X
تبلیغات
رویاهای صادقه
http://radio.irib.ir/maaref/_uploads/newsPhotos/5301.jpg

 

 شکوه تولد (باقرالعلوم )

                 معنا بخش  مسیر راهیان علم نور بود

                                   کلید علم اوگشاینده  رازهای نور

                                         و بهانه ای برای حضور شهیدان

                                                                      در فردوس  

                                                                        ونام او درخاک

 ستاره آسمان چشمان 

منتظری درانتظار نور...دی کدام فردا؟ ؟؟؟وخوزستان سبزدرافسون فقر  

                         

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 22:6  توسط منتظر  | 

بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه ... خوابی ( تقسیم حساب  )

 سلامی به نوازش عطرنرگس ازخوزستان .سرزمینی  رویایی برای تولد ققنوسها

 

مدتی است دررنجم ازبحران حوادث و وقایع تلخ وهمینطورازبلوا وهیاهوهای تعمدی ومتاسفانه غرق درخون که  خود خواهی و قدرت طلبی عده ای ازتوهم آفرینان دامنه آن را روز بروز گسترده ترمی سازد . نگرانم از برای نسلی که در جست وجوی خود باید درهمه نه ها وبله ها به هوشیاری راه خود را پیدا کند اما افسوس که در خاک ما برای بیدار شدن هم باید اززور مداران ؟؟اجازه گرفت . برای پیدا کردن روزنه های بیداری باید مبارزه کرد . ای هم وطن من بیداری تو را تحسین می کنم .ازخود می پرسم که سهم ما ازاین همه داستان و از این همه بلواها و از این همه جاه ومقام در این کره هستی پس چه می باشد .؟عده ای از مردم بایدبه قتل؟؟ برسند عده ای باید خاموش بشوند بازندان با تهدید با تهمت وعده ای آواره کشورهای بیگانه وعده ای تبانی را انتخاب بکنند وعده ای را باید فراموشی با خود ببرد . و چون مرا ازجز کره زمین باتو همراه شدن و به ما پیوستن به امید آنکه ما پیروزیم

*صحبتی کوتاه با توای همراه ( ببینید درکلام الله مجید حتی درجلو نام پیامبر و پیامبران هیچ کلمه یا حرفی که مناسبت احترام را داشته باشد ذکر نمی شود پس واقعا از شما می خواهم این تعارفات کذایی را با نا م دام الظله  و عالی جناب و روح الفدا و دامه برکاته وسلطان و شاهنشاه و ....... را کنار بگذارید و یک بار هم که شده طبق سند قرآن عمل کنید پس ثبت دوحرف مخفف عج ویا ص و یا ع و... اگر درمطالب نویسنده  درکنارپیامبر یا معصومی می آید فقط به دلیل اعتماد قلبی نویسنده مطالب است وهیچ استنادی به قانون و مکتب اسلام  ندارد مکتب ما وسعت اندیشه و جهان بینی  بی همتا داردکه درقالب عده ای افراد خاص نمی گنجد .

*** و اما رویای صادقه که پاسخ الله به من منتظر بود در نگرانی از احقاق حق  مردم و چگونگی آن.

 

ایستاده ایم چند نفریم ودر واقع یک خانواده ایم وداریم برسرمسئله ای با هم سروکله می زنیم .چند نفر هستیم والبته همه زن  وفقط یک آقا که همه آشنا یند. زمین کوچکی است مثل یک سفره که پهن شده باشد اما این سفره علامت حیات و زندگی دارد .مثل کره زمین که آب و سبزه و کوه ودره در آن مانند گل بوته های نقاشی نفس می کشند همه نگاهش می کنیم وآقایی که درجمع حضور دارد طبق معمول همیشه سر وصدا و بلوا درست می کند که من فلانم و بیچاره و چنین و چنانم ( این روش همیشگی اوست که آب زلال را کثیف کند و از آب گل آلود ماهی بگیرد ) اورامی شناسم مثل کف دست . با یک حرف منطقی او را سر جای خودش می نشانم . او تا این زمان  با این روش خوب توانسته خودش را ازهمه مزایا یی که جق او نبوده  بهره مند کند یکی از زنان  که مثل آن عده خاص که دربالا آمد ادعایش می شود به این زمین کوچک با حرص نگاه می کند و می گوید (این قسمت مال من است ) به قسمتی که آن را می طلبد نگاه می کنم عجب نزدیک به دو سوم آن را می خواهد صاحب بشود .

نمی دانم چگونه به او بفهمانم که سهم همه ما در همین تکه کوچک زمین است  وطبق قولی که از صاحب زمین به من داه شده بخش سهم من بیشتر می شود .درمانده مستاصل شده ام جلو چشمانم دارند حقم را می خورند و چون بقیه با هم دستشان توی یک کاسه است زورم  به هیچکدام نمی رسد ونمی توانم ادعای حقم را بکنم .. چرا بعضی انسانها این قدر خود خواهند که چشمانشان را بر اصل آنچه ما به آن( حق )  می گوییم می بندند . به هرحال من هنوزدرتعارف وچه کنم چه کنم  مرددم که ناگهان نوری از سمت چپ مکانی که ایستاده ام توجه مرا به خود جلب می کند فورا بدان سمت نگاه می کنم اورا می بینم حضرت مهدی عج  راکه از بالا دارند به پایین می آیند گویی هوا یا آسمان چون پارچه ای دریده شده باشد و ایشان بامتانت و آرام به خاک قدم می گذارند  با آمدنشان نوری مشخص او را ازهمه اطراف جدا می کند . با برداشتن چند قدم به ما نزدیک میشود واما به کنار ما نمی آید حدود یک متر ونیم شاید بیشترازما فاصله دارد اما خوب معلوم است برای انجام کاری آمده است  چند نفر دیگردر کنارش ایستاده اند .اما ناگهان مردی ظاهر میشود مردی با لباس سفید که متاسفانه از کلامش چیزی نفهمیدم  ماجرای تقسیم زمین  ما خاکی ها را به حضرت گفتند آن آقایی که سفیدی لباس او چشم راخیره می کند کنار حضرت می ایستد و من می بینم که با سرودرحالیکه سرشان به پایین بوداز مرد سفید پوش پرسیدند   (( چه خبر است ))و مرد سفید پوش هم با نجوایی آرام به ایشان ماجرای  زمین ما خاکی ها را گفتند وایشان درحالیکه با اشاره سرشان ما را نشان میدادند به اوگفتند ((برو. وکارایشان را درست کن مواظب باش همه چیز را درست( به حق ) وهمانطورکه باید به آنها برسانی )).نمی دانم چقدرطول کشید اماغرق تفکر بودم که یکباره خودم را درجمع زنان وآن آقا یی که از اقوام بود دیدم وعجیب که آن آقای سفید پوش هم دربین ما ایستاده بود ودربین این جمع نور خیره کننده  او کاملا محسوس ومشخص بود ( آه شما از نورچه می دانید ) . ایشان ازآن عده که حدودچهارنفر می شدند پرسید که((چه می گویید)) ودرآخرهم سکوت کرد وآنها به اوگفتند که( عقیده او( نظرشان به من بود) این است که سهم بیشتری ازاین زمین را از آن خود می داند) و آن مرد سفید پوش با سرعتی آشکاردریک چشم به هم زدن درکنارمن ایستادوپرسید( تو چه می گویی )).ومن با ناراحتی گفتم که این زمین ( با دست حدوحدود زمین را نشان دادم )ازآن من است اما اینها (با سربه طرف چهارنفراشاره کردم)می گویند نه سهم توهمین قدر است با دست قسمت جزء زمین را نشان دادم وگفتم (خیلی کم است) درحالی که حق واقعی من این قدراست ( با دست وسعت آنرا نشان دادم ). همین که صحبتم  تمام شدچشمان آن مرد سفید پوش عجیب خیره شد وه این چشمها برایم آشنایند آه اوازما نیست او ملائکه ای است که درمیان ما ایستاده است و حضرت مهدی عج او را برای حل وفصل ادعاهای ما به اینجا فرستاده اند چشم هایش چشمهایش چشمهای پاک و بیگناه که می توانند اعجاز کنند جادو کنندمانند چشمهای عیسی مسیح س در آن چیزی غیر قابل بیان موج میزند چشمان او در صورت خیره شدن به چشمان آدمیان  خاک آنها را بی اراده ومنفعل می کند نام این قدرت چیست ؟از خود بی خود شدن .؟خلسه ؟ مسخ ؟..فقط می دانم که قدرت ونیرویی شگفت در اعماق آنها موج میزند  نیرویی که نمی توان در مقابل قدرت آن کاری انجام داد و او همانطور ایستاده در بین ما چند نفر به زمین خیره شد با ناراحتی وگلایه ازاو پرسیدم پس سهم من چه می شود؟ چه کسی سهم مرا از آنها خواهد گرفت ؟ و مرد سفید پوش در حالی که به زمین نگاه می کرد گفت که (( ببین سهم تو این است )) و من هم به زمین نگاه کردم . در جلو چشمانم  زمین که خیلی کوچک بود کم کم شروع به پهن شدن کرد و هر لحظه وسیع و وسیع تر شد به طوری که در انتها فکر می کردم که کرانه های آن با آسمان  آبی یکی شده است .با تماشای وسعت نامحدود آن با حیرت با خود اندیشیدم بله سهم من بسیار زیادترازهمه آن زیاده خواهان است .

 

*رویای خواب مرا خواندیدبرای کمک به نتیجه آن برای ما همین قدرکه حق عاقبت به حق دارخواهد رسید ولو اینکه حامیانی قوی ( دهن پرکن )هم درپی انکارآن باشند اما باید بدانید که این خواب علاوه براحقاق حق مظلومین معانی دیگری هم برای این منتظردربردارد و آن اینکه این ملائکه ای که به این خواب آمده بودند همان عزراییل بودند چون با معجزه چشمهایشان آشکارا زیاد شدن خاک را به این حقیر نشان می دادند و زیاد کردن خاک مترادف با مرگ انسانها و زیاد شدن خاک می باشد ( به سوی مرگ زیستن )و دیگر آنکه این ملائکه با زبان بی زبانی به من منتظرگفتندکه این همه خاک که علامت خاک شدن اجساد درگذشتگان ما است نشان می دهند که بیشتر مردم کره خاک از گروه انسانهایی هستند که مظلوم واقع شده اند ومنهم مانند آنها حقم ضایع شده است وروزی خاک از آن مستضعفین ( از همه لحاظ ضعف فرهنگ مادیت و کرامت و رشد تکاملی) خواهد شد و این یک تقدیرالهی است ونیزاعتماد نکردن به دنیای  فانی است که ما درآن زندگی می کنیم و آنچه می بینیم چون در واقع همه آنچه که می بینیم به حق درجای خود قرارنگرفته است .وعدل روزی که زمین و آسمان یکی بشودوروزحساب برسد به حول و قوه الهی در تمام خاک برقرارمی شود

  

 چرا  قتل بی گناهان ؟ چرا قتل بیداران ؟چرا تجاوز؟چراهیاهو؟چراگرانی ؟چرافقر ؟چرا یارانه ؟چرا تهدید ؟ ارعاب ؟ تهمت ؟بمب ؟ تخطئه افکار؟ تخریب افکار؟ زور؟تبانی؟ سانسورافکار؟ چراسیاهی؟مواد مخدر ؟چرا نسل کشی ؟ترویج فحشا ؟ ترویج فساد ؟چرا اسلام باید قربانی شما بشود  ؟ چرا اسلام ؟چرا فراموش می کنیم روز حساب نزدیک است .چراآتش؟چرا در آتش؟

***

ومن الناس من یقول آمنا بالله  والیوم آلاخر و ما هم بمومنین . وعده ای ازمردم می گویند ماخدارا باور کرده ایم و پذیرفته ایم که روزحساب رسی وجود دارد درحالی که چنین باوری دروجودشان نیست

 

یخدعون الله والذین امنواوما یخدعون الا بانفسهم وما یشعرون .تصور می کنند با این اقراربی محتواخدا واهل ایمان را فریب می دهند اما کسی جزخودشان را فریب نداده اند شعوردرکش را ندارند

 

 فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا ولهم عذاب الیم بما کانوا یکذبون .مرکز ادراک و فهم شان آشفته وبیمار است وخداوند این بیماری راوخیم ترکرده وبه خاطردرغگویی ونیرنگ شان عذابی دردناک درانتظار آنهاست

 

و اذا قیل لهم لا تفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون.وقتی به آنها گفته شود تباهی وپلیدی را درزمین ترویج نکنید مغرورانه جواب دهند ما درست کارو خیراندیشیم .

 

الا انهم هم المفسدون و لکن لا یشعرون .بدانید وآگاه باشید که آنها مفسدند وچنان غافلند که حتی خودشان هم حس نمی کنند.؟؟؟       (آیات هفت تا یازده سوره بقره  قرآن کریم)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 9:56  توسط منتظر  | 

بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه .... قاب وارونه (اکثریت)

و سلام اگرچه بی پاسخ

این نوشته به توصیه آقای غایب زمان مهدی عج و امید همه مسلمانان جهان در اینجا آورده می شود والله نور در نیمه شب مطلبی را ازذهن وخاطرمن حقیرگذراندند که درلابلای این نوشته با قلم ناتوان این نویسنده به چشم حقیقت بین شما هدیه می شود وبا چهار ستاره مشخص گردیده است .

 

در سرزمینی بدعت شد که حکومت آن مدعی انکارنا پذیر برعلیه بدعت بود چگونه ؟بخوانید آنچه من در اینجا آورده ام شاید شما راهم اقناع کند .

درباورما بدعت شد البته چند بدعت ومن یاد کردم تفسیر آیه صم بکم لایعقلون را

ما برای بحث خود حضرت علی ع را مرکزهمه نظرها قرارمی دهیم چون سیاست مداران ما مداوما ازعلی ع به عنوا ن الگو یاد می کنند(؟؟؟؟)

برای شرکت در رزمایش کاندیداتوری حکومت عهد علی ع چهار نفرهستند که از میان بزرگان  ارجعیت آنهاباید به شور گذاشته شوند  ( درست شبیه به وضعیت انتخابات ما اما در قالب افراد دیگر)علی ع وعمر وابوبکروعثمان دراین مثال کاندیدای  برنده اماقربانی را به جای حضرت علی ع فرض می نماییم ( کاندیداها به فرض دراینجا جایگزین میشوند وباید جسارت مرا ببخشند )...و عجیب اینکه زورحامیان کاندیدای مخالف با علی ع بر آراموافق برصلاحیت  حضرت علی ع می چربد علی چه می کند؟علی ع گوشه نشین می شود . ونه حکومت  برمردم را غصب میکند ؟ نه خط ونشان میکشد و تحقیرشان میکند ؟اما در انتخابات فرمایشی کشورما می بینیم آن کس که خود وحکومتش را دربه ظاهر؟ مسیرحکومت علی ع می داند؟؟؟؟ بر سرکارمی آید وشکست خورده رییس جمهور می شود؟یعنی راه علی ع را دور میزند و می بینیم این شخص نا آگاهانه با احراز برتری؟ خود را برعلی ع ابراز می کند . ببینید تفاوت این انتخابات  مارا با انتخابات زمان این حضرت . علی ع هم  با آنکه می توانست روسا رابخردو تبانی بکندزوربگوید و برعلیه مخالفان برخیزد اما با احترام و صبر گوشه نشین می شوداین احترامی است که علی ع به شخصیت یک مسلمان راستین می گذارد و خود راوابسته به دنیا نکرده ودر نهایت آگاهی قربانی رای اکثریت می شود. باید مردم اورا بخواهند تا بتواند برآنها حکومت بکند یاخیر؟.علی ع حق راخوب  می شناسد مرد کوچکی نیست تاریخ اسلام و جهان او را باور دارند او همان برگزیده امامتی است که با معرفی محمد ص باید در میان مردم مسئول و مبشر فداکار اسلام باشد اما اما م خود راکنارمی کشد ازگود رقابت  ناخواسته حتی  از گود حق وازمسیرظلم برمردم این ازآیین آموزش اسلام برای شایستگی حق حکومت  به قرنهای آینده محسوب میشود که همیشه نگرانی خود را از پایمال شدن حق مردم به این صورت نمادین نشان داده اند .

 حال می بینیم در کشور ما کاندیدای مغلوب به حکومت میرسد * این اولین بدعت است

ببینید چنین شخصی راعلی ع قبول ندارد چون خودش را چون مردم به حکومتش راضی نشدند به عنوان حاکم امورات مردم قبول نداشت و به همین دلیل کنار کشید. رای رای مردم است .  چرا ما باید اشتباهی را بکنیم که امام نخستین و ولی اسلام آن راتایید نمی کند این یک بدعت است  وقوف به اینکه امام حسن ع به خاطر مردم صلح را پذیرفت . یک هشدار برای ما مسلمانان است که برای پیشرفت یک جامعه اسلامی رای مردم را محور قرار بدهیم ونه سلیقه های شخصی را .همه تاریخ با علی  ع است  اما تحجر و تجاهل امان مردم را بریده است و روزی که علی ع در خون خود می غلطد تاریخی میشود برای دوباره بینی در اندیشه ها و اعتقادات و اسلام علی ع که مصادف ومترادف با( کلمه حق ماندنی )می گردد می باشد. در این هنگامه افرادی هستندکه می بینند علی ع را از حق طبیعی ومردمی ساقط کرده انداما تعصب نمی گذارد این علی ع رادر این روزهای شکست بفهمند پیدایش کنند شاید به یاریش بشتابند حق . حق است هرجا باشد در دست هر کسی می خواهد باشد مسئله یافتن علی ع است مسئله تمکین به وظیفه شرعی است که بعضی ازما در این برهه زمانی به دلیل آنکه فکر می کنیم آنچه ما می خواهیم ولو غلط ولو از روی تجاهل باید براکثریت نیز اهمال بشود چه بخواهند چه نخواهند حرف حرف زور است واینان نمی فهمند  نمی خواهند باور کنند که علی را در مسیر اندیشه های غلط جاهلیت زمانه ما گم کرده اند ابراز حق می کنند اما حق را باور ندارند اینان علی ع واقعی را که برای حق به محراب شهادت نشست با جان ودل نابود می کنند قربانی می کنند .چگونه ؟ در جایی در اسلام که علی ع به عشق مردم خود راکنار می کشد وبه نوعی برای احترام واعتبار مردم از حق آنها دفاع می کند به دلیل آنکه بهشت ودوزخ خود را در دست مردم می داند وبه ما می گوید این امت امت الله نور است از آن او است چه مرا بخواهند چه مرا نخواهند فقط آنچه می خواهند برای من مطرح است پس با این احترامی که من برای این مردم قائلم هیچ احدی نمی تواند به حریم آنها تجاوز بکند به نوامیس آنها تجاوز کند به آنها دروغ بگوید تهمت بزند وتواین را هم نمی فهمی و فکر نمی کنی با این همه جرم وگناه در حق این مردم مسلمان شمشیر خود را در برابرجبهه واندیشه والای  علی ع از رو بسته ای  بله خشونت شمشیری که تو از رو بسته ای  براترازهر حربه دشمن در قبال مسلمانان است  تودر مقابل علی ع ایستاده ای و آن قدر درتوهم وجهل غرق شده ای که حتی اگر علی ع را بکشی در این خیالی که گویی دشمن علی ع را کشته ای   و امروز آن روز است که انسان با دیدن صحنه های فجیع قتل مردم بی گناه این طورمی پندارد عده ای وحشی پس از سالها دوری ازتمدن انسانها به خیابانها و کوچه هاریخته اند تا شکارچی یک صید ونه انسانهای بیگناه بشوند و اینان نمی خواهند باورکنند که همان اکثریتی که باورش ندارند همان تعبیر واقعی حق است همان علی ع است که دارند به شهادتش میرسانند دارند به او تجاوز می کنند اورا به قتل میرسانند با آبرو و حیثیت دیرینه او بازی می کنند . بله علی ع یعنی حق و اینان باور نمی کنند.. به اینگونه می شود که اندیشه های غلط آنها رنگ تحجر و توهم می گیرد و تشخیص حق از باطل را ازدست می دهند.حق را فدای اندیشه های سوء عده ای قدرت طلب و فرصت طلب ومحارب با الله نور می کنند ودیر زمانی است می بینیم  مهدی عج  به دلیل همین سیاستهای احمقانه افراد اقلیت اما در صدر قدرت استکباری زمان خود ودر طی قرنهاراه غیبت را در پیش گرفته و اگر می بود مطمئن باشید که قربانی بیماران توهم وتحجرقدرت طلب؟ میشد . عجیب است که ما بعد از قرنها تکرار مکررات زندگی علی ع هنوز او را نمی شناسیم . نمی شناسیم اما آن چنان از او می گوییم که گویی جزعلی ع نیستیم اما باور کن اگر ما حق را یاری نکنیم علی ع را در محراب یاری نکرده ایم اورا تنها گذاشته ایم نه تنها او راه بلکه اسلام را بلکه محمد ص را و حسین ع رادر میدان جنگ با ظالمان زمان یاری نکرده ایم و صلح حسن ع را باور نداریم که از برای چیست؟ ازبرای کیست ؟

 

*دومین بدعتی که در این انتخابات شد *دادن حق  به کسی که که محق به حق نبود

حقی که از آن حق دار بود از محق ساقط شد وبه اقلیت داده شد.و این یعنی برخلاف رای اسلام قضاوت کردن و حکم دادن  است . درست شبیه به کوفیان که حسین ع را در واقعه کربلا یاری ندادند و حق او در خون و خاک  زیر پای حکومت اموی لگد مال شد .واین  یعنی داوری ناعادلانه . چگونه می توان قبول کرد که در کشور اسلامی حقی در جلو مردم که محق  به حق بودند از مردم ؟سلب شود. حسین ع  شخصی نبود که حق از اوبه ستم گرفته شود و او برای تعیین میزان عدالت درهیاهوی این خدعه و نیرنگ به میدان رفت و فقط برای رای مردم جنگ راپذیرفت  وشهادت رااما افسوس که ما درس این  وقایع را هرگز نمی خواهیم قبول کنیم .و از سوی دیگررد این رای میشود ایجاد ارعاب و زندانهای ؟؟و قتل عام کسانی که سر تسلیم بر علیه ظلمی که بر آنها شده بود پایین نیاوردند و خواستار رای خودشان شدند .

*سومین بدعت در زمان معاصر در یک کشور اسلامی  این است که از مالک حق می خواهند از حق خود بگذرد و این به مانند این می ماند که در برهه ای از زمان به علی ع بگویند تو هرگز نباید بر مردم حکومت بکنی . به حسن ع بگویند از رای مردم که صلح بود صرف نظر کن .به حسین ع بگویند نجنگد  واز حق خودش که امامت و ولایت بود بگذرد ؟؟  انتظارنامعقول و عجولانه به برگشتن از تصمیم (رسیدن به حق خود)؟ ؟ تو باید یا جذب بشوی  که علی ع هرگز نپذیرفت و یا کشته بشوی که عاقبت  توهم غلبه بر مردم و اعمال قدرت   به شهادت این حضرت انجامید ودیگراینکه درمقابل مردم چون سدی ویرانگر ایستادن که مردم به واسطه نادیده گرفتن نظریاتشان متاسفانه در اینجا مظلوم واقع می شوند .که می بینیم نادیده گرفتن حق مردم خود یک بدعت بزرگ است . شهادت آگاهانه امامان معصوم ما و غیبت طولانی حضرت مهدی عج نیز به دلیل ((آرا مردم)) است چون مردم هنوز به آن مقام ودرجه از طلب حق نرسیده اند که این امام بزرگ ظهور کند . و این خیلی عجیب می آید که ما خود را از منتظران این حضرت می دانیم ولی کوششی برای تعجیل در ظهور ایشان نمی کنیم وقتی حقوق یک ملت فداکار نادیده می شود  نشانه ای است از ظلم به ایشان و بیانی است از به تاخیر در آوردن ظهور ایشان در طولانی مدت  و بس .ای خوبان زندگی ما شعار نیست ما آموخته ایم از پیامبر خود که از همه سخنان بهترین آن را انتخاب کنیم و بهترین انتخاب برای یک مسلمان همان حق است که نورحامی آن است . الله بزرگترین است عظیم ترین است الله می گوید مردم  مردم و یازده امام شیعه این را به عنوان درس برتر زندگی به ما آموخته اند  آنها به ما می گویند یکی  ( اقلیت )فدای همه ونه همه ( اکثریت ) فدای یکی . این ( یکی ) می خواهد علی ع باشد حسن ع و حسین ع و...باشد ویا یزید و هیتلر و فرعون و .... باشد هر نامی داشته باشد پیروهرمذهبی باشد او باید فدای حق  این اکثریت بشود و درمکه معظمه نیزما این آیین را به خوبی مشاهده می کنیم الله که قدرت برتروعظیم تراز کل جمعیت انسانی می باشد درمرکزمحوروهمه انسانها که حتی یک نفر از آنها ( الله ) هم نیستند( همانطور که هیچکس علی ع و خاندان او نمی شود ) قربانی و طوافین میشوندوتو نه با زور نه با ارعاب نه با باطوم  ونه با گاز فلفل ونه با اسلحه بلکه فقط با تکیه به ایمان به نور می توانی جزیی از این دریای بیکران مخلوقات بشوی .چه زیباست آنجا دیگر ثروت و ملک وخاک و عصا و عبا و اسبهای جوراجور تبختر و تفاخر به هیچ کار نمی آید  اینها لباس خاکی زندانیان دنیایی محکوم به دوزخ است هیزم های آتش است.

آگاه باش با ندیده گرفتن  کوچکترین  حق یک انسان ما همه تعالیم و تکالیف شرعی ومذهبی خود را زیر سوآل می بریم و برتری ( الله )را محکوم می کنیم .بیایید از علی ع و خاندان بزرگ امامت بیاموزیم چگونه حق را ارج بگذاریم .

****و الله به من گفت که خاک بزرگ است وسیع است وتوکه یک جزیی ازخاکی باید به زمین خاک برگردی چون او درمقابل خاک جسم تو بزرگ است در اکثریت است اوهمان تاریخ تکرار ناشدنی پیشنیان و آینده  نادیدنی نسلهای پس از تواست  آه خاک را می بینی که چقدر انسان درخود نهفته دارد( انسانهای خاموش و فراموش شده ) و ملائک خاک حقیر تورا ازاین مجموعه بزرگ خاک به امانت گرفتند و تو خلق شده ای دیگران نیز اماتو خودت خواسته ای به خاک برگردی با انتخابت با پای خودت به روی زمین بروی و برروی تلی ازخاک انسانهای گذشته بخوابی ببین اکثریت راتو مسئول برگرداندن امانت من به زمین خواهی بود زمین  وتوحقیر وناتوان ومن بزرگ وعظیمم و جسم تو روح تو در ید خلقت من است و روح تو باید به سوی من برگردد****

* این خاک توهمان امانتی است که درروز آفرینش تو به عرش من مهمان شد و باید ووظیفه توست که امانت  خاک را پس بدهی و روح تو ازآن من است و تو باید آن را به من پس بدهی آه روح تواما آیا این چنین وابسته به خاک بود رنگ خاک رنگ دنیا را داشت ؟ و این روح تو چون روح گذشتگان تودر مقابل همه درگذشتگان خویش و آیندگان خود در اقلیت است  این پیوستن مجدد تو به خاک همان سند حقانیت خاک است وبرگشت روح تو نیز به من در این آمدنها و رفتن ها جز تصویری هویدااز حق نیست و مرگ حق است همانطور که آمدن حق است و تسلیم به حق همان تایید حق است

 

   

زمستان است هوا سرداست  برف می بارد باران می بارد صدای  ضجه دختران وپسران  شهید سبزو فقر ونابودی جوانان بیکار و غرق دراعتیاد و قتل هموطنان بیگناه ما که به مانند کابوس میمانددر فضای مسموم  پرازهیاهوو گذرای شعارهای  عوامانه( گمراه کننده) گم شده است اما الله همچنان منتظرماست .او منتظر روح پاک بی آلایشی است که برکالبد ناتوان ما دمیده است بدون هیچ خیانتی درامانت. تاج وتخت و کوه نور و کلکسیونهای عصاو عبا و.... مجالس لوکس ( نمایندگان وسنا ؟) ثروت های بیکران خاک زر وسیم ملک واملاک  قدرتهای موقت زمینی و خدم وحشم همه ازخاکند همه از زمین هستند وتوباید ؟همه را چون امانت است به زمین پس بدهی و برگردی به سراغ نورخالق ما فقط موردی از توجیه یک سوآلیم؟ ما با دیگران که رفتند و دیگرانی که خواهند رفت هیچ فرقی نداریم همه ازخاکیم وبه خاک برمی گردیم پس چرا؟

 بیایید تا الله نور آه الله نور عظیم  را دریابیم . ما مسئولیم همه ما مسئولیم در مقابل رشته ای درازازنسل پرسشگر انسانی که باید حقیقت نور را ببینند و حق علی ع و کمال اورارا بشناسند دلیل انتخاب شدن به امامت و ولایت اورا بدانند. و(حق )خود بدانند که براستی حق چیست؟ببخشید این رویا نیست این همان (( حق )) است که در روزمرگیها وهیاهوهای مسخره شمارش معکوس پیشرفت درفقرو اعتیاد و ظلم وتجاوز تهمت وافترا و قتل های مافیایی گم شده است قربانی شده است . یک رویا شده است .

 

*بیدار می شوی ؟... بله چرا نه؟ آرزو دارم

چه ساعتی ؟ساعت یک ونیم خوب است دوست ندارم گیج به نزد تو بیایم تو را می ستایم با حالت خوشحالی ولذت و درست در همان ساعت بیدار می شوم .

***

*بیدار می شوی ؟.....بله بیدار می شوم آه ای الله نور تو رادوست دارم ( با یک حالت سرور )

.چه ساعتی ساعت دیشب خوب است  و بیدار می شوم

***

*می خواهی بیدار بشوی ؟.....بله چرا نه تو می دانی چقدر دوستت دارم بیدارم کن .سرم رابا تشکر و سرور تکان می دهم

ساعت زمان بیداری است ومن بیدار می شوم .

*بیدارمی شوی ؟....بله بیدار می شوم . آه ای الله نور مرا در ساعت نزدیک به صبح بیدار کن این طور تا صبح وقتی نیست و من نماز صبح را با هوشیاری بیشتر نزد تو می آیم والبته  دراین ساعت  سه و نیم بیدار میشوم

* بیدار می شوی ؟... بله بله ای الله نور بیدار می شوم .ازتو ممنونم                  

چه ساعتی تو کی می خواهی بیدار بشوی ؟

ای الله نورمی گویند نمازشب اگربه آغازنمازصبح ختم بشود فضیلتش بیشتراست اه متشکرم که یادمن کردی .

وساعت چهارونیم بیدارمیشوم وشب چه زیباست وقتی معشوق منتظرعاشق باشدوشبهامیعادگاه عاشقانه من والله نور باقی ووافی و عزیز آه ای عزیزذوانتقام بشود

.

*مکالمات بالا ازصحبتهای عاشقانه این حقیر درگاه الله با نورخالق یکتای ما الله نور می باشد برای بیدار شدن به نیت نمازشب بدون استفاده ازساعت بدون اینکه یک زمینی تورابیدار کنداما همچون من درکره خاک بسیارکم است  والبته من خود رادر راه اکثریت می دانم همانطورکه علی ع خود را درراه اکثریت می دانست ( راه الله نور )و جان خود را فدا کردتا به همه ستمکاران استکباری بفهماند که اورادرهرزمان ودرهرمکانی  چون سپری فرقان حافظ حقوق وارزش هاو معیارهای مردم آگاه بدانند واما من  منتظر دوست دارم که توهم به این اکثریت بپیوندی اکثریتی که عظمت آن فقط درنورالله متجلی است واگرچه درنظر بعضی ازعوام زمین خس و خاشاکی بیش نیستم .اما خوب می دانم خس وخاشاکی هستم دررنج ازمسئولیتی بزرگ اما آیا....؟؟

شما هم خوانندگان عزیزمی توانید رویاهایتان را به واقعیت تبدیل کنیداماهرگز به فکرکسب قدرت  وبرتری جویی نباشید که این هردوازآن الله نوراست  .

 

منتظری در انتظار نور ... دی فرارنفت وگازملی رایاد کن ای یارانه..... ..خوزستان  اخذ وثیقه های گران برای آزادی زندانیان  بی گناه بهانه ودستاویزرفع ورجوع هزینه های دولت ...؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 19:28  توسط منتظر  | 

بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه ... شاعرانه های سبز(نقش سبز)

ماآن زمان خواهیم رفت

در باوربازگشت به آخرین مکان

برخط گذشت هر روزوشب

هر چه نیک هرچه بد .

ما عاشقانه انتظار را در

سطر یک سرنوشت

خواهیم سرود

بی گمان باید گذشت از

هرچه هست

 وهرچه نیست .

ما همیشه درشنیدن آری

مانده ایم

ما اگر چه نه را همیشه

در نقش اندیشه ها  

گم کرده ایم .

نقش این آری هرگز نمی ماند به جا

هرگز نمی آید به یاد

ولیک  پاسخ ما

هرجاکه باشد زندگی است

رنگ راستی است

و از دروغ نیست

از تجاوز واز تجاهل ومستی

و زودباوری که نیست

 نبودن فاصله  در

سیاهی ها که نیست .

بی هراس باید درید پرده های

تلخ درد را

درتصویر

روزهای خوابی که رفت و  

هرگزبرنگشت

روزهای سبز خردادی دگر

روزهای تب گرفته عاشورایی

که باید بر آن گریست

آه ایران من ای نقش نه

برهر چه بد برهرچه شوم

 آیا

بار دگرمی توان ازرفتن

 بیداد گفت

می توان درغم  پرواز

غمگنانه

 از کوچ خواند

از بلور اشک ما

طرح ها  زد

مشت نه را برسیاهی شب  چره

بیشرم زد

مادرکوچه های زمان

به  رنگ سبز

خواهیم چکید

بر روزهای  رنج این مردم

نقش باطل را

 خواهیم کشید

فردای ما هرچه هست

دور

یا نزدیک تر ازهرکلام لبخند

خاموش در سکون

تا آن روز ای یار

ای یار بیدار

و ای بیقرار

 ای همراه من

فریاد ما در متن سکوت

درنام ننگ و نان خون

مانند رعد

خواهد پیچید

در میان موج دستهای ما

آغازچشمه ساری

 ازوقارسبز نور

برسیاهی شب زمین

جان هستی

 راخواهد دمید .

 منتظری در انتظار نور ..  دی زخمی از تحجر.... خوزستان مظلوم سبز

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 18:51  توسط منتظر  | 

بسم الله الرحمان الرحیم .... رویاهای صادقه .... پیام ( تسلیت )

ای نام تو

         برازنده بقا

                   نسلی از سجود

شهادت بزرگ عبادت کنندگان امام علی بن الحسین را به

                                      درگاه حضرت مهدی عج

وهمه مسلمانان جهان و همچنین

  مردم سبز ایران تسلیت می گویم .

منتظری درانتظارنور...دی تردیدها....خوزستان نرگس زار

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 18:16  توسط منتظر  | 

بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه ... این قاب وارونه ( وابستگی )

سلامی به رنگ سبز انجیر

مطلب این قاب هم در باره یکی از مخلوقات در آفرینش است که مدتی است پی در پی با شما به شکار طرز زندگی این موجود دوست داشتنی و بسیار بی گناه همراه بوده ایم . ملائک . ملائکه .

در قاب (عیسی مسیح س) با توجه به نوشته مرحوم  علامه مجلسی  که زمین ما زمانی سراسر از آب پوشیده شده بود فقط قسمت خیلی جزیی که ما را دراین جا با قسمت جزیی کاری نیست . وخوب  برای درک بهتر شما از عقاید این حقیر از همین کره خاکی که روزی ازآب پوشیده شده بود شروع می کنیم و شما در این قسمت لازم است( آب )درزمین را با( نوردرعرش )جایگزین کنید . همانطور که می بینیم کره خاک محل زندگی انجیر درخت وعرش (نور ) محل زندگی ملائکه است.خوب تصور بکنید که درزمین زمانی *فقط آب وجود داشته است یعنی درعرش .( آه  ای الله گستاخی این مخلوق را در کنجکاوی های بیش ازحد در داستان خلقت مخلوقات دیگرش ببخش ). پس فورا باید حدس زدکه در عرش هم زمانی* فقط نور موجود بوده است و الله تنها و واحد واحد و آه احد بوده  تنهای تنها .در زمین آبی ؟هم به رسم آفرینش  الله شروع به خلاقیت می کند و وموجد تولید درختانی درآب میشود . بسیار درختان که هیچکدام در خلقت ساخته وپرداخته دست بشر کوچک نیستندو در میان این درختان آفریده شده باید* اولین درخت خلق شده همین انجیر باشد . اولین رویش درخت انجیر درآب زمین  یعنی  خلق اولین ملائک در عرش .

امیدوارم تا اینجا بامن همراه باشید ما داریم زندگی موجودی را بررسی می کنیم که نام او به مراتب  در قرآن آمده الله اورا از انجیر ساخته وتکثیر کرده است . این درخت انجیر در آب تکثیرو زیاد میشود یعنی  نتیجه می گیریم ملائکه در عرش تولید مثل می کنند و زیاد می شوند و تصورش را بکنید درخت انجیری که درآب رشد کند تا چه حد زیاد و فوق العاده ای به آب وابسته است *اصل تداوم زندگی و بقا او در بقاو وجود آب است زندگی آنها در واقع بدون آب برابر با مرگ است حال مستقیما به عرش  رفته و همین وابستگی و ریشه بقا و اصلا روح ملائک را (نور) ببینید نور یا الله نورکه به آنها روح نور بخشیده است  فراموش نشود(که نور در عرش  برای ملائک همان آب  زمینی برای انجیر است )انجیر بدون آب می میرد و ملائک بدون نور ( الله نور ) وجود واقعی نخواهند داشت.موجودات دیگری مانند جن و حوریان همه باید باشند چرا جن ؟قبلا گفتیم جنها قدرت حلول در موجودات دیگر و حضور وغیاب در هر زمان ومکانی را به صرف آفرینش در خود دارند . اینان همان وسایل* ارتباط مکانی وزمانی میشوند . ببینید اگر به سرشت شیطان بیند یشید می بینید که او بشدت خودخواه وحسود می باشد  اما اگر این دو خصلت در حیطه قدرتی متعالی قرار بگیرد می بینیم که می توان حتی  وسوسه های شیطان را به تملک و استفاده مفید وبرتر در آورد .پس تازمانیکه چهره بدجن ابلیس در عرش به ظهورنرسیده است او می تواند مونس ویار خوبی برای رسیدگی به امورات عرش باشد اگر چه همه مخلوقات ساکن در عرش از قدرت و نیروی عظیم الله نور در مدیریت و اجرا کوچکترین بودنها و شدنهاو تغییرات آگاهی دارند .

 زمانی میرسد که حضور یک مخلوق دیگر احساس میشود خالق یکتای جهان به یک کلمه باش او را فرا می خواند آدم س . آدم س . با آغاز خلقت او آب کم کم در زمین دچار نقصان می گردد و در عرش قدرت و نیروی ملائک نیز کم می شود کم شدن آب انجیر در زمین به مانند کم شدن امتیازچشمگیروجود ملائک  در عرش میشود ( باید در برابرآدم س سجده کند و او را برتر از خود بد اند )

.باید دانست  به مرور زمان براثر کشمکشهای الله با ابلیس  الله نورابلیس ملقب به شیطان را ازعرش می راند بعد از این که هویت واقعی شیطان بر ملا میشود همه چیز در وجود منفی و سیاه و ظلمانی توجیه میشود  و آدم س و حوای آه حوا را به بهشت می فرستد .

خوب ماگفتیم که انجیر در آب زمین تغذیه می کند این آب  براثرآفرینش موجودی خاکی به نام آدم  رو به نقصان میرودو این تغییر به دلیل احتمال زیست این موجود جدید در زمین باید تلقی بشود  این آب مورد تغذیه گیاه انجیر عزیز دردانه هم که دارای املاح گچ و آهک و ..... مواد دیگری است که  درمواد آب روی زمین خاکی بوده اند پس به این مطلب اشاره کنم که تا اینجا عنصر خاک در پیکر این موجود شریف وجود دارد ولی بسیاربسیار اندک .

  دربهشت هم که قبلا در قابهای دیگر گفته شد وسوسه میوه بهشت باعث کشمکشهایی بین آدم س والله نور می شود که عاقبت به اخراج حضرت آدم وحوا از بهشت به خاک زمین میشود . دوموجودی به زمین می آیند که همجنس با خاک زمینند . زندگی برای این دو نفر در کره خاکی بسیار آسان است اگر چه آنها در مجاورت نور بوده اند .  تولید نسل می کنند وبه دنیاآمدن انسانهای جدید همزمانی پیدا می کند با تولید مثل شیطانهایی از نسل شیطان بزرگ  . ببینید در همین اثنا رقابت نور وظلمت جمعیت انسان در زمین زیاد می شودو سکنه زمین به خاک بیشتری برای ادامه زندگی دست یافته اند . و محل دستبرد شیطان هم پیشرفت کرده است بدیها زیادتر میشوند یعنی آب کم میشود .

بماند فقط باید گفت وقتی آب مورد علاقه انجیر که در زمین زندگی می کند کم میشود ( جای اوتنگ میشود )باید به موقعیت اودر عرش هم توجه کرد آب کمتر مترادف با توجه *نور کمترالله است .و الله برای کمک و رسیدگی آدم س وحوا ملائک را مامور رسیدگی به امورات آنها می کند که باید مرتب به خاک بیایند وگاها در خاک زندگی  کنند( بشارت پیامبران و مبعث بعضی از ملائک به پیامبری ) کم کم وابستگی ملائکه به خاک به وجود می آید و این مترادف وابستگی بیشتر درخت انجیر که در آب زیاد *( ملائکه در نور ) زندگی میکرد به خاک میشود این آدم س وحوا از خاک تغذیه می کنند و آب می نوشند میمیرند و خاک طی قرنها قرنها زیاد و زیادتر میشود  وشیطان عطش زیادی برای ارتکاب  گناه در بین ساکنان خاک  دارد. خاک گرم میشود و آب متوالی بخار واحتیاج انسان به کمک ملائک زیادتر او باید شیطان را شکست بدهد ومی بینیم  توجه روز افزون الله  به موجودات دیگری از نسل آدم س برای کمک به انتخاب برتر خودش باعث به خدمت گیری ملائک میشود واین خدمت برای ملائک برابر با تکلیف و عشق است و سجده بر موجودی که الله به آن لقب جانشین خلیفه خود در زمین می دهد .

ارتباطات ورفت وآمدهای ملائک درطی قرون متمادی برای یاری نوع بشرعلی الخصوص پیامبران  و زندگی در میان انسانهای زمین برای ارائه وحی و پیاده کردن سلطه الله نور در زمین کم کم در موجودیت این ملائک اثرمی  گذاردودر اینجا لازم است گفته شود هر قدر ملائک بیشتر و بیشتر در خدمت انسان خاکی قرار می گیرند .از آن سو وابستگی انجیر زمینی به خاک ما افزایش می یابد . پس بی مورد نیست الله بعضی از ملائک فرستاده به زمین را به پیغمبری انتخاب می کند . بله پیغمبرزمینیان .موجودات کوچکی که قدرتهای استثنایی دارند

انتخاب . گفتیم درمطالب قبل که انسان حق انتخاب دارد حق قبول نور مثبت( الله نور ) یا تسلط ظلمت  منفی را( شیطان).ودوود و بصیر و رئوف و قادر و حی و.... یا دروغ و تجاوز و دزدی و حرام خواری و یا قتل ناعادلانه  و یا حسادت و بخل و.....

 *ما شیطان را موجودی یافتیم که قدرت جابه جایی خود( ظاهر و غایب شدن ) و حلول در( انسان وحیوان )راداراست . اماملائک  قدرت حلول در( انسان ) و همین طور نیروی غیب شدن و ظاهر شدن رادارند .دو مخلوق انسان و ملائک در برابرشیطان . مخلوق اول بهشتی است والزاما هادی و مراقب انسان خاکی است وبامشخصاتی که خارق العاده است اوازهیچ نیروی خالق دیگری جز الله تابعیت ندارد واز هیچ نیرویی جز مخلوق انسانی فرمان نمی برد پس  مسئله برخورد باشیطان برای ملائک حل شده است و گفته شد که الله از نفس یادم خود در روح انسان دمیده است روحی که در نور خود مشابه نور ملائک است و در قابی دیگر گفتیم که  از مشخصات انجیر( یا ملائک ) این است که تحمل گرما ( مجاورت با شیطان ) را نداردو فقط در جای خنک میزید ( بهشت ) و این خلقتی که در روح نورملائک است هم که خواندید مشابه با آن نوری است که درانسان دمیده شده است خوب این مبارزه در صورتی برنده خواهد داشت که نیروی مراقب یا نیروی ملائک بتواند از همسایگی شیطان با روح وجسم انسان ( که گفتیم خیلی زود میسوزد ) محافظت کند

می بینی ای انسان وقتی نیروی شیطان با این قدرت به جنگ بر سر بهشت وعرش می آید هیچ مرد و نامردی را نمی شناسد  وزراء میوه ای تلخ آه ای نمایندگان کوکی خوش نشین  وچه تلخ است دنیا مزرعه آخرت  و مراجع وروحانیون گوشه نشین مترسکی بر سر خرمن خرما؟ و باسیاهی لشکربی سلاح؟؟این گروهها فراموش کرده اند بیش از آنکه  در برابر دولت وحکومت  مسئول باشند دربرابر مردم زیر سو آلند چه راحت ازخود صلب مسئولیت می کنند یا می شوندخلا ء  ویامی شوند مرغ مقلد ویا سپر دفاعی قدرتها ی باطل و یا آسفالتی بی نقص برای سرعت در اعمال زور قدرتها ی بی خیال ازمعاد می شوند ( چرا؟)واف که شیطان مسرورانه این انسانهای ازخاک را می سوزاند و آن منشا نور الهی راهم تباه می کند این منشا الهی در مقابل گرما و آتش شیطان اگر هادی و حامی نباشد. متاسفانه زود بخار میشود ( جهنمی میشود )مگر اینکه انسان گمراه زودبه سرانجام  توبه برسد .

 

 راه بازگشت به دلیل مقام بزرگ انسان هرگز بسته نمی باشد افسوس که طبیعت خاکی بعضی از انسانها ؟ آنقدر ضعیف است و نیروهای دیگررا که در مسیر زندگی شان قرار می گیرند وآنها را به بیداری می خوانند نادیده می گیرند و ذات روح واقعی والهی خود را فراموش می کنند و خیلی آسان مورد اشباه همه رذالتهای شیطان قرار می گیرندو دیگران را باسو ء استفاده از قدرت شیطانی  متوهم خودشان درمقابل تجاوز به عنف و دزدی و تقلب و قتل های وحشتناک و همه زشتیها خلع سلاح وخنثی ( در فرهنگ عوام اخته )می سازند که خوب را بد و بد را خوب ببینندو نقاب شیطان متاسفانه همان انگیزه ها و دلایل دنیایی می باشد انتصاب ها و اکتساب های دنیایی و فنا پذیردر لفافه مقام و جاه طلبی و ثروت های بیحد وحصر وتجاوزات و دروغهای خانمان  برانداز و بمبهای اتهام و افتراکه متاسفانه صدادار هم هست و بهانه حفظ حکومت و.........وتسلیحات آتشین دنیا هم که برای همه آشناست باطوم و بمب و نارنجک و توپ وتانک و انواع گازهای خطرناک وکشنده و همه وسایل قتل عام  ونسل کش انسان عام.

جالب است اگر همین انگیزه های دنیایی مثلا برای یک طالب مقام در خدمت عروج وتعالی انسانیت قرار بگیرد با اثر غیر قابل انکار موقعیت بشر اشباه شده از نیروی شیطانی را در مسیر الله نور قرارمی دهند ( که البته من در دنیای امروز ودر وطن خود با چنین معجزه ای برخورد نکرده ام )

  .*واین توهستی انسان

 موجود دوم که  خاکی است ومتاسفانه در مقابل و مجاورت آتش ( شیطان )تاثیر پذیر است وخیلی زود تب می کند؟تب دروغ .تب زنا تب لواط . تب افترا تب قتل وتب جنگ با نورو..... واما با مراقبت می توان ازاوحفاظت کرد و در صورت تب های شیطانی تب اورا پایین آورد والبته اوازنسل بهشتیان است (آدم س) و نیرو وقدرت مقابل این دو مخلوق  نیز سومین قدرت نیز شیطان سرکش است که یک خصلت عالی دارد و آن هم این است که خودش هرگز نا امید نمی شود با آنکه طعمه ها و لقمه هایش را نومید می گرداند این شیطان گناه انجام نمی دهد اما بر سر ضبط بهشت همه مخلوقات دیگر را به گناه تشویق می کند  ( انسان ) * سه موجود زنده خالقی کاملا از نور است و به هیچ کس ومکان وهوایی وابستگی ندارد  و ملائکی متمایل به نورند ( قسمت بیشتری از نور )وازعنصرآب وازسویی وابستگی شدید به نور دارند اما باید در کنار انسان بمانند و انسان که نصف نور( روح )واز عنصرخاک است و به هر امکانی زود وابسته میشود به الله نور به عشق به فرزند به مقام و.ظلمت و حتی حیوانات......در کل متوسطی از وابستگیهای مادی ومعنوی می تواند اورا درگیر خود بکند  و آتشی که عنصرشیطان است ویاغی است   آه این شیطان وابسته است آنهم از نوع منفی زود گذشتن دروغ گفتن تجاوز دزدی هر چه بدی است هر چه زشتی است تابلوی ترسیم اوست با این وجود آرزوی برتری بر انسان رادارد وچرا ملائک نه ؟ خوب  کینه قدیمی لحظه  سجده ملائک در عرش براین وجود خاکی  هر گز اورا تنها نمی گذارد او منبع ومرکز همه پستیهاست وقتی خود مختار شد امان نمی دهد و جز رد پایی از از خود بر جا نمی گذارد ( رد پای نور و رد پای شیطان را به خاطر بیاورید ) همه چیز در خدمت هیچ .تو ومن و دنیا .در مرام شیطان مترادف با خودش میشود آه ای دنیا پرستان ؟

 دراینجا لازم است گفته شودوجود خاک در انجیر که مترادف آن برای این قاب ما ملائک می باشند ودر ملائک هم خاک است پس یک به واسطه این خاک نوع  نیروی وابستگی و احساس تعلقی دیرینه بین انسان وملائکه وجود دارد . تصور کنید یک انسان خاکی بتواندموجود دیگری مانند خود با ترکیبی مشابه خود را که از نیروی خارق العاده غیب شدن و ظاهر شدن برخوردار است به امر الله در قدرت خود بگیرد واز طرف دیگر مدیون مادام العمر سجده او نیز باشد .

  انسان از عصاره خاک ساخته و پرداخته شده است و بنا به وی ژگی خاک واقعا نمی تواند غایب و ظاهر بشود ونیرویی هم بنام حلول و مسخ موجودات دیگردر خود ندارد اما می آید با تکیه به قدرت  منشا پرستش آنها الله نورو استفاده از حضور و غیاب ملائک در بستر تکامل وتعالی  خودرا ازبین گل و تعفن به صدر موجودیت در آفرینش می رساند ازنمونه این انسانها پیامبران ومعصومین ما و انسانهای برتر دیگری چون مریم اطهرو چون آسیه زن فرعون  ومقدادها و ابوذرها وجعفر طیارآه جعفر طیارو انسان  توانسته است با بهره بردن از نیروهای اکتسابی حس ششم و تله پاتی و پناه بردن به الله نوردر برداشت از نماز ومناجات و ادعیه خودرا در حیطه تغییرو همسان با نوع ملائک  درآفرینش اولیه بسازد اما قدر مسلم این نیروهای این ( حلول و ظهور و غیب شدن )در اختیار شیطان سیاه و ملائک منور است .

 اما انتخاب ببینید درانتخاب الله ملائک مداوما انسان را یاری می کنند توجه اورا به سوی نور جلب می کنند اما انسان از خاک است خاک  که خاصیت گرم شدن داغ شدن وسوختن و خنک شدن وسرد شدن و منجمد شدن که در هر دومورد  باز به سوختن انسان ( مرگ یا در راه شیطان تباه میشود قربانی میشود و یادر راه نور الله نور شهید )  دارد . دراینجا می خواهم یادآوری کنم که جایگاه انجیر خاک و مترادف آن ملائکه جایگاهی خنک بانوری که آزار دهنده نیست می باشد پس باید انسان بتواند خود را از گرمای کم آتش یا همان شیطان محفوظ بدارد چون این گرما در صورت کوتاهی و غفلت ما تبدیل به آتشی سوزاننده خواهد شدراه ملائک یا راه شیطان . کدام را این هم ازآن (حبل ) هایی است که الله در خدمت انسان قرار داده است ملائک. پیامبران وچهارده معصومین و در زمان ما  مراجع تقلید ونه هیچ انسان خاص دیگری راهنما بله فقط راهنمای ما به سوی نور هستند و انتخاب با انسان است  .وتا روزی که غایبی بیاید از نور .

برگردیم به مطلب .خاک زیاد می شود وانسانها زیاد و آب کم وساکنان  درعرش (ملائک )به خاک می گرایند به خاک وابسته می شوند در خدمت بشر زمینی قرار می گیرند و در زمین که روزی از آب پوشیده شده بود وابستگی انجیر به خاک زیاد تر میشود اما ما انسانها چطور؟ آیا توانسته ایم ازاین ساکنان عرش که برای راهنمایی ما مرتب درحال سفر به زمین خاکی هستندبهره ببریم و برای  بازگشت به عرش عظیم الله نور از وابستگی به خاک جدا ورها شویم .

ملائک  چون روحی بزرگ از نور الله نوردارند ودرعرش تربیت و تعلیم پذیرفته اند پس با الله نور خالق با عظمت خود دوستی و حبی دیرینه و سرشتی بانیروهای مافوق تصور دارند ( زنده کردن و میراندن  وبسیاری از همه نیروهایی که ما از آنها به نام اسماء نور نام می بریم در آنها به خوبی تجلی یافته است )و از طرف دیگر بواسطه قرنها  رفت و آمد درزمین ازآگاهی امکانات خاکی هم بی بهره نیستندو می توانند درکنار ما به حیات وتعالی خویش ادامه بدهند اما آیا ما می توانیم در کنار شیطان رقیب دیرین و هم نشین زمینی مان باز در راه الله نور گام برداریم .آنها به حکم الله برای نجات  انسانها قربانی جنسیت خاکی زمینیان می شوند( مجبورند بر خلاف تمایل شان در زمین رفت و آمد  ویا درزمین بزیند) وتصور کنید انجیرغذای ماست میوه مطلوب ماست یعنی ملائک همان موجودیت مطلوبی است که مادوست داریم آنگونه باشیم ؟؟؟..آه شیطان . ای شیطان .

و تاالله نور هست نور هست و ملائک هست

اللهم رب النور العظیم و رب الکرسی الرفیع ورب البحر المسجور و منزل التوراه و الانجیل والزبور ورب الظل والحرور ومنزل القرآن العظیم ورب الملائکه والمقربین والانبیا والمرسلین

واز تو می پرسم ای روحانی محترم آیا به نور؟ تو امیدی هست  ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منتظری در انتظار نور .. . دی . ای خورشید غایب  زمان بدرخش ... .خوزستان. حق می ماند 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 7:30  توسط منتظر  | 

**بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه ... قاب وارونه ( عیسی  مسیح (س))

*الم .ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین . الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلوه  و مما رزقناهم ینفقون والذین یومنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک و بالاخره هم یوقنون اولئک علی هدی من ربهم و اولئک هم المفلحون .

(الم .قرآن بی تردید راهنمای قابل اعتمادی است برای آنها که حرمت خداوند را نگه  می دارند کسانی که نادیده هارا باور دارند بنده وار نماز می گزارند و در آنچه روزیشان کرده ایم دیگران را سهیم می کنند . هم آنها یی که به تمامی راهنما یی های خداوند چه آنها که بر تو نازل کرده ایم و چه آنها که به پیامبران قبل از تو وحی کرده ایم  ایمان دارند و آخرت را با تمام وجودشان باور دارند . این چنین افرادی در جریان هدایت الهی شان سیر می کنند و بی شک اینان رستگاران حقیقی اند.  آیات یک  تا پنج سوره بقره )

به تو ای رهگذراز خاک سلام

این قاب براساس ( رویای صادقه در قاب وارونه اراده و براساس تفکری در آفرینش مسیح س در اینجا آورده  میشود )

در اینجا می خواهم شما را به دنیای ملائک پاک ببرم و لازم است در آغاز به شما تاکید کنم آنچه از این نویسنده در مطالب قاب وارونه می خوانید فقط به استناد و دقت در رویاهای صاذقه این منتظر بیان می شود و این نویسنده نظریات خود را البته به صرف آگاهی  به چشمان حقیقت جوی شما به خط  وقلم می نگارد .

 

*می دانیم درقر آن کریم الله به ابلیس ( شیطان )امر به سجده بر آدم س می کند اما ابلیس با اصرار بر اینکه از مقام ( چون قبل از آدم س در عرش سکونت داشته است )و از لحاظ خاصیت ذاتی که قابلیت حضور در همه مکانها را با قدرت حلول و ظهور می داشته واین قابلیت حلول وظهور( توجه کنید فقط در انسان ونه حیوان ) فقط در ملائک دیده میشود  و ابلیس چون از گروهی از خلقت وبه نام( جن ) خلق شده و اجنه (جن ها )خاصیت و قابلیت حلول و حضور در کالبد انسان و حیوان را هم دارندو تمکین به این امر که انسان از ویژگیهای او برخوردارنیست  او خود را برتر شمرد و از اینکار ابا کردیعنی برانسان سجده نکرد و وقتی ملائک بر آدم س سجده کردند او با بیان اینکه ملائک از جنس (( انجیر )) هستند برخود غره شد پس بعد از این عصیان ما او را از جنس آتش و به نام شیطان می شناسیم جنی از نسل آتش و در کره خاک به نام  شیطان همراه  ورقیب انسان در زمین میشود .

غرض از یبان جملات بالا آشنایی شما با روش مقا یسه در روش زندگی و قابلیتها و مشخصات انجیردرخت با ملائکه بوده است وبس .

اگر مداوما نوشته های این منتظر ( آه انتظار دردجانگداز انسان خاک ) را خوانده باشید درمقایسه درخت انجیر گفته شد که درخت یا گیاه طبیعی ازآب و خاک تغذیه می کند و درخت به غیر از استفاده از منابع خاک به طور غیرمستقیم از آب نیز خاک را برای رشد می گیرد ودر صد بالایی ازجسم درخت از آب تشکیل میشود آب بدن انسان و(دیگر جانوران )پس  از مرگ قسمتی به صورت زایدات وچرک به زمین برمی گردد ومیزان دیگری از آن آب به همراه گوشت ومواد سازنده بدن انسان محل تغذیه حشرات و موجودات زیر زمین و گاها روی زمین می گردد  قسمتی دیگر با روح به برزخ میرود اما درخت قسمت خیلی اندکی از آب خودرا به زمین آن هم بصورت چوب برمی گرداند و قسمت عمده آب آن بخار می شود .  پس ما این گونه رشد درخت یا گیاه را به زندگی ملائکه تعمیم دادیم و و گفته شد که ملائک هم مانند انجیرازآب زیاد و روحی از نور و البته خاک کمی خلق شده اند . و آه خاک .چرا خاک ؟ملائکه ای که در عرش زندگی می کنند چگونه در بدن آنهاخاک هست ؟انجیر در روی خاک تغذیه می کند اما ما ملائک را همیشه در بالا ود ربین ساکنان بهشت آه ای نهایت خواستنی و در عرش جست وجو می کنیم . مطلب زیر را بخوانید امیدوارم شما هم مثل این حقیر در در گاه الله نور اقناع بشوید .ومن از خود پرسیدم چرا خاک در ملائک ؟؟

در بسیاری از نوشته های مذهبی ( علی الخصوص قر آن کریم )از حضور ملائک در زندگی ودر تاریخ زندگانی  بشربه طورمستقیم وغیرمستقیم مطلبی آمده است .وحتی خود من مطلبی خوانده ام که ملائک بعد از وفات حضرت محمد ص هرگز به زمین نیانده اند ارسال وحی درنمایش  آخرین  دیدار با حضور پیامبر و نزول آخرین کتاب به پایان رسیده است و معصومین هم که گفته شد خودشان باید خود را مانند همه انسانهای دیگر زمین به اوج در تکامل و تعالی برسانند . آنچه مرا کنجکاو کرد در رابطه با آمد ورفت ملائک در زمین همین گفته بالا بوده است .

ببینید انسان وملائک درزمان خلقت ازنورالله درجسم آنها (  روح به صورت نفس ودم ) دمیده  شده است و این روح  دارنده وبازتابی ازهمه نیروهاو صفات خوب وعالی الله  است اما انسان درآغاز آفرینش اول جسم خاکیش ساخته وپرداخته شده است ( بر اساس گفته های قر آن نور) بعد روح براودمیده میشود. این خاک هم در زمین به طور طبیعی تاثیر پذیر ازگرما وسرما و آلودگیها و همه عوامل خاکی دیگر می شود ورقیب سر سختی هم دارد به نام شیطان که بر خلاف الله نور عقیده دارد ازانسان برتر است  واین انسان برای رسیدن شیطان به مکان آغازین زندگیش  پله و طعمه خوبی است .پس اوباید مراقب ( یکی از اسماء الله ) باشد و تسلیم تا بتواند از شیطنت شیطان در امان بماند . خوب بحث انتخاب در اینجا باز هم باید مورد توجه قراربگیرد .

اما باید تاکید کنم که همانطور که بدن انجیر از خاک پرورش یافته است  پس به ادراک می گوییم در بدن ملائک هم خاک هست اما چگونه باید به این مطلب برسیم من از خودم پرسیدم که این آمد و رفت در زندگی انسانها آیادر موجود بودن این خاک  در جسم ملائک اثر داشته است جضرت مسیح س مادری از جنس خاک داشته است و ملائکه ای از جنس نور اورا زنده کرده است روح بخشیده است (  به قدرت الله ).( راستی شما فیلم مسیر سبز را دیده اید ؟ این فیلم به گونه ای کوچک نمونه فداکاری *ملائکه گونه هنر پیشه فیلم است ) واین پیامبر طی زندگی خود با صفات محیی که همان ملائکه حیات دهنده خود اوست دیگران را حیات می بخشد و بیماران را شفا میدهد در اینجا به گونه ای غیر قابل انکار ما همکاری ملائکه را با بشر خاکی برای تعادل در تکامل او به وضوح می بینیم . اما از خود پرسیده اید این پیامبر با دمیدن نفس ملائکه حیات بشری پپدا کرده است پس چرا با دست زندگی می بخشد ؟ راستش من هم  پاسخ  این سوآل را دقیقا نمی دانم اما براساس رویت یکی از رویاهای صادقه ام ویک گفته از کتبی که تا کنون خوانده ام شاید بتوانم اطلاعاتی قابل توجه به شما بدهم . این حقیر در کتابی خواندم ( چهارده معصوم  روان شاد علامه مجلسی )که پیامبر و معصومین ما با دست به دنیا می آمده اند و بر خاک سجده  الله رامی کرده اندومن هم در یکی از رویاهایم به روشنی دیدم که حضرت شعیب  س با دست به سوی عرش بالا رفتند و اولین عضوی از بدن حضرت شعیب س که الله نوردر عرش آنرا لمس کردند بازوی ایشان بود و ایشان در آغازدیدار با دست د ر نورالله محوشدند .

در ادامه مطلب باید گفت  روزی  که باید برسد مسیح س به نزد ملائک برمی گردد آیا وجود خاک در ملائک عرش ( با توجه به قیاس موجود بودن خاک در رشد و ساختمان بدنی انجیر )به دلیل این نوع تولدهای زمینی  واین چنین مرگ هایی اسرار آمیز نبوده است ؟

 قرنها از زمان آدم س تا خاتم ملائک در زمین رفت و آمد کرده اند و ما در قر آن می خوانیم که برخی پیامبران از جنس ملائکه بوده اند و این به دلیل مسئله حیاتی وتداوم راه انبیا بوده است  و یاری دادن انسانی که ما اورا پیامبر می دانیم در کمک به الله نور و ایجاد یک جبهه مشترک انسان وملائکه برعلیه شیطان .خوب به نظر شما این پیامبران نمی توانسته اند در زمین زاد و ولد کنند؟  به نقل از قر آن کریم آنها در بعضی مواقع بشارت تولد اسحاق س را به ابراهیم س(آن هم در کهولت سن ساره )  ویابشارت تولد یحیی س را به زکریا س  ( در کهولت سن  همسرش) ویا تولد مسیح.س از بطن دختری باکره که اوج اعجاز الله در زمین می باشد  .....را می داده اند .چرا ملائک باید به زمین بیایند و این کار را بکنند آیا بدان دلیل نیست که این فرزندیا همان پیامبرازجنس  آنها می باشد( ملائک ) ویا ازنوع آنها و یا ازویژگیهای غیر طبیعی برخوردار خواهد شد با تاکید به اینکه این ملائک همیشه فقط حامل و بشیر در پیام از( عرش به زمین )می بوده اند و مکان اصلی قدرت وجودی آنها درنزد الله نورودرعرش می باشد .

راستش اینها همه نظریه این حقیر است اما بعیدودور از واقعیت هم به نظر نمی رسد قتل یحیی س را تصور بکنید که خون متداوما از زمین بیرون می جوشد( که به عقیده من بدلیل آن بوده است که خاک مکان وفات اونبوده ویا از جنس ما آدمیان نبوده  تا در آن جذب و تجزیه بشود ویا برصلیب کشیده شدن عیسی س را تصور بکنید که ایشان از نظرها چگونه محو می شوند چون ایشان ازخاک نبوده است  ایشان درطول  زندگی خاکی خود می توانسته اند غیب و ظاهر بشوند و در موقع مرگ  نمی توانسته که در خاک مدفون و تجزیه بشود .به لطافت روح بلند و دستهای مهربان او بیندیشید که چرا فقط خلق می کند و شفا می بخشد وآه ای عیسی س ایثاررا بایدازتوآموخت  شما کدام پیامبردیگری را می شناسید که تا این میزان لطافت روح داشته باشد .او محیی خلق شده محیی از صفات ذات الله است و ببینید اکثریت  ملائک هم به قدرت الله می توانند محیی بشوند و یا ممیت .

پس این تولدها وبازگشت دوباره در جلو چشم مردم (؟)باید خیلی پیام داشته باشد وخیلی نکات ریزاز رازهایی که ما آز آن بی خبریم . روحی که سراسر آب  و نور و در وهله آخر خاک است در زمین متولد میشود اعلام رسالت می کند وبر می گردد اما  به خاک ما زمین هرگز. او به سوی ماوا ومبدا آفرینش ودربین ملائکه در کنار نوری که جز به پاکی وتوحیدو وتسلیم او را نمی خواند  برمی گردد درکنار الله نور.

اما این انسان ملائکه مانند که به عرش برمیگرددلاجرم در خاک زیسته و با خاک تغذیه کرده است پس با خود ودر ساختمان جسمی خود خاک را به میان همنوعان خویش می برد و توالد و تناسل در پی قرنها آفرینش او راموجودی می سازدکه می تواند در میان زمین و خاک بزید و توانایی حضور در میان همنوعان خویش در عرش را هم داشته باشد ( به طریق زندگی انجیر دقت کنید )اکثر گیاهان با آب ( و آب در مبدا آفرینش مترادف با نورالله است )هم می توانند به بقا ادامه بدهند . این امتیاز ملائکه می بود که از چشمان حیله گر شیطان دور مانده است ملائک می توانند ازعرش پایین بیایندودرجسمی خاکی به نام انسان حلول کنند ودرصف پیامبران بایستند  و همواره عا شقانه  قربانی الله  و موجودات مورد علاقه اوبشوند. یک ابداع در نوع آفرینش برای هدایت نوع بشر.. ملائک نهایت ایده آل الله هستند برای  الگو ی تولد یک نوع خلقت خاکی  ( انسان )که می تواند پا به پای ملائک تاعرش برود و در تضاد با شیطانی که انسان را به نهایت پستی و رذالت دائما وسوسه میکند  و قدرت حلول را نیز داراست یاریگرروح الهی اوباشند .

 

*نمیدانم آنچه می گویم مورد تصدیق شماهست یانه فقط همین را بگویم بارها در زندگی به امید کلامی از نور و مخلوقات پاکش و چگونگی نبرد حق و باطل به سخنان دیگران دل سپردم اما همواره نا امید وپر از چرا؟ برخاستم  .

 

 دربالا گفته شد که گیاهان بدون خاک هم امکان رشد دارند و در اینجا برای در ک این سخن  می خواهم تاکید براین یاد آوری داشته باشم که در آغاز بر روی کره خاک ( به جز قسمتهای کم ) فقط آب موجود بوده است پس می توان گفت که این  گیاه  انجیر هم بدون  خاک موجودی از نظام خلقت شده است. . بعدها طی قرون این گیاه وابستگی به خاک پیدا کرده است نکته جالب که می خواهم به شما بگویم در همین متن نهفته بود و وابستگی ملائک عرش را به انسان خاکی نشان میدهد چرا وابستگی  . ببینید در همین سجده ملائک براولین  انسان خاکی  توجه بکنید الله امر به سجده بر آدم را برای ملائک یک تکلیف می کند در برابر قدرت خود یعنی تایید انسان برابرمی شود بر تایید یک گانگی و قدرت عظیم الله نور پس وقتی ملائک بر شیطان  برتری پیدا می کنند که انسان را نمونه عالی خلقت بدانند و براو سجده کنند سجده بر انسان یعنی انعکاس سجده بر خالق . چه زمان یک انسان بر ملائکه برتری پیدامی کند ؟زمانی که این ملائکه براو سجده کنند زمانی که به نوعی به ربوبیت و خداگونگی برسد پس این ملائک برای تضمین مکان ومقام والای خود در عرش احتیاج به انسانی دارند که از هر جهت کامل ومتعالی باشد و اگر نباشد و اگر این انسان آنگونه نباشدو نتواند باید ملائک اورا یاری بدهند باید او رادر رسیدن به تکامل و برتری الله گونه مدد کنند تا هم جایگاه خود را محفوظ کرده وهم راست گویی الله را ثابت کنند بر برتری آدم س وهم صداقت خود را در سجده  برآدم س نشان بدهند.این هم یک تکلیف است وقتی الله به ملائکه و شیطان دستور سجده می دهد اشاره به قربانی شدن این دو موجود از نوروظلمت ( شیطان و ملائک )در مقابل انسان می کند این انسان جانشین وخلیفه الله در زمین می باشد تکریم انسان نه از روی اجبار است ونه از روی ترس بلکه از روی یقیین است .

وقتی یک ملائکه به دستورالله نورمی آید ودر حنجره یک دختر باکره می دمد و انسانی خلق می شود که نیرویی ماورایی وخارق العاده دارد یعنی اینکه من ملائکه می توانم درتو ای انسان ساکن بشوم بدون برو برگرد . وبیایم باتو زندگی کنم از خاک و آب تو تغذیه کنم عیسی س بشوم وروح های گرفته شده که درنزد الله من است به جسم مردگان خاک برگردانم . بیماران شما را بالمس کردن ( نور تاباندن  ونه هر نوری ..نوری که از الله به من هدیه شده است )شفا بدهم ( نمایش  توارث در وجود عیسی پیامبراز ملائکی که محیی بود  )و  بدون اینکه در خاک دفن بشوم بدون این که به تواثبات کنم برتر از من هستی بدون اینکه حتی نسلی از من بماند به سوی مبدا خلقتم برمی گردم برمی گردم به سوی الله نور  اما توهم می توانی ای بشر که این چنین حیات ببخشی این چنین در میان خاک بمانی ولو اینکه رنج بسیار بکشی با شیاطین و دشمنان الله بجنگی ( مسیح س در زمین هرگز آسایش و رفاه خاکیان را نداشته و طالب نبوده است ).در اینجا نمونه بزرگی از عظمت الله نور را با همکاری انسان ( مریم پاک ) و ملائکه نازل شده را برای بقای اشراف انسان به انسانیت و تداوم را ه انبیا را به آشکار دیدیم .

می بینیم که پیامبران برای رسیدن به نور متداوما خاک را تضعیف ونیروهای والای الهی را تقویت می کرده اند خاک همان وابستگی های انسانی و دنیایی بوده است  . وملائکه چون در ساختمان آفرینش خود خاک بسیارکمی دارند پس به دنیای خاک و دنیای فانی وابستگی پیدا نمی کنند به زندگی نامه پیامبران ومعصومین دقت بکنید آنها با سختی با دنیا پرستان می جنگند خود را در تحریم زیاده روی در دنیا ومادیات قرار میدهند تا بتوانند چون ملائک به الله و به مقام والاومتعالی برسند . حال بیندیش مسیح  س مسیح س آیا او ازملائک نبوده است ؟. آیا او نمونه بارز( محیی ) نبوده است ؟چرا اودر زمین ازدواج نمی کند. ؟ چرا او را مرده  برصلیب نمی  بینند؟بیندیش .

**خواننده مسیحی تولد عیسی مسیح س را از خاک  سبز ایران زمین  به تو عاشقانه تبریک می گویم .

 

منتظری در انتظار نور ... دی فقر یارانه ای یا توطئه ای ضد .. ؟....خوزستان بگو به من منتظر وقتی بت شکنی معنایش (محاربه با خداست )پس تجاوز به نوامیس و قتل وارعاب و عوام فریبی و ترویج فساد وفقر خانمان براندازمعنایش دیگر چیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 7:26  توسط منتظر  | 

بسم الله الرحمان الرحیم .. .رویاهای صادقه .. .پیام تبریک سال نو میلادی

میلاد حضرت عیسی مسیح  س و رسیدن سال نو میلادی

را به  هموطنان مسیحی داخل وخارج از کشور 

تبریک  می گویم .

منتظری درانتظار نور ...دی  سرد باگرمی سبزقشنگ...و خوزستان قربانی

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 11:33  توسط منتظر  | 

  بسم الله الرحمان الرحیم .. رویاهای صادقه .. پیام  (تسلیت )

 

منتطری در انتظار نور شهادت پر افتخار وشرافتمندانه

حسین بن علی ع  و عده ای ازرهروان سبز حسین ع را

در عاشورای خونین دی به همه

حامیان جنبش  سبزایران زمین تسلیت می گوید.

من منتظری درانتظار نور .

*آه ای دی  پیرگواه باش در کربلا یزیدیان

مردان کهن و میانسال کاروان حسین ع را سر بریدند

 برپسران جوان وپسربچه شیرخوارشمشیر کشیدند

 وآن روزبه شفای (سجاد ) پاک  هیچ امیدی نبود

و این یعنی نسل کشی نسل نور کشی

وخوزستان می داند( پیام هست قیام هست تارنگ سبزمحرم هست.)

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 11:33  توسط منتظر  | 

بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه ...قاب وارونه   ( برهان قاطع)

امروز پنجشنبه بود تا ظهر سرم شلوغ بود به حدی که ندانسته میزان  ساعت ووقت نمازرا هم گم کردم . نهار که حاضر شدپسرم از من نهارش را خواست .من از پسرم پرسیدم که (ساعت چند است ) واو جواب داد( دوازده وربع ) راستش را بخواهید من اشتباه شنیدم واین طور خیال کردم که ساعت دوازده وربع است .آه از نهادم برآمد نهار پسرم را با دست پاچگی دادم و با عجله وضو گرفتم ومشغول به ادا نماز ظهر و عصر شدم عادت دارم که این دو نماز را باهم خوانده و بعد از پایان نماز هم دعای عهد را برای  تعجیل ظهور آقای غایب ومنتظر جهان بخوانم وحالا نماز ظهر و عصر را تمام کرده ام  دعا را شروع می کنم اما از همان آغاز از بسم الله دعا کلام من غلط ادامی شد دوباره شروع کردم چند کلمه را که بر زبان آوردم باز دعایم پر ازغلط برزبانم جاری می شد دوباره شروع کردم این برایم عجیب بود من طی این چند سالی که این دعا را می خوانم هرگزاین قدرگرفتارمغلطه و لکنت زبان و فراموش کردن جملات این دعای پر ازشکوه نشده بودم . باز خواندم این بار زبانم قفل شده بود وعجیب تر آنکه اصلا نمی توانستم دعا راهم به یاد بیاورم .چند لحظه ای نشستم وباز دوباره از اول شروع کردم نه نمی شود بعد کمی به فکر فرو رفتم چرا امروز این گونه میشود  آه مگرخطایی ازمن سرزده که مهدی عج رضا به ادای دعایشان را به من حقیرنمی دهند با خودم گفتم تا شب خیلی وقت هست سرفرصت بهتری طلب  این دعا راازحضور الله نورمی خواهم .بلند شدم و به کارهای دیگرم مشغول شدم نمیدانم چه وقت گذشت نشستم کنار بخاری دعا را خواندم آه چه روان و آسان دعا را خواندم و به پایان رساندم ( این دعا را همیشه از حفظ می خوانم )بلند شدم ناخود آگاه به ساعت  دیواری نگاهی انداختم ساعت یک وربع کم ( دوازده و چهل وپنج دقیقه ) است به سراغ پسرم رفتم واز او پرسیدم چه ساعتی نهارش را خورده است واو گفت ساعت یازده وربع . وه پس من نماز امروز ظهر را در یک ساعت زودتراز اذان خوانده بودم و آه از همه مهمتر دعایی بود که امروز خواندم و آن نشان از توجه  از دورمهدی عج به امورات ما مسلمانان است که بعد از ادای نماز بی وقت من نگذاشتند دعا را بخوانم با آنکه من اصرار زیاد می کردم که دعا را حتما در آن موقع بخوانم اما ایشان  با ایجاد اشکال در ادا دعااین اجازه را به من نمیدادند و بدینگونه می خواستند به من اشاره کنند که اذان ظهر هنوز گفته نشده تا من بتوانم در حضورشان دعای عهد را بخوانم اول نماز سر وقت و بعد دعای عهد و اجابت خواسته ایشان و وقتی من دعا را  برای بار دوم و صحیح میخواندم ساعت دوازده ونیم بود که درست درزمان پایان نمازهرظهروعصر این شرمنده حضورش بود . ومن اجازه داشتم نماز را بخوانم وبعد هم مابقی....

من با خود گفتم چرا اعمال ما برای عزیزان نورمهم می باشد؟امربه معروف ونهی از منکر حتی در زمان غیبت   ودر حیطه ادا یک دعا ومهمتر زمان نماز .آه لباس تقوی فقط برتن با تقوایان برازنده است و لباس حسین ع بر شهیدان راستین زیباست ونه برمهمانان حریص دوروزه دنیا که خود را منتسب به راه حسین ع می خوانند . کسی که از جنس نورنیست هرگزنمی تواند متکی به علی ع باشد حسن ع وحسین ع ویا پیغمبرنبی باشد این قبیل انسانها حتی حامل معجزه ای هم برای تضمین اعمال مستکبرانه خود نیستند . حسین ع را می خوانند وبر حسین ع گریه می کنند اما حسین ع را؟نمی دانم تو ای خواننده حسین ع را چگونه می شناسی شناخت تو از جنس گریه هایت است از جنس سینه زنی و زنجیر زنی سمبلیک محرمهای تاریخ است و یانه طریق درست تر شناخت یک انسان کامل  . معصومین و معصومیت . بیگناهان و بی گناهی. من ازلابلای اشکهای تو حسینی دیگررا یافته ام که زنده جاویدان تاریخ است و زجه و گریه تو را نمی شناسد که از برای کیست و از یرای چیست ؟فراموش نکن او حسین ع است .

پیامبران آن قدرتهای بزرگ ما فوق بشری که نمونه های کوچکی از جلوه الله نورند و ملائک که ازسر تسلیم گاهی لازم و (ممکن) است ( جبرا) قربانی بشوند و ممکن است فدا بشوند ( درخت را به خاطر بسپارو بیاد آر که بعضی از پیامبرانی که به دست مخالفان مذهب به قتل رسیده اند از گروه ملائک بوده اند)  و این قربانی شدن مثل حیات جزو عدل الله نور است این راز آفرینش ملائک است اما معصومین ما بر خلاف پیامبران که بر مردم مدعی بودند و این از تکالیف و وظایف آنها در مسیر رسالت می بود و باید هم که اینگونه باشند قدرتمند و آگاه و مسلط . بودند ومعصومین در مردم در متن دین جذب و قربانی می شوند وباید این گونه باشند .خوب سه گروه استثنایی از سه خلقت الله نور یک ملائکه که( ممکن) است در مسیر حیات در آفرینش قربانی بشوند مانند سجده بر آدم که یک پیامبر بود و برای آنها  این سجده بر موجودی ضعیف ترعملی ناخواسته بود ولی باید از اندیشه خود می گذشتند( اندیشه آنها قربانی ما شد ) درواقع یک نوع تحقیرنوع خلقت درنظر الله  آفریدگاربودو دیگر که من بدان برترین نوع  قربانی شدن می گویم و آن همیشه وهمواره در قربت االله نور بودن است و یا دیگر شکل قربانی بودن که آن هم اعلی درجه در نوع خود می باشد تحت فرمان بودن همیشگی درتسلط آمر خلقت الله نور است ملائکی که باد را باید هدایت کنند ملائکی که باید جان را تحویل بگیرند ملائکی که باید انسان کوچک رادر زمین راهنما باشند ملائکی که امر به معروف کنند ملائکی که باید همواره در خدمت پیامبران باشند که این نوع قربانی شدن جبری می باشد  گروه دوم پیامبران که قدرت آنها به مشابه قدرت قهار الله نور برتمام خلقت است آنها قربانی می طلبند ( باید برای ثبت آنچه توو من ایده ال در تاریخ مذهب می خوانیم عده ای را برای آگاهی و زمینه تشخیص ما قربانی کند و این عده ممکن است یا قوم ثمود باشند یا قوم مخالف با موسی س و یا قوم لوط س ویا مردم سرزمینی که نوح س بر آنها مبعوث شده است واین نمونه  ازچگونه زیستن در آیین ( باش ) نیزجبری می باشد.از خاک انسانی خلق و به بهانه عصیان ساکن زمین میشود و از اولین تا آخرین نسل این پیامبر همه گواهی به بعثت پیامبری خاتم و اسلامی کامل بشارت می دهند( همه پیامبران مسلمان هستند در معنی عام کلمه که هم معنی و مترادف با کلمه تسلیم می باشد )و سومین گروه انسانهای مدل و الگو معصومین هستند آنهادر مکتب ما حضور دارند و نه در هیچ مکتب و ومذهب دیگری . آنها برخلاف دو گروه دیگر در مقام خود حق انتخاب دارند حق برگزیدن . اما نقطه تشابه آنها با گروه ملائکه قربانی شدن آنهاست و در مقایسه با پیامبران فاقد موقعیت قدرت هستند و به گونه ای برای رسیدن به اوج ربوبیت رها شده محسوب می شوند . راه آنها وشکل گیری شخصیت اجتماعی و سیاسی  آنها در مسیر حق می باشد زنجیره ارتباط پیامبر به الله از طریق ملائک کامل میشود و همواره تحت  نظارت ویاری الله نور می باشندآنها از خود نشانه های جهانی دارند مثلا کتاب قرآن به شعور یک انسان ناتوان از خواندن ونوشتن به منشا ایدئولوژی و مکتبی الهی تبدیل می شود یا عصایی بر زمین می افتد وتبدیل به یک اژدها میشود و یا دریای نیل از وسط خشک میشود و یا مرده ای زنده می شود ویا آینده ای پیش بینی می گردد و...وکتب الهی همه بردرستی و استناد تاریخی این وقایع صحه می گذارند  ملائکه در عرش شیطان کامل را به وضوح می شناسند شیطان یک نوع حالت انحراف در جهان بینی توحید رابرای ملائک اقرارمی کند اما آنها به خطای دید شیطان اشراف کامل دارند و به راه درست و مستقیم خود شیطان را محدود و مطرود می سازند ببینید چقدر زیباست یک موجود اضافی را شناختن و اعتنایی به چرندیات او ندادن  و در زمین پیامبران با گروه و جمع در ستیزند پرتره ذهنی  این جمع ساخته و پرداخته افکار واندیشه های جاهلانه نیاکان آنهاست دیدگاهی با قالبی  منجمد که (شاید) با یک دیدگاه برتر شکسته و ذوب بشود دراینجا آنها که به گونه ای در مسیر این انجمادفکری ضربه خورده اندبه آسانی افکار جدید را جایگزین افکار قدیمی و آسیب پذیر می سازند و این گروه هستند که حواریون را می سازند انصار و مهاجرین را تشکیل می دهند اصحاب کهف را به تاریخ هدیه می کنند در جو بودن و زیستن و یا هجرت و پایه گذاری یک پدیده نوترکامل ترو انسان سازکه امامان معصوم ما در قاب خلقت جدید آنها قرارمی گیرند انسانهایی که با قدرت پیامبران و قربانی شدن ملائکه اعلام موجودیت کرده اند اما سرشت این گروه زمینی بی شباهت به ذات خاص ملائک نیست آنها وجه اشتراک بزرگی با ملائک دارند و آن قربانی شدن این گروه است گروهی که اختیار وجه انسانی آنها را تحت پوشش قرار میدهد و شهادت وجه رهبری و امامت آنها را در برمیگیرد  ملائک  با این گروه  ارتباط پیامی ندارند .مسئله نقش آنها هم در ارتباط با هدایت مردم هم در سطح کوچکتری ارائه می شود گروههای کوچک تر منافقین ومارقین و ناکثین و فاسقین و مشرکین هم در شکل بزرگ تجمعی مقام اجتماعی ندارند ودر این جامعه است که علی ع قربانی شدن در راه دین را به عنوان یک سنت در بین خاندان بزرگش پی یزی می کند و از همه این قربانی ها هیاهوی قربانی شدن حسین ع با همه آگاهیهایی که به ماداده شده است همیشه ملموس تر و سو آل برانگیز تر بوده است . حسین ع می جنگد و تو بر شهادت او می گریی در حالی که یک شهید زنده جاویدان در آفرینش است . بر ناحق بودن مرگش گواهی می دهی در حالیکه حتی حکومت حاکم وقت خود را نمی دانی که کیست کدام متجاوزی است کدام دروغگویی است کدام قاتل حرفه ای است کدام ابطال کننده حقوق حقه سرزمین توست . بر کشته شدن اطفال بیگناه او شیون می کنی زنجیر می اندازی بر سینه می کوبی اما در جلوی چشمانت بیگناهانی را محکوم به قر بانی ؟؟ شدن می کنند که بر خلاف تو ای غافل دنیا بر علیه ظلم وستم  و تحجربرخواسته اند . چشمانت را باز کن دنیا جای شعار و خودرا فریفتن و مغلطه اندازی نیست در پرده اشکهای تو حسین ع انتظار معجزه دارد وبس . معجزه الله را دیدن و شیطان را شناختن و تولد حسینی  ع دیگر را می طلبد مبادا راهش(( ابتر))بماند مبادا شیون وگریه تو را از مسیر درست تعالی و انتخاب غافل کند از تو یک یزید دیگریک متجاوز دیگر یک دزد یک قاتل بالفطره و یا حاکم بنده نواز وبرده نواز بسازد . می بینی که  طریق راه معصومین از راه پیامبران هولناک تر است و تشخیص  و انتخاب درست از نادرست و حق از باطل مشکل تر و البته هیاهو ؟؟؟ برانگیزتر است  آگاه باش که حسین ع اشکهای تورا نمی طلبد او خود را قربانی آسایش و آرامش دو جهان تو کرده است ای مومن حسین ع  بزرگی اندیشه های والای انسانی تو را می طلبد او همه مردان راه خویش را نداده است که تو بیایی بعد از قرنها بر بیگناهی آنها ضجه بزنی و خود را بواسطه این همه هیاهو بر سر خیر و شر این و آن قهرمان بدانی  نه ای مسلمان خون حسین ع چون چشمه جوشان (( آب  کوثر))همواره می جوشد شاید توبه  زندگی بنگری وبه تکاپوی یافتن  ( بت  ) بیفتی و اورادر بین این همه حاکمان ظالم و نسل کش به جنگ بطلبی و امر به معروف و نهی از منکر را برای نجات نسل نور احیا کنی خون حسین ع با شعار عجین نمی شود و به ظلم تسلیم نشده است بلکه به مبداءآفرینش انسان کوچک خودخواه و خود پسند وخود شیفته تسلیم گشته است خون حسین ع معجزه ای چون لوح ده فرمان موسی س میماند پیام خون حسین ع یک معجزه تا ابد زنده است که درمتن  کربلای کوفیان جاری می شود و درهر محرم  عاشورا می آفریند ووخون او با خون توسخن می گویدو تو رادربرابر ظلم ظالم قرار می دهد و این آیین تا شهادت معصوم غایب زنده  می ماند ومی اندیشم تا مادام که عاشورا برقرار است محرم سبز نیز با پیام قرآن و با خون حسین های کوچک زنده خواهد ماند و زمزمه می کنم ای خود فریبان دنیا کل یوم عاشورا کل کرب کربلاو بعد از قرنهاست که انعکاس حق طلبانه ی  خون حسین ع (هل من ناصر ینصرنی )به امید یاری دستان تو در متن تاریخ اسلام  و با نمادی از دستان بریده ( نشانه بی عدالتی در یاری حق )به اشک چشمان تو پیوند می خوردو تو را ای مسلمان به بیداری می خواندنماد صلیبی خالی از عیسی س  نماد دست بریده ابا عبدالله . قصه خون یحیی س .لوح موسی  س  رویاهای صادقه یوسف س .چاه علی ع .جای پای اسماعیل س . آتش سرد ابراهیم س. چشمان نابینای یعقوب س .صبرایوب س.داستان هبوط آدم س.  رازقتل هابیل .غیبت یک قائم بیعت در غیبت رازپیوند خون حسین ع با من وتو در امتدادتاریخ خواهد بود .

ومن چشم در راهم تا روزی که  مهدی عج نور بیاید و شب طولانی دنیا را به نور عدل زینت ببخشد و صبح رابه نور حق بیارایدوهمه ملعونهای (محارب )با الله نورراکه( آمر)به تجاوزنوامیس انسانها و تجاهل وفریب و دزدی از آنها وقتل بی گناهان وضایع کردن حقوق حقه آنها و اشاعه فحشا وفساد وفقردرزمین هستند به کیفر اعمالشان برساند ولو اینکه سیاهی لشکری ازخواص برایشان شعار بدهندولو اینکه شیطان پناهشان باشد آن روزبی گمان خواهد آمدو آه آن روز چه می بینم  شیطان رادر لباس ریاکاران در لباس تجاوزان در لباس عوام فریبان در لباس شعاردهندگان گمراه درلباس گمراهان در لباس فقرآفرینان در لباس نسل کشان نور درلباس دروغ پرداران  در لباس ستمکاران در  لباس تعظیم کنندگان بر شیطان درلباس سجده کنندگان بر شیطان درلباس ضالین در لباس نمایندگان مسخ کوکی  درلباس میوه ای  وزراء سرخ آتشی درلباس قضات آه ناداوران همه با خنده شیطان درآتش درآتش درآتش در آتش آتش آتش آتش ای مسلخ دنیا آتش آی خاک آتش آتش آتش  

 

والله نورهست  ومهدی عج هست او بانفس پاک و معصومانه  در میان ما زندگی می کند قدمهای او به سوی رستگاری ما برداشته می شود . نگاه پر از انتظار او در پی رسیدن به مقصد راستین والهی ماست  این جمعه وهر جمعه او تورا به نور می خواند آگاه باشید مهدی عج آن زنده زمینی  شاهدآزمایش انتخاب خیر و شر ونور وتاریکی از سوی ما است . مهدی عج منتظردرکنارماست در میان ماست حتی در نزدیکی چشمان ما حتی در نزدیکی انتخاب ما .ازخودت بپرس ای مسلمان (مدعی خیر خواهی مردم) کدام پیامبر اعمال شیطانی را مباح ویا واجب می داند و به انجام آن  دستور می دهد  تو کجاخوانده ای که می توانی یک فرد بیگناه را مسرورانه وبه اشاره لبخند شیطان ( حکومت زمان خودت )بکشی؟ شهید بکنی ؟آیا در اسلام محمد ص تومختاری  تومی توانی به همنوع خودت تجاوز کنی؟ دزدی کنی ؟ حقش را بخوری ؟ کدام کتاب  ؟کدام دین ؟کدام آیین ؟اگر پاسخ تو آری است به من بگو چرا پس چرادرآتشی؟ آتش چرامن تورا در آتش می بینم  من تورا برخلاف آیین حسین شهید قربانی شیطان می بینم و؟ای غافلان دنیا شما خاکید  در آتش آتش شعله ور بی امان سوزان ای عروسکهای زغالی  آتش آی آدمک چوبی شعله ور آتش ای دنیا خاک  آتش آتش آتش آتش آتش آتش آتش آتش در روز شیطان سرنوشت تلخ درروز آتش آتش آتش آتش  آتش آتش؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

منتظری درانتظارنور ...دی  سرخ عاشورایی ازخون بیگناهان قربانیان و شهیدان سبز ... خوزستان در سال

هزار وسیصد و هشتاد وهشت بعد از قرنها همچنان قربانی ومحروم  

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 11:32  توسط منتظر  | 

    بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه ...(نماز شب )

از وقتی رویای دوستان را رویت کرده ام مرتب از خود می پرسم آیا بیدار شدن این حقیر در در گاه الله نور به نیت ادا نماز شب بوده است ؟چهره فاطمه زهرا (س)را که بی شباهت به چهره پدر بزرگوارشان نبود را به خاطرمی آورم و

اما بخوانید

**در خوابم .زمزمه های آرامی می شنوم . کسی می گوید (( باید بیدارش کنیم  )) من هم در خواب به خودم می گویم  باید بیدار بشوم مثل اینکه بخواهم حرف اوراصحه بگذارم.  مهدی عج صدایم میزند . در رخوت وکرختی خواب چشمم را باز می کنم . آه آقای نور مهدی عج است که با حجب وحیا از بلندی (یک متر) و نورانی و آرام به من نگاه می کند منتظر است بیدار بشوم وقتی مطمئن میشود بیداری بر من غلبه کرده است غیب می شود .آه من نور را دیدم در عالم فانی .. چه خبر است ساعت دو ونیم بعداز نیمه شب است آه پس وقت نماز شب رسید از تو سپاس گزارم ای نور ای الله. .

 

*خوابم . نجواهایی می شنوم به زبان کسانی که نمی بینمشان ولی آنها با هم صحبت می کنند در کلام آنها دقت نمی کنم تمام جسمم کرخت است و تشنه خواب .چشمانم بی اراده در حالی که خوابند می بینند  او را .اورا می بینم حضرت فاطمه زهرا ص نور رادر کنار او بانویی دیگر ایستاده است هردو غرق در نورند اوست   چهره بانوی بلند نظر فاطمه  س به خوبی مشخص است اما چهره بانویی دیگر که درکنار ایشان ایستاده است معلوم نیست هردو بالای سرم ایستاده اندوروبرویم .فاطمه صدیقه س متین و آرام  با نگاهی مطمئن و با نوعی حالت بیدار باش پتوی مرا می کشد . آه او می خواهد من بیدار بشوم . ومن بیدار میشوم و من در نمازشب ؟.

 

* سرش  را تا روی سینه ام پایین آورده  است چهره اش وتمام پیکرش همه غرق در نور است و نمی دانم  یا شاید روی گلویم صورتش منورش را خم کرده مثل اینکه بخواهد با نجوایی آرام صدایم بزند نورنور او غوغا می کند نور او قدرت تشخیص مرا کم کرده است نور اورا در جلو چشمانم که در حال بالا رفتن است می بینم  . کم کم خود را عقب می کشد و یک باره میبینی که دربالای سرم در دو متری نشسته  است در حالی که پای راستش را روی پای چپش انداخته است واز پهلو  به من خیره نگاه می کند کتابی یا شاید دفتری را روی پایش گزارده است در مقابلش و گاهی سریع بدان نگاهی می اندازد لباس سفید بلندی که کمربند پارچه ای باریک سفیدی هم دارد وبرکمرش آنرا بسته است پوشیده که در کنا رپهلویش دو طرف این شال سفید آویزان است  . می دانم وقت  نماز شب است باید با تو بیایم با توای مهدی عج جان  ای برادربه دنیای خاک .

 

بله خواننده عزیز می بینی که مدتی است این حقیر در درگاه نور با اهل آسمان و با ماه وستارگان آسمان در نماز شب به دیدار الله نوردر راز ونیاز و استغفار به سر می برم .نماز شب رادر مقابل نیروی یکتای احد  به صبح  نمازمیرسانم .اما آیا توبرای انتخاب یک آیینه بی نهایت  بزرگ  از نوربرای انعکاس یک آیینه بسیار  کوچک از نوردرسیاهی شب اندیشه کرده ای ؟دراینجا یک اشاره کوتاه دارم به صداقت در کلام در ابراز در عمل . می بینی که درهمه این رویاها این پاکان درست در زمان ادا نماز شب  این حقیر را بیدار کرده اند و این راه اثبات صداقت در خواب ؟رامن به دلیل ایمان به صداقت الله می دانم .ودریکی از رویاها می بینیم که   من حقیر در درگاه الله به شوهرم تاکید می کردم که او مرا از خواب بیدار میکند ومی بینیم ملائکه ای که مرا برای رفتن به قبرستان بیدار کرد خیلی شبیه به شوهرم بود و این اهمیت صداقت یک انسان صادق در نزد الله نور را نشان می دهد

 

سلام برالله نور وقتی خلق می کند و سلام بر الله نور وقتی می میراند و سلام به انتظار که پایان جور وستم را به ظهور می رساند وسلام بر منتظر عالم فانی مهدی عج که خواهد آمد .

 

منتظری در انتظار نور .. دی وحکومت من آه من سیاه سیاه سیاه ... خوزستان یک باغ نرگس سبز

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 18:37  توسط منتظر  | 

بسم الله الرحمان الرحیم .. رویاهای صادقه ...قاب وارونه همراه رویای صادقه  ( اراده )

به توای جستجوگر نشانه های نور سلام .

صادق . باقی وصابروحکیم و بسیط ومحیی آه محیی و ممیت . چه می گویم شما که همه اسمهای قشنگ را می شناسید وهمین آگاهی است که کار مرا برای رسیدن به آنچه آنرابه  یاری  اندیشه های شما می خوانم کمک می کند .

اسماء الله خاص خدا هستند ومی بینیم که  بزرگان  دین اسلام بر بیان این اسماء جادویی در روزمرگیها و عبادات بارها اشاره و سفارش کرده اند . می دانیم که انسان بواسطه هم جنس بودن با نوعی خاک و هم چنین همزیستی با شیطان در کره خاک مادام العمر تحت تعقیب خواسته ها و وسوسه های شیطان رجیم است . خاک به آسانی گرم می شود به طور طبیعی دمای محیط برسیستم حیاتی او اثر می گذارد . در سرما ودر گرما هر چه شرایط محیط زندگی او دشوارتر باشد اودر برابر سیطره  انفعالی  واکتسابی عوامل محیط ضعیف تر وواکنش سریعتر ی از خود بروز می دهد به نور الله پناه بردن ویا درتضادبا آن نقطه قهقرایی پناه گرفتن .

 اوبرای ایجاد تعادل بین خیر وشر .حق وباطل ونور وتاریکی  همواره در صدد پیدا کردن یک تکیه گاه محکم وقابل باوراست . ابراهیم نبی س . وا ضح ترین داستان تکامل دین را برای نمایش این نوع دگرگونی وانقلاب نشان میدهد . ازعرصه خاک فنا پذیر به اعتلای مقام انسانیت رسیدن.

 در قاب( راز اسماء نور ) گفتم که تکرار و تداوم در بیان اسماء نور در حین عبادات  روزانه به صرف رسیدن به تعامل  یک یا چند درجه از  صفات  الله در روح  بشر و ساکن شدن آن می تواند ما را خداگونه بسازد و برای مثال در چگونگی تاثیر بیان  آن  رادرمقابل الله به مانند انعکاسی ازنوریا تابش یک آیینه کوچک برسطح آیینه ای بزرگ که آیینه کوچک روحی است که الله نور برجسم خاکی ما دمیده است و آیینه بزرگ همان نور واقعی یا منشا و منبع یعنی الله نور می باشد .من شما را در( انتخاب ) اسم  نورآزاد گذاشتم واشاره کردم که هر کدام از این اسامی شما را به الله نور می رساند .این اسامی را هم به عنوان کوچه های فرعی که به خیابان اصلی خواهد رساند معرفی کردم .خوب در وحله اول تو یکی از اسما ء نور را انتخاب کردی اما با تداوم این اعتراف و اقرار و تسلیم نیرویی حاکم بر روح تو می شود که ( جبرا )اراده  تو را در اختیار می گیرد و( تابش یک نور ( اسم الله یا همان آیینه کوچک و یا روح من وتو ) در قاب آیینه ای عظیم که تلالویی از همه انوار یا همان اسما ء( الله نور )است  که برگشت این نور پی در پی بین دو آیینه کوچک و آیینه عظیم در حال جریان است تو یک موجود زنده وکوچکی  ومخلوق یک  نیروی برتر زنده دیگر .. ساکن شدن این اسماء دروجود تو درآغاز با انتخاب تو اعلام ظهور می کند و الله وهاب و بخشنده و سخی و.... به تو از این اسماء یا انوار می بخشد ودر روح تو ساکن  وثابت می کند پس می بینی که حتی وقتی موسی س معجزه ای می آفریند به نیروی خویش غره نمی شود و منشاءآن را نفی وانکار نمی کند ویاعیسی س با زنده کردن انسانها خود را هیچ یا یک بشر معمولی می خواند وتو را دعوت به  پرستش منشاء این نیرو می کند آنچه مسلم است الله هرگز برگزیدگان  جبری رسالت و معصومیت را از درگاه خود نمی راند و همیشه ازآنان به عنوان الگوهای بشری یاد می کند . جالب نیست خودت بپسندی و الله به تونیرویی به این عظمت والبته خارق العاده تقدیم کند و از توبخواهد آن را محفوظ بداری و فقط و فقط او را بپرستی و انسانها رابه یاد او ترغیب بکنی استفاده از نیروهای خاص الله یعنی حاکمیت یک جبر الهی به درخواست یک انسان مختار غرق در خاک  .انسانی که زاینده جبر در زمان است درمکان است انتخاب می کند چون مختار است و در انتخاب یا  باید نور را بپذیرد و یا جبر راه شیطان را حد وسط در این انتخاب جایی ندارد هرکه راه وسط را برگزیند خود را ملعبه یکی از دو راه یا دو قدرت پیروز گردانیده است پس وقتی برگزید به طور اکتسابی باید راه خود را در بستر جبر راه وموضع انتخابی خود ادامه بدهد یاحسین ع در کربلا می شود ویا فرعونی در قعر دریای نیل . می بینی هر دو قربانی انتخاب خود می شوند اما راه  قرینه آنها متضادبوده و بادیگری آهنگ نبرد دارد .حتی او که راه وسط را قبول می کند هم قربانی می شود ولی قربانی یک کدام از دوموضع یا قدرت پیروز .پس بیایید به صراط نور بیا ندیشیم.و بیاموزیم .

 

 در اینجا ملائکه بله ملائکه را به عنوان مثال برای الگوهای درجه یک  یعنی مخلوقاتی که قبل از پیامبران خلق وبه طور مستقیم به الله ایمان آورده اند می خواهم به رویای صادقه بیاورم . شما حتما قاب  (فقط ملائک) را خوانده اید باید ببخشید که آنچه در مطالب رویای صادقه می آید به طور پیوسته متکی و یا انعکاسی از مطالب قبلی این منتظر می باشد .

*ملائکه مخلوقاتی هستند که می توانند حامل یک  یا حتی چند نوع صفت مخصوص الله و یا یک پیام از سوی او باشند . از جمله صفات هم که قبلا گفته شد محیی کردن بندگان علی الخصوص بندگانی است که  باید در شرایط زمانی خاصی پا به کره زمین بگذارند حیات بخشیدن به اسحاق س در صورتی که مادرش ساره در سن  پیری  از زاد وولد مایوس بود و یا تولد مسیح س در بطن یک دختر با کره .که هر دو این انسانها( محیی شده ) به رسالت بشر می رسند .ویاملائکی که بشارت دهند ه یک اتفاق مهم در مسیر زندگی پیامبران( اتفاق طوفانی که در زمان حضرت  نوح س بوقوع پیوست ) ویا آگاهی ازتوطئه دشمنان ( خوابیدن حضرت علی ع در رختخواب حضرت محمد ص برای پنهان کردن فرار حضرت )میشوند ویا بشارت وانتخاب حضرت محمد ص به پیامبری ویاعزراییل که مسئول بازستاندن روح ازجسم انسانها در زمین است .

 بله می بینیم که ملائک هم انواع واقسام اسماء الله نور را از آن خود مالک شده اند . به نظر شما چگونه این اتفاق روی داده است . ایمان وتسلیم و ابراز و اعتراف و ستایش و حمد و باز اقرارو ثبت شهادت وایثار جان ومال خویش ). شایدبه مدت  چند سال وشاید  چندقرن فقط همین بس که آنچه ما تحت عنوان اسامی الله به آن تکیه می کنیم عامل اصلی این تحول در ملائکه است آنها بواسطه اینکه در عرش به سر میبرند و از لحاظ جسمی ازانجیر و روح  نورو آب زیاد (بخار آب نفس الله نور که در کالبد این مخلوقات انعکاس دهنده نور است )آفریده شده اند کلی تر از من وشما که ازخاک ( که انعکاس دهنده نور نیست ونمی تواند نور را هم انعکاس بدهد و جسد وپوشش مارا ساخته است ویاری نمودن به این روح اسیر در خاک برای تعالی  و تکامل تلاش مضاعفی می طلبد )و همچنین روح وآب ( بخار آب )خلق شده ایم آنان به دلیل قربت و مطیع بودن کامل بدون قید وشرط وبه طور خاص به عنوان موجوداتی پاک که نماینده ای یاری رسان الله در زمین هستند  میتوانند خود را به الله نور نزدیک ترکنند .

در آیات الله و بنا به گفته شیطان ملائکه از انجیر خلق شده اندوما برای پرداختن به هویت ملائک باید درخت انجیر ومیوه آنرا را متداوما کندو کاو کنیم تا به  این نتیجه  که الله چرا از همه مخلوقاتش برای همزیستی ملائکه را انتخاب نموده است دست پیدا کنیم .

 به طور طبیعی  انجیر درختی است که در جای خنک میزید ودرطی تکامل خلقت خود ساکن وثابت است (مراحل رشد انجیردر یک محیط متوسط  برای انواع آن یکسان می باشد )پس این تشبیه ما را در شناخت نیکیها و خوبیها و والاییها و تعالی ملائک به پاسخ می رساند( ایمان ساکن و ثابت غیر قابل انفعال در ملائک ) نمایش مفید بودن  این درخت به لحاظ داشتن میوه و سایه و تصفیه هواو بدون ضرر بودن انجیر در طبیعت و هم چنین ناتوان بودن او در برابر حوادث( کندن و نابود کردن و سوزاندن درخت وخطرات بی آبی و .....) همچنین بوی عطرملایم وخاص انجیرمارا به مشخصاتی از این گروه وتثبیت آن در ملائکه می رساند برخلاف نوع بشر که به آسانی و به سهولت درمقابل مشکلات به فغان درمی آیدباکوچکترین وسوسه شیطان محور ایمان خود را نفی می کند و....انجیر مسکونی در خاک نمونه کوچکی از یک مو جود متکی به نور( برای انجیر نور = آب می باشد چرا آب ؟)با مشخصاتی متشابه با ملائکه است . مفید بودن او =یاری گر بودن ملائک و میوه و بر اوتاثیر مفید او در نظام خلقت و ثابت بودن محیط رشد این درخت در خاک = با ایده آل بودن محل زندگی و اسکان ملائک   درعرش الله در مسیر امواج نور الله.

 برای اینکه کلام مرابهتر درک کنید اگر درخت انجیر یا هر درخت ولو گلدانی باشد و گیاه را مرتب با دست بزنید با شی محکم بدان ضربه بزنید در آفتاب نگذارید ویا آب ندهید از جا بکنیدش و هر عمل و حرکتی که علامتی از اذیت و صدمه رسانیدن به گیاه می باشد را انجام دهیددرخت حتی در مقابل حوادث طبیعی چون سیل و زلزله و صاعقه و آتشفشان و.... نمی تواند خودیاری کند ویا به دفاع و تهاجم بپردازد او در مقابل هرموجود ی اعم از حیوان و انسان وطبیعت بسیار منفعل و ضعیف و در نتیجه کلی تاثیر پذیر ومنفعل است اما دریک امر مهم آنهم در تداوم به ادامه حیاتی خلقت خود و انجام وظیفه خود که الله بر او تحمیل کرده و او به انجام آن عشق میورزد همیشه مصر و ثابت اراده می باشد . همه ما با آیه و تکیه کلام  حق( نور ) ماندنی است و باطل(تاریکی  وشر )رفتنی است  آشنا ییم ومن می خواهم برای اثبات غیر مستقیم این آیه معروف مطلبی را بیان کنم .

 ببینید درمطلب (فقط ملائک ) گفته شد بنا بر همان شباهت و تاکید قر آن بر از نوع انجیر متبرک بودن مخلوقاتی به نام ملائکه ما به دلیل ساختار جسمی یک انجیر که بریده می شود له می شود وحتی رنده و خشک میشود می توانیم بگوییم که به عنوان یک شی یا جسم خارجی محکم تر  ما انسانها می توانیم از جسم یک ملائکه رد بشویم حتی نور هم بسادگی از این مخلوقات پاک براحتی رد میشودالبته قبلااشاره نمودم   به آنسادگی  که فکر می کنید نیست یعنی درموجودیت مثل انجیر نرم نیستند وزنده اند.

 من در این روزها هرچه فکر کردم جانشینی برای  تفهیم نوع جنس ملائک پیدا کنم جز شباهت  تقریبی غضروف سخت ویا رباط با جسم این پاکان ماورایی عقلم به جایی قد نداد وقتی من میگویم ما می توانیم از جسم ملائک رد بشویم به واسطه خشونت استخوانهای بدن ما ست وعجیب اینکه عکس العمل آنها بسیار جالب است و* ملائک قابلیت ترمیم   خود را دارند ویژگیهای مختص شافی بودن .و محیی بودن و سلیم بودن و ....بسیاری ازصفات نهفته در اسامی الله نور که در این گروه زنده برای ادامه حیات تجلی یافته است امری معجزه وار برای بازگشت به طبیعت جسمی  سالم و حتی درمان و ترمیم را فراهم می سازد حال به محیی شدن عیسی س در رحم حضرت مریم اطهر س که یک معجزه است و به واسطه آمدن ملائک به زمین این اتفاق بزرگ دینی به وقوع پیوسته است بیا ند یشید. ودر هر حال در اینجا می خواهم به مطلب دیگری اشاره کنم در تولید بقا این موجودآه معصوم که از لحاظ ادامه حیات او قبل از ما خلق شده و در کل ازامتیاز ادامه نسل قوی تری هم برخوردار است .وقتی می گوییم حق یانور در شهدا تجلی یافته است پس باید فی الفور به ابدی بودن زندگانی شهدا یقیین پیداکنیم پیامبران ومعصومین و مومنین و صالحین و متقین و صادقین و صابرین و محسنین ومطهرین وفائزین و شاهدین زنده اند پس به نور رسیده اند ودربهشت خواهند بود درقرآن کریم دارندگان بهشت زندگان جاویدند پس  حق ونورماندنی میشود و آنچه ازشیطان است نابود و رفتنی می گردد .ملائک هم جزو زندگان جاویدند .( با تکیه بر گفته الله نور که وقتی از خودش می گوید خود را صادق می نامد وما می دانیم دروغگونیست ) و  معجزات پیامبران راکه همه به نور می پیوندندرا بسط و تعمیم به نور الله بدهید الله گروندگان خود را به صفات عالیه و برتر خود به اعلی درجه( باش ) می رساند ویاری می کند .ای همنوع  ما هم می توانیم .ما باید بتوانیم بت خاکی دنیا  و بت خاکی خودمان ( دنیا پرستی )را بشکنیم .

اگر بتوانیم یک شاهد باشیم می توانیم مهدی عج را بشناسیم .ما باید بتوانیم فائزبشویم تا علی ع را بشناسیم و..... شناخت مهدی عج و شناخت علی ع همواره منتهی به شناخت الله خواهد بود وما باید بتوانیم یحیی را بشناسیم بتوانیم رووف را معنی کنیم و جبر را بدانیم که چیست و اختیار کجا لازم است و..... اما ترانه ها و محسن هاو سهرا بها و سعیده هاونداهای زمانه ما شاهدان خاکند وفائزان پاک

 

*یک انجیر را باز کنید دانه ها و تخم های ریز درون آن را خوب نگاه کنید دوست دارید می توانید فشارش هم بدهید چه احساسی رادر نوک انگشت خودتان لمس کردید سفتی و سختی دانه ها را . می بینید که نطفه نسل  انجیرهایی  که حتی خلق نشده است درچه جای امنی قرار دارد . درون دانه های ریز ودر لفافه ای از نرمی میوه  انجیر.حتی در زیر خاک امن  این دانه یا تخم به رشد وجوانه می رسد پس حالا امنیت زندگی و آرامش  و آسایشی که در کنار حضرت حق شامل این موجودات معصوم میشود را حدس بزنید  برخلاف ما انسانها که همه سختی و دوران شکل گیری ما بر روی خاک ودر معرض خطرات احتمالی و گاهی مرگبار است  این دانه ریز به محض موجود شدن شرایط خاص خودش ادامه حیات نوع خود را تضمین می کند .پس ملائکه حمایت الله نور را از بدو شکل گیری با خود دارند و خاک با آنهایار است وفصل و آب ونور. و ملائکه هم از نورند و همتای آسمانی انجیر زمینی .اما انجیر زمینی  به جبرسیر زندگی که همه تحت قدرت الله هستیم در زمین به آب بله آب (زنده )است ودر عرش این آب مترادف با متکی بودن بشدت زیاد به الله نور می باشد .

 

 پس می بینی که  دقت درشباهت حیات یک انجیردرخت به ما می گوید که اصل و نژاد و مخلوقی به نام ملک بر اصل ما انسانها که خاک مانند سدی بر تاثیرتابیدن  نورالله بر وجودمان اثر منفی می گذارد( در واقع اسیر خاکیم ) ونور را باید خودمان پیدا کنیم یا چون ابراهیم س و یا مانند موسی در پی اش باشیم و مانند محمد ص وحضرت مریم پاک س بدترین تهمتها را متحمل بشویم تا آنرا به دیگران ثابت کنیم و همیشه تحت الحفظ نیرو و قدرت با عظمت الله نور می باشد . ما هم می توانیم محیی و یا شافی و یا کافی و وافی و ..... بشویم و تحت امنیت  الله نورو ادامه بقایی مافوق بشری بشویم .

 

  .انسانها زود فریب می خورند به آسانی دروغ می گویند نسل خود را با تجاوز و لواط وزنا  وخیانت و با ظلم و ستم در خطر انقراض  و نابودی قرار می دهندانسانهای ضعیف و کوچک حتی چهره های بزرگ بشریت مانند علی ع و مالک اشتر و پیغمبر ص را نقاب اعمال ضد اخلاق بشری خود قرار می دهند خود را ولی الله نور؟؟؟ می خوانندولی مدافع قدرت شیاطین هستند شیاطین انس حامیان شیاطین پری. توهم و تحجرو خود فریبی وسادیسم (دیگرآزاری یا مدل جدیدتر آن استثمار) اینها همان منافقین هستند که به زبان از دین و ایمان می گویند و در عمل شیطان بر اراده  خاکی شان حکومت می کند ..زهی خیال باطل  زهی خیا ل واهی  .

 

اما تو ای هم وطن توهم می توانی اصل و نوع و تبار  خود را تا مقام ملائک بالا ببری غیبت قائم عج . محیی بودن مسیح س و امروز روزهای محرم که گویی حسین ع دوباره زنده شده است تا حق خود را در برابر قدرتمندان و دشمنان بشریت ابقا کندومردم را به راه الله نور هدایت کند  واین حماسه حسین ع نمونه بارز و روشنی از این حکایت افسانه مانند است .این آیین برگزیدگان نور است برای تو برای من و برای همه بشریت.

 

**این هم یک رویا ی خواب در ارتباط بادنیای ملائکه

 چندی پیش مطلبی راازیک شخصی خواندم  این شخص در زمان حضرت امام جعفر صادق زندگی می کرد ودرمتن نوشته دریکی ازجملات اوگفته شده بودکه گوینده شخصا شاهد رویت ملائکی بوده که به دیدارحضرت آمده بودند ومن هم مرتب با خودم می اندیشیدم  چرامن ایشان رادر جسم آدمیزاده ندیده ام؟گاهی با الله آرام نجوایی از درون سر می دادم و با خودم که چگونه ممکن میشود که یک ملائکه به زمین خاک بیاید و بین مردم بچرخد ؟ آیا آنها درنوع خود مانند ما انسانها نیمه تکمیل کننده خود را دارند ؟آیا می توان در صورتی که با شکل یک انسان در بین ما حاضر باشند هویت اصلی و ملائکه بودن آنها را تشخیص داد ؟

اینک بخوانید رویای  صادقه خواب این منتظر را

**بایستی درحدود ساعت دو و سی دقیقه برمزارعزیزی درگورستان شهر حاضر می شد م خستگی نیم روز امانم رابرید وبا خودم گفتم تا ساعتی چرت بزنم و  از شوهرم خواستم که در حدود ساعت دو مرا از خواب بیدار کند . اما شوهرم با اکراه به من گفت که( تورا بیدار نخواهم کرد و همان بهتر که بخوابی ومنتظر من نباشی ) . من هم با اطمینان واصرار به او گفتم که (خواهیم دید که *خودت مرا از خواب بیدار خواهی کرد ) و به خواب رفتم نمیدانم چه مدت در خواب بودم فقط همین بس که ..

 یک باره دیدم که در خوابم وهیچکس  در اتاق نیست درخواب می بینم که دراتاق باز است و ناگهان کسی در را زد .همان طور در عالم خواب رویم را برگرداندم به سوی در آه دیدم شوهرم ایستاده است او گفت ( مگر نمی خواهی به قبرستان بروی  ).عجیب که وقتی میخواستم به چهره اش نگاه کنم ازچشمانش برق غریبی می درخشید که می دانستم اگر بیشتر به چشمهایش دقت کنم دچار وحشت و نوعی حالت رعشه به من دست خواهد داد ( این امر در رویاهای صادقه در دیدار با معصومین و یاپیامبر اکرم اتفاق افتاده است ) و من سرم را برگرداندم و همانطور درحالت  بین خواب  وبیداری گفتم چرا ( بله ) وبیدار شدم .

از اتاق بیرون آمدم. کسی در سالن نبود شوهرم هم غرق در عالم خودش داشت  در اتاق دیگر تلویزیون را تماشا می کرد . سرش را به طرفم بر گرداند وگفت مثل اینکه بیدار شدی . اصلا از بیدار شدن من تعجب کرده بود .

بله خواننده گرامی در اینجا باز می بینی الله نورمراو اندیشه ای که توجه مرا معطوف به خود کرده بود بی جواب رها نکرده است و کسی که مرا از خواب بیدار کرده بود یک ملائکه بود ودر اینجا آنچه با ید شما را ازآن بی اطلاع نگذارم  ودر این رویا تجربه کردم آگاه کنم و آن اندام بلندی است که این مخلوقات پاک الله دارند واز ما انسانها کامل ترند( بی عیبند ) و دیگر سیمای معمولی  ایشان که آرام ازمعصومیت  نورو چهره ای  مشخص و خاص تر با مادارند ودیگر اینکه ملائک از دو جنس زن ومرد یعنی مثل ما انسانها از دونیمه مکمل خلق شده اند( چون این ملائکه در ظاهر یک مرد به رویای من آمده بودو در رویاهایی پیشتر ملائکه زن را نیز رویت کرده بودم و با استناد به این که الله راستگوست ودروغگونیست  ) وهمچنین مهابت وعظمت نور در چهره  مخلوقات مرد این گروه به خوبی جدیت آنها را در انجام وظیفه به الله و اراده در عمل رانشان می دهد . پس انسان به نور جاذب و کشش خاص در عمل و سکنات این مخلوقات در بین اجتماع انسانی به راحتی پی می برد .

سلام برنور در عرش عظیم بر کرسی رفیع ( صندلی بلند که بریکی از پایه های آن اسم پنج تن آل عبا حضرت محمد ص و حضرت علی ع و حضرت امام حسن ع و حضرت امام حسین ع و همچنین بانوی بزرگوار فاطمه زهرا س و همچنین نام امام غایب حضرت مهدی عج حک شده است و من حقیر در درگاه الله نور دریکی از رویاهایم آین نوشته را رویت کرده ام ).و سلام بر حسین ع مردی که با سجده برنور تسلیم نشدن به ارده  شیطان را به نوع  بشریت آموخت .

وسلام بر  مهدی موعود ( عج)یکتا گوهر معصومیت غایب در عصر ضالین عصر نقاب عصر تحجر و رسوایی و فساد و شرک  عصر دروغ و عصر تقلب و عصر نسل کشی با تجاوز با فقر با صیغه با موادمخدر با شرک  با باطوم با زندان آه دختران پاک پسران  مرد وتوای سیاه تویی ننگ تاریخ اسلام نورو رحمت .

 راستی من هم یک سبزم و سبزی ( ریشه  در آب دارم )

 

منتظری در انتظار نور ... دی و توطئه بی پایان فقر ...خوزستان و تب عطر نرگس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 18:34  توسط منتظر  | 

بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه ... قاب وارونه ( در بازگشت )

به نام نور که هر چه است از اوست هزاران سلام

 

در باره برزخ مدتی قبل مطلب( رویای در برزخ ) را برایتان آوردم آیا به آنچه در آنجا دیده وتجربه کرده بودم دقت کردید ؟ 

در آنجا گفته بودم که از لحاظ جسمی اموات ما در عالم برزخ به طور دیگری دیده می شوند و هوای آنجا هم برای ما اهل زمین گرم و غیر قابل  تحمل می باشدبه نظر شما چرا هوای آنجا گرم است ؟ می خوانید آنچه پاسخ به سوآل من وشاید بسیاری از شما نیز باشد .

دمای بدن خود را با دماسنج ویا تب سنج اندازه بگیرید چند درجه می باشد ؟سی و شش یا سی وهفت ویا شاید بیشترودر صورت بیماری بیشتر . بدن وجسم ما تازنده است گرم است وهمه دنیا می دانند که تا بدن ما گرم است یعنی امید به دوام زندگی زیاد می باشد گرما در بدن خاکی  .خاک . گرما . یک انسان را درزیر  خاک حتی اگر در قسمت بالایی لایه های خاک هم باشدزنده با خاک بپوشانند احساس خفگی و گرماو تعرق زیاد دراین انسان مدفون شده ( اگر روزنه تنفس نداشته باشد)به وجود می آید فشار غیر قابل تحمل برای جسم وکمبود اکسیژن و عدم توانایی برای حرکت نمودن( کرختی ولخته شدن خون یا عدم جریان خون)کم کم موجب مرگ انسان را به وجود می آورد و قالب تهی می کند .

 در اینجا می خواهم بگویم اگر انسان زنده ای (ما )را با لایه ای از خاک  بپوشانند و اما زیر خاک نبوده و روی خاک باشیم واکسیژن کافی هم به ما برسد وتوان حرکت و..... داشته باشیم تقریبا در عالم روی خاک مانند همان انسانی می باشیم که در زیر خاک زنده به گورشده است . بدن ما از لایه ای نازک از خاک پوشیده شده تمام انساج و اعضا بدن ما ازعنصر خاک ساخته شده است و روح و عنصر آب هم که از تر کیبات اندام کلی ما هستند خوب تا اینجا این بدن زنده بوده و دارای اراده و قدرت حرکت و رشد و .... نیز می باشد. و فشاری که یک انسان زنده مدفون در زیر خاک بر اثرکمبود اکسیژن در خاک و سنگینی  خاک تحمل می کرد اکنون یک انسان زنده با کمال میل با خود به همه جا میبرد  .پس در عالم ما نیز درجه حرارت بدن ما بی ارتباط به اصطکاک خاک با روح مانیست یعنی اینکه خاک سازنده بدن ما مقداری گرما را در سیستم بدنمان  به وجود می آورد .

یکی از خاصیتهای خاک این است که سرما و گرما در میزان سردی و گرمی درجه آن اثر گذار است مثلا یک ظرف پراز خاک رادر کنار آتش بگذاریم گرم وداغ میشود  و حتی در حرارت بالا میسوزد و یا اگر همان ظرف را در یخچال یا فریزر قرار بدهیم سرد و سردترشده و درجه بسیارمنفی فریزر راهم انتقال می دهد می خواهم بگویم که از یک طرف بدن مااز ماده ای ساخته شده که دما را به خوبی منعکس می کند( خاک )واز یک طرف با روحی قرینه شده است که به طور طبیعی در جه حرارت مثبت و گرمی دارد .

 

ببینید درخواب در(برزخ) این منتظر به گرمای موجود در آنجا نیز اشاره کردم گرمایی که بدن مازندگان نمی توانست به مدت طولانی آنرا تحمل کند پس می بینیم این درجه دمایی که ما داریم از یک طرف به پوشش روح ما مرتبط است که از نوع خاک می باشد و نیز باتوجه به تجربه من در عالم برزخ می توان نتیجه گرفت که روح ماگرمایی طبیعی دارد گرمایی که علامت زنده بودن می باشدو تا این روح در کالبد ما حضور دارد ما زنده هستیم و قدرت ادامه حیات داریم ..وقتی زمان مرگ برسد روح از بدن خارج می شود این روح مهربان و گرم قالب خاکی ما را رها می کند وبه مکانی میرود که گرمایی متناسب برای ادامه حیات روح تا روزی که دوباره مردگان احیا بشوند و به حساب اعمال آنها رسیدگی بشود وارواح خاکی را رها می کنند که خاصیت حیاتی خود را از دست داده است این خاک اکنون حالت فرضیه ظرف خاکی را پیدا می کند که اکنون گرمای خود ( روح ) را از دست داده و به خلقتی تبدیل شده است که در زیر خاک یا روی خاک بودن برایش فرقی ندارد وبا سرمای زمستان سرد میشود ( حتی باتوجه بدانکه دمای زیر خاک در زمستان تا حدودی گرم می باشد )سرد ودر تابستان نیز گرم و در آتش سوزیها هم به آسانی میسوزداین خاک مرده است وبیجان و منفعل در مقابل هر واکنشی بر آن گیاه می روید با آب باران شسته می شود و..... یک خاک با همه خاصیتهای خاکهای دیگر باکمی تفاوت غیر قابل تامل .

در اینجا باید بگویم از لحاظ جسمی شکل ظاهری  افراد ساکن در برزخ ( ارواح )باشکل ظاهری ما زمینی ها در حالت زنده هم فرق زیادی دارند و من درجایی اشاره کرده ام که بر اثر از دست دان آب به وسیله قدرت جاذبه زمین( اگر خوب این توصیه را انجام بدهید متشکر میشوم یک ظرف را پر از آب مخلوط باگل کنید و در مدت طولانی با حرارت بجوشانید در انتها چه میماند نمک و گچ و البته  گل و....*.پس نتیجه بگیرید که آنچه از آب آلوده است  چرک و زایده ای متعفن و گندیده قسمتی خوراک زمین می شود ) و آنچه سبکتر و شیرین تر و پاکتر است به طور طبیعی بر اثر حرارت به بالا میرود پس بدانید روح ما   پاک است

 همه آلودگیهای خاکی ازروح ماگرفته میشود با توجه به دمایی که در پوشش خاکی وهمچنین فشار خاک و دمای غیر قابل تحمل در برزخ ..*دو سبک می باشد (با توجه به اینکه از آب وروح که از خاک تفکیک شده می باشد )و *سه درجه حرارت بالاتری نسبت به جسم خاکی ما دارد با توجه به اینکه گرما همیشه در قسمت بالای جو یا همان هوا قرار می گیرد و سرما به واسطه سنگینی در قسمت پایین ترو از همینجاهم میتوان نتیجه گرفت که نا خالصی قسمت پایین هوای اطراف ما بیشتر از نا خالصی قسمت بالایی هوای اطراف ما می باشد( خاک و آنچه سنگین تر است بر روی سطح خاک باقی می ماند ) . و اگر ما خود را از قسمت عمودی در حال رشد وادامه حیا ت میبینیم به دلیل شکل ظاهری خاکی ما می باشد ونه شکل واقعی روح ما و تحمل درجه فشار پوشش خاکی همیشه روح ما را در معضل قرار میدهد و به طور طبیعی این خاک سازنده ما به دلیل جاذبه ای که دارد باید بتواند همه زایدات بدن ما را جذب کند و می تواند و در هنگامی که روح از بدن ما خارج شد و بدن سرد شد همه خاک به امانت گرفته شده از زمین و آلودگیها  دوباره به زمین منتقل می شود روح و آب (بخار آب ) یعنی نفس الله نور یعنی نفس دمیده شده الله نور به کالبد ما ثابت می کند که نفس الله نوراز گرما وآب پاک  ودر(( بی نهایت نور )) واحتمالا اکسیژن اکسیژن زیاد(توجه کنید دررویای در برزخ این منتظر احساس خفه شدن و کمبود اکسیژن را به خوبی احساس می کردم و به عقیده من اگر اکسیژن کافی به روح  می رسید  به خاک مراجعه میکرد )..نفس  محیی اکسیژن رادرآب وروح نوررا به جسم ما میدمدو مازنده می شویم .باید بگویم شباهت مقطعی ملائک در (محیی) بودن و(ممیت )بودن و ( بشیر بودن )و( مصوربودن )وو بروز بسیاری از صفات و مشخصات الله نور در این مخلوقات و تشابه آنها با زندگی درخت انجیر که دی اکسید هوا را گرفته واکسیژن  را به هوای خاک پس میدهند مرا به این فکرجذب کرد که الله نور هم در (دم ) خود اکسیژن را به کالبد و جسم خاکی ما می دمند .(محیی بودن الله نور  در حیات بخشیدن به حضرت آدم س و حیات بخشیدن به حضرت عیسی س رابه وسیله ملائکه باهم مقایسه کنید )  

نفسی از نور و آب دمیده شده بر مشتی خاک متبرک با دستان پر تبر ک نورآنگاه که آدم را آفرید و زمین را عرصه ظهور اندیشه های برتر او کرد .

در اینجا شاید خالی از لطف نباشد به سوختن خاک آنهم در قالب جسم خودمان که در آفرینش با اکسیژن ادامه حیات می دهد اشاره شود که امکان سوختن را برای  بدن ما محتمل تر می کند .

در چشم من حقیر و تجربه رویای صادقه در برزخ آنچه از شکل ظاهری اهل برزخ مشاهده کردم روح مایا همان (دم) ویا نفس الله نور دمیده شده به جسم خاکی ما انسانها  مانند شکل ظاهری ما به صورت عمودی نیست و واقعانفس الله نور  مانند تنفس یا (دم )هر موجود زنده دیگری امتداد نداردومانند بدن ما کشیدگی ندارد ( به نفس خودتان دقت کنید آنرا و اندازه و فاصله گرمی و رطوبت و احساس وجود آنرا در نظر بگیرید ) وجود آب ونور( نفس دمیده شده الله نور ) رویت آنراآسان می کند از خود بپرسید نفس شما از چه تشکیل شده است از آب( بخار آب ) و هوا و دی اکسید کربن ؟واما( نور )هرگز هرگزهرگز وجز به خودتان در آن واحد به هیچ موجود زنده دیگری حیات نمی بخشد مگر در موارد استثنایی پیوند اعضا آن هم به طور ناقص)  وروح ما روزی باید به شکل اولیه  خود بدون هیچ پوشش آزار دهنده دیگری برای  رسیدن به مرحله روز ((معاد ))وباز خواست مسئولیت خود در زمین خاک به سوی برزخ بر گردد .

*آنچه در اینجا  خواندید از اندیشه های  منتظرمن است که امید زیادی دارم که در تثبیت گفته هایم اشتباه نکرده باشم . اگر چه هرچه انتظار کشیده ام که کسی بیاید و از او (((الله نور ))) برایم بگوید از برزخ بگوید از بازگشت روح بگوید وهمیشه نا امیدشدم و آنچه می خوانید بر استناد به رویاهای این نویسنده در قاب وارونه آورده میشود ونه هیچ منبع کمکی دیگری و حتما برای شما خواننده جستجوگرهم تازگی خواهد داشت .    

 

 ما انسانها گاهی بایددرآنچه نمی دانیم وباید بدانیم  اندیشه کنیم روزها می گذرند زندگی بی سکون به جریان و به سوی آخرت روبه پایان است وبه یقیین همه مابه نور( آلله )نیاز مندیم اما هرگزازخود پرسیده ایم  آیا ما برای باز گشت آماده ایم؟؟؟؟؟؟؟

 

سلام به نور عظیم در عرش عظیم . سلام به الله ودود . سلام به نور . سلام به الله نور در عرش عظیم و برکرسی رفیع . وسلام به قائم در انتظار مهدی عج

منتظری در انتظار نور ... دی  یلداشب. ...خوزستان نیشکرستانی تلخکام از تاراج        

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 14:49  توسط منتظر  |