر اظهار بکند درقلب وبه زبان اگرابرازبکندویا با چنین نیتی در مسجد حضور بیابدویا درتنهایی وجمع و معترف بشود به چنین  شرک وکفری دچار جنون یا جن زدگی میشود . جن .جنون .مجنون .ببینید چه مسئله بزرگ دینی در سوره جن  آمده است .

اگر توسط کسی درمساجد ازغیرالله یادبشود نشان ازضعف ایمان ویقین وتردید داشتن ازوجود الله(چون خودرا پاک میداند)  وقدرت  مسخ  اعمال شده  جن برانسان ضعیف النفس  است که در آن مکان برانسان جنون عارض میشود .ازعلائم صداقت درچنین آیه وکلام پیامبرهمین بس است که  رهبر؟وپیشنمازان وائمه جمعه  حامی حکومت اودر مکانی  به نام مسجد بیایند وبا بدعت هرحلالی را برمردم حرام بکنند نماز .حج .وعبادات الهی را (به بهانه حفظ نظام ؟)وهرحرامی را بر مردم حلال بکنند به همان دلیل.حرام وحلال کردن امور شرع ودین فقط دراراده قدرت الله است.و از سویی دیگر پیامبر غیر مستقیم با ذکر این آیه می گوید که  کافرانی که در مسجد جمعند واورا به کفر می خوانند  دچار جنون یا جن زدگی هستند ..

امر به حصروحبس نمودن ویا زندانی کردن بیگناهان وشکنجه آنها وتجاوز به عنف ازحرامات دین محمد ص است.ونیز به زعم خودش اعتراض عده ای  از مردم که در احقاق حقوق خود محق هستند با منافقین وفتنه زمان پیامبر قیاس بکند(وبااغراق گویی ومبالغه خودرا درمقام پیامبر؟ ببیند) که این چنین مقایسه ای فقط ازالله و قرآن وپیامبر برمی آید چون زمان زمان پیامبرنیست و حکومت اسلامی بعد از حضرت محمدص هرگز به حقیقت وواقعیت تشکیل نشده است  .باید واقف بود به  اینکه اسلام محمد ص  در فقدان محمد ص ( آیه پنجاه ونه سوره نساء وبه تعبیرآیات بعدازآن )حاکمیت یک فرد بر جامعه را رد می کند وفقط در زمان پیامبران است که تشکیل امت اسلامی می تواند تحقق پیدا بکند وبعد ازپیامبران بدلیل انحرافات زیاد در دین   تحقق این امرسرابی بیش نیست .( الله نمی خواهد که این اتفاق بیفتد)

ونیزدراینجا جای تامل است تایید حکم اعدام کسانی که بواسطه اعتیاد به مواد مخدر.فروش مواد مخدر از طریق عاملان نظام به مامور به کارخرید وفروش  شده اند وتوسط نیروهای همین نظام دستگیر شده اندرا حلال خواندن که همه اینها پارا از حق فراتر نهادن است وارتداداست ودر مساجدکسی که( خدای) دیگری غیر الله را  بخواند مرتدو محکوم به جنون جبری است ای ائمه جمعه وای پیشنمازان نظام اصل ولایت زمینی؟ای مبلغان .ای مفسران قرآن .و ای....... آیا شما مواظب احوالات خود هستید ؟.

(همراه با خدا کس دیگری را مخوانید) آن کس دیگر.هیچکس دیگر نمی تواند بشود هیچکس نمی تواند باشد جزجن .پس جن را مخوانید شیطان را مخوانید اگر از جنون می ترسید .چرا ازکسی که شما را به شرک  وبه عذاب جهنم می خواند نمی ترسید؟

 برمنابر مساجدما که مردحق باید برآن تکیه بزند فرد مردد دردین می نشیند ومی گوید فلانی  جانشین ونایب الله در کشورماست .آنکه چنین حرفی میزند جن براوتسلط پیدا کرده است .میگوید فلانی جانشین پیامبر الله است .آنکه چنین حرفی می زند جن براو تسلط پیداکرده است .کسی که خودرا جانشین الله ویا پیامبر الله می داند او هم جن زده یا مجنون  سوره جن است .کسی است که جن را در کالبدش پذیرفته است مامور آتشش را وآتش اورارا باخود به جهنم خواهد برد.

می دانیم تنها موجودی که در عرش خودرا شریک وهمتای الله قرار داد جنی  بود به نام ابلیس  که بعد شیطان همه ادیان شد .جنون .جن زدگی تنها شامل دیوانه های زنجیری . آنکه بی اختیار می خندد .آنکه با وسواس با آب عمری را به طغیان می گذراند نیست .آنکه قران را میسوزاند( چون دین وکتاب پیامبر دین اسلام را رد می کند) اگر پیرو یکی از ادیان الهی باشد . یا کسی که با  نقاشیها وکاریکاتورهایش پیامبران الهی را به تمسخر میگیرد (چون شیطان با اظهار برتری خود بر آدم س غافل از توانایی آدم س او خلقت اورا به تمسخر گرفت)اگر تسلیم به یکی از ادیان الهی باشد.آنکه حاکمیت یک انسان به خدایی را تایید بکند ویا کسی که دیگران را تشویق به فرمانبری ازحاکمیت آن شخص  بنماید (منافقین ) نیز چون ازحکم الله وحرمت به آیات الله پارا فراتر نهاده است وبه مرزطغیان رسیده است با اختیار خود به طور جبری حکم الله براو جاری شده است ودچار جن زدگی  یا جنون شده است اگرچه که کافر نباشد وخود را پیرودین  محمد ص ویا دین مسیحیت .یهودیت ویاهرکدام ازادیان آمده ازطرف پیامبران الهی هم بداند( توجه به این آیه داشته باشید که کسانی که به سخنان پیامبرگوش فرا میداده اند ازمسلمانان ویا کسانی که اورا به پیامبری نپذیرفته اند  بوده اند پس اگریک مسلمان دین مسیحیت یا یهودیت به چنین اقداماتی دست بزند ارتداد ورزیده است ارتداد .مردود شدن ازامتحانات الهی . منسوخ شده و کپی  شده نسل شیطان .مسخ شدن انسان باسکونت جن درکالبد وجسم او برای حاکمیت براعمال .نیات. رفتارها وحتی آرزوهای انسان  .مترادف است با رد شدن وطرد شدن ازمقام انسانیت .ازجوامع دینی واز بهشت .توجه کنید به اینکه شیطان  جن هم ازعرش طرد ورانده شد وبعدا هم به همراه آدم س وحواس از بهشت رانده شد) آیا بازمی خواهید با آتش زندگی کنید؟درحالیکه شیطان دشمن  آشکارودیرینه انسان است 

                                                               به نام خداوند بخشاینده مهربان

( 18-وچون بنده  ( خاص )خدابرای انکه اورا بخواند قیام کرد***( طایفه جنیان گرد اوازدحام کردند که ) نزدیک بود بر سر او فرو ریزند .19-بگو من تنهاخدای خودرا می پرستم واحدی را بااوشریک نمی گردانم 21- بگومن مالک برخیروشرشما نیستم  22-بگو (که اگر خدا برمن قهرکند) ابدا کسی مرا در برابر قهر خدا در پناه نمی تواند گرفت وبه غیراوهیچ گریزگاهی نخواهم یافت  23-تنها ( مامن وپناه من ) ابلاغی از خدا و ( رسانیدن ) پیغامهای اواست . وهرکه نافرمانی خدا ورسول کند البته اتش دوزخ برای اواست ودرآن تا ابدمخلد است 24-(ای رسول باش )تا عذاب موعودرا به ( چشم ) خود ببینند آنگاه خواهند دانست که ( تو و آنها )چه کسی یارانش ضعیف وناتوان تر وسپاهش کمتراست 25-ای رسول بگو من ( خود) ندانم که عذاب موعود شما ( وقتش )نزدیک است یا پروردگارم برای ان مدت ( بسیاری) قرار داده است26-( او ) دانای غیب (عالم) است وهیچکس رابر(عالم) غیب خود آگاه نمی کند 27-مگر پیامبری که خود برگزیده است که برای ( محافظت ) او نگهبانانی از پیش رووپشت سرمی فرستد( تا اسرار الهی را شیاطین به سرقت گوش نربایند) 28-تابدانند که آن رسولان پیغامهای پروردگارخود را (به خلق ) کاملا رسانیده اندوخدا برآنچه نزد ایشان است احاطه کامل دارد وهر چیزی را به عدد شماره کرده است ) آیات پایانی  سوره جن

واما اشتباه دیگرمترجم ( مطمئنا دیگر مترجمان نیز دچار این اشتباه بزرگ شده اند)که با سه ستاره درسطر اول ادامه این قاب آمده است از ازدحام اجنه میگوید که نزدیک بوده است بر سر حضرت محمد ص فروریزند؟ درقاب وارونه قبل  گفته شد که در این سوره ودرآغاز ان از گفتگوی جبراییل با عده ای از اجنه مسلمان وصالح ورساندن این صحبت که بصورت وحی در قران آمده است به روشنی  اشاره شده است افزودن ( علم ورزق وسیع به جای آب) به جن اولین اشتباه بود که در ترجمه  قرآن سوره جن  به نقد ان پرداختیم ومترجم کلمه ( ماء ) که در این سوره آمده بود به معنی ( علم فراوان ورزق وسیع ) تعبیر  کرده بود که  این نوع برداشت منجر به ارتداد است وهمچنین است دراین آیه

(19-وچون بنده خاص خدا برای انکه اورا بخواند قیام کرد طایفه جنیان گرد اوازدحام کردندکه نزدیک بود برسراوفروریزند )

ببینید ای خواننده خوب در آیه هجده سوره جن  مکتوب در قرآن هیچ نامی از اجنه برده نشده است ومن درحیرت هستم که این مترجم چرا از اشخاص یا( گروه  بله گروه جمع کسانی که مخاطب حضرت رسول بوده اند وحضرت بدانها اشاره می کند که جنها هم *چون شما گمان میکردند که الله هیچ  احدی یا کسی را به پیامبری مبعوث نخواهدکرد ) غافل میشود وذ کرنام این گروه را با فراموشی ازترجمه آیه ( هفت همین سوره)به نام اجنه آورده  است سومین اشتباه هم که درتعبیر ومعنی  آیات این سوره  آمده است آنست که گویی مترجم  آیه هجده راکه خودش ترجمه کرده است نخوانده است (18-ومساجد مخصوص ( پرستش ذات یکتای )خدا است پس نباید با خدا احدی غیراورا بخوانید)؟؟؟؟به نظرمیرسد که این مترجم  با ذکرانکه اجنه اطراف رسول جمع شده اند به  صراحت در ترجمه خود می آورد که حضرت محمد ص درمسجد اقدام به فراخواندن جن کرده است (ترجمه او درآیه نوزده امد )متاسفم  وفراوان متاسف تراز اینکه این کتاب دردسترس میلیونها ایرانی(اه ایرانیان) قرار میگیرد .و ترجمه ایه نوزده  که در بالا آمدنیز یک دروغ دیگر یک ارتداد دیگر از طرف بعضی از اهل کتاب  را برما آشکار می کند .باید گفت جملاتی که اززبان جن مسلمان ویا صالح  آمده بوده است واززبان جبراییل امین به حضرت رسول وحی میشود و حضرت  محمد ص برکافرینی که دراطرافش بوده اند وپیامبری اورا ردمی کنند عرضه می شود دراین آیات ازماهیت بعضی ازانواع جن گفته میشود که آنها مسلمان ( صالح )وغیرمسلمان ( غیر صالح )دارند و........که قبلا درقاب ارتداد ومن امد و توجه بکنید به اینکه قبل ازشروع  آیه شماره هفده  سوره جن تلاوت آیات گفتگو باجنهای مسلمان  باجبراییل تمام گشته است. وبعد جبراییل آیاتی دیگرمیاوردکه پیامبربرای دفاع درمقابله با موضع مخالفان درمسجد برمیگردد واین آیه می آید که درمسجد فقط ازالله یاد بشود وخواندن غیر الله هم که باید عاملی برای نزول شیطان بشود نیزمی آید (که با خواندن دیگری به جای الله درواقع شیطان درآنجا حضور پیدا میکند درمسجد. و جنون  برآن خواننده غیرالله حادث میشود) وان آیه نیز پایان می یابد 

 واما گروه؟ خواننده خوب اگر الله منظورش ازامدن جمع (گروه) اشاره به جن بود می توانست  وقادر بی نهایت  بود که  اشاره کند به نام گروه اجنه . و در موقع اقامه نماز حضرت در ان مقطع زمانی  که خودش به این( گروه ) که گروه کافرانی هستند که بعلت ازدیاد نفرات گرد حضرت جمع میشوند بطوریکه نزدیک بوده حضرت  زیر دست وپای آنها برود میگوید.وقبل از آن رسول اکرم این  آیه را می خواند ومی گوید از طرف الله که (غیر ازالله در مساجد کس دیگری را نخوانید) این از ارتداد است که بگوییم بعد ازآمدن این آیه در مسجد اجنه گرد ایشان جمع شدند یعنی حضرت در موقع نماز غیر الله (شیاطین )را صدا زدند که آنها ( اجنه ) بدیشان هجوم بیاورند ؟واقعا متاسفم

 به عقیده من وبا تامل درآیات بعد دلیل اینکه کافران برگرد ایشان ازدحام می کنند برای اینست که به ایشان اثبات  بکنند که نفراتشان زیاد است ومحمد ص درمیان انها تنها میماند(ودرایه ای از این سوره این ادعای کافران که مدعی ازدیاد وکثرت درجمع خود بودند نیز میآید)  .ودر ایات بعد سخنان حضرت  به این کافران ادامه می یابد که ( من فقط پروردگارم را می خوانم واحدی را شریکش نمی سازم.)  که خلاصه آن یعنی من پیرودین کفر نمیشوم.وچه جالب می گوید (من مالک زیان یا هدایتی برای شما نیستم ).تصورش را بکنید آیا حضرت این سخن را به جن می گوید .؟

بگواگرنافرمانی کنم هیچکس مرا در برابرمجازات خداوند پناه نمی دهد وپناهگاهی جزاو نمی یابم .تنها وظیفه من ابلاغ پیام الهی است ورساندن رسالات او است پس هرکس نافرمانی خدا وپیامبرش نماید اتش جهنم از آن اوست وجاودانه در آنجا خواهد ماند .

ببینید در این آیات محمد ص  به این گروه کافر چه میگوید محمد نبی س بدانها از الله میگوید وازمجازات کافران .وآنکه کافران پناه خوبی در مقابل با قدرت بی انتهای الله نیستند وچگونه متصور میشود که ایشان در مسجد دچار کفربشوند؟

این آیه گویای آنست که کافران ( با احاطه حضرت)در این زمان اورا به فرمانبری ازدین کفر می خوانند .وحضرت باتلاوت آیات دیگر این مسئله را دلیل احاطه خودرا توسط کافران بازگو می کند .دین کفررا رد می کند واینکه جز الله را نمی خواند وجز الله پناهی نداردرابطور صریح بازگو می کند این کافران در مسجد به پیامبر دعوت به کفر می کنند در مسجد .بعد از این آیه از ادامه  کفرهمین گروه کافردر طول سالهای آینده تاریخ اسلام محمد ص می گویدواینکه کافران روزی خواهند دید که  با آنکه تعداد آنها بیشتر است یاوری  ندارند.وخواهند دانست چه کسی درمقابل ایمان آورندگان به الله . یاورش ضعیف تر ونیروهایش کمتر است ؟ محمد ص در مقابل گروهی از کافران از دین خود دفاع می کند وبه ابلاغ ودعوت می پردازد این چگونه است که  یک مترجم بیاید از ازدحام اجنه گرداگرد حضرت بگوید درحالیکه محمد ص  با نزول آیه مبری از فرا خواندن شیطان وغیر الله درمسجد شده است ( چون پیامبر این آیه را به کافران  میرساند یعنی آنکه من از این  قاعده مستثنی هستم .میگوید مخوانید  نمی گوید من پیامبرمخوانم .پیامبری مصون ازگناه شرک) وترجمه این آیه نیز ارتدادمطلق است برای نویسنده اش .وعجیب است که در آیه بیست وهشت همین سوره از احاطه آنچه  نزد پیامبران  است  توسط الله می گوید وگویا این مترجم سوره راتا پایان نخوانده است .به نظرتوای خواننده آنچه در نزد پیامبران بوده است والله بران احاطه کامل داشته آیا جز ابلاغ ودعوت به دین توحید بوده است؟

ای حکومتگران نفرین شده ( که از طرف الله .ملائک وپیامبران نفرین شده اید)چگونه این کتاب  قرآن بایداز طرف اداره کل نظارت برچاپ ونشر قرآن کریم ( سازمان دارالقرآن الکریم ) بررسی وتصحیح بشود با این همه ارتداد در ترجمه آن وتوسط انتشارات (قدرولایت)اج%Dپیامبران  است  توسط الله می گوید وگویا این مترجم سوره راتا پایان نخوانده است .به نظرتوای خواننده آنچه در نزد پیامبران بوده است والله بران احاطه کامل داشته آیا جز ابلاغ ودعوت به دین توحید بوده است؟

ای حکومتگران نفرین شده ( که از طرف الله .ملائک وپیامبران نفرین شده اید)چگونه این کتاب  قرآن بایداز طرف اداره کل نظارت برچاپ ونشر قرآن کریم ( سازمان دارالقرآن الکریم ) بررسی وتصحیح بشود با این همه ارتداد در ترجمه آن وتوسط انتشارات (قدرولایت)اج%D

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت 9:33 توسط منتظر|

                                             بسم الله الرحمن الرحیم

                               رویاهای صادقه ( قاب وارونه   ارتدادومن )

                                 به همراه رویای واقعی (آتش در ملل)

                                      به نام خداوند بخشاینده مهربان

1-(بگوبه من وحی شده که *گروهی ازجنیان قرآن راشنیدندواعتراف کردندماقرآن شگفتی را شنیدیم2-که به راه رشدوتکامل هدایت می کندمابه آن ایمان آوردیم واحدی را شریک پروردگارمان نمی دانیم3-واینکه بلند مرتبه است مقام پروردگارما .نه همسری دارد ونه فرزندی اختیار کرده است 4- سفیهان مادرموردخداسخنان ناروا می گفتند5-حال آنکه می پنداشتیم آدمیان وجنیان هرگزدرموردخدا دروغ نمی گویند 6-درحالیکه مردانی ازجنس انسان به مردانی ازجنس جن پناه می بردندو آنهاسبب افزایش گمراهیشان می شدند7-آنها همانگونه گمان می کردند که شماگمان میکردید.اینکه خداونداحدی رابه پیامبری مبعوث نمیکند8- حال آنکه ماهمه آسمان را جستجوکردیم و آنجاراپرازنگهبانان نیرومند وشهابهایی چون تیریافتیم9-مادرجاهایی که شنیدن اسراربالا ممکن بود می نشستیم امااکنون هرکه بخواهدگوش بدهد شهابی چون تیررادرکمین خودمی یابد10-وما نفهمیدیم آیابرای اهل زمین شری اراده شده است یااینکه پروردگارشان اراده کرده است به راه رشد هدایت شان کند 11-درمیان ماهم افراد مسلمان است وهم افرادغیر مسلمان ماگروههای مختلفی هستیم 12-ما یقیین داریم که نمی توانیم خداوندرادر زمین عاجزکنیم وازدست اوبگریزیم 13-ما هنگامی که سخنان هدایت آمیزراشنیدیم به آن ایمان آوردیم پس هرکس به پروردگارش ایمان بیاوردنه ازنقصان پاداشش می ترسدونه ازظلم.14-برخی ازماتسلیم خداییم وبرخی ظالم .پس هرکس تسلیم خدابشودبدون شک خودرادرراه رشدآزادکرده است15-اما ظالمان هیزم جهنم خواهند بود16-واگردرراه ایمان صبر واستقامت بورزندما آنهارا با**آب فراوانی سیراب می کنیم 17- تاآنهاراامتحان کنیم پس هرکس ازیادپروردگارش روی بگردانداورابه عذاب سختی گرفتارمیسازد)آیاتی از سوره جن

درقاب وارونه ماقبل ازاین ازعصیان شیطان که ازگروه جن است گفته شدواینکه جن آتش(ابلیس نام)قبل از اباوتمرد ازسجده برآدم توانایی دیدن .شنیدن . درک وبصیرت وعلم درحکمت الهی داشته اما با آغازعصیان او واصراراوبر برتریش برآدم س .الله توانایی درست دیدن و راست شنیدن .درک  اولی و......نیزعقلانیت را ازاوسلب می کند واوبرای ابدازدیدن وشنیدن ولذت ودرک حق واستفاده ازدانش عقلی وفرصت بازگشت محروم میشود .مثل خلقیات شیطان  به مانند یک انسان مشرک وکافر است.که این انسان بعدازآنکه ایمان آورده به کفروشرک گرایش پیدابکندودیگر نتوانددرقیاس تشخیص حق وباطل بینشی داشته باشد .امادربالا همانطورکه خواندید حضرت محمد ص گفته گروهی ازجن را اززبان جبراییل بازگو می کند که

یک – گروهی ازجن بعد زآنکه به قرآن ایمان آورده اندبا جبراییل به سخن می پردازند وجبراییل با وحی حضرت محمد ص را درجریان گفتگوی خود واجنه مومن قرار میدهد (پس  روشن میشود گروهی از جن کلام حق را می شنوند وحق را می بینند و......) یعنی درانتخاب واختیار پیرو مشخصات خاص عنصر آتش یا شیطان نیستندو می تواننددرهویت وسرشت همسان با مشترکات  شیطان نباشند.دو- کل اجنه  ونیز قبل ازاسلام بعضی از آنهادرمورد الله آن آفریدگارهستی سخنان کفرآمیزمی گفته اندوبعضی ازآنها همچنان به بدگویی ادامه می دهند.سه- اعتراف مسلمانان اجنه واقفند به اینکه الله  همسرندارد جانشین یاوارث هم نداردچهار -تصور این جنها را که چون انسان (آدم س)برگزیده الله است وجن ها براو سجده کرده اند اینگونه تلقی میشود انسانهامداوما سخنان درست وراست می گویند ویا چون شیطان به خود فریبی اقدام کرد واز سجده امتناع نمود پس نتیجه وهم اودر امتناع از سجده برآدم س راست ودرست بوده است و همه اجنه  قبل از تسلیم وایمان  به پندار ووهم خود. راست می گفته اند وراستگو یی راازبرتری می دانسته اندچه ازجانب خودشان باشدچه ازسوی الله .البته اشاره میشود که این سخن اززبان یک گروه جن مسلمان بیان میشود . چهار- آیه شماره شش مهمترین بخش سخنان این گروه جن است ودرآن ازارتدادگفته میشود ارتدادگروهی ازانسانها .ودلیل آن این است که درحالیکه نوع  انسان ( که دراینجا مردان را مثال میزند)درآفرینش  وایمان برتری ویژه ای برگروه جن دارد وآگاهی این گروه که بعدازخلقت آدم س ملائک وگروه جن برآدم سجده زده اند اما انسان برای مواردی به گروه اجنه ( پناه ) می برد درحالیکه الله خالق اوست  والله برترین خالق وقدرت حاکم بر مخلوقات است وانسان باید به او رجوع کند ودرحالی بشراینکارراانجام میدهد که الله حامی اوست والله ولی و دوست اوست واوبه جن تکیه می کند واین  رجوع به جن برای انسان برتر یعنی  تنزل ازمقامی شایسته ومنحصر بفرد .یعنی ارتداد.از مقام ایمان به الله سقوط کردن وجن را محق دانستن برای پرستش واتکال.وما می دانیم که جن شیطان نیز خود را محق پرستش ساکنان عرش می دانست.والبته کارگروه جن اگردراختلاف به شیطنت نزدیک تر باشند گمراه نمودن بندگان الله است گروه جن درتطابق با شرک بیشترین عکس العمل را نشان میدهندوازطبیعت نامتعادل درسرکشی وعصیان درمقابل الله وحق برخوردارند.ببینید جن ذاتا ازعنصر آتش آفریده شده است.وانسان از عنصر خاک وروحی که از دم الله است .چرا انسان باید به موجودی رجوع کند که روزی بر مقام او سجده کرده است ؟ مقام برتری انسان آنست که بواسطه مدد از روح الهی خود به مقام اعلی برسد ونه با توکل وتکیه بر جن که درمقام پست قراردارد از اوج  برتری به مقامی پست نزول پیدا بکند اگرچه متاسفانه  حضرت آدم س باهمین وهم به توکل وتکیه برجن فریب شیطان را خورد واز مقام بهشتیان به زمین تبعید گشت . هفت -پندار( وهم) انسانها را با پنداراجنه مقایسه می کند که آنها گروه جن چون ابلیس بر شیطان سجده نکرده است پس الله هم پیامبری آدم س را لغو وتغییرمی دهد تصورش را بکنیدمسلمانانی را که در میان دیگرادیان زندگی بکنند واین گروه مسلمان .دیگرانسانهاراازآمدن پیامبری دیگر( محمدص ) آگاهی ندهند این نوع تصور هردوجن وانسان مرتدسطحی وازارتداداست چرا مشترک .در گروه جن وانسان ؟این سخن پرازصداقت محمدص است به کسانی که از آنها دعوت به تسلیم می کندوآنهاازتسلیم به حق  به بهانه اینکه بعدازادیان مرسوم شده دیگر پیامبری نخواهد آمد ازتسلیم به دین محمد ص سربازمی زنند. در آیه هشت ازسیر درآسمان اجنه واززبان جن میگوید واین نشانه توان بالای حرکت وهرجایی بودن اجنه دارد( فرارندو می تواننددرهرمکانی حاضر باشند)  این فالگوش ایستادن ( که در بعضی ازما انسانها هم بصورت عادت درآمده ودر دنیای امروزاز طریق رادیو .ماهواره . گوشی موبایل . رایانه  وماهواره های فضایی.... شیوع پیدا کرده است)به تعبیری ازمشخصات زشت آنهاست( قبل ازایمان به قرآن .قبل از صالح شدن) با تجاوزبه حریمی که  ورود بدانجا برایشان ممنوع شده است .توانایی فراربودن که انسان فاقد آنست اما بصورتهای دیگربرای گرفتن اخبارازآن  استفاده می کند وانواع  مختلف آن از ارتداداست نه –دانستن ازاسرارعرش که تاقبل ازظهور پیامبری به نام محمد ص  برای آنها کاری معمول می بوده است بعد از نبوت پیامبر اکرم براین مخلوقات متوقف میشود چرا؟به دلیل نزول کتابی به نام قرآن .وظهور دینی که عرصه آن فقط نمایش  قدرت انسان با ایمان است وبس .نمایش حق .نمایش نور. در آیه بعد گروه جن  مظهرشرادعای ظهور دین محمد ص را با پندار ( وهم)منکر میشوند وآنرابه شربرای ساکنان زمین تعبیرمی کنند نمی خواهند باوربدارند که آن حقی که درعرش توسط شیطان نفی شده است اکنون در زمین  واقعیت وجودی پیداکرده است ودر(مقابل)آنهاایستاده است وهم اینان( گروه شر)ازالله به نام پروردگارانسان نام می برند وخود را مخلوق الله نمی دانند کلام آنها از مفاهیمی چون کلام شیطان گرفته شده است .توجه داشته باشید که این گروه بادواظهار نظر متفاوت آمدن دین محمد ص به نام شر ونیز اراده الله برای رشد انسانهابواسطه خیر نمودار وهم وگمان ویقیین درمیان اجنه را بخوبی یادآورمیشود.گروهی که برای هدایت آمادگی دارند آنرابه خیرتعبیرمی کنند گروهی که انکارکننده دین نوظهورمحمدص هستندآنرا به شرتعبیر می کنند این گروه جن با اندیشه مثبت در آیه بعد ی خود رامحق می داننددرمسلمان شدن  ویا مسلمان نشدن (وسعت اختیاروانتخاب وتغییرجبرازآتش بودن را می شناسند)ونیزازوجود گروههای مختلفی ازجن خبرمیدهند.ومن منتظرقبلا درمبحث آتش وانواع آن درمیان شیاطین  برای توای خواننده بسیارگفته ام امااین گروه جن قبل ازهدایت یافتن معترفندما نمی توانیم درزمین درجایی که انسان زندگی می کند (با آگاهی از اینکه مقام انسان برجایگاه جن برتری دارد)الله را ناتوان کنیم  وبگریزیم  باابراز باورکمبودهای خودحاکمیت الله را می پذیرند . این گروه  برتری قدرت  ایمان به  الله را بخوبی میدانندو بعد ازآن ازپاداش دردین می گویندوبه تبلیغ دین الله می پردازند آنها واقفند به آنکه هرکس الله را به حقانیت نشناسد ظالم است ودرجهنم است اززبان جن چنین سخنی واقعا جالب است واما در آخرین آیه بالا از استقامت وصبردرایمان گفته میشود و سیراب کردن اجنه ایمان آورده شده باآب .آب فراوان .آب آبی که می نوشیم نه آبی که درمعانی قرآن  ازنگاه مترجمان به دانش .معرفت و حکمت و....تفسیر میشود.این تفسیر باعث حیرت من شد ازآنجا که ما ( آب جهنده. آب دریا .آب نهر. چشمه آب  ) را که با *کلمه عربی ماء درآیات قرآن آمده در معنی  به فارسی آب می گوییم اما در اینجا آب را بگونه دیگری تعبیر وتفسیر می کنیم چرا؟

  اماباید گفت مفهوم آب دراین آیه سوره جن واقعا آب گوارای نوشیدنی است ونه دانش خداشناسی .معرفت ویاهیچ چیزدیگری.  آب را به آتش نوشاندن  سبب تغییردرماهیت یک جن میشود سبب یک تولد جدیدمجزا ازقرینه ذاتی آتشین (تولد یک روح که می بیند.می شنود.میداند .وتعامل آتش باآب فراوان دراوباعقلانیت دهم می آمیزدوجن وارث آتش به برتری نسبی میرسد)درجهت رشد ودرمقابله بابقیه هم گروهان جن وتغییردرطبیعت ذاتی  عصیانگری بی اراده او که باآب به تعدیل درمی آید. جن آتش مزاج می خشکاند.فقط می سوزاند(این بیان به معنی جهنمی کردن خود وقربانی به نام طعمه یا مشرک یا کافریا گناهکاری که مصربرافراط در گناهان کبیره است) امااگربه الله ایمان بیاورد خلاقیت او با آب دیگرگون میشود.جن مومن اگر بتواندبقا آب را تحمل کند تکامل پیدا کرده است .دوسوم وزن بدن انسان آب است و قسمت اعظم درخت انجیر(عصاره خلاقیت ملائک)هم ازانجیراشباه شده ازآب است.این تغییربزرگ دراندیشه وعمل اجنه مسلمان مترادف است باآزاد شدن درراه رشد.درست برخلاف مسیری که انسانها بامراجعه به جن وپناه آوردن بدانها آن را علنی می کنندوبه سقوط وپستی مقام می رسند  .این سخن یک جن باایمان است برای تلاش ازرهایی از عنصربی بازگشت آتش درحالیکه آب ولوبخاربشودبه زمین بازمیگرددواین آغازی دیگراست برای جن که با اختلاط باآب وظهور موجودی که از بودن به شدن تغییر یافته است وقابلیت زندگی برترپیدا می کند.همانطور که  خاک نیزکه قابلیت سوختن را دارد باسود بردن ازاختلاط واستفاده از آب می تواند راهی بسوی تغییر را  کسب کند . گفتیم که درقرآن کلی گویی زیاد میشود ویکی از این کلی گوییها اینست که مثلا اگر گفته میشود که جن شیطان از عنصر اتشی سوزان رنگین است پس باید این را تعمیم داد به همه اجنه .یا اگر می گوید که جن ابلیس یا شیطان را از عرش بیرون رانده وتبعید کرده است پس باید همین  تبعید را تعمیم دادبه کل اجنه ساکن عرش. یا اگر ازتوبه آدم س می گوید این درواقع یک پیام است به انسانهای آینده که باید از آدم س تبعیت کنند

 جایگاه اجنه وشیاطین همانا بالای جو زمین است چیزی مابین زمین  وآسمان ونه بالاتر وبا دوری ازآب.درحالیکه انسان تبعید شده به خاک درکناراب بقا پیدا می کند.و می بینیم اگر جن از آب مدد بگیرد یاری آب اورا ازآوارگی و تبعید اجباری مابین زمین وآسمان به نقطه آرامش مطلوب در خاک میرساند . نمی دانم آیا آنچه را باید بگویم توانسته ام برایتان بخوبی و وضوح ازحیطه  تصورات خودبه واقعیت قابل درک نزدیک کنم یا که نه .ببینیداجنه هدایت یافته ومسلمان به فضیلت  مدد دارندگان آب (ملائک  )دارای تابعیتی ازسجود میشوند یعنی که درمقابل الله وانسان تسلیم و سرتعظیم فرود می آورند.دراین آیه از آب مظهری برای پایداری درصبر واستقامت دگرگونی انقلابی زندگی یک جن مسلم نامبرده میشود.و.الله اگرچه  می توانست بااختیارات بی نهایت خود از کلام تعلیم .علم وحکمت .بصیرت  و.... استفاده کندامابرای جلوگیری ازانحراف وتحریف دردوگانگی این تعبیرازنام آب استفاده میکند که این آب نوشانده میشودآب پاک درحالیکه درمبحث علم .حکمت و.... چیزی نوشانده نمیشودوتعلم و آموزش علوم دین الهی واحکام ونشانه های آن  ازاغاز درعرش به ملائک واجنه که قبل از حضور آدم در عرش بوده اند عرضه شده وبعد به حضرت آدم فرصت استفاده از این تعالیم وآموزشها داده شده است پس اجنه خود تعلیم معرفت . علوم ماورایی و.... را در عرش اموخته اند واینکه در زمین ما ( ماء ) را بجای تعلیم مجدد به اجنه  در نظر بگیریم کمی گزافه گویی است .در ضمن از دیگر کلی گویی در قرآن از جمع شدن انسانها وگرفتن تعهد وگواه به توحید است . مطمئنا وبی یقین همین تعهد وگواه از ملائک .از اجنه واز زمین و آسمان وهمه موجودات دیگروکائنات  قبل ازآغاز حیات در زمین گرفته شده است و  فقط خاص  انسانهایی که در خطر شرک وکفر قرار دارند ضمن عملی کردن آن درزمین به عنوان حقی که دیگر توسط کافران ومشرکان گفته نشود که پیام نبوت وتوحید را نشنیده اند مرتب به نام ابلاغ ودعوت  تکرار و ادا میشود والبته نوشانده نمیشود بلکه تعلیم داده میشود. واما دراینکه به عقیده من این گفته از زبان جن آمده وجن ادعا کرده به جن مسلم که دراثبات ایمان صبرواستقامت خود پایداری کندآب نوشانده میشود اینکه اززبان خود جبراییل س درهرحال از **امکان تغییر ماهیت جن صحبت شده است . 

 حال  قرار است به مقایسه  جانشینها و تشابه درآفرینش آتش و آب درجهان خاک با دیده بصیرت بنگریم این نوع تغییر  جن سوزان را به یک نوع سوخت فرار ( گاز ) که بصورت مایع در دسترس همه انسانها قرارداردمیتوان تشبیه کرد گازآتشین راکه بصورت مایع در فندک .در سیلندر و...حتی  به شکل لوله کشی تحت کنترل واستفاده مفید ما قرارمیگیرد.یک چیزی مانند خیال در داستانها ی قدیمی جن چراغ جادو .که باافزایش آب ورساندن آب به جن قدرت سوزانندگی آتش اوتضعیف ومهارمیشودوبا شرطی کردن جن میشود از توانایی هرجایی بودن او استفاده برد بله این جن  مومن با آب فراوان میشود یک موجودی که حتی درکنارانسانها زندگی مثمرثمرداشته باشد وبا فرمانبری ازالله درخدمت به آفریدگانش درمسیرتعالی قراربگیرد . در کنار آب بودن .ازآب اشباه شدن .چون گاز مایع .که فقط به اراده خارجی میتوان ازآن بهره برد.آتشی که درتاثیر خنثی شده است .با آب خاموش شده است وتوانایی فرار بودن و تخریب خودرا از دست داه است  . زندگی درآرامشی جاری .

والبته ما نمی توانیم ونباید که حتی به استناد این آیات به فکراستفاده از تواناییهای جن بیفتیم چون اولا انسان قدرتهایی مافوق جن دارد وگفتیم تکیه بر جن او را از راه رشد وتعالی باز می دارد انسان باید به اوج برسد در حالی که جن حتی با ایمان قوی فقط می تواندواگر بتواندخودرا از مهلکه جهنم آسوده خاطر میسازد ودیگر آنکه استعدادهای جن اگرچه ازنظر  توان ازانسان دردرجه پایین تری است کلا درحیطه  قدرت مهاراز اراده انسان خارج است ودرهردوصورت ازمواردبالا ماازحق  ارتدادورزیده ایم.جن بواسطه فرار بودن درهر زمانی خودرا به انسان نزدیک می کند اما نتیجه این نزدیکی تسخیر بر روح انسان و مسخ انسان است وما به آن جنون ویا جن زدگی می گوییم به کسانی که ازعادات ووسواس کهنه رنج می برند توجه کنید این طریقه عادات از تاثیر تسلط وهم  است که ازجن نشات گرفته است.وجالب است بدانید با آنکه انسان برای گشایش به جن پناه می برد اما جن عملا از برآورده کردن خواسته های انسان عاجز است ( که اگر عاجز نمی بود به آدم س حسادت نمی کرد)و آنچه با وهم در ذهن انسان  متصور میشود که بعضی ازخواسته هایش ازطریق ارتباط باجن برآورده شده است متاسفانه باعث ارتدادشخص را بوجود می آورد زیراخواسته اوجزبه تمایل وخواسته واراده الله نورفراهم نشده است.

 دراینجاازهمه مترجمان قرآن درکشورمان درخواست می کنم که متن عربی قرآن را به گمان ونظرخود معنی وبرگردان نکنندودقیقا آنچه را قرآن می گوید به زبان فارسی برگردان کنندشما باید بدانید که وظیفه شما فقط تبلیغ دین قرآنی است ونه روبرو کردن اندیشه خوانندگانتان باتصوراتی که خودتان آنرادرست میدانیدشایدکه چون منی بامطالعه واقعیت آمده درترجمه شماباخود بیندیشدکه چگونه میشودجن خطرناک باسیراب شدن ازآب تبدیل بشود به یک موجود معتدل و بی خطر.وبعد ازعمری درزندان وهم  وآتش بشود جنی درمقام بهشتیان که بایک انتخاب درست به مقام آرامش رسیده است وگفتنی چنین برداشتی آگاهانه مغایراز کلمه واضح وروشن در کتاب الله نیز از ارتداد است .

ویا ازخود بپرسدچرابایددرزیرپای اسماعیل س نبی چشمه زمزم بجوشد .چراآب درکربلای عاشورایی برحسین ویارانش تحریم میشود.چراموسی س دوازده چشمه آب را به پیروانش هدیه میکند .چرابایدحضرت زهراس راکوثردانست؟ چراعلی ع بایدبرسرچاه آب بگرید؟چرا بایدپیامبرمادرکناربرکه آب موجودیت غدیرخم را برای ابد تثبیت کند؟ چرا درلحظه تولد عیسی مسیح  س درکناراو ومادرش باید صدای جریان آب نویدحیات برای زندگان مرده باشد؟چرا پیروان یحیی غسل تعمیدرا اجرا می کنند.چرابایدبرای موسی نیل آبی بزرگ موجد نجات ازدست فرعونیان بشودوچرا همه جنبندگان ازآب خلق شده اند ؟چرا خلاقیت ملائک ازانجیراست که آب اصلی ترین  مایه رشدوبقای آنست؟ وچرا پایه عرش الله درآب استوار است (ومن این را در رویا دیده ام ).آب.آب.

   شایدکه قدرت بصیرت خوانندگاه قرآن شما برای پیداکردن جواب سو آلهایی که کم هم نیستند بتواند راهی درمسیردین برای مهار وسلطه برشیطان درون وبرون پیداکند.

باشماهمراهان ازارتدادمیگویم ازمردودشدن درنور .ازمنسوخ شدن.ملغی شدن وردشدن یک انسان از عالم انسانیت .

واما شما روحانی محترم شما که می پندارید ساکنان بهشت فقط بایدبه زبان عربی سخن بگویند .باگواهی قرآن وجبراییل وحضرت محمد ص صحبت یک موجودساکن درعرش (جبراییل س) رابا گروهی ازجنیان بخوانید به نظرشماجنیان چگونه صحبت می کنند بعیدودور از احتمال  نیست که شمااینرا بدانید .پس چرااصرارداریدمردم را به چیزی بخوانید که خودتان ازصحت آن آگاهی ندارید.آیا می دانید چنین گمان وپنداری ازارتداد است ؟ چرا راه دین را برمردم سخت وناممکن می کنید؟براستی شما در روزهای پریشان احوالی این ملت رنج کشیده  کجا بودید .چرا ما صدای اعتراض شما را نشنیدیم .چرا نگفتید که  سالهاست که مرده اید  وپیرو اسلام دین زنده همیشه تاریخ نیستید .و اگر بدانید. آیا می دانید هرانسان مسلمانی که بررنج ودرد مظلومان در مقابل حکومتی مشرک  سکوت کند حاکم جابررا درظلمش یاری رسانده است؟ چگونه است که شما در مقابل امر حجاب که در اسلام واجب نمی باشد زمین وزمان را به هم می ریزید ولی در مقابل تجاوز به نوامیس مردم اعلام نمی کنید که تجاوز در همه ادیان الهی حرام است . شاید شما هم مثل من به یقین رسیده اید که انچه به نام حکومت ( ولی ) برراس حاکمیت ایران است باطل و مشروعیت دینی  ندارد ؟آری توکجا بودی که آرزوی شنیدن الله اکبر را من بیشتر از زبان تو انتظار می کشیدم تا از زبان مردم شریف ایران .توکجا بودی ؟ ای کاش می گفتی که سالهاست مرده ای مطمئنم قرنهاست که مرده بودی اگرنه چرا باید یک انسان بر ما خدایی بکند قرنها قبل از اسلام اکنون تکرار شده است نمی خواهی چون محمد ص ادعای توحید را در کوی وبرزن این آب وخاک  بیدارکنی. .آه چه قرنها .چه  سالهایی که مردم به امید شما به معجزه اسلام می اندیشیدند. مگر توکجا بودی؟

                                                ******************************    

 واما برمی گردیم به آیاتی که از ارتداد می گویند.مهمترین این آیات در سوره نساء آمده است

(ای اهل ایمان .ازالله اطاعت کنید وازپیامبراطاعت کنیدوازمسئولان اولی در درجه ایمان  ازمیان خودتان را اطاعت کنیدواگرکارتان به نزاع واختلاف کشیداگر به الله وروز قیامت ایمان دارید این حکم را به الله ورسولش باز گردانید ( فقط ازالله وپیامبراطاعت کنید)واین کار برای شما ازهرچه تصورکنید بهترو خوش عاقبت تراست) آیه پنجاه ونه سوره نساء

( آیا بازعجب نداری ازآنانکه گمان ودعوی می کنند که به قرآن تو وکتابهایی  که پیش ازتوفرستاده شده ایمان آورده اندبازمی خواهند طاغوت راحاکم خودگمارند ودرحالیکه مامور بودند به طاغوت کافر بشوندوشیطان می خواهدآنان رابه گمراهی دوراز سعادت و آسایش اندازد . وچون به آنهاگفته شدکه بسوی حکم الله ورسول بازآییدگروه منافقین را ببینی که سخت مردم راازگرویدن به تو منع می کنند)سوره نساء آیات شصت و شصت ویک

 ( بگو من فقط یک هشدار دهنده ام وهیچ خدایی جز خداوند واحد قهار وجود ندارد) سوره ص آیه شصت وپنج

*هشدار.تذکر .یاد آوری واصرارزیادالله وپیامبر به ایمان آورندگان برای آنکه ایمان آورندگان پاراازحق فراترنگذارند.ایمان آورندگان ادیان مختلف الهی .اسلام موسی س .عیسی س و.... فقط اطاعت الله وپیامبر .برای حل هرمشکلی وخارج ازاین آیات عمل کردن ازارتداد است درهمه ادیان. ببینید در اینجا هم به نوعی نزول مقام ایمان آورندگان در زمان اختلاف در صورتی که به کسی  به جز الله وپیامبر رجوع بشود  بیان شده است .فقط الله وپیامبر وواگر پیامبر نبود پیامبر دیگر واگرپیامبر خاتم بود باید به کتاب قرآن رجوع بشود . ونمیشود ایمان آورنده به مقامی پایین تر از الله وپیامبر رجوع کند برای رفع اختلاف ودعوی .که اگر به این کار اقدام بکند از ارتداد است .ایمان آورنده هرگز نمی تواند به مقامی پایین تر تمکین بجوید .این نوع ارتداد نیز درست مثل انسانی که به جن رجوع کرده باشد حاکی از افتادن در سراشیبی سقوط از مقام ودرجه ایمان است.باجلوگیری کردن ازاعمال حاکمیت رای ونظر یک نفر خاص به نام طاغوت برای نادیده گرفتن اطاعت ازرای حق الله وپیامبر الله.توهم اینکه بانادیده گرفتن نور الله ورسالت پیامبر طاغوت  برایمان آورندگان برتری پیدا خواهد کردودین توحیداز بین خواهد رفت (چون امروزایران ما که انسانهایی برتر درایمان بایدبه کسی اقتداء کنندکه درمکان مقام دینی از خودشان پایین تر است عجیب اینکه این شخص خودرا جانشین پیامبر میداندوپیامبرراجانشین الله وتواناییهای یک انسان پیامبر را با تواناییهای الله از هم تشخیص نمی دهند ودرحالیکه الله یکی است و جانشین پیامبر فقط پیامبراست وبس ونه هیچکس دیگر متاسفانه باید بگویم این افراد ازبیماری نفهمی .کوری .کری . کمبود علم فقدان عقل و حتی بصیرت بازگشت به امید رجاء( الزایمر) رنج می برند وفکرمی کنند با تکیه بر ایمان آورندگان تغییری درسرنوشت آنها حاصل میشود)یا اینکه شخص یاعده ای ازاشخاص بااغراض شخصی خودبیایندازچهارچوب حق تخطی کرده وکسی راکه نظراتش به پندارووهم خودشان نزدیکتراست به جانشینی پیامبر؟( که این هم ارتداداست)جایگزین بسازندویک اصل ساختگی وجعلی خارج ازچهارچوب دین توحیدرا برمردم مسلمان تحمیل کنند .این گروه نیزازمشرکان ومنکرین حق خواهند بودوسزاوار عذاب دردناک ویا عده ای دیگرباتطمیع مردم .فریب مردم.سوءاستفاده ازناآگاهی وجهل مردم  آنهارا به اطاعت شخص مورد نظرتشویق کنندکه این تشویق هم ازنوع وجنس منافقین صدر اسلام خواهد بودوسزاوارعذاب دردناک. دو نوع پندار باطل درحداعلای ارتداد درکفر وشرک عریان .در مشابهت رجوع انسان برتر به جن اسفل برای تمکین وتوکل.؟؟؟؟؟مردم با ایمان رجوع کنند به شخصی که مدعای جانسینی پیامبر است ودچار ارتداد است .چه کسی باور می کند که انسانیت دارد راه سقوط وافول خودرا در ایران ماتجربه می کند  ؟

(آگاه باشیدکه دین خالص ازآن خداست .و آنانکه غیرخدارا اولیای خودگرفتند گفتند اینهارا نمی پرستیم مگر برای اینکه مارا به درگاه خدا مقرب بگردانندوخدادرآنچه اختلاف می کننددرمیان آنها حکم خواهد کرد)آیات دو وسه سوره زمر 

(شماراازیک تن آفریدسپس ازجنس اوهمسرش راخلق کردآنگاه هشت زوج ازچهارپایان برایتان بوجود آورد شمارا در شکمهای مادرانتان طوری بوجود آوردکه مرحله به مرحله آفرینش جدیدی می گرفتید آن هم درون تاریکیهای سه گانه .این چنین است خداوندی که پروردگارشماست فرمانروایی مطلق ازآن اوست وهیچ معبودی به جزاونیست باوجوداین چگونه از حقایق منحرفتان می کنند؟)آیه شش از سوره زمر

(هنگامی که بلا ومصیبتی به انسان می رسد پروردگارش را دعا می کند وبه درگاهش انابه وزاری می نماید .انگاه چون نعمتی را از جانب خود به او عطا کند ان دعاها وزاری ها را که قبلا کرده بود فراموش میکند حتی خود نعمتی را هم که به او داده شده فراموش می کند ودیگر برایش عادی میشود .دوباره برای خدا همتایانی قرار می دهد قدرت الهی را به این وآن نسبت می دهد تا مردم را از راه نجات بخش الهی منحرف سازد بگو اکنون چند صباحی از کفرخویش لذت ببر وبهره مندشو که بزودی اهل جهنم خواهی بود  )آیه هشت از سوره زمر

(خداوند مثالی میزندآیا فردی که  مملوک شریکانی است وآنها پیوسته درباره مالکیت اومشاجره می کنند با فردی که تنها تسلیم یک نفر است مساوی هستند ستایش مخصوص خداوند بزرگ است هرچند اکثر آنهادرک نمی کنند) سوره زمر . آیه بیست ونه

 (آیاخداوندبرای بنده اش کافی نیست .حال آنکه کافران تورا ازخدایان دروغینشان می ترسانند بدانکه خداوند هرکس رادرگمراهی بگذاردهیچ هدایت کننده ای نخواهدداشت.) سوره زمرآیه سی و شش  

(آیابه غیر ازخدا شفیعانی انتخاب کرده اند ؟ بگو اگر چه آنها  مالک چیزی نباشند وعقل ودرکی هم نداشته باشند ؟بگو تمامی شفاعت ازخداست فرمانروایی آسمانها وزمین نیزازاوست وسرانجام همه بسوی او باز خواهید گشت )  سوره زمر. آیات چهل وسه وچهل وچهار

(بگو .ای نادانان آیا به من دستور می دهید که غیراز خدارا بپرستم . هم به تو وهم به پیامبران پیش از تو وحی شده است .چنانچه به خداوند بزرگ شرک ورزید تمامی اعمالتات ازبین میرود  که دراینصورت قطعا از زیانکاران خواهید بود .) سوره زمر . آیات شصت وچهار . شصت وپنج

(این کتاب نازل شده ازجانب خداوند قدرتمندآگاه است.همان خدایی که بخشاینده گناهان است همان خدایی که توبه پذیراست همان خدایی که عقوبت سختی دارد .همان خدایی که صاحب کرم ونعمت است هیچ معبودی جزاونیست وسرنوشت همه بسوی اوختم میشود.) سوره غافر . آیات دو وسه

(گویند .پروردگارا تا بحال مارا دوبارمیراندی ودوبارزنده کرده ای اکنون به گناهانمان اعتراف داریم .آیاراه نجاتی هست ؟این عذاب بخاطرآنست که وقتی خداوندبه یکتایی خوانده میشدشما این حقیقت راانکارمیکردید واگربرای خداوند شریک قائل میشدند شما آن را باورمیکردید .اکنون حکم .حکم  خداست .خدایی که بلند مرتبه وبزرگ است.) سوره غافر.آیات یازده ودوازده

( بگوالله را می پرستم ودینم را فقط برای اوناب وخالص می کنم .شماهرچه راخواستید بپرستید .بگوزیانکاران کسانی هستند که به خود وخانواده هایشان در روز قیامت زیان میرسانند آگاه باشید که این یک خسران وزیان واقعی است)

سوره غافرآیه پانزدهم

( اوزنده است.هیچ معبودی جزاونیست فقط اورا بخوانید ودین خودرا برای اوخالص وناب کنید.که ستایش فقط مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است. بگومن نهی شده ام .آن کسانی راکه شما بجای خدا می خوانید بپرستم حال آنکه از جانب پروردگارم برایم دلایل روشنی آمده است ومن مامورشده ام تا سراپا تسلیم پروردگارجهانیان باشم)

سوره غافر . آیه شصت و پنج . شصت وشش

 (آنگاه به آنها گفته شود کجایند شریکانی که برای خدا قائل می شدید؟همان خدایان دروغینی  که بجای خداوند پرستش می کردید گویند آنهاازجلوی چشمانمان ناپدید شده اند گویی اصلا قبل ازاین چیزی را پرستش نمی کردیم .این چنین خداوند کافران را در گمراهی می گذارد )آیات هفتادوسه وهفتادوچهاراز سوره غافر

بگو  چرا نسبت به کسی که زمین را در دو رور آفریده کافرمی شوید ؟ برای اوهمتایانی قرار می دهید .اوپروردگارجهانیان است .) سوره فصلت آیه نه

                                      *************************************

 ورویای صادقه( آتش در ملل)

درفکرم وبیقرارازتفکرعجیبی  که انسان بدان راه حل می گوید از بمباران کشور لیبی درحالیکه مردم بی گناه در زیر این بمبارانها قربانی میشوند وهیچ فریاد رسی ندارندو آن کسی که ظالم در این معرکه است باید در امن وامان بسر ببرد وخود را رهبر این مردم بی دادرس بداند.از آنکه  بسیاری ازمردم کشور ما باید تاوان ( حق مسلم ) عده ای آلوده قدرت باطل را پس بدهند.از اینکه باید همجنس بازی (که من آنرا یک نوع بیماری میدانم  ومانع از ادامه بقا نسل)یک وجه اجتماعی ورسمی پیدا بکند ودر جهان اسلام  محمد به انحاء مختلف بی گناهان در آتش شعله های  قدرت دولتها میسوزند وحاکمان سرمست از ادامه حکومت براریکه قدرت تکیه زده اند ویا در ایران ما چرا باید میلیونها دلار روانه اقتصاد کشورهای دیگر بشود در حالی که برای تجهیز وامکانات  پیشرفته درمانی باید از خارج وبا همت عده ای که به فکر جان مردم هستند ونه بقای حکومت جابر ایران این هزینه ها فراهم بشود وچه بیمارانی که چشم امید به دستان نومید مسئولان که ندارند چرا باید همجنس گرایی  در فرا سویی ازجهان قانونی بشود ولی حق اعتراض من در کشورم مردود بشود. .قرآن راباز میکنم شایدکه آرام بگیرم نمیدانم چه مدت از قرائت قرآن گذشت که رویا مرا با خود برد بی اراده وبا آرامش.آرام . آرام

**درخوابم .اینجا کجاست نمی دانم فقط عده ای را می بینم که صف به صف ایستاده اند مردانی را می بینم که با نشاطند ولباسهای جنگی  چون لباس شوالیه ها پوشانده اند اما کلاهخودبر سر نگذاشته اند تمیز .همه ایستاده اند منتظر کسی یا یک خبرند .من هم در میان انها می چرخم به چهرهایشان نگاه می کنم برایم آشنایند بطوریکه لباس شوالیه هارا برتنشان می بینم باورم نمیشود انها از مردم زمان اکنون ما باشند هواروشن است .روشن .همه انها به آسمان نگاه می کنند وحرفهایی به همدیگر می گویند که من بخوبی نمی شنوم وهر بار می خواهم بشنوم خیلی دیر به کنارشان میرسم . وفقط از انتهای کلامشن می توانم جیزی بفهمم . آنها در حالیکه زبان بیگانه دارنداما من می فههم که دارند چیزی را می گویند که برای من غریبه نیست . آه این کیست . با عظمت وبزرگ سر برمی آورد . چهره اش از خشم  فریاد میزند اما به گونه ای چهره اش را نشان می دهد که من نهراسم .اگرچه من هم کمی هول کرده ام وبشدت می ترسم .اما او بلند میشود می ایستد و با خشم می گوید ((آتش بیاورید .آتش بیاورید)) صدای او با مهابت در آنجا می پیچد . آه از آسمان  رعدوبرق وصاعقه آسمان ورگه های شرر میزند و یکباره همه جا تاریک میشود .همه جا سوخته بود و ان مردان نیز . وآن  که به اهل آسمان فرمان داد آتش بیاورند ( روح ) بود  همان روح سلام دهنده به اهل لیالی قدر.همان دمنده نفس به حنجره مریم س .همان روح .همان روح

وآنانکه دراین آتش زندگیشان خط باطل خورد همانان ساکنان توجیه کننده اشتباهات  درسازمان  ملل متحد بودند .از من گله نکنید که چرا اعضاء سازمان ملل .که من فقط بیننده رویاهای صادقه ام وبس. اه آتش آتشی که آنان را باخود خواهد برد

                                   **********************************

منتظری در انتظار نور

به نام خداوند بخشاینده مهربان .

حم . این قرآن نازل شده از جانب خدای بخشاینده وبا رحمت است . کتابی که آیاتش مشروح است قرآنی فصیح که برای مردم داناست.قرآنی که بشارت  دهنده وهشدار است اما اکثر مردم از ان روی برمی گردانند .انها هیچ حقیقتی را نمی شنوند.گفتند  قلبهای ما در حجاب است و ازآنچه مارا بدان می خوانی غافلیم .گوشهای ما سنگین است حقیقت را نمیشنویم.بین ما وتو پرده ای ضخیم است یکدیگر را درک نمی کنیم پس تو کار خودت را بکن ما نیز مشغول کار خویش میشویم .بگو من فقط انسانی مثل شما هستم با این تفاوت که به من وحی میشود .بدانید که خدای شما یکتاست .پس با تمام وجود تان روی سوی او کنید واز او آمرزش طلبید و وای به حال مشرکان .همان کسانی که زکات پرداخت نمی کنند و آخرت را انکار می نمایند کسانی که به حقایق ایمان آورند وعملکردی نیک وشایسته داشته باشند برای آنها پاداشی جاودانه  مهیاست.)  آیاتی ازسوره فصلت

تو ای خواننده از تو می پرسم به گمان تو زکات عید خودرا به چه کسی پرداخت می کنی؟خمس سالانه ات رابه چه کسی ؟کمی در زندگی  وگذشت عمرودرروز بازگشت معاد  تامل کن .تامل کن.

تیرماه .تیر ماه ..بیگناهان زندانهای ظلمانی تان و رهبران مردم را که  به گروگان گرفته اید آزاد کنید یک بار برای همیشه به  تمامیت جهان ثابت کنید که برای الله کارمی کنید ونه برای دنیا.

خوزستان خاکی رنگ. خاک . غبار .محرومیت و فقر .فساد .گناه .اعتیاد .  بدبختی  از هرنوع بدش هرچه بخواهید رایج شده است . همگانی شده است .دیگر از جان مردم چه می خواهید؟
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 23:54 توسط منتظر|

                                        بسم الله الرحمن الرحیم

رویاهای صادقه

قاب وارونه ارتداد ومن ( = شیطان)

وسلام برتو که با من از مرز آتش سفر کرده ای .به توسلام

(ما نوح را به سوی قومش فرستادیم .اوبه آنها گفت .ای قوم من الله را بپرستید که غیرازاوهیچ خدایی (وفریادرسی) برشما نیست چراازعاقبت عملکردتان پروانمی کنید ؟).آیه بیست وسه ازسوره مومنون

(وبسوی آنها نیزپیامبری فرستادیم تا بگوید .الله را بپرستید که هیچ خدایی ( وفریاد رسی ) جز اوبرای شما وجودنداردچرا ازعاقبت عملکردتان پروا نمی کنید؟) سوره مومنون آیه سی ودو

(خداوندهیچ فرزندی اختیارنکرده وهیچ خدایی با اوهمکاری ندارد اگرچنین بود هرخدایی با مخلوقات خویش بسویی می رفت وبعضی بربعضی دیگرسلطه جویی می کردند وجدال سرمی گرفت .سبحان الله ازآنچه می پندارند. اوخدای نادیده هاودیده هاست وازهرچه شریکش قلمدادمی کنند برتروبلندمرتبه تر است)سوره مومنون آیات نودویک .ونود ودو

(بلندمرتبه است خدایی که فرمانروای حق است هیچ معبودی جزاونیست وپروردگارعرش عظیم است.هرکس باالله خدایی دیگررابخواند نسبت به دعایش هیچ برهانی ندارد وحساب اعتقاد وعملکردش نزد پروردگارش موجوداست بی شک کافران ومنکران حقیقت رستگارنمی شوند)سوره مومنون آیات صدو شانزده  وصد وهفده  

*اجابت نشدن دعا .نشانه کفروانکار یگانگی الله است .آیا کسی که برای الله شریک بسازد .رستگار خواهد شد؟هرگز.

( خداوندبه کسانی ازشما که به حقایق ایمان آورده وعملکردی شایسته دارند وعده داه است که آنها را درروی زمین جانشین دیگران خواهد کردهمچنانکه کسان دیگرراقبل ازآنهاجانشین کرده بودوخدادین و آیینی راکه برای آنهاپسندیده است پابرجاقرارمی دهدوترس ووحشت شان را به امنیت وآرامش بدل خواهد کردتافقط مرابپرستندوچیزی راشریک من قرارندهند واگر کسی بعدازآن به حقایق کافر بشود بدون شک زشت کردارو بدسیرت است .)سوره نور.آیه پنجاه وپنج

(بابرکت وبزرگ است کسی که فرقان رابربنده اش نازل کرد تاهمه جهانیان را نسبت به نتایج عملکردشان هشداردهد.همان کسی که فرمانروایی آسمانها وزمین از آن اوست وهیچگاه فرزندی اختیارنکرده وشریکی برای خود درامرحکومت واداره آفرینش برنگزیده است .خدایی که همه چیزراخلق کرده وتقدیرات هرچیزرادقیقا رقم زده است .اما آنهابه غیرازخدامعبودان دیگری برگزیده اند که توانایی خلق هیچ چیزی را ندارند درحالیکه همه شان مخلوقند ونمی توانند مالک سود وزیان خود باشند .حتی مالک هیچ مرگ وزندگی ورستاخیزی نیستند .) سوره  فرقان آیات یک . دو وسه

*قبل ازاینکه به آیات دیگربپردازم دراینجا از مترجمان کشورمان ایران خواهش دارم که مفهوم واشاره به ترجمه آیه ای از سوره نمل (آیه هشت) را بدینگونه تصحیح بفرمایندکه آنکه درآتش است وآنکه دراطراف آتش است اشاره به الله است  که با برکت عظیم است یعنی آنکه الله درهمه جاهست واین جمله را الله بدلیل بوجود آوردن اطمینان قلب به موسی نبی س می گوید.

*خدایانی برروی زمین بی اراده .مخلوق .ناتوان ازدفع مرگ خویش ودیگران.ناتوان ازخلق زندگی .ناتوان ازممانعت ازوقوع معاد.مخلوق .ببینید چگونه الله خدایان زمینی را تحقیرمی کند. گواه وتعهد فراموش شده یکتاپرستان دراولین روز بعدازخلق انسانها  .قبل از اینکه انسان دچار فراموشی بشود.توچطور ؟ آیاتو این عهد وپیمان را به خاطر داری؟

(به غیرازخداوند چیزهایی را می پرستند که نه نفعی به آنها می رسانندونه آسیبی به آنها می زنند .بدانید که اهل کفر همواره درمقابل پروردگارشان پشتیبان یکدیگرند.) آیه پنجاه وپنج سوره فرقان .

*به نظرشماچراچیزهایی غیرازالله رامی پرستند؟چون نمی بینند ؟چون نمی شنوند؟چون نمی دانند؟ آتش هم نمی بیندوآتش هم نمی شنود .آتش هم ازماهیت خود هیچ نمی داند وشیطان ازجنس آتش است ونمی بیند.نمی شنودوهیچ نمی داند.آیا شیطان موجودی کوربوده است؟ مطمئنا در عرش یک اتفاق بزرگ روی می دهد . شیطان که از مخلوقات جن به شمار میرود .تا قبل از ممانعت از سجده وانکار قدرت خداوند شنوا وبینا و دانا می بوده است واز اینکه قدرت الله را انکار بکند هیچ ابایی نداشته است وازاندیشه  مشرکانه خودهم بازنمی گرددوالله اورا بدلیل گناه آشکار تمرد و طغیان از دیدن نوروحق.شنیدن کلام الله وحرف حق . دانش وبصیرت  برای تمیز حق از باطل وحق اختیاردربازگشت محروم میکند  وبهترین نشانه برای اثبات این عقیده شخصی من منتظر اینست که در آیات دیگر الله بخوبی اشاره می کند که اجنه می توانند قرآن را بشنوندوبه الله  ایمان بیاورند .شیطان هم قبل ازاین عصیان الله را می پرستیده است ( همانطور که ما انسانها قبل از هبوط به الله ایمان آورده ایم) پس کلام الله ومخلوقات عرش را می شنیده وجبروت الله را به چشم میدیده است اوهم موجود دانایی بوده است که به ارتدادگراییده است .بعدازاین ارتداد او موجودی ناتوان سست اراده میگردد. اینست که هرچه بامشرک است وبا کافراست درحال سوختن است ونابودشدنی است .تواناییهایش مضمحل وبی استفاده میماند واگر کسی به او هشدار بدهد .خود را کامل وعاری ازعیوب می داندوالله در قرآن مرتبا اشاره می کند بدانکه یک مشرک ومرتد وکافر نمی شنود . نمی بیند . نمیداند ( لایعلمون.) وکسی که نمیداند ونمیشنود ونمی بیندباانکه کرنیست .کورنیست . مرتب بدو تذکر داده میشود اما نمی اندیشد پس لایعقلون است از شرک وکفر برنمی گردد( لایرجعون)میشود..

اما مهم آنست که یک آتش کوچک می تواندبوجود آورنده یک آتش بزرگ نیزباشد .این همان تداعی حمایت اهل کفرازیکدیگراست که روزی آنقدرزیاد خواهند شد که جهنم را پرخواهند کردازجسم  شعله ورخود.این زندگی درجهنم جاودان سرنوشتی است که ما از دنیا برای آخرت خود تدارک می بینیم .

  (به آنها گفته میشود پس خدایانی که بجای الله پرستش می کردید کجایند؟ آیا می توانند شما را یاری کنند؟ یا حتی خودشان یاری می شوند.؟سرانجام هم معبودان دروغین وهم عابدان گمراهشان به جهنم سرازیر می شوند .همه لشکریان ابلیس نیزچنین سرنوشتی دارند در حالی که با یکدیگر نزاع می کنند می گویند به خداوندبزرگ سوگند که مادر یک گمراهی واقعی بوده ایم .چون شما را معبودان دروغین  را با خدا یکسان می پنداشتیم مارا فقط مجرمان گمراه کردندواکنون هیچ شفیعی وپناهی نداریم.) .آیات نودودو .نود وسه .نود وچهار .نودوپنج.نودوشش .نود وهفت .نود وهشت .نود ونه وصدسوره شعراء

* کسانی که دردنیادرشرک وکفرپشتیبان یکدیگربودنددرحالت نزاع واعتراف به گمراه بودن دردنیایی که دیگربرای بازگشت بسیار دیر شده است.

(بگو.ستایش مخصوص خداست وسلام بربندگان برگزیده اش .آیا الله بهتراست یا آنچه شریک او می دانند ؟شریکی که قائلند بهتراست یا کسی که آسمانها وزمین راخلق کرده وازآسمان برای شما بارانی فرستاده تا بواسطه آن باغهای زیبا ودیدنی برویانیم .شمارا توانایی رویاندن درختی ازآن نیست با این وجود آیا خدای دیگری با الله است؟ نه .آنها قومی منحرف هستند .شریکی که قائلندبهتراست یا کسی که زمین راجایگاه با ثباتی ساخته است آنکه درآن رودها وکوههای مختلفی ایجادکرده ومیان دوآب دو دریا مانعی قرار داده تا آب شور با آب شیرین  مخلوط نشود. با همه این وجود آیا خدای دیگری با الله است ؟ نه اکثرشان ناآگاهند .شریکی که قائلندبهتر است یا آنکه چون انسان گرفتاری اورا بخواند اجابتش می کند وبلا را ازاودور می گرداند.؟ آنکه شماراجانشینان زمین قرارداده است؟با این وجود باز آیا خدای دیگری با الله است؟ چه اندک وکم ارزش پند میگیرید.شریکی که قائلند بهتراست یا کسی که درتاریکیهای خشکی ودریاراهنمایی تان می کندوپیش ازنزول رحمتش بادها رامیفرستد؟ باوجود این آیا خدای دیگری با الله است؟ بلندمرتبه است الله . ازهرشریکی که برایش قائل میشوند.شریکی که قائلندبهتر است یاآنکه آفرینش را آغاز کرده سپس همه را باز میگرداند.هم آنکه شما را ازآسمان وزمین روزی میدهدبا وجود این آیا شریک دیگری با الله است . بگواگرراست می گویید دلائلتان را بیاورید.)

 سوره نمل آیات پنجاه ونه .شصت. شصت ویک . شصت ودو . شصت وسه وشصت وچهار.

*قوم منحرف که پند واندرزنمی دانند. واگر بدانند جزاندکی آنرا نمی پذیرند بدون دلیل وبا دروغ والبته وهم برای الله شریک میسازند . کدامین الله .الله که در وهم ساخته شده است یا آن الله که برحق است ؟.ببینید در اینجا ای خواننده خوب آنکه گم شده است درواقع الله نیست.آن انسان است که فراموش کرده است مخلوق است ونیازمند .ما این فضای وهم و گمراهی وفراموشی را در قرآن با نام ظلمات می خوانیم .اینست که مشرک وکافر نه الله را در این ظلمات می بیند ( می شناسد) ونه خود را .این است که قرآن بارها به موجودات خود (علی الخصوص به انسان)یادآوری می کند که آنها مخلوقاتی بیش نیستند.

اگرتوجه کنید دراین آیات اشاره به جمع شده است . جمع شیطان پرست .جمع بت پرست  .جمع متجاوز.جمع همجنس گرا( یک نوع پرستش خوداست بااینکاراوحق را کتمان می کند این بیماری نیزدقیقا مثل پرستش روحانیت  ایران مااز( ولی زمینی) است که تحت تاثیرهمان وهم پرستش ازخود است .یک روحانی درزمان عیسی س . در زمان موسی س.ویا در زمان یوسف س زمینه های خود پرستی را با اعمال قدرت ودرراس حاکمیت قرار گرفتن بخوبی به ما نشان میدهند.هرکس تلاش می کند به این قدرت خودرا نزدیک کند وبا این انگیزه باید شبیه سازی کند. بشود یک روحانی که برای حفظ موقعیت خود نمازالله راباطل می کندویاوجه شیطانی خود رادرمساجدوکلیساهاوکنیسه هامخفی می کند.معبودهای دروغین وپرستندگان انسانی؟.که باقدرت حکومت سرنوشت یک جامعه راتحت تاثیرقرارمیدهند.).جمع ارزان فروش.قاتل.گران فروش .دزد . و همه قربانی( ظلمات )هستند...ویاابرقدرتهایی که خودراباهمه احتیاجی که به کشورهای عقب مانده دارند وبدان منافع خود می گویند خودرامظهربرتری می دانند.هرچه هست دردنیای آنهاهیچ چیزسرجای خودش نیست .همه چیزدرخطرنابودی حتمی است چون ازاساس دروغین است .ما باید بپذیریم که همه باهم برابریم وتنها یک خالق درجهان آفرینش هست به نام الله.آیا پذیرش مخلوق بودن این همه سخت ودشوار است ؟ که دستوربه قتل بیگناهان داده بشود؟ مخالفان را بکوبند ؟ویا انسانهای ضعیف رابنده وبرده خود بدانندورای  مردم را باطل بدانند ؟ تبعیض طبقاتی عوام وخواص را به عنوان ملاک برتری  درجامعه  اشاعه کنند.

(روزی که آنها را ندا می دهدومی گوید کجایند شریکانی که برای من می پنداشتید ؟کسانی که حکم عذاب برآنهامحقق شده می گویند پروردگارااینها کسانی بودند که ماگمراهشان کردیم .ماچون خودگمراه بودیم گمراهشان کردیم اکنون ازآنها بیزاری می جوییم وبسوی تومی آییم.آنها هرگزماراعبادت نمی کردند .به آنها گفته میشود اکنون شریکانتان رابخوانید وچون می خوانند هیچ جوابی به آنها نمی دهند وعذاب الهی را که ببینند آرزو میکنند که ای کاش ازهدایت یافتگان بودند .)

سوره قصص .آیات شصت ودو .شصت وسه . شصت وچهار. 

(اوالله است وهیچ ومعبودی جز اونیست .ستایش مخصوص اوست .چه در دنیا وچه در آخرت وحکومت از آن اوست وهمه بسوی اوباز می گردید.بگو چه تصورمی کنید اگر خداوند شب تاریک رابر شما تاروز قیامت طولانی کند .کدام خدا به غیر ازالله می تواند به شما نوربرساند؟ چراحقایق را نمی شنوید .بگوچه تصورمی کنیداگر خداوند روز را برشما تاروزقیامت طولانی کند ؟ کدام خدا به غیرازالله می تواند شب را به شما ارزانی کند تادرآن آرامش یابید. چرا حقایق را نمی بینید؟)

آیات هفتاد .هفتادویک وهفتادودو .از سوره قصص .

(وهیچگاه خدای دیگری را با الله مخوان .زیرا هیچ معبودی جز اونیست .همه چیز نابود شدنی است مگرآنچه روسوی او دارد وموجب رضایت اوست  حکومت ازآن اوست وهمه بسوی اوبازمیگردید)سوره قصص . آیه هشتادوهشت

(وبه انسان سفارش کردیم که نسبت به پدرومادرش رفتار نیکی داشته باشدواگر آن دوبکوشند تا چیزی را که بدان آگاه نیستی شریک من سازی.ازآنها اطاعت مکن. بازگشت همه شما بسوی من است وسرانجام شمارا نسبت به عملکردتان آگاه خواهم ساخت.) سوره عنکبوت آیه هشت

(اما شما بجای خداوند بتان راعبادت می کنید ودروغهای بزرگ می سازید بدانید آنهایی که به جای خدا ی یکتا می پرستید توانایی دادن رزقی رابرشما ندارند. رزق وروزی را ازخداوند بزرگ طلب کنید واوراعبادت نمایید وشکراورا بجا آورید زیرا همه تان بسوی او بازمیگردید )سوره عنکبوت آیه هفده

*شرک وکفر بت را پرستیدن .شاه را پرستیدن . فرعون را پرستیدن . ولی زمینی راپرستیدن برای رسیدن به رزقی که حرام است ؟دنیایی باطل شده وآخرتی که درزندانی به نام جهنم است .بتی که ساکن ومرده است ؟ آیا این بت علامت خوبی برای نشان دادن روح مرده این افراد نیست ؟ شاه .ولی . فرعون ها همه علائمی دارند برای دیدن سرشت انسانهایی که ایده آلهایشان را دروجود آنها می بینندکسانی که مرده اند پرستندگان مرده می خواهند .کروکور و لایعلمون .لایعقلون .لایرجعون .آیا جزاشاره به انسانهای مرده است که نمی توانند ببینند .بشنوند .بیندیشند .در عقلانیت به چاره جویی بیندیشندو......قتل بی گناه .دروغ . وهمه گناهان ما زمینیان درابعاد اجتماعی به گفته قرآن باطل است وباطل رفتنی است .

(ابراهیم گفت شمابجای خداوندبتانی رااختیار کرده اید تا دراین زندگی دنیا میان شما مایه مودت ودوستی باشند امادرروز قیامت یکدیگرراانکارخواهیدکردونفرین خواهیدنمود وجایگاه همه شما دوزخ است وهیچ یاوری نخواهید داشت.)

  سوره. آیه بیست وپنج عنکبوت

(مثل کسانی که که چیزهای دیگری را بجای خداوندولی و دوست خود برمی گزینند مثل عنکبوت است که سرپناهی سست اختیارکرده است.بدانید سست ترین خانه ها خانه عنکبوت است کاش این نکته رادرک میکردند. خداوند بزرگ خوب می داند که آنهاچه چیزهایی راسوای خودش به خدایی میخوانند .اوقدرتمند وحکیم است) سوره عنکبوت.چهل ویک وچهل ودو

(روزیکه قیامت برپاشودمجرمان درغم واندوه فروروندهیچکدام ازمعبودان دروغین شان بعنوان شفیع برایشان کارسازنخواهدبود وسرانجام باورشان را نسبت به آنها ازدست می دهند.)سوره روم .آیه دوازده وسیزده

(الله کسی است که شمارا آفرید سپس روزیتان داد آنگاه شمارا میمیراند ودوباره زنده می کند آیا شریکانی را که برای خداوند قائل شده اید توانایی انجام چیزی از این کارها را دارندمنزه است او وبلندمرتبه تر ازشریکانی است که قائل می شوند .)

سوره روم آیه چهل

( این آفرینش خداست پس به من نشان دهید که آنها که غیر خدا هستند چه چیز آفریده اندحقیقتا ظالماندر یک گمراهی واقعی به سرمی برند .) .(ولقمان درحالیکه پسرش راپند میداد گفت .ای پسرم برای خداوند شریک قائل مشو.زیرا شرک ظلم بزرگی است )سوره لقمان آیات یازده و سیزده

(اینهادلیل آن است که خداوند حق است وآنچه بجای خدا می خوانید باطل. براستی خداوند بلندمرتبه وبزرگ است)

آیه سی از سوره لقمان

( الله کسی است که آسمانها وزمین و آنچه میان آنهاست را در شش روز خلق کرد سپس به عرش پرداخت .بدانید که به غیر از اوهیچ ولی و هیچ شفیعی ندارید .آیاهنوزهم  پند نمی گیرید ؟) سوره سجده آیه چهار

( به خدا توکل کن زیراکارسازی اوکافی است) آیه سه سوره احزاب

هیچ چیز وهیچ کس فقط یکی آن هم واحد.آدم س از بهشت به زمین تبعید میشود. اما شیطان آواره است تاروزیکه مهلت به اتمام برسد. مگرشیطان جزبه الله به چه چیز دیگری ایمان داشت .به خودش.می بینی آقای ولی .به خودش اما اوحتی خودش رانمیدید .الله رانمی دید هیچ چیز را ندید زیرا کور بود .هیچ پندی نشنید زیراکربود.ما الله را نمی بینیم شیطان اورا دید واما باور نکرد.زیرا آتش فقط باید بسوزاند وهیچ نمی داند.آیا تومی دانی؟

پس یک مشرک یک کافر حتی اگرالله را ببیند نمی تواندآنچه رامی بیندباورکند.پس این چگونه است ای (ولی ) که اوتورا که دردنیازندگی میکنی وازجنس دنیایی باورکرده است؟زیرااوکراست کوراست وهیچ نمی داندازکریش .ازکوریش.ازناتوانیش درانتخاب.سخن ازروحی است که جسم رابه آتش دعوت می کندجسمی که کروکوراست واورادر*وهم رها می کند.بدانگونه که میسوزدوخودنمی داند .جریان ومعمای این عرش چیست؟چرا موجودی که باید درخدمت الله وانسان باشد برای ابدازسجده تمردمی جوید؟در خدمت انسان بودن اجنه عرش .ملائک .آیا این  فرصت متعالی باعث  تاسف آدم س نشده است؟

(بگوهمه معبودهایی را که بجای خدامی پنداشتید بخوانید.آنها حتی مالک ذره ای درآسمانها وزمین نیستند ودربوجودآوردن زمین و آسمان شرکت نداشته اند وخدا نیزازمیان آنان همکاروپشتیبانی انتخاب نکرده است) .سوره سباءآیه بیست ودو

(بگوچه کسی شمارا از آسمان وزمین روزی می دهد ؟ بگوالله .اینک ما وشما بر طریقه هدایتیم یادرگمراهی آشکار؟)

.(بگو شرکایی را که برای اوقائل شده اید نشانم دهید هرگز شریکی نداشته است بلکه اوخدای قدرتمند وحکیم است )

سوره سباء آیه بیست وپنج وبیست وهفت

(رحمتی راکه خداوند برای مردم بگشاید کسی نمی تواندازآن جلوگیری کند وچیزی را که خداوند جلوگیری نماید کسی غیراز اونمی تواند آن را به مردم برساند .بدانید که اوقدرتمند حکیم است .ای مردم به یاد آورید نعمتی راکه خداوند به شما ارزانی داشته است . آیا خالقی بجز خداهست تا شمارا از آسمات وزمین روزی دهد.هیچ معبودی جز اونیست .پس چرا ازمسیرحق منحرف می شوید؟ )سوره فاطر آیات دو وسه  

* ولی .شاه .فرعون .نمرود .؟آنها همان نامهای توخالی هستند .که میمیرند . نمی توانند بیافرینند . نه می توانند بمیرانند ودیگربارزنده کنند.درآنها نوری نیست .آنها پیامبرنیستند .علی ع نیستند آنها فقط نشانه ها وسمبلهایی هستند برای نمایش انحراف دردین وهشداری برای ایمان آورندگان .آنها پیامبری نیستند که جانشین  الله بشود زیرا الله یکی است ودر نوع خود همتا ندارد .اوپیامبر نیست زیرا الله پیامبر را انتخاب می کند وبس. اوایمان آورنده هم نخواهد بود چون همه ایمان آورندگان از ابرازواعمال رای خودبردیگران ناتوان است وباید به حکم الله و پیامبررجوع کند وهرکس ولی زمین را پرستید .فرعون .ویا شاهان را پرستید ازدین خود منحرف شده است حتی اگرآنها را به عنوان پیامبربخواند وجانشین الله بر روی زمین نیز بدانددردین خودبه انحراف رفته است واین یعنی ارتداد.انسانها نمی توانند الله بسازند وبرای الله جانشین بسازند وبرای  پیامبرجانشین انتخاب کنند.اگراینکاررا بکنند ازمنافقین خواهند بودوکسی که به عنوان پیامبروجانشین اوازسوی عده ای خاص انتخاب بشودوبه اورجوع بشود نیزطاغی وازطاغوت است .این همان معنی آیه پنجاه ونه  وآیات بعداز آن سوره نساءاست .بله برای رفع اختلاف ونزاع دربین ایمان آورندگان درحیطه دین تسلیم باید ازیک چهار چوب خاص دینی پیروی کرد.

(آری الله پروردگارشماست .حکومت ازآن اوست وکسانی را که به جای خداوند می خوانیدحتی مالک پوست نازک یک هسته خرما نیستند.هرچه آنهارا بخوانید دعای شمارا نمی شنوندواگرهم شنیدند توانایی اجابت دعای شما را نداشتندودر روز قیامت خودآنها شرک ورزی شمارا انکارمیکنند علاوه برهمه اینهاآنهاهرگز نمی توانندمثل خدای داناتوراازحقایق آگاه سازند.ای مردم همه شما نیازمندخداهستید حال آنکه خدابی نیازوستودنی است.) سوره فاطر قسمتی ازآیه سیزده .چهارده وپانزده

*کسانی که نمی شنوند .نمی بینندونمی دانند ازمعبودهای ناتوان که نمی شنوند نمی بینند ونمی داننددرخواست اجابت دعا داشته بکنند؟آیا تصوربرآورده شدن این دعا ممکن است؟می بینید که حتی  قانونی کردن یک اصل نمیتواندآنهارا(ولی یا خدای زمین)بکندوباعث اجابت دعا ی انسانها بشود . امان ازخیال باطل.امان از وهم.

(بگوآیا شریکانی را که بجای خدا می خوانید *نمی بینید؟به من نشان بدهیدآنها چه چیزی در روی زمین خلق کرده اند ؟ یا درآفرینش آسمانها چه مشارکتی داشته اند ؟ آیا مابرآنها *کتابی فرستاده ایم .که به آن دراین موارد استناد کنند .نه ظالمان فقط به یکدیگروعده های دروغین وفریبکارانه می دهند .)سوره فاطر آیه چهل

(آخرچراخدایی که مرا آفریده وسرانجام همه بسوی اوبازمیگردیم نپرستم ؟چرا بجای اوخدایانی اختیارکنم حال آنکه اگر خدای رحمان بخواهد آسیبی بمن برساندشفاعت هیچکدام  ازآنها سودی برای من نخواهد داشت وباعث نجات من نخواهدشد.)

 سوره یاسین آیه بیست ودو . وبیست وسه

( با این همه بجای خدا.خدایانی اختیارمی کنندتادرمشکلات یاریشان کند.حال آنکه توانایی یاریشان را ندارندواین آنهاهستند که چون سپاهی درخدمتشان قرار گرفته اند.) سوره یاسین . آیات هفتاد وچهار وهفتاد وپنج

*صداقت رادرحداعلای کلام دراین جمله میتوان دید.نیازخدایان زمینی به پرستش ازسوی سپاهیان مسلح.سیاهی لشکرروحانی نما ؟ وقانون نویسان غارچراغار؟پس مجالس چندگانه.آنها که گویی برای انسانهای غارنشین قانون می نویسند که خدایشان را نمی دانستند که کیست؟ ومردم آه مردم .آه ناس ؟اما به کدامین گناه ؟به کدامین گناه؟ ای شفیع در انتظارای الله .ای نورتومارا شفیع .مارا شفاعت کن.

( پس منزه است خدایی که حکومت وفرمانروایی مطلق هرچیزبه دست توانای اوست وبی شک همه تان بسوی او باز خواهید گشت)سوره یاسین .آیه هشتاد وسه

*ومن بازهم ازخطرآتش ارتدادخواهم نوشت.وخسته نخواهم شد ازتکرار ابلاغ ودعوت آن مسئولیت بزرگی که الله بر دوش آدم س گذاشت وپیامبران جانشین اونیز اززیرباراین مسئولیت شانه خالی نکردند.شانه خالی نکردند زیرا به یقیین می دانستند الله هست .الله هست.

                                                           ***************************

منتظری درانتظار نور

( قسم به آن ستاره که ناپدید شد.یار شما محمد ص نه گمراه شده ونه منحرف گشته است  واز روی نفس سخن نمی گوید .این وحی است که به اونازل میشود. آن کس که قدرتمند است اورا تعلیم داده است .همان کس که تواناست وسلطه برهمه چیز دارد .او درافق بلند آسمان قرارداشت .سپس نزدیک ونزدیک تر شد تا فاصله اش به اندازه دوکمان یا کمتر شد پس خداوند به بنده اش آنچه راباید .وحی میکرد وحی کرد .دل آنچه را که دید دروغش ندانست آیا درآنچه می بیندبا اومجادله می کنید؟ آن را یکبار دیگردیده است .نزدیک سدره المنتهی. که سدره الماوی کنارآنست.دراین هنگام چیزی سدره المنتهی را پوشانده بود چشم اوخطا نکردوازحد خویش هم فراتر نرفت.براستی آیات ونشانه ای بزرگ پروردگارش را دید.)

سوره نجم آیات یک تا هجده .

دراین آیات قرآن ازدیدارحضرت ومحمد وص والله می گوید.درقرآنی که تایید کننده اش نیز الله وپیامبراست .قرآن نمی گوید که پیامبر. الله را چه سان می بیند .به چه شکل وبه چه نقش وچه رنگ می بیند زیرا این جبری است که تخطی ازآن ارتداد محسوب میشود اونباید از چگونگی ماهیت کیفی وکمی الله چیز بگوید اگرچه می توانسته در قرآن براحتی آنرا بیاورد.اما توای انسان  چگونه  از نفس خود پیروی می کنی وبجای الله همان خالق اول وآخرجهان که اورا ندیده ای خدایی زمینی می سازی یا بجای الله انسان را خدا میسازی ؟آیا توچون آتش کورهستی؟ آیاتوچون آتش کرهستی؟ آیاتوچون آتش هیچ نمی دانی؟

 بسم الله الرحمن الرحیم

(الله نور آسمانها وزمین است .مثل نوراو چون چراغدانی است که درآن چراغی است که درون حبابی قرارگرفته است حبابی که ازفرط درخشندگی همانند ستاره ای پرنور است .این چراغ بواسطه درخت با برکت زیتونی که نه شرقی است ونه غربی .روشن میشود روغنی چنان شفاف که گویی خود روشنی دهنده است هرچند آتشی به آن نرسد نورغرق درنور .بدانید که خداوند بزرگ بواسطه این نورهرکه راصلاح بداندهدایت می کند وبرای روشن شدن مردم مثلها می آورد وخداوند برهرچیزی آگاه است) سوره نور . آیه سی وپنج

تیرماه .تیر آتشین کام.ای حکومتگران نفرین شده .

زندانیان بیگناه .رهبران درحصرسبزرااززندانهای طاغوتی تان آزاد کنید . به این نیندیشید که دیگربارمی توانیدمردم را فریب بدهید به این بیندیشید که چه مجازاتی درانتظار شماست ؟

ایران ما .خوزستان .

 وشما اعضاسازمان ملل (متحد)؟؟وبخش حقوق بشری ای کاش شماهمانطور که به همجنس بازان که عده قلیلی بیش نیستند حق زندگی مشترک را داده اید که با هیچ دینی سنخیت پیدا نمی کند .به همه ادیان وپیامبران الهی که درمیان ما نیستند وپیروان آنها که کم هم نیستند یک حق احترام ویژه می دادید.آیا حقوق ما مسلمانان جهان ( اهل تسلیم ) باید قربانی سیاست ناخواسته ( حق وتوی)شما بشود؟.ماازشما می خواهیم که ماراهم (ببینید)وحرفهایمان را (بشنوید) . بدانیدماهم ازملل هستیم.ماهم بشرهستیم.به ماوخودتان کمک کنید تا جهان را به رنگ  زیبای الله درآوریم وچه رنگی زیباترازرنگ زیبای الله  .این ازحق بشری ماست که ازهمه دولتهای جهان دعوت به بازگشت کنیم بازگشت به فضای آرامش وامنیت الهی که ازحقوق انسانی همه ماست .ونیازعادلانه ترین حقی است که الله به همه ما انسانهای زنده به طور یکسان هدیه کرده است بیایید به نیازهای متعالی دینی به عنوان جزوی لاینفک از زندگی انسان امروزنگاه کنیم .  

بنی آدم اعضای یکدیگرند                                             که در آفرینش زیک گوهرند

 

 

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت 0:3 توسط منتظر|

                                    بسم الله الرحمن الرحیم

                                     ( قاب وارونه  ارتداد ومن )

                         به همراه رویای واقعی( بن بستی درنور)

با سلام به تو که راز توانستن رامی دانی

درقاب وارونه ارتداد ومن با همه کنشها وواکنشهای دینی دردنیای سیاست ودین دربزرگترین قاب همراه بامن هستید .

( درآن خانه آیات روشنی ازربوبیت است  برهرکسی که برای رسیدن بدانجا توانایی یافت وهرکه به سبب انکارحج بیت الله کافر شود تنها به خود زیان رسانیده که البته خدا ازاطاعت جهانیان بی نیاز است. بگوای اهل کتاب چرا به آیات خدا کافرمی شوید با آنکه خدابراعمال شما آگاه است ؟بگوای اهل کتاب چرا کسی را که اهل ایمان است از راه خدا باز می دارید وبه راه باطل می خوانید وآن راه را کج می شمارید درصورتی که خودبه زشتی این عمل آگاهید ؟ وخدا ازکردارشماغافل نخواهد شد.) آیات نود وهفت ونود وهشت ونود ونه از سوره آل عمران .

(ومردم راازراه خداومسجدالحرام که برای مردم چه اهل آن و چه بادیه نشینان یکسان قرار دادیم منع می کنندوهرکسی را که درآنجا اراده کجروی وستمکاری داشته باشد همه راعذاب دردناک می چشانیم) سوره حج . آیه بیست وپنج

*انکار حج = با عذاب دردناک .ومنع مردم از زیارت خانه کعبه نیز راهی به سوی باطل رفتن است ونشانه انحراف دردین از طرف گروهی که قرآن ازآنهابه نام ( اهل کتاب ) نام میبردواین بعضی ازاهل کتاب درهردینی وجود دارند .دین محمد ص ( حکومت ایران ) دین مسیح س . دین موسی س.و عذاب دردناک تاوان تحریم و حرام  نمودن عبادات جمعی مردم است .

دفاع ازواجبات ودیگرجنبه های نور الهی یادفاع ازامورعبادی مردم دراین آیات بخوبی مشهود است .تاکید بر حفظ ابهت و حرمت  خانه ای که مظهر یکتاپرستی درهمه ادیان محسوب میشود درمقابل مشرکین وکافران که انسانها را به بت پرستی انسان پرستی وشیطان پرستی دعوت می کنند.متاسفانه ما درکشوری زندگی می کنیم که سردمداران آن برای گمراه کردن مردم گوی رقابت را ازبعضی ازاهل کتاب  دیگرادیان نیزربوده اند. نماز.روزه .حج .وهرگونه عبادت ووحی الله را قربانی یک نظام موهوم وباطل کرده اندنظامی مشرک که تنهاحربه محافظت ازآن تحکیم نفوذ روحانی نماهای حکومتی  وسوء استفاده ازجهل  مردم و اعمال ارعاب است.برماست راهی به سوی نوررابرای نجات ویاری  همدیگر اگرچه بسیار سخت بیازماییم . 

بیست وشش-(بگواوپروردگار من است خدایی جزاونیست .براوتوکل کرده ام وبازگشتم بسوی اوست ) سوره رعد قسمتی از آیه سی

 بیست وهفت-(آیا آن خدایی که بالای سرهمه ایستاده است ونگهبان وحافظ آنهاوآثار وجودی ایشان است واعمال همه را می بیند آیا اورا فراموش کردند ؟آنها برای خدا شریکانی ازپیش خود جعل کردند .بگونام آنها خدایان را بگویید آیا اورا به آنچه درزمین است واوازآن آگاه نیست خبرمی دهید یاآنکه سخنی سطحی میگویید وبلکه برای کافران مکرشان زیباجلوه نمود وازراه خدا بازداشته شده اند وهرکسی را خدا گمراه کند رهبری نخواهد داشت.) سوره رعد آیه سی وسه

*اشاره به آن خدایی که **(ایستاده )است فراموش بشود؟بدلیل ساختن بتها وجعل خدایان زمینی ؟ونام آنها ؟ براستی چرا الله ازوجود این خدایان بی خبراست ؟ازوجودخدایانی به نام فرعون .شاه . ولی فقیه بی خبر مانده است؟ آیا آنکه کافر بودبه جدیت به این خدایان ایمان آورد؟  درآیات سی وهشت .سی ونه .وچهل سوره یوسف نیزازانتخاب مشرکین  گفته میشود خدایانی بانامهای توخالی . الله بدان جهت نام خدایان  زمینی را توخالی می گوید چون آنهادر واقع نابود شدنی هستند . مثل اودرزمان ومکان بی نهایت دائم  حی نیستند . صادق. واسع . باسط . نصیر . بشیر . بصیر . رئوف. ودود . حسیب .مجیب .قدیم . کافی .وافی .شافی . نور .قدوس . کریم .رحیم و....... نیستند یک موجودی هستند متولد یکزمان ومکان خاصی ازتاریخ که جبراباید محو بشوند ونابود واگر به تاریخ نگاه کنیم از این دست  خدایان دروغین فراوان انسانهایی بوده اند که مدعی خدایی کرده اند اما اکنون قرنهاست که موجودیت ندارند مثل همه اشیاء . وسایل . و..... پس فقط ازآنها نام آنها باقی مانده است .نامی از بی شمار خدایان خاکی .

بیست وهشت-(وآنان که برآنها کتاب آسمانی فرستادیم مومنان اهل کتاب ومسلمانان ازآنچه برتونازل شده خوشحالند وجماعتی از احزاب برخی ازآیات آنرا انکارمی کنند بگو.من مامورم که خدای واحد را بپرستم وهرگزبه اوشرک نیاورم .خلق رابه سوی او دعوت می کنم وبازگشت من بسوی اوست .) آیه سی وشش از سوره رعد

بیست ونه -(آنچه نزد شماست نابود میشود و آنچه نزد خدااست باقی میماند )سوره حجر . آیه نود وشش

چه چیزی درنزد ماست ؟چه چیزی ؟آنچه چشم وگوش بصیرت می بیند آیاآنچه درنزدماست دنیایی نیست مگرآیا باطل نیست.؟ آیا قرارنشده  است در دنیا بماند.پس این چه خدایی است که در بعد مکان زندانی است ؟

سی-(آیاآنکه می آفریند مانند کسی است که نمی آفریند ؟ چرا به یاد نمی آورید؟ ) سوره نحل آیه هفده

*تفاوت درنگاه جهان بینی. الله کسی که زمین وآسمان را خلق کرده است  همه جهان هستی مخلوق اوست واما آیا کسی که خود دچارجبرنابودی ونیستی است . نمی تواندخود ودیگران را ازنابودی (مرگ)نجات بدهد ویا بجای آنها موجودی دیگرخلق بکند درپرستش با الله که در نوع واحد واحداست با هم برابرند؟

سی ویک-(معبودهایی را که بجای خدا می خوانید چیزی راخلق نمی کنند .بلکه خود مخلوقند.) آیه  بیست از سوره نحل   

سی ودو-(ومی گوید کجایند شریکان من که برای طرفداری ازآنها (با پیامبر ومومنین) خصومت می کردید؟ اهل علم می گویند رسوایی وخواری امروز برای کافران است ) سوره نحل آیه بیست وهفت

*ازکسی دفاع می کنند که همه بنیانهای دین وشریعت را انکارمی کند .نماز را .حج را که وحی الله هستند رابرای حفظ مقام دنیاییش نفی وقربانی می کند. حرمت به ماه حرام رازیر پا می گذارد( درماه حرام امربه قتل می کند).آیات اجباری نبودن حجاب برای مسلمانان . آیات اجباری نبودن دین . آیات احترام به حقوق مسلمانان راتجاوزازمرزهای خصوصی وناهی به تجاوز وچسباندن تهمت وافترا را به بهانه حفظ حاکمیت خدایی خود بی پروا زیر پا می گذارد  .بدینگونه است که الله دشمنان خود را با این آیه تحقیر می کند وپست می شمارد . ومکررا آنها را مخلوق می خواند.

سی وسه -(وبجای خدابت هایی را پرستش می کنند که درآسمانهاوزمین هیچگونه اختیارروزی مشرکان را ندارندونمی توانند داشته باشند.) سوره نحل آیه هفتادوسه

سی وچهار-(وچون مشرکان شریکانی که بجای خدا قائل هستندمشاهده کنند حسرت خورند وگویند .ای پروردگارما اینان شریکانی هستند که ما بجای توپرستش میکردیم .شریکان جواب می دهند که شمادروغ میگویید ودرآنروزهمه کافران ومشرکان تسلیم فرمان خدا میشوند وآنچه غیرازخدا جعل میکرده اند همه نابود میشوند آنان که هم خود کافر شدند وهم دیگران را ازراه خدا بازداشتند به کیفر فسادی که می کردند عذابی برعذابشان بیافزاییم)

سوره نحل آیات هشتادوشش .هشتاد وهفت و هشتادوهفت

*نفی وانکار پرستش کنندگان توسط معبودها .در آیاتی دیگر از کلام الله چنین نفی وانکاری از زبان شیطان نیز آمده است .باید برای دیدن تاثیر دقیق دنیای موهومات اقمار شیطان ورد پای شیطان در زندگی کافران ومشرکین زندگی اورا ازمجادله با الله تا زمانی که درروز حسرت متوالیا در قرآن آمده است بر رسی کرد. شباهت در تفکر وطغیان وانکار. .

سی وپنج-(هرگزبا خدای یکتا معبوددیگری قرارمده که نکوهیده وخوارخواهی شد .پروردگارتوحکم فرموده است جزاوهیچکس رانپرستید .)  سوره اسراء آیه بیست ودو وقسمتی از آیه بیست وسوم  

سی وشش-(این ازحکمتهایی است که پروردگارت به تو وحی کرده است .هیچ خدایی راهمراه الله قائل مشوکه درجهنم می افتی وملامت زده ومطرود میشوی.) سوره اسراء آیه سی ونه

  توصیه الله به پیامبر.پرستش الله.فرمانبری ازپیامبرودیگرهیچکس ونتیجه پرستش باطل یعنی مردود شدن .ارتداد .وعاقبت دوزخ .چرا ؟حتی اگرپیامبرباشی بایدازالله فرمان ببری.؟ چه سرنوشتی برای انسان عاصی عذاب آورتراز وعده آتش جهنم ؟

سی وهفت-(بگواگرچنانکه آنها می گویند با اوخدایان دیگری بود دراین صورت آن خدایان سعی میکردند راهی بسوی خدای صاحب عرش پیدا کنند .خدا برتراست ازآنچه آنها می گویندبسیار برترومنزه تر)سوره اسراء آیات چهل وسه

سی وهشت-(بگواین بتهایی که جزاوخدا می پندارید بخوانیدتا ببینید که نمی توانند بلا را ازشما دفع کنند ونه تغییر وتحولی توانند داد.آنهایی که کافران به خدایی می خوانند خود وسیله ای برای تقرب به درگاه پروردگارشان می جویند که مقرب ترین بشوندوبه رحمت اوامیدواربشوند وازعذاب او می ترسند که البته ازعذاب پروردگارت بایدهراسان بود)

 اسراء آیات پنجاه وشش وپنجاه وهفت

*دراین دوآیه تلاش وچشمداشت خدایان زمینی را به آرزوی داشتن قرابت ونزدیکی به الله ساکن عرش یاد آورمیشود . فرعون .برای رسیدن به الله .موسی س دستور داد تا برج گونه ای بسازند تاازآن بالاوبالاتر برود وبه الله نزدیک بشود . و(ولی) ایرانیان با نسبت دادن تبار خود به فرزندان فاطمه زهرا س خود را  از مردم سوا می کند.درحالیکه دراین خاندان با عظمت هرگز هیچ مردیا زنی  حتی پیامبر اکرم به مقام خدایی  وولایت  زمینیان نرسید؟ عجیب است که در همه آیاتی که از توحید آمده است الله سریعا خدایان وجانشینان وشرکای زمینی خود راوهمچنین مشرکین وکافران را تحقیرمی کندخواروباطل وگمراه ودروغگو می خواندودشمن خودمی داندو آنها را سزاواردوزخ وعذاب درد آور میدانداما این جانشینان دروغین .این خدایان ساختگی همه  باتوهم وگمان مدعی گواهی الله برمشروعیت خودشان هستند.     

 سی ونه-(وچون دردریا خوف وخطری به شما رسد درآن حال جزخدا همه آنهایی که می پرستیدید ناپدید گردند .آنگاه که شما را ازخطرنجات دهد بازازاو روی بگردانید .زیرا انسان ناسپاس است )اسراء آیه شصت وهفت

چهل-(بگوستایش مخصوص خدایی است که نه فرزندی برگرفت ونه در فرمانروایی شریکی داردونه یاوری بخاطر ضعف وذلت اختیار کرده است پس اورا تکبیرگوی .تکبیری شایسته.) اسراء آیه صدو یازده

چهل ویک-(اینان که قوم ما هستندغیرازخدای یگانه خدایانی برگرفته اند چراهیچ دلیل روشنی براثبات خدایی آنها ندارند؟ پس کیست ستمکارترازکسی که بر خدا دروغ می بندد؟ ) سوره کهف آیه پانزده

*بازهم سایه دروغ . الله از ستم  دروغی که بواسطه پرستش خدایان زمینی براو می بندند می گوید  

چهل ودو-(بگوخدا به مدت اقامت آنهادرغارداناتر است که غیب آسمانها وزمین ازآن اوست .براستی چه بینا وشنواست آنها جز او ولی ندارند وهیچکس درحکم او شریک نیست .) کهف . آیه بیست وشش

چهل وسه-(رفیق اودرمقام پندواندرزگفت آیا به خدای یکتا که تورا ازخاک وسپس ازنطفه آفریدوآنگاه تورا مردکاملی ساخت کافرشدی؟بلکه خدای واحدپروردگارمن است وهرگزاحدی را شریک اونخواهم ساخت.)کهف آیات سی وهفت .سی وهشت   

چهل وچهار-(ویاد آوروقتی به فرشتگان فرمان دادیم که برآدم سجده کنید آنها همه سر به سجده فرود آوردند جز ابلیس که ازجن بود وازاطاعت پروردگارش سرپیچید آیا او.شیطان وفرزندانش را به جای من دوستان خود گرفتند درصورتی که آنها سخت با شما دشمنند .ظالمان چه جایگزین بدی را برگزیده اند ؟ )سوره کهف .آیه پنجاه

چهل وپنج-(وروزی که خدا به کافران می گوید آنانی را که گمان میداشتید که شریک منند بخوانید .آنها بخوانند وشریکان اجابت نکنند پس میان آنها هلاکت گاه قراردهیم .) کهف . آیه پنجاه ودو.

چهل وشش-(آیا کافران می پندارند که غیرازمن بندگان مرا به دوستی خواهندگرفت ؟ ما دوزخ را چون منزلگاهی برای کافران مهیا ساخته ایم.) سوره کهف . آیه صدو دو

چهل وهفت-(بگومن بشری هستم همانند شما.تنها فرق من با شما این است که به من وحی میرسد که خدای یگانه خدای شماست . حال هرکس به لقای پروردگارش امیدوار است باید نیکوکاری کند ودرپرستش پروردگارش هرگز احدی را با اوشریک نگرداند. ) سوره کهف. آیه صد وده

*بله مشرکین وکافران وخدایان دروغین آنها باید بدانند بین آنها والله فقط یک پیامبر مبشر و مبلغ است وقرآن این یاد آوری را مرتب تکرار می کند پس ایمان آورندگان فقط باید در آیین تسلیم الگوی مردم بشوند ونه درحاکمیت .ومی بینیم که که علی ع به دلیل آنکه از ایمان آورندگان است نمی تواند بر علیه عثمان ودیگر کسانی که به رای مردم برای ادامه بقای دین انتخاب میشوند ازمحورحق پا را فراتر بگذارد وبرعلیه آنها که فقط ظواهر دین را می پسندند عصیان بکند .علی ع اگر برعلیه آنها شمشیر بکشد درواقع برعلیه انتخاب مردم شمشیر کشیده است. وعلی ع اگر برمخالفت  بررجوع مردم به طاغوت قد علم کنددرواقع ایجاد تفرقه کرده است واین هردوراه حل ازارتداد است .همانطورنیز نمی تواندمشوق آنها درادامه این انتخاب باشد گمشدن دردوراه مخالف هم.گمراهی ناتوانی دردرست دیدن حق .درست شنیدن ازحق و بصیرت را به عمل تبدیل کردن است   

چهل وهشت-(من ازبتهایی که به جای خدا می خوانید دوری می کنم وپروردگار خود را می خوانم امید که چون اورا می خوانم از درگاه لطفش محروم نگردم.) سوره مریم . آیه چهل وهشت

چهل ونه-(ومشرکان به غیرخدای یکتا خدایان باطلی را اختیار کردند تا سبب عزت دنیویشان گردند. چنین نیست بلکه بزودی ازپرستش آنها روی بگردانند وبه خصومت با آنها برخیزند .) مریم.آیات هشتاد ویک وهشتادو دو

پنجاه-( الله .خدای واحد که خدایی جز اونیست .نامهای نیکو مخصوص اوست .) طه آیه هشت

پنجاه ویک-(خدای واحد من هستم هیچ خدایی جزمن نیست پس مرابپرست وبه  یاد من نماز را به پا دار)طه آیه چهارده

پنجاه ودو-(همانا خدای شماخداوندی است که خدایی جز اونیست که علمش برهمه چیزمحیط است.)نودوهشت سوره طه

پنجاه وسه-(یادرزمین خدایانی برگرفته اندکه برانگیزاننده آنان درقیامتند .اگردر آن دو( آسمان وزمین )خدایانی جزخدای واحد وجود داشت هردوتباه میشدند پس خداوندعرش ازتوصیف آنان منزه است .) آیه بیست ودو از سوره انبیاء

پنجاه وچهار-(آیامشرکان جزاوخدایانی برگرفته اندبگو.برهانتان رابیاورید.این کتاب سخن کسانی است که بامن هستندوسخن کسانی که پیش ازمن بوده اندامابیشترشان چیزی ازحق نمی دانند وازآن اعراض می کنند.)

 سوره انبیاء.آیه بیست وچهار

*چرا این همه اصرار درتکراراهمیت  استقامت درتوحید. پس چرا ما انسانها پند نمی گیریم؟چرا ما انسانها نمی توانیم بپذیریم که الله هیچ  نوع شرکی را نسبت به خود نمی پذیرد؟

پنجاه وپنج-(ماهیچ پیامبری راپیش از تونفرستادیم مگرآنکه به او*وحی کردیم که ابلاغ کند هیچ معبودی به جزمن نیست پس فقط مراپرستش کنید.وادعا کردندخدای رحمان فرزندی(چون عیسی مسیح وعزیرویا ازجنس فرشتگان )اختیارکرده است.خدای سبحان ازاین *اوهام مبراست .آنها فقط بندگان گرامی ومحترم خدا هستند .درسخن گفتن از خدا پیشی نمی گیرندوهمواره به دستور اوعمل می کنند .خدا ازآینده وگذشته اشان باخبر است وآنها شفاعت کسی را بدون رضایت واجازه خدا نمی کنند.وهمواره ازهیبت اوبیمناکند.بی شک هرکس ازآنها بگوید بجز الله .من هم * خدا هستم جزایش جهنم است وما این چنین کیفرظالمان را می دهیم .)

سوره انبیاء . آیات بیست وپنج .بیست وشش . بیست وهفت . بیست وهشت وبیست ونه

* نشانه ومعجزه پیامبران ووحی است وحی به توحید .دراین آیه هیچ مبالغه ای نمیشود والله مستقیما خودش به دفاع از وحدانیت خودسخن می گوید وپیامبرانش را ( در اینجا مسیح س )و یاعزیریکی از ایمان آورندگان .وملائک را بندگان خود می خواندوبه گویایی پرستش آنها را به عنوان جانشینانش ( به روش جانشینی در سلطنت ) رد می کند وآنرا یک وهم می خواند بندگانی محترم که نمازوعبادت الله را قربانی حکومت جهنمی خود نمی کنند وبه جای تاکید ودستور به فرمانبری مردم از خودشان آنها را به سوی الله می خوانند هیچ کدام از این بندگان محترم هم نمی توانند به جز الله آنها هم خدایی می توانند کرد از اهل جهنم خواهند بود ........

.براستی با تلاوت چنین آیاتی از قرآن بزرگ آیا شایسته است که ماایرانیان دروهم زندگی کنیم . چرا؟

پنجاه وشش-(بگوکیست که بتواند شماراازمجازات شبانه  روزی خدای رحمان محفوظ بدارد؟ با این وجود آنها ازیاد پروردگارشان روی گردانند. شاید به جزالله خدایان دیگری دارند که ازعذاب الهی مصونشان میدارند بدانید که آن خدایان دروغین توانایی مراقبت ازخودرا ندارند چه رسد به دیگران .ازجانب ما نیز پناهی نخواهند داشت.)

سوره انبیاء . آیات چهل ودو .وچهل وسه.

*این چگونه است که ما الله را فراموش می کنیم ؟چرا خدایانی را تنها میشوند نمی بینیم . چرا نمی بینیم که مشرکین وکافران نیز آنها را تنها می گذارند . چون آنها را پناه خود نمی دانند ؟ چون آنها را ایده آل در تکامل وبرترین نمی دانند ؟ چون الله برتر است .؟ وآنها را نیازمند به الله می بینند ؟ مشرکین نیز  باهمه وهمی که دارند دوست می دارند به الله نزدیک بشوند ؟ آیا شیطان در آرزوی برتری  برانسان ونزدیکی وقرابت به الله نیست اما شیطان از درگاه الله طرد شد پس این خدایان نیز مطرود خواهند بود .شیطان خود را خدا می داند . شاه خود را خدا می داند . فرعون خود را خدا میداند . ( ولی ) خود را خدا می داند . نمی داند؟وکم کم به گمان من این باشد که رییس ؟؟؟... نیز دارد ... نمی کنند ؟ پس چرا ما ایرانیان باید تاوان یک انتخاب .یک رای را با مرگ حق طلبان .تجاوز به نوامیس مردم . زندان و با باطوم  وشکنجه وعدالت اجباری و.......... تجربه کنیم.؟چرا؟ ایرانی قربانی خدایگانی میرا.میرا.

پنجاه وهفت-(ابراهیم گفت پس چرابجای خداوند چیزهایی رامی پرستید که نه .می توانند به شما سود برسانندونه زیان .وای از انحراف شماوازمعبودهای دروغینی که بجای الله می پرستید چرا تعقل نمی کنید؟)

انبیاء آیات شصت وشش . شصت وهفت

*برای نجات از انحراف از توحید.توصیه ابراهیم است به مشرکان وکافران  فقط یک راه. تعقل .بیداری.هوشیاری

پنجاه وهشت- ( برخی مردم فقط خدا را از روی حرف می پرستند اینگونه آدمها هر وقت خیری به آنها رسد نسبت به الله آرامش واطمینان پیدا می کنند وهر گاه بلایی دامنگیرشان بشود از الله روی برمی گردانند .این چنین کسان هم در دنیا وهم درآخرت زیان می بینند.زیانی که کاملا آشکاراست.به غیر ازالله چیزهایی را برای نجات و آرامش خود می خوانند که هیچ سود وزیانی برایشان ندارد.بدانیدکه این اعماق گمراهی است.حتی کسانی را برای نجات خویش می خوانند که ضررشان  نزدیک ترازنفع شان است بی شک چه بد *ولی وهمنشینی را انتخاب کرده اند .)

 سوره حج . آیات یازده .دوازده . سیزده

پنجاه ونه –(همواره ازیکتاپرستانی برای خدا باشید که هیچ نوع شرکی به اونمی ورزند زیرا کسی که به خداوند بزرگ شرک بورزد همانند کسی است کهاز آسمان سقوط کرده در بین راه پرندگان اورا بربایند یا طوفانی اورا به محلی دور دست پرتابکند .آری هرکس شعائر الهی ( اوامر الله) را بزرگ ومحترم شمارد بداند که این کار نشانه تقوایی است که در دلش خانه کرده است .) حج .آیات سی و یک وسی ودو

شصت –(ونیز بدان سبب است که خداوند بزرگ حق است وغیر از او آنچه را که نجات بخش می خوانید باطل است وخداوند بلندمرتبه وبزرگ است .) سوره حج آیه شصت و دو

شصت ویک-( آنها بغیر از خداوند چیزهایی را می پرستند که هیچ دلیل آسمانی نداردوبرآن نیزآگاه نیستند حقیقتا ظالمان یاوری ندارند)سوره حج . آیه هفتادویک

شصت ودو-( ای مردم برای شما مثالی زده شده است .به آن گوش فرادهید .کسانی راکه بجای الله به خدایی می خوانید هرگز توانایی خلق یک مگس را هم ندارندحتی اگر همه شان جمع شوند ودست به دست هم دهند اگرمگسی چیزی ازآنها برباید نمی توانند ازاوپس بگیرند .هم طالب وهم مطلوب  هردوناتوانند) سوره حج. آیه هفتادوسه

 

***و توصیه وحکم الله به ایمان آورندگان درجهاد برعلیه شرک وکفر

(درراه خداآنگونه که شایسته است جهاد نماییدزیرا اوشما راانتخاب کرده است .بدانیدکه دین هیچ مشقت وسختی برایتان قرارنداده زیرا همان آیین پدرانتان ابراهیم است.اوهمه شما را مسلمان نامیده چه درآن زمان وچه دراین زمان تا پیامبر گواه والگوی شما باشد وشمانیز گواه والگوی همه مردم پس نماز بپای دارید وزکات پرداخت نمایید وبه خدا توسل جویید که او دوست وولی شماست وخدا چه دوست وولی خوبی است .) حج .آیه هفتاد وهشت

 

***درکتاب ما مسلمانان دین محمد ص از این آیات فراوان دیده میشود. که همه ازتلاش خستگی ناپذیررنج وغم پیامبران برای نجات ماانسانها ازجهل .ارتجاع .بندگی وبردگی میگویند . همه ادیان الهی کم وبیش در مسیر این هدایت به راهنمایی انسانها درانتظارند . زمانی است که دیگر تکیه به همنوع راه نجات  ازسقوط درانسانیت نیست . مسلمانان( اهل تسلیم درهمه ادیان الهی ) به حج می روند وخود را به آغوش سیال نور می سپارند .به نماز می ایستند وبا الله به ارتباط معنوی می پردازند . ماه رمضان را با لبانی تشنه به تلاوت آیات کلام الله به امید لذت یک دم خلسه در این آیات به تقوی پناه میبرند . به زیارت اماکن مذهبی  رجوع می کنند .مساجد را خانه الله می دانند اما .اما

 

*همه گویی درخوابیم .درخواب یک رویای گمشده در بیداری .رویایی به نام بهشت . خواننده خوب تا مادام که ما اجباری کردن اصل ولایت فقیه را درصدرحقوق انسانی وشرعی خود مستند بدانیم ویک انسان همنوع را جانشین الله درزمین بخوانیم نتیجه حج زیبای ما نمازعاشقانه ما.رمضانهای تشنه کام. در آرزووحسرت بهشت بودن بعد از عمری زندگی درسایه دین؟. زیارات ما.اعتکاف ما.ازدواج ما. حتی شهادت ما. و...... براساس شرک وکفراست .نتیجه اش باطل است .دوزخ است  واین سوآل را ارجحیت می بخشد که آیا برای بازگشت از(اعماق گمراهی )مهلتی هست ؟

بحث و مجادله در قاب ارتداد ومن همچنان ادامه دارد      

                                 *************************************

ورویا. رویای صادقه                    (بن بستی درنور)

 

**درخوابم.ودر خواب با خانواده همراهم .آقای خانه می گوید مگر قرارنبود به بازار بروید نمیدانم  اوچه عجله ای دارد که فی الفوردراتومبیل را بازمی کندومی گوید سوار بشوید برسانمتان .ما هم ( من وپسر کوچکی که حدود هفت سال داردومن دراین رویا اورا پسر خودم می دانم.) در راه که در آسمان بود مدام به آنچه می خواهم از بازاربخرم فکرمی کنم .همه چیزسریع اتفاق می افتد.من که نمی توانم به یاد بیاورم چگونه ازاتومبیل پیاده شده ایم.از دوسه پله بالا وبه بازارواردمیشویم این بازاردر جای بسیاربلندی مثل آسمان است ودوسه پله می خورد .گفتم که ما با اتومبیل در فضا و آسمان حرکت میکردیم پس این بازار دوسه پله ای بلندتر از آسمان باید باشد.خودم وآن پسر بچه را می بینم که در بازار هستیم وگیج تماشای اجناس دستفروشهایی با قیافه هایی عجیب. ابروهای عجیب .لباس عجیب .قبا مانند و نباتی رنگ .با چپیه هایی که به دور سرشان پیچیده بودند وگاها صدای زنان نیز در همهمه سروصدای فروشندگان مرد از دور ونزدیک شنیده می شد . اه چه جالب . من از این ؟لباس حتما باید بخرم اما حیف است در این بازار اجناس زیادی است ومن فکر می کنم خیلی زود آن مقدار پولی که برای خرید با خود آورده ام با ولخرجی از دست بدهم .این فکری است که با خودم می کنم وبه پسر بچه هم می گویم . آیا اوپسر منست؟گاهی با تعجب به اوخیره میشوم .اما بلوای بازار نمی گذارد برآن که می بینم بخوبی تمرکز کنم واو را دریابم .(خوب چه باید بکنیم .بهتراست پول را به این آقای فروشنده به امانت بگذاریم وبعد که برگشتیم آن را پس بگیریم؟)اما در جلو چشم فروشنده پول را زیر یک تکه پارچه که روی البسه نوپهن کرده تاکثیف نشوند می گذارم .هوا خنک است وروشن .ومن شادابم .ازدرآنجا بودن لذت می برم حجابی هم ندارم .(اینها برای من علامت خوبی است ).شادابی درهوایی سکرآور.دستفروشها تک وتوک اجناسشان را روی زمین ولو کرده اند واما پول ما نباید گم بشود .این را به پسرم ؟ می گویم .وشروع می کنیم به قدم زدن ورفتن به سوی اوج شلوغی بازار .اما ما دیگردرآنجا نیستیم .بدانجا وبه آن سوکه قدم گذاشتیم وارد دنیای دیگری شدیم که حضور ما دیگر در آنجا دیده نمیشد.گویی ما غیب شده بودیم در یک فضایی که بسیار روشن بود بطوریکه هر چه وهرکه در ان قدم می گذاشت در روشنایی آن دیگر دیده نمیشد . این روشنایی مانند دیواری بازار را از آن قسمت که نه راهش پیدا بود ونه  چیزی دیده میشد جدا میکرد . یکباره یک حس مثل آنکه در یک آب خنک یا مه غلیظ اما نسبتا سرد محوشده باشیم درمن زنده شد.چه فضای خنکی.هیچکس دیده نمیشود بازار .مردم . دستفروشها . یک حس مثل غرق شدن خود خواسته دریک آب خنک که از * روی زمین تا آسمان ادامه دارد( ببینید روی زمین ونه در گودی یاچاه یا حتی دره وچاله )مرادرلذتی عمیق فروبرد. گفتی  این دیوار خنک که میشد وارد فضای نامریی آن شد ودر عرض زمین کشیده شده است از آسمان تا روی زمین ایستاده باشدو من خودم را دیگر نمی بینم .

آه این ماییم ازدرون این دیوارخنک بیرون می آییم .پسرک گویی چیز .حسی را تجربه نکرده است اما من سرزنده تر ازقبل از دیوار بیرون آمدم دیواری از هوا .دیواری که جز نوری چون مه از آن چیزی نمی توان دید .باز بازار که روبرویمان است بله دیوار بن بست این بازار بوده است یعنی ما در بن بست بودیم .بن بستی از خنکای هوایی دلپذیر؟به خاطرم امد که باید برگردیم .اه بله باید پول را از دست فروش پس بگیریم . بالای اجناس اورفتم .مرد دستفروش  لحظه ای بود یک لحظه نبود.اما هر بار که غیب میشد ودوباره حاضر میشد متوجه میشدم که با دقت حرکات مرا تحت نظرش است . من هم که اصلا بی خیال این رفت وآمدهای غیبی او بودم فکر میکنم دیگر جزو عادتم شده است که چنین کارهایی را در رویا ببینم وتعجبی هم نکنم .تکه پارچه را از روی پول اسکناس برداشتم .وقتی تکه پارچه را بالا آوردم  تا پول خودمان را ببینم وبردارم یک اسکناس دیگر که گویی به تکه پارچه چسبیده بود باتکانی از پارچه به روی اجناس مرد دستفروش افتاد اما من آن را برنداشتم ودست دراز کردم که فقط پول خودمان را بردارم . مرد دستفروش که تا به حال حرفی نزده بود گفت ((می دانستم که اوحلال وحرام خودش را می داند )) ما به بازارمیرویم . بازار .

اما حالا داریم برمی گردیم چرا از خرید در بازارهیچ چیز باید ندانم .نمی دانم . اه اینجا دیگر کجاست؟ همان پله هاست ودر چوبی که از آنجا وارد بازار شده بودیم ومن درهنگام رفتن به بازار اصلا متوجه وجود آن نشده بودم .عجیب است .عجیب است آن مرد دستفروش هم مثل دربانها روی یک صندلی نشسته است درست کناردر واز داخل.باحیرت نگاهش می کنم اما خوب ما باید از بازار برگردیم  با دیدن مردکمی ترسیدم مگراو در بازار نبود پس اینجاچه کارمی کند ( دلیل غیب شدنهای گاه وبیگاه او شاید این بوده باشدکه می تواندهرجا خواست برود وسریع برگردد) پسرک پایین آمد اما من فقط پایین آمدن از دوپله اورا دیدم ودیگر اورا ندیدم یکباره غیب شد.من هم باید از بازاربیرون بروم وقتی قدم جلوگذاشتم که بطرف در بروم پایم به چیزی گیر کرد .سکندری خوردم .نزدیک بود بیفتم اما نه ایستادم .حالا روی اولین پله درگاه اولین قدم را گذاشته ام تا از آنجا پایین بیایم یک مرتبه درهوا ولو شدم وغیب شدم .مثل اینکه به یک جایی افتادم . هوا روشن است وخنک حتی اکنون که دارم ازآسمان پایین می افتم واز افتادن نمی ترسم.

**آه من برگشته ام به جسم تاریکم وماهردوبیداریم .هواخنک است.سحراست ومن باید به دیدار آن تنهاغایب هستی بخش بروم . به دیداراوکه در رویا هست ودربیداری هست وهمان اوکه درسحراست.

*یک توضیح هم در اینجا لازم است که درمورد ( روح ) داده بشود .روح که برای اولین باردرعرش موجودیت یافت ونیمه دوم وجاودانه جسم فانی ماشد. در سوره حج وآیه هفتادوهشت الله از انتخاب ایمان آورندگان می گویدبه عنوان انسانهای  گواه والگو.ببینید الله ستمکاران .منافقین .مشرکین .کافران را به عنوان گواه والگو ردمی کند ومرتد می داند وآنها را رها شده میگویدوهم اینان سهم شیطان ومنتخبان شیطان هستند .ولی حتی در صورت واگذاری آنها به شیطان نیز الله برآنها قدرت جبری دارد هم الله آنها را به همراه شیطان به جهنم می فرستد . پس الله برجسم وروح ما احاطه دارد .بعد ازمرگ جسم ما روح به برزخ میرود .شرایط زیست روح در برزخ بسیار خاص است .فضایی بدون هوای تنفسی .خفقان آورکه تحمل آن برای جسم مقدورنیست واگرازمن منتظر بپرسند برزخ بکجامی ماند؟پاسخ من اینست شایدکره ای دیگرمکانی دیگرباشددرسطح بالایی ازفضای ما سرشارازبخارات وگازهای گرم که آنطورکه من حس میکردم نم ورطوبتی هم درآن وجود نداردوتنفس این هوا هم برای انسان نفس گیر وغیر قابل تحمل است .ودراین هوا انسان زنده بسوی فضای بالا ترکشیده میشود بدون اراده وآگاهی .شایدکه بدلیل تحمل چنین هوایی باشدکه برای موجود زنده بسیارسخت است .بعضی از افراد مدعی میشوند که می توانند روح را در زمین ودرمحل زندگیشان احضار بکنند. واین در صورتی است که روح بعدازمرگ حتما برای ادامه بقا باید درشرایط ویژه ای چون برزخ به زندگی ادامه بدهد واحضار روح درزمین جز دراراده وقدرت الله نیست اوروح را دمیده است الله روح را تا روزندامت قیامت زنده نگاه خواهد داشت وفقط اوبرروح احاطه داردحتی اگراراده الله برآن باشد که روح را به جهنم ویا بهشت بفرستد .پس ادعای این گروه افراد نیزدروغین وارتداد محسوب میشود. واما احاطه وحکمفرمایی یک نفرانسان به عنوان ولی .شاه .فرعون برجسم وروح یک انسان وانسانهای دیگر به هردلیل وعنوانی نیز ارتداد خوانده میشود .تنها موجودیت قادری که می تواند برانسان حاکم بشود همانا الله نور می باشد.

    **درخوابم .هرجایی میروم اماگویی نباید ازآنجاچیزی بدانم .آنجاهم روشن است خنک است اما درش را بروی من بسته اند خودم به تنهایی آنجایم .صدایی می آید .نجوایی از دور .صدای اذان است . لحظه به لحظه صدای اذان زیادتر وتعدادشان بیشتر میشود من از آنجا آمدم . آه مرا صدا میزنند . ملائک را می گویم . مرا رها نمی کنند .اوامرکرده است که من باید از خواب بیدار بشوم . صدای اذان بلندتر میشود گفتی آمده اند در گوشم ندا می دهند .

*بیدارشده ام نیم ساعت ازاذان صبح گذشته است هواهمچنان تاریک است و این صدای چیست؟ صدای ساعت است که دیشب کوک کرده ام وصدایش گویی ازدورهافاصله به گوشم میرسد.من درکنارصبحم .والله خاموش ومهربان در همین نزدیکیهاست  

                                     ************************************************

منتظری در انتظارنور

                                                               بسم الله الرحمن الرحیم

(واین قرآن ازسوی پروردگارجهانیان نازل شده است. روح الا مین آن را نازل کرده است .آنهم برقلب توتا اینکه مردم را نسبت به دستاوردشان هشداردهی. آن را به زبان عربی واضح وروشن نازل کرد.نشانه های آن درکتب آسمانی گذشتگان موجود است . آیاهمین نشانه کافی نیست که علمای بنی اسراییل ازآن بی خبرند. اگرآن را بریکی ازعجمان نازل کرده بودیم . واو ( پیامبر) آن را برایشان می خواند قطعا ایمان نمی آوردند .ما این چنین قرآن را برقلبهای مجرمان نفوذ می دهیم .آنها به آن ایمان نمی آورند مگرزمانی که عذاب دردناک را با چشم خود ببینند .آن عذاب ناگهان آنهارادربرمی گیرد درحالیکه کاملا غافل وبی خبرند .ومی گویند آیا به ما مهلتی خواهند داد ؟ خدا گوید آیا باز نسبت به عذاب ماعجله می کنند ؟ دیدی سالهادر زندگی دنیا ازنعمتها برخوردارشان کردیم . وبالا خره عذاب الهی که به آنها وعده داده شده بود گرفتارشان کرد.وآن نعمتها که دردنیا داشتنداینجابه کارشان نیامد.مااهل دیاری راهلاک نکردیم مگرآنکه قبل ازآن هشداردهنده ای برایشان فرستادیم تا حقایق را یادآورشوند وماهیچگاه ظالم نیستیم. این قرآن را شیاطین نازل نکرده اند. آنها شایسته اینکارنیستند وقدرتش را هم ندارند.شیاطین ازشنیدن وحی واسرارآسمانی محروم شده اند .پس هیچگاه خدای دیگری را با الله مخوان که مستحق عذاب می گردی. خویشاوندا ن نزدیکت را هشدارده ووبرای اهل ایمانی که ازتوتبعیت می کنند نهایت احترام را قائل شو.واگراز فرمان توسرپیچی کردند بگومن ازعملکرد شما بیزارم . وبرخداوند قدرتمند وبا گذشت توکل کن .همان خدایی که هرگاه به عبادت می ایستی تورا می بیند وحرکت تورا میان سجده کنندگان نظاره میکند .براستی اوشنواوداناست .

الله براستی شنوا وداناست .او صدای ضجه مردان وزنانی را که در زندانها به آنها شکنجه می دهید .تجاوز می کنید .عذاب می دهید می شنود اما نمی ترسد .الله صدای خدای زمینی شما را می شنود اما نمی ترسد . الله اه وناله دردمندان مسلمان ( همه ادیان ) را در سرتاسرجهان خاکی می شنود اما نمی ترسد .نجواهای بیهوده شما رابر سر قدرت حکومت بر مردم مستضعف ( باتوجه به آیه قرآن ضیف نگه داشته شدگان درجهل .فقر .و....) را می شنود اما نمی ترسد .الله صدای بی امان بمبهاراکه بر سربیگناهان و مسلمانان فرومی افتد می شنود اما نمی ترسد .الله از سوزاندن قران در ناکجای این خاک ( می داند ) اما نمی ترسد الله از تحریف قرآن از سوء استفاده از نام محمد ص ودین او برای  فریب عوام ( می داند) اما نمی ترسد .الله از لحظه ای که سر یک انسان حق جو را در نجاست توالتهای زندان فرو می کنید در حالی که او شاید در عمرش یکبار نیز مزه نجاست را بر خود تحمیل نکرده است می داند .اما نمی ترسد الله از اینکه یک قوم مشرک وکافر چون شما را به هلاکت برساند نمی ترسد .الله از اینکه در یک کشور مسلمان برای مردان وزنان خانه عفاف بسازید نمی ترسد .الله ازاینکه جهالت را بجای بصیرت بر مردم قالب کنید نمی ترسد الله از افشا ارقام وآمار اشتباهات وگناهان بندگانش اگر بر همه آشکاربشود نمی ترسد .الله ازاینکه در خاکی که به مخلوقات هدیه کرده است از گناهان کبیره ای چون تجاوز ودزدی وتقلب وقتل و.......آمار وارقام به دست مخلوقاتش بدهد نمی ترسد . .الله از اینکه در ماه حرام با جعل آیات قران به کشتار بیگناهان بپردازید نمی ترسد .الله از اینکه چه کسی را به جای حق وچه کسی را در زندان وحصر ببیند نمی ترسد.الله از این که هر روز یک خدای زمینی بر مردم یک دین جدید عرضه کند نمی ترسد . الله از اینکه سپاهیان بی ایمانی را ببیند که با باطوم واسلحه بر سروروی مردم می کوبند.نمی ترسد . الله از اینکه عده ای پرستندگان خدای زمینی از یاری مهدی ع بگویند وآماده کردن زمینه ظهورایشان را به دنیا وعده بدهند نمی ترسد . الله از بخشش بی حد وحصر اموال مردم واز دیدن مردمی که در فقر دست وپا می زنند می داند ونمی ترسد.الله از آزاد کردن ازدواج همجنس بازان توسط نمایندگانی که هرکدام از دینی الهی پیروی می کند می داند ونمی ترسد . الله از اینکه به بهانه دفاع از منافع یک کشور مردم کشور دیگری قربانی بدهند نمی ترسد .الله از اینکه ( من ) به جای میلیونها نفر همزبان یک رای بدهد وخود را منسوب به پیامبرش بداند نمی ترسد . الله از ریختن بمبهای شیمیایی بر سر بی دفاعان در جنگها توسط سردمداران علم ودانش می داند اما نمی ترسد.الله از آوارگی مردم  ایران .سوریه و فلسطین و .وووو........می داند.می داند ونمی ترسد .الله از اینکه مردم با های وهوی حقشان را از مستبدان طلب کنند می داند ونمی ترسد .الله از اینکه  دنیا دوستان امام غایبش را وسیله تحمیل خواسته های باطلشان بر مردم خاموش بسازند  نمی ترسد . الله از دیدن هواپیماهایی که توان پرواز ندارندو توسط مستبدان به آسمان میروند و مردم را قربانی می کنند نمی ترسد .الله از اینکه نعمتهای سبزی وخرمی در زمین در استانهای ایران وجهان  آتش میگیرد ودود میشود وبه هوا میرود وهیچکس ؟ اینرا نمی بیند ونمی داند؟ نمی ترسد . الله از اینکه آرامش وخواب ظالمان با نام مهدی ع آشفته وپریشان میشود می داند ونمی ترسد .الله از دیدن کاریکاتور حضرت محمد ص ولوث کردن زندگی او توسط بندگانش نمی ترسد .نمی ترسد  .الله از اینکه هر روز خدایی از خاک سربلند بکند ونماز اورا عبادات اورا به باد افتضاح بکشد نمی ترسد . الله از تنهایی .تنهاشدن نمی ترسد .الله می داند ونمی ترسد اما شما ای حکومتگران نفرین شده ایران وجهان چرا شما با آنکه هیچ نمی بینیدوهیچ نمی دانید اینهمه می ترسید.شما ازچه می ترسید؟از خودتان؟ازدستاوردتان .برای بازگشت ازهرراه دوری به نزدیکترین امید هیچوقت دیر نیست .الله درهمین نزدیکیهاست .بیایید الله را دریابیم .

***((بروبه همه بگو هیچ ستم کاری تا قبل ازظهور من در دنیا روی آرامش نخواهد دید بروبه همه بگوتومیتوانی این کاررابکنی بایداین کاررابکنی به هرکه رسیدی بگو مهدی عج می آید))

وامروز بعداز بعد از دوسال تجربه رویای صادقه ( خسرو شیرین سخنان )وآنچه بر مردم ایران وجهان می گذرد

من منتظری در انتظار نوربا افتخارمی توانم بگویم

(بله بله ای غایب زمان ما می بینی .می بینی ؟من می توانم .)         

وتیرباستانی .  آقای روحانی اگر توسط یک مرد میانسال به یک دختر بچه چهارسال ونیمه  اقدام به تجاوز بشود .آیاشما این دختربچه راهم قربانی بد حجابی میدانید ؟. بعد ازسی ودو سال حاکمیت مطلق ( خدای زمینی) آیا زمان آن فرا نرسیده است که گاهی ازپنجره زندان اوهامتان به ایرانی که درساختن چهره زشت آن سهیم هستید نگاهی بیاندازید .آیا سکوت مردم برای شما حل مشکلات را آسان می کند ؟چرا شما ازسکوت رنج آورمردم خوشحال میشوید؟ چرا؟

ایران ما .خوزستان .

         مبعث آخرین پیامبر اسلام  محمد ص

                                             را به همه اهل تسلیم                

                                                        در سراسر گیتی تبریک می گویم

نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 22:14 توسط منتظر|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت