X
تبلیغات
رویاهای صادقه

 

                                                     بسم الله الرحمن الرحیم

(پس خداوند دعایشان را مستجاب کرد وگفت من عمل هیچکدام ازشمارا چه مردباشدچه زن ضایع نمی کنم شما همنوع هستیدوازجنس یکدیگر.پس آنها که در راه خداهجرت کردند .درحالیکه ازخانه هایشان رانده شده بودندودرراه من سختی و آزاردیدندوجنگ کردندوکشته شدندبدونتردیدتمامی گناهانشان رامحومی کنم دوآنهارادربهشت هایی که نهرها درآن جاری است واردمی کنم .این پاداشی از جانب خداونداست وبهترین پاداش ها نزدخداست .جولان دادن پیروزمندانه کافران درشهرها تورانفریبد.این بهره ناچیزوچندروزه دنیاست .پس ازآن جایگاهشان جهنم است .وچه بدجایگاهی است این جهنم. اماکسانی که حرمت اوامر پروردگاررا نگاه داشتندبرایشان بهشت هایی است که نهرهادرآن جاری است وآنهاهمیشه مهمان خدایند.وبدانیدانچه درنزدخداست برای نیکان بهترین است ونیزازاهل کتاب (همه ادیان الهی) کسانی هستندکه به خداوندوآنچه برشمانازل کرده ایم وآنچه برآنها نازل شده است ایمان دارندوآیات خدارابه بهایی اندک نمی فروشند پاداش آنهانزدپروردگارشان محفوظ است بدون شک خداوندحسلب هارا سریعا رسیدگی می کند .ای همه کسانی که ایمان آورده اید صبرپیشه کنید ودرمقابل دشمنان استقامت داشته باشیدوهمواره آماده باشیدوحرمت خدارانگاه دارید امیدآنکه رستگارشوید) سوره آل عمران آیات صدونودوپنج تا دویست

*عیدجهانی نوروز برخانواده گرانقدر شهیدان سبز

 و زندانیان بیگناه زنداهای ایران وجهان  و حق خواهان درکشور ستمدیده سوریه ودراضعاف بحرین

                                                                                    وهمه حق طلبان درسراسر جهان مبارک وخجسته باد

 *ای( الهه اصل ولایت فقیه ) وای خواص ایران ما

( بدان که باطل رفتنی است.)آنچه شما به آن دل بسته اید فقط یک ( فریب ) است.

(بدانیداین دنیاجزبازیچه ومجموعه ای ازخواهش ها وهوس های سرگرم کننده نیست درحالیکه زندگی جاویدبرای کسانی که حرمت خدارانگاه میدارندبهتراست. چرا عقل تان را به کارنمی اندازید؟)سوره انعام آیه سی ودو

اسفندماه نوروزی.خوزستان محروم وفراموش شده. منتظری درانتظارنور

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اسفند 1391ساعت 13:12  توسط منتظر  | 

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}     بسم الله الرحمن الرحیم ( آنچه را ازقرآن پروردگارت به تو وحی شده است تلاوت کن. هیچ چیزکلمات قدرتمنداوراتغییر نمی دهد وهرگز پناهگاهی جزاونخواهی یافت) سوره کهف . آیه بیست وهفت                                                  *****************                                                بسم الله الرحمن الرحیم (بگوای اهل کفر.آنچه را که شما عبادت می کنید عبادت نمی کنم . شمانیزآنچه رامن عبادت می کنم عبادت نخواهیدکرد .پس من پرستنده چیزی که شما پرستش می کنید نیستم .شمانیز پرستنده آنچه که می پرستم نیستید.  پس دین شما برای شما.ودین من برای من) سوره کافرون                                                *****************   (این قرآن فقط پندنامه ای برای جهانیان است وخبرحقانیت آن رابعدازمدتی درخواهیدیافت)  سوره ص .آیات هشتادوهفت وهشتادوهشت                                                                              قاب وارونه ( ارتداد ومن  =شیطان)  درادامه قاب وارونه ارتداد بامن همراه هستید. (وقرآن راتلاوت می کنم پس هرکس به راه خداهدایت شداین هدایت به نفع اواست. وهرکس گمراهی پیشه کردبگو من فقط یک هشداردهنده ام.بگو ستایش مخصوص الله است وبزودی(زمان زمان) آیاتش رابه شما نشان خواهد دادتا آنها رابشناسید وبدان که پروردگارت ازعملکردتان غافل نیست)سوه نمل آیات نودودو ونودوسه در قبل از این مطلب آورده شد که انتخاب نقش عمده ای درسرنوشت نوع انسان وجن دارد. سنت قرآن برآنست که چرایی انتخاب اکنون ما رادر زندگی مستقیما به انتخاب ملائک وابلیس در عرش و آدم وحوای س بهشتی عودت می دهد.باتوجه به آنکه بعداز انتخاب جن ملک که اساس شیوه وراه مجموعه ای از شیطان وملک  وانسان را شامل میشود وبعداز هبوط آدم برزمین زیرمجموعه این گروه هاجبرا در دنیا به ادامه بقای خوادامه خواهندداد تا پایان زمانی که به ان (مهلت) وعده داده شده گفته میشود این مهلت با پایان دنیا همزمان است  (پروردگارت به فرشتگان گفت می خواهم برای شما  بشری ازگل بیافرینم. پس هنگامی که قامت اورا ساخته وپرداخته کردم ازروح خویش دراودمیدم گفتم اکنون *همه سجده اش کنید.*همه فرشتگان به سجده افتادند) سوره ص آیات هفتادویک هفتادو دو. وهفتادوسه دراین آیات به تشکیل امت واحده قبل ازهبوط آدم س ودرجهان ماوراءاشاره میشود لازمه ساختن امت واحده حضور الله .پیامبرومخلوقات در تسلیم محض به توحیداست .امابعدازعصیان ابلیس این امت درآفرینش با بدعت الله به مسیر انتخاب وآزمایش تغییرمسیرپیدامیکند (خداگفت ازاینجاواین مقام بیرون شو که تومطرودی بدان که تاروز قیامت  نفرین من برتوباد. ابلیس گفت پس لا اقل تا روزقیامت به من مهلت ده . خداگفت تواز مهلت داده شده گانی ولی تا روز وزمان معین) ( ابلیس گفت به عزتت سوگندکه همه آدمیان را گمراه خواهم کردمگر آنهاکه ازبندگان خالص تواند )  سوره ص آیات هشتادودو وهشتادوسه  روزبرخاستن .روز قیام کردن.روز ایستادن وروزتسلیم مجدد به یکتا خالق جهان هستی الله .روز وعده داده شده خلق میشود .این روزقیام قرینه اعراف است( آیه صدوهفتاد دو).ودرموقعیت باش آینده؟ نه آینده ای برای گروه شیطان وپیروان انس وجن او رقم نمی خورد. هرزمان که انسان وجن دچارجنون وبیماری ارتداد بشوند زمان برای آنها درتوقف خواهدشد . وعده قول جبری انتظار برای رسیدن مهلت .ادعای مدعیان دیانت؟  رابرای تشکیل امت واحد مذاهب مختلف ابعادنگاه  انسان وجن دردنیارابه شکل باورنکردنی درتزایدسوآلات  پرازتردید قرارمیدهد اکنون ودرزمان ما باوربه موقعیت باش الله دربعدزمان که کلمه روزقیامت نشانه پایان وعده مهلت است وخواهدبود این باش دربیان الله دروحی الله درگفته الله درتقارن قرارمیگیرداگرچه یقیین ایجاب می کندکه انسان باوربداردکه گفته الله دچارتزلزل  میشود تغییرنمی پذیردو مردودنمیشود. واینک بیشتراز هرمقطع تاریخ بشری همه مادرمسیرشتاب بسوی زمان وعده داده شده درچرخش زنجیره هستی به هم نیاز داریم تا بتوانیم از این فرصت ممکن یکدیگررا بسوی نورهمراهی کنیم.  برهمه دینداران است که با گزینش انتخاب برترخود درزندگی امروزحداکثر استفاده رابرای ابلاغ دین توحید بعهده بگیرند. دراکنون ما آنچه به نام دین توحیددرجهان جعل میشود تنهانشانه ای زشت ازگستردگی ارتداددردین الله است. بی شک زیبایی دین توحید درقتل عام همنوعان نیست .کمال دین توحیدگذشتن ازهنجارهای حقوق بشری نیست . آرمان دین توحید تجاوز به عنف وتجاوزبه محدوده اندیشه وعقایدانسانهانیست .دین توحید دین هیچ (حکومتگری) نیست. دین توحید دین بشارت به انسانهاست .دعوت است به تغییر کالبد فرسوده ومرده پیشینیان که طی قرون متمادی به ما به ارث رسیده است .این کالبد اکنون ازآن ماست . گذشته و حال وآینده ما زندانی این کالبداست .برای بسیاری گذشتن ازعاداتی که به ارث برما تحمیل شده است بسیارسخت است آزاردهنده است . اما من ایمان دارم که مامی توانیم ازکالبد مرده پدران خویش انسانهایی زنده وبیدار را بسوی آینده دعوت کنیم .آینده فقط ازآن کسانی است که به دین توحید ایمان بیاورند اغراق وتفریط درمادیگرایی وتکاثرمذاهب گوناگون ساخته وپرداخته شده بشر دیروزاکثریت جهان انسانی امروز را از دین توحید دورکرده است .من از شما دعوت می کنم که قرآن را کتاب بزرگ آخرین پیامبر ادیان توحیدی را که مکملی است ازگفته ها وقول های الله درکتب دیگر الهی مطالعه کنید وشایدکه ازخود بپرسید اکنون شمادراین جهان بزرگ روسوی کجاکرده اید؟                                         ******************************        قبل ازاین خواندید درتبیین داستانی واقعی درقرآن در بالاترین مکان دربلندترین مکان .دربعدمکانی اوجی به نام عرش ابلیس به تنهایی درمقابل الله ازحق (گفته الله) رویگردان میشود وطغیان میکندو قبل ازاین گفته شدکه ملائک نیز از پدید آمدن مخلوق ویژه ای به نام آدم درتردید ودوگانه اندیشی زبان به اعتراض می گشایند. ما با نگاه دقیق به وقایع آمده درعرش با دوگروه در دوحالت کفر وناسپاسی کامل .یک ( ابلیس) و ملائک یا جن درخطر ارتدادازصداقت در( پیش گویی آینده مخلوق انسان.آنها درالقاء وتلقین اوامرالله به بندگان محتمل است که  دچارلغزش بشوند)ودرگروه دوم انسان که با مسئولیت و تعهد آدم به اهمیت توبه در توحید را در زمین دنبال می کنیم.  (ابلیس گفت به عزتت سوگند که همه آدمیان راگمراه خواهم کرد مگرانها که بندگان خالص تواندخداگفت قسم به حق و آنچه می گویم حق است که جهنم را از تو وازتمام کسانی که ازتوپیروی کنندپرخواهم کرد.)  سوره ص.آیات هشتادودو.هشتادوسه . هشتادوچهار آیاتی که دربالاخواندید داستانی است واقعی وجبری که قبل از این درقابی جداگانه درباره ارتداد ملائک وهشدارالله به انها گفته شد بعداز هشدار عذاب است که سرنوشت ابلیس درمسیراین ارتداد به عذاب الله ختم میشود اودرعناصرخوددچارازهم پاشیدگی میشود (باید دانست این داستان همانگونه که درعرش نکته به نکته از زبان الله الله الله گفته میشود همزمان اتفاق می اقتد ودرموقعیت جبرقرارمیگیرد.ودرجمله ای آسان هرآنچه  گفته میشوددرموقعیت باش قرارمیگیرد و نوشته میشودوازان زمان تا اکنون همچنان  درموقعیت باش قرارداردآنچه درزمان ما واقعی میشود  قرنها وقرنها قبل تبدیل به اراده موجودشدن کلمه دراراده ( باش ) الله  شده است .هرپدیده ای که خلق میشود درموقعیت باش درجبری همزمان مکتوب میشود (هیچ مصیبتی درزمین ودرمال وجانتان** نخواهدرسید مگرپیش ازآنکه زمین را بیافرینیم آن مصیبت درکتابی ثبت شده باشد.بدانیدکه این کاربرخداسهل و آسان است) سوره حدیدآیه بیست ودو (بدانیدهیچ مصیبتی جزبه فرمان خدابه کسی نمی رسد پس اگربه خدا ایمان بیاوردقلب اورا به راه نجات وآرامش هدایت می کند بدانیدکه خدابرهرچیزی آگاه است)سوره تغابن آیه یازده کلمه .گفته (قسم به حق وآنچه من می گویم *حق است).باعلم به این جمله تنها حق درمکتوب جبرمیشود باش میشود میماند. تغییرناپذیراست وحاکم است . وقران کتابی زنده است که مکتوب  باش درآن متعلق به زمان آغازین آفرینش نوع  جن .بشر و البته موجودنوظهوریا بدعتی دروغین به نام شیطان است . برای زمان گذشته .حال و آینده قرآن همواره در موقعیت باش جبری دراختیارخواننده خودقرارمیگیرد.تاکید برآیه (هیچ مصیبتی درزمین درمال وجانتان نخواهدرسید) نیز تنها یک سخن ازالله نیست . مهیمن و مامنی است برای فرصت بازگشت .آیه بیست ونه سوره تکویر یک یاداوری ماناوبدون تغییراست . ( بدانیدشما همان چیزی رامی خواهیدکه خداوندآن پروردگارجهانیان اراده می کند) چون ما مصیبت وبلا می خواهیم اراده باش الله برآن حاکم میشود. وتاکبدبرفعل (شده باش)د هم نشانه ای است از عملی شدن خواسته ما.درکتابی ثبت شده است انچه اکنون ما می خواهیم . نچه ما اکنون می خواهیم د آن ( خداوندآنچه بخواهدخلق می کندزیرابرهرکاری تواناست) سوره نورآیه چهل وپنج   خواسته الله همانا اراده باش الله  است .رداین گفته حق ارتداد است ورویگردانی ازحق .اما ما می توانیم با تغییر درخود وبازگشت به گواهی خوددراعراف سرنوشت خودرا دیگرگون کنیم. (آن روز حق است پس هرکس بخواهد می تواندراهی بسوی پروردگارش برگزیند) نباء آیه سی ونه  توبه آدم درعرش بسیار اهمیت دارد هرکس که بتوانداین تغییر رادرخودبوجودبیاورد ایمان داشته باشد که ژن آدم س را بسلامت باخود داردواگرتوبه نکند او دچارکفروشرک است وازسهم شیطان. توبه علامت زیبایی است از سلامت جسم وروح وآدم موجودی سالم وتوانابوده است ) که قبل ازارتکاب به طغیان آدم س وحواس دربهشت بین الله وشیطان درعرش به حق یاقول جبری یاوعده تغییرنیافتنی درسرنوشت نوع انسان وجن بدل شده است .شیطان دربهشت موفق نمیشود که آدم وحوارا ازسهم خود( جهنم)کندچون الله طریق  توبه را به آنها می آموزاند. درقابهای گذشته  گفته شد که درزمانی فراترازتصور جهان ما جز از آب نبوده است. این آب همواره در جزر ومدوچرخش جبری ( طواف برگردالله)بوده است عرش الله بر روی این آب ثابت بوده است. (انسان موجود بی ثبات وضعیفی است).( هرکه برروی زمین است فانی است .  .هرچه ازعنصرخاک است. نابودشدنی است   فقط الله ثابت است ودرثبات یکی است.(وفقط وجه پروردگارصاحب جلال و گرامی ات باقی میماند.سوره رحمن) (اوکسی است که آسمانهاوزمین رادرشش روزخلق کرد درحالیکه عرش او*بر روی آب بود تاهمه شماراامتحان کندومشخص شود کدامتان عملکردبهتری دارید.ای پیامبراگربگویی همه شمابعدازمرگ زنده خواهیدشدبی شک بی ایمانان می گوینداین جزجادویی آشکارنخواهدبود)سوره هود س.آیه هفت   دراین آیه ازنافرمانی بی ایمانان گفته میشود که باحضورپیامبرنیز آیات الله را انکار ومردود می دانند . یکی از اوهام این گروه نفی روز قیامت یاترس از باور زندگی مجدد است . ( واهل کفرگوینداین چیزعجیبی است آیاوقتی مردیم وخاک شدیم دگرباره زنده خواهیم شد؟ این چنین بازگشتی بعیداست) سوره ق قسمتی ازآیه دو و آیه سه ( اما ماآنچه را زمین ازبدن آنها می کاهدمی دانیم. زیرادرنزدماکتابی است که همه چیزدرآن محفوظ است.آنها هنگامی که حق بسراغشان آمدآن راتکذیب کردندوبه همین خاطر در امورپریشان خودمتحیرند) سوره ق آیات چهاروپنج براستی چه چیزی ازبدن کافران کم میشود که تکذیب آیات منجربه آن میشود؟آیااین باعث حیرت نیست که یک انسان با رد گفته معنوی الله درمادیت جسم خود درخطرابتلا ء به تغییر وتخریب قراربگیرد ؟ (وبیادآرهنگامی که پروردگارت ازپشت بنی آدم همه فرزندانش رابرگرفت وخطاب کرد. آیامن پروردگار شما نیستم ؟ همه گفتند آری هستی و ما گواهی می دهیم.این کارراکردم تاروزقیامت نتوانید بگویید مااز آن بی خبر بودیم وحتی نگوییدکه پدران ماپیش ازاین مشرک بودندومابعدازآنها آمدیم وتومی خواهی به جرم اهل باطل مارامجازات کنی) آیات صدوهفتادودو وصدوهفتادوسه  ازسوره اعراف در این آیه اشاره شده است به خلقت جبری کل انسانها قبل ازآغازدنیا و گواهی امت واحده ای  ازنوع بشرکه به یکتایی الله گواهی داده اند. الله ازهمه ما پرسیده است که ( آیامن پروردگار شما نیستم ؟) وما پاسخ داده ایم( آری هستی وماگواهی می دهیم.) درواقع همه ما مردم جهان یک قول از گفته الله یا یک کلمه ازکلمات جبری اورا درموقعیت باش پذیرفته ایم کلمه ای که تغییرناپذیراست .جبرا نباید تغییرپیدا بکند . وهمه مابه جبراین کلمه ایمان آورده ایم . ایمان به حق و قولی که درجبراست نباید تغییر پیدابکندنمیشودآنرا تغییرداد .ونمیشود آنراتحریف کرد .نمیشود آنرا تجزیه کرد . نمیشودآنرا ردوانکار کرد. (وهنگامی که سخن می گویید(می گویید.می گویید.ببینید دراین آیه الله بندگانش راهشدارمی دهدکه هرگاه گفته ای را بیان می کنند درموقعیت باش قرارداده میشود انسانها آنگاه که جبررا برگفته خودبه اراده تبدیل کنند جبرانباید ازان روی برگردانند)عدالت را رعایت کنیدحتی اگربه ضررنزدیکانتان باشدوهمواره به پیمانی که باخدابسته ایدوفاکنید این چیزی است که خداوند شمارا به آن وصیت می کند شاید پندگیرید) سوره انعام قسمتی ازآیه صدوپنجاه ودو (ای اهل ایمان چرا چیزی رامی گویید که به آن عمل نمی کنید این نزدخداوندگناه  بزرگی است که چیزی رابگوییدوبه آن عمل نکنید) سوره صف آیات دووسه. ماجبرتسلیم دربرابری دربرقراری نظم یک عدالت جبری را پذیرفته ایم آیه . قول حق وجبری که باهمه استعدادها وتواناییهای خاص بشری ازتغییروتحریف وتجزیه آن ناتوانیم. دراین آیه همه انسانهابه  جبریک قول یا حق ( قسم به حق و آنچه میگویم حق است) آگاهی پیدامی کنند .همه *میدانند .همه* می شنوند همه می بینند .درک دارند چون به حق عاقلانه تسلیم شده اند.ودر تسلیم شدن  جبری نوع انسان به گفته جبری الله همه وحدت کلمه دارند. باتوجه به آیات سوره صف هرگاه انسان در وعده با الله  تعمدا وغیرعامدانه دچارخلف درعمل بشود استغفارلازم است دراین زمان هنوز آدم درعرش ساخته وپرداخته نشده است وابلیس به طغیان  اقدام نکرده است بهشت برای نوع بشر بیگانه است .عرش وبهشت. دوزخ .دنیا هنوز تبدیل  به کلمه نشده اند ودرموقعیت کلمه ( باش) قرارداده نشده اند.  یک امت واحدازمسلمانان (همه گفتندآری هستی) یاهمه مردم جهان .دربی نهایت  فاصله جبری زمان  امت های متفاوت برای انسان .برای جن ملک .برای نوع وحش  تشکیل شده است وهمه به یکتایی ویگانگی الله گواهی داده اند توچطور ای اصل ولایت ؟توچطور؟آیا توبه پیمانی که با الله بسته ای وفاکرده ای ؟ شما چطورمجالس چندگانه ایران ما؟ وشما چطور؟پس چرا شیطان را می پرستید؟ (بی شک خدا ازپیمانی که با اوبسته اند همه آنهارا بازخواست خواهدکرد) سوره احزاب قسمتی از آیه پانزده یکی ازسوآلات جبری از همه ما پاسخ به این پرسش است (چرایی  پیمان شکنی) . گواهی نوع بشر درسوره اعراف را هیچ انسانی نبایداز یادببرد. (ای پدرم .شیطان را پرستش مکن شیطان نسبت به خدای رحمان نافرمان بوده است ) سوره مریم آیه چهل وهشت این آیه از زبان ابراهیم س در دعوت  پدرش آذربه دین توحید آورده شده است همه ما می دانیم که مردمان وخواص زمان این پیامبر بت پرست بوده اندوپدر ابراهیم س یک بت تراش بوده است .دراین آیه ابراهیم  س صریحا بتها را شیطان می خواند ( وآنهاراازآن دسته پیشوایانی قراردادیم که مردم رابسوی آتش دعوت می کنندودر روزقیامت یاری نمی شوند)  سوره قصص آیه چهل ویک این آیه خطاب به فرعون (امام درآیه عربی قرآن  فرعون امام خوانده میشود) امام یا پیشوای جهنمیان آمده است .درسوره ق مااز شیطان فرستاده شده (یا قرین .قعید .عتید )گفتیم همانطور که بت در سوره مریم  س از نوع شیطان است فرعون نیز از انواع شیطان است .ولی زمینی . شاه .امون . وگوساله طلایی.قوانین و..همه از انواع شیطان هستند درپرستش آمون یا بت ما بایک موجودغیرزنده روبروهستیم .همانطورکه ابراهیم س .محمدص ودیگرپیامبران وایمان آورندگان  دعوت کننده مردم به بهشت هستندانواع واقسام شیاطین . وانس زمینی ولی.شاه .فرعون و..... دعوت کنندگان مردم به جهنم هستند (ابلیس گفت اکنون که مراگمراه وحیران کردی برسرراه راست تو به کمین آدمیان می نشینم) سوره اعراف آیه شانزده   . شیطان موجودی است که ازدیدن شنیدن .درک و احساس وعقلانیت درافول است.درنفی زندگی  است. همه مظاهرنعمت وبرکت دراوسوخته است .فرعون نیز چنین کسی است .به انسانها درقرآن ودرسوره ناس هشدارداده میشودکه ازشر وسوسه های شیاطین انس وجن به الله پناه ببرید.مگرمخلوق  انس چه فرقی با انسان  با ایمان دارد؟در پناه الله مگرچه چیزی است که بدن مومن (=ایمنی بخش)را ازاستهلاک نجات می دهد؟     ( آیا ازغیب خبردارد؟یاعهدوپیمانی از خدای رحمان گرفته است ؟( می گوید می گوید فعلی برای زمان حال .رد جبر وموقعیت باش در گفته  اومکتوب میشود وانسان  خودمختارآنچه می گوید درجبر باش میگیرد . می گوید می گویدنماز وروزه دراولویت حکومت اونیست  وهیچکس نمی پرسد چرا؟. شیطان انس می گوید لازمه ورودبه بهشت همراهی با حکومت اوست وهرگاه انسان چنین بگوید درموقعیت باش شیطان قرارمیگیرد آنچه می گوید در ردگفته الله است  رد مالک بودن بهشت .رد وقف موجودیت انسان . در آیه( نماز من وتمامی عبادت من و زندگی ومرگ من از ان الله آن پروردگار جهانیان است) وقتی پیامبرچنین میگوید آنچه می گوید مکتوب میشود باش میشود واقعیت پیدا می کندو اگاهانه تسلط الله را می پذیرد. وهمواره درعذاب گرفتارش می سازیم وچیزهایی را که به آن دل بسته است( دلبسته است)از اومی گیریم تا تک وتنها نزدما بیاید زیرا آنها خدایانی به غیر الله اختیارکرده اندتا به گمان خودمایه عزتشان باشد ) سوره مریم س آیه هفتادوهشت تاهشتادویک ( وابلیس گفت. به عزتت سوگندکه همه آدمیان را گمراه خواهم کرد مگرآنها که بندگان خالص تواند) سوره ص آیات هشتاد دو وهشتادوسه وشیطان به این سوگندعمل میکند وآدم س وحواس را تشویق به عصیان میکند وانهامرتکب به سرکشی از امرالله می شونداین سرکشی آدم س وحواس برای شیطان یک پیروزی است اوبخت خودرا برای سوزاندن و تغییرهویت دربندگان الله می آزمایداینست که این وهم دراوایجادمیشودکه حاکمیت جهان وعام مخلوقات ازان اوست واومی تواند  آنهارابه عنصرخوداتش تبدیل کند.ودراینجا برای شما ازتشابهات می آورم درزندگی معمولی ازعنصرآتش جزآن انواع که ازبلایا ونعمات آسمانی والهی است مثل رعدوبرق ( توجه کنید به ایمنی رعدوبرق اگرالله بخواهدموجب بارش باران میشودواگرالله نخواهد؟).رخدادآن تحت حاکمیت الله است اما انواع دیگرآتش بوسیله انسانها تولیدمیشوندیعنی اقتدارانسان بالاتر است ازاقتدارآتش برخودش .یعنی انسان می تواندشیطان را تحت تسلط خودش دربیاورد. ومعدوددراقلیت انواع آتش که جزو بلایای آسمانی میشوند را ما می توانیم ارسال شیاطین به حساب بیاوریم زیرا انسان دربرابرجبر ظهورآنها ناتوان است. ای خدایگان مجالس چندگانه ایران ما متلاشی کردن امتی که وجود الله رابا ایمان به ( امام آتش =اصل ولایت فقیه) ردمی کنندبسیارآسان است .واکنون زمان برای شما درتوقف است وپشت سرشما آینده شماست .پشت سر . همان گذشته ای که درآن شیطان جامانده ورانده شده از قافله ملائک تنهارها شده است.وکافران ومشرکان وظالمان ازآن جهنم اوهستند .چرابیدارنمی شوید؟چرا از الله نمی ترسید؟  آیه (صدوهفتاد ودواعراف)زیباترین شکل بیان تشکیل امت واحده رانشان میدهد.می بینیدکه فقط در صورت ایمان ویقیین همه انسانهاو تمامی گروه جن به یگانگی الله  میشود که امت واحده توحیدی یا اسلامی (اسلام = تسلیم محض بودن)تشکیل بشود. این قاب اختصاص داده شده است به مطلب مهم تشکیل امت واحده یا مدیریت کلی جهان اما شایسته است که اشاره بشود که هیچ جامعه ای درجهان ( فراموش نکنید دین توحید یک دین جهانی است)بدون دین قادربه ادامه حیات نیست اگرجامعه ای اکنون هست باید گفت که دین بازدارنده ومانع مرگ ان جامعه بوده است. فرزندان بنی آدم س در قبل ازآغازطلوع دین محمد ص همه درجبر پذیرش مرگ(همه گفتند آری هستی سوره اعراف آیه صدوهفتادودو)ازراه بلایای زمینی وآ سمانی بوده اند. درامت واحده فقط وتنها ایمان آورندگان ازمرگ جبری این بلایا مستثنی بوده اند تنها بازماندگان ونجات یافتگان از بلایا مومن ومتقن به دین بوده اند. (پس چرادرمیان مردمانی که قبل ازشمابودند به جزعده اندکی که آنهارانجات دادیم خردمندانی نبودند تامردم را ازفسادوتباهی نهی کنند؟ بدانیدکسانی که *ظلم کردندبه دنبال لذت های دنیوی رفتند وگنه کارشدند وپروردگار توهیچ شهری را که مردمش مصلح اند به ستم نابود نمی کند* نمی کندبازهم زمان ازگذشته تا به اکنون  ادامه دارد)  سوره هود س آیات صدوشانزده .صدوهفده (مامردمی راکه قبل ازشمابودند. بودند؟چون *ظلم کردندوبه پیامبرانی که بادلائل روشن بسویشان آمدندایمان نیاوردند نابودکردیم. بدانیداین چنین مجرمان را مجازات می کنیم (مجازات می کنیم . دقت بکنید به زمانی که ادامه دارد مجرمان اکنون هم نابودمیشوند تجزیه میشوند میمیرند .مجرمانی باچشمان کبود.در دیگرشدن به آتش .درکهریزک حرام درخلوت درانزوا وشیطان موجودی همیشه گریزان ازجمع است وطعمه خودرا همواره رهامی کند  منزوی است ملول است بیماراست.)سوره یونس س آیات سیزده وچهارده (سرانجام پیامبرانمان واهل ایمان رانجات می دهیم ( نجات می دهیم؟ازفرمان به جمع نجات دهندگان می گوید نجات دهندگان درتسلیم موقعیت باش قراردارندواین فرمان دربعدزمان محصورنمیشود هیچکس نمی تواندمانع ودافع باشد از انجام جبری که درموقعیت باش الله قرارگرفته است )زیرا نجات اهل ایمان برما حقی واجب است)   سوره یونس  س آیه صدوسه وظالم.درقرآن همانا کسی است که آیات الله را.حقایق راوکلمات الله را چون پیشوای خودشیطان مردود میداندوانکارمی کند. ظالم مخلوق بودن خودراردمی کندو به خودش ستم می کند. دیدن. شنیدن .درک درست رابرخود حرام می کند خودرا باطل می کندبا تغافل جسم خودرا رها می کند. به خودفریبی ابلیس درعرش برمیگردیم نتیجه تغافل او خودکشی یک ملک است وتبدیل شدن اوبه عنصرآتش .کافر.مشرک .گمراه و کل گروه ارتداد درواقع خودکشی می کنند اگرچه دیگرکشی نیزاز اعمال این گروه نباشد.تبدیل شدن انسان به آتش همانا مرگ انسان ونیستی است . وعجیب نیست که چنین موجودجدیدی دراوج حقارت حکومت ولذت  بودن دردنیا را برواجبات دین الله دراولویت می داند .حلال را حرام وحرام راحلال می بیند .چنین کسی علاوه برعدم تشخیص حق ازباطل لاجرم گنه کارهم خواهدبود (آیه سوره هودس دربالا)مقایسه کنیدکه ابلیس وجودعنصرخودرا دربرتری بر آدم خاکی می دانست .این نسل انسان  نابودی وجود خوددرا درهمراهی باابلیس ودرموقعیت قعید بودن نمی داند.انسان محتاج است به قیام . برای ماندن .برای ادامه حیات (الله گفت  دوگانگی درپرستش راکناربگذاریدزیرا او خدای یکتاست  تنهاازکیفرمن بترسیدآنچه درآسمانهاو زمین است متعلق به اوست حتی دین ازاوست اگرمی فهمید چراازغیرخداخوف دارید)سوره نحل پنجاه ویک   دراین آیه الله اشاره می کندبه کسی که ازغیرالله می ترسد .وازاوبه نام مشرک یا دوگانه پرست یادمی کند . الله باورچنین کسی راهم بخوبی زیرسوآل می برد. دوگانه پرستان آسمانهاوزمین را ازآن الله نمی دانند. چنین کسانی ابداع کننده ادیان موهوم میشوند وآنها آگاهانه به اینکاراقدام می کنند .درلابلای پنهان پندارهایی که بیان می کنند وجودالله را قبول دارند اما درتضاد باچنین اوهامی بازالله ازآنها می پرسد(اگرمی فهمیدچراازغیرخداخوف دارید)یعنی انکه این گروه نمی فهمند . ترس از غیرالله ولی .شاه .فرعون .علامت اینست که به مرحله یقیین دریکتابودن الله  نرسیده اند      (ازمردم نترسید ازمن هراس داشته باشیدوآیات مرا به بهای اندک دنیا نفروشیدوبدانیدهرکس که براساس آیات خداحکم نکند ازکافران خواهدبود) سوره مائده آیه چهل وچهار درپشت سنگرمذهب . مسجد. بیت المقدس. کربلا. حتی در لحظه طواف مسلمانان در لحظاتی که هیچ مرزی بین انسان وانسان وانسان والله قرارندارداونومیدانه  درسنگری ازوهم پناه میگیرد. مسجد وسجده گاه مکانی نیست که اورا امنیت و آرامش ببخشد ورهاشدن دروهم به دلیل ترس اوست . ازواقعیت ازچیزی که نمی بیند .نمی شنود . نمی تواند. حس کند درک کندبفهمد.بپذیردمی ترسد . اینست که  اجازه خودرا براجازه الله اولویت می دهد. به آیه وگفته الله تجاوز میکند اجازه خودرا جایگزین اجازه الله می کند .با وهم باجنون میگویدمردان جدا وزنها جدا طواف بکنند چون می ترسد.اویک فراموش شده است . می ترسد فراموش بشوداین فراموشی ناشی ازفراموشی القائات شیطان درون است که به سبب روی گردانی ازحق به جبر الله با اوهمراه شده است. بیت المقدس و ضرار.مسجدپیامبر(بدانید مساجدازآن الله است سوره جن ومساجددراین آیه منظورکلیت مساجدجهان است وکنیسه ها .معابد کلیساهاو..راشامل میشودشیطان نمی تواندبرآن مسلط بشوداما انس می تواند ؟این آیه یک هشداراست نه انس هم بنده شیطان است.)کدام یک از این مساجدبایدازآن اوشود؟واما کعبه یا بیت الله الحرام یک مسجداست وازآن الله است اما اوبازنمی فهمد . مساجد وقف الله هستندهمانطورکه پیامبروپیامبران وایمان آورندگان همه وقف الله هستند.علی .حسن. حسین  و...... همه ایمان آورندگان وقف الله هستنداما اوبازهم نمی فهمد .هرکس پنداری جزاین داشته باشدارتداد می ورزد.به الله ومقام پیامبروبه مقام جمع ایمان اورندگان توهین واهانت کرده است ازمرزحق پارافراتر گذاشته است.ازتومی پرسم آیا مسلمانی هست که  بتواند الله .پیامبران را وایمان آورندگان را فراموش کند. درحالیکه انکار الله . پیامبران وایمان آورندگان نیزنشانه ای است ازوجودانها.تصرف کشورهای اسلامی بوسیله بعضی از اهل کتاب مذاهب مختلف در زمان ما درحالی اتفاق می افتدکه درکتاب الله (گفته) شده است که (فرمانروایی آسمانها وزمین ازان خداست ) سوره فتح  قسمتی ازآیه چهارده ( بدانیدلشکریان آسمان وزمین همه ازآن خداست وخداحکیم واگاه است) سوره فتح آیه چهار یعنی درصورت دستیابی به  سرزمینی خاص در واقع هیچ نقطه ای ازاین سرزمینها تحت تملک بعضی اهل کتاب  وکافران محسوب نخواهندشدواز نظرالله مالکیت آنها مردوداست . دردین توحیدبایدباورداشت همه سرزمینها همه خاک دنیاکه تحت حاکمیت انسانهاقراردارند درواقع ازان الله هستند.جای سوال است که انها چگونه ازمشروعیت ؟ حکومت خود می گویند چگونه از کشور( من) می گویند؟  بیان چنین سخنانی نشانه ارتداد گوینده سخن است بایدبدانیم آنچه ما می گوییم ومی خواهیم چون گفته های الله درجبرموقعیت باش هستند . اگراز حق الله بگوییم اراده باش یک ایمان اورنده را برخودجبرمی کنیم . واگر از باطل .حرام ومردودبگوییم خودرا بسهولت دراختیار شیاطین قرارداده ایم . هرچه الله ( بگوید) جبراخلق میشود گفته او موجودمیشود نابودی آن .تجزیه گفته الله  مردود میشود وهرگفته ای که انسان( بگوید) براوجبرمیشودودرموقعیت  باش گفته های فردیت انسان قرارمیگیرد به آیات دو وسه در سوره صف توجه کنید الله از گناه عمل نکردن به گفته ها توسط انسان می گوید .وقتی انسان میگوید( آری توپروردگار من هستی) گفته اودرجبر ودایره ایمان آورندگان مکتوب میشود  وانسان هرعمل دیگری که درتضاد با این گفته مرتکب بشود اورااز دایره ایمان آورندگان خارج میکند. مانند سامری که یک ایمان آورنده بود اما تبدیل به طاغوت شد.آیه پنجاه ونه سوره نساء هم همین نکته را می گوید .جداشدن ازدایره ایمان آورندگان یعنی در معرض انشقاق وانفطار و تجزیه قرارگرفتن( انفجارماده راتسریع کردن).یعنی فرارشدن .شیمیایی شدن . یعنی ازگردونه خاک خارج شدن.حیرانی وسرگردانی گفته شده درآیات قران درواقع پراکندگی و خارج شدن نظم همه عناصر در آفرینش است علی الخصوص انسان ارتدادانسان مجموعه عالم هستی را که ازعناصرگوناگون درحالت  ترکیب وانسجام بوده است دچار اختلال و پراکندگی می کند. .توجه کنید الله مکررازدین معنوی خود  می گوید اما آیه می آوردکه ( هرانکه در زمین و آسمانهاست ازآن اوست)یعنی جبرمعنویت او برجهان ماده حاکمیت وفرمانروایی می کند.( بابرکت است کسی که فرمانروایی مطلق به دست اوست واوبرهرکاری تواناست سوره ملک آیه یک) . (ما شمارابه وقوع عذاب بزرگی هشداردادیم.روزی که هرکس به دستاوردش می نگرد وکافرگوید کاش *خاک بودم) سوره نباء آیه چهل ( درآن روز کسانی که در زندگی کافروناسپاس بودندواز فرمان پیامبر سرپیچی کردندآرزو می کنند که ای کاش با خاک زمین یکسان می شدند زیرا هیچ سخنی را از خداوند پنهان نتوانندکرد)سوره نساء آیه چهل ودو سخن .گفته ها .خواسته ها. اراده ها و باش هایی که تقدیرمارا رقم می زنند.کافرمی گویدکاش خاک بودم .ویاای کاش باخاک زمین یکسان می شدم .پس اوچیست؟                                                       ************** دراینجا شایسته است که به ترجمه ای از کتاب قرآن که توسط مترجمان کشورمان دراختیار عموم مردم ما قرارداده شده است بپردازیم یکی از مشکلات پیروان ادیان دیگرتوحید ی برای حضرت محمد ص پذیرش پیامبری وکتاب اوبوده است  .پیامبران ادیان توحیدی دیگر با آنکه از آمدن وابلاغ دین توحید توسط حضرت محمد به پیروان خوداگاهی داده انداما تردید ورددین محمد توسط  بعضی اهل کتاب ( بعضی اهل کتاب مدعی اسلام هستنداما به دین خودایمان نیاورده اند)درمسیر رسالت او همواره سختی هایی رابرایشان تحمیل میکرده اند .  درآیه سی وسه سوره توبه وبه زبان عربی چنین می خوانید (هوالذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق لیظهره علی دین کله ولوکره المشرکون) ترجمه یک (اوست خدایی که رسول خودرا باهدایت ودین حق فرستادتا انرا برهمه ادیان برتری دهد هرچندمشرکان وکافران ناراضی باشند)  ترجمه دو( اوکسی است که پیامبرش راهمراه با هدایت ودین حق فرستاد تا آنرا سرآمد همه ادیان کند هرچندمشرکان از این حقیقت ناخشنودشوند) ترجمه سه(اوست خدایی که رسولش راباهدایت خلق و بلاغ دین حق فرستادتاآن راهرچندمشرکان مشرک خوش ندارندبر همه ادیان عالم غالب گرداند)                                                          ***** (هوالذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق لیظهره علی دین کله وکفی بالله شهیدا) ترجمه یک( اوست که رسول خودرابه هدایت ودین حق فرستاد تا آن دین را برهمه ادیان ( غالب) گرداندوهمین که خداگواه است کافی است) ترجمه دو( اوست که فرستادرسولش راباهدایت ودین حق تاغالب سازدش بردین همه اش وکافی باشدخدا ی شاهد. ) ترجمه سه(اوکسی است که پیامبرش راباهدایت ودین حق فرستادتاسرآمد همه ادیان دیگرگرداندوبرای این نکته شهادت خداوندکافی است) این دوترجمه از کتاب قرآن برگردانده شده به فارسی برای شما آمده است . مادرآیه عربی قرآن از(دین الحق لیظهره علی دین کله ) می خوانیم . اداء جبر لیظهره اشاره است به دینی که برای ظهورحق آمده است برای آشکارشدن حق آمده است .( قسم به حق وآنچه می گویم حق است)اما درهمه ترجمه ها بطورکلی ( لیظهره)اینگونه ترجمه وتعبیر میشود( تا انرابر همه ادیان برتری بخشد) ودرترجمه دو ( تا انرا سرآمد همه ادیان کند) .( برهمه ادیان غالب گرداند) چرا باید مترجمان ما اینگونه نااگاهانه دین محمدص را ازادیان قبل ازاوکه همه ازادیان توحیدی هستند تفکیک کنند این دین فقط برای اثبات وصداقت  در باش وعده پیامبران قبل از حضرت محمدآمده است .تحکیم  صداقت درگفته الله که از زبان پیامبران توحید برای پیروان نقل میشود .که بارها وعده ظهور  دین محمد ص رادرآینده بدانها داده بودند .این آیات ازموجودشدن وخلق ظهور وعده الله درموقعیت باش می گویدوشهادت الله قبل از ظهور دین محمدص  ازپیامبران دیگر توحید ابلاغ شده است . آیا این گونه ترجمه باعث ایجادوهم ودشمنی بین پیروان ادیان  الهی نمیشود ؟ آیا ترجمه شما ردگفته الله برجبرتوحیدی بودن ادیان دیگر الهی نیست ؟ردپیامبران دیگر الهی نیست؟ ردکتب الهی دیگرنیست؟آیا از(خودبرتربینی) جنون آمیزپنهان دراوهام شمانیست؟آنچه شما در ترجمه  قرآن بیان کرده اید همانا تاکید است برتشکیل امت واحده ای که حاکم برادیان دیگری الهی میشود . گفته هایی که با تحریف قران به زبان فارسی اعمال میشود اکنون برپیروان ادیان دیگر در ایران ما تحمیل میشود.آیا خواسته شما ازالله همین است؟ درحالیکه درقران آمده است که الله پیامبررااز تشکیل امت واحد دینی نهی میکندچرا شما چنین اراده ای رابه خواننده قرآنی که کلمات گویای الله است القامیکنید؟تفرقه وایجاددشمنی وکینه بین ایمان آورندگان به توحید تنهاهدف شیطان است . (وکسانی که به آیات ماپرداختند تا اثرات آنهاراخنثی کنند بی شک برای اینان عذابی بد ودردناک است) سوره سباء آیه پنج ( آنان که در ردوتخریب آیات ما تلاش می کنند همه شان گرفتارعذاب خواهندبود) سوره سباء آیه سی وهشت (واگرخدامی خواست همه شماراتبدیل به یک امت واحدی میکرداماخدامی خواهدشمارا درآنچه تقدیم تان کرده است امتحان کند) مائده آیه چهل وهشت ایاالله در آیه چهل وهشت سوره مائده ازحاکمیت یک دین برادیان دیگر الهی دفاع می کند؟آقایان باید بدانید باید بپذیرید این یک جبراست که  اساس اسلام  بروهم نباشد وبرحق باشد.و اسلام  مذهب شیعه شما نیست . مذهب تسنن  دیگران هم نیست . کاتولیک .پروتستان . ارتدکس و دیگرمذاهب وفرق گوناگون ساخت بشرنیست دین اسلام فقط دین توحیداست .واسلام یعنی تسلیم شدن دربرابرتوحید.حاکمیت فقط از ان الله است . وبعدازپیامبران احدی نمی تواند مسئولیت اداره امورمسلمانان ادیان توحیدی راعهده داربشود جبرالله اینگونه حکم می کند این امانت  به جمع ایمان آورندگان سپرده بشود ومابایدبه  جبراین آیات تسلیم باشیم..هرمذهب یا فرقه ای که مسئولیت اداره امورمسلمانان را به فردیت بسپارد مرتد است .و اقتداءبه شیطان کرده است  این جبراست  وحق است وهراراده  باطلی را بااقتداربرای تحمیل حاکمیت فردی برمردم نابودمی کند    ( آنان که در ردوتخریب آیات ما تلاش می کنند همه شان گرفتارعذاب خواهندبود) سوره سباء آیه سی وهشت                                                           ***************  (آری شمااین دنیای زودگذررا دوست داریدوآخرت را رهاکرده اید) سوره قیامت آیات بیست ویک وبیست ودو  آیا چنین نیست؟ آنها *می گویند قیامت وجودندارد اما بازانکارش می کنند . ( بگو این مرگی که شماهمواره ازآن می گریزیدشمارا ملاقات خواهدکرد) سوره جمعه قسمتی ازآیه هشت  پس( *بگو از اولین گرفته  تا آخرین همه درمیعادگاه در روزمعین جمع خواهیدشد)سوره واقعه.آیات چهل ونه وپنجاه ( روزی که همه شما راجمع نمایدآن روز روز مغبون شدگی خواهدبود) سوره تغابن آیه نه براستی چرا قیامت را انکارمی کنید ؟ چرا ( می گویید) قیامت یک توهم است . ( آیا پیش از اینکه عذاب واقع شده است ایمان می آورید؟)قسمتی ازآیه پنجاه ویک سوره یونس س (آن روز محقق میشود. روزمحقق شدنی کدام است؟)سوره حاقه آیات یک ودو هربارکه کافران ومشرکان در نفی حق می گویند(فقط بگویید . می گویند= دراراده باش شیطان قرارمیگیرند)و درمقابل گفته های کافران ومشرکان الله به پیامبران امر می کند ( بگو)شاید که گوش شنوایی دراراده باش الله قراربگیردو بشنود. پدری از نسل وذریه ای که اکنون در دنیای ماهست وتا اکثریت بر روی خاک دراکثریت هستند قیامت ظهورنخواهدکرد.زمین ما تنها میراث ایمان آورندگان خواهدبود.باید گروه کفروارتداد از روی زمین محو ونیست بشوند تا زمین به این گروه اولی الامربرسدو قیامت درجبر به وقوع بپیوندد .به اکنون فکرکن . ( هرکس که *خواهان عزت است بداندکه تمامی عزت وشوکت ازان خداست سخنان پاکیزه بسوی خدابالا می روندواین *عملکردخوب است وانهایی که فریبکارانه دست به کار زشتی ها می زنندبرایشان عذاب سختی مهیاست. حال آنکه فریب کاری اینان نابودشدنی است) سوره فاطر آیه ده توجه داشته باشید به (خواستن ) با ابراز سخنان و فی الفور تبدیل شدن ان به عملکردخوب ( اراده باش)برای انسان . انچه ما می خواهیم الله اراده می کند.انکارقیامت چرا؟ ایا رد قیامت  سخن بسیاری از ما نیست  .آیا الله آن را به جهانیان ابلاغ نکرده است پس چرا سخن الله را ردمی کنیم.؟رد قیامت هم دربیان وسخن دراراده باش قرارمیگیرد ونتیجه آن در سرنوشت ما جز قربانی شدن انسان  به فریبی نیست . فریبی که مارا به (گذشته) برمی گرداند به شیطان . به جهنم.وعذاب.در( گذشته ) گان . ( پیش)ینیان . انها که می سوزند و شعله های انها هرروز دربرابردیدگان ناتوان مابه حریم  انسانهانزدیک ونزدیک ترمیشود . گاهی به ققنوسها نگاه کن .شعله های چاههای نفت وگاز .تورا ازماندن ترا دراسارت  در. گذشته درگذشته گان هشدارنمی دهد؟.  وسبز را مرده می پندارد وانکارش می کند. انکار قیامت .انکارسبز یعنی که هست یعنی که تردید داردکه نیست؟ انکار حقیقت همیشه هدف بیان باور شخصی جامعه یا افرادنیست .حق راباوردارند پس انکارش می کنند گاهی درلباس مذهب گاهی در(مواد) قانون .اینگونه دیدن خاص شیطان انس است. (الله پروردگارحقیقی شماست وبعدازمرزحق فقط گمراهی است) سوره یونس آیه سی ودو ترس ازغیرالله .ازعلائم دورشدن ازحق ( حق گفته جبری است زنده است)است یکی از علائم جنون است.آیامیشودبا اوهام با چشمانی بسته با گوشهایی کر.با کم عقلی .با ؟ با زنده ای که حاکم  ومسلط برماست جنگید؟ (ای ایمان آورندگان ازخداونداطاعت کنیداز پیامبرخدااطاعت کنیدواز صاحبان راستین ( اولیای برتر)در امورخودتان اطاعت کنیدواگردر چیزی اختلاف کردیدبرای داوری آن رانزد خداوپیامبرمطرح کنیدچنانچه به خداوروز حساب رسی ایمان دارید. این کاربرای شما خیروعاقبتی نیکوداردآیا نمی بینی آنهایی راکه گمان می کنند به آنچه که برتووقبل ازتو نازل شده ایمان دارند(قبل ازمحمدص؟موسی س؟ عیسی س؟ و..نازل شده ایمان دارند؟)درحالیکه  می خواهند (اراده باش سوره تکویر را به یادبیاورید) قضاوت وداوری را به طاغوت واگذارند ) آیه پنجاه ونه وقسمتی از آیه شصت سوره نساء  (اطیعوا) اطاعت کنید.پیروی کنید دنباله روی کنید تبعیت کنید .اطیعوا امربه فعل اطاعت می کند.امربه تسلیم می کند در(موقعیت ) همه زمانها . نمی گوید ای اولیای برتر در امور مسلمانان همه ادیان  ایمان آورندگان را اجبار به اطاعت از خود کنید . این چنین اجباری را الله مردودمی داند ( الله الله )اجباردر دین توحید منفور است. (برخداست که راه درست ونجات بخش را نمایان کند بدانیددرمیان راهها راهی انحرافی است واگر خدا صلاح می دانست می توانست همه شمارا به اجبار هدایت کند)سوره نحل آیه نه ( نوح گفت ای قوم من اگرمن ازجانب پروردگارم دلیل روشنی داشته باشم واومرا رحمتی داده باشدکه شما از دیدن آن عاجزید.چگونه می توانم شمارابه پذیرش حق اجبارکنم درحالیکه ازآن کراهت دارید؟)سوره هودس آیه بیست وهشت (بدان که اگر خدا *بخواهدهمه مردم روی زمین به حقایق ایمان می آورندآیاتو می خواهی ؟ مردم به اجبار به ایمان بیاورند. هیچکس وارد فضای ایمان نمیشودمگربه اذن خداوندبزرگ. وبدانیدخداوندپلیدی رابرکسانی که عقل خودرا بکار نمی اندازند مقررکرده است)سوره یونس س آیه نودونه وصد اگر الله بخواهد( بخواهدپس میشوداراده ای حاکم برعمل)میشودآیا تونیزمی خواهی ؟واین سخن خطاب به محمدص است .مستقیما به پیامبرامرمی کند چون من نمی خواهم مردم به اجبار به من ایمان بیاورند پس برتوست که این راازانها نخواهی . والله ازتسلط خود بر بندگانش می گوید چه ایمان بیاورند وچه اورا انکارکنند..این جبراست که  پیامبردرانتخاب بربندگان الله مسلط نمیشود .این یک جبراست که فقط الله انتخاب می کند اما صلاح اراده ( باش) الله برکافران ومشرکان تقریری جبری است . آنچه در آیه پنجاه ونه سوره نساء امده است  جامعه پیشنهادی برای تشکیل امت واحده ازتمامی ادیان الهی (ونه یک دین خاص)است . ودراین آیه چنانچه می خوانید حاکمیت* تحمیلی جمع ایمان آورندگان برتر را برایمان آورندگان مردود می داند.و انتخاب را برایمان آورندگان مشروط به قبول یک اصل یاقانون مرده نمی کند .الله تنها این چنین جامعه ای را می پذیرد وهرجامعه دیگری را درمسیررشدوتعالی انسانها مردودمی داند .هر دین توحیدی نیزمی تواند چنین جامعه ای را تشکیل بدهدو این چنین جامعه ای انتخابی سمبلی ازتسلیم به پذیرش یک جبراست تحت حاکمیت خاص الله قرارگرفتن است .دراین جامعه تنها الله ولی است . (اگرمردم بواسطه دنیاطلبی کفارتبدیل به یک امت واحدگمراه نمی شدندماسقف خانه های تمامی کافرانی راکه خدای رحمان راانکارمی کنند ازنقره می ساختیم وبرای آنهانردبانهایی قرارمی دادیم تا از آن بالا روندوبرای خانه هایشان درها وتختهایی قرارمی دادیم که برآن تکیه کنند.همچنین انواع زیورآلات راعطایشان می کردیم اماتمام اینها متاع ناچیز زندگی دنیاست .حال آنکه حیات جاودان درمحضرپروردگارت خاص کسانی است که حرمت خداوندرانگاه می دارند)سوره زخرف آیات سی وسه.سی وچهار. وسی وپنج  در جامعه ایده آل توحیدی پیروان ادیان زیرمجموعه هایی ازامتهای کوچک اسلامی( تسلیم)راخواهندساخت که ازآسیب  ورویگردانی ازحق مصون خواهدبود.براین جوامع یا امتهای کوچک فقط الله حاکمیت دارد .شاه .ولی . فرعون قارون .نمرود همه ازکافران خواهندبود.امامشرکین همان بعضی اهل کتاب هستند که دردین خود دچارارتدادشده اند. بعضی اهل کتاب با تکیه به مذهب حاکمیت بر اکثریت مردم را عهده دارمیشوند. خواننده خوب اکثریت یک نماد است .وقتی الله می گوید اکثریت نمی فهمند اکثریت نمی بینند و....... بطورغیرمستقیم اشاره داردبه اینکه اقلیت مردم به دین راستین الله ایمان می آورند این اکثریت درواقع بیانگرحکومت یا رهبری  موردقبول آنهاست که بر باطل وحرام تکیه دارداین اکثریت درواقع اکثریت خاک زمین را به نابودی وتباهی خواهندکشید.باید دانست که مابرای زندگی اقلیت سهم بزرگی ازکره خاک را برای ایمان آورندگان نباید متصوربشویم . کره زمین ما کوچک خواهدشد .اکثریت در آیات قرآن مرتد.کافرومشرک هستند پس حمایت و جانبداری اکثریت ازیک حکومت یا رهبری دلیل مشروعیت ومقبولیت آن حکومت یا رهبری از نظرالله ورسول نخواهدبود. زیرا اکثریت  مردم نافهمند اکثریت مردم درک ندارند.اکثریت مردم نمی دانند واکثریت مردم کورندو......واما نمونه ای از طرز پندارمشرکان درآیه پنجاه ویک سوره نساء امده است ( آیانمی بینی (نمی بینی؟) کسانی را که بهره ونصیبی از کتاب آسمانی ( انجیل تورات .قران و..) به آنهاداده شده است اما به ساحران و طاغوت ( ولی .شاه .فرعون .بت .قانون و....)ایمان می آورندودرباره کافران می گویند که راه آنهانسبت به راه اهل ایمان به هدایت نزدیک تراست)   فردکافرکاملا وجود الله را مردود می داند امافردمشرک  درسرگردانی  وتردیددردوگانه پرستی قراردارد.این دوگروه کافرومشرک وجه مشترک عمده ای که دارند انست که همواره در*مقابل الله. پیامبران وایمان آورندگان برتر قرارمیگیرند. ودراین آیات  الله مجددا از کسانی میگوید که درجبرند درصورت مصلحت الله درموقعیت باش قراربگیرند ایمان آورندگان درنظرالله کسانی هستندکه فقط ازالله اطاعت کنند فقط الله را (ولی) مطلق بدانندوالله ولی کسانی است که حقایق راگفته های الله را آیات الله را مردودندانند انکارنکنند وبه حقایق تسلیم باشندوبه کسانی که ازصف ایمان خارج شده اندازمرزحق رد شده اند ارتداد ورزیده اند ودنیارا برآخرت رجحان داده اند رجوع نکنند.تکیه نکنند.اقتداءنکنند. ازمرزحق تجاوزنکنند اجازه الله رانادیده نگیرندو اجازه خودرا تثبیت نکنند.وهرکس جزاین بپنداردمرتداست وجزو امت واحده کفر خواهدبود آنچه درسوره زخرف می آید از اکثریت دنیاطلبان می گوید کسی که ادعای ولایت وحاکمیت برهمنوعان خود دارد ادعا دارد می تواند گروه اکثریت را با خودهمراه کند. درحالی که انکه اوراتابع  محیط و اکتساب از مکان می کندانسان نیست شیطان است .الله درباره منشاء باورکفردربین اکثریت می گوید( مگرابلیس که تکبرکرد وازکافران شد)سوره ص آیه هفتادوچهار و ابراهیم درباره شیطانی که دلیل کفرخواص ( آه خواص .خدایگان تبعیض طبقاتی )ومردم روزگاراوست می گوید (پروردگارا آن بتان بسیاری ازمردم راگمراه کرده اند پس هرکس ازمن تبعیت کرد ازمن است وهرکس از دعوت من سرپیچی نمودپروردگارا تو آمرزنده وباگذشتی)سوره ابراهیم س آیه سی وشش درسخنان ابراهیم س رازخودکشی پسر نوح س( گونه ای  زمینی ازمرگ ابلیس که برپایه ارتداد است قتل .خودکشی انتحار .اعتصاب غذانیزدراین گروه هستند )گفته میشود پسری که از ایمان وابلاغ پدرش به دین الله اطاعت نکرد .(پس هرکس ازمن تبعیت کنداز من است) مابازمی گردیم به آیه چهل وهشت ازسوره نساء ( بدانیدخداوندهرگناهی رابه غیرازشرک به خودش را در موردهرکه بخواهدمی آمرزدوعفومی کند)  در سوره ابراهیم س این پیامبرازجایگاه خودش بهشت می گوید وپدرش را چون مشرک است از اهل بهشت نمی بیند دراین آیه هم درکمال اسف ازدلیل شرک درمیان بعضی اهل کتاب آمده است (مردزناکارجزبا زن زناکاریامشرکه ازدواج نمی کندوزن زناکارراجزمردزناکاریامشرک به ازدواج درنمی آوردوهمه این مواردبرای اهل ایمان حرام است) سوره نورآیه سه ( بی شک ماشیاطین را *اولیاء( اولیاء) کسانی قراردادیم که ایمان نمی آورند ) آیه بیست وهفت اعراف (کافر= ناسپاس.  انسان یاجن که چون ابلیس ادعای برتری بکند)ویک اصل باطل ویا یک وهم رابه جانشینی الله بشنا ساند .سکوت قانون آزادانه استفاده از موادمخدر هم یک نوع تحمیل سکوت است . ازدواج همجنس گرایان را در قاب قانون اعمال کردن نیزتحمیل سکوت است . سیصدوپنجاه میلیون تومان به عنوان؟ نیزتحمیل سکوت است .اپیدمی حمل اسلحه هم نشانه ای ازمرگ(گویایی)است .نه دی هم افشاگرتحمیل سکوت است.ای سکوت بگو .موادمخدردوست (ای دوست؟ باورشیطانی تو دارد ایرانی را می کشد). یارانه های اقتصادی وفقرهای مصلحتی. پهبادها کبوتران پیغام برواسلام امریکایی  حکومتگران درکشورما هرروز قربانی میگیرد.                                                    ************** طرح هدفمندی یارانه نیز ازگروه تحمیل فقیرانه معانی سکوت است اما (آنگاه به مردان خودگفت اجناسی که بابت خرید غله داده اند دربارشان بگذارید) قسمتی ازآیه شصت ودوسوره یوسف (وهنگامی که کالاهایشان رابازکردنددیدنداجناسی که درمقابل غله داده بودندبه آنهابازگردانده شده است) سوره یوسف س آیه شصت وپنج در زمان یوسف س درمدت هفت سال پیاپی درهای رحمت الله برمردمان بسته میشود و مردم مکلف میشوند بصورت پایاپای  از حکومت مصرغله برای خوراک خانواده ها تامین بکنند. چنانچه درآیات بالا می بینید برای مبارزه با قحطی بهترین شکل مبادله غله با اجناس مردم بوده است .دراین دوآیه ازنوع وجنس کالا یا شیء که به حکومت داده میشود نام برده نشده است اما آنچه درزمان یوسف س عامه مردم بدان احتیاج واجب داشته اندهمانا غلات بوده است یعنی نان (درخوابی که به یوسف س گفته میشودازنام گندم آمده است) پس غله یا نان دراولویت برتری بوده است نسبت به کالاهایی که بدل از غله ازمردم  ستانده میشده است  متقابلا ارزش کالایی که حکومت آن زمان از مردم می پذیرفته است دراولویت دویا سه و.... بوده است وارزش شیءیا اجناسی که به حکوت درازاء غله داده میشده است هرگز قابل قیاس با بهای غلات نبوده است .برطبق رویای یوسف س این جبر بوده است که حکومت درآن سالهای سخت روش مهربانی رابامردم درپیش بگیرد واز سررافت  بامسئولیت وتحمل جبر مردم را درگذرازجبرفقر وبلای نازل شده بسلامت همراهی کند . قحطی یک بلای الهی است وجبری.این داستان تکان دهنده  راهی است برای ابلاغ دین توحید بین الله وپیامبرودعوت مردم به توحید.وتعهد یوسف س سالهای قحطی درمصرسراغازی شدکه درایران ما  اینگونه بر مردم القاء شودکه این طرح یک طرح اسلامی و متعاقب آن یک روش مبارزه مشروع وواجب در روزهای بحران جعلی اقتصادی درایران ما است با تاکیدبرآنکه ازشیوه پیامبران بوده است .بدعت نبوده است .ما همه می دانیم که زیاده خواهیهای خواص حکومت درخاصه بخشی وهزینه از بیت المال ودومین دلیل هم ساخت وتولید انرژی هسته ای( انرژی هسته ای ازنوع مفیدومضرآن در دین توحید حرام است)که باعث تحمیل تحریمهای بین المللی شد گوشه ای از مسائل پدیدآورنده فقروناتوانی اقتصادی وتورم وگرانی رایج درکشورما شد.اما درنگاه دین این دو دلیل مادی هرگز ازجبر الله نبوده اند و مردم نیزجبرا مقیدبه تحمل عواقب آن نیستند چون جبرا ازطرف الله نیست وشرع نیست واجب نیست. والبته همگانی نیست(خواص وثروتمندان طبق معمول؟ به زندگی حرام و پرزرق وبرق خودمشغولند).درضمن بهایی که مردم در قبال دریافت یارانه ها به حکومت  پرداخت می کنند بسیار اسف باروویرانگراست. برای طبقات آسیب پذیر جامعه ماغیرقابل تحمل است .  سوال برانگیز است که چگونه شخص اول مدعی حکومت ایران که مدعی اولی الامر بودن درامور کشوررا دارد طرح هدفمندی یارانه ها را ازعدالت محوری وعدالت پروری می خواند؟آیامگرما مسلمان به دین توحیدنیستیم چرانبایددراجرای این امور عام  ومردمی اجماع بین ایمان آورندگان تشکیل بشود وبا اجازه رای وحکم شرعی به اجرادرآید؟ کشورما تابع (مذهب) است چگونه است که هیچکدام از روحانیون دارای اجتهاد وفقاهت  زشت ترین .بدترین شکل گناه کبیره قانونی  یعنی ( ربا) را دراجرای طرح  هدفمندی یارانه هانمی بیند.؟  سوآل برانگیزاست که ازهمه روحانیون پرسیده بشود با استنادبه کدامین آیه از کتاب قرآن به خوداجازه داده اند یک فقیه را برراس امورمسلمانان به حاکمیت ومشروعیت منصوب کنند؟ کسی که تشخیص نمی دهد حق از باطل چیست ( نمی داندقحطی یک معضل وبلای جبری ازسوی الله است (وعدالت برهمه بطور یکسان عارض میشود) و حیف ومیل بیت المال  توسط  نورچشمی ها و تحریمهای اقتصادی ازبلایای الهی نیستند ودررد وتحمل عوارض آنها مردم ملزم درجبربه انتخاب هستند .این فقط یک نفر(اصل ولایت فقیه)چگونه به خوداجازه می دهد که زندگی حال و آینده میلیونها نفر ایرانی رادر زیر قانون طرح هدفمندی یارانه هابه منجلابی ازفسادبکشاند؟                                                       *************** ای سکوت بزرگترین جنایت توآنست که هیچکس تورا نمی شنود. وشماآقایان خواص جبرا بایدبدانید حکومت در دین محمد ص ودرهمه ادیان توحیدی پس از ابطال جواز حکومت درمیان قوم بنی اسراییل بر همه انسانها حتی برمحمد ص حرام شده است واین یک جبر الهی است (ما به بنی اسراییل کتاب آسمانی وحکومت و نبوت عطا کردیم. وازنعمتهای پاکیزه روزی شان دادیم وآنهارابرجهانیان برتری بخشیدیم . ودلائل روشنی ازامر خداراعطایشان کردیم و آنها در آنها اختلاف نکردندمگرآگاهانه واز روی ظلم وستم .) آیه شانزده وقسمتی ازآیه هفده سوره جاثیه وشما اکنون شما با تحمیل حکومت فردی بدعت بزرگی در دین توحید ابداع کرده اید آیاشما نمی دانید درمقابل جبرالهی قدعلم کرده اید؟. براستی شما این مذهب را ازکدامین دین موهوم خلق کرده اید؟دینی که مردم را به نشستن ونشستن وفرو رفتن در فقروفساد اجبارکرده است؟ حصرخانگی آزادیخواهان ایران.کشتن ترانه ها .سهرابها .ستارها نیز ازعلائم  تحمیل  بی جواب سکوت است . دعوت به آرامش مردم ایران توسط روحانیون ناآگاه و ترویج  خط مشی سکوت درمقابل ظلم نیز تحمیل سکوت است .دعوت مردم به تکثیر زاد وولد نیز ازآدات سکوت است. اختیارات مطلق  چندین میلیون نفر انسان را به یک نفر دادن نیز از آزادی حق بیان وفریاد نیست از خفقان است. اسلام آمریکایی ؟؟؟. منافق . گوساله بزغاله. خبیث . فتنه .خس وخاشاک . زندان . باطوم. شکنجه .تجاوز .آلودگی هوا. اختلاسها . معرکه گیری برای هیچ . سکوت خواص مرده سربه( تو)هم ازمحاصره مردم در سکوت است. سکوت.دریک کشوراسلامی؟ به شصت دختربچه تجاوزمیشود هیچ روحانیی دم نه نفس هم  نمی زند؟ حتی خودش را به زحمت نمی اندازد ادای مردم کشور هندرا دربیاورد.هندوهایی که مرتب تف ولعنت می شنیدنداکنون؟ بیگناهان را سالها در زندان  درتبعید در؟آوارگی .درحصرازاجتماع ایرانیان دورنگاه می دارند اما هیچ فقیه عالم ومعظم . مکرم و آیت الله ؟ی نمی آیدبگوید مگربرای مدعی حق شدن هم باید جریمه پرداخت؟ آقایان چگونه به حلا ل بودن نانی که می خوریداعتمادمی کنید؟ای خاک ای دنیا درتومعنا وتعبیر دامن زدن به کلمه سکوت نیز دعوت به ترس از سکوت است .بگویید ای خواص که چگونه عوام را درفقروفلاکت دوست داشتن نیزاز اعمال جابرانه سکوت است . ای حکومتگران دنیا پرست به قربانیان ظلم وجورسیاستهای حقوق بشری و قربانیان مذاهب استبدادی بگویید پاسخ بدهید چه کسی درسکوت عوام آزاداست ؟ راحت است؟چه کسی؟                                                                             .************* (وبه یادآوریدهنگامی که ازبنی اسراییل (پیمان)گرفتیم که جزخداوندبزرگ را پرستش نکنید وبه پدرو مادروخویشان و یتیمان ودرماندگان نیکی روا دارید وهرگاه بامردم سخن می گویید بهترین کلام رابرگزینید ومتواضعانه نماز گزاریدوزکات اموالتان را پرداخت کنید اما جز(اندکی)ازشماهمگی ازفرمان خداسرپیچی کردید ومغرورانه روی گردان شدید؟  ویادآرید آن هنگام را که از شما( پیمان) گرفتیم که خون همدیگررا نریزید وهمدیگررا از خانه ودیار خویش آواره نکنید.وشما به چنین گواهی اعتراف کردید وخودگواهید.اما ( اکنون) این شمایید که همدیگررا (می کشید )وعده ای را از خانه وکاشانه شان آواره (می کنید) وبرعلیه آنها متجاوزانه وبه ناحق (متحد میشوید) ؟ وهرگاه به اسارت شما(درآیند)برای آزادیشان فدیه طلب (می کنید)(حال )آنکه ازاساس بیرون کردنشان ازسرزمینشان برشما( حرام بود) آیافقط می خواهید به بعضی آیات کتاب خداعمل کنید؟ وبرخی دیگررا انکار(می کنید) بدانید جزای کسی که این چنین (عمل) کندچیزی جز خواری وذلت دردنیا (نیست)بدانید خداوندبزرگ ازعملکردتان غافل نیست .اینان همان کسانی هستندکه زندگی دنیارا به بهای ازدست دادن آخرت خریدندوبه خاطراین (تجارت) زیان بارهیچ عفوی شامل حالشان نمیشودوکسی توانایی نجات شان را ازعذاب ندارد) سوره بقره آیات هشتادوسه تا هشتادوشش    این گذشته وحال ثابت شده فرزندان اسراییل است. سوره بقره ازسوره های آغازین قرآن بزرگ است دراین سوره ومتعاقب آن درسوره اسراء عملکرد گذشته واکنون قوم بنی اسراییل درارتجاع  متاثراز انتخاب ( گذشته ) پدران و پیشینیان بدون تغییر مانده است .دراکنون هویت کشور جدیداسراییل با افزایش قربانیان این تجارت  دنیایی زیر سوال رفته است . مادراین آیات از نشانه های کفروشرک وارتداد ریشه دار دربین این مردمان می خوانیم .می بینید که اگر ارتداد در شکل هدف و ایده آل یک امت تحمیلی دربیاید قربانیان آن بی شمارانسانهای بیگناه خواهندبودو نیزباتوجه به آنکه همه ایات الله درجبر باش قراردارند آورده شد که آینده ظالمان. کافران مشرکان .گمراهان درحال متوقف میشود اکنون هم روال باش اشاره شده درقرآن که اشاره به حکومتگران کشور اسراییل دارد  بدون تغییر بدون تبدیل بدون هیچ پرده پوشی گرفتارجنون وارتداد است ( بین مرگ وزندگی است .اینگونه حالت زندگی شیطان .مشرکان وکافران است  زنده دردنیانیستند وبطورکامل مرده هم نیستند). اما درسوره اسراء با یک مهلت برای این کشور روبرو میشویم . سوره اسرا در تاریخی نزدیکتر به زمان اکنون ما امده است .من به عنوان یک ایمان آورنده ایمان دارم که اگر کشور اسراییل برصلح وپیمان جدید که با مسلمانان کشور فلسطین بسته است پای بندی نشان بدهد آنرا مردودنداند( پیمان و گواهی فی مابین مسلمانان ادیان توحیدی درواقع پیمانی مشترک  بستن با الله وپیامبران ادیان الهی است) ازسرنوشتی که دچارسکون درزمان حال به آن مبتلاءگشته است رهایی خواهدیافت .امید دارم که آنچه دراین وبلاگ اورده میشود بتواند سهم خودرا ازموفقیت این پیمان با مسلمانان همه ادیان توحیدی باخوشنودی جشن بگیرد .    (ودرآن کتاب به بنی اسراییل اعلام کردیم که شما دوبار در زمین فسادوتباهی خواهیدکرد( خواهیدکرد= درمکتوب عملی شده است خواسته آنان دراراده باش قرارگرفته است)وسلطه جویی بزرگی را مرتکب خواهیدشد .هنگامی که نخستین وعده (وعده .هرآنچه گفته میشود قول وعده است پس میشود)تحقق یافت گروهی ازبندگان خویش را که جنگاورانی قدرتمند بودندبرشما مسلط کردیم . تابرای پیداکردن  مجرمان حتی خانه هارا جستجوکنند.واین وعده عملی شد. سپس شمارابرآنهامسلط کردیم وبه واسطه اموال وفرزندان یاریتان نمودیم. ونفراتتان را زیادکردیم. بدانید ( اگر) نیکی کنید درحقیقت به خودنیکی کرده اید و( اگر) مرتکب بدی شوید باز به خودروا داشته اید .بدانید(( اگر)) وعده دوم فرارسدکسانی رابرسرتان خواهیم فرستاد(اراده باش درعمل = تغییرنخواهدکرد نمیشود انرا تحریف کرد یک قول است حق است و( وآنچه من می گویم حق است .نمیشود این قول را انکارکرد )که آثارغم واندوه درچهره هایتان نمایان شود واز وحشت به مسجدالاقصی پناه خواهیدبرد(مسجدمکانی است که وقف خداست.آیا شما می دانیدچه می کنید؟) همچنانکه باراول پناه بردید بدانیدانها هرچه را به زیرسلطه خودبگیرند نابودمی سازند) سوره اسراء ایات چهارتاهفت مسجدالاقصی اشاره خوبی است به وضعیت متزلزل در میان مسلمانان دین توحیدی . مسجدازان الله است وشما بعدازظلمها وجنایاتی که انجام داده اید واز ترس به مسجدیا درواقع به الله پناه برده اید .بدانیدمکتوب  سرنوشت مشترک شما باشیطان بعداز رویگردانی و فرستادن پیروانش به جهنم جزبا یک جمله ختم نمیشود (شیطان از حرف خودبرگشت وگفت من از شما بیزارم زیرا چیزی می بینم که شما نمی بینیدهمانا من ازخدامی ترسم خدایی که مجازاتش سخت و طاقت فرساست) سوره انفال آیه چهل وهشت ای حکومتگران بعضی اهل کتاب یهود هنوزبرای بازگشت فرصت هست . شما اگربخواهید ازمرگ نجات بیابید درنزدالله اراده میشود آنچه که می خواهید وآیا شما زیباتراززندگی برای انسانها مگرچیز دیگری (می توانید) ازالله طلب کنید. (ای بنی اسراییل به یادآورید آن نعمتی راکه عطایتان کردم پس وفاکنیدبه عهدی که بامن بسته اید بی شک من نیز به عهد شماوفادارخواهم بود وشمارا ازاینکه  پیمان شکنی کنیدبرحذرمی دارم.پس حرمت این قرآنی که تورات شماراتایید می کند نگاه دارید وبه آن ایمان بیاوریدوخودرا به اولین منکراین کتاب تبدیل مکنید وشمارا برحذرمی دارم ازاینکه آیات مرا سوداگرانه به بهای اندک بفروشید) آیات چهل وچهل ویک ازسوره بقره من هم بعنوان یک ایمان آورنده از شما حکومتگران قوم بنی اسراییل می خواهم  حرمت واجب به آیات الله را باعمل بدان به جهان اسلام ثابت کنید.                                                   **************** درآیات سی وسه .سی وچهار وسی وپنج سوره زخرف در بالا آمده است .اگرکافران(ببینیدیک ایمان اورنده که دست به سرقت اموال مردم نمی زند)بر بیت المال مسلمانان دست درازی نکنند .  الله برای آنها خانه هایی باسقفی ازنقره خلق میکرد. نردبانی قرارمیداد تابرتمامیت دنیا نظارت داشته باشند وزیورآلات عطایشان میکرد.بله الله برای آنها معجزه ها می ساخت .واین یعنی آنچه ولی (می خواهد)شاه(می خواهد).فرعون (می خواهد)قارون می (خواهد) یعنی  آرزوی اراده  داشتن حاکمیت بردنیا. اما درجبرالله آخرت از سهم هیچکدام از گروههای ارتداد نخواهدبود. این مطلب را باید همه دنیا طلبان بدانند .و پذیرش این  گفته وقول الله برای جهان یک جبراست .جبر.عده ای نمی بینند چرا؟ عده ای نمی شنوندچرا عده ای از حاکم بودن الله بر سرنوشت انسانها نمی دانند؟ می گویند می خواهند وعمل میشود عملی که سرنوشت سازمیشود .هربارکه می گویند هربارکه می خواهند یک حق را رقم می زنند یک قول را رقم می زنند . حق حاکم الله را.  قول حاکم الله رابر زندگی خود جبرمی کنند.؟آنها می گویند آنچه آنهامی گویندفقط دردنیاست والله می گویدوشماخوب میدانیدالله چه می گوید.  .آب .ژن .پدران مشرک. زنان زناکار.پدران زناکار وزنان مشرک درتشدیداین معایب بیماری زا دخیل هستند .ونتیجه ندیدنها .نشنیدنها و...مبنای اختلاف درعقاید اکثریت مردم کره خاکی مامیشود. (بگوای پیامبرآیاآنهاکه حقایق را می دانند باآنهایی که ازآن بی خبرندیکسانند ؟فقط خردمندان ازاین نکته پندمی گیرند) زمرآیه نه (وازمیان مردم کسانی هستندکه همتایانی برای خداوندقائل میشوندو آنهارا به اندازه پروردگار دوست می دارند.اما آنهاکه باتمام وجودحقایق راباوردارندخدارا بیش از هرچیزدیگری دوست می دارندوهنگامی که  گستاخان ستم پیشه  عذاب را ببینند درک خواهندکردکه تمامی قدرت دراختیارخداونداست وعقوبت خداسخت وطاقت فرساست. آنگاه که رهبران و رقم درشت ها عذاب رابنگرنداز*هواداران و*فرمانبران خودبیزاری می جویندواین چنین پیوندبین آنها گسسته خواهدشد)سوره بقره آیات صدوشصت وپنج وصدوشصت وشش دراین دوایه ما با دوگانه پرستی در دوبعد زمانی حال .آینده مانند دیگر آیات کتاب الله برخورد می کنیم. چنانچه می خوانید حال  آن زمانی  است که یکی از اشکال کفروشرک درجریان است (زمان  *حال در همنوع پرستی سلطان پرستی به میان اعراب میرود . درمصر ابلاغ آمرانه  فرعون پرستی رانشان می دهد ویااصل ولی پرستی رادرایران ما وشاهان  طلایی زندانی وملکه های منزوی بازمانده از افسانه های کهن پدران مارا به نقدمی کشد درقسمت دوم زمان مابابعد زمانی آینده درهمین زمان حال درآخرت روبرومیشویم .لازم است به گفته مومنی که درزمان رسالت موسی س مردم را از گذشته ای که درآینده ؟ زمانی که آنها می پندارند وجودداردومنتظرآن خواهندبود آگاهی میدهد اشاره بشود اومی گوید (ای قوم من ازآن روزی که یکدیگررابه فریادرسی بخوانیدبیمناکم .آن روز که به *عقب برگشته و*بازمی گردید درحالیکه هیچکس شمارا دربرابرعذاب خداوندحفاظت نخواهدکرد)آیه سی ودو سوره غافر دراین جمله حال جبرا فانی است(آنچه  درنزدشماست نابودشدنی است)اما آینده یا آخرت جبرا ماناست  ومومن از آن می گوید .جهنم وبهشت ماندنی است هرگز نابود نمیشود فقط آنچه درنزدماست نابودمیشود .حتی مساجد حتی مقبره امامزاده ها ( بدانیدانچه بنا کرده اند پیوسته مایه تردید قلبهایشان خواهدبود مگرانکه قلبهایشان پاره پاره گردد .بدانیدخداونداگاه وحکیم است)سوره توبه ایه صدوده این ایه در پاسخ به سوال ساخت مسجد توسط دوشخص . کسی که به نیت خشنودی الله مسجدرامیسازدو شخص دیگری که اساس ساخت مسجدرابرلبه پرتگاه سست ( اوهام) بنانموده است آورده شده است اگرچه زیارتگاه امام حسین مسجدنیست مسجدجمکران میعادگاه مهدی نبوده است . اما به عنوان سجده گاه نیز اقامه نمازدر آن صورت میگیرد . امادر ایه صددوده به نیت اهمیت داده شده است تردید . تردید وشک یا ارتداد. پاسخ این سوآل ایه صدوده سوره توبه است . .ایمان درعمل مفیددرآخرت  بهترین گواه است اگر انسان باورداشته باشدکه دنیاوهرانچه درنزدماست نابودشدنی است.واین باور باورهمه ایمان اورندگان از جمله حسین بن علی  ازجمله مهدی بوده است وآیا با این تفاسیرساختن گنبدی ازطلا دردین توحید از بدعت نیست؟عملکرد میماند وآنچه درنزدماست هرگز مانع ظهوراخرت نمیشود .وچه طلاهایی درآتش ذوب خواهدشد .آیاحسین خواهدگفت  طلا ازآن من است؟ نه اوخواهدگفت هرانچه هست ازان الله خالق است. حسین هم ازان الله است .  توجه کنیداین ایمان اورنده ازچه اتفاقی می گوید(وقتی به عقب برگشته وبرمی گردید).این *عقب درواقع آینده جبری حکومتگران ( فراعنه . شاهان. سلطانها .ملکه .ولی ها و..) است که دائم درحالت ارتجاع وبازگشت است به عقب .مادر قرآن ازپشت سرظالمان .دروغگویان متکبرخواندیم والله درآغازازجهنم گفت.   (هرگاه به بعضی آیات ما آگاهی یابندانرامسخره  می کنند بدانیدبرای آنها عذابی خوارکننده است .*پشت سرآنها جهنم است ودستاوردشان هیچ به دردشان نخواهدخوردوکسانی که را که به جای خدا بعنوان تکیه گاه برگزیده اند هیچ نفعی به آنها نمی رساندوبرای انها عذابی بزرگ است) سوره جاثیه آیات نه وده جمله مومن راستگورا مجددا بخوانید اوازهمزمانی اکنون و مجازات درعقب ( پشت سر =یا آینده ای که گمراهان درانتظارآن هستند)می گویداو علاوه برآنکه سرنوشت وجایگاه آنهارامی داند اززمانی که دراکنون مجازات براین حکومتگران وهوادارانشان در آن مقطع زمانی رخ خواهددادنیز می گوید.همه چیز برای آنها متوقف مانده است قومی که دچار وهم جبری است تکیه گاهی که وجودندارد . ( آیا نمی بینی که ماشیاطین را بسوی منکران حقیقت فرستادیم تاشدیدا آنهاراوسوسه کنند) سوره مریم س آیه هشتادوسه برای آنان پشت سر فقط زمان گذشته یا( درزبان عامیانه معمول)همان آینده گمراهان .گناهکاران .مشرکان .کافران .رهبران گمراهی و.... را نشان می دهد (آینده ایمان آورندگان فقط در پیش یا جلوی آنها خواهدبود)تعیین خواهد شد. چون خلیفه آدم که ازگذشته آمد وزنده به آینده وآخرت خواهدرسید. اماچراایمان آورنده مومن ازبازگشت به عقب می گوید؟ عقب . ماباز باید به عرش برگردیم .ابلیس ملک درعرش دچارناسپاسی و ارتدادمیشود وازتاثیر ارتدادتبدیل به عنصرآتش میگردد.اودرهمانجا وعده وقول ورودجبری رابرای خودوپیروان انس وجن به جهنم را از الله میگیرد ( خداگفت قسم به حق و آنچه می گویم حق است که جهنم را از *تو وکسانی که ازتو پیروی کنند پرخواهم کرد)سوره ص). قسم به جبر باش درقول الله گویای اینست که درهمان لحظه که این قول یاگفته به باش درعمل تبدیل میشود جهنم ساخته وآماده میشود .برای آتش که شیطان است وپیروان شیطان . درقرنها پیش از ورود آدم به زمین و توالدوتکاثرانسانها تکلیف وارد شوندگان وسرنوشت تلخ انها رقم می خورد.باش جهنم واتش و شیطان درآغازاین قول الله است امادراکنون که مومن به دین موسی س ازآن میگوید در بعدمکانی سکونت آینده این حکومتگران قرارمیگیرد. گفتنی است قبل ازقیامت وقتی که این حکومتگران فرصت زندگی مجدد راپیدامی کنند درجبرباش تسلیم به یکتا بودن .خالق بودن وتوحید اقراربه اسلام می کنند( گواهی وتسلیم درآغاز معارفه در اعراف بین کلیت مردم جهان والله وقبل از ورود آنها به دنیا انجام میگیرد سوره اعراف آیه صدوهفتادودو) واین اقراربه تسلیم با توبه یا بازگشت به دین توحید بدون تغییر درتکراراست اماچون این توبه  باآشکار شدن واقعیاتی که دردنیا آنرا انکارمی کرده اندمترادف میشود الله توبه آنهارامردودمی شماردو مشمول عذاب خواهندشد (آیا پس ازاینکه عذاب واقع شده است ایمان میآوریداکنون فرارسید عذابی که شتابانه طلب میکردید سپس به کسانی که ظلم کرده اندگفته شود بچشید عذاب جاودانه را مگربه چیزی غیراز دستاوردتان مجازات می شوید؟ )  سوره یونس آیات پنجاه ویک وپنجاه ودو  ما همه درصفیم اگرچه در اکنون هیچ نمی دانیم اماقران می دانداین کتاب بزرگ می داند که قتل ها .کشتارها .تمسخر پیامبران . سوزاندن آیات الله .نقاشیهای شیطنت آمیز وساختن فیلمهای توهین آمیز از پیام آوران مبلغ وداعی به زندگی ابد چه عاقبتی جبری را برای پیروان شیطان  رقم زده است .تا مهلت زمانی که تا مرگ آخرین نفراز اکثریت برای کره زمین ما محفوظ میماند همه ما مهلت داریم برگردیم دراکنون بگردیم .اکنون زمان مقدری است برای همه انسانها که به طور عادلانه وبرابرازمهلت داده شده برای انتخاب  آینده سود بجویند.  براستی شما درآن روز بزرگ که در ظهورآن تعجیل وتاخیری نیست چه کسی را به فریادرسی خواهید خواند؟درآیه سوره ص جهنم درهمان گذشته خلق میشود وجوددارد ..( جهنم راازتو وکسانی که از توپیروی کنند پر*خواهم کرد)خواهم کرد .الله عمل می کند.به یک جبر که ما برای خود رقم می زنیم ما می خواهیم.. چه پیمان محکمی .چه قول بی برگشتی . جبر .( پرخواهم کرد) (جهنم را از تووکسانی که از تو پیروی کنند .) .جبرپرشدن جهنم مشروط میشود به جبر پیروی ازشیطان .(باش)ی در تسلط( باش)ی دیگر .موقعیت باش گفته ای در موقعیت باش گفته ای دیگر. این گفته ها تغییرنمی پذیرند. تحریف را مردودمی کنند.چون مکتوب شده اند .الله می گویدباش پس موجود میشود تجزیه آنها اما واگرهارا کنارمی زنند .حاکم فقط الله است .جهنم قبل ازانتخاب در ارتداداکثریت انسانها خلق شده است .چگونه میشودقیامت را انکارکرد؟ هیچ اکثریتی نمی تواند درمقابل باش الله بایستداگرجنون شیطان بر ما تسلط پیدانکرده است  پس چرابرای درک مفاهیم حق الله ( گفته های الله)قیام نمی کنیم؟ (بگومن شمارا به یک چیزموعظه می کنم وآن اینکه دونفر دونفر ویاتک تک برای درک حقایق الهی قیام کنید وسپس بیندیشید تا بفهمید که این دوست شما پیامبرهیچگونه جنونی ندارد اوبرای شما فقط یک شداردهنده ازنزول عذاب شدیدالهی است)سوره سباء آیه چهل وشش
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1391ساعت 22:1  توسط منتظر  | 

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}                                                     بسم الله الرحمن الرحیم (ما هیچ پیامبری راپیش ازتونفرستادیم مگر آنکه به او وحی کردیم که ابلاغ کند*هیچ معبودی به جزمن نیست پس فقط مراپرستش کنید) سوره انبیا .آیه بیست وپنج                                                       ************** (بگو از خداوپیامبراطاعت کنید.چنانچه از حقیقت روی برگردانیدبدانیدکه پیامبرمسئول اعمال خویش است وشمانیزمسئول اعمال خودتان هستید اگراورا اطاعت کنیدبه راه نجات و آرامش هدایت می یابیدوبدانیدکه وظیفه پیامبرفقط ابلاغ روشن وشفاف است) سوره نورآیه پنجاه وچهار (من مامورشده ام که پروردگار این شهررا عبادت کنم شهری که حرمتش راواجب گردانیده است .بدانیدکه همه چیزازآن خداست ومامورشده ام ازمسلمانان باشم. و*قران راتلاوت کنم .پس هرکس به راه خداهدایت شداین هدایت به نفع اوست وهرکس گمراهی پیشه کرد *بگو من فقط یک هشداردهنده ام.) سوره نمل آیه نودویک .نودودو (اگرپیامبر راتکذیب کنید بدانیدملتهای قبل ازشما نیز تکذیب کرده اندوبرپیامبروظیفه ای جز یک ابلاغ روشن نیست) سوره عنکبوت آیه هجده (چه قسمتی از آنچه وعده داده ایم به تونشان بدهیم خواه قبل از آن تورابمیرانیم.بدان که تو فقط مامورابلاغ وحسابرسی برآنها هستی.) سوره رعد آیه چهل (چنانچه *کافران ازتوروی برگرداندندبدان که تورا به عنوان *نگهبان آنها نفرستاده ایم وظیفه تو *فقط ابلاغ روشن است)قسمتی ازآیه چهل وهشت سوره شوری  (ای پیامبراگرازحقیقت روی گردان شدندباکی نیست. وظیفه تو *فقط یک ابلاغ روشن است) سوره نحل آیه هشتادودو                                                          ************ (ماتورا به پیامبری نفرستادیم مگرانکه برای تمامی مردم جهان بشارت دهنده وهشداردهنده باشی هرچنداکثرمردم درک نمی کنند) سوره سباء آیه بیست وهشت (ای پیامبرماتوراهم به عنوان شاهد وهم به عنوان بشارت دهنده وهشداردهنده فرستاده ایم) سوره احزاب آیه چهل وپنج (ماتورا به عنوان پیامبری شاهدومژده دهنده وهشداردهنده فرستادیم) سوره فتح آیه هشت (این قرآن نازل شده ازسوی آن قدرتمندبارحمت است.تامردمی راهشداردهی که پدرانشان هشدارداده نشدندوخودازحقایق غافلند)سوره یس آیه شش (آیامیگویندقرآن دروغی است که پیامبربافته است ؟نه قران حق است وازجانب پروردگارت آمده تامردمی راکه قبل ازتوهیچ هشداردهنده ای نداشته اندنسبت به دستاوردشان هشدار دهی شاید به راه نجات هدایت شوند.) سوره سجده آیه سه (چه شنواوبیناشده اندآن روزی که دوباره نزدمامی آینداماامروزظالمان درگمراهی آشکارند.آنهارانسبت به آنروز روزحسرت آمیز هشدارده آنگاه که کارپایان پذیردآنهاهنوزدرغفلت وبی ایمانی بسرمی برند.) سوره مریم ایه سی ونه (بگومن فقط بواسطه وحی به شماهشدارمی دهم اماآنهاگوشهایشان کراست وازاین هشدارهانمی ترسند) سوره انبیاء آیه چهل وپنج (پیش ازاین ماهیچ کتاب آسمانی رابه آنهانداده ایم که آنرابخوانندهمچنین قبل ازتوهیچ پیامبرهشداردهنده ای رابرایشان نفرستادیم)سوره سباء آیه چهل وچهار                                            *********** *قبل از آغازمطلب قاب وارونه (ارتداد ومن)شایسته است  ضمن آرزوی سلامتی وموفقیت برای آقای بان کیمون که زبان گویای مردم ایران دراجلاس سران کشورهای جنبش غیرمتهعدها بودندفراوان تشکرکنم. *بانزول آیات بالا بر پیامبران و ایمان آورندگان ادیان الهی واجب میشودکه از حق (آیات یا گفته الله ) پیشی نگیرندو ازگفته های الله تجاوز نکنند .درآیات بالا به نسبت نزول هرسوره  ما به موقعیت مکانی پیامبران پی می بریم. واز موقعیت زمانی رسالت هر پیامبروکتاب او آگاهی می یابیم .دراین آیات به خوبی از وظیفه وتکلیف واجب  یک پیامبرو پیروی ایمان آورندگان ادیان الهی از خط مشی ء توحید دردنیا که جز ابلاغ ودعوت وتبلیغ نیست گفته شده است . نتیجه نازل شدن کتب الهی برای ممانعت ازافراط وتفریط انسانهاست . ابلاغ ودعوت و هشداربا حاکمیت درتضاداست حاکمیت وولایت برانسانهارا مردودمیسازد اگرتوجه بکنید به بعضی ایات از وحی به عنوان وسیله هشدارتوسط پیامبر استفاده میشود و هدف پیامبر رابا تحمیل از طرق رایج درمیان حکومتهاودول مختلف درتقابل  روشن قرارمیدهد .  وحی یک اسلحه نیست  کاسه توالت زندان  نیست .کهریزک نیست . گوانتانومو هم نیست .حق وتونیست  .باطوم .گازفلفل نیست . کاریکاتورمضحک افشاگر ازنمای درونی گمراهان نیست .قصه هزار ویک شب دروغین برای پیامبران دروغین نیست .سیگار یک زندانبان دیوانه نیست. اطوی داغ دردست دن کیشوت سرد ومرده نیست .پابند ودست بندنیست .موادمخدرنیست .قرص اکس هم نیست . چهارصدوپنجاه میلیون تومان هم نیست .رای قاچاقی هم نیست.اصل سرامد هیچ بی قانونی هم نیست.    وحی یک گفته حق است از سوی الله .الله رحمن ورحیم  برای همه انسانهاو برای تحقق فرصتی برابردردعوت به معجزه باش است . امایک توضیح داده بشود درمو ردمطلب مهم ظهور عیسی س ومهدی ع . خواننده خوب ورییس ...؟ایران ما در تایید اثبات ظهور امام شیعیان مهدی ع وظهور پیامبردین توحید عیسی س برما باید و واجب است که به قران مراجعه کنیم و جبرا باید آیات الله ( گفته های الله )را بپذیریم وبدان تسلیم بشویم .درقرآن بزرگ همانطور که به یک اصل یاولایت یاحاکمیت  فردی بر عام انسانها اشاره نشده است به ظهور مسیح س ویامهدی ع نیز اشاره نشده است . قران کتاب آیات است وتسلیم شدن و ایمان آوردن به آیات از اوجب واجبات است وبا استناد به قرآن دردین محمد ص ولایت انسان یاحاکمیت فردی ویا مسئله ظهور اکیدا وجودندارد و می بینیم دردوگانگی واختلاف درمذهب ( تشیع) مابا  دیدگاه ولایت فردی یا ظهور مهدی ع برخورد می کنیم ودرمذهب تسنن این امرازنگاه پیروان این مذهب مردودمیشود.گفتیم که دومذهب تشیع و تسنن از نشانه های انحراف دردین است.چه بابدعت دردین وهم ظهوررا دردین توحید تداخل داده باشند ویا وهم حاکمیت انسان برانسان را باارتداد وبدعت به عمل دربیاورند وچه این دو مسئله رامردودبدانند  .باید پذیرفت دیداربا موسی س . ظهور مسیح س .ظهور مهدی ع ازنشانه های بدعت دردین و همانندسازی شبهات عقاید مذاهبی است که بواسطه دخالت ونفوذمنافقین  درلباس بعضی اهل کتاب ( اهل کتاب کسانی هستندکه به زبان میگویندبه یگانگی الله اسلام اورده انداما ایمان به قلب انهاواردنشده است می گویند الله یکی است اما برایش جانشین میسازندو تسلیم بودن به حاکمیت نایب وجانشین را برحاکمیت الله واطاعت از پیامبر برترمیدانند . بعضا میگویندالله یکی است اما تسلیم بودن  به قوانین  را اولی بر تبعیت از الله ورسول میدانند ) در میان جوامع اسلامی ترویج شده است .برخلاف آنچه بایداکثریت بعضی اهل کتاب در میان مردم پیش آهنگان مذاهب هستند .  (بدانیدکه ماپیامبران را بدنهایی ندادیم که به غذانیازنداشته باشند.همچنین *در دنیاآنهارا جاودانه نکردیم) سوره انبیاء آیه هشت پیامبران اولی ترین مخلوقات الله هستند اماباتسلیم شدن به این آیه ما درجبریم که بپذیریم  تمامیت پیامبران درجبرهستند که چون انسانهای دیگر درعدالت وبرابری مطلق بمیرند ومجددا زنده بشوند (اماحرمت نگاهداران حریم الهی درجای امنی هستند.)سوره دخان آیه پنجاه ویک (درآنجا مزه هیچ مرگی رانمی چشندمگرهمان مرگ اول را وخداوندآنهاراازعذاب جهنم حفظ می نماید) سوره دخان آیه پنجاه وشش پس چگونه است که عده کثیری ازماباآگاهی ازاینکه همه پیامبران وایمان آورندگان دردنیامرده اند مدعی میشویم یک پیامبریا ایمان آورنده که الله ازمرگ جبری  او چون همه انسانهای دیگرمیگوید وجبرا فقط با وعده الله درقیامت زنده میشود میتواندمجددادردنیا ظهورکند؟ این چگونه است که پیامبر( عیسی س موسی س. نوح س .ایوب س. ابراهیم س .محمدص)به چنین معجزه ای ( عمرجاودان دردنیا دردنیا؟) نائل نمیشود اما تشیع باپیشی گرفتن از کلام حق الله ورد وحی تبلیغ شده همه پیامبران با ردشدن ازآیات  مدعی میشودکه یک ایمان آورنده ( مهدی ع) به عمرجاودان دردنیا دست یافته است و درانتظارظهور اوهستند. خواننده خوب گذشتن از مرز دنیا( دنیا یک بعدمکانی گسترده خاکی است و هرآنچه از خاک است مستلزم  آنست که  مرگ وانفطارراتجربه کند. (ای اهل ایمان هنگامی که خداورسولش شمارابه چیزی می خوانندکه مایه حیات وعزتتان است اجابت کنید بدانیدکه خداوندبین آدمی وقلبش حائل است وهمه بسوی اوگردخواهیدآمد.) سوره انفال .آیه بیست وچهار  یک انسان عصرجدیدنیزنمیتواند از فضاوخلاء اطراف زمین بدون امکانات ویژه حیاتی بگذرد وحتی بابهره بردن از امکانات خاص نمی تواند درانجا بطوردائم زندگی بکند .نیروی جاذبه زمین مانعی بزرگ در رسیدن به این آرزوی بزرگ بشری است .  از شرط جبری  یکتاپرستی ویگانه پرستی  است که  مسلمانان ادیان الهی به اطاعت از الله ورسول اقتداءوقیام کنند وهرعقیده ای جز این ازشرک است مردوداست باطل است تکیه واقتداء به (ولی.شاه . فرعون . و.......)برای پیشبرد دین ورسیدن به اهداف الهی تمسک به تقیه (ریا)است وتقیه در دین محمدص حرام است واز امورمردود وباطل ونشانه ای ازشرک است . (وواقعاستمکارترازکسی که شهادت وگواهی خودرا از خداپنهان می کندتصورمیشود؟ بدانیدکه خداوندبزرگ نسبت به عملکردتان غافل نیست) سوره بقره آیه صدوچهل رد آیات الهی ازدلایل ورود کافران ومشرکان به عذاب الهی دردنیا است .تولد ومرگ ورستاخیز روزقیامت .ورود به جهنم یا بهشت انتخابی برای همه مخلوقات الله دراوج برابری بوقوع خواهدپیوست این گفته حق الله است وتغییروتبدیل آن یاتحریف آن از ارتداداست . قران بطور صریح بیان می کند که زمین  قبل ازنابودی ومتلاشی شدن ازآن مستضعفان خواهد شد .ونیز باتوجه به آیه ( اطیعواالله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم......از سوره نساء آیه پنجاه ونه) زمین توسط جمع ایمان آورندگان اداره خواهدشدپس مسئله ظهورمجدد مهدی ع وعیسی س درزمانی مجهول بر ایمان آورندگان در زمین منتفی خواهدبود . الله حاکمیت فردی نوع بشررابرجمع ایمان آورندگان ردمی کند(توجه داشته باشیدبا یادآوری ازگذشته دردین یهود = هادو =هدایت شدگان .کسانی که رداشدن از آیات و امرالله برانان حرام بود= کسانی که هدایت برانها بطور کامل ومثال زدنی عرضه شده است  پیامبران این دین  با ادعای (خدایی)نمودن یک تغییربزرگ درسنت الله بوجودآوردند .و حاکمیت پیامبران ونوع انسان هدایت شده  ازسوی  الله بدیع  حرام وباطل ومردودشدوبعدازاین مقطع زمانی دردین توحید جبرا رسالت باحکومت دردنیادرتضادمیشود واین جبرتا پایان دنیا تغییرناپذیروغیرقابل بازگشت است برای پیامبران وهمه ایمان آورندگان وایمان اورندگان همه ادیان الهی مکلف هستند ودرجبرهستند که از الله وپیامبراطاعت کنند و حاکمیت و فرمانروایی بر نوع انسان وجن را ازارتدادوشرک بدانند . رد آیات الله بدانند .سلطنت وولایت و حکومت را مردودبدانند وتسلیم باشند به برابری در نظم ومساوات تمامیت نوع بشر درتوحیدوپنداری جزاین از جنون است  .مادرمذهب تشیع می بینیم که ائمه نیز هرگزدر راس حاکمیت قرارنمیگیرند زیرا حاکمیت پیامبرو ائمه برامورمسلمانان از امورجبری وواجب دردین توحید نیست .رسالت یک امرمعنوی است که خاک و دنیا را به زندگی و فطرت (بازگشت به ماهیت واقعی) می خواندودرواقع چون دین از الله است پس می تواند برخاک  احاطه داشته باشد الله خالق جهان است  دین توحید چون ازطرف الله است این قدرت وتوانایی جبری را دارد ومی تواند برجن وانسان مخلوق الله حاکمیت پیداکندامادرصورت تسلط حکومت نوع بشریاجن وضعیت ارتدادبر دنیای خاکی  تحمیل میشود وانسان درحکومت ( ولی .شاه . فرعون  و....)نمی تواندبر دین توحیدوبردنیا مسلط بشود . عدم تسلط و ضعف  انسان  بر دنیا در دین توحیدوانحصاری کردن دین الله یکی از روشن ترین دلایل ازمجموعه ( نه )هایی است که آرزوی تشکیل امت واحده را دربین ادیان توحیدی به سراب وتوهم تبدیل می کند (آنگاه که زمین به شدیدترین وجهی به لرزه درآیدوبارهای سنگین خودرابیرون بریزد .درآن حال انسان گوید زمین راچه شده است؟درآن روز زمین اخبارش را بازگو می کند.زیرا پروردگارت به او وحی کرده است) آیات یک تاپنج ازسوره زلزله انسان  مدعی دین در تئوری (حاکمیت  انسان برانسان) که دین توحیدآنرا مردود میدانداز تحمیل دین برنوع انسان عاجزمیشود .نمیشود .حکومت انسان برانسان  مردوداست وجبرا ادعای دین انسان درحکومت نیزمردودمیشود فقط یک مشرک وکافرچنین وهمی را می پذیرد.  و تسلط برای تصرف ودخالت دراشکال حکومت بر ایمان آورندگان حرام است.برابری انسانها درنزد الله .عدالت جبری و تداوم نظم جبری درروند آفرینش مانع است درتسلیم شدن ایمان اورندگان برچنین تفکرمادیگرایانه . وازآنجاکه وعده الله حق است وجبری و اراده اوهمواره درموقعیت ( باش) قراردارد حاکمیت اوبر مخلوقات همواره زنده وغیرقابل انکاراست وهرگزتغییروتبدیل وتحریف پیدا نمی کند.تجاوز( اجازه دادن .جواز دادن ) یا شریک قراردادن عقاید بشری که با بینش برتری جویانه نوع بشر بر حق یاگفته الله اراده حاکمیت وقدرت نمایی داشته باشداز ارتداداست مثل عقاید حکومتگران ایران ما که به خوداجاز می دهند باگذشتن از آیات الله نماز وعبادات (امورحلال)را مردودکنند و امور باطل را درلباس دین ؟ برمردم القاء کنند. بدیهی است در توهمات این حکومت دین توحید جایی ندارد زیرا انسان برحاکمیت انسانها مرکزیت پیداکرده است  الزایمر(طبیعت بی ثبات خاک). و وضعیت متزلزل عقاید به جامانده متحجراز (ذریات) در این حکومت درحدافراط دیده میشود .عجیب است که این حکومت انرژی هسته ای را حق (مسلم  =حق تبین شده تسلیم درحالت جبر. سلام = من تسلیمم =من اسلام اورده ام = آنچه از اسلام است.گفته الله است )یک (مسلمان = تسلیم شده انتخابی) می داند.این حکومت انعکاس هرگونه سوآلی را توجه به هرهای وهوی را ازجانب مردم وبرمردم (حرام )می داند .      (بدون تردیدما وارث زمین وهرکه برآن هست می باشیم وهمه بسوی ما باز گردانده خواهندشد)  سوره مریم.آیه چهل (آفرینش آسمانهاوزمین وجنبنده های مختلفی که درآنهاپراکنده است ازنشانه های اوست واوهرگاه اراده کندقادربرجمع آوری انهاست )سوره شوری آیه بیست ونه (ای جماعت انس وجن اگرمی توانید؟ازمرزهای زمین و آسمان بگذریدولی *هرگزقادرنخواهیدبودمگربانیروی الهی.) آیه سی وسه سوره رحمن (شماهرگزنمی توانیدازقدرت الهی فرار کنیدوغیراز خداوندبرای شماولی ویاوری نیست)  سوره شوری آیه سی ویک  همه مخلوقات از آن الله هستند . آیا تعبیر ومعنای این آیه جزاینست .که جهان  مانا نیست .انسان فراراست.زمین فراراست .حیوان. گیاه .دریاها .آبها .کوهها زندگی فرارند.همه برمیگردندجبرابرمیگردند .می شنوی؟هیچکس حاکم نیست مگر واحداحد.کاش ولی ها .شاهان .فرعونها .قانونگرایان با تسلیم به این آیات می دانستندکه حاکمیت چیست ؟ وحاکم چیست؟نه نمی دانند.(همه =انسانها وجن هابسوی ما بازگردانده خواهندشد)مگرانهاکه باارتداد مردندو رفتند هنوزبسوی الله برنگشته اند؟ نه انها نمیتوانند ازجبرجاذبه زمین ردبشوند.دنیا یک زندان است .زندانی که درجبر استمرار زمان درجبراز نابودی است ( مپندارکه کافران راه گریزی در زمین خواهند داشت.آنهاجایگاهشان اتش است وچه بدجایگاهی است آتش ) سوره نورآیه پنجاه وهفت زمین جایگاه خاص کافران است کسانی که ازجبر مقام خود پاراازحق فراتر گذاشتند وانسان بودند امامدعی شدندکه درنوع خود (برتر) هستندو با تکیه بروهم ودرجنون به بیراهه های گمراهی رفتند. واما بعدازمرحله بازگشت و رستاخیز جهانی الله  ورودبه بهشت را برایمان آورندگان واجب کرده است پس آنها قبل از پایان دنیا به بهشت مهاجرت خواهند کرد و عمرجاودان خواهندیافت ازاین زاویه نیز ادعای کسانی که باوهم می پندارند زمین مرکزی خواهدبودبرای حاکمیت اوهام و حاکمیت یک بشرفناپذیر و محتاج نیز رد آیات الله است از ارتداداست . من ازدریچه این قاب از یکایک مدعیان ظهور عیسی س پیامبرمی پرسم چرا هیچکس بعداز غیبت این پیامبر راندیده است ؟چراعیسی س اکنون نمی آید؟ چرا مسلمانان مذهب تشیع دراثبات سخنان خود از رویت و ظهورمهدی ع  آیه قران نمی آورند ؟عجیب است پندارها وعقایدبیمارومالیخولیایی آنهاازقرنها پیش تاکنون درحالی تداوم داشته است که قران رادرکتب خانه ها در مدارس و موسسات عالی از دروس واجب برای تدریس قرار داده اند قران بعداز رسالت حضرت محمدص دائمااز رستاخیز وقیامت می گویداما حتی یک جمله و آیه از ظهور مسیح س ومهدی ع ویا دیداربا موسی س نمیآورد. .دراینجا بازهم تاکیدمی کنم تامادام که یک کتاب آسمانی از مواردی چون اصل ولایت یا ظهور ایمان آورندگان آیه نیاورده است نمیتوان به هیچ روایت یا حدیثی تمکین کرد. فقط آیه های قرآن وکتب الهی می توانند (صراط مستقیم) را مشخص کنند واین امر از حیطه قدرت ودخالت .تحریف .تبدیل ویا تغییر وتجزیه انسان وجن  خارج است. تداخل عامدانه احادیث وروایاتی که باعث شده اند انسان باوهم آیات وگفته الله رامردودکند وبعضا درسری مطالب قاب وارونه بدان پرداخته شده است معدودنیستند. خوانندگان خوب رویای صادقه ظهور مهدی ع یک توهم جاهلانه وخودفریبی است برای دور انگاشتن روزقیامت .برای زیر سلطه بردن و خاموش کردن ندای ابلاغ ودعوت پیامبر به قیام ایمان آورندگان که باید او بیاید وما خلاص بشویم ؟ ازچه ؟ازمیراث پدران .نیاکان .پیشینیان .آباء .اجداد .ذریات .ذریاتی که از سنگواره های ارتداد برای فرزندان خودساخته اندوبارویگردانی ازحق خود ونسل بشری را باطل کرده اند و هیچ دور نیست که روز؟قیامت *بزودی بدون هیچ انتظاری  ودریک چشم برهم زدن به واقعیت بدل شود .اکنون زمان زیبایی است اگربه آزادی ازاین وهم واحتجار بزرگ قیام کنیم  مادرمقابل باطل شدن و تباه شدن نسل آینده خود وفرزندان آینده خودمسئولیم .   *ای پیروان ادیان الهی برشما واجب شده است با آگاهی سخن بگوییدسخنانی که در حیطه دیانت برآن اصرار می ورزید گواه  کفرودین الهی شما هم هست .  ( ای پیامبر اگربندگانم ازتو درباره من سوآل کنند ( کنند؟به زمانهادر این آیه توجه کنیدتکرار زمان زنده )بگومن بسیار نزدیکم .ندای کسی که مرا می خواند( می خواند؟)پاسخ می دهم( می دهم ؟) پس انها نیز باید ( باید یک جبراست ردآن ارتداد است باید تسلیم بود باید پذیرفت باید ایمان آورد) به ندای من ( ندای من تومی شنوی ؟)پاسخ دهند وباورکنندمرا.امید( امید؟) آنکه به راه رشد وتعالی درآیند.) سوره بقره آیه صدوهشتادوشش شرط گرفتن جواب ازسوی الله درموقعیت پاسخ فقط یک جمله است پذیرفتن دعوت یعنی باورکردن الله .آیاتوصدای پیامبر را( اکنون )می شنوی . ؟توچطور؟.تو که با اهانت وفحاشی به پیامبران دیگر وعده الله را برزبان عیسی س جاری شده است رامردودمی دانی؟ توکه با جنون رسالت عیسی س را ردوانکارمی کنی؟ توچطور؟آیا عیسی س ازآمدن پیامبری به نام احمد ص برای تونمی گوید ؟.احمد یعنی کسی که شایسته  دراوج  مدح وتحسین یا(ترین) درتسلیم است توجه کنیدو این جمله از زبان پیامبر الهی عیسی س درقران آمده است وقتی عیسی س چنین ازبرتری احمد ص می گوید درواقع اوجبری بودن  گفته حق الله درمورد محمدص را تبلیغ می کند یعنی که احمدص درتسلیم از عیسی س برتراست .عیسی س پیامبری مسلمان (تسلیم محض) بوده است اما ما می دانیم که اواز مادر فرزند یک مخلوق خاکی است واز سوی دیگرمخلوقی از کلمه حیات بخش ( موجودشویا باش.الله ) توسط روح است  .(سوگندبه حق و انچه میگویم حق است.سوره ص) محمدص یک بشرخاکی است کاملا خاکی . وقبل از این گفته شدخاک ماهیتی داردکه ذاتا مهاروکنترل ان بسیار مشکل است . گفتیم که نوع انسان درعرش ازدم یانفس الله جان میگیرد وجه تمایز احمدص  برعیسی س نیز ازسویی تحت تاثیر نوع آفرینش انسان خاکی است وازسویی دیگرباید پذیرفت تسلیم شد به جبر درتولد عیسی س که ازارسال جبر ی(کلمه باش یاموجودشو الله) به شکل معجزه وار صورت گرفته است و ماهیت عیسی س همواره تحت الشعاع تسلیم محض درآفرینش روح بوده است . روح دقیقا کلمه ای را برمریم س می دمدکه از زبان الله خارج شده است . ومریم س با مسح یا کشیدن این کلمه (که گویابرحنجره پاک ایشان دمیده میشود)به تولد عیسی س  کمک می کند.واین بدان دلیل است که دراین مدت ( بعدازرسالت موسی س) شخص خاصی با صلاحدیدالله برگزیده نشده است .پس عمل روح  انتقال حاکمیت گفته ( اسم یا کلمه)جبری الله برزمین است در ضرورت واجب زمانی.برای شناخت روح من به نوشته کتاب ( المنهج القویم لتعلم لغه قرآن الکریم) مراجعه کردم که گویاترین تعریف است برای شناخت یک موجود فرازمینی که درقران روح خوانده میشود ( افعالی که به فاعل مشخصی نسبت داده شده است فعل معلوم وافعالی راکه فاعل آنها در جمله حذف شده است فعل مجهول می نامند.وبه مفعول که جای فاعل راگرفته است ومرفوع شده نایب فاعل می گویند) وقران در باب روح به محمدص چنین می گوید (ازتودرباره روح سوآل می کنند.بگوروح نشات گرفته از امرپروردگارمن است وبه شما ازعلم و آگاهی اندکی بیش نداده اند) سوره اسراء آیه هشتادوپنج ( روح نشات گرفته ازامر پروردگارمن است) نشات *گرفتن ازامر الله. یعنی اراده ای در( باش)به کسی داده شده است به شی ء به جسم به یک جاندار؟ فقط یک کلمه می تواند اوراخلق کند کلمه .دم . نفس . الله احتیاج به هواندارد.(گرفته شده) زمانی در گذشته که دامنه آن اکنون را دراستمرار پاسخ برای یک سوآل قرار می دهد .( گرفته شده) فعلی است برای نشان دادن واثبات یک مفعول( =عمل ) درگذشته .این سوآل دائم درحال تکراراست ( می کنند) وقران پاسخی را که برمحمدص واجب بوده است در باب این سوآل  به زمان گذشته عودت می دهد ما علم واگاهی درباره روح نداریم ( نداده اند) به شما ؟ به مجموعه پیامبران وبه عام مردم در زمانهای متوالی .واکنون برما نیز واجب است که بپذیریم  وجود روح یک جبراست واقعا هست. وشما از روح چه می دانید ؟آیا پروردگارشما روح را درموقعیت باش قرارداده است ؟براستی پروردگارتوکیست؟ (سزاوارهیچ انسانی نیست که خداوندبااو سخن بگویدمگرازطریق *وحی یا ازورای حجاب ویابه اذن خدا بواسطه فرشته ای آنچه را که *بخواهد وحی می نماید زیرااوبلندمرتبه وحکیم است واین چنین روحی راازامرخودبه تووحی کردیم حال آنکه توپیش ازاین نمی دانستی کتاب چیست وایمان کدام است ولی ماآن رانوری قراردادیم تا بواسطه آن هرکس ازبندگانمان راکه صلاح بدانیم راهنمایی کنیم بدان که تومردم را به راه راست ودرست هدایت می کنی) سوره شوری آیات پنجاه ویک . پنجاه ودو درآیه پنجاه ویک سوره شوری الله می گویدکه هیچ انسانی را مستقیما مورد خطاب سخنانش قرارنداده است . دراینجااز چندروش  برای مکالمه با الله دربرابر همه زنان ومردان اعم از پیامبر وایمان اورنده آمده درقرآن آورده شده است الله دوروش  درحجاب و وازطریق وحی را مستقیما از طرق صحبت با مخاطب خودذکر می کند وروش  فرستادن ملکی که حامل وحی قرارمی گرفته است را دردرجه سوم قرارمی دهد.که این روش اکثرادر زمین بوسیله ملائک برپیامبران ( بصورت وحی) وایمان اورندگان ( بصورت القاء)ارائه میشود  ماباتاکیدبرآیات قرآنی موسی س راکلیم الله می خوانیم دراینجااز مکالمه غیرمستقیم این پیامبربا الله خالق آگاه می شویم اما ما درایه پنجاه  ودو از روحی می خوانیم که باعث هدایت وراهنمایی بندگان موردانتخاب الله میشود.  روح موجودیت یک کلمه القاءکننده است . سخنان الله را بربندگان خاص تلقین می کند . روح القدس . همراهی با روح ضامن درستی وراستی راه یا  رفتن بسوی صراط مستقیم است. آنچنان که الله می خواهد ( باش). ما میدانیم روح آورنده موقعیت باش بوده است در زمین برای تولدمسیح کشیدن یک کلمه برخاک مسح یک کلمه باخاک خاک پاک مریم س. پس فعل یاعمل اوبرماروشن است  اما از روح درزمان انجام ماموریتش فقط از این عمل می دانیم .توجه داشته باشید که ما درباره آفرینش عیسی س بایدبدانیم فاعل واقعی  دمیدن دم یانفس یاکلمه الله است وروح فقط مفعول است برای این عمل و درانجام یک کاریاماموریت ازسوی الله است.روح ازیک سومفعول است وازسویی دیگر فاعل کلمه باش در دنیا.پس او میتواندجانشین در دنیا وزمین باشدو دمیدن یا ارسال کلمه الله را در زمین انجام داده است . اونایب است . اوهمراه بافرشتگان به دنیاواردشده است والله در راس برهمه مانظارت و حاکمیت دارد . دراینجا بایدبر ارتداد اکثریت تشیع که می پندارند پیامبران؟نواب ویا جانشین الله در زمین هستند و امامان شیعه ؟جانشینان پیامبردر زمین هستند واکنون نیزمیشود که ولی؟ فقیه جانشین ونایب الله برزمین باشد تاسف خورد. پیامبر یک فرد تمامیت خواه نبود وایمان اورندگان نیز اینگونه نمی اندیشیدند .که اگر پیامبران ویا ایمان آورندگان درباره حاکمیت دین بر جهان بدینگونه می اندیشیدند هرگز دچار بحران های تحریم . جنگ جمل . یاچندگونگی احزاب نمی شدند . زندانی کردن مخالفان. شکنجه کردن وقتل عام مخالفان در دین توحید مردود است .دردین توحیدجنگ در وضعیت امنیت و آرامش نیزازارتداد است مگر به قصد حفظ جان ودفاع ازجان باشد (واجازه داده شدتاباکسانی که به جنگ باشمابرخاسته اندبجنگیداما تجاوزکارنباشیدزیرا خداوندبزرگ تجاوزکاران رادوست ندارد) سوره بقره آیه صدونود دراینجااجازه  انسان رادراجازه الله  دخالت دادن . از حدوحدودیک مرزحق با تمسک به وهم خارج شدن است.افراط کردن در اجازه خود برای اعمال پاراازحق فراتر گذاشتن  باحدس وگمان پارا از گلیم ( حق)خود بیشتردرازکردن . دزدی کردن . به بیراهه رفتن . عدل دراین آیه مستنداست به تسلیم بودن  مرز حق( گفته وقول الله) .با اطاعت ازخواسته یااطاعت ازنفس  خود درجنگ یا امری از گفته  جبری الله ردشدن که عملکرد ظاهری آن سرانجام  برای (حق = گفته الله)شریک ساختن را تداعی میکند .اجازه داه میشود با کسی که اراده جنگ دارد بجنگید. اما برای جنگیدن با دشمن اجازه نداریداز وهم اطاعت کنید درجبرهستیدکه از قول الله اطاعت کنید ردشدن از اجازه الله تجاوز است خواه درمیدان جنگ باشد خواه در رعایت امورشرع باشدنمیشود که وهم یا اوهام را به نام دین ودرکنار دین ابلاغ کرد. تجاوز به خوداجازه دادن.    کشتندبکشید .توقف کردند بایستید . این جنگ برای تصاحب ثروت نیست که به عنف مردم بانگاه ثروت شخصی نگاه بشود . این جنگ برای سیطره بر خاک یا تخت وتاج نیست که کسی به فکر( تسخیر ) یک کشور بیفتد. این جنگ جنگ باگوساله ها وبزغاله هانیست که کسی به خوداین اجازه رابدهد وبپندارد که صاحب گوساله ها وبزغاله هاست ومی تواند برپیشانی انها ( داغ) مالکیت بزند (این تعجب اورنیست که روش حکومتگران ایران درقتل عام مردم معترض در سال هشتادوهشت بسیار شبیه است به عملکرد ابن سینادردرمان گاو .گاو ای گوساله ای  که بزرگ شده ای فقط برای ذبح اماگوساله های هشتادوهشت ادعای انسان  بودن میکردند).جنگ منافع یک نظام مرتدومشرک هم نیست . در این جنگ انسان خودرا وقف الله کرده است .وهرگونه شک دراین مورد ازارتداد است.هرکس هرچیز درجای خودبه نظم درمیآید.وبالاترین عدل دردین توحید درزمانی است که به احدی اجازه داده نشود که ازحق شرعی ودینی خودپارافراتر بگذارد.کسی نمی تواند دراجازه ای که الله حکم می کند امرکرده است اجازه خودیا دیگری را دخالت بدهد .این از شرک است که مسلمان ( تمامیت ادیان توحیدی) در زمان اختلاف وجنگ درتضادبا گفته  الله عمل کند.عمل متجاوز مردوداست . والله اورا دشمن میدارد( =دوست ندارد)                                                                     ************   مسیح پیامبری است که از مسح کلمه الله باخاک که روح انتقال دهنده انست  دربطن یک انسان زمینی خلق میشود . توجه داشته باشید که عیسی س میخواهد والله اراده می کند درغیر این صورت هیچ موقعیت خاصی که عیسی س خواهان آن باشد به تحقق نمیرسد.اراده الله است که برای ایجادموقعیت یک باش امروز ایمان آورندگان دین عیسی س را به اکثریت بعضی اهل کتاب سوق داده است.این توهم که عیسی س در زمان خود بتواند موجودی را حیات وزندگی ویا سلامتی ببخشد .ویاازراز نهان دیگران آگاهی بدهد باعث شده است که این تصور بوجودبیایدکه کسی که غایب شده است مجددا *می تواند اراده بازگشت به زمین را به تنهایی محقق بکند .واین وهم از شرک است .  یک کلمه یک دم یانفس ازالله که خاک را مسح کرده است وبدل به انسانی میشود که محکوم به بازگشت است .خواننده خوب سرنوشت و جبرچگونه (بودن) همه ما قرنهاقبل نوشته شده است وبه مرور زمان درموقعیت باش قرارگرفته است .پس گریزازان غیرممکن است مگرآنکه الله بخواهد.توآیانمی خواهی؟ وعیسی س عین یامصداق یا باش ( آنکه درجبراست وبایدباشد) یک کلمه  الهی است .بزرگترین امرمهمی که به او فرصت میدهدکه اینگونه باش را در زمین به عمل بدل بکند روحیه تسلیم محض این پیامبراست (ویادآوریدکه آن هنگام فرشتگان به مریم گفتند ای مریم خداوند تورابه *کلمه ای ازخودش که نامش مسیح عیسی س پسرمریم است بشارت میدهداوکسی است که دردنیاوآخرت آبرومندوازمقربین درگاه الهی است )سوره آل عمران آیه چهل وپنج دراین جمله از زبان ملائک بیان میشودکه الله عیسی را مسیح نام گذارده است واو جبرا فرزندمریم س خواهدبود    مامیدانیم که درعرش اولین نوع انسان امروزی  آدم س مستقیما این موقعیت امری ( باش ) رادریافت میکند موقعیت آفرینش اوبا دم یانفس الله به تحقق میرسد.وهیچ موجودفرازمینی در  امر خلقت آدم س تداخل ندارد.آدم یک انسان کامل وبی نقص است واوبعداز طی مراحلی به دنیا پا میگذارد. چون ازخاک است باید به خاک عزیمت کند درغیراینصورت مرگ براو جبرنمیشود. وعیسی س نیز در دنیا متولدمیشود اونیزدرجبراست از دنیابرود .مهدی ع نیزجبرا دردنیا بایدبماندبمیردمگر؟.....الله بخواهد اما وعده الله وقول اوبارها درقرآن تکرارمیشود وازمرگ انسان وجن و جمع شدن دوباره انهادر روزی که برما مجهول است  میگوید پس باوهم نمیشود در باره ظهور دوباره انهاسخن گفت وباردآیات الله ارتدادورزید. کلمه .کلمات الله .مسیح .و؟ماباید کلمات الله را باورکنیم بدان تسلیم بشویم .هرچه ازخاک است محکوم ودرجبراست که انشقاق . انفطار وتجزیه را تجربه کند چون دنیا ی ما محکوم ودرجبراست که این اتفاق بزرگ را متحمل بشود .مرگ دنیا ومرگ انسان یک امرجبری است . درآغاز سوره مریم س ما ازدعای زکریای پیامبر س می خوانیم.او درزمان کهولت سن از فرزندمحروم است واز الله طلب فرزندمی کند .الله دراجابت دعای او می فرماید ( ای زکریا *ماتورابه تولدفرزندی به نام یحیی بشارت می دهیم نامی که قبل از اوبرکس دیگری ننهاده بودیم گفت پروردگارا چگونه می توانم فرزندی داشته باشم درحالیکه همسرم نازاست ومن نیزپیروفرتوت گشته ام گفت پروردگارت این چنین *گفته است ؟ که چنین کاری برمن آسان است نمی دانی که خودت قبلا چیزی نبودی ومن تورا آفریدم )آیات هفت تانه ازسوره مریم س درایه هفت این سوره از ضمیرجمع ما استفاده میشود این ضمیر(ما) را درآفرینش مسیح و درآیه هفده مریم س می خوانیم. اما برای یادآوری  به تولد زکریاس که ازهیچ خلق شده است از ضمیرمفرد(من)استفاده میشود.مادرآیات بسیاری از دخالت ضمیر (ما )درخلقت  می خوانیم .اما برای مثال درتولد آدم س ویا تولد زکریا س یاتولد موسی س  فقط از ضمیر(من)استفاده شده است .به این آیه توجه کنید (ای پسرمادرم ریش وموی سر مرا رهاکن من ترسیدم وقتی میآیی بگویی توبین بنی اسراییل تفرقه انداخته ای وبه توصیه من اهمیتی ندادی) ایه نودوچهارازسوره طه عجیب نیست که هارون س به موسی س بگوید ( ای پسرمادرم)؟ وتولد یحیی س نیزچون تولدعیسی س شگفتی ساز است . به این جمله توجه کنیدماتورا به تولد فرزندی به نام یحیی بشارت می دهیم. نام مشخص است مادروپدرمشخص است وآمدن این بشارت یاگفته یاآیه ( که باتوجه به آیه پنجاه ویک سوره شوری در بالا وحی الله است)  درواقع انتقال القاء *باش است به مادریحیی س. این ایه حق ( یک گفته الله)است وباید تلقین بشود پس اتفاق می افتد این یک جبراست ( رسولان مابرای ابراهیم مژده آوردندوسلام کردند. ابراهیم نیز سلام گفت وچیزی نگذشت که گوساله ای بریان آورداماهنگامی که دید آنهادست به غذا نمی برنداحساس بدی به اودست دادوازآنها ترسیدبه اوگفتندنترس مارسولان عذاب الهی هستیم  که بسوی قوم لوط می رویم ) سوره هود آیات شصت ونه وهفتاد (آن رانزدیک آنهاگذاشت وگفت چرانمی خوریدازآنهاترسی به دلش افتاد.گفتندنترس واورا به تولدفرزندی دانا بشارت دادند.دراین هنگام همسرش جلوآمدودرحالیکه ازخجالت برروی خودمیزد بلندگفت من پیرزنی نازاهستم . به همسرابراهیم گفتند.پروردگارتو این چنین *گفته است .)  سوره ذاریات آیات بیست وپنج. بیست وهفت .بیست وهشت  .بیست ونه وسی ملائک  غذارا نمی خورند وابراهیم س می ترسد.راز بی نیاز بودن ملائک از غذای خاکی دراین آیه امده است. ملائک به احتمال زیاد ازگروه جن غذانمی خورنداما شیطان درحدافراط خاک می خورد. به آتش دقت کنید اودرخوردن خاک ( هرچه ازخاک است ) حریص وسیری ناپذیراست .خوردن خاک بر ملک( غذا) و خوردن خاک ازطریق مستقیم برانسان حرام است اما شیطان ان را می خورد محدوده حرام یا حلال را تشخیص نمی دهد رباخوار .زمین خوار. متجاوز به عنف . دزد .متقلب در اعمال ضدارزشهای اجتماعی .( پروردگارتو این چنین گفته است) گفته است زمان گذشته را نشان میدهد گفته است ازحق می گوید از موجودشدن از باش یک کلمه یا دم یانفس میگوید.این امر اتفاق افتاده است چون الله گفته است.این گفته تغییرناپذیراست. مردودناشدنی است . دخالت دراین گفته ازحیطه قدرت انسان وملک خارج است.    انسانی که به مرحله کوری .کری برسد آتش را نمی بیندکه به حرام خواری افتاده است درواقع خودش را نمی بیندکه چه آرام( چون نمی شنود) چه ناپیدا چون نمی بیند ذره ذره خورده میشود  . اوحتی نمی اندیشدکه چرا الله شیطان را بزرگترین دشمنش را از عنصرآتش خلق کرده است. (وکسانی که آنچه را خداونددرکتابش نازل کرده کتمان می کنند وحق را بیان نمی کنند تاسوداگرانه بهای اندکی بستانند خبرندارنددرشکمهای خودآتش انباشته می کنند) سوره بقره قسمتی از آیه صدوهفتادوچهار خوردن مال حرام. لقمه حرام .تجاوز=به خوداجازه دادن بیش ازحدمجاز0 ادغام اجازه خود با اجازه الله (شرک ).دزدی.  انکار حق( گفته قول الله) تقیه وریاکردن است اگر دریک جامعه آگاه به دین رخ بدهد.اهل کتابی که خودرا نایب الله برزمین می داند و برثروت وسرزمینی ظالمانه حاکم میشود به نام دین ریاکرده است .کسی که خودرا مسلمان به ادیان الهی میداند مرتکب به اعمال مردود وباطل میشود ریاکرده است این اسلام مردوداست .اماچراشکم ؟چرا دست؟ چراچشم .چرا گوش . چراجسم؟چراخاک؟  آیات بالانمونه ای دیگراز دخالت مجازملائک در سرنوشت پیامبران است .گفتن ازضمیر جمع ماو از مصاحبه جمع ملائک در زمین جز نشانه ای از حق مشورت و همفکری در پدیدآوردن یک انتخاب نیست . الله خالق است مدیرومدبرو صانع است اما از مخلوقاتی که درمقام پایین تر از الله هستند نیز برای ساختن وپرداختن موقعیت باش در دنیا استفاده می کند .درعرش از ملائک سوال می کند توضیح می خواهد اگرچه ملائک باارتداد به سوآل الله پاسخ می دهند ( چرا ارتداد؟ ملائک وظیفه کلی برعهده دارند وآن القاء گفته های الله است نباید دچار لغزش زبانی بشوند هرملکی که درالقاء وانتقال گفته مربوط به وظیفه خوداشتباه وخطابکند پارااز حق فراتر گذاشته است دچار شرک وارتدادشده است اونباید از حق ( گفته الله ) تجاوز بکند آنچه را می پندارد به عنوان گفته حق الله ابلاغ بکند القاء بکند). ما می بینیم که الله  در دنیا وزمین انسانهایی را درموقعیت باش این گروه قرارمی دهد که با طرز تفکروعقیده آنها همسانی و شباهت زیاددارندانسانی که مرتکب خونریزی نشود . در زمین فسادوتباهی به راه نیندازد.. عمل ملائک اطاعت .تبعیت بی قیدوشرط یاتسلیم است درقران ما از القاء خلق پیامبرانی باچنین روحیه ای توسط ملائک آگاه میشویم .  (شما همان چیزی را می خواهیدکه خداوندآن پروردگار جهانیان اراده می کند) آیه بیست ونه  سوره تکویر در این آیه که برای گروههای برتر از جمع مخلوقات الله ( انسان وجن)آمده است ما نزدیک ترین تعریف قران را به موقعیت اراده باش درانتخاب  ملائک می خوانیم . ( بگو این حق است واز سوی پروردگارتان آمده است هرکس بخواهدایمان می آورد ویا انکار می کند) سوره کهف .آیه بیست ونه اگرچه این آیه به گونه ای به دفاع ازاراده  انتخاب انسان ( درخیروشر) آمده است (قرآن وکتب الهی برای گروه جن وانسان آمده است) اگرانسان نوررا انتخاب کند الله مسیرنوررابه اونشان خواهد داد وبالعکس . (هرکس از یادخدای رحمان روی بگرداندشیطانی را بسویش می فرستیم. که همواره قرینش باشد) سوره زخرف آیه سی وشش می فرستیم .یک فعل جمع است .اراده جمع دراین آیه نیزمشهوداست. (تسلط شیطان فقط برکسانی است که دوستش دارندوبواسطه اوشرک می ورزند) سوره نحل آیه صد  شیطان را می خواهند دوستش دارندپس اراده باش درشرک برآنها جبرمیشود ( بگوحجت کامل ازآن خداست واگرمی خواست همه شماراهدایت میکرد) انعام آیه صدوچهل ونه اما درآفرینش انسانهایی با آنچه ملائک  تمایل به اراده درخلق اورا دارند وبهترین انتخاب جمع ملائک است ما عیسی س را می توانیم ذکر کنیم .ملائک درخواست کردند و الله مخلوق دلخواه آنهارا درموقعیت واراده باش قرارداد  .شمااگر به سخنانی که از زبان عیسی س درانجیل آمده است ( البته من افتخارمطالعه انجیل را پیدا نکرده ام وبا استفاده از سخنانی که از مسیح در قران بزرگ آمده است دراین باره داوری می کنم.) همواره از تسلیم می گوید( سلام = من تسلیمم ) ازمهربانی کردن به مادر وازدادن زکات ...... سخن می گوید این روحیه مهربانی درمسیح شباهت بسیاری به روحیه مهربان ملائک عرش دارد . می خواهم دراینجا ازمدعیانی که فکرمی کنند که هیچکس حق نداردهیچکس نمی تواند درمقابل یک انسان به نام ولی فقیه ( وشاید شاه .سلطان . فرعون  ......)زبان به اعتراض بگشاید ویادرخواست سوآل ومحاکمه اورا بکند بپرسم آیا اورا پیامبری می دانند که با نوری از سوی الله هدایت میشود؟ آیا اوانسانی چون پیامبر ویا ایمان آورنده ای است که با نوری درپیش عمل می کند ؟آیابراستی باور آنها این چنین است ؟ ( روزی مردان وزنان اهل ایمان راخواهی دیدکه نوروجودشان پیشاپیش آنهاودر سمت راستشان حرکت می کند) سوره حدید قسمتی ازآیه دوازده (شما بهره های دنیوی می خواهیداما خداوند آخرت را اراده کرده است. وخداوندمقتدروحکیم است) قسمتی از آیه شصت وهفت سوره انفال چه آیه زیبایی .  وهم دنیا طلبی. برتری در قدرت طلبی . درحکومت طلبی .درتصرف ثروت . ملک . آیا این چنین خواسته ای  می تواند از جبر استهلاک در زمین وازمرگ بگریزد .قبول وپذیرش  ولایت یک انسان . حکومت شاه.فرعون ویا تعبیر دروغین ار الله با نام بت از نشانه های مرگ هستند . از ارتدادو از تاثیر ریشه های جنون درسرنوشت انسان وزمین می خوانیدباهمراهی کتاب بزرگی که اراده کرده است  که می تواند.   ( ودراموالشان برای سائل و محروم حقی معلوم بود ) سوره ذاریات  فکرمی کنم برشما واجب باشدکه بدانید که ثروت هنگفت بیت المال رادر دسترس عده ای خاص ( خواص)قراردادن از ارتداد است .درداستان راستان نوح خواص محکوم میشوند به هلاکت ومرگ جبری. این یک نشانه است که هرطبقه اجتماعی که به شکل خواص درجامعه انسانی  بوجودبیاید ارتداداست ومحکوم است به رفتن . مبارزه ابراهیم پیامبربا طبقه خواص . مبارزه نوح با طبقه خواص . مبارزه محمدص با طبقه خواص یک پیشگویی است برای آینده ای که دراستمراراست برای تباهی نسل خواص . درقرآن می خوانیم که مادرزبورقبل ازتورات مقررکردیم که وارث زمین بندگان شایسته ام خواهندبود)  سوره انبیاء آیه صدوپنج وازسویی دیگر درسوره قصص می فرماید ( مااراده کرده ایم که برمستضعفان نعمت دهیم و انهارا پیشواووارثان زمین قرار دهیم) مستضعفان بندگان شایسته الله هستند . وهمانا آنها وارثان زمین خواهندشد .باتوجه به این آیات  شما خواص وحکومتگران  قربانیان ارتداد ورویگردانی از حق خواهید بود .اراده کرده ایم این آیه نشانه درخواست مستضعفان است مستضعفانی که در سیاستی که عین دیانت مرتدان است ودر دیانتی است که قربانی سیاست مرتدان است روزی به پیروزی خواهندرسید وچه زیباست روز خوب پیروزی . ای خواص ایران ما ازمیان خودتان چندنفر رادر انظار عمومی قطع ید کرده اید؟ چندنفر را زندانی کرده اید؟ شکنجه داده اید؟ بیضه اش رابا ته سیگار سوزانده اید؟ سرش رادرکاسه توالت پراز نجاست فروکرده اید؟ کدام را درانظار عمومی بالای دار ؟ برده اید؟ کدام را قصاص کرده اید؟ کدام را؟چرا این (من ) شما بایدو فقط به تحمیل آنچه شما (می خواهید) بر سرنوشت مردم سلطه پیداکند ؟ای خواص وای روحانیون ایران ما چرابیدارنمی شویدشما مگرازآتش نمی ترسید؟چراارتکاب به هرکار حرام وباطلی ازسوی شماحلال است یک حق است درحالیکه سوآل ازشما از ارتداداست ( حرام )است .چه شده است که انسان دریک طبقه خاص حتی از الله بالاتر رفته است که با ارتداداز آیات الله درسرنوشت  ناس طبقات اجتماعی را بدعت می گذارد. ؟(از جبر مکالمه الله با ایمان آورندگان  واز سوآل الله  ازملائک درزمان خلقت آدم س باید برای شما خواص وروحانیون جاهل مسلک کتاب نوشت) گاهی ازخودتان بپرسید این حق شماست که از خودتان بپرسید که شما این دین زشت سیرت وبدنهاد و بدترکیب را ازکجا آورده اید؟درحالیکه قران پاسخ آن را به روشنی داده است.آیه بیست ونه سوره تکویر وهمچنین (مردزناکارجزبازن زناکاریامشرکه ازدواج نمی کندوزن زناکارراجز مردزناکاریامشرک به ازدواج خوددر نمی آورد وهمه این موارد برای اهل ایمان حرام است.)آیه سه ازسوره نور (نوح گفت پروردگاراهیچ کافری را درزمین زنده باقی مگذار. اگرآنها را زنده بگذاری بندگانت را از راه حق گمراه می کنندوجز فرزندان فاجر وکافربدنیا نخواهندآورد) سوره نوح آیات بیست وشش .بیست وهفت ذریات .باقیمانده های شرک وکفر. که هرگز ازجبراین سرنوشت مکتوب گریزی ندارند.بیماری نهفته ای که درمان نیافته است نسل به نسل تقلیل نیافته است . پدران .آباء اجداد ناقل بیماری شرک وکفرهستند پدران کور . کر. بی عقل . بدون احساس . این بیماری شوم جزبا ایمان به توحید جز تسلیم شدن به نورالله درمان نمیشود خاک ما جسم ما درتاریکی میسوزدای  پدران ما اجدادما چرا این آتش دیوانه را رهانکردید؟ تومی دانی؟ (حکایت آنهامثل کسی است که آتشی می افروزدتابانورآن پیرامونش راراببیند اماچون اطراف روشن شودخدا آن نور را ازآنها میگیرد ونابینادر ظلمات رهایشان می کند )سوره بقره آیه هفده به سخنان نوح س توجه بکنید اواز آینده سرنوشت گروهی خاص میگوید .آینده نگری .آگاهی از آینده را به روشنی درکلام یک پیامبر می بینید . وموقعیت باش برای اکثریت کفروشرک که ازقرنهاقبل رقم خورده است . زمین ما. زمین ما قرن به قرن با آتش سوزان اجسام فسیل شده اکثریت همراه میشود .ومداوما چاههای نفت وگاز کشف میشود اتشفشانها فوران می کنند زوایای انکارنشدنی ارتداد در زمین ظهورپیدا می کند و عقایدپدران بی ارزش میشود. پروردگارا هیچ کافری را در زمین باقی مگذار. انحراف ازحق  نتیجه اش نسل امروز است که دررنج ازبیماری جنون قانون را بر نجات انسان برتری می دهد . قوانینی که نمونه ای هستنداز فرسایش عقایدانسانهایی که ناآگاهانه و به مرور درارتداد از روی زمین حذف میشوند.وزمین نیز ذره ذره از دایره آفرینش حذف میشودمیسوزد.یک فرجام بد .و گوشهایی که می شنوند .چشمهایی که می بینند .قلبهایی که ادراک دارند وعقل و هوشیاری که توهم را ردمی کند .شرط ایمان و پذیرش القاء  میتوانند تحقق معجزات بزرگ را برای انسان تسلیم رقم بزنند . تکیه آیات الله بر درک آیات قیام و اصراربرشنیدن .دیدن و استفاده از عقل در تشخیص حق ازباطل . بودن یانبودن .فقط وفقط به منظور استفاده ازاین نعمتها نیست یک روش وتدبیردر آماده کردن انسان است به  گریز ازعنصر اتش شدن .  حتی بردستها .دستهای ما واجب است که این آیات رابشنوند.دستهایی که دست محمدص نیست .دست یوسف س نیست .دست توست دست من است دست تدوینگران قوانین خاکی دنیاست .دستهایی که براصل بودن ولایت دروغین یک انسان  صحه میگذارند. دستهایی است که قرنهاست خون درآنهامرده است وهدیه ازسوی نیاکان ماست نیاکان .پیشینیان .اجداد ی که بدون دست زندگی کرده اند . ( خداگفت ای ابلیس چه چیزباعث شد تاموجودی راکه با دستم خلق کرده ام سجده نکنی ؟آیاتکبرکردی؟یامقام بلندداشتی؟) سوره ص آیه هفتادوپنج (توقبل ازقرآن هیچ کتابی نخوانده ای .وبه دست خودآن راننوشته ای مبادا اهل باطل شک وتردیدکنند)  سوره عنکبوت آیه چهل وهشت (ن والقلم ومایسطرون)ن قسم به قلم وقسم به آنچه می نویسند .مینویسند؟ ( و آن زمان که ازگل مجسمه ای به شکل پرنده ساختی وبه اذن من درآن دمیدی) قسمتی ازآیه صدوده سوره مائده ( ای موسی دردست راستت چیست ؟ گفت این عصای من است به ان تکیه می کنم )  قسمتی از آیه هجده سوره طه ( دستت را درگریبان خودفروبرتا بی هیچ عیبی سفید ودرخشنده بیرون آیداین هم یک معجزه دیگر) سوره طه آیه بیست ودو (تبت یدآ ابی لهب وتب) دستان ابولهب بریده باد . جبربریده باد امربه بریدن می کندوبرای بریدن دست تاکیدزمان به زمان آینده  عودت داده میشود . (وبعنوان یک مجازات الهی دست مردوزن دزدرابه علت دست درازی به اموال مردم قطع کنیدوبدانیدکه خداوندمقتدروحکیم است) سوره مائده آیه سی وهشت (وکاش می دیدی هنگامی که این ظالمان درشدائدمرگ فرورفته اندوفرشتگان قبض روح دستهایشان راگشوده اندومی گویند جانتان را بالا بیاوریدکه امروزبه خاطردروغهایی که به خداوندنسبت داده ایدوتکبری که نسبت به آیاتش داشته ایدجزایی خوارکننده انتظارتان رامی کشد) سوره انعام آیه نودوسه البته باید دانست که درامروحکم قطع دست توبه . ومعادل دیه یک دست سالم و.... تاثیرگذاراست والزاما این حقیر( دردرگاه الله) فقط به دلیل آگاهی شما این آیه را آورده ام.درقسمت پایانی این آیه الله از اقتدار وحکمت خودمیگوید یعنی اگرشما این کاررا نکنید من اینکاررا می کنم. واومی تواند این یک جبراست که در زمان آینده بوقوع خواهدپیوست .در آیات بالا از دست خوب ودست بدوزشتکار می خوانید . دست نور ورحمت ودست طعمه تباهی وفساد . همین گفته کافی است  که برماواجب است ومادرجبریم که حق را بپذیریم .دست یک نعمت الهی است برای عام مردم  اما کدام دست ؟آیا شما می دانید که شیطان بعداز طغیان وتمرد از تسلیم شدن به گفته حق الله از داشتن دست محروم شده است؟ هردستی که دردنیا ازحق تمردبجوید برعلیه حق بکشد . شکنجه بدهد . وبرباطل گواهی دهد . دزدی بکند. برای ترویج شرک وکفرقانون بنویسد. ازهیچ قانون حقوق بشری که ضامن حق راستین یک انسان باشد دفاع نکرده است؟این دست به خودش ظلم می کند.به خودش خیانت می کند.وای کاش پرده های بین ما وحقیقت بالا برود وجهان شاهد دستهای خونمرده ای باشد که به حق الله گواهی می دهند؟چراما ازدشمنی با خود برنمی گردیم؟ چراباورنمی کنیم که الله هست.ونمیشودنمیشودکه یک اولی العزم با دیگرانسانها در زندگی ومرگ و ره آورد قیامت متفاوت باشد0این امریک جبر الهی است. ردآن ازشرک است ( بگو پروردگارمان همه مارا گردمی آوردسپس به حق میان ماداوری می کندزیرا اوداوری آگاه است) سوره سباء ایه بیست وشش همه برمی گردیم مثل روز اعراف . روزی که همه فرزندان بنی آدم جمع شدند وبه یکتابودن الله سوگندیادکردند وروز دیگری درانتظارماست درانروزبازخواست خواهیم شد که دردنیا چنین سوگندی را فراموش نکرده ایم. این سخن پیامبرماست پیامبران نیزد درجمع ما خواهندایستاد .می ایستند چون مادرجبرخواهیم بودتا قیام کنیم . (وهم اینکه گفتندمامسیح.عیسی س پسرمریم پیامبرخداراکشتیم درحالیکه نه اورا کشتند ونه به صلیب کشیدندبلکه امربرآنهامشتبه شدوکسانی که درموردمسیح اختلاف می کننددرشک وتردیدندوبه حقیقت ماجرا آگاهی ندارندوجزازظن وگمان خودپیروی نمی کنند بدانیدیقینامسیح را نکشته اند . بلکه خداونداورابسوی خویش بالا بردوخدامقتدری تواناست وهراهل کتابی سرانجام به حقیقت مسیح ایمان خواهد آوردهرچنددرلحظه قبل ازمرگش ودرروزقیامت مسیح شاهدوگواهشان خواهدبود) سوره نساء آیات صدوپنجاه وهفت وصدوپنجاه وهشت وصدوپنجاه ونه ما درهنگام ظهور روح ودرتولد مسیح درآیه هفده مریم از جمع ما می خوانیم اما درآیات بالا ازسوره نساء الله از بالا بردن عیسی س به سوی خودش می گوید .دراینجا ما آگاه میشویم جمعی  روح وملائک که در تولد عیسی دخیل بوده اند درکنارالله نیستند ملائک بین زمین و آسمان زندگی می کنند وبه همین جهت روح قادربوده است به زمین بیایدوماموریت باش را به انجام برساند. (ای اهل کتاب دردینتان غلو نکنیدودررابطه با خداجز حق نگویید بدانیدکه مسیح عیسی س پسرمریم فقط **پیامبر خداست وکلمه ای است که به مریم القا کرده است وروحی متعالی ازاوست)قسمتی ازآیه صدوهفتادویک سوره نساء القا کردن یک کلمه . روح انتقال دهنده است انتقال دهنده تلقین وباوریک کلمه است به مریم خاکی. (هرگز مسیح ابایی ندارد که بنده خداباشدحتی فرشتگان مقرب نیز اینگونه اند)  قسمتی از آیه صدوهفتادودوسوره نساء این آیات درپاسخ به اوهامات عده ای ازاهل کتاب امده است که پاراازحق فراتر گذاشتند وعیسی س را خدا نامیدند وهشدار به این اکثریت اهل کتاب نیز دراین آیه بصراحت امده است الله مسیح عیسی س پسرمریم را بنده خودمی خواند یعنی که هرکس جزاین بپندارد شرک ورزیده است.درایاتی از سوره نساء  ما می خوانیم که مسیح به قدرت الله زنده از میان از زمین به جهان ماوراء برده میشود واهل کتاب دراوهام خویش رهاشده اند الله *می گویدکه مسیح را به قصدنجات بسوی خود ( عالم غیب ) برده است وازسویی دیگر اورا بنده خودمی خواند یعنی آنکه بندگان همگی در تولدومرگ وبرانگیخته شدن درنهایت عدل ونه ظلم ازدنیاخواهندرفت (همه کسانی که درآسمانهاوزمین هستندبندگان خدای رحمانند)سوره مریم ایه نودوسه آیات روشن وصریح . چراماهمواره فراموش می کنیم که  فقط الله حی جاودان است وهرچه می آفریندمیرا هستند (سپس پرده ای میان خودو آنهاکشید.آنگاه ماروح خودرابصورت یک انسان کامل بسوی او*فرستادیم) سوره مریم آیه هفده به این ایه توجه کنید وبه این جمله خاص (ما)روح خودرابصورت انسان کامل بسوی او فرستادیم الله ازجمع ما میگوید ما نازل کردیم ما پایین فرستادیم.ما روح خودراارسال کردیم .رسول .مرسلات . روح مفعول که امری براو جبرمیشود.این روح متعلق به یک جمع است ؟الله نمیگویدروح خودم میگویدروح خود را . ( آیانمی بینی که ماشیاطین رابسوی منکران حقیقت فرستادیم تاانهاراشدیداوسوسه کنندپس درمورد آنهاعجله مکن ما( ما) تک تک اعمالشان را مدنظرداریم . دران روزی که حرمت گزاران اوامرالهی را بسوی خدای رحمان گردآوریم ( آوریم ؟)سوره مریم آیات هشتادوسه .هشتادوچهاروهشتادوپنج   طریقه  ارتباط  شیطان باانسان وملک وروح با انسان با نازل شدن یاپایین امدن ( شیطان ازگروه جن ملائک بوده است)صورت میگیرد . واماروح هم یک کلمه یا دم یانفس زنده الله است که درموقعیت باش به یک مخلوق بدل میشود یک دم خالص وپاک است ازالله ( الله .الله ) .  دمیدن جبری کلمه معجزه  انسان  مسیح ( باش) پس میشود .همانگونه درآفرینش آدم  کلمه یادم الله باعث خلق اولین نوع انسان زمینی میشودومریم آن خاک پاک است که دم دراو معجزه تولد مسیح را در دنیا تثبیت می کند. (ونیزمریم دخترعمران را مثال می زندکسی که پاکدامنی خودراحفظ کرد وما نیز از روح خودمان در آن دمیدیم. مریم کلمات و کتابهای پروردگارش راتصدیق کرد زیرا اواز فرمانبرداران الهی بود) سوره تحریم آیه دوازده   کلمات . آنچه تبدیل به موقعیت باش میشود ازعقیده من است که آنچه را که الله کلمه می نامد همان دم یا نفس یا اراده موقعیت باش  ازسوی الله است که توسط ملائک در زمین خلق میشود.یحیی . اسماعیل .عیسی س. و......... خواننده قرآن را به جمع ما یعنی اشتراک ملائک در اراده بوجودآوردن موجودی که الله اراده کرده است را درآیه بالا جلب می کنم. می خواهی مشرک باشی ( باش) می خواهی مومن ( مومن = ایمنی بخش فاعل بوجودآورنده سرای آرامش وامنیت است این یک جبراست که با ایمان یک انسان  امنیت. ایمن شدن درایمنی بودن درامان بودن جامعه ای بسوی امنیت تمایل نشان بدهند به ارامش تعلق پیداکنند به حق به گفته الله تسلیم بشوند ایمن شدن ازشرجن وانس از قدرت نیروی اراده باش ) به توحید باشی ( باش) ما بسیار درقرآن از اراده کلمات الله در خلق هویت انسانهای جدید و پیشینیان  می خوانیم.  درآیه خطاب به پیامبر توحید حضرت محمدص از خواسته  سابقون سابقون .سابقون اولئک المقربون ( می باشند) درمی یابیم که گاها آینده یک کلمه ( موقعیت باش )ازقبل تعیین میشود (فرشتگان وروح بسوی او عروج می کنند در روزی که مدتش پنجاه هزار سال است) سوره معارج آیه چهار بازگشت  مجددملائک وروح به ماورای مکان خاکی.این آیه  مدت زمان فاصله ملائک وروح با الله را قبل از ظهورقیامت به ما میگوید وانسان ؟  ملائک مخلوقاتی هستندکه القائات کلمات اراده باش( آنهابا انسانهای معمولی مستقیما حرف نمی زنندودرجهت ارتباط ازنیروی اراده الهی و ذاتی القاء خود بهره میبرند گفتیم که القاء نیز به نوعی شبیه به وسوسه است امادرتضادباآن )رادرمسیرنوع بشر قرارمیدهندفرمانهایی که از سوی الله است و بر انسانهای ایمان اورده القاء میشود ووحی نیستند.اگرملائک در ارسال فرامین الله به دروغ متوسل بشوند ارتدادورزیده اند ودرالقاء خود به انسان معلوم نیز باارتداد عمل خواهندکرد.وحی خاص پیامبراست وعملا مکتوب میشودوحی گفته یا قول یاکلام زنده الله است .و وحی گفته شده الله جبرازنده ابدی است اگرچه ما آنرابصورت نوشته درقران .انجیل وتورات و زبور و..می خوانیم وحی هرگاه خوانده بشود تسلیم شنونده بدان واجب میشود.خواننده خوب احادیث و روایات متعدد که به مرور زمان به سنت های دینی بدل شده اند ازسوی اهل تسنن وتشیع. هرگز وحی خوانده نمیشوند . ملائک  از دیدبشرمعمولی پنهان هستند اما روزی که انسانها بتوانند آنهارا ببینند آن روز روز قیامت خواهدبود (روزی که فرشتگان راببینند آن روز قطعابرای مجرمان خوشایندنخواهدبودوبیدرنگ خواهندگفت به ما امان بدهید ) سوره فرقان آیه بیست ودو (مافرشتگان راجزبه حق نمی فرستیم اما وقتی بیاینددیگربه آنها مهلتی داده نمیشود) سوره حجرآیه هشت ظهورملائک آغاز پایان مهلت است رسیدن روز کیفر وبازخواست است   درسوره طه سامری درپاسخ به سوآل حضرت موسی س چنین می گوید (وتوای سامری این چه کاری بودکردی ؟ سامری گفت من چیزی دیدم که انها نمی دیدند من قسمتی از آثار *رسول را گرفتم  ودران انداختم نفس من این کار رادرنظرم آراسته ساخت) سوره طه آیات نودوپنج ونودوشش چرا سامری که درایمان برتربوده است باید اسیرنفس خاکی خودبشود.اوتوانسته است ظهوریک معجزه راتجربه بکند . اما. برتری دادن پندارخاکی بر(حق وگفته الله )از او نسلی از گروه معتدین یا تجاوزکاران را در میان قوم بنی اسراییل بوجوداورد. برعلیه دین توحید با نظرمادیگرایانه ( آزادی بیان) سخن گفتن.فیلم ساختن . نقاشی کشیدن . داستان ساختن  .ترانه ساختن قضاوتی شرک آلوداست ارتداد است .برتری دادن نظریات مادیگرایانه است بر گفته حق الله که گریز ازآن محال است وتسلیم شدن بدان جبری است .   درقران از دیدار ابراهیم س با ملائک می خوانیم از وعده ملائک به دیدار پیامبر دیگر لوط س می خوانیم امکان ظهورملائک فقط درموقعیت باش بر پیامبر عرضه میشود عجیب نیست آنها باپیامبران وبامریم س باخواهرموسی س مادرموسی س و مادرمریم س سخن می گویند. ( درقرآن از سلام برعیسی س .سلام برموسی س . ابراهیم س ودیگرپیامبران می خوانیم ومادربیان احترام واجب براین پیامبران سلام راباحرف س موکدمی دانیم ونیز از طرف الله جبرشده است برایمان آورندگان که محمد را صلوات بخوانیم ص حرف اول این امرواجب احترام به این پیامبراست به عقیده من حرف اول ص درآغاز بعضی سوره قرآن نیز از نشانه تاکید جبری ازسوی الله می بوده است که روح می بایست در زمان عرضه وحی برپیامبر صلوات بگوید) اماقرآن در زمان مبارزه و جنگ ویاری ملائک با جمعیت کفر وشرک از ظهور انها دربین افرادمعمولی نمی گویدهیچکس جزپیامبران  از چگونگی نحوه مبارزه آنها نمی داند البته درقران از کمک این مخلوقات در رساندن وحی و نابودکردن ریشه وذریه کفروشرک بارها آمده است . وعیسی س پیامبری ازکلمه باش در زمین متولدمیشود معجزه آسا حرف می زند . بابروز معجزه های گوناگون ازنبوت خوددفاع می کند عیسی س همانند روح نفس ودم ( کلمه واسم ) الله را بر مرده منتقل می کند ومرده را زندگی می بخشد . روح بی اراده می تواندغیب بشود وعیسی س غیب میشود هردوتحت جبر حاکم  و اراده قدرتی استثنایی قراردارند ونمی توانند از این جبر بگریزند زیرا تسلیم بدان شده اند . ( نمازمن .عبادات من و زندگی ومرگ من از آن الله .پروردگار جهانیان است) این آیه معیاری است ازنهایت عمومیت تسلیم برای پیامبران است  وعیسی س یک پیامبراست . تشابهات روح وعیسی س پیامبر صلح ودوستی را باهم جمع کنید . روح نیز در زمین قدرت اراده اعمال خودمختارانه درمقابل انسان ندارد  زندگی نمی بخشدو نمی تواند انسان رابکشد حتی شیطان هم که روزی ازجمع  ملائک جداشده است چنین قدرتی ندارداگرچه نیروی او ( سماجت به وسوسه )ازسوی الله درجهت نابودی نوع بشر دوگانه پرست قرارمیگیرد . خیانت کاران .ظالمان نیزقربانیان کفروشرک خودکه دردنیا انتخاب کرده اند خواهندبود( آنچه خواسته اند) ونه قربانیان شیطان. وهرکس دین  کفروشرک وارتداد را بپذیرد درواقع نابودی خودرا رقم زده است .و اما مخلوق یک کلمه الله (روح) همراه با ملائک بر آدم خاکی سجده می کند . وعیسی س می گوید احمدص موجودخاکی که سرتر است درتسلیم دراسلام درسلام سرامد است .  ای ازنسل ارتداد پس چرا تو نمی شنوی؟0چرابرنمی گردی؟ و احمدص درمیان پیروان خود محمدص نام میگیرد .ازاو سوره می اید به نام سوره محمد ص والله  درحاشیه رسالت محمدص به انسانها وعده می دهد ازظهور اولئک المقربون .ذریه ای برتر که در اینده خواهندآمد.وبر سابقون وسابقون وسابقون برتری خواهند داشت .دردین توحیدی محمد ص هرچه از ستایش وتحسین در اسلام ودین توحید است متمرکز نمیشود درمحمد ص  ودرانحصار گروه خاصی درنمی آید میشود که برتراز سابقون .سابقون وسابقون نیز بیایند نمازوعبادات زندگی ومرگ همه ما انسانها متعلق به الله است وبه هیچ ولی یا شاه یا فرعون یا موجود برتری جویی ویاقانون یاطرح متحجرانه ومرده ای تعلق ندارد.ما ازانسانی می گوییم که توانایی واستعداد والایی از امتیازات برتر داردکه از حذف تاثیر معنویت دینی او از  بعدعقاید مادیگرایان خارج است ناممکن است واین ازجبراست . این حق ازحقوق برابروعادلانه همه مخلوقات است . نماز عبادات زندگی ومرگ همه انسانها متعلق به الله است ( چه به این آیه تسلیم بشوند وچه آنرا ردکنند)هیچ انسانی نمی تواند مارابنده وبرده خودبداند هرکس بپندارد که می تواند بربندگان الله مسلط بشودحاکمیت بکند همانا اومشرک وکافربه توحیدویگانه پرستی است. آن کس که تواورا پیامبر خوانده ای یک بیماراست . وباتوجه به آیه بالا پیامبر با بعدمکان بیگانه است .این عجیب است که یک مسلمان به ادیان الهی چنین انسانی را متجاوز به عنف . هتاک ویا درارتکاب به عمل سنگساربه تصویربکشد. آن کس که ازاو پیامبر ساخته ای اوکیست؟ (کسانی که دوست دارنددرباره اهل ایمان اتهامات زشت شایع شود هم دردنیا وهم درآخرت گرفتارعذاب دردناکندخداوندنسبت به همه چیزآگاه است درحالی که شما آگاه نیستید) سوره نورآیه نوزده (زندگی دنیا برای اهل کفرزینت داده شده جلوه می کند همانهایی که اهل ایمان را مسخره می کنند امابدانید آنهایی که پرهیزکارندفریب زینت دنیارا نمی خورندودرروزقیامت در مرحله ای بالاتر ازناسپاسان قرارگرفته اند وخداوندبزرگ هرکس را صلاح بداندبدون حساب به اوبرکت وروزی می بخشد) سوره بقره آیه دویست ودوازده اگرچه از حق توست ولی من نمی دانم توچرا دنیا را زیبا می بینی؟ امامی دانم چرا اهل ایمان را انسان نمی بینی ؟ پیامبر را علی ع را حسن ع را. تقی ع را نقی ع را ؟ ازخودت پرسیده ای که چراآنهارا مسخره می کنی؟ ( مردم ازیک ریشه وامتندوخداوندبسوی آنهاپیامبرانی بشارت دهنده وبرحذردارنده مبعوث کردوهمراه آنان کتاب حقی فرستادتا آن کتاب میان مردم درموردآن چیزهایی که اختلاف می کنندداوری کنداما جزحسودانی که قبلا صاحب کتاب شده بودند وحقایق برایشان روشن بود با آن مخالفت نکردندوخداوند بزرگ اهل ایمان را درموردحقایقی که اختلاف می کردندبه فرمان خود رهنمون کرد. واین چنین است که خداوندهرکس را صلاح بداندبسوی راه درست ومتعالی هدایت می کند) سوره بقره آیه دویست وسیزده می بینی که توهم مثل همه ساکنان کره زمین در طول زمان از دین پیامبر وکتاب محروم نبوده ای. همه ما از ابلاغ ودعوت وهشدار بهره برده ایم هیچکس در کره زمین نیست که بتواندمدعی بشود از دین نمی داند ( سوره اعراف آیه صدوهفتادودو )یادآوراین نکته است که  همه ما انسانهاقبل از حضوربرخاک سیاره زمین بر دین ویکتابودن الله گواه بوده ایم ای کاش که قبل از ساختن وپرداختن به یک کتاب یا یک کاریکاتور یا نقاشی ویا یک فیلم کتاب مارا می خواندید . شایداز حسادتی که روح شمارادر رنج قرار داده است به الله پناه می بردید ای کاش می دانستی که درنزدالله ایمان توبه دین عیسی س یا موسی س فقط درتسلیم به دین محمد ص پذیرفتنی است .محمدص می داند بین دین ما وشما اختلافی وجودندارد. ( بدانیدهرکس براساس آیات خداحکم نکند زشتکاروبدنیت است) سوره مائده آیه چهل وهفت می بینی که آزادی بیان .آزادی آنچه که تو ازان رنج می بری از نیت بد و از زشتکاری در پندارودرعمل توست . من بعنوان یک ایمان آورنده به توحق می دهم که بگویی بنویسی . اما ایمان تورا بعنوان یک ایمان اورنده در نوشتن .فیلم ساختن . وداستان سرایی مردودمی دانم. ماهمه از یک امتیم. یک امت یکتاپرست . یگانه پرستی . یکتاپرستی دین مشترک بین همه انسانهای کره خاکی ماست اگرچه بعضا انرا انکارمی کنند.ارتدادمی ورزند. به خودخیانت می کنند به خودظلم می کنند ..ما اکنون در زندانی به نام دنیا گرفتارهستیم .دریک زندان جزو آواز رهایی هیچ نجوایی زیبا شنیده نمیشود . هیچ فیلمی نمی تواند یک نظم کلی بیافریند هیچ نقاشی نمی تواند زیبایی اندیشه هارا ازما بگیرد . هیچ داستان هجوگونه ای نمی تواندانسان بودن مشترک مارا نیاز مشترک مارا به همدیگرباطل کند . تویک بیگناهی .آدم .آدم . پدران ما .پیشینیان مابا دنیا طلبی مارا در دنیا زندانی کرده اندامامگر زندان زیباست؟ ازتودعوت می کنم برگردی بسوی الله همان که اراده دارد تورا به راه راست ودرست رهنمون کند . ازتومی خواهم یک بار به زندانبان ( پدران .پیشینیان . اباء واجداد) خودت نه بگویی .سهم آنها ازدنیا جز اتش نبوده است چرا تو به دنبال سهم خودت نمی گردی ؟ شاید سهم تو درکتاب ما باشد .شاید.           .واکنون ما ازریشه های یک امت درمسیرزمان وعده شده ازسوی الله قرارگرفته ایم و  من هم مثل همه شما مسلمانان ادیان الهی در انتظارم .درانتظارم از بندگانی که بر سابقون .سابقون .سابقون برتر هستند نامی یا نشانی در زمان بیابم.  خواننگان خوب رویاهای صادقه با مطالعه متن نوشته های من . با شنیدن وخواندن کلام الله . قران بزرگ . کتاب زنده درزمان  که برای شما آورده میشود اکنون برشماواجب میشود که به الله ورسول اقتداءکنیدودرقیام به آیات الله جهادکنید *اکنون  الله به ضرورت زمان ومکان  .نسل به نسل برگزیدگان خودرا می طلبدهمانطورکه روزی عیسی س را طلبیدو اورسالت محمدص را گواهی داد.این سخن من نیست این سخن یک دوست است.                    (کافران چون تورا ببینند فقط مسخره ات می کنند ومی گویند آیا این همان کسی است که درباره خدایان شما سخن می گوید؟ حال انکه خودشان یاد خدای رحمان را انکارمی کنند) سوره انبیاء آیه سی وشش (بدان که پیامبران قبل ازتورانیزمسخره می کردنداما سرانجام آنچه رابه بادتمسخرمی گرفتنددامنگیرشان شد) سوره انبیاء آیه چهل ویک ( چون پیامبران شان  بادلایل روشن بسراغشان آمدندبه دانش وعلم خودشان دلخوش بودند ورسالت پیامبران رامسخره میکردند تااینکه حقایقی راکه مسخره می کردندمحاصره شان نمود؟ )سوره غافرآیه هشتادو سه در آیات ( چهل ویک سوره انبیاء وهشتادوسه سوره غافر) سرانجام وسرنوشت نیاکان پدران . آباء و پیشینیان برای تو آمده است برای تو شایدکه امروز بشنوی  وفردا را ببینی .درآیات بالا ازذریه ای می خوانیم که نسل درپی نسل ( زمان می کنند ومی گویند.سخن میگوید .انکارمی کننددرآیه سی وشش  گویای زمان حال مکرر ومداوم است ومیکردند .می گرفتند دامنگیرشان شد زمان وسرنوشت گذشته نسل سابق این ذریه را برای نسل امروزتبیین می کند) ذریه ای که درطی تاریخ دین پیامبران ( حق )را مردود خوانده است . وامروز نسل این ذریه که درسراسر جهان پراکنده شده اند درکمال تعجب باهمان روش قدیم آباء واجدادی  به تمسخر پیامبران سرگرم ومشغول هستند. دراین دو آیه حقیقت ارتداد این نسل باقیمانده زیرخاکی  بعدازقرنها مجددا  تکرارمیشود و این نوع روش برخورد با پیامبریک دین الهی را نمی توان ( آزادی بیان ) نامید .این رفتار ازعلائم بیماری جنون است وجنون یک بیماری موروثی است.والبته طریق  درمان جنون هم فقط رویگردانی و بی اعتنایی وتبلیغ و دعوت وهشداراست ونه کشتار همنوعان.                                                       ************* (سلام بر روزی که متولدشدم .وروزی که میمیرم .و  روزی که زنده برانگیخته میشوم. )  سوره مریم  آیه سی وسه  به الزامی بودن (س) یا سلام برعیسی س وروزتولدو مرگ اوو اخرت او دراین آیه توجه کنید . از تسلیم شدن عیسی س مسیح (جبراحیا مردگا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1391ساعت 0:6  توسط منتظر  | 

درسوآل ملائک به اینکه آیاآدم  می تواند قاضی باشد؟ موجودی که به ناحق خون خواهدریخت فساد وتباهی را ترویج میکند .میشودکه عادل باشد به دانایی وعلم حکمت کند.درحالیکه جایگاه ثابت آدم زمین است خاک است . با استناد به آیه بالا خلیفه را الله منصوب می کند.ونیزانچه را خلیفه میخواهد پس اراده الله برآن حاکم میشود .حتی ملائک  درتغییروتبدیل دراین انتصاب عاجزند.الله از چنین برگزیده ای مومن ومتقی و مطیع نسل برتریا انسان کامل را طلب می کند.هیچکس هیچ احدی نمیتواند درجبروتقریرووعده به این آیه تبدیل وتغییرایجادبکند .انتصاب فقط ازسوی الله عرضه میشودتحقق می یابد واعلان میشود.هرکس که بعداز الله وپیامبران به نام ولی .فرعون یا شاه و..... وبه شکل فردی ازسوی اشخاص خاص ویاقومیت ویاپیروان دین ومذهب الهی به عنوان خلیفه یا شخص برگزیده الله خوانده بشود ازسهم شیطان است برخلاف گفته وگفته ها( حق وحقایق عملکرده است) اودردین توحید مردوداست.یک مرده یک باطل محسوب میشود. اومجنون است .معاند بادین الله است محارب با پیامبراست .آزاردهنده الله وپیامبر است . درگمراهی است .برهیچ بشری واجب نیست که ( جانش را فدای اوبکند.) می بینیدکه اگر اراده الله برانتخاب شخصی برای ابقاء واحیای دین حاکم باشد گروه جن .گروه ملائک انجیری . وحتی آدم بعنوان شخصی که این اراده براو واجب گشته است ویک منتخب است ناتوانند ازآنکه اراده خودرا درتغییروتبدیل این رای وحکم حق دخالت بدهند وبایدکه به حق وگفته الله سجده بکنند وتسلیم بشوندوبالعکس .

*ای خواص  نفرین شده ایران ما شما آیا چشمهایتان باز است  وشهامت آن را دارید تا فردی که به عنوان نایب ویا جانشین  پیامبر برگزیده اید مستند به آیات قران قراردهید درحالیکه قرآن صریحا انتصاب چنین فردی را مردود میداند ؟.

خلیفه کسی خواهدبود که برملائک واجب است  براو سجده بکنند . خلیفه حق تقدم دارد برملائک .نسل او در زمان حی خواهدماند زنده وجاودان خواهدبودآینده دارد

( آدم وحواگفتند.پروردگارامابه خودمان ظلم کردیم واگرما رانیامرزی بدون تردید(درعملکردخود شک نداشتند) اززیان دیدگان خواهیم بود. وخداگفت همه تان (همه تان؟ الله اکنون تنهاست؟زیرافقط او احداست قل هواالله احد وانسانها بیشمارند گیاهان ومخلوقات بیشمارند فقط الله تنهاست)ازاین مقام پایین ( پایین .بالا .سقوط .زمین .)رویدکه ازاین پس دشمن یکدیگرخواهیدبودودرزمین بمانیدتابموقع تکلیف تان روشن شود.)

آیات بیست وسه وبیست چهارسوره اعراف

درعرش ودربهشت  درآن هنگامه همه ازمقام خلع میشوند .ملائک آبی .جن اتش ودومخلوق خاکی .هیچ تبعیضی درنظرگرفته نمیشود وقضاوت الله شامل خواص یاعوام نمیشود.که این قضاوت نفرین شدگان است وبس.هیچکس زندانی نمیشود .شکنجه نمیشود . به زشتی متهم نمیشود . درحالی ازارتدادمیخوانیم که درکتاب بزرگ قران ما جوانب مختلف ارتداد را در عمل( توسط آدم وحوا)ودرقلب توسط ابلیس وبه زبان توسط ملائک انجیری برای آگاهی ما بصورت آیه تبیین شده است . همه درعمل به رویگردانی مردودندوشامل لطف وبخشایشی به نام توبه .واماهیچکس  مجازات نمیشود. اعدام نمیشود.هیچکدام ازاین مخلوقات نمیتوانند به محدوده اختیارات ویاحقوق مشروع یکدیگرتجاوزکنند.یکدیگرراتحریم کنند .وازمجازات نیروهای متقابل با خودناتوانند  این رویا نیست  ازبایدها ونبایدهای واقعیت دین مادردنیانیزهست .درعرش باامروحکم الله  همه آنها از نزدیکی الله به تبعید رانده میشوند وچنان که درسوره جن آمد تارسیدن پایان مهلت هیچکس نمی تواند به دنیای بالا ( جهان ماوراء)نزدیک بشود  .دراینجا اعمال اقتداربه ارائه عدل درحاکمیت الله به زیبایی جلوه گرمیشودوآدم به خواسته واراده الله به زمین می آید درهبوط به زمین ما ملائک وجن راهم ازهمراهان آدم وحواخواهیم دیددراینجا میتوان نتیجه گرفت هم درگروه ملائک وهم درگروه جن خاک وجود دارد .اگردرملائک خاک وجودنمی داشت انهاهرگزدرآفرینش آدم ( ادم بی ثبات .دائم درحال رویگردانی ازحق  ویا بازگشت وتوبه)دچارشک وتردید نمیشدند ودردنیا سهمی نداشتند.وبرای آینده این گروههای علاقمندبه احرازبرتری میشودتصورکرد که همه آنها دردنیانیزهمواره در حالت رویگردانی وبازگشت سیرخواهندکرد. همه این مخلوقات ممکن است درزمین مجدداو بارها دچارشک وتردیددراعمال اجرای حقایق(گفته های الله)بشوندتوجه داشته باشیدکه بیان هرقول الله مترادف خواهدشدبا عمل به گفته الله.الله اراده می کندو میگوید باش پس موجودمیشودآنهانیز بایدتسلیم به این اراده بشوند شک دراصل مرحله عمل باعث میشود که آنهادچارارتدادبشوند ودرانچه (میخواهند)اراده خودرا دخالت بدهندمسیرخودرا در تسلیم تغییربدهنددرحالیکه حکم آیه وحقایق همچنان ثابت وبرقراراست ودر بعدزمان دربعدمکان برای همه انسانها به یکسان عرضه  میشود.اما دریک کلام الله درداستان عرش که درقرآن تعمدا آمده است به همه مامیگویدکه حدود دخالت انسان در مقابل کنش ارتداد  نباید ازمرزرویگردانی و تبلیغ ودعوت فراتر برود .هرکس مسئول اعمال خوداست.

(بگوازخداوپیامبراطاعت کنیدچنانچه ازحقیقت روی برگردانیدبدانیدکه پیامبرمسئول اعمال خویش است وشمانیزمسئول اعمال خودتان هستیداگراورا اطاعت کنیدبه راه نجات و آرامش هدایت می یابیدوبدانیدوظیفه پیامبرفقط ابلاغ روشن است) سوره نورآیه پنجاه وچهار

وظیفه یک پیامبر جاودانه فقط ابلاغ روشن می باشد ودیگرهیچ . محدوده اختیارات همه مخلوقات درعرش وبهشت  نیز برخلاف تصور محدودومعین است ( حتی آدم وحوا)وحاکمیت الله بر این مخلوقات نیزجبری است همه آنها مستحق هستند برآنها تحمیل شده است جبرشده است که فقط وفقط به الله پاسخ بدهند والله تنها نیروواراده ای است که قدرت بازخواست  ازمخلوقات رادارد.پس ایه میآورد وموقعیت مکانی هرانسان را محدود به آیات می کند . این آیات درواقع بازتاب باش وشدن هستند ( باش پس موجودمیشود) .نمیشوداز شدن گذشت .اراده وقدرت گذشتن از این آیات ازانسان سلب شده است .هرکس بگذردمیمیرد باطل میشود .مردود ومفقودمیشود .از زمان زنده محروم میشودمیمیرد .هرکس باشدکه انسان هست پس میماند موجودمیشود آدم .ای آدم خلیفه شو. پس میشود ودیگرهیچکس.موسی ساخته میشود وعیسی .اوانتخاب میکنداراده میکند .میشود وچنین موجودی که می پذیرد وروی برنمی گرداند .ایمان میآورد .ردنمی کندانکارنمی کند تحریف وتجزیه نمیکند وقیام میکند. پذیرفته میشود . ردنمیشود .انکارنمیشود ..نابودنمیشود.متلاشی نمیشود .تجزیه نمیشودبه خاک تبدیل نمیشود.موجودمیشود زنده میشود.خاکی که میشود شکافته بشودمیشودکه بسوزد.

 درعرش الله به ملائک ابرازمی کندکه درگفته شان صداقت داشته باشند وراست بگویند. واین طریق گویش الله  ارتداد زبانی این گروه رانشان میدهد. ( یعنی برخلاف اراده خودشان ویا برخلاف ماهیت وجودی خود رای ندهند)درمورد آدم پدرانسان امروزین نیز الله توبه وتردید اورا می پذیردمی بخشد تصورش رابکنیدآدم همزمان چندگناه کبیره راانجام داده است یک به وسوسه شیطان پاسخ مثبت داده است (حکم الله رارد کرده است یعنی گفته  مخلوقی را به جای الله پذیرفته است ردنکرده است .امان ازتوای فرعون ای ولی .ای شاه ای قانونگزار.ای ولی ) دوبه مالکیت الله بردرخت خاص دست انداخته است سه ازخودش غافل شده است  یعنی *منی ( این من همان تکیه به فطرت است) که ازاوخواسته شده است فراموش میشود.این *من استثنایی درنهایت فراموشی نادیده گرفته میشوداگرچه گفتیم که خلیفه جبرا زنده است ومیتواندکه درآینده خودرا بازیابی کند. فکر یا پنداراینکه ازقول الله ردبشودنیزازارتداد است ( آتش طعمه اش را به آرامی گرم میکند)چهار لقمه حرام خورده است .پنج عریان شده است .عریان شدن همان توجه واهمیت دادن به مادیت جسم آدم یا توجه به تعلقات جسمی است که به تناسب معنویت برای آن میزان قرارداده شده است و( افراط وتفریط ویا اسراف که هرسه از ردشدن ازآیات نشات میگیرند ببینید حتی در زندگی مادی ما برای بسیاری از ما به دلایل بیماری و.... افراط وتفریط درثروت . غذا. دراستراحت حتی درفقر.آه فقر.ویا وسواس ازافراط وتفریط است که این مواردنیزازارتداداست پس می بینی عریان شدن نیزازارتداد است و آدم ارتداد ورزیده است که عریان شده است نمیشودکه درظواهرجسمی هم افراط بشود ان هم ازگونه عریان شدن این افراط است وافراط در دین توحید باطل است مردوداست.). آدم س درعمل عصیان  تمامیت جوانب واشکال ارتداد درزمین رانشان داده است.به این آیات توجه بکنید

(برای آنهابهشت هایی مهیاست که نهرهادرزیرپایشان جاری است درحالیکه به دست بندهای زرین آراسته میشوندولباسهایی از حریر نازک وضخیم می پوشند و....) قسمتی ازآیه سی ویک سوره کهف

(آنهابه بهشت های جاودان داخل میشوندودرانجابادست بندهایی ازطلا ومرواریدآراسته  میگردندولباسشان ازحریراست) سوره فاطرایه سی وسه

 آدم وحوا عریان دربهشت .مادراین دوآیه ازجنس لباس آنهاوازمحل مکان این نوع لباس پوشیدن آگاه میشویم.وقتی شیطان آنهارا وسوسه می کندبه ملائکه شدن برای رسیدن به عمرجاودان درحالیکه قران بطور روشن ازعمر جاودان بهشتیان میگویدوآنها درغفلت  یافراموشی فریب میخورند.ببینیدوقتی شیطان اصرار می ورزد که انهادرصورت خوردن لقمه حرام یامیوه درخت ممنوعه به مقام ملائک خواهندرسید انها تعمداخودرا فریب میدهند با وهم  خودرا به فراموشی میزنند (آدم به واسطه ازخاک بودن یک یادآوری است از سجده اگاه درزمین )اما می بینیم درتضاد باگفته شیطان آنهاعریان میشوند)یعنی یک ناهماهنگی بوجودمیآید برای کسانی که عریان هستند درجا ومکانی که همه لباس پوشیده اند . یک نوع تفاوت داشتن درانظاربرای مشاهده شدن برای دیده شدن برای ابراز برتری  درزمانه ما .یک نوع جنگ یک نوع ستیزعملی درملاء عام یک نوع نمایش تضاد باجمع چرااینگونه میشود .ببینید این نشان میدهد گروهی که درجمع عریان میشوند( آدم وحوا) باید درمکان دیگری باشند مکانی که همه عریان هستند . اگرتوجه بکنیدآنها ازشیطان فرمان بری کرده اند وبرای لحظاتی از الله روی برگردانده اندپس درمحل زندگی شیطان همه عریان هستند چون شیطان چنین امری راحرام نمیداندباطل نمی داند ازعریان شدن درجمع پروایی ندارد.آنهاگروه جن (ودرکل ملائک) لباسی از*آب داشته اند اما اکنون ازگروه جن فقط شیاطین عریان هستند.وامااگربخواهیم به آیات استنادبکنیم برای شناخت گروهها یا افرادی که عریان شدن راحق خودمیخوانندمیتوان درهمین دنیا ازجایگاه انها درآخرت آگاه شد .رویگردانی ازحق در عمل  توبه تبدیل میشودبه رویگردانی از باطل وحرام وتوبه اونیز باید با عمل همراه بشود.عملی که زندگی بخش است واما توبه اگربه قبول توبه هم با دیده روشن نگاه بشود درمقابل عصیانی با این عظمت درکنارالله فقط ازتوبه نام برده میشودهیچ مجازات دیگری درنظرگرفته نمیشود.این رای الله است .ارجحیت پذیرش توبه رانمایش میدهد.  خیلی اهمیت دارد که ماتوبه را درمقابل هرمجازات دیگری برای فرزندان آدم به عمل تبدیل بکنیم . اعدام . شلاق و...... در مقابل چنین عملکردی دراولویت قرارداده نمیشود. اولویت با عمل توبه است .ومامی بینیم که الله چگونه به آدم وحوامی آموزدکه توبه کنند برگردندموجبات رضایت الله را تامین بکنند چرا؟ مادرعرش وبهشت( درهمه جا هرجا آدم هست)موجوددیگری هم به نام شیطان داریم که او همانا دشمن آشکارآدم است الله باپذیرش توبه آدم وحوادرواقع شیطان را شکست میدهد چون الله ازشیطان روی برگردانده است الله آدم توبه کاررویکرده به حق راازنابودی نجات میدهد الله باپذیرش توبه آدم به همه انسانهامی آموزاند که مرگ وقتل هرانسان بیگناهی یاری رساندن به شیطان است .وقتی آدم وحوا توبه می کنند والله توبه ان دورا می پذیردآدم وحوا پاک وبی گناه محسوب میشوند ودرمورد شیطان طاغی وعصیان گراورا (رها شده )میخواندوجالب است یادآوری بشودکه به گفته الله همه پیروان شیطان هم اکنون درمیان ما ازرهاشدگانند.همه رهاشدگان اختلاف درعقاید خودرا به روش  خاص خود نشان میدهند باموجه کردن با تقیه . باریا .باپوشاندن حق .باقربانی کردن حق با تجزیه وتحریف حق.براستی اگر سرنوشت وتقدیر زندگی آدم دردست شیطان بوداورا با این گناهان آیا جزبه آتش دعوت میکردآیامقام دوستدارانش راجزبه مقام جهنمیان تنزل می داد؟

درعرش ملائک وآدم شاهد ماجراهایی خاص در جهان ماوراء هستند ازبین رفتن آب را در ابلیس به چشم می بینند کورشدن ابدی .کرشدن ابدی . تحلیل ادراک وفهم اورا و تحریم اورا ازهمه نعمتهای الله چون لذت بردن ازحس و بینایی .شنوایی . حضورقلب . دانایی . کرامت و..... را تجربه می کنند. درآنجا درعرش *زندان وجودندارد.همه این بایدها ونبایدهای عرش یک کلیت است به عملی شدن چنین آینده ای درزمین( این عجیب نیست که درزمین زندانی بشوی وبعددرهمانجا هم زندان بسازی؟اگربه تاریخی که قران از ادوارگذشته ارتداد میگوید توجه کنیم وهمچنین به عصرجدیدمتمدن؟زندان توسط کافران .مشرکان ومادیگرایان ساخته میشودوقران نیزآن راتاییدمیکند

(مپندارکه کافران راه گریزی در زمین خواهند داشت آنهاجایگاهشان اتش است وچه بدسرنوشتی است آتش سوره نورآیه پنجاه وهفت .اه ای *اصل ولایت فقیه ازکدام اسلام می گویی؟ازکدام دین؟) که همه این مخلوقات دائم با ان سروکارخواهند داشت درزمین نیز شیطان هست ملک هست آدم هست وحوا نیز. سرای امنیت و آرامشی که درعرش است همان اراده الله درمسیرهدف پیامبران الهی می باشدبرای تحقق مجدد تکامل انسانی چون انسان نخستین  یا آدم برگزیده درزمین خاک. امت واحده انسانی چونان که در داستان عرش میخوانیم  فقط زمانی حاصل میشودکه همه  انسانها پیامبرگونه ومومن عمل کنندوبه توحید ویگانگی الله ایمان بیاورند ودرطول ادوارتاریخی دین توحید الله  امتهای ایمان آورنده را مادام که اراده میکرد با نزول بلاهای آسمانی چون سنگسار .بادهای مرگ اور . بارانهای مرگبارو بانابودی گروههای کفروشرک وارتداد درزمین برای قدرت بخشیدن به پیامبران یا حاکمیت وفرمانروایی پیامبران یاری رسانده است وازان جمله است تاکیدبرفرمانروایی قوم بنی اسراییل که بعدها با ارتداد وتفرقه دربین زیرمجموعه های دین انها( بوجودامدن اکثریت اهل کتاب) این موهبت نیز ازبعضی پیامبران وذریه  آنهاگرفته میشود نقطه ضعف همه زیرمجموعه های معدودی ازپیامبران دردین قوم بنی اسراییل درآیه زیرآمده است .

(هیچ بشری راسزاوارنیست که خدابه او(کتاب وفرمانروایی ونبوت )عطاکندآنگاه به مردم بگویدبندگان من باشیدنه بنده خدا.درحالیکه سزاواراست مردمی الهی باشیدهمچنانکه کتاب خدارامی آموزیدو درس می گیرید.)سوره انعام .آیه هفتادونه

ببینید دراین ایه یک حقیقت بزرگ مخفی است . این آیه بازمیگردد به آیه پنجاه ونه سوره نساء . به آیه معروف اطیعواالله واطیعواالرسول.... وقتی الله حکومت وفرمانروایی را از پیامبریک دین  پس میگیرد بدان وپمعنی است که ایمان اورندگان همه ادیان الهی دیگر هم نمی توانند چنین امتیازی داشته باشندعمومیت داشتن آیات همه کتب الهی درموردهمه ایمان اورندگان یکسان است . وقتی الله نه میگویدبرهمه پیامبران واجب میشود که نه بگویندوبرهمه ایمان آورندگان نیز واجب میشودکه به پیامبر اقتداء بکنند . هرکس که از این آیه ( هفتادونه سوره انعام) رد بشود وپارا از حق ( حق =آنچه الله میگوید)فراتر بگذارد از دایره دین توحید خارج واز سهم شیطان شده است . پس حکومت بر انسانهای هر زمان بعداز پیامبران بنی اسراییل ( که حکومت برانسانهاازآنها گرفته شد) حرام وباطل است . وهرکس به این آیه تسلیم باشددرواقع اطاعت از الله ورسول کرده است .پس می بینید که حاکمیت ولی فقیه حاکمیت شاه . حاکمیت فرعون وحتی حاکمیت قوانینی که ازدایره دین توحید خارج هستند حرام وباطل است وازارتداد است. اینست که هیچکس نمی توانداصل ولایت فقیه رابرمردم ادیان توحیدی تحمیل کند وبا وهم انرا به نام تسلیم به واجبات در دین داخل کند.هیچکس نمی تواند سنگسار را به نام دین برمردم تحمیل کند.هیچکس نمی تواند  ساختن انرزی هسته ای راکه از ارتداد است ودر دین توحیدحرام است واجب کند وتحریم ناشی ازساختن چنین انرژی مخربی را برمردم وایمان آورندگان به ادیان توحیدی ازحقانیت حکومت خودبداندوآنرابرمردم  تحمیل کند وقثی پیامبری مدعی خدایی بشود( که حاکمیت فقط ازآن الله است) واگرایمان آورنده ای ادعای حاکمیت وسلطنت بر مسلمانان بکند ذریه ونسل بعدازاو نسل  آینده او باطل میشود ومشمول عذاب الهی میشود. . ودلیل تفرقه دربین  پیروان ادیان اسلامی نیزدرهمین تفرقه وپراکندگی عقاید است نسلهای پراکنده دردایره ارتدادیا( ذاریات ذروا)ی مردود محکوم هستندبه باطل شدن .به مردن به خونمردگی .به تجزیه.وجبراست که همه انسانها نیز باحداکثرسعی خودازاختلاف درعقایدخود برای رسیدن به چنین سرایی امن وآرام چشم پوشی کنند ودرغیراین صورت جوامعی بوجودخواهدآمدکه از امتهای کوچک مومن .کافر .مشرک و...دراقلیت تعدد ایمان آورنده تشکیل شده است .وما اکنون  درجهان خود با چنین امتهایی روبرو هستیم . درحالیکه بعضی اهل کتاب دراکثریت کفروشرک  دراصول و زیربناهای فکری وعقیدتی خود درگوناگونی درکنارهم زندگی می کنند وما تصویر دقیق زندگی درعرش گوناگونی نظرات در باره آفرینش را اکنون درزمین درحال عملی شدن می بینیم. جبراست  درزمین مانیزچون عرش وبهشت به دلیل انشعابات زیاد بوجودآمده درمیان پیروان ادیان و تزاید اختلاف درعقیده اهل کتاب ازارتداداست مکانی به نام زندان درزمین وجود داشته باشد .احکام درمواردشکنجه .آزارو درمضیقه قرار دادن  ساکنان عرش که براساس توان فکری  وضعف دراستعدادها وتواناییها ی خود سخن می گفته اند عمل میکرده اند خیال (شیطان)میکرده اندهرگز عملی نشده است ودرموقعیت استضعاف قراردادن طالبان حق درعرش هرگز امرجبریی نبوده است واین کلیت است که قران به ما می آموزاندکه چنین روش مخالف با رای الله( شکنجه وقتل و زندان دیگراندیشان .بعضی اهل کتاب امثال آقای نظرمحمدی وبی گناهان جنبش سبزایران . قربانیان سرزمین فلسطین . مردم بی گناه سوریه و مظلومان کشوربحرین .این طرزتعامل با اکثریت به روش نسلهای مرده تاریخ از ارتداداست ) درزمین نیزاز ارتداداست .مردوداست باطل است ازشرک است وبراهل زمین نیزحرام است .

وازارتداد است اگرکه چنین باشدکه هست .شیطان ضعیف شد درقدرت درمخالفت باحق اما کشته نشد آدم گناه کرد درحالیکه اگرالله می خواست می توانست چنین بکندکه آدم درگناه نلغزد درحالیکه باتوجه به آیه بالادرسوره تکویر اقدام وارتکاب  به عمل عصیان خواسته آدم بوده است پس الله آن خواسته راعملی میکند وهمچنین است تکیه واقتداءبه توبه ان نیزازحق وخواسته آدم بوده است والله می توانست  اورا به جرم سرپیچی ازیک امرواجب ( گفته خودش) کیفری سخت بدهداما اراده این کار رانکرد.ملک دربرابرجبر آفرینش آدم به اعتراض سخن می گویدو می بینیدکه ازملک تا شیطان وآدم همه ازسوی الله بازخواست میشوند اماهرگزکسی مجازات نمیشود وهمه دعوت به یک عمل واحدیعنی توبه وبازگشت به خودیارجوع به  فطرت میشوندوعده مجازات شیطان بصورت عملی با پایان مهلت آورده میشود .اگرچه همه ازتاثیراینگونه عملکرد درخشم الله وخالق خودآگاه بوده انداماتوبه را برای بازگشت دوباره تنها راه  درست یافته اندمگرابلیس که به خودظلم کرد.واگر به طریقه و ارائه روشهای مجازات مجرمان وگناهکاران درقرآن توجه بشود درواقع این روشها واحکام همانا طریق تنبیه وکیفرشیطان وتحقیراو است ونه نابودکننده انسان که الله خودگفته است بعدازهرقصاص بنده خودرا می بخشد واو راپاک وبری میداند.ودرحق اوظلمی روانمیدارد.

سوآل پیش می آید که چرا باید درزمین زندان توسط قوم فرعون ساخته بشود ومدعیان ادیان توحید درجهان نیزاز همان روش برای اداره جامعه اسلامی استفاده کنند ؟این چگونه است که ما حتی وقتی قرآن اززندانی کردن یوسف س درزندان توسط فرعونیان آیه میآورد باخود نمی اندیشیم که پس جای ما درمیان تفاوتها درکجاست ؟ درکنار فرعونهای زمان وشاهان هستیم یا درمسیرحق؟ طبق آیات قرآن  قتل .تجاوز .شکنجه شخص مرتد وکافرپذیرفتنی نیست .مردوداست والله به پیامبرخودمحمد ص میگوید که زمانی خواهدتوانست درزمین ( اسیر) بگیردکه توانسته باشدتمام کره زمین را به سلطه دین خود درآورده باشد( ای بعضی اهل کتاب همه ادیان الهی  پیامیرما نتوانست شما اماآیا چگونه می پندارید که میتوانید؟) .پس می بینیم که دردنیا قتل .حبس وبدنام کردن دیگراندیشان .وتجاوزبه  مخالفان توحید نیزازبدعت است واین بدعت درمیان بعضی اهل کتاب شیوع دارد.اگرچه چنین عملکردی ازدایره اختیارات هیچکدام ازاین مخلوقات نیست . اعلان جنگ به الله وپیامبران محسوب میشود

*دردایره وچهارچوب ادیان توحیدی تنها وتنها دردومورد جنگ علنی اگرمخالفان یا دشمنان دین یا بصورت عمدوغیرعمد در زندگی روزمره به قتل مسلمان  دینی اقدام کرده باشند میشودقاتل آنهارا به کیفرقصاص رساند که درزبان عامیانه دفاع ازنوع انسان است  ودرغیراینصورت نمیشود وباطل است ومردوداست که به قتل افرادی ازگروههای بعضی اهل کتاب اقدام کرد.

                                                    *************

واماآنچه درقضاوت اسلامی؟ حکومتگران ایران ما برای مجازات مجرمین وگناهکاران به عنوان رای وحکم الهی مرسوم شده است ریشه در احکام جزایی بعضی اهل کتاب وهمچنین حکومتهای مشرک وکافر دارد  ازانجمله است سنگسار.ازآن جمله است اعدام مجرمان با دار.ویا اجرای عمل حکم جزا درملاءعام.وزندان.

(جواب دادندشنیده ایم جوانی که به او ابراهیم میگوینداینکارراکرده است.گفتنداورا نزد*انظارعموم بیاورید تا*مردم شاهدمحاکمه اش باشند) سوره انبیاء آیات شصت وشصت ویک

ازشما ای قضات ایران ما می پرسم گروهی که می خواستند ابراهیم را درمیان مردم محاکمه کنند از کدام گروه انسانهای طاغوتی تاریخ بوده اند؟ چراباید شما مقلد این گروه باشید پاسخ وحکم شرعی شماچیست؟آیا شما درطی سی واندی سال حاکمیت ( اصل ولایت فقیه) ازشیوه مجازات رایج دربین اهل کفروشرک تقلیدنکرده اید؟

( ای دویارزندانی من یکی ازشماساقی شراب اربابش خواهدشد ودیگری به داراویخته میشودوپرندگان ازمغز سراوخواهندخوردآنچه ازمن سوآل کرده بودید جوابش چنین مقدرشده است) سوره یوسف آیه چهل ویک

این آیه هم علاوه برآنکه نشانه  بدعت رایج تاریخ خاص زمان پیامبربوده است نشانه بدعت  دیگر یعنی روش اعدام باداراست که این مورد هم درملاء عام انجام میشده و درزمان فرعونیان برای مجازات مجرمان متداول بوده است .وسخنان بین یوسف ودوزندانی درمحلی است به نام زندان .که اگربه زمان تاریخی این مراوده پیامبر بامردم تامل کنیدمی بینید زندان نیزاز روشها و آیین کافران وطاغوت فرعونی است .می بینیدکه انسان در زندان جایگاه انسانی خودرا ازدست میدهد . تبدیل به سنگواره میشودنابودمیشودمرگ تدرجی راتجربه میکند همانطورکه بعضی اهل کتاب درسنگسار انسان را یک شیطان بالفطره قلمداد می کنندیک زندانی را از زمره انسانها طرد می کنند  . همانطورکه دربالای دار گناه اورا جرم کرده وناکرده او را از نوع انسان دورمیدانند درحالیکه اوفردی است از جامعه انسانی ورد او.رد وانکارانسان است رد سپاس ازالله است .. این نوع نگرش هم برمیگردد به نگاه شیطان که انسان را مردودمی دانسته است .ونیت سلطه براورا یک آرزومیدانسته است در جامعه وامتهای اسلامی ازادیان الهی روش کیفر مجرم وگناهکار مشخص است و ردشدن ازآن از ارتداد است.  و شما هم ای قضات ایران دردنباله روی از نسلی مردود نسلی مرده  برای بسیاری احکام اعدام ازهمین روشها استفاده می کنید.

( آنهاگفتندماشمارا بدیمن وبدشگون می پنداریم اگرازسخنانتان دست برنداریدهمه شماراسنگسارمی کنیم وازما به شماعذاب سختی خواهدرسید) سوره یس .آیه هجده

(سرانجام جادوگران درروزمعین دروعده گاه جمع شدند.وبه مردم گفته شد آیاهمه تان درجمع خواهیدشد؟تااگرجادوگران پیروز شدندازانها تبعیت کنیم؟)سوره شعراء آیات سی وهشت .سی ونه وچهل

جمع کردن مردم .انظارعمومی درمقابله با پیامبری ورسالت حضرت موسی س.که این هم ازطرق رایج در زمان فرعون همزمان با این پیامبر است. اگر به این آیات با تیزبینی نگاه بشود ازتلاش نسل تمامیت خواه درابراز برتری حاکمیت می گوید.جادوگران خودبازیچه حکومت بوده اند وفرعون قدرت مطلق خودرا دراینجا برهمه تحمیل می کنداگر الله بخواهد .

باید گفت که اجرای عمل سنگسار( قبلا آورده شدکه این روش  برای درمان ویا اذیت وایضاء پیامبران توسط بعضی اهل کتاب مرسوم بوده است .روشی تحقیرکننده درمقابله با پیامبرانی که برای هدایت ودعوت مردم امده بوده اندو بعضی اهل کتاب  ویاحکومتهای کفروشرک برای حفظ منافع وبه مصلحت قدرتها ی حاکم آنها رامجنون وجادوگرخوانده بوده اند ) ومی بینید سنگسارازارتداد است واما قتل به طریق سنگسارکه روش مرسوم شما قانونگزاران ایران ما بوده است نیز چنانچه می بینید میراث بعضی اهل کتاب وحکومتهای کفروشرک است که شما در اجرای قوانین شرع؟؟؟؟دین محمد ص ازان استفاده می کنید براستی شما کیستید؟باقیمانده ها . ذریات . ذره ها .ژن های بازمانده ازنسل پیشینیان دراتش نیستید؟

                                                       ******   

 دراینجاجاتامل است که به یک مسئله ازمیان احکام اسلامی ؟ که درایران برای مجازات ازان به عنوان حکم درمجازات شرعی استفاده میشود پرداخته بشود.

اقدام به اعدام دربالای دار ( ای یوسف داستان زندگی تو در زندگی برای همه انسانهاست اگربدانند) کسی که به نوشیدن مشروبات الکلی بطوردائم اقدام بکند که این موردهم ازارتداد است ولو شخص مسلمان به دین محمدص باشدولواو مسلمان به دیگرادیان توحیدی باشد شخص خورنده  دائم مشروبات الکلی اگرازمیان ادیان توحیدی باشددراین صورت او از( بعضی اهل کتاب )محسوب خواهد شدبه گفته قرآن بعضی اهل کتاب متاسفانه از ارتکاب به اعمال زشت رویگردان نیستند اما درحتی دراین صورت نیز نمیشودکه آنهارا محکوم به قتل کرد. ودرصورت شرابخواری آنهافقط  ازمردودین دردین توحیدهستند .اگرچه نمازبخوانند.روزه بگیرندوبه اعمال دینی بپردازندواما حکم ورای به کشتن واعدام بعضی ازاهل کتاب مادام که به قتل دیگرمسلمانان ادیان توحیدی اقدام نکرده انداز اعمال باطل وحرام است. به آیه صدوبیست وسه سوره نساء درزیرتوجه بکنید

*( این نه خوشایندشماست ونه خوشاینداهل کتاب که کسی  راکه عملکردزشت وپلیدی دارد به سزایش برسانیم آن هم درروزی که به غیرازخدا هیچ دوست ومددکاری نمی یابد) آیه صدوبیست وسه سوره نساء

 شخص زشتکار درصورتی که به الله شرک نورزد مجازات براو مشروعیت ندارد وشما ای قضات ناداورچگونه ازآیات حق ردمیشویددرحالیکه  تسلیم به ( اصل ضدشرع ولایت فقیه) میشویدواینگونه با ادعای علم واعلمیت دردین حکم به قتل اهل کتاب میدهید؟درحالیکه الله درقرآن صریحا میفرماید

*(بدانیدخداوندهرگناهی را به غیرازشرک به خودش را درموردهرکه بخواهدمی آمرزدوعفو می کندزیراکسی که برای خداوندشریک وهمتایی قائل شودحقیقتا افتراوگناه بزرگی رامرتکب شده است )

سوره نساء آیه چهل وهشت

درآیه بالا ( صدوبیست سوره نساء) الله بطور روشن به مشخصات ( اهل کتاب ) اشاره میکند اهل کتاب کسانی هستند که برای هدایت آنها کتاب آسمانی چون قران . تورات .انجیل وزبور و.....آمده است این گروههای دینی  دراکثریت هستند وتامل کنیداگرقرار باشدهمه این گروهها درصورت ارتکاب به گناه وزشتکاری به مجازات برسند کره زمین با حداقل جمعیت انسانی و یا بحران درکمبود جمعیت روبرو خواهدبود .وایه چهل وهشت سوره نساء اورده نشده است که ما خودرافراموش کنیم بلکه آمده است که چون الله قضاوت کنیم. وجای تعجب دارد اگرالله به شخصی که می خواهد درحال مستی نمازبخواند به مهربانی میگوید مادام که توجه به گفته های خودندارند بااو صحبت نکنند.

( ای کسانی که ایمان آورده ایددرحال مستی نمازنخوانیدتازمانی که بدانیدکه چه میگویید)

قسمتی ازآیه چهل وسه سوره نساء

براستی این قضاوت شما خودرا ( فراموش) کرده اید وآیادلیل براین نیست که دارید به جای الله حکم می دهید ؟الزایمریا فراموشی نیزازجنون است

 (هیچ فردبا ایمانی مجازنیست فرد با ایمان دیگری رابه قتل برساندمگراینکه از روی خطا مرتکب این امرشده باشد.پس اگرکسی فردبا ایمانی رااز روی خطا به قتل برساندباید به کفاره آن یک برده آزادکندوخون بهای مقتول رانیزبه خانواده اش پرداخت کندمگرآنکه آنها خون بهارا ببخشند واگرمقتول مومن ولی ازجماعت وقومی باشدکه دشمن شماهستندفقط برده مومنی را آزادکندواگراز هم پیمانان شما هستندهم برده مومنی را آزادکندوهم خون بهارا به خانواده اش پرداخت نمایدوچنانچه برده ای نیافت به نیت توبه دوماه پی درپی روزه بگیردبدانیدخداوندبزرگ آگاه وحکیم است وامااگرکسی از روی عمداهل ایمانی را به قتل برساندجزای او جهنم است ودرآن جاودانه خواهدبودوخدابراوخشم میگیردونفرین میکندزیرا برای اوعذابی بزرگ مهیاکرده است ) سوره نساء.آیات نود ودو .نودوسه

این آیه قرآن است درقضاوت .آیا شما ای قضات ایران ما فکرنمی کنید تعمدا دارید انسانهایی راکه حکم  اعدام آنها از دین خارج است به قتل می رسانید؟آیا شما تعمدا  آیات مهلت وفرصت دادن را برای بازگشت از شرک وگناه وجرم راکه الله به بندگان خود ارزانی بخشیده است رد نمی کنید؟انکارنمی کنید؟آیا شمابا ردشدن ازآیات کتاب الله اکنون ازشیطان پیروی نمی کنید آیا شما اکنون که ازآیات الله وگفته های الله ردمیشوید ان را باوهم مردود می پندارید مشرک نیستید؟ براستی درنظر شما مشرک کیست؟فقط اکثریت اهل کتاب یا  روحانی یهودی الاصلی است که  درغیاب پیامبر دینی خود پیروان دین موسی س  را برای رسیدن به مادیات دردنیابه انجام هرکارزشتی دعوت وتشویق می کند ؟ ویا برای رسیدن به مقاصد شوم خود از انحراف درآینده یک جنین سوء استفاده می کند؟آیا مگرشما اصل (الهه ولایت فقیه )را برای حفظ نظام وحکومت خواص برخودواجب نمیدانید درحالیکه همین اصل برای ماندن تحمیلی خود ایات حق الله را یعنی  گفته حق الله را باطل می کندپایمال می کندو ازان میگذرد وبنا به مصلحت دنیاییش  واجب است درمقابل الله بایستد وبرای چندصباحی حکومت کردن ازانجام  زشت ترین کارها رویگردان نیست  مگرطرح هایی که دردانشگاهها . مدارس.دانشگاهها وجدیدا مهدکودکها برای فرزندان این آب وخاک تدارک دیده اید جدای ازاصول وهدف شما در پذیرش وتحمیل حاکمیت بی قید وشرط اصل ولایت فقیه است برهمه آشکاراست ان طفل معصومی که در مهدکودک قرآن می خواند قرآن او هرگز شهامت نخواهد داشت ازخط قرمزحاکمیت فردی حکومت شمافراتربیندیشد. اوانسان مشرک . باطل ومرده ای خواهدشد که هرگز نخواهدتوانست درمقابل شما ازحق بگوید ازچرایی واجب بودن نماز وروزه وعبادات الله بگوید تامادام که حکومت شما ازخطر سوآلات معقولانه  اودرحاشیه امن نباشد.شماهم قدم به قدم در اقتداء به شرک وکفربعضی اهل کتاب پیش رفته اید .اگرچه خودان را انکارمی کنید وبا بازی گرفتن دیانت این مردم انها را از دین توحید دورمی کنید . جای تعجب وتاسف دارد که شما حتی دشمنی دیگر کشورهای ( بعضی اهل کتاب )راباخود به دلیل اسلام؟ می دانید درحالیکه قران ازدشمنی دربین اهل کتاب وگروههای شرک وکفرآیه ها آورده است .نه آقایان دلیل دشمنی و عداوت شما با دیگر کشورهایی که به بعضی اهل کتاب معروفند فقط وفقط به دلیل انست که همه شما ازآیینه ها می ترسید شماهرکاری را برای ثبات حاکمیت فردی ومشرکانه خودانجام می دهید  ولو قتل بیگناهان باشد .یا تجاوز به عنف باشد . ولو زندانی کردن وشکنجه بیگناهان ؟باشد ولوکمک به ظالمان ومستبدانی که مردم شهرهای خودرا بی امان به قتل می رسانندباشد؟ یا استفاده از طرح قانونمندیارانه هاباشد یا ساختن انرژی هسته ای باشد .مقایسه کنید متولی دین مشرکانه خودرا( اصل ولایت= همان گوساله طلایی است یک تکه کاغذمرده یک گوساله طلایی بیجان)را با سامری رویگردان ازدین که متولی اهل کتاب دردین موسی س شده است هردوبا بدعت وفتنه دردین توحید درمسیر دنیا ومادیات به بیراهه وانحراف میروند وازمعنویت بسیاردورشده انداگرچه شما آقایان(دراینجا الهه اصل ولایت وپیروان روحانی بعضی اهل کتاب منظوراست) اگرچشم بصیرت می داشتید وکتاب دین خودرا بخوبی مطالعه میکردید درمی یافتید ادراک میکردید وآگاه می شدید که نه باتمهیدات انحراف در جنین در شکم مادرش برای بوجودآوردن نسلی درتقابل با نسل آینده ونه با اجباری کردن دین ویاقانونی کردن اصل ولایت فقیه ونه با اجباری کردن حجاب ونه با ترویج  شنیداری قرآن دردوران بارداری وتکلیف قراردادن قرائت قران  درمهدکودکها  واولویت دادن به هیچ حکومت دنیایی نمیتوان که یک دین جدید یک مذهب جدید وباعقاید فردی رابه نام دین توحید بردیگران تحمیل کردوقادربود آن راچون ادیان الهی زنده نگاه داشت  .زیرا که قران پاسخ همه توهمات شما وآرزوهای باطل شمارا دراین آیه داده است

(مردزناکارجزبا زن زناکاریامشرکه ازدواج نمی کندوزن زناکارراجزمرد زناکاریامشرک به ازدواج خوددرنمی آوردوهمه این مواردبر*اهل ایمان حرام است)سوره نورآیه سه

می بینیدکه احتیاجی نیست هزینه ای برای انحراف درآینده هیچ  جنین انسانی  پرداخته بشوداحتیاجی نیست که یک اصل غیرشرعی برمردم تحمیل بشود احتیاجی نیست که این همه مردم درعذاب وفشار ناشی ازاختلاف درعقایدخودقراربگیرنداحتیاجی نیست هیچ زندانی ساخته بشود تابیگناهی مجرم خوانده بشود گناهکارمحارب .معاند .برانداز.فتنه گر.اه گوساله بزغاله .میکرب نام بگیرد هرباطلی درجای حق بنشیندوهر حقی باطل بشود.وهرحرامی به نام حلال  ترویج بشود هرحلالی با وهم  حرام بشود زیرا خداوند نسل وژن فردمشرک  را مجددا باطل میکندمشرک میکندزناکارودزدو قاتل می کند ددمنش وپست میکندو ژن مرد مشرک به جبراراده الله فرزندمشرک یا زناکاررا به خاک هدیه میکند؟نمی کند؟ توجه بکنید که الله شمارا چگونه بازیچه شیطان قعیدساخته است زندانی وهم وجنون ساخته است وچنین سرنوشتی جبری است وگریزی ازان نیست .

( زنان ناپاک برای مردان ناپاکندومردان ناپاک برای زنان ناپاکند زنان پاک برای مردان پاکند ومردان  پاک برای زنان پاکندآنها ازاتهاماتی که درباره اشان میگویندبری هستندوآمرزش الهی و رزق ارزشمندبرای انهاست) سوره نورآیه بیست وشش

چه لزومی دارد که چشم خودراببندیم آیا کسی که  پدرش ومادرش نسلش پاک است مگرتجاوزبه عنف می کندمگردستوربه ساختن (خانه عفاف) میدهد؟.کسی که نسل اوپاک است مگرآیا ادعای خدایی میکند به الله وپیامبرخیانت می کند؟با ساختن وتولیدموادمخدر وپخش آن نسلی از تاریخ انسانی را بیمارمی کند؟ مگرحتی با اجرای برنا مه های ( انحراف درشخصیت جنین انسانی قبل ازتولد. واجب دانستن حاکمیت  فردی( اصل ولایت فقیه)  .توطئه شیطانی تشکیل امت واحده شرک وکفر(ونه اسلامی) و.......)بااشاعه توهماتی زشت ونازیباخودرامجازمیداندکه به خاک دیگری تجاوزبکند؟یا نسل کشی می کند؟یا ازبیت المال مسلمانان سرقت میکند؟ویامدعی میشودکه انسان میتواندهمه مخلوقات الله را خلق بکند؟ما از تاثیر ژن وذریه درمرگ اکثریت نسل باطل شرک وکفروارتداد ومتقابل آن ازتداوم بقای نسل ایمان اورنده می گوییم 

باتوجه به ایات فوق  احتیاجی نیست هیچ مهدکودکی هیچ دارالقرآنی ساخته بشود که نشوددرآن از الله وپیامبر دفاع کرد.زیرا ژن .ذریه و نسل باطل شده باقیمانده ازپدران مشرک وکافرومرتد بدون آب ودراتش بادردست گرفتن قران نیز زنده نمیشوند مگر آنکه الله بخواهد . مگرالله اراده کند.مگرالله صلاح بداند.چرا شما به قدرت واراده بی همتای خالق آفرینش ایمان نمی اورید؟

(کسانی که آیات ماراانکارمی کنند کران وکوران رهاشده درتاریکی اندخداهرکه را صلاح بدانددرگمراهی وحیرانی می گذاردوهرکه را صلاح بداندراه درست ونجات بخش رابراونمایان می کند)آیه سی ونه ازسوره انعام

(بدانیدما رحمت خودرا به هرکس که صلاح بدانیم عطامی کنیم وپاداش نیکوکاران را ضایع نمی کنیم) سوره یوسف قسمتی ازآیه پنجاه وشش

می بینیدکه در زندگی ما جای پای شیطان بسیار دیده میشود و

ای خواص ایران ما مثل سوگند الله به خورشید مثل سوگندالله  به قلم  مثل سوگند الله به تین وانجیر بر ما روشن است برای شما خودرا شکستن کارسختی است اماای کاش می دانستید  شکستن هر آیینه ای هم برای شما مجازنیست خودفریبی است جنون است و برتری جویی است ازنوع حرام آن ازنوع مردود وباطل آن.

.شکافته شدن .شکافتن .انفطار به فطرت ثابت انسانی برگشتن منفطر.فطر.فطریه.فطرت.ورمضان برای همه به یکسان نزدیک است

 وامادر تجدیدیک یاداوری .

هرگونه مجازات شرعی ودینی ازجمله اعدام درملاء عام  ازارتداد است وما درداستان یوسف س  اجرای اعدام درملاءعام را از سوی فرعونیان به صراحت می خوانیم.واگر به داستان زندگی ابراهیم خلیل  الله هم با نکته سنجی دقت بشودعمل  سوزاندن او یا مجازات او قرارمی بوده است که درانظارعمومی اجرابشود یا سنگسارحضرت موسی س  وسنگسارنوح س توسط اشراف وخواص زمان این پیامبرنیز ازانواع مجازات درمیان مردم خوانده شده است . برای من به عنوان یک منتظر ایمان آورنده سوآل برانگیزاست  که این دین را شماازکجاآورده اید؟ واجب است که  بدانیم درهیچکدام ازاحکام شرعی که درقران امده جز درمورد جاری کردن حکم برای زناکاردرمیان مردم( ان هم به تعدادمعدود) آیه ای نیامده است وجالب است اگر به داستان عرش رجوع بشود که  مرگ  بدترین موجودجهان یعنی شیطان( تبدیل او به آتش ) ویا پیروان اودردنیاازسوی الله فقط با پایان مهلت اعلان میشود.ودرعرش ودر انظار ملک وانسان عملی نمیشود.وانظارعمومی .به داستان عرش برمیگردیم .درانجا حاکم فقط الله است .اوبازخواست میکنداو تاوان میدهد الله قدرت بی همتا وواحداست برای  همه نمونه های مخلوقاتی که ممکن است  درمسیرارتدادواردبشوند.آدم درواقع یک موجودی است که درعام کلمه درموضع برتری است .درعرش ابلیس طغیان میشود رسوامیشود بازخواست میشود توجه بکنید درچه جایگاه بزرگی این تمردصورت میگیرد درهرصورت شیطان موجودکوچکی است با تکیه براوهامی بزرگ اودرعرش درمقابل الله می ایستد درجمع رانده میشود درجمع پست میشود.اوملک بوده است تبدیل به هیچ میشود.سوگنداو با نابودی انسان تحقق پیدامیکند .این انسانی که در زمین ما درملاء عام تحقیرمیشودنابودمیشودهمان آدم است که او تحقیراورامیخواهداوراپست می خواهد.توجه بکنید به این قرینه متضاد در عرش ودردنیا.درجهان ودرماوراء.درعرش ( عرش هم یک ملاء عام است توجه کنید به گوناگونی مخلوقات برترالله درعرش) هیچ اتفاق مهمی درمقابل طغیان آدم روی نمیدهدامادرزمین ؟ وبالعکس شیطان ازآب محروم میشود ازتکثیرنسل زنده از ذریه باطل میشود..الله ازاوروی برمیگرداند مخلوقات عرش ازاو روی برمیگردانند او شکست میخورد درملاءعام .ودر زمین .این شیطان است که حکم میدهدرای میدهد به تحقیرانسان به سرکوب ونابودی نوع انسان( آه ای شهیدان چرادرخیابان؟خیابان یعنی ملاء عام)وشیطان به ارضاء نیروی برتری جویی خود میرسد با طعمه هایی به نام مشرکین .مرتدان.کافران و.....اوهمواره برای تحقق اوهام یعنی جانشینی الله طعمه می طلبد وانسانها؟انسانهایی که با اوهام شیطان همراه میشوند درملاء عام رسوامیشوندتوسط شیطان.انسانهایی که جنون برتری جویی برانسانهای دیگر آنها را جزوجبر گروههای رهاشدگان قرارداده است .چنانکه می بینید محاکمه ومجازات واجرای حکم شرع؟ درملاء عام یادر انظار عمومی یک عمل مردوداست ازارتداد است . داستان عرش بیان صریح  باورهاو رازهای گفته وناگفته برای همه ما انسانهاست چرابرنمی گردیم؟ 

                                                             ******

*واما چندی پیش ازیکی ازرادیوهای بیگانه ما با موردی ازفتوای یک مرجع شرع ( ازکشورمصر)که مدعی شده است که بعداز مرگ همسر ویا زوجه انجام عمل مقاربت امکان پذیراست آگاه شدیم .بایدگفت این عمل مقاربت با متوفی یامیت نیزازارتداد است .شخص مرده به محض وفات بر زندگان حرام میشود . حتی دست زدن ودیدن وخیره شدن به اونیز حرام است .انسان درصورت مرگ تجزیه میشود وبه خاک تبدیل میشود وازخاک زمین محسوب میشود آیامیشود که با زمین مقاربت انجام بشود؟ درصورت مقاربت با میت این عمل نبش قبر یا کندن دوباره قبر(زمین برای مقاربت؟)خواهدشد که درشرع عملی حرام وباطل است. بعدازمرگ هرگونه محرمیتی بین زنده ومرده انسانی باطل میشود .چرا این مفتی باید چنین حکمی را ابلاغ بکندجای تعجب دارد                                                ******

 ما ازجهانی از معنویت ازکتاب بزرگ  قرآن در زمین زندگی می کنیم  تا آنچه الله در عرش به پیامبر خود آموخته است عملی کنیم ونه درمسیر مخالفت با آن شیطان رادرزمین یاری کنیم.زمان هرگز در انتقال خاک .آب وآتش تغییر نمی کند زنده است فقط کسی که برخلاف سیر طبیعی این انتقال حرکت بکندمی میرد .باطل میشود.حرام میشود ازاب دورمیماند تجزیه میشود  درعنصراو تغییر پیدامیشودتبدیل به آتش میشود .حق است که در عمل .درقلب ودر اندیشه ما در ادراک ازآیات الله تبدیل وتغییری ندهیم تا بتوانیم ازعذاب دورو ازکفروشرک وارتداد درآتـش دوربمانیم . تسلط برانسان آرزو وخواسته ای که شیطان بوضوح درمقابل الله به زبان می آورد جزبه مرگ زمین ختم نمیشود .جزبه قطع نسل انسان منجر نمیشود .ترویج جهل .تحمیل جهل تنها راه رسیدن شیطان است درگمراه کردن انسانهای خاک اگرما به خودظلم کنیم.

(ابلیس گفت به عزتت سوگندکه همه آدمیان را گمراه خواهم کرد.مگرانهاکه ازبندگان خالص تواند)

 سوره ص آیات هشتادویک وهشتادو دو

این آیه آرزوی بزرگ شیطان یعنی حاکمیت بر انسانها رانشان میدهد.وبرای رسیدن به چنین آرزوی محالی چه طعمه ای لذیذتراز انسان که خورده بشودتجزیه بشود . به مرگ تدریجی رضابشود.

 درحالیکه ایات قران هیچ گفته ای دلیل بروسوسه ملائک توسط جن را نشان نمیدهداما محتمل است که  ملائک مجادله کننده دربحث آفرینش خلیفه زمین نیزاز گروه جن بوده باشند

.وخاک  درزمین تغییرپذیراست به شکل جامد.گاز ومایع درمیآید ( نفت وگازهمان عصاره وجودی پیشینیان هستند.انسان با خاک ازدیادنسل میکند وانسان میتواندبه شکل آب هم ابقاءبشود .اگرچه گردوخاک همواره درزیر سلطه آب است .چرخش ریزگردهاوجزرومد آب راقبل ازآفرینش انسانها فراموش نکنید ماهمین گردوخاک را بصورت مایع درنفت وگاز هم درحال سوختن مشاهده می کنیم آه ای پیشینیان ای اکثریت چرادر آتش؟). انسان موجود ومخلوقی عجیب است ومی بینیم که درعرش حتی ملائک نیز ازتصورقدرت وماهیت چنین موجودی عاجزند.سرنوشت انسان با سرنوشت زمین و آنچه ما ازچرخه های طبیعی عمرزمین میدانیم شباهت زیادی دارد.

(اوکسی است که انسان را ازآب آفریدوبرای اونسب وسبب قرارداد.بدان که پروردگارتوتواناست)

 سوره فرقان آیه پنجاه وچهار

( این خداست که که هرجنبنده ای را ازآب آفرید.) قسمتی ازآیه چهل وپنج سوره نور

( آیامنکران حقیقت  نمی دانندکه روزی درهای آسمانهاوزمین بسته بود وما آنهاراگشودیم وازآب هرچیزی را  حیات وزندگی بخشیدیم.؟ آیابازهم حقایق را باورنمی کنند؟) سوره انبیاء آیه سی

 انسان ازآب خلق شده است .وما اکنون نیزاورا مایع درفورانی ازاتش ( نفت وگاز.ققنوسها) می بینیم . این واقعیت سرنوشت اکثریت کفروشرک وارتداد است .

( اوکسی است که شما را ازخاک آفرید آنگاه به لخته خونی تبدیل کرد.و...)

قسمتی ازآیه شصت وهفت سوره غافر

.آب وژن .آب و خاک .خاکی  معلق اندرون آب.درجزر ومد .درهای آسمانها وزمین .(در).هرچه جانداراست ازآب است.زندگی ازآب است.این آب باید محفوظ بماندوبه آینده گان منتقل بشود. اگرمحفوظ بوده است .اگر زنده مانده باشد.این آب عامل بازشدن درهای آسمان وزمین است .آب .زندگی وبقاء همیشه درجبرجاذبه خاک .مفتون چرخش دائم وجبری خاک وزمین.درهای بسته آسمان ها؟ وزمین.باوروایمان به حقایق .گفته ها .آیات یا اقوال الله .باعث زندگی است .باعث وجودآب است .چراباور نمی کنیم؟چرا؟ ای انسان میشود این از حق الله است به توای انسان میشود ازدرهای آسمان گذشت .باآب این آیه ازکلام دعوت الله است .میتوانی بسوی من برگردی. اگرازنسل وژن خلیفه باشی.پست سرت زندگی باشد آب باشد.نورباشد ایمان باشد.برابری وعدل باشد صداقت و مساوات باشد .شرک نباشد پرستش خدایگان ولی .شاه . فرعون والهه ها نباشد.خلیفه .پیامبر وایمان اورنده را فقط الله انتخاب می کند.بهشت راالله برایش مهیامی کند .این ازجنون است که یک انسان؟ با تحمیل حاکمیت ماهیت شیطانی خود مدعی بشودکه میتواند انسانهای دیگر را به بهشت بفرستد.

ازارتدادمی گوییم .ارتداد دربین ما انسانها .ملائک انجیری .وملائک رانده شده از بهشت باعنصرآتش به درجات متفاوت دیده میشود اکنون نیز ملائک در بین ماهستند .درکنارما .جن نیز ازدسترس انسان دور نیست . وجودشیطان نیز درکنارما یک پدیده جبری است وتاسفباراست که بایدباوربداریم که ما انسانها اورا دعوت به همزیستی با خودمی کنیم هرگاه انسان اورا درعبادات با الله شریک بخواند در نجواها درخلوت ودرنیازشیطان عتید شیطان قعید بصورت جبری برای همراهی اوارسال میشود. اینکه کسی شاه میشود درواقع علامت همراهی شیطان با اوست اینکه کسی ولی یافرعون .تجاوزگر به حقوق مردم .دزد . شکنجه گر .قاتل و.... میشودیعنی آنکه اوشیطان را دعوت به همراهی خود کرده است حاکمیت بر نوع انسان شدن یک انسان ازعلامات ظهورعذاب دردنیاهستنددرعرش دیدیم که همه مخلوقات درصورت ارتداد دریک سطح قرارخواهندگرفت ودرصورت توبه وارد یک آزمون بزرگ خواهندشد پس اگرانسانی از آیات واقوال وگفته های الله ردبشود نمازوروزه را حرام بداند برای حفظ منافع وحاکمیت انسانی؟خودش اونیز ازبرتری ساقط خواهدبود. باید ایمان آورندگان از او دوری کنند ازچنین فردی روی بگردانند .شیطان با چنین فردی همراه وهمنشین است اگربه آیات الله ایمان داشته باشیم پس باید درعمل نیز ثابت قدم باشیم. براستی درعرش آدم می توانست فرمان به شکنجه ملائک وشیطان بدهد؟ میتوانست آنهارا زندانی بکند؟می توانست اراده خودرا بر مخلوقات دیگر عرش ولو حوا ؟ تحمیل بکند؟ازعلامات تجزیه خاک ومردن بشردردنیایا مرگ تدریجی .خونمردگی .کبودشدن وتجزیه زودرس انسان گمراه شده دربیراهه های دورازحق است.

ای مرده در( اصل ولایت فقیه)خواص ایرانیان اکنون ازتومی پرسم آیا پذیرفتن وافتخاربه عذابی که برتو نازل شده است (ولایت)نشانه ای ازبلوغ  بصیرت است چرااقتداءوتمکین به  اصل ولایت باطل رایک امتحان الهی ونزول عذاب الهی نمی دانی؟وقتی  الله در رای وقضاوت  آدم  را وملائک را.برتر ازشیطان نمیداندو آنها را ازمقام خود نزول میدهد از نور خود دورمیکند ازآنها روی برمیگرداند وبه زمین تبعیدمیکند.اکنون بعداز قرنها وقرنها توچگونه ازبرتری خود میگویی؟

( بگوای پیامبر . نماز من .عبادات من وزندگی ومرگ من همه ازآن الله آن پروردگارجهانیان است)

سوره انعام  آیه شصت وسه

مگر زندگی انسان جان او نیست فرزندش نیست .مالش نیست؟ پدرش مادرش وکسش نیست ؟ مگر عبادات وعملکردانسان نیست  اگرپیامبر ما چنین میگوید برهمه ما واجب است که چنین باشیم وهرکس ازاین قول و آیه بگذرد ردبشودمرتداست .مشرک است برای الله جانشین انتخاب کرده است به شیطان اقتداء کرده است .سهم شیطان شده است.آیاما بیداریم؟پیامبرازهیچ نمیگویدازهمه چیز میگوید.علی نیز حسن نیز .حسین نیزو.... واین ازجنون است که کسی باخودپندار حاکمیت برخلق بکند وخودرا متدین به دین توحید بداند هیچکس نمیتوانددرلباس دین برانسانها سلطنت وحکومت بکند وچنین حکومتی از شرک وارتداداست.یا دنیا یا الله .یا دنیا یاآخرت؟ میانگین ندارد هرخیالی را ردمی کند .خلیفه در زمان نمیمیرد وهمیشه زنده ومتعلق به آینده است.

به نام خداوندبخشاینده مهربان

وقسم به زمان. که انسان در زیانکاری است مگرکسانی که  به حقایق ( گفته های الله )ایمان بیاورندوعملکردی نیک داشته باشند ویکدیگررا به حق  و صبر سفارش کنند .

زمان زمان.مهلت .فرصت . برگشتن .چرا انسان با پرداختن به اموردنیا زمان را ازدست میدهد . درحالیکه نتیجه دست یابی به دنیا وهمی بیش نیست اما دست یابی به زمان از نشانه تحقق وعده عمرجاودان است .به اکنون بیندیش خواننده خوب. اکنون بازگشت توواجب شده است .زمان .زمان نمیمیرد اما مکان فناپذیراست .و اکنون بامن بیا می خواهم تورا در زمان زنده و جاودان رویاهایم شریک کنم .من همه شما خوانندگان خوب را .همه حکومتگران ایران و جهان را به دین زنده  توحید دعوت میکنم . دین نوح س دین ایوب س دین یعقوب س. دین  الیاس س و دین ابراهیم .دین عیسی س دین موسی س دین محمد ص  ودین همه پیامبران الهی  ودین واقعی وراستین  علی ع وحسین ع و........مهدی ع . ودین اکنون من منتظری درانتظارنور .  ایمان داشته باشید که ازحق شماست که هروقت اراده کنید بتوانید در زمان ( باش)زندگی کنید .  

                                             *****************************

ورویا .رویای صادقه(اندازه)

* من بزرگم بسیار بزرگ . ایستاده ام . زنده ام . خودم را می بینم . آنجا خوابیده ام . درسیاهی که دراوج آسمان است . زمین مرا به بالا فرستاده است تصورش رابکنید بر روی یک تخته سنگ یا یک سکوی بسیار بلندتراشیده زیبا وبزرگ که به سقف آسمان نزدیک است ودرتاریکی مطلق خوابیده ام . زمین می تواندمرا به بالا بفرستد وفرستاده است . چشمهایم بسته اند هواهم خنک است .من درخواب آرامم .ما نفس نمی کشیم . هوای خنک آنجاباعطرخاصی که همراه با حسی آشنا داردآنچنان است که گفتی آنجامال ماست.

  ومن که درخاک زمینم .اینجا خوابیده ام . روی زمین آنهارا می بینم . انگار دارم آنهارا ازیک پنجره ای که وجودندارد نگاه می کنم .من هم خنکی هوایی که آنها را درآنجا می بینم حس می کنم. دارم خودم را از نیم متر بالاتر نگاه می کنم . خودم را می کاوم . شایدنگهبانی اورامی دهم( ان من دیگر)هرچه هست تمام جسم من خنک است .خنکی هوای ان بالا درمن اثرگذاشته است .سبکم . واز زمین بسیاردور .

 همه جاسیاه است .من که درخوابم جز این نمی بینم.فکرمی کنم که میشود تکه ای ازآسمان سیاه رابا دستم مچاله کنم. آسمان تاریک به من نزدیک است اما به اوکه درکنارمن است( آن من دیگر) ومرتب مرا بازدید میکند ازاوچندمتردوتا سه متر بالاتراست. اگرچه هردوما درکنارهم هستیم. نمی دانم شایداو ازمن جداست .مثل ان من دیگرکه ازدور دارد مارا دررویا می بیند.همه جاتاریک است .من آن بالا خوابیده ام .ناگهان سیاهی کنارمیرود وهمه جاروشن میشود آسمانی نیست .ان من دیگرهم که درکنارم بود دیگرنیست شایدبامن یکی شده است بعیدنیست اما اگراوهم توانسته باشدبه من برگردد من درخواب بوده ام. چشمهایم را باز می کنم .با یک حس شادی . یک نشاط عجیب .  میگویم (((تویی)))؟او همه نگاه روبروی مرا ازان خودکرده است  من روشنم . او یک لبخند میزند لبخندی که نفس خنک هوای انجارا دلچسب ودلپذیرمی کند لبخندی که تمامی مکان روبروی مرا پرکرده است . من کنجکاوم میخواهم اندازه بزرگی صاحب این لبخندرا بدانم دستهایم را ازدوطرف بازمی کنم انقدربازمیکنم که ازمن دورمیشوند ازمکان آنجا فاصله میگیرند ودرتاریکی خلاء تادورهارها میشونداما باز درآغوش دستهای من جانمیگیرد . محو میشوم دیگرخودم را نمی بینم با الله و آسمان یکی شده ام .اومرادرآغوش گرفته است.آرام باش ای من توروزی اورا اندازه اورا در واقعیت خواهی دید. .

کسی پتورا از روی من ( ان من که در زمین درخواب است)کنارمی کشد . همه جاروشن است .صبح شده است .درخواب تکانی میخورم .باخودم میگویم هواروشن است .صبح شده است .پس بایدبیداربشوم.

*وبیدارمیشوم صبح است وصبح امروز برای من روز زیبایی خواهدبود .با دلتنگی ازاوگله کرده بودم که اگربه من نزدیک است پس میخواهم که باز ببینمش واوخواسته مرا اجابت کرد.دررمضان انسانها به آسمان نزدیک ترند.    

                                                 ******

رویای صادقه( مشت نه)

*درخوابم. خودم را می بینم آنجا هستم .انجا که هوا روشن است . مردان وزنانی دارند می دوند .دارند برگرد کسی می چرخند دارند طواف می کنند با لباسهای روشن و بعضا بلندبا یک عجله خاص . من دارم نگاهشان می کنم .مکانی که بسوی آن می دوند نامعلوم است . آه انها دارندبرگردالله طواف می کنند من هم می خواهم بروم من هم با عجله بطرف مسیروراه آنها حرکت می کنم .هوا هوا خنک است .اما نه هنوز تکان نخورده ام که یک مشت کوچک که صاحبش را نمی بینم اما مشت میگوید که شاید متعلق باشد به یک پسربچه یا دختربچه هشت یانه ساله .هرچه هست اندام او از اندام من کوتاهتراست زیرا مشت اواز پایین بسوی من آمد. ودرست برقفسه سینه ام کوبیده شد .من دردی حس نکردم .حتی حس نکردم که مشت به من برخوردکرده باشد . وصدایی درحین آنکه مشت آن دست کوچک به من برخوردبکند گفت ((نه ..تونمیتوانی)). من نمیتوانم اوچه میگوید .من نمیتوانم باآنهابروم .چرا ؟یک حس عجیب یک پایان مهلت شمارش معکوس گذشت زمان . من هنوزایستاده ام .زمان دارد تمام میشود پشت به خودم ( آن من که دردنیا خواب است) ایستاده ام غرق درسکوتم . کسی ازپشت سر زمزمه آرامی میکند . صداهایی می شنوم .بهت زده ایستاده ام .می خواهم برگردم .

*برگشته ام .صبح است .دارد وقت نمازبسرعت تمام میشود . من صدای نه اورا می شنوم .باید بشنوم . بله من نمیتوانم باآنهابروم واو این را می دانست.

                                                       **********

 رویای صادقه ( اشتباه )

مطلب قاب وارونه را که نوشتم باخودفکرنکردم که اشتباهی کرده باشم که دررویا از ان باخبرشوم

*درخوابم . مدام درحال رفت و آمدم . آنجا شلوغ است ومرتب مردانی درحال رفت و آمدند مردانی که لباس روشن برتن دارند .حرف می زنند دادمی زنند همه تاکید این رفتارشان هم با من است مگرمن چه کرده ام . یک لبخند خاصی میزنم . من می دانم که انها چه می گویند . من اشتباهی کرده ام .که قبل ازانکه انها به من بگویند حالا دانسته ام . پشت به خودم دارم. به ان منی که در دنیادر خواب است و من را می بیند. انهارا نگاه می کنم که با یک لذت خاصی دارند قدم زنان به من غرمی زنند . ازمن ایرادمیگیرند . من با آنها خوشحالم. درکنارآنها حس اطمینان پیدامی کنم حسی که من را سبک می کند بی نیاز می کند .گفتی ازخاک نیستم. می دانم که آنها راکمی عصبانی کرده ام .گاهی بطرف تاریکی می روند با اوحرف می زنند . آنها وظیفه اشان را انجام می دهند . اوکه درتاریکی ایستاده است گاه چند قدم بطرف روشنایی می آید ومن این قدمهایی را که بطرف روشنایی میآید از تعمد در رفتارش میدانم .او محمدص است . اما او آرام است گویی هیچ بحثی درآنجا نیست هیچ حرفی مکرر تکرار نمیشود .من ازاو آموخته ام که ازحق (بگو)یم. دانستم. و آرام آرام برمیگردم.

* بیدار شده ام . صبح است . صبح نماز ومن امروز دانستم که چه باید بنویسم.من بایداز تشابه دوغیبت بنویسم. وبنویسم که ایمان آورنده حتی درچگونگی مرگ نمی تواند از پیامبر پیشی بگیرد.

                             

                                                    ***********

منتظری در انتظارنور

                                           به نام خداوند بخشاینده مهربان

شما ای گناهکاران ومجرمان امروز کنارروید .ای آدمیان آیابا شما پیمان نبستم که شیطان را عبادت نکنیدزیرا او دشمن واقعی شماست. اینکه فقط مرا عبادت کنید این راه راست ودرست ونجات بخش است. شیطان عده زیادی ازشمارا ازراه امن الهی گمراه کردآیا درآن موقع عقلتان را به کارنمی گرفتید.این همان جهنمی است که بدان وعده داده شده بودید. امروزبخاطردستاوردکفرآ لودتان در آن داخل شوید.امروز زبانهایشان را می بندیم تا دستهایشان با ما سخن بگویند وپاهایشان شهادت دهندکه از دنیا دستاوردآنهاچه بوده است . اگربخواهیم می توانیم نورچشمان آنهارابگیریم. پس چگونه خواهندتوانست باشتاب به پیش روندوقتی که جایی را نمی بینند.اگربخواهیم آنهارادرسرجایشان مسخ می کنیم تا نه بتوانندقدمی جلوبروندونه قدمی به عقب بگذارند.بدانیدهرکه را عمردراز بدهیم دوباره به ناتوانی اولیه اش بازمی گردانیم چرادراین موارد اندیشه نمی کنند .این آیات شعارنیستندومابه پیامبرشعرآموزش نداده ایم اصلا شعرسزاوارکسی چون اونمی باشداین کتاب فقط یادآوری حقایق وقرانی روشنگراست .تابواسطه آن هرزنده دارای فهمی راهشداردهدوحق برمنکران ثابت گردد ) سوره یس آیات پنجاه ونه تا هفتاد

شهریور .

درکشور سوریه نسل کشی مسلمانان ( اعم ازتشیع وتسنن)همچنان ادامه دارد . یک بیمارسلطه طلب وکشورهای شرق وغرب وهمچنین شما ای حکومتگران وخواص  بعضی اهل کتاب ایران  مدعی تشکیل امت واحده ومدیریت جهانی در اوضاع فلاکت بار این کشور ازسهم اسلام ؟خود بدعت وحقوق بشررا هزینه می کنید . آیا توصیه  پیامبران ادیان توحیدی است که ظالمان رادرظلمشان یاری کنید؟

 ایران ما (خوزستان).اصل ولایت فقیه یک اصل مرده است وبایدوواجب است که باطل بشود . ازشما حکومتگران وخواص ایران ما می پرسم . آیا آنچه که شما ازدنیا وازیک اصل باطل می خواهید همانا اراده حق الله است؟واما کشور عزیزما ایران دراین روزهای پرتکاپودرانتظار ورود مهمانان خارجی ازکشورهای مختلف شرکت کننده دراجلاس جنبش غیرمتعهدها ست . همراهان سبزمن ازعده ای ازاین مهمانان درخواست کرده اندکه درطی این سفر یاد و دیداری ازفراموش شدگان زندانها ورهبران سرفراز این مرزوبوم به عمل بیاورند من هم بنوبه خود محترمانه ازاین مهمانان درخواست دارم که خواسته واحدما ایرانیان را دراولویت هرگفتگوی خارج از این اجلاس قراربدهند .

                                                    باتشکرازشما    

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 1:39  توسط منتظر  | 

 

 

 

                                                   بسم الله الرحمن الرحیم

 

(وکسانی که به حقایق کافرشده اند میگویند توپیامبرنیستی .بگوخدا وکسانی که که علم به قرآن دارندبرای گواهی دادن به حقانیت رسالت من کافیست) سوره رعد آیه چهل وسه

                               

                            ******           *************            ******

(ای مردم هرچه ازحلال وپاکی درروی زمین است برای بهره مندی شماست مواظب باشیدوپاجای پای شیطان مگذاریدکه او دشمن واقعی شماست)سوره بقره آیه صدوشصت وهشت

(آیاآنهایی را که بهره ای ازکتاب داشتندندیدی؟همین که دعوت شدندتاکتاب خدادرمورد آنهاقضاوت کندعده ای ازآنهاآگاهانه روی گردان شدندوازحکم خداسرباز زدند.واین به خاطر آن است که مغرورانه گفتند.فقط چندروز محدودی درآتش خواهیم بودواین دروغ وخودفریبی باعث گستاخی آنان دردین شان شد وچه حالی خواهند داشت وقتی آنهارا درروزی که درآمدنش هیچ تردیدی نیست گردآوریم وپاداش عملکردهرکس بی کم وکاست داده شودبی آنکه ستمی به کسی رواگردد.) آیات بیست وسه وبیست وچهاروبیست وپنج سوره آل عمران

(وهرکس غیرازتسلیم بودن دربرابرخداوند دینی برگزیندهرگزازاوپذیرفته نخواهدشد وقطعا اودرآخرت اززیان دیدگان خواهدبود) سوره آل عمران آیه هشتادوپنج

(کسانی که ایمان آورده اندایمان خودرابه شرک وظلم آلوده نمی کنندزیرا امنیت وآرامش برای آنهاست و آنان به راه نجات ورستگاری هدایت شده اند) سوره انعام . آیه هشتاد ودو

                                         **************************

                                                 قاب وارونه ارتداد ومن

همچنان درادامه بحث مبارزه با شرک وکفروارتداد با من همراه هستید

همانطورکه قبلا آمدهمه اشکال ونمادهای شرک وکفرازعرش ومتعاقب آن ازبهشت آغازشده است .

                                                   ( به نام خداوندبخشاینده مهربان)

(بگوپناه می برم به پروردگارمردم.مالک وفرمانروای مردم.خدای مردم .ازشروسوسه گری که ازنام خدا *می گریزد.همان که درسینه های مردم وسوسه به پامی کند.چه جن باشدچه انسان .سوره ناس)

دراین سوره ما از چگونگی به وجودآمدن شرک وکفر منجربه جنون که ازتاثیر وسوسه یا بیماری وسواس است آگاهی پیدامی کنیم. پس ابتلائ  انسان به بیماری وسواس درمجموعه اکثریت بانشانه های کفروشرک نمودپیدامی کند .گفته شدکه بطور ژنتیک یاوراثت جنون یاجن زدگی ازتاثیر( وسواس مزمن) ازنسلی به نسل آینده  انتقال پیدامیکند.تنها راه نجات ازاین بیماری هم بازگشت به وعده ای است که در(آیه صدوهفتادودودرسوره اعراف آمده است).دراینجا واجب است که به مترجمان کشورمان از اشتباه در ترجمه این آیه خاص نیز آگاهی داده بشود متاسفانه این حقیر( فقط دردرگاه الله ) نیز با مطالعه این آیه دچاراشتباه درتشخیص جنبه مورد نظر الله در یک انسان شده بودم وان نیز مربوط میشود به اشاره درسخن الله به تمیزوتشخیص جنبه فطری انسان با جنبه نفسانی انسان برای خواننده این آیه است.

*( به یادآرهنگامی که پروردگارت  ازپشت بنی آدم همه فرزندانش را برگرفت =جمع کردوخطاب کرد شمارا بر *درآیه اشاره به نفس میشود نفس بعد خاکی انسان است وجود وظاهر انسان  است  جسمی است که نفس می کشدفقط با این طریق میتواندباشد . اما مترجمان کشورمان در برگردان این آیه نفس را به فطرت ترجمه کرده بودند .پس الله  ظاهرانسان ها را. بعدخاکی  اورا یا جنبه ناتوان وضعیف یا بی ثبات اورا. وجود نابودشونده وجسمی را که دردائم درجبراست بسوی متلاشی شدن وتجزیه را یادآورمیشود.واشاره او به  فطرت شاخص و ارزش درانسان نیست و انسان را به آنچه  گرایش بیشتری بدان داردیعنی مادیات وجاذبه های خاک متذکرمیشود  .

گفته شدارتداد.کفروشرک درتسریع نابودی نوع انسان ونابودی کره خاکی مادخیل است .

(وابلیس گفت  اکنون که مراگمراه وحیران کردی برسرراه راست تو( ابلیس آگاهانه ازتضاد راه خودسخن میگویداین یک اشاره است به همه انسانها وگروه جن که اگاهانه بر ضدیت راه راست عمل می کنند)به کمین آدمیان  می نشینم  وچنان با وسوسه هایم از *روبرو وازپشت سر وازچپ وراست برآنهایورش می برم تاتو اکثرآنها راناسپاس  بیابی )سوره اعراف آیات شانزده وهفده

ناسپاسی ازسهم خودراضی نبودن .ازخلقت خود ناراضی بودن . ازخودجداشدن باتوسل به وهم.مثل ابلیس که جسم خودرا رهاکرد .( رهاشدگان) درحالی که درعالم واقع جبرا نمیشود بیش ازآنچه هستی ویاکمترازانچه می اندیشی ( افراط وتفریط) موجودیت خودت را باورکنی . راهی جز پناه بردن به وهم ندارد .درموردابلیس  وقتیکه اوازتحمل تسلیم به حق خودرادرعجز می بیند گوشهایش را می بندد والله اورا ازگوش محروم می کند چشمهایش را می بنددو الله چشمهایش رااز اوپس میگیرد(مثل انسانهایی که درنهایت تجاهل ازشنیدن ودیدن حق پرهیز دارند) . نفی واقعیت درزمان برای او به قیمت ازدست دادن هزاران نعمت تمام میشود .برای او این تنها راه رسیدن به آن چیزی است که ردشدن ازآن ارتداد است ومانمونه ها ونشانه های طرزنگاه اورابه جهان دراکثریت انسانها می بینیم. .من اگرچه انسانم اما ازانسانهای دیگر برترم .انسان خلقت خودرا زیرسوآل میبرد همان عکس العملی که ملائک عرش  به محض آگاهی ازتصمیم *باش  توسط الله درمقابل خلق آدم ازسوی خودنشان دادند . آنهاهم می پنداشتندکه درآفرینش برترندچون الله رابه شکل عادت گونه می پرستنداماسخنان آنها اینگونه ثابت میکندکه ملائک فقط الله را می پرستیده اند عظمت الله راباورنداشته انددرحالیکه باورالله جبری است باور.یقیین .ایمان بریک ایمان آورنده تحمیل نمیشوداواینگونه نگاه راانتخاب میکند. ملائک با تضادی که درپرستش ازخودنشان می دهند دربرابر انکاری که درماهیت آدم ازخودنشان می دهندواز ارتداد است وردالله است .ردخوداست رد آدم است رد ایمان راستین ملائک است  درگروه مخلوقاتی که بایدتابع زمان وموعد مهلت و آزمایش قرارمیگیرند.می بینیدکه ارتداد همه مجموعه آفرینش خلایق برتر رادربرمیگیرد.

وامادرآیات قران ما ازپایان زندگی کره زمین و انتقال مالکیت زمین به ایمان آورندگان میخوانیم این پایان یک پایان جبری است هیچ نیرو وهیچ قدرتی نمی تواند از پایان  زنجیره یا اکوسیستم زیست درزمین ممانعت بکند اما همین پایان اگربا ارتداد وکفروشرک نوع انسان خاکی همراه بشودنابودی زمین درزمان (بزودی) رادربرخواهدگرفت .تشویق مردم به ازدیاد جمعیت وتوالدنسل مادام که جامعه عامدانه درتحمیل جبر شرک وارتدادباشد (چون ایران ما .حکومتگران ایران ما نظام خودرابا تعریف کلی .دیانت ما عین سیاست ماست وسیاست ما عین دیانت ماست تبیین می کنند اگربه این نظام ازدیدگاه قران نگاه بشودکه اداره امورمسلمانها را طبق  آیات زیر ارائه وتبلیغ میکنددرخواهیم یافت که اصول وقوانین این نظام باچشمهای بسته وبانااگاهی کامل مجالس چندگانه قانونگزار طرح شده است وعامدانه بارویگردانی وبی اعتنایی کامل به آیات حق الله  به اجرادرآمده است .توجه به مراجع قضاوت درادیان توحیدی بعداز دعوت به رسالت  نبی و انبیاء مراجعه است بعدازآنها به یک مجموعه از ایمان آورندگان متدین و تسلیم به آیات ونشانه های الله واقتداءبه نبوت پیامبران .

(ای کسانی که به حقایق ( گفته هاواقوال الله)ایمان آورده ایدازالله اطاعت کنید از پیامبرالله اطاعت کنید وازاولیای امور راستین (منظورایمان آورندگان  است) درمیان خودتان اطاعت کنید واگردر چیزی اختلاف پیداکردید برای داوری آن را نزد الله وپیامبرمطرح کنیدچنانچه به الله وروز حساب رسی ایمان دارید این کاربرای شما خیروعاقبتی نیکو دارد .آیا نمی بینی آنهایی راکه گمان می کنند به آنچه که برتو وقبل ازتو نازل شده ایمان دارند درحالیکه میخواهندقضاوت وداوری را به طاغوت واگذارندحال آنکه به آنهاامرشده بودکه به طاغوت کافرشوندبدانیدکه شیطان میخواهدآنهاراگمراه وحیران کرده وبه بیراهه های دورازحقیقت بکشاند)سوره نساء آیات پنجاه ونه وشصت.

طبق این آیات  سوره نساء .ایمان آورندگان با ارتداد برای اداره امورمورد سوال واختلاف شان یا به یک فردازمیان خود که درمقابل آیات و نشانه های الله  عصیان وطغیان کرده است  اقتداء می کنند( مثل اقتداء پیروان دین موسی که به سامری  متمایل شدند)  ویا به فردی خارج از دایره ایمان آورندگان که طاغی است ونسبت به آیات و نشانه های الله رویگردان است  رجوع میکنند.که درایران ما این گرایش درهر دومورد متذکرشده آیات بالامصداق  پیدامیکند واین درحالی است  که  مورداول( طاغوت خارج شده ازدایره ایمان آورندگان.ولی . شاه .فرعون . و...) تحت  تسلط طاغوت دیگری قراردارد ازمیان بعضی اهل کتاب موردقبول  بااهداف ومنافع  منافقین درقران اورده شده است .منافقین  دردین محمدص  درواقع همان ذریه ذوب شده  از بعضی اهل کتاب دین محمدص که درعقاید متمایل ووابسته به بعضی اهل کتاب ادیان دیگرهستندمی باشند.منافقین  درطی تاریخ بانفوذ به دایره ایمان آورندگان که به طاغوت تکیه کرده اند سرنوشت بعضی اهل کتاب دین محمدص را تحت تسلط وحاکمیت القائات انحرافی خودقرارداده اند ازنشانه های این نفوذ ومرعوب شدن دربعضی اهل کتاب دین محمد  ص توسط این گروه استفاده ازروش سنگسار. زندان .  ونمونه جدیدونوین ارتداد ساخت تسلیحات کشتارجمعی و تولید انرژی هسته ای( مفیدومضر) است وهمچنین لازم دانستن وتاکیدبر جانشین قراردادن انسان به جای الله ویاپیامبراست .که مادرزبان  قانون به آن اصل ولایت میگوییم . طبق آیه بالااطاعت از رسول برهمه مسلمانان واجب است اما نمیشود که برای ادامه ثبات دین به *فردی  غیراز رسول اقتداء کرد. یک ویژگی خاص  فقط درمسئولیت رسول دیده میشود وان وصل بودن به جهان نادیدنی است . بعداز رسول هیچکس چنین ویزگی را نخواهدداشت اومعجزه می آورد. وبعداز پیامبر کس دیگری توان انجام  چنین امورخارق العاده ای راندارد اگرچه نام اوعلی ع باشد .حسن ع باشد .حسین ع باشد .  وخواه مهدی ع باشد .با استنادبه این آیه بالا هیچکس نمیتواندبگوید علی ع جانشین محمدص بوده است . هیچکس نمیتواندبگویدحسن ع.یاحسین ع جانشینان محمد ص بوده اند . به دلیل ناتوانی انها ازدسترسی به وحی. .حتی اگرما ایمان اورندگان صالح را ازگروه کسانی بدانیم که عمرجاودان خواهندداشت آنها دردرجه ومقام فقط یک ایمان اورنده اند . برای مثال ایمان آورندگان دین موسی س نمیتوانندچون پیامبران بنی اسراییل حکومت کنند .و ایمان اورندگان دین محمدص نمی توانند چون محمدص ازالله حکم وآیه  برای اثبات حقانیت  خود بیاورند .وحتی ایمان آورندگان امروزی دین محمد ص نمی توانند التزام به حکومت ولی فقیه  رابرمسلمانان این دین  واجب کنندنمی توانند ویانمی توانند برای حفظ مادیات واموردنیوی یک گروه ویاقشرخاص نمازوعبادات الله را از اولویت ساقط کنند ویا تجاوزبه مسلمان وغیرمسلمان  راحلال کنند ایمان اورندگان؟نمی توانند بطورانحصاری به سرمایه وثروت مردم ( بیت المال ) دسترسی داشته باشند . نمی توانند به مردم بگویند که چون حکومت وقت برای ارضای حس قدرت طلبی اش به انرژی هسته ای محتاج است برانهاست به تحریم رضا بدهند تسلیم باشند قانع باشند وباثروتی که متعلق است به عامه مردم آنها رابه خوردن(اشکنه) تشویق وترغیب بکنند ولواز مجتهدین و اعلم به اموردین باشند. وعجبااگر گروه اقلیتی از ایمان آورندگان دین محمد ص بانام خواص ( که ما میدانیم برتری در دین توحید براساس ایمان وتقوی سنجیده میشود ونه با ثروت) ازمردم  درمحرومیت بخواهندکه از خواص غرق در نعمت اطاعت وفرمانبری داشته باشند . این از تحجراست که یک حکومت دینی چنین بپندارد آیات ونشانه های حق الله با یک فتوی .تغییرمیکنند وباارتداد ورویگردانی از آیات حق.جبر حاکم در آیات الله نیزدر زمان تبدیل می پذیرنددرحالیکه زمان ومکان وجهان آفرینش همه درجبر هستندبرای موجودیت یافتن در موقعیت خاص باش انچه تحت اراده الله است.یک ایمان آورنده وظیفه اش دعوت وتبلیغ و هشداراست ودیگرهیچ . وتسلیم بودن به اجرای آیات .احکام ونشانه ها واین گونه تسلیم ( اسلام ) که خودنیز یک دعوت است  ودراینجا لازم است  آورده شود که حاکمیت درقوم بنی اسراییل تامادام که پیامبران انها مدعی خدایی نکرده بودند پابرجا ووراثتی بوده است اما بعدازآن این قدرت ازآنهاگرفته میشود.آنچه در اکثریت  بعضی اهل کتاب شایع است ردو باطل شدن این سنت الهی است که متاسفانه هیچکدام ازگروههای بعضی اهل کتاب همه ادیان الهی آنرا باورندارنددرحالیکه این یک جبراست که الله بران حاکمیت دارد .اکنون هم ما با واقعیت رداین اکثریت روبروهستیم .انها درطول زمان باتکیه به وهم  برتری واشراف یا سلطنت وحاکمیت برپیروان ادیان دیگرالهی راازحق خودمی دانند(خدایگان زمین.؟ محتاج والبته بیمار) .همین طرزپندار وقتی وارد بعضی اهل کتاب دین محمدص بشودجایش را به لباس پیامبری . ولایت .ودربعد مادیگرایانه اش درقوانین جهانی؟حق وتو . حق اعمال درسرنوشت انسانها یاحق دخالت اعضا یک سازمان عریض وطویل با رابطه های خاص در سرنوشت غیرقانونی؟کشورهای دیگر( ناتو)ویا خون بازی و........ میدهد . نفوذو قدرت  بعضی اهل کتاب ادیان دیگر درمیان بعضی اهل کتاب دین توحیدی محمد ص غیرقابل انکار است .اگرچه در وسعت عام دین و قرآن به آیه بالا نگاه بشوددین توحید هرگونه ولایت وسرپرستی از جمله شاهنشاه . ولی .فرعون و اشراف .خواص .الهه ها و انواع اقسام ولایت انسانی را برسرنوشت انسانهامردود وباطل میداند .

اگردر دوآیه بالا باتامل ودقت توجه کنیم  وباوربداریم وایمان بیاوریم که اطاعت ازالله ورسول وجمع ایمان آورندگان جبری است وانتخاب ما درردوانکاران بی تاثیراست درمی یابیم اکنون خواص ایران جمع ایمان اورندگان را رهاکرده اند وبه طاغوت یا فردیت تکیه واقتداء کرده اندفردی که همه انسانهارا برابرنمی داند عبادات ونمازو مرگ وزندگی انسان را ازان الله نمی داند عبادات ونمازوروزه وزندگی ومرگ خودرا وقف الله نمی کند وآنرا وقف حکومتی مقطعی کرده است......امان ازتو  ای فخارفخرفروش.درواقع این شخص درمقابل الله طغیان کرده است . طاغی موردنظرقرآن ایات الله را مردودمیداند و سخنان وحرافی های وهم انگیزودروغین خودرا شاخص دیانت وسیاست قلمدادمی کند طراحان بدعت وفتنه دینی با قانون قراردادن اصل ولایت فقیه  این آیات  وتمامیت کلام حق الله رابه صراحت مردود وانکارکرده اندآنها ازجمع ایمان اورندگان خارج شده اند وبه یک مرتد تکیه کرده اند .مرتدی که تحت نفوذ شدید درگذشتگان بعضی اهل کتاب است .درحالیکه اطاعت ازاین آیه یک جبراست وواراده واختیارانسان دررد .انکار بطلان وتغییروتبدیل وتحریف آن مردوداست.طبق آیات قران وبا توجه به سجده جبری درعرش برآدم اقتداء به هر فردی بعدازپیامبربرای انسان وجن ملک  مردوداست نمیشودکه پیامبر ( آدم) را رهاکردوبرای زندگی دردوروز دنیا به شیطان واوهام اوتکیه کرد  .اطاعت وتکیه تمکین واقتداء به اصل ولایت نیز که منشاء فردی داردمردوداست توجه کنید به هشداری که درآیه بالا آمده است *شیطان میخواهدآنهارا گمراه وحیران کرده وبه بیراهه های دورازحقیقت (حقیقتت .؟)بکشاند. حق  ((و انچه من میگویم حق است این جمله الله است درسوره ص ))وکافریعنی ناسپاس .الله جبرا از مخلوقات خودمیخواهد که شاکرومتکی به طاغوت نشوندبه رجوع  طاغوت راضی نشوند .ازدایره ایمان آورنددگان پارافراترنگذارند وباتمسک به وهم خودفریبی نکنند.برآنها واجب کرده است هرطاغوتی را ازمیان خودطردکنند.

میشودانواع  نشانه های طرز پندارطاغوتی راکه قران بصراحت ازآن سخن میگوید درایران با جملات انها نیز شناسایی کرد .طاغوتی که میگوید نمازوروزه او اوجب واجبات نیست حفظ  نظام وحکومتش اوجب است . یا طاغوتی که میگوید *مردم هیچ حقی درمقابل تخطی یک ( فرد )درجامعه تابع در دایره وچهارچوب دین توحید  ندارندحتی حق خلع اورا؟حتی حق محاکمه اورا؟ درحالی که الله بصراحت آیه میآوردکه ازچنین نفرین شدگانی روی برگردانید.وعجیب ترانکه مخالفان چنین فردی راهم بعنوان محارب با الله به محاکمه می کشند.عجبا.

( قل اعوذ به رب الناس )بگو پناه می برم به رب مردم .  بگوپناه می برم به رب یا الله که پناه برای مردم است.مال همه مردم است .خودراوقف مخلوقاتش کرده است. پناه می برم به الله ازشرکسی که حق رانمی بیند .پناه می برم به الله ازشرکسی که برای حفظ منافع دنیایی  خود درمقابل نماز وعبادات مسلمانان ایستاده است.ازشرکسی که چون قوم مشرکین برای مردم زندان ساخته است .گوساله طلایی ساخته است .ازشرهمان او که خائن به عفت نوامیس مردم است .خائن است به رای مردم است . ازشرکسی که (بیضه های.)زندانیان رامیسوزاند . ازشرکسی که بیگناهان؟ را به جرم ( ز نا .لواط .دزدی؟)به  شلاق می بندد ازشرکسی که با دست بردن به  بیت المال دست او درجبرحق سزاوارکیفر قطع دست است .ای پناه  ای آخرین پناه همه مردم ای مال همه مردم ای رب به تو پناه میآورم.ازشرشیاطین درلباس انس.

 افسوس .افسوس که  قضاوت برای برتری انسانها درزمان حال معلوم نمیشود وبه پایان مهلت وعده داده شده  متصل است بارها ومکرر آورده شد نظامی با تکیه برولایت انسان باارتدادازآیات حق الله  علنا دیانت درتوحیدرا ردمی کند .برتری الله را انکارمیکند با خیال پردازی تکیه به اوهام جبر درپذیرش آیات ونشانه های الله را ردوانکارمی کند من برترم این همان جمله معروف شیطان است .قرآن را درآغاز می خوانند ودرآخرادعا میکنندکه انسان می تواند همه مخلوقات الله را خلق بکند؟ .این همه عصیان .این همه انکاردریک جامعه نشانه پندارو وهم برتری جویانه مسئولان آن جامعه است واماگفتن از خواص بعنوان ملاک برتری ازجنون است ازارتداد است

برتری یک صفت ویاویژگی خاص است وفقط ازان الله است و درعرش شیطان تنها کسی بودکه درمقابل الله ازبرتری خودگفت .مقابله انسان با الله .برای همه ایمان آورندگان اطاعت ازآیات الله جبری است  .دراینجا همان (نفس) نقش خودرا نشان میدهدنفسی که از طبیعت خاکی پیروی میکند . جهان ازخاک است .تکیه برمادیات ومادیگرایی درجملات خواص وحکومتگران ایران بیداد میکند.تکیه به فرد به یک فرد همراه با شیطان قرین وعتید که میسوزاند . خاک رامیسوزاند .گرم میکند . شعله ورمیکند.زندانیش میکند. زندانی شعله ها .اگربدانند.بله درسوره اعراف تاکید برنفس انسانی است .

 کسی که جبرا درانسان بودن باهمه انسانها برابر است(واگرازپیامبران به عنوان انسان کامل نام برده میشود وپیامبران با مصلحت وانتخاب الله به این مقام رسیده اند به دلیل آنست آنها با تسلیم وقیام دین الله را یاری رسانده اند )انسانی که  نیازمنداست به جبر نابودشدن  .نفسش متلاشی میشود چگونه میتواند ازهمه انسانهای خاکی (برتر)باشد.جسم همه انسانها در جبراست که تجزیه را تجربه کند .

ببینید وقتی آیه ونشانه ارسال شده ازسوی الله برانسان وجن یک جامعه تبلیغ میشود جبراست تا انسان وجن بدان تسلیم بشوند اگرتسلیم به امرالله  درشک وتردید ردبشوددرواقع شکاف . تکه تکه شدن( انشقاق) ومتلاشی شدن بعدمادی انسان آغازمیشود او باطل میشودواوازشیطان سیاه .شیطان کثیف .خونمردگی را به ارث میبرد.

(حکایت آنهامثل کسی است که آتشی می افروزد تابانوران پیرامونش را ببینداماچون اطراف روشن شود خداآن نورراازآنهامیگیردونابینادرظلمات رهایشان میکند .نوردیدن حقیقت برآنان حرام است)

سوره بقره آیه هفده

 دراین آیه آن اتش شیطان است اما بدون روشنایی قرمزش .بدون هیچ نشانه ای.ونابینایی وظلمات ازنشانه های شیطان است که سیاه است .به رنگ قسمتی ازبدن شخصی که دچارخونمردگی شده است توجه کنید تاریک است نیلی است سیاه است وآن قسمت درحالت تجزیه است درحالیکه شخص رازنده می بینی. انچه ازسیاهی است با جسم انسان عجین میشود . مسخ میشود.هرآیه ازآیات الله همه مارابه بیداری میخواند..

شکافته شدن ومتلاشی شدن (انفطاربه فطرت الهی برگشتن )درهمه ما درروزقیامت جبرا اتفاق می افتدامادرشخص مرتد.کافرومشرک متلاشی شدن و تجزیه زودهنگام وسریعتر ودرزمانی که راه میرود حرف می زند .می خندد .می گرید وازکشتی نجات میگوید وازبهشت ؟ میگوید.وزندگی؟ می کند این تحول وتغییر جبری صورت میگیرد نیمه جانی سراپاکبود . نیمه مرده ای درمیان زندگان . وافطار زمان شکافته شدن ومتلاشی شدن بعدخاکی و ظهور فطرت  همه انسانهاوهمه مخلوقات آفرینش است یک امرجبری است .این زمان مقارن است بااولین  دمیدن درصور. همه خواهدمرد وقیامت باید بیاید همه ما نسل بنی آدم س متلاشی ونابودمیشویم خاک میشویم تجزیه میشویم . نفت میشویم گازمیشویم .بعد دوباره درصوردمیده میشودوما زنده میشویم . بعدازتجزیه شدن مرحله انفطاراست . نمایش زیبایی از قدرت الله .ازعظمت الله .ازحقی که الله مکرر ازان میگوید وردآن ازارتداداست.ودر ان روز فطرت ما گواهی بریگانگی الله خواهدداد  جسم مامجددا ازتسلیم به الله خالق آفرینش می گوید؟

                                                             *******

ازارتدادمیگوییم .قبل از این گفته شدکه یکی ازنشانه های ارتداد درجسم انسان که به باطل شدن نسل او می انجامد ایدز است ودیگر اعتیاداست به موادمخدر که ما بدان مرگ تدریجی میگوییم . شایدبرایتان جالب باشداگربدانید استفاده از طلاجات برای آقایان نیز ازارتداد است . و درتجارب پزشکی جدیدی که توسط پزشکان به اثبات رسیده است باطل شدن نسل ویا ناباروری مردان دراثراستفاده از طلاجات  تایید شده است .

 به این آیات توجه بکنید.قرآن درقرنها وقرنهاقبل این مورد از ارتداد را یادآوری میکند .

(آیا من برترم یا این مرد خواروذلیل که حتی درست حرف زدن نمی داند ؟چرا براو دست بندهایی از طلا آویزان نشده است؟)سوره زخرف آیه پنجاه ودو وپنجاه وسه

 این سخنان از زبان فرعون آورده شده است که مخاطب اوحضرت موسی س است .اوموسی را شخصی می بیندکه اززیورالات طلا استفاده نکرده است پس غیرمستقیم به ما میگوید من (فرعون) برترم به دلیل آنکه از طلاجات استفاده می کنم .  وامروزبرما ثابت میشود که مردودنیست که فرعون  ازتاثیر استفاده ازجواهرات طلا نمی توانسته است صاحب فرزندبشود . استفاده ازطلاجات ازنشانه های ارتداد آقایان است.

                                                        ******

رمضان .سحر دوباره بیدارشدن وباز خوابیدن وصبح صبح بیدارشدن ( سلام ای صبح .یارب من تسلیمم ).این سخنان همه مخلوقات برترآفرینش است درصبح تغابن. واین سلام وتسلیم درسوره قدرآمده است ده شب لیالی عشردرسلام و دوستی. درزمان انفطار.

. ودرقران بطور غیرمستقیم  آمده است که صبح زمان واقعی رویداد رستاخیزاست .هرمرده ای درجبراست که قیام کند .پس ازمتلاشی شدن.وانسان درروزفطربه معمای گمشده خودبرمیگردد.به فطرت  پنهان خود که همواره تسلیم محض است واواز چنین ماهیتی درتغافل بوده است فطرت انسان .جسم انسان همواره درجبراست تا ازحق سخن بگوید درآن روز با عمل به حق همه آسمانها .سیارات وموجودات آفرینش ازحق خواهندگفت .مخلوقاتی ناتوان از ارتداد.       

قبل ازاین برای شماآمدکه الله درآیاتی مدت زمان آفرینش برون ودرون زمین وآسمان را اعلان میکند

(اوکسی است که آسمانهاوزمین را درشش *روز خلق کرد درحالیکه عرش او برروی آب بود)

سوره هود آیه هفت

درمدت زمان شش روز . الله جهان انچه ظاهر و پنهان درجهان است راخلق می کند ودرهمین مدت نیزهمه انچه را درظاهروپنهان خلق کرده است می شکافد .تکه تکه می کند . متلاشی می کند پودرمی کند کوههاراچون پشم زده می کند . خورشیدراخاموش .ماه را بیفروغ .وستارگان راناپدیدمیکند .درطی این زمان همه جهان  بایدبه وضعیت آغازین خودبرگردد  هرانچه را انسان می بیند ونمی بیندومی تواندازخاک باشد.واین شش روز ازشب بیست وسوم ماه رمضان  شروع میشود درزمانی مقارن ومعاصر .درزمانی به نام اکنون .ازبیست وسوم رمضان تا عیدفطرهمه چیززنده میشود تسلیم میشود برای بازگشت. وصبح فطرمیرسد صبحی خاص برای همه کسانی که ایمان دارند به انفطار بازگشت انسان به فطرت الهی اش. ایمان دارندبه مرگ وقیامت . زمان زنده عیدفطر همان نقطه آغازین زمانی اعتراف همه فرزندان بنی آدم  به توحید ویگانگی الله است که درسوره اعراف ( آیه صدهفتادودو)آمد . بعدازقرنها رویگردانی .بازگشت تردید .انکار برگشت ورویگردانی انسان برمیگردد به تسلیم به حق .  ودران صبح انسان اعتراف به فطرت  حق خود میکندتسلیم محض فطرت میشود .سلام .من تسلیمم .نوع انسان تسلیم است همانطورکه در سوره وآیه صدوهفتادودو اعراف درقضاوت برتربود .رمضان سرتاسر شگفتی واعجازاست اگرما الله را باور بداریم وزکات هرآنچه است ازدنیا که برای آخرت هزینه کرده ایم .

 آیاشماای حکومتگران وخواص  نفرین شده ایران ما ای مدعیان دین محمد ص چرا شما چون محمدص ( نمازوعبادات وزندگی ومرگ خودرا وقف الله آن پروردگار جهانیان نکرده اید؟)چرا سرمایه دنیای شماحفظ حکومت چند روزه دنیاست؟

 سخن گفتن از توالدوتناسل جبری دریک جامعه توام باشرک وکفر فقط  یک وهم است .وامر(تکثیر انسانها)ازاراده انسان خارج است .چنین گمانها وسوءظن در ترویج این وهم ویا تبدیل وتغییردراعمال اراده وقدرت الله حتی ازسوی پیامبران نیز مردوداست .  یک ایستادگی و قیام است بر علیه  حکم وامرالله که مارا بارها درکتابهای آسمانی بدان وعده است . الله مارا به قیام به اقتداء وتسلیم به  آیات ونشانه هایش می خواند ازنشانه های  الله همانا کوچک شدن وفرسایش جبری زمین ونقصان جمعیت کره زمین بطورغیرارادی وجبری  است اما ( بعضی اهل کتاب ) متاسفانه دچاروهم (برتری جویی)با تحمیل برنامه هایی چون تشویق مردم به توالدوتکاثرجمعیت ناآگاهانه نقش ارتداد رادرظهورنشانه های الله مردودمی شمارند انکارمی کنند آنها مرگ خودراانکارمی کنند .زندگی دردنیا وزمین یک وهم باطل است یک فریب بزرگ است اگر بدانند                                  

 

                                               *******

واما آنچه ازسوی بعضی اهل کتاب دین موسی س به آینده ای بی سرانجام ختم خواهدشد ردیگانگی الله جرم وگناه .کشتارانسانها ی بیگناه برای رسیدن به وهمی است که هرگز محقق نخواهدشد انتظار رویت مجدد این پیامبر در صحرای سینا هرگز میسرومقدورنخواهد شدهرکس پنداری جزاین داشته باشدارتداد ورزیده است . به  دلیل ادامه تجزیه . وتبدیل شدن انسان میرابه خاک درطی زمان بامرگ وپایان مهلت . به دلیل آنکه مرگ وزندگی وتمامیت عبادات ما درحیطه انتخاب ومصلحت الله است .اراده ما فقط یک نیروی باطل درمقابل مصلحت وانتخاب الله است. موسی س نبی هرگز بازنخواهدگشت تا طبق قول الله روز رستاخیز برقراربشود..  اجحاف وستمی که تحت عنوان انتظار برای زیارت موسی س ویا ظهور مهدی ع از سوی بعضی اهل کتاب برمردم جهان روا میشود فقط ازسوی بعضی اهل کتاب  متکی به گروههای مرتدازجمله منافقین اشاعه و ترویج شده است  زیرا تنها بهانه ومستمسک میتواندباشد برای القا حس برتری وحکومت کردن بر دیگرادیان توحیدی. ای بعضی اهل کتابی که با تفرقه درتلاش برای تسخیر وارعاب ادیان راستین توحیدی هستید آیا زمان اکنون برای اجابت بازگشت شما زمان زیبایی نیست؟ .این تنها راه نجات نوع بشراست برای تداوم بقا . پیشرفت انسان در ساخت تسلیحات مرگ زا.زلزله ها  زلزله ازعلائم قیامت است.ورانش زمین .سیل .(دررستاخیز  وقتی سراسر زمین راآب فراگرفت انسانهایکایک برمی خیزند) پس سیل نیز از علائم قیامت است . وهم . ارتداد جنون همه از عوامل نابودکننده انسان . زمین دنیای خاکی هستند.

                                                    ********

 آدم پس ازتوبه دربهشت به همراه ( گروه جن یاهمان  ملائک جن وشیطان) وملائک (باید گفت این ملائک ازنوع درخت انجیرند)که تابع محض تسلیم به الله هستندبه دنیا واردمیشوند  توجه داشته باشید که شیطان روزی ازگروه ملائک بوده است. جن ها همه ازگروه ملائک هستندمادرسوره جن با چگونگی هدایت انها ( نوشاندن آب فراوان ) درصورت  ابتلاء به بیماری ارتداد دردنیا راقبل از این خوانده ایم .نوشاندن آب بدانها نیزجبراست .آب تنها وجه تمایز درماهیت  جن ملک است که اورا ازهم گروه اتشین مزاجش شیطان جدامی کند .مکرر آمدکه ملائک درآغازبا مجادله درآفرینش انسان لب به اعتراض می گشاینداماعاقبت تسلیم به حکم و امرالله میشوند اما ازهمین گروه ابلیس به تسلیم اقدام نمی کندوما اورا درزمان تسلیم به فرمان سجود غایب می بینیم

(ویادارهنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت میخواهم بر روی زمین خلیفه ای بیافرینم .(خلف .کسی که ازنسل خود آینده دارد. همان اونیزپشت سرداردیعنی درگذشته  عقبه ودنباله دارد.نسل اومستمر وزنده در زمان اکنون است زمان خاصی که زنده است برای تسلیم شدن به حق .درهرزمان وبرهه ای ازنسل اوگواه وشاهدی درقیام است. ادم اولین  بشری است که ژن دارد آب داردانتقال دهنده آب است وازجنس خودش باقیمانده داردوچه کسی خلیفه است وآینده دارد.؟کسی که یگانه پرست است .ووجودخودرا وقف الله کرده است.تسلیم به دین الهی است وبه جبرالله اومیتواند درزمان زندگی کند زمان برای اوزنده است انسانی  ازگذشته واما متعلق ودرمسیر آینده .ودرمقابل اوکسی قرارمیگیرد که مرده است درظاهروباطن باطل است ووجود خود ومابقی نسل خودراازسهم شیطان کرده است او نمی بیند.نمی شنود.عقلانیت دراومرده است احساس او قربانی شده بلاهت وجنون است چنین مخلوقی هماناکافراست مشرک است مرتداست ظالم است کسی است که به زبان وعمل  نعمت رابرخودحرام می کند.میگوید نمازدرمقابل حکومت دنیایی  اوجب نیست.درحالیکه درتوحید قوانین مادیگرایانه درکل (و اصل باطل ولایت انسان یافرد) درهرمقطع ازبعد زمان ومکان مردوداست دراینجا باید به ازدست دادن آب درجن ابلیس اشاره بشودکه به گونه ای متلاشی شدن . براوجبرا صورت میگرد آب از اتش جدامیشودودر جریان این اتفاق تجزیه ومتلاشی شدن  نعمت .خیر وحق ازاوجدامیشودچشم وگوش . قلب و عقلانیت ازاو جدامیشود . متلاشی شدن . تکه تکه شدن . وتجزیه وانفطار ( به فطرت رسیدن) درپیروان وپرستندگان اونیز روی خواهد داد.اوازفطرت تسلیم به حق دورمیشود. خواننده خوب بایدآگاهی داشت بعدازهر کفرانی بعدازابرازهرعقیده مادیگرایانه ای که معنویت راانکاربکند.مردود بخواند وتکیه بدان رامحدود به تاریخ مقطعی خاصی بکند هرنعمتی برانسان حرام میشودلقمه حلال براو حرام میشودعبادات اوباطل میشود مرگ وزندگی او مردودمیشود ذریه او نسل اودرزمان باطل میشود میمیرد . اینکه گفته بشودکه الزاما پول حرام یا مال حرام موجب حرام خواری است فقط یک بعد ظاهری  است برای اثبات درجرم . علاوه براین موارد هر گفته ای که برعلیه حق الله ( گفته الله) بیان بشود به محض ابرازان گوینده نیز از نسل باطل خواهدشد عبادات اوباطل میشود مال اوحرام میشود خوراک اوخواب او زندگی او مرگ او باطل وحرام میشود .به دلیل رویگردانی الله نور از باطل. ازشر. ازتاریکی وظلمات .هرگونه حقی از زندگی واقعی حقی که در زمان جاری است وخاص ایمان آورندگان می باشد بر شخص گوینده حرام میشود مردودمیشود باطل میشود. اگرچه کسی که به زبان این لغویات را میگوید درعمل نیزنمی تواند شخص مومن و امانتداری باشد.انسان تنها موجودی است که عمل .اندیشه اش وزبانش درارتداداوتاثیرگزارهستند.   

واما در سوره کوثربطورغیرمستقیم می خوانیم که محمدص یک ( یک بشردنباله داریک انسان سازنده الگوهای زنده درزمان است بایداگاهی داشت مشرک یاکافرازگروه شیطان هستند انها درزمان ذوب ونابود شده اند زمانی که ما می بینیم . زمان دنیایی . ساعت ها .دقایق .روزها .فقط دراین زمان که باشتاب می گذرد انسان نیز به گفته الله موجود عجولی است پس قدرت مقاومت و قیام را در دنیا واستهلاک خودش را درتعلقات دنیا زودازدست میدهد وقتی اوجذب خاک میشود جذب دنیامیشود .خون مردگی این گروهها در روز قیامت هم به دلیل جذب شدن انهاست به خاک .دنیا مداوم درحال مرگ است کوچک میشود حقیرمیشود اونیز میمیرد. او بازیچه جبرانتخابی نوع انسان است .دل بستن انسان  به دنیا اورا همواره از معنویات وحق دورمی کند .اورامتکی به قوانین میکند .قوانینی که چون از جنس دنیاهستند پس درعجله اند برای نابودشدن .برای فرسودن خاک و درمتلاشی شدن از شکافته شدن گفتیم دنیا باید متلاشی بشودباید شکاف ایجاد بشود بین هرچه از جنس دنیاست  تابشود بسوی وجودپر قدرتی که ماناست برگشت .

درهرصورت  برخلاف ایمان آورندگان که برزمان احاطه دارند .گروههای شرک وکفر درجبرازدانش تداوم درحیات وزندگی خود ناتوانند چون آب راازدست میدهند تجزیه میشوند وریزش وبازگشت به خاک درانها مرحله به مرحله دراوج بی ارادگی وناتوانی انجام میشود بیماران مبتلا به  ایدز.گاو ابن سینا اگرشفانیابد.

 مرحله سقوط انسان رابه خاک قران درآیاتش به زیبایی بیان می کندهرچه قدرانسان از انسانیت دور میشودازالله دورشده است ومتمایل به ماهیت وخواص خاک میشود.خاک عصیانگر. گردوخاک .اگربدانیم *ادم س یک خلیفه است .اوهمان نوع مخلوق ایده آل آفریدگاراست که آینده ازان اوست  پس ازخلف بودن اهمیت زیادی دراحیا معنویت ودین توحید دارد.)

( انها گفتند ای خداوندبزرگ آیامی خواهی موجودی رادرزمین *خلیفه کنی تازمین را به فساد وتباهی کشدوبه ناحق خون بریزد حال انکه ماخودمان تورابه حکم ستایش ( حکم ستایش یعنی به انها امرمیشود که الله را تسبیح ومدح کنند. یک امرجبری ولایتغییر)تسبیح می گوییم وهرلحظه تقدیست می کنیم وخداوند داناگفت من چیزهایی می دانم که شماازان بی خبرید.خداتمام  اسماءهستی رابه آدم تعلیم دادآنگاه فرشتگان را خطاب کرد وگفت اگر راست میگویید نام های این حقایق(حقایق ؟.وآنچه میگویم حق است  ازسوره ص ) را برایم بیان کنید.فرشتگان گفتندای خداوند پاک وبی نقص مابه غیر ازآنچه خودبه ماآموخته ای آگاهی دیگری نداریم.این تویی که دانای حکیمی .آنگاه خداوندبه آدم گفت ازاین اسماء آگاهشان کن وچون آدم ازهمه اسماء آگاهشان کردخداوندبه فرشتگان گفت نگفتم که نادیده های آسمان وزمین را می دانم.وآگاهم ازآنچه آشکارمی داریدوآنچه پنهان می کنید)سوره بقره آیات سی وسی ویک .وسی ودو.وسی وسه

یک لحظه تردیددرجبرآفرینش آدم ازسوی ملائک عرش وخلسه وتجزیه نابهنگام ابلیس وستیزاوبا آب با تغییراشکال مختلف ازمخلوقات  زنده آب وملائک( به درخت بیندیش او همیشه درجبرطلب آب است) ملائک تسلیم شدنداما ابلیس تسلیم رانپذیرفت وفرصت باآب بودن را ازدست داد تبدیل به اتش شدو تاروزموعود یاروزی که به آن (مهلت)وعده داده شده میگوییم  آیافرصت زیادی است؟می بینیم که بنابراستنادبه این آیات درملائک نیز رویگردانی ازحق یاارتدادتغییردر ماهیت آنها نیز غیرممکن نیست.

شک وتردیدملائک  درماهیت مخلوقی که الله اراده کرده است برای احیاء وبقاءخاک  بیافریندتصویری است ازتضاددرپندارآنهاکه جبرا جزبه مهربانی وتسلیم محض نمی اندیشند. انها مخلوق آینده را موجودی میدانندکه نمی تواندبطورمداوم  همسان آنها به اسلام محض قادرباشد.خودرا وقف الله بکند( این جمله نیزازپندارووهم برتری ملائک برآدم میگوید امافقط به زبان )این تضادفکری انها درواقع  شک است به قدرت واراده وتصمیم الله .شک است به اینکه موجودی بتواند انچه را الله اراده کرده است بخواهد وبتواندازملائک برترباشد.ملائک از القاءکنندگان وحی واوامر الله هستند درجهت راست . شیطان نیزالقاکننده است اما القاءکننده پندارها واوهام باطل خودش.شیطان  موجودی است که نمیتواند خودراباوربکندجن بودن خودش رابپذیردخودرابرترمیداند.بنابراین قران اوراناسپاس میداندهرموجوددیگری که به اوتکیه کندوخودرا ازسهم او بداندنیزناسپاس یاکافرخوانده میشود کسی که کافرنیست خودرا ازدایره حق خارج ومجزا نمی پندارد .درحالی که الله برهمه موجودات احاطه داردو انهارا درموقعیت باش خلق کرده است این ناسپاسی زیر سوال بردن قدرت الله می باشد.جبراست که همه موجودات به امرباش (درآفرینش خودودیگرمخلوقات)تسلیم باشند.این خواسته الله است واماملائک ازتسلیم بودن به تسبیح وسپاس الله میگویند( یعنی به باش خودبه مخلوق بودن خودویاچگونگی سرنوشت خودقانع هستندپس نمی توانند کافرباشند)درحالیکه الله تنهاانجام این امرراکافی نمیداندوبه آنهامیگویدکه صداقت زبانی هم درانچه بدان تسلیم شده اند داشته باشند. ملائک بایدبرادم سجده کنندآنهادردرجه ومقام ازآدم پایین ترند وشیطان خلقت خودراباخودفریبی مردودمی دانست درموردملائک نیز درعرش ارتدادبه گونه ای دیگراتفاق می افتد.اما انها سریعابه توبه وبازگشت روی میآورند.ازآیه بالا این چنین برمیآید این یک جبراست که درعرش ارتداد ملائک فقط درابراز زبانی خلاصه بشودوبه مرحله عمل وماندگاری یامرحله جنون نرسد وقتی الله انهارااگاه میکندکه دارند از مرز صداقت ودرستی دورمیشوندانها فی الفوربه تلقین وقبول قول وحق الله برمیگردند ما درعرش درموضع ایمان برخلاف زمین با اکثریت ایمان آورندگان روبروهستیم وابلیس تنهاست .واماآدم درعمل ( جرم وگناه) ارتدادخودرانشان میدهداماارتدادملائک ازچهارچوب یک بیان ساده فراترنمیرودودرعمل همیشه درتسلیم ثابت هستند.    

به این آیه توجه بکنید

(بدانیدشما همان چیزی را می خواهیدکه خداوندآن پروردگارجهانیان اراده می کند)

 سوره تکویرآیه بیست ونه

 این یک پیام  به عام انسانهایی است که بایدانتخاب بکنند اما درعرش خلقت  آدم س یک موقعیت خاص  میشودبرای حکم امر وفرمان(تو میخواهی واومیگوید باش=پس موجودمیشودآنچه تومیخواهی.این شکل کلی برای آفرینش است از روی جبرازروی بی اختیاری مسئله مصلحت آنچه الله میخواهددرهمه مواردزندگی منتخب او یاخلیفه حاکم است)که چنین مخلوقی جبرا ساخته میشودودر آزمایش وعمل بایدانتخاب بشود  بعدازاولین خلیفه ماباموارددیگری از نمونه هایی برخوردمی کنیم که جبراست برای  مردم ادوارتاریخ که آنهارابپذیرندانتخاب بکنندبرای الگوسازی .برای توسل جستن برای تقلید. برای زنده ماندن یک تاریخ ازنسل انسانی.می بینیم که  موسی س نیزانتخاب میشودتوسط الله ( ای موسی س من تورا برای خودم ساخته ام)عیسی س نیزبا نزول روح که جایگاه خودرا یافته است به دنیای آفرینش قدم میگذارد.واماادم س باید بتواند آنچه را آموخته است( یادرواقع ازاوخواسته  شده است) در زمین پیاده بکند اونمی تواند از این ایمان یا تسلیم جبری برگردد به این نکته توجه کنیدکه پیامبر درعمل ( پیامبرعلی الخصوص  حضرت محمدص ونه یک انسان معمولی) درآفرینش خودمطیع وتسلیم است چون ملائک .همین الگوهای بزرگ درزمین انسانهای بزرگ وکامل راخواهندساخت. آیه بیست ونه سوره تکویر ازبعدانتخاب برای انسانهای درگذراز تاریخ می گوید اگر آنها* بخواهندازدین  پیامبران برگردند و ازدین توحیدرویگردان بشوند ومشرک وگناهکارویامجرم بشوندالله برایشان اینگونه مقدر میکندکه کافربشوندمشرک بشوند.ارتدادبورزند. اگربخواهنددرطاغوت کفرومادیات مطلق دردنیا زندگی بکنندالله برایشان چنین زندگانی ؟راتقریرمیکندوگروههای شرک وکفر را باشیطان قعید باشیطان عتیدهمراه میسازد.

یا اگربخواهندکه مومن وتسلیم به الله وپیامبر باشندالله به همینگونه آنهارا یاری میرساند .می بینیدکه انتخاب انسان مسیر زندگی اورا نیزتعیین میکند.می بینیدکه الله همه مارادرانتخاب آزاد گذارده است دنیارابرای دنیاطلبان اراده می کند و آخرت را برای کسانی که به آسانی ازدنیامیگذرندومی خوانیم که درسوره ق* قرین چنین میگویداز وضعیت اسفبار طعمه خود دردنیا

(قرین اوگویدپروردگارا من اورا به طغیان وسرکشی وادارنکردم خوداودراعماق گمراهی بود)

سوره ق آیه بیست وهفت 

ویادرمورد ایمان اورندگان چنین ایه ای نازل میشود

(اماکسانی که به حقایق ایمان اورده وعملکردی نیک وشایسته دارندوبه قرآن حقی که ازجانب پروردگارشان برمحمدنازل شده ایمان دارندخداوندگناهانشان رامی پوشاندوکارهایشان رااصلاح می کند) سوره محمدص آیه دو

درآیات بالا سوره بقره آنچه  آمده است بدان معناست که ملائک  به  برتری  ماهیت (آدم)با شک وتردیدنگاه می کنند.واین پندارآنها ازارتداد است .اماآنها هرگزازموقعیت مقام خود وبعدنزدیکی به نور تغافل نمی کنند.این ازبرتری آنهاست .آب ازآنهاحفاظت میکند.دراینجامی پردازیم به ارتدادی که ازتاثیر مذاهب ودر مذهب شیعه مرسوم ودرطی قرنهابر مسلمانان تحمیل شده است. وان هم مسئله ( غیبت ) است قبل ازپرداختن به مطلب غیبت .غیبت مهدی ع بایدبدانید مذاهب تسنن وتشیع( اصلاح طلبی و اصول گرایی ) دردین محمدص و مذاهب دیگرادیان الهی چون ارتدکس .پروتستان .کاتولیک و...یاگروههای سیاسی واقتصادی جدید.جمهوریخواهی وسوسیالیست بودن ویا دموکرات بودن و.....قانونگرایی جهانی( تابعیت تمامی کشورهای جهان ازیک قانون مشترک)  ازارتدادواز انحراف دردین توحید است .

                                                               *********

و مهدی ع یک ایمان آورنده است اینکه گفته بشود که اوروزی میآیدوباشمشیرخود کافران ومشرکان ومرتدان را ازروی زمین پاک خواهدکرداز ارتداد است واین چنین پنداری برخلاف دین توحیدی محمدص است وظیفه یک ایمان آورنده چون پیامبرهمانا روش دعوت وتبلیغ وهشداراست  .ایشان چه درغیبت باشندچه وفات یافته باشندهرگز ظهورنخواهندکرد مهدی ع گمشده ساخته وپرداخته تشیع است که احتیاج به همانندی دارد .یک مذهب کوچک که درمسیرگمراهی است درتشیع به رقابت با دین الهی توحید  عیسی مسیح س ایستاده است. وعیسی س اوقرنها قبل از آنکه اسلام محمدص دستخوش بیماری ( اکثریت)بعضی اهل کتاب بشود به  رسالت  رسیده است وغیبت اونیز قرنهاقبل روی داده است . پس برای بعضی اهل کتاب بسیارسهل و آسان بوده است که به شبیه سازی این تاریخ بپردازند وعجیب است که انها ظهور ؟ مهدی را با دیدار مجددا عیسی س ویاظهورمجدداورا همزمان می دانند . شبحی از توهمات ونفاق  بر سرنوشت بدفرجام تشیع بدینگونه سایه می اندازد.

(وهراهل کتابی سرانجام به حقیقت مسیح ایمان خواهدآورد هرچنددرلحظه قبل ازمرگش ودرروزقیامت مسیح شاهد وگواهشان خواهدبود) سوره نساء آیه صدوپنجاه ونه

عیسی س(هراهل کتاب منظورایمان آورندگان کتب الهی است ونه بعضی اهل کتاب)راقبل از مرگش می بیند.چرا؟ به دلیل آنکه بامرگ ما تبدیل جسم به خاک آغازمیشود .این مراحل مرگ درهمه انسانها مشترک است .و در لحظه آغازمرگ اوما رامی بیند.چون او زنده است اورامی بینیم وهمچنین درروزقیامت .ببینید به زمان مرگ تا آغاز پایان دنیا توجه بکنید این زمان مطمئنا انقدرطولانی هست که مارا تبدیل به ذرات ریزخاک بکند توجه بکنیدکه عیسی س قرنها قبل ازمیان انسانها غیب شده است حال به زمان آغازمرگ اولین پیرو دین توحیدی اودرزمان حیات او  تا آخرین زمان مرگ اخرین پیرواو رامحاسبه کنید قرنهابه درازامی کشد بعدتعمیم دهیدهمین زمان را به پایان مهلت که همه مخلوقات انس وجن مجددا زنده ازخاک برخواهندخواست واین دیدارنیز مجددا تکرارمیشود قرآن دیدار باعیسی را مقارن میداندباآخرالزمان .یعنی الله آیه بالا را هرگز تغییرنمیدهد ردنمیکندانکارنمیکند وباید وجبرا این رویداد رخ خواهد داد . انسانی مافوق انسان میرا.

وبه این آیه نیز توجه بکنید این آیه از زبان عیسی س آمده است

( پس سلام برروزی که متولدشدم وروزی که میمیرم وروزی که *دوباره زنده برانگیخته میشوم .)

سوره مریم آیه سی وسه

روزی که میمیرم . آیامگر عیسی س مرده است .نه؟ قرآن مرگ عیسی را یک وهم ازسوی دشمنان الله میداند.پس چرا عیسی ازمرگ خودمیگوید. اشاره عیسی س درواقع اشاره است به متلاشی شدن جسم انسان .تجزیه جسم انسان وانفطار.قبل از این گفته شدکه با شنیدن صدای صور آخرین نسل ازانسان ومخلوقات بازمانده دیگرجبرا میمیرند یعنی مرگ آنهابایداتفاق بیفتد ووبا شنیدن مجدد صور همه انسانها مجددا زنده میشونداین اتفاق هم جبرا باید روی بدهد .عیسی نیز با بیان این جمله خودرا تسلیم میداند به برابری حیات ومرگ جبری همه انسانها بدون هیچ استثنایی . همه میمیرنداوهم میمیرد .درحالیکه قران ازغیبت اومی گوید ببینید حتی عیسی س به مرگ تسلیم ازسوی الله  است به زندگی دوباره تسلیم است وسلام .سلام .من تسلیمم مترجم خوب کشورمان این سلام معنایی جز سلام متعارف دربین ما انسانها دارد پر از راز است . سوره قدر . سلام از سوی روح وملائک تا آغاز فجر رایادآورمیشوم . سلام ودوستی .عیسی س مظهر تسلیم ودوستی درزمان حیات خود بوده است .او پیام خودرا قبل از غیبت اینگونه بیان میکند. من تسلیمم. به گذشتن از بعدمکان.ازاسمان به زمین واز زمین به آسمان . ازغیب آمده است وبه غیب میرود.واوتسلیم است . به تجزیه وتبدیل شدن به خاک . این یک جبراست اراده انسانی نمیتواند مسیروطی این مراحل را تغییر وتبدیل کند هرگونه وهم وپنداری جزاین از ارتداد است وعیسی این را بخوبی میداند. اوغیب شده است . یک معجزه اتفاق می افتد که انسان مادی از درک آن عاجزاست .اومثل ما نمرده است غیب شده است .اما حتی غیبت او  مانع نمیشوداز تغییر وتحول درجسم او درزمانی که درغیبت است . غیبت هم یک نوع مرگ است؟ اماهرچه باشد  هرکس خواه پیامبرباشد خواه ایمان آورنده باید مرگ را تجربه کند.ومرگ برای همه انسانها درطی مراحلی خاص روی خواهد داد.

(وکسانی که امیدواعتقادی به دیدارماندارند گویندچرافرشتگان برمانازل نمیشوند؟چراپروردگارمان را نمی بینیم ؟ حقیقتا خودرابزرگ پنداشته اند وگستاخی را از حد گذرانده اند . روزی که آنهافرشتگان را ببینندآنروزبرای مجرمان قطعا خوشایندنخواهدبودوبیدرنگ خواهندگفت به ما امان بدهیدوازما صرف نظرکنید)

 سوره فرقان آیه بیست ودو

(او مسیح نشانه فرا رسیدن رستاخیز است هرگز درآن تردیدنکنیدوازمن تبعیت نکنید که راه راست ودرست همین است ) سوره زخرف آیه شصت ویک

باتامل دراین دو آیه ازدوسوره قران ما به یک راز بزرگ اززندگی عیسی س پی می بریم . ای اهل کتاب دین محمد ص آیا طریقه آفرینش عیسی س شباهتی با طریقه آفرینش مهدی ع داشته است که شما  وهم ظهور مجدد مهدی ع رادر طول سالیان متمادی از فروع دین ؟ ویا از تعصبات خاص درمذهب تشیع قرار داده اید؟ براستی شما خودتان باورتان میشودکه کسی که قرنهاپیش مرده است  نیاز به نایب وجانشین دارد؟ چه کسی به شما القا کرده است که برای کمک به ظهور  مهدی ع ؟ شما می توانید بدعت سلطنت وحکومت را در دین اسلام وارد ونسبت به حقایق ارتداد بورزید؟عیسی س دارای قدرتهای خارق العاده بوده است برای گذشتن از مرز مکان دنیا باید قسمتی ازآنچه که درقیامت رخ خواهد داد دردنیا نیز بوقوع بپیوندد تا اواز بعد مکان دنیا به جهان ماورآء برگرددواین اتفاقات جزو معجزات الهی است که ایمان آورندگان را شامل نمیشود..اگرچه همه ما اکنون می دانیم که نیرو وقدرتی الله که حاکم است بر ابعاد زمان ومکان برهمه تغییرات دنیا اشراف دارد

( بدانیدما درجات هرکس را بخواهیم بالا می بریم وهمواره برفراز هردانایی داناتری هست)

 سوره یوسف آیه هفتادوشش    

وعیسی س باز اززندگی مجدد میگوید اوبه قیام غیرارادی همه انسانها نیز اسلام آورده است..  

( وهنگامی که درصوردمیده شودناگهان ازقبرهابرمی خیزندوبسوی پروردگارشان رهسپارمیشوند.گویندای وای برما چه کسی مارا از خوابگاه مان برانگیخت؟این همان وعده خداوندرحمان است وپیامبران راست گفتند) سوره یس آیه پنجاه ویک

می بینید که مرگ و برانگیخته شدن  انسانها( زنده شدن مجدد) یک اتفاق  جبری همگانی است وپیامبران نیز ازاین جبرمستثنی نخواهندبوداگرچه  سخن بالا ( آیه سی وسه سوره مریم )که قرنهاقبل اززبان عیسی س گفته شده است خودیک پاسخ زیرکانه است به بعضی اهل کتاب دین مسیحیت  که باارتداد ورویگردانی از ایمان به کتب پیامبران می پندارند که عیسی فرزندالله است .

  خواننده خوب رویاهای صادقه اکنون نیز من به اجابت حق ازارتداد میگویم. ازبرگشتن از یک وهم که قرنها ازعمرپیشینیان و سالهای بسیاری از عمرماباتکیه به این وهم که او روزی ظهورخواهدکرد به ارتدادگذشته است . اوهرگز در زمان دنیا ظهورنمی کند . اونمیتواند اینگونه باشد که در اذهان مردم قرنهای متمادی جای گرفته است پذیرفته شده است اونمی تواندبرترازپیامبر باشد این ازجنون است ازارتداد است که پیامبر مازنده باشد اما اورامرده بخوانیم و یک ایمان اورنده بتواند برای نجات مسلمانان ازشرظالمان ازاوپیشی بگیرد چنین پنداری ازارتداد است .درآیه بالا  که از  زبان پیامبری بزرگ عیسی س آمد( ازعیسی میگویم به دلیل تشابه غیبت عیسی س و عقیده بعضی اهل کتاب دین محمدص که مهدی ع را درغیبت کبری می دانند) اوعیسی س ازمرگ خودمیگوید او از بازگشت مجدد به دنیانمی گوید او دیدار خودش را بااهل کتاب موکول به روز قیامت ذکر می کند .غیبت او مصادف میشود بامرگ ایشان .این واجب است که ما با بیان چنین آیه ای مرگ هرکس دیگری را چون ایشان مرگ ایشان بدانیم.اما چرا دیداربا عیسی س ازعلائم رخداد قیامت است؟

 واجب است که  بگویم که حضرت مهدی ع هم با استناد به این آیه از این قاعده جبری (مرگ )مستثنی نیست او نیز مرده است وجهان اسلام محمد ص بایدوواجب است که  درمقابل آیه حق الله تسلیم باشدهمانگونه که عیسی س تسلیم بوده است . او آیه بالا رادر زمانی بیان میکندکه درمیان انسانهای زنده ؟ بوده است .یعنی او ازآینده ای میگویدکه اودرآن مرده خواهدبود . تاریخی که جزبه آخرت ختم نخواهدشد ووماهیت خاکی او به این آیه وحکم الله که همه جهان روزی به پایان خواهدرسید تسلیم است .می خواهم بگویم اساس وهم ظهور مردی به نام مهدی ع جز یک افسانه جزیک وهم نیست. مااورا درقیامت خواهیم دید همانطورکه همدیگر راخواهیم دید. هرکس گمانی جزاین داشته باشد آیه قران را ردکرده است وحقایق راردکرده است حقایق ( = گفته ها.وآیات ونشانه های الله)اوهمانا مرتدخواهدبود. مهدی نیزهمانندهمه انسانهای دیگردرجبر قدرت الله وحاکمیت غیرقابل انکارالله انشقاق وانفطار پیداکرده است . تبدیل به خاک شده است. چرا جهان شیعه اینگونه باید بازیچه اوهام وجنون بشودکه بادردست داشتن قران بزرگ و آیاتی چنین گویا وفصیح از ارتداد آگاهی نداشته باشد. سلام یارب . من تسلیمم به روزی که میمیرم .همه ما باید تسلیم باشیم .ما بایدتسلیم باشیم به انکه انسانها میتوانندازجهان خاک عبورکنند در زمان دائم به ماوراء برسند وعمرجاودانه داشته باشند .

 خواننده خوب رویاهای صادقه افسانه ظهور مهدی ع یک بدعت است یک فتنه بزرگ است انحراف میان پیروان دین محمدص است..واگرایه اطیعواالله واطیعواالرسول و.....همچنین آیه شصت ویک سوره نساء را به یاد داشته باشیم  درخواهیم یافت که چنین وهم بزرگی از سوی منافقین در مذهب تشیع واردشده است واگربا نگاهی دیگر به این آیه نگاه بشود میتوان دریافت که الله بخشنده همه نعمات .همه کرامات همه خیر همه حق وهمه نور است اگر الله مرگ را در پیامبر بدانگونه که درقرآن آمده است به جبر اعمال کند پس از ارتداد خواهدبوداگر ما بپنداریم که مرگ در مورد ایمان آورندگان به حقایق به گونه ای دیگر حادث خواهدشد . ( نمازمن .وعبادات من و زندگی ومرگ من ازآن الله آن پروردگارجهانیان است) زندگی من یعنی زندگی بیشمار انسانها . ونماز وعبادات من یعنی نمازوعبادات مشترک همه انسانها ومرگ من .مرگ من .این دو زندگی ومرگ  برای همه بصورت یکسان وبا عدالت رقم خورده میشود ویک ویژگی جبری وغیرارادی دارداما ما درقرآن از یک انتخاب درمرگ نیز می خوانیم .یک زندگی جاودان دربهشت ودیگری استفاده اززندگی در نیمه جانی مستمردرجهنم . اما نماز وعبادات میتوانندکه مرگ مارا هم تحت تاثیرخودقراردهند .از تجزیه اهالی شرک وارتداد گفتیم دردنیا . این خودنوعی مرگ است . نشنیدن .ندیدن . عدم درک زمانی یا الزایمر .بی عقلی یا جنون ازآثارشوم مرگی است که نمازوعبادات یا تسلیم به حق تاثیرواصالت خودرا ازدست داده است .واما آیامیتوانیم دراین انتخاب با پیامبر برابر بشویم . پس می بینید هیچ ایمان آورنده ای نمی تواندکه درچگونگی زندگی وانتخاب چگونگی مرگ  وایمان ویقیین  به حق اینگونه تسلیم وارعمل کند . واماسوره منافقین را بخوانیدگروهی که ایمان آورندگان را تشویق می کنند به رجوع به طاغوت به فردیت درحکومت درحالیکه حکومت فردی یک روش باطل ومردود درادیان توحیدی است . دراین سوره باذکرنام شهرمدینه اشاره میشود که آنها همان نازپرورده ها وتن آسان های شهرنشین هستندکه همه هم وغم انها سلطه بر بیت المال وثروت مسلمانان است وبس .رویگردانی ازحق( اطاعت نکردن از الله ورسول وجمله ایمان آورندگان ) تنها راهی است که آنها می پندارندمی توانند اعمال وزشتکاری های خودرا توجیه بکنند و  ازشما می پرسم  ای که همراه منی در زمان اکنون ثروت مردم مسلمان ایران دردست کیست؟ متاسفم. بسیارمتاسفم.

                                                    **********


 
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 1:25  توسط منتظر  |